کسب‌وکارهایی که در کرونا، سکه شدند


روزنامه جام‌جم – لیلا شوقی: این روزها، اقتصاد رسماً به خواب کرونایی رفته، اما کسب‎وکار‌های زیادی در این میان، رونق گرفته‌اند. کسب‎وکار‌هایی که ویروس تاج‌دار، برایشان آمد داشته است. حالا در شرایطی که کرونا، برای بسیاری از مردم بد بوده و به جان کسب‎وکارشان افتاده، کسب‎وکار‌هایی که پیش از این، کسی به آن‌ها توجه نداشت، به رونق افتاده‎اند. مغازه‎های وسایل شیرینی‌پزی، نان‎های بسته‏‌بندی و عطاری‎ها حالا شلوغ شده‎اند؛ کارشناسان مارکتینگ و تولید محتوا هم حالا، پول روی پول می‌گذارند.

به نام قرنطینه، به کام پودر کیک!

از دور هم می‌شود صف طولانی را جلوی مغازه‌اش دید. اینجا نه نانوایی است و نه میوه‌فروشی. اینجا مغازه لوازم شیرینی‌فروشی است. مرد جلوی مغازه‌اش یک کیسه بزرگ از ظروف یک بار مصرف گذاشته تا هیچ مشتری وارد مغازه‌اش نشود. از سیستم محافظتی‌اش که می‌پرسیم، می‌خندد و می‌گوید: برای این که کسی داخل مغازه نشود. این روزها، در روز‌های قرنطینه و در زمانی که بسیاری از زنان و حتی مردان، به استعداد شیرینی‌پزی و کیک‌پزی‌شان پی برده‌اند، سر مغازه‌هایی که وسایل شیرینی‌پزی می‌فروشند، حسابی شلوغ است.

از کسب‌وکار که می‌پرسم، مرد اول به ترازویی که یک کیسه نایلونی جوش‌شیرین رویش است، نگاهی می‌کند و بعد می‌گوید: من از قبل مشتری‌هایم را داشتم، ولی حالا به نسبت به خاطر شرایط و علاقه مردم به نان‌پزی در خانه، مشتری‌هایم بیشتر شده است. صف جلوی مغازه هر لحظه طولانی‌تر می‌شود و سه نفری که درون مغازه‌اند با چابکی درخواست مشتری‌ها را اجابت می‌کنند.

یک نفر پودر کیک شکلاتی می‌خواهد، زنی، بچه به بغل، فهرست بلندبالایی از خمیرترش، بکینگ‌پودر، آرد و قالب گرد کیک‌پزی می‌خواهد، زن و شوهر میانسالی، پودر ژله می‌خواهند و همه هم خیلی زود، در کیسه‌های نایلونی تحویلشان داده می‌شود. مغازه‌دار می‌گوید: ما قبلا دو نفر بودیم، اما حالا یک نیروی کمکی آورده‌ایم. وسایل کیک‌پزی، مثل وانیل، بکینگ‌پودر و آرد بیشترین چیزی است که مشتری‌ها خواهانش هستند. حالا صف طولانی‌تر شده و به چند مغازه آن‌طرف‌تر رفته است.

قرنطینه با کیک، چیپس و پفک

اسمش را گذاشته‌اند هایپر، قد و اندازه مغازه، اما خیلی کوچک‌تر از یک مغازه بزرگ است. یک سالن ۵۰ متری، تمام دارایی مغازه است، اما هایپر هم صندوق و هم مسوول راهنمای خرید دارد و تقریباً همه چیز در آن به فروش می‌رسد. پسر جوان که مسوول خرید است، از یک روز کاری‌اش می‌گوید: ما از ۹ صبح، کارمان را شروع می‏کنیم و تا ۱۰ شب، مدام کارتن‌های پر را از انبار می‏آوریم و قفسه‏ها را پر می‌کنیم. از زمانی که ویروس کرونا پایش را گذاشته در کشور، مشتری‌هایمان هم بیشتر شده است. حالا هر روز قفسه‌های فروشگاه، خالی می‌شود و به خاطر همین هم، آن‌ها هر روز به کارخانه‌ها، فهرست درخواست خرید می‌دهند.

مانند همه فروشگاه‏های زنجیره‌ای، بیشترین کالایی که در این هایپرمارکت به فروش می‎رسد، تخم‌مرغ، شیر، گوشت و مرغ بسته‏بندی شده، است؛ دقیقاً مایحتاج روزانه مردم و آن چیزی که شهروندان هر روز استفاده می‌کنند. او البته تاکید می‌کند که خرید انواع تنقلات مثل، بیسکویت، کیک، چیپس و پفک و حتی پودر کیک و ژله آماده هم افزایش پیدا کرده و البته این هم عجیب نیست.

او می‎گوید: در زمانی که همه مردم در خانه‌ها نشسته‎اند، عجیب نیست که یکی از تفریحاتشان، خوردن تنقلات باشد و چه چیزی بهتر از چیپس و پفک؟ این را که می‎گوید، لبخند عمیقی می‌‎نشیند روی لبانش، بعد می‎رود به کمک پیرزنی که چند شامپو، یک بسته گوشت گوساله و یک شیشه شیر درون سبد خریدش گذاشته است، سبد را از او می‎گیرد و کمک می‎کند تا پیرزن وسایل دیگری را از داخل قفسه‎ها بردارد. از هایپرمارکت که بیرون می‎آیم، یک ماشین باربری از کارخانه چیپس‌فروشی معروف، جلوی مغازه پارک می‎کند.

در پناه جوشانده گیاهی

به نام قرنطینه، به کام پودر کیک!

چند پله باید بالا بروم تا برسم به شیشه‎ها و ظرف‎های پر از رنگ و بو. اول از همه، بوی پونه به استقبال می‏آید، بعد تندی فلفل، به عطسه‏ام می‎اندازد و بعد بوی تیز زنجبیل بینی‎ را نواش می‏دهد. انتهای سمفونی بو و رنگ مغازه عطاری، مرد میانسالی ایستاده است. از کسب‎وکارش که می‎پرسم، لبخند رضایت‌بخشی می‎زند و از روز‌های اول ورود ویروس به کشور می‎گوید، از زمانی که بسیاری از مشتری‎هایش، به‌شدت خواهان پنیرک، میخک، دارچین و زنجبیل بودند؛ تمام ادویه‎ها و گیاهان دارویی که طبع گرم دارند.

او البته توضیح می‎دهد که بعد تب خرید فروکش کرد، ولی همچنان درخواست‎ها زیاد و به‌نسبت ثابت مانده است، اما آنچه مهم به‌نظر می‌آید، افزایش درخواست‌ها نسبت به روز‌های قبل از ویروس کروناست. حالا به گفته این عطار، مردم همچنان دست به دامن طب سنتی هستند و از گیاهان دارویی، جوشانده تقویتی برای بالا بردن سیستم ایمنی‎شان درست می‎کنند.

گیاهان دارویی و ادویه‎های با طبع گرم، اما تنها درخواست‎های آن‌ها نیست، او هم مانند بسیاری از همکاران هم‎صنفش، مواد اولیه پخت‎وپز کیک و شیرینی می‎فروشد و بنابراین فروش بکینگ‌پودر، خمیر ترش، وانیل و حتی رنگ‌های خوراکی هم افزایش پیدا کرده است. او تاکید می‎کند: «فروش مواد کیک‎پزی در روز‌های عید و قبل از آن بیشتر بود. خرید این مواد هنوز هم خواهان دارد، اما مانند گیاهان دارویی، به نسبت ثابتی رسیده است.» پیرمردی وارد مغازه می‎شود و از عطار می‎‌پرسد: «حاجی بکینگ‌پودر داری؟»

صف‎آرایی برای نان‎های صنعتی

ترافیک بیش از اندازه است. ماشین‎ها، میلیمتری حرکت می‎کنند. نه زمین خیس و تاریکی هوا و نه روز جمعه، هیچ‌کدام دلیل تراکم بیش از اندازه ماشین‎ها در خیابان بلند شریعتی نیستند. همه ازدحام‏ها و شلوغی‌ها به خاطر فروشگاه بزرگ نان‌فروشی معروفی است؛ نانوایی​ای که درش بسته و جلوی در شیشه‎ای، صف طولانی تشکیل شده است. درون مغازه هم شلوغ است. بعد از این که یک نفر از درون فروشگاه بیرون می‎آید، یک نفر می‎‌تواند وارد نان‌فروشی شود.

تنها ۱۵ – ۱۰ نفر اجازه ورود به فروشگاه را دارند. قفسه‏ مواد اولیه تقریبا خالی است. جز یکی، دو بسته آرد سوخاری و جو، بسته دیگری دیده نمی‎شود. قفسه کوکی‎ها، شیرینی‎های لقمه‏ای و قفسه نان‎های بسته‏بندی، اما خالی است. فروشنده‎ها سرشان شلوغ است و از پشت ماسک جواب مشتری‎ها را می‎دهند. قسمت نان‎های حجیم مانند، انواع باگت، رژیمی، عصرانه و جو شلوغ‎تر است. سینی‎های نان‌های حجیم در حال خالی شدن است.

یکی از فروشنده‌ها، یک سینی پراز نان فرانسوی می‌گذارد درون ویترین شیشه‎ای. جلوی یخچال‌های ساندویچ‎های خانگی و پیراشکی‌ها هم شلوغ است. یک پسربچه تپل در حال انتخاب است: «ساندویچ مرغ بردارم یا گوشت قرمز؟» از یکی از فروشنده‌ها از کسب‎وکار در این روز‌ها می‎پرسم، جواب می‏دهد: «می‎بینید که… مشتری‎هایمان زیاد شده است.» بعد به سراغ مشتری که انگشتش را روی یکی از پیراشکی‌ها گذاشته است، می‏رود. صف‎های طولانی، جلوی هر دو صندوق‎ به‌وجود آمده است. صندوقدارها، اما سریع کار مشتری‎ها را راه می‏اندازند. صدای ممتد نایلون‎هایی که پر می‌شود و صدای زیر پرداخت وجه صندوق، موسیقی این قسمت است. از در خروج خارج می‎شوم، باران می‎بارد و صف هنوز طولانی است.

الماسی به نام فضای مجازی

به نام قرنطینه، به کام پودر کیک!

از همان اول می‎گوید: «دیگر دوران کسب‎وکار‌های سنتی تمام شده است، آن‌ها باید فکری به حال خود کنند و ایده‌هایشان را در فضای آنلاین ارائه دهند.» این‌ها را یکی از مشاوران تبلیغاتی شبکه‎های اجتماعی کسب‎وکار‌های اینترنتی می‌گوید، شغلی که در روز‌هایی که خیلی از کسب‎وکار‌ها خانه‏نشین شدند و از رونق افتادند، آن‌ها به چشم آمدند. شاید یکی از نکات مثبت ویروس منحوس این بود که همه مدیران و کسب‎وکار‌ها به ارزش وجود فضای مجازی پی ببرند.

حالا درخواست‌های کار به طرف کارشناس فضای مجازی، سرازیر شده است: «بعد از ویروس کرونا، اهمیت شغل‌مان معلوم شد.» حالا بسیاری از مشتری‎هایشان، برای مدیریت صفحه مجازی، مشاوره در زمینه فروش آنلاین یا طراحی‌های گرافیکی، به او و همکارانش مراجعه می‎کنند. او توضیح می‎دهد که برای افزایش درخواست‌ها، تعرفه‎‏ها را کاهش داده‎اند تا هم کمکی برای کسب‏وکار‌هایی که با مشکلات اقتصادی روبه‏رو هستند، باشد و هم این که به خاطر هزینه‌ها، درخواست‌هایشان کم نشود. به خاطر همه اینها، این کارشناس خوشحال است.

تغییر برنامه کاری با کرونا

حالا همه قدر فضای مجازی را دانسته‏اند و به این نتیجه رسیده‎اند که در روز‌های کرونایی، کلید تمام مشکلات است. حالا تولید محتوا و اینفوگرافی برای انتشار در فضای مجازی، جز درخواست‌های بی‌شمار شرکت‎ها، ارگان‎ها و سازمان‌ها شده است. بنا به گفته یکی از کارشناسان تولید محتوا در فضای مجازی، هر سال، درخواست‎های تولید محتوا، از ۱۵ دی‌ماه تا ۱۵ اسفندماه بیشتر می‎شود و همه کارشناسان از ۱۵ اسفندماه تا ۱۵ اردیبهشت‎ماه کار زیادی ندارند، ویروس کوچک، اما همه قواعد را از بین برده و همه چیز را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. این روزها، حالا سر کارشناسان تولید محتوا خیلی هم شلوغ شده است.

بعد از شیوع ویروس کرونا در کشور، او مشتری‎هایش را به چند دسته تقسیم‏بندی می‌کند. یکی از آن‌ها ارگان‏ها و سازمان‌هاست که پیش از این توجهی به فضای مجازی نداشتند و حالا از فضای مجازی برای تبلیغات و ارائه دستورالعمل‏های آموزشی استفاده می‎کنند: «یک دسته دیگر از مشتری‎هایمان، فرهنگسرا‌ها و ارگان‏های فرهنگی هستند که پیش از این، به صورت میدانی کار می‏کردند و حالا باید تولید محتوا را به انتشار در فضای مجازی محدود کنند.» بخشی از فعالیت‎‎های این کارشناس تولید محتوا و همکارانش، اما به ارائه اینفوگرافی و متن برای کمپین‎های شرکت‏های خصوصی و ارگان‏ها خلاصه شده است. شرکت‌های نوپا هم حالا این روزها، تمرکز خود را روی تولید محتوا گذاشته‎اند و با تبلیغات و ارائه دستور‌های مراقبتی، سعی دارند تا در کنار کسب‎وکارشان، به وظایف اجتماعی‎شان عمل کنند.

قرنطینه بر کودکان اوتیسم و سندروم داون چگونه می‌گذرد؟


روزنامه شهروند – زهرا جعفرزاده: پرده‌ها را کشیدند، پنجره‌ها را بستند و در‌ها را قفل زدند. بیشتر از دو ماه است که تمام ‏اسباب‌بازی‌ها خاک می‌خورد. روی ارگ و گیتار و تنبک، گرد نشسته. الاکلنگ نمی‌چرخد و تاب ‏چوبی را مدت‌هاست کسی تکان نداده. هیچ صدایی نمی‌آید. کسی پشت پنجره‌های خانه قدیمی حیاط دار، ‏رقص ابر‌ها و غرش آسمان بهار را تماشا نمی‌کند. کلاس‌ها خالی است، نیمکت‌ها خالی، حیاط خالی. ‏

مرکز میتا (مادران یاریگر توان‌جویان اوتیسم) دو روز پس از اعلام اولین موارد ابتلا و مرگ بر اثر کرونا، ‏تعطیل شد و حالا مادران و کودکان‌شان از پشت دیوار‌های ملال‌آور خانه، منتظر بازشدن در‌های مراکز ‏توانبخشی‌اند. مادران کلافه‌اند؛ دست‌ها و صورت‌ها نشان به‌هم‌ریختگی و پرخاشگری کودکان را دارد ‏و دیوار‌های خانه گواه درماندگی آنهاست. کودکان اوتیسم، کودکان کم‌توان ذهنی، آن‌ها که سندرم داون ‏دارند، آن‌ها که فلج مغزی‌اند و تا چشم باز کردند خودشان را روی دستگاه‌ها و سالن بازی‌درمانی و ‏کلاس‌های گروهی دیدند، حالا در میان چهاردیواری خانه گرفتار شده‌اند.

قرنطینه بر کودکان اوتیسم و سندروم داون چگونه می‌گذرد؟

یکی مادر «کیوان» کودک ‏اوتیستیک است که ٧٠ روز است پایش را در کفش نکرده و حالا نمی‌داند پاسخ پسر ١٥‌ساله‌اش را که سراغ خیابان پشت شهرداری را می‌گیرد چه دهد: «پنجشنبه که کرونا تمام شد، می‌رویم پشت ‏شهرداری؟» کیوان نوار‌های ویدیویی وی‌اچ‌اس جمع می‌کند. قرار هر پنجشنبه آن‌ها تا دو ماه پیش، ‏مغازه‌های پشت شهرداری بود برای خرید همین نوارها. با اوج بی‌تابی‌های کیوان، در ٧٠ روز گذشته ‏جایی نبوده که پدر و مادر تلفن نکرده و سفارش این نوار‌ها را نداده باشند. دیگری مادر «نازنین» و ‏‏ «سپهر» است. یکی اوتیسم دارد و آن یکی در کنار اوتیسم، فلج مغزی است.

صدای به در و دیوار ‏کوبیدن‌شان تا چند خانه آن‌طرف‌تر می‌رود. مادر می‌گوید این کار هر لحظه‌شان است. آن‌ها به‌شدت ‏پرخاشگر شده‌اند. خوابشان مختل شده و روال زندگی شان به هم خورده. مادر «آرش» هم همین چند ‏روز پیش پای تلفن، از پسرش کتک خورده. پسر ١٣‌ساله‌اش، دیگر توانایی تحمل شرایط را ندارد. ‏کودک اوتیسم است و تمام کلاس‌های آموزشی و ورزشی‌اش تعطیل شده و حالا مانده در خانه با پدر و ‏مادری که هر لحظه به سمت‌شان پرخاشگری می‌کند. مادر می‌گوید روی دست‌هایش جای چنگ‌های ‏‏ «آرش» است. تا قبل از این خانه‌نشینی، رفتارش این‌طور نبود. ‏

انرژی بچه‌ها تخلیه نمی‌شود

‏ «آرش» طیف متوسط اوتیسم است. کلاس چهارم مدرسه استثنایی است و حالا با سیستم آموزش ‏مجازی شاد، کلافه‌تر از همیشه است. مادر می‌گوید در این برنامه، معلم درسش را می‌دهد و می‌رود. اما ‏بچه‌های کم‌توان باید به صورت انفرادی آموزش ببینند و در غیاب معلم، مادر آموزگار می‌شود: «مگر ‏می‌شود، ما بلد نیستیم.» آن‌ها ماه‌هاست از چهارچوب در بیرون نرفته‌اند. پسر افسرده شده. مادر ‏افسرده‌تر: «انرژی بچه‌ها تخلیه نمی‌شود. قبلا کلاس‌های مختلفی می‌رفتند، اما حالا هیچ‌جا. آن‌قدر بی‌تابی ‏می‌کند که جدیدا به او دارو می‌دهم آرام شود و کمی بیشتر بخوابد. شب تا دیروقت بیدار است و کلافه.» قبلا که آرش مدرسه می‌رفت، فعالیتش زیاد بود، نیازی هم به مصرف قرص ریتالین و دارو‌های ‏آرام‌بخش دیگر نبود.

اما حالا درمان دارویی از سر گرفته شده: «روز‌های اول تعطیلی اوضاع بهتر ‏بود. حتی تا عید هم می‌شد شرایط را تحمل کرد. پدرش خانه بود و با هم سرگرم بودند. از وقتی پدر سرِ ‏کار می‌رود اوضاع آرش هم بدتر شده. قبلا از صبح مدرسه اوتیسم می‌رفت تا ساعت ١٢ ظهر. سه روز ‏در هفته یک مربی به خانه می‌آمد برای مرور درس‌ها. در هفته چند جلسه اسکیت می‌رفت. یک ‏وقت‌هایی هم موسسه‌های توانبخشی می‌رفتیم. اما همه این‌ها با هم قطع شد.» مادر حالت‌های جدید آرش ‏را به «خروج» تشبیه می‌کند.

پسر ناگهان تغییر می‌کند. انگار آدم دیگری است. به مادر حمله می‌کند، او ‏را کتک می‌زند. بعد آرام می‌گیرد. گریه می‌کند و پشیمان می‌شود. مادر می‌گوید آموزش مجازی این ‏بچه‌ها ادامه دارد، اما تکلیف سال تحصیلی بعد مشخص نیست: «اگر این‌طور باشد که اصلا نیاز‌های ‏آموزشی بچه‌ها پاسخ داده نمی‌شود. ناشنوایان و نابینایان چطور می‌خواهند آموزش ببینند. معلم می‌گوید ‏فلان حرف را به آرش یاد بده و از فلان شماره تا بهمان شماره بنویسد. از او فیلم بگیر و بفرست. ‏همین.» ‏

تغییر برای بچه‌های اوتیسم سخت است

شرایط خانه متشنج است. مادر با پدر اختلاف پیدا کرد. پسر با مادر و پدر. همه با هم در یک جنگ ‏داخلی‌اند. دعوا بر سر وضع فرزند است: «خانواده‌ای می‌شناسیم که فرزند اوتیسم دارند و پدر و مادر ‏به دلیل بالا گرفتن اختلافات در این دوره، در حال متارکه‌اند. تنش من و همسرم هم خیلی زیاد شده.» ‏خیلی از مادران این کودکان، فلوکستین مصرف می‌کنند تا کمی آرام شوند و تنش‌ها کم شود: «احساس می‌کنم ‏افسرده شده‌ام. به ما می‌گویند کمی از خانه بیرون بروید، اما چطور برویم بیرون؟ این بچه‌ها گوش ‏نمی‌دهند وقتی می‌گوییم ماسک بزن یا دست نزن.»

کیوان سه‌سال از آرش بزرگ‌تر است و علاقه ‏عجیبی به آنتن‌های هوایی روی پشت بام‌ها و نوار‌های ویدیویی وی‌اچ‌اس دارد. علاقه‌اش مادر را ‏آشفته کرده. قبلا این فیلم‌ها را از خیابان پشت شهرداری می‌خریدند و حالا دست به دامان اقوام و ‏آشنایان شده. حالا که خیلی از این مغازه‌ها تعطیل است، شماره‌هایشان را پیدا کرده، سفارش این نوار‌ها را ‏می‌دهد و پنج، شش برابر قیمت با پیک برایش می‌فرستند. مادر می‌گوید تغییر برای این بچه‌ها سخت ‏است. آن‌ها به یک چیز عادت می‌کنند و سال‌ها همان را می‌خواهند. آن‌ها ٧٠ روز است از خانه بیرون ‏نیامده‌اند از ترس ابتلا و در تمام این مدت کلاس‌های نقاشی، آموزشی و ورزشی کیوان تعطیل شده: «‏نه کسی به خانه ما می‌آید نه ما به خانه کسی می‌رویم. هم خودم هم فرزندم افسرده شده‌ایم. حال‌مان خوب ‏نیست.»

او می‌گوید حال خیلی از مادران همین است و آن‌ها که مبتلا به کرونا شده‌اند شرایط وخیم‌تری ‏دارند. مثل «فرشته» مادر محسن، کودک اوتیستیک. بیست‌وهفتم اسفند ویروس به جانش افتاد: «احتمالا از طریق ‏همسرم که مدام از خانه خارج می‌شد و ناقل بود مبتلا شدم. دوره وحشتناکی بود. مرا در خانه قرنطینه ‏کردند. نه کسی به خانه‌مان می‌آمد و نه کسی خارج می‌شد. من بودم و همسرم و پسرم که به‌شدت ‏بی‌تابی می‌کرد و هر لحظه می‌خواست وارد اتاقم شود.» ‏

مادران کودکان خاص هیچ‌وقت نباید بیمار شوند

‏ مادر شرایط سختی را از سر گذرانده هر چند که می‌گوید هنوز نشانه‌های بیماری همراهش است. پسر ‏‏١٢‌سال بیشتر ندارد و برای دیدن مادر و در آغوش کشیدنش لحظه‌شماری می‌کرده: «یک هفته تمام از ‏اتاق بیرون نرفتم. در خارج از اتاق صدای درگیری محسن و پدرش را می‌شنیدم. محسن به‌شدت ‏تحریک‌پذیر شده و بی‌حوصله. هر دم فکر می‌کردم جنگی در حال شکل‌گیری است. وقتی هم یک هفته ‏تمام شد استرس جانم را می‌خورد که نکند پسرم مبتلا شود.»

محسن پیش از قرنطینه کلاس‌های مختلف ‏بازی‌درمانی و نقاشی می‌رفت و حالا در خانه‌شان در شهر پردیس، ثانیه‌ها را برای پایان این وضع ‏می‌شمرد. محسن بیش‌فعال هم هست: «مادران کودکان خاص، هیچ‌وقت نباید بیمار شوند. یک ‏سرماخوردگی ساده هم اوضاع را به هم می‌ریزد. چه رسد به گرفتار شدن به یک بیماری واگیردار.» ‏مادر بعد از بهبودی وسواس پیدا کرده. مدام تب پسرش را می‌سنجد و حتی برایش پزشک به خانه ‏آورده: «چون حرف نمی‌زند نگران هستم. پسرم یک جهش ژنتیکی هم دارد که روی سیستم عصبی ‏حسی‌اش تأثیر گذاشته. به همین دلیل می‌ترسم گرفتار ویروس شود.»

محسن در دو ماه گذشته چندین ‏بار خودزنی کرده و برای رفتن به خانه خاله‌اش پرخاشگری کرده. مادر می‌گوید قبلا به این شدت ‏واکنش نشان نمی‌داد، حالا عصبی و پرخاشگر شده: «ما سال‌هاست در قرنطینه‌ایم. اما حالا شرایط ‏بدتر شده است.» نرگس آزادی هم که مربی افراد اوتیستیک است و صاحب فرزندی از این طیف همین ‏حرف را تکرار می‌کند: «سال‌هاست که شرایط قرنطینه را داریم، روابط اجتماعی و فامیلی ما بسیار ‏محدود است و شاید شیوع این ویروس و خانه‌نشینی سبب شد تا افراد عادی هم بفهمند که این خانواده‌ها چه ‏شرایطی دارند.»

قرنطینه بر کودکان اوتیسم و سندروم داون چگونه می‌گذرد؟

او می‌گوید بچه‌های اوتیسم همه پرخاشگر یا عصبی نیستند. با توجه به ‏شدت یا سطحی بودن طیف‌شان توانمندی‌هایی دارند؛ بنابراین نباید طوری درباره آن‌ها حرف زد که آن‌ها ‏را کودکانی پرخاشگر جلوه داد. از آن طرف هم نباید درباره توانمندی‌هایشان اغراق شود. او در این مدت ‏خبر‌هایی درباره ابتلای مادران به کرونا شنیده: «همه دست به دعا شده بودیم. مادری بیمار شود تکلیف ‏بچه مشخص نیست. آن‌هم در شرایط کشور ما که بار سنگین نگهداری از کودک به عهده مادر است و ‏پدر کمترین مشارکت را دارد.» ‏

وقفه ایجاد شده، آموزش کودکان را بعد از کرونا سخت‌تر می‌کند

کیاندخت صالحی، مسئول خانه میتاست و می‌گوید به‌زودی قرار است مرکز را با رعایت تمهیدات ‏بهداشتی بازگشایی کنند. این مرکز بیش از ١٣٠ افراد اوتیستیک دارد. او که خود فرزند اوتیستیک ‏دارد، از مشکلات خانواده‌ها باخبر است: «این بچه‌ها عاشق تکرارند و هر تغییر آن‌ها را اذیت می‌کند. ‏خبر‌های بدی از بی‌قراری و پرخاشگری بچه‌ها به گوش‌مان می‌رسد. آن‌ها به شدت عصبی شده‌اند و حتی ‏شنیدم یکی از بچه‌ها از شدت خشم، کابینت آشپزخانه را از جا کنده یا دیگری پدر و مادرش را مورد ضرب و ‏شتم قرار داده. این بچه‌ها پرخاشگر نیستند شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند آن‌ها را آشفته کرده. آن‌ها حتی ‏گفتار ندارند که از احساس‌شان حرف بزنند و از دلتنگی‌هایشان بگویند.»

او می‌گوید وقفه‌ای که ایجاد ‏شده آموزش‌ها را سخت کرده. چرا که این بچه‌ها ماه‌ها آموزش دیده‌اند تا مهارتی را به دست آورند ‏و حالا در این مدت خانه‌نشینی هم همه مهارت‌هایشان را از یاد برده‌اند. خانواده هم تا حدی توان و حوصله ‏دارد و نمی‌تواند مانند مربی برای کودک وقت بگذارد. پس از قرنطینه باید آموزش‌ها از سر گرفته شود. ‏اما همه توانایی حضور در این مراکز را ندارند. مثل مادر نازنین و سپهر که فلج مغزی و اوتیسم دارند ‏و خانواده از پس هزینه کلاس‌ها بر نمی‌آید. همسرش کارگر است و شب کار. حالا تمام بار سنگین ‏نگهداری از دو کودک کم‌توان بر دوش اوست: «بچه‌هایم تشنج دارند.

داروهایشان را هم به سختی پیدا ‏می‌کنم. هم خودم اذیت شدم هم بچه‌ها. در خانه آرامش نداریم.» او یک زن سی‌وپنج ساله است و می‌گوید دیگر ‏تحمل این شرایط را ندارد: «بچه‌ها از من حرف شنوی ندارند. به حرف‌های مربی گوش می‌دهند، اما ‏حالا که کلاس‌ها برگزار نمی‌شود. ٢٤ ساعته در کنار هم هستیم و من فقط سرشان داد می‌زنم. ‏شرایط‌شان را می‌فهمم، اما خدا صبر زیادش را به من نداده.» مادر نگران دوران بعد از کروناست؛ ‏دوره‌ای که بچه‌ها به کلاس‌ها برگردند و هر آنچه تاکنون آموزش دیده‌اند، فراموش کرده باشند. ‏

یک مورد ابتلا میان سندرم داونی‌ها

مادر پرنیان در این دو ماه مدام با دخترش کار کرده. پرنیان چهارده ساله، سندرم داون دارد و قبل از ‏ماجرای کرونا، در طول هفته کلاس شنا و پیانو می‌رفت. مدرسه هم سر جای خودش بود. حالا همه چیز ‏تعطیل است. مادر نگران چاق شدن دخترش است: «بچه‌های سندرم داون در معرض چاقی هستند. به ‏همین دلیل در این روز‌ها با ماسک و دستکش به پارک می‌رویم و کمی می‌دویم.» کلاس‌ها آنلاین ‏برگزار می‌شود. مادر هم استاد دانشگاه است و کلاس‌های آنلاین با دانشجویانش دارد. اتفاقی که افتاده ‏همزمانی کلاس‌های مادر و دختر است: «مدام باید پاورپوینت برای دانشجویانم تهیه کنم. خیلی مشغولم ‏کرده.

از آن طرف آموزش آنلاین فرصت مشارکت دانشجو در کلاس را می‌گیرد و این استاد است که ‏مدام صحبت می‌کند. روز‌های تدریس به شدت انرژی از دست می‌دهم و اصلا نمی‌توانم به دخترم کمک ‏کنم. از آن طرف هم کلاس‌های پرنیان همزمان با کلاس‌های آنلاین من است. درحالی‌که او برای ‏یادگیری درس‌هایش نیاز به کمک دارد.» او می‌گوید آموزش به کودکان استثنایی در خانه به عهده ‏والدین است: «بچه‌ها چقدر می‌توانند نقاشی بکشند یا بازی کنند. تمام مراکز تعطیل‌اند حتی مهد‌های ‏کودک. مادری که باید در محل کارش حضور داشته باشد، فرزندش را کجا ببرد؟» او می‌گوید باید به ‏همه این شرایط ترس از ابتلا به کرونا به‌ویژه دراین کودکان را هم اضافه کرد. او پیش از این ‏خبر‌هایی درباره ابتلا و فوت یکی از افراد سندرم داون در گیلان شنیده.

پیله‌ور، رئیس کانون سندرم ‏داون گیلان این خبر را تأیید می‌کند. علی صباغ مرد چهل‌ودوساله‌ای بود که سندرم داون داشت و بیستم اسفند ‏در اثر ابتلا به کرونا در رشت جانش را از دست داد: «افرادی که سندرم داون دارند، بیمار نیستند، اما بیشتر از ‏دیگران بیمار می‌شوند. سیستم دفاعی این افراد ضعیف است و راحت‌تر مبتلا می‌شوند. از سوی دیگر ‏بعضی از این افراد بیماری‌های زمینه‌ای مثل مشکلات قلبی یا تنفسی دارند. مثل پسرم که سرفه‌های ‏خشک دارد.» رئیس کانون سندرم داون گیلان می‌گوید که تنها همین مورد از میان سندرم داونی‌ها مبتلا ‏به این بیماری شده است. ‏

قرنطینه بر کودکان اوتیسم و سندروم داون چگونه می‌گذرد؟

کودکان به شرایط قبلی‌شان برگشته‌اند

اما این تنها بچه‌های اوتیسم و سندرم داون نیستند که این روز‌ها به مشکل خورده‌اند. مهران هم که ‏اختلال میکروسفالی دارد، این روز‌ها به شدت مضطرب است. مریم، مادر مهران می‌گوید که فرزندش را هیچ مرکزی پذیرش نکردند، به دلیل ‏اینکه به تنهایی نمی‌تواند از دستشویی استفاده کند و برای همین پیش از ‏قرنطینه مدرسه نمی‌رفت. مادر برای آموزش و به حرکت واداشتن فرزندش با جمعی از ‏والدین باشگاهی برای کودکان کم‌توان راه‌اندازی کرده و ٦ سالی است که نزدیک به ٦٠ ‏کودک را در این باشگاه دور هم جمع می‌کند تا در کنار مربی حرکت‌های ورزشی انجام دهند یا در ‏کلاس‌های دیگر شرکت کنند.

مادر می‌گوید همان یکی دو ساعتی که پسرش در باشگاه بود احساس ‏خوبی داشت، اما حالا بیشتر از دو ماه است که خانواده خانه‌نشین شده و خبری از این کلاس‌ها و ‏آموزش‌ها نیست: «این بچه‌ها به دلیل دارویی که مصرف می‌کنند، کبدشان چرب می‌شود به همین دلیل ‏باید حتما فعالیت‌های بدنی داشته باشند. از طرفی هم به شدت به برنامه‌های روتین علاقه دارند. قبلا ‏روتین‌شان شرکت در آن کلاس‌ها بود، اما حالا به خانه‌نشینی عادت کرده‌اند.» مربی باشگاه تا به حال ‏چندین ویدیوی آموزشی برای مهران فرستاده، اما او حاضر نمی‌شود این حرکت‌ها را در خانه انجام دهد.

‏مادر می‌گوید از او و پدرش حرف شنوی ندارد: «پسرم مشکل تعادل داشت، اما در همین کلاس‌های ‏ورزشی پیشرفت زیادی کرد. بچه‌هایی بودند که تعاملات اجتماعی برایشان سخت بود، اما در همین ‏باشگاه، شرایط بهتری پیدا کردند. قبلا هفته‌ای یک بار همراه خانواده‌ها اردو می‌رفتیم و در کنار ‏سرگرم شدن بچه‌ها مادران هم کمی استراحت می‌کردند و روحیه‌شان تغییر می‌کرد، اما حالا ‏شرایط تغییر کرده.

ما برگشتیم به خانه اول‌مان.» مریم می‌گوید بیشتر مادران دچار خستگی روحی ‏شده‌اند. وقتی فرزند در سن بلوغ باشد تعامل با او سخت‌تر است. از طرف دیگر افرادی که ‏معلولیت دارند و در مراکز توانبخشی، مشکلات حرکتی‌شان رو به بهبود بود، حالا در خانه و در وضعیتی که ‏خیلی‌ها وسایل لازم را هم ندارند، چطور می‌توانند به تمرین‌ها ادامه دهند؟ به همین دلیل بدن خیلی از ‏این کودکان به شرایط قبل برگشته است. ‏

چرا در دوران قرنطینه اینقدر خرید آنلاین می‌کنیم؟


وب‌سایت یک‌پزشک – میثاق محمدی‌زاده: پیش از شیوع ویروس کرونا، پاساژگردی و خیابان‌گردی یک سرگرمی و تفریح برای مردم به‌ویژه در شهر‌های بزرگ و گران‌قیمت بود. گاهی هم این گشت‌وگذار‌ها در فروشگاه‌های فیزیکی به خرید‌هایی منجر می‌شد و گاهی فقط دیدن اجناس پشت ویترین، یک لذت کافی برای مردم بود.

آیا در دوران قرنطینه خرید‌های آنلاین زیادی انجام دادید؟ چند دلیل روان‌شناختی برای این رفتار شایع

اما همه‌گیری ویروس کرونا در جهان و خانه‌نشینی اجباری مردم و گذران چندین هفته تا چند ماه در قرنطینه، مردم را به سوی خرید‌های اینترنتی سوق داد. عادتی که شاید تصور کنید فقط خودتان بدان مبتلا شدید و در مدت قرنطینه کلی خرید آنلاین داشتید، ولی باید بدانید همه مردم در جهان چنین عادتی پیدا کردند.

عادتی که به نظر می‌رسد چندان الگوی مشخصی نداشته و خرید‌های انجام شده نیز بر مبنای نیاز و ضرورت نیستند. گزارش‌های خرده‌فروشی‌های آنلاین نشان می‌دهد خرید‌های اینترنتی در ماه‌های اخیر رشد بسیار بالایی داشته است. موسسه Criteo گزارش داده در دوران شیوع کرونا، خرید‌های تصادفی ۳۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

مردم انواع اجناس و کالا‌ها را به صورت آنلاین خرید می‌کنند. لباس و پوشاک، لوازم کامپیوتری و دیجیتالی، بازی، لوازم خانگی، کالا‌های ورزشی، لوازم حیوانات اهلی، انواع خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها و نهایتا مواد شوینده و بهداشتی و ماسک، هر چیزی سفارش آنلاین داشتند.

بسیاری از مواد خوراکی و نوشیدنی‌های غیرضروری در فهرست خرید‌های مردم قرار دارد. فروش الکل به صورت آنلاین ۲۴۳ درصد افزایش یافته است. فروش کوکی‌ها نیز ۵۰ درصد افزایش دارد. فروش آنلاین اسباب‌بازی کودکان نیز ۲۸ درصد افزایش را تجربه می‌کند.

حتی نیازی به این آمار و ارقام نیست تا بفهمیم کردم چقدر خرید آنلاین داشتند. آمازون بیش از ۱۰۰ هزار کارمند جدید برای افزایش سرعت پردازش سفارش‌های آنلاین در دوران کروناویروس استخدام کرده است. فروشگاه دیجی‌کال هم در این مدت ۲ هزار نیروی جدید استخدام کرده است.

آیا در دوران قرنطینه خرید‌های آنلاین زیادی انجام دادید؟ چند دلیل روان‌شناختی برای این رفتار شایع

چرا ما هنوز خرید می‌کنیم؟

خرید آنلاین در این دوران فقط یک سرگرمی نبوده است و دلایل روانی پشت آن هست. شاید در ظاهر بیکاری، رکود و کاهش درآمد‌ها منجر به افت خرید‌های آنلاین شود، ولی این‌طور نیست و ثابت شده مردم در وضعیت بحرانی خرید‌های بیشتری دارند. در ایالات متحده، مردم پس از اتفاق ۱۱ سپتامبر و سایر حملات تروریستی، خرید‌های بیشتری انجام دادند.

به گفته آنتونی پی دیماریا (Anthony P. DeMaria)، دکترای روان‌شناسی بالینی و روان‌درمانی و مدیر کلینیک روان‌پزشکی بزرگ‌سالان در Mt. Sinai Morningside و بیمارستان‌های نیویورک؛ بی‌حوصله‌گی منجر به بی‌انگیزگی می‌شود و افرادی که در اثر ماندن در خانه کمبود هیجان و تازگی دارند؛ به سوی خرید آنلاین رو می‌آورند.

خرید آنلاین می‌تواند خلاء تازگی را پر کند و یک نوع سرگرمی است. خرید می‌تواند ذهن شما را از اخبار بد یا هرج و مرج دنیا دور نگه دارد و زندگی را هنوز برای شما جذاب نگه دارد. در یک سطح عمیق‌تری، بسیاری از افراد شاهد از دست دادن کنترل هستند و خرید کردن یک روش مقابله با آن است. یک روش دیگر مقابله با آن بازدید‌های شبکه‌های اجتماعی و تماشا کردن هر چیزی در قرنطینه است.

آیا در دوران قرنطینه خرید‌های آنلاین زیادی انجام دادید؟ چند دلیل روان‌شناختی برای این رفتار شایع

در این دوران مردم به سوی رفتار‌های ارادی می‌روند تا احساس کنترل بر جریان زندگی داشته باشند. مثلا، تغییر چیدمان خانه مطابق سلیقه خودشان، مرتب کردن کمد و میز کار. خرید کالا‌ها و اجناس جدید هم می‌تواند یک احساس کنترل بر محیط را به وجود بیاورد. برخی‌ها با خرید کردن احساس می‌کنند بر زندگی تسلط دارند. از سوی دیگر، برخی اوقات افرادی که احساس ضعف و ناتوانی در یک شرایط خاص دارند؛ تمایل به انجام کار‌هایی مانند خرید کردن پیدا می‌کنند.

دکتر دیماریا می‌گوید خرید می‌تواند نوعی تحقق آرزو‌ها برای آینده باشد؛ حتی اگر نمی‌دانیم آینده به چه شکلی خواهد بود. مردم برای تابستان لباس و پوشیدنی‌هایی خرید می‌کنند در حالی‌که نمی‌دانیم آیا تابستان امسال مانند همیشه خواهد بود یا نه!

خرید چیز‌هایی که مردم را به یاد روز‌های عادی زندگی می‌اندازد و نشان‌دهنده بازگشت به شرایط پیش از کرونا است؛ یک وضعیت ذهنی مطلب در دوران قرنطینه است.

فقط مغز شما تمایل به خرید ندارد؛ بازاریابی‌ها هم موثر هستند

در حالی‌که تصور می‌شود خرید آنلاین باعث فرار یا آسایش ذهنی ما می‌شود؛ تبلیغات و بازاریابی‌ها هم در تهییج فضا تاثیرگذار هستند. اگر از رسانه‌های اجتماعی در این دوران بیشتر استفاده کردید؛ احتمالا بیشتر تحت تاثیر پست‌ها و اینفلوئنسر‌ها و تبلیغات، به سوی خرید آنلاین کشیده شدید.

CAD Management یک شرکت مشاوره برند و سرگرمی مستقر در شهر نیویورک است. این موسسه می‌گوید برند‌ها نسبت به گذشته هزینه‌های بیشتری برای بازاریابی هزینه می‌کنند. برند‌ها تلاش می‌کنند کاربران و مشتریان خود را به سوی فروشگاه‌های تجارت الکترونیک سوق دهند.

شرکت‌ها سعی می‌کنند به روش‌های غیرمستقیم و تولید محتوا‌های دیجیتالی متنوع در کانال‌های مختلف باعث تاثیرگذاری بیشتری بر ذهن و رفتار مردم شوند. خرید آنلاین می‌تواند یک روش مقابله با وضعیت بی‌حوصله‌گی و بی‌انگیزگی در زندگی روزمره باشد، ولی می‌تواند تحت تاثیر افزایش بازاریابی‌ها نیز قرار گرفته باشد.

آیا در دوران قرنطینه خرید‌های آنلاین زیادی انجام دادید؟ چند دلیل روان‌شناختی برای این رفتار شایع

بعد از زدن کلید «خرید» چه اتفاقی می‌افتد؟

گاهی اوقات پس از خرید و سفارش یک کالا، سریعا پشیمان می‌شوید یا جذابیت و هیجان خرید آن برایتان فروکش می‌کند. این رفتار طبیعی است و به گفته دکتر دیماریا، هنگامی که هیجان خرید کالایی را داریم؛ تصور می‌کنیم یک چیز عالی است، ولی اندکی بعد احساس اضطراب پیدا کرده و هیجان آن از بین می‌رود.

حس خوب خرید‌ها بسیار کوتاه مدت است و اگر جزو افرادی هستید که قدرت اقتصادی بالایی ندارید و پس‌انداز یا پول درون کارت اعتباری شما محدود است؛ احتمالا پس از مدتی حس نارضایتی سراغ‌تان بیاید و فقط پول‌های خود را از دست داده باشید. خرید آنلاین می‌تواند یک رفتار اعتیادآور شود. شما اشتیاق خرید چیزی را دارید؛ جذابیت و هیجان آن بالا می‌رود و پس از خرید، سریعا این احساس‌ها فروکش می‌کنند و برای جبران باید بیشتر بخرید.

نکته دیگر، احساس گناهی است که شاید پس از خرید‌ها و سفارش‌ها سراغ شما بیاید. اینکه چندین نفر در دوران قرنطینه و شیوع ویروس کرونا باید برای ارسال سفارش شما کار کنند و ناچار هستند خانه خود را ترک و در شرایط ابتلا به این ویروس قرار بگیرند. برای برخی افراد این حس گناه به اندازه‌ای قوی است که مانع از خرید می‌شود، ولی برای بسیاری از افراد این‌طور نیست و فرآیند خرید را دنبال می‌کنند.

در آخر، پیش‌بینی می‌شود خرید‌های آنلاین در دوران پساکرونا افزایش پیدا کند و مردم دنبال خرید تجربیات جدید، فیلم و سریال، سرگرمی‌ها و حضور در جشنواره‌های مجازی باشند. مردم دوست دارند هنوز تعاملات و تجربیات اجتماعی را داشته باشند و دنبال روش‌های جدیدی برای کسب آن هستند.