زودباوری و عواقب جبران‌ناپذیر آن


روزنامه همشهری – حمیدرضا بوجاریان: یکی از مشکلاتی که این‌روز‌ها بیش از هر زمان دیگری با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، بحران زودباوری یا به عبارت دیگر، برخورد ساده‌لوحانه با پدیده‌هایی است که تمام یا بخشی از جامعه را درگیر خود کرده است.

همین موضوع کرونا نشان داد که بخش بزرگی از مخاطبان، با باورکردن اخبار و شایعه‌هایی که عمر آن‌ها بیش از چند ساعت یا روز نبود، رفتار‌های خود را تنظیم و مبتنی بر باوری که پیدا کرده‌اند با ویروس کرونا مقابله می‌کنند؛ باور‌هایی که گاه کاملا متضاد با واقعیت‌ها بود و نه‌تن‌ها کمکی به شکست کرونا نکرد بلکه به دامن‌زدن به آن در جامعه هم منجر شد. همشهری برای بررسی اینکه چرا باورپذیری ما از هر مسئله‌ای این‌قدر بالاست؟ چطور می‌توان مهارت برخورد با رویداد‌ها را پیدا کرد؟ با دکتر مرجان ابراهیمی روانشناس گفتگو کرده است.

زودپز نباش!

حربه تکرار برای باورپذیری

ما معمولا به کسانی اعتماد می‌کنیم که آن‌ها را می‌شناسیم؛ به این معنی که هر قدر تعداد افرادی که درباره موضوعی حرف می‌زنند اطراف ما بیشتر باشد، احتمال اینکه ما آن موضوع را باور کنیم، بیشتر خواهد شد. علاوه بر این، ما نمی‌توانیم تعداد کسانی را که آن گفته را باور دارند، به‌خاطر داشته باشیم. وقتی یک مطلب مکررا در برنامه‌های خبری، دیدار‌های دوستانه و مجامع مختلف تکرار می‌شود، این توهم را ایجاد می‌کند که آن مطلب احتمالا بیش از آنکه در واقعیت وجود دارد محبوبیت و فراگیری دارد. در این صورت نتیجه این خواهد شد که ما آن را به‌عنوان حقیقت باور می‌کنیم.

سریع قضاوت نکنید

از قدیم گفته‌اند یک‌کلاغ چهل‌کلاغ‌کردن باعث بزرگ‌نمایی موضوع و باورپذیرترشدنش برای دیگران می‌شود. برخی عادت دارند وقتی مطلبی را می‌شنوند، دیدگاه‌ها و نظرات خود را هم به آن قلاب کنند و با انتقال مطالب شنیده‌شده به افراد دیگر، سعی در مجاب‌کردن مخاطبان تازه به پذیرش مطلب ساخته و پرداخته‌شده ذهن خود دارند. باید بدانید که با شنیدن چنین مطالبی دست به قضاوت درباره واقعی‌بودن آن نزنید و حرف‌هایی را که می‌شنوید باور نکنید. در چنین موقعیت‌هایی تنها نظرات کسانی را که به آن‌ها اطمینان دارید و از درستی حرفشان مطمئن هستید باور کنید.

میل به باورکردن

با وجود اینکه ممکن است بدانیم برخی اخبار و اطلاعاتی که دریافت کرده‌ایم منطق درستی ندارد و با هیچ متر و معیاری پذیرش اش درست به‌نظرنمی‌رسد، اما برخی میل به باورکردن اتفاقات و رویداد‌هایی را دارند که در اطراف آن‌ها رخ می‌دهد. شاید دلیل این موضوع را باید تمایل مغز به صرفه‌جویی در وقت و انرژی دانست. مغز ما بیشتر مایل است به جای استفاده از تحلیل‌ها و بررسی موضوعات، بر پایه شهود تصمیم‌گیری کند. دلیل دیگری که باعث می‌شود میل افراد به باورکردن مسائل، بیشتر از باورنکردن آن باشد این است که شایعه‌ها گاهی آنچنان حرفه‌ای طراحی و تبلیغ می‌شود که بتواند به‌راحتی پذیرفته شود. تکرار چنین مواردی به باورپذیرشدن ما در مقابل هر رویدادی منجر می‌شود.

تجربه خودتان را ملاک بدانید

کمتر جمع و گروهی را می‌توان پیدا کرد که شایعه بین آن‌ها جایی نداشته باشد. شایعه را به‌راحتی می‌توان در شوخی‌های دوستانه جوانان، درددل‌های میانسالان و حرف‌های پیرمردان و پیرزنان یافت. مردم بدون هیچ شناختی و تنها با تکیه بر شنیدار‌های خود، فردی را به اوج رسانده یا به قهقرا می‌فرستند، روابط خانوادگی را بر هم زده و زوج‌های جوان را از هم جدا می‌کنند، از شخصی یا گروهی بی‌دلیل تمجید کرده و به شخص یا گروهی دیگر ناسزا می‌گویند. هیچ وقت به این رفتار‌ها و حرف‌ها دقت نکنید. تا زمانی که خودتان تجربه برخورد با فردی که درباره‌اش صحبت منفی می‌شود نداشته‌اید، درباره آن فرد موضع‌گیری نکنید و حرف مثبت و منفی را درباره او باور نکنید.

زودپز نباش!

یک شرط مهم برای باورپذیری

بخشی از اطلاعاتی که در طول روز به دستمان می‌رسد و به‌نظر واقعی می‌آیند را از دایره دوستان، همکاران، اقوام و نزدیکان خود می‌شنویم. تجربه ثابت کرده است بسیاری از این افراد اطلاعاتی که به ما می‌دهند را از فرد دیگری گرفته‌اند و خود با پدیده‌ای که درباره‌اش حرف می‌زنند روبه‌رو نبوده‌اند. هرچه مقدار برخورد فرد نقل‌کننده اطلاعات به شما در مورد پدیده‌ای که با شما حرف می‌زند کم باشد، پذیرش و باور آن از سوی شما باید با سختگیری بیشتری همراه شود؛ چرا که ممکن است فرد با شاخ و برگ‌دادن مطلبی که به شما منتقل کرده است تلاش کرده باشد برای گرفتن واکنش مورد انتظار از شما، با غلوکردن در اطلاعات آن را باورپذیر کرده و شما را به اشتباه بیندازد.

بیشتر مطالعه کنید!

هرچه مقدار اطلاعاتی که خودتان از منابع موثق به دست می‌آورید بیشتر باشد د ر برابر افتادن به دام شایعه‌ها و باورکردن آن‌ها مصون‌تر می‌شوید. برای اینکه کمتر دچار این مشکل شوید باید مطالعه کنید. منظور این نیست که حتما کتاب بخوانید بلکه باید با مطالعه در فضای مجازی و خواندن خبر‌های متنوع و متفاوت از منابع رسمی شناخته‌شده، دانش خود را برای برخورد با اخبار اغوا‌کننده بالا ببرید؛ با این روش، هر خبری که به گوشتان خورد را باور نمی‌کنید؛ چراکه از قبل می‌دانید واقعیت ماجرا چیست و خبر تا چه اندازه درست و دقیق است.

احساسات خود را کنترل کنید

برخی افراد هستند که به‌سادگی به دیگران اعتماد زیادی دارند. اعتماد بیش از حد، باعث زودباوری و بی‌اعتمادی، موجب دیرباوری می‌شود. در دریافت خبر، نه باید زیاد اعتماد کرد و نه باید بی‌اعتماد بود؛ چون در هر دو صورت، خود را از شنیدن واقعیت‌ها محروم می‌کنیم. این را در نظر بگیرید که هیجانات فردی و احساسات، در دیرباوری یا زودباوری ما اثر منفی دارند. این هیجانات را کنترل کنید و نگذارید احساس خوشایند شما نسبت به یک فرد، سبب شود که هر حرفی را که می‌زند باور کنید. یا بر عکس، نظر منفی شما نباید سبب شود که نظرات او را نادیده بگیرید و حرف‌هایی را که می‌زند باور نکنید. اگر احساسات‌تان را کنترل نکنید ممکن است خسارت‌ها و صدماتی به شما وارد شود که جبران آن، گاه غیرممکن است.

تفکر نقادانه داشته باشید

محمد علی سلیمانیان؛ مدرس مهارت‌های بهبود فردی دانشگاه تهران:

جهان امروز پیوسته درگیر بحران است و ترس و نگرانی از بحران‌ها بر زندگی روزمره ما تأثیر می‌گذارد. اما این پرسش مطرح است که چرا بحران‌های امروزی از همیشه پیچیده‌تر و ترسناک‌تر به‌نظر می‌آیند؟ ۲ دلیل می‌تواند عامل این رویداد باشد؛ نخست پیوستگی دنیای امروز به هم که سبب همه‌گیری و تأثیرگذاری یک بحران در منطقه‌ای از جهان به مناطق دیگر می‌شود و دوم رسانه‌ها و شبکه‌های خبری و اجتماعی که سبب اطلاع‌رسانی بحران‌ها و مخابره آن‌ها درسریع‌ترین زمان ممکن به سراسر جهان می‌شوند.

شاید اگر چند سال قبل شیوع کرونا اتفاق می‌افتاد، سال‌ها زمان می‌برد تا خبر یا خطر همه‌گیری آن به سراسر جهان مخابره شود. اما آیا به همان اندازه که در اطلاع‌رسانی و سرعت آن توجه کرده‌ایم به موضوع مخاطبان و باور‌های آن‌ها و اینکه چطور اخباری را که به آن‌ها می‌دهیم درست باشد تا باورش کنند، توجه کرده‌ایم؟ آیا فکری برای مهار اخبار جعلی که باور‌های مردم را نسبت به پدیده‌های طبیعی و غیرطبیعی هدف می‌گیرند کرده‌ایم؟ بسیاری از مردم در سراسر جهان در رویارویی با بحران‌ها راه درماندگی در پیش گرفته و خود را قربانی سرنوشت می‌دانند.

نخستین گام برای مدیریت هر بحران، پذیرش آن است. با پذیرش بحران، مرحله چاره‌اندیشی آغاز می‌شود. در رویارویی و پذیرش بحران باید از افراط و تفریط خودداری کرد. در واقع نه باید بسیار بدبین بود و نه زیاد خوش‌بین؛ چرا که خوش‌بینی زیاد نیز سبب می‌شود بحران را دست‌کم گرفته و کاری برای مدیریت آن انجام ندهیم. سازمان بهداشت جهانی ۱۰ مهارت را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق معرفی کرده است که مهارت نخست، تفکر نقادانه است.

تفکر نقادانه به ما می‌آموزد که نباید هر خبری را به سادگی بپذیریم یا رد کنیم. باید موضوع یادشده را به خوبی بررسی کرده و از منابع معتبر در جست‌وجوی درستی یا نادرستی آن مطلب باشیم. همانگونه که می‌دانیم بسیاری از افراد در بحبوحه بحران‌ها با سوءاستفاده از نگرانی‌های مردم دست به کلاهبرداری می‌زنند. آن‌ها اخبار و رویداد‌هایی را که به ظاهر با بحران پیش‌آمده مرتبط هستند جعل کرده و روی زود‌باوری دیگران حساب باز می‌کنند.

درموضوع ویروس کرونا کم نبوده و نیستند اخباری که جعلی بوده و سازندگان آن‌ها قصد و نیت‌شومی در ساخته و پرداختن آن داشتند؛ از مطالبی درباره ساخت داروی ضد‌کرونا گرفته تا ماسک‌های قلابی که به قیمت‌های گزاف به مردم فروخته می‌شوند. متأسفانه غالب مردم چنین حرف‌هایی را باور می‌کنند؛ باور‌هایی که در بسیاری از موارد بعد از عیان‌شدن واقعیت‌ها به شکست اعتماد به رسانه‌ها و جامعه منجر شده و کار را برای برنامه‌ریزان و جهت دهندگان به افکار عمومی سخت می‌کند. بنابراین، یکی از گام‌های اساسی در مدیریت بحران این است که با کمک تفکر نقادانه از افتادن در گرداب اخبار منفی که روح و روان ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند دوری کنیم و اجازه ندهیم دیگران بحران را برای جامعه سخت‌تر کنند.

زودپز نباش!

مطالعه کنید

هرچه مقدار اطلاعاتی که خودتان از منابع موثق به دست می‌آورید بیشتر باشد د ر برابر افتادن به دام شایعه‌ها و باورکردن آن‌ها مصون‌تر می‌شوید. برای اینکه کمتر دچار این مشکل شوید باید مطالعه کنید. منظور این نیست که حتما کتاب بخوانید بلکه باید با مطالعه در فضای مجازی و خواندن خبر‌های متنوع و متفاوت از منابع رسمی شناخته‌شده، دانش خود را برای برخورد با اخبار اغوا‌کننده بالا ببرید

آیین و رسوم مازندرانی‌ها در ماه رمضان؛ از روزه سری تا پخت غذا‌های محلی


ایرنا زندگی: مردم مازندران همانند تمام اقوام و مناطق، برای ماه مبارک رمضان آداب و رسوم خاص خود را دارند. آن‌ها نذورات فراوان می‌دهند، با هدیه‌های رنگارنگ، کودکان تازه روزه‌دار را به اجام فرایض دینی دعوت می‌کنند و غذا‌های متنوعی مطابق با بوم خود می‌پزند.

آغوشی گشاده برای ماه مبارک

آیین و رسوم مازندرانی‌ها در ماه رمضان؛ از روزه سری تا پخت غذا‌های محلی

نگاهی به سنت‌ها و آیین مردم در تمام اقوام و مناطق مختلف، وجود یک سنت زیبا را یادآور می‌کند. سنتی که نشان از ارزشمندی و اهمیت ماه رمضان برای مردم ایران دارد. این آیین مشترک استقبال از ماه مبارک است که در فرهنگ‌های مختلف به شکل و نام متنوعی برپا می‌شود. در میان مردم گیلکی و مازنی نیز آیین و سنت استقبال وجود دارد. آن‌ها از روز‌ها قبل به خانه تکانی و نطافت می‌پردازند و سه روز پیش از شروع ماه رمضان با گرفتن روزه به استقبال از آن می‌روند.

طنین سحری‌خوانی در محله

سحری‌خوانی از دیگر آیین رایج میان مردم در اکثر مناطق است که البته با توجه بوسعه تجهیزات ارتباطی رو به فراموشی رفته است، اما از معدود مناطقی که همچنان می‌توان برپایی این سنت جالب را به تماشا نشست، قسمت‌هایی از شمال کشور به ویژه بخش‌های کوهستانی استان مازندران و گیلان است. هنوز هم طبق سنت‌های پیشینیان، برخی از اهالی محل دو ساعت قبل از اذان صبح، با در دست گرفتن چراغ و نواختن بر طبل و سر دادن اشعار مذهبی و نوای «سحر برخیز»، «سحر برخیز که صبح صادق آمد»، از رسیدن سحر خبر می‌دهند.

یکی از رسوم ازبین رفته در این منطقه انجام سنت سحری‌خوانی با نیت پسرخواهی است. فردی که آرزوی داشتن پسری داشت، وقت سحر با آویختن حلبی بر گردن و نواختن بر آن اهالی محله را برای سحر بیدار می‌کرد.

نذری‌های مراسم انعام، پانزدهم و قدر

مازندرانی‌ها نذورات بسیاری برای این ماه دارند. از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به نذر ختم انعام اشاره کرد. کسانی که حاجت و نیازی از خدا داشته باشند مجلسی ترتیب می‌دهند و فردی از اهالی که در خواندن قرآن تبحر دارد در آن مراسم انعام می‌خواند و صاحب نذر مقداری نمک، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می‌گذارند و میان مهمانان تقسیم می‌کند.

از دیگر نذورات متداول این منطقه، نذر حلوا در شب ۱۵ ماه رمضان همزمان با میلاد امام حسن مجتبی (ع) است که همراه خرما، چای و قند به مسجد برده می‌شود. نذری آش زولبیا و بامیه سنتی، فرنی، آبگوشت و باقلای پخته با پلو نیز از نذورات این روز است.

در روز‌های عزاداری برای امام علی (ع) نیز خرما، شربت زعفرانی و فرنی به عنوان نذورات در میان روزه‌داران توزیع می‌شود. این نذورات توسط اهالی با جمع کردن پول در کشکول‌های مخصوص این کار آماده می‌شود.

هدیه‌هایی زیبا برای روزه‌داری

یکی از زیباترین سنت‌های مردم منطقه مازندران و گیلان، برپایی سنت روزه سری است. طبق این سنت، دختر یا پسری که برای نخستیم بار روزه بگیرد، در زمان افطار به او هدیه‌ای داده می‌شود که این هدیه معمولا برای دختران چادر نماز و طلا، و برای پسران نقره یا پول است.

پخت غذا‌های متنوع

آیین و رسوم مازندرانی‌ها در ماه رمضان؛ از روزه سری تا پخت غذا‌های محلی

شهر‌های حاشیه دریای خزر، در فصل گرم سال، آب و هوای بسیار شرجی دارند و کارسنگین در شالیزار و دریا هم این شرایط را سخت‌تر می‌کند. آن‌ها برای مقابله با این موضوع، در سحر‌های تابستان غذا‌هایی با طبع سرد از جمله شکر پلا، می‌پزند تا در طول روز نیاز کمتری به آب و رفع تشنگی احساس کنند. در قدیم قرقناق از غذا‌های محلی مازندران بود که اعتقاد داشتند خوردن این غذا‌ها در طول روز مانع گرسنگی و ضعف می‌شود. از متداول‌ترین غذا‌های ماه رمضان می‌توان به راغون دشو، شیر آش، اوحلوا، آش دوغ، شامی سبزی، کوکو، تخم مرغ و برنج اشاره کرد.

شیر آش همان شیر برنج معروفی است که از ترکیب شیر، برنج و شکر درست می‌شود. احلوا مخلوطی از آب، شکر قرمز و شیره خرمالوی وحشی است. در پخت آش دوغ محلی نیز از دوغ، آب، برگ و ساقه چغندر سفید، باقلا خشک یا تازه، گشنیز و نعناع و برنج نیم دانه استفاده می‌شود. از دیگر غذا‌های محبوب در ماه رمضان قماق است که از برنج، آرد، تخم مرغ، شکر، کنجد و ادویه تهیه می‌شود.

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟


روزنامه خراسان – صدیقه معدنی: چند وقتی است پیامک دختر خانمی خطاب به خواستگارش حسابی مورد توجه قرار گرفته است. در بحث مشاوره پیش از ازدواج به طور کلی دو مقوله آمادگی و هماهنگی مطرح است که با استفاده از مصاحبه حضوری و پرسش نامه‌ها قابل دست یابی است. یعنی علاوه بر این‌که هر دو طرف باید آمادگی‌های لازم برای متاهل شدن را داشته باشند، از هم کفو بودن هم نباید غافل شوند. حالا با انتشار درخواست‌های پیامکی آن دخترخانم از خواستگارش در ۹ بند بهتر می‌توان به موضوع آمادگی و شرایط ازدواج پرداخت و بررسی کرد آیا چنین شرایطی درست است یا نه؟

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟

شغل ثابت

منطقی است، اما منعطف‌تر باشید

این توقع تا حد زیادی به جاست و حق با خانم است. چنین درخواستی، نشان دهنده کسب آمادگی‌های لازم برای ازدواج است چرا که یک دختر باید با مردی ازدواج کند که شغل داشته باشد. البته با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی حال جامعه باید کمی منعطف‌تر به این درخواست نگریست و طبیعتا داشتن شغل دولتی و قرارداد رسمی، نباید معیاری باشد که نتوان به آن تخفیف داد. توصیه می‌شود به سیستم حمایت گرانه خانواده خواستگار به عنوان تسهیل کننده ازدواج هم در این زمینه توجه شود.

خانه جداگانه داخل شهر

خرید خانه توقع بی‌جایی است

دومین درخواست این خانم، خانه جداگانه داخل شهر است. به طور کلی این که آقا شرایط فراهم کردن خانه برای زندگی مشترک را دارد یا خیر، جزو آمادگی‌هایی لازم برای ازدواج است که باید داشته باشد، اما اگر منظور این خانم، خرید خانه است توقع بی‌جایی محسوب می‌شود، چون در شرایط فعلی، برای همه جوانان آماده ازدواج این امکان فراهم نیست.

خودرو

این درخواست جاه‌طلبانه است

سومین درخواست این خانم، باید خیلی موضوع مهم‌تری از داشتن خودرو باشد. این درخواست، ربطی به داشتن آمادگی یا هماهنگی برای ازدواج ندارد و جاه‌طلبانه است. این درخواست کمی جای تامل دارد و به کارکرد خودرو در ذهن این خانم برای شکل‌گیری زندگی باید پرداخت، شاید با گفتگو نظرشان از طریق دیگری تامین شود، ولی به طور کلی، توقع داشتن خودرو از خواستگار آن هم برای شروع زندگی، درست نیست.

احترام متقابل

مهم و بسیار ضروری

درخواست احترام متقابل، جزو هماهنگی‌های ضروری دو طرف برای داشتن ازدواجی موفق است. بحث تعدیل انتظارات و داشتن توافق یا تفاهم در این زمینه مهم است. بنا به تیپ‌های شخصیتی، این درخواست قابل قبول است و وقتی فرد این توقع را به عنوان شرایط پیش‌نیاز ازدواج مد نظر دارد یعنی باید از منظر طرف مقابل هم مهم باشد و به طور کلی یکی از رموز خوشبختی، احترام گذاشتن زوج‌ها به یکدیگر است.

افراطی نبودن در مسائل مذهبی

از لحاظ اعتقادی هم‌کفو باشید

پنجمین درخواست این دختر از خواستگارش این است که گفته از افراطی بودن در مسائل مذهبی خوشم نمیاد. اولا منظور از افراطی بودن در نگاه این دختر باید واکاوی شود. البته هم کفو بودن از منظر اعتقادی، جزو مهم‌ترین ملاک‌هایی است که توافق درباره آن‌ها ضروری است. لازم است زوجین در زمینه اعتقاد و انجام آداب و سلوک اعمال مذهبی هم عقیده باشند و این ملاک به دلیل بار ارزشی داشتن و تاثیر بر نظام فکری فرد می‌تواند پیش‌بینی کننده قوی برای موفقیت در ازدواج باشد.

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟

حق آزادی

درخواستی مبهم و کلی

توقع داشتن حق آزادی، درخواستی مبهم و کلی است. به طور کلی، مطرح کردن چنین درخواست‌هایی از خواستگار، توصیه نمی‌شود چراکه معمولا پاسخ‌هایی کلی خواهد داشت و به نتیجه مشخصی نخواهد رسید. البته که این موضوع در دسته هم کفو بودن زوجین قرار می‌گیرد و اگر زوجینی از لحاظ اجتماعی با هم هم کفو باشند، در این زمینه مشکلات کمتری خواهند داشت، اما مسئله اختیارات، جای بحث زیادی دارد و باید دید که دقیقا در چه زمینه‌هایی مدنظر این دختر است؟

مخالف نبودن با داشتن رفیق زیاد

لحن بیان اصلا خوب نیست

هفتمین درخواست این دختر این است که من رفیق زیاد دارم، نباید با این موضوع مخالف باشید. این مورد، توقعی است که زوجین باید درباره‌اش هم نظر باشند تا در آینده با مشکل مواجه نشوند و البته به نظر می‌رسد که مصداقی از همان توقع حق آزادی است که این‌جا به صورت جداگانه مطرح شده است. در این که انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به دوست دارد، شکی نیست، اما نحوه بیان این درخواست، جای تامل دارد.

لحن درخواست‌های این دختر به خصوص در مورد ۵ و ۷، لحن تحکم آمیزی دارد که ظاهرا از طرف مقابل، انتظار پذیرش بی، چون و چرا دارد و حاضر نیست درباره این مسائل، وارد گفتگو شود. بهتر است چنین درخواست‌هایی با دقت بیشتری از سوی خواستگار صورت گیرد و بداند که این لحن بیان، نشان از حساس بودن مسئله برای طرف مقابل و خط قرمز بودن دارد. همچنین باید توجه داشت که اگر داشتن رفیق زیاد به روابط زوجین در زندگی‌مشترک صدمه بزند، قطعا نشان دهنده نداشتن آمادگی‌های لازم در دختر برای ازدواج است.

گیر ندهید

زندگی‌مشترک یا جنگ قدرت؟

«به باشگاه علاقه دارم، نباید گیر بدین»، باز هم درخواستی زیر مجموعه آزادی و این همه درخواست اختیار و آزادی از سمت دختر، نیاز به بررسی ابزاری تشخیصی مثل پرسش نامه شخصیتی دارد که به نظر می‌رسد ایشان میل به قدرت و کنترل گری بالایی دارند که در صورت پایین بودن این ویژگی در فرد مقابل‌شان، زندگی مشترک قابل تحمل می‌شود وگرنه جنگ قدرت در انتظار هر دو نفرشان است.

نه به دخالت خانواده‌ها

این درخواست بی‌فایده است

آخرین درخواست هم این است که «نباید اجازه بدی، فامیل تو زندگی‌مون دخالت کنند». انتظار از همسر برای تحت تاثیر خانواده نبودن با گفتگو قابل بررسی است. باید بررسی کرد که خواستگار می‌تواند چنین تفکیکی در دریافت و بررسی نظرات دیگران در زمینه‌های مشورت و گاه نظرات تحمیلی داشته باشد یا خیر؟ بنابراین این درخواست به صورت مستقیم، بی‌فایده است چراکه اول این که نمی‌توان به طور ۱۰۰ درصد مانع دخالت اطرافیان شد و دوم این که، داشتن شخصیتی برای مدیریت این ماجرا لازم است که در گفتگو مشخص می‌شود.

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟

باور نادرستی از شوهر نداشته باشیم

به عنوان جمع‌بندی و با نگاه فراتحلیلی، به نظر می‌رسد که این دختر با یک باور نادرست از نقش همسر در ذهنش درگیر است و طبق آن، درخواست‌هایش را شکل داده است. شاید آن چه موجب نارضایتی ایشان در کودکی در کسب حمایت از نقش‌های حمایت گرانه زندگی‌اش شده، به شکل توقعاتی برای ازدواج از همسر آینده در وی متبلور شده است که مدیریت آن نیاز به آشنایی با مسئولیت‌ها و نقش‌های همسر در زندگی مشترک دارد تا موجب تعدیل خواسته‌هایش شود.

چگونه کمتر ریزه‌خواری کنیم؟


الماس چالوس: استرس و اضطراب ناشی از گسترش ویروس کرونا و بی‌ثباتی و تردید درباره آینده باعث می‌شوند که افراد برای آرام کردن خود به خوردن رو بیاورند و سلامتی فیزیکی و روانی خود را به خطر بیاندازند.

پاندمی یا عالم‌گیر شدن ویروس کووید ۱۹ باعث شده دولت‌ها برای ایجاد فاصله‌گذاری اجتماعی محدودیت‌های تازه‌ای را اعمال کنند. این محدودیت‌های تازه به این معنی است که میلیون‌ها نفر در دور دنیا اکثر وقت خود را داخل خانه‌هایشان سپری می‌کنند، فعالیت فیزیکی‌شان کمتر شده و در ضمن تمام روز به یخچال و خوراکی‌های داخل خانه دسترسی دارند.

چگونه کمتر ریزه خواری کنیم؟

استرس و اضطراب ناشی از گسترش ویروس کرونا و بی‌ثباتی و تردید درباره آینده باعث می‌شوند که افراد برای آرام کردن خود به خوردن رو بیاورند و سلامتی فیزیکی و روانی خود را به خطر بیاندازند.

پریسا خانی پور، متخصص تغذیه می‌گوید ترکیب ریزه خواری مداوم و کمبود تحرک می‌تواند باعث بالا رفتن وزن و در پی آن باعث بالا رفتن قند خون و ایجاد دیگر مشکلات جسمانی شود. تاثیر ویورس کرونا هم روی افرادی که اضافه وزن دارند بیشتر و شدیدتر خواهد بود.

خانم خانی‌پور می‌گوید برای اینکه بتوانیم خوردن یا ریزه خواری خود را کنترل کنیم ابتدا باید دلایل و ریشه‌های این رفتار را بشناسیم.

چگونه کمتر ریزه خواری کنیم؟

چرا ریزه خواری می‌کنیم؟

از نظر پریسا خانی پور ترکیبی از دلایل مختلف باعث می‌شوند که ما در این دوران به تنقلات شور و شیرین ناخنک بزنیم.

  • افزایش استرس و اضطراب
  • نداشتن سرگرمی و سر رفتن حوصله
  • افسردگی و کسالت
  • خوابیدن در طول روز و نداشتن برنامه خواب منظم

اگر تنقلات نخوریم، پس چه کنیم؟

ما مجبور شدیم در مدت زمان کوتاهی تغییرات اساسی در زندگیمان ایجاد کنیم و این‌ها می‌توانند باعث هیجانات منفی و تشدید استرس در ما شوند.

پریسا خانی پور می‌گوید که می‌توان ریزه‌خواری و ناخنک زدن به تنقلات را با کار‌های دیگری جایگزین کرد. از نظر او مهم است که هیجان‌های منفی و استرسور‌ها را شناسایی کنیم و آن‌ها را از گرسنگی واقعی تشخیص بدهیم. به گفته این متخصص تغذیه مهم است که درک کنیم خوردن و پرخوری یک روش موقتی برای کنار آمدن با احساساتمان است و می‌تواند تاثیر درازمدت منفی روی ما داشته باشد. راه دیگر برای مقابله با هوس‌ها، تغییر طرز تفکر و ذهنیت در مورد آنچه می‌خوریم و از بین بردن هرگونه احساس گناه است.

چگونه کمتر ریزه خواری کنیم؟

با این روش از ایجاد روابط منفی با غذا‌ها با برچسب زدن به آن‌ها به عنوان خوب یا بد جلوگیری می‌کنید. یک راه دیگر تغییر ذهنی این است که یک خوراکی خاص را در ذهن خود به طور مکرر تصور کنید، این کار می‌تواند مصرف واقعی را کاهش دهد. اگر همه این تکنیک‌ها به احساس ریزه خواری مداوم کمک نمی‌کنند، تنقلات سالم جایگزین کنید:

چگونه کمتر ریزه خواری کنیم؟

به گفته پریسا خانی پور، یک اصل طلایی تغذیه را نباید فراموش کنیم. در برنامه غذایی مان تنوع و تعادل باید رعایت شود. تعادل به معنی مصرف مقادیر کافی از مواد مورد نیاز برای حفظ سلامت بدن است و تنوع یعنی مصرف انواع مختلف مواد غذایی که در گروه‌های اصلی غذایی (نان، غلات، سبزی‌ها، میوه‌ها، شیر و فرآورده‌های آن، گوشت و پروتئین مانند تخم مرغ و حبوبات و مغز دانه‌ها) قرار دارند.

منبع: bbc

آیا دست دادن منسوخ می‌شود؟


الماس چالوس: دست دادن ممکن است صرفا سلام و تعارف ساده بین غرییه‌هایی باشد که دیگر یکدیگر را نخواهند دید یا ممکن است نتیجه دست دادن معامله‌های میلیارد دلاری باشد. اما مردم دنیا این روز‌ها سعی می‌کنند هنجار‌های هزاران ساله بیولوژیک-اجتماعی خود را نادیده گرفته و از تماس با یکدیگر پرهیز کنند. پرهیز از دست دادن ممکن است بعد از کرونا کنار گذاشته شود، ولی آیا دست دادن جایگزین‌هایی هم دارد؟

آیا دست دادن منسوخ می‌شود؟

درباره منشا دست دادن نظر‌های مختلفی وجود دارد. این رفتار اجتماعی ممکن است در یونان باستان علامت صلح بین دو نفر بوده که به یکدیگر می‌فهماندند مسلح نیستند. یا ممکن است در اروپای قرون وسطی آغاز شده باشد تا با تکان دادن دست طرف مقابل، اگر سلاحی پنهان کرده تکان بخورد و برملا شود.

معروف است دست دادن را کوئیکر‌ها (Quakers) باب کردند که آن را از تعظیم کردن مساوات‌طلبانه‌تر می‌دانستند.
کریستین لگار استاد روانشناسی دانشگاه تکزاس در آستین می‌گوید دست دادن رفتاری است حاکی از «ارتباط انسان‌ها» و نشانه تکامل انسان به یک حیوان اجتماعی و لمس-محور. قدمت دست دادن به هزاران سال پیش باز می‌گردد بنابراین نمی‌توان بسادگی آن را کنار گذاشت. پرفسور لگار می‌گوید: «اینکه آرنج زدن را جایگزین دست دادن کردیم نشان می‌دهد لمس چقدر برای ما مهم است و نمی‌خواهیم ارتباط جسمی را از دست بدهیم. »

میل بیولوژیک به لمس کردن و لمس شدن در سایر حیوانات هم دیده می‌شود. در دهه ۱۹۶۰ میلادی، هری هارلو، روانشناس آمریکایی اهمیت لمس و ابراز محبت را در رشد بچه‌میمون‌های رزوس نشان داد. در شامپانزه‌ها که بسیار به ما نزدیک هستند نیز این رفتار‌ها دیده می‌شوند. شامپانزه‌ها معمولا کف دست یکدیگر را لمس می‌کنند، همدیگر را در آغوش گرفته و گاهی هم برای خوشامدگویی یکدیگر را می‌بوسند. زرافه‌ها نوعی رفتار به اسم «گردن دادن» دارند، زرافه‌های نر که گردنشان تا دو متر هم می‌رسد برای ارزیابی اندازه و قدرت دیگری و تسلط بر او، گردن‌هایشان را دور یکدیگر می‌پیچانند و تاب می‌دهند و به هم می‌مالند.

در دنیا روش‌های بسیاری برای خوشامدگویی وجود دارند که باعث انتقال عوامل بیماری‌زا نمی‌شوند، در بسیاری فرهنگ‌ها، انگشتان رو به بالا، کف دو دست را به هم می‌چسبانند و و تعظیم کوتاهی می‌کنند؛ معرفترین مثالش ناماسته هندوها.
در ساموآ برای خوشامدگویی ابرو‌ها را بالا می‌برند و لبخند بزرگی می‌زنند. در کشور‌های اسلامی، گذاشتن دست روی سینه روش محترمانه برای خوشامدگویی به فردی است که نمی‌خواهید او را لمس کنید. نمونه دیگر علامت شاکا در هاوایی است که موج‌سواران آمریکایی آن را رایج کرده‌اند، سه انگشت میانی جمع و انگشت کوچک و شست باز همراه با حرکت دست به عقب و جلو.

آیا دست دادن منسوخ می‌شود؟علامت شاکا که در هاوایی رسم است

لمس کردن دیگران همیشه مهم نبوده است. در نیمه اول قرن بیستم، بسیاری روانشناسان اعتقاد داشتند ابراز محبت به کودکان رفتاری احساسی است که هیچ هدف خاصی ندارد. آن‌ها عقیده داشتند ابراز علاقه، خطر شیوع بیماری را زیاد می‌کند و می‌تواند باعث مشکلات روانی در بزرگسالی شود. وال کرتیس دانشمند علوم رفتاری در دانشکده بهداشت و طب حاره‌ای لندن در کتابش «نگاه نکن، دست نزن»، می‌نویسد یک دلیل احتمالی دوام دست دادن و بوسیدن گونه‌ها به عنوان خوشامد می‌تواند این باشد که نشان می‌دهد طرف مقابل بقدری مورد اعتماد است که خطر انتقال میکرب‌هایش نادیده گرفته می‌شود. به همین دلیل این نوع خوشامدگویی‌ها در طول تاریخ بر حسب میزان نگرانی از بهداشت عمومی، رایج یا کنار گذاشته می‌شوند.

در دهه ۱۹۲۰، در نشریه پرستاری آمریکا، مقالاتی منتشر شد که دست را عامل انتقال عوامل بیماری‌زا معرفی می‌کرد و به آمریکایی‌ها پیشنهاد می‌کرد برای خوشامدگویی به دیگران از رسم چینی‌ها استفاده کنند، دست خود را با دست دیگر بگیرند و تکان دهند. قبل از شیوع کرونا هم با دست دادن مخالفت‌هایی می‌شد. در سال ۲۰۱۵، در قسمتی از بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس، دست دادن ممنوع شد، اما این سیاست بیش از شش ماه ادامه پیدا نکرد. بسیاری از زنان مسلمان هم در سراسر دنیا به دلایل مذهبی از دست دادن پرهیز می‌کنند.

علی رغم این گونه پرهیز‌ها و مخالفت‌ها، دست دادن در قرن بیستم به سمبل جهانی و انکار ناپذیر خوشامدگویی شغلی بدل شد. بررسی‌های علمی نشان داده‌اند که خوب دست دادن همان بخشی از مغز را فعال می‌کند که دیگر محرک‌های پاداش مثل غذا، نوشیدنی حتی رابطه جنسی خوب.

آیا دست دادن منسوخ می‌شود؟

دست دادن منسوخ می‌شود؟

در حالی که بعضی از ایالت‌های آمریکا محدودیت و تعطیلی‌های ناشی از کرونا را کاهش می‌دهند، آینده دست دادن نامعلوم است. دکتر آنتونی فوسی از اعضای اصلی کارگروه کرونای کاخ سفید ماه پیش گفت: «به نظر من دیگر نباید با یکدیگر دست بدهیم. این کار از شیوع کرونا جلوگیری می‌کند و حتی می‌تواند باعث کاهش چشمگیر ابتلا به آنفلوآنزا شود.»

طبق دستورالعمل دولت آمریکا، پس ار بازگشایی نیز رعایت فاصله اجتماعی مدتی طولانی برقرار خواهند ماند مخصوصا برای افراد آسیب پذیر مانند سالمندان و افرادی که بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری ریوی، چاقی یا دیابت دارند. این می‌تواند باعث پدیده‌ای شود که استوارت ولف، معاون عملیات بالینی شرکت دل‌مدیکال آن را «کابوس آباد علمی تخیلی» می‌خواند، اجتماع دو گروه می‌شود، یک دسته می‌توانند لمس کنند و لمس شوند و دسته دیگر باید از دیگران جدا بمانند. دکتر ولف می‌گوید این می‌تواند عوارض روانی شدیدی داشته باشد: «ما برای قدرت و جوانی بیش از حد ارزش قائل شده‌ایم و احتمالا این تمایز ساختگی و اجباری ‘پیر و ناسالم ‘ و ‘جوان و سلامت ‘ به برخی صدمه زیادی خواهد زد.»

نیاز به ارتباط بدنی با دیگران در ما نهادینه است. به همین دلیل است که تخمین زده می‌شود رئیس جمهور آمریکا سالانه با ۶۵ هزار نفر دست می‌دهد.

آیا دست دادن منسوخ می‌شود؟

الکه وبر پروفسور روانشناسی و روابط عمومی در دانشگاه پرینستون می‌گوید: «ترک عادت سخت است، اما با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و در مورد فعلی بهداشتی، عادات و آداب اجتماعی هم عوض می‌شوند، مثل بستن پا در چین که در قدیم رسم بود.»

در حال حاضر گزینه‌های خوشامدگویی بدون تماس زیادی وجود دارند، به عنوان مثال، تعظیم کردن در جا‌های زیادی رایج است و گفته می‌شود دلیل کم بودن تلفات کرونا در تایلند همین بوده است. مثال‌های دیگر، تکان دادن دست یا سر و خندیدن و علامت‌های مختلف با دست هستند که در آن‌ها تماس فیزیکی وجود ندارد.

پرفسور لگار می‌گوید طنز تلخ شیوع کرونا این است که انسان‌ها دقیقا در شرایط پراسترس است که به لمس دیگران احتیاج دارند: «به این فکر کنید که با کسانی که سوگوارند یا برایشان اتفاق بدی افتاده چطور مواجه می‌شویم، یا آن‌ها را بغل می‌کنیم یا کنار آن‌ها می‌نشینیم و دستی به شانه‌شان را می‌زنیم.»

دلیانا گارسیا در حوزه بهداشت عمومی و بیماری‌های عفونی کار می‌کند و از این رو سعی می‌کند تا می‌تواند از دست دادن پرهیز کند. با این حال ترک بعضی از عادت‌ها سخت‌تر است مثل رعایت فاصله اجتماعی با مادر ۸۵ ساله‌اش: «من بغل کردن دیگران را بسیار دوست دارم. مادرم با من فاصله‌ای ندارد و دلم می‌خواهد از جا بلند شوم و پیشش بروم و ببوسمش و به او بگویم دوستش دارم.»

آیا دست دادن منسوخ می‌شود؟

او می‌گوید این نیاز شدید در تضاد با نگرانی از بیماری است و باعث «رقصی ناموزون» با مادرش می‌شود: «به من که نزدیک می‌شود اضطرابم زیاد می‌شود. نکند مریضش کنم؟ به همین دلیل خودم را عقب می‌کشم، ولی اگر ببینم دارد دور می‌شود دنبالش راه می‌افتم. من برای قوت قلب به لمس نیاز دارم، ولی نمی‌توانم بگذارم او نزدیکم شود. ما مانند قطب‌های همنام آهن‌ربا یکدیگر را دفع می‌کنیم.»

پرفسور وبر می‌گوید آینده عاری از هر نوع لمس و دست دادن بعید به نظر می‌رسد، اما فعلا راه بهتری نیست: «به نظر من در حال حاضر مردم زیاده‌روی نمی‌کنند، کاملا برعکس. بقا و تلاش برای زنده ماندن یکی از غرایز اولیه ومهم انسان است. راه دیگر، برگشتن به روال سابق است و نادیده‌گرفتن سالمندان و افراد خیلی چاق و مبتلایان به بیماری‌های زمینه‌ای که خواهند مرد، تا زمانی که مصونیت گله‌ای ایجاد شود و این طول می‌کشد.»

ولی دست دادن را به این زودی کنار نگذارید. آرتور مارکمن، استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه تگزاس در آستین می‌گوید زندگی پربار و پر از روابط اجتماعی هم مثل پرهیز از بیماری برای بقای انسان ضروریند: «شاید ابتدا باید بیشتر به شستن مکرر و استفاده از صدعفونی‌کننده‌های دست و پرهیز از دست زدن به صورت تمرکز کنیم تا اینکه کاملا دست دادن را کنار بگذاریم.»

«نگرانی اصلی این است که روال طبیعی جدید، عاری از هر نوع لمس باشد و و متوجه نشویم که با پرهیز از لمس افراد در حلقه اجتماعی‌مان، چه چیزی را از دست می‌دهیم.»

منبع: bbc

اگر داغ دارید، اگر هم‌درد ندارید، این مطلب را بخوانید


وب‌سایت فرارو: کنار آمدن با مرگ عزیز مان یکی از دشوارترین کارهاست که معمولاً برای آن آمادگی ندارید. همانطور که انسان‌ها با هم متفاوت هستند، مرگ آن‌ها هم متفاوت است. تنها نقطه اشتراک همه انسان‌ها این است که همه روزی می‌میرند.

همه ما خوب می‌دانیم که مرگ و نیستی، جزئی از زندگی است. به راستی، مفهومی واقعی به وجودمان می‌بخشد، زیرا به ما یادآوری می‌کند که حیات چقدر گران بهاست. غصه خوردن، نمود بیرونی ضایعه‌ای است که بر شخص وارد شده است. شاید اندوه وی از نظر جسمی، عاطفی و تن نکردشناسی (فیزیولوژی) بیان شود؛ برای مثال گریستن، نمایش جسمانی و افسردگی، تجلی روانی است. بیان این احساسات بسیار اهمیت دارد.

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم؟

واقعاً کسی برای بیرون ریختن غم از دست دادن عزیزان کاری نمی‌تواند انجام دهد، اما نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می‌کنیم، می‌تواند به شما برای کنار آمدن با این مشکل فوق العاده دردناک کمک کند.

احساسات‌تان را کنترل کنید

تفاوت‌های فردی در مواجهه با غم از دست دادن عزیز بسیار موثر است و افرادی که سلامت روان مناسبی نداشته باشند، تجربه‌های تلخ تری را در آن شرایط خواهند داشت. سازمان جهانی بهداشت، «سلامت» را نبود بیماری نمی‌داند بلکه سلامت را در داشتن رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی تعریف کرده است. با توجه به این تعریف، فردی دارای سلامت روان است که توانمندی‌های خودش را بشناسد و توانایی مقابله با استرس‌های روزمره را داشته باشد و به شکل مفید و موثری برای بهبود رفتار فردی و اجتماعی خود مشارکت کند.

یکی از استرس‌های بزرگ می‌تواند همین از دست دادن عزیزان باشد. یکی از ویژگی‌های مهم سلامت روان، توانایی کنترل و بروز مناسب احساسات و هیجانات است. مدیریت احساسات در غم از دست دادن عزیزان باید به گونه‌ای باشد که این احساسات نه سرکوب شود و نه افراطی و مهارگسیخته خود را نشان دهد.

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم؟

از تنهایی بپرهیزید

اولین واکنش بعداز، از دست دادن یک عزیز در بسیاری افراد داغ دیده، «انکار» مرگ عزیزشان است. هر فردی باید بداند که این غم فقط برای او پیش نیامده است و این یک رنج مشترکی است که افراد در هر طبقه اجتماعی و اقتصادی آن را تحمل می‌کنند.

اگر شناخت افراد از دنیا غیرواقعی باشد و در تصورات شان یک دنیای بدون مشکل برای خودشان در نظر بگیرند، تا حدودی از واقعیت‌ها فاصله خواهند گرفت و انتظار مواجه شدن با این اتفاقات ناگوار را نخواهند داشت. افرادی با چنین شرایط، قطعا تحمل سختی‌ها برایشان بسیار دشوار خواهد بود. پس پذیرش این موضوع که از دست دادن عزیزان اجتناب ناپذیر است، کمک زیادی می‌کند تا افراد با این واقعیت کنار بیایند.

جالب است که بدانید صحبت کردن با بازماندگان درباره عزیز از دست رفته و بیان نکاتی از زندگی او می‌تواند به آنان کمک کند. این کار باعث کاهش سنگینی غم و اندوه درونی افراد رنج دیده خواهد شد.

آزادانه اشک بریزید

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم؟

بعد از مرحله انکار، معمولا افراد داغ دیده وارد مرحله ناراحتی و خشم می‌شوند. یکی از راه‌هایی که انسان را به زندگی عادی بر می‌گرداند، تخلیه هیجانات و درد‌های درونی است. شخص داغ دیده برای التیام درد‌های درونی اش، چاره‌ای جز این که غمش را بروز دهد، ندارد. آزادانه اشک ریختن و گاهی ناله کردن از واکنش‌های طبیعی در غم از دست دادن عزیز است.

نباید فرد داغ دیده فکر کند، که این واکنش‌ها نشانه‌هایی از ضعف شخصیتی اوست. این واکنش‌ها نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه یکی از نشانه‌های سلامت روان یک فرد است که احساساتش را این چنین بروز می‌دهد. افراد داغ دیده باید در این مرحله به فکر مراقبت از سلامتی خودشان هم باشند تا بتوانند منطقی‌تر با این قضیه کنار بیایند و از این مرحله عبور کنند. یک نکته مهم دیگر در این مرحله، پرهیز از تحقیر، محکوم کردن و سرزنش خود است. مثلا افراد داغ دیده نباید فکر کنند که «اگر من فلان کار را انجام می‌دادم شاید عزیزم اکنون زنده بود».

پذیرش به معنی فراموش کردن عزیز نیست

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم؟

مرحله آخر هم مرحله پذیرش این مسئله است که اوج حزن و تنهایی افراد داغ دیده از این مرحله شروع خواهد شد. این مرحله معمولا بعد از پایان مراسم سوگواری شروع خواهد شد. افراد داغ دیده در این مرحله، باید از تنها ماندن بپرهیزند. این افراد باید به حضور دیگران در کنارشان برای همدردی و همدلی توجه کنند، زیرا این امر به آن‌ها کمک زیادی در سبک شدن این غم خواهد کرد.

این افراد باید به خودشان اطمینان بدهند که می‌توانند این بحران عاطفی را پشت سر بگذارند. نباید تصور کنند که بازگشت به زندگی عادی به این معنی نیست که آن عزیز فراموش شده است! الگو گرفتن از افرادی که چنین غم‌هایی را با موفقیت پشت سر گذاشته اند نیز می‌تواند کمک زیادی به خانواده داغ دیده کند.

اینجا ایران، تحویل اسلحه پس از ۲۴ ساعت با دلیوری!


روزنامه شرق – محمد باقرزاده: عصر سه‌شنبه، هفتم مرداد ۹۹، ساکنان سعادت‌آباد تهران تصاویری را به چشم دیدند که پیش از آن، فقط وصفش را در رمان‌های روسی خوانده یا در فیلم‌های آمریکایی دیده بودند؛ در این روز دو جوان اسلحه‌به‌دست از ماشین پیاده می‌شوند و مستقیم همدیگر را هدف می‌گیرند. آن‌طور که بعد‌ها پلیس اعلام کرد ماجرا به دوئلی عاشقانه و از پیش طراحی‌شده برمی‌گشت: «سهراب» روز پیش از حادثه و در جشن تولد «خشایار»، متوجه دوستی خشایار با دختر موردعلاقه خود می‌شود و همان‌جا هم قراری برای نبردی تن به‌تن معین می‌کنند.

دوئل سعادت‌آباد اولین درگیری مسلحانه در خیابان‌های تهران نیست و این ماجرا در ماه‌های گذشته بار‌ها در پایتخت ایران و دیگر شهر‌ها تکرار شده است. حالا حتی آمار رسمی هم افزایش استفاده از سلاح گرم را تأیید می‌کند؛ خودکشی با سلاح گرم و نزاع خیابانی با اسلحه در سال‌های گذشته روند صعودی به خود گرفته و کار تا جایی پیش رفته که حالا مرگ بر اثر اصابت گلوله به یکی از پرتکرارترین عبارات در گواهی فوت تبدیل شده است. افزایش آمار‌های رسمی البته دلایل متفاوتی دارد، اما به نظر می‌آید ریشه این افزایش استفاده از اسلحه در جایی دیگر است؛ بازار داغ فروش سلاح گرم.

فروش سلاح؛ تحویل درِ منزل

فروش تضمینی با «دلیوری شبانه»

مدیر گروهی سه‌هزار‌نفره در تلگرام است و صفحه‌ای هم در اینستاگرام دارد؛ نامش «احمدخان» است و می‌گوید اینجا همه آشنا و تأیید‌شده هستند. برای اعتمادسازی البته هرکسی را به گروه راه نمی‌دهد و دست‌کم باید یکی از خریداران پیشین، شخص جدید را معرفی و تأیید کنند. «حسین» که حدود سه سال پیش یک کلت برتا به همین روش از احمدخان خریده حالا در نقش معرف ظاهر می‌شود. «ببین برای من هر حرفی سنده مگه اینکه خلافش ثابت بشه، ولی وای به حال روزی که خلافش ثابت بشه. اگه حسین‌آقا بگه تأییدی پس تأییدی، ولی دیگه باقی‌ا‌ش با خودت».

این‌ها را احمدخان در همان پیام‌های اول می‌گوید و بلافاصله توضیح می‌دهد که «همه چی رو تو گروه توضیح دادیم. از نارنجک تا کلت و انواع اسلحه شکاری هم داریم. فقط بگو چی می‌خوای، ولی قیمت‌ها همه بیشتر از اونیه که اونجا نوشتیم». او که تأکید فراوانی بر فروش تضمینی دارد، روند فروش را هم به این شکل توضیح می‌دهد: «باید ببینی چی می‌خوای. اگه داشته باشیم که پول رو کارت‌به‌کارت می‌کنی و ۲۴ ساعت بعد اسلحه رو تحویل می‌گیری. در تهران ۲۴ساعته، ولی شهرستان یک تا دو روز کاری.

اگه هم نداشته باشیم تا آخر هفته موجود می‌شه». احمدخان اصرار دارد که این فروش تضمینی است، اما چگونه می‌شود به این روند اعتماد کرد و اگر پس از پرداخت پول، اسلحه دریافت نشود چه تضمینی وجود دارد؟ برای این پرسش هم پاسخ آماده دارد: «بالاخره با یه آشنا به گروه وصل شدی دیگه. درسته؟ همون آشنا تضمین کار ما هم هست. حتما قبلا خرید داشته که حالا معرف شده و وقتی اون اسلحه‌شو گرفته تو هم می‌گیری. کلت و تفنگ بخوای شب به دستت می‌رسه و بخوای همون‌جا تست هم می‌شه. دلیوری ما تضمینیه. اگر هم اتفاقی بیفته و مشکلی پش بیاد ما باز همونی که خرید کردی رو برات می‌فرستیم».

منظور از مشکل، احتمال دستگیری یا شرایط پیش‌بینی‌نشده در مرحله ارسال است، اما تأکید دارد که مسئولیت این شرایط با فروشنده است. اگرچه پیوستن به گروه احمدخان و سفارش اسلحه از او نیاز به معرف و شرایطی خاص دارد، اما همه فروشنده‌ها چنین احتیاطی را رعایت نمی‌کنند. کافی است در قسمت جست‌و‌جوی شبکه‌های پیام‌رسان مجازی یا شبکه‌های اجتماعی عباراتی مانند «فروش اسلحه» را جست‌و‌جو کنید تا با صفحات و گرو‌های مختلفی روبه‌رو شوید.

برای مثال کانال «فروش اسلحه» با حدود سه هزار فرد دنبال‌کننده، در متنی روند فروش را به این شکل توضیح داده است: «نحوه سفارش محصول: ۱-واریز مبلغ جنس به‌صورت کارت‌به‌کارت. ۲- سپس ارسال آدرس مقصد در پی‌وی تا به‌صورت حضوری جنس تحویل داده شود». ارتباط با مدیر این کانال هم کار دشواری نیست و آدرس او در قسمت توضیحات همین کانال آمده است. ارسال پیام برای او با پاسخ سریع و البته فرستادن ده‌ها تصویر از انواع اسلحه، باطوم، دستبند، شوکر برقی، گاز اشک‌آور و مواردی از این دست همراه است. می‌نویسد که «اگر طالب باشی فقط کافی است پول را کارت‌به‌کارت کنی و اگر بیشتر از سه قلم جنس بخواهی تخفیف هم داریم». اما این اسلحه‌ها به چه شکل و از چه مسیری به دست فروشندگان و دلالان اسلحه می‌رسد؟ یکی از این روش‌ها ورود قاچاق از مرز‌های و سپس ارسال به دیگر نقاط کشور است.

فروش سلاح؛ تحویل درِ منزل

‌شوتی‌های اسلحه

شماره تماسش را یکی از رانندگان کالا‌های قاچاق می‌فرستد و می‌گوید مورد تأیید است. او خودش در مسیر جنوب به مرکز، معمولا گناوه و دیلم به سمت اصفهان، انواع کالای قاچاق جابه‌جا می‌کند، اما می‌گوید تا الان حاضر نشده اسلحه ببرد، چون «هم خطرناک است و هم اینکه دل و وجدانم با این کار نیست». با همان زنگ اول پاسخ می‌دهد و در ابتدای تماس، می‌گوید در جریان دلیل تماس هست. می‌گوید همکاران من را «میرشکال جاده» صدا می‌کنند، ولی اصراری به استفاده از این عبارت مستعار هم ندارد: «هرچی دوست داری بنویس. برای من فرقی ندارد. فقط جوری ننویسی که برای ما دردسر درست شود. اعتماد کردیم، ولی حواست باشه».

اما چرا باید جوانی ۲۷، ۲۸‌ساله چنین شغل و کار خطرناکی را انتخاب کند؟ هنوز پرسش تمام نشده، به سرعت و مفصل توضیح می‌دهد: «زندگی خرج داره، کار نیست، تو کار پیدا کن تا من همین الان این ماشین را بفروشم و کارم رو تغییر بدم. فکر کردی از رو شکم‌سیریه؟ ما از لحظه‌ای که استارت می‌زنیم دیگه مرگ و تصادف و دستگیری بالاسرمونه و هر بار فقط شانس میاریم و خواست خداست که سالم می‌رسیم. سرعت ۲۰۰ کیلومتر اونم با بار قاچاق و این جاده‌ها شوخی نیست».

درباره نوع باری که از جنوب به سمت مرکز کشور جابه‌جا می‌کند هم توضیحات مفصلی دارد: «بار که مال من نیست. من فقط تحویل می‌گیرم و تحویل می‌دم. صاحب‌بار معمولا خودش اسکورت می‌کنه؛ با فاصله از من مسیر را میاد که اگر اتفاقی افتاد کمک کنه. هر باری بگه من انتقال می‌دم. اسلحه هم بردم، ولی دو، سه بار. چون پولش بیشتر بود قبول کردم، ولی دیگه قبول نمی‌کنم».

درباره دلیل این تصمیم هم از یک تصادف و اتفاقات یک سفر می‌گوید: «ما اگر خدای ناکرده تصادف کنیم، اسکورت سر می‌رسه و بار رو قبل از اینکه پلیس برسه جمع می‌کنه. می‌دونی چرا؟ چون اگه پلیس بار قاچاق رو ببینه ماشین رو نگه می‌داره و جریمه سنگین و کار به دادگاه کشیده می‌شه. همین هفت، هشت ماه پیش یه بار اسلحه داشتم که سالم رسوندمش، ولی دقیقا سفر بعدش تصادف سختی کردم. خدا رحم کرد که جنس قاچاق خطرناک نبود؛ چای و نسکافه و این چیزا بود. اسکورت سریع بار را بین مردمی که جمع شده بودند تقسیم کرد و به خیر گذشت. اما اگر بار اسلحه می‌بود بدبخت می‌شدم. بعد از همون تصادف گفتم دیگه توبه. دیگه اسلحه و گاز اشک‌آور و این چیزا نه». او البته می‌گوید از همکارانش شنیده که همچنان بار اسلحه هم جابه‌جا می‌شود و زیادتر هم شده، اما توضیح می‌دهد که خودش دیگر نه این کار را می‌کند و نه اطلاعات دقیقی دارد.

‌جوازدار یا بی‌جواز

آمار رسمی و همچنین اظهارات چندین مقام قضائی و انتظامی ایران در چند سال گذشته از افزایش مرگ با سلاح گرم حکایت دارد و بر اساس همین آمار در چهار سال گذشته بیش از یک‌سوم قتل‌ها در ایران با سلاح گرم رخ داده است. در آمار خودکشی هم شرایط تا حدی شبیه به دیگرکشی است و در این مورد هم آمار پایان‌دادن خودخواسته به زندگی با افزایش استفاده از اسلحه گرم آشکار است.

این افزایش استفاه از اسلحه گرم برای جان‌گرفتن در حالی است که در بسیاری از موارد، اسلحه به‌کارگرفته‌شده فاقد جواز است که معنای آن خرید اسلحه از بازار‌های غیرقانونی است. به‌طور خلاصه سلاح‌های موجود در ایران به دو گروه جوازدار و بی جواز دسته‌بندی می‌شوند. سلاح‌های مجوزدار، سلاح‌هایی هستند که برای کاربرد‌هایی همچون شکار، ورزش یا حفاظت از گله، با شرایطی خاص در اختیار افراد قرار می‌گیرند که البته از این سلاح‌ها هم در تیر‌اندازی‌های خیابانی یا نزاع بین طایفه‌های مختلف در مناطق عشایری استفاده می‌شود. دسته دیگر، اما سلاح‌های جنگی بدون مجوز است که معمولا از سوی قاچاقچیان سلاح از کشور‌های همسایه وارد می‌شوند.

فروش سلاح؛ تحویل درِ منزل

‌آمار اسلحه‌های غیرقانونی در دست ایرانیان

اگرچه بازار قاچاق و اسلحه‌های غیرقانونی به خطری جدی برای سلامت جامعه ایران و همچنین حیات وحش ایران تبدیل شده، اما مشابه بسیاری از حوزه‌های دیگر، هنوز آمار دقیقی از میزان تلفات این اسلحه‌ها و همچنین تعداد آن‌ها در دست نیست. در‌این‌باره البته مسئولان در چند سال گذشته آماری تقریبی را چندین بار اعلام کردند. به عنوان مثال مهر ۹۴ «فرهاد دبیری»، معاون وقت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست، از عدد یک‌میلیون‌و ۶۰۰ هزار اسلحه غیرمجاز سخن گفت: «در حال حاضر حدود یک‌میلیون‌و ۶۰۰ هزار قبضه اسلحه غیرمجاز در میان مردم داریم و نزدیک به همین میزان هم اسلحه مجاز در دست مردم است».

علاوه بر این پیش از این هم «جمشید محبت‌خانی»، فرمانده وقت یگان حفاظت سازمان محیط زیست کشور، با انتقاد از توزیع سلاح‌های شکاری مجوزدار، این اسلحه‌ها را زمینه‌ساز تبدیل ایران به سیاهچاله پرندگان دانست و گفت: «اگر سلاح شکاری مجوزدار به دست مردم می‌دهیم، باید محل استفاده آن را هم بدانیم، اما متأسفانه تاکنون حتی موفق به شمارش تعداد این سلاح‌های مجوزدار هم نشده‌ایم». این اظهارات و موارد مشابه از آثار منفی این بازار داغ سلاح بر محیط زیست ایران هم خبر می‌دهد.

ریشه‌های جامعه‌شناختی گرایش به اسلحه در ایران امروز

چه عواملی باعث شده که بخشی از جامعه امروز ایران علاقه‌مند به خرید اسلحه گرم غیرمجاز شود و ریشه این گرایش به اسلحه در کجاست؟ آینده جامعه‌ای با این میل رسیدن به سلاح گرم چه خواهد بود؟ «احمد بخارایی»، جامعه‌شناس و مدیر گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی در انجمن جامعه‌شناسی ایران، دراین‌باره از دو عامل هویتی مهم احساس امنیت و تلاش برای کسب هویت، سخن می‌گوید.

این عضو هیئت علمی دانشگاه در توضیح این دو عامل می‌گوید: «احساس امنیت و تلاش برای کسب هویت دو عامل بزرگی است که اعضای یک جامعه را به جهات مختلف اجتماعی سوق می‌دهد؛ به این معنا که اگر احساس امنیت بالا باشد و روند هویت یابی، روندی منطقی و سهل باشد، افراد طبیعتا کمتر به کج‌روی‌ها و هنجاری‌شکنی‌ها روی می‌آورند و زندگی کم‌وبیش معمولی‌ای خواهند داشت. معمولی هم به معنای مشارکت در جامعه، رضایت نسبی از امروز و امید معمول نسبت به آینده است. اما اگر احساس امنیت در جامعه‌ای کاهش پیدا کند و روند هویت‌یابی با مانع مواجه شود، افراد بر اساس تئور‌های جامعه‌شناختی به سمت انحرافات اجتماعی روی می‌آورند».

فروش سلاح؛ تحویل درِ منزل

بخارایی در توضیح این گرایش جامعه سرخورده به انحرافات هم می‌گوید: «انحرافات هم انواع و اقسام دارد؛ به عنوان مثال وقتی در جامعه‌ای این احساس ایجاد شود که فرصت برابر وجود ندارد، ممکن است افرادی به ابداع و نوآوری از نوع منفی روی بیاورند. این ابداع و نو‌آوری به این معناست که افراد از راه‌های غیررایج و غیرمعمول استفاده می‌کنند تا به اهداف باارزش در جامعه دست پیدا کنند. به عنوان مثال در داستان فساد ماجرا به این صورت است که وقتی کارمندی نمی‌تواند به اهداف تعریف‌شده در جامعه که حالت سرمایه‌دارانه دارد (ماشین خوب، ویلای خوب، محل زندگی خوب و…) برسد، میان‌بر‌ها را تعریف می‌کند و انحراف شکل می‌گیرد و این ریشه فساد در جامعه است».

به تعبیر مدیر گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی در انجمن جامعه‌شناسی ایران، افرادی که نمی‌توانند در مسیر ابداعی به اهداف دارای ارزش در جامعه دست پیدا کنند، به انزوا می‌روند که انزوا ریشه انحرافات اجتماعی می‌شود: «همه افراد نمی‌توانند از این مسیر پیش بروند و بنابراین گروهی منزوی می‌شوند. این انزوا به بحث رواج اسلحه مرتبط می‌شود. این منزوی‌ها، افسرده می‌شوند، روی به خودکشی می‌آورند و دسته‌ای دیگر هم ممکن است روی به ابداع و خلق وسایل و اهداف بیاورند؛ به اصطلاح طغیانگر می‌شوند.

این طغیانگر‌ها وقتی می‌بینند نمی‌توانند با سلاح سرد به هدف خود برسند، سراغ سلاح گرم می‌روند؛ یعنی احساس ناامنی و تنهایی می‌کنند و چتر حمایتی جامعه را بالای سر خود نمی‌بینند و در این میان افراد هرکدام به سمت‌وسویی از انحرافات اجتماعی می‌روند. این انحرافات می‌تواند دزدی، خودکشی، طلاق و خشونت باشد که الان شاهدیم در همه این انحرافات آمار در حال افزایش است. تردیدی نیست که فروپاشی اجتماعی در جامعه شکل گرفته و در حال شدت‌گرفتن است و بنابراین این انحرافات هم با بگیروببند حل نمی‌شود به‌ویژه آنکه خشونت زیاد با مردم، موجب تشویق مردم به دفاع از خود می‌شود».

«مصطفی آبروشن»، جامعه‌شناس، هم در تحلیل این شدت‌گرفتن میل جمعی به خرید اسلحه به کاهش آستانه تحمل اشاره می‌کند و می‌گوید: «آنچه باعث می‌شود افراد به دنبال اسلحه بروند، کاهش آستانه تحمل افراد و ناکامی‌های گسترده اجتماعی است. اگر مانعی در راه رسیدن به هدف ایجاد شود و فرد دچار ناکامی شود، می‌تواند بستری برای بروز خشونت باشد. در واقع خشونت یک نوع پاسخ اعتراض‌آمیز است که فرد در مقابل فشار‌های درونی و بیرونی که به وی تحمیل شده، از خود بروز می‌دهد و هر چقدر نظام اجتماعی در پاسخ به نیاز‌هایی که از منظر فرد ضروری تلقی می‌شود، بی‌تفاوت عمل کند، شاهد افزایش نزاع‌ها با ابزار‌های متنوع خواهیم بود».

نگاهی حقوقی به ماجرای اسلحه در ایران

سیامک پاکبار. حقوق‌دان و وکیل پایه‌یک دادگستری: در کشور ما و مطابق با قانون اساسی ایران، اصل بر ممنوعیت حمل و نگهداری سلاح گرم غیرمجاز است. آخرین قانونی که در این زمینه در کشور ما تصویب شده و همه قوانین قبلی را نسخ کرده است، قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز است که در سال ۱۳۹۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

فروش سلاح؛ تحویل درِ منزل

قانون‌گذار در فصل دوم این قانون، در مواد مختلفی به جرم‌انگاری و تعیین مجازات برای قاچاق، خرید و فروش و توزیع، حمل، نگهداری سلاح اعم از سلاح سرد جنگی، سلاح شکاری، سلاح گرم سبک خودکار و غیرخودکار و همچنین سلاح گرم سنگین و نیمه‌سنگین مبادرت کرده و درخصوص سلاح‌های گرم جنگی و شکاری، حتی تعمیر بدون مجوز آن‌ها را نیز جرم‌انگاری کرده است.

اما با توجه به اینکه سؤال مطروحه صرفا درخصوص میزان مجازات حمل سلاح گرم است باید عرض کنم که مجازات خریداری، نگهداری و حمل سه نوع اسلحه گرم در ماده ۶ قانون فوق‌الذکر به تفکیک بیان شده است؛ در مورد سلاح گرم سبک غیرخودکار، حبس از شش ماه تا دو سال یا جزای نقدی از ۲۰ میلیون ریال تا ۸۰ میلیون ریال در نظر گرفته شده است. درخصوص سلاح گرم سبک خودکار، حبس از دو تا پنج سال و درخصوص سلاح گرم سنگین و نیمه‌سنگین، حبس از پنج تا ۱۰ سال تعیین شده است.

به نظر می‌رسد نظام حقوقی ایران در این رابطه دچار خلأ قانونی نبوده و میزان مجازات‌های در نظر گرفته‌شده و موارد تشدید و تخفیف آن با توجه به تفکیک نوع سلاح‌ها از یکدیگر، می‌تواند در راستای پیشگیری از حمل سلاح، در حد خود مؤثر باشد.
به عقیده نگارنده این سطور، صرف وجود قوانین خوب و مؤثر نمی‌تواند به‌طور صددرصدی در پیشگیری از وقوع جرائمی از این دست کافی باشد. عوامل دیگری نیز قطعا در این خصوص مؤثرند.

عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در این راستا دارند. می‌دانیم که در برخی مناطق کشور میزان استفاده از سلاح نسبت به سایر مناطق کشور بیشتر است. این در حالی است که قانون مجازات حمل سلاح، آنجا هم وجود داد، اما گویا نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی در آن مناطق بیشتر است. یا شاید می‌بینیم که استفاده از سلاح در درگیری‌ها در برخی از افراد موجود در طبقات سطح پایین‌تر جامعه بیشتر است. اینجا نیز شاید عوامل اقتصادی، سبب شده است آن‌ها خشن‌تر از افرادی شوند که سطح رفاه بهتری دارند.

البته این عوامل عمومیت ندارند و بخشی از این خشونت نیز ریشه در نوع تعاملات و تربیت خانوادگی افراد دارد. از بیان این عوامل قصد داشتم به این نتیجه برسم که قرار نیست با داشتن قوانین خوب در یک حوزه خاص، شاهد هیچ‌گونه ناهنجاری یا جرمی در آن حوزه نباشیم. بلکه لازم است هر قشر و هر منطقه را با معیار و ابزار مرتبط با خودشان آسیب‌شناسی کنیم و راه‌حل کاهش آن ناهنجاری را بیابیم.

در واقع باید ببینیم ریشه گرایش برخی از مردم به استفاده از سلاح به‌طور کلی و سلاح گرم به‌طور خاص چیست؟ باید مشخص شود چرا آستانه تحمل مردممان در مقابل مشکلات در این حد پایین آمده است که به فکر حمل یا نگهداری سلاح بیفتند؟ اصلا چرا احساس ناامنی می‌کنند؟ باید بررسی کرد آیا اگر نوع و میزان مجازات‌ها، سنگین‌تر از مجازات‌های مندرج در قانون مزبور شود، این تشدید، باعث کاهش استفاده از سلاح گرم می‌شود؟

بِرند‌های دوران قبلِ چین؛ از بِلا و تولی‌پرس تا پارس و اَرج


روزنامه خراسان – علیرضا کاردار: هرکدام از ما نام برند‌ها و محصولاتی را به یاد داریم که اکنون خبری از آن‌ها نیست. یا در خبر‌ها گفته می‌شود این برند‌ها فعال هستند، ولی در عمل هیچ محصولی از آن‌ها در بازار نمی‌بینیم. تا همین چند سال پیش هم آگهی‌های تلویزیونی پر بود از نام‌های آشنایی که همه به یاد داشتیم و با تبلیغات‌شان سرگرم می‌شدیم، ولی امروزه دیگر یادی از آن‌ها نمی‌شود و در بیشتر موارد آن برند و کارخانه، عمدتا به دلیل سیاست‌های غلط خصوصی‌سازی و واردات بی‌رویه تعطیل شده است.

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

در مطلب امروز سراغ چند نام تجاری معروف رفته‌ایم تا ببینیم چه بر سرشان آمده و سرنوشت آن برند و محصولاتش چه شده است؟ از ارج بگیرید تا آزمایش و پارس‌الکتریک، تولی‌پرس و …. البته در بین برند‌هایی که در تاریخ محو شدند، نام‌هایی هم وجود دارد که گفته می‌شود خوشبختانه بعد از سال‌ها رکود و نداشتن فعالیت، دوباره تولید را از سر گرفته‌اند که امیدواریم فقط در حد خبر روی کاغذ نباشد.

از باتری قلمی تا لپ‌تاپی که تولید نشد

نام برند: پارس الکتریک

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

زمانی در خانه هر ایرانی حداقل یک محصول پارس وجود داشت. از تلویزیون‌های سیاه و سفید نقلی‌اش گرفته تا باتری‌هایی که قدیمی‌ها به آن قوه می‌گفتند! کارخانه‌های پارس توشیبا، پارس شهاب، پارس الکتریک، باتری پارس، لوازم خانگی پارس و چندین واحد صنعتی دیگر توسط محمدهاشم برخوردار از سال ۱۳۴۱ بنیان گذاری شدند تا هشت هزار نفر در این کارخانه‌ها مشغول کار شوند. این مجموعه بعدا دولتی شد و تحت نظر سازمان صنایع ملی ایران به فعالیت خود ادامه داد. پارس‌الکتریک به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های تأمین اجتماعی در سال ۱۳۷۱ به فعالیت خود ادامه داد.

از بین شرکای تجاری این شرکت تنها گروندیگ آلمان که در بین برند‌های صوتی و تصویری برند درجه سوم اروپا به شمار می‌آمد، با این شرکت همکاری‌اش را ادامه داد. گروندیگ چند سال پیش برای همیشه تعطیل شد و پارس الکتریک نتوانست این برند را خریداری و به نام خود ثبت کند از این رو برای تولید تلویزیون دست نیاز خود را به سمت کارخانه‌های کره‌ای دراز کرد تا با یکی از قدیمی‌ترین برند‌های صوتی و تصویری آسیا همکاری کند.

پارس الکتریک در حالی که می‌رفت علاوه بر تولید تلویزیون‌های ال‌سی‌دی، لپ‌تاپ ایرانی را هم وارد بازار کند، با تغییر ناگهانی مدیرعاملش مواجه شد تا مثل چند برند دیگر با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو شود. کارخانجات پارس الکتریک سال‌ها متروکه مانده بود، ولی گویا مدتی است دوباره فعالیت اش را از سر گرفته است.


شیر‌های دوقلوی خسته از واردات

نام برند: کفش بلا

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

اگر سن و سالی ازتان گذشته باشد و دوران جوانی را پشت سر گذاشته باشید، حتما شمایل دو شیر که یک آرم بلا را در بر گرفته‌اند به یاد دارید. کفش بلا، به نوعی دومین برند معروف کفش ایرانی بود، پس از کفش ملی. رقابت این دو کفش و در بازه‌ای، کفش وین، زبانزد خریداران کفش در ایران بود. کفش بلا، تولدش را وامدار خانواده عمیدحضور است. پدر و پسرانی که از کاشان به تهران کوچ و پس از مدتی با خرید یک زیرپله در بازار، فروش کیف و کفش را آغاز کردند.

همین موضوع مقدمه‌ای شد تا خشت اول بنای «بلا» را بگذارند. سیستم توزیع به تدریج کفش بلا را از تولید و تجارت ملی مبدل به یک شرکت بزرگ برای برندسازی و مارکتینگ صنعتی در ابعاد ملی کرد. تولیدات بلا کفش‌های مختلفی مثل پوتین، کفش‌های مجلسی، ورزشی و دمپایی را دربر می‌گرفت. با وقوع جنگ تحمیلی و مشکلات اقتصادی و نابه سامانی مالکان این برند، بلا در مسیر نزولی قرار گرفت. پس از مدتی به دلایل مختلف از قبیل رکود بازار، واردات کفش‌های بی‌کیفیت و ارزان خارجی و مدیریت ناموفق، بلا نیز به سرنوشت دیگر برند‌های خاطره‌انگیزی که از بین رفتند، مبتلا شد.

خط تولید این کارخانه، قطعه قطعه و به بخش خصوصی واگذار شد. مدیریت این برند اکنون در دست یک بانک است به طوری که تنها با استفاده از فروشگاه‌های بلا در کل کشور کفش‌هایی را از دیگر تولیدکنندگان عرضه می‌کند. این سرنوشت تا بیخ گوش کفش ملی هم نزدیک شد، ولی خوشبختانه به طور کامل این دیگر برند محبوب را از پا درنیاورد. بلایی که بر سر کفش وین، سومین تولیدی بزرگ دوران دور صنعت کفش ایران آمد.


قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی ایران

نام برند: ارج

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

«ارج؛ نامی که می‌شناسید و به آن اطمینان دارید» تبلیغی بود که شاید هنوز در گوش خیلی‌ها مانده باشد. ارج یک سازنده بزرگ محصولات لوازم خانگی در کشور بود. این شرکت از سال ۱۳۱۶ با هشت کارگر ساده مشغول تولید شد و با قدمتی ۷۹ ساله، قدیمی‌ترین سازنده لوازم خانگی ایران لقب گرفت. در آغاز، کار‌های آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری انجام می‌داد و همچنین صندلی‌های تاشو نیز تولید می‌کرد.

در دهه ۱۳۵۰ فعالیت اش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی از جمله یخچال، بخاری، ماشین لباس‌شویی و کولر نیز روی آورد. انتخاب نام ارج برای قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی ایران، علاوه بر این که از اول نام خانوادگی خلیل ارجمند، بنیان‌گذارش گرفته شده بود، اختصار سه واژه آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری است. کارخانه ارج با شروع نهضت صنعتی شدن شروع به تولید یخچال برقی کرد. تولید یخچال در سال ۱۳۴۱ کاملا تصادفی رخ داد.

در مسافرتی که مدیر شرکت به دانمارک کرد هدفش بازدید از کارخانه‌ای برای تولید ظرف شویی بود و به توافق نهایی هم نزدیک شده بودند، اما با بازدید از کارخانه یخچال‌سازی نظرش عوض شد و ساخت یخچال را آغاز کرد. یک سال بعد آبگرمکن برقی ۵۰ گالنی ساخته ارج به بازار آمد. تولید آن توسط ارج به توسعه بهداشت شخصی مردم و افول خزینه و حمام‌های عمومی که عامل شیوع بسیاری بیماری‌ها بود کمک شایانی کرد. طی واگذاری‌ها، این کارخانه و دارایی‌های آن که به گفته هاشمی (مدیر کل دفتر صنایع فلزی و لوازم خانگی وزارت صنعت) فقط زمین و سوله کارخانه بود، واگذار شد.

گفته می‌شود این شرکت در دهه ۷۰ با یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی هم مواجه شد. در پی مشکلات مالی، کارخانه ارج رو به سقوط گذاشت تا سرانجام در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، پس از ۷۹ سال به طوررسمی تعطیل شد. گفته می‌شود شرکت ارج بعد از واگذاری در حال مذاکره با تولیدکنندگان لوازم خانگی خارجی برای شروع مجدد تولید است.


افول گرما و سرمای ایرانی

نام برند: آزمایش

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

کارخانه آزمایش در سال ۱۳۳۷ بنا شد. هنوز هم در خانه بسیاری از ایرانی‌ها حداقل یک محصول از کارخانه آزمایش وجود دارد، محصولات کارخانه‌ای که روزگاری به واسطه تولید وسایل گرمایشی و سرمایشی و به دلیل ایرانی بودن و تولید داخل کشور، با استقبال زیادی همراه بودند. آزمایش که توسط محسن آزمایش بنیان گذاشته شد، در ابتدا کارگاهی برای ساختن صندلی، مبل و آبکاری فلزات بود. روزگاری که گازکشی‌ها در تهران و چند شهر دیگر پا گرفته بود و بخاری‌های کپسولی در بورس بودند، آزمایش نیز به سرعت مدل‌های متنوع خود را به بازار عرضه می‌کرد.

بخاری، کولر و یخچال که از عمده تولیدات آزمایش به شمار می‌رفتند در آن روز‌ها حرف اول را در هر خانه‌ای می‌زدند و فروش قابل توجهی داشتند. بسیاری از کارشناسان و فعالان صنعت لوازم خانگی بر این باورند که یکی از دلایل افول آزمایش، نبود مدیریت مناسب این شرکت بود، چرا که نه تنها آمار بلکه سرمایه این شرکت نیز گویای توانایی تولید محصولات ایرانی است. سرمایه این شرکت که در روز‌های ابتدای کارش ۳۰ میلیون ریال بود پس از ۱۰ سال به ۲۰۰ میلیون تومان افزایش یافت و روز‌های شکوفایی آزمایش رقم خورد.

هنگامی که مدیریت این شرکت، رشد و توسعه آزمایش را به چشم دید، با پیش‌بینی تولید سالانه یک میلیارد ریال، زمینی به مساحت ۱۸۵ هزار متر در کیلومتر ۱۰ جاده آبعلی، سه راه آزمایش خریداری و کارخانه‌ای دیگر بنا کرد. این بار محصولات نسبت به گذشته با تنوع بیشتری همراه بود، چندین نوع یخچال، کولر، آب‌گرمکن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز نیز در کنار محصولات قبلی افزوده شد، اما فروش دیگر مانند گذشته نبود. فعالیت‌های تولیدی شرکت تا اوایل سال ۱۳۸۰ تا حدی رونق داشت و کالا‌های جدیدی مانند یخچال سایدبای‌ساید و فریزر بدون برفک به محصولات شرکت اضافه شد، اما بازار محصولات خارجی با این برند ایرانی یار نبود و آزمایش را به تعطیلی کشاند.

در همین سال‌ها مجموعه آزمایش از طریق بورس به بخش خصوصی واگذار شد. در سال ۱۳۸۸ به دلیل بدهی‌های فراوان، تعداد کارکنان واحد مرودشت آزمایش، از ۱۴۰۰ نفر به ۱۶۰ نفر کاهش یافت و کارخانه به حالت نیمه تعطیل درآمد. اما اکنون خبری از تولید کارخانه آزمایش نیست، چرا که متاسفانه دیگر برند ایرانی آزمایش در میان تعداد زیادی از محصولات لوازم خانگی مرده است.


نشانه پاکیزگی که دیگر نیست؟

نام برند: تولی‌پرس

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

یکی از معروف‌ترین آگهی‌هایی که سال‌ها پیش در رادیو و مخصوصا تلویزیون به‌طور مداوم پخش می‌شد، مربوط به محصولات شرکت تولی‌پرس بود. شرکت تولیددارو با تأسیس واحدی با نام واحد دترجنت، پودر لباس‌شویی «دریا» را در سال ۱۳۴۳ تولید و اولین محموله از آن با عنوان «کاروان دریا» را روانه بازار کرد.

با گسترش تقاضای بازار و لزوم افزایش ظرفیت تولید و تنوع محصولات شوینده، واحد دترجنت تولیددارو، با عنوان شرکت تولی‌پرس با ظرفیت سالانه ۷۵ هزار تن انواع پودر لباس‌شویی، به ثبت رسید و در سال ۱۳۵۲ به شهر صنعتی البرز در قزوین، انتقال یافت و با تولید محصولاتی از جمله پودر لباس‌شویی دریا و تک، پودر ماشین لباس‌شویی شوما، مایع ظرف شویی جام و آبشار، مایع نرم‌کننده لباس هاله و سفیدکننده زدا، شروع به فعالیت کرد. در ابتدای دهه ۶۰ و متعاقب تقاضای بالای بازار، شرکت تولی‌پرس اقدام به افزایش ظرفیت کرد و در سال ۱۳۷۹ از سهامی خاص، به سهامی عام تبدیل شد. کارخانه تولی‌پرس از ۲۷ مرداد ۹۷ به دلیل مشکل در تهیه مواد اولیه تعطیل شد.

پس از آن کارخانه در ۱۴ مهر ۱۳۹۷ بازگشایی شده بود که در ۲۸ مهر، تعطیلی دوباره آن اعلام شد. سال گذشته خانم زرآبادی نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت درباره وضعیت شرکت تولی پرس، گفته بود: «شرکت تولی‌پرس تولیدکننده و توزیع‌کننده مواد شیمیایی، دارویی و آرایشی است که تا پایان سال مالی ۱۳۸۹ متعلق به گروه سرمایه‌گذاری البرز بوده و در سال مالی ۱۳۹۰ به بخش خصوصی واگذار شد.

در شهریور ۹۷ شرکت تولی‌پرس اعلام کرد به دلیل نداشتن مواد اولیه، کارخانه تعطیل می‌شود. پس از بازدید انجام گرفته مشخص شد مواد اولیه به میزان کافی در کارخانه موجود است و شرایط شرکت نیازی به «اورهال» ندارد، اما خطوط تولید به حال خود رها شده است. پس از دو هفته تعطیلی کارخانه، موضوع تعطیلی تولی‌پرس مجدد مطرح شد. شرکت تولی‌پرس پس از واگذاری با مشکلات بسیار روبه‌رو شد، اما به دلیل استفاده از نام تجاری این مشکلات آشکار نشد.» با توجه به وب‌سایت شرکت، تولی‌پرس هنوز فعال است و تکذیبیه تعطیلی هم در آن قرار گرفته، ولی هم سایت مشکل بارگذاری دارد و هم مثل گذشته خبری از محصولات آن در بازار نیست.


سرگذشت تلخ یک چرخه ریسندگی

نام برند: نساجی مازندران

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

در کنار فروشگاه‌های کفش ملی، فروشگاه‌های نساجی مازندران حتی در دورافتاده‌ترین شهرستان‌های کشور نمایندگی داشت. اگرچه هنوز فروشگاه‌های کفش ملی و بلا در شهرستان‌ها زنده مانده‌اند، اما نمایندگی‌های فروش نساجی مازندران و حتی تابلوی سردر آن مغازه‌ها تقریبا از بین رفته‌اند. کارخانه نساجی قائمشهر که با نام نساجی مازندران هم شناخته می‌شود، از نخستین واحد‌های صنعتی بزرگ کشور محسوب می‌شد که کلنگ آن در سال ۱۳۰۷ به زمین زده شد و سال ۱۳۱۳ به بهره‌برداری رسید. بعد‌ها تعداد کارخانه نساجی در قائمشهر به سه واحد رسید تا چرخه ریسندگی کامل شود.

نساجی مازندران به غیر از فروشگاهی ۱۰۰ متری در قائمشهر، شعبه دیگری در کشور نداشت. نساجی مازندران از سه کارخانه تشکیل شده بود. در شماره یک واحد چیت‌سازی بود. در شماره دو منسوجات پرده‌ای، ملحفه‌ای، پیراهنی، فاستونی و… به تولید می‌رسید و کارخانه شماره سه که در سال ۱۳۵۶ از محل سرمایه شرکت و با مشارکت بانک صنعت و معدن به بهره‌برداری رسید، برای تولید نخ و منسوجات نخی و مصنوعی به کار گرفته شد. نساجی مازندران، قائمشهر را تبدیل به شهری بزرگ کرد تا به غیر از مازندرانی‌ها کارگرانی از سراسر کشور به این شهرستان هجوم آورند و به برکت وجود این کارخانه کسب روزی کنند.

گذشت زمان و تغییراتی از کاهش کشت پنبه در مازندران گرفته تا فرسودگی ماشین‌آلات و سنگینی بوروکراسی ناشی از مالکیت دولتی سبب شد تا مشکلات کارخانه‌های نساجی از سال ۷۲ با واگذاری آن به یک بانک بیرونی پیدا کند. مشکلات واحد‌های باقی‌مانده نساجی قائمشهر از دهه ۸۰ با واگذاری‌های مختلف و نسخه‌هایی که با تغییر هر دولت، وزیر و استاندار پیچیده می‌شد، به کلاف سردرگم تبدیل شد.

روند حرکت تولیدی در نساجی مازندران به گونه‌ای بود که با فرسودگی ماشین‌آلات، بخش‌های مختلف این سه کارخانه تعطیل شد. هرچند سال گذشته خبر‌هایی منتشر شد مبنی بر حمایت‌های دولتی و نهاد‌ها از این کارخانه‌ها تا دوباره به روز‌های اوج‌شان بازگردند و مدیر عامل نساجی هم در مصاحبه با ایرنا خبر از روغن‌کاری چرخ‌های این کارخانه داد، ولی با مراجعه به وب‌سایت شرکت متوجه می‌شویم که از زمستان سال گذشته هنوز به‌روز نشده و خبری از محصولاتش در بازار نیست.

حس‌خوبِ خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین


وب‌سایت چیدانه – طلوع حقیقت: شاید این یک قانون و یا بهتر است بگوییم باور مشترک است که روح و حس و حال همه افراد در خانه هایشان به جا می‌ماند. حتی اگر تمامی وسایل به کلی تغییر کنند و یا خانه به طور کامل زیر و رو شود، همیشه سلیقه و روحیات افراد خانواده در جای جای خانه احساس می‌شود و به آن روح می‌بخشد. شاید به همین دلیل هم باشد که خانه هر کسی محل امن دوست داشتنی او به حساب می‌آید. در این مطلب به سراغ خانواده‌ای رفته ایم تا داستان دکوراسیون خانه ۹۰ متری این خانواده کوچک، اما خوش حس و حال را از زبان خودشان بشنویم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

خانه سحر و امیرحسین در یک نگاه:

تعداد افراد ساکن: ۳ نفر

شغل صاحب خانه: شغل آزاد و مدیریت شهر کتاب

موقعیت: تهران، محله سهروردی

متراژ فضا: ۹۵ متر

طبقه: سوم

ملک: شخصی

تعداد سرویس بهداشتی: یک عدد

سبک دکوراسیون: کلاسیک

رنگ‌های غالب: سبز، بنفش و…

طراح: خانم و آقای خانه

مدت زمان که طراحی داخلی و بازسازی: یک ماه

هزینه تقریبی بازسازی منزل: ۱۵ میلیون ۵ سال پیش

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

داستان دکوراسیون خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین

دکوراسیون خانه خود را در ۵ کلمه توصیف کنید.

ساده، راحت، کاربردی، پر از رنگ و پر از نور

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

دلیل انتخاب این خانه برای شما چیست؟ چه مدت برای پیدا کردنش زمان سپری شد؟

دلیل انتخاب این خانه پنجره‌ها و نورگیری فضایش بود. علاوه بر این، خانه ما از دسترسی خوب محلی نیز برخوردار بود و همه این‌ها باعث شد که آن را به عنوان خانه رویاهایمان انتخاب کنیم. حدود سه هفته نیز طول کشید تا توانستیم این خانه را پیدا کنیم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

داستان دکوراسیون و بازسازی خانه خود را تعریف کنید.

داستان بازسازی منزل و دکوراسیون خانه ۹۰ متری از این قرار بود که وقتی وارد این خانه شدیم با یک آشپزخانه پانزده متری و یک راهروی باریک مواجه شدیم. فضای خانه تقریبا تاریک و دلگیر بود و به همین دلیل هم به همسرم گفتم که اگر بخواهیم به این خانه بیاییم باید خودمان دستی به سر و رویش بکشیم و تغییراتی در آن ایجاد کنیم. به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم که این آشپزخانه را از وسط خانه برداریم! خودمان کلنگ زدیم و خودمان کندیم و خودمان هم ساختیم… باید بگویم که تجربه سخت، ولی لذت بخشی بود.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

رنگ و سبک دکوراسیون خانه ۹۰ متری

چرا این رنگ و سبک را برای چیدمان انتخاب کرده اید؟

این سبک چیدمان را انتخاب کردم، چون دوست دارم منزلم پر از رنگ و نور باشد. متاسفانه معمولا در خانه‌های ایرانی کمتر از رنگ‌های پر از روح استفاده می‌شود و بیشتر رنگ‌های غالب، کرم یا قهوه‌ای هستند. ما ترکیب چوب و رنگ‌ها را خیلی می‌پسندیم و به همین دلیل هم سعی کردیم که در خانه مان از این ترکیب زیبا و سرشار از حس خوب استفاده کنیم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

داشتن چه فضا یا وسیله‌ای در خانه تان اهمیت زیادی داشت؟

وجود کتابخانه برای ما خیلی مهم است، به نظرم باید یک دیوار را به کتابخانه اختصاص بدهیم، اما متاسفانه هنوز میسر نشده است، ولی به زودی حتما یک کتابخانه مهمان گوشه‌ای از این فضا خواهد شد.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

چالش دکوراسیون خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین

بزرگترین چالش یا دردسر در زمان طراحی داخلی منزل شما چه بوده است؟

بزرگترین چالش ما در دکوراسیون خانه ۹۰ متری مان، باز هم جا به جایی آشپزخانه بود، چرا که تمام لوله کشی‌ها باید تغییر مسیر می‌داد و این کار برایمان خیلی سخت بود.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

با اختلاف سلیقه بین اعضای خانواده چه می‌کنید؟

خدا را شکر که اختلاف سلیقه نداریم، چون با هم حرف می‌زنیم، نظرات یکدیگر را می‌پرسیم و در نهایت هم نتیجه گیری می‌کنیم.

برای آنکه با مشکل کمبود فضا کنار بیایید، از چه روشی استفاده کرده اید؟

برای حل مشکل کمبود فضا سعی کردیم وسیله‌هایی اضافی و بزرگ خریداری نکنیم. تنها چیزی که می‌توانم به آن اشاره کنم تاب ریلکسی است که برای دخترم تهیه کردیم تا این روز‌های سخت کرونایی را راحت‌تر بگذراند.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

وسایل موجود در دکوراسیون خانه ۹۰ متری

وسیله مورد علاقه تان در خانه چیست؟

وسیله مورد علاقه من گلدان‌های خانه هستند که وقتم را بیشتر مواقع با آن‌ها سپری می‌کنم و وسیله مورد علاقه همسرم هم به نظرم کاناپه رو به روی تلویزیون است.

کدام فضا یا وسیله را کمتر از باقی قسمت‌ها دوست دارید؟

من تمام فضا‌های خانه را تک به تک و با تمام کم و کاستی هایش دوست دارم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

آیا وسیله خاطره انگیز و یادگاری را در دکوراسیون خانه استفاده کرده اید؟

از چرخ خیاطی مادر همسرم برای دکور و کار استفاده کردم و به نظرم بهترین قسمت خانه همان جاست که پر از حس نوستالژی و خاطره‌های قشنگ شده است.

آخرین وسیله‌ای که برای خانه خریده اید، چیست و آن را از کجا تهیه کردید؟

آخرین وسیله‌ای که برای خانه خریدم یک جاکلیدی با خانه‌های رنگارنگ و کوچک است که کار یک دختر خوش سلیقه بوده است.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

آیا وسیله‌ای در خانه وجود دارد که خودتان آن را ساخته باشید؟ از چه متریالی برای ساختش استفاده کرده اید؟

باید بگویم که وسیله‌ای را خودمان نساختیم، اما چند وسیله را خودمان رنگ کردیم و حس خیلی بهتری از آن‌ها گرفتیم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

کدام تغییر دکوراسیون منزل خود را بیشتر دوست دارید یا فکر می‌کنید به چه تغییراتی نیاز دارد؟

اینکه منزلمان با کمک جا به جایی آشپزخانه پر از نور و فضا شد بهترین قسمت تغییراتمان بود و حالا هم فکر می‌کنم که کتابخانه را می‌توانم در کجا قرار دهم؟

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

تجربه طراحی دکوراسیون خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین

با تجربه‌هایی که به دست آورده اید، توصیه شما به مخاطبان چیست؟

بیشترین و بهترین توصیه ام به مخاطبان این است که حتما فضایی که انتخاب می‌کنند نورگیر باشد و پنجره داشته باشد. علاوه بر این توصیه می‌کنم که وسایل خود را متناسب با ابعاد فضای خانه شان انتخاب و خریداری نمایند.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

بیشتر وقت خود را در کدام فضا سپری می‌کنید؟

بیشتر وقت من در آشپزخانه سپری می‌شود و بعد از آن روی تاب که مشغول کتاب خواندن می‌شوم.

بهترین فضا برای استراحت شما در خانه کجاست؟

بهترین فضا برای استراحت هم برای من پشت کانتر آشپزخانه است، آن هم در زمان‌هایی که کاری ندارم و می‌توانم با خیال راحت یک فنجان چای بنوشم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

لوازم و وسایل دکوراسیون نشیمن:

مبلمان: از یافت آباد، حدودا ۱۰ میلیون تومان

میز تلویزیون: حدود ۷۰۰ هزار تومان

میز جلو مبلی: حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان

لوستر: یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان

کنسول: حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل


روزنامه شهروند – پولاد امین: سال گذشته وقتی جنبش «می‌تو» در هالیوود زلزله‌ای به قدرت ٩ ریشتر بر پا کرده بود و ستارگان تابناک دنیای سینما و موسیقی تجربه‌های آزار و تجاوز‌های دوران کاری‌شان را روایت می‌کردند، کمتر کسی تصور می‌کرد این موج تنها یک‌سال بعد در ایران نیز سونامی خواهد شد و دنیای هنر ما را هم ویران خواهد کرد.

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

اما این اتفاق افتاده و با وجود محدودیت‌هایی که فرهنگ و عرف پرده‌پوش ما بر زنان تحمیل می‌کند، این روز‌ها در فضای مجازی شاهد پست‌ها و توییت‌های زنان و دختران بسیاری هستیم که از تجربیات تلخ خود نوشته‌اند و سوء‌استفاده‌ها و آزار‌هایی را که در طول زندگی‌شان دیده‌اند، برملا کرده‌اند. داستان‌هایی دردناک که حداقل دستاوردشان می‌تواند دستگیری کسی باشد که اتهامات زیادی از سوی دانشجویان هنر به او وارد آمد و در همان روز‌های اول ماجرا هم دستگیر شد.

این داستان می‌توانست یک جریان اجتماعی بی‌ارتباط با هنر و دنیای ستارگان و سلبریتی‌های نه‌چندان پرشمار این وادی باشد؛ اما وقتی سیل توییت‌هایی که در آغاز قربانیان صاحب‌نامی نداشت و افشاگران هم بیشتر ترجیح می‌دادند با نام ناشناس روایت خود را بیان کنند، به سمت چند چهره سرشناس وادی هنر تغییر مسیر داد و عده‌ای از بزرگان هنر ایران با اتهاماتی باورنکردنی مواجه شدند.

زلزله بزرگی که در فضای هنر و سینما ایجاد شده، از توییت یکی از خبرنگاران عرصه هنر‌های تجسمی آغاز شد. این خبرنگار با روایت داستانی که ادعا می‌کرد، ١٤‌سال پیش به وقوع پیوسته. نام یکی از بزرگان نقاشی ایران را هم وسط کشید و او را به آزار جنسی متهم کرد.

این متهم، نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم و تصویرگر کتاب بود که اتهاماتی که به او وارد آمد، ابعاد افشاگری‌های ادعایی را بسیار فراتر برد. این نقاش و گرافیست برجسته البته در آغاز واکنشی به این اتهام نشان نداد، اما بعد از اینکه در همان ساعات اول ابعاد ماجرا از حد تصور فراتر رفت و علاوه بر واکنش گسترده کاربران فضای مجازی به این ادعا، تعداد قابل توجهی از کاربران بی‌نام هم که خود را شاگردان او می‌خواندند، شروع به انتشار تجربیات مشابهی کردند، مجبور به پاسخگویی شد: ابتدا یکی از اهالی رسانه به نقل از اعضای خانواده او عنوان کرد که او کلیه اتهامات جنسی را که علیه او مطرح شده، شدیدا تکذیب می‌کند و بعد از ساعاتی هم یک خبرنگار هنری ادعا کرد که این هنرمند با ارسال ایمیل‌هایی به برخی دبیران خبرگزاری‌ها خواستار انتشار بیانیه‌اش در تکذیب کلیه اتهامات تجاوز و آزار جنسی شده است.

سیل هنری

بعدتر در فاصله کوتاهی نام هنرمندان دیگری نیز به فهرست متهمان افزوده شد، که در این میان می‌توان به یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلمسازان این سرزمین در مجامع بین‌المللی، یکی از سینماگران پر حاشیه سال‌های اخیر، دو تن از بزرگترین ستارگان سینمای ایران و حتی چند مجری تلویزیون و خواننده و موزیسین اشاره کرد که داستان‌هایی درباره‌شان منتشر شد.

دفاع متهمان

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

مهم اینکه تاکنون تقریبا هیچ‌کدام از این چهره‌ها عکس‌العملی به اتهامات وارده نشان نداده‌اند. البته یکی از متهمین در ویدیویی که منتشر کرده، ضمن اشاره به اینکه این اتهام‌ها بر اعتبارش اثر می‌گذارد و او کاری از دستش برنمی‌آید، تمام اتهامات را «شایعه» خوانده و گفته آن‌ها را «قویا» رد می‌کند. آ. الف، اما با بیانیه‌ای مفصل‌تر به پاسخگویی درباره این ماجرا پرداخته و اتهامات واردشده را کذب نامیده است.

او در این پیام اینستاگرامی آورده: «در روز‌های اخیر اتهامات کذبی علیه من مطرح و پخش شده است. صراحتا این اتهامات و عناوین نادرستی که بی‌پروا به من نسبت داده شده، رد می‌کنم. اخیرا خانمی ادعایی مربوط به ۱۴‌سال پیش را مطرح کرده‌اند. من قطعا خودم را انسان کاملی نمی‌دانم، اما این ادعای ناروا را قویا رد می‌کنم. در زندگی شخصی و اجتماعی‌ام هرگز خواسته‌ای به کسی تحمیل نکرده‌ام، چون جزئی از رفتار و روشم نبوده است.

باید تأکید کنم که هر نوع تحمیل جنسی را اکیدا محکوم می‌کنم، مخصوصا در دورانی که انسان معاصر و به‌ویژه زنان با امید و سرسختی به جست‌وجوی معنای خود، برخاسته است. از این جنبش ضروری زنان معاصر بی‌دریغ حمایت می‌کنم، و به خواسته‌های آن‌ها احترام می‌گذارم. اما ادعا‌های بی‌پایه و بی‌اساس، زمینه سوءاستفاده از جنبش‌های برحق را فراهم می‌کنند و عدالت‌خواهی را برای زنانی که قربانی تعرض هستند، با چالش مواجه خواهند کرد».

به گزارش انصاف‌نیوز احمد کیارستمی فرزند عباس کیارستمی نیز با انتشار متن ایمیلی که مانیا اکبری یک‌ماه پیش از مرگ عباس کیارستمی به او فرستاده؛ می‌نویسد که «این تنها یکی از ده‌ها ایمیل دوستانه‌ای ا‌ست که او در طول سال‌ها برای کیارستمی فرستاده است. اینکه در این فاصله چهارساله چه اتفاقی افتاده که موضع خانم فیلمساز دچار تغییر ۱۸۰ درجه‌ای شده و بر ما پوشیده است، اما اظهارات ضد و نقیص او چیز جدیدی نیست».

عکس‌العمل مخاطبان

حالا درشرایطی که بسیاری از ادعا‌ها راستی‌آزمایی نشده، نظرات مختلفی درباره این کمپین ابراز شده است. عکس‌العمل‌های گسترده‌ای که در فضای مجازی در مورد این اتهامات شاهدیم، حاوی دو جهت اصلی است؛ عده‌ای با همدلی با قربانیان این ماجرا مصرانه خواهان مجازات نام‌هایی هستند و حتی پیشنهاد می‌دهند درصورتی که به دلیل کمبود مدارک و شواهد قانون موفق به مجازات متهمان نشود، کاربران فضای مجازی باید با بایکوت صفحات و البته آثار هنرمندانی که متهم شده‌اند، آن‌ها را مجازات کنند.

عده زیادی نیز در این میان هستند که عقیده دارند این اتهاماتی که به شماری از هنرمندان وارد آمده، یک جریان اصیل و صادقانه نبوده و باید اهدافی را که پس و پشت شماری از این پست‌ها و توییت‌ها وجود دارد، درک کرد و بعد به ماجرا عکس‌العمل نشان داد. به باور این عده، اینکه اغلب کسانی که مورد اتهام قرار گرفته‌اند، چهره‌های هنری منتسب به جریان روشنفکری هستند، خود به خود می‌تواند تا حد زیادی ریشه ماجرا‌ها را روشن کند.

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

در حقیقت این عده موج افشاگری‌های موجود علیه چهره‌های روشنفکری را بخشی از یک پروژه مهم در بدنام‌کردن شماری از هنرمندان منتقد می‌دانند- و به‌خصوص در مورد فیلمسازی، چون ج. پ معتقدند که این اتهامات شبیه نوعی تسویه‌حساب شخصی و سیاسی است.

برای همین هم هست که ذیل هشتگ نام این سینماگر بیش از اینکه توییت‌هایی درباره اتهامات بالا بیاید، مدام با توییت‌ها و پست‌هایی مواجه می‌شویم که خواهان روشن‌شدن موضوع هستند: «داستان دیگه داره به دروغ و تسویه‌حسابای سیاسی می‌رسه. اصلا و تحت هیچ شرایطی نمی‌تونم این داستانو راجع به آن فیلمساز باور کنم»، یا: «داستانی که روایت شده، اصلا با شخصیت او جور درنمیاد. اصلا شخصیت طرف هیچی، روایت تعریف‌شده بیشتر به داستان‌های ضعیف اروتیک میمونه تا یک افشاگری! چند تا گاف هم توی داستان وجود داره که بامزه‌س. این‌طوری روایت افرادی که واقعا مورد آزار قرار گرفتن، بی‌اعتبار میشه».

در این بین البته داستان‌های دیگر هم با تردید‌ها و پرسش‌هایی مواجه شده‌اند؛ ازجمله داستان‌هایی که درباره دو تن از ستارگان محبوب سینما روایت شده؛ که حتی از سوی تندروترین کاربرانی هم که خواهان شدیدترین برخورد‌ها با متهمان هستند، جدی گرفته نشده‌اند. در کل؛ اگر هم ثابت نشود که اهداف این ادعا‌ها همگی ریشه در جایی دیگر، سوای عدالت‌خواهی و افشاگری صادقانه دارد؛ اما همین که اتهام‌زنندگان در سایه و تاریکی هنرمندانی را که زیر نور پروژکتور‌ها ایستاده‌اند، مورد هدف قرار می‌دهند، جایگاه نمادین این دو طیف را به خوبی به معرض نمایش می‌گذارد. انگار عده‌ای سیبل شده‌اند تا شماری دیگر خود را نشان دهند و خود زیر همان پروژکتور‌ها بیایند.

فرجام ماجرا

در هالیوود پرونده آزار‌ها درنهایت با حکم ۲۳‌سال زندان برای تهیه‌کننده مقتدر، هاروی وینستاین به فرجام رسید و البته عده پرشماری نیز با بایکوت مواجه شدند. نمونه مشخص وودی آلن است که نه‌تن‌ها فیلم آخرش اکران نشد، بلکه حتی ناشر کتاب زندگینامه‌اش هم از توزیع کتاب خودداری کرد. کوین اسپیسی نیز با بایکوت و شکست فیلم‌های آخرش مواجه شد- با اینکه درنهایت اعلام شد اتهامی که به او بسته شده بود، پایه و اساس نداشته و اهداف و اغراض دیگری پشت آن‌ها بوده است.

کمپین این‌جایی «می‌تو»، اما یک تفاوت عمده با کمپین مادرش دارد: در افشاگری‌های هالیوود بیشتر کسانی که ادعا می‌کردند مورد آزار قرار گرفته‌اند، چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند گوئینت پالترو، آنجلینا جولی، اوما تورمن، آسیا آرجنتو و بی‌شمار بازیگر و ستاره دیگر بودند که اتهاماتی به هاروی واینستاین، تهیه‌کننده بزرگ هالیوود وارد آوردند و بعد هم تجربیات خود را از سینماگرانی دیگر، چون وودی آلن، کوین اسپیسی و هریسون فورد منتشر کردند. اما در «می‌تو»‌ی وطنی اغلب کسانی که به چهره‌های نامدار اتهام می‌زنند، اکانت‌های ناشناسی هستند که همین هم هست که شائبه‌هایی را در مورد اهداف این حرکت ایجاد کرده است.

اولین پس‌لرزه

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

در شرایطی که خبرنگاران نزدیک به آ. الف از شکایت رسمی او از سه روزنامه نگار، یک شبکه تلویزیونی خارج از ایران، دو خبرگزاری رسمی داخلی و دو روزنامه خبر می‌دهند؛ در چند روز اخیر رسانه‌ها خبر از حذف نقاشی او از چاپ جدید شازده احتجاب هوشنگ گلشیری داده‌اند.

حالا بعد از حاشیه‌هایی که درباره او مطرح شده، در تصویری که باربد گلشیری از چاپ سال ۹۹ شازده احتجاب منتشر کرده، نقاشی از روی جلد حذف شده است. باربد گلشیری، فرزند هوشنگ گلشیری، در صفحه توئیتر خود در پاسخ به سوالاتی در مورد انتشار با سانسور کتاب پدرش گفته که هیچ اثری از گلشیری تا امروز با سانسور منتشر نشده و نخواهد شد و تنها چیزی که در این چاپ تغییر کرده، طرح جلد کتاب است.