هتل‌های اطراف فرودگاه مهرآباد تهران


ازآنجایی‌که تهران، پایتخت و بزرگ‌ترین مرکز اداری و تجاری کشور است، روزانه میزبان مسافران زیادی از سراسر کشور و حتی کشور‌های خارجی است. به همین دلیل است که هر روز درخواست‌های زیادی برای رزرو هتل در تهران وجود دارد. البته تهران هم از این نظر هیچ کمبودی ندارد. انواع بی‌شماری از هتل‌های باکیفیت، متنوع و با امکانات به‌روز در نقاط مختلف شهر تهران برای رزرو در دسترس شماست. از هتل‌های قدیمی گرفته تا جدیدترین و مدرن‌ترین هتل‌ها و حتی اقامتگاه‌های شخصی و خانه‌های مبله که پذیرای مسافران در تهران هستند.

هتل‌های اطراف فرودگاه مهرآباد تهران

انتخاب هتل در تهران تا حدود زیادی بستگی به این دارد که به چه دلیلی به پایتخت سفر کرده باشید. اگر آمده‌اید که تهران را بگردید هتل‌های شمال شهر گزینه‌های مناسبی هستند. البته ناگفته نماند که این هتل‌ها معمولاً انتخاب مسافران خارجی و تیم‌های ورزشی هستند. اگر هم قصدتان از سفر به تهران انجام کار‌های اداری است، باید به سراغ رزرو هتل‌های مرکز شهر برودید. این هتل‌ها معمولاً انتخاب کسانی هستند که برای سفر‌های کاری به پایتخت آمده‌اند. چراکه دسترسی این هتل‌ها به نقاط مهم شهر، ادارات و سازمان‌ها بهتر از دیگر هتل‌هاست. هتل‌های فرودگاهی هم دسته‌ی دیگری از هتل‌ها در تهران هستند؛ که بین مسافران طرفداران زیادی دارند. این هتل‌ها اکثراً میزبان افرادی هستند که قرار است اقامت کوتاه‌مدتی تا زمان پروازشان داشته باشند و یا نیاز به اقامتگاهی برای استراحت در فاصله‌ی بین دو پرواز خود دارند. البته گاهی هم مسافران و کسانی که برای ماموریت کاری به تهران آمده‌اند بنا به دلایل مختلیفی این هتل‌ها را انتخاب می‌کنند.

ما در این مقاله قصد داریم با معرفی چند مورد از هتل‌های فرودگاهی شما را با هتل‌های خوب و باکیفیت اطراف فرودگاه مهرآباد آشنا کنیم؛ تا در صورت نیاز برای رزرو این هتل‌ها اقدام کنید. پس با ما در ادامه این مطلب همراه باشید.

۱. هتل فرودگاه مهرآباد

در بسیاری از فرودگاه‌های دنیا هتل‌های فرودگاهی ساخته‌شده است؛ که مسافران پروازی در آنجا اقامت دارند. فرودگاه مهرآباد هم از این قاعده مستثنا نیست. هتل فرودگاه مهرآباد نزدیک‌ترین هتل‌ها به این فرودگاه است که درست پشت ترمینال شماره ۲ در کنار برج مراقبت فرودگاه قرارگرفته است. این هتل به‌عنوان یک هتل فرودگاهی زمانی که پرواز شما به تأخیر بیفتند و یا زمانی که بخواهید فاصله‌ی بین دو پروازتان را استراحت کنید یک انتخاب عالی برای شما آن‌هم در نزدیک‌ترین فاصله به فرودگاه است؛ که می‌تواند آن لحظات کسل‌کننده‌ی پیش از پرواز را به خاطره‌ای به‌یادماندنی و دل‌چسب از سفرتان تبدیل کند.

در سایت آفتاب مقاله‌ای درباره بهترین سایت رزرو هتل نوشته است که پیشنهاد می کنیم مطالعه کنید.

ناگفته نماند که رستوران این هتل غذا‌های ایرانی و فرنگی متنوعی را در منو خود برای شما تدارک دیده و این یعنی دیگر خبری از غذا‌های سرد و بی‌کیفیت فرودگاه نیست. چه چیزی بهتر از این‌که با رزرو هتل تهران در نزدیکی فرودگاه، ساعات کسل‌کننده‌ی انتظار برای پرواز را در اتاقتان استراحت کنید و یا در کافی‌شاپ هتل مشغول خوردن اسپرسو محبوبتان باشید؟

۲. هتل آساره

بعد از هتل مهرآباد، هتل آساره نزدیک‌ترین هتل به فرودگاه مهرآباد است. هتل آتریوم آساره یکی از جدیدترین و مدرن‌ترین هتل‌های تهران است که نه‌تن‌ها جز اولویت‌های مسافران برای اقامتی کوتاه‌مدت پیش از پرواز به شمار می‌رود؛ بلکه به دلیل نزدیک بودن این هتل به کلیه مراکز تجاری، اداری، درمانی و تفریحی شهر انتخاب بسیاری از مسافران برای اقامت چندروزه در سفر به تهران است. از امکانات هتل آساره تهران می‌توان به واحد‌های متنوع اقامتی، مجموعه‌ی کامل و بی‌نظیر ورزشی، سالن‌های چندمنظوره، رستوران و کافی‌شاپ ۲۴ ساعته این هتل اشاره کرد.

هتل‌های اطراف فرودگاه مهرآباد تهران

هتل آساره معمولاً جز اولین انتخاب‌هایی است که مسافران برای رزرو هتل در علی بابا دارند. بی‌شک علاوه بر امکانات بی‌نظیر این مجموعه و کیفیت بالای خدمات‌دهی پرسنل به مسافران، دلایل دیگری هم برای محبوبیت هتل آساره وجود دارد. مثلاً موقعیت مکانی خاص این هتل، خارج بودن از محدوده‌ی طرح ترافیک شهری و همچنین دسترسی آسان به هر دو فرودگاه مهرآباد و فرودگاه امام خمینی در این مسئله بی‌تأثیر نیست.

۳. هتل آپارتمان خلیج

هتل آپارتمان خلیج یکی دیگر از آن هتل‌های اطراف فرودگاه است؛ که حدوداً یک ربع تا فرودگاه مهرآباد فاصله دارد. این هتل در سال ۱۳۸۹ در نزدیکی بزرگراه فتح تأسیس شد. هتل آپارتمان خلیج مجموعاً ۷ واحد آپارتمانی در سه‌طبقه است که اگر می‌خواهید برای اقامت انتخابش کنید، باید حتماً از چند روز قبل به فکر رزرو باشید.

این هتل علاوه بر نزدیک بودن به فرودگاه مهرآباد به خاطر نزدیکی به بیمارستان شهید فیاض بخش جز اولین انتخاب‌ها برای همراهان بیمارانی است که از دیگر شهر‌ها برای مداوا به تهران آمده‌اند.

۴. هتل المپیک

هتل المپیک یکی از بهترین هتل‌های ۴ ستاره‌ی پایتخت است که با امکانات فوق‌العاده و میزبانی باکیفیت، اقامتی به‌یادماندنی را برای مسافرانش رقم میزند. جدا از اینکه این هتل به دلیلی نزدیکی به فرودگاه مهرآباد جز اولویت رزرو مسافران به‌عنوان یک هتل فرودگاهی است، امکانات فوق‌العاده‌ی این هتل از سالن بدنسازی پیشرفته، استخر، سونا، جکوزی و زمین چمن مصنوعی گرفته تا رستوران با انواع غذا‌های ایرانی و فرنگی، کافی‌شاپ، چای‌خانه سنتی، چشم‌انداز کوه و پارک جنگلی چیتگر همه از مواردی هستند که هتل المپیک را به انتخابی بی‌نظیر برای چند روز اقامت در پایتخت تبدیل می‌کنند.

بد نیست بدانید که علاوه بر سوئیت‌های دل‌باز و راحت، فروشگاه، درمانگاه و بانک هم برای آسایش و راحتی هرچه بیشتر میهمانان در هتل المپیک تهران در نظر گرفته‌شده است.

۵. هتل پاسارگاد

هتل پاسارگاد یکی دیگر از هتل‌هایی است که به خاطر نزدیکی به فرودگاه مهرآباد طرفداران زیادی دارد؛ اما علاوه بر این به دلیل موقعیت مکانی خاصش برای کسانی که به‌قصد خرید به تهران آمده‌اند هم انتخاب مناسبی است. این هتل که تقریباً در مرکز شهر واقع‌شده دسترسی خوبی به مراکز خرید معروف پایتخت دارد. این هتل علاوه بر اینکه امکانات کامل و اتاق‌های استاندارد و مجهزی دارد با وجود کارکنان مجرب و آموزش‌دیده‌اش اقامتی به‌یادماندنی و خاطره‌انگیزی را برایتان رقم خواهد زد.

هتل‌های اطراف فرودگاه مهرآباد تهران

آیا شما تاکنون تجربه‌ی اقامت در یک هتل فرودگاهی را داشته‌اید؟ خوشحال می‌شویم تجربه‌ی خودتان را از رزرو هتل تهران، مخصوصاً رزرو هتل در اطراف فرودگاه را در بخش کامنت‌ها با ما به اشتراک بگذارید.

ترین‌های تهران یا تمام اِفاده‌های یک پایتخت


روزنامه همشهری – مائده امینی: تهران «ترین»‌های بسیاری دارد؛ شهر سیالی که بلندترین خیابان خاورمیانه، بزرگ‌ترین الماس صورتی دنیا، مدرن‌ترین پاساژ‌های ایران، مرتفع‌ترین برج غیرمسکونی کشور و هزار و یک مکان و زمان و اتفاق خاص را در دل خود جای داده است؛ پایتختی که همه با تمام گلایه‌هایی که از آن دارند در نهایت دوستش دارند؛ حداکثر مثل فرزندی که از او دلخوریم، اما دوستش داریم و نمی‌توانیم از او صرف‌نظر کنیم.

بلندترین خیابان تهران، ایران و خاورمیانه؛ ولیعصر

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

همه نام این خیابان را شنیده‌اند؛ بلندترین خیابان خاورمیانه که خاطره خیلی‌ها را در دل خود نگه داشته است. ۱۵ هزار چنار آن را محاصره کرده‌اند و مبدا این مسیر ۱۸ کیلومتری میدان راه‌آهن و مقصد آن تجریش است. خیابان ولیعصر در سال‌های اول حکومت پهلوی اول به شکل یکپارچه درآمد. عبدالله مستوفی انگیزه ساخت این خیابان را تصمیم رضاخان برای متصل‌کردن کاخ سعدآباد به کاخ مرمر ذکر کرده است. ساخت این خیابان در سال ۱۳۰۰ خورشیدی آغاز شد و بعضی آن را «جاده» پهلوی می‌نامیدند.


بزرگ‌ترین الماس صورتی دنیا؛ دریای نور

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

موزه جواهرات ملی ایران از دیدنی‌ترین مکان‌های تهران است. این موزه که در خیابان فردوسی واقع شده، پر است از اشیای گران‌قیمتی که در ایران لنگه ندارند. در میان آنها، اما الماس دریای نور، جور دیگری سر و صدا به پا کرده است. بزرگ‌ترین الماس صورتی دنیا که زمانی از جواهرات نادر شاه افشار بوده است. نادرشاه پس از فتح هندوستان، این الماس صورتی و کمیاب را از پادشاه هند هدیه گرفت.

براساس اعلام بعضی از منابع، الماس‌های دریای نور و نورالعین در حقیقت از یک سنگ بوده که وزن اولیه آن ۲۴۲ قیراط بوده است. این گوهر در گذر زمان به دو قطعه می‌شود که قسمت درشت‌تر را الماس دریای نور و کوچک‌تر را نورالعین نامگذاری می‌کنند. گفته می‌شود این گوهر هزار سال قبل کشف و استخراج شده و وزن آن هم‌اکنون حدود ۱۸۲ قیراط است. ارزش این گوهر به قدری است که آن را پشتوانه‌ای برای پول ملی ایران می‌دانند.


قدیمی‌ترین میدان تهران؛ ارگ

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

میدان ارگ، هزار و یک خاطره در دل خود دارد؛ مدوری که قدیمی‌ترین میدان تهران است و از قبل از آنکه نوبت پایتخت‌شدن تهران فرا برسد در دوره کریم‌خان زند ساخته شد و به شکوه و ارج و قرب خیره‌کننده‌ای رسیده بود. میدان ارگ در دوره قاجار محل برگزاری مراسم گوناگون ملی و مذهبی از قبیل عزاداری ماه محرم، جشن عید قربان و جشن عید نوروز بود.

در وسط میدان ارگ، توپ معروف مروارید را قرار داده بودند که در خلال بازپس‌گیری جزایر خلیج‌فارس از پرتغالی‌ها به غنیمت سپاه ایران درآمده بود. محل قرارگیری این توپ، حکم «بست» را داشت؛ بدین معنی که اگر مجرمان یا افراد تحت تعقیب روی آن پناه می‌گرفتند، کسی متعرض آنان نمی‌شد.


نخستین آسمانخراش تهران؛ شمس‌العماره

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

قدیمی‌ترین ساختمان بلندمرتبه تهران، کاخ شمس‌العماره است که یونسکو هم آن را در فهرست میراث فرهنگی جهان به ثبت رسانده. این ساختمان در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار به سبک و سیاق بنا‌های اروپایی ساخته شد و در زمان خود نه‌تن‌ها مشرف بر تمام شهر تهران بود، بلکه از فراز آن می‌شد، دشت تهران را از شمیران تا شهر ری به تماشا نشست. بلندای این کاخ ۳۵ متر و تعداد طبقات آن ۵ طبقه است. ساعتی که بر فراز این عمارت نصب شده، هدیه ویکتوریا، پادشاه بریتانیا به ناصرالدین‌شاه قاجار است.


بقعه امامزاده سیداسماعیل؛ قدیمی‌ترین ساختمان تهران

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

قدیمی‌ترین ساختمان کتیبه‌دار تهران، بقعه امامزاده سیداسماعیل (ع) در نزدیکی چهارراه مولوی است. در قدیمی این بقعه، تاریخ ۸۸۶ هجری قمری را دارد؛ یعنی حدود ۷۵ سال پیش از آنکه شاه تهماسب صفوی، حصاری را به دور روستای تهران بکشد و آن را تبدیل به شهر کند. امامزاده اسماعیل در خیابان شهید مصطفی خمینی، نزدیک میدان «سید اسماعیل» قرار دارد.


میلاد؛ مرتفع‌ترین برج غیرمسکونی ایران

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

برج میلاد تهران با ۴۳۵ متر ارتفاع بلندترین برج کشور و ششمین برج بلند مخابراتی در جهان و یکی از مرتفع‌ترین برج‌های ایران است که در زمینی با مساحت ۶۲ هکتار احداث شده است. یکی از نکات برجسته در طراحی برج میلاد، قسمت تاج آن است که نمای بیرونی‌اش با معماری سنتی ایرانی و نقش‌ونگار‌های آن همخوانی و هماهنگی دارد. میلاد، نوزدهمین سازه بلند نامتکی جهان است. نخستین رستوران «گردون» ایران در برج میلاد تاسیس شده است.


چیتگر؛ بزرگ‌ترین دریاچه مصنوعی ایران

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

چیتگر با نام دیگر شهدای خلیج‌فارس، دریاچه ۱۳۰ هکتاری است که رکورد بزرگ‌ترین دریاچه مصنوعی را در ایران زده است. آب این دریاچه از رواناب‌های حوضه میانی و سطحی و در نهایت از رودخانه کن تأمین می‌شود. گفتنی است ایده ساخت دریاچه مصنوعی چیتگر اولین بار در سال ۱۳۴۷ و پیش از انقلاب اسلامی مطرح شده بود، اما به دلایل مختلف و فنی هیچ‌گاه به مراحل بررسی بیشتر و اجرایی‌شدن راه نیافت تا آنکه در اوایل دهه ۸۰ بار دیگر مورد بررسی مطالعاتی قرار گرفت.


امامزاده یحیی و کهنسال‌ترین چنار زنده تهران

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

مورخان از این چنار به‌عنوان سومین چنار بزرگ تهران یاد کرده‌اند؛ درخت چنار کهنی که با قدمت ۹۰۰ سال در جوار صحن مخصوص بانوان امامزاده یحیی با قطر ۷ متر قرار دارد و در سال ۱۳۳۰ در فهرست وزارت فرهنگ و اداره باستان‌شناسی به ثبت رسیده است.


قهوه‌خانه حاج علی درویش؛ کوچک‌ترین چایخانه جهان

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

قهوه‌خانه حاج علی درویش در میان هزاران مغازه در راهرو‌های تو در توی بازار بزرگ تهران قرار دارد. این قهوه‌خانه اگرچه تنها قهوه‌خانه بازار نیست، اما یکی از قدیمی‌ترین‌ها و کوچک‌ترین چایخانه‌هایی است که پای توریست‌ها حتی به آن باز شده است. این قهوه‌خانه در سال ۱۲۹۷ تاسیس شده است.


مسجد کوچیکه؛ کوچک‌ترین مسجد تهران

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

در خیابان لاله‌زار تهران مسجدی چهار در پنج متری وجود دارد که اهالی آن را به نام «مسجد کوچیکه» می‌شناسند و فقط مردانه است. این مسجد در طبقه اول یک ساختمان ۳ طبقه قرار گرفته و به‌نظر می‌رسد کوچک‌ترین مسجد تهران است. براساس اسناد تاریخی این مسجد، جزو موقوفات امین‌السلطنه به شمار می‌آید.


امجدیه؛ نخستین ورزشگاه شهر

نشانی: تهران، میدان‌آزادی

امروز به آن شیرودی می‌گویند، اما با نام امجدیه متولد و ساخته شده است؛ ورزشگاهی که بعد از ساخت ورزشگاه آزادی از رونق افتاد. امجدیه از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۵۳ خورشیدی خانه تیم ملی فوتبال به‌حساب می‌آمد و بیشتر بازی‌های خاطره‌انگیز تیم ملی طی این سال‌ها در این ورزشگاه برگزار می‌شد.


کهنسال‌ترین شهروند تهران؛ زنی هفت‌هزار ساله

آدم‌های بسیاری، سال‌های سال در تهران زندگی کرده‌اند، اما قدیمی‌ترین بقایای انسانی کشف‌شده در تهران، اسکلتی است که در سال ۱۳۹۳ خورشیدی در نزدیک چهارراه مولوی تهران کشف شده است. براساس نتایج پژوهش‌های باستان‌شناسی این اسکلت مربوط به یک زن حدودا ۳۵ ساله بوده که حدود ۷ هزار سال پیش زندگی می‌کرده و پس از مرگ در این محدوده به خاک سپرده شده است. این اسکلت که تاریخ تهران را به نوعی با خود حمل می‌کند، در طبقه دوم گنجینه ایران باستان در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود.

خیابان‌هایی علیه تغییرات تاریخی؛ از لاله‌زار تا باب همایون


روزنامه همشهری – سبا ثروتی:‌ می‌گویند تهران زمانی «عبارت بود از کلبه‌هایی گلین، باغ‌هایی سرسبز و کوچه‌هایی تنگ و پرپیچ و خم». کم‌کم با توجه بیشتر به این شهر پس از تبدیل‌شدن آن به پایتخت «تهران به شمال اعیان‌نشین و جنوب فقیرنشین تبدیل شد» (برگرفته از فیلم «تهران انار ندارد»).

یادگاری‌های به‌جا‌مانده از تاریخ

امروز کمی بیش از ۲قرن از زمانی که تهران برای اولین‌بار به پایتخت تبدیل شد، می‌گذرد و در گذر سال‌ها، این شهر شاهد حوادث و تغییرات بی‌شمار بوده است. محله‌های زیادی در این شهر متولد شدند و طی دوره‌های مختلف تاریخی، چهره‌ای متفاوت به‌خود گرفتند؛ درحدی که ردپایی از گذشته در آن‌ها باقی نمانده است. باغ‌های بسیاری به ساختمان‌های جدید، بنا‌های قدیمی زیادی به مراکز مسکونی و تجاری تبدیل شدند و خانه‌های بسیاری برای ایجاد زیرساخت‌های مدرن شهری ازجمله ایجاد خیابان‌ها و کوچه‌ها به جای کوی‌ها و گذرگاه‌ها، به کلی از خاطره شهر پاک شدند.

حتی نام خیابان‌ها هم طی سال‌هایی که خیابان به‌عنوان بخشی از ساختار شهر مدرن به تهران افزوده شد، دستخوش تغییرات فراوان بود که این تغییرات به‌ویژه پس از دوران انقلاب و با توسعه بیشتر شهرنشینی، به شکلی کاملا محسوس‌تر در خاطر‌ها مانده‌اند. با این‌همه، هنوز نام‌های به‌جامانده از گذشته‌های دور را می‌توان در دل شهری که دیگر کلان‌شده، یافت. میدان خراسان، میدان شوش، عودلاجان، پل سیدخندان، محله‌های ونک، نارمک، تهرانپارس، منیریه، امیریه، پل چوبی، اقدسیه، کامرانیه، خانی‌آباد، دروازه شمیران، آجودانیه، فرمانیه، غیاثی، کاشانک، بهارستان و بسیاری از دیگر محله‌های قدیمی یا نام‌های خود را از دوران پهلوی و بعضا از دوران قاجار حفظ کرده‌اند و یا با وجود تغییر نام، مردم همچنان آن‌ها را با نام‌های قدیمی‌شان می‌شناسند.

یادگاری‌های به‌جا‌مانده از تاریخ

حفظ اسامی قدیمی، تنها مختص محله‌های قدیمی تهران نیست. شاید این تصور وجود داشته باشد که از زمان ایجاد خیابان در تهران تا به امروز و یا دست‌کم پس از انقلاب، خیابانی در تهران باقی نمانده که نامش تغییر نیافته باشد. اما با کمی جست‌وجو به نام خیابان‌هایی می‌رسید که از قدیمی‌ترین‌های تهران هستند و به نام‌های خود وفادار مانده‌اند، یا دست‌کم تاریخ به آن‌ها اجازه بقا داده است؛ نام‌هایی که بقایای هویت تاریخی این شهر هستند و حفظ آنها، به معنی حفظ این هویت خواهد بود. آنچه در ادامه درباره این خیابان‌ها می‌خوانید قطعا معرف تمامی نام‌های به‌جا‌مانده از گذشته‌های دور تهران نیست و نبود اطلاعات جامع و وسعت شهر حتما باعث از قلم‌افتادن نام بسیاری از کوی‌ها و خیابان‌ها خواهد شد.

خیابان باب‌همایون یکی از قدیمی‌ترین خیابان‌های شهر تهران و یکی از نخستین خیابان‌هایی است که ابتدا در سال ۱۲۸۸ سنگفرش و دوطرف آن به دستور ناصرالدین‌شاه درختکاری شد. پس از آن در سال ۱۳۱۰ به همراه خیابان لاله‌زار به نخستین خیابان‌های آسفالتی تهران تبدیل شدند. این خیابان شاید از معدود خیابان‌هایی در شهر باشد که از دوران قاجار نام خود را حفظ کرده است. خیابان ناصرخسرو دیگر خیابان بسیار قدیمی تهران است که در دوران قاجار، ناصریه نامیده می‌شد و از دوران پهلوی نام ناصرخسرو را حفظ کرده است.

این خیابان به‌دلیل واقع‌شدن بنا‌های تاریخی مهم در آن، ازجمله سرای روشن، شمس‌العماره که زمانی مرتفع‌ترین ساختمان تهران بود و دارالفنون که آن را نخستین دانشگاه ایران می‌نامند از اهمیت تاریخی بالایی برخوردار است. قدمت این خیابان به سال ۱۲۸۵ بازمی‌گردد. در آن دوران به دستور ناصرالدین‌شاه بخشی از خندق ارگ سلطانی پر شده و به خیابان تبدیل می‌شود. کوچه مروی، کوچه خدابنده‌لو و خیابان پامنار از دیگر گذر‌های قدیمی متصل به این خیابان هستند که نام قدیمی آن‌ها باقی مانده است. کوچه‌های مروی و خدابنده‌لو از قدیمی‎ترین مراکز خرید در تهران به‌شمار می‌روند که هردو به خیابان پامنار منتهی می‌شوند و سازه‌های تاریخی متعددی را مانند بازار مروی و دبیرستان مروی در خود گنجانده‌اند.

از دیگر خیابان‌های قدیمی این منطقه- منطقه‌ای که نخستین خیابان‌های اصلی تهران در اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی در آن ایجاد شدند- که نام خود را از دوران پهلوی حفظ کرده‌اند می‌توان به خیابان‌های امیرکبیر، ظهیرالاسلام، ری، مولوی، لاله‌زار، سعدی، حافظ، خیام، فردوسی، بهارستان، اکباتان، ایران، منوچهری، قزوین، ناظم‌الاطبا، مختاری و خیابان صاحب‌جمع اشاره کرد. کوچه‌های مهران و برلن دو گذرکاه کوچک دیگر در دل همین خیابان‌ها هستند که اسامی آن‌ها قدمتی طولانی دارد.

درمیان این خیابان‌ها، لاله‌زار از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا در اواخر دوران قاجار، نماد نوگرایی و هنر ایران محسوب می‌شد و بسیاری از تئاترها، سینماها، تجارتخانه‌ها، مغازه‌های مدرن و رستوران‌های معروف را در خود گنجانده بود. این خیابان به دستور ناصرالدین‌شاه و پس از بازگشت او از سفر فرنگ، از میان باغ لاله‌زار کشیده شد؛ با این هدف که خیابانی مشابه شانزا‌لیزه فرانسه در تهران ایجاد شود. خانه امین‌السلطان از معروف‌ترین آثار بازمانده از آن دوران در لاله‌زار است. نام خیابان لاله‌زار نیز از دوران قاجار به یادگار مانده است و پس از آن خیابان صاحب‌جمع، واقع در جنوب چهارراه مولوی و میدان امین‌السلطان را می‌توان در دسته خیابان‌هایی قرار داد که نام آن‌ها از دوران قاجار دست نخورده باقی مانده است.

تاریخچه ساخت خیابان کریمخان زند تهران به اواخر دوره قاجار بازمی‌گردد و در دوران پهلوی اول، مسیر این خیابان باری دیگر شن‌ریزی شد. اما تاسیس ساختمان‌های تجاری و مسکونی در اطراف این خیابان تا سال ۱۳۱۰ آغاز نشد و پس از آن بود که این خیابان به‌تدریج توسعه یافت. نام خیابان کریمخان از دوران پهلوی به‌جا مانده است. از دیگر خیابان‌هایی که از دوران پهلوی تا به امروز نام خود را حفظ کرده‌اند می‌توان به خیابان سهروردی، بلوار میرداماد، خیابان ملاصدرا، خیابان زرتشت، خیابان قیطریه، خیابان پسیان، خیابان سئول، خیابان گاندی، خیابان دلگشا و خیابان شکوفه اشاره کرد.

لیست کامل مسیرهای دوچرخه سواری تهران


دوچرخه‌سواری یکی از ورزش‌های مفید، بسیار محبوب و مفرح در بین مردم و به خصوص کودکان و نوجوانان است، ولی انتخاب یک مسیر زیبا برای دوچرخه سواری و یا  یک پیست مجهز و مناسب در بوستان‌های بزرگ امری سخت بنظر می رسد.  اما در این مقاله از الی گشت قصد معرفی بهترین مسیر ها و پیست های دوچرخه سواری در  تهران را داریم.

شما را با مسیرها و مکان های مختلفی که برای دوچرخه سواری در چهار گوشه ی تهران وجود دارند آشنا میکنیم تا شما با توجه به محل سکونت خود مناسب ترین ها را انتخاب کنید، با ما در ادامه همراه باشید.

بهترین مسیرهای دوچرخه سواری در شمال تهران

یک از مکان های مناسب در مناطق شمالی تهران جهت دوچرخه سواری، پارک جمشیدیه است. داخل این پارک و اطراف آن محل مناسبی برای دوچرخه سواریست که البته شیب بعضی از کوچه های اطراف ممکن است انرژی بیشتری از شما حین دوچرخه سواری بگیرد.

پیست دوچرخه سواری بانوان بهشت مادران

یکی از بهترین و خوش آب و هواترین مناطق شمال تهران، پارک بانوان بهشت مادران است. منطقه‌ای سرسبز ، مرتفع و زیبا که حالا چند سالی است مخصوص بانوان شده است. شکل تپه مانند این پارک توانسته موقعیتی را بوجود بیاورد که افراد بیرون از آن نتوانند به داخل بوستان دید داشته باشند؛ که این ویژگی طبیعی، توانسته امنیت خاصی را برای ورزش کردن و گذراندن اوقات فراغت برای بانوان عزیز در این شهر بوجود بیاورد. در بوستان بهشت مادران یک پیست دوچرخه سواری وجود دارد که بانوان می توانند در آن به راحتی به دوچرخه سواری بپردازند.

پیست دوچرخه بانوان در تهرانآهار

اگر اگر قصد دارید خارج از شهر تهران به سمت شمال دوچرخه سواری کنید در اطراف منطقه حفاظت شده ورجین که در لواسانات واقع شده است، روستاهی مختلفی مثل آهار وجود دارد که میتوان در آنجا رکاب زد و از آب و هوای پاک آن لذت برد. اگر مایلید از گرمای هوای تهران در تابستان دور شوید، کوچه باغ های آهار یک گزینه ایده آل است.

بهترین مسیرهای دوچرخه سواری در غرب تهران

علاقمندان به دوچرخه سواری که در غرب تهران ساکنند گزینه های بهتری را برای این ورزش مفرح پیش رو دارند از جمله پارک چیتگر، پردیسان، الهام، پیست دوچرخه سواری باغ راه فدک ( پارک ایران زمین)، پارک بانوان نرگس.

پیست دوچرخه سواری چیتگر

پارک چیتگر یکی از زیباترین پارک های جنگلی تهران است که با وجود طبیعت بی نظیر، همیشه با آب و هوای خوب خود در غرب تهران خود نمایی می کند، ولی اکثر بازدید کنندگان و مردم غرب پایتخت، چیتگر را با پیست های دوچرخه سواری اش می‌شناسند. پیست دوچرخه سواری چیتگر یکی از اولین و حرفه ای ترین پیست های دوچرخه سواری در تهران است، مسیر این پیست پر از پیچ و خم است و گذر از کنار درختان جنگل ، این پیست را به یکی از محبوب ترین پیست های دوچرخه سواری پایتخت تبدیل کرده است.

این پارک با داشتن ۴ نوع پیست مختلف و مجهز، در حال تبدیل شدن به یک مجموعه تخصصی کامل دوچرخه سواری برای عاشقان این رشته ورزشی می باشد. همچنین امکان کرایه دوچرخه با ارائه کارت شناسائی معتبر وجود دارد.

پیست دوچرخه سواری الهام

پیست دوچرخه سواری پارک الهام در بوستانی با همین نام در منطقه ۵ تهران قرار دارد که عمومی بودن این پارک باعث شده که محدودیت زمانی خاصی برای استفاده از آن نداشته باشید. یکی از ویژگی های مثبت این پیست قرار داشتن آن در امتداد بلوار الهام و انتهای فردوس غربی است که توانسته دسترسی بزرگراهی مطلوبی برای علاقمندان بوجود آورد و این خود امتیاز خوبی برای استفاده از این پارک است.

طالقان

دوچرخه سواری در تهراناگر بدنبال یک مسیر دوچرخه سواری بکر و با صفا در خارج از شهر تهران به سمت غرب هستید، میتوانید به سمت طالقان و دریاچه زیبای آن رفته و یک رکاب زنی مفرح را در آنجا تجربه کنید. البته این نکته نیز قابل توجه است که دوچرخه سواری در این منطقه دارای سطح سختی بالایی است و اگر در تور دوچرخه سواری شرکت می کنید لازم است تا مهارت رکاب زنی خوبی برای این مسیر دوچرخه سواری در اطراف تهران داشته باشید.

بهترین مسیرهای دوچرخه سواری در شرق تهران

برای تهرانی های ساکن شرق نیز امکانات خوبی جهت دوچرخه سواری وجود دارد. پیست های دوچرخه سواری شرق تهران شامل پیست معروف سرخه حصار، پارک فدک، بوستان صبا، پارک بهاران، بوستان تمدن ، پیست دوچرخه سواری باشگاه دوچرخه سواری جامین است.

پیست دوچرخه سواری پارک سرخه حصار

پیست دوچرخه سواری پارک جنگلی سرخه حصار بزرگترین و قدیمی ترین پیست دوچرخه سواری ایران است که با طول بیش از هشت کیلومتر در امتداد این پارک جنگلی و در محدوده شرقی تهران واقع شده است. موقعیت مکانی زیبا و شیب مناسب، رکاب زدن در دل طبیعت را بسیار لذت بخش کرده است.

در این پارک جنگلی حتی اگر دوچرخه همراه خود نداشته باشید می توانید با کرایه دوچرخه های با کیفیت، از دوچرخه ‌سواری در جاده های آسفالت شده مخصوص در این مجموعه، لذت ببرید. از امتیازات خوب این پیست منظره آن به شهر تهران است که این ویژگی باعث شده هر دوچرخه‌ سواری را برای یک‌ بار هم که شده به شرق تهران بکشاند تا این پیست زیبا را امتحان کند. نکته قابل توجه این مجموعه ، فراهم بودن امکان دوچرخه‌سواری برای افرادی با هوش میانه، کم توان ذهنی، اوتیسم، سندروم دان و غیره است. به دلیل اینکه بعضی از این افراد نمی توانند از دوچرخه های معمولی استفاده کنند، به همت مسئولان شهرداری ، چندین سه چرخه مخصوص افراد کم توان در این پیست مجهز تهیه دیده شده است.

پیست های دوچرخه سواری تهرانپیست دوچرخه سواری بهاران

پیست دوچرخه سواری بهاران که در بوستان قدیمی و بزرگ تسلیحات قرار دارد، یکی دیگر از پیست های دوچرخه سواری در شرق تهران است. این بوستان دارای  وسایل بازی، محیط کودکانه و رنگ های شاد است که زمین آن برای جلوگیری از ضربه خوردن کودکان ایمن نیز می باشد، پیست دوچرخه سواری بهاران دارای جذابیت فراوانی برای خانواده و فرزنداشان خواهد بود.

باشگاه دوچرخه سواری جامین

این باشگاه دوچرخه سواری مجهز در شمال شرق تهران واقع شده است. نکته جالب در مورد آن این است که در این پیست دوچرخه های مخصوص دوچرخه سواری کوهستان کرایه داده می شود. زمین این پیست دارای پستی بلندی هایی است که دوچرخه سواران حرفه ای میتوانند نهایت لذت را از آن ببرند. بانوان و آقایان قادر خواهند بود بطور همزمان از این پیست دوچرخه سواری جامین استفاده کنند. همچنین باشگاه جامین دارای مربیان حرفه ای و مجرب دوچرخه سواری است که علاقمندان می توانند از حضور آن ها بهرمند گردند.

پارک ملی لار

اگر امکانات و پیست های مجهز شرق تهران را هم برای دوچرخه سواری انتخاب نکردید، می توانید از سمت شرق به خارج از تهران حرکت کرده و چیزی حدود ۶۵ کیلومتر از تهران رانندگی کنید تا به پارک ملی لار برسید. این پارک با توجه به نزدیک بودن به کوه دماوند، داشتن فضای بکر و دست نخورده و همچنین وجود گلهای بسیار زیبا به بهشت دوچرخه سواران برای سفر به سمت شرق تهران تبدیل شده است. بهترین زمان رکاب زدن در این منطقه خوش آب و هوا ۲ ماه خرداد و تیر است که گل های زرد کل مسیر را پوشانده اند و فضای رویایی ایجاد می کنند.

پارک ملی لار یک منطقه حفاظت شده است که برای ورود به آن در سایر ماه های سال یعنی بجز خرداد و تیر باید از اداره حفاظت محیط زیست مجوز دریافت نمایید. دوچرخه سواری در پارک ملی لار دارای سطح سختی بالایی است. برای شرکت در تور دوچرخه سواری باید آمادگی جسمانی خوبی برای رکاب زدن در این منطقه داشته باشید. همچنین با ورود به این منطقه شاهد دریاچه لار نیز خواهید بود.

آبسرد

منطقه زیبای دیگری که مناسب دوچرخه سواری است و در امتداد شرقی استان تهران واقع شده، آبسرد نام دارد. پس از آنکه از بومهن، رودهن و دو راهی گیلاوند گذر کردید به منطقه ای خوش آب و هوا و سرسبز به نام آبسرد می رسید که در اطراف آن روستاها و مناطق گردشگری مختلفی وجود دارد که در آنها می شود دوچرخه سواری کرد و در برخی از مسیرها نمای قله باشکوه دماوند نیز به چشم خواهد خورد که لذت دوچرخه سواری را چند برابر خواهد کرد.

دوچرخه سواری در دماوندبهترین مسیرهای دوچرخه سواری در جنوب تهران

در جنوب تهران، پارک جنگلی دانش، توسکا و پارک آزادگان برای دوچرخه سواری مناسب هستند. علاقمندان ساکن در مناطق جنوبی تهران هم می توانند با رفتن به این پیست های دوچرخه سواری از لذت این ورزش مفرح بهرمند گردند.

بوستان جنگلی دانش

این پیست در محوطه بوستان قدیمی و جنگلی دانش واقع در ضلع شرق حرم حضرت عبدالعظیم (ع) قرار دارد که با توجه به عدم تداخل این مسیر با معبر سواره رو و خودروها و نیز وجود درختان انبوه و فضای مفرح در آن ، مورد استقبال شهروندان قرار گرفته است. علاقمندان با افتتاح این پیست می توانند رکاب زدن را در فضایی ایمن و مناسب تجربه کنند. طول این پیست حدود ۸۰۰ متر است که بخشی از آن در داخل محوطه و بخشی دیگری نیز در معابر اطراف بوستان قرار دارد و با نوار سبز رنگ و تصویر دوچرخه مشخص شده است.

پیست دوچرخه سواری آزادگان

در بوستان آزادگان نیز پیست دوچرخه سواری به طول ۱۱ کیلومتر در دو مسیر رفت و برگشت به منظور گسترش حمل و نقل پاک و ترویج فرهنگ استفاده از دوچرخه ساخته شده است. این مسیر مجهز به یک کانکس دوچرخه سواری با تعدادی دوچرخه است که با ارائه کارت شناسایی کرایه داده می شود.

دریاچه ی نمک حوض سلطان قم

دریاچه نمک قم را میتوان یکی از بهترین مسیرهای دوچرخه سواری اطراف تهران دانست در صورتی که قصد دارید خارج از شهر تهران به سمت جنوب دوچرخه سواری کنید. در این مکان شگفت انگیز ضمن بازدید و رکاب زنی، میتوانید عکس های فوق العاده زیبایی نیز ثبت کنید. این دریاچه به عنوان بزرگترین آینه طبیعی ایران شناخته می شود و برای بازدید و رکاب زنی در این منطقه، باید حدود ۸۰ کیلومتر از سمت جنوب تهران، رانندگی کنید.

دو نکته ی مهم را قبل از انتخاب دریاچه ی نمک حوض سلطان قم باید در نظر داشته باشید. اول اینکه در زمان بارندگی به واسطه گِل بودن منطقه، نمیتوان در آنجا رکاب زد و نکته دوم این که نمک ها ممکن است به بدنه و زنجیر دوچرخه آسیب وارد کند که باید با اسپری های مخصوص تمیز کردن دوچرخه، وسیله خود را از آسیب های احتمالی در امن نگه دارید.

پارک ملی کویر

دوچرخه سواری در کویرآخرین مقصد و مسیر دوچرخه سواری که در این مقاله به آن می پردازیم پارک ملی کویر است که با خارج شدن از مناطق جنوبی تهران می توانید به آن دسترسی داشته باشید. پس از اخذ مجوز از سازمان محیط زیست قادر خواهید بود به پارک ملی کویر وارد شوید و از رکاب زنی در محیط بسیار بکر این منطقه لذت ببرید. کاروانسرای قصر بهرام در این منطقه واقع شده و برای اقامت در شب نیز می توانید این مکان را انتخاب کنید. بهتر است قبل از ورود به منطقه پارک ملی کویر آب و هوا را بررسی کرده و همچنین بهتر است با تور دوچرخه سواری به این منطقه ورود پیدا کنید تا از راهنمایی های لیدر خود استفاده کنید.

علاوه بر مواردی که در بالا اشاره شد مسیرها و مکان های زیاد دیگری نیز جهت دوچرخه سواری در شهر بزرگ تهران و اطراف آن وجود دارد، اما ما در این مقاله از مجله گردشگری الی گشت سعی کردیم شما را با بهترین مسیرهای دوچرخه سواری تهران و اطراف آن آشنا کنیم. امیدواریم استفاده کافی را برده باشید و از رکاب زدن در این مسیرها نهایت لذت را ببرید.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟


برترین‌ها: یافتن قالیشویی خوب در هر یک از نقاط تهران کار دشواری به نظر می‌رسد، اما این دشواری، با آگاهی نسبت به نکاتی می‌تواند سهل و آسان شود. قالیشویی غرب تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست و یافتن یک قالیشویی با خدمت رسانی خوب و کیفیت بالا، تبدیل به یکی از دغدغه‌های ساکنین مناطق غرب تهران شده است. البته این حساسیت نسبت به قالیشویی، کاملا به‌جا و منطقی است. فرش یکی از اصلی‌ترین اجزای خانه‌های ایرانی به حساب می‌آید و قیمت این کالای ارزشمند، مدام در حال افزایش است. به همین خاطر، سپردن فرش‌ها به قالیشویی و نوسازی فرش‌ها، عقلانی‌تر از خرید فرش جدید می‌باشد.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟

اگر از ساکنین غرب تهران هستید، این مطلب می‌تواند برای شما مفید واقع شود. در ادامه این مطلب با برترین‌ها همراه باشید تا نکاتی را برای انتخاب بهترین قالیشویی در غرب تهران با شما در میان بگذاریم و اطلاعات مفیدی در ارتباط با لزوم شستشوی فرش در قالیشویی بیان نماییم.

نکاتی در رابطه با قالیشویی غرب تهران

شستشوی فرش‌ها در روزگار کنونی و در شرایطی که خرید فرش جدید دشوارتر شده است، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. هر کجایی از ایران و یا تهران زندگی کنید، لازم است هر چند ماه یکبار فرش‌های خود را به قالیشویی بسپارید تا شسته شده و آلودگی‌ها را دور نمایید.

تعداد قالیشویی‌های سطح شهر در حال افزایش هستند و همین موضوع سبب گشته که یافتن قالیشویی خوب در تمام نقاط تهران دشوارتر شود. عدم انتخاب هوشمندانه یک قالیشویی می‌تواند سبب عواقب بدی را برای فرش‌های شما به همراه داشته باشد. پوسیده شدن فرش، تمیز نشدن آن، تا خوردن فرش، رنگ گرفتن آن و … می‌توانند از عوارض سپردن فرش‌ها به قالیشویی‌های غیرمتخصص باشد.

بدیهی است که افراد ترجیح می‌دهند که قالیشویی را در حوالی منزل خود انتخاب کنند تا حمل و نقل و تحویل فرش‌ها با سرعت بیشتری صورت پذیرد. اینکه در هر منطقه‌ای از تهران، شامل شرق، غرب، شمال، جنوب و یا حتی مرکز آن، کدام قالیشویی بهترین قالیشویی است خود نیز دغدغه‌ای برای اهالی هر منطقه به حساب می‌آید.

اگر از ساکنین غرب تهران هستید، برای اینکه بتوانید انتخاب ساده‌تری داشته باشید و بهترین گزینه را انتخاب نمایید، بهتر است با ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران آشنا شوید. سعی کنید حتما قالیشویی را انتخاب کنید که تمام ویژگی‌هایی که به آن‌ها اشاره خواهیم کرد را داشته باشد.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟

ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران

انتخاب قالیشویی خوب یکی از دغدغه‌های اصلی ساکنین غرب تهران است. در راستای راهنمایی اهالی این مناطق برای یافتن و انتخاب قالیشویی خوب، ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران را بررسی خواهیم کرد تا افراد بتوانند با آگاهی کامل‌تر و با اطمینان بیشتر، فرش‌های خود را به قالیشویی بپردازند. برخی از اصلی‌ترین ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران به شرح زیر هستند:


  • ارسال کارشناس به محل

یکی از ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران این است که کارشناسانی از سوی قالیشویی به محل، اعزام می‌شوند تا فرش را مورد بررسی قرار دهند. در برخی شرایط ممکن است فرش شما با مشکلاتی مواجه باشد که پیش از شستشوف نیاز به تعمیرات داشته باشد. در این شرایط کارشناس فرش به شما این هشدار را خواهد داد که ممکن است در صورت عدم تعمیر پیش از شستشو، فرش با مشکلاتی روبه‌رو شود. امروزه بسیاری از قالیشویی‌ها، علاوه بر خدمات شستشو، خدمات تعمیر فرش را نیز ارائه می‌دهند. تعمیراتی که مورد نیاز فرش شماست، توسط کارشناس مشخص می‌شوند و به اطلاع مشتری می‌رسد.


  • حمل و نقل صحیح فرش‌ها

فرش‌هایی که به صورت صحیح حمل و نقل نشوند، در معرض مشکلاتی قرار خواهند گرفت. به طور مثال برخی از قالیشویی‌های غیر متخصص در غرب تهران، فرش‌ها را به صورت تا خورده حمل می‌کنند. این تا خوردگی ممکن است سبب گردد که اثر تا خوردگی فرش تا مدت‌ها بر روی آن بماند و جلوه بدی به خانه ببخشد. بهترین قالیشویی غرب تهران، فرش را به صورت رول شده حمل می‌کند تا فرش کمترین آسیب را ببیند. یکی دیگر از نکات حائز اهمیت در حمل و نقل فرش‌ها، کاور کردن آن‌هاست. کاور کردن سبب می‌شود که فرش از آسیب‌ها و آلودگی‌ها به دور بماند.


  • استفاده از تجهیزات پیشرفته قالیشویی

در زمان‌های گذشته، شستشوی فرش‌ها به صورت کاملا دستی و توسط افراد مشخصی صورت می‌پذیرفت، اما پیشرفت علم سبب گشت که دستگا‌های به خصوصی برای شستشوی ماشینی فرش‌ها به صورت اتوماتیک به وجود آیند. یک قالیشویی خوب و متخصص، این دستگاه‌های پیشرفته را دارا می‌باشد که این می‌تواند سبب شود که فرش شما با سرعت و دقت بیشتری شسته شود.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟


  • مواد شوینده با کیفیت

اینکه هر فرش با چه نوع شوینده‌ای باید شسته شود امری کاملا تخصصی است. بهترین قالیشویی غرب تهران با داشتن این تخصص می‌تواند از بهترین شوینده‎ها برای شستشوی فرش استفاده نماید تا آسیبی به بافت فرش شما وارد نشود.


  • قیمت‌های اتحادیه قالیشویی

تمام قالیشویی‌های کشور، زیر نظر قوانین اتحادیه قالیشویی فعالیت می‌کنند و ملزم هستند از این قوانین پیروی نمایند. قیمت‌های بهترین قالیشویی غرب تهران بر اساس تعرفه‌های اتحادیه مشخص می‌شود و هزینه مناسبی برای شستشوی فرش دریافت می‌کند.


  • پشتیبانی صحیح توسط قالیشویی

یک قالیشویی خوب برخورد خوبی با مشتریان خود دارد. یکی از وظایف اصلی بهترین قالیشویی غرب تهران این است که اطلاعات کافی و مفیدی در رابطه با نحوه شستشوی فرش و یا هزینه‌های آن در اختیار مشتریان قرار می‌دهد.


  • ارسال سریع فرش‌ها

یک قالیشویی خوب و متخصص زمان‌شناس و دقیق است و خدمات خود را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مشتریان ارائه می‌دهد. سرعت در انجام خدمات یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران به حساب می‌آید.


  • نظرخواهی از مشتریان

معمولا بهترین قالیشویی‌ها، پس از اتمام کار از مشتریان خود نظرخواهی می‌کنند و سعی بر این دارند که بهترین خدمات را در اختیار مشتریان قرار دهند. مشتری‌مداری از اصول اولیه تمام مشاغل است و محدود به قالیشویی‌ها نمی‌شود.

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن


برترین‌ها: روز‌های جوانی و میانسالی یکی از پس دیگری سپری می‌شوند و روز‌های پیری و به اصطلاحی سالمندی فرا می‌رسند. روز‌هایی از حساس‌ترین دوره زندگی که می‌توانند با نومیدی و افسردگی همراه باشند یا با نشاط و سرزندگی.

مشغله‌های زندگی در پایتخت ممکن است اجازه‌ی گذران وقت با سالمندان را به شما ندهد و او مجبور باشد بیشتر روز‌ها را در تنهایی و نومیدی سر کند که همین تنهایی می‌تواند دلیل اصلی افسردگی سالمند شما باشد و به همان اندازه گذراندن این‌روز‌های سخت با کسانی که شرایطی مشابه دارند و داشتن حرف‌های مشترک با اطرافیان می‌تواند یکی از اصلی‌ترین عوامل ازبین رفتن افسردگی باشد.

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن

قطعا فرستادن عزیزانتان به خانه سالمندان در تهران برای شما تصمیمی دشوار خواهد بود. ممکن است با واکنش تند اطرافیانتان نسبت به این تصمیم روبه‌رو شوید. احتمالا کسانی با جمله‌ی «این‌همه برایت زحمت کشیدند.» سعی در سرزنش شما داشته باشند یا ممکن است قضاوت‌های اشتباهشان فشار زیادی به روحیه شما وارد کند، اما نهایتا این شما هستید که تصمیم نهایی را نسبت به آن‌ها می‌گیرید.

شاید موقعیت شما طوری نباشد که بتوانید مدام در کنار عزیز سالمندتان باشید و تصمیمی که گرفته‌اید فقط برای صلاح او باشد. به‌هرحال بودن او در محیطی که مدام تحت مراقبت و رسیدگی باشد بسیار بهتر از تنها ماندن اوست. در ذهن بسیاری از افراد، خانه سالمندان مکانی تلقی می‌شود که انسان‌ها درصورت خسته شدن از پدر و مادر آن‌ها را به آن‌جا می‌فرستند. جایی که هیچ مهر و توجهی به آن‌ها نمی‌شود و افسردگی و تنهایی در انتظارشان است.

درحالی‌که حقیقت امر چیز دیگریست. البته منکر این نمی‌شویم که سالمندان ترجیح می‌دهند روز‌های پایانی عمر خود را کنار عزیزان و فرزندان خود بگذرانند و طبیعتا هیچکس به اندازه آن‌ها نمی‌تواند مهر و محبت حقیقی را پیشکش آنان کند؛ ولی در بعضی شرایط مشغله و سختی مراقبت از آن‌ها چاره‌ای به جز سپردن آنان به خانه سالمندان برایتان باقی نمی‌گذارد.

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن

در ادامه ۱۰ مزیت مهم خانه سالمندان را بررسی می‌کنیم:

مزایای خانه سالمندان در تهران

۱. دسترسی به منابع زیاد در خانه سالمندان در تهران

زندگی در خانه سالمندان منابع و امکاناتی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد که ممکن است در خانه خودشان به آن‌ها دسترسی کامل نداشته باشند. مثلا اگر مشکلی برایشان پیش بیاید اصلا جای نگرانی نیست، چون کارمندان خانه سالمندان به صورت ۲۴ ساعته با خوشرویی تمام به آن‌ها در انجام کارهایشان کمک می‌کنند و تنهایشان نمی‌گذارند. توجه کافی به سالمندان یکی از راه‌های پیش‌گیری از افسردگی در آن‌هاست.

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن

۲. خدمات بهداشتی و درمانی خانه سالمندان در تهران

خانه سالمندان مکانی است که در آن پرستار و پزشک به طور ۲۴ ساعته و تمام‌وقت به مراقبت از سالمند می‌پردازند و در صورت بروز هرگونه مشکل جدی با فوریت‌های پزشکی بهترین خدمات را به سالمند می‌رسانند. همچنین خدماتی مثل فیزیوتراپی و رادیولوژی همیشه در اختیار آنان بوده و می‌توانند از آن‌ها بهره‌مند شوند.

۳. امنیت  خانه سالمندان در تهران

به‌جرئت می‌توان گفت خانه خانه سالمندان بهترین و امن‌ترین مکان برای مراقبت و نگه‌داری از بیماران آلزایمری به‌حساب می‌آید. بیمارانی که ممکن است به‌واسطه‌ی مشکل آلزایمر خود انجام برخی کار‌های حیاتی را در خانه فراموش کنند، ولی در خانه سالمندان ۲۴ ساعته تحت مراقبت هستند و احتمال بروز مشکل و اشتباه به دلیل آلزایمر بسیار کاهش می‌یابد.

۴. آرامش خیال خانواده سالمند

همانطور که پیش‌تر گفتیم مراقبت و توجه به سالمندان کاری بسیار پسندیده به شمار می‌آید، ولی در بعضی موارد ممکن است توجه بیش از حد به آن‌ها باعث اعتراض سایر اعضای خانواده شما شود. در این‌صورت سپردن سالمند به خانه سالمندان می‌تواند انتخابی بسیار درست باشد.

۵. کمک به سالمند در انجام امور شخصی

کهولت سن می‌تواند ناتوانی‌هایی را با خود به همراه داشته‌باشد. عدم توانایی سالمند در رفتن به دستشویی و حمام، غذا خوردن، لباس پوشیدن و راه رفتن می‌تواند از این دسته امور بخ حساب آید که نیاز به همراهی و کمک مداوم دارند. خانه سالمندان با داشتن کارمندانی آگاه، باتجربه و البته مهربان می‌تواند این مشکل را نیز برای سالمندان شما حل کند.

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن

۶. دادن غذا‌های مخصوص هر فرد متناسب با رژیم غذایی او

پزشکان تغذیه مدام حال سالمندان را در این مراکز بررسی می‌کنند و غذای هر یک از آن‌ها بسته به وضعیت جسمانی او می‌تواند متفاوت باشد. خوردن غذا‌هایی که ضامن سلامتی آن‌هاست یکی دیگر از مزیت‌های مهم و منحصربه‌فرد خانه سالمندان به حساب می‌آید.

۷. ارتباط سالمند با هم‌سن و سال‌هایش در خانه سالمندان

سالمندان در این مراکز با همسن و سالان خود در ارتباط می‌باشند. البته مجددا لازم به ذکر است که هیچ کس نمی‌تواند جای فرزند را برای سالمندان پر کند، اما معاشرت و صحبت با کسانی که همسن، همصحبت و همدرد برای سالمند باشند خود یک امتیاز مثبت و ویژه به‌حساب می‌آید و می‌تواند سالمندان را از غرق شدن در باتلاق تنهایی و افسردگی نجات دهد.

۸. خدمات تفریحی خانه سالمندان در تهران

در خانه‌های سالمندان معمولا برای بالابردن روحیه و ایجاد انگیزه در سالمندان، برنامه‌های نفریحی زیادی را تدارک می‌بیند. جشن‌ها یا برگزاری ورزش‌های دسته‌جمعی که هم برای سلامتی آنان مهم است و هم به ایجاد انگیزه زندگی در آنان کمک شایانی می‌کند، از این قبیل خدمات تفریحی به‌حساب می‌آیند.

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن

۹. شرایط محیطی و فضای بهتر خانه سالمندان در تهران

اتاق‌های خانه‌های سالمندان در تهران معمولا اتاق‌هایی با پنجره‌های بزرگ و نورگیری عالی هستند تا نور کم موجب دلگیر شدن سالمندان و ایجاد افسردگی در آنان نشود. داشتن پله‌های کم و آسانسور یکی دیگر از امکاناتیست که برای سالمندان در خانه سالمندان مهیاست. توالت فرنگی نیزجزء امکاناتی است که باید در تمام خانه‌های سالمندان لحاظ شده باشد.

۱۰. خدمات روانشناسی خانه سالمندان در تهران

با افزایش سن، احتمال بروز نشانه‌های افسردگی و ناامیدی نیز افزایش می‌یابد. به منظور کاهش هرچه بیشتر این آمار در خانه‌های سالمندان، روانشناسانی به صورت متناوب در جلسات فردی یا گروهی با آنان ارتباط برقرار می‌کنند و سعی می‌کنند مشکلات روحی آن‌ها را برطرف کنند.

بهترین خانه سالمندان در تهران چه ویژگی‌هایی دارد؟

برای اینکه بتوانید بهترین گزینه را در میان گزینه‌های متعدد خانه‌های سالمندان در شهر تهران انتخاب کنید، بهتر است نسبت به نکاتی آگاهی داشته باشید و ویژگی‌های بهترین خانه سالمندان را بشناسید. برخی از اصلی‌ترین ویژگی‌ها به شرح زیر هستند:

  • حضور آشپزهای ماهر و توانمند برای پخت انواع غذاها مطابق با سلیقه سالمندان و همچنین متناسب با سلامت آن‌ها
  • دارای سالن ماساژ و اسپا برای سالمندان
  • دارای کتابخانه مجهز برای سالمندان
  • مجهز به سالن تئاتر و سالن تماشای فیلم
  • حضور پرستاران مجرب و خوش برخورد برای برقراری ارتباط با سالمندان و همچنین نگهداری از آن‌ها
  • دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی در خانه سالمندان

خانه سالمندان در تهران و مزایای آن

نتیجه گیری

اگر امکان مراقبت تمام‌وقت از سالمندتان را ندارید و نگران تنهایی و افسردگی او هستید، سپردن او به خانه‌های سالمندان معتبر و خوب در تهران می‌تواند راه‌حل خوبی برای شما باشد. اما باید مراقب باشید که پس از سپردن آنان به خانه سالمندان مکررا به دیدار آن‌ها بروید و مانع دلتنگی و افسردگی آنان شوید. از طرفی لازم است از حسن رفتار کارمندان خانه سالمندان نیز مطمئن شوید و در صورتی که با آن‌ها بدرفتاری می‌شد راه‌حلی بیابید.

کرونا و گرانی، شهرستانی‌های تهران را فراری می‌دهد


روزنامه هشمهری – فهیمه طباطبایی: غروب همان روز که کامیون اسباب و لوازم خانه‌شان را از تهران آورد به هندوآباد و همه اهالی ده دیدند که یک بچه شهری برای همیشه آمده تا در روستا زندگی کند، درست وسط نماز مغرب و عشاء، آنجا که امام جماعت از ثواب نماز غفیله حرف می‌زد، یکی از مرد‌های روستا از صف عقب دست گذاشت روی شانه‌اش و گفت: «واقعا واسه همیشه اومدی اینجا زندگی کنی؟ همه از هندوآباد می‌رن تهران یا اصفهان که کار درست و حسابی پیدا کنن، تو جمع کردی اومدی اینجا چی‌کار مرد حسابی؟»

کرونا و گرانی، شهرستانی‌های تهران را فراری می‌دهد

عرق سرد روی پیشانی‌اش نشست، با خودش گفت؛ «نکند واقعا تصمیم غلطی گرفته‌ام؟ و اگر نتوانم زندگی کنم و مجبور شوم برگردم، چه؟ اگر زنم برخلاف آنچه گفته دوری از تهران و خانواده را طاقت نیاورد چه؟ آن وقت با حرف این مردم که آنی مرا به حال خود رها نمی‌کنند و از وقتی آمده‌ام سرشان به زندگی من گرم است، چه کنم؟»

محسن آذر امسال ۳۳ ساله می‌شود. در تهران کارگر قهوه‌خانه‌ای در خیابان شوش بود؛ به قول خودش قهوه‌چی. ۵ صبح زیر سماور بزرگ برنجی قهوه‌خانه را روشن و شب ساعت ۱۱ هم خودش آن را خاموش می‌کرد. ۱۰ سال از خروس‌خوان صبح تا آخر شب، املت و چایی و دیزی دست مشتری داده، قلیان برایشان چاق کرده و زغالش را عوض کرده.

آخر ماه هم با انعام و گوشه‌چشم مشتری‌ها و اضافه‌کاری به جای آشپز و ظرف‌شوی، ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان حقوق می‌گرفته: «اینکه محیط کارم را دوست نداشتم و به‌خاطر دائم سر پا بودن، زانودرد گرفتم به کنار، حقوقم کفاف زندگی‌ام رو نمی‌داد. دستم همیشه جلوی این و آن دراز بود. اجاره خونه‌ام رو همیشه وسط برج می‌دادم و ماهی نبود که غرولند و تهدید صاحبخونه‌ها رو نشنوم. تو این ۸ سالی که ازدواج کردیم، متراژ خونه‌هایی که اجاره کردیم، هر بار آب رفت، از ۷۰ متر شروع شد و به ۴۰ متر رسید. بی‌تعارف حال و روز زندگیم خوب نبود و بی‌پولی آتش شده بود وسط زندگیمون و چندبار ما رو تا مرز طلاق برد.»

محسن با این حال کج‌دار و مریز کار می‌کرده تا اول اسفند ۱۳۹۸ که ستاد ملی مبارزه با کرونا، آب پاکی را ریخت روی دست قهوه‌خانه‌دار‌ها و رستوران‌دار‌ها و تعطیلی مشاغل آن‌ها را تصویب کرد. محسن و همکارانش بیکار شدند. او چند روز بعد دست زن و دخترش را گرفت و برای استراحت و فرار از کرونا راهی روستای پدری‌اش یعنی هندوآباد شد؛ روستایی از توابع اردستان در دل کویر مرکزی که تا تهران ۳۵۸ کیلومتر فاصله دارد و در تقسیمات استانی جزو استان اصفهان محسوب می‌شود.

تا اواسط فروردین فقط گشت‌و‌گذار و استراحت بود، اما پدرش وقتی می‌بیند که کرونا رفتنی نیست و قهوه‌خانه‌ها هم یک روز در میان تعطیل است، پا پی‌اش می‌شود که همان‌جا برود سر کار: «قبل از ماجرای کرونا هم پدرم در کارخانه‌های اطراف اردستان برایم کار پیدا می‌کرد و دائم در گوشم می‌خوند که بیا اینجا کار کن و طبقه بالای خونه خودم بشین که الکی ماهی یک و نیم میلیون تومان اجاره ندی. می‌گفت اینجا هزینه زندگی کمتره، ولی من زیر بار نمی‌رفتم. کی آخه تهران رو ول می‌کنه میاد ته یک دهات زندگی کنه؟ اما این بار از سر اجبار راضی شدم و در یک کارخانه قابلمه‌سازی کارم رو شروع کردم. تمام فکرم این بود که بعد از یکی، دو‌ماه که کرونا تموم شد، برگردم، اما به مرور تصمیمم عوض شد؛ چون دیدم زندگیم کمی بهتر شده.»

برای افسانه، همسر محسن که متولد و بزرگ شده تهران است، تصمیم به مهاجرت به‌مراتب سخت‌تر بوده است؛ از یک طرف شغل کم‌درآمد شوهرش و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی و از طرف دیگر خانه بدون اجاره و پیدا کردن یک شغل خانگی او را سر دوراهی قرار داده بود: «اگر می‌ماندیم باید باز هم یک محله پایین‌تر می‌رفتیم. هر روز سر پول یک کیلو گوشت و یک دست لباس برای بچه و… دعوا داشتیم. اگر هم برای همیشه جمع می‌کردیم و از تهران خارج می‌شدیم، با دلتنگی و دوری از خانواده و سختی زندگی در روستا چه می‌کردم؟ من اصلا موافق نبودم، اما وقتی ۶‌ماه گذشت و دیدم شوهرم بیمه شده و حقوقش بهتره و از آن طرف، وقت بیشتری را با ما سپری می‌کنه، دلم گرم شد. تونستم شغلی هم برای خودم دست و پا کنم و درآمد داشته باشم که بیشتر بهم انگیزه داد.»

افسانه حالا ۳ ماهی می‌شود که از طریق صفحه اینستاگرامی‌اش، سفارش سبزی قورمه، بادمجان، پیاز و سیر سرخ کرده می‌گیرد و می‌رود از سر زمین کشاورزی در اردستان به قیمت ارزان مواد اولیه‌شان را می‌خرد و بعد از تهیه و بسته‌بندی، برای مشتری ارسال می‌کند؛ مشتری‌هایی در تهران و البرز: «مثلاً الان اینجا فصل به و انار هست. مربای به و رب انار هم درست می‌کنم و می‌فروشم یا کمی قبل‌تر انجیر، توت خشک، بادام، نعنا و شوید خشک از پیرزن‌های روستایی می‌خریدم و با چنددرصد سود در صفحه اینستاگرامم می‌فروختم. درآمدم بد نیست؛ حدود یک‌و‌نیم تا ۲ میلیون سود برام داره. این‌رو هم بگم که قطعا اگر اینجا اینترنت نداشت، من خیلی دوام نمی‌آوردم. یک جور‌هایی هم ارتباطم را با دوستان و فامیلم حفظ کرده‌ام و هم یک شغل تمام‌وقت برای خودم دست و پا کرده‌ام که بد نیست.»

وحید و ریحانه

کرونا و گرانی، شهرستانی‌های تهران را فراری می‌دهد

در ۱۱ سال زندگی مشترکشان، ۲ بار مهاجرت کرده‌اند؛ یک‌بار از تهران به قم و بار دیگر از قم به سرکان در همدان. بار اول که بار و بنه زندگی را جمع کردند به سمت قم، ۱۲ میلیون به صاحب مغازه بدهکار بودند. ۲ سال بعد، وقتی از قم به سرکان می‌رفتند، ۵ میلیون قسط عقب‌افتاده بانکی داشتند. در تهران، در یکی از کوچه‌های ۲۰ متری سوم افسریه لبنیات می‌فروختند.

سال ۹۶ بعد از مهاجرت به قم، وحید در یک شرکت پیمانکاری وابسته به شهرداری مشغول به‌کار شد تا فروردین سال ۹۸ که به بهانه تعدیل نیرو، عذرش را خواستند: «تا بهمن ۹۸ با خرج کردن پس‌انداز و فروختن طلا و کار کردن روی ماشین دیگران، زندگی رو یک جور می‌گذروندیم، اما دی ۹۸ اوضاع خیلی بد شد و کفگیرمون بدجور ته دیگ خورد. قرار شد به‌عنوان یک فروشنده در مغازه‌ای اطراف حرم کار کنم که کرونا آمد و کار و کاسبی را در قم حسابی کساد کرد.»

آمار مرگ‌ومیر که در قم بالا گرفت، ریحانه، همسر وحید پیشنهاد کرد به‌طور موقت بروند سرکان پیش خواهرش تا حداقل جانشان در امان بماند؛ رفتن همانا و مهاجرت دوباره به سرکان همانا. خواهر ریحانه همان روز‌های اول پیشنهاد کرد نانوایی قدیمی سرکان را که ۴ سال پیش تعطیل شده و اهالی را برای تهیه نان به سختی انداخته بود، اجاره و تنورش را روشن کنند. وحید و ریحانه هم به ناچار قبول می‌کنند: «خواهرزنم نانوایی کرده و این کار را بلد بود. کنار دستش نگاه کردیم و یاد گرفتیم. ۲‌ماه بعد من شاطر شدم و ریحانه خمیر چونه می‌کرد. حالا روزی ۲ بار یکی صبح و یکی غروب نون می‌پزیم و می‌دیم دست مردم.»

اوایل مشتری‌هایشان محدود بود و بیشتر پیرمرد و پیرزن‌هایی بودند که پای رفتن تا نانوایی‌های دیگر را نداشتند، اما رفته‌رفته اهالی، کیفیت خوب نان را که دیدند، مشتری شدند. حالا حتی از روستا‌های اطراف برای خریدن نان به سرکان می‌آیند: «اوایل خواهرزنم صبح به صبح می‌رفت دم در خانه پیرزن و پیرمرد‌های سرکان و می‌گفت چندتا نون می‌خواهند. بعد از پخت، خودم با موتور می‌بردم دم در خانه‌هایشان و تحویل می‌دادم. روز‌های اول بیشتر از ۵۰ قرص نون نمی‌فروختیم، اما حالا روزی ۴۰۰ تا ۶۰۰ تا خمیر چونه می‌کنیم و مشتری‌های مسافر هم داریم.»

مهاجرت دوم در تیر ۹۹ قطعی شد و ریحانه و وحید که هر دو ۳۰ ساله‌اند، بار دیگر بار و بنه را می‌بندند به سمت شهری دیگر و تجربه دیگر؛ مهاجرتی که اصلا راحت نیست و هنوز بعد از ۳ ماه نتوانسته‌اند با همه شرایط آن کنار بیایند. کمبود امکانات، دوری از خانواده، خمودگی روستا، نبودن امکانات تفریحی، تفاوت‌های فرهنگی و زبانی و… از نقاط ضعفی است که ریحانه و وحید به آن اشاره می‌کنند.

«قطعا برای کسی که در تهران متولد شده و با امکانات آنجا بزرگ شده، زندگی در جایی که برای خرید یک کفش، رفتن به یک درمانگاه یا پیدا کردن یک دکتر عمومی خوب، باید به شهر دیگری برود یا جایی‌که نوع پوشش تو با مردم اونجا متفاوته و دائم زیرچشمی تو رو برانداز می‌کنن، خیلی سخته. درسته که شهر‌های کوچک از نظر هوا یا آرامش محیط خیلی بهتر از تهران هستند، اما برای زندگی دائم مشکلات زیادی دارند؛ مثلا اینجا تابستون، ساعت ۶ عصر و پاییز و زمستون حتی زودتر روستا خلوت می‌شه و ساعت ۸ تا ۹ عملا همه اهالی خوابن. این برای ما که عادت به زندگی شهری شبانه داریم، تجربه سختی است یا اینجا یک باشگاه ورزشی نیست که بشه روزی یک ساعت ورزش کرد. بحث رستوران و سینما و کافی‌شاپ که به کنار.»

به‌نظر ریحانه هم تفریح و سرگرمی در روستا و شهر‌های کوچک خیلی کم است و البته از آن میزان کم، سهم زنان تقریبا نزدیک به صفر است: «مردها، عصر‌ها یا آخر هفته یک قلیان و یک کیلو جوجه برمی‌دارند و می‌روند در باغ و دشت‌ها یا کوه برای گردش و تفریح، اما نه در سرکان و نه در روستا‌های دیگری از ایران، یک جمع زنانه نیست که چنین تفریحی داشته باشد؛ چون زشت و بد است و هزار جور انگ و حرف دیگر. این می‌شود که پناه آوردیم به موبایل. اینجا هم یک خط در میون آنتن هست و نیست.»

زعیم

کرونا و گرانی، شهرستانی‌های تهران را فراری می‌دهد

۱۳ سال است که فاصله زعیم با خانه و کاشانه‌اش هر سال بیشتر و بیشتر می‌شود. اول که برای تحصیل در دانشگاه امیرکبیر به تهران آمد، ۱۴۸۴ کیلومتر فاصله داشت، ۶ سال بعد که برای کار به آستارا رفت، ۱۸۵۰ کیلومتر شده و حالا که ۲ سال است در اردبیل زندگی می‌کند، ۲۰۰۰ کیلومتر تا هویت اصلی‌اش در زابل فاصله دارد. این سال‌های فراغ و مهاجرت پشت مهاجرت بر او آسان نگذشته.

شب‌ها در رویاهایش به روستایشان، گنبدشاهی در زابل برگشته، هوتک پشت خانه‌های سبحان، قیوم، ناجی، ننه رشید، ننه خدیجه و پسر حمد‌لله را تبدیل به استخر ایمن با حصار نرده‌ای زیبا کرده که بچه‌ای در آن نیفتد، بعد آب لوله‌کشی شرب را تا آشپزخانه همه خانه‌های روستا کشیده. در میانه رویا، دیوار کاهگلی مدرسه الدوخی را ریخته پایین و جایش مدرسه ۵ کلاسه ساخته با حیاطی بزرگ که چمن مصنوعی دارد و بچه‌ها با تاب و سرسره وسط حیاط بازی می‌کنند.

اما فعلا او در اردبیل است، وسط کارخانه‌ای بزرگ که صدای بلند ماشین‌آلات هم نتوانسته جلوی واگویه رویاهایش را بگیرد: «چاره‌ای جز فاصله گرفتن و مهاجرت نمانده بود. برگشتن بدون پشتوانه به زابل، یعنی امتداد یک خط اشتباه. من وقتی به زابل برمی‌گردم که مطمئن باشم می‌توانم قدمی ولو کوچک برای آن بردارم و این قدم سواد زیاد می‌خواهد و پول. همه ما آنجا به‌معنای واقعی کلمه محرومیم. بی‌سوادی و بی‌پولی ما را در رنج بی‌نهایت قرار داده. باید بتوانیم یک جایی این سد را بشکنیم؛ سدی که بیرون از استان برای ما ساخته‌اند و باید آن را از تهران شکست.»

زعیم، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. می‌گوید مردم سیستان و بلوچستان صدایشان در دولت‌ها و پایتخت شنیده نمی‌شود، مسافت دور باعث شده کسی آن‌ها را نبیند. عصبانی است از اینکه سهم استانشان از توسعه فقط شعار و سخنرانی است؛ به همین دلیل است که مهاجرت کرده تا او را به‌عنوان یک نماد ببینند و حرف‌هایش را بشنوند: «من در رشته مهندسی صنایع دانشگاه امیرکبیر درس خواندم، فوق‌لیسانسم را هم آنجا گرفتم و بعد برای کار در یک شرکت مواد غذایی کوچک و نوپا به آستارا رفتم. ۴ سال آنجا کار کردم و بخشی از درآمدم را فرستادم زابل تا ۲ خواهر و دخترخاله‌ام درس بخوانند و دانشگاه قبول شوند که همین هم شد و هر سه آن‌ها در تهران و زاهدان دانشجو شدند. اصلا هدفم از کار کردن همین بود که بتوانم زمینه پیشرفت زنانی که می‌دیدم به‌خاطر بی‌پولی و فقر فرهنگی از تحصیل باز‌مانده‌اند را فراهم کنم.»

زعیم بعد از آستارا، به شرکت موادغذایی بزرگ‌تری در اردبیل می‌رود و به‌عنوان مدیرداخلی کارخانه مشغول به‌کار می‌شود. او نسبت به این مهاجرت‌های پیوسته حس دوگانه‌ای دارد: «تصورم این نبود که از شهر و زادگاهم آنقدر دور بمانم، از این جهت ویرانم، اما وقتی به این فکر می‌کنم که می‌توانم هر سال کمک مالی به زادگاهم کنم، کمی آرام می‌گیرم. من اگر از زابل بیرون نمی‌آمدم، درنهایت یک دستفروش یا در بهترین حالت کارمند عادی یک اداره بودم، اما حالا ماجرا تغییر کرده و هرچند با سختی زیاد، اما رو به پیشرفتم.»

از ویژگی‌های جالب زعیم این است که اگرچه از دل محرومیت آمده، اما مقهور تهران و امکاناتش نشده: «من وقتی دانشگاه قبول شدم، برای نخستین‌بار پایم را از زابل بیرون می‌گذاشتم؛ حتی به زاهدان هم نرفته بودم. تصور کنید یک جوان ۱۸ ساله از وسط آن فضا به تهران بیاید. همان ترم اول استادم که خودش لر بختیاری بود و از استان فارس آمده بود تهران، به من گفت مراقب باش تهران پاگیرت نکند. پیشرفت خودت را در شهر دیگری جز اینجا تعریف کن. تهران یک جذاب تو خالی است و این شد که برای کار به آستارا رفتم.»

زعیم نمی‌داند مقصد بعدی‌اش کجاست و زندگی‌اش به کجا ختم می‌شود؛ فقط می‌داند که مدرسه‌ای که ۴ ماه پیش کلنگش را زده، شروع واقعی شدن یک رویاست؛ مدرسه‌ای با دیوار‌های آبی و حیاط سبز و تاب و سرسره‌ای که دختران و پسران کوچک روی آن سوارند و صدای خنده‌شان گنبد شاهی را پر از شادی می‌کند.

فتانه و جواد

۵۸ سال زندگی در تهران که حاصلش ۴ فرزند و یک آرایشگاه کوچک و خوشنام در جنوب‌شرق تهران بود، را مرداد سال ۹۸ می‌گذارد و برای همیشه از تهران می‌رود؛ مهاجرتی که می‌گوید به‌خاطر فشار اقتصادی زیر بار آن رفته و حالا مجبور است دور از فرزندان، عروس و داماد و نوه‌هایش زندگی کند: «بی‌تعارف و خلاصه بگم که کم آوردیم. ۳ میلیون تومن صاحب سالن گذاشت رو اجاره و از اون طرف صاحبخونه که این همه سال باهامون راه اومده بود، گفت یا ۱۰۰ میلیون بذار رو پول پیشت یا معادلش اجاره بده. از کجا می‌آوردیم؟ شوهرم که بازنشسته است و تکلیفش با ماهی ۳ میلیون حقوق معلوم.

درآمد سالن هم کفاف نمی‌داد، مشتری‌های رنگ، مش و هایلایت یا شینیون و آرایش برای عروسی که عمده سود و درآمد ما آرایشگر‌ها از اونجاست، در اون منطقه کم شده بود و فقط برای اصلاح و ابرو و کوتاهی مو می‌اومدن که خوب سود ما توی این خدمات ناچیزه. وقتی دیدم از پس هزینه‌های خود سالن برنمیام، تصمیم گرفتم جمع کنم و برای همیشه از تهران برم.»

فتانه کلاردشت را انتخاب می‌کند؛ چون برادری دارد که یک سال و نیم قبل از او به آنجا مهاجرت کرده و خوب و بد زندگی در آن منطقه دقیق دستش آمده و می‌توانسته به او و همسرش کمک کند: «گفتم حالا که از تهران می‌رم، حداقل جایی رو انتخاب کنم که کس و کاری اونجا داشته باشم و از اون طرف اینقدر جمعیت داشته باشه که آرایشگاهم رو اونجا دوباره راه بندازم. این شد که ساکن یه واحد آپارتمان در کردمحل شدم و یک سالن ۳۰ متری در کلاردشت اجاره کردم.»

کسب و کار فتانه در شهر جدید با گذشت یک سال هنوز پا نگرفته و روزی ۵، ۶ مشتری بیشتر ندارد. تبلیغات گسترده را شروع کرده بود که سر و کله کرونا پیدا شد: «من دوباره از صفر شروع کردم. فکر کنید؛ اون همه مشتری که در تهران سال‌های سال با تلاش و احترام تونسته بودم رضایت و اعتمادشون رو جلب کنم، گذاشتم و اومدم اینجا. کار در شهر جدید خیلی سخته، اهالی هنوز گارد شدید دارن که یکی از تهران آمده و می‌خواهد کاسبی‌شان را خراب کنه. مغازه‌دار فکر می‌کنه، چون از شهر اومدی پس وضع مالی ات خوبه و می‌تونی بیشتر اجاره بدی، خانواده‌ها اجازه نمیدن همسر یا دخترشان برای کار بیان پیشت و هزار و یک مشکل دیگه، اما چه میشه کرد؟

باید با شرایط جدید کنار اومد و با مهربانی، احترام و ادب فرصت داد تا اعتماد اون‌ها هم جلب بشه.» فتانه روز‌های سختی را سپری می‌کند. معتقد است مهاجرت سخت است؛ چه برسد در میانسالی که قدرت ریسک کردن و خلاقیت آدمیزاد پایین می‌آید و مواجهه با پدیده‌های تازه کمی ترسناک است. اما او این روز‌ها وقتی قیمت مسکن و اجاره خانه در تهران را می‌بیند، از کاری که کرده پشیمان نیست؛ گرچه از دوری فرزندان و نوه‌هایش هم دلگیر است.

مهاجرت‌های شکننده و ناپایدار

کرونا و گرانی، شهرستانی‌های تهران را فراری می‌دهد

مهاجرت برای ایرانیان واژه نامأنوسی نیست. در کشوری که پایتخت چندین میلیون‌نفری‌اش را تقریبا مهاجران شکل داده‌اند یا در فراز و فرود‌های مختلف تاریخ معاصر و در پی رویداد‌هایی مثل جنگ یا بلایای طبیعی، همواره تغییر سکونتگاه به‌عنوان یک راهکار نجات، گذران زندگی یا ارتقا مطرح بوده، مهاجرت جزئی از زندگی مردم بوده و هست. با این حال وقتی صحبت از «مهاجرت معکوس» به میان می‌آید، فارغ از تعاریف علمی و فنی این اصطلاح، در ذهنیت عمومی معمولاً مهاجرت‌هایی مجسم می‌شود که فرد مهاجر، برای فرار از قیل‌وقال و شلوغی، دست به «انتخاب» متفاوتی زده تا زندگی خودش را در شهر یا روستایی کوچک به ساحل نجات برساند.

در این تلقی، قدرت انتخاب و ارتقای سطح زندگی فرد مهاجر پیش‌فرض است، اما این تمام حقیقت نیست. آنچه در ادامه می‌خوانید خرده‌روایت‌هایی از مهاجرت معکوس است؛ خرده‌روایت‌هایی از زندگی آدم‌هایی که بعضی به اختیار و بعضی دیگر اجبارا مجبور به کوچ از تهران یا شهر‌های بزرگ دیگری شده‌اند. فارغ از سطح رضایتمندی این افراد از زندگی، آنچه در گفتگو با آن‌ها مشهود است، ناپایداری و شکنندگی تصمیم‌شان به سکونت در شهر‌های کوچک یا روستاست. این مسئله -چه در مزیت‌های زندگی مبادی مهاجرت ریشه داشته باشد و چه در کم‌امکاناتی مقاصد- هر لحظه ممکن است سبب بازگشت این افراد به محل سابق زندگی‌شان شود و این چیزی است که نباید از آن در تحلیل مهاجرت‌های معکوس این روزها، غافل بود.

جشن کریسمس در خیابان میرزای شیرازی تهران


آغاز سال نو میلادی و برگزاری مراسم کریسمس در بیشتر نقاط دنیا مرسوم است. شاید همیشه کریسمس و حال و هوای آن را در عکس‌ها و فیلم‌های کشورهای خارجی دیده باشید، اما در این مقاله قصد معرفی منطقه‌ای ارمنی نشین از تهران بزرگ را داریم که در آنجا حال و هوای کریسمس و خرید‌های سال نوی میلادی جریان دارد. از میان محله های ارامنه تهران، محله های مجیدیه، آرارات، خیابان میرزای شیرازی و کریم خان از شاخص ترین ها هستند. در آستانه سال نوی میلادی و کریسمس  در این محله ها جشنواره رنگ و نور و عطر خوراکی های جذاب برپاست. خیابان میرزای شیرازی نیز به دلیل نزدیکی به یکی از معروف‌ترین کلیساهای تهران یعنی کلیسای سرکیس، به یکی از اصلی ترین مناطق زندگی ارامنه تبدیل شده است.

بازار کریسمس خیابان میرزای شیرازی

محله سنایی، خیابان میرزای شیرازی که به محل خرید و فروش اسباب بازی معروف است و عمده شهرت این خیابان به فروشگاه‌های متعدد عروسک‌فروشی آن است، در ماه دسامبر بازار زیبای کریسمس می‌شود. در روزهای آغازین زمستان و آن موقع که اولین دانه‌های برف مهمان خیابان‌های شهراست، خیابان میرزای شیرازی روزهای شلوغی را به خود میبیند. این خیابان به دلیل حضور تعداد زیادی هموطن ارمنی تبدیل به بازار کریسمس شده است. ویترین مغازه‌های خیابان میرزای شیرازی در کریسمس پر می‌شود از عروسک‌های بزرگ بابانوئل با ریش سفید و لباس‌های زنگوله دار قرمز، کاج‌های تزئئین شده با ستاره و گوی‌های رنگی قرمز که در پیاده‌روها قرار دارند و بازار خرید شکلات و شیرینی نیز بسیار داغ است.

بازار کریسمس این خیابان در سال‌های گذشته به یک جاذبه گردشگری مرکز تهران تبدیل شده است. دیگر فقط مسیحی‌های این خیابان و محله‌های اطراف برای خرید به آن‌جا نمی آیند بلکه با آغاز زمستان فرصت مناسبی برای گشت و گذار همه خانواده های تهرانی است.همانطور که گفتیم این خیابان بورس اسباب‌‌بازی در تهران است. تقریبا از وسط این خیابان به بالا، یعنی از اطراف پمپ بنزین میرزای شیرازی تا خیابان مطهری، اکثر مغازه‌های کنار خیابان، اسباب‌‌بازی فروشی هستند. تنوع فروشگاه‌های اسباب‌بازی این خیابان مورد علاقه خانواده‌ها است. تقریبا تمام آنچه بچه‌ها برای بازی نیاز دارند در بورس اسباب‌‌بازی این خیابان پیدا می‌شود.

در این محله تهران بیشتر مسیحیان و ارامنه‌ای زندگی می‌کنند. اقلیت‌های مسیحی ساکن محله سنایی، همپای مسیحیان جهان، ایام کریسمس را جشن می‌گیرند. کلیسای انجیلی ارامنه در خیابان میرزای شیرازی، کوچه ارفع واقع شده و مخصوص پیروان مذهب پروتستانیسم است. این کلیسا نیز در ایام کریسمس برای ارامنه برنامه‌های ویژه‌ای دارد. کلیسای سرکیس مقدس، کلیسای پولس و مدرسه ارامنه ارس از جمله مکان‌هایی است که ارمنی‌های ساکن این منطقه رفت‌وآمد زیادی به آن‌جا دارند و میزبان دیگر ارمنی‌های تهران هستند.

حال و هوای خیابان میرزای شیرازی تهران در کریسمس

حال و هوای محله سنایی و خیابان میرزای شیرازی آن در ایام کریسمس بسیار دیدنی و لذت بخش است. فروشگاه ها و کافه‌های پر زرق و برق، بابانوئل و درخت کریسمس، ریسه چراغ های رنگی، جعبه های کادویی لوکس، شیرینی ها و شکلات ها و کوکی های خوشگل و خوشمزه، عروسک های گوزن و بوی مطبوع انواع قهوه و کیک که در خیابان هوش از سرتان می برد‌ و آغاز سال نو را مژده می دهند. فروشندگان ارمنی می گویند که نه تنها مسحیان، بلکه مسلمانان و سایر شهروندان هم در این روزها بیشتر خرید می کنند.

جاذبه های خیابان میرزای شیرازی

علاوه بر مغازه‌های فروش ملزومات کریسمس این محله، یک ساندویچ فروشی و قنادی قدیمی اما معروف دارد که که نام آنها قنادی طلایی و ساندویچ طلایی است. بیشتر کارکنان قنادی و ساندویچ طلایی نیز ارمنی هستند. ساندویچ طلایی از سال ۱۳۴۲ در این محله حضور داشته و هنوز هم چراغش روشن است. اگر هوس میل کردن یک ساندویچ با طعم و حال و هوای قدیم را کردید، حتما ساندویچ طلایی را در نظر داشته باشید.

از نظر جغرافیایی محله سنایی و خیابان میرزای شیرازی بخشی از محله قدیمی بهجت آباد تهران است. محله‌ای که تا قبل از سال ۱۳۰۰ به عنوان قریه‌ای خوش آب و هوا برای ییلاق نشینان تهرانی به حساب می‌آمد. این محله به دست میرزایوسف مستوفی‌الممالک آشتیانی صدراعظم وقت ایران بنیان گذاشته شد. نام این محله از نام دختر میرزایوسف بنام بهجت که همسر جلال‌الدوله پسر مسعودمیرزا ظل‌السلطان است الهام گرفته شده است. بعدها نام این محله به محله سنایی تغییر یافت. خیابان میرزای شیرازی که نام پیشین آن نیز خیابان نادرشاه بوده در مرکز شهر تهران قرار دارد و به خیابان‌های کریم خان در جنوب و شهید مطهری در شمال منتهی می‌شود.

یکی دیگر از مهمترین مکاهنهای این خیابان مرکز موسیقی بتهوون است که قدیمی‌ترین فروشگاه موسیقی در ایران بشمار می‌رود. این فروشگاه در میانه خیابان میرزای شیرازی قرار دارد. مرکز موسیقی بتهوون سال ۱۳۳۲ با نام صفحه‌فروشی بتهوون توسط فردی بنام کریم چمن آرا و برادرانش افتتاح شد و تا سال‌ها به‌عنوان مهم‌ترین مرکز توزیع محصولات فرهنگی مرتبط با موسیقی شناخته می‌شد. این مرکز هم اکنون به خانه موزه تبدیل شده‌، علاوه بر فروش آلبوم‌های موسیقی و محصولات فرهنگی، کافه و گلخانه نیز دارد و مرکزی برای خرید بلیط انواع کنسرت هاست. خیابان میرزای شیرازی یکی از مراکز مهم زندگی ارامنه تهران است و علاوه بر سکونت آن‌ها در این محله، برخی از فروشگاه‌های این خیابان توسط ارامنه مدیریت می‌شوند. پردیس سینمایی آزادی، اولین پردیس سینمایی تهران که بعد از سال‌ها تجهیز شد و حالا در اختیار مخاطبین سینما است و نشر چشمه که یکی از معتبرترین انتشارات ایران است نیز در خیابان میرزای شیرازی قرار دارد.

آراستن درخت کریسمس در این خیابان یکی از کار‌هایی است که هر سال در تدارک سال نو میلادی اتفاق می‌افتاد. با این که در گذشته اغلب مردم کاج طبیعی خریداری می کردند، اما اکنون با توجه به مطرح شدن بحث های محیط زیستی و اهمیت احترام به طبیعت، کاج های مصنوعی جای کاج های طبیعی را گرفته اند.در تهران وبعضی از شهرهای مختلف ایران که انواع اقلیت‌های مذهبی همچون ارامنه و مسیحیان زندگی می‌کنند، می توان در آستانه سال نوی میلادی تجربه ای متفاوت از صلح و همزیستی میان فرهنگ ها و ادیان را مشاهده کرد. لبخند هایی که بدون در نظر داشتن اعتقادات به هم هدیه داده می‌شود و فضایی پر از احساس شادی و نور و رنگ، هر سال در زمستان دلگرم‌تر مان خواهد کرد.

درباره نماد واقعی تهران؛ آزادی، فراتر از میلاد


روزنامه همشهری – فرزانه ابراهیم‌زاده: روزنامه‌های عصر روز ۲۴ مهرماه ۱۳۵۰ در کنار گزارش‌های تکمیلی از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، عکس اول خود را به تصویری از بنایی بلند و سفیدرنگ اختصاص دادند که در سه‌راه مهرآباد تکمیل شده بود؛ بنایی که مهندس جوان ۲۴ ساله‌ای آن را طراحی کرده و قرار بود یادمان این جشن باشد، اما برای سال‌ها نمادی از تهران شد؛ «برج آزادی».

آزادی چطور در غرب تهران نشست

محمدرضا پهلوی که بدون هیچ آیینی و تنها با خواندن سوگند پادشاهی در شهریور ۱۳۲۰ بر تخت سلطنت نشسته‌بود، بعد از تثبیت قدرتش در دهه ۴۰ و بالا رفتن ثروت کشور به‌خاطر سهم بیشتر از درآمد نفت، تصمیم داشت تا ایران را هر چه بیشتر در صدر خبر‌ها بیاورد. او در سال ۱۳۴۵ در ششمین سال تولد ولیعهدش، آرزوی دیرینه خود، یعنی جشن تاجگذاری را در کاخ گلستان انجام داده و فرح پهلوی، مادر ولیعهد را به‌عنوان نایب‌السلطنه انتخاب کرده‌بود.

اما این جشن آنطور که می‌خواست و به زعم وی شکوه و عظمت باستانی ایران را برای قدرت‌نمایی در منطقه پرآشوب خلیج‌فارس و در میان کشور‌های آسیایی نمایش‌نمی‌داد. شاه سودای تبدیل ایران به مهم‌ترین کشور منطقه و حتی آسیا را در سر می‌پروراند؛ رؤیایی که باید با نمایش شکوه و تمدن قدیم و جدید ایران پیوند می‌خورد. ایده برگزاری جشن‌هایی در ستایش سلطنت در ایران در اواخر دهه ۳۰ مطرح شد، اما کمبود منابع مالی مستمر، آن را تا سال ۴۵ به تعویق انداخت و در نهایت بعد از مدت‌ها برنامه‌ریزی قرار شد در مهرماه ۱۳۵۰ در تهران برگزار شود.

همان نیمه دوم دهه ۴۰، هیأتی انتخاب شد تا برای برگزاری هر چه بهتر این جشن‌ها برنامه‌ریزی کند. ایده‌های بسیاری همراه با ردیف بودجه‌های مفصل تنظیم شد. جدا از برگزاری جشن‌ها و دعوت از مهمان‌ها، یکی از مهم‌ترین برنامه‌های کمیته برگزاری، ساخت یادمانی برای برگزاری این جشن بود. ابتدا تصمیم گرفته شد تا بنایی را به شکل طاق‌نصرت، با اعتباری بالغ بر ۶ میلیون تومان در غرب تهران که مهم‌ترین ورودی پایتخت بود بسازند.

طرح آن را نیز «امیرنصرت منقح» و «یوسف شریعت‌زاده» تهیه کردند، اما بعد از اینکه قیمت نفت افزایش پیدا کرد و دست دولت در تخصیص اعتبارات، قدری بازتر شد، برنامه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله را نیز مفصل‌تر کردند. اعلام شد که طرح طاق‌نصرت به اندازه کافی عظمت ندارد و تصمیم گرفتند بنای عظیم‌تری بسازند. در شهریور ۱۳۴۵ فراخوان یک مسابقه معماری در روزنامه‌ها درج شد و شورای مرکزی جشن‌های ۲۵۰۰ ساله تهیه طرح ساختمانی به نام «شهیاد آریامهر» را به مسابقه گذاشت و از معماران دعوت کرد که طرح‌های خود را تا دهم آبان ۱۳۴۵ به دبیرخانه تحویل دهند.

در میان طرح‌های ارائه شده، طرحی از یک جوان ۲۴ ساله فارغ‌التحصیل دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران در رشته معماری به اسم حسین امانت، با آنچه در ذهن طراحان جشن‌ها بود تناسب زیادی داشت. این طرح که البته بعد‌ها تغییرات کوچکی کرد برجی بلند بود که با استفاده از نشانه‌های معماری ایران در دوره‌های مختلف تاریخی طراحی شده و در کنار نماد‌های مدرن، نشانی از گذشته باشکوه تاریخی ایران به‌خصوص در زمینه معماری داشت. طرح امانت با وجود جوانی او بسیار جسورانه و البته بسیار گسترده بود و همین باعث می‌شد تا ساخت آن را با مشکلاتی مواجه کند.

آزادی چطور در غرب تهران نشست

برخی از کارشناسان تاریخ معماری با بدبینی معتقدند که نقش هوشنگ سیحون به‌عنوان استاد امانت و یکی از داوران این مسابقه در انتخاب طرح او را نمی‌توان نادیده گرفت. امانت پیش از شرکت در این مسابقه، طرحی شبیه آن را در دانشگاه آماده کرده و نمره خوبی هم از آن گرفته بود. در کنار این، طرح‌های دیگری که در این مسابقه شرکت کردند هم هنوز موجود است و نشان می‌دهد که جسارت امانت برای طراحی این برج بیش از دیگران است.

مهم‌ترین منبع الهام امانت جدا از استفاده از المان‌های معماری ایرانی در دوره‌های مختلف، طاق‌ضربی‌های ایرانی بود که روی چهارپایه استوار شده‌است. این پایه‌ها در امتداد خود پیچ‌خورده و داخل بنا به یک گنبد هرمی شکسته ختم‌می‌شوند. بدین‌ترتیب کل بنا به یک گنبد می‌رسید. حسین امانت در گفت‌وگویی که سال ۸۵ انجام داده گنبد را دستاورد بزرگ معماری ایران و مظهر نبوغ معماران این سرزمین دانسته است. بنا دارای ۲ قوس بزرگ رو به شرق و غرب است و حالتی دروازه‌گونه دارد.

قوس زیرین به شکل هلالی و ملهم از ایوان مدائن است و قوس بالایی به شکل جناغی با الهام از معماری دوران اسلامی ساخته شده. بدین‌ترتیب ۲ دوره بزرگ معماری تاریخی ایران در برج آزادی با هم تلفیق شده‌اند. اما انتخاب طرح، تازه اول راه بود و مشکلات زیادی برای تکمیل این برج وجود داشت. مهم‌ترین مشکل این سازه به‌دلیل بزرگی و گستردگی آن، انتخاب پیمانکاری بود که اجرایش کند.

با بررسی‌های زیاد سرانجام شرکت «مَپ» به مدیریت «محمد پورفتحی» برای این کار انتخاب شد که با مهندسان ایرانی و اروپایی فعالیت می‌کرد. سرپرست کارگاه ساخت‌وساز نیز ایرج حقیقی بود. محل قرار‌گرفتن برج نیز اهمیت زیادی داشت. این برج باید در جایی ساخته می‌شد که علاوه بر اینکه از نقاط مختلف تهران قابل‌مشاهد باشد دروازه این شهر هم به شمار آید؛ هرچند که از ابتدا، غرب تهران برای ساخته‌شدن این یادمان قطعی شده‌بود.

آزادی چطور در غرب تهران نشست

غرب تهران راه ورودی و دسترسی این شهر به مرز‌های غربی بود. از آنجا که نگاه حکومت در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ بیشتر متمایل به غرب بود، این خود نمادی از تمایل به این ایده محسوب می‌شد. از سوی دیگر محل ساخت این برج باید نزدیک فرودگاه مهرآباد، به‌عنوان مهم‌ترین ورودی تهران برای مسافران غربی می‌بود تا نخستین تصویری که از تهران و ایران در ذهن بیاورند، این نماد یا یادمان باشد که اتفاقا زمین مناسبی هم در سه‌راه مهرآباد وجود داشت.

این منطقه و روستایی نزدیک به آن از دوران ناصرالدین‌شاه به مهرآباد معروف بود. روستایی که بعد‌ها فرودگاه بین‌المللی تهران را در آن ساختند متعلق به معیرالممالک بود که به‌عنوان مهریه آن را پشت قباله عصمت‌الدوله دختر ناصرالدین‌شاه انداخت و برای همین به مهرآباد معروف شد. سه‌راه مهرآباد با گسترش تهران، غربی‌ترین نقطه شهر بود و در ابتدای خیابان آزادی کنونی قرار داشت که به‌عنوان اصلی‌ترین محور غربی – شرقی شهر، غرب تهران را به دماوند در حد شرقی تهران می‌رساند. سازه برج چنان طراحی شده بود که از زاویه دید آن کوه دماوند دیده شود.

۱۱ آبان ۱۳۴۶ شاه و امیرعباس هویدا نخست‌وزیر و نیک‌پی شهردار وقت به محل ساخت این برج رفتند و با دفن دو لوح طلایی و نقره‌ای شبیه تخت جمشید این برج را کلنگ زدند. عملیات ساخت برج از اردیبهشت‌ماه ۱۳۴۸ آغاز شد و به‌مدت ۱۸‌ماه تا مهر ۱۳۵۰ طول کشید. تا چند روز قبل از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، بخش‌هایی از کار مانند سنگفرش میدان و جمع‌آوری داربست‌ها به پایان نرسیده بود. هزینه ساخت این برج با احتساب ساماندهی و طراحی میدان پیرامون برج ۴۵ میلیون تومان شد.

آزادی چطور در غرب تهران نشست

مساحت زیربنای این میدان حدود ۷۸ هزار مترمربع و بنای آن به‌صورت دروازه‌ای به ارتفاع ۴۵ متر است که ۵ متر آن زیر زمین قرار دارد. طاق برج از زمین ۲۳ متر فاصله دارد و دارای ۸ بخش مجزاست. عرض پایه این بنا ۶۴ متر و ساخت آن ۳۰‌ماه زمان برده‌است. در محوطه میدان حدود ۶۵ هزارمترمربع طراحی شده و در ساخت این برج ۲۵۰۰۰ قطعه سنگ به‌کار رفته است. نکته جالب اینکه سنگ‌های نمای بنا که از معدنی در جوشقان آورده شده بود با تناسب خاصی در کنار هم قرار‌گرفتند؛ تناسبی که در آن زمان به وسیله کامپیوتر محاسبه شد.

برج در ابتدا فقط به‌عنوان یادمان به افتتاح رسید، اما در سال‌های بعدی با توجه به طراحی‌های تکمیلی در طبقات پایین‌تر تبدیل به فضای نمایشگاهی و موزه و سالنی برای اجرای کنسرت شد. برج آزادی در آستانه ۵۰ سالگی است و در این ۵ دهه شاهد اتفاقات تاریخی بسیاری از جمله انقلاب اسلامی بوده که در نهایت نیز نام این برج و میدان اطرافش را از شهیاد به آزادی تغییر داد.

پارک جنگلی شیان لویزان، زیباترین پارک جنگلی تهران


شهر تهران پرجمعیت ترین شهر ایران و سومین کلان شهر خاورمیانه است، سرتاسر شهر تهران را ساختمان های بلند و آسمان خراش های مدرن پر کرده است. شاید تصور کنید فضاهای سبز کمی در این شهر شلوغ پیدا خواهید کرد، اما کاملا در اشتباه هستید. در طی سال های اخیر به دلیل افزایش آلودگی، شهرداری های مناظق مختلف تهران سعی کرده اند با ایجاد پارک های کوچک و بزرگ به زیبایی شهر تهران بیافزایند. منطقه لویزان را می توان یکی از خوش آب و هوا ترین و سرسبزترین مناطق تهران دانست، این منطقه سرسبزی خود را مدیون قرار گرفتن در کنار پارک جنگلی شیان لویزان است. پارک جنگلی شیان در آخر هفته ها و تعطیلات های مختلف همیشه میزبان هزاران خانواده گرم و صمیمی است که این پارک زیبا را برای گذران وقت و پیک­نیک انتخاب کرده اند.

برای مشاهده و رزرو آنلاین ارزان ترین بلیط پرواز تهران روی تصویر زیر کلیک کنید:
خرید-بلیط-هواپیما-لحظه-آخری-1

پارک جنگلی شیان لویزان

پارک جنگلی لویزان در شمال شرق و منطقه چهار شهرداری تهران قرار دارد و یکی از بزرگ ترین پارک‌های جنگلی در تهران است. پارک جنگلی لویزان را عمدتا با نام پارک جنگلی شیان می شناسند چراکه از سمت غرب با بوستان جنگلی شیان همسایه است، علاوه براین از سمت شرق نیز به بوستان جنگلی یاس فاطمی نیز راه دارد. وسعت این پارک جنگلی بیش از ۱۰۰۰ هکتار است. در قسمت بالای پارک جنگلی لویزان هتل دهکده شیان ساخته شده است که در بیشتر ماه های سال میزبان صدها گردشگر از اقصی نقاط کشور است. ساخت پارک جنگلی لویزان به اوایل دهه ۱۳۴۰ برمی گردد، طرح ساخت پارک جنگلی به منظور حفظ بافت شهری تهران و کاهش آلودگی پیشنهاد شده بود. این پارک جنگلی در یکی از مرتفع ترین زمین های تهران بنا شده است به همین دلیل اگر به سمت بالای پارک جنگلی شیان لویزان بروید بخش های مختلف شهر تهران و زیبایی هایی که هیچ وقت از این شهر ندیده اید را تجربه خواهید کرد.

پارک جنگلی شیان لویزانرباغ پرندگان بوستان جنگلی شیان

یکی از جذاب ترین بخش های پارک جنگلی شیان لویزان، بخش باغ پرندگان این پارک زیبا است، فاز اول باغ پرندگان در اوایل سال ۹۲ بازگشایی شد که در بخش شرقی بوستان قرار گرفته است. وسعت باغ پرندگان بیش از ۲۳ هزار هکتار است و طرح اصلی شامل دو فاز شمالی و جنوبی است.

در همان ابتدا کار بیش از ۲۰ هزار گونه مختلف پرنده در این باغ مسکن داده شدند؛ ۲۵۰ نژاد و گونه مختلف آسیایی و آفریقایی مثل انواع طوطی، کبوتر، جغد، عقاب، کرکس، شاهین، طاووس، فلامینگو، مرغابی، شترمرغ و انواع پرندگان آبزی و… را می توانید در این باغ زیبا مشاهده کنید.

یکی از فرهنگ های عامه ای که از دیرباز در میان ایرانیان ریشه دوانده است، نگهداری کبوترهای خانگی است. در گذشته کبوترها را برای نامه رسانی آموزش می دادند اما با گذشت زمان کم کم فرهنگ نگهداری کبوتر از بین خانه های ایرانی رخت بربست. اما یکی از جالب ترین و خاطره انگیزترین بخش هایی که در باغ پرندگان ساخته شده است، کبوترخانه­ای است که در قسمت شمال غربی پارک قرار دارد. این کبوترخانه به سبک صفوی ساخته شده‌ است و یاد و خاطرات گذشته را در ذهن ما زنده می کند.

باغ-پرندگان-لویزانامکانات پارک جنگلی شیان لویزان

زمانی که تعطیلات آخر هفته فرا می رسد کمتر کسی زمان خود را در خانه می گذراند، برای تنوع و افزایش روحیه مثبت هم که شده بهترین گزینه برای گشت و گذار پارک جنگلی شیان لویزان است. در تمامی فصول سال، در گرما و چه در سرما، پارک جنگلی لویزان با وجود امکانات رفاهی که دارد همیشه میزبان خانواده ها، گروه دوستان و زوج های زیادی است. امنیت پارک به قدری بالا است که حتی هرکسی می تواند برای پیاده روی و ورزش به تنهایی به این پارک جنگلی بیاید، برای برقراری امنیت، کانکس های پلیس در نقاط مختلف این پارک جنگلی استقرار یافته اند.

پارک جنگلی شیان لویزان تمام امکاناتی که برای یک پیک‌نیک یک روزه موردنیاز است را در خود جای داده است. این پارک از امکاناتی نظیر کافی شاپ، رستوران، نیمکت، آلاچیق، سطل‌های زباله، منقل کباب‌پز، سرویس بهداشتی، مسجد و… برخوددار است. یکی از مهم ترین امکاناتی که در پارک جنگلی شیان ساخته شده است انواع زمین های بازی کودکان و بزرگسالان است، با وقت گذرانی در زمین‌های ورزشی، میز‌های پینگ پنگ، مسیر دوچرخه سواری و … می توانید بهترین خاطرات خود را بسازید.

پارک-جنگلی-شیان-در-یکروز-برفیآدرس پارک جنگلی شیان :

پارک جنگلی شیان لویزان از شمال به بزرگراه شهید بابایی، از جنوب به شمس آباد، از شرق به شهرک امید و باغ پرندگان و از غرب به ده لویزان مجاورت دارد. برای رفتن به پارک جنگلی شیان لویزان باید وارد اتوبان امام علی شمال شده و از خروجی مبارک آباد به راحتی به این پارک سرسبز و خرم می رسید.

پارک جنگلی لویزان یکی از سرسبزترین پارک های جنگلی در تهران و حتی ایران است. هزاران گونه درختی و گیاهی در این پارک در طی سال ها کاشته و پرورش یافته اند. هنگامی که قدم به فضای پارک جنگلی شیان می گذارید و در جاده های پیچ در پیچ قدم زنان پیش می روید در اطراف خود درختان سر به فلک کشیده‌ کاج، سرو، چنار، بلوط، اقاقیا، افرا و … را خواهید دید که در طی این سال ها هزاران خاطره و راز را در میان شاخ و برگ های خود پنهان کرده اند. از مسافران و گردشگرانی که قصد دارند به پارک جنگلی شیان سفر کنند خواهشمندیم در حفظ گونه های گیاهی پارک کوشا باشند و از شکستن شاخه درختان و نوشتن خاطره بر تنه این حافظان زمین خودداری کنند.

در بخش های قبل اشاره کردیم که در قسمت بالایی پارک جنگلی شیان لویزان یک هتل به نام هتل شیان قرار دارد. هتل شیان یکی از مجهزترین هتل های تهران است و به سبب قرارگیری در شمالی ترین منطقه پارک لویزان بسیاری از مناطق تهران در زیرپای مسافران و گردشگران خواهد بود. علاوه براین، هتل شیان در دل جنگل قرار دارد و سرتاسر آن پر از پوشش های گیاهی و درختان گوناگون است که صحنه های زیبا و دلربایی را در تمام روز در پیش چشم شما قرار می دهد. تصور کنید در اتاق خود نشسته اید و صحنه غروب خورشید را از پنجره نگاه می کنید درحالی که نسیم مطبوعی از لابه لای درختان بر صورت شما می وزد و صدای خوش پرندگان در گوش شما می پیچید.

هتل شیان در سال ۱۳۷۵ افتتاح شده است و دارای ۳۴ اتاق شامل وی آی پی، درجه یک، دو و سه می باشد. تمامی اتاق های هتل شیان به شکل سوئیت های مجهزبه امکاناتی نظیر حمام مجهز، سرویس بهداشتی ایرانی و فرنگی، اینترنت رایگان، تلویزیون و یخچال هستند. از امکانات دیگرهتل پارک جنگلی شیان می توان به اینترنت رایگان در لابی، صبحانه رایگان، استخر، یک تالار همایش با ظرفیت ۱۵۰۰ نفر، یک کافی شاپ، فضای باز و پارکینگ نیز اشاره کرد. این هتل زیبا دارای دو رستوران ایرانی و سنتی است که غذاهای ایرانی متنوعی را با کیفیت بسیار بالا سرو می کنند. هم چنین در کنار هتل یک سفره خانه سنتی با ظرفیت ۱۵۰ نفر نیز بنا شده است، این سفره خانه سه طبقه بوده و طبقه اول آن مسقف و دو طبقه بالا روباز می باشند. در این سفره خانه علاوه بر سرو غذا، سرویس عربی شامل چای و قلیان عربی را نیز عرضه می کند.

 

برای مشاهده و رزرو آنلاین شیک ترین هتل های تهران روی تصویر زیر کلیک کنید:
رزرو-هتل