آیا واقعا رابطه جنسی، سیستم ایمنی را تقویت می‌کند؟


الماس چالوس: حالا که روز‌های خانه نشینی و قرنطینه است، هم شما وقت آزاد بیشتری دارید و هم همسرتان، مخصوصا اگر بچه‌ای هم نداشته باشید! حالا که بیشتر با هم هستید، چرا بیشتر از همدیگر لذت نبرید؟ این یک توصیه‌ی روانشناسانه برای این روزهاست که تقریبا همه استرس دارند و با خبر‌های مداوم درباره‌ی COVID-۱۹ و حاشیه‌های آن بمباران و در نتیجه مضطرب می‌شوند. توصیه می‌کنیم مرور خبر‌ها و چرخ زدن در فضای مجازی را محدود کرده و بیشتر به فعالیت‌های جنسی آگاهانه بپردارید.

رابطه جنسی آگاهانه نوعی از رابطه جنسی است که تمرکز بیشتر روی تجربه‌ی لذت است و دو طرف کمتر به عملکرد‌های جنسی یا رسیدن به هدف نهایی (مثلا ارگاسم) فکر می‌کنند. این نوع فعالیت جنسی به دلایل گوناگونی مفید است. اصلی‌ترین دلیل این است که رابطه جنسی آگاهانه موجب تمدد اعصاب می‌شود و کمک‌تان می‌کند با همسرتان در لحظه حضور داشته باشید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید. رابطه جنسی آگاهانه همراه با یک موزیک ملایم می‌تواند راه حلی عالی برای کنترل استرس طی پاندمی کرونا باشد.

آیا واقعا رابطه جنسی، سیستم ایمنی را تقویت می‌کند؟

ارتباط میان رابطه جنسی و احساس جسمی و روحی ِ خوب، بسیار عمیق است. رابطه جنسی می‌تواند خلق و خوی‌تان را بهتر کرده و این پتانسیل را دارد که سیستم ایمنی‌تان را در روز‌هایی که به یک ایمنی قوی نیاز دارید تقویت نماید.

رابطه جنسی خوب، حال‌تان را خوب می‌کند

بعد از یک رابطه جنسی، مطمئنا احساس بهتری خواهید داشت، زیرا جریانی از اندورفین و سایر هورمون‌های حال خوب در بدن‌تان به راه افتاده است. رابطه جنسی خوب می‌تواند سطح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول و آدرنالین را کاهش داده و تولید اندورفین را که به طور طبیعی، احساس خوب در بدن ایجاد می‌کنند افزایش بدهد.
حین رابطه جنسی در بدن‌تان اوکسی توسین نیز ترشح می‌شود که به نام هورمون عشق معروف است. اوکسی توسین با در آغوش گرفتن، دست هم را گرفتن و نوازش کردن نیز تولید می‌شود. دانشمندان می‌گویند اوکسی توسین سبب تقویت پیوند اجتماعی در پستانداران می‌شود.

رابطه جنسی یک یا دو بار در هفته می‌تواند شما را از بیماری‌ها دور کند

طبق مطالعات، میان داشتن رابطه جنسی یک دو بار در هفته و یک سیستم ایمنی قوی، ارتباط وجود دارد. دانشمندان دریافتند افرادی که طی هفته یک یا دو بار رابطه جنسی داشتند، میزان ایمنوگلوبین A (IgA) در بدن‌شان بیشتر بوده است. این ایمنوگلوبین، آنتی بادی‌هایی هستند که در غشای مخاطی ریه‌ها، سینوس‌ها، معده و روده‌ها وجود دارند.

کسانی که یک یا دو بار در هفته رابطه جنسی دارند، میزان IgA در خون‌شان بسیار بالاست و همین به آن‌ها کمک می‌کند از سرما خوردگی در امان باشند. این گروه از افراد که در مطالعه شرکت کرده بودند، نسبت به گروه دیگری که کمترفعالیت جنسی داشتند و گروهی که بیشتر از دو بار در هفته رابطه جنسی داشتند، IgA بدن‌شان ۳۰ درصد بیشتر بوده است.

ایمنوگلوین اساسا با ویروس‌ها می‌جنگد و ایمنی‌تان را قوی می‌کند. ضمنا فعالیت جنسی منظم، برای کنترل ضربان قلب، فشار خون و گردش خون مفید است. این پروسه‌ها در مجموع، بدن را سالم نگه داشته و سمومی را که در اثر تنش و اضطراب در بدن جمع می‌شوند، دفع می‌نمایند.

آیا واقعا رابطه جنسی، سیستم ایمنی را تقویت می‌کند؟

نوازش و آغوش و بوسه نیز برای سلامتی مفید است

این فقط رابطه جنسی نیست که برای سلامت جسم و روان‌تان مفید است. بلکه در آغوش کشیدن و بوسه و نوازش نیز به نفع سلامت جسم و روح‌تان است. در پژوهشی محققان دریافتند بیشتر از نیمی از افرادی که در مطالعه شرکت کرده بودند دوست داشتند تمام شب را به آغوش و بوسه با همسرشان بپردازند؛ بدون رابطه جنسی.

زوج‌هایی که با بوسه و نوازش بهم محبت می‌کنند، استرس کمتری دارند و کمتر ممکن است دچار افسردگی و اضطراب شوند. بوسیدن به سلامت قلب کمک می‌کند و از طریق بهبود لیپید‌های خون، بر کلسترول و ریسک بیماری قلبی اثر می‌گذارد. حتی برخی مطالعات نشان داده‌اند بوسیدن به مدت ۳۰ دقیقه، واکنش افراد نسبت به آلرژن‌ها را کاهش می‌دهد. بوسیدن، تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ما ایجاد می‌کند که می‌تواند واکنش التهابی سیستم ایمنی را کاهش بدهد.

 

بله کاملا قابل درک است که حال و حوصله ندارید

البته درست است که این روز‌ها کمتر کسی حس و حال رابطه جنسی دارد، اما واکنش هر کسی نسبت به استرس متفاوت است. در مطالعه‌ای که به تازگی و در همین پاندمی انجام شده، خیلی از افراد گفتند که میل جنسی‌شان از زمان شروع پاندمی کرونا، بسیار کم شده است.

بدون تردید علت کاهش میل و اشتیاق جنسی در این روز‌ها این است که بیشتر افراد دچار استرس و اضطراب هستند و این مسئله تاثیر بزرگی بر میل جنسی می‌گذارد. حتی شاید احساس کنید میل جنسی‌تان به طور کل از بین رفته است؛ بنابراین خیلی از افراد اصلا نمی‌توانند حتی به رابطه جنسی فکر کنند.

آیا واقعا رابطه جنسی، سیستم ایمنی را تقویت می‌کند؟

برای کسانی که در رابطه جنسی به دنبال تسکین استرس هستند، داشتن رابطه جنسی بیشتر با همسر، راهی خوب و مفید برای وقت سپری کردن و به آرامش رسیدن است؛ و اگر حس و حال فعالیت جنسی را ندارید و یا نیاز به انگیزه‌ی قوی‌تری دارید باید بدانید که رابطه جنسی می‌تواند استرس‌تان را کاهش بدهد و آن را وسوسه انگیزتر بکند. رابطه جنسی می‌تواند حواس‌تان را از احساسات و افکاری که ذهن و روح‌تان را درگیر کرده‌اند پرت کند و مطمئنا راهی بسیار خوب برای پیوند هیجانی قوی‌تر با همسرتان است که به هر دوی شما احساس راحتی و اطمینان می‌دهد.

منبع: huffpost

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟


روزنامه خراسان – صدیقه معدنی: چند وقتی است پیامک دختر خانمی خطاب به خواستگارش حسابی مورد توجه قرار گرفته است. در بحث مشاوره پیش از ازدواج به طور کلی دو مقوله آمادگی و هماهنگی مطرح است که با استفاده از مصاحبه حضوری و پرسش نامه‌ها قابل دست یابی است. یعنی علاوه بر این‌که هر دو طرف باید آمادگی‌های لازم برای متاهل شدن را داشته باشند، از هم کفو بودن هم نباید غافل شوند. حالا با انتشار درخواست‌های پیامکی آن دخترخانم از خواستگارش در ۹ بند بهتر می‌توان به موضوع آمادگی و شرایط ازدواج پرداخت و بررسی کرد آیا چنین شرایطی درست است یا نه؟

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟

شغل ثابت

منطقی است، اما منعطف‌تر باشید

این توقع تا حد زیادی به جاست و حق با خانم است. چنین درخواستی، نشان دهنده کسب آمادگی‌های لازم برای ازدواج است چرا که یک دختر باید با مردی ازدواج کند که شغل داشته باشد. البته با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی حال جامعه باید کمی منعطف‌تر به این درخواست نگریست و طبیعتا داشتن شغل دولتی و قرارداد رسمی، نباید معیاری باشد که نتوان به آن تخفیف داد. توصیه می‌شود به سیستم حمایت گرانه خانواده خواستگار به عنوان تسهیل کننده ازدواج هم در این زمینه توجه شود.

خانه جداگانه داخل شهر

خرید خانه توقع بی‌جایی است

دومین درخواست این خانم، خانه جداگانه داخل شهر است. به طور کلی این که آقا شرایط فراهم کردن خانه برای زندگی مشترک را دارد یا خیر، جزو آمادگی‌هایی لازم برای ازدواج است که باید داشته باشد، اما اگر منظور این خانم، خرید خانه است توقع بی‌جایی محسوب می‌شود، چون در شرایط فعلی، برای همه جوانان آماده ازدواج این امکان فراهم نیست.

خودرو

این درخواست جاه‌طلبانه است

سومین درخواست این خانم، باید خیلی موضوع مهم‌تری از داشتن خودرو باشد. این درخواست، ربطی به داشتن آمادگی یا هماهنگی برای ازدواج ندارد و جاه‌طلبانه است. این درخواست کمی جای تامل دارد و به کارکرد خودرو در ذهن این خانم برای شکل‌گیری زندگی باید پرداخت، شاید با گفتگو نظرشان از طریق دیگری تامین شود، ولی به طور کلی، توقع داشتن خودرو از خواستگار آن هم برای شروع زندگی، درست نیست.

احترام متقابل

مهم و بسیار ضروری

درخواست احترام متقابل، جزو هماهنگی‌های ضروری دو طرف برای داشتن ازدواجی موفق است. بحث تعدیل انتظارات و داشتن توافق یا تفاهم در این زمینه مهم است. بنا به تیپ‌های شخصیتی، این درخواست قابل قبول است و وقتی فرد این توقع را به عنوان شرایط پیش‌نیاز ازدواج مد نظر دارد یعنی باید از منظر طرف مقابل هم مهم باشد و به طور کلی یکی از رموز خوشبختی، احترام گذاشتن زوج‌ها به یکدیگر است.

افراطی نبودن در مسائل مذهبی

از لحاظ اعتقادی هم‌کفو باشید

پنجمین درخواست این دختر از خواستگارش این است که گفته از افراطی بودن در مسائل مذهبی خوشم نمیاد. اولا منظور از افراطی بودن در نگاه این دختر باید واکاوی شود. البته هم کفو بودن از منظر اعتقادی، جزو مهم‌ترین ملاک‌هایی است که توافق درباره آن‌ها ضروری است. لازم است زوجین در زمینه اعتقاد و انجام آداب و سلوک اعمال مذهبی هم عقیده باشند و این ملاک به دلیل بار ارزشی داشتن و تاثیر بر نظام فکری فرد می‌تواند پیش‌بینی کننده قوی برای موفقیت در ازدواج باشد.

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟

حق آزادی

درخواستی مبهم و کلی

توقع داشتن حق آزادی، درخواستی مبهم و کلی است. به طور کلی، مطرح کردن چنین درخواست‌هایی از خواستگار، توصیه نمی‌شود چراکه معمولا پاسخ‌هایی کلی خواهد داشت و به نتیجه مشخصی نخواهد رسید. البته که این موضوع در دسته هم کفو بودن زوجین قرار می‌گیرد و اگر زوجینی از لحاظ اجتماعی با هم هم کفو باشند، در این زمینه مشکلات کمتری خواهند داشت، اما مسئله اختیارات، جای بحث زیادی دارد و باید دید که دقیقا در چه زمینه‌هایی مدنظر این دختر است؟

مخالف نبودن با داشتن رفیق زیاد

لحن بیان اصلا خوب نیست

هفتمین درخواست این دختر این است که من رفیق زیاد دارم، نباید با این موضوع مخالف باشید. این مورد، توقعی است که زوجین باید درباره‌اش هم نظر باشند تا در آینده با مشکل مواجه نشوند و البته به نظر می‌رسد که مصداقی از همان توقع حق آزادی است که این‌جا به صورت جداگانه مطرح شده است. در این که انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به دوست دارد، شکی نیست، اما نحوه بیان این درخواست، جای تامل دارد.

لحن درخواست‌های این دختر به خصوص در مورد ۵ و ۷، لحن تحکم آمیزی دارد که ظاهرا از طرف مقابل، انتظار پذیرش بی، چون و چرا دارد و حاضر نیست درباره این مسائل، وارد گفتگو شود. بهتر است چنین درخواست‌هایی با دقت بیشتری از سوی خواستگار صورت گیرد و بداند که این لحن بیان، نشان از حساس بودن مسئله برای طرف مقابل و خط قرمز بودن دارد. همچنین باید توجه داشت که اگر داشتن رفیق زیاد به روابط زوجین در زندگی‌مشترک صدمه بزند، قطعا نشان دهنده نداشتن آمادگی‌های لازم در دختر برای ازدواج است.

گیر ندهید

زندگی‌مشترک یا جنگ قدرت؟

«به باشگاه علاقه دارم، نباید گیر بدین»، باز هم درخواستی زیر مجموعه آزادی و این همه درخواست اختیار و آزادی از سمت دختر، نیاز به بررسی ابزاری تشخیصی مثل پرسش نامه شخصیتی دارد که به نظر می‌رسد ایشان میل به قدرت و کنترل گری بالایی دارند که در صورت پایین بودن این ویژگی در فرد مقابل‌شان، زندگی مشترک قابل تحمل می‌شود وگرنه جنگ قدرت در انتظار هر دو نفرشان است.

نه به دخالت خانواده‌ها

این درخواست بی‌فایده است

آخرین درخواست هم این است که «نباید اجازه بدی، فامیل تو زندگی‌مون دخالت کنند». انتظار از همسر برای تحت تاثیر خانواده نبودن با گفتگو قابل بررسی است. باید بررسی کرد که خواستگار می‌تواند چنین تفکیکی در دریافت و بررسی نظرات دیگران در زمینه‌های مشورت و گاه نظرات تحمیلی داشته باشد یا خیر؟ بنابراین این درخواست به صورت مستقیم، بی‌فایده است چراکه اول این که نمی‌توان به طور ۱۰۰ درصد مانع دخالت اطرافیان شد و دوم این که، داشتن شخصیتی برای مدیریت این ماجرا لازم است که در گفتگو مشخص می‌شود.

توقعات ۹‌گانه این دختر از خواستگارش منطقی است؟

باور نادرستی از شوهر نداشته باشیم

به عنوان جمع‌بندی و با نگاه فراتحلیلی، به نظر می‌رسد که این دختر با یک باور نادرست از نقش همسر در ذهنش درگیر است و طبق آن، درخواست‌هایش را شکل داده است. شاید آن چه موجب نارضایتی ایشان در کودکی در کسب حمایت از نقش‌های حمایت گرانه زندگی‌اش شده، به شکل توقعاتی برای ازدواج از همسر آینده در وی متبلور شده است که مدیریت آن نیاز به آشنایی با مسئولیت‌ها و نقش‌های همسر در زندگی مشترک دارد تا موجب تعدیل خواسته‌هایش شود.

مشکلاتی که زیر سقف مشترک، عذابتان می‌دهد


وب‌سایت فرادید: کارشناسان روابط مشکلات مشابهی میان زوج‌ها می‌بینند. اکثر این مشکلات مربوط به نحوه برقراری ارتباط است که اگر به آن‌ها رسیدگی نشود، به‌مرورزمان مشکلات جدی برای زوج‌ها ایجاد می‌کند. در این‌جا به چند مورد رایج می‌پردازیم:

چگونه مشکلات رایج در هر ازدواج را حل کنیم؟

۱. کینه بر سر نارضایتی‌های کوچک

زمانی که باهمسرتان زیر یک سقف می‌روید، واقعیت‌های تلخ آشکار می‌شوند: کسی که عاشقش بودید و برای زندگی با او لحظه‌شماری می‌کردید، ناگهان تبدیل به فردی می‌شود که حوله خیس را روی زمین می‌اندازد یا شیشه خالی شیر را دوباره در یخچال می‌گذارد. این ناراحتی‌های جزئی به‌مرورزمان خشم شما را بیشتر می‌کنند.

راه‌حل: راه‌حل بسیار ساده ست؛ اما ثابت‌قدم ماندن در اجرای آن لزوماً آسان نیست: اجازه ندهید خشمتان بر سر مسائل کوچک وخیم شود. زوج‌های موفق اجازه نمی‌دهند نارضایتی‌های کم‌اهمیت مسائل مهمی مانند عشق و تعهد را تحت‌الشعاع قرار دهند. مثلاً اگر می‌دانید خالی نکردن سطل زباله همسرتان را عصبانی می‌کند، تلاش بیشتری کنید تا انجام این کار یادتان نرود.

۲. اهمیت ندادن به نظرات همسرتان

احترام به نظرات شریک زندگی‌تان و توجه به این نکته که او بهترین‌ها را برایتان می‌کند، برای هر رابطه سالم ضروری است.

راه‌حل: سعی کنید خود را جای همسرتان بگذارید. اگر زوج‌ها این کار را بیشتر انجام دهند، تغییرات اساسی در رابطه خود شاهد خواهند بود. اگر زوج‌ها حس عشق و مهم بودن نداشته باشند، رسیدن به دیدگاهی مشترک در مباحث دشوار برایشان سخت‌تر خواهد شد.

۳. تقسیم وظایف

چگونه مشکلات رایج در هر ازدواج را حل کنیم؟

اکثر زوج‌ها اتفاق‌نظر دارند که کار (جسمی یا ذهنی) باید به‌طور مساوی بین دو طرف تقسیم شود. اما اگر بر سر این موضوع وسواس به خرج دهید و به آن بیشتر از شادی و خوشحالی‌تان اهمیت دهید، رابطه خراب خواهد شد.

راه‌حل: عادت شمردن کار‌هایی که انجام داده‌اید و مقایسه آن‌ها با تلاش‌های همسرتان را ترک کنید. تا زمانی که کسی حس نکند مورد سوءاستفاده قرارگرفته، نیازی نیست در انجام وظایف حساب‌کتاب کنید.

۴. یک شروع اشتباه

ممکن است به قدرت عشق و اصول رابطه خود اطمینان داشته باشی، اما حتی زوج‌هایی که خیلی خوب باهم ارتباط برقرار می‌کنند نیز می‌توانند از نظرات و توصیه‌های کارشناسان بهره‌مند شوند؛ خصوص در اوایل ازدواج. ساختن پایه‌های محکمی از اعتماد متقابل، از آسیب‌های قابل‌توجهی جلوگیری می‌کند.

راه‌حل: سریع دست‌به‌کار شوید. به شما و همسرتان کمک خواهد کرد مهارت‌های ارتباطی بهتری کسب کنید. زمانی که زوج‌ها در اوایل زندگی بر روی پایه‌های عاطفی کار کنند، رابطه‌ی شادی خواهند ساخت که دیگران به آن حسادت می‌کنند.

۵. فراموش کردن نیاز‌های جسمی و عاطفی خود

چگونه مشکلات رایج در هر ازدواج را حل کنیم؟

اهمیت ندادن به وضعیت جسمانی برای برخی زوج‌ها بسیار مشکل است، اما روانشناسان اعتقاددارند مسائل عاطفی و معنوی نیز به همان اندازه مهم است.

راه‌حل: روانشناسان آموزش‌های تمرکز حواس را پیشنهاد می‌کنند که به افراد آموزش می‌دهد چگونه احساسات خود را تنظیم کنند. روش دیگری که توصیه می‌شود در آغوش کشیدن یکدیگر است. هرروز صبح به چشم‌های هم نگاه و یکدیگر را بغل کنید. به هیچ‌چیز جز زمان حال فکر نکنید و از همسرتان بودن در کنار شما تشکر کنید.

۶. داشتن توقعات غیرمعقول

طبیعی است که از همسر خود انتظاراتی داشته باشید. اما اگر این انتظارات را به‌وضوح و به‌طور شفاهی بیان نکنید، تحقق این انتظارات به پازلی تبدیل می‌شود که حل کردنش برای همسرتان غیرممکن است.

راه‌حل: جلسات “زندگی مشترک” برگزار کنید و درباره انتظارات خود حرف بزنید. هفته‌ای یک‌بار این جلسه را برگزار کنید و درباره همه‌چیز ازجمله مسائل مالی، برنامه‌ریزی‌های روزمره و مسائل جنسی صحبت کنید.

۷. اسرار

چگونه مشکلات رایج در هر ازدواج را حل کنیم؟

لازم نیست زوج‌ها همه‌چیز را به هم بگویند؛ بنابراین می‌توانید اسراری را نزد خود نهفته نگاه‌دارید. اما اگر دلیل پنهان‌کاری شما این است که همسرتان را عصبانی می‌کند، بدون شک برایتان مشکل‌ساز خواهد شد.

راه‌حل: صداقت از داشتن جایگاهی خوب در ذهن همسرتان مهم‌تر است. حتی اگر بیان حقیقت سبب ایجاد ناراحتی و لحظات یا دعوا‌های سخت شود.

آقاجون، مامان‌جون یا حامدجون، زری‌جون؟!


روزنامه خراسان – فریبا البرز: گاهی در روابط بین زن‌و‌شوهر به خصوص در اوایل زندگی مشترک، مسائلی به وجود می‌آید که شاید در ظاهر خیلی ساده به نظر برسد، اما همین موارد می‌تواند به اختلاف نظر گاه جدی تبدیل بشود و دردسر‌هایی برای دو طرف به وجود بیاورد. یکی از این موارد که معمولا در ابتدای دوران عقد و ازدواج به وجود می‌آید، این است که زن و شوهر جوان نمی‌دانند پدر و مادر همسر خود را با چه عنوانی خطاب کنند؟ عناوین مختلفی وجود دارد از مامان و بابا گرفته تا آقاجون، مامان‌جون یا حامدجون، زری‌جون! بله، بعضی‌ها اسم کوچک پدر و مادر همسرشان را صدا می‌زنند. در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

آقاجون، مامان‌جون یا حامدجون، زری‌جون؟!

خیلی با خانواده همسر صمیمی نشوید

دوران عقد بیش از آن‌که دوران خوشحالی، هیجان و جذابیت باشد دوران آشنایی است، آشنایی واقعی. شاید در دوران خواستگاری آشنایی صورت گرفته باشد، اما در دوران عقد دو طرف وارد زندگی یکدیگر می‌شوند، وارد خانواده و زندگی جدیدی که تفاوت زیادی با قبل از آن دارد. نکته اول و مهم‌ترین توصیه‌ام به زن و شوهرها، این است که به طور کلی قرار نیست با خانواده همسر خیلی صمیمی شویم، یک ارتباط درست و قابل احترام هم کافی است.

به هر حال خانواده‌های دختر و پسر تفاوت‌هایی دارند که گاه سبب اختلاف می‌شود بنابراین همین اندازه که بتوانیم این رابطه را درست مدیریت کنیم که نه خانواده‌ها و نه رابطه دو نفره آسیب ببیند بلکه به کیفیت روابط کمک کند، کافی است. طبعا هر کسی که ازدواج می‌کند، فرقی نمی‌کند چه دختر و چه پسر، هر کدام‌شان انتظار دارند که همسرشان به عنوان عضوی از خانواده جدید پذیرفته شود و خانواده شان فرد جدید را قبول کنند و همسرش هم خانواده او را دوست داشته باشد.

این حالت ایده‌آل است، اما همیشه و برای تمام ازدواج‌ها به خصوص از همان لحظه اول، این حالت مطلوب به وجود نمی‌آید. بهتر است جوانان وقتی ازدواج می‌کنند نظر و دیدگاه واقع‌بینانه‌ای در این باره داشته باشند. وقتی به زندگی دید واقع‌گرایانه داشته باشند، طبعا با مشکلات راحت‌تر کنار می‌آیند.

گفتن مامان و بابا، بار عاطفی سنگینی دارد

انتخاب بعضی افراد برای صدا زدن پدر و مادر همسرشان، واژگان مامان و باباست که باید توجه کرد بار عاطفی سنگینی را با خود حمل می‌کنند. نمی‌توان از دختر یا پسر تازه وارد این توقع را داشت که از این کلمات برای صدا زدن پدر و مادر همسرش استفاده کند. طبیعتا این الزام هم از طرف زن یا شوهر برای دیگری منطقی نیست.

به خصوص اگر خانواده‌ای عروس یا داماد جدید را به هر دلیلی قبول نداشته باشند، هرگز حس خوبی از این کلمات دریافت نمی‌کنند و چه بسا حتی به این شکل خطاب کردن‌شان هم رضایت ندهند. از سوی دیگر دختر یا پسر هم اگر احساس همدلی و عشق و محبت از مادر و پدر همسر دریافت نکرده باشند، نمی‌توانند به آن‌ها مامان و بابا بگویند.

آقاجون، مامان‌جون یا حامدجون، زری‌جون؟!

فرهنگ خانواده طرف مقابل هم مهم است

در این بین، برای انتخاب عنوان مناسب، مسئله فرهنگی را که بین خانواده‌ها و اقوام مختلف وجود دارد، نباید نادیده گرفت. در برخی فرهنگ‌ها از لفظ حاج خانم و حاج آقا استفاده می‌کنند. در بعضی شهرستان‌های جنوبی، عمه و عمو می‌گویند. بعضی‌ها آقاجون، مامان جون صدا می‌زنند و بعضی‌ها هم یک جون به آخر اسم پدر یا مادر همسر اضافه می‌کنند. به هر حال هیچ قانون نوشته شده‌ای در این باره وجود ندارد. گرچه با الفاظ صمیمی‌تر می‌توان دریافت محبت بیشتری را انتظار داشت به شرطی که فرهنگ خانواده طرف مقابل، آن را بی ادبی نداند.

با همسرتان مشورت کنید

همچنین توصیه می‌شود زن و شوهر هر کدام نظر خود را مبنی بر این‌که دوست دارد همسرش، پدر و مادر او را چگونه خطاب کند، بیان کند و درخواست خودش را فقط بگوید بدون هیچ اجبار و تهدیدی. ممکن است همسرش با این نظر موافق یا مخالف باشد. اگر موافق بود که بسیار عالی، اما در صورت مخالف بودن اوقات تلخی کردن و انتقام گرفتن (مثلا او هم خانواده طرف مقابل را با عناوین خوب صدا نزند و …) رفتار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد. مشورت در این زمینه بین زن و شوهر که شاید شناخت کمتری از ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی خانواده یکدیگر داشته باشند، کارگشا به نظر می‌رسد.

آقاجون، مامان‌جون یا حامدجون، زری‌جون؟!

اهمیت این عناوین را دست کم نگیرید

درست صدا زدن پدر و مادر همسر و انتخاب عنوانی مناسب برای آن‌ها، نه تنها باعث می‌شود به شما علاقه‌مند شوند، بلکه باعث افزایش محبت بین زوج هم می‌شود. وقتی خانمی می‌بیند شوهرش، پدر و مادر او را با عناوینی که بعد از مشورت با یکدیگر درباره‌شان به جمع بندی رسیدند، صدا می‌زند، قطعا خوشحال خواهد شد و ناخودآگاه حس بهتری به شوهرش پیدا خواهد کرد. به عنوان نکته نهایی باید توجه کرد که کوچک‌ترین مسائل در زندگی مشترک با کمی بررسی و تحقیق درباره‌شان نه تنها تبدیل به مشکل نمی‌شوند بلکه مایه احساس خوشبختی دو طرف خواهند شد.

نظرشما در این‌باره چیست؟

اگر در آستانه ازدواج هستید، این مطلب را بخوانید


روزنامه خراسان – نگار مظلوم‌حسینی: این روز‌ها کمتر دختر و پسری پیدا می‌شود که عاشق بودن را برای خوشبخت شدن کافی بداند. دیگر همه می‌دانند که باید در کنار علاقه، یک سری ملاک‌های دیگر هم بررسی شود تا شیرین بودن زندگی مشترک‌شان تضمین شود. ازدواج یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی است که نقطه عطف زندگی دختر و پسر‌ها محسوب می‌شود.

اخلاقی، خانوادگی، مالی و دیگران!

تصمیمی که اگر درست و اصولی گرفته شود، خوشبختی در انتظار فرد است و اگر احساسی و بدون منطق باشد، شرایط کاملا برعکس می‌شود. همه دختر‌ها و پسر‌های دم‌بخت باید برای ازدواج، آمادگی خود را محک بزنند و همین‌طور روی شناخت یکدیگر کار کنند.

بعد از آن نوبت به بررسی ملاک‌های افراد می‌رسد. در این مرحله هر فرد به صورت جداگانه باید ملاک‌هایی را که برای ازدواج دارد و برای او مهم است، بنویسد و بعد آن‌ها را اولویت‌بندی کند. مثلا ممکن است فردی به وضعیت مادی اولویت یک بدهد و فرد دیگری آن را در مرتبه ۱۰ بگذارد. توجه داشته باشیم که این اولویت‌بندی بدون در نظر گرفتن خواستگار فعلی باید انجام شود. هر فردی یک سری ملاک‌های شخصی دارد یعنی مواردی که برای او مهم است. جدا از این‌ها باید دقت داشته باشیم که ملاک‌های اساسی را هم ذکر کرده باشیم. در ادامه نکاتی در این باره خواهید خواند.

اخلاقی، خانوادگی، مالی و دیگران!

ملاک‌های اساسی دقیقا یعنی‌چه؟

ملاک‌های اساسی ملاک‌هایی است که علاوه بر ملاک‌های شخصی، هر فردی حتما باید به آن‌ها توجه کند. افراد بعد از آن باید ببینند که ملاک‌های اصلی را دارا هستند یا نه و در هر ملاک چه نمره‌ای به طرف مقابل می‌دهند. اگر فرد مد نظر ما در ملاک‌های اصلی نمره بالایی نگرفت یا ملاک‌های ما از نظر اولویت‌بندی تفاوت فاحش با هم داشت، این به معنی زنگ خطر برای ازدواج است. به صورت میانگین نمره بین ۶ و ۷ از ۱۰ خوب است. بهتر است هر ملاک را برای هم تعریف کنید تا مطمئن شوید درک و برداشت یکسانی از ملاک‌ها دارید. اگر روی ملاکی تردید دارید، احتمالا شناخت شما از آن ملاک ناقص است و باید برای شناخت بیشتر وقت بگذارید.

نکاتی کمتر شنیده شده درباره اصلی‌ترین ملاک‌های ازدواج

ظاهری: نگویید مهم نیست

اخلاقی، خانوادگی، مالی و دیگران!

اگر از آن دسته افراد هستید که معتقدید ظاهر مهم نیست، متاسفانه اشتباه می‌کنید. اگر ظاهر طرف مقابل تان برای شما مهم نیست، احتمالا به این دلیل است که ظاهرش را پسندیده‌اید. بهتر است نظر خود را این‌گونه اصلاح کنید که چه چیزی از ظاهر برای شما مهم نیست؟ ممکن است رنگ چشم و پوست برای شما مهم نباشد، ولی قد ملاک مهمی باشد. به طور معمول برای آقایان جذابیت ظاهری و برای خانم‌ها قد و تیپ مهم است. حتما برای قد، تیپ، رنگ پوست و دیگر مسائلی که ممکن است برای شما مهم باشد به طرف مقابل نمره بدهید.

اگر طرف مقابل شما نمره بالایی از نظر ظاهری نگرفت، باید به این نکته توجه کنید که ظاهر برای شما اولویت چندم است و طرف مقابل چه نمره‌ای گرفته است. اولویت بالا با نمره کم خطرناک است، اما اگر ظاهر جزو ملاک‌های پایین شماست و نمره آن فرد زیاد کم نیست ممکن است نگران کننده نباشد.

همان طور که قبلا گفته شد اگر خواستگارتان از نظر ظاهر مورد پسند شما نیست و مدام با این قبیل جملات رو‌به‌رو هستید که ظاهر عادی می‌شود؛ ببینید که چند ماه از شناخت شما از یکدیگر می‌گذرد. اگر یک ماه است شاید عادی شود، اما اگر شش ماه گذشته و هنوز به نظر شما ظاهر فرد نامناسب است، دیگر هیچ‌گاه عادی نخواهد شد!

درباره ملاک سن که در این دسته قرار می‌گیرد؛ اگر خانم بزرگ‌تر است به خودی خود مشکلی ایجاد نمی‌کند، اما باید به این نکته توجه کرد که آیا خانم دوست دارد کنترل همه چیز را به دست بگیرد و دلیل ازدواج با مرد کوچک‌تر از خود هم همین است؟ آیا خانم حرف، حرف خودش است؟ آیا کفایت شوهر را زیر سوال می‌برد؟ آیا آقا پختگی عاطفی دارد یا به دنبال یک مادر در زندگی است؟ و نظر خانواده‌ها چیست؟ تفاوت سن در سنین بالای ۳۰ سال دیگر ملاک چندان مهمی محسوب نمی‌شود.

خانوادگی: نگویید فرد با خانواده‌اش فرق دارد

اخلاقی، خانوادگی، مالی و دیگران!

تناسب خانواده‌ها در ازدواج مهم است. توصیه می‌شود که در بحث ازدواج فردی را انتخاب کنید که هرچه بیشتر به خانواده شما شبیه باشد. هیچ‌گاه فکر نکنید که فرد با خانواده‌اش فرق دارد؛ این یک اشتباه رایج در ازدواج است. ارتباطات درون خانواده و نحوه رفتار فرد با خانواده‌اش نکاتی است که نباید از چشم دور بماند، چون احتمال تکرار این رفتار‌ها در زندگی شما وجود دارد.

اخلاقی: خصوصیات بارز را کشف کنید

آیا داشتن صفت خاصی برای شما مهم است (مانند منظم بودن)؟ آیا نداشتن صفت خاصی برای شما مهم است (خساست)؟ راجع به اخلاق‌های خاص خود با خواستگارتان صحبت کنید و از اخلاق‌های بارز او با خودش یا اطرافیانش مانند دوستان صمیمی یا اگر مثلا در دوران دانشجویی هم خانه داشته است، سوال کنید. هیچ وقت یک منبع برای قضاوت کافی نیست از منابع متعدد کمک بگیرید.

مالی: توقعات را مطرح کنید

اخلاقی، خانوادگی، مالی و دیگران!

اگر توقع خاصی در این زمینه دارید، بیان کنید. آیا دوست دارید همسرتان حقوق ثابت داشته باشد یا ریسک پذیری را مهم می‌دانید. راجع به این که چه مقدار از حقوق صرف پس‌انداز شود و چه مقدار خرج شود، باید با هم صحبت کنید. اولویت‌های زندگی برای خرج کردن و کمک‌های مالی به اطرافیان و حتی کمک گرفتن از بقیه هم حتما مطرح شود.

تحصیلی: ایده‌آل‌هایتان را بگویید

اگر سطح تحصیلات خاصی از همسر خود انتظار دارید یا برای خودتان ایده‌آل‌های تحصیلی دارید، حتما بیان کنید. تحصیلات اگرچه معیار کاملی برای سطح درک افراد نیست، اما قطعا تأثیراتی دارد.

ازدواج مدرن، شراکتی پنجاه – پنجاه است؟


برترین‌ها: امروز در این مطلب، یکی دیگر از دلایل فروپاشی رابطه، که منجر به طلاق می‌شود را بررسی خواهیم کرد. باور غلطی مبنی بر اینکه ازدواج مدرن، باید شراکتی پنجاه – پنجاه باشد. به عقیده‌ی من، این هم یکی از آن باور‌های غلطی‌ست که می‌تواند رابطه ازدواج را به سمت تخریب ببرد و چه بسا منجر به طلاق و جدایی شود و یکی از دلایل طلاق این باور غلط است؛ ازدواج مدرن شراکتی پنجاه – پنجاه است.

بعضی از مردم تصور می‌کنند اگر همه چیز به صورت مساوی تقسیم نشود به نوعی مورد سوءاستفاده قرار گرفتند. حقوق یکسان، موقعیت‌های یکسان، درآمد یکسان … این‌ها دیگر کلماتی کلیدی و تکراری شده اند، بسیاری از مردم دموکراسی را با برابری هم معنا می‌دانند.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

ازدواج مدرن چیست؟

ازدواج مدرن به معنای برابری زن و مرد از لحاظ حقوقی و مدنی است، برابری انسان‌ها با یکدیگر به معنی آزادی است. نقش‌ها‌ی گذشته تضعیف شده است، در گذشته زن‌ها در آشپزخانه بودند و مردان در نشیمن مشغول مدیریت بودند. اما امروز می‌تواند این نقش عوض شود. ممکن است که خانمی مدیر باشد و شوهرش در آشپزخانه در حال آشپزی باشد.

دیگر در ازدواج مدرن نقش‌های جدی و تکراری ثابت در مورد زن‌ها و مرد‌ها ضعیف شده است و به همین دلیل این باور به وجود آمده است که ازدواج مدرن هم شراکتی پنجاه – پنجاه است. این باور غلط، باعث تخریب بسیاری از ازدواج‌ها و چه بسا منجر به طلاق و جدایی شده است.

نکته بسیار مهم این است که اگرچه که مردم با هم برابر هستند، اما با یکدیگر فرق دارند و برابری به معنی این نیست که تفاوتی بین زن ومرد وجود نداشته باشد. یکی از مراجعین من مردی به نام علی بود، او طرفدار حقوق زن‌ها بود.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

وقتی که با مریم ازدواج کرد معتقد بود که همه کار‌ها باید باهم تقسیم شود، او می‌گفت هر دوی ما کار می‌کنیم، هر دوی ما درآمد یکسان داریم، هر دو خسته به خانه می‌آییم، بنابراین یک روز مریم غذا درست می‌کند و یک روز هم من. ظاهراً پیشنهاد علی مشکلی نداشت، اما او یک واقعیت مهم را فراموش کرده بود، واقعیت این بود که آشپزی او به اندازه آشپزی مریم عالی نبود و به همین دلیل در آشپزخانه وقت و انرژی بسیار بیشتری می‌گذاشت. در عوض، مریم هم غذا پختن را دوست داشت.

آن‌ها می‌توانستند تقسیم کار را به گونه دیگری انجام بدهند، مثلاً بعضی از کار‌های دیگر در خانه را که علی در آن توانمندی بیشتری داشت مانند جابجایی وسایل خانه، بردن آشغال بیرون از خانه و سایر کار‌ها را انجام بدهد.

لازم نیست که در همه کار‌ها حتماً یک خط کش وجود داشته باشد به همین ترتیب نمی‌شد که علی انتظار داشته باشد مریم کار تعمیرات خانه و جابجایی اجسام سنگین را به عهده بگیرد.

محمد و نیلوفر هم زوج دیگری بودند که نوزاد چهار ماهه داشتند، به همین دلیل نیلوفر شب‌ها خوب نمی‌خوابید، نوزاد ۴ ماهه در طول شب چندین بار باید شیر بخورد و جایش عوض شود.

نیلوفر معتقد بود که باید وظیفه نگهداری از نوزاد حتماً منصفانه تقسیم شود، به همین دلیل نیلوفر می‌گفت یک شب من در کنار نوزادم بیدار می‌مانم و یک شب هم باید محمد بیدار بماند.

البته محمد می‌توانست با بطری خوب به نوزاد شیر بدهد و پوشک بچه را هم عوض کند. اما محمد پزشک جراح بود و می‌گفت اگر من خوب استراحت نکنم در هنگام جراحی ممکن است که گیج بزنم و تعادل نداشته باشم (در آن لحظه من با خودم فکر کردم اگر من قرار باشد مورد جراحی قرار بگیرم حتما باید مطمئن باشم که پزشک من تعادل کامل و تمرکز کامل دارد).

اما نیلوفر می‌گفت محمد برای فرار از مسئولیت این حرف‌ها را می‌زند، او می‌خواهد از من سوء استفاده کند، او فکر می‌کند که زن باید وظیفه نگهداری از نوزاد را به عهده بگیرد، اما در ازدواج مدرن زن و مرد کاملا با هم برابر هستند و نباید تبعیضی بین آن‌ها باشد.

من به او گفتم واقعیت این است که کار پزشک جراح بسیار دقیق است و مرگ و زندگی افراد در دستان اوست و اگر که به دلیل مراقبت از نوزادش هنگام کار احساس گیجی و عدم تعادل کند، ممکن است که دستانش بلرزد. دموکراسی به معنی پنجاه – پنجاه نیست، به معنی منصف بودن و حقوق یکسان را در نظر گرفتن است.

من به محمد پیشنهاد دادم که بعضی از مسئولیت‌های دیگر را به عهده بگیرد مثلاً آشپزی را به عهده بگیرد، و یا روز‌هایی که فردای آن روز جراحی ندارد مثلاً آخر هفته‌ها مراقبت از نوزاد را در طول شب به عهده بگیرد.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

استفاده از جایگزینی نابرابر مسئولیت‌ها

به جای مشارکت پنجاه پنجاه می‌توانید از جایگزینی نابرابر مسئولیت‌ها استفاده کنید. بسیاری از زوج‌ها وظایف نابرابر را ترجیح می‌دهند، بعضی از آقایان ممکن است که در آشپزی توانمندی و استعداد بیشتری داشته باشند بنابراین در این زمینه مسئولیت بیشتری به عهده می‌گیرند و همسر آن‌ها مسئولیت‌های دیگر را به عهده می‌گیرد.

ازدواج یک پیوند قلبی است و یک مشارکت تجاری نیست و لازم نیست همه چیز با خط کش تقسیم بر دو شود. لازم است که هر دو با یکدیگر منصفانه برخورد کنند و دید مثبتی داشته باشند و این طور تصور نکنند که اگر کار‌ها تقسیم بر دو نشود به معنی آن است که دموکراسی برقرار نمی‌شود و این در تناقض با ازدواج مدرن است.

به عقیده من این یک خطای هست که بسیاری از افراد فمنیست در آن افتاده‌اند، البته فمینیست‌های افراطی اینطور هستند. دریک رابطه و ازدواج مدرن قطعا زن و مرد به لحاظ حقوقی با یکدیگر برابر هستند، اما به این معنا نیست که جسم زن و جسم مرد شبیه هم است تفاوت‌های فیزیکی و روانی در آن‌ها وجود دارد.

ازدواج، مشارکت پنجاه – پنجاه نیست

زوجین نباید اینطور فکر کنند که ازدواج ما مشارکت پنجاه – پنجاه است. یکی از مراجعین من خانمی بود که خانه داری را دوست داشت، شوهرش بیرون کار میکرد و خانم هم به کار‌های خانه رسیدگی می‌کرد، آشپزی می‌کرد و نظافت منزل را به عهده داشت. دوستانش به او می‌گفتند تو بسیار زن سنتی هستی، بایدبه یک روانشناس مراجعه کنی تا به بلوغ فکری برسی.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

اما من به او گفتم فرد بالغ کسی است که خودش تصمیم هایش را می‌گیرد و این هم تصمیم با تو است حداقل برای امروز. متاسفانه بسیاری از مردم خیال می‌کنند که همه باید از زاویه آن‌ها به جهان نگاه کنند. زوج‌های زیادی رادیده ام که نوبتی کار‌های خانه را انجام می‌دهند:

من پنج بار غذا پختم و تو دو بار

من چهار بار آشغال‌ها را بیرون بردم و توسه بار

من دوبار لباس‌های کثیف را شستم و تو یک بار

من دوبار خانه را جارو کردم و تو سه بار

من گاهی از مراجعان می‌خواهم به این نکته توجه کنند که؛ گفتن اینکه من از تو چقدر بیشتر کار می‌کنم، نشان دهنده عدم عشق در رابطه است. وقتی که شخصی، دیگری را دوست داشته باشد، از انجام دادن کار برای او لذت می‌برد و برایش خوشایند است که بتواند زندگی را برای او آسان‌تر و خوشایندتر کند.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

بنابراین برابری به معنی پنجاه پنجاه نیست و زوجینی که اینگونه به رابطه‌شان نگاه می‌کنند دیر و زود به سمت طلاق می‌روند. قطعاً احترام متقابل و رابطه متقابل و مساوات در ازدواج اهمیت دارد و انکار ناپذیر است، اما این به معنی آن نیست که خط کشی در دست داشته باشید. بلکه رابطه مانند سینی است که هر کسی باید آنچه را که دارد در طبق اخلاص بریزد.

نظر شما در رابطه با این موضوع چیست؟

منبع: برگرفته از نوشته‌های ارسطو رضایی، در شبکه اجتماعی ویرگول

باوری که عاشقانه نیست و ازدواج را خراب می‌کند


برترین‌ها: امروز در این مطلب، یکی دیگر از عواملی که در رابطه زناشویی می‌تواند منجر به طلاق شود را بررسی می‌کنیم.

«ازعلائم عشق واقعی اینه که همسرت احساساتت رو حدس بزنه!». این هم یکی دیگر از باور‌هایی است که ممکن است منجر به تخریب رابطه زناشویی شما و سرانجام طلاق و جدایی شود.

باوری که عاشقانه نیست و ازدواج را خراب می‌کند

بعضی از افراد ذهن خوانی را از علائم عشق واقعی می‌دانند و معتقدند که عاشقان حقیقی ناخودآگاه از افکار و احساسات همدیگر خبر دارند. بسیاری از مردم خیال می‌کنند که یک رابطه خوب، رابطه‌ای هست که هر دو با هم کاملاً هم فکر باشند و در یک طول موج باشند.

بعضی‌ها به عشق در یک نگاه و اینکه از چشمان او عشق را و یا غم را خواندم، اعتقاد دارند و این را از علائم عشق واقعی می‌دانند. البته این واقعیت دارد که دوستان همسران و همکاران خوب تا حدودی احساسات یکدیگر را درک می‌کنند و وقتی که تا حدودی احساسات یکدیگر را درک می‌کنند، بهتر می‌توانند کار‌های‌شان را انجام بدهند و بهتر می‌توانند به یکدیگر کمک کنند.

اما با این حال ممکن است افراد در خواندن افکار و احساسات یکدیگر اشتباه کنند. نیاید ذهن خوانی را از علائم عشق واقعی دانست.

به مکالمه زیر دقت کنید

یک نفر به شخص دیگر یک پیام شوخی فرستاده و آن شخص جواب داد:

منظورت از این پیام چیست؟

و آن شخص در پاسخ گفت:

منظور؟ این فقط یک شوخی بود.

-من می‌دانم که این شوخی نبود با خودت روراست باش راستش را بگو.

-به خدا شوخی بود چیزی نیست که بخواهم راستش را بگویم.

-الکی نگو شوخی بود من می‌دانم که شوخی نبود.

-من که از دل خودم بیشتر خبر دارم من میگم شوخی بود.

-دروغ نگو راستشو بگو.

(فرد کم کم عصبانی می‌شود)؛ چه دروغی دارم بهت بگم؟

-دیدی از صدات هم معلومه من که احمق نیستم می‌دونم منظورش چیه!

باوری که عاشقانه نیست و ازدواج را خراب می‌کند

این نوع مکالمه‌ها بسیار مرسوم هستند من افراد بسیار زیادی را دیده ام که اینگونه با یکدیگر صحبت می‌کنند:

خودم بزرگت کردم…

من خودم یه پا روانشناسم…

تورو بهتر از خودت میشناسم…

خدا تو رو میشناسه…

و…

این حرف‌ها همگی بی معنی و نادرست است واقعیت این است که هیچ کس نمی‌تواند بهتر است خودمان خودمان را بشناسد هیچ فردی ذهن خوانی بلد نیست حتی ما به عنوان روانشناس هم ذهن‌خوان نیستیم.

ما در اتاق درمان گاهی حدس می‌زنیم و بعد از مراجعه کننده می‌پرسیم آیا حدس درست است؟ و می‌دانیم که ممکن است که اشتباه کنیم، مثلاً ممکن است که من به مراجع خودم بگویم همین الان که داشتم باهات حرف میزدم یهو به دیوار نگاه کردی، انگار که توی فکر فرو رفتی، آیا به چیزی فکر کردی؟ آیا درست حدس زدم؟ در مکالمه قبلی هم لازم است که فرد بگوید آیا از این شوخی منظوری داشتی؟

باوری که عاشقانه نیست و ازدواج را خراب می‌کند

نگاه دیگر

هیچ وقت به کسی نگویید که خودش باید بفهمد، من که نباید بگم من که نباید توضیح بدهم، اگر او مرا دوست داشته باشد نیازی ندارد که برایش توضیح بدهم، خودش باید بفهمد، اگر مجبور باشم توضیح بدهم دیگر فایده ندارد.

این باور نادرست به خصوص در روابط عاطفی زناشویی و جنسی خیلی رواج دارد.

مثلاً خانم می‌گوید اگر مجبور باشم به شوهرم بگویم چطور با من رابطه جنسی داشته باشد آن وقت همه لذت آن از بین می‌رود. اگر او مرا واقعا دوست داشته باشد باید مرا بشناسد نباید که برایش توضیح بدهم وذهن خوانی را از واجبات عشق واقعی می‌داند و اگر خودش بگوید، رفتار‌های اورا ساختگی و دروغین می‌داند یا شوهر می‌گوید؛ اگر که زنی شوهرش را واقعاً دوست داشته باشد خودش می‌داند چکار کند که او را خوشحال کند اگر که من با او بگویم پس این یک نوع تظاهر است.

ما نعمتی داریم به نام گفتگو، ما می‌توانیم به دیگری بگوییم: «میشه منو نوازش کنی؟، میشه اینطوری منو نوازش کنی؟»

حیوانات نمی‌توانند اینطور بگویند آن‌ها فقط بر اساس غریزه‌شان رفتار می‌کنند. اما انسان‌ها باید تمام رفتار‌های پیچیده را یاد بگیرند که روابط جنسی هم شامل آن می‌شود. ما با غریزه‌هایی اساسی مانند گرسنگی تشنگی و واکنش‌هایی مانند: مکیدن، قورت دادن، نفس کشیدن و … متولد می‌شویم، اما موارد دیگر را باید با آموزش یاد بگیریم نه با آزمون و خطا!

البته پیش هم آمده است که به مردم بی‌احساس و بی‌تفاوت و بی‌اعتنا آموزش داده شده است، اما نتیجه‌ای نداشته است.

باوری که عاشقانه نیست و ازدواج را خراب می‌کند

دیالوگ مخرب: من که نباید بگم خودت باید بفهمی.

دیالوگ درست: میشه این کار یا اون کار رو نکنی من ناراحت میشم میشه اینکار این کار را بکنی من خوشحال میشم.

یک باور دیگر هم وجود دارد که باعث تقویت این باور می‌شود و آن این است که همیشه باید قدرت در دست تو باشد، پس نباید همه حرفا را بزنی بلکه باید به او فشار بیاوری که این باور هم سبب می‌شود که دعوا و اختلافات شما زیاد شود و یا رابطه‌تان سرد شود.

اینکه گاهی اوقات احساسات و افکار دیگری راحدس بزنیدخوب است و به ما احساس خوبی می‌دهد، اما نباید این را به عنوان یک حق مسلم و همیشگی بخواهیم و آن را از علائم عشق واقعی بدانیم.

دیالوگ غلط: اگر که مرا دوست داری باید این کار یا آن کار را برایم انجام بدهی.

دیالوگ درست: وقتی فلان کار را انجام می‌دهی یا فلان کار را انجام نمی‌دهی احساس می‌کنم دوستم نداری.

در دیالوگ اول شما او را متهم می‌کنید که از قصد این کار را انجام داده است. در دیالوگ دوم شما فقط احساس خودتان را می‌گوئید و دلیل رفتار او را نمی‌دانید.

باوری که عاشقانه نیست و ازدواج را خراب می‌کند

زن و شوهر باید به یکدیگر یاد بدهند که چطور باهم همراه باشند. منظورتان را بگوئید و توضیح بدهید و از همسرتان توقع نداشته باشید که ذهنتان را بخواند.

بنابراین بسیار مهم است که ذهن کسی را نخوانید، هیچ وقت به کسی نگویید که چه فکری می‌کند و چه احساسی دارد. به‌خصوص درباره مسائل جنسی با یکدیگر صحبت کنید واگر نه ممکن است رابطه شما در معرض خطر جدایی و طلاق قرار بگیرد.

لطفا شما هم نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: برگرفته از یادداشت‌های ارسطو رضایی در شبکه اجتماعی ویرگول

ریشخند تورم به وام ازدواج!


روزنامه شهرآرا – ملیحه فلاح: وام ازدواج برای سال آینده ۱۰۰ میلیونی شد. یعنی یک زوج در سال ۱۴۰۰ می‌توانند پس از ثبت ازدواج خود، ۲۰۰ میلیون تومان تسهیلات دریافت کنند. قبلا میزان این وام، نصف مبلغ کنونی بود و در لایحه آلبوم اقتصادی ۱۴۰۰ که ۱۲ آذر امسال تقدیم مجلس شد، قرار بود هیچ تغییری در این مبلغ ایجاد نشود.

ریشخند تورم به وام ازدواج!

اما باتوجه‌به نرخ سنگین تورم در ماه‌های اخیر، پیشنهاد ثابت ماندن وام ازدواج در لایحه بودجه، غیرمنطقی بود. جالب اینجاست که دولت درحالی پیشنهاد ثابت ماندن رقم وام ازدواج را مطرح کرده است که آمار‌های ۹ ماهه ابتدای امسال، نشان می‌دهد قیمت کالا‌های بادوام ازجمله لوازم‌خانگی، ۵۹ درصد رشد داشته است.

حالا اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس نیز این موضوع را بررسی کرده‌اند و درنهایت براساس مصوبه این کمیسیون قرار شد وام ازدواج جوانان از ۵۰ میلیون تومان به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش داده شود و مهلت بازپرداخت آن، نیز از ۵ سال به ۱۰ سال تغییر کند که البته این مصوبه باید به تصویب کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۰ و صحن علنی مجلس هم برسد.

ریشخند تورم به وام ازدواج!

البته تجربه ثابت کرده است هرچه مبلغ وام‌ها افزایش می‌یابد، سنگ‌هایی که بانک‌ها پیش پای وام‌گیرندگان می‌اندازند، نیز بیشتر می‌شود؛ یا درخواست‌های عجیب‌وغریب دارند یا بهانه‌های واهی می‌آورند تا به هر طریقی که شده است، از دادن تسهیلات به‌ویژه تسهیلات قرض‌الحسنه، شانه خالی کنند.

اما آیا این تغییر می‌تواند بر روند صعودی نرخ تورم غلبه کند؟ درحالی‌که مسئولان مدعی هستند سال آینده، تورم را به ۲۲ درصد می‌رسانند، اقتصاددان‌ها می‌گویند برآورد‌ها نشان می‌دهد تورم سال آینده در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بین دو تا سه‌برابر این رقم یعنی ۴۴ تا ۶۶ درصد خواهد بود.

حالا درصورت پذیرفته شدن پیشنهاد کمیسیون اجتماعی مجلس، در سال آینده بر وام ازدواج ۱۰۰ درصد افزوده خواهد شد و اگر نرخ تورم ۱۴۰۰ را میانگین حرف مسئولان و اقتصاددانان یعنی ۴۴ درصد درنظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم که افزایش وام ازدواج، بر نرخ تورم می‌چربد.

اما سوال اینجاست که این وام و پیشی گرفتنش بر نرخ تورم تا چه اندازه می‌تواند به زوج‌ها در ساخت زندگی مشترکشان کمک کند؟ اول اینکه درنظر داشته باشید یک زوج برای بازپرداخت این وام باید ماهانه بیش از یک‌میلیون‌و ۵۶۰ هزار تومان قسط بدهند. حالا می‌خواهیم هزینه خرید برخی اقلام جهیزیه را برای سال آینده با درنظر گرفتن تورم ۴۴ درصدی حساب کنیم و اکنون هزینه رهن خانه، برگزاری مراسم عروسی و خرید هدیه و… را کنار می‌گذاریم؛ چون گمان می‌رود تا سال آینده هزینه رهن کامل یک خانه ۸۰ متری در مناطق متوسط مشهد، حداقل حدود ۱۲۰ میلیون تومان خواهد بود که این یعنی ۶۰ درصد مبلغ وام زوج‌ها برای هزینه رهن خانه خواهد رفت.

ریشخند تورم به وام ازدواج!

هزینه‌ها

در اینجا سعی می‌کنیم متوسط قیمت اقلام جهیزیه را از برند‌های ایرانی انتخاب کنیم؛ چون باتوجه‌به تحریم و افزایش نرخ دلار، قیمت برند‌های روز دنیا بسیار بیشتر از سقف قیمتی کالا‌های ایرانی است. اگر شما در سال آینده بخواهید یک یخچال‌فریزر ۱۴ فوت (متوسط) بخرید، باید در کمترین حالت به‌طور میانگین حدود ۱۰ میلیون تومان و برای یخچال‌هایی با کیفیت بهتر و اندازه بزرگ‌تر ۶۰ میلیون تومان هزینه کنید.

همچنین اگر برای خرید وسیله پخت‌وپز خود یک اجاق‌گاز بدون فر انتخاب کنید، باید دستکم ۲ میلیون تومان و برای مدل‌های فردار به‌صورت متوسط تا حدود ۱۲ میلیون تومان هزینه کنید. قیمت ماشین لباسشویی هم بسته به مدل و امکانات مختلفش، بین ۱۲ تا ۲۰ میلیون تومان متغیر خواهد بود. اما هنوز تا تکمیل لوازم آشپزخانه، خیلی راه مانده است. طبق پیش‌بینی ما در ساده‌ترین حالت ممکن، سال آینده شما باید برای خرید یک دست سرویس قابلمه حدودا بین ۴۵۰ هزار تومان تا ۴ میلیون تومان، برای خرید سرویس غذاخوری شش‌نفره به‌صورت متوسط بین ۵۵۰ هزار تومان تا ۳ میلیون تومان و برای خرید سرویس قاشق، چنگال، کارد و کفگیر به‌طور میانگین بین ۶۵۰ هزار تومان تا ۴ میلیون‌و‌۵۰۰ هزار تومان هزینه کنید.

هنوز فهرست خرید شما برای رفتن به خانه بخت، کامل نشده است و شما برای شروع به لوازم دیگری هم احتیاج دارید که یکی از آن‌ها حداقل ۲ تخته فرش ۹ متری است که اگر یک مدل فرش ماشینی با کیفیت متوسط را درنظر بگیرید، سال آینده باید برای ۲ تخته آن حداقل بین ۶ تا ۱۲ میلیون تومان بپردازید. همچنین هزینه خرید تلویزیون ۳۲ تا ۵۰ اینچ بین ۵ تا ۱۵ میلیون تومان خواهد شد. اگر بخواهیم فهرست خریدتان را همین‌جا به پایان برسانیم، شما فقط برای خرید این وسیله‌ها با کیفیت متوسط و پایین در کمترین حالت، باید ۳۶ میلیون‌و ۶۵۰ هزار تومان و برای خرید اجناس با کیفیت بهتر باید حداقل ۱۳۰ میلیون‌و ۵۰۰ هزار تومان از وام خود را خرج کنید.‌

ریشخند تورم به وام ازدواج!

می‌دانید که برای تکمیل شدن یک خانه هنوز اقلام کلی و جزئی دیگری نیز مانند سرویس خواب، سرویس چوب، وسایل گرمایشی و سرمایشی، پرده و… نیاز است که ما در فهرست خرید پیش‌فرض در این گزارش، آن‌ها را فاکتور گرفته‌ایم. زوج‌های جوان باید مبلغ این وام‌ها را فقط به‌عنوان یک کمک‌هزینه برای سروسامان دادن به زندگی خود درنظر بگیرند. البته باید توجه داشته باشید که قیمت‌های آورده‌شده در این گزارش، پیش‌بینی ما براساس میانگین نرخ تورم بین گفته مسئولان و اقتصاددانان است. اگر طبق پیش‌بینی اقتصاددانان تورم در سال آینده به ۶۶ درصد برسد، سبد خرید جهیزیه با وام ازدواج از این نیز کوچک‌تر خواهد شد. هرچند ما امیدواریم که گفته مسئولان به واقعیت برسد و نرخ تورم سال آینده به ۲۲ درصد کاهش یابد.

آیا ازدواج حتما باید رمانتیک باشد؟


برترین‌ها: یکی دیگر از باور‌های غلطی که می‌تواند سبب تخریب رابطه شود و چه بسا منجربه طلاق و جدایی شود، این باور است که آدم باید رمانتیک ازدواج کند، در این صورت ازدواج خوبی خواهد داشت.

چراغ‌ها خاموش می‌شوند، پرده‌ها بالا می‌روند و آهنگی آرام نواخته می‌شود، شمع‌ها روشن می‌شوند و زن و مرد جوان در کنار هم به خورشیدی که در دریای آبی در حال غروب کردن است نگاه می‌کنند. آن‌ها تصمیم میگیرند که به هم وفادار باشند و برای همیشه در کنار هم باشند، آن‌ها عمیقا می‌دانند که هیچ وقت و هرگز خیانت نخواهند کرد، آن هامی‌دانند که هیچ وقت و هرگز از یکدیگر زده نمی‌شوند.

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

عشق آن‌ها بی انتهاست، هیچ چیزی مانند تفاوت اقتصادی، تفاوت فرهنگی، مخالفت والدین، موقعیت‌های اجتماعی، نمی‌تواند مانع آن‌ها شود. عشق رمانتیک می‌تواند همه این موانع را رد کند، آن‌ها بزرگترین لازمه ازدواج خوب را با خودشان دارند و عشق آن‌ها روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد

آن‌ها همیشه به خاطر دارند که هیچ روزی بهتر و عاشقانه‌تر از روز آشنایی نیست، زیرا در این روز عشق رمانتیک اتفاق افتاده است. این تصویر الهام بخش بسیاری از جوانان و بزرگسالان در جامعه ما ست، آن‌ها در جستجوی ازدواج رمانتیک و عاشقانه هستند و در نهایت به یک جدایی رمانتیک یا شایدهم نه خیلی رومانتیک می‌رسند.

مردان و زنانی که توقع دارند، ازدواجشان همیشگی باشد و همان احساس عاشقانه اولیه را داشته باشند، آن‌ها وقتی که دچار تعارض می‌شوند به شدت ناامید می‌شوند.

آن‌ها تصور می‌کردند که عشق رمانتیک سبب می‌شود که بر هر مانعی غلبه کنند,، چون عاشق هم هستند با همه مشکلات و ناکامی‌ها کنار می‌آیند و اصلا دیگر مشکلی به وجود نمی‌آید. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوند که شور و اشتیاق لذت بخش اولیه کم و محو می‌شود و وقتی که با واقعیت‌های زندگی روبرو می‌شوند عشق رمانتیک از بین می‌رود.

بعضی از زوجین، احساس فریب خوردگی می‌کنند وقتی که احساسات عاشقانه تبدیل به روال عادی زندگی می‌شود آن‌ها احساس ناامیدی و افسردگی می‌کنند احساس می‌کنند که ازدواجشان خالی شده است و تصور می‌کنند که باید جدا شوند و طلاق و جدایی را سرنوشت خود می‌دانند.

باید بدانیم که ازدواج تئاتر نیست، نمایش نیست، تیزر نیست

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

ازدواج ارتباطی علمی و جدی است، کسی که یاد گرفته است که انتظار داشته باشد او را به صورت نامحدود دوست داشته باشند و انتظار عشق بی پایان را داشته باشد وقتی که آن را به دست نمی‌آورد احساس ناامیدی وافسردگی و پوچی می‌کند.

بعضی از افراد تصور می‌کنند که کافی است که عاشق واقعی خود را پیدا کنند و حرف‌های عاشقانه بشنوند آن وقت خوشبخت شدند. واقعیت این است که این‌ها همگی حرف‌های بی اساس است. اصلاً چیزی به‌نام زن یا مرد مناسب وجود ندارد. برای اینکه یک زندگی مشترک پرمعنا و شادی بخش با کسی داشته‌باشیم صد‌ها و هزاران نفر هستند که می‌توانند مناسب باشند.

اما با این حال، چرا پس میزان طلاق انقدر بالا است و چرا افراد زیادی بدبینی ناسالمی درباره ازدواج دارند. زیرا افراد تصور می‌کنند که باید ابتدا عشق را پیدا کنند و فردی عاشق ان‌ها بشود یا خودشان عاشق کسی بشوند. واقعیت این است که آدم‌ها باید عاشق شدن را بیاموزند، عاشق شدن غریزی یا فرایندی خودبه‌خودی نیست.

رسانه‌ها وشبکه‌های اجتماعی تصویر‌هایی به ما نشان می‌دهند که به حالتی از شیفتگی اشاره می‌کند مرحله آذرخشی و آن را مبنای ازدواج موفق می‌دانند و در اکثر فیلم‌ها می‌بینیم که دو نفر عاشق هم میشوند باهم ازدواج میکنند و فیلم به پایان می‌رسد.

یکی از آن باور‌های غلط، «عشق در نگاه اول» است

در حالیکه باور درست این است که عشق برای رشد نیاز به زمان دارد شیفتگی یا جذابیت جسمانی احتمالاً در نگاه اول اتفاق می‌افتد اما عشق یعنی من این یا آن ویژگی‌هایی را در تو دوست دارم و برای من دوست داشتنی‌ست، از بودن با تو احساس رضایت و غنی بودن می‌کنم.

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

عشق دیوانه وار مانند مجنون

فیلم‌ها و ترانه‌ها و قصه‌های زیادی را دیده ایم و شنیده ایم که عشق دیوانه وار را به نمایش می‌گذارد. عشقی که یک شبه یک شخصیت را کاملاً متحول می‌کند. عشقی که مبنای سعادت و خوشبختی دو نفر می‌شود.

بسیاری از افراد با رویای همین عشق رمانتیک سال‌های سال در انتظار می‌ماند و سال‌های سال هم فریب می‌خورند.

کسانی که هدفشان فقط این است که عاشق شوند و یا کسی به آن‌ها عشق می‌ورزد تمایلی ندارند که مهارت‌ها و آموزش‌ها را برای غنی کردن رابطه بیاموزند آن‌ها منتظر عشق هستند.

آن‌ها تمایلی ندارند که مهارت‌های زناشویی و عاطفی را بیاموزند تا بتوانند دوست داشتن و جذابیت را در روابط بین فردی خود را افزایش بدهند. آن‌ها به این فکر نمی‌افتند که علایق و ارزش‌های مشترک خود را رشد بدهند و گسترش بدهند تا از بودن با هم خسته نشوند.

عشق رمانتیک احساسی داغ و آتشین است و خیلی زود هم از بین میرود. اما محبت و علاقه شعله‌ای است که به آرامی میسوزد و روح و جان را گرما می‌بخشد و باعث امنیت و آرامش می‌شود.

وقتی که زوج با یکدیگر آشنا می‌شوند و ازدواج می‌کنند در همان سال‌های اول ازدواج متوجه می‌شوند که همسرشان آن مرد یا زن رویایی که در ذهنشان داشتند نیست و کسانی که میتوانند با این واقعیت سازگار بشوند می‌توانند رابطه بهتری داشته باشند.

اما کسانی که به شدت رمانتیک هستند نمی‌توانند با این واقعیت کنار بیایند افراد رمانتیک درجستجوی مهربانی، امنیت و اشتیاقی هستند که در رویای آن‌ها در عشق رومانتیک به دست می‌آید و آن وقت از ارتباط جنسی با او لذت می‌برند.

گاهی اوقات آن‌ها انتظار دارند که همسرشان نقش پدر، شوهر، مراقب دوست آرمانی آن‌ها را ایفا کند. از نظر ما در روانشناسی عشق رمانتیک می‌تواند علامت مشکلات روان شناختی هم باشد. در فیلم هم می‌بینیم که زنی زیبا و پولدار با راننده شخصی ازدواج می‌کند. یا مردی بسیار پولدار با دختری بسیار فقیر ازدواج میکند.

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

بیشتر شما احتمالاً فیلم سیندرلا را دیده اید. اگر چه از لحاظ دموکراسی و حقوقی ما معتقد هستیم که زن و مرد برابر هستند، اما واقعیت این است که افرادی که از لحاظ طبقاتی خیلی با یکدیگر فرق دارند خیلی کم پیش می‌آید که مسائل مهم را مانند یکدیگر ببینند و این تفاوت دیدگاهشان تبدیل به یک مانع می‌شود.

مثلاً ممکن است که زنی که از طبقه کمتر مرفه با مردی مرفه ازدواج کرد توقع دارد که آن مرد همه چیز را بهبود ببخشد و هزینه‌های زیادی کند غافل از اینکه اگر او می‌خواست به شدت اهل خرج کردن باشد به ثروت نمی‌رسید.

یا مردی که دیپلم هم نگرفته با زنی که تمام اعضای خانواده اش متخصص هستند ازدواج میکند. این افراد احتمالا با مشکلات بسیار جدی روبرو خواهند شد، ولی چرا با این وجود با همدیگر ازدواج می‌کنند؟ چون که زیاد فیلم دیدند.

ما باید این نگاه رمانتیک را رها کنیم و باید به محبت و صمیمیت زناشویی توجه کنیم و آن را مبنای ازدواج موفق بدانیم
برای داشتن صمیمیت توجه و محبت زناشویی لازم است که چند ویژگی زیر را داشته باشیم:

۱. مهربانی

۲. توجه به همدیگر و توجه به رابطه

۳. سازگار شدن با عادات همدیگر

۴. فعالیت‌های مشترک

۵. گفتگو به جای کنترل

۶. احترام متقابل نسبت به یکدیگر

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

این‌ها چیز‌هایی هست که باید بیاموزید و این طور نیست که اگر کسی عاشق شما بشود، یا شما عاشق بشوید خود به خود این چیز‌ها در مغز شما یااو نصب شود.

در رابطه زناشویی روال روزانه لباس پوشیدن، خوردن، کارکردن، خوابیدن و عادات دیگر با همدیگر تداخل پیدا میکند. آن‌ها باید یاد بگیرند چگونه سازگار شوند و یک چارچوب مشترک از عادات، اعمال و تجربه‌ها خلق کنند که در آن چارچوب همدیگر را بپذیرند و توهم نداشته باشند.

لطفا نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: برگرفته از یادداشت‌های ارسطو رضایی در شبکه اجتماعی ویرگول

چون کمال‌گرا هستم؛ ازدواج نمی‌کنم


برترین‌ها: یکی از دلایل ازدواج نکردن جوانان، کمال‌گرایی است. اگر که شما گرفتار کمال گرایی یا بی نقص گرایی باشید، تمایل دارید فقط افراد بسیار موفق یا بسیار منظم یا کسانی که جایگاه و مقام بسیار بالایی دارند را افراد مناسبی برای ازدواج و ارتباط بدانید و کمتر از آن‌ها به چشمتان نمی‌آید.

طرحواره کمال گرایی در ازدواج به این صورت است که به‌دنبال فردی می‌گردید که یا از جهت شهرت یا ثروت یا مقام و منزلت جایگاهی داشته باشد، بنابراین افراد معمولی برای شما هیچ جذابیتی ندارند.

چون کمال‌گرا هستم؛ ازدواج نمی‌کنم

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که طرحواره کمال‌گرایی با خودشیفتگی همبستگی بالایی دارند. در ازدواج چیزی که مهم است، این است که احساس امنیت و اعتماد کنیم و تا اندازه‌ای از نظر شدت نیاز‌ها شبیه به هم باشیم و قادر باشیم خواسته‌ها و نیاز‌های همدیگر را ببینیم.

اول؛ انتخاب همسر

طرحواره کمال گرایی سبب می‌شود که شما دوست دارید با کسی ازدواج کنید که یک یا چندتا از ویژگی‌های زیررادارد.

طرحواره کمال گرایی در ازدواج سبب می‌شود که شما به دنبال افرادی باشید که بسیار موفق یا دارای مرتبه اجتماعی بالایی باشند.

گاهی هم کمال گرایی در ازدواج سبب می‌شود که شما به دنبال کسانی باشید که بسیار دقیق و منظم و مانند شما وسواسی باشند.

یکی از مراجعینم می‌گفت: علت جذابیت همسرم برای من این بود که بسیار دقیق و آینده‌نگر بود.

ممکن است که شما به دنبال افرادی باشید که بسیار ایده آل گرا هستند، کمال گرایی در ازدواج باعث می‌شود که کسانی که مانند خودتان عاشق کار و تلاش هستند و استراحت نمی‌کنند، برای شما بسیار جذاب هستند.

گاهی هم می‌خواهید با کسانی که از لحاظ مالی و حرفه‌ای از شما پایین‌تر هستند ازدواج کنید یا وارد رابطه بشوید تا بتوانید نسبت به آن‌ها فخر فروشی و احساس ارزشمندی کنید.

چون کمال‌گرا هستم؛ ازدواج نمی‌کنم

گاهی هم کمال گرایی در ازدواج سبب می‌شود که افرادی که بی نظم و شلخته هستند برای شما بسیار جذاب هستند، چون خودتان این ویژگی را ندارید.

گاهی هم دوست دارید با کسانی ازدواج کنید یا وارد رابطه بشوید که گوش به حرف شما بدهند و تن به معیار‌های سختگیرانه شما بدهند.

گاهی هم تاثیر کمال گرایی در ازدواج به این صورت است که کسانی که افراد مستقلی هستند و در برابر شما بایستند برای شما بسیار جذاب هستند.

اگر که گرفتار کمال‌گرایی باشید، سبب می‌شود که افرادی که تحصیلات بالایی دارند برای شما بسیار جذاب باشند یا کسانی که به شکلی سری در بین سر‌ها دارند.

گاهی هم تاثیر کمال گرایی در ازدواج برای شما به این صورت است که به دنبال کسی می‌گردید که کمک دست شما باشد و به شما کمک کند، به عنوان مثال یکی از مراجعین من که مدیر یک شرکت بود با خانمی ازدواج کرد که در کار‌های شرکت به او کمک کند.

بسته به اینکه در کدام مکانیسم مقابله‌ای باشید طرحواره شما در معیار‌های انتخاب همسر خیلی تاثیر دارد. خب اشکال این معیار‌ها کجاست؟

ما ۵ نیاز داریم

۱. نیاز به عشق و تعلق خاطر

۲. نیاز به آزادی

۳. نیاز به بقا و امنیت خاطر

۴. نیاز به قدرت و ارزشمندی

۵. نیاز به تفریح و خنده

چون کمال‌گرا هستم؛ ازدواج نمی‌کنم

و شخصی که برای ارتباط و ازدواج انتخاب می‌کنیم باید این توانایی را داشته باشد که به همه‌ی نیاز‌های ما توجه کند وماهم باید به همه نیاز‌های خود و همسرمان توجه کنیم، ولی وقتی که گرفتار طرحواره هایمان هستیم به یک نیاز بیش از سایر نیاز‌ها توجه می‌کنیم و در نتیجه نیاز‌های دیگر ما یا همسر ما برآورده نمی‌شود و این سبب می‌شود که یا از طرف ما یا از طرف مخاطب نارضایتی بوحود آید.

مثلا طرحواره کمال گرایی در ازدواج سبب می‌شود که به نیاز به قدرت و ارزشمندی بیشتر از سایر نیاز‌ها بیش از اندازه بها بدهیم و بقیه نیازهارا کم اهمیت بدانیم.

دوم؛ نوع رفتار با همسر

و اگر در این جا از دست طرحواره جان سالم به در ببرید و بنا به هر دلیلی با فردی سالم آشنا بشوید، طرحواره‌ی کمال گرایی در ازدواج باعث می‌شود یا انقدر عیب‌جویی میکنید که مخاطب از دست شما خسته و فراری می‌شود، یا آنقدر ایراد می‌گیرید که حالش از خودش به هم می‌خورد و به همین دلیل از شما که این همه از او یاد می‌گیرید هم خوشش نمی‌آید، یا آنقدر او را کنترل می‌کنید که عرصه برای او تنگ می‌شود، یا آنقدر به موفقیت و کار می‌چسبید که هیچ توجهی به مخاطب خود نمی‌کنید.

طرحواره کمال گرایی در ازدواج باعث می‌شود شما این رفتار‌ها را انجام بدهید و به این وسیله مخاطب خود را از دست بدهید
و رابطه را تخریب کنید.

خانواده خود را فراموش می‌کنید و برای روابط صمیمانه خودتان وقت نمی‌گذارید، خیلی مشغول کارکردن هستید، آرامش خود را مشروط به دست یافتن به خواسته‌های‌تان می‌دانید، پیش خودتان فکر می‌کنید که اگر که به اندازه کافی پول، جایگاه اجتماعی، خانه عالی، ماشین گران قیمت را فراهم کنم، آن وقت آرام می‌شوم. در حالی که زندگی در جریان است و شما عشق و محبت واقعی را دریافت نمی‌کنید.

چون کمال‌گرا هستم؛ ازدواج نمی‌کنم

شاید رابطه شما و همسرتان برای دیگران الگو و آرزو باشد، اما خودتان زیاد راضی نیستید، یا ایراد و عیب جویی و کنترل زیاد می‌کنید و به این شکل اگر هم رابطه‌ی خوبی گیرتان بیاید آن را تخریب می‌کنید واین سبب می‌شود که دیر یا زود همسرتان یا نامزد شما را رها می‌کند.

البته موضوعی که امروز درباره‌اش صحبت کردیم، به این معنا نیست که از ایده‌آل‌هایتان بگذرید، اما بی‌نقص جویی بیش از اندازه باعث مشکلاتی خواهد شد. پیشنهاد می‌کنیم اگر احساس می‌کنید دچار کمال‌گرایی شده‌اید و در ازدواج کردن به مشکل خورده‌اید، حتما به مشاور مراجعه کنید.

منبع: برگرفته از یادداشت‌های ارسطو رضایی در شبکه اجتماعی ویرگول