راهنمای خرید سشوار، ویژگی یک سشوار خوب


برترین‌ها: خرید سشوار به عنوان یکی از پرمصرف‌ترین وسایل در هر خانه‌ای اهمیت بسیار زیادی دارد. اینکه شما بتوانید با توجه به میزان مصرف و همین‌طور سطح استفاده خود از سشوار محصول خوبی را انتخاب کنید، مسئله‌ای است که نیازمند کسب اطلاعاتی درست و هوشمندانه در رابطه با این محصول خواهد بود. به همین دلیل هم در این مطلب با شما هستیم تا به طور مفصل به موضوع راهنمای خرید سشوار بپردازیم.

راهنمای خرید سشوار، چگونه انتخاب خوبی داشته باشیم؟

انواع سشوار

به طور کلی باید گفت که امروزه سشوار‌های موجود در بازار از تنوع بالایی برخوردار هستند و همین موضوع نیز دست شما را برای انتخاب کاملاً باز خواهد گذاشت. اگر بخواهیم انواع سشوار را به شما معرفی کنیم می‌توانیم آن‌ها را در چنین دسته‌بندی‌هایی قرار دهیم:

  • سشوار‌های حرفه‌ای: این مدل از سشوار‌ها معمولاً در سالن‌های آرایشی و برای مصارف حرفه‌ای به کار می‌روند. به همین دلیل نیز از قدرت بالایی برخوردارند و می‌توان در مدت زمان زیادی از آن‌ها استفاده کرد.
  • سشوار‌های خانگی: این نوع از سشوار‌ها مناسب مصارف روزانه در خانه هستند. تنوع این مدل از سشوار‌ها نیز به حدی است که می‌تواند نمونه‌های بسیار قوی تا ضعیف‌تر را شامل شود.
  • سشوار‌های برس‌دار: این مدل از سشوار‌ها به عنوان یکی از پرطرفدارترین مدل‌ها، خودشان دارای برس‌هایی هستند که به حالت‌دهی مو‌های شما کمک می‌کنند. معمولاً در طراحی سشوار‌های برس‌دار از برس‌های مختلفی در ابعاد و کارکرد‌های مختلف استفاده می‌شود که با توجه به جنس موی شما و هم‌چنین مدل مویی که در ذهن دارید مورداستفاده قرار می‌گیرند.
  • سشوار‌های چرخشی: این نوع از سشوار‌ها که برس‌دار هم هستند با کمک یک دکمه به چرخش در می‌آیند و با این کار زحمت شما را کمتر می‌کنند! در نتیجه نیز می‌توانید در کمترین زمان به مدل مو‌های موردنظر خود دست‌یابید.
  • سشوار‌های مسافرتی: سشوار‌های مسافرتی به لحاظ ابعاد کوچکی که دارند می‌توانند برای حمل‌ونقل‌های مسافرتی انتخاب خوبی به شمار آیند. معمولاً سشوار‌های مسافرتی قابلیت تا شدن نیز دارند و در نتیجه می‌توان آن‌ها را به راحتی در چمدان و یا کیف جای داد.

علاوه بر این دسته‌بندی‌های کلی باید بگوییم که سشوار‌ها در انواع متفاوت‌تری نیز قابل‌دسترسی هستند. برای مثال سشوار‌های تورمالین و آیونیک، سرامیکی و چینی و همین‌طور سشوار‌های تیتانیومی و… از این دست هستند. در رابطه با سشوار‌هایی که از فناوری تورمالین و همین‌طور آیونیک تبعیت می‌کنند باید بگوییم که این مدل از سشوار‌ها به‌واسطه ساختار خود می‌توانند مو‌ها را با سرعت بیشتر خشک کنند، از وز شدن آن‌ها جلوگیری نمایند و در نتیجه آن‌ها را در معرض حرارت و آسیب‌های کمتری قرار دهند.

راهنمای خرید سشوار، چگونه انتخاب خوبی داشته باشیم؟

سشوار‌های چینی و سرامیکی می‌توانند گرمای بادوام‌تر و متعادل‌تری تولید کنند. به همین دلیل نیز برای مو‌های خشکی که رطوبت کمی دارند انتخاب خوبی نخواهند بود! با این حال به دلیل حرارت ملایم این نوع از سشوار‌ها می‌توان آن‌ها را گزینه خوبی برای افرادی دانست که مو‌های نازک و شکننده‌ای دارند.

در رابطه با سشوار‌های تیتانیومی نیز می‌توان چنین گفت که این نوع از سشوار‌ها دمای ثابتی دارند و بسیار داغ می‌شوند. به همین دلیل نیز توصیه می‌کنیم که اگر مو‌های نازک، شکننده و آسیب‌دیده‌ای دارید قید این نوع از سشوار‌ها را به طور کامل بزنید!

نکات خرید سشوار

برای آنکه بتوانید در زمان خرید سشوار خود هوشمندانه عمل کنید و دست به بهترین انتخاب بزنید باید نکات بسیاری را موردتوجه خود قرار دهید. برای مثال یکی از اصلی‌ترین مسائلی که در زمان انتخاب سشوار خود باید در ذهن داشته باشید موتور این محصول است.

به طور کلی باید گفت که موتور سشوار‌های خانگی اصطلاحاً DC و موتور سشوار‌های حرفه‌ای AC نامیده می‌شوند. در مورد دوم که به نام موتور‌های سنگین نیز شناخته می‌شوند برق المنت و موتور از هم جدا هستند و با کمک دو دکمه جداگانه به کنترل سرعت و همین‌طور درجه حرارت سشوار می‌پردازند. این موضوع در رابطه با سشوار‌های موتور سبک به گونه‌ای است که موتور و المنت یکی هستند و با یک دکمه با شکل‌های خاموش، باد ملایم و هم‌چنین حرارت بالا کنترل می‌شوند.

توصیه ما این است که در زمان خرید سشوار به دنبال مدل‌هایی بروید که امکان تنظیم سرعت در آن‌ها وجود داشته باشد. با این کار می‌توانید بنا بر شرایط و میزان نیاز خود سرعت و دمای موردنیازتان را از سشوار دریافت کنید. علاوه بر این بهتر است که سشوار موردنظر شما باد سرد نیز داشته باشد. این ویژگی باعث می‌شود که موی شما تثبیت بیشتری داشته باشد.

علاوه بر تمام مواردی که تا به اینجا اشاره کردیم میزان قدرت سشوار نیز شرط مهمی در انتخاب این محصول خواهد بود. به طور کلی سشوار‌هایی که به مصارف خانگی مربوط می‌شوند دارای قدرت ۱۸۰۰ یا ۲۰۰۰ وات به بالا هستند. این در حالی است که سشوار‌هایی که چرخشی هستند با توجه به عدم نیاز به قدرت پرتاب باد دارای قدرتی در حدود ۷۰۰ وات نیاز خواهند داشت.

یکی از موارد دیگری که باید به آن دقت کنید وزن سشوار است. طبیعتاً سشوار‌هایی که وزن زیادی دارند محدودیت حرکتی بسیاری را برای دستان شما ایجاد می‌کنند و در نهایت نیز خستگی بسیاری را برایتان به دنبال خواهند داشت؛ بنابراین بهتر است که با انتخاب سشوار‌هایی سبک وزن، خیال خود را از بابت چنین مسائلی نیز راحت کنید. به طور کلی گفته می‌شود که ایده‌آل‌ترین و متعادل‌ترین حالت وزن سشوار در حدود ۴۵۰ گرم است.

امروزه تنوع سشوار‌ها تنها در مدل این محصولات خلاصه نمی‌شود، بلکه امکانات جانبی آن‌ها نیز دنیای متفاوتی خواهد بود! معمولاً سشوار‌ها دارای سری‌های مختلفی مثل دیسپانسر هستند که می‌توانند در مصارف مختلف و داشتن مدل مو‌های متنوع به کارتان بیایند؛ بنابراین اگر از آن دسته افرادی هستید که تنوع را دوست دارند و می‌خواهند که مدل‌های متفاوتی از مو را تجربه کنند حتماً به دنبال مدل‌هایی از سشوار باشید که سری‌های آن‌ها تنوع بالایی دارند.

علاوه بر این داشتن آپشن‌ها ویژگی‌های دیگری از جمله دکمه توربو، حلقه آویز، طول سیم و… نیز مسائلی هستند که باید به آن‌ها توجه کنید. برای مثال بهتر است که طول سیم سشوار شما به اندازه‌ای باشد که بتوانید آن را به خوبی مهار کنید و دستانتان را نیز به راحتی حرکت دهید، این در صورتی است که سشوار‌هایی که طول سیم کوتاهی دارند محدودیت حرکتی بسیاری را برای صاحبان و مصرف‌کنندگان خود به دنبال خواهند داشت.

راهنمای خرید سشوار، چگونه انتخاب خوبی داشته باشیم؟

گفتگو با یک قاچاقچی انسان؛ میانبر خوشبختی!


روزنامه خراسان – مصطفی عبدالهی: «یک کوله کوچیک، سیگار، یک خورده یوروی نقد، کمپوت، یک پاوربانک و گوشی فول شارژ» …. این، همه آن چیزی است که قرار است برای خروج غیرقانونی از کشور همراه من باشد. چیز‌هایی که فردی با نام احتمالا مستعارِ «کوروش تهرانی» به من گوشزد می‌کند که تهیه کنم و منتظر آمدن ماشین باشم. قرار است ترانسفر غیرقانونی ام از مشهد و با سوار شدن در یک پژوی اختصاصی انجام شود و بعد از رسیدن به مرز بازرگان، دو سه روزی را هم برای آماده شدن گذرنامه جعلی منتظرم بمانم، بعد از آن وارد خاک ترکیه شوم و این خدمات وی. آی. پی تا رسیدن به استانبول ادامه یابد.
حسابی زبان بازی می‌کنند!

گفتگو با یک قاچاقچی انسان؛ میانبر خوشبختی!

یافتن راه ارتباطی با افرادی که ادعای انجام ترانسفر غیرقانونی دارند، چندان دشوار نیست و هر کسی که اراده کند می‌تواند شماره‌های تماس آن را بیابد. برای آن‌ها هم کافی است پشت خط تلفن بفهمند تو واقعا مشتری هستی و حاضری برای خروج غیرقانونی از کشور پول خرج کنی، حسابی زبان بازی می‌کنند و مشتری درمانده را به باتلاقی می‌کشانند که معلوم نیست آخرش مرگ است یا سقوط از کوه‌های مرزی، شاید هم بازداشت توسط مرزبانان ایران یا ترکیه و سپری کردن بقیه سال‌های عمر پشت میله‌های زندان.

ارتباطم با «کوروش» از طریق تماس واتس اپی برقرار می‌شود و وارد گفتگو می‌شویم:

من خیلی سریع باید از کشور خارج بشم، می‌خوام بدونم باید چه کار کنم؟

پول بزن برام، پاشو بیا، می‌فرستمت بری، مشکلی نداره اصلا.

من به خاطر یه مشکلی، ممنوع الخروجم. نمی‌تونم قانونی از ایران خارج بشم.

ببین داداش هر مشکلی داری، مهم نیست. ما از هیچ کس سوال و جواب نمی‌کنیم. هر جا می‌خوای بری پول بزن به شماره حسابی که بهت می‌دم، آدرس می‌فرستم برات، پاشو بیا لب مرز ردت می‌کنم. شما فقط مقصدت رو بگو.

برام بهتره که برم ترکیه، اون جا چند تا دوست و آشنا دارم.

خب، مشکلی نداره، کِی می‌خوای اقدام کنی؟ تاریخش رو به من بگو.

آخر همین هفته.‌

می‌خوای وی. آی. پی بری یا از کوه و کمر ردت کنم؟ کدوم رو می‌خوای؟

هزینه هاش چقدر فرق داره؟

از کوه و کمر ۱۰۰۰ یورو. راه وی. آی. پی با مدارک اورج (منظورش اورجینال است یعنی ادعا می‌کند که مدارک اصلی در اختیارم می‌گذارد) ۱۵۰۰ یورو. یه نفر رو می‌فرستم که هواتو داشته باشه، از راه خوب ردت می‌کنم با مدارک اورج و گارانتی، اما برای وی. آی. پی اولش باید پیش پرداخت بدی که مدارکت رو آماده کنم، بعدش ماشین می‌فرستم دنبالت، تحویلت می‌گیره و مستقیم میاره تا لب مرز. نان استاپ (بدون توقف) میاردت مرز بازرگان.

پس من، چون می‌خوام از مشهد بیام، چی کار کنم دقیقا؟ ماشین می‌فرستی دنبالم؟

تو فقط بگو کجا هستی من ماشین بفرستم دنبالت.

میتونی ماشین رو برای پنج شنبه صبح هماهنگ کنی؟

اگه بیعانه بزنی، ادا در نیاری، نری و دوباره شش ماه دیگه بیای، کارِت رو انجام میدم. اگه نه، بخوای بری فکر کنی و هی سوال جواب کنی، بی خیال.

نه بابا، من واقعا می‌خوام سریع برم اون ور.

پس یه لیست بهت میگم برو سریع تهیه کن. یه کوله کوچیک، اگه سیگاری هستی سیگار، یه خورده یوروی نقد، کمپوت، غذا، یه دونه پاوربانک خوب، عرق گیر، با گوشی فول شارژ. برو اینا رو بخر.

باشه. اینا اوکی هست. فقط این که من چطوری اعتماد کنم و پول بریزم براتون؟

مشتی من سایت دارم، کارم اینه، همه من رو میشناسن، یارو اومده می‌خواد خودش و زن و بچش رو بفرستم اسکاتلند، هنوز من رو ندیده، واسه هر نفر ۷۶۰۰ یورو پول زده، میشه نزدیک ۲۰۰-۳۰۰ میلیون. این ۲۰-۳۰ تومنی که تو می‌خوای بدی پولی نیست واسه من. بعدشم، من باید به شما اعتماد کنم، حالا این که شما مشکل داری یا نداری و می‌خوای بری به کسی ربطی نداره، اما اگه من ردت کنم و فردا داستان بشه، واسه من داستان میشه نه تو. به خاطر ۲۰-۳۰ تومن نگران اعتماد کردنی؟ خب اصلا اعتماد نکن.

ترجیح میدم اعتماد کنم، چون باید خیلی زود از کشور خارج بشم.

شما داداشِ بزرگ ما، احترامت واجب، من اعتبار خودم رو واسه این پولا خراب نمی‌کنم. پیجم هست، سایتم هست، کانالم هست. شماره تماسم هم هر موقع از ۲۴ ساعت پیام بدی جواب میدم، چون به مسافرهام متعهدم. واسه من فرقی نمی‌کنه طرف کیه و چیه!

بیعانه رو تا کِی باید بریزم؟

گفتی می‌خوای پنج شنبه راه بیفتی دیگه؟ تا فردا پس فردا بیعانه رو بریزی خوبه.

چقدر باید واریز کنم؟

چه مسیری رو می‌خوای بری؟ مدارک می‌خوای یا نه؟

گفتگو با یک قاچاقچی انسان؛ میانبر خوشبختی!

آره ترجیح میدم وی. آی. پی باشه. با مدارک خیالم راحت تره. چه مدارکی میدی بهم؟

گذرنامه و آیدی کارت اصلی میدم بهت. توی مسیر اگه یهو پلیس اومد توی ماشین یا اتوبوس جلوت رو گرفت گیر نکنی. اگه گفتن الان که کرونا هست چه جوری پا شدی اومدی، مدارکت رو نشون میدی و میگی که مُهرش مال شش ماه یا سه ماه قبل هست، اقامت هم دارم. مدرک اورج هم که میگم مدارک ایرانی اصلی هست ها، گذرنامه‌ها ثبت شده است.

خب پس باید عکس بفرستم برات؟

میری عکاسی، دوتا عکس می‌گیری، یه دونه با ته ریش، مو‌های یه وری، تی شرت رنگ روشن. یه دونه هم شیش تیغ، حالت موهات رو عوض کن، با تیشرت رنگ تیره. بعدش فایل عکس‌ها رو بدون روتوش و دست نخورده برای من می‌فرستی. یه هزار تا هم برام می‌زنی به حساب صرافم. بعدش من یا برات ماشین می‌فرستم، یا میگم بیا تهران میدون آزادی. یه پژو میاد دنبالت، تحویلت می‌گیره تا لب مرز. اون جا هم می‌فرستمت پیش رفیقم حسن. یه جای جدا و تمیز واست درنظر می‌گیریم، اون جا می‌مونی تا دو سه روزه ردت کنیم بری.

چرا دو سه روز علافی؟

من باید مرز‌ها رو بسنجم، همین جوری نیست که تا بیای ردت کنم. میای، استراحت می‌کنی، آب و غذا رو بهت می‌دم، مرز رو می‌سنجم، مسیری که برای خروج وی. آی. پی اوکی بود انتخاب‌ می‌کنم، بعدش ماشین میاد سوارت می‌کنه و میری. وارد خاک ترکیه میشی، اون جا میری توی یکی از دهاتای ترکیه، از اون جا هم ۱۷۰۰ کیلومتر تا استانبول فاصله است.

قراره من تک باشم یا گروهی میریم؟

چون شما می‌خوای وی. آی. پی بری‌ تروتمیز جابه جات می‌کنم، مسیر خوب، مدارک خوب، با آب و غذا و سیم کارت و هر چی که بخوای. اصلا اگه نیاز باشه خودم میام بالا سر کارِت.

اون ور چی؟ توی ترکیه کسی هست که ساپورتم کنه اولش؟

وارد که شدی تسویه حسابت با ما رو انجام میدی، گذرنامه هم که دستته، بعدش برات یه ماشین می‌گیریم تا استانبول. اگه با اتوبوس بری دو سه روز توی راهی، اما برات ماشین می‌گیریم که یه روز و نیمه برسی. سه هزار لیر میدم به اون طرف که جابه جات کنه، پنج هزار تا هم میدم که برسونت تا استانبول.

اوکی، حله، می‌خوام بیعانه رو بدم که کار رو شروع کنی. شماره حساب بده بهم.

هر وقت خواستی بری بانک، همون جا تماس بگیر که شماره شبا بفرستم.‌

می‌خوام اینترنتی واریز کنم.

هزار یورو میشه تقریبا ۲۹ میلیون تومن. من عجله‌ای ندارم ها، فکر نکنی می‌خوام به خاطر ۲۰-۳۰ تومن فرار کنم. من همین الان که دارم با تو صحبت می‌کنم، دارم با دو سه تا مشتری دیگه هم چت می‌کنم.

نه، من اعتماد کردم و می‌خوام کارم زودتر پیش بره.

ببین داداش، خدا شاهده اگه همین الانم راه بیفتی بیای، کارِت رو انجام میدم که زودتر رد بشی. از بابت من خیالت راحت….

زندگی‌هایی که تباه می‌شود

گفت و گویم با کوروش تمام می‌شود و دقایقی بعد شماره حساب را برایم ارسال می‌کند: به نام… با شماره کارت «xxxxxxxx ۶۲۲۱۰۶۱۲» و شماره حساب و شبای بانکی. داستان من و کوروش فعلا در این مرحله تمام می‌شود، اما نمی‌دانم کوروش‌های دیگر چند نفر از متقاضیان مهاجرت غیرقانونی را تا لب مرز‌ها خواهند کشاند و با این کلاهبرداری‌ها زندگی شان را تباه خواهند کرد.

مرگ، بازداشت، خودکشی

طی سال‌های اخیر خبر‌های بسیاری درباره وضعیت بغرنج پناهجویان و مهاجران غیرقانونی در کشور‌های مختلف منتشر شده است. آن چه می‌خوانید، گزیده‌ای از این خبرهاست که توسط خبرگزاری‌های رسمی داخلی و خارجی انعکاس داده شده است:
در سال گذشته، دو هزار و ۳۶ نفر شامل اتباع ایرانی و خارجی که بین بار کامیون‌های ترانزیت بودند و قصد خروج غیرقانونی از گمرک بازرگان را داشتند، شناسایی و دستگیر شدند.

بر اساس اعلام گمرک، همچنین طی ۱۱ ماه سال گذشته ۸۷۸ نفر قاچاق انسان در گمرکات شناسایی و کشف شده است. این کشفیات که خروج غیرقانونی افراد را شامل می‌شود بیشتر به سمت غرب یعنی کشور ترکیه گزارش شده است.

بر اساس اعلام سازمان بین المللی مهاجرت، فقط در سال ۲۰۱۶ میلادی بیش از ۳ هزار نفر از مهاجران غیرقانونی در راه رسیدن به مقصد جان خود را از دست داده یا ناپدید شده اند.

گفتگو با یک قاچاقچی انسان؛ میانبر خوشبختی!

در آبان سال ۹۸، وزارت کشور گرجستان از بازداشت چهار تبعه خارجی از جمله دو تن از شهروندان ایران به اتهام ورود غیرقانونی به خاک این کشور خبر داد. بر اساس قانون کیفری این کشور بازداشت شدگان به چهار تا پنج سال زندان محکوم می‌شوند.

روز‌های پایانی اسفند ۹۸، خانواده کامران گودرزی اطلاع دادند که فرزندشان در پی خروج غیرقانونی از کشور، در ترکیه مفقود شده است. جنازه کامران دو ماه بعد، همراه هفت پناهجوی اهل کشور‌های دیگر داخل خاک ترکیه و در کوه‌های نزدیک شهر مرزی چالدران پیدا شد.

طی سال‌های اخیر، خبر افزایش آمار خودکشی در جزایر «مانوس» و «نائورو»، نگرانی‌ها درباره وضعیت مهاجران غیرقانونی در استرالیا را بیشتر کرده است. این جزایر محل اردوگاه‌های اسکان این مهاجران است. خبر‌ها حاکی است، بیشتر این پناهجویان ایرانی، پاکستانی، عراقی، افغانستانی، سریلانکایی و ویتنامی هستند.

طبق قانون گذرنامه، خروج غیرقانونی از کشور جرم است و با مجازات حبس و جریمه نقدی همراه خواهد بود. هرچند که به نظر می‌رسد لازم است این قانون به روزرسانی شود و میزان جریمه نقدی و مدت زمان لحاظ شده برای حبس در آن، افزایش یابد تا بازدارندگی بیشتری داشته باشد.

یک تیر و دو نشان با اقامت در هتل داریوش کیش


یک تیر و دو نشان با اقامت در هتل داریوش کیش

اگر برای سفر بین یک شهر تاریخی و یک شهر تفریحی هنوز دو به شک ماندید ، هتل داریوش کیش یک مقصد مناسب خواهد بود .

کیش نگین گردشگری جنوب کشور عزیزمان ایران است که در فصول مختلف سال پذیرای مهمانانی از سرتاسر کشور  می‌باشد . حضور در این اقلیم همواره با خاطراتی به یاد ماندنی همراه خواهد‌ بود ، که حضور در یک اقامتگاه مناسب لذت این سفر را دو چندان خواهد‌ کرد . وجود تعداد زیاد هتل و اقامتگاه در این شهر کمک می کند تا متناسب با بوجه‌ی در نظر گرفته شده برای سفر و امکانات مختلف ، انتخاب راحت تری داشته باشید .

اگر در لیست شهرهایی که برای یک مسافرت چند روزه تهیه کرده اید یک مقصد تاریخی به چشم می خورد می توانید با  انتخاب هتل داریوش کیش دو تجربه به یاد ماندنی داشته باشید .

 تخت جمشید همواره مرکز توجه‌ گردشگران داخلی و خارجی بوده ، که به دنبال شناخت راز های تاریخ کهن و شکوهمند ایران هستند .

 سر ستون های بلند و معماری خاص هتل داریوش کیش اولین نشانه از تاریخ ایران است که یاد وعظمت تخت جمشید را برای شما زنده می‌کند . این هتل در سال ۱۳۸۲ در زمینی به وسعت ۱۲۳ هزار متر مربع و با سرمایه ای معادل ۱۲۵ میلیون دلار ساخته شده است . این هتل ۵ ستاره دارای ۱۹۳ اتاق و سوئیت مجلل است .
اما اصالت و کیفیت در بخش های مختلف هتل داریوش این اسم را برازنده تر برای هتل کرده است . این هتل تلفیقی از تاریخ پر افتخار ایران ویک هتل مدرن است که می تواند اولین گزینه‌ برای اقامت در شهر هزار رنگ کیش باشد . 

هتل داریوش ضلع شمال شرقی برمودای کیش

بوی دریا و قدم زدن در ساحل درخشان یکی از رویاهای سفر به شهر های جنوبی یا شمالی هست که مسافران را به این شهر ها دعوت می کند . قرار گرفتن هتل داریوش در شمال شرقی جزیره ی کیش و فاصله ای ۵ دقیقه ای از ساحل خود یکی از جاذبه های این هتل برای مسافران می باشد .

علاوه بر نزدیکی به ساحل ، این هتل به مجتمع های معروف برای خرید بسیار نزدیک است و همین ویژگی این هتل را برای خانم ها جذاب تر کرده است !!
از نزدیک ترین مجتمع های خرید به هتل داریوش می شود به مجتمع تجاری پردیس ۱ و۲ ، سارینای ۱ ، مرکز خرید مرجان کیش و پارک ساحلی این مجموعه ، مرکز خرید مروارید ، کشتی یونانی  و پلاژ ساحلی بانوان شهر کیش اشاره کرد .

اما این تنها خاصیت جغرافیایی و خاص هتل داریوش نیست . چشم انداز دیگر این هتل باغی است که هوای بهاری و عطر درختان را برای مسافران فراهم می کند و لحظات سفر شما را دل انگیز تر می کند

هتل داریوش کیش

امکانات رایگان هتل داریوش برای مسافران

در زمان صبح گاه بعد از مشاهده طلوع از دریچه ی دوست داشتنی دریا یا در بین شاخ برگ های جنگل ، شما مهمان به صرف یک صبحانه مفصل به صورت بوفه از هتل داریوش هستید تا روز متفاوتی را آغاز کنید .

ناهار در این هتل بسته به نوع رزرو شما به صورت آلاکارت و برخی مواقع سلف سرویس به شما ارائه می شود و شامل بهترین و متنوع ترین غذا ها و دسر ها می باشد .

ترانسفر فرودگاهی ( استقبال و بدرقه از فرودگاه تا هتل ) و پارکینگ از دیگر خدمات رایگان این هتل به شمار می روند .

تلویزیون IPTV نصب شده بر روی اتاق هاست، که برای مشاهده ی تلویزیون ایران و کانال های بین المللی ، دیدن فیلم ، شنیدن موسیقی ، حتی مشاهده ی صوت حسابتان می توانید از آن استفاده کنید از دیگر خدمات رایگان این هتل به حساب می آید .

رستوران هایی با سبک هخامنشیان میزبان مهمانان

دو رستوران اصلی هتل داریوش کیش به نام های رستوران پاسارگاد و آپادانا با فضایی آریایی میزبان مهمانان این هتل است . رستوران آپادانا در طبقه ی همکف بخش مرکزی و رستوران پاسارگاد در بخش انتهایی طبقه ی همکف قرار گرفته که منوی متنوعی از غدا های فرنگی ، ایرانی و دریایی را برای میهمانان فراهم کرده است .

برای اوقات میانی روز این هتل در کنار رستوران های زیبایش ۳ کافی شاپ مدرن و با محیطی دوستانه تر را در خود جا داده است .

کافی شاپ لابی این هتل که می تواند محل مناسبی برای قرار ملاقات های دوستانه باشد . کافی شاپ استخر که متناسب با نامش در کنار ساحل و استخر هتل داریوش قرار گرفته است ، آرامش و طروات بی نظیر  ساحل و نسیم نوازش کننده ای برخواسته از آب را در خود ایجاد کرده است . نوشیدنی های خوش طعم و گوارای این کافی شاپ لذت حضور در این کافی شاپ را چند برابر می کند .

کافی شاپ لانج اما یک کافی شاپ عصر گاهی همراه با غذا های سنتی ایرانی ، فرنگی و فست فود است که در طبقه ی همکف هتل در کنار دو رستوران نام برده شده قرار گرفته است . اما یک ویژگی متمایز کننده این کافی شاپ برای مسافرانی است که اتاق لوکس رزو کرده اند این است که از ساعت ۱۸ تا ۲۱ خدمات این کافی شاپ رایگان است .

امکانات ورزشی هتل داریوش کیش

این هتل برای بیشتر ورزش هایی که ممکن است در طول سفر هوس آن ها به سر شما بزند تدارکات ویژه فراهم کرده است .  از جمله ورزش های آبی می شود به استخر رو باز برای آقایان ، سونای خشک و بخار و جکوزی اشاره کرد اما کلوپ ورزش های آبی انتخاب محبوب مسافران در این هتل است .

 جدا از ورزش های آبی وجود زمین تنیس در محوطه ی هتل ، سالن بیلیارد با قابلیت ایت بال و اسنکر ، باشگاه بدن سازی همراه با تمامی تجهیزات و امکانات ویژه برای مسافران از جذابیت های ورزشی این هتل به شمار می آید .

سالن های ماساژ این هتل با کادری مجرب برای ایجاد شادابی و نشاط در طول این سفر همراه شما هستند . از ماساژ های ویژه این هتل می توان به  ماساژ تایلندی و ماساژ پا با ماهی ( فیش پدیکور ) اشاره کرد .
شاید برای شما جالب باشد که ماساژ تایلندی یکی از انواع ماساژ ها است که به یوگا تشبیه شده ، که در آن تمام عضلات بدن تحت تاثیر و کشش قرار می گیرد و مفاصل نیز باز و بسته می شوند . در این نوع ماساژ کلیه ی ماهیچه ها ، رگها ، اعصاب و روان و هم چنین پوست بدن در حالت آرامش قرار می گیرند و می تواند خستگی یک سال کاری را از بدن شما دور کند .

اما اگر همراه با خانواده یا با گروه دوستان این هتل را برای اقامت انتخاب کرده اید پیشنهاد می کنیم یک روز را به بازی و حضور در باشگاه پینت بال این هتل اختصاص دهید . حتی اگر برای چند گروه شدن تعداد نفرات کافی نداشته باشید وجود علاقمندان به این ورزش باعث چند گروه شدن  و جذاب تر شدن این بازی خواهد شد که در نتیجه خاطره ای به یاد ماندنی برای شما خواهد ساخت .

پینت بال که چهارمین ورزش پر هیجان دنیا است ودر ایران نیز طرقداران بسیاری دارد مهمانان این هتل می توانند همراه با تجهیزات جانبی این ورزش ، مثل لباس مخصوص این بازی و گلوله به مدت ۶۰ تا ۱۲۰ دقیقه زمین بازی را در اختیار داشته باشند . این زمین در محوطه ی هتل داریوش قرار گرفته است و فاصله ای با هتل ندارد .

برای داشتن سفری به اعماق آبی خلیج همیشه فارس در جنوب کشور ، ورزش غواصی به عنوان تفریحی برای مسافران در نظر گرفته شده که لذت این سفر را به اوج می رساند در هتل داریوش هم این امکان ویژه فراهم شده تا مسافران با استفاده از تجهیزات و کادری حرفه ای به تماشای موجودات دریایی مثل مرجان ها ، ماهی های تزیئنی و خوراکی ، توتیا ، خرچنگ ها و ستاره های دریایی بروند . این امکان در محوطه ی هتل مشرف به خلیج فارس تهیه شده است . 

هتل داریوش کیش

امکانات رفاهی حداکثر در هتل داریوش

تمامی تلاش این مجموعه ارائه ی هر گونه خدمات رفاهی برای مسافران هست تا شما در طول سفر  دغدغه های روزمره را نداشته باشید .

این خدمات شامل ارائه ی خدمات بانکی ، خشکشویی ، سالن زیبایی مخصوص آقایان ، فروشگاه ، تاکسی سرویس ، انبار چمدان و حتی ترانسفر فرودگاهی به شکل رفت و برگشت می باشد .

در تمامی اتاق ها و لابی این هتل بهره مندی از اینترنت امکان پذیر است . اما پیشنهاد می کنیم تنها برای کار های ضروری از اینترنت استفاده کنید و لحظات زیبایی که در این سفر می توانید برای خود و عزیزانتان بسازید را در اینترنت از دست ندهید .

ثبت لحظات این سفر دوست  داشتننی به جنوب کشور از واجبات است که آتلیه ی هتل داریوش این را هم برای مسافران از قلم نیداخته و با فراهم کردن کادر عکاسی شما را در ثبت لحظات این سفر همراهی کرده است

 پارک دلفین در یک قدمی مجموعه هتل داریوش

با گذشت حدود ده سل از تاسیس پارک دلفین ها در شمال شرقی جزیره ی کیش این مجموعه یکی از بزرگترین جاذبه های کیش به شمار می رود . این مجموعه شامل پارک دلفین ها یا به اصطلاح دلفیناریوم ، باغ پرندگان با بیش از ۵۰ گونه ، فضای سبز با انواع مختلف گونه های گیاهی، سالن آمفی تاتئر و سفره خانه ی سنتی است . اگر دوست دارید حیوانات دریایی مثل شیر دریایی ، گراز دریایی ، گربه دریایی و پنگوئن ها که همیشه در تلویزیون مشاهده کردید را ببینید سر زدن به این مجموعه خالی از لطف نیست ، البته برای سفر در این مجموعه حمل و نقل قطاری در نظر گرفته شده است . این مجموعه در نزدیکی هتل داریوش و در مسیر دوچرخه سواری جزیره ی کیش قرار گرفته است که می توانید در یک دوچرخه سواری تفریحی به این مجموعه هم سر بزنید

پارگ دلفین کیش

انواع مختلف اتاق در هتل داریوش

هتل داریوش دارای انواع مختلف اتاق است که همه ی این اتاق ها از خدمت رسانی هایی نظیر :

 نظافت روزانه اتاق ، تراس ، خدمات اتو ،قفسه لباس و کمد کفش ، میز و تلویزیون LED-LCD همراه با دسترسی به شبکه های ماهواره ای ، تلفن ، یخچال ، چای و قهوه ساز و حمام هایی با تمام امکانات مثل دوش و وان حمام است .

سرویس بیدار باش این اتاق ها به شما این امکان را می دهد که در مدت سفر دست از خواب بردارید به تفریح و گردش بیشتر بپردازید !

انواع این اتاق ها به شرح زیر هستند :

اتاق دونفره ی دوبل رو به دریا ، رو به باغ

سوییت استودیو

سوییت آتوسا یک خوابه رو به دریا ، رو به باغ

اتاق دو نفره استاندارد روبه دریا ، رو به باغ

سوییت رویال لوکس چهار نفره روبه دریا ، رو به باغ

جزیره کیش ایران

افتخارات هتل

هتل داریوش کیش به همراه چندین هتل دیگر در ایران کاندید جایزه ی جهانی سفر ، به عنوان اسکار گردشگری بودند که در بین تمامی هتل ها ، هتل داریوش برنده ی نهایی این جایزه در بین هتل های ایران شد . جایزه ی جهانی سفر در میان فعالان حوزه ی گردشگری یکی از مهم ترین جوایز این صنعت به شمار می رود . در سال  های ۲۰۱۲ ، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ هتل داریوش در بین سایر هتل ها خوش درخشید و این جایزه ی جهانی را دریافت کرده است .

قوانین ویژه هتل

قانون کنسلی هتل : به دلیل چارتر بودن هتل امکان کنسلی و تغییر تاریخ وجود ندارد . هزینه برای اقامت کودکان زیر هفت سال رایگان و بالای ۱۲ سال یک نفر کامل محاسبه می شود .

اتاق های دوتخته این هتل به صورت یک تخت دو نفره می باشد که در صورت درخواست تخت اضافه می توانید یک عدد کاناپه تخت شو بدون دریافت هزینه درخواست کنید .

برای استفاده از ترانسفر در زمان رزرو در صورت مشخص بودن مشخصات پرواز در قسمت توضیحات خاص این موارد را ذکر کنید در غیر این صورت در مدت حداکثر ۲۴ ساعت بعد از ورود این مورد را ثبت کنید .

 هم اکنون می توانید جهت خرید بلیط هواپیما کیش و  رزرو هتل داریوش کیش از سایت الی گشت اقدام نمایید.

بازی مافیا؛ این فقط یک بازی نیست، درس زندگی‌ست!


برترین‌ها: اخیراً، چون برای چند صدمین بار در برهه حساس کنونی قرار گرفتیم، سراغ گذشته رفتم تا تجربیات کاری ام را جمع‌بندی کنم و از آن‌ها کمک بگیرم. در این نوشته یکی از تجربیات کاری بسیار آموزنده و جذابم را تعریف می‌کنم. تجربه نابی که توسط ۳۰ دقیقه بازی مافیا در زمان استراحت برایم ساخته شد.

روح مافیایی زمانه‌ات را بشناس؛ داستان یک تجربه کاریِ ناب

ما هر روز بعد از نهار ۳۰ دقیقه به گپ زدن یا بازی اختصاص می‌دادیم. بعد از مدتی این ۳۰ دقیقه به لطف همکاری و علاقه بچه‌ها تبدیل شد به یک زنگ تفریح با چاشنی بازی مافیا.

اوایل درگیر هیجان و شناخت بازی همدیگر بودیم. کم‌کم گذشت و متوجه شدم جمع کوچک ما در واقع یک ماکت از جامعه بزرگ ماست، و اگر بتوانم منطق‌های ریز و درشت حاکم بر آن را کشف کنم، می‌توانم با کمک آن‌ها تصویری ساده‌شده از جهان در ذهنم بسازم و با این وسیله به شناخت آن نزدیک‌تر شوم.

در طول این روند، یاد گرفتم که‌ای دل غافل! خیلی از مفاهیمی که در جامعه به آن‌ها دل خوش داشتیم، مثل دموکراسی، حق انتخاب یا استقلال فکری شوخی بی‌مزه‌ای بیش نبوده و جوامع انسانی از آن چه فکر می‌کردیم پیچیده‌تر هستند. با چشمان خودم دیدم؛ فرد مستقلی که بتواند از تاثیر فاکتور‌های اجتماعی در امان باشد، وجود ندارد.

منطق اصلی بازی مافیا چیست؟

منطق بنیادین مافیا این است: عده‌ای انسان دور هم جمع شده‌اند (جامعه) تعداد کمی از آن‌ها مافیا (آدم بد‌ها یا اسمی که در این نوشته برایشان گذاشته‌ام: دروغگوها) و بقیه شهروندان معمولی هستند. (مثل من و شما در دنیای واقعی)

این نکته یکی از شاهراه‌ها برای درک منطق اصلی قاعده بازی است: مافیا یک قدم از شهروندان جلوتر است. در این بازی اولین کارِ هر شهروند این است که بفهمد دروغگو کیست؟

در حین بازی متوجه یک منطق بنیادین مشترک مافیا و جهان خودمان شدم.

منطق بنیادی مافیا چه شباهتی با منطق بنیادین واقعیت ما دارد؟

روح مافیایی زمانه‌ات را بشناس؛ داستان یک تجربه کاریِ نابشب اول – دیالوگ خدا که به نوعی ناظر بازی است و از همه چیز باخبر است.

وقتی چشم‌ها را باز می‌کنید، به دنیایی پرتاب می‌شوید که قواعد مافیا بر آن حکم‌فرماست و شما بر اساس نقشی که برای‌تان تعریف شده، تمام تلاش‌تان را می‌کنید تا تیم‌تان برنده شود، چون منافع واقعی شما عمیقا با اعضای تیم‌تان گره خورده است. معمولا وقتی آدم‌ها به دنیایی وارد می‌شوند، قبل از اینکه درباره قواعد بازی فکر کنند، منافع خود را شناسایی می‌کنند و در راه تحقق آن‌ها گام برمی‌دارند. انگار جهان هم مثل یک بازی است که همان ابتدا قواعدش را برای ما تعریف می‌کند و برای تحقق نقش‌ها تربیت‌مان می‌کند. البته نکته انحرافی این‌جاست که قواعد بازی را مافیا طراحی کرده‌اند، نه شهروندان.

یک شهروند مثل همه‌ی آدم‌های معمولی شب‌ها می‌خوابد و صبح‌ها برای کاروبارش بیدار می‌شود. هدف اصلی‌اش این است که بقای زندگیش تامین شود. اما مافیایی وجود دارد که از قضا فعالیت‌های هدفمند شبانه و روزانه‌اش به مرگ شهروندان ختم می‌شود. حتی اگر در ظاهر دوست شهروندان باشد و آگاهانه قصد کشتن آن‌ها را نداشته باشد، صرفا منافعش در این راستا است که گاهی مجبور می‌شود آن‌ها را بکشد.

شهروندان چه بخواهند و چه نخواهند، زندگی‌شان جایی با مافیا تلاقی پیدا می‌کند و به همین دلیل چاره‌ای ندارند جز اینکه مافیا را شناسایی، و عملیاتش را خنثی کنند. رفاقت ظاهری مافیا هم کارکردش این است که شهروندان را از فهم این تضاد منافع دور می‌کند و منافع مشترک دروغینی می‌سازد که پرده‌ای بر واقعیت می‌کشند. پس اولین وظیفه یک شهروند این است که دروغگو (یا بهتر بگویم؛ دروغ) را پیدا کند. نه لزوما به دلیل اینکه این رفتار اخلاقی است، بلکه به این دلیل که منافع او عمیقا با این رفتار گره خورده است.

روح مافیایی زمانه‌ات را بشناس؛ داستان یک تجربه کاریِ ناب

دروغ را در زمانه‌ات بشناس!

وقتی در این بازی سعی می‌کنید دروغ را بشناسید، به چند الگوی کلی در دروغگو‌ها می‌رسید.

اگرچه اصل اول این است؛ تا قبل از اینکه کارت‌ها رو شوند، نمی‌توانید از چیزی مطمئن باشید. خیال‌تان را راحت کنم؛ لحظه‌ای هم نمی‌توانید به مغزتان استراحت دهید. دائما باید سوال بپرسید. هر لحظه غفلت و سهل‌انگاری از این وظیفه شهروندی می‌تواند همه شهروندان را به قهقرا ببرد.

اما با همه این پرده‌ها که دروغ را پوشانده‌اند، کجا باید ردِ دروغ را بگیریم؟

دروغگو‌های زمانه ما چه ویژگی‌هایی دارند؟

دروغ‌گو‌ها به شدت اعتماد به نفس ضعیفی دارند

یک مافیاباز حرفه‌ای می‌داند که گاهی گوشه‌ای نشستن و هیچ نگفتن یعنی یک مافیا کمین کرده. البته دروغگو‌ها وقتِ شلوغ‌بازی صدای بلندی دارند. اما اگر دروغ‌های‌شان را به چالش بکشید و تناقض‌های منطق و رفتارشان را رو کنید، خواهید دید اعتماد به نفس خوبی در مواجهه با این چالش‌ها ندارند و ترجیح می‌دهند جوابی ندهند. یا بهتر از آن شما را در بازی بکُشند.

آن‌ها ناخودآگاه خوب می‌دانند چه دروغ‌گو‌هایی هستند. می‌دانند چیزی کم دارند و برای همین به لحاظ روانی مجبورند چیزی اضافه بر سازمان ارائه دهند تا باور کنید که به حضرت عباس دروغ نمی‌گویند!

دروغگو‌ها بیش از حد مطمئن هستند

مافیا مطمئن است که خودش دروغ می‌گوید و همچنین مطمئن است شما راست می‌گویید و از چیزی خبر ندارید! بنابراین ناخودآگاه اطمینان خاصی در تحلیل‌هایش دارد، اطمینانی که به لحاظ منطقی نمی‌تواند در شهروندان وجود داشته باشد. این قضیه باعث می‌شود شهروندان آدم‌های شکاکی به نظر برسند. حتی زمانی که شهروندان به آگاهی می‌رسند و از چیزی مطمئن می‌شوند، باز هم اطمینان آن‌ها از جنس متفاوتی است. این اطمینان شکننده است، از کند و کاو واقعیت و فهم طولانی‌مدت ناشی شده است و هر لحظه امکان دارد فروبپاشد. این ویژگی کجا به کمک مافیا می‌آید؟

ما آدم‌ها از وضعیت نامشخص شکنندگی رنج می‌بریم و ثبات و اطمینان را ترجیح می‌دهیم. ما عمیقا نیاز داریم گفتمان‌ها و ایده‌های محکمی داشته باشیم و بتوانیم به آن‌ها تکیه کنیم. در نتیجه خیلی وقت‌ها ناخودآگاه ترجیح می‌دهیم به گفتمان محکم مافیایی تکیه کنیم، تا اینکه در هزارتوی شکاکیت شهروندی گیر بیفتیم. برداشت من این است: ماهیت زندگی شهروندی با شکاکیت همیشگی و معلق بودن گره خورده. زمانی که مطمئن شویم پاسخ را پیدا کرده‌ایم، شاید مافیا شده ایم و داریم به خودمان دروغ می‌گوییم!

دروغ‌گو‌ها گاهی بی‌دلیل مهربان می‌شوند

وقتی شهروند مرحله شناسایی دروغ را رد کند، ماموریت شهروندی او تازه شروع می‌شود. او باید به بقیه شهروندان دروغ را نشان بدهد و با کمک آن‌ها عملیات مافیا را خنثی کند. دروغگو‌ها هم طبعا سعی می‌کنند او را تخریب کنند.

وقتی دروغگو احساس کند شما در جامعه مقبول‌تر از آن هستید که بتواند چهره‌تان را خراب کند، سراغ این می‌آید که با شما رفیق شود و این طور قسر در رود. اینجاست که یک مرتبه محبوب دلش می‌شوید، چون قوی‌تر از آن هستید که سرشاخ شدن با شما برای او بصرفد.

دروغگو‌ها حرف بی‌ربط زیاد می‌زنند

به دلیل اینکه دروغگو‌ها با راستگو‌ها تضاد منافع دارند، ناخودآگاه و خودآگاه سراغ بحث‌هایی می‌روند که موضوعیت خاصی برای راستگو‌ها (شهروندان) ندارد. مثلا در زمانی که همه از مرگ و میر کرونا شوکه شده‌اند و در این باره حرف می‌زنند، یک دروغگوی ناشی ممکن است از علایق دوران کودکی‌اش حرف بزند و یک دروغگوی کمی کاربلد‌تر شاید خوبی‌های کرونا را برشمارد! البته در جوامع واقعی بسیاری از مواقع آدم‌ها آگاهانه و به قصد گول زدن ما دروغگو نمی‌شوند، بلکه نقش‌شان برای‌شان تعریف شده و آن‌ها هم انتخاب می‌کنند با نقش‌شان همراهی کنند. (انتخاب نه به آن معنایی که پیش از مافیا فکر می‌کردم!)

حقیقتش را بخواهید، من نمی‌گویم از علایق کودکی نباید حرف زد. اما حرف زدن از ترس‌های واقعی در مواقع بحران، یک کارکرد بنیادین و تکاملی برای نوع بشر دارد و در نهایت قرار است به بقای او و جامعه کمک کند.

از طرفی ظرفیت رسانه‌ای محدود است و وقتی با حرف‌های بی‌ربط و بیهوده اشباع می‌شود، دیگر جایی برای کارکرد‌های بنیادین آن (که اساسا برای همین به وجود آمده است که در چنین مواقعی به کمک ما بیاید) باقی نمی‌ماند.

مثل اکسپلور اینستاگرام که تبدیل به بازار مکاره‌ای شده که هیچ هدفی جز سرگرم کردن ما را دنبال نمی‌کند. اینجاست که رسانه نقش مافیا را بازی می‌کند و عجب مافیای پرقدرت و ترسناکی است!

دروغگویان قلابی: از بین برندگان سرمایه اجتماعی اعتماد

گاهی هم پیش می‌آید که آدم‌ها دروغگو نباشند، ولی دروغ بگویند! چطور این اتفاق می‌افتد؟

زمانی که یک شهروند – که هیچ نفع مشترکی با مافیا ندارد – مافیاگونه رفتار می‌کند. شما هم اگر مافیا بازی کرده باشید، حتما با این نقطه کور مافیا مواجهه شده‌اید؛ گاهی اوضاع بر وفق مراد پیش نمی‌رود. انگار همه شهروندان دست به دست هم مافیا شده‌اند. آگاهی شما که فهمیده‌اید اوضاع از چه قرار است، راه به جایی نمی‌برد و نمی‌توانید آن را به درستی به دیگران منتقل کنید. مثالی بزنم؛ یکی از بچه‌ها که بیشتر مواقع مافیا می‌شد و با اعتماد به نفس بلوف می‌زد، تک و توک مواقعی که شهروند می‌شد، کاملا بی‌دفاع بود. دفاعیه‌هایش را باور نمی‌کردیم و او را می‌کشتیم. داستان چوپان دروغگو را یادتان است؟

چه مافیا باشیم و چه نباشیم، دروغ یک سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمند را از بین می‌برد و آن اعتماد است. موضوع این است که به نفع مافیاست سرمایه اجتماعی ما را از بین ببرد و چیز‌های دلخواهش را جایگزین کند و طبیعتا به ضرر ما. باز برگشتیم به بحث تضاد منافع. مشکل اساسی از جایی شروع می‌شود که شهروندانی هستند که به منافع خودشان آگاه نیستند. در نتیجه دچار این کژفهمی می‌شوند که با مافیا منافع مشترکی دارند و عملاً مافیا می‌شوند.

قسمت غم‌انگیز ماجرا این است که سرِ آخر هم قرار نیست چیزی دستگیرشان شود.

توجه شما را به یک واقعیت انحرافی جلب کنم: این ثابت می‌کند که تاثیر رفتار‌های ما عمیق‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم. یک بار دروغ گفتن کافی است برای اینکه سرمایه اجتماعی ما تا مدت‌ها به خطر بیفتد. پس اینطور نیست که دروغ بگوییم و فکر کنیم این یک مساله شخصی است و شنونده باید عاقل باشد. (مثل منطق «خوشِت نمی‌یاد آنفالو کن!»)

حقیقت این است که وقتی دروغ می‌گوییم و سرمایه اجتماعی را نابود می‌کنیم، راه صد‌ها نفر دیگر را هم برای به دست آوردن آن سرمایه اجتماعی نابود کرده‌ایم.

روح مافیایی زمانه‌ات را بشناس؛ داستان یک تجربه کاریِ ناب

دروغگو‌ها شاخ و دم ندارند و می‌توانند یکی از ما باشند

در یکی از بازی‌هایی که حسابی حرفه‌ای شده بودیم و دروغگویی یکدیگر را با پیروزمندی در کسری از ثانیه شناسایی می‌کردیم، یکی یکی کسانی که به آن‌ها شک داشتیم را کشتیم و پیروزمندانه منتظر اعلام بُرد شهروندان بودیم. بازی تمام شد و فهمیدیم سه مافیای آن بازی تا لحظه آخر در بازی مانده بودند و ما شهروندان باخته بودیم!

حقیقتش را بخواهید آن روز آن قدر متعجب بودم که تا دو ساعت بعد از پایان بازی فقط ذهنم درگیر این بود که آخر ما هشت نفر شهروند مسئول، حرفه‌ای و کاربلد چطور به اتفاق هم با اعتماد به نفس کامل با سر به قعر چاه سقوط کردیم؟ ذهن ما چه خطا‌هایی کرده بود؟ با وجود اینکه فکر می‌کردیم اگر تک تک ما مستقلا، فکر شده و مسئولانه تصمیم بگیریم بازی را می‌بریم؟

وقتی راستگو‌های باهوش با سر تو دیوار می‌روند

از اینجا می‌شد فهمید حق انتخاب، تفکر مستقل و دموکراسی (مشخصا در شکل رای دادن) رویا‌های قشنگی هستند، اما منطق جامعه پیچیده‌تر از آن است که این‌ها چیزی بیش از یک شوخی بامزه باشد. اشتباه ما چه بود؟

یکی از بزرگترین اشتباه‌های ما امید بود. یکی از همکار‌ها که شهروند مسئولی بود و تمام تلاشش را برای شناسایی مافیا می‌کرد، قوه تشخیص خوبی هم داشت. این بار رفتار او تغییر چندانی نکرده بود و مثل سابق همپای ما به دنبال مافیا می‌گشت. ظاهرا ما نه شهروند مسئول بودیم که سخت مشغول فعالیت شهروندی‌مان بودیم. غافل از اینکه ما هشت شهروند شکاک و یک مافیای مطمئن بودیم.

حقیقت این است که ما نمی‌توانیم همه فاکتور‌های تاثیرگذار اجتماعی را کنار بگذاریم و فرض کنیم می‌شود مستقل از جامعه‌ای که در آن زیست می‌کنیم، فکر کرد. آخر شب‌هایی که ما خواب هستیم، پول، قدرت و رسانه به انواع و اقسام اشکال برای جهت‌دهی به ذهن ما صرف می‌شوند و عینا مثل مافیا یک قدم از ما جلوتر هستند، و برای اینکه به آن‌ها برسیم باید با سرعت بیشتری بدویم.

چطور می‌توانیم فرض بگیریم که ما از همه‌ی این‌ها هیچ تاثیری نمی‌گیریم و مستقلا تصمیم می‌گیریم و رای می‌دهیم؟ (ذهن‌تان را سمت انتخابات نبرید، ما هر روز داریم حق انتخاب دروغین‌مان را در انواع و اقسام موقعیت‌ها خرج می‌کنیم و مستقلا انتخاب می‌کنیم، در حالی که این رشته را از خیلی وقت پیش برای ما دوخته‌اند!)

سوتی بزرگ دیگر این بود که دو نفر ادعای کارآگاهی داشتند و ما باهوش‌ها کارآگاه واقعی را کشتیم و مافیا را نگه داشتیم! دلیلش این بود که کارآگاه واقعی داشت بال بال می‌زد که به ما بفهماند کارآگاه است درحالیکه مافیا (که بسیار حرفه‌ای شده بود و بازیگر قابلی هم بود) با منطق و اعتماد به نفس فزاینده‌ای ما را توجیه کرد که خیر، ایشان مافیاست و من منجی شما هستم!

در واقع ما گول ویژگی اول و دوم دروغگو‌ها (طبقه‌بندی‌های ذهنی‌مان) را خوردیم و فقط به آن‌ها تکیه کردیم. بله آدمیزاد نباید فراموش کند که این طبقه‌بندی‌ها و بولِت‌ها فقط برای این هستند که بتواند موضوع را بهتر صورت‌بندی و درک کند. اما واقعیت منتظر نمی‌ایستد تا ببیند در طبقه‌بندی‌های ما جا می‌شود یا نه! بلکه هربار با صورت متفاوت و منحصر به فردش سراغ ما می‌آید.

چاره‌ای جز این نداریم که به محدودیت‌های ذهنی‌مان واقف بمانیم. وگرنه ممکن است خیلی راحت سرمان را به باد دهیم. لازم است بتوانیم نسبت خود با جهان بیرون (فارغ از هر آنچه درون ماست؛ مثل عزم برای تغییر جهان) را به درستی درک کنیم.

روح مافیایی زمانه‌ات را بشناس؛ داستان یک تجربه کاریِ ناب

با دروغگو‌ها و دروغ چه کنیم؟

برعکس بازی مافیا که باید دروغگو‌ها را بکشیم، فکر می‌کنم بعد از شناختن آن‌ها اولین کاری که باید بکنیم، آگاه‌سازی است.

یادتان هست گفتم دروغگو‌ها و راستگو‌ها تضاد منافع دارند، و سراغ حرف‌های متفاوتی می‌روند؟ فرض کنید که من؛ امیلی دروغگو توانسته‌ام خوب نقش راستگو را برای‌تان بازی کنم و حسابی روی شما تاثیر گذاشته‌ام که آقا جان ببین این کرونا که الان خدمت ما رسیده چیز خوبی می‌تواند باشد و لازم نیست نگرانش باشی. اصلا خبری جایی نیست که انقدر شلوغش کرده‌ای! شما هم به واسطه اعتماد ناخودآگاه به هم‌نوع‌تان و اینکه فکر می‌کنید من یک شهروند آگاه هستم، از این حرف من تاثیر گرفته‌اید.

حال وقتی بفهمید که من دروغگو هستم، قبل از محاکمه‌ی من، باید به همه‌ی کسانی که متقاعد شده بودند نگران کرونا نباشند، بگویید: «آهای شهروندان ساده نگران کرونا باشید و این چرندیات را فراموش کنید! نگرانی رویکردتان را تغییر می‌دهد، شما را به حرکت واقعی وامی‌دارد و جامعه‌ای را نجات خواهد داد!»

نباید فراموش کنیم که این نقش‌ها سیال هستند و مشکل اصلی ما قواعد بازی است، نه اشخاصی که انتخاب شده‌اند (و انتخاب کرده‌اند) بازو‌های پیش‌رونده آن باشند. هدف رویکرد‌های کلانی هستند که ما را به صورت سیستماتیک هدایت می‌کنند و از آنجایی که مادیت و شاخ و دم ندارند، موثرترین سلاح در مقابل‌شان آگاهی است. آگاهی مثل یک اپیدمی در جامعه پخش می‌شود و همه‌ی زحمات دروغگو‌ها (که بازو‌های یک رویکرد کلان هستند) را نقش بر آب می‌کند.

شاید عجیب به نظر برسد، اما رسیدن به این تحلیل‌ها برای من که جوان ساده و خامی بودم، به اندازه‌ی ماه‌ها بازی طول کشید. الان هم که مدتی از دوران شیرین و تلخ مافیا می‌گذرد، هنوز بعضی از حقایقی که از مافیای ده نفره‌مان آموختم، مو را به تنم سیخ می‌کند. حاضرم شرط ببندم اگر روزی شغلم و این روز‌ها فراموشم شده باشد، این حقایق هنوز ­­با من هستند.

حقیقتش را بخواهید، حالا با تمام وجود می‌دانم من شهروندی هستم که به جهان مافیا‌ها پرتاب شده‌ام و آن‌ها وظایفم را از پیش برایم تعیین کرده‌اند. تا وقتی مافیا هست، من باید دروغ را شناسایی و خنثی کنم. چه از این وظیفه آگاه باشم و چه نباشم و مشغول به شب رساندن صبح‌ها باشم.

شما چطور با این نوشته ارتباط برقرار کردید و ذهن‌تان به چه سمت و سو‌هایی رفت؟ آیا مثالی واقعی به ذهن‌تان آمد که به این نوشته ارتباط پیدا کند؟

منبع: برگرفته از یادداشت امیلی در شبکه اجتماعی ویرگول

وکیل پایه یک دادگستری کیست و چه وظایفی دارد؟


برترین‌ها: ممکن است بسیاری از شما برای رسیدگی به برخی از امور حقوقی خود به وکیل نیاز پیدا کنید، اما اینکه به چه وکیلی می‌توانید اعتماد داشته و مسائل مهم حقوقی خود را به او بسپارید کار آسانی نبوده و نیازمند اطلاعات و یا تجربه می‌باشد. پیش از هر چیز بهتر است با مفهوم واژه «وکیل» آشنا شوید.

وکیل به فردی گفته می‌شود که از سوی شخص دیگری برای انجام کاری مامور می‌شود و قرارداری که طبق قوانین و حقوق مدنی بین طرفین منعقد می‌شود «وکالت» نامیده می‌شود. طرفین قرارداد منعقد شده نیز «وکیل» و «موکل» نام دارند. سوال دیگری که ممکن است در ذهن شما بوجود آید این است که وکیل پایه یک دادگستری به چه کسی گفته می‌شود؟ در ادامه با برترین‌ها همراه باشید تا به شما بگوییم وکیل پایه یک دادگستری کیست و یک وکیل پایه یک دادگستری خوب چه ویژگی‌هایی دارد.

وکیل پایه یک دادگستری کیست و چه وظایفی دارد؟

وکیل پایه یک دادگستری کیست؟

وکیل پایه یک دادگستری کسی است که پس از گذراندن دوره لیسانس و پس از کسب مدرک در زمینه حقوق یا فقه و مبانی حقوق اسلامی، در آزمون پذیرش کارآموزی کانون وکلای دادگستری که تنها یک بار در سال برگزار می‌شود و رقابتی سخت در آن وجود دارد را پشت سر گذاشته و موفقیت در آن را بدست آورد.

پس از قبولی در آزمون، فرد باید استعلاماتی نظیر گواهی عدم اعتیاد، عدم سوء پیشینه کیفری و … را از پزشکی قانونی و نهاد‌های امنیتی دریافت و ارائه نماید. پس از موفقیت در آزمون و ارائه استعلامات و گواهی‌های خواسته شده فرد به عنوان کارآموز وکالت شناخته می‌شود. برای اینکه فرد تبدیل به یک وکیل پایه یک دادگستری شود، باید به مدت دو سال نزد یک وکیل پایه یک دادگستری متخصص، که یه وکیل سرپرست معروف است، به عنوان کارآموز فعالیت کند و با شرکت در جلسات دادرسی در تمام زمینه‌های حقوقی تجربه و اطلاعات کسب نماید. علاوه بر این فرد کارآموز باید در جلسات آموزشی که توسط کانون وکلا یکبار در هفته برگزار می‌شوند نیز شرکت کند و همچنین در آزمون مهارت‌های کامپیوتری (icdl) نمره قبولی را کسب نماید.

در مرحله بعدی و پس از گذراندن دوره‌های گفته شده کارآموز باید در آزمونی به نام اختبار شرکت کند. فرد کارآموز می‌بایست در این آزمون، که دارای دو بخش شفاهی و کتبی می‌باشد، نمره قبولی را کسب کند. پس از کسب نمره قبولی در این آزمون فرد در مراسم سوگند یا تحلیف شرکت می‌کند و پس از سوگند یاد کردن به صورت رسمی به عنوان وکیل پایه یک دادگستری شناخته خواهد شد.

چرا وکیل پایه یک دادگستری قابل اعتماد است؟

همانطور که گفتیم برای این که یک فرد تبدیل به وکیل پایه یک دادگستری شود باید مراحل زیادی را طی کرده و در آزمون‌های متفاوتی نمره قبولی کسب کند. از همین موضوع می‌توانید نتیجه بگیرید که هرکسی نمی‌تواند به عنوان وکیل پایه یک دادگستری شناخته شود و فردی که این عنوان را کسب کند، شخصی متخصص در زمینه مسائل حقوقی به شمار می‌رود.

لزوم کمک گرفتن از وکیل پایه یک دادگستری

بی شک کمک گرفتن از افراد متخصص در هر زمینه می‌تواند تاثیر به سزایی در تسریع روند رسیدگی به مسئله و گرفتن نتیجه داشته باشد. فرد متخصص در زمینه‌های حقوقی، وکیل پایه یک دادگستری می‌باشد. کم نیستند افرادی که به دلایل مختلف از مراجعه به وکیل پایه یک دادگستری امتناع می‌ورزند و البته در پایان کار نیز از این موضوع پشیمان می‌شوند.

کمک گرفتن از وکیل پایه یک دادگستری علاوه بر اینکه فشار روحی و روانی زیادی را از روی شما برمی‌دارد، منجر به صرفه‌جویی در هزینه‌های شما و تسریع در زمان رسیدگی به مشکلات شما خواهد شد؛ لذا پیشنهاد ما به شما این است که رسیدگی به مسائل و امور کیفری و دادگاهی خود را حتما به یک وکیل پایه یک دادگستری بسپارید تا بهترین نتایج را بگیرید.

وکیل پایه یک دادگستری کیست و چه وظایفی دارد؟

تفاوت وکیل پایه یک دادگستری با وکیل پایه دو دادگستری

اصلی‌ترین تفاوت وکیل پایه یک دادگستری و وکیل پایه دو دادگستری در روش پذیرش آن‌ها در آزمون وکالت است. کسی که موفق به قبولی در آزم. ن وکالت کانون وکلای ایران شود به عنوان وکیل پایه یک دادگستری شناخته شده و کسی که موفق به گرفتن پذیرش از سوی قوه قضائیه شود، وکیل پایه دو دادگستری خواهد بود. کانون وکلای ایران نهادی کاملا مستقل و غیر وابسته است که پیش از انقلاب اسلامی تاسیس شده است.

پذیرش از سوی قوه قضائیه هرچند مشکلات و سختی‌های خود را دارد، ولی نسبت به آزمون کانون وکلای ایران ساده‌تر بوده و به همین خاطر درجه اعتبار آن نیز نسبت به وکیل پایه یک دادگستری پایین‌تر است.

از دیگر تفاوت‌های مهم وکیل پایه یک دادگستری و وکیل پایه دو دادگستری در توانایی پذیرش دعاوی می‌باشد. بدین صورت که وکیل پایه یک دادگستری می‌تواند تمام دعاوی و تمام مراحل آن‌ها را بپذیرد در حالی که حوزه فعالیت وکیل پایه دو دادگستری محدود است.

حوزه‌های فعالیت وکیل پایه یک دادگستری

به طور کلی وکیل پایه یک دادگستری می‌تواند به وکالت در زمینه‌های گوناگون بپردازد و در دعاوی مختلف حضور یابد. برخی از گدعاوی مختلفی که وکیل پایه یک دادگستری می‌تواند در آن حضور یابد عبارتند از:

وکیلی که در اموری مانند طلاق، مهریه، طلاق توافقی، استرداد جهیزیه، نفقه، حضانت کودکان، انحصار وراثت و … می‌تواند راهنما باشد.

یک وکیل پایه یک دادگستری که در زمینه‌هایی نظیر تنظیم سند رسمی، الزام به اخذ پایان کار، وقف، سرقفلی، قرارداد اجاره و … فعالیت می‌کند.

وکیلی که در امور مهاجرت می‌تواند راهنمای شما بوده و شما را از قوانین جایی که قصد مهاجرت به آن را دارید آگاه می‌سازد.

برای جلوگیری از محکوم شدن به جرائم سنگین مالیاتی، می‌توانید از یک وکیل پایه یک دادگستری در زمینه مالیات کمک بگیرید.


  • وکیل ثبت احوال

وکیل پایه یک دادگستری می‌تواند در زمینه‌های متفاوت مرتبط با ثبت احوال از جمله: تغییر نام و نام خانوادگی، حذف نام همسر از شناسنامه پس از طلاق، اخذ گواهی فوت و … شما را راهنمایی و کمک کند.

برای انجام اموری مانند ثبت شرکت، ضمانت نامه‌های بانکی، تشکیل پرونده مالیاتی و … نیز می‌توانید به سراغ یک وکیل پایه یک دادگستری بروید.


  • وکیل چک و سفته

انجام اموری مانند رسیدگی به چک و سفته برگشتی نیز می‌تواند در حوزه فعالیت‌های یک وکیل پایه یک دادگستری باشد.

وکیل پایه یک دادگستری کیست و چه وظایفی دارد؟

بهترین وکیل پایه یک دادگستری در تهران

اگر مشکلی کیفری برایتان پیش آمد و رسیدگی و حل کردن آن و همچنین حضور در دعاوی کیفری برایتان کاری دشوار و طاقت فرساست، پیشنهاد ما به شما این است که از بهترین وکیل پایه یک دادگستری کمک بگیرید.

بهترین وکیل پایه یک دادگستری وکیلی است که با شرافت کاری خود با تمام انرژی خود در رابطه با پرونده شما کار کند و با گذر زمان نسبت به انجام امور دچار بی تفاوتی نشود. همچنین بهترین وکیل پایه یک دادگستری باید طوری رفتار کند که اعتماد و اطمینان کافی را در موکل خود ایجاد کرده و موجب آسودگی خیال او شود.

شجاعت، جسارت و نزاکت از دیگر خصوصیات بهترین وکیل پایه یک دادگستری به حساب می‌آیند. بهتر است برای انجام امور کیفری خود به سراغ وکیلی بروید که در زمینه دعاوی کیفری شما تجربه کافی را داشته باشد و بتواند به خوبی از عهده‌ی مسائل برآید.

کنکورِ کرونا؛ استرس یک ابتلای جمعی


روزنامه اعتماد: «روزانه هزاران پیام و تماس درباره تعویق و عدم تعویق کنکور از مردم دریافت می‌کنم. عواقب ایجاد این سطح از تشویش عمومی و ایجاد نگرانی در مردم، مسوولانی هستند که از تصمیم‌گیری درست و به موقع عاجزند. ما در مجلس پیگیر تصمیمی هستیم که خط قرمز آن فقط سلامتی داوطلبان است و نتیجه به زودی اعلام می‌شود.» این توییت روز جمعه احمد نادری، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بود. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، آنچه او در توییتر اعلام کرده بود به صورت شفاف و رسمی توسط رییس این کمیسیون اعلام شد: ارایه طرح دو فوریتی مجلس برای لغو کنکور ارشد.

کرونا، بهانه تنبل‌های پشت‌کنکوری برای لغو آزمون؟

یکی از عمده فعالیت‌های برخی اعضای کمیسیون آموزش مجلس یازدهم از زمان ورودشان به مجلس تا کنون صرف گفتگو‌های رسانه‌ای و حضور در شبکه‌های اجتماعی برای صحبت کردن در مورد باید و نباید‌های حذف کنکور در زمان شیوع کرونا شده است. علیرضا منادی سفیدان، رییس این کمیسیون که قبل‌تر هم در مورد تلاش مجلس در مورد حذف کنکور صحبت کرده بود، روز گذشته و ظاهرا پس از برگزاری نشست فوق‌العاده شورای عالی سنجش و پذیرش دانشجو به خانه ملت گفت: «تصمیم مهمی که در نشست امروز پیشنهاد کردیم مورد استقبال وزیر و اعضای شورا قرار گرفت، ورود مجلس به موضوع اصلاح قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دوره‌های تحصیلات تکمیلی و مراکز آموزش عالی کشور است.»

این ورود به چه معنا است؟ ماده ۴ قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دوره‌های تحصیلات تکمیلی و مراکز آموزش عالی کشور صراحت دارد؛ سنجش در مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته براساس آزمون متمرکز از دروس تخصصی مقطع کارشناسی و تاثیر معدل داوطلب در رشته‌های مرتبط توسط وزارتین انجام شود. حالا منادی سفیدان می‌گوید که ورود مجلس برای اصلاح همین ماده است. او روز گذشته اعلام کرد: «مقرر شد؛ مجلس و کمیسیون آموزش در جهت اصلاح این ماده قانونی طرح دو فوریتی تدوین کرده تا سنجش و پذیرش دانشجو فقط از طریق سوابق تحصیلی صورت پذیرد که این پیشنهاد مورد موافقت وزیر علوم و اعضای شورای سنجش و پذیرش قرار گرفت.»

سازمان سنجش به اطلاع کلیه داوطلبان محترم رسانه می‌رساند که: «زمان برگزاری آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته روز‌های پنجشنبه، جمعه و شنبه ۱۶، ۱۷ و ۱۸ مردادماه ۹۹ تعیین شد.» با این وجود منادی سفیدان می‌گوید آن طرح دو فوریتی لغو آزمون ارشد شامل لغو آزمون همین امسال هم می‌شود؛ یعنی آزمون‌هایی که قرار است ظرف دو سه هفته آینده برگزار شوند.

او گفت: «تلاش داریم در همین مدت باقیمانده این طرح را تدوین و به تصویب مجلس برسانیم تا امسال نیز کنکور ارشد ۹۹ برگزار نشود و پذیرش براساس سوابق تحصیلی داوطلبان صورت گیرد. البته با توجه به شرایط خاص امسال وزیر علوم این مساله را در ستاد ملی کرونا نیز پیگیری می‌کند تا حداقل کنکور امسال برگزار نشود و به موازات این پیگیری‌ها برای امسال، مجلس به دنبال تصویب دایمی این قانون است.» حالا یک دغدغه دیگر به دغدغه داوطلبان آزمون ارشد افزوده می‌شود.

علاوه بر اینکه تصمیم لغو کنکور هنوز قطعی نیست و این داوطلبان تا حالا دو بار شاهد تعویق تاریخ امتحان‌شان بوده‌اند حالا باید این احتمال را بدهند که اساسا وارد شدن یا نشدن آن‌ها به رشته مورد نظرشان به صورت کامل به سوابق تحصیلی آن‌ها وابسته خواهد بود. از سوی دیگر منادی سفیدان خبر از «استقبال وزرا» از این تصمیم مجلس داده است در حالی که پیش از این رییس و سخنگوی سازمان سنجش بار‌ها اعلام کرده بودند که حذف هر آزمون سراسری به این معنا است که دیگر امکانی برای آزمون دیگر وجود ندارد و دانشگاه‌ها در سال ۹۹ ورودی نخواهند داشت. هنوز مشخص نیست که آیا مجلس قدم بعدی را برای کنکور سراسری که اواخر مرداد برگزار می‌شود هم برخواهد داشت یا نه.

کرونا، بهانه تنبل‌های پشت‌کنکوری برای لغو آزمون؟

این اصلا موضوعی نیست که مجلس بخواهد برایش قانون وضع کند، مگر در مورد موضوعات دیگر و تصمیمات و جابه‌جایی‌هایی که به خاطر کرونا پیش آمده مجلس تصمیم گرفته؟» این موقعیت تصمیم‌گیری البته پیچیدگی‌های خودش را هم دارد. سوال اینجاست که مثلا اگر کنکور ارشد حذف شود و سوابق تحصیلی جایش را بگیرد سرنوشت داوطلبان امسال که برمبنای آزمون خودشان را آماده کرده بودند چه می‌شود؟

این سوالات تازه به بار ابهاماتی که تا همین جای کار در مورد آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها وجود داشته انباشته می‌شود و از نظر میرزاده از قضا همین موضوع دارد صدمه‌ای اساسی به تمامی داوطلبان می‌زند: «جوانان ما چه در سطح کارشناسی، چه ارشد و چه سایر آزمون‌ها در حال حاضر نباید تحت این همه استرس قرار بگیرند. این یک کار اجرایی است که همان‌طور که گفتم مسوولان اجرایی باید برایش تصمیم بگیرند و نمی‌شود هر صاحب‌نظری بیاید و اظهارنظر کند.

باید فقط همین مساله مطرح شود که ما می‌خواهیم فقط برای سال جاری و برای کنکور در شرایط کرونا یک تصمیم بگیریم و مرجع آن تصمیم فقط باید ستاد ملی مقابله با کرونا باشد. سلامتی بچه‌ها و مردم آن‌قدر مهم است که هیچ کنکوری به پای آن نمی‌رسد. برای همین است که وقتی پای سلامتی در میان باشد، کنکور و غیرکنکور و ادارات و همه باید تابع نظرات یک مرجع واحد باشند. من یا هر کسی که صاحب‌نظر است الان وقتش نیست که بیاییم و روی مبانی برگزاری کنکور و این‌ها حرف بزنیم.» امسال، در آستانه برگزاری کنکور‌های سال ۹۹ به نظر سخنگوی سابق کمیسیون آموزش مجلس دهم، فقط سلامتی است که باید محور تصمیم‌گیری باشد.

میرزاده می‌گوید که در تمامی سال‌هایی که خبری از کرونا نبود هم البته مجلس گفته بود که سرنوشت داوطلبان ورود به مقاطع مختلف نباید بسته به دو سه ساعت کنکور و چند تست باشد و برای همین بود که حرکت به سمت وارد کردن سوابق تحصیلی برای تعیین صلاحیت‌ها و استعداد‌های فردی دانش‌آموزان در طول ۱۲ سال تحصیل مطرح شده بود. همه این‌ها قانون و ماده دارند و کار مجلس فقط نظارت بر اجرای آنهاست: «با عجله و با تصمیمات فوری و سریع رسانه‌ای کردن آن‌ها نباید با احساسات بچه‌ها بازی کنیم.»

کرونا، بهانه تنبل‌های پشت‌کنکوری برای لغو آزمون؟

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟


وب‌سایت آسو: کتاب «انقلاب؛ چگونه زنان دوچرخه‌سوار جهانی را تغییر دادند»، تاریخچه و بزرگداشتی‌ست از نخستین زنان دوچرخه‌سواری که کارشان ابتدا نوعی بیانیه‌ای سیاسی، سرگرمی‌ای دوست‌داشتنی و در نهایت اقدامی فمینیستی به شمار می‌رفت.

کتابی که داستان‌های جالبی درباره‌ی دوچرخه‌سواران و گروه‌هایشان در سراسر جهان را با خوانندگان در میان می‌گذارد. پس از گذشت بیش از یک قرن از رواج دوچرخه‌سواری، دوچرخه و فرهنگی که با خود پدید آورده به امری رایج تبدیل شده است، اما این فرایند، چالش بزرگی برای زنان بوده و حتی حالا هم فرهنگی به شدت مردانه دارد.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟

هانا راس، نویسنده‌ی کتاب، تصویری به دست داده است از داستان زنان خارق‌العاده‌ی دوچرخه‌سوار و گروه‌های زنانه‌ی دوچرخه‌سواری آن زمان در سراسر دنیا، که هم اقتدار زنان دوچرخه‌سوار را نشان می‌دهد، هم مشکلات کنونی‌اش را.

هانا راس، که خودش دوچرخه‌سوار است، بسیاری از زنان و دختران شگفت‌انگیز دوچرخه‌سواری را به ما معرفی می‌کند که از قدیم تا به امروز، مخالفت‌های بسیاری را تاب آوردند؛ از اوایل دهه‌ی ۱۸۸۰، در مسابقه‌های دوچرخه‌سواری شرکت کردند و دوچرخه‌سواری را نوعی مبارزه برای گرفتن حق رأی زنان می‌دانستند.

علاوه بر این، هانا راس در کتاب خود از زنانی تجلیل می‌کند که در رقابت‌های دوچرخه‌سواری رکورد تازه‌ای ثبت کرده‌اند و خواستار برابری هستند، افزون بر دوچرخه‌سواران کشور‌هایی مثل افغانستان، هندوستان و عربستان سعودی که به زنان الهام می‌بخشند تا جاده‌ها، کوره‌راه‌ها و هر جای دیگر را از آنِ خود کنند.

این کتاب با روایت سرگذشت زنان دوچرخه‌سوار، چالشی در برابر روایت مردانه از دوچرخه‌سواری، و تجلیلی‌ست از ابتکار و درخشش زنان دوچرخه‌سوار در فرهنگی مرد‌سالار.

برشی از کتاب

البته سیمون دوبوار تنها کسی نبود که زدن به جاده آن هم سوار بر دوچرخه، فریفته‌اش می‌کرد.  

«وقتی پیاده‌روی می‌کنیم، طبعاً به دشت‌ها و درخت‌زار‌ها می‌رویم. چه بر سرمان می‌أید اگر فقط در باغ یا پیاده‌رو قدم بزنیم؟» این پرسش هنری دیوید تروا، شاعر و فیلسوف آمریکایی (۱۸۶۲-۱۸۱۷) شیفته‌ی پیاده‌روی را می‌توان چند دهه‌ی بعد از دوچرخه‌سواران هم پرسید. تا جایی که می‌دانیم، دوچرخه‌سواران هم صرفاً به پارک‌های محلی و خیابان‌ها بسنده نکردند. به جای آن، هم‌زمان با رونق سفر و گردشگری در قرن نوزدهم، استفاده از دوچرخه برای کشف مقاصد دورتر، به‌طور خاص در میان طبقه‌ی مرفه غرب اروپا و شمال آمریکا رواج یافت.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟

در اواخر قرن نوزدهم، دوچرخه‌سواری در زمان تعطیلات در خارج از کشور آن‌قدر محبوب شد که کمپانی تامس کوک شروع به عرضه‌ی تور‌های دوچرخه‌سواری کرد؛ هر چند اغلب دوچرخه‌سواران بی‌باک‌تر ترجیح می‌دادند که تنها و در مسیر‌های نامعمول سفر کنند. در سال ۱۸۹۰، عضویت در باشگاه تور‌های دوچرخه‌سواری چهار برابر شد و بسیاری از اعضای این باشگاه به مناطقی سفر کردند که در غیر این صورت، هرگز گذرشان به آن‌ها نمی‌افتاد. روزنامه‌های باشگاه مملو از اخبار سفر‌های داخلی یا خارجی بود، مزین به طرح یا عکسی  سیاه و سفید، که الهام‌بخش کسانی بود که به دنبال الگویی برای پیروی بودند.

لیلیاس ممپل دیودسن، سردبیر صفحه‌ی «بانوان» روزنامه‌ی باشگاه تور‌های دوچرخه‌سواری، بر اساس تجربه‌ی شخصی‌اش می‌دانست که زنانی که دوچرخه‌سواری آموخته‌اند، ناگزیر «تشنه‌ی سفر‌هایی طولانی‌ترند، برای چشیدن لذت رفتن و رفتن و هرگز به عقب بازنگشتن» و با این کار خود را «مثل کاشفی می‌دیدند که برای نخستین‌بار وارد کشور تازه‌ای می‌شود و دنیایی را برای خودش کشف می‌کند».

به همین شکل، بر تعداد کسانی افزوده می‌شد که از موهبت وقت کافی و پول فراوان برخوردار بودند و می‌خواستند چند روز، چند هفته و حتی چند ماه را صرف رکاب زدن از جایی به جای دیگر بکنند، از میان مناظر و حتی کشور‌هایی که پیش از این فقط در نقاشی‌ها و کتاب‌ها دیده بودند. برخی از این زنان نخستین زنان پیشگام دوچرخه‌سواری بودند که در کشور‌ها یا نواحی مشخصی رکاب می‌زدند و حتی در سال ۱۸۹۴ یکی از آنان به تنهایی دور کره‌ی زمین را رکاب زد؛ هر چند اکثر آنان نیازی نمی‌دیدند که برای ماجراجویی تا این اندازه دور شوند.

حتی امروز هم که به لطف ارزانی و سهولت دسترسی به وسایل حمل و نقل شخصی می‌توان به همه‌ی نقاط دنیا سفر کرد، همچنان سفر طولانی با دوچرخه نوعی ماجراجویی است. امکان کشف سرزمین‌های نو، آن جوری که با نگاه کردن از پنجره‌ی عقبی وسیله‌ی نقلیه ممکن نیست. معنای دوچرخه‌سواری در شهر اغلب رفتن از جایی به جای دیگر است، بی‌آنکه لازم باشد درباره‌ی امنیت یا مناسب بودن راه فکر کنیم. اما گردشی طولانی، پشت سر گذاشتن شهر به قصد سفری چندساعته یا چند روزه، سفری درست و حسابی به شمار می‌رود.

مردم هنوز با دوچرخه به سفر‌های طولانی می‌روند، ماه‌ها و حتی سال‌ها سراسر کشور‌ها یا گوشه و کنار جهان را رکاب می‌زنند. روشی متداول برای مقابله با فشار زندگی پرهیاهوی مدرن. راهی برای احساس زنده بودن و در لحظه بودن. با بازگشتن به چیز‌های ساده‌ای مثل رکاب زدن در راهی گشوده. بعضی‌ها چالش می‌طلبند، بعضی به دنبال راه فرارند یا به خودیابی در میانه‌ی راه امید بسته‌اند. حتی بعضی امیدوارند که رکورد تازه‌ای ثبت کنند یا مرز‌های استقامت بدنی خود را بیازمایند.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟

جولیا بارینگ، نخستین زن رکورددار سریع‌ترین سفر به دور جهان با دوچرخه، یعنی دوچرخه‌سواری سریع که فرصت درنگ و مشاهده نمی‌دهد، نوشته است که حتی وقتی دارید با زمان مسابقه می‌دهید، باز هم روی دوچرخه بودن مثل «حضور در یک فیلم است، آن هم در نقشی مهم و حیاتی. کاملاً به محیط اطراف خود وابسته‌اید، باید خوب تماشا کنید و تمام حس‌های اطراف را به درون بکشید.»

وقتی با دوچرخه به سفر می‌روم شاید همه‌چیز را حس نکنم، اما باید به محیط حساس و هوشیار باشم، نوعی هوشیاری که هنگام استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی به آن نیازی نیست؛ و این سبب می‌شود که میزان آگاهی‌ام از محیط به بیشترین حد خود برسد. حتی در مسیر‌هایی که به خوبی می‌شناسم، همیشه چیز تازه‌ای برای دیدن هست. مثل مسیری که گاهی از لندن به سامرست می‌روم تا خانواده‌ام را ببینم، از میان جاده‌های آرام برکشایر و ویلت‌شایر می‌گذرد، و من هر پیچ جاده را بلدم و علائم مشخص مسیر را پیش‌بینی می‌کنم، مثل آن اسب سفید برنزی که روی تپه‌ها کنده‌کاری شده است، اما تازگی‌های خود را هم دارد.

بعضی اوقات این تازه‌های تماشایی فقط تغییر فصل از یک ماه به ماه دیگر است، گل‌های استکانیِ آبی روشنی که در آوریل دور درختان جنگلی می‌پیچند و شکوفه‌های زالزالک و پامچال‌های شکفته در حاشیه‌ی جاده و پرچین‌ها، در ماه مه. اگر قرار بود فقط رانندگی کنم و به‌جای این مسیر، از بزرگراه می‌رفتم، همه‌ی این چیز‌ها را از دست می‌دادم.

حالا در راه با دوچرخه از میان مناظر می‌گذرم و بیشتر احساس می‌کنم که به محیط انس دارم و به آن حساس‌ام، حتی اگر به این معنی باشد که گاهی مجبور شوم با بدترین هوای ممکن یا با ترافیک سنگین یا نقص فنی دست و پنجه نرم کنم. هر چند بعد از هوای توفانی نیز حمام گرم بعد از آن، یک غذای عالی یا نوشیدنی که دوباره شما را زنده کند، در نهایت بسیار گواراتر و خواستنی‌تر از هر وقت دیگری است.

ایران و اسرائیل؛ داستان یک دشمنیِ ۷۰ساله


روزنامه شرق: صف‌بندی‌ها در خاورمیانه بر مبنای دشمنی ایران و اسرائیل استوار است، دشمنی دیرینه‌ای که جهان را بدون آن تصور کردن محال است، این مطلب چیز‌های جالبی در این رابطه دارد.

۱۶ تیر۱۳۳۰ مصادف است با روزی که دولت دکتر محمد مصدق روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را با رژیم اسرائیل قطع کرد. پایان جنگ جهانی اول تحولات مهمی در دنیا بر جای گذاشت. یکی از مهم‌ترین این تحولات، فروپاشی امپراتوری عثمانی و تقسیم آن به کشور‌های کوچک شامل ترکیه، سوریه، لبنان، فلسطین، عراق، اردن و عربستان سعودی بود. جامعه ملل که پس از پایان ‏جنگ جهانی اول تشکیل شده بود، سرپرستی این دولت‌های کوچک مسلمان‏ را به فاتحان جنگ سپرد که ازجمله قیمومیت کشور فلسطین به بریتانیا واگذار شد.

قطع رابطه با اسرائیل؛ از مصدق تا بازرگان

بریتانیا که در مدت قیمومیت خود بر فلسطین، برنامه تشکیل دولتی مرکب از یهودیان سراسر دنیا در خاک فلسطین را طراحی کرده بود، پس از پایان جنگ جهانی دوم، مسئله فلسطین و تشکیل دولت‏ یهود را به سازمان ملل ارجاع داد، سازمان ملل متحد نیز اقدام به تأسیس کمیته تحقیقی جهت تعیین تکلیف نهایی سرزمین فلسطین کرد. هم‌زمان دولت ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای عضویت در این کمیته انتخاب شد. کمیته پس از بررسی جوانب موضوع، به دو گروه اکثریت و اقلیت که دارای دو دیدگاه متفاوت بودند، تقسیم شد.

گروه اکثریت خواهان تأسیس دو دولت مستقل و مجزای یهود و عرب در فلسطین بود و گروه اقلیت خواستار آن بود که پس از استقلال فلسطین، یهودیان مهاجر و بومی فلسطین در سکونتگاه‌هایشان از خودمختاری در چارچوب یک طرح نظام فدرالی بهره‌مند باشند. ایران نیز در این میان از اعضای فعال گروه اقلیت بود که از طرح خودمختاری حمایت کرده و مخالف طرح تقسیم بود.

پس از تصویب طرح تقسیم در مجمع عمومی سازمان ملل و اعلام تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی (۱۳۲۷خورشیدی) دولت ایران با وجود اینکه به‌تدریج درمی‌یافت که تسریع در دریافت کمک‌های مالی پیش‌بینی‌شده در اصل چهار ترومن از ایالات متحده تا اندازه‌ای منوط به شناسایی دولت یهود است، برای حفظ روابط خود با کشور‌های عرب، به عضویت اسرائیل در سازمان ملل رأی منفی داد.

کابینه احمد قوام که زیر فشار گروه‌های مذهبی قرار داشت، با صدور بیانیه‌ای تأسیس دولت یهود را محکوم و آمادگی خود را برای همکاری جهت آزادی فلسطین با سایر دولت‌های اسلامی اعلام کرد، اما از همین زمان بود که مجموعه وقایعی ایران را به تجدیدنظر در موضع اولیه واداشت. حادثه ترور نافرجام محمدرضا‌شاه پهلوی در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ که منجر به برقراری حکومت نظامی و غیرقانونی‌شدن حزب توده و توقیف کلیه مطبوعات (به غیر از روزنامه‌های کیهان و اطلاعات) و نیز دستگیری و تبعید آیت‌الله کاشانی شد، مانع استمرار ضدیت با تأسیس اسرائیل در فضای سیاسی کشور شد.

تحکیم قدرت شاه و افزایش اختیارات او در نتیجه تشکیل مجلس مؤسسان در سال ۱۳۲۸ و به‌ویژه تشکیل مجلس سنا که متشکل از نمایندگان منصوب شاه بود، وزنه پرقدرتی را در مقابل مجلس شورای ملی شکل داد و به این ترتیب شاه از اختیار عمل بیشتری در همه حوزه‌ها، ازجمله حوزه سیاست خارجی بهره‌مند شد. موفقیت نظامی رژیم تازه‌تأسیس اسرائیل در مقابل تهاجم گسترده اعراب موجب حیرت ناظران سیاسی و نظامی ایران شد. سپهبد حاجعلی رزم‌آرا، رئیس وقت ستاد ارتش ایران، در سخنرانی خود در باشگاه افسران، ارتش اسرائیل را به‌لحاظ کارایی و شهامت ستود و آن را الگویی برای ارتش ایران دانست. در مطبوعات آن دوران نیز نوشته‌هایی در ستایش از نظامیان اسرائیلی درج شد.

مهاجرت گسترده یهودیان به ایران

هم‌زمان با تأسیس رژیم اسرائیل، مهاجرت فزاینده و غیرقانونی یهودیان عراقی به ایران نیز آغاز شد که این موج مهاجران که شامل جمعیتی بالغ بر دو برابر یهودیان ایرانی بودند، سبب تحریک احساسات مسلمانان علیه یهودیان ایرانی و عراقی شد و به همین دلیل در برخی از شهر‌ها درپی تحریکاتی عده‌ای اقدام به آزار و اذیت یهودیان کردند.

دولت ایران برای خاتمه‌دادن منازعه پیش‌آمده ورود یهودیانی را که تابعیت غیرایرانی داشتند، به خاک کشور ممنوع کرد و به همین دلیل محافل صهیونیستی در جهان با جوسازی‌های فراوان دولت ایران را به اتخاذ سیاست‌های یهودستیزانه متهم کردند. علی‌اصغر حکمت، وزیر امور خارجه کابینه محمدساعد مراغه‌ای، در پاسخ به این اتهامات، آن را مردود دانست و نشر چنین اکاذیبی را به عناصر مغرض و مفسده‌جو نسبت داد و گفت: «اگر شهربانی کل وجود عناصر نامطلوبی را در اتباع بیگانه برخلاف مصالح عامه تشخیص داده و پروانه اقامت آنان را لغو کرده است، به‌هیچ‌وجه ارتباطی با سیاست ضد اقلیت‌های مخصوص ندارد».

از سوی دیگر، اتباع ایرانی غیریهودی ساکن در اسرائیل (مسلمانان و بهاییان) مورد آزار و فشار رژیم اسرائیل قرار گرفتند تا ایران را برای شناسایی اسرائیل زیر فشار بگذارند. به این ترتیب دولت ایران از یک سو با مسئله وجود پرشمار یهودیان خواستار مهاجرت عراقی و ایرانی مواجه شد و از سوی دیگر با مشکل اتباع ایرانی ساکن در اسرائیل، زیر فشار رژیم اسرائیل و محافل صهیونیستی قرار گرفت.

در همین زمان بود که رخداد‌هایی به تیرگی نسبی روابط ایران با جهان عرب به‌طور اعم و کشور عراق به‌طور خاص، منجر شد. روابط ایران و عراق در ادامه اختلافات دیرینه دو کشور بر سر اروندرود رو‌به‌تیرگی نهاده بود. ادعای ضمنی عراق بر خوزستان و بحرین نیز بر عمق این اختلافات می‌افزود. رفتار دولت و مأموران عراقی نسبت به زوار ایرانی در عراق نیز به زمینه اصلی بروز کشمکش‌های لفظی میان دو کشور منجر شد.

در این بین، هم‌زمان با دیدار شاه ایران از آمریکا، دولت عراق اقدام به اخراج دسته‌جمعی اتباع ایرانی از عراق کرد. دولت ایران نیز متقابلا اعلام کرد عراقی‌های مقیم ایران برای خروج از کشور ۱۵روز مهلت دارند که این شامل حال یهودیان عراقی نیز می‌شد. ازآنجایی‌که یهودیان عراقی از کشور خود رانده شده بودند، این اقدام دولت ایران انعکاسی منفی در مطبوعات و محافل بین‌المللی یافت و صهیونیست‌ها آن را به عنوان موضوع جدیدی برای مانور تبلیغاتی مطرح کردند. به همین دلیل دولت ایران ناچار شد مدت مزبور را به سه ماه افزایش دهد.

تیره‌شدن رابطه ایران و مصر

قطع رابطه با اسرائیل؛ از مصدق تا بازرگان

هم‌زمان روابط ایران و مصر نیز که درپی جدایی ملکه فوزیه از شاه ایران رو به سردی نهاده بود، درپی تداوم نوشته‌های توهین‌آمیز مطبوعات مصری به شاه و دربار ایران تیره بود، اما با این اوصاف ایران همچنان در مجامع جهانی به پایداری در صف اعراب ادامه می‌داد. دولت ایران هنگام صدور قطع‌نامه ۳۰۳ مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۴۹ (۱۸ آذر ۱۳۲۸)، رأی خود را به سود کشور‌های عربی مبنی‌بر استقرار رژیم بین‌المللی در بیت‌المقدس اعلام کرد.

این در حالی بود که آمریکا و انگلستان با تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد مخالفت کردند و هم‌زمان پارلمان اسرائیل نیز انتقال پایتخت از تل‌آویو به بیت‌المقدس را تصویب کرده بود. روز پیش از تشکیل جلسه مجمع عمومی، کمیته مخصوص سیاسی سازمان ملل که ریاست آن را نصرالله انتظام، نماینده ایران بر عهده داشت، با ۳۵رأی موافق در برابر ۱۳ مخالف و ۱۱ ممتنع، استقرار یک رژیم بین‌المللی را در بیت‌المقدس و مناطق اطراف آن تصویب کرده بود. دولت ایران نیز در تصویب این مصوبه، نقش فعالانه‌ای ایفا کرد.

نخستین مسافرت شاه به ایالات متحده آمریکا در ۲۴ آبان ۱۳۲۸ خورشیدی برابر با ۱۵ نوامبر ۱۹۴۹ میلادی، با هدف جلب کمک‌های مالی و اقتصادی آمریکا به ایران برای اجرای برنامه هفت‌ساله عمرانی کشور و اخذ کمک‌های نظامی بیشتر به منظور تقویت بنیه دفاعی ایران انجام شد. در این سفر شاه پس از اخذ موافقت‌های کلی و اصولی از مقامات آمریکایی به ایران بازگشت و بلافاصله پس از مراجعت تصمیم خود را برای اجرای طرح اصلاحات ارضی و تصفیه ادارات از عناصر نا‌مطلوب اعلام کرد؛ هرچند تحولات داخلی اجرای مقاصد او را تا بعد از ۲۸مرداد۱۳۳۲ به تعویق انداخت.

به هر ترتیب در جریان این سفر بود که شاه و مقامات ایرانی همراه او، از نفوذ فوق‌العاده جمعیت پنج‌میلیونی یهودیان آمریکا و به‌ویژه سرمایه‌دارانشان بر اقتصاد و سیاست این کشور مطلع شدند. در واقع با مخالفت جدی سرمایه‌داران یهودی، مسئله اعطای وام به ایران منتفی می‌شد. شاه در مدت اقامت ۴۸روزه خود در آمریکا، ملاقات‌هایی نیز با سرمایه‌داران بزرگ و محافل یهودی آمریکایی داشت و در این ملاقات‌ها مسئله شناسایی اسرائیل نیز مورد بحث و مذاکره قرار گرفت؛ بنابراین برداشت مقامات ایرانی از اینکه شناسایی اسرائیل متضمن برخورداری از کمک‌های مالی و تسلیحاتی آمریکا خواهد بود و تهران را به صورت قابل ملاحظه‌ای به واشنگتن نزدیک می‌کند، به‌صورت عاملی در جهت شناسایی اسرائیل درآمد.

اعلام شناسایی اسرائیل از سوی دولت ایران

قطع رابطه با اسرائیل؛ از مصدق تا بازرگان

در ۲۴ بهمن ۱۳۲۸ (۱۴ فوریه ۱۹۵۰) بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، محمدساعد مراغه‌ای، نخست‌وزیر وقت ایران، اعلام کرد که دروازه‌های کشور به روی تمامی پناهندگان و کسانی که قصد دارند در ایران اقامت موقت داشته باشند، باز است. پنج روز بعد نماینده اسرائیل با ساعد ملاقات کرد و به‌دنبال آن ساعد به رؤسای اداره گذرنامه، شهربانی و ژاندارمری دستور داد نماینده مزبور را به عنوان نماینده اسرائیل در زمینه پناهندگان و مهاجران بشناسند.

سرانجام در ۱۶ اسفند ۱۳۲۸ (ششم مارس ۱۹۵۰)، دولت ایران به‌صورت دوفاکتو اسرائیل را به رسمیت شناخت و این موضوع به‌طور رسمی از جانب نماینده ایران در سازمان ملل اعلام شد و اطلاعیه رسمی دولت دراین‌باره نیز ۱۰ روز بعد صادر شد. درپی این اعلام بود که تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی به مخالفت با این اقدام برخاستند، از آن جمله عبدالصاحب صفایی، نماینده مجلس شورای ملی و سیدمحمد تدین، نماینده مجلس سنا بودند.

ساعد در نطقی که در روز ۳۰ اردیبهشت ۱۳۲۹ در مجلس سنا (یعنی بیش از یک ماه پس از سقوط کابینه‌اش) ایراد کرد، به دفاع از به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل پرداخت: «.. چنانکه آقایان محترم اطلاع دارند، در جهات عدیده ما مدیون مساعدت‌های سازمان ملل متحد هستیم و برقراری روابط دوفاکتو با دولت اسرائیل با حیثیت سیاسی و منافع ایران تطبیق می‌کرد و این موضوع را دو سال به احترام اعراب عقب انداختیم، ولی وقتی مشاهده می‌شود که اعراب با عقد قرارداد‌های متارکه و مذاکرات نظامی و حضور در کنفرانس‌ها و امضای سازش‌ها و تسلیم به تصمیمات سازمان ملل راجع به تقسیم فلسطین و الحاق قسمت عرب‌نشین آن به اردن هاشمی و اتخاذ تصمیم مذاکره با کشور اسرائیل براساس تصمیمات سازمان ملل، عملا و بالفعل شناخته‌اند، دیگر علتی نداشت که دولت ایران هم به شناسایی بالفعل و دوفاکتو اسرائیل اقدام نکند…».

علی منصور، سخنگوی رسمی وزارت خارجه کابینه جدید، در دفاع از اقدام کابینه پیشین، ضمن اشاره به رسمیت‌یافتن اسرائیل از سوی اعراب در نتیجه انجام مذاکرات، وجود ۲۰هزار تبعه ایرانی در اسرائیل و صادرات کالا‌های ایرانی به این کشور را دلایلی بر لزوم برقراری رابطه میان دو کشور برشمرد.

جلال آل‌احمد در سفرنامه خود به اسرائیل دراین‌باره می‌نویسد: «ایران از معدود کشور‌های مسلمانی بود که با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کرد و طبیعی است که این امر، باعث خرسندی خاطر حکومت اسرائیل شد… برای اسرائیل که در یک منطقه مسلمان‌نشین از جهان، به کلی تک افتاده بود، چه چیزی طبیعی‌تر از اینکه دست دراز تنها کشور منطقه را که به سمتش دراز شده بود با شادی بسیار بفشرد، اما پشت این ظاهر طبیعی و در متن روابط پیچیده سیاست خارجی، این دوستی به‌ظاهر بی‌شائبه، پر از رمز و راز بود…».

قطع روابط و تعطیلی کنسولگری

هم‌زمان با جنبش ملی‌شدن صنعت نفت و تشکیل کابینه از سوی دکتر محمد مصدق، بار دیگر موضوع روابط ایران و اسرائیل به میان کشیده شد. کشور‌های عربی به مقامات دولت مصدق اطلاع دادند در صورت بازپس‌گیری شناسایی اسرائیل از سوی دولت ایران، آن‌ها نیز در جریان اختلافات ایران و انگلستان بر سر مسئله نفت، از موضع ایران حمایت خواهند کرد. در همین زمان بود که آیت‌الله کاشانی در مصاحبه‌ای با روزنامه المصری بغداد گفت که فسخ شناسایی اسرائیل از سوی ایران حتمی است. درپی این سخنان، باقر کاظمی، وزیر امور خارجه کابینه مصدق نیز در ۱۶ تیر ۱۳۳۰ در مجلس حاضر و تصمیم دولت مبنی‌بر تعطیلی کنسولگری ایران در بیت‌المقدس را به اطلاع نمایندگان رساند.

البته دولت در اعلامیه رسمی که در روز بعد انعکاس داد، علت این اقدام را کاهش درآمد‌ها بر اثر قطع صادرات نفت و الزام دولت به صرفه‌جویی‌های ارزی عنوان کرد؛ بنابراین کابینه مصدق تنها به فراخوانی کادر سیاسی اقدام کرد و نه فسخ شناسایی دوفاکتوی اسرائیل. با وجود این، باقر کاظمی تلاش‌هایی به‌منظور تعطیلی فعالیت آژانس یهود در ایران انجام داد. به‌هرروی، اعراب اقدام ایران را به‌منزله فسخ شناسایی دوفاکتوی اسرائیل تلقی کردند. درپی کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت قانونی دکتر مصدق، سیاست‌های دولت در برخی موضوعات تا ۱۸۰درجه تغییر کرد و از آن جمله قطع رابطه با اسرائیل بود که به فراموشی
سپرده شد.

قطع رابطه با اسرائیل؛ از مصدق تا بازرگان

قطع کامل روابط با پیروزی انقلاب اسلامی

پس از کودتای ۲۸ مرداد رابطه ایران و اسرائیل ادامه داشت تا آنکه انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ به پیروزی رسید. متعاقب پیروزی انقلاب، دولت موقت به نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان در ۳۰ بهمن همان سال دستور قطع رابطه ایران و اسرائیل را صادر کرد. دولت موقت در آن زمان در نخستین موضع‌گیری رسمی خود، در اطلاعیه‌ای، دستور اخراج ۳۲ کارمند این رژیم را داد و شعبه هواپیمایی «ال‌عال» را تعطیل کرد و قطع کامل روابط ایران و رژیم اشغالگر قدس را اعلام و سفارت این رژیم را به مقاومت فلسطین داد.

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است


از اتوبان بابایی که می‌اندازید سمت لواسان، انگار ماشین‌تان هم می‌فهمد که دارید از گرما و کلافگی تهران فاصله می‌گیرید. کافی است سربالایی اول جاده را طی کنید و به سرازیری لواسان بیفتید تا هم نسیم خنکی از پنجره خودرو به داخل بیاید و هم دماسنج ماشین اعداد کمتری را نشان بدهد و نفسی بکشد. این جادوی منطقه لواسانات و اوشان و فشم است. منطقه‌ای پرآب و زیبا و خنک زیر گوش تهران خفه‌کننده. برای این که به یکی از بهترین باغ‌رستوران‌های حاشیه تهران برسید باید چند دقیقه دیگر هم بروید. اما به شاخه‌نبات که رسیدید انگار پا به دنیای دیگری گذاشته‌اید. اینجا طبیعت با همه آرامش‌اش به شما سلام می‌کند.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

شاخه‌نبات از کجا آمد؟

 

از همان ورودی باغ متوجه تمیزی و تازگی فضا می‌شوید. تازگی در عین اصالت. محیطی سنگفرش شده پر از دار و درخت و تا دلتان بخواهد جوی آب و آب. همانی که چشم من تهرانی خسته از ازدحام و فشار دنبالش می‌گردد. شاخه‌نبات تازه مدت کوتاهی است کارش را آغاز کرده، اما دنباله یک تجربه موفق چندین ساله است.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

دکتر یحیی خوانساری – مدیر باغ رستوران شاخه نبات

 

دکتر خوانساری مدیر باغ رستوران شاخه‌نبات به ما می‌گوید: «من از سال ۹۱ باغ بهشت را راه‌اندازی کردم. منطقه فشم اول زردبند. ۸ سال انجا بودم. خیلی زود به لطف خدا سهم اول بازار را گرفتیم و برند اول منطقه شدیم. از دو سال پیش احساس پیری و فرسودگی در باغ بهشت را داشتم. حس می‌کردم مشتری‌ها به دنبال چیزی متفاوت‌تر و نوتر هستند و خواسته‌ها و رفتارشان تغییر کرده است.» همین هم شد که رفتند دنبال یک فضای بزرگتر. جایی مسطح که هم بشود در آن پرسه زد هم غذایی خورد و هم از محیط استفاده کرد. همین شد که «شاخه‌نبات» متولد شد. یک باغ ۴۵۰۰ متری با درختان قدیمی و پربار و ویوی تماشایی. با طراحی جذاب و پذیرایی درجه یک. 

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

در شاخه‌نبات چی منتظر شماست؟

 

تهران یعنی خانه‌های کوچک، سرعت و سرسام. یعنی آلودگی و استرس. برای همین، کسی که از تهران بیرون می‌آید دلش آرامش می‌خواهد و هوای خوب. جایی که صدای آبی باشد و جویی روان. منظره‌ای برای تماشا و البته غذا و نوشیدنی متنوع. این‌ها همه آن چیز‌هایی است که در شاخه‌نبات نصیبتان خواهد شد. مدیر خوش‌مشرب اینجا معتقد است: «ما مطمئنیم که بیشتر مشتریان ما تنها برای رفع گرسنگی نیامده‌اند. چون در همه جای تهران غذای باکیفیت در دسترس است و رستوران خوب کم نیست. ما غذای‌مان عالی است، اما اولین خواسته مهمانان این است که بتوانند از هوای تازه و منظره کوهستان و هوا استفاده کنند.» و برای همین است که شاخه‌نبات حال و هوای دیگری دارد.

 

فضایی متفاوت که تجربه نکرده‌اید

 

اولین ویژگی شاخه‌نبات که با آن مواجه می‌شوید ۲۰۰۰ متر فضا مسطح و سرسبز است. ما اغلب در خانواده‌هایمان افراد سالخورده‌ای داریم که راه رفتن برایشان مشکل است یا بیمارانی که قدرت حرکت زیاد ندارند یا کسانی که از ویلچر استفاده می‌کنند. کسانی که نیاز به هواخوری دارند و نشستن کنارشان غنیمتی است.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

در شاخه‌نبات ۲۰۰۰ متر محیط مسطح و بدون پله طراحی شده تا این افراد و خانواده‌هایشان بتوانند به راحتی از آن استنفاده کنند و لذت ببرند. حتی سرویس بهداشتی ویژه افراد ویلچرنشین هم هست که هیچ نگرانی نداشته باشند. در این محیط آلاچیق‌ها همه بزرگ است. آلاچیق‌ها ۲۰ و ۳۰ نفره تا یک خانواده بزرگ و همه اقوام و فامیل دور هم جمع شوند و از یک بعدازظهر یا آخر هفته تعطیل لذت ببرند. مدیر مجموعه می‌گوید: «تمام آلاچیق‌های ما سیستم گرمایشی فن‌کوئل دارند. برای اولین بار در فشم. دیگر اجاق‌گاز یا شومینه نگذاشتیم که یک قسمت زیاد گرم و بقیه جا‌ها سرد باشد و بالای آلاچیق گاز جمع شود. هوای مطبوع و یکدست برای زمستان؛ و البته خنکی مطبوع و همیشگی تابستان»

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

بفرمایید بالا و باز هم بالاتر

 

اگر از محیط دوست‌داشتنی آلاچیق‌ها رد شوید و از چند پله بالا بیایید، ۳۰۰ متر منتظر شماست که میز و صندلی چیده شده تا اگر از آلاچیق‌باز نیستید راحت بنشینید و از کافی‌شاپ مجموعه استفاده کنید. جایی که معمولا جوانتر‌ها از آن استقبال می‌کنند. کسانی که می‌خواهند از نمای بالای باغ لذت ببرند. این قسمت ۱۵۰ نفر ظرفیت دارد.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

یک سالن بزرگ ۲۷۰ متری هست که در فصل زمستان می‌تواند پذیرای میهمانان باشد. این سالن تا ۱۸۰ نفر گنجایش دارد و ایده‌آل کسانی است که دورهمی یا همایشی دارند و می‌خواهند از مهمانان خود به بهترین نحو پذیرایی کنند.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

کمی بالاتر که برویم آلاچیق‌های شیشه‌ای داریم برای قرارداد‌ها و نشست‌های کاری. محیطی که خصوصی‌تر است و برای کسانی مناسب است که نیاز به فضای امن و راحت برای گپ زدن دارند. از بین آلاچیق‌ها هم چند تای آن‌ها تزیین شده برای برگزاری جشن‌های تولد. اینجا همه امکانات لازم فراهم است، برایتان آهنگ تولد می‌گذارند و از کوچک و بزرگ می‌توانند از محیط مصفای باغ استفاده کنند و روح و روانشان صیقل بخورد.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

بالاتر از آن با روف‌گاردنی مواجه می‌شویم که رویایی است. با ویوی بسیار چشم نواز. اینجا روبروی شما کوهی دیده می‌شود باعظمت و خیره‌کننده و پشت سرتان کوه و جنگل دیگری است.

 

خوردنی‌های هوس‌انگیزی که انتظارمان را می‌کشند

 

مهمانانی که اینجا می‌آیند عجله ندارند و می‌خواهند وقت بگذرانند. از این مشتریان با دیس‌های میوه فصل پذیرایی خواهد شد. هندوانه‌ها و خربزه‌های خنک و همینطور سماور ذغالی برایتان خاطره‌ساز می‌شود و مطمئنا از کنار انواع دم‌نوش‌ها قهوه و بستنی آبمیوه‌های طبیعی نمی‌توانید به سادگی رد شوید.

 

منوی آشپزخانه فهرست متنوعی از غذای سنتی ایرانی است؛ از جوجه بی‌استخوان و با استخوان تا دیزی و اکبرجوجه و کباب لقمه ماهی شیر، ماهی قزل، میگو و استیک و جوجه چینی. برای دسر هم کشک بادمجان و میرزاقاسمی و سالاد‌های فصل در کوزه و سرویس‌های خاص و سنتی زیبا تدارک دیده شده.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب مراجعه نمایید.

shakhehnabat.com

 

دکتر خوانساری می‌گوید: «دنیا پر از رقیب است. اگر مهمانان ما احساس شعف نداشته باشند، دلیلی ندارد دوباره به ما سر بزنند. ما در اینجا سرمایه‌گذاری بلند مدت کرده‌ایم برای این که مهمانانی که می‌آیند احساس شعف کنند و عضو خانواده ما شوند. تمام قدرتمان را برای این گذاشته‌ایم که مهمان ما اینجا را خانه دوم و ویلای خودش بداند.»

 

مشتریان شاخه‌نبات از چه قماشی هستند؟

 

«طیف مشتری ما بسیار گسترده است. بسیاری از مشتریان ما ایرانیان ساکن خارج از کشورند که هر وقت به ایران می‌آیند، اقوام حتما باید یک بار اینجا دعوت‌شان کنند. یا بیزنس‌من‌هایی که از کره و چین و عراق دیگر نقاط دنیا مهمان رسمی دارند و می‌خواهند ایران را به رخ مشتری‌شان بکشند و پز بدهند. یا کسانی که تولدشان است. مهمانی که اینجا می‌آید سخت می‌تواند جای دیگری برود. مثل بنز است که وقتی سوار شوی دیگر نمی‌توانی سوار تویوتا شوی. ما مدام با کارکنان جلسه داریم و صحبت می‌کنیم که مشتریان چه گلایه‌ای دارند. چه توقعی دارند. هر وقت کسب و کارمان داغ نباشد از اساتیدی استفاده می‌کنیم که به ما دیزاین و مشتری‌مداری و روابط عمومی را آموزش می‌دهند و دوباره ما را به روز کنند. اگر به یکی از همکاران‌مان چند بار اعتراض شود، حتما از تیم ما حذف می‌شود. چون اینجا مشتری سلطنت می‌کند.»

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

توصیه همیشگی مدیریت شاخه‌نبات به پرسنل رستوران این است که فکر کنید از خانواده خودتان پذیرایی می‌کنید. تصور کنید غذایی که طبخ می‌کنید و جلوی یک کودک می‌گذارید برای فرزند خودتان است. برنجی که درست می‌کنید انگار برای مادر و خواهر خودتان طبخ می‌شود: «مواد اولیه این غذا‌ها با وسواس تمام انتخاب شده. با اطمینان اعلام می‌کنم برنجی که ما می‌خریم و عرضه می‌کنیم بهترین برنج موجود در ایران است. گوشتی که استفاده می‌کنیم همینطور.

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

استراتژی ما کیفیت است. مواد غذایی مانده نمی‌تواند کیفیت داشته باشد. ما مواد غذایی را به موقع و تازه و به اندازه می‌خریم و از بهترین جا. شاید زمانی باشد که غذا نداشته باشیم، اما غذایمان نباید بماند. سرمایه ما نیرو‌های ما هستند کسانی که سال‌هاست با آن‌ها کار می‌کنیم؛ و بهترین تیم. ما خودمان را جای مشتری می‌گذاریم و همان چیزی را ارائه می‌کنیم که توقع داریم در بهترین جا به ما ارائه کنند.»

 

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

 

از میان حرف‌های مدیر شاخه‌نبات

  • ما هر روز تا ساعت یک شب باز هستیم، اما برای تعطیلی آخر شب خیلی سخت نمی‌گیریم تا همه کسانی که از خستگی تهران فرار کرده‌اند و آخر شب می‌رسند به بهترین شکل پذیرایی شوند.
  • «مهمان به روی باز می‌آید نه به در باز»؛ مردم دنبال ارتباط هستند. مشتری وقتی می‌داند که اینجا همه استاندارد‌ها رعایت شده، چرا نیاید. برای همین است که بیشتر مشتری‌های ما قدیمی هستند. کسی که پیش ما می‌آید به ما عادت می‌کند.
  • اینجا نه زیاد گران است و نه ارزان. فضا و پذیرایی ما لاکچری است، اما قیمت‌گذاری ما متوسط است. طبیعتا اینجا با این فضای سبز و این مساحت هزینه نگهداری بالایی دارد. اما معتقدیم مشتری نباید این هزینه را بدهد. ما نسبت به همکاران‌مان سرویس لاکچری‌تری می‌دهیم، اما قیمت‌مان معقول‌تر است.
  • برای ساختن اینجا خیلی فکر شد؛ معمار و طراحان متعدد داشتیم. نقاط قوت و ضعف همه رستوران‌های فشم را درآوردیم. برای گوشه گوشه اینجا فکر شده.
  • من لیسانس و فوق‌لیسانس مدیریت بازرگانی و دکترای بازاریابی دارم، عضو هیات علمی دانشگاه هستم و مدیریت بازاریابی تدریس می‌کنم. تحصیلات من کمکم کرده تا حرفه‌ای‌ترین شکل خدمات را به مردم ارائه کنم. دانشجویان هم ناظران غیرمحسوس ما هستند و همیشه مرا کنترل می‌کنند که به آنچه درس می‌دهم وفادار باشم. ممنون‌شان هستم. اینجا محیطی حرفه‌ای و حاصل تجربه سی سال رستوران‌داری من است.

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

نکاتی که باید از شاخه‌نبات بدانید

  • پارکینگ شاخه‌نبات بزرگ است و به اندازه کافی جا دارد. در این محیط برای بچه‌ها زمین بازی تدارک دیده شده. 
  • درخت‌های این باغ قدیمی و تنومند و سبز و زیبا هستند. در اینجا از درخت گردو و سیب و گیلاس و آلبالو و خرمالو هرچه بخواهید هست.
  • در شاخه‌نبات تا دلتان بخواهد آبنما و جوی آب دیده می‌شود که می‌تواند خاطرات شما را دلپذیر کند. فضای مناسبی است که برای هر مناسبتی به راحتی می‌تواند از ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر را سرویس بدهد. غیر ممکن است که اینجا بیایید و دوربین‌تان برای عکاسی و فبلمبرداری بیکار بماند. 
  • پیج اینستاگرام شاخه نبات پیجی بسیار قدیمی است که قبلا به نام باغ بهشت بوده. چون قبل از شاخه‌نبات، همین تیم و مدیریت، رستوران‌های باغ بهشت، پارسیان، فردوس، پیروزی، قبیله و… را اداره می‌کرده. اینجا خلاصه و عصاره ۱۵ رستوران است و مشتریانی که از آن رستوران‌ها خاطره خوشی دارند حالا خاطرات تازه و متفاوتی را تجربه می‌کنند.
  • شاخه‌نبات اول جاده فشم است. اول زردبند. یعنی نزدیک‌ترین فاصله با تهران. از شرق تهران کمتر از ۲۰ دقیقه. اینجا به دلیل همین موقعیت مکانی هم دسترسی بسیار راحتی دارد و هم از ترافیک‌های روز‌های تعطیل و آخر هفته در امان است.

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

جهت رزرو همین حالا تماس بگیرید.

۰۹۱۲۱۴۶۵۲۴۹

۰۹۱۲۱۴۶۸۷۲۷

۰۹۱۲۶۵۴۷۴۱۴

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

شاخه نبات را در اینستاگرام دنبال کنید.

@shakhehnabat.fasham

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب مراجعه نمایید.

shakhehnabat.com

باغ رستورانی که از تهران نجات‌تان می‌دهد، شاخه‌نبات یک چیز دیگه است

جاده فشم، ابتدای زربند

آیا آشپزخانه یک زندان زنانه است؟


برترین‌ها: این مطلب درباره اندیشه‌ای‌ست که زنان را محصور آشپزخانه و احایانا بچه‌داری می‌خواهد، کمی ادبیات این متن متفاوت است و در واقع نقدی‌ست بر برنامه‌های تلویزیونی که در گذشته‌ی آمریکایی‌ها، آشپزی را تبدیل به کاری زنانه کرده بود.

«نشانه‌شناسی آشپزخانه» (۱۹۷۵) ویدئویی شش دقیقه‌ای از مارتا رازلر است که در آن برنامهٔ آشپزی ژولیا چایلد دستمایهٔ طعنه و استهزا قرار می‌گیرد. ما هم ویدئویی که رازلر در آن چایلد را مسخره کرده، اینجا گذاشتیم و هم یکی دو دقیقه از برنامه آشپزی «چایلد» را. چایلد یک چهره مطرح آشپزی تلویزیونی در آمریکا بوده، رازلر با حرکاتی اغراق‌آمیز و اعتراضی به این نماد آشپزی زنانه اعتراض کرده.

آشپزخانه‌ها؛ زندان پر از بو و مزه برای زنان

دوربین بر چهرهٔ رازلر ثابت است، چهره‌ای که بر خلاف آن‌چه سرآشپز در برنامه‌هایش نشان می‌دهد، هیچ احساسی ندارد. او واژگان آشپزخانه را برمی‌شمارد، اما در واقع، زمانی که «حرف می‌زند، رنج‌ها و فشار‌های خود را یک‌یک نام می‌برد». در اینجا غذایی در کار نیست و تنها بازنمایی خشونت تقسیم کار جنسیتی(چرا فقط زن‌ها آشپزی کنند و یا بچه‌داری؟) و بدون‌مزد است که حضور دارد. این همان است که پرترهٔ واقعیِ «کارگر عشق و عطوفت» باید باشد. «لبخند‌های بیشتر؟ پول بیشتر. هیچ چیزی قدرتمندتر از ویران‌کردنِ فضیلت شفابخشِ یک لبخند، نخواهد بود».

آشپزخانه‌ها؛ زندان پر از بو و مزه برای زنان

ایده‌ها از کجا نشئت می‌گیرند؟ تمام اسطوره‌های زندگی روزمره که به یکدیگر منگنه شده‌اند پاکتی مهروموم‌شده و بدون‌درز را از ایدئولوژی(تفکری خشک که به خودش اجازه تغییر نمی‌دهد و دیگران را متهم می‌کند و برچسب می‌زند) شکل می‌دهند، شرح کاذب از هر چیزی که فکرش را می‌توان کرد. ایدئولوژی چیزی حاضر-آماده است که همیشه مهیای این است تا نمایندهٔ فهم دقیق‌تری از جهان و سازوکار آن باشد. این یک حقیقت است که که اسطوره‌های ایدئولوژی ما را از آن پارانویایی مصون می‌دارد که به‌واسطهٔ بی‌اعتمادی به داده‌های مسلم فرهنگی شکل گرفته است. اما آن‌ها پرورش‌دهنده نیستند. منافعی که درخدمت ایدئولوژی است، منافع انسانی، درمعنای درست آن، نیست؛ ایدئولوژی بیشتر به جامعه در سرپا نگه داشتنِ فرم مشخص سازماندهی اجتماعیش خدمت می‌کند.

 ایدئولوژی خود را دربرابر تمام جامعه‌مان به عنوان مجموعه‌ای از باور‌ها و نگرش‌های واقعی و درستْ سر پا نگه می‌دارد؛ بنابراین برای هر کسی انگیزهٔ تمیزدادن و بازشناسی خود به عنوان عضوی از «طبقهٔ متوسط» انگیزهٔ قرص و محکمی است، دسته‌بندی رازورزانه [و گنگی]که جایگزین تصویر طبقهٔ حاکم است. همهٔ ما وضعیت «خرده‌بورژوازی» را مراد کرده‌ایم: [وضعیتی که در آن]به گونه‌ای پاردایمی «رئیس خود» باشیم؛ بنابراین میل مشروعْ به کنترلِ زندگی خود هموار می‌شود و به میل به مشغولِ کار و بار خود بودن استحاله می‌یابد- و یا در صورت عدم تحقق آن به میلی برای ساختن یک زندگی «خصوصی» در تضاد با جهان بیرون دگردیس می‌شود.

آشپزخانه‌ها؛ زندان پر از بو و مزه برای زنان

ریشه‌کن‌کردنِ مهارت‌های پیشه‌وری و کسب‌وکار خانوادگی، که از لحاظ اقتصادی مولد بوده‌اند، شانس مردم را برای دستیابی به حس موفقیت و ارزشمندی کاهش داده و آسیب‌پذیری ما را دربرابر لاوه و اغوای تبلیغات، که قدرتمندترین نهاد آموزشی در فرهنگ ماست، افزایش داده است. از آن‌جایی که فرصت‌ها برای [تحقق]قدرت فردی در سطحی انسانی برای همگان، به جز بخش نسبتا کوچکی از جمعیت، ناپدید شده است، اعتمادبه‌نفس، اعتماد و لذت در معنای صریحشان مسموم شده‌اند. ما به صورتی روزافزون با زنجیره‌ی آکاردئونی وساطت‌ها در میان خود و جهان طبیعی و اجتماعی اغوا می‌شویم، وساطت‌هایی که در فرم و قالب کالاهایند.

به همهٔ ما قدرت شخصی و کامیابی به واسطهٔ مصرف وعده داده می‌شود. ما هیچ چیزی نیستیم جز قباپوشانی در فرهنگ. فرهنگی که به عنوان تلّی از بسته‌ها تصور می‌شود که هر کدام یک سیاهه به ما عرضه و معرفی می‌کند. درپی دستیابی به معنا و رضایت، ما به سمت اعطاکردنِ هالهٔ زندگی به چیز‌ها و تهی‌ساختن مردم از آن سوق داده می‌شویم: ما به اشیا‌ء شخصیت می‌بخشیم و اشخاص را شی‌واره می‌سازیم. ما بیگانگی از خویشتن را به مانند بیگانگی از دیگران تجربه می‌کنیم.

منبع: یادداشت آرش دهقانی در شبکه اجتماعی ویرگول