بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا


روزنامه جام‌جم: قوز بالای قوز اگر یک مصداق داشته‌باشد این روز‌ها چیزی جز خرج و مخارج بیماران کرونایی نیست. خدا کند کرونا نگیریم یا اگر می‌گیریم شکل خفیفش را بگیریم یا اگر شانس نمی‌آوریم و به فرم سختش مبتلا می‌شویم لااقل بی‌پول نباشیم، چون کرونا رابطه‌اش با بی‌پولی بد است.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

این جمله را که اگر دفترچه بیمه داشته‌باشی درمان کرونا رایگان خواهد بود فراموش کنید؛ این حرف روی کاغذ قشنگ است، ولی در عمل درمان کرونا خرج دارد، زیاد هم دارد. کسانی که در این وادی افتاده و از مهلکه بیماری جان سالم به در برده‌اند، حالا به دفترچه‌های بیمه خود پوزخند می‌زنند، دفترچه‌هایی که اگر نبود هم اتفاق بدتری نمی‌افتاد. این وضع چه وقتی افراد مشکوک دارند آزمایش‌های تشخیصی می‌دهند، چه وقتی به درمان سرپایی و دارو درمانی توصیه می‌شوند و چه هنگامی که نیاز به بستری پیدا می‌کنند، در هر سه حالت حاکم است.

البته کاری به آن دسته از مبتلایان به کرونا نداریم که دفترچه بیمه دارند و موفق می‌شوند در یکی از مراکز ملکی سازمان‌های بیمه‌گر (بیمارستان‌های مرتبط با نوع دفترچه) بستری شوند. این‌ها مبتلایان خوش شانس کرونا هستند که از قضا در اقلیتند. شلوغی بخش‌های کرونایی بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی و مراکز ملکی بیمه‌های مختلف، مبتلایان زیادی را تا به حال به سمت بیمارستان‌های خصوصی سوق داده که این تازه شروع خرج‌تراشی‌هاست.

به‌جز بیمارستان‌های خصوصی، مراکز درمانی دولتی که جزو املاک سازمان‌های بیمه‌گر محسوب نمی‌شوند هزینه‌های زیادی را به بیمه شده‌ها تحمیل می‌کنند، هزینه‌هایی که گاهی چند ده میلیونی است و پیگیری‌های ما نشان داد اگر دولت و وزارت بهداشت تا امروز به وظایف خود کامل و دقیق عمل کرده‌بودند، بیماران نباید نسبت به دفترچه‌های بیمه‌شان حس بی‌خاصیت بودن داشتند.

این گزارش روایت همه کسانی است که سال‌ها حق بیمه داده‌اند و سال‌هاست دفترچه بیمه داشته‌اند وبعد از هجوم کرونا به بدنشان همین دفترچه‌های بیمه را دست گرفته‌اند و راهی آزمایشگاه‌ها، درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها شده، ولی در یکی از حساس‌ترین برهه‌های زندگی خود به چشم دیده‌اند که بود و نبود این دفترچه‌ها تقریبا یکی است.

این گزارش روایت کسانی است که در پنج ماه اخیر کرونا مثبت شده یا به قرنطینه خانگی رفته‌اند یا در بیمارستان روی تخت‌های عادی و مراقبت‌های ویژه بستری شده‌اند و با این که دفترچه بیمه داشته‌اند از جیب خرج کرده‌اند و خیلی‌های‌شان به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند.

شاهدان عینی سخن می‌گویند

گوشی را که جواب می‌دهد حالش خوب است به جز اندکی کوفتگی اندام‌ها که هنوز با اوست. وی توصیه می‌کند تا می‌توانیم آب نمک قرقره کنیم که از شر ویروس کرونا در امان باشیم و درحالی که نمی‌دانیم واکنش ما به این توصیه باید چه باشد، می‌رویم سر اصل مطلب با او که هزینه‌های تشخیص و درمان کروناست.

کوروش بیمه شده تامین اجتماعی است و دوبار تست پی‌سی‌آر (تست معروف به حلق و بینی) داده که روی هم یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برایش هزینه داشته. آزمایش خون و اسکن ریه‌ای هم که قبل از پی‌سی‌آر انجام داده، حدود ۴۰۰ هزار تومان برایش خرج برداشته که بیمه تامین اجتماعی بخش ناچیزی از آن را تقبل کرده، آن‌قدر ناچیز که او آن را اصلا احساس نکرده. کوروش می‌گوید این دفترچه بیمه تقریبا هیچ جا به کمکم نیامد جز دستور پزشک برای انجام تست حلق که در آن نوشته شد و حالا سند تایید بیماری من است برای سازمان تامین اجتماعی که قرار است غرامت دستمزد ایام بیماری را بپردازد.

رضا وقتی به بیمارستان مسیح دانشوری رفت تب، سرفه و تنگی نفس داشت. پزشک آن روز در دفترچه خدمات درمانی او برایش تست کرونا نوشت، ولی آزمایشگاه بیمارستان مسیح دانشوری با بیمه خدمات درمانی قرارداد نداشت و در نتیجه او ۱۴۰ هزارتومان از جیب پرداخت.

فهیمه بیمه شده نیرو‌های مسلح است و همیشه راضی بود از این که تابه حال کارش به صورت جدی به این دفترچه و دارو و درمان نیفتاده. ولی کرونا باعث شد او دفترچه بیمه‌اش را محک بزند و به نتیجه‌های ناخوشایندی برسد. او می‌گوید آزمایش‌های تشخیصی اولیه همراه سی‌تی اسکن ریه برای او و همسرش ۵/۱ میلیون تومان خرج داشت که به خاطر شرایط کرونایی قید دنبال‌کردن بیمه تکمیلی و دریافت هزینه‌ها را هم زدند.

زینب و همسرش نیز دو کرونا مثبت هستند که برای تست آنتی بادی روی هم ۲۰۰ هزار تومان و برای تست حلق یک میلیون و ۲۰۰ هزارتومان پرداخته‌اند و با این که هر دو دفترچه بیمه تامین‌اجتماعی داشته‌اند، اما از این دفترچه به‌جز ۲۰ هزار تومانی که بابت آزمایش خون از هزینه شان کم شد، چیز دیگری ندیدند. زینب با حسابی سرانگشتی می‌گوید کرونا برای من و همسرم حدود سه‌میلیون تومان هزینه داشت، هزینه‌ای که برای پرداخت اقساط مان پس انداز شده‌بود و حالا که خرج شده قسط‌ها نیز عقب افتاده‌است.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

حمید تازه دیروز از بیمارستان مدرس تهران مرخص شده. او ۱۲ روز بستری بود که چند روزش در بخش مراقبت‌های ویژه و بقیه‌اش در بخش عادی بود. او یک بیمه‌شده تامین‌اجتماعی است، ولی دیروز که از بیمارستان ترخیص شد ۱۳ میلیون تومان پرداخت که برایش سنگین بود. او می‌گوید کرونا یک طرف و هزینه‌های کمرشکن آن سوی دیگر.

ماجرای بستری شدن مادر احمد در بیمارستان و هزینه‌هایی که براو تحمیل شد، اما از بقیه خاص‌تر است. مادر کرونا مثبت بود و با برگه آزمایش و اسکن ریه به بیمارستان بقیه‌ا… رفت، اما چون شلوغ بود راهشان ندادند، در نتیجه رفتند به بیمارستان مسیح دانشوری که حدود ۶۰ نفر جلوتر از آن‌ها نوبت داشتند. از نیمه شب تا ۶ صبح احمد و مادرش انتظار کشیدند و وقتی پزشک تریاژ مادر را ویزیت کرد و گفت باید بستری شود، از داخل بخش گفتند جای خالی ندارند.

همین باعث سرزدن این مادر و پسر به پنج بیمارستان دولتی شد که همگی تخت خالی نداشتند و مقدمه‌ای شد برای مراجعه آن‌ها به یک بیمارستان خصوصی که هنگام پذیرش ازآن‌ها ۳۱ میلیون و هنگام ترخیص ۱۹ میلیون تومان بابت ۶ روز بستری از آن‌ها گرفت. احمد می‌گوید این یکی از تلخ‌ترین خاطرات طول عمر اوست، خاطره‌ای مربوط به هزینه‌هایی که به خاطر شرایط به آن‌ها تحمیل شد.

بدتر از وضعیت مادر احمد، اما هزینه‌هایی است که خانواده حسن مجبور به پرداختش شدند. حسن حالا به رحمت خدا رفته، اما زمانی که هنوز امید‌هایی برای بهبودش وجود داشت پزشکان معالج، خانواده‌اش را پی خرید چهار ویال آمپول فرستادند که در داروخانه بیمارستان دانه‌ای ۳۰ میلیون تومان قیمت داشت. آن‌ها این مبلغ را پرداختند، ولی فشار‌های زیادی را متحمل شدند که در نهایت نیز نتیجه‌ای نداشت.

درمان برای چه کسی رایگان است؟

آن‌هایی که ابتلا به کرونا جیب‌شان را خالی کرده، آن‌هایی که در جدال با کرونا حتی اگر پول نداشته‌اند قرض کرده‌اند و دارو خریده‌اند و آزمایش داده‌اند و آن‌هایی که این ویروس حسابی زده‌است زیر کاسه و کوزه اعتبار دفترچه‌های بیمه‌ای که دلشان را به آن خوش کرده‌اند، شاهدان زنده حکایت پر، اما و اگر درمان رایگان کرونا هستند.

دولت و وزارت بهداشت بار‌ها و بار‌ها گفته‌اند درمان کرونا رایگان است و در مردم توقع کاشته‌اند، اما دقیقا شرح نداده‌اند که این رایگان بودن چقدر بند و تبصره و، اما و اگر دارد. برای همین مبتلایانی که گذرشان به مراکز درمانی می‌افتد با دیدن صورتحساب‌ها شوکه می‌شوند، آه می‌کشند و به قول ایرج حریرچی معاون کل درمان وزارت بهداشت دچار سندرم حسرت می‌شوند.

حریرچی می‌داند وقتی برای فقرا دارو‌های چندمیلیونی تجویز می‌شود آنها، چون که ندارند حسرت می‌خورند، ولی قشر متوسط که اندکی بیشتر دارد فرش زیر پایش را می‌فروشد و قشر مرفه جامعه هم با این که دارد، ولی معترض می‌شود و صدای این بغض‌های فروخورده ممکن است از هر جایی بیرون بزند.

حریرچی البته به ما می‌گوید بیمه‌ها تا به حال تا ۹۵ درصد هزینه‌های درمان کرونا را پوشش داده و به اقتصاد بیماران کمک کرده‌اند، ولی مشکل این است که بخش قابل توجهی از دارو‌های درمان کرونا در فهرست درمانی کمیته علمی مبارزه با کرونا نیست، ولی بسیاری از مردم اصرار دارند چند ده میلیون تومان برای خرید این دارو‌ها هزینه کنند.

در واقع حریرچی توپ را به زمین مردم می‌اندازد، که اگر توپ واقعا هم در زمین آن‌ها باشد مردم فقط دارند تلاش می‌کنند زنده بمانند. در این میان سازمان‌های بیمه‌گر کاملا از خود راضی‌اند، در حالی که بیماران و خانواده‌هایی که باید جوش تهیه هزینه‌ها را بزنند تا این حد راضی به نظر نمی‌رسند.

شاهرخ رامزی، معاون پشتیبانی سازمان بیمه سلامت می‌گوید ۴۰ میلیون ایرانی بیمه سلامت دارند و در ایام کرونا ۹۱ هزار و ۴۴۱‌نفر که بستری شده و به این تعداد اضافه شده‌اند، به ما می‌گوید تا به حال ۵۴۷ هزار روز خدمات به بیماران ارائه شده که ۳۴۱ میلیارد تومان هزینه داشته‌است.

دکتر ابوالفضل آفریده، معاون درمان مستقیم سازمان تامین‌اجتماعی نیز که معتقد است سازمان متبوعش در بحث درمان بیماران کرونایی خوب عمل کرده به ما توضیح می‌دهد اگر بیمه‌شدگان تامین اجتماعی به بیمارستان‌های ملکی این سازمان بروند، درمان آن‌ها رایگان است؛ حتی هزینه‌های دارو‌های آنها.

او، اما تکمله‌ای می‌زند و به مواردی اشاره می‌کند که گیر اصلی کار بیماران کرونایی در آنهاست. به گفته آفریده اگر شخصی دفترچه اختیاری یا خویش‌فرمایی داشته‌باشد وضعیتش با بیمه شده‌های اجباری فرق دارد و برخلاف آن‌ها که فقط ۱۰ درصد فرانشیز می‌پردازند، باید مبالغ بیشتری هزینه کنند.

این درحالی است که دارندگان دفترچه‌های بیمه تامین‌اجتماعی در بیمارستان‌های غیرملکی این سازمان باید حسابی دست به جیب شوند، درست آنجا که بیماران حس می‌کنند دفترچه‌هایشان خاصیت ندارد. پاسخ آفریده به این حس همگانی این است که دولت و به طور مشخص معاونت درمان وزارت بهداشت باید پاسخ دهد چرا دفترچه‌های تامین اجتماعی در بیمارستان‌های دولتی کارایی ندارد.

آفریده در واقع معتقد است در اپیدمی‌هایی مثل کرونا که مردم ناخواسته درگیر بیماری و هزینه‌هایش می‌شوند، دولت‌ها برای جبران هزینه‌ها تعهد دارند نه بیمه‌ها و با این جمله ما را سپرد به پیگیری چرایی این کمبود در وزارت بهداشت.

اما این نابسامانی و پاسکاری‌های میان‌بخشی فقط درحوزه تشخیص و بستری کرونا نیست بلکه ماجرای دارو‌های درمان این بیماری نیز مفصل است. یک بیمار حاد کرونایی که ما پیگیر احوالاتش بودیم و او متاسفانه دار فانی را وداع گفت برای چهار ویال داروی رمدسیویر ۱۲۰ میلیون تومان هزینه کرد، آن هم نه به میل خودش که با تشخیص پزشکان بیمارستان.

این دارو و چند داروی پرکاربرد درمان بیماران بستری هیچ‌کدام بیمه نیستند و تلاشی هم برای بیمه شدن آن‌ها نمی‌شود که آفریده به ما توضیح می‌دهد با این که تامین‌اجتماعی و بیمه نیرو‌های مسلح به وزارت‌بهداشت نامه نوشته و خواستار تعیین‌تکلیف وضعیت بیمه‌ای این دارو‌ها شده‌اند، ولی وزارتخانه تابه امروز به این جمله بسنده کرده که، چون هنوز کارایی این دارو‌ها به قطعیت نرسیده، نمی‌شود آن‌ها را در فهرست بیمه قرار داد.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

وزارت بهداشت ما دارد آزمون و خطا می‌کند، طبیعی هم هست، چون کرونا هنوز داروی قطعی ندارد و همه کشور‌ها می‌آزمایند تا به نتیجه برسند؛ اما تجویز دارو‌های گران درحال آزمون و خطا برای بیمارانی که خیلی‌هایشان تنگدست هستند و در ضمن قرار ندادن این دارو‌ها در فهرست بیمه، معلوم نیست با چه توجیهی انجام می‌شود.

این وضعیت بسیاری از بیماران مبتلا به کرونا را در عسر و حرج قرار داده و خیلی‌ها را به زیر خط فقر هل داده؛ وضعیتی که اگر دولت به آن توجه جدی نداشته‌باشد بعد از موج‌های کرونا، امواج اجتماعی را در پی خواهدداشت.

اعتراض مردم و نمایندگان

ذبیح‌ا… اعظمی ساردویی، نماینده مجلس نیز از تحمیل هزینه‌های آزمایشگاهی کرونا به شهروندان به دنبال توقف پایش رایگان انتقاد می‌کند و می‌گوید: توقف پایش رایگان بیماری موجب شده مردم برای انجام هر آزمایشی توسط بخش خصوصی و آزمایشگاه‌ها مبلغی بین۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان پرداخت کنند که این موضوع موجب گله‌مندی مردم شده‌است.

محسن فتحی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس نیز در مورد هزینه‌های درمانی بیماری کرونا به خانه ملت می‌گوید: هزینه‌های درمان کرونا در بیمارستان‌های دولتی باید به صورت رایگان باشد، تا شخص مشکوک به کرونا بدون ترس اقدام به انجام آزمایش کند تا این‌که با پنهان‌کاری منجر به شیوع بیشتر بیماری نشود.

او با اشاره به این‌که بیشتر بیماران مبتلا به کرونا گلایه‌مند هزینه‌های درمان هستند، عنوان می‌کند: در شرایط کنونی که کشور درگیر بحران کروناست، بیمه‌ها باید به کمک بیماران به‌ویژه بیماران محروم و قشر ضعیف جامعه بیایند.

فتحی با انتقاد از عملکرد ضعیف بیمه‌ها در شرایط بحرانی که کشور درگیر بیماری کروناست، می‌گوید: بیمه سلامت با توجه به گستردگی که داشته همانند بیمه‌های دیگر خرید خدمت را انجام می‌دهد، در شرایط کنونی بسیاری از بیمه‌ها درمانی خدمات‌دهی کمتری نسبت به دیگر مواقع دارند به دلیل اپیدمی کرونا بیشتر بیمارستان‌ها تخت‌های خود را به درمان بیماران کرونایی اختصاص داده‌اند و بیماران دیگر از جراحی‌های غیرضروری و درمان‌های سطحی کمتر به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند؛ بر همین اساس بیمه‌ها باید در چنین شرایطی وارد بحث درمان کرونا شده به کمک نظام سلامت بیایند هم اکنون مردم نیازمند حمایت بیمه‌های درمانی هستند.

او بیان می‌کند: مصوبه‌ای در مجلس مطرح شده در مورد حمایت بیمه‌های درمانی بیماران کرونا بدون شک کمیسیون بهداشت و درمان پزشکی به صورت جدی و میدانی به موضوع ورود خواهد کرد، در چنین شرایطی نمایندگان مردم همراه ملت خواهندبود؛ چرا که بحث سلامت جامعه در اولویت تمام برنامه‌های ملی و بین‌المللی است.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

وفورِ سقط جنین، یا چرا بچه‌دار نمی‌شویم؟


برترین‌ها: آمار‌های مختلف از وفورِ سقط جنین خبر می‌دهند و، اما مسئولان تمایلی به این آمار‌ها ندارند، آن‌ها فرزندآوری را تشویق می‌کنند و فعلا مردم از فرزند گریزانند، مطلبی در این‌باره که ارزش خواندن دارد.

نماینده خوزستان درباره‌ی انجام سقط جنین توسط برخی پزشکان گفت: با توجه به روند کاهش جمعیت، اگر این مساله تعدیل نشود، آینده ایران اسلامی بحرانی خواهد شد و بحران جمعیت، آینده کشور ما را مورد تعرض قرار می‌دهد. همین موضوع بهانه‌ای شد تا آمار و تبعات سقط جنین، هم‌چنین دلایل کاهش نرخ باروری در ایران را بررسی کنیم.

سقط جنین

طبق آماری که اخیرا اعلام شده است حدود ٩٠‌درصد سقط جنین‌ها غیر قانونی است، وزارت بهداشت، اما این آمار را تأیید نمی‌کند و تنها نقل قول رسمی این وزارتخانه دو سال پیش از زبان معاون آموزشی آن نقل شد که گفته بود سالانه بین ٣٠٠ تا ٥٠٠‌هزار مورد سقط جنین در کشور گزارش می‌شود؛ یعنی هرروز هزار مورد.

هر چند که همان موقع آمار‌های ٧٠٠‌هزار موردی هم شنیده می‌شد و آقای لاریجانی این آمار‌ها را به صورت رسمی تأیید نکرد؛ با این‌حال گفته بود که آمار‌های واقعی بیش از این‌هاست.

سوال مهمی که در این‌جا به ذهن می‌رسد این است:

چرا بچه‌دار نشدن مُد شده است و دلیل سقط عمدی جنین چیست؟

جدا از سقط‌هایی که به دلیل روابط نامشروع و یا تجاوز و بزه‌های این‌چنینی رخ‌می‌دهد، که قصد نداریم در این مطلب به آن بپردازیم، به احتمال زیاد شما هم زوج‌هایی را می‌شناسید که هر وقت بحث بچه‌داری می‌شود، قاطعانه می‌گویند تصمیم گرفته‌اند هیچ‌وقت بچه‌دار نشوند. دلایل زیادی هم برای تصمیمشان می‌آورند.

به دلایل زیادی درباره‌ی بچه‌دار نشدن می‌توان اشاره کرد. مثلا وضعیت اقتصادی کنونی یکی از عامل‌های اصلی بچه‌دار نشدن و یا سقط جنین است. شاید شماهم این حرف‌ها را از زوجی شنیده باشید که : (وقتی خودمان در ثبات اقتصادی نیستیم و دغدغه‌ی یک سقف بالای سر و یا حتی خوراک و پوشاکمان را داریم چطور مسئولیت یک‌نفر دیگر را برعهده بگیریم؟).

شاید بتوان حرف‌هایشان را تایید کرد و دیگر امیدی به جمله‌ی «بچه روزی‌اش را باخودش می‌آورد» نداشته باشیم، اما افرادی هم هستند که عقیده‌شان خلاف این‌هاست و ما هیچ‌کدام را رد و یا تایید نمی‌کنیم.

سقط جنین

بعضی معتقدند بچه‌دارشدن غیراخلاقی است، چون آدم دیگری را وارد این دنیای کثیف می‌کند، که البته این نظر بار خشونتی بالایی دارد. برخی دلایل محیط‌زیستی یا مسائل مربوط به سلامت را مطرح می‌کنند، اما جامعه‌شناسی کارکشته می‌گوید احتمالاً مهم‌ترین دلیل، نوعی از تربیت است که آدم‌ها را به جای استقبال از سختی‌ها و مقاومت دربرابر آن‌ها به توجه بیش‌ازحد به خودشان فرا می‌خواند.

یکی از دلایل دیگر این امر شاید نارضایتی از زندگی مشترک و افزایش طلاق زوجین باشد، که طبیعتا وقتی زوجی از زندگی مشترکشان رضایت نداشته باشند انگیزه‌ای هم برای فرزندآوری ندارند.

اما مسئله‌ی جالب و قابل تامل دیگری که می‌شود راجبش بحث کرد، ارتباط میان روشن‌فکری و بچه‌دار نشدن است. به‌یاد دارم در یک سفر با دوستی تحصیل‌کرده، درباره‌ی بچه‌دار شدن صحبت می‌کردیم و آن‌زمان حرف‌هایش برایم کمی تندوتیز به‌نظر آمد. او می‌گفت تصمیم به بچه‌دار شدن، خودخواهی محض است و حتی احساس مادری و یا حس پدری نیز خودخواهی است، چراکه ما بخاطر خودمان که بچه و آن حس ناب پدر و یا مادر شدن را دوست داریم، تصمیم به بچه‌دار شدن می‌گیریم. اما الان که دوسال از این ماجرا می‌گذرد این حرف را از چند نفر دیگر شنیده‌ام و در این مرحله چیزی که به ذهن می‌رسد این است که چرا همگی روی چنین حرفی اتفاق‌نظر دارند؟

سقط جنین

دلیل دیگری که در این روزها باعث کاهش نرخ باروری شده است، بیماری کروناست. بسیاری از زوج‌هایی که تصمیم به بچه‌دار‌شدن داشتند به دلیل ویروس منحوس کرونا، تصمیم خود را به تعویق انداختند زیرا جدا از بحث سلامت، ترس و یاس و ناامیدی که در دنیا حاکم شده است را نمی‌توان نادیده گرفت و بعد از شیوع کرونا کاهش زیادی در فرزندآوری دیده می‌شود.

دلایل زیاد دیگری برای بچه‌دار نشدن و سقط جنین وجود دارد که در این مطلب فرصتی برای پرداختن به آن‌ها نیست.

حالا که دلایل را بررسی کردیم، بد نیست عوارض و تبعات سقط جنین را باهم بخوانیم.

عوارض و تبعات سقط عمدی جنین

سقط جنین اگر به طور غیر ارادی و خودبخود صورت گیرد، عارضه جسمی شدیدی به همراه ندارد، ولی سقط عمدی جنین خطراتی را برای سلامتی مادر به همراه دارد.

۱. مرگ: از جمله عللی که به مرگ مادر در اثر سقط جنین منجر می‌شوند، می‌توان به خونریزی، عفونت، آمبولی، بیهوشی و حاملگی خارج رحم اشاره کرد.

۲. سرطان پستان: با سقط جنین خطر سرطان پستان تقریبا دو برابر می‌شود.

۳. سرطان دهانه رحم، تخمدان و کبد: زنانی که یک بار سقط انجام داده اند در مقایسه با زنانی که سقط انجام نداده اند، بیشتر دچار سرطان دهانه رحم می‌شوند. افزایش خطر ابتلا به سرطان تخمدان و کبد نیز با سقط‌های منفرد یا متعدد گزارش شده است.

۴. سوراخ شدن رحم: ۲ تا ۳ درصد زنانی که سقط جنین می‌کنند، در معرض خطر سوراخ شدن رحم قرار دارند.

۵. پارگی دهانه رحم: پارگی‌های دهانه رحم که نیازمند بخیه زدن هستند، در حداقل یک درصد سقط‌های سه ماهه اول بارداری رخ می‌دهد.

۶. جفت سر راهی: سقط جنین، خطر جفت سرراهی (پایین آمدن جفت در رحم مادر) در بارداری‌های بعدی را ۷ تا ۱۵ برابر بیشتر می‌کند که خود تهدیدکننده زندگی مادر است.

۷. تشکیل غیرطبیعی جفت: به علت تخریب رحمی، خطر بروز بدشکلی‌های جنینی، مرگ قبل از زایمان و خونریزی بیش از حد طی زایمان را افزایش می‌دهد.

۸. نوزادان معلول در بارداری‌های بعدی: سقط جنین با تخریب رحم و دهانه رحم همراه است که خطر زایمان زودرس، عوارض زایمان و تشکیل غیر طبیعی جفت در بارداری‌های بعدی را افزایش دهد. این عوارض از جمله علل معلولیت نوزادان است.

۹. حاملگی خارج رحم: سقط به طور ویژه احتمال حاملگی‌های خارج رحم را افزایش می‌دهد. حاملگی‌های خارج رحم، خود تهدیدکننده زندگی مادر بوده و ممکن است منجر به نازایی گردد.

۱۰. بیماری‌های التهابی لگن: این بیماری‌ها ممکن است به افزایش خطر حاملگی نابه‌جا و کاهش باروری منجر گردد.

۱۱. آندومتریوز: آندومتریوز از خطر‌های بعد از سقط برای همه زنان است. آندومتریوز بیماریی است که در آن، بافت داخل رحم که آندومتر خوانده می‌شود، به اشتباه در جایی خارج از رحم رشد می‌کند.

۱۲. التهاب و عفونت بافت رحم: عارضه دیگری است که دارای علائمی مثل درد شکم، تب و افزایش خونریزی می‌باشد. در واقع انتظار می‌رود که این مسئله در حدود نیم درصد کورتاژ با ساکشن، علی رغم پیشگیری آنتی بیوتیکی اتفاق بیفتد.

سقط جنین

مواردی که نام بردیم از جمله خطراتی بود که یک مادر را پس از سقط جنین عمدی تهدید می‌کند. با تمام مواردی که در این مطلب به آن پرداختیم، به نظر شما دلیل کاهش نرخ باروری و این‌که یک مادر با تمام خطراتی که نام بردیم، تصمیم به سقط جنین می‌گیرد چیست؟

نظرات خودرا با ما به اشتراک بگذارید.

مجرد‌ها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟


برترین‌ها: مجردها خوشبخت‌ترند؟ یا متاهل‌ها؟ پاسخ روشنی نداریم، اما این مطلب تلاش کرده در عالم منطق پاسخی قانع‌کننده برای این کَل‌کَل پیدا کند. تشکیل خانواده و زندگی مشترک، زمانی بدیهی‌ترین چشم‌انداز انسان‌ها بود. در دنیای مدرن اما دو نیاز بنیادین روان بشری یعنی پیوند عاطفی و فردیت در تضاد با هم قرار می‌گیرند. معنا و مفهوم تجرد و تاهل نیز تغییرات زیادی کرده‌اند.

عشق، سکسوالیته، زندگی مشترک

آن‌ها که رابطه‌ای دائمی دارند، راضی‌ترند و عمرشان بیشتر از مجردهاست. این نظریه‌ای قدیمی است اما آیا منطبق با واقعیت است؟

مجرد‌ها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟

روشن است که بعضی‌ها راحت‌تر با زندگی بدون همسر کنار می‌آیند. زندگی تک‌نفره به نظر بسیاری از مجردها، آزادی کامل است. تصمیم‌گیری با رای شخصی انجام می‌گیرد و فرد می‌تواند بدون ملاحظه و رعایت دیگری، در پی امیال و علاقمندی‌های خود باشد. لزومی به توافق‌های اعصاب خردکن به عنوان سدی در برابر انجام کارهای ناگهانی نیست. آما آیا واقعا همین‌طور است؟

تجرد و سلامتی

جامعه‌شناسان دانشگاه تگزاس آستین معتقدند که مجردها از سلامت جسمی بهتری برخوردارند و احساس رضایت‌مندی بیشتری دارند. این مدعا بر نتایجی استوار شده که از طرح “پرسشنامه سلامتی ملی” این دانشگاه با شرکت یک میلیون و دویست هزار نفر به دست آمد. این طرح در فاصله سال‌های ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۳ انجام شد و نتایج آن در سال ۲۰۰۸ انتشار یافت.

این پرسشنامه روشن کرد که تفاوت میزان سلامتی مجردها و متاهل‌ها از دهه هشتاد میلادی به بعد به شدت کاهش یافته و به ویژه نزد مردان به صفر رسیده است. آمارهای پیشین حاکی از آن بودند که میزان بیماری نزد مجردها به مراتب بیشتر از متاهل‌هاست. بر همین مبنا، ازدواج و تشکیل خانواده، یک نسخه بهداشتی برای مجردها نیز محسوب می‌شد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اکثر مجردها در سنین بالا به دنبال یافتن شریک مناسبی برای دوران سالخوردگی هستند؛ دورانی که هر فرد نیاز بیشتری به تیمار و پرستاری و پرکردن تنهایی دارد. جالب آن که در میان‌سالی، مردان مجرد به مراتب بیشتر از زنان مجرد در جستجوی همدم هستند.

این تحقیقات می‌توانند پاسخی به آرتور شوپنهاور، فیلسوف “ضد زن” آلمانی باشند که می‌گفت: تنها مردی که نمی‌تواند بدون زنان زندگی کند، دکتر زنان است!

مجرد‌ها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟

تاهل و استرس

زمانی مجرد ماندن افراد، به معنای آن بود که متقاضی یا خواستگار ندارند و این خود به خود عیب تلقی می‌شد. یافته‌های جدید جامعه‌شناسان نشان می‌دهد که زندگی مجردی معنای دیگری یافته و مجردها با وضعیت خود بهتر کنار می‌آیند. ازدواج نکردن، دیگر ننگ و عار یا ناکامی شخصی محسوب نمی‌شود.

مشکل مجردها در رابطه با داشتن یک همدم یا سنگ صبور در دوران جدید، به دوستان و روانشناسان محول شده است! دوست‌یابی و آشنایی و برقراری حاشیه امن اجتماعی، در عصر شبکه‌های اینترنتی، به مراتب آسان‌تر ار پیش شده و تنهایی، موجب تشکیل خانواده نیست.

چیزی که می‌توان روی آن انگشت گذاشت، ارتباط جنسی پایدار و منظم است که در میان مجردها و متاهل‌ها متغیر است. ارتباط جنسی نقش مهمی در سلامتی جسمی و روانی دارد. زوج هایی که ارتباط جنسی ندارند، بیشتر مشاجره می کنند و به روش‌های دیگری برای رفع تنش نیاز دارند. کسی که زندگی جنسی فعالی دارد، بهتر و بیشتر عمر می‌کند.

با وجود این، تنهایی می‌تواند تبدیل به معضل شود. روانشناسان معتقدند که “تنها بودن” موقعیتی واقعی و “انزوا” موقعیتی حسی است. یعنی مجردها می‌توانند علی‌رغم ارتباط اجتماعی دچار “انزاوی درونی” شوند که وضعیت نادری نیست.

و باید گفت که انزوا برای جسم هم زیان‌بار است؛ چیزی که در تحقیقات متعدد ثابت شده است. از عوارض انزوا می‌توان به بی‌خوابی، اختلال در دستگاه گردش خون، تضعیف سیستم دفاعی بدن یا افسردگی اشاره کرد. تحقیقات علمی روشن می‌کنند که افراد دارای ارتباط‌های اجتماعی فعال، به طور میانگین بیشتر از افراد منزوی عمر می‌کنند.

نتیجه این‌که زندگی مشترک مهم است و تاثیر مثبت بر سلامتی دارد اما مجردها هم تا وقتی که به انزوا دچار نشده باشند، چیزی از رضایت و سلامت کم ندارند.

یکی از دست اندر کاران این تحقیق هشدار می‌دهد که “فیس‌بوک” و شبکه های اجتماعی مشابه آن جایگزینی برای شبکه‌های واقعی اجتماعی نیستند: «رابطه‌های انسانی برای آدم‌ها امری بدیهی است. ما مانند ماهی‌ها هستیم که وجود آب را حس نمی‌کنند اما به آن نیاز دارند.»

زندگی مشترک، آری یا نه

بنیان نظریه تکامل، بر خلاف تصور عمومی بهبود نیست؛ بلکه سازگاری با شرایط جدید است. پژوهشگران مناسبات انسانی می‌گویند، زیست مشترک در سازگاری با زندگی اجتماعی نوین دستخوش تغییرات جدی و البته گام به گام خواهد شد. فردیت در جوامع پیشرفته صنعتی با مفهوم از خودگذشتگی در رابطه طولانی و پایدار تضاد دارد.

مجرد‌ها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟

پرسش آخر این‌که آیا زندگی مشترک ایده‌‌آل امری میسر است؟ در پاسخ باید گفت که ایده‌آل هر فرد، محصول تربیت خانوادگی، اجتماعی و تجربیات شخصی اوست و تاکید کرد که چنین چیزی به شکل مرسوم آن، یعنی کلیشه داستان‌ها و فیلم‌های رمانتیک دیگر عملی نیست.

کسانی که در سنین مناسب زندگی مشترک را شروع می‌کنند، معمولا درک منطقی‌تری از “ایده‌آل” دارند و به خاطر متعادل شدن فعالیت هورمون‌ها، تجربه و امنیت مادی، سازگاری بیشتری نیز با همدم خود نشان می‌دهند.

پیوند عمیق عاطفی و یگانگی روحی، تنها در رابطه‌ای طولانی و پایدار به وجود می‌آید. ارضای نسبی دو نیاز بنیادین روان بشری، یعنی عشق‌ورزیدن و استقلال، تنها در صورت بازتعریف هم‌زیستی و عدم چشم‌پوشی از نیازهای فردی امکان‌پذیر است. در غیر این صورت حتی زندگی مشترک پایدار، نوعی “شرکت سهامی” است که سرمایه‌های آن می‌توانند فرزندان یا اهداف و منافع مشترک باشند.

منبع: Deutsche Welle

کدام مهمتر است – سئو یا شبکه های اجتماعی؟ – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


در NEX1 ، اغلب از ما سؤال می شود که آیا بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یا رسانه اجتماعی بهترین روش برای بهبود حضور دیجیتالی مشتری است. پاسخ ساده نیست ، اما در بسیاری از موارد ، توصیه می کنیم مشتریان ما هر دو اهداف را در مراحل بسیار متفاوت سفر خریدار انجام دهند. در این مقاله ، ما شایستگی های هر دو فعالیت را ارزیابی خواهیم کرد و امیدواریم که اگر در جستجوی SEO یا بازاریابی رسانه های اجتماعی برای تجارت خود هستید ، به شما کمک کند.

بسیاری از افراد در حال سؤال هستند که آیا رسانه اجتماعی SEO جدید است یا خیر. مشاغل می خواهند بدانند کدام وسیله بهتر است شما را به صورت آنلاین متوجه شوید زیرا می خواهند بدانند که باید منابع خود را از کجا سرمایه گذاری کنند.

بنابراین ، کدام گزینه بازاریابی دیجیتال به بهترین وجه کار می کند؟

حقیقت این است ، اگر می خواهید یک حضور آنلاین قدرتمند ، به هردو نیاز دارید. اما بیایید هر گزینه بازاریابی دیجیتال را با جزئیات بیشتری ارزیابی کنیم.
بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی به استفاده از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی به عنوان راهی برای تبلیغ وب سایت ، محصولات و خدمات شما اشاره دارد. همه ما می دانیم که سیستم عامل های رسانه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی شخصی و شخصی ما بازی می کنند ، اما آنها همچنین یک ابزار فروش قدرتمند برای بازاریابان هستند.

روند بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل ایجاد شهرت برند شما در شبکه های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، با ایجاد گروهی از پیروان علاقمند به تجارت شما و آنچه به عنوان یک برند پیشنهاد می کنید ، می شوند. برای اطمینان از حضور موفق در رسانه های اجتماعی ، باید بازار هدف خود را شناسایی کرده و از طریق مبارزات مناسب ، استراتژیک و رسانه های اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنید. در اصل ، شما باید اطمینان حاصل کنید که مطالبی که ارسال می کنید برای مخاطبان رسانه اجتماعی شما مرتبط ، مفید و جالب است. پست های جالب ، مفید و اشتراکی باعث ایجاد جامعه درگیر – ادامه مکالمه با مشتریان بالقوه می شود.

 

SEO or Social Media

بازاریابی شبکه های اجتماعی چقدر قدرتمند است؟

هنگامی که بازاریابان برای اولین بار استفاده از رسانه های اجتماعی را برای تلاش های بازاریابی خود شروع کردند ، شبهاتی در مورد چگونگی کارآمد شدن بستر اجتماعی برای فروش وجود داشت. با این حال ، با تکامل رسانه های اجتماعی ، این تردیدها به سرعت از بین رفت.

در سال ۲۰۱۹ ، یک مطالعه ODM Group نشان داد که ۷۴٪ از مصرف کنندگان برای تصمیمات خرید خود به رسانه های اجتماعی اعتماد می کنند. و مطالعات اخیر همچنین نشان داده اند که مشتریانی که با یک مارک در رسانه های اجتماعی درگیر هستند ، احتمالاً از آن تجارت خاص خرید می کنند.
مزایای رسانه های اجتماعی

در ۲ دهه گذشته رسانه های اجتماعی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده اند. برای مشاغل ، رسانه های اجتماعی راهی را برای شخصی سازی پیام برند شما و هدف قرار دادن آن در مخاطب مناسب ، در زمان مناسب ارائه می دهند. طبق گفته We Are Social ، ۳٫۴ میلیارد نفر در سراسر جهان در سکوهای رسانه های اجتماعی فعال هستند و این تعداد همچنان در حال رشد است. با میلیاردها نفر که به طور فعال در سیستم عامل های اجتماعی مشغول فعالیت هستند ، ضروری است که نام تجاری شما نیز در آنجا حضور داشته باشد ،
هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

خدمات مشتری و ارتباط سریع:

مشتریان و مشتریان بالقوه شما می توانند به لطف رسانه های اجتماعی بلافاصله با نماینده خدمات مشتری خود تماس بگیرند. از طریق سیستم عامل های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، شما همچنین می توانید بررسی هایی را دریافت کنید ، و درک کنید که تجارت شما به درستی انجام می دهد و چه چیزی باید اصلاح شود.

با اجرای یک استراتژی قوی برای ارتباطات در رسانه های اجتماعی ، مشتریان و مشتریان بالقوه خود را با نام تجاری شما احساس نزدیکی خواهند کرد و به این اطمینان دارند که شما به بهترین دلایل آنها علاقه دارید این روشی است برای یادگیری در مورد مشتریان ، درک آنچه می خواهند ، نارضایتی و قدردانی از آنها – و استفاده از این اطلاعات برای بهبود شغل خود به عنوان یک کل.

آگاهی از برند:

با داشتن حضور قدرتمند در رسانه های اجتماعی ، تجارت شما این فرصت را دارد که به تعداد قابل توجهی از مشتریان بالقوه جدید برسد. برای ایجاد یک حضور پررنگ ، باید به داستان برند خود بگویید ، محتوای خود را مداوم و مفید نگه دارید و با مخاطبان خود درگیر شوید. رسانه های اجتماعی پایه ای محکم را برای کمک به ساخت نام تجاری شما و حفظ ذهن شما ارائه می دهند.

افزایش ترافیک وب سایت:

رسانه های اجتماعی فرصتی برای گسترش ترافیک ورودی به وب سایت شما ارائه می دهند. هر یک از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی شما می توانند مسیری بالقوه به وب سایت شما باشند و هر پست فرصتی را برای پیوند مخاطبان خود به صفحات وب شما ارائه می دهد. این بازدیدها است که می تواند منجر به منجر و در نهایت فروش شود. و هرچه میزان ترافیک وب سایت شما بیشتر شود ، رتبه شما در Google بیشتر می شود.

تولید سرپ:

رسانه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تولید سرپ است و به شما کمک می کند تا مشتریان بالقوه خود را از طریق فرآیند خرید هدایت کنید. با استفاده از تاکتیکهای ارگانیک و همچنین تبلیغات تبلیغاتی با هزینه از طریق رسانه های اجتماعی ، دسترسی خود را گسترش داده و منجر به جذب بیشتری خواهید شد.

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو ، که به آن SEO نیز گفته می شود ، فرایند بهینه سازی وب سایت و صفحات وب موتورهای جستجو است. این در مورد افزایش کیفیت و کمیت ترافیک وب سایت با افزایش استراتژیک دید سایت شما در نتایج موتورهای جستجو است. موتورهای جستجو در مورد رتبه بندی وب سایت ها و قرار دادن آنها در موقعیت های برتر در نتایج جستجو ، تعدادی قانون دارند و فرآیندهای مربوط به SEO در مورد پیروی از آن قوانین است.

سئو چقدر قدرتمند است؟

SEO ابزاری فوق العاده قدرتمند برای بازاریابی و تولید سرب است. اگر مراجعین احتمالی شما نمی توانند وب سایت شما را پیدا کنند ، پس مقصود شما چیست؟ SEO اطمینان حاصل می کند که وب سایت شما پیدا شده است. SEO با اجرای صحیح ، رتبه بندی موتورهای جستجو را بهبود می بخشد و در نتیجه ترافیک هدفمندتر و واجد شرایط تری به وب سایت شما خواهد رسید و به همین دلیل فروش شما افزایش می یابد.

مزایای سئو

در دنیای دیجیتال امروز ، فرصت آگاهی از برند و ارزش ویژه برند بسیار زیاد است. عصر آنلاین روشهای زیادی برای دستیابی به این اهداف فراهم کرده است. و SEO یکی از موثرترین استراتژی ها برای کمک به شما در دستیابی به این اهداف سازمانی است.

در مورد داشتن سئو برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

ترافیک وب سایت با کیفیت:

یکی از بزرگترین مزایای سئو این است که بخشی از یک استراتژی بازاریابی ورودی است. این بدان معناست که شما باعث می شود مخاطبان خود را آسان تر پیدا کنند وقتی که به دنبال اطلاعات مربوط به مشاغل خود هستند ، برخلاف بازاریابی برون مرزی که شامل دستیابی به مصرف کنندگان شما باشد که آیا می خواهند از شما بشنوند یا نه.

از آنجا که SEO وقتی به جستجوی محصول یا خدمات شما می پردازد به مصرف کننده می رسد ، شما منجر به مهارت های بیشتری برای تجارت خود می شوید. در حقیقت ، طبق گفته HubSpot ، ۵۹٪ از بازاریابان گزارش داده اند که بازاریابی داخلی از بالاترین کیفیت منجر به تمام تلاش بازاریابی آنها می شود.

اعتماد به نفس و اعتماد مصرف کننده برند:

با رتبه بندی مقام اول ، دوم یا سوم در نتایج جستجوی گوگل ، کاربران بلافاصله فرض می کنند که شما یک بازیکن برتر در صنعت خود هستید. این همچنین به آنها نشان می دهد که شما یک تجارت مشهور و قابل اعتماد هستید زیرا بسیاری از کاربران دیگر به وب سایت شما نیز دسترسی پیدا کرده اند. با ایجاد جایگاه خود در رده های گوگل ، هنگامی که مصرف کننده در مورد صنعت شما فکر می کند ، مارک شما رشد می کند و مورد توجه شما قرار می گیرد.

سرمایه گذاری بلند مدت:

رتبه بندی شما در Google براساس آنچه الگوریتم تعیین می کند ، بهترین نتیجه برای جستجوی کاربر است. و به محض ایجاد یک وب سایت بهینه ، برای ماه ها و سالهای بعدی ترافیک سایت خود را جذب خواهید کرد. البته بهینه سازی وب سایت شما با محتوای با کیفیت و سئو فنی به زمان و منابع نیاز دارد ، اما این سرمایه گذاری اولیه نتایج طولانی مدت را به همراه دارد. این یک مزیت مهم است ، زیرا تبلیغات پولی در Google مانند PPC ، هر بار که کاربر روی وب سایت شما کلیک کند ، هزینه ای را شامل می شود.

آیا SEO توسط شبکه های اجتماعی جایگزین شده است؟

رسانه های اجتماعی نمی توانند جایگزین سئو شوند زیرا SEO هنوز در مورد بهینه سازی وب سایت و محتوای وب سایت شما برای موتورهای جستجو است و SEO به شما کمک می کند در دراز مدت رتبه بندی کنید. علی رغم افزایش اهمیت رسانه های اجتماعی ، هر زمان که نیاز فوری به یک محصول یا خدمات داشته باشد یا در جریان تحقیق و تأمین کننده تأمین کننده بعدی خود باشد ، مشتری متوسط ​​همچنان همیشه به موتور جستجوگرهایی مانند Google مراجعه خواهد کرد. بنابراین مهم است که کسب و کار شما در همان لحظه قابل رویت باشد که مشتری بالقوه در جستجوی شغلی مانند مال شما باشد.

با این حال ، رسانه های اجتماعی تأثیر مستقیمی بر سئو شما دارند.

آنچه در رسانه های اجتماعی محبوب است ، در موتورهای جستجو نیز رایج خواهد بود ، اما این قاعده نیست و همیشه اینگونه نیست. سیگنال های اجتماعی به تنهایی نمی توانند کاملاً بر رتبه موتورهای جستجوگر شما تأثیر بگذارند. گوگل بیرون آمده و گفته است که در الگوریتم های خود از سیگنال های اجتماعی استفاده نمی شود. با این حال ، بسیاری از مطالعات نشان داده اند که صفحاتی که در رسانه های اجتماعی عملکرد خوبی دارند ، در Google رتبه بالاتری دارند.

اما اگر سیگنال های اجتماعی و محبوبیت رسانه های اجتماعی بر رتبه بندی تأثیر نمی گذارد ، چرا رسانه های اجتماعی مهم هستند و چرا موتورهای جستجو پست های رسانه های اجتماعی محبوب را در نتایج خود نمایش می دهند؟

پاسخ را می توان در دو نکته خلاصه کرد:

کسب و کار شما به حضور در رسانه های اجتماعی احتیاج دارد زیرا منبع دیگری از ترافیک را به وب سایت شما ارائه می دهد و یک ابزار فروش قدرتمند است.

اشتراک اجتماعی مهم است زیرا به این معنی است که افراد بیشتری محتوای شما را مشاهده می کنند و این باعث افزایش شانس افزایش سئو شما می شود.

رسانه های اجتماعی و سئو با هم کار می کنند و رسانه های اجتماعی به طور غیر مستقیم به تلاش SEO شما کمک می کنند زیرا این امر باعث می شود ترافیک بیشتری به وب سایت شما هدایت شود. و هرچه میزان ترافیک بیشتری کسب کنید ، در Google رتبه بالاتری خواهید داشت.
در نتیجه:

کمپین بازاریابی دیجیتال شما باید شامل رسانه های اجتماعی و SEO باشد. این در مورد استفاده از یک یا دیگری نیست زیرا هر دو می توانند به کسب و کار شما کمک کنند تا ترافیک بیشتری کسب کند و در نهایت به شما در فروش بیشتر کمک کند.

با اجرای یک استراتژی سئو قوی ، شما اطمینان حاصل می کنید که محتوای شما توسط موتورهای جستجو خوانده می شود ، در حالی که رسانه های اجتماعی به شما کمک می کنند تا محتوای شما را با سرعت بیشتری به افراد بیشتری برساند. و هرچه افراد تعداد بیشتری صفحه را مشاهده کنند ، شانس بیشتری برای به دست آوردن او در اختیار داشتن موتور موتور جستجو می رود.



Source link

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا …؟!


برترین ها: بگذارید اول واژه “ویواریوم” را توصیف کنیم. ویواریوم که واژه‌ای لاتین است به معنای “محلی برای زندگی” است که اغلب فضایی بسته برای نگهداری از گیاهان و حیوانات به منظور مشاهده یا تحقیق ساخته می‌شود. در واقع بخشی از اکوسیستم در مقیاسی کوچکتر شبیه سازی می‌شود.

ویواریوم می‌تواند کوچک باشد و روی میز جا شود، مانند تراریوم یا آکواریوم یا سازه‌ای بزرگ باشد که در خارج از منزل قرار داده شود.

ویواریوم انواع مختلفی دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

  • آکواریوم که محیطی آبی را شبیه سازی می‌کند.
  • اینسکتاریوم که حشرات و عنکبوتیان در آن نگهداری می‌شوند.
  • تراریوم که زیستگاهی خشک مانند بیابان یا دشت را شبیه سازی می‌کند. حتی زیستگاه‌هایی شبیه جنگل نیز در این گروه قرار می‌گیرند.
  • پالوداریوم که محیط جنگل بارانی یا مرداب را شبیه سازی می‌کند. در واقع ترکیبی از آکواریوم و تراریوم است.

در تصاویر زیر نمونه‌های جالبی از تراریوم را مشاهده می‌کنید.

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

ویواریوم، تراریوم، آکواریوم یا ...؟!

صاحب‌خانه خوب یا همان کشک! آن‌ها دلار می‌خواهند


روزنامه جام‌جم: ‌ به این زیرنویس‌های لوس تلویزیون که ملت از صاحب‌خانه‌هایشان تشکر می‌کنند، توجه نکنید. در زمین واقعیت برخی صاحب‌خانه‌ها حتی طلب دلار از مستاجر بخت‌برگشته می‌کنند! دست چند نفر را از راه دور ببوسیم، دست آن صاحبخانه عزیز حوالی میدان خراسان را که چند روز پیش به مستاجرش گفت مگر در و دیوار خانه را خورده‌ای که من اجاره را زیاد کنم یا دست آن صاحبخانه چشم و دل سیر با‌انصاف در شهرآرا را که اصلا به مستاجرش زنگ نزده تا حرف تمدید قرارداد و احیانا افزایش کرایه را پیش بکشد، به این هوا که دل مستاجرش نلرزد.

صاحب‌خانه خوب؟ فکرش را نکنید، آن‌ها دلار می‌خواهند!

آن دست، بوسیدن دارد که متعلق است به صاحبخانه‌ای در خیابان جویبار نارمک که مستاجرش تازگی‌ها صاحب فرزند شده و او به پاقدم این نوزاد عزیز ۵۰۰ هزار تومان از اجاره کم کرده تا این پول بخورد به زخم شیرخشک و پوشک و لباس و هزار جور خرج دیگر که بچه با خودش می‌آورد. درود به شما که ما ردتان را یافتیم و درود به آدم‌هایی مثل شما که گمنامند، به آن‌هایی که منتظر مصوبه ستاد کرونا برای تعیین سقف اجاره‌بها نمانده‌اند و سقف را خودشان تعیین کرده‌اند، آن هم با متر وجدان و اخلاق.

۱۰ روز است ستاد ملی مقابله با کرونا برای جلوگیری از انتشار ویروس و با این هدف که با هر اثاث‌کشی، ویروس از این محل به آن محل جابه‌جا نشود و در ضمن در این اوضاع تنگ اقتصاد، درد مستاجران مضاعف نشود، اعلام کرده قرارداد خانه‌های اجاره‌ای که تمدید می‌شود حداکثر باید ۲۵ درصد بالا برود، یعنی ته‌ته‌اش، خانه‌پُرش.

۱۰ روز است، اما عده‌ای به این مصوبه خندیده‌اند، یا نخندیده‌اند بلکه پشت چشم برایش نازک کرده‌اند و محلش نگذاشته‌اند، انگار که نیست، انگار که ستاد از برای خودش حرفی زده و بی‌جهت پا در کفش مردم کرده است. از بازار اجاره مسکن این روز‌ها خبر‌های بدی می‌رسد، آنقدر بد که سقف ۲۵ درصدی دولت در تهران حسابی دارد زیر چکمه‌های اخبار له می‌شود.

ماجرای تمدید قرارداد‌های اجاره، ماجرای دلهره مستاجران برای شنیدن رقم‌های جدید، ابداعات عجیب و غریب برخی صاحبخانه‌ها و بالاخره تسلیم شدن خیلی‌ها در برابر برخی زیاده‌خواهی‌ها چیزی است که دنبالش کرده‌ایم، یک داستان واقعی پر آب چشم.

هیچ‌کس به ۲۵ درصد قانع نیست

در نارمک، هفت‌تیر، پیروزی، تهرانپارس، معلم، چیتگر، پاسداران، اکباتان، پونک، قنات کوثر، هنگام، نیاوران، هروی، حتی رودهن و پردیس این روز‌ها در بر یک پاشنه می‌چرخد.

بنگاه‌های املاک تهران و حومه خودشان کلافه‌اند، کلافگی مستاجران را هم دیده‌اند، به صاحبخانه‌ها نیز تا جایی که دست‌شان رسیده تذکر داده‌اند، ولی سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه در ۱۳ محله تهران و رودهن و پردیس که برای تهرانی‌ها، حومه حساب می‌شود نه تابع این سقف، که تابع سقفی است که صاحبان املاک خودشان تعریف می‌کنند؛ مثل همیشه.

مشاور املاک در نارمک دفترش را ورق می‌زند و به یک آپارتمان ۸۵ متری می‌رسد. قیمت پارسالش ۵۰ میلیون تومان پیش و دومیلیون و ۳۰۰ هزار تومان اجاره بوده، ولی دو روز پیش صاحبخانه قیمت گذاشته ۱۰۰ میلیون تومان پیش و سه میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اجاره.

دفتر مشاور دوباره ورق می‌خورد و می‌رسد به یک واحد ۱۲۰ متری که سال پیش ۲۰۰ میلیون تومان رهن بود و ۲.۵ میلیون تومان اجاره که صاحبخانه امسال ۴۸۰ میلیون تومان پول پیش خواسته است.

صاحب‌خانه خوب؟ فکرش را نکنید، آن‌ها دلار می‌خواهند!

فایلی در رایانه بنگاه محله هروی باز می‌شود و مشاور املاک می‌رسد به آپارتمانی که اطلاعاتش سه روز پیش به روز شده. قیمت این آپارتمان سال پیش ۱۰۰ میلیون تومان پیش و دو میلیون تومان نقد بوده که امسال ۱۰۰ میلیون سرجایش مانده، اما اجاره شده است ماهی چهار میلیون تومان.

در سه راه یاسر نیاوران، یکی از گران‌ترین نقاط تهران که قیمت‌هایش همیشه سرسام‌آور بوده یک آپارتمان ۱۵۰ متری را که سال قبل با ۲۵۰ میلیون تومان ودیعه و ماهی چهارمیلیون تومان اجاره داده‌اند امسال صاحبخانه برایش ۳۵۰ میلیون تومان پیش و ماهی شش‌میلیون تومان اجاره خواسته و همین باعث چالش میان او و مستاجر شده است.

صاحبخانه‌ای در تهرانپارس همین دیروز از مستاجرش خواسته ۶۰ میلیون تومان روی پول‌پیش بگذارد و اجاره را ۵۰۰ هزارتومان زیاد کند تا آنچه که مستاجر می‌دهد صد میلیون تومان پیش بعلاوه ۳.۵ میلیون تومان اجاره بشود.

یک آپارتمان ۵۰ متری در محله معلم را گذاشته‌اند صد میلیون تومان با سه میلیون تومان اجاره که ودیعه‌اش نسبت به پارسال ۳۰ میلیون تومان و اجاره‌اش یک میلیون و ۲۰۰‌هزار تومان بیشتر است. در چیتگر آپارتمانی نقلی است که صد میلیون تومان پول‌پیش و یک‌میلیون تومان اجاره‌اش را زیاد کرده‌اند و در اکباتان، آپارتمانی ۶۰ متری است که پول‌پیش‌اش ۲۵۰ میلیون تومان و اجاره‌اش ۲.۵ میلیون تومان است که هر دو نسبت به پارسال بیش‌از ۶۰ درصد بالا رفته است.

صاحبخانه‌ای که در پونک ۴۰ میلیون تومان روی پول‌پیش و یک میلیون تومان روی اجاره گذاشته، صاحبخانه‌ای که درخیابان هنگام اجاره دو میلیون تومانی را سه میلیون کرده و صاحبخانه‌ای که در قنات کوثر ۳۰ میلیون روی مبلغ رهن و ۵۰۰ هزارتومان روی مبلغ اجاره گذاشته و هیچ‌کدام نیز به تذکر بنگاهی‌ها توجه نکرده‌اند همه این کار‌ها را درست بعد از مصوبه ستاد کرونا و تعیین سقف ۲۵ درصدی کرده‌اند.

دندان تیز طمع

ماجرای برخی بی‌انصافی‌ها در اجاره دادن املاک، داستان دندان‌گردی برخی صاحبخانه‌ها در این اوضاع بد کرونایی و حکایت مستاجرانی که زیر این همه فشار مستاصل شده‌اند و دست‌شان به جایی بند نیست، اما با برخی خواسته‌های عجیب وغریب صاحبخانه‌ها تکمیل می‌شود.

صاحبخانه‌ای در خیابان پیروزی تهران در هفته‌ای که گذشت و دقیقا روز‌های بعد از مصوبه ستاد کرونا بود سه بار با مستاجرش تماس گرفت. بار اول ۶۰۰ هزارتومان گذاشت روی اجاره، دو روز بعد این مبلغ را کرد یک میلیون تومان و دیروز یک کلام گفت اجاره باید ۱.۵ میلیون تومان زیاد شود.

طرفه‌تر از این اقدام، اما شگرد صاحبخانه‌ای در خیابان شریعتی است که اجاره را صد‌درصد بالا برده، ولی از مستاجرش خواسته تاریخ تمدید اجاره‌نامه را برای قبل از ماه تیر بنویسند با این هدف که اگر مستاجر خواست به شورای حل اختلاف برود، اگر روزی دلش خواست شکایتی تنظیم کند و اگر زمانی به پشت‌گرمی مصوبه ستاد کرونا خواست اجاره را فقط ۲۵ درصد بالا ببرد و زیربار ۷۵ درصد بقیه نرود، هیچ مدرکی نداشته باشد.

تیزترین دندان طمعی که ما توانستیم پیدا کنیم، اما مربوط است به یک صاحبخانه در خیابان مفتح تهران در یک محله عمدتا تجاری که البته در مرکز شهر بودن و دسترسی‌هایش مزیت خوبی است. مستاجر یکی از خانه‌های این خیابان به ما می‌گوید ۲۰۰ میلیون تومان پول‌پیش داده و هر ماه ۱.۵ میلیون تومان اجاره می‌دهد، ولی حالا که باید قرارداد را تمدید کند صاحبخانه ۱۵۰ میلیون تومان پول‌پیش اضافه خواسته بعلاوه ۱.۵ میلیون تومان اجاره بیشتر که مستاجر بینوا باید به یورو یا دلار بپردازد. صاحبخانه برایش مهم نیست ارز چقدر نوسان دارد و مستاجر چطور هر ماه باید هول و ولای خرید ارز داشته باشد؛ او یک کلام است و فقط ارز می‌خواهد.

حکم تخلیه می‌گیرند

صاحب‌خانه خوب؟ فکرش را نکنید، آن‌ها دلار می‌خواهند!

مصوبه ستاد ملی کرونا می‌گوید خواستن عذر مستاجر به گناه نداشتن پول بیشتر ممنوع، همچنین می‌گوید افزایش اجاره فقط تا سقف تعیین شده، همین‌طور می‌گوید مستاجر تنگدست بدون هراس باید در همان خانه‌ای که هست بماند و از جایش جم نخورد تا سه ماه بعد از پایان کرونا و سفید شدن اوضاع.

مصوبه این‌ها را می‌گوید، ولی فقط می‌گوید و خبری از نظارت نیست. پیگیری‌های ما نشان می‌دهد در برخی نقاط، درست در روز‌های پس از این مصوبه، صاحبخانه‌هایی بوده‌اند که توانسته‌اند حکم تخلیه بگیرند، آپارتمان‌شان را خالی کنند و دنبال مستاجر جدید با نرخ دلخواه باشند. مشاور املاکی در رودهن که به ما اطلاعات می‌داد، گفت در این هفته یک نفر اثاث مستاجرش را بیرون ریخت و این خانواده حالا با اسباب و اثاثیه‌شان آواره این کنج و آن کنج است. او می‌گوید در رودهن صاحبخانه‌ها زیاد حکم تخلیه می‌گیرند که چند‌تایی‌اش را خود او شاهد بوده و درهمین چند روزه اتفاق افتاده است. پوزخند برخی صاحبخانه‌ها به سقف دولتی افزایش اجاره خانه آن‌قدر جدی است که باید گفت طنزتلخ این روزهاست، به قدری تلخ که دست مستاجران را در پوست گردو گذاشته و از مصوبه ستاد یک تماشاچی ساخته.

ازدواج با همسن، آری یا نه؟!


روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: فاصله سنی زوج ها، یکی از موضوعاتی است که وابستگی زیادی به فرهنگ دارد. زمانی اختلاف سنی بیشتر از ۳-۴ سال، مطلوب و معمول بود، اما حالا فاصله کم سنی همسران رواج بیشتری یافته است. نمودار‌های فاصله سنی همسران در ازدواج‌های بین سال‌های ۹۰ تا ۹۶ در سایت ثبت احوال نشان می‌دهد بالاترین فراوانی ازدواج با حدود ۱۲ درصد در فاصله سنی زیر یک سال، اتفاق افتاده است.

همسن بودن همسران با همدیگر به خودی خود، ایرادی ندارد، اما بی‌توجهی به برخی نکات در این شرایط می‌تواند مشکلات این گروه از همسران را افزایش دهد. در ادامه این مطلب، نکات مهمی در این باره مطرح خواهد شد که مطالعه‌شان به دختر و پسر‌های دم بخت و حتی زوج‌هایی که همسن هستند و به تازگی ازدواج کرده‌اند، توصیه می‌شود.

ازدواج با همسن، آری یا نه؟!

مسئله همسن بودن زوج‌ها پیچیده است!

درباره اختلاف سنی زن و شوهرها، نمی‌توان هیچ باید و نباید کلی و عمومی در نظر گرفت. هرچند بزرگ‌تر بودن مرد بهتر است، اما نمی‌توان برای تمامی زوج‌ها گفت که حتما باید سن آقا از خانم بیشتر باشد یا این‌که اختلاف سنی مطلوب به عنوان مثال فقط ۳ تا ۵ سال است و اگر غیر از این باشد، به هیچ عنوان خوب نیست.

بلکه موضوعی که در خصوص اختلاف سنی همسران وجود دارد، بحث چالش‌های بیشتر یا کمتر در حالت‌های مختلف فاصله سنی است. به عنوان مثال تجربه نشان می‌دهد در اختلاف سنی بالای ۱۰ سال، همسران با چالش‌های بیشتری روبه‌رو هستند، اما این موضوع به آن معنا نیست که هر کسی به این سبک ازدواج کند، بعد از چند سال، حتما ازدواجش با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شود.

درباره ازدواج با همسن، اما مسئله کمی پیچیده‌تر است. به آن معنا که بسته به سن همسران، این وضعیت می‌تواند چالش‌های بیشتر یا کمتری را به دنبال داشته باشد و نتیجه‌گیری کلی درباره آن اصلا وجود ندارد، اما منظور از وابستگی این موضوع با سن همسران چیست؟

گروه‌هایی بدون چالش اضافه

بگذارید ابتدا درباره گروه‌هایی صحبت کنیم که همسن بودن خانم و آقا در آن‌ها، چندان چالش‌برانگیز نیست. اولین گروه، افرادی هستند که در سنین میان سالی با فردی همسن ازدواج می‌کنند. در چنین ازدواج‌هایی به صورت معمول، همسن بودن همسران موضوع چندان مهمی نیست و کمتر چالش‌های مجزایی ایجاد می‌شود.

گروه دیگری که ازدواج با افراد همسن بین آن‌ها کمتر به چالش‌های خاص منجر می‌شود، افراد بالای ۳۰ سال هستند. چرایی این موضوع نیز بیشتر به جا افتادن دختران و پسران در نقش‌های اجتماعی خود در این سنین مربوط است. اما در مقابل، گروه سنی دیگری هست که همسن بودن زوج در آن می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

ازدواج با همسن، آری یا نه؟!

وقتی احتمال دردسر افزایش می‌یابد

افراد وقتی در اوایل جوانی یا به عبارتی دیگر زیر ۲۵ سال ازدواج می‌کنند، با چالش‌های متفاوتی نسبت به ازدواج در سنین بالاتر روبه‌رو می‌شوند. البته ازدواج در این سنین مزیت‌های خاص خود را هم دارد، اما بی‌توجهی به چالش‌های ویژه این سنین، می‌تواند میزان اختلاف و البته جدایی و طلاق را افزایش دهد. یکی از موضوعاتی که می‌تواند به اختلاف بین همسران زیر ۲۵ سال دامن بزند، همین همسن بودن آن‌هاست، اما چرا چنین است؟ هم اکنون انتظارات جامعه از یک پسر جوان ۲۲-۲۳ ساله با انتظاراتی که از یک دختر جوان همسن دارد، متفاوت است.

این‌که چقدر از این انتظارات، درست و به جاست، محل بحث فعلی ما نیست؛ بلکه بحث بر سر تفاوت‌هایی است که در این زمینه وجود دارد. به عنوان مثال از یک پسر در این سن انتظار می‌رود توان کسب درآمد داشته باشد و مسیر زندگی‌اش را تا حد زیادی مشخص کند و بداند می‌خواهد طی سال‌های بعد در چه زمینه‌ای کار کند. این انتظارات وقتی که پسر ازدواج می‌کند البته تشدید می‌شود.

جنس این انتظارات به گونه‌ای است که امکان دستیابی به آن‌ها در ابتدای جوانی در غالب موارد میسر نیست، اما در مقابل دختری در همین سن و سال، به ویژه اگر قصد ازدواج داشته باشد، با انتظارات متفاوتی روبه رو می‌شود؛ انتظاراتی که بسیاری از دختران نیز در همان اوایل جوانی می‌توانند به آن برسند. انتظارات، متفاوت و البته میزان تسلط متفاوت دختران و پسران بر نقش‌های اجتماعی‌شان در ابتدای جوانی، می‌تواند شرایط خاصی را ایجاد کند. به این معنی که دختر در این سن، بعد از ازدواج شانس بیشتری دارد که بتواند مطابق انتظار جامعه و همسر خود عمل کند، اما در مقابل پسر به واسطه نرسیدن به انتظارات، ممکن است تحت فشار زیادی از سوی خانواده و همسر خود باشد. همین نداشتن توازن در انتظارات و میزان تسلط بر آن‌ها می‌تواند به منبعی مهم برای اختلاف بین همسران تبدیل شود.

ازدواج با همسن، آری یا نه؟!

چند توصیه برای مدیریت این چالش‌

اول آن‌که اگر در ابتدای دوران جوانی هستید و قصد ازدواج با فردی هم‌سن را دارید یا ازدواج کرده‌اید، لازم نیست نگران باشید. این موضوع می‌تواند چالش‌های اضافه‌تری به همراه داشته باشد، اما نمی‌توان آن را به عنوان نکته منفی در نظر گرفت. جدای از این مسئله، یادتان باشد همسران جوان همسن لازم است در کنار صبر و بردباری، انتظاراتی واقع‌بینانه از همدیگر داشته باشند و تحت تاثیر انتظارات اطرافیان به همسر خود فشار اضافه وارد نکنند. در کنار آن به خانواده‌ها نیز توصیه می‌شود در عین حال که به مستقل شدن جوانان کمک می‌کنند، در سال‌های ابتدایی ازدواج به حمایت و پشتیبانی از همسران جوان ادامه دهند.

گردنه حیران؛ این جاده است یا بهشت؟


برترین‌ها: کشور ایران با داشتن طبیعتی زیبا و منحصر‌به‌فرد برای مسافران داخلی و یا حتی گردشگرانی که از کشور‌های دیگر برای بازدید از آن می‌آیند، شگفتی‌های بسیاری در آستین دارد. در این میان برخی از مناطق ویژه و خوش آب و هوا در سطح کشور با داشتن مناظر و طبیعتی خارق‌العاده از شهرت بیشتری برخوردار هستند، یکی از این زیبایی‌ها، جاده گردنه حیران است.

اگر تا به حال به جاده گردنه حیران سفر نکرده باشید، قطعاً بار‌ها به اسم آن برخورده‌اید. گردنه حیران به عنوان یکی از زیباترین مناطق در ایران از شهرت بسیاری برخوردار است. منظره بی‌نظیر این منطقه برای مسافران و گردشگرانی که از آن عبور می‌کنند پر از شگفتی و البته لذت است و خاطرات یک سفر دلنشین را برایشان ماندگارتر می‌کند. در این مطلب تصمیم داریم شما را به گردنه حیران ببریم تا آن را بیشتر بشناسید.

درباره گردنه حیران

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

حیران نام یکی از روستا‌های ییلاقی و مسافرپذیر در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرستان آستارا از استان گیلان است. یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های این روستا، گردنه حیران آن است. این گردنه در مسیر آستارا- اردبیل قرار دارد و از یک سمت به کوه‌های سرسبز و خیره‌کننده و از سمتی دیگر به دره‌ای که رود ارس از آن عبور می‌کند اشراف دارد. از مهم‌ترین مشخصه‌های این گردنه، مه زیبایی است که آن را رویایی و شگفت‌انگیز می‌کند.

معمولاً مسافران و گردشگران در زمان عبور از این گردنه توقف می‌کنند و از منظره و البته هوای بی‌نظیر آن لذت می‌برند، البته ناگفته نماند که بخش جذاب دیگر ماجرا، مغازه‌ها و رستوران‌هایی هستند که در طی مسیر به فروش آش دوغ، چای، عسل و… می‌پردازند و در میان مسافران نیز از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند. ارتفاع گردنه حیران از سطح دریا چیزی حدود ۱۵۰۰ متر است و می‌توان آن را معروف‌ترین جاده در کشور ایران دانست. طول این جاده ۳۵ کیلومتر است و در قدم به قدم خود شگفتی‌های بسیاری را برای مسافران به جا می‌گذارد.

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

گردنه حیران در فواصل کوتاهی دارای پیچ‌های تندی است که در فصل سرما و به خصوص در زمانی که غلظت مه بسیار زیاد می‌شود، می‌تواند خطرآفرین باشد، به همین دلیل هم باید در زمان عبور از آن تمامی دقت و تمرکز خود را به کار بگیرید.

منطقه جاده گردنه حیران دارای مناظر طبیعی بکر و خارق‌العاده‌ای است که اطراف آن را محاصره کرده‌اند. نیمی از جنگل‌ها و مراتعی که در این منطقه قرار دارند مربوط به ایران و باقی آن‌ها از کشور جمهوری آذربایجان هستند، به همین دلیل نیز شناخت این جاده به عنوان یکی از محدوده‌های مرزی به اهمیت آن می‌افزاید.


دیدنی‌های گردنه حیران

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

در مسیر جاده گردنه حیران، شگفتی‌ها و دیدنی‌های بسیاری وجود دارد که از میان آن‌ها می‌توان به پارک ملی هیرکان به عنوان مرز ایران و آذربایجان اشاره کرد. این منطقه در کشور آذربایجان قرار دارد و با وسعتی در حدود ۴۰.۳۵۸ هکتار در سال ۲۰۰۴ توسط رئیس جمهور آذربایجان افتتاح شد.

علاوه بر این، جاده گردنه حیران دارای روستا‌هایی است که هر کدام جاذبه‌های بسیاری برای گردشگران و مسافران به همراه خواهند داشت، برای مثال روستای مشند که در کیلومتر ۱۸ جاده آستارا- اردبیل قرار دارد، مناظر ییلاقی بی‌نظیری داشته و می‌تواند پذیرای مسافران باشد. ساکنان این روستا از راه‌های خدماتی و گردشگری امرار معاش می‌کنند. روستای کشفی نیز از روستا‌های دیگر در مسیر گردنه حیران است. این روستا دقیقاً در مسیر کوهپیمایی قرار گرفته و به همین دلیل هم توسط کوهنوردان و ورزشکاران بسیاری مورد اقبال واقع شده است.

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

حیف است که از جاذبه‌های گردشگری گردنه حیران بگوییم و به جنگل فندق لو، آن هم به شکل ویژه‌ای نپردازیم. فندق لو جنگلی زیبا در فاصله ۱۰ کیلومتر شهر نمین و ۳۰ کیلومتری شهر اردبیل است و سرسبزی بی‌نظیری دارد. این جنگل سرشار از گیاهان و میوه‌های متنوعی از جمله فندق، سیب وحشی، تمشک، به، توت فرنگی، گوجه سبز، ازگیل و… است و به همین دلیل نیز شهرت بسیاری پیدا کرده است. علاوه بر این وجود یک استخر آب گرم به نام مشه سویی با خاصیت درمانی نیز بر محبوبیت و البته جاذبه این منطقه می‌افزاید.

در کنار جنگل فندق لو، شهرستان نمین قرار دارد که خود آن هم از جایگاه خوبی در گردشگری منطقه برخوردار است. در این شهرستان نقاط گردشگری بسیاری اعم از مقبره شیخ بدرالدین، مقبره پیرلنگ و هم چنین آرامگاه باباروشن نیز وجود دارد.


بهترین زمان سفر به گردنه حیران

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

زیبایی‌های جاده گردنه حیران بی‌حدومرز است و تقریباً در تمامی فصول سال می‌تواند شما را حیرت‌زده کند. با این حال توصیه ما این است که برای بازدید از این منطقه در ماه‌های اردیبهشت تا اواخر شهریور اقدام نمایید. علاوه بر این، فصل پاییز نیز در صورتی که بارندگی زیادی نداشته باشد می‌تواند زمان خوبی برای سفر به حساب آید.

درختان این منطقه در فصل پاییز نیز مثل رنگین‌کمانی خوشرنگ، چشمان شما را نوازش خواهند کرد، اما باید اعتراف کرد که زمستان‌های گردنه حیران به دلیل بارش برف سنگین و هم‌چنین مه غلیظ، خیلی انتخاب خوبی برای سفر نخواهد بود!


اقامت در منطقه گردنه حیران

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

اگر به منطقه حیران و جاده گردنه حیران سفر کردید می‌توانید از بابت اقامت خود خیالی آسوده داشته باشید. در این منطقه خانه‌های محلی و ویلا‌های بسیاری اجاره داده می‌شوند. علاوه بر این در شهر اردبیل نیز هتل‌های متنوع بسیاری وجود دارد که می‌توان از امکانات آن‌ها بهره برد و اقامت راحتی داشت.


مسیر رفت و آمد به گردنه حیران

گردنه حیران، این جاده است یا بهشت؟

اگر تصمیم دارید که به بازدید از گردنه حیران بروید باید مسیر آن را به خوبی بشناسید. اگر از شهر تهران به سمت گردنه حیران حرکت کنید برای پشت سر گذاشتن چیزی حدود ۶۳۲ کیلومتر، ۷ ساعت و نیم زمان نیاز خواهید داشت. برای این مسیر باید از اتوبان قزوین- رشت استفاده نموده و از رشت نیز به سمت آستارا حرکت کنید.

اگر هم از اردبیل قصد رفتن به گردنه حیران را پیدا کردید می‌توانید در اولین میدان ورودی اردبیل از تاکسی‌های این منطقه استفاده نمایید.

در آخرین روز‌های تعطیلات کجا بریم؛ آنکارا یا بدروم؟


برترین‌‌ها: اتور ترکیه از پرطرفدارترین تور‌ها بین ایرانیان است. این سفر با هزینه‌های کم، جاذبه و تفریحات بسیاری را برای گردشگران به ارمغان می‌آورد. هر کدام از شهر‌های ترکیه، ویژگی‌های خاص خود را دارند که شما بر اساس سلیقه و انتظاری که از سفرتان دارید، می‌توانید دست به انتخاب بزنید. تور آنکارا شما را به یکی از مهم‌ترین شهر‌های ترکیه می‌برد که ارزش سیاسی و تجاری بسیاری دارد. اما تور بدروم دقیقا نقطه مقابل آنکارا است. تور بدروم مناسب کسانی‌است که به دنبال گذراندن ایامی با آرامش هستند. این شهر کوچک ساحلی، با طبیعت و معماری بی‌نظیرش شما را به آرامش دعوت می‌کند.

در آخرین روز‌های تعطیلات کجا بریم؛ آنکارا یا بدروم؟

ترکیه، کشور سواحل پاک

سفر به ترکیه، مجموعه‌ای از لذت‌هایی است که باید در سفرتان بچشید. از تاریخ و هنر و معماری تا زندگی روزمره مردم، هر کدام قصه‌ای دارند تا برای شما روایت کنند. برای گشت و گذار در این کشور، بهترین انتخاب، همسفری با تور ترکیه است. همراهی کسانی‌که کشور را به خوبی می‌شناسند، این فرصت را به شما می‌دهد تا از تمام جنبه‌های سفرتان لذت ببرید.

ترکیه دارای نشان blue flag است. این نشان به پاک‌ترین سواحل اروپا اعطا می‌شود. علاوه بر این سواحل آرام و زیبا، آثار تاریخی، مساجد و کلیسا‌هایی که در طول تاریخ در کشور ترکیه بنا شده‌اند، می‌تواند هیجان انگیز باشد. پس خودتان را برای تور ارزان قیمت ترکیه آماده کنید و کوله بارتان را برای بازدید از استانبول، آنتالیا، آنالیا، بدروم و… آماده کنید که سفری لذت‌بخش در انتظار شما است.

بهترین زمان برای ترکیه گردی

بهترین زمان برای سفر به ترکیه، بهار و تابستان است. ماه‌های آوریل تا می (اردیبهشت و خرداد) و ماه‌های سپتامبر تا نوامبر (مهر تا آذر)، بازه‌ی زمانی مناسبی است. همچنین این کشور در روز‌های فستیوال‌ها یا حراج‌های بزرگ، دیدنی‌تر می‌‍شود. پس اگر تحمل شلوغی را دارید، این زمان‌ها را از دست ندهید. بهمن و اسفند اوج شلوغی‌های این کشور است. در همان روز‌ها می‌توانید با تور لحظه آخری ترکیه همراه شوید.

پس تا آب وهوای منطقه مساعد است، تور ترکیه را خریداری کنید تا در سریع‌ترین زمان ممکن به سفری بدون ویزا بروید!

سفری خاطره‌انگیز به آنکارا، گشت و گذار در پایتخت ترکیه

آنکارا، پایتخت ترکیه و یکی از مدرن‌ترین شهر‌های این کشور است. تور آنکارا می‌تواند یکی از بهترین انتخاب‌ها برای هر کسی با هر سلیقه‌ای باشد. در سفر با تور آنکارا هر آنچه که از سفر به ترکیه انتظار دارید برآورده می‌شود: طبیعت سبز و زیبا، تماشای شهری مردن، اما تاریخی با تفریحاتی هیجان‌انگیز و مراکز خرید درجه یک. در عین حال آن‌هایی که قبلا به استانبول، کوشی‌آداسی یا آنتالیا سفر کرده‌اند، در سفر به آنکارا تجارب جدیدی هم به دست خواهند آورد.

در آخرین روز‌های تعطیلات کجا بریم؛ آنکارا یا بدروم؟
آنکارا کجاست؟

آنکارا، پایتخت ترکیه و یکی از مراکز اقتصادی و سیاسی مهم این کشور است. بسیاری از دانشگاه‌های معتبر و ادارات مهم ترکیه در آنکارا قرار دارد و شما می‌توانید تلفیق فرهنگ سنتی ترکی را با مدرنیته اروپایی به زیبایی مشاهده کنید. این شهر در میان ۳ رودخانه و ۴ رشته کوه قرار گرفته است و همین موقعیت جغرافیایی جاذبه‌های طبیعی آنکارا را دو چندان می‌کند. مراکز خرید لوکس و رنگارنگ هم که اکثر برند‌های مطرح جهان در آن پیدا می‌شود، یکی دیگر از ویژگی‌های آنکارای زیباست. در سفر با تور آنکارا هر آنچه بخواهید در دسترستان است.

بدروم، لذت قدم زدن در ساحل دریای اژه

مناطق ساحلی و شهر‌های بندری، همیشه یکی از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین مناطق گردشگری در دنیا هستند. کشور ترکیه که در چند ساله اخیر در زمینه جذب گردشگر موفقیت چشمگیری داشته‌است، شهر‌های ساحلی فراوانی دارد که هر کدام از آن‌ها ویژگی و زیبایی منحصر به فردی دارند. شهر بدروم در ترکیه یکی از شهر‌های زیبا و توریستی است که تور‌های گردشگری زیادی به این منطقه رفت و آمد می‌کنند و می‌تواند سفری جذاب و تجربه‌ای جدید برای گردشگران باشد.

در آخرین روز‌های تعطیلات کجا بریم؛ آنکارا یا بدروم؟
بدروم کجاست؟

بدروم یا بودروم (در زبان ترکی استانبولی)، یک شهر بندری منحصر به فرد و شگفت‌انگیز در جنوب ازمیر و ساحل دریایی اژه است. منطقه دریای اژه در ترکیه از مناطق بسیار حاصلخیز و خوش آب و هوا در این کشور به حساب می‌آید که شهر بندری بدروم نیز در میان آن قرار گرفته است.

بدروم با موقعیت جغرافیایی عالی جاذبه‌های طبیعی زیادی مانند خط ساحلی و دیگر مناظر طبیعی دارد. آب و هوای این منطقه مطبوع و دلچسب است و قدم زدن در آن لذتی تکرار نشدنی است.

بدروم شهری منحصر به فرد است که همه چیز در آن متفاوت جلوه می‌کند. از تنوع آدم‌ها و رنگارنگی آن‌ها گرفته، تا باران‌های دلپذیر و طلوع و غروب خورشید، همه چیز خاص و زیبا است. تور بدروم می‌تواند شما را به این منطقه جذاب و دیدنی ببرد تا در میان شگفتی‌های طبیعی و بی‌نظیر آن غرق شوید. در سفر با تور بدروم، می‌توانید پیوند زندگی سنتی و مدرن را ببینید و همچنین زندگی شبانه بدروم با ویژگی‌های خاص آن را تجربه کنید.

این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری، هنری و سرگرمی در ترکیه است که توریست‌های زیادی برای دیدن آن با تور‌های ارزان قیمت و یا تور‌های لحظه آخری به آنجا سفر می‌کنند.

از معروف‌ترین سواحل شهر بدروم، می‌توان از ساحل‌های Ortakent، Yalikavak، Gumusluk و Bagla نام برد. رفتن به تمامی سواحل این منطقه، قابل دسترس و راحت است و می‌توان با اتوبوس‌ها و تاکسی‌های شهر که به سواحل می‌روند، به آنجا رسید.

در سفر با تور بدروم می‌توانید با یک برنامه‌ریزی مناسب و زمانبندی عالی، از تمامی مناطق دیدنی، سرگرمی، تفریحی و تجاری این شهر مانند قلعه بدروم، آرامگاه هالیکارناسوس، موزه دریایی بدروم، دروازه میندوس، تئاتر باستانی و بسیاری از جاذبه‌های گردشگری دیگر دیدن کنید.

عشق شما «یک طرفه» است یا «دوطرفه»؟


ماهنامه سپیده دانایی – عطیه رضایی: «غرورم را شکستم، همه جوره کنارش بودم، همه جوره محبتم را به اش ابراز کردم، همه کاری براش کردم که بفهمه دوستش دارم، اما اون با من چی کار کرد؟» حتما در طول زندگی خود و اطرافیانتان جملاتی از این دست را شنیده اید و با کسانی رو به رو شده اید که عشق و علاقه یک طرف نسبت به کسی را در زندگی خود تجربه می‌کنند و این علاقه یک طرفه و بی نتیجه تا جایی پیش می‌رود که زندگی روزانه و کار و فعالیت آن‌ها دچار مشکل می‌شود؛ اما این دوست داشتن یک طرفه چه مزایا و معایبی می‌تواند برای شخص داشته باشد؟ و چه کمکی می‌توان به این افراد کرد؟

رنج دوست داشتن کسی که علاقه‌ای به شما ندارد، واقعا مشکل است و توام با احساس ناامید و افسردگی است و زمانی که فکر کنید که آن فرد دقیقا همانی است که شما می‌خواهید، این احساسات قوی‌تر هم می‌شوند. بیشتر آدم‌ها با امید این که روزی بتوانند به هر قیمتی به وصال محبوب برسند روزگار می‌گذرانند، اما در حقیقت این امید‌ها هیچ وقت به واقعیت بدل نمی‌شوند و آن‌ها دچار احساس ناکامی در زندگی می‌شوند.

عشق شما «یک طرفه» است یا «دوطرفه»؟

نشانه‌های عشق دوطرفه

عشق واقعی زمانی است که دو طرف از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این عشق معمولا نشانه‌های زیر را دارد:

۱. توجه به علاقه‌های طرف مقابل: اگر فردی شما را دوست داشته باشد، به نیاز‌ها و علایق شما توجه زیادی نشان می‌دهد، دوست دارد بداند شما چه علایقی دارید و از چه چیز‌هایی بدتان می‌آید.

۲. خوشحالی از موفقیت یکدیگر: وقتی یک نفر به کار‌های شخصی و موفقیت و شادی فرد دیگر خیلی علاقه نشان می‌دهد، یعنی آن فرد را دوست دارد، در شادی‌های او سهیم است و او را دوست دارد. کسانی که یکدیگر را دوست دارند از موفقیت و شادی هم خوشحال می‌شوند.

۳. حمایت دوطرفه: فردی که به شما علاقه‌مند باشد در زمانی که شما شرایط سختی را تجربه می‌کنید، آسایش و آرامش شما را فراهم می‌کند. کسانی که یکدیگر را دوست دارند در بدترین و بهترین شرایط زندگی در کنار یکدیگر هستند و از هم حمایت می‌کنند. اگر فردی صبورانه به شما کمک می‌کند که مشکلات شخصی خود را حل کنید و تا حد ممکن پشتیبان شماست، آن فرد به شما علاقه دارد.

۴. لذت از با هم بودن: اگر فردی به راستی به شما علاقه داشته باشد، دوست دارد زمانی را هرچند کوتاه با شما سپری کنید. برای با هم بودن لازم نیست دلیل و یا برنامه‌ای وجود داشته باشد، کسانی که یکدیگر را دوست دارند از صرف بودن با هم لذت می‌برند.

عشق شما «یک طرفه» است یا «دوطرفه»؟

نشانه‌های «عشق یک طرفه»

عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق، امری ذهنی است. یعنی عاشق در افکار و پیش فرض هایش باور دارد که معشوقش به او علاقه‌مند است و او از احساسات معشوقش بی اطلاع است. روان شناسان این حالت را بیش از آن که عشق بنامند، آن را نوعی مشکل می‌دانند. در برخی موارد اشخاصی هستند که به شدت کسی را دوست دارند و تصور می‌کنند که آن شخص نیز آن‌ها را دوست دارد، اما این‌ها تنها پرورده خیالات اوست، زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد!

این حالت نوعی بیماری است و حالت عادی و معمولی نیست، زیرا در حالت عادی اگر کسی به شخص دیگر علاقه‌مند شود، ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است، بی شک از آن عشق دست بر می‌دارد. وی زمانی که شخص دچار «عشق بیمارگون» باشد، از این عشق یک طرفه دست بر نمی‌دارد و اگر میل عاشق پس از اجابت نشدن خواسته اش دوباره مطرح شود، ممکن است در نهایت منجر به سرخوردگی شود.

پیامد‌های عشق یک طرفه

زمانی که عاشق به معشوق می‌رسد همه چیز ختم به خیر می‌شود، اما اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است با به وجود آمدن خشم، عشق به تنفر منجر شود. این افراد همواره با تصورات ذهنی شان زندگی می‌کنند و معتقدند که دیگران هستند که نمی‌خواهند او به معشوقش برسد. چنین فردی خیال می‌کند معشوقش او را دوست دارد و مخالفت‌های دیگران مانع وصال اوست. در این بیماری فرد به شدت افسرده می‌شود، البته مقصود این نیست که همه عشق‌ها این گونه است، بلکه منظور برخی از این عشق هاست که ما آن را به عنوان عشق بی وصال و یا عشق یک طرفه می‌نامیم.

عشق شما «یک طرفه» است یا «دوطرفه»؟

گام به گام مقابله با عشق یک طرفه

اگر کسی را با تمام وجود دوست داشته اید، ولی پاسخی در قبال این دوست داشتن دریافت نکرده اید و نتوانسته اید با احساسات خود کنار بیایید، گذشتن از پنج مرحله زیر می‌تواند به شما در فراموش کردن او کمک کند.

۱. انکار کردن: در ابتدا ممکن است فراموش کردن محبوب تان باورنکردنی به نظر برسد. شوکه شدن، بی حسی و کرختی بعد از مواجه شدن با این واقعیت که شخص مقابل تان علاقه‌ای به شما ندارد، احساسات طبیعی هستند که در این زمان تجربه می‌کنید. پس از تحلیل رفتن تدریجی و کمتر شدن شوک اولیه، احساس درد، غم و گناه در این مرحله کمتر می‌شود.

۲. عصبانیت: این مرحله سخت‌ترین مرحله برای مدیریت کردن خودتان است. وقتی که از مرحله انکار واقعیت عبور می‌کنید و شرایط را همان طور که هستند می‌پذیرید، عصبانیت ایجاد می‌شود. در این مرحله فرد حمایت کسی را نمی‌پذیرد و هرگونه کمکی را رد می‌کند. فرد می‌خواهد هر کسی و هر چیزی را برای این فقدان سرزنش کند. سوالی که افراد در این مرحله از خود می‌پرسند این است که «چرا من؟» «چرا او مرا رها کرد؟»

۳. چانه زدن: این مرحله، ادامه مرحله عصبانیت و خشمگین شدن است. چانه زنی تقریبا همیشه گفت وگویی با همه قدرت است، فرد تمام تلاشش را می‌کند تا در مقابل رفتن شخص محبوب بایستد و به هر نحوی و با هر وسیله‌ای او را برگرداند.

۴.افسرده شدن: مرحله چهارم بیشترین قابلیت را دارد تا فراموش کردن محبوب را تبدیل به فقدانی ناتوان کننده برای همه عمر کند. وقتی که فرد نبود فرد مورد علاقه خود را می‌پذیرد و کاملا دچار ناامیدی می‌شود، درواقع در این مرحله قرار می‌گیرد. خیلی مهم است که متوجه تفاوت بین غمگینی طبیعی ناشی از فقدان و افسردگی بالینی (این نوع افسردگی نیاز به درمان دارد) بشویم. احساساتی مانند ناامیدی و پوچی و احساساتی مانند کناره گیری و غمگینی شدید در طول این مرحله طبیعی هستند.

۵. پذیرفتن واقعیت: پذیرش، آخرین مرحله فراموش کردن است. این مرحله‌ای است که هر کسی برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. در این مرحله فرد با خودش آشتی می‌کند و خودش را آماده می‌کند تا با آرامش از آن عبور کند و با فرد مورد علاقه اش در صلح قرار گیرد. او که در مرحله خشم از دست معشوق عصبانی بود، حالا با او در صلح است و می‌پذیرد که معشوق رفته است و به مرور زمان به زندگی عادی بر می‌گردد.