خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟


برترین‌ها: خشونت علیه زنان و کودکان در هر نوع، هر زمان و هر مکانی خشونت علیه بشریت است. نگذاریم زنان و کودکان در دوزخ خشونت فنا گردند؛ چرا که این پدیده نه تنها زنان و کودکان که مردان جامعه را نیز به باتلاق تباهی خواهد کشاند.

زنان به شیوه‌های مختلف مورد خشونت و سوء استفاده قرار می‌گیرند؛ از آزار و خشونت فیزیکی گرفته تا سوء استفاده مالی و آزار جنسی و قاچاق. خشونت‌ها علیه زنان به هر شکلی که انجام شود، می‌تواند برای مدتی طولانی برایشان پیامد‌های منفی فیزیکی یا احساسی به همراه داشته باشد.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

انواع خشونت علیه زنان

۱. خشونت و سوء استفاده در دوران دوستی

این نوع از خشونت در زمانی روی می‌دهد که زن با فردی در رابطه‌ای احساسی و شخصی باشد و مرد در جریان این رابطه به زن آسیب بزند. این آسیب می‌تواند فیزیکی، جنسی، کلامی یا احساسی باشد و ممکن است زمانی روی دهد که زن عمیقا عاشق اوست.

سوء استفادۀ کلامی و احساسی می‌تواند به شکل فریاد زدن، قلدری کردن، نام زن را با تحقیر صدا زدن، توهین به زن مقابل دوستان و خانواده، گفتن اینکه او سزاوار آزار است باشد. گاه نیز پس از ارتکاب این آزارها، مرد سعی می‌کند با دادن هدایایی تخلف خود را حل و فصل کرده و وعده تغییر بدهد.

از جمله سوء استفاده‌های جنسی اینکه زن را مجبور به انجام رفتاری جنسی خلاف خواست او بکنند یا او را در زمانی که موافق نیست، مجبور به رابطۀ جنسی کنند.

از نمونه‌های سوء استفاده‌های فیزیکی نیز می‌توان به زدن، هل دادن، لگد زدن، گاز گرفتن، پرت کردن اشیاء، خفه کردن یا هر نوع رفتار تهاجمی دیگر اشاره کرد. حتی مجبور کردن زن به باردار شدن برخلاف خواست او نیز نوعی از خشونت علیه زنان محسوب می‌شود.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

۲. خشونت علیه زنان سالمند

خشونت علیه زنان سالمند زمانی روی می‌دهد که افرادی که از آن‌ها مراقبت می‌کنند آگاهانه به آن‌ها آسیب فیزیکی، احساسی و کلامی یا مالی بزنند. نادیده گرفتن سالمندان و نیازهایشان (مانند محروم کردن آن‌ها از غذا و مراقبت‌های بهداشتی) تا جایی که به آن‌ها آسیب وارد شود نیز خشونت علیه آن‌ها محسوب می‌شود.

آزار زنان سالمند و سوء استفاده از آن‌ها بسیار بیشتر از آزار مردان سالمند است. این آزار و اذیت‌ها می‌تواند در خانه، در مراکز مراقبت از آن‌ها یا در مکان‌های عمومی انجام شود.

۳. سوء استفاده احساسی و کلامی

برخی فکر می‌کنند اگر از نظر جسمی به زنان آسیبی وارد نشود، خشونتی روی نداده است. درحالیکه خشونت‌های احساسی و کلامی می‌تواند هم در کوتاه مدت و هم درازمدت، برای زنان پیامد‌هایی منفی و جدی به اندازۀ پیامد‌های خشونت‌های فیزیکی به همراه داشته باشد.

برخی از انواع خشونت‌های کلامی و احساسی عبارتند از توهین کردن، ترساندن، منزوی کردن، تلاش برای کنترل کردن، تکرار رفتار‌های حسادت آمیز، محروم کردن زن از دیدن دوستان و اعضای خانوادۀ خود، تلاش برای محروم کردن زن از ادامۀ کار یا تحصیل، جلوگیری از رفتن زن به دکتر، تهدید کردن و تصمیم گرفتن به جای زن.

اینکه از زن بخواهند تمام کار‌هایی را که در طول روز انجام داده به اطلاع مرد برساند یا در تماس دائمی با او باشد، از او بخواهد رمز عبور شخصی خود در تلفن، ایمیل و شبکه‌های اجتماعی را در اختیار او بگذارد، همچنین عصبانی شدن به‌گونه‌ای که باعث ترس زن شود، کنترل وضعیت مالی زن و بازخواست چگونگی خرج کردن درآمدش نیز از دیگر انواع خشونت‌های احساسی و کلامی است.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

۴. سوء استفاده مالی از زنان

سوء استفاده مالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد خاطی سعی دارد با کنترل امور مالی زن، او را کنترل کند و بر زن برتری یابد. در چنین وضعیتی افراد خاطی تمام پول و دارایی زن را کنترل می‌کنند و اطلاعات مالی زن را از او مخفی نگه می‌دارند. معمولا سوء استفاده‌های مالی در پی سوء استفاده‌های فیزیکی روی می‌دهد.

سوء استفاده مالی از زن باعث می‌شود که نتواند با وجود اینکه قربانی خشونت است، رابطۀ خود را با فرد خاطی قطع کند، زیرا زن همواره از این موضوع می‌ترسد که نتواند به تنهایی هزینه‌های مالی خود و فرزندانش را تامین کند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

۵. قاچاق زنان

قاچاق زنان شکلی از بردگی است. در این حالت زنان مجبور می‌شوند و یا با فریب در شرایطی قرار می‌گیرند تا در محیطی خطرناک و غیرقانونی کار کنند یا برخلاف خواستشان با دیگران رابطه جنسی داشته باشند. قاچاقچیان، زنان برده را مجبور به مصرف مواد مخدر می‌کنند، آن‌ها را محبوس می‌کنند، مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و گرسنه نگاه می‌دارند تا بتوانند روی آن‌ها کنترل داشته و مجبور به کار کنند. زنان و دختران بیشترین قربانیان قاچاق جنسی هستند.

موارد بالاو هزاران نوع سوء‌استفاده‌ی دیگر از زنان وجود دارد که تا به حال قربانیان زیادی گرفته و روزبه‌روز هم در حال افزایش است.

در این دوره و زمانه خشونت‌های دیگری هم به جز خشونت علیه زنان مشاهده می‌شود که یکی از آن‌ها خشونت علیه کودکان است. خشونت علیه کودکان شامل انواع خشونت علیه افراد زیر ۱۸ سال است که توسط والدین یا مراقبان کودک، همسالان، همسران دوم و یا غریبه‌ها ایجاد می‌شود.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

جهت کسب اطلاعات بیشتر از اینستاگرام بازدید نمایید.

khoshonat.zanan_kodakan@


انواع خشونت علیه کودکان

بیشترین خشونت علیه کودکان شامل حداقل یکی از ۶ نوع اصلی خشونت است که در مراحل مختلف رشد کودک اتفاق می‌افتد.

بدرفتاری: شامل خشونت جسمی، جنسی، روحی و عاطفی است و غفلت از نوزادان، کودکان و نوجوانان توسط والدین، مراقبان و دیگر افراد اغلب در خانه، مدارس و یتیم خانه‌ها را شامل می‌شود.

تهدید: رفتار تهاجمی ناخواسته توسط یک کودک دیگر یا گروهی از کودکان است و شامل آزار جسمی، روانی یا اجتماعی است و اغلب در مدارس و گروه‌های کودکان مشاهده می‌شود.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت توسط بزرگسالان: خشونت توسط جوانان در میان کودکان و نوجوانان است و اغلب در محیط‌های اجتماعی بین آشنایان و غریبه‌ها رخ می‌دهد.

خشونت جنسی: شامل آزار و اذیت جنسی فردی بی‌دفاع بوده که ممکن است گرفتار قاچاق جنسی شود.

خشونت عاطفی یا روانی: شامل محدودیت حرکات کودک، خشونت، تهدید وتبعیض و دیگر اشکال غیر جسمی خصمانه است.

کمترین حق زنان و کودکانی که اینگونه خشونت‌ها را تجربه می‌کنند، آگاهی از حقشان است، این که بدانند در این مواقع باید به چه کسی مراجعه کنند و با چه کسی دردِ دل کنند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

در جامعه‌ی ما برای رفع این مشکلات و مبارزه با هرنوع خشونت علیه زنان و کودکان بی‌گناه کشورمان، برنامه‌هایی تدوین و اجرا می‌شود. یکی از این برنامه‌ها اورژانس اجتماعی است که حاصل فعالیت‌های چندین ساله‌ی سازمان بهزیستی کشور در دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی است.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

نزدیک به ۲۰ سال است که از تاسیس اورژانس اجتماعی کشور می‌گذرد، اما به گفته‌ی مسئولان هنوز ۷۰ درصد از مردم از خدماتی که اورژانس اجتماعی ارائه می‌دهد، اطلاعاتی ندارند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

سرکار خانم طیبه خلقی، وکیل پایه یک دادگستری (کانون وکلای دادگستری تهران) مؤسس و صاحب امتیاز مرکز مشاوره روانشناسی یسنا، سوالات حقوقی شما را در زمینه های خشونت علیه زنان و کودکان، در کتابی با همین عنوان، پاسخ می‌دهد. با ما باشید تا رسیدن به مرز بی‌خشونتی علیه من، تو و فرزندانمان.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟
خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

کتاب خشونت علیه کودکان و زنان نوشته‌ی طیبه خلقی به شما آموزش می‌دهد که اورژانس اجتماعی چیست و افراد آسیب‌دیده چگونه می‌توانند از آن کمک بگیرند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

به امید آن روزی که هیچ‌یک از زنان و کودکان سرزمینمان مورد خشونت واقع نشوند و اگر هم خشونتی بر آن‌ها تحمیل شد، سکوت نکنند و با آگاهی کامل از حق خود دفاع کنند و از اورژانس اجتماعی برای حل این گونه مشکلات کمک بگیرند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

همین حالا با ما تماس بگیرید.

۰۲۱-۲۲۴۲۴۵۸۵

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

جهت کسب اطلاعات بیشتر از اینستاگرام بازدید نمایید.

khoshonat.zanan_kodakan@

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟


خبرگزاری ایرنا – سحر سلطانی: چرا هیچ چیزی برای این بچه ارزش ندارد؟ چرا نسبت به هیچ چیز احساس مسوولیت ندارد؟ ما که چیزی کم نگذاشته‎ایم چرا احساس مالکیت و حس مراقبت و مسوولیت ندارد؟ و چرا‌هایی دیگر.

مادر: چرا تبلتت را پرت می‎کنی روی سرامیک؟ توپ که نیست؛ کلی پول خورده!

آرمین: فوقش بشکنه یدونه بهترشو می‎گیریم

پدر: چرا لگو‌های ریزت همه‎جا پخش و پلاست؟ نمی‎گی گم بشه یا بره تو جارو؟

مریم: خب یه مدل دیگه‎اش را می‎خریم.

مربی مهدکودک: پاستل‎هایت را از کف زمین جمع کن، لگد می‎خورند له می‎شوند!

شاینا: مامانم دوباره برام می‎خره؛ و مصادیقی از این دست که دغدغه‎هایی مشترک و رنج‎آور برای والدین و مربی‎ها ایجاد می‎کنند: چرا هیچ چیزی برای این بچه ارزش ندارد؟ چرا نسبت به هیچ چیز احساس مسوولیت ندارد؟ ما که چیزی کم نگذاشته‎ایم چرا احساس مالکیت و حس مراقبت و مسوولیت ندارد؟ و چرا‌هایی دیگر.

مفهوم ارزش و ارزشمندی بدون قرار گرفتن در کنار مفاهیمی مکمل برای کودک درونی نمی‌شوند، اگر از بی‎تفاوتی‎های کودکتان نسب به لوازم شخصی‎اش شکایت دارید ابتدا به سراغ مفاهیم مکملی بروید که باید از سنین پایین (حدود دو سالگی) در خلال بازی‎ها و گفت‎وگو‌ها برای او روشن و درونی کنید.

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

مالکیت (موقت و دائمی / زمان‎مند و مکان‎مند)

«مالِ من» از اولین مفاهیمی است که کودک با آن مواجه است. مامانِ من، بابای من و… او به خوبی در بدو زبان‎آموزی می‎تواند مفهوم مال من و مال تو را ادراک کند. اما فهم مالکیت موقت یا دائمی برای او دشوار است و نیازمند تکرار مصادیق توسط والدین است. اینکه تاب در پارک تا موقعی که روی آن نشسته مال اوست و بعد باید به کودکی دیگر بسپارد، اما توپ نارجی در اتاقش همیشه مال اوست. یا فهم زمانی مالکیت مانند استفاده موقت از جعبه ابزار پدر در حضور او یا تبلت مادر در زمان تعیین شده توسط او.

برخی از والدین منحصرا به شکل‎گیری فهم مالکیت در کودک بسنده می‎کنند اینکه بداند پدر و مادرش چه کسانی هستند و ماشینشان کدام است یا اسباب بازی‎هایش را بشناسد. برای فهم ارزشمندی داشته‎ها، کودک باید مالکیت و انواع آن را خوب تشخیص بدهد. اینکه ممکن است جعبه مداد رنگی دوستش در مهد کودک مثل مال او باشد، اما مال او نیست و با جعبه مداد رنگی که او در خانه دارد فرق می‎کند. از همان اوان کودکی شناخت انواع مالکیت شخصی / جمعی/ موقت / دائمی/ زمان‎مند و مکان‎مند به فهم ارزشمندی داشته‎ها کمک موثری خواهد کرد.

مراقبت

از مفاهیم همراه، اما مستقلی است که با تمرین حین بازی‎ها می‎توان برای کودکان روشن و درونی نمود. وقتی به کودک امکان آزمایش سطح مقاومت اشیا داده شود مثلا تشخیص بدهد بادکنک نازک است و می‎ترکد، اما توپ زخیم‎تر است و به راحتی نمی‎ترکد، شیشه‎ها می‎شکنند و پلاستیک‎ها مقاومترند، نوع مواجهه و مراقبت را تشخیص می‎دهد، منع کردن‎های مستمر کودکان از تجربه نوع و جنس اشیا پیرامون باعث می‎شود که حس مراقبت و حتی کنجکاوی برای اکتشاف و ارتباط بین اشیا در آن‌ها ضعیف باشد، همزیستی با گیاهان و حیوانات خانگی هم موجب تعمق مفهوم مراقبت در کودکان می‎شود.

مفهوم دسترسی زمان‎مند و مکان‎مند

برخی از والدین تصور می‎کنند مهیا کردن هر چیزی برای کودک از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در اسرع وقت باعث می‎شود فرزندشان بدون کمترین عقده ناشی از محرومیت با اعتماد به نفس موثر بتواند با جهان پیرامون مواجه شود، کودک در دسترس بودن هر امری را عادی می‎پندارد و حتی توان ادراک محدودیت‎های زمانی و مکانی و تصور موانع برای برخوردار شدن را ندارد. از طرفی والدین را حامیان همیشگی برای در دسترس قرار دادن اشیا درک می‎کند و قهرمانان بدون شکست در رفع سد‌ها از سنین بسیار پایین (معمولا دوسال) در حین بازی دور بودن، نزدیک بودن/ آسان بودن و سخت بودن/ ساده بودن و پیچیده بودن مراحل دستیابی به چیز‌ها را با کودک تمرین کنید.

شراکت

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

همان اندازه که آموزش مفهوم حریم خصوصی و مرز‌های شخصی از سنین پایین لازم و ضروری است، همزمان مفهوم شراکت و «سهم مساوی دیگری» هم جایگاه بسیار مهمی دارد. برای مراقبت از شکل‎گیری انحصار طلبی‎های افراطی کودکانه بهتر است مفهم شراکت و سهم را در زندگی روزمره پر رنگ کنیم: شراکت در ساندویچ، لگو‌های بازی، غذا دادن به پرنده‎های در پارک و … را با کودک تمرین کنیم. می‎شود ساده‎ترین چیز‌ها را سهم‎بندی کرد و بین والدین و کودک به اشتراک گذاشت. سهم امروز خانواده از آب دادن به گلدان‎ها نفری یک گلدان و …

محرومیت

نگران نباشید، محرومیت همیشه باعث ایجاد گره‌های پیچیده روانی نمی‌شود، محرومیت انگیزه ایست برای پیدا کردن راهی در رسیدن به خواسته‌ها و تحقق آرزوها، اگر می‌خواهید کودکی مبدع و خلاق داشته باشید بگذارید برخی از نیازهایش را با ابتدایی‌ترین ابزار‌ها و لوازم بسازد، پس‌انداز کردن و اولویت‌بندی برای خرید مناسب‌ترین وسیله‌های مورد نیاز یک مهارت است که بدون تجربه محرومیت در کودک ایجاد نخواهد شد.

صبر

عدم تحمل در سنین پایین کودکی کاملا طبیعی است، چون کودکان فهم زمانی دقیقی ندارند و نمی‌توانند گذشت زمان را به راحتی ادراک کنند، اما صبور بودن و تحمل برای رسیدن به خواسته‌ها باید علاوه بر رشد شناختی کودک به او آموزش داده شود، منتظر پایان کلام دیگران باشد و وسط صحبت نپرد، برای این منظور کودک باید الگو‌های صبوری داشته باشد؛ پدری که پشت چراغ قرمز نا آرام می‌شود و مادری که تحمل ریخت و پاش و بازی کودک را ندارد و بلافاصله دستور به جمع کردن و تمیز کردن می‌دهد نباید انتظار داشته باشند کودکشان مفهوم تحمل همراه با آرامش را دریافت و درونی کند.

امانت / تعویض و جایگزینی

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

از جمله بازی‌هایی که بین کودک خود و سایر همسن و سال‌هایش می‌توانید برگزار کنید امانت دادن اسباب‎بازی و کتاب به یکدیگر از سنین پایین است و تمرین مراقبت از اشیا دیگران مانند وسیله‎های شخصی خود هم لذت داشتن چیز‌های متنوع به شکل موقت را به کودک می‎آموزد هم منتظر بودن برای بازگشت وسیله‎ای آن‌ها را نزد صاحبش ارزشمندتر می‎کند، اگر کودک تن به این بازی نداد بلافاصله به او برچسب خسیس یا خود خواه نزنید، او را در تجربه امانت دادن یا گرفتن و شریک شدن وسیله خودتان با دیگری به عنوان ناظر همراه کنید.

کودکان چهار ساله به بعد می‎توانند درک کنند برای حضور در جمع و پذیرفته شدن از سوی دیگران باید وسیله‎های خود را به اشتراک بگذارند، با تعویض موقت شروع کنید و به امانت دادن چند روزه بکشانید. در صورت تخریب وسیله از او راه حل بخواهید و راه‎های جبران را با او بررسی کنید، تعمیر کردن یا خرید معادل وسیله تخریب یا مفقود شده را با او تمرین کنید.

مسوولیت

مالکیت مسوولیت دارد. همواره به او هدیه ندهید و بگذارید خودش هم خرید کند؛ «وقتی خودت خرید می‎کنی خودت هم هزینه‎اش را از پول توجیبی‎ات بپرداز. خودت انتخاب کن، خودت مراقبت کن»، نقش و جایگاه کودک را حین خرید هر وسیله‎ای روشن کنید، از او بخواهید مکان مناسب و نحوه نگهداری مسوولانه در قبال آن وسیله را از پیش شرح دهد.

اعطای مالکیت به کودک آسان‎ترین کار ممکن است، اما پرورش یک مالکِ مسوول نیازمند طی مسیری از آموزش و گسترش مفاهیم و مهارت‎های مکمل است. کودک با بزرگ شدن، خود به خود به این مهارت‎ها نمیرسد، الگوی رفتاری مناسب و با ثبات می‎خواهد و صبر و تحمل. برای آموزش مفهوم ارزشمندی به کودکان ابتدا زندگی او را ارزشمند کنیم.

۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟


خبرگزاری ایرنا: شاید اگر قدیم‌تر‌ها می‌شنیدیم که اگر بچه‌ها با کتاب مأنوس شوند، احتمال موفقیت و باهوش‌تر شدنشان بیشتر است، تعجب می‌کردیم. کتاب، بیش از آنکه سرگرمی باشد، شخصیت یک بچه را از منزوی بودن به اجتماعی بودن و از زبان محدود به کلمات متنوع سوق می‌دهد. این مطلب را بخوانید تا در مورد اینکه چرا باید بچه‌ها را کتاب‌خوان بار بیاورید و برای شروع این کار باید چه کنید، بیشتر بدانید.

یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایی که می‌توانید فرزندانتان را به آن ترغیب کنید، کتاب خواندن است. هم سرگرم‌کننده است و هم محرکی برای تفکر و موفقیت‌های زندگی آن‌هاست. کتاب خواندن برای بچه‌ها فقط سرگرمی نیست. آن‌ها همچنین با کتاب خواندن در مورد افراد دیگر، مکان‌ها، ایده‌ها و امکانات بی‌حد و مرز یاد می‌گیرند.

۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

چرا کتاب خواندن برای کودکان مهم است؟

۱. واژگان و مهارت‌های زبان را توسعه می‌دهد

هرچه بچه‌ها بزرگتر می‌شوند، ما روزانه با آن‌ها صحبت می‌کنیم، اما واژگان و مباحثی که در معرض آن قرار می‌گیرند محدود و اغلب تکراری است. خواندن کتاب باعث بهبود واژگان فرزند شما می‌شود و آن‌ها را در معرض انواع مختلف ساختار جمله، سبک‌های نوشتن و روش‌های بیان قرار می‌دهد.

۲. بچه‌ها را تشنه دانستن می‌کند

هنگام خواندن کتاب، بچه‌های شما با طیف گسترده‌ای از موضوعات، فرهنگ‌ها و ایده‌ها آشنا می‌شوند. آن‌ها خواهند فهمید که دانش باید کشف شود. خیلی اوقات آنقدر از محتوای کتاب لذت می‌برند که حتی متوجه نمی‌شوند که درباره یک موضوع خاص، چقدر دانش کسب کرده‌اند.

۳. همدلی را افزایش می‌دهد

خواندن کتاب به بچه‌ها کمک می‌کند تا در مورد افرادی که ارتباط بسیار کمی با آن‌ها دارند، قدردان باشند و با آن‌ها همدلی کنند. آن‌ها به واسطه تجربه کمی که دارند در ارتباط با کتاب تجربه‌های جدید و ارتباطات را می‌آموزند.

۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

۴. بهترین شکل سرگرمی

اکنون که فناوری به یک سرگرمی برای بزرگسالان و کودکان تبدیل شده است، نمایش‌های تلویزیونی و برنامه‌های کودکان منابع خوبی برای یادگیری هستند، اما کتاب‌ها مثل همیشه انتخاب بهتری هستند. به جای ساعت‌ها نشستن جلوی تلویزیون کودکانتان را تشویق کنید که کتاب را به عنوان سرگرمی در نظر بگیرد.

۵. پیوند‌های قوی بین والدین و فرزندان

کتاب خواندن فرصت خوبی برای تعامل با فرزندان ماست، برای اینکه در مورد افکارشان در مورد موضوعات کتاب حرف بزنیم و صمیمیت بینمان برقرار شود.

۶. مغز کودکان را پرورش می‌دهد

اگر برای فرزندتان کتاب بخوانید، تفکر انتقادی او را تا حد زیادی پرورش دادید. وقتی بچه‌ها کتاب می‌خوانند، بین کلمات و تفکر بصری آن‌ها ارتباط برقرار می‌شود. برای خوانندگان مبتدی، تصاویر ابزاری مفیدی برای کمک به آن‌ها در درک روایت و درک بهتر هستند.

۷. تمرکز را بهبود می‌دهد

کتاب خوندن به تمرکز نیاز دارد، حتی برای کودکانی که در نشستن هم مشکل دارند و نمی‌توانند آرام و متمرکز باشند. با کتاب خواندن حواس‌پرتی‌ها دور می‌شوند و توان بچه‌ها برای تمرکز بیشتر می‌شود.

۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

۸. آینده موفق‌تری رقم می‌زند

مطالعات متعددی نشان می‌دهد که خواندن کتاب برای کودکان در سنین پایین، در موفقیت آنان در مدرسه اثر می‌گذارد. همچنین این موفقیت در محیط کار هم ادامه پیدا می‌کند. کتاب خواندن یک تجربه یادگیری طولانی مدت است که باعث رشد می‌شود.

۹. خلاقیت و تخیل را ارتقا می‌بخشد

فرزندان ما هنگام خواندن یک داستان، با استفاده از خلاقیت و تخیلشان، تصویری از چگونگی درک داستان در ذهن خود ایجاد می‌کنند. هر شخص تصویری متفاوت را در ذهن خود می‌بیند و ممکن است هر بار که همان کتاب را می‌خواند، تصویر ذهنی او هم تغییر کند. غوطه‌وری در کتاب به بچه‌های شما اجازه می‌دهد تجربیات و سناریو‌های جدیدی را تصور کنند که هرگز تصور آن‌ها ممکن نبوده است.

۱۰. خودشناسی آن‌ها را افزایش می‌دهد

کسانی که کتاب کم‌تری می‌خوانند، اعتماد به نفس کم‌تری به نسبت کتاب‌خوان‌ها دارند. جالب است بدانید خیلی از این احساسات در انزوای بعضی دانش‌آموزان در مدارس می‌تواند اثر بگذارد و کتاب خواندن آن‌ها را به حس بهتری از خودشان و در نهایت ارتباطات بهتر برساند.

۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

از کجا شروع کنیم؟

اکنون که از بسیاری از مزایایی که خواندن کتاب می‌تواند برای فرزندان شما فراهم کند آگاه هستید، قدم بعدی چیست؟ این را بدانیم برای شروع دیر نشده است:

خواندن را به یک انتخاب تبدیل کنید: بگذارید خود بچه انتخاب کند که کتاب بخواند. شما مشوق او باشید و او را مجبور به خواندن نکنید. اگر تمایل ندارند، اول بفهمید چرا تمایل ندارند. مثلاً ممکن است کتاب از سطح لغات آن‌ها بالاتر باشد. به تدریج دنبال کتاب‌های سخت‌تر بروید تا مشتاقی بچه‌ها ادامه داشته باشد. کتاب‌های صوتی را امتحان کنید.

انواع مطالب را برای کتاب خواندن پیشنهاد دهید: اگر بچه‌های شما از کتاب خواندن احساس شادی نمی‌کنند، ممکن است ژانر مورد علاقه خودشان را پیدا نکرده باشند. در همه زمینه‌ها برای شان کتاب بخوانید: رمز و راز، تاریخ، زندگی‌نامه، خیالی، علمی، تخیلی و…

فیلم کتاب را ببینید: یکی دیگر از روش‌های جالب برای علاقه‌مندی به کتاب، تماشای فیلم آن است. دیدن شخصیت‌های محبوب روی صفحه نمایشی، راه آسانی برای تقویت لذت خواندن است.

دو صد گفته، چون نیم کردار نیست: شما اصلی‌ترین شخصی هستید که بچه‌هایتان به دنبال آن هستند. کودکان و نوجوانان عاشق کپی کردن از والدین خود و انجام کار‌هایی هستند که والدین خود را روزانه انجام می‌دهند. فقط به بچه‌های خود نگویید که کتاب بخوانند. با کتاب خواندن خودتان به آن‌ها نشان دهید.

برای زمان کتاب خواندن برنامه‌ریزی کنید: برای کودکی که برنامه شلوغی داشته باشد اینکه بنشیند و کتاب بخواند شاید سخت باشد. با ایجاد وقت اختصاصی که فقط برای خواندن است تصمیم را کمی ساده‌تر کنید. کتاب خواندن می‌تواند قبل از خواب، بعد از مشق شب و یا هر زمانی که برای شما کار می‌کند، بهترین انتخاب باشد. این زمان می‌تواند برای خواندن صدای بلند با کودک یا خواندن مستقل استفاده شود.

کتاب‌ها را زنده کنید: پیدا کردن پیوند‌های واقعی با کتاب‌هایی که بچه‌های شما در حال خواندنش هستند، باعث افزایش لذت کتاب خواندن خواهد شد. اگر کتابی در مورد مزرعه خوانده است، می‌توانید او را به مزرعه ببرید و بگذارید تجربه واقعی از محیط مزرعه داشته باشد.

دسترسی به کتاب را افزایش دهید: یک کتابخانه خوب در منطقه خود پیدا کنید تا فرزندان خود را به آنجا ببرید و به آن‌ها اجازه دهید جادوی کتاب‌های نامحدود را تجربه کنند. بچه‌های خود را در کتابخانه ثبت نام کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که از ماجراجویی در کتاب خواندن لذت ببرند.

منبع: lifehack ،edarabia

متهمان اصلی تنبلی کودکان؛ از تلویزیون تا کوچه‌های ناامن


روزنامه خراسان – راضیه حسینی: بسیاری از ما در خانه حداقل یکی از بچه‌های دهه هشتاد، نودی را داریم که فکر می‌کنیم در تنبلی نظیر ندارند و وقتی با دوران کودکی خودمان مقایسه‌شان می‌کنیم، تفاوتی از زمین تا آسمان می‌بینیم. مشکل کجاست؟ چرا ما در کودکی پر از جنب و جوش بودیم و به قول معروف می‌خواستیم از دیوار راست بالا برویم، ولی بعضی از بچه‌های امروز گاهی حوصله غذاخوردن هم ندارند و تا هفت، هشت بار صدای‌شان نکنی حاضر نیستند سر میز غذا بیایند؟ صبح‌ها باید با کلی ناز و نوازش از تخت بلندشان کنیم و تا سرویس بهداشتی همراه‌شان باشیم که مبادا از شدت خواب‌آلودگی درِ خروج از خانه را با درِ دستشویی اشتباه بگیرند!

کجای کار ما به عنوان پدر و مادر می‌لنگد؟ اصلاً مشکل از ماست یا دوره و زمانه ساز‌ش با تنبلی کوک شده و به ما ربطی ندارد؟ بسیاری از والدین هر روز این‌ها را از خود می‌پرسند و جواب درستی پیدا نمی‌کنند. بیشتر بچه‌ها با اضافه‌وزنی که ناشی از کم‌تحرکی است در خانه نشسته‌اند و ترجیح می‌دهند عوض بازی‌های پرتحرک، با انواع و اقسام بازی‌های رایانه‌ای وقت بگذرانند.

متهمان اصلی تنبلی کودکان؛ از تلویزیون تا کوچه‌های ناامن

آیا واقعاً متهمان اصلی تنبلی کودکان ما فناوری‌های جدید و بازی‌های رایانه‌ای هستند؟ بازی‌هایی که روزبه روز بر تعداد و تنوع‌شان افزوده می‌شود و دیگر حد و مرزی ندارند. نقش ما به عنوان والدین کجای این قضیه است؟ برای پیدا کردن متهمان و خواندن دفاعیه آن‌ها با ما همراه شوید و دلایل هرکدام را بخوانید. در نهایت تصمیم با شماست که کدام یک متهم ردیف اول خواهد بود و کدام تقصیر و تأثیر کمتری در تنبل شدن فرزندان‌مان دارد.

متهم ردیف اول: فناوری

اتهام: مشغول کردن بچه‌ها و تنبل کردن آن‌ها.

این روز‌ها تبلت‌ها با اندازه‌های متفاوت مثل نقل و نبات دست بچه‌های دو، سه ساله به بالاست. تبلت‌هایی که پر از بازی‌های مختلف است و هر روز هم بر تعدادشان افزوده می‌شود. فقط کافی است چند دقیقه‌ای به مکالمه دو کودک هفت، هشت ساله گوش دهید تا از تعجب انگشت به دهان بمانید.

کودک اول: «این بازی رو از گوگل پلی دانلود کردم خیلی باحاله».

کودک دوم: «جدی؟ واسه منم شِیر ایت کن. آنلاین هم می‌شه بازیش کرد؟»

کودک اول: «آره. اتفاقاً نظراتش رو هم خوندم همه مثبت بود. خودم هم نظر مثبت دادم خیلی خوشم اومد. راستی ایمیلت چی بود؟»

این فقط یکی از وسایل ساده بازی بود. در مراحل پیشرفته‌تر به ایکس باکس و پلی استیشن می‌رسیم. از نظر بعضی خانواده‌ها کنسول‌های پیشرفته، اتفاق خوبی برای بچه‌هاست، چون با امکاناتی که دارد کودک مجبور می‌شود از اعضای بدنش کار بکشد و حرکات حقیقی را در فضای مجازی انجام دهد و همچنین حین بازی چند تا مشت و لگد حواله زمین و آسمان کند و کمی تحرک داشته باشد.

ولی باز هم از دنیای حقیقی دور است. این‌ها همه مشکلاتی است که فناوری با خودش به همراه آورده است. بماند که همه امکان خرید کینکت برای بازی‌های حرکتی را ندارند یا اگر داشته باشند هم با استقبال بچه‌ها مواجه نمی‌شود.

دفاعیه متهم: اگر شما و بچه‌های‌تان طرز استفاده صحیح از فناوری وتکنولوژی را بلد نیستید تقصیر ما چیست؟ باز می‌رسیم به همان مثال معروف و تکراری که چاقو هم می‌تواند مفید باشد و هم مضر. مهم این است که چه کسی و چطور از آن استفاده کند.

اصلاً می‌دانید اگر ما نبودیم چه مشکلات فراوانی داشتید؟ چطور می‌خواستید به راحتی از کارت بانکی خودتان استفاده کنید و همین طور که یک پای‌تان را روی آن یکی گذاشته‌اید اینترنتی پول جابه جا و قبض پرداخت کنید؟

راحت‌ترین کار انداختن توپ در زمین ماست. بهتر است جای مقصر دانستن فناوری، بروید خودتان و اعضای خانواده تان فرهنگ استفاده درست از ما را بیاموزید.

متهم ردیف دوم:تلویزیون

اتهام: پخش کارتون‌های مختلف و متنوع از صبح تا شب در کانال‌های مختلف.

متهمان اصلی تنبلی کودکان؛ از تلویزیون تا کوچه‌های ناامن

این روز‌ها غیر از شبکه‌ای مختص کودکان که از صبح تا شب انواع کارتون‌ها و برنامه‌ها را برای بچه‌ها پخش می‌کند، بعضی شبکه‌های دیگر هم در ساعاتی از روز برنامه‌های مخصوص کودکان پخش می‌کنند. یعنی بچه‌ها در هر ساعت از روز می‌توانند با روشن کردن تلویزیون و رفتن به شبکه مخصوص خودشان تا ساعت‌ها پای تلویزیون بنشینند و تکان نخورند.

این اوضاع را مقایسه کنید با دوران ما و زمانی که تلویزیون فقط از دو شبکه تشکیل می‌شد که یکی از شبکه‌ها آن‌هم فقط یک ساعت برنامه کودک پخش می‌کرد و نصفش صحبت‌های مجری بود و تذکر به ما برای عقب رفتن و ننشستن نزدیک تلویزیون. در کنار همه این‌ها تلویزیون‌های اینترنتی یا همان وی او دی‌ها هم هستند که تازه‌ترین محصولات روز دنیا را با دوبله‌های با کیفیت ارائه می‌کنند.

دفاعیه متهم: بد کردیم برای بچه‌ها انواع کارتون‌ها را پخش کردیم و در هر کدام نکات آموزشی مختلفی را گنجاندیم؟ این برنامه‌ها که با زبان بچه‌ها درس زندگی یاد می‌دهد بهتر است یا کارتون‌هایی که قدیم می‌دیدید و تا اشک‌تان در نمی‌آمد و یک دل سیر برای هاچ زنبور عسل، پرین و کوزت گریه نمی‌کردید آرام نمی‌شدید؟ ب

رنامه‌های من از صبح تا شب مخصوص گروه‌های مختلف سنی کودکان است. این‌که شما نظارت نمی‌کنید و بچه را رها می‌کنید پای تلویزیون، به من چه ربطی دارد؟ شما می‌توانید فقط به کودک‌تان اجازه دهید یک ساعت از برنامه‌ها استفاده کند و بعد من را خاموش کنید.

متهم ردیف سوم: خانواده

اتهام: وقت نگذاشتن کافی برای بچه‌ها و به بهانه مشغله‌های کاری آن‌ها را تنها گذاشتن.

پدر و مادری که از صبح تا بعدازظهر و گاهی شب مشغول کار بیرون از خانه هستند و وقتی می‌رسند هم دیگر حالی برای وقت گذراندن با کودکان ندارند، نمی‌توانند نظارت درستی بر فعالیت بچه‌ها داشته و مراقب کم‌تحرکی آن‌ها و مشغول شدن‌شان با انواع بازی‌ها و تلویزیون باشند.

برای والدین راحت‌ترین کار این است که بچه‌ها سرگرم تبلت و تلویزیون باشند تا آن‌ها بتوانند به کارشان برسند.

دفاعیه متهم: فکر می‌کنید ما بدمان می‌آید با بچه‌های‌مان وقت بگذرانیم، با آن‌ها پارک برویم و بازی کنیم؟ ما هم دوست داریم تفریح کنیم، با بچه‌ها قدم بزنیم و عوض نشستن پشت میز کار و فرمان خودرو، با خانواده وقت بگذرانیم.

ولی مگر می‌شود؟ چطور باید از پس مخارج زندگی و قسط و قرض‌ها برآییم؟ چطور باید برای بچه‌ها کفش و کیف و لباس تهیه کنیم؟ ما برای راحتی و آسایش آن‌ها از صبح کله سحر تا شب می‌دویم دنبال یک لقمه نان حلال.

تازه شب هم که می‌رسیم مگر می‌شود در این خانه‌های کوچک با دیوار‌های نازک که عطسه کنی همسایه‌ات می‌شنود، با بچه‌ها بازی کرد؟ فقط باید مراقب باشیم داد همسایه طبقه پایین در نیاید. بهترین راه هم نشستن بچه‌ها و ورجه وورجه نکردن آن‌هاست.

متهم ردیف چهارم: خانه‌های کوچک

اتهام: کوچک بودن و نداشتن فضای کافی برای تحرک بچه‌ها.

متهمان اصلی تنبلی کودکان؛ از تلویزیون تا کوچه‌های ناامن

خانه‌ها روز به روز از متراژ و ضخامت‌شان کاسته و بر تعدادشان افزوده می‌شود. در این واحد‌های آپارتمانی اگر بچه‌ها بخواهند هم نمی‌توانند تحرک داشته باشند و پدر و مادر هم ترجیح می‌دهند برای این که داد همسایه‌ها در نیاید، بچه‌ها گوشه‌ای بنشینند و مشغول بازی با موبایل یا تبلت باشند. آن قدر دیوار‌ها نازک هستند که اعصاب طبقه پایینی از افتادن قاشق سرمیز شام طبقه بالایی تحریک می‌شود و صبح داخل آسانسور حتماً به روی همسایه خودش می‌آورد و می‌خواهد از این به بعد بیشتر مراقب قاشقش باشد.

دفاعیه متهم: اولاً مگر ما خواستیم این قدر کوچک و نازک ساخته شویم. ما هم دل‌مان می‌خواست مثل پدربزرگ و مادربزرگ‌های‌مان حیاط‌دار بودیم، یک حوض آب داشتیم و درخت‌هایی پر از میوه. ولی چه کنیم که دیگر نه پول خرید خانه‌های حیاط‌دار توی جیب مردم است و نه زمینی برای ساخت‌شان مانده. تازه شما مردم باید کلی از ما تشکر کنید که اندازه‌مان با پول جیب شما یکی است وگرنه می‌خواستید چه کنید و کجا دنبال خانه بگردید؟ بی‌خود تنبلی بچه‌ها را گردن ما نیندازید. مگر این‌همه پارک و فضای سبز را از شما گرفته‌اند؟ بلند شوید دست بچه‌های‌تان را بگیرید و بروید پارک. بدوید، فوتبال بازی کنید و کمی چربی بسوزانید.

متهم ردیف پنجم: کوچه‌های ناامن

اتهام: شلوغی بیش از حد و امنیت پایین بعضی از کوچه‌ها.

در قدیم هر محله و کوچه‌ای شروع و پایان مشخصی داشت. همسایه‌ها به خوبی همدیگر را می‌شناختند و افراد غریبه را از آشنا تشخیص می‌دادند. بچه‌ها در این کوچه‌ها امنیت داشتند و به راحتی می‌توانستند بازی کنند. دختر‌ها کنار در خانه‌ها بساط خاله‌بازی‌شان را پهن می‌کردند و پسر‌ها مشغول فوتبال و بازی‌های دیگر می‌شدند. اما حالا محله‌ها به حدی شلوغ و پر از واحد‌های بزرگ آپارتمانی است که به سختی می‌توان افراد حاضر در یک آپارتمان را شناخت.

همسایه طبقه سوم تا به حال طبقه پنجمی را ندیده و اصلاً نمی‌داند چند نفر در آن واحد زندگی می‌کنند. این شرایط باعث شده کوچه‌ها دیگر محل امنی برای بازی بچه‌ها نباشند و آن‌ها ناگزیر در خانه‌ها محبوس شوند.

دفاعیه متهم: ما خودمان شاکی هستیم. از شما مردم، شما که عین مور وملخ ریخته‌اید توی کوچه‌ها و محله‌ها و خواب خوش را از ما گرفته‌اید. قدیم ساعت ۱۰ شب پرنده پر نمی‌زد. ما هم در آرامش و سکوت می‌خوابیدیم. حالا، اما شبی نیست که بدون سرو صدای شما بتوانیم چشم روی هم بگذاریم. اصلاً شب و روزتان را با هم قاطی کرده‌اید.

روز هم که می‌شود این قدر خودرو و موتور و دوچرخه از محله و کوچه رد می‌شود که سرسام می‌گیریم. حالا خودتان بگویید ما مقصر ناامنی هستیم یا شما؟ در ضمن اگر از بزرگ‌تر‌ها بپرسیدمی گویند قدیم هم مشکلاتی مثل نا امنی بچه‌ها بود، اما مثل الان اخبار دست به دست نمی‌شد و دل و جگر خانواده‌ها بیشتر بود. بچه بزرگ روی بازی بچه کوچک‌تر در کوچه نظارت می‌کرد و همه مواظب هم بودند.

متهم ردیف ششم: فضا و برنامه آموزشی برخی مدارس

اتهام: حیاط‌های کوچک، بی توجهی به زنگ ورزش و پر کردن وقت‌های خالی دانش‌آموزان با کارتون یا کلاس جبرانی!

قبلاً اگر معلم دیر می‌رسید یا مشکلی داشت بچه‌های کلاس به حیاط راهنمایی می‌شدند تا بازی کنند. الان حتی یک کلاس هم برای زنگ تفریح داخل حیاط مدرسه‌ها به خصوص غیرانتفاعی‌ها جا نمی‌شود؛ چه رسد به چند کلاس. بعضی مدارس در ساعت‌های بیکاری و زنگ‌هایی که بچه‌ها گاهی معلم ندارند یا درس معلم تمام شده، کلاس درس را تبدیل به یک سینمای کوچک می‌کنند و با دستگاه ویدئو پروژکتور که مخصوص تدریس است، برای بچه‌ها کارتون پخش می‌کنند. بله این راحت‌ترین کار برای آرام نگه‌داشتن دانش‌آموزان است و دیگر نیازی به داد وبیداد و مراقبت از آن‌ها نیست، ولی آیا این راه درستی برای پرکردن وقت آن هاست؟

دفاعیه متهم: شما که نمی‌دانید این بچه‌ها چه آتشی می‌سوزانند وقتی توی حیاط می‌دوند و جیغ و داد می‌کنند. ناظم‌ها مدام باید حواس‌شان به دانش آموزان باشد تا بلایی سر خودشان نیاورند. شما بودید کدام را ترجیح می‌دادید، آرام نشستن بچه‌ها سرکلاس و سلامت ماندن آن‌ها یا جیغ و داد کردن و دویدن و خدای نکرده زمین خوردن‌شان؟
تازه این والدین هستند که از ما می‌خواهند زنگ ورزش کلاس جبرانی ریاضی بگذاریم، تقصیر ما چیه؟

حالا چه کنیم؟

با خواندن دفاعیه متهمان و اتهامات‌شان، این سؤال پیش می‌آید که با وجود همه این مشکلات، راه حل قضیه کجاست؟ آیا باید تنبلی بچه‌ها را گردن شرایط زندگی بیندازیم و دیگر هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع نکنیم؟ شاید باید راه حل مشکل را در خودمان بیابیم. ما چقدر در زندگی روزمره تحرک داریم؟ از ساده‌ترین کار، مثل بالارفتن از پله به جای آسانسور بگیرید تا پیاده‌روی و انجام ورزش‌های صبحگاهی. چه مقدار از زمان ما در یک شبانه‌روز صرف گشت و گذار در صفحات مجازی می‌شود؟

کودکان از ما می‌آموزند. نمی‌توان از کودکی انتظار داشت پی بازی رایانه‌ای نرود وقتی خودمان سرمان مدام توی گوشی موبایل است. در خانه، در محل کار، توی مترو و اتوبوس، هر جا که فرصتی پیدا کنیم سریع گوشی موبایل‌مان را برمی‌داریم و مشغول گشتن در فضای مجازی می‌شویم.

متهمان اصلی تنبلی کودکان؛ از تلویزیون تا کوچه‌های ناامن

شاید وقتش شده باشد تا تغییر را از خودمان شروع کنیم. فضای مجازی را کنار بگذاریم و با کودکان‌مان وقت بیشتری را بگذرانیم. با آن‌ها بازی کنیم، پارک برویم و حتی می‌توانیم یک پیاده‌روی ساده خانوادگی ترتیب بدهیم و در راه با فرزندان‌مان حرف بزنیم. منع کردن کودک از بازی‌های رایانه‌ای و مجازی راه حل مشکل نیست بلکه فقط بچه‌ها را بیشتر تشنه به دست آوردن آن‌ها می‌کند.

این بچه‌ها تا بزرگ سالی در آرزوی بازی‌های رایانه‌ای می‌مانند و بالاخره در سن وسالی که اصلاً مناسب نیست، پی آن می‌روند. پس بهتر است با مدیریت و نظارت و فرهنگ سازی عطش شان به بازی‌های رایانه‌ای در کودکی رفع شود و از طرفی بهترین راه این است فضای حقیقی را برای آن‌ها آن قدر جذاب کنیم که خودشان بودن در کنار ما و بازی با خانواده را به نشستن در یک گوشه ترجیح بدهند.

شاید بد نباشد اگر ساکنان آپارتمان‌ها هم کمی آستانه تحمل‌شان را بالا ببرند و در ساعاتی که زمان استراحت و خوابیدن نیست به سروصدای بچه‌های همسایه اعتراض نکنند.

حتی چند خانواده با هماهنگی و همکاری روی بازی بچه‌ها در کوچه یا محوطه مجتمع‌های مسکونی نظارت کنند تا بچه ها، محصور در آپارتمان‌های ۷۰ متری نباشند.

برای داشتن بچه‌هایی کوشا و پرجنب وجوش باید همگی از پدر و مادر تا همسایه‌ها و مدارس دست‌به دست‌هم دهیم و شرایط را فراهم کنیم.

زندگی ماشینی خودبه‌خود کم‌تحرکی و تنبلی را با خودش به همراه می‌آورد و این ما هستیم که باید تلاش کنیم در این سبک زندگی غرق نشویم و شرایط را برای خودمان و فرزندان‌مان بهتر کنیم.

چگونه به سوالات مذهبی کودکان جواب دهیم؟


روزنامه خراسان – سیدمجتبی آل علی، دانش آموخته رشته فلسفه: «بابا، چرا امام حسین (ع) شهید شد؟»، «مامان، چرا بعد از این همه سال باید برای شهید شدن امام حسین (ع) عزاداری کنیم؟»، «بابا، میشه بپرسم خدا چیه؟» و …. این روز‌ها در دهه اول محرم و ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین (ع) هستیم و کودکان در این ایام برای شان پرسش‌ها و ابهاماتی مطرح می‌شود که از والدین خود می‌پرسند. در ادامه توصیه‌هایی به والدین برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی داریم.

نکاتی درباره چگونگی جواب دادن به سوالات مذهبی کودکان درباره خدا، عزاداری و امام حسین (ع)

۴ دلیلی که کودکان سوال می‌کنند

قبل از هر چیز باید بدانیم کودکان به چهار دلیل سوال می‌کنند:

۱. شناختن

۲. کنجکاوی

۳. دیدن تضاد‌ها

۴. تعارض‌ها

به طور کلی، کودکان سوال می‌کنند تا یاد بگیرند. والدین با دانستن همین نکته نه تنها نباید از پرسش کودک شان خسته شوند بلکه باید از این گونه سوالات استقبال کنند. در ادامه چند توصیه کلی درباره نحوه پاسخ گویی به سوالات اعتقادی کودکان خواهیم داشت و چند سوال را به عنوان نمونه، بر اساس همین توصیه‌های کلی پاسخ خواهیم داد.

نگویید تو در حد این مسائل نیستی!

سوال کردن فرزندان ما بیشتر برای شناخت و یادگیری است و به همین دلیل اگر سوال را از کودکان مان بگیریم، هیچ نسلی رشد نمی‌کند و حتی علمی و شناختی برای آن‌ها به وجود نمی‌آید. روش پاسخ گویی به این دسته از سوالات اعتقادی، پاسخ منطقی و بدون جهت گیری است.

نباید از اصطلاحاتی، چون «الان وقت این سوال نیست» یا «تو در حد این مسائل نیستی» استفاده کنیم. باید به صورت منطقی پاسخ دهیم و درست این است که ابتدا از کودک مان بپرسیم خودش چه فکر و برداشتی دارد و در ادامه صحبت او، به جمع بندی و پاسخ منطقی بپردازیم. استفاده از زبان تمثیل و انواع مثال‌ها می‌تواند در این زمینه به شما بسیار کمک کند.

با سوالات مفهومی پاسخ دهید

کودکان دوست دارند همواره جست و جو کنند و کنجکاوی برایشان نوعی بازی ذهنی است و دلیل آن، آشنایی بیشتر با محیط اطراف شان است. در پاسخ به این دسته از سوالات، یک نکته دیگر نیز قابل اهمیت است که پاسخ گویی باید با سوالات بیشتری اتفاق بیفتد. مثلا اگر کودک شما موضوعی را می‌داند و می‌خواهد بیشتر بداند و سوالی مطرح می‌کند، شما باید به جنبه دیگر آن موضوع بپردازید و توضیح تان همراه با سوالات مفهومی بیشتری باشد.

گاهی لازم است کودک را در آن موقعیت قرار دهید و بگویید: «اگر تو بودی، چه کار می‌کردی؟!»

تضاد و تعارض‌های ذهنی اش باید حل شود

وقتی اتفاقاتی در روند عادی زندگی می‌افتد که تاکنون نبوده است، برای کودکان مان تضاد ذهنی ایجاد می‌شود و شروع به پرسیدن می‌کنند. در این شرایط بهترین راه، همراهی کودک است تا ابتدا تجربه کسب کند. گاهی باید سوالات را با مسائل عاطفی و احساسی پاسخ داد.

وجود رابطه پر از محبت، می‌تواند بسیار در این مسئله کمک حال باشد. همچنین گاهی اتفاقاتی در زندگی می‌افتد که با اتفاقات گذشته مخالف است. کودک در این حال دچار تعارض می‌شود. در این شرایط برای پاسخ گویی به سوالات کودکان، باید از زبان مقایسه استفاده و موارد متناقض را در شرایطی منطقی مقایسه و بررسی کرد تا نتیجه قابل توجهی به دست آید.

تفاوت سوالات کودکان قبل و بعد از بلوغ

نکته بسیار مهم، این است که اگر کودک ما به صورت منظم در محیط‌های مذهبی قرار گیرد به مرور زمان، پاسخ بسیاری از سوالات خود را می‌یابد و خودش رفتار و روحیاتش را مدیریت می‌کند و سوالاتش را به راحتی پاسخ می‌دهد. البته نکته قابل توجه این است که جنس سوالات دوران کودکی و بلوغ با هم متفاوت است. سوالات دوران کودکی، بیشتر از جنس شناختن و کنجکاوی است و سوالات دوران بلوغ به دلیل بحران‌ها و انقلاب‌های درونی اش، از جنس حل تضاد‌ها و تعارض هاست.

نکاتی درباره چگونگی جواب دادن به سوالات مذهبی کودکان درباره خدا، عزاداری و امام حسین (ع)

نحوه پاسخ دادن به چند سوال رایج کودکان

در ادامه به صورت مصداقی به بررسی چند سوال می‌پردازیم که با توجه به نکته‌های مطرح شده در ابتدای مطلب، به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.

خدا چیست و کیست؟

این سوال بسیار مهم است و قبل از هر پاسخی باید خود کودک را با این سوال درگیر کنیم تا زبان و فهم کودک مان را بشناسیم. خودت چی فکر می‌کنی؟ یا چه حسی و درکی داری؟ فکر می‌کنی چیست؟ در گام دوم باید به او بگوییم خدا کجاست؟ و خدا جایی نیست جز در قلب او. با پرداختن به این سوالات و از دریچه ذهن کودک، می‌توان او را درمسیر رسیدن به پاسخی ساده قرار داد.

چرا باید عزاداری کنیم؟

در این سوال ابتدا باید احساس مسئولیت و عاطفه فرزندمان را بشناسیم و او را درگیر کنیم.

چیز‌هایی را که از دست داده و ناراحت شده است، برایش یادآوری و سعی کنیم عواطف و احساساتش را در نبود آن چه برایش ارزش دارد، بروز دهد. طبق نظریات علم روان شناسی، شور و هیجان نیز در کنار شعور، عامل سلامتی روان است.

چرا امام حسین (ع) شهید شدند؟

هیچ گاه در پاسخ به این سوال سعی نکنید واکنش منفی نشان دهید که چرا این سوال را پرسیده است! باید اول خودمان بدانیم فلسفه شهادت امام حسین (ع) چه بوده است. کودکان جنس بدی و ظلم را می‌شناسند و باید بپرسیم اگر تو بودی در برابر ظلم می‌ایستادی یا نه؟ تا چه حد؟ و … تا ذهن کودک ما با این موضوع آشنا شود.

چرا فلان فرد که عزادار است، کار غلطی انجام می‌دهد؟

این هم سوال مهمی است و کاش یک عزادار، حداقل در این ایام به این نکته مهم توجه کند که کودکان مشغول تماشای او هستند و خواهند بود.

با این حال و در پاسخ به این سوال، باید زبان مقایسه را به کار گیریم و به کودکان در گام اول بگوییم که هر کسی مصونیت از خطا ندارد و امکان دارد کار اشتباهی انجام دهد.

از طرفی به او نشان بدهیم اگر کار اشتباهی را دید، باید اشتباه بودن کارش را بفهمد و از آن رفتار بد دوری کند. سوالاتی، چون این که اگر کاری غلط باشد ما باید انجام بدهیم؟ در راستای پاسخ دادن به این سوال، گره گشا به نظر می‌رسد.

کودک باید آزادانه هر سوالی را بپرسد

در پایان توجه داشته باشید که هر سوالی را می‌توان پاسخ داد. فقط باید این نکته را در نظر بگیریم که پاسخ دادن به یک پرسش، سبب نشود شخصیت کودک مورد سوال قرار گیرد. کودک می‌تواند هر سوالی را بپرسد و آزاد است و نباید بابت سوال پرسیدنش بازخواست شود. همراهی کردن و گوش دادن به کودک و توجه به او، ۵۰ درصد پاسخ به سوالش است.