حقایقی که از جنجالی‌ترین دانشگاه ایران نمی‌دانید


روزنامه همشهری – فرزانه ابراهیم‌زاده: «بعداز ظهر امروز اعلیحضرت همایون شاهی تالار تشریح را در محل دانشگاه تهران اراضی جلالیه بازدید و افتتاح فرمودند. در ضمن نصب لوح تاریخی ساختمان دانشگاه که مرتب از عمارت دانشکده فنی حقوق و طب و ادبیات معمول گردید».

ناداستان دانشگاه تهران

این خبر یک روزنامه اطلاعات در روز ۱۵ بهمن۱۳۱۳ شمسی بود؛ روزی که کلنگ دانشگاه تهران به‌عنوان دانشگاه اصلی ایران در جنوب جلالیه رسما به زمین خورد.

به گزارش خبرنگار روزنامه در مراسمی که روز ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ در محل سالن تشریح دانشگاه تهران در شمال محوطه دانشگاه با حضور رضاشاه برگزار شد طرح دانشگاه و محل ساختمان‌های آن مشخص شد. براساس خبر روزنامه اطلاعات، سالن تشریح دانشگاه تهران در قسمت شمال اراضی دانشگاه مجاور آب کرج ساخته شده و آخرین قطعه دانشگاه است.

قرار بود در محل سنگ بنای دانشگاه تهران یک لوح طلا زیر خاک دفن شود. اما یک روز مانده به مراسم، رضاشاه از علی‌اصغرخان حکمت، کفیل وزارت معارف و پیمانکار اصلی دانشگاه خواست تا لوحی فلزی را آماده کنند. او دفن کردن لوح طلایی با آن وزن را اقتصادی ندانست و معتقد بود هزینه اضافی است.

حکمت در خاطراتش نوشته است که لوحی برنزی را به خط نستعلیق با این متن آماده کرد و در روز کلنگ‌زدن دانشگاه آن را به شاه داد تا در نقطه صفر دانشگاه در جایی که کلنگ دانشکده طب را زد زیر خاک بگذارد. براساس نوشته حکمت روی این لوح چنین نوشته شده بود: «هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا‌شـاه پهـلوی سر دودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نوشته کـه بـه یـادگار در دل سنگ جا گرفته به زمین سپرده شد. بهمن‌ماه ۱۳۱۳ خورشیدی».

روزنامه‌های قبل از مراسم نوشته‌اند که یک روز پیش از افتتاحیه دانشگاه، باران و برف شدیدی در تهران گرفت و به‌نظر می‌آمد مراسم لغو شود؛ اما رضاشاه اعلام کرد اگر سنگ از آسمان بیاید این مراسم برگزار خواهد شد. صبح ۱۵بهمن نه‌تن‌ها آفتاب شد که زمین هم خشک شد.

اما کلنگ ساخت دانشگاه اصلی ایران در کجا به زمین خورد. این سؤالی است که بسیاری از کسانی که در ۸۶سال گذشته گذرشان به این دانشگاه خورده از خودشان سؤال کرده‌اند. کلنگ دانشگاه دقیقا در شمالی‌ترین بخش پردیس اصلی دانشگاه یعنی خیابان پورسینا و در محل پلکان تالار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به زمین خورده و لوح ساخت دانشگاه نیز در همانجا به خاک سپرده شده است.

به استناد اسناد تاریخی، سالن تشریح و تالار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران قدیمی‌ترین بخش دانشگاهی مدرن ایران است که در آستانه ۱۴۰۰ وارد ۸۷سالگی خود می‌شود؛ ۸۷سالی که هنوز تاریخ درست و کاملی برایش نوشته نشده است. البته این مراسم، مراسم نامگذاری و آغاز ساختمان دانشگاه بود و مراسم رسمی افتتاح دانشگاه یک‌ماه و چند روز بعد یعنی روز ۲۴ اسفند همین سال برگزار شد.

قبل از اینکه بخواهیم داستان اصلی دانشگاه تهران را روایت کنیم باید این نکته را فراموش نکنیم که پیرامون این دانشگاه مادر، داستان‌ها و روایت‌های تحریف شده و شکل افسانه‌گونه کم نیست. یکی از این افسانه‌ها داستان شکل‌گیری دانشگاه تهران است که پیشنهاد ساخت آن را به تلاش دکتر محمود حسابی نسبت می‌دهند.

واقعیت این است که وی در شکل‌گیری مجموعه بزرگی به اسم دانشگاه تهران نقش زیادی نداشت و ماجرای ساخت این دانشگاه سال‌ها پیش از ۱۵ بهمن۱۳۱۳ با پیشنهاد یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی مطرح شد.

دکتر اسماعیل سنگ، نماینده ساری و تنکابن در مجلس ششم بود که برای نخستین بار ایده ساخت دانشگاهی سراسری به شکل اونیورسیته‌های فرنگی مطرح کرد و از وزیر معارف وقت خواست تا به آن توجه شود؛ موضوعی که متأسفانه میان هیاهوی زیاد دوستداران دکتر محمود حسابی گم شده است. دکتر سنگ که حالا خیابانی هم در تهران به نامش است، در سال۱۳۰۵ نامه‌ای به سیدمحمد تدین، وزیر معارف نوشت و درباره اقدام به تأسیس دانشگاه و اهمیت آن گفت و از او خواست تا نظرش را درباره دانشگاه بگوید. به‌نظر می‌رسد او قصد پاسخ دادن به سؤالی را داشت که برای نخستین بار عباس‌میرزا پرسیده بود و امیرکبیر در پاسخ به این سؤال دارالفنون را راه انداخته بود. اما نزدیک ۸۰سال از ساخت دارالفنون گذشته بود و این مرکز علمی نیاز جامعه ایران را تامین نمی‌کرد.

دکتر اسماعیل سنگ از وزارت معارف خواست تا اقدامی برای ساخت دانشگاه بزرگی برای رفع نیاز علمی کشور انجام دهد. تدین در پاسخ او نوشت: «راجع به اونیورسیته که آن را می‌توانیم دارالعلوم بگوییم کمال علاقه را دارم و مشغول تهیه لوازم و مقدمات آن هستم. نظر من این است که در یک فضای وسیعی که شاید ۸۰ تا ۱۰۰ هزار ذرع مربع وسعت داشته باشد، بنایی ساخته شود که شعب علوم و فنون در آنجا تأسیس گردد».

طرح دانشگاه با انتشار این نامه از سوی تدین به واسطه عبدالحسین‌خان تیمورتاش، وزیر دربار و البته مشاور اصلی به گوش شاه رسید. رضاشاه که تازه به قدرت رسیده بود با این پیشنهاد موافقت کرد و از تدین دعوت کرد تا درباره ایده دانشگاه بیشتر توضیح دهد.

تدین نیز درباره ایده ساخت دانشگاهی در پایتخت در فضایی ۸۰ تا ۱۰۰هزار متری با تیمورتاش و شاه صحبت کرد. رضاشاه هم که از این ایده خوش‌اش آمده بود از دکتر عیسی صدیق اعلم خواست تا به اروپا برود و با مطالعه در وضعیت دانشگاه‌های این کشور‌ها طرح کلی دانشگاه را نوشته و ارائه دهد. درحالی‌که دکتر صدیق اعلم برای تحقیق رفت دانشسرای عالی و دارالمعلمین و دارالمعلمات نیز در تهران فعالیت خود را آغاز کردند. مدرسه حقوق و علوم سیاسی به ریاست دهخدا در لاله‌زار و مدرسه پزشکی در خیابان شاه‌آباد فعالیت داشتند.

همزمان با بازگشت دکتر صدیق اعلم و آماده شدن طرح دانشگاه در بهمن۱۳۱۲ در جلسه هیأت دولت محمدعلی فروغی شروع به توصیف آبادانی تازه تهران کرد. علی‌اصغر حکمت که در آن زمان کفیل وزارت معارف بود بار دیگر با اشاره به اینکه این شهر زیبا تنها اشکالی که دارد نداشتن دانشگاه است بار دیگر موضوع دانشگاه را به جریان انداخته بود.

ناداستان دانشگاه تهران

حکمت در خاطراتش نوشته است: «در یکی از شب‌های فرخنده اواخر بهمن ۱۳۱۲ جلسه هیأت وزراء در حضور شاه در عمارتی که اکنون مقر کاخ ملکه پهلوی است تشکیل شـده بـود، سـخن از آبادی تهران و عظمت ابنیه و عـمارت و قـصور زیـبای جدید در میان آمد، مرحوم فروغی رئیس الوزرا در این باب به شاهنشاه تبریک می‌گفت. دیگر وزیران نیز هر یک به تحسین و تمجید زبـان گـشوده بـودند. چون نوبت به بنده نگارنده رسید که بـه سـمت کفیل وزارت معارف در آن میان حاضر بودم گویا خداوند متعال به قلب من الهام کرد که عرض کردم در آبادی و عـظمت پایـتخت البـته شکی نیست، ولی نقصی که دارد این است که این شهر هنوز عـمارت مخصوص اونیورسیته (دانشگاه) ندارد و حیف است که این شهر نوین از همه بلاد بزرگ عالم از این حیث عقب بـاشد. شـاه بـعد از اندک تأملی گفتند‌:بسیارخوب آن را بسازید».

این بسیار خوب در مقابل هیأت وزیران بهانه‌ای شد تا حکمت آن را در جلسه بعد هیأت وزراء مطرح کند. در آغاز این جلسه که با حضور شاه برگزار شد بـه وزیـر عدلیه مرحوم علی اکبر داور رو نموده فرمودند در بودجه سال بعد ۲۵۰۰۰۰ تومان به وزارت معارف اعتبار بدهید که بـه مـصرف سـاختمان مدرسه برسانند».

بودجه ۲۵۰۰۰۰ تومانی در اختیار وزارت معارف قرار گرفت تا زمین مناسبی را برای ساخت دانشگاه تهران پیدا کنند. حکمت درباره انتخاب زمین نوشته است: «بالاخره باغ جـلالیه را از هـرجهت مناسب دیدم، ازجمله زمین‌هایی که عرضه شد در بهجت آباد بود که آن‌وقت در اطراف بـاغ مـعروف آن عمارت و خانه‌هایی بود. مهندس وزارت معارف- موسیو آندره گدار- آن‌را نپسندید و کمی عرصه و قلت وسعت آن‌را خـاطرنشان ساخت».

انتخاب گدار زمین‌های جلالیه بود و این را به حکمت گفت. او در بخش دیگری از خاطراتش نوشته: «مالکین اراضی بهجت‌آباد که از این جانب مأیوس شدند نزد وزیر مـالیه کـوشش کـرده و خاطر آن مرحوم را بر ترجیح زمین خود جلب کردند. یکی از شب‌های فروردین ماه همان سال که پیـشنهاد جلالیه و بهجت‌آباد مطرح شد مرحوم داور، رجحان بهجت‌آباد را قویا پشتیبانی می‌کرد و بالاخره اخذ رأی به عـمل آمـد و معلوم شد ایشان اکثریت داشتند و من بسیار دل‌شکسته و نومید گشتم. در این اثنا شاه به جلسه وزرا ورود فـرمودند پس از انـدکی به رسم معمول از مرحوم فروغی، نخست‌وزیر سؤال کردند چه می‌کردید. مرحوم فـروغی عـرض کرد «صحبت انتخاب زمین برای دانشگاه بـود دو مـحل پیـشنهاد شده یکی بهجت‌آباد و دیگری جلالیه». شاه بـعد از انـدک تأملی فرمودند «باغ جلالیه را انتخاب کنید. بهجت‌آباد ابدا شایسته نیست من همه ایـن نـواحی را با اسب گردش کرده و دیـده‌ام» مـطلب تمام شـد و مـن مـشغول به‌کار شدم».

مهم‌ترین دلیلی که شاه برای نامناسب بودن بهجت‌آباد دانسته بود؛ سطح سیل‌گیر زمین و پستی آن نسبت به مناطق اطرافش بود. در نهایت حرف آخر را رضاشاه زد و گفت که جلالیه را برای دانشگاه انتخاب کنید. این حرف ختم کلام بود.

خرید این زمین‌ها هم یکی دیگر از داستان‌هایی است که پیرامون دانشگاه تهران وجود دارد و بسیاری معتقدند زمین بزرگ محل دانشگاه تهران به قیمت هر متر یک تومان خریداری شده است. اما واقعیت امر براساس اسناد رسمی این است که بخشی از زمین‌ها متعلق به حاج‌کاظم اتحادیه و بخش دیگر متعلق به ورثه و یتیم‌های ارباب‌گیو بود.

حکمت درباره معامله زمین‌ها هم در خاطراتش اشاره می‌کند و می‌نویسد: «باغ جلالیه افزون از ۲۰۰۰۰۰ مـترمربع بـود که از مالک آن تاجری به‌نام حاج رحیم آقا اتحادیه تبریزی خریداری شد و تـوافق حـاصل شد که متری ۵ ریال حساب نـماید از این مبلغ وزیر مـالیه مـتری ده شاهی آن‌را کم کرد. در مـوقع امـضای قباله به نماینده وزارت معارف دستور داده شده بود که در قباله قنات مخصوص جـلالیه نـیز باید قید شود و الا قباله را امـضاء نـنماید. به ناچار مالک قبول کـرد و مـبلغی در حدود ۱۰۰۰۰۰ تومان که بـه پول امـروز شاید ۲۰ میلیون تومان ارزش دارد دریافت کرد و قباله امضا و زمین تحویل وزارت معارف گردید و موسیو گدار بـه طـرح نقشه آن مشغول شد. اول چیزی که بـه عمل آمـد نرده اطـراف آن بـاغ و اراضـی آن بود که هنوز آن سر در فلزی زیبا برقرار است و امید است که تا ابد برقرار باشد».

آنچه از اسناد رسمی و البته سند رسمی دانشگاه تهران به‌دست می‌آید البته این است که کل زمین‌های دانشگاه تهران در نهایت به قیمت نودهزار و نهصد و نود و یک تومان و هشت قران معامله شد. سندش هم ظاهرا در دفتر اسناد رسمی شماره۱۸ به این شرح تنظیم شده است: «مورد معامله یک قطعه زمین بیاض مفروز از اراضی جلالیه واقع در ناحیه ۳ حسن‌آباد دارای پلاک‌های ۳۷۱۰ تا ۳۷۳۰ مساحت مورد معامله دویست و دوهزار و چهار گز مربع به انضمام شش دانگ قنات جلالیه که در آن تاریخ بی‌آب و مخروبه بود. به انضمام یک دستگاه بنا موجود در وسط اراضی مرقوم است. حدود آن شمالا سرحد اراضی جلالیه و امیرآباد محدود است. غربا به سرحد اراضی جلالیه و جمشید‌آباد محدود است. جنوبا به خیابان چهل گزی معروف به شاهپور که جدید الاحداث محدود است. شرقا اراضی بیاض جلالیه محدود است. قیمت نودهزار و نهصد و نود یک تومان و هشت قران. ثبت برابر سند است».

ناداستان دانشگاه تهران

نکته جالب در این سند این است که همزمان با این معامله خیابان انقلاب امروزی کامل شده بود و قرار بود ابتدا به نام شاهپور نامگذاری شود. اما بعد از کامل شدن به اسم شاه‌رضا معروف شد.

در باره واژه دانشگاه نیز باید توضیح بدهم که این واژه در ابتدا به‌عنوان انیورسیته بود. اما فرهنگستان نام دانشگاه را برای مجموعه واحد‌های مستقل آموزشی انتخاب کرد و نام هر کدام از واحد‌ها را دانشکده گذاشتند. کلمه استاد برای معلمان دانشگاه و دانشجو نیز از واژه‌هایی بود که در این فرهنگستان انتخاب شد.

درباره اینکه چرا ابتدا سالن تشریح آماده شد را علی‌اصغر حکمت چنین می‌داند: «بنابراین درنظر گرفته شد که ساختمان دانشگاه از دانشکده پزشکی شروع شود و از آنهم شعبه تشریح عـملی و تالار تشریح Selle de Dessection آغاز گردد. در اوایل اردیبهشت این ساختمان آغاز گردید و با کمال جدیت تعقیب می‌شد نقشه محل نگهداری اجساد و سالن‌های تشریح در دو طبقه و آمفی‌تئاتر مخصوص تعلیمات نظری به مرحله اجرا گـذارده شـد و تا اواخر دی‌ماه ۱۳۱۳ خاتمه پذیرفت وقتی که گزارش اتمام بنا به عرض پیشگاه شاهنشاه رسید از سرعت اتمام آن بنا ابراز تعجب کردند و قرار شد که یک روز مخصوص به زمین دانـشگاه تـشریف آورده و تالار تشریح رامعاینه فرمایند».

به نوشته حکمت: «دکتر امیر اعلم رئیس کـرسی تـشریح بود و دکتر ابوالقاسم بـختیار، جـراح و معاون دانشکده طب و دکتر بلر آمریکایی جراح بیمارستان آمریکایی تهران سعی بلیغ و کوشش فراوان در این راه به خرج دادند حتی برای نخستین بار اجساد امـوات بـلاصاحب را مخفیانه دکتر بختیار از مـریضخانه‌های دولتـی تحویل گرفته و در اتومبیل شخصی خود به تالار تشریح می‌آورد و در سالن زیرزمین در محوطه‌های مخصوص محلول ضدعفونی قرار می‌گرفت».

رضاشاه بعد از نصب لوح دانشگاه گفت: «ایجاد دانشگاه کاری اسـت کـه مـلت ایران بایستی که خیلی قبل از این شروع کرده باشد حال‌که شروع شـده بـاید جدیت نمود که زودتر انجام گیرد». به نوشته حکمت: «در میان حضار مرحوم مهدی قلی هدایت، حاجی مخبرالسلطنه (رئیـس الوزراء) سـابق ایران که از لحاظ سن و قدمت خدمت مرتبه ارشدیت داشت مرتجلا عرض کـرد «ذات مـقدس شاهانه چند سال قبل کلنگی به زمـین زدنـد کـه اوضاع جسمی مردم این کشور را اصلاح می‌کرد (اشـاره او به کلنگی بود که اعلیحضرت شاه در سال ۱۳۰۷ برای ایجاد راه‌آهن در محل ایستگاه کنونی بـه زمـین زدند) امروز نیز بنایی را شـروع مـی‌فرمائید که روح را پرورش مـی‌دهد. الحـمد‌الله که نمردم و چنین روزگاری را دیـدم.

بـعد از آن تلگراف ذیل که از طرف موسیو شارلوتی، رئیس دانشگاه پاریس مخابره شده بـود قـرائت شد: جناب… وزیر معارف ایران: امـروز که در ظل عنایت اعـلیحضرت رضـاشاه پهلوی شالوده دانشگاه تـهران گـذارده می‌شود، دانشگاه‌های فرانسه تبریکات صمیمانه خود را از این عمل عظیم تقدیم می‌دارد و ترقی و پیـشرفت عـلمی آن دانشگاه را مسالت می‌دارد. شارلوتی».

حکمت در خاطراتش می‌نویسد: «پس از روز تاریخی ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ که اعلیحضرت شاهنشاه لوحه یادگار بنیاد عمارت دانشگاه را در مـحلی که اکنون پلکان ورودی جنوبی دانشکده پزشکی است در دل سنگ به ودیعه نهادند ساختمان در زمـین وسیع جلالیه بی‌درنگ شـروع گـردید. عرصه این زمین که اکنون از طرف شمال منتهی به خیابان دانش و جنوب آن خیابان شاه‌رضا و ضلع شرقی آن خیابان آناتول فرانس و ضلع غربی آن خیابان ۲۱ آذر است شامل ۲۰۱۱۸۰ مترمربع است و مساحت ابنیه اعیانی آن‌که شامل بر دانشکده‌های شش‌گانه و کتابخانه مرکزی و باشگاه است، ۱۱۹۵۸۰ مترمربع است».

ناداستان دانشگاه تهران

به گفته کفیل وزارت معارف وقت: «دستگاهی در سال ۱۳۱۳ ش در وزارت معارف به‌نام «اداره ساختمان» تـشکیل شـده بود که با اعضای فنی و اعتبار ۲۵۰۰۰۰ تومان اعطایی بودجه معارف آغاز به‌کار کرد. نخست طرح چهار خیابان خارجی و دو خیابان داخلی ریخته شد و در اواخر زمستان آن سال در تمام این شـش خـیابان نهال‌های درختان سایه گستر چنار غرس گردید که اکنون ۴۰ ساله- زمان نوشتن خاطرات حکمت- شده‌اند».

افتتاح رسمی دانشگاه تهران در روز جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۱۳ یک‌ساعت و نیم قبل از ظهر در دانشکده حقوق انجام گرفت. نخست‌وزیر وقت محمدعلی فروغی در نطق خود درباره مقام علم و دانش گفت و از افتتاح دانشگاه به‌عنوان یک اتفاق فرخنده در تاریخ فرهنگ ایران یاد کرد. همزمان با افتتاح دانشگاه تهران، شورای دانشگاه تهران با حضور چهره‌هایی که قرار بود دانشکده‌های مختلف را راه‌اندازی کنند، تشکیل شد. در این شورا این افراد حضور داشتند: «دانشکده‌ها طب دکتر لقمان‌الدوله و دکتر امیراعلم، حقوق دهخدا و صدیق حضرت، ادبیات و علوم صدیق اعلم و میرزا غلامحسین‌خان رهنما و دکتر سیاسی، معقول و منقول حاج سیدنصرالله تقوی و بدیع‌الزمان فروزانفر، دانشکده فنی امین رئیس اداره کل صناعت و دکتر حسابی».

دانشگاه تهران با ادغام مؤسسه‌های دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی، طب، مدرسه عالی فلاحت، مدرسه صنایع و هنر، مدرسه عالی معماری و دانشسرای عالی در ۲۴ اسفند ۱۳۱۳ کار خود را آغاز کرد. اولین جلسه شورای دانشگاه قبل از ظهر شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۱۳ تشکیل شد.

از آغاز تاسیس دانشگاه تا ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ ریاست دانشگاه به وزرای فرهنگ سپرده می‌شد. طرح ساخت دانشکده‌های مختلف دانشگاه تهران براساس معماری مؤسسات آموزش عالی فرانسه بود. حکمت در خاطراتش تأکید کرده است: «نقشه عمومی دانشگاه را یک معمار عالی مقام فرانسوی موسوم به آندره گدار، رئیس‌کل باستان‌شناسی و موزه ایران باستان، دیپلمه مـدرسه عـالی صنایع ظریفه پاریس طرح کرد و نگارنده روز مبارک ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ در تالار تشریح آن را به عرض شاهنشاه رسانیده و ضمنا توضیحات لازم را تقدیم نمودم و مورد تصویب قرار گرفت».

طراحانی که برای ساخت دانشکده‌ها و ساختمان‌ها انتخاب شدند نیز بیشتر فرانسوی بودند و رونارلد دوبرل، ماکسیم سیرو، آلکساندر موزر، آندره گدار به همراه مارکف و محسن فروغی دانشکده مختلف دانشگاه تهران را طراحی و ساختند. نخستین مدیر دانشگاه تهران وزیر معارف یعنی علی اصغر حکمت بود. بعد از آن دکتر علی‌اکبر سیاسی تا نیمه دهه ۳۰ سرپرستی دانشگاه را برعهده گرفت.

نخستین دانشکده‌هایی که افتتاح شد دانشکده طب و دانشکده علوم سیاسی و دانشکده معقول ومنقول که بعد‌ها به دانشکده الهیأت و ادبیات وعلوم انسانی تقسیم شد، بودند. مسجد دانشگاه تهران نیز در سال‌های بعد با طراحی عبدالعزیز فرمانفرماییان ساخته شد. دانشگاه تهران نه فقط نخستین دانشگاه ایران و تهران که دانشگاه مادر ایران است. جدا از این دانشکده‌ها بخش‌هایی از دانشگاه نیز در بخش‌های دیگری از تهران ساخته شد.

ناداستان دانشگاه تهران

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!


برترین‌ها: طبیعی است که برپا کردن یک گلخانه علاوه بر تمامی روش‌های پرورش گیاهان و نگهداری از آن‌ها به تجهیزاتی کلی نیز نیازمند خواهد بود، چیزی که شاید در نظر بسیاری از افراد موضوع چندان مهمی نیست و با کوچک‌ترین وسایل نیز می‌توان از پس آن برآمد! در صورتی که تنوع و لزوم وجود تجهیزات گلخانه‌ای کامل به عنوان یکی از اصول مهم ایجاد و ساخت گلخانه به حساب می‌آید. در این مطلب با شما هستیم تا به موضوع خرید تجهیزات گلخانه‌ای بپردازیم و شما را در این روند همراهی کنیم.

به طور کلی باید بگوییم که خرید تجهیزات گلخانه‌ای پروسه بسیار گسترده و عظیمی است و عناوین متفاوتی را شامل می‌شود، از کوچک‌ترین تجهیزات گرفته تا سازه‌های گلخانه‌ای. در ادامه شما را با برخی از مهم‌ترین تجهیزات گلخانه‌ای آشنا می‌کنیم.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!

وسایل گرم‌کننده هوای گلخانه

یکی از مهم‌ترین تجهیزات گلخانه‌ای لوازم و وسایل گرم‌کننده هواست. معمولاً در کشور ما برای گرم کردن و گرم نگه داشتن گلخانه از وسایلی همچون بخاری‌های نفتی و گازی استفاده می‌شود. نکته‌ای که در رابطه با این وسایل باید توجه داشت محل قرارگیری دودکش است. به طور کلی باید دودکش بخاری‌ها به گونه‌ای قرار بگیرد که به هوای بیرون راه داشته باشد تا گاز‌های سمی تولیدشده باعث بروز آسیب و مشکلاتی برای گیاهان درون گلخانه نشود.

باید به این موضوع نیز اشاره کنیم که آب گرم و یا بخار آب با کمک لوله‌هایی که معمولاً در دیواره‌های جانبی و یا زیر سکو‌های گلخانه عبور می‌کنند نیز می‌توانند گرمای یکنواختی را در فضای گلخانه ایجاد کنند. برای انتخاب بخار و یا آب گرم نیز باید تمامی مزایا و معایب هر کدام از آن‌ها را در نظر داشت تا در نهایت به انتخابی درست دست یافت.

دماسنج گلخانه‌ای

طبیعی است که گرم کردن گلخانه به نوبه خود کفایت نخواهد کرد، بلکه باید دائماً دمای درون آن را نیز بررسی کرده و تحت کنترل قرار داد. معمولاً دمای گلخانه را با انواع متفاوتی از دماسنج‌ها اندازه‌گیری می‌کنند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید آن است که قطعاً وجود یک دماسنج در گلخانه کفایت نخواهد کرد، بنابراین شما باید دو یا چند دماسنج را در قسمت‌های متفاوتی از گلخانه‌تان مورداستفاده قرار دهید. دقت داشته باشید که دماسنج‌های گلخانه شما باید هم‌سطح با گیاهان قرار بگیرند تا دمای واقعی محیط اطراف گیاهان مشخص شود.

به طور کلی بهتر است که در گلخانه‌ها از دماسنج‌هایی استفاده شود که توانایی سنجش شبانه‌روزی دما و همین‌طور رطوبت محیط را دارند. با این حال برخی از دماسنج‌هایی که دمای لحظه‌ای را همراه با دمای بیشینه و کمینه نشان می‌دهند نیز می‌توانند گزینه‌های ایده آلی به حساب آیند؛ بنابراین شما می‌توانید در زمان خرید تجهیزات گلخانه‌ای و خرید دماسنج گلخانه‌ای خود به سراغ چنین مدل‌هایی نیز بروید.

سیستم تبخیری گلخانه

سیستم تبخیری نیز به عنوان یکی دیگر از تجهیزات گلخانه‌ای مهم و ضروری شناخته می‌شود. معمولاً روش‌های متداول خنک‌کننده تبخیری، پنکه و پوشال هستند. برای این کار هم در طول یکی از دیوار‌های گلخانه صفحه‌ای پوشالی و به صورت سرتاسری قرار گرفته می‌شود و آب با کمک لوله‌های سوراخ‌داری در بال‌های سیستم به جریان در می‌آید. بعد هم پنکه در مقابل آن قرار می‌گیرد با روشن شدن پنکه نیز هوای بیرونی از میان تشک یا پوشال‌های خیس به داخل کشیده می‌شود.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!

تجهیزات تأمین‌کننده نور گلخانه

طبیعی است که نور به عنوان یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین شرایط لازم در رشد گیاهان می‌تواند در ساخت گلخانه نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. به همین دلیل نیز تجهیزات تأمین‌کننده نور گلخانه نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهند بود. به طور کلی باید بگوییم که در صورت نیاز به نوری اضافی و فراتر از نور طبیعی محیط تنها باید به شدت نوری برابر با ۵ تا ۱۰ فوت شمع بسنده کرد. باید به این نکته دقت داشته باشید که برگ بسیاری از گیاهان در شدت نور‌های بالاتر از ۲ و یا ۳ هزار فوت سوخته و آسیبی جدی خواهند دید.

توجه داشته باشید در فصل زمستان که میزان نور طبیعی به مراتب کاهش می‌یابد باید نور مصنوعی را با توجه به میزان نیاز و تغذیه گیاه و همین‌طور دمای گلخانه انتخاب کرد. معمولاً یکی از راهکار‌های کاربردی در این زمینه پاک نگه داشتن شیشه‌ها در زمستان است، اما در کنار آن رنگ سفید زدن به گلدان‌ها برای بازتاب نور نیز می‌تواند میزان و شدت نور گلخانه را افزایش دهد.

تجهیزات تهویه گلخانه

معمولاً تهویه گلخانه با باز کردن دریچه‌های گلخانه در قسمت‌های جانبی انجام می‌شود. نکته‌ای که باید در این زمینه اضافه کنیم آن است که با توجه به دشواری و سختی‌هایی که از نظر دسترسی به دریچه‌های بالایی گلخانه وجود دارد معمولاً زنجیر‌هایی به دریچه‌ها اتصال پیدا می‌کنند تا بتوان آن‌ها را از پایین باز و بسته کرد. این کار می‌تواند به صورت خودکار نیز انجام بپذیرد. به خاطر داشته باشید که امروزه موتور‌هایی طراحی و ساخته شده‌اند که با دمای ترموستات فعالیت می‌کنند و در زمانی که دمای گلخانه بیش از حد معمول و موردنظر افزایش یافته باشد ماشین را روشن کرده و موجب باز و بسته شدن دریچه‌های تهویه می‌شوند.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای

برای آنکه بتوانید تمامی تجهیزات گلخانه‌ای خود را خریداری کنید باید دقت بسیاری به کار ببرید، چراکه این تجهیزات علاوه بر آنکه سازه گلخانه شما را تحت تأثیر قرار می‌دهند می‌توانند در وسایل کاربردی روزانه گلخانه نیز شمرده شوند. به همین دلیل هم توصیه ما این است که برای خرید تجهیزات گلخانه‌ای خود به شرکت‌هایی معتبر و حرفه‌ای در این زمینه اعتماد کنید و با کمک تجربه و تخصص آن‌ها گلخانه خود را تکمیل نمایید.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!

نکته‌ای که در این زمینه می‌توانیم اضافه کنیم قیمت و هزینه تجهیزات گلخانه‌ای است. از آنجایی که تجهیزات گلخانه‌ای تنوع بسیار زیادی دارند می‌توان انتظار داشت که در زمان خرید تجهیزات گلخانه‌ای نیز با طیف وسیع و متنوعی از قیمت‌ها روبه‌رو شد. به همین دلیل هم توصیه می‌کنیم که با بررسی قیمت‌ها در شرکت‌ها و فروشگاه‌های مختلف به حد متعادل و معقولی از قیمت تجهیزات گلخانه‌ای احاطه یابید و در نهایت نیز با انتخاب گزینه ایده آل و معقول خود، هزینه‌ای مناسب و درست را پرداخت نمایید.

بهتر است که در زمان خرید تجهیزات گلخانه‌ای خود دقت و حوصله را فراموش نکنید و با نگاه تیزبینانه و حساس خود به خرید تجهیزات مربوطه بپردازید، چراکه بروز اشتباه در خرید تجهیزات گلخانه‌ای می‌تواند مشکلات بسیاری را در وهله اول برای گیاهان شما و بعد از آن برای کلیت گلخانه‌تان به وجود آورد.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!


وب‌سایت بیتوته: اعتیاد به موادمخدر یکى از مهم‌ترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى گردد.

هم‌چنین ویرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه‌ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را به‌طور جدى به مخاطره مى‌اندازد.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!

تحلیل‌گران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهم‌ترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به‌شمار می‏‌رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است.

اعتیاد به‌عنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ‌گاه به‌طور کامل ریشه‏‌کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏‌توان آن را به کنترل درآورد.

آثار سوء مواد مخدر

اثرات مواد مخدر بر مغز

مهم‌ترین محل تاثیر مواد مخدر بر مغز است. در مغز گیرنده‌هایی وجود دارد که این مواد بر آن‌ها اثر می‌کنند. این گیرنده‌ها به ٣ گروه تقسیم می‌شوند:

١. گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می‌شود.

٢. گروه دوم سبب کاهش احساس درد و افزایش حجم ادرار می‌شود.

٣. گروه سوم سبب کاهش احساس درد می‌شود.

اثرات مواد مخدر بر رفتار

١. این مواد حالت خمودگی، ابر گرفتگی شعور ایجاد می‌کنند یعنی می‌توانند بیداری بیش از حد بشر را کاهش دهند. بنابراین آن‌هایی که کار فکری شدید، یک‌نواخت و خسته‌کننده می‌کنند با اولین آشنایی‌ها در معرض ابتلای به اعتیاد هستند، ابتدا ظاهرا آن‌ها را آرام می‌کند، اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمر بخشی را از آن‌ها می‌گیرد.

٢. قسمت اعظم درد‌های بشر روانزاد است، انواع کمر دردها، پشت درد، سردرد، دل درد‌های مزمن، درد‌های عضلانی و استخوانی، می‌تواند جنبه روانی داشته باشد. کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روش‌های مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمی‌یابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیب‌پذیر هستند.

٣. در مسیر اعتیاد، بتا آندورفین‌ها که مواد شبه مخدر درون زا هستند کاهش می‌یابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی جای شبه مرفین‌های مفید و تولید شده در بدن شخص را می‌گیرد. بنابراین پس از ترک اعتیاد و در حین آن که مواد مخدر خارجی به بدن نمی‌رسد، مغز دیگر مواد شبه مرفین درون زا ترشح نمی‌کند، درد و حالت روحی ناخوش و اضطراب و بی قراری در شخص زیاد است که البته پس از مدتی که از ترک بگذرد مجدداً مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.

٤. شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ها حساس‌تر است و زودتر مبتلا می‌شود.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!

اثرات مواد مخدر بر بدن

١. مواد مخدر آن دسته از سلول‌های دفاعی بدن را که مسئول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش می‌دهند و نیز با کاهش فعالیت آن ها، می‌توانند سبب رشد سلول‌های سرطانی شوند.

٢. تمامی دارو‌های مخدر و روان‌گردان، مغز و نواحی مختلف بدن را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند و تعادل شیمیایی بدن را برهم می‌زنند.

توصیه پیشگیرانه (دوستانه) به جوانان و نوجوانان:

١. خطرات و عوارض مصرف مواد اعتیاد‏آور را خوب بشناسید.

٢. به هر کس که به تو مواد تعارف کرد محکم و قاطع بگو «نه» اینکه ما بتوانیم به دوست خودمون «نه» بگیم خودش یک هنر است. افراد خوش فکر هر تعارفى که مخالف سلامتى خودشان است براحتى رد مى‌کنند.

٣. جوابهایى از قبل براى اصرار زیاد اطرافیانتان آماده کنید. پیشاپیش به این جمله ‏ها فکر کنید «خیلى کیف داره»، «شنگول میشی»، «سرحال میشی» و اگر کمى تردید کنید میگن: «بچه ننه‏ ای»، «ترسویی»، «اول تجربه کن بعد بگو بده»، «هنوز مرد نشدی»، «پس چرا فلانى کشید و معتاد نشد؟ و …

٤. موادمخدر را حتى یک بار هم امتحان نکنید.

٥. از رفت و آمد در مکان‏ هاى آلوده و دوستى با افراد مشکوک پرهیز کنید.

٦. مواد اعتیادآور سم کشنده است که اثراتش به تدریج ظاهر می‏شود.

٧. به صحبت‏هاى پدر و مادرتان که خیرخواه‏‌ترین دوستان شما هستند اطمینان کنید. ارتباطاتتان را با آن‌ها محکم کنید.

٨. با مطالعه، ورزش و تفریحات سالم براى اوقات فراغت خودتان برنامه ‏ریزى کنید.

٩. آن‌هایی که موادمخدر را به جوانان معرفى می‏کنند، چهره ‏اش فرقى با دیگران ندارد. پس دوستان و نزدیکان خودتان را خوب بشناسید.

١٠. بعضی‏ها فکر می‏ کنند با بقیه فرق دارند و هر وقت که اراده کنند مى توانند مصرف مواد رو کنار بگذارند، در حالى که این طرز تفکر منجر به اعتیاد می‏ شود.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!

بیشترین تأثیر مخرب اعتیاد بر ارکان خانواده وارد مى آید، همانطورى که مؤثرترین عامل پیشگیرى از اعتیاد نیز نهاد خانواده است.

توصیه پیشگیرانه به والدین:

  • ١. درباره مواد اعتیادآور (علل و عوامل مؤثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علائم آن) اطلاعات کافى کسب کنید.
  • ٢. الگوى مناسبى براى فرزندان خود باشید و هرگز بر خلاف گفته خود عمل نکنید.
  • ٣. فضایى ایجاد کنید که فرزندانتان در آن احساس آرامش کنند.
  • ٤. به صحبت‏ هاى فرزندانتان خوب گوش کنید. با لبخند، تکان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظیر «چقدر جالب»، «من این را نمی‌‏دانستم» و … آن‌ها را به گفتن بیشتر تشویق کنید.
  • ٥. شرایطى ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند.
  • ٦. از فرزندانتان انتظار نداشته باشید آرزوهاى برآورد نشده شما را تحقق بخشند.
  • ٧. با تقویت قدرت اعتمادبه‌نفس، تصمیم‏‌گیرى و از بین‌بردن افسردگى و کم‌رویى فرزندان، آن‌ها را در برابر شرایط آسیب‏‌زا مقاوم سازید.
  • ٨. وقت بیشترى را با فرزندانتان صرف کنید. با آنان به رستوران، پارک، کوه، سینما و … بروید. به‌اتفاق آنان به موسیقى گوش دهید و از همه مهم‌تر به آنان ابراز عشق کنید و بگویید که دوستشان دارید.
  • ٩. سعى کنید حتى آهنگ صدایتان ملایم و دوستانه باشد.
  • ١٠. فرزندان خود را قبل از رسیدن به سنین بحرانى نسبت به مضرات و عواقب ویرانگر مصرف موادمخدر آگاه سازید.
  • ١١. آنان را بیش از اندازه و به‌طور اغراق‏ آمیز نترسانید.
  • ١٢. آنان رابه مطالعه، ورزش و تفریحات سالم ترغیب نمایید و زمینه این امور را برایشان فراهم کنید.
  • ١٣. زمان مناسبى را به گفتگو اختصاص دهید. چرا که فرزند شما ارزش نصایحتان را با ارزش زمانى که به آن اختصاص داده‌ا‏ید می‌سنجد.
  • ١٤. بین فرزندانتان تبعیض قائل نشوید.

اعتیاد بلایی خانمان‌سوز است که علاوه بر درمان نکردن دردهایتان، انسان را در منجلابی غیرقابل‌باور گرفتار می‌کند. اگر خود و خانواده‌تان را دوست دارید، این بلا را به زندگی خود راه ندهید. به امید روزی که دیگر شاهد انسان‌های گرفتار اعتیاد نباشیم.

اعتیاد به الکل و خطراتی که نمی‌دانید!


برترین‌ها: سوءمصرف الکل یک مشکل کاملاً اجتماعی است. افرادی که الکل مصرف می‌کنند می‌توانند آسیب‌های جدی اجتماعی را تجربه کنند. آن‌ها همچنین می‌توانند به دیگران آسیب برساند. تأثیرات اجتماعی الکل بسیار زیاد است. نوشیدن زیاد می‌تواند منجر به انواع خطرات ازجمله تجاوز جنسی و همچنین مرگ در اثر تصادف و بیماری‌های مرتبط با الکل شود.

بیماری‌های ناشی از مصرف زیاد الکل باعث می‌شود که سالانه میلیون‌ها بزرگ‌سال و نوجوان مرگ زودرس و ناگهانی داشته باشند. ازنظر خانوادگی، مصرف الکل و سوءمصرف الکل مشکلات متعددی به همراه دارد، از نزاع والدین و خشونت گرفته تا بی‌ثباتی خانواده و افزایش احتمال اینکه فرزندان آن‌ها در آینده الکلی شوند.

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

الکل و آسیب‌های اجتماعی

تأثیرات اجتماعی مصرف الکل کاملاً مشهود است. افرادی که آبجو، شراب یا مشروبات الکلی مصرف می‌کنند، نمی‌توانند به‌درستی عصبانیت خود را مهار کنند. این افراد پیامد‌های ناشی از رفتار‌های غلط خود را متوجه نمی‌شوند. همچنین وجود استرس در این افراد باعث خشونت، نزاع و درگیری‌های اجتماعی می‌شود.

تأثیرات اجتماعی مصرف الکل عبارت‌اند از:

  • افزایش خشونت و عصبی بودن
  • افزایش رابطه جنسی محافظت نشده و سایر فعالیت‌های پرخطر
  • حاملگی‌های پیش‌بینی‌نشده و ناخواسته
  • افزایش تجاوز جنسی
  • افزایش مرگ ناگهانی

رفتار پرخاشگرانه و خشونت‌آمیز بسته به شرایط، در افراد الکلی می‌تواند بسیار متفاوت باشد. افراد تحت تأثیر الکل در درگیری‌ها و مشاجرات کوچک بیشتر از افرادی که الکل مصرف نمی‌کنند واکنش تهاجمی از خود نشان می‌دهند.

تأثیرات الکل بر خانواده

مشروبات الکلی و سوءمصرف الکل می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر سلامتی خانواده داشته باشد. تحقیقات و شواهد صورت گرفته درباره ارتباط دوطرفه بین مشروبات الکلی و نزاع‌های زناشویی و روابط بین افراد را اثبات می‌کند.

موضوعات مربوط به روابط با بیماری الکلیسم و سوءمصرف الکل شامل موارد زیر است:

  • کم شدن روابط عاطفی
  • درگیری بین افراد خانواده
  • خشونت خانگی
  • افزایش استرس

والدین با مشکل مصرف الکل می‌توانند تأثیر عمیقی بر فرزندان خود بگذارد. مشکلات شایع این کودکان شامل مواردی از قبیل:

  • عدم وجود قوانین روشن یا منسجم خانواده
  • قرارگرفته در معرض درگیری والدین
  • ارتباط ضعیف بین پدر و مادر و تأثیر آن بر سلامت روحی فرزندان
  • عدم نظارت کافی والدین بر تربیت فرزندان
  • افزایش خشونت و کودک‌آزاری
  • افزایش خطرات بیماری روانی در فرزندان

همچنین کودکانی که مادر آن‌ها اعتیاد به الکل دارد یا مادر آن‌ها در دوران بارداری مشروبات الکلی می‌نوشد با مشکل جدی دیگری در قالب اختلالات طیف الکل جنین روبرو می‌شوند.

چهار اختلال مربوط به مادران باردار که نوشیدنی الکل مصرف می‌کنند:

  • سندرم الکل جنین
  • نقص عضو هنگام تولد
  • اختلال عصبی مرتبط با الکل
  • زایمان زودرس

هر یک از این شرایط اثرات خاص خود را در مسیر رشد و نمو طبیعی دارد.

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

اثرات اقتصادی الکل

تأثیرات اجتماعی الکل و سوءمصرف الکل نیز فشار‌های اساسی بر اقتصاد وارد می‌کند. محدودیت‌های قانونی، هنجار‌های فرهنگی و قوانینی که توسط نهاد‌های مربوطه درباره مصرف الکل در نظر گرفته‌شده است یکی دیگر از عواملی است که مشکلات اقتصادی را به وجود می‌آورد. علاوه بر آن هزینه خرید مشروبات الکلی نیز نگرانی دیگری در مصرف مشروبات الکلی می‌تواند باشد.

هزینه‌های اقتصادی نوشیدن الکل به چند گروه تقسیم می‌شود:

  • هزینه‌هایی که باید برای درمان بیماری‌های به وجود آمده در اثر مصرف الکل پرداخت شود.
  • کاهش بهره‌وری در محل کار که درنهایت منجر به بیکاری و مشکلات مالی در اثر بیکاری می‌شود.
  • تصادفات وسایل نقلیه که خود هزینه‌های مربوط به‌تصادف را به دنبال دارد.
  • جرم و سیستم عدالت کیفری در اثر مصرف الکل به وجود می‌آید.

الکل و فقر

از دیگر پیامد‌های نوشیدن الکل فقر است، همچنین بین وضعیت اقتصادی و مصرف الکل یا سوءمصرف الکل ارتباط مشخصی وجود دارد. به عبارت ساده، افرادی که در مناطق فقیر رشد می‌کنند نسبت به افرادی که در مناطق طبقه متوسط یا مرفه رشد می‌کنند، در معرض خطر بیشتری برای مشکلات مصرف الکل هستند. زمینه‌ساز این خطر این واقعیت است که مصرف هفتگی الکل در محلات فقیر از حد متوسط فراتر رفته است و این افراد تمایل بیشتری برای مصرف الکل دارند.

دلایل احتمالی برای مصرف الکل در مناطق فقیرنشین عبارت‌اند از:

  • کاهش انسجام گروهی در مناطق فقیرنشین
  • قرار گرفتن در معرض استرس زیاد
  • تعداد بالای فروشگاه‌های مشروبات الکلی در جوامع فقیر
  • کمبود فرصت‌های شغلی و بیکاری در جوامع فقیر

در خانواده‌ای که فاقد منابع مالی است، هزینه خرید الکل می‌تواند یک فشار جدی ایجاد کرده و فقر را افزایش دهد. مشروبات الکلی و سوءاستفاده از الکل همچنین می‌تواند با به وجود آوردن بیکاری و عملکرد نامناسب در محیط کار، فقر را تقویت کند.

پیامد‌های نوشیدن الکل بسیار زیاد هستند. این موارد شامل مرگ‌ومیر اجتناب‌ناپذیر و افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی تا اختلال در خانواده، افزایش خطرات ناشی از فقر و کاهش بهره وری در محل کار است. گفته می‌شود در اثر مصرف الکل، هرساله ده‌ها هزار نفر جان خود را از دست می‌دهند و خسارات اقتصادی زیادی به همراه دارد. اعتیاد به مشروبات الکلی و مسمومیت الکلی احتمال مرگ زودرس را افزایش می‌دهند. در بعضی موارد، مشکلات کوتاه مدت یا حاد است و در موارد دیگر، مشکلات طولانی مدت یا مزمن است و نهایتاً منجر به مرگ می‌شوند.

علت‌های حاد شایع مرگ ناشی از الکل شامل موارد زیر است:

  • تصادف با وسایل نقلیه
  • خودکشی کردن
  • قتل
  • مسمومیت الکلی

شایع‌ترین بیماری‌های مزمن در اثر مصرف الکل شامل موارد زیر است:

  • بیماری کبد مرتبط با الکل ازجمله سیروز و نارسایی کبدی
  • بیماری الکلیسم
  • سوءمصرف مشروبات الکلی
  • پانکراتیت (التهاب لوزالمعده)
  • فشارخون بالا
  • سکته مغزی
  • سرطان کبد
  • سرطان مری
  • نارسایی قلبی مرتبط با الکل
  • زوال عقل
  • سرطان‌های خاص، ازجمله دستگاه گوارش، سرطان روده بزرگ، سرطان دهان و مری
  • مسمومیت الکلی

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

بیماری‌های کوتاه‌مدت که در اثر مصرف الکل به وجود می‌آیند بیش از بیماری‌های طولانی‌مدت باعث کشته شدن افراد می‌شود. علاوه بر این، مردان دو برابر زنان از مشکلات مربوط به الکل می‌میرند. همچنین خطرات روانی بالاتر از افسردگی، اضطراب و اعتیاد به الکل که به‌نوبه خود می‌تواند بر توانایی فرد در برقراری و حفظ روابط اجتماعی و اشتغال تأثیر بگذارد نیز از اثرات مصرف الکل است؛ بنابراین دولت هر کشوری با آگاهی از پیامد‌های نوشیدن الکل براقتصاد، جامعه و خانواده به کنترل مصرف الکل و فرهنگسازی در این زمینه بپردازد.

سفارش آنلاین فینگر فود، تمام چیزی که باید بدانید!


برترین‌ها: امروزه تنوع غذا‌ها آن‌قدر زیاد شده که حتی از فرهنگ‌ها و کشور‌های دیگر نیز به سبد غذایی ما اضافه گشته است. یکی از انواع غذا‌های کم دردسر و البته جذابی که مدت‌هاست طرفداران بسیاری نیز پیدا کرده و به فهرست غذا‌های مردم کشور ما و به ویژه غذا‌های مخصوص مهمانی‌ها اضافه شده است فینگر فود است. در این مطلب همراه شما هستیم تا به طور کامل به موضوع فینگر فود بپردازیم و شما را در سفارش آنلاین فینگر فود همراهی کنیم.

سفارش آنلاین فینگر فود، تمام چیزی که باید بدانید!

فینگر فود چیست؟

به طور کلی باید بگوییم که فینگر فود غذایی است که در ابعاد کوچکی تولید شده و بدون استفاده از قاشق و چنگال به صورت مستقیم با دست خورده می‌شود. فینگر فورد در مهمانی‌ها غالباً به عنوان پیش‌غذا و یا در برخی از موارد به عنوان غذای اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. همه ما از اینکه در مهمانی‌ها یک قاشق پر و پرحجمی از غذا را داخل دهانمان بگذاریم حس بدی پیدا می‌کنیم. به علاوه آنکه تنوع بالای غذا‌های مهمانی‌ها نیز جذابیت منحصربه‌فردی را به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل هم باید بگوییم که اندازه‌های کوچک فینگر فود باعث می‌شود که افراد در مهمانی‌ها راحت‌تر غذا بخورند و علاوه بر این با تنوع بیشتری از غذا‌ها روبه‌رو شوند. به همین دلیل هم فینگر فود انتخابی هوشمندانه برای انواع مراسم و مهمانی‌ها به شمار خواهد آمد.

فینگر فود‌ها غالباً به صورت سرد سرو می‌شوند، اما طبیعی است که مدل‌های گرم آن‌ها نیز امکان‌پذیر خواهند بود. معمولاً فینگر فود‌ها به سبزیجات و لبنیات وابسته هستند و از آنجایی هم که غالباً سرد هستند لازم نیست که تا زمان رسیدن مهمان‌ها مشغول پختن و آماده کردن غذا باشید.

توصیه‌ای که برایتان داریم آن است که با سفارش آنلاین فینگر فود برای مراسم، مهمانی‌ها و دورهمی‌هایتان خیال خود و مهمان‌ها را راحت کنید و از صرف یک وعده غذایی جذاب، جمع‌وجور و البته زیبا لذت ببرید. امروزه فروشگاه‌های اینترنتی بسیاری نیز مشغول به کار هستند که می‌توانند در این رابطه به کمک شما بیایند و انتخاب و سفارش آنلاین فینگر فود را برای شما به مراتب راحت‌تر نمایند.

سفارش آنلاین فینگر فود، تمام چیزی که باید بدانید!

درباره انواع فینگر فود

از آنجایی که فینگر فود‌ها را می‌توان با مواد غذایی بسیار متفاوتی تهیه کرد در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت که تنوع بسیار زیادی دارند و شما می‌توانید بر حسب سلیقه و میل خود انواع فینگر فود را تهیه کرده و یا سفارش دهید. طبیعی است که روبه‌رو شدن با یک منوی متنوع و جذاب از فینگر فود‌ها می‌تواند خیال شما را راحت‌تر کند. به همین دلیل نیز باید بگوییم که معمولاً انواع فینگر فود در دسته‌بندی زیر قرار می‌گیرند:

  • فینگر فود‌های سبز: این نوع از فینگر فود‌ها با سبزیجات تهیه می‌شوند و غذا‌های سالمی به حساب می‌آیند. معمولاً در این غذا‌ها از میوه و سبزیجات خام، پخته و یا گریل‌شده استفاده می‌شود.
  • فینگر فود نشاسته‌ای: این نوع از فینگر فود‌ها نیز بر پایه نشاسته هستند، مانند نان تست، رول، کراکر، نان شیرینی و… که البته می‌توانند ترکیب خوشمزه و جذابی را با مواد گوشتی، پیتزا و… ایجاد نمایند.
  • فینگر فود تنقلاتی: این مدل از فینگر فود‌ها غالباً شامل چیپس، ذرت، آجیل و… می‌شوند.
  • فینگر فود سسی: این نوع از فینگر فود‌ها غرق در سس هستند و به همین دلیل نیز معمولاً کالری بسیاری خواهند داشت.
  • فینگر فود دسری: این مدل از فینگر فود مخصوص کسانی است که عاشق انواع دسر و شیرینی هستند. معمولاً انواع شیرینی، بیسکوئیت، کوکی و… زیرمجموعه این مدل از فینگر فود‌ها قرار می‌گیرند.

سفارش آنلاین فینگر فود، تمام چیزی که باید بدانید!

سفارش آنلاین فینگر فود

اصولاً با پیشرفت روزافزون فروشگاه‌های اینترنتی و کسب‌وکار‌های آنلاین، بیشتر مردم ترجیح می‌دهند که خرید محصولات خود را به صورت اینترنتی انجام دهند و خیال خودشان را راحت نمایند، چراکه می‌توانید بدون آنکه زمان زیادی را در ترافیک و گرما یا سرمای هوا سپری کنید می‌توانید در خانه‌تان بنشینید و تنها با چند کلیک ساده محصول موردنظر خود را سفارش دهید. امروزه سفارش آنلاین فینگر فود نیز با اقبال بسیار خوبی روبه‌رو شده و در نتیجه می‌توانید با خیال راحت روی این گزینه حساب کنید. این موضوع با توجه به شیوع ویروس کرونا نیز اهمیت به مراتب بیشتری پیدا می‌کند، چراکه در خانه می‌مانید و از سلامتی خود و عزیزانتان محافظت می‌کنید.

به خاطر داشته باشید که خرید فینگر فود نیز مانند هر خرید آنلاین دیگری از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار است؛ بنابراین شما باید با دقت و حوصله بسیاری به سفارش آنلاین فینگر فود خود بپردازید. برای این کار پیش از هر چیز باید به سراغ فروشگاه اینترنتی معتبر بروید. طبیعی است که برای اطمینان خاطر از اعتبار این فروشگاه مقوله «تجربه» به میان می‌آید. به همین دلیل نیز به طور کلی دو راه کلی پیش روی شما قرار می‌گیرد.

اول اینکه شما می‌توانید با توجه به تجربیات سایر افراد در رابطه با سفارش آنلاین فینگر فود به انتخاب یک محصول باکیفیت و مناسب بپردازید. به همین دلیل هم بهتر است که با دوستان و آشنایان خود صحبت کنید و از تجربیات آنان استفاده نمایید. علاوه بر این نظرات کاربران و مشتریانی که پیش از این تجربه خرید از فروشگاه اینترنتی موردنظر شما را داشتند نیز در این میان می‌تواند به کمک شما بیاید. به همین دلیل نیز پیش از سفارش آنلاین فینگر فود حتماً و حتماً نظرات و پیشنهادات را به طور کامل ملاحظه کنید و آن‌ها را با دقت بخوانید.

سفارش آنلاین فینگر فود، تمام چیزی که باید بدانید!

علاوه بر استفاده از تجربیات سایر افراد شما می‌توانید از تجربیات شخصی خود نیز استفاده نمایید. طبیعی است که هر چقدر هم که سایر افراد از خوب یا بد بودن سفارش آنلاین فینگر فود خود بگویند تا شما خودتان آن را امتحان نکنید نمی‌توانید نظر مشخصی بدهید، به خاطر داشته باشید که فینگر فود مواد غذایی است و تائید یا رد مواد غذایی نیز کاملاً به سلیقه افراد مرتبط خواهد بود؛ بنابراین با تجربه سفارش آنلاین فینگر فود به طور شخصی نیز می‌توانید اطمینان خاطر به مراتب بیشتری پیدا کنید.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید دقت به قیمت محصولات است. پیشنهاد ما این است که برای خرید و سفارش آنلاین فینگر فود خود هوشمندانه عمل کنید. برای این کار به فروشگاه‌های اینترنتی و فروشنده‌های دیگر نیز سر بزنید و قیمت‌های آنان را نیز بررسی کنید. در نهایت با مقایسه و یک بررسی کامل در رابطه با هزینه‌ها، تنوع منوی غذایی فینگر فود‌ها و همین‌طور کیفیت کاری آن‌ها دست به انتخابی درست و هوشمندانه بزنید.

اگر که گمان می‌کنی همسرت دوستت ندارد…


روزنامه خراسان – زهرا وافر: این هفته از داستان زوجی خواهیم گفت که برای حل مشکل‌شان به مشاور مراجعه کرده اند و حساسیت زیاد یکی از آن‌ها به طرد شدن، ریشه در روابط دوران کودکی با والدینش داشته است. در خور ذکر است که ریشه‌یابی این مشکل، علاوه بر زوجین، نکاتی خطاب به والدین هم دارد تا بتوانند فرزند موفق‌تری را تربیت کنند.

تــوهم بی‌علاقه شدن همسر به زندگی‌مشترک

مدام فکر می‌کنم که دیگه دوستم نداره

نشسته بودم توی اتاق که زن و شوهر جوان وارد اتاق شدند. در نگاه اول زوج ایده‌آل و خوشبختی به نظر می‌رسیدند، تا این‌که مرد لب به سخن گشود: «خانم دکتر، دیگه خسته شدم از حساسیت بیش از حد همسرم. اگر دستم بند باشه و نتونم جواب تماسش رو بدم، سریع ناراحت میشه و قهر می‌کنه، اگر جواب پیامش رو دیر بدم بهش برمی‌خوره، اگر از گل کمتر بگم اشکش در میاد و …». این سخنان برایم بسیار آشنا بودند.

از آقا خواستم بیرون اتاق بنشیند تا با خانم به تنهایی صحبت کنم. وقتی علت را جویا شدم، همان جوابی را داد که منتظرش بودم: «وقتی این کار‌ها رو می‌کنه با خودم فکر می‌کنم که حتما دیگه دوستم نداره، حتما از ازدواج با من پشیمون شده، شاید من کار اشتباهی کردم و از دستم دلخور شده، نکنه قهر کرده، نکنه اصلا به زن دیگه‌ای علاقه پیدا کرده…». این همه «حساسیت به طرد شدن» معمولا ریشه در کودکی آدم‌ها و روابطشان با والدین به ویژه در سال‌های نخست کودکی دارد.

از روابطش با والدین و دوران کودکی پرسیدم و به همان جوابی که می‌خواستم رسیدم: «هر کار اشتباهی که می‌کردم پدرم تهدیدم می‌کرد و می‌گفت که من دیگه بابای تو نیستم! و باهام چند روز قهر می‌کرد. این جمله اون‌قدر من رو مضطرب می‌کرد که حاضر بودم من رو بزنه، ولی این جمله رو این‌قدر تکرار نکنه!» ناخودآگاه غمگین شدم.

یاد زنی افتادم که دیروز با ژست روشنفکرانه‌ای به من گفت: «من از اون مادر‌هایی نیستم که بچه‌هام رو بزنم، در عوض وقتی بچه‌هام کار بدی می‌کنند، فقط بهشون میگم دیگه دوست‌تون ندارم! دیگه بچه‌های من نیستید! اون‌ها هم از ترسشون دیگه اون کار رو تکرار نمی‌کنند!» و وقتی در جواب به او گفتم: «باور کن اگر خدای ناکرده بچه‌هایت را بزنی بدتر از این نیست که با گفتن چنین جملات اشتباهی امنیت روانی آن‌ها را به خطر بیندازی!» حرفم را نپذیرفت!

کاش پدر‌ها و مادر‌ها در اتاق‌های مشاوره حاضر و ناظر بودند تا می‌فهمیدند برخی جملاتی که مثل نقل و نبات نثار فرزندانشان می‌کنند، درست مثل خنجری می‌ماند که روح و روان فرزندانشان را زخمی و خونین می‌کند، زخم‌هایی که گاهی تا آخر عمر باقی می‌ماند و حتی روابط آینده آن‌ها را نیز خدشه‌دار می‌کند.

تــوهم بی‌علاقه شدن همسر به زندگی‌مشترک

این ۴ جمله را هرگز به فرزندتان نگویید

من دیگه مامانت نیستم

والدین قرار است برای فرزندانشان «تکیه گاه»‌های امن باشند، قرار است بچه‌ها به آن‌ها دلبستگی ایمن پیدا کنند تا به احساس آرامش همیشگی و امنیت روانی برسند. وقتی والدین با گفتن جملاتی مثل «اگه این کار رو بکنی دیگه بچه من نیستی» یا «من دیگه مامان یا بابای تو نیستم» سعی می‌کنند فرزندانشان را تنبیه یا آن‌ها را کنترل کنند، در اصل «دلبستگی ایمن» آن‌ها را خدشه‌دار می‌کنند. بچه‌ها باید احساس کنند که والدین آن‌ها همیشه دردسترس، یاری‌دهنده و حمایتگر هستند و زمانی که به هر دلیل به این احساس نرسند، دچار «دلبستگی ناایمن» می‌شوند.

اگه این کار رو بکنی دیگه دوستت ندارم

یکی دیگر از نیاز‌های روانی اصلی بچه‌ها برای رسیدن به سلامت روانی و آرامش روحی، دریافت «توجه مثبت نامشروط» است. توجه مثبت زمانی است که ما به شیوه‌ای مثبت فرزندان‌مان را مورد توجه قرار می‌دهیم، مثل زمانی که به آن‌ها ابراز علاقه و نگاه محبت‌آمیز می‌کنیم، در آغوش می‌گیریم یا می‌بوسیم.

توجه مثبت نامشروط یعنی طوری رفتار کنیم که فارغ از این‌که فرزند ما چگونه کودکی است و چه کاری انجام می‌دهد، ما او را دوست داریم و خود او هم این مسئله را می‌داند که تحت هر شرایطی والدینش عاشق او هستند، در نتیجه به احساس آرامشی شیرین و دلچسب می‌رسد. اما اگر برای عشق و علاقه‌مان به فرزندمان قید و شرط بگذاریم، مثلا بگوییم اگر این کار را انجام بدهی دوستت دارم و اگر آن کار را انجام بدهی دیگر دوستت ندارم، به او توجه مثبت مشروط داده‌ایم.

سرنوشت چنین کودکانی مشخص است، همان آدم‌هایی که حتی در سنین بزرگ سالی هم همیشه نگران از دست دادن توجه و علاقه والدین یا نزدیکان‌شان هستند، آدم‌هایی که ممکن است به شکل وسواس گونه‌ای همیشه در تلاش باشند که تایید و رضایت دیگران را کسب کنند، حتی اگر به زندگی خودشان لطمه وارد شود.

تــوهم بی‌علاقه شدن همسر به زندگی‌مشترک

از بچه‌های مردم یاد بگیر

احتمالا اغلب ما تجربه مقایسه شدن با «بچه‌های مردم» را داشته‌ایم. این را از جوک‌هایی که در این زمینه درست شده می‌توان فهمید! ما هرگز این اجازه را نداریم که فرزند خودمان را با بچه‌های دیگر مقایسه کنیم. در مقایسه کردن همیشه نوعی «تحقیر» نهفته است که حس ناخوشایندی را به فردی که مورد مقایسه قرار گرفته است منتقل می‌کند. از همه بدتر این که ما با این کار روحیه «خود مقایسه‌گری» را در فرزندان‌مان پرورش می‌دهیم که باعث می‌شود آن‌ها گاهی حتی تا آخر عمر در حال مقایسه کردن خود با دیگران و در نتیجه عذاب کشیدن باشند.

تو نمی‌تونی یا تو عرضه‌اش رو نداری

هر جمله‌ای که مفهوم آن ناتوان بودن، بد بودن، تنبل بودن یا بی‌عرضه بودن فرزند ما باشد، جدا از این‌که موجب شکل‌گیری احساسات منفی و ناخوشایند یا حتی افسردگی در فرزندمان می‌شود، ممکن است موجب این شود که فرزندان ما واقعا این برچسب‌ها را بپذیرند و باور کنند و به مرور زمان به آدم‌هایی ناتوان، بی‌اعتماد به نفس و بی‌انگیزه تبدیل شوند. مراقب برچسب‌هایی که به فرزندانتان می‌زنید باشید، بسیاری از اوقات آن‌ها به شکل ناخودآگاه شبیه همان برچسب‌ها می‌شوند.

درددلِ داغدارانِ آن ۱۹ثانیه که بوی مرگ می‌داد


روزنامه شهروند: انتشار اطلاعات جعبه سیاه خانواده‌های داغدار را با ابهامات بیشتری مواجه کرده است بسیاری از خانواده‌ها با وجود اینکه شکایتی در محاکم قضائی مطرح نکرده‌اند، اما خواهان معرفی و برخورد با همه مسببان این حادثه هستند.

ثانیه‌ها رهایشان نمی‌کند. مدام به این فکر می‌کنند که در آن ۱۹ثانیه چه بر عزیزان‌شان گذشته. ‏تن‌ها چند نفس با مرگ فاصله داشتند. هر نفس، اما مرگ را فریاد می‌زد. وحشت بی‌پایانی که هیچ ‏کس ندید جز ۱۷۶ سرنشین پرواز مرگ. این افکار مثل خوره به جان‌شان افتاده. ١٩ ثانیه جهنمی بین ‏دو شلیک موشک، داغ آن‌ها را تازه کرده. درد و زجر بازماندگان پرواز ٧٥٢ بیشتر شده.

درددلِ داغدارانِ آن ۱۹ثانیه که بوی مرگ می‌داد

گزارش ‏اطلاعات جعبه سیاه، خاطره تلخ سقوط را دوباره رونمایی کرد. انگار همین دیروز خبر سقوط ‏هواپیما را شنیده‌اند. حرف‌زدن از آن حادثه برایشان دوباره سخت شده. بغض امان‌شان نمی‌دهد، ‏گریه‌می‌کنند و صدای غمگین‌شان را غمگین‌تر می‌کند. می‌پرسند چطور این هواپیما مسافربری ‏تشخیص داده نشد، چرا پس از شلیک اول متوجه اشتباه‌شان نشدند. حسرت می‌خورند از اینکه ‏همه ١٧٦ سرنشین آن پرواز تا قبل از اصابت دومین موشک سالم بودند و برای هواپیما مشکلی پیش ‏نیامده بود و تا آخرین لحظه هواپیما در مدار درست و شرایط پروازی نرمال بوده است.

آن‌ها می‌‏گویند در همه این چند ماه منتظر بودند تا علت این حادثه برایشان روشن شود، اما حالا با صحبت‌های مطرح‌شده از سوی مسئولان سازمان هواپیمایی کشور درباره اتفاقات رخ‌داده برای ‏بویینگ ٧٣٧ ابهامات بیشتری برایشان ایجاد شده است. پریشانند و پرسش‌های فراوانی دارند که ‏برای هیچ‌کدام‌شان پاسخ روشنی وجود ندارد، همین هم اندوه‌شان را بیشتر کرده‎. ‎

در حسرت روی عزیزان

خانواده‌های قربانیان آن پرواز ساقط‌شده انگار تاریخ برایشان در هجدهم دی ماه ٩٨ متوقف شده. همان ‏روزی که خبر مرگ همه سرنشینان آن هواپیما اعلام و همه جا پر شد از خبر‌ها و تصاویر ‏دلخراش آن حادثه. با اینکه بیش از هفت ماه از آن روز گذشته، اما برای آن‌ها همه چیز تازه است. ‏درست مثل عباس دانشمند و همسرش.

این زوج سالخورده در آن حادثه دختر، داماد و دو نوه‌شان ‏را از دست دادند. این پدر و مادر داغدار هنوز نتوانسته‌اند نبود عزیزان‌شان را باور کنند. عباس پزشک ‏است و متخصص بیهوشی اتاق عمل، خودش می‌گوید از آن روز به بعد کار کردن برایش سخت شده ‏و بیشتر اوقات را در خانه می‌ماند: «ما هنوز در همان شرایط بحرانی روز‌های نخست هستیم. همسرم ‏که هر روز چند ساعتی گریه می‌کند. من سعی می‌کنم او را آرام کنم، اما واقعیت این است که ‏حال خودم از او بدتر است.»

مژگان دانشمند همراه پدرام موسوی با دو فرزندشان راهی کانادا بودند. ‏آن‌ها سال‌ها پیش از این برای ادامه تحصیل به آنجا رفتند و بعد هم همان‌جا ماندگار شدند. حاصل ‏زندگی آن‌ها دو دختر به نام‌های دریا و درینا بود. همه اعضای این خانواده چهار نفره در آن پرواز به آغوش مرگ رفتند و حالا چند قاب عکس تنها چیزی است که از آن‌ها به جا مانده: «من ‏هر روز با عکس‌شان صحبت می‌کنم، ولی دلم آرام نمی‌گیرد. حسرت دیدن روی آن‌ها را دارم، حتی ‏برای یک لحظه. وضع پدر و مادر پدرام از ما هم بدتر است. پدر دامادم آقای موسوی، متخصص گوش ‏و حلق و بینی است.

خلق‌وخوی او بعد از آن اتفاق به کلی تغییر کرد، پرخاشگر و عصبی شده. ‏گاهی اوقات از فرط ناراحتی با صدای بلند فریاد می‌زند که چرا مانع بازگشت آن‌ها به ایران نشده.» ‏آمدن مژگان و همسرش به ایران داستان عجیبی دارد. آن‌طور که عباس می‌گوید آن‌ها از آبان‌ماه قصد داشتند برای تعطیلات ژانویه به ایران بیایند، اما هم او و هم پدر پدرام دل‌شان به ‏آمدن آن‌ها راضی نبود: «هیچ پدر و مادری نیست که از دیدن بچه‌هایش خوشحال نشود، اما نمی‌‏دانم چطور شد که حس خوبی به آمدن آن‌ها نداشتیم. حتی چندبار تلفنی به آن‌ها گفتیم که برنامه ‏سفرشان را به تابستان موکول‌کنند. اما انگار باید آن اتفاق می‌افتاد.»

عباس می‌گوید خیلی وقت‌ها ‏به آن‌ها چند دقیقه‌ای فکر می‌کند که به دختر و داماد و نوه‌هایش در آن هواپیما چه گذشته ‏است و حالا هم با انتشار اطلاعات جعبه سیاه هواپیما این افکار آزاردهنده جان تازه‌ای گرفته ‏است: «من آن لحظات و تک‌تک آن ثانیه‌ها را هر روز با خودم مرور می‌کنم. عذاب می‌کشم و ‏اشک می‌ریزم» ‎.

مژگان و پدرام به واسطه شغل پدران‌شان با هم آشنا شدند. پدرام دانشجوی برق و مخابرات بود و ‏مژگان هم مهندسی برق می‌خواند. بعد از مدتی هم هر دو برای ادامه تحصیل راهی کانادا شدند. ‏مژگان تحصیلاتش را ادامه داد و درنهایت هم پس از اخذ مدرک دکتری در دانشگاه آلبرتا مشغول ‏تدریس شد، پدرام هم در یک شرکت مخابراتی مشغول کار بود.

درددلِ داغدارانِ آن ۱۹ثانیه که بوی مرگ می‌داد

عباس چند هفته پس از تدفین آن‌ها راهی کانادا شد تا اموال‌شان را تعیین تکلیف کند: «دخترم و همسرش همه دارایی‌شان مشترک ‏بود. نصف به نصف. مژگان وصیت کرده بود همه اموالش پس از مرگ به دختر خواهرش برسد. پدرام ‏همه دارایی‌اش را برای برادرزاده‌اش به ارث گذاشت. اسباب و وسایل خانه را هم را به یک بنیاد ‏خیریه در کانادا واگذار کردم. همه این کار‌ها چند هفته‌ای زمان برد و بعد هم به ایران بازگشتم.»

‏عباس درباره پیگیری پرونده این حادثه و خواسته‌اش می‌گوید: «هیچ چیزی برای من جای بچه‌هایم را نمی‌گیرد. ما هیچ نیاز مالی نداریم. نه دیه خواستیم و نه خسارت. همان موقع هم گفتم که ‏شکایت نمی‌کنم، چون به نظر من کار بیهوده‌ای است، چون عزیزان من دیگر زنده نمی‌شوند. اما ‏دوست دارم همه مسببان حادثه به شدیدترین شکل ممکن مجازات شوند» ‎.

مادری با سوال‌های بی‌جواب از مرگ فرزندش

اسم ‏پدرام از دهانش نمی‌افتد، مدام اسم او را صدا می‌زند، در این چند روز وقتی فهمید پسرش با ‏بقیه مسافران چند ثانیه‌ای زنده بودند گریه‌هایش بیشتر شده، کارش به جایی رسیده که چند نفر ‏از زن‌های فامیل از او مراقبت می‌کنند، مثل همان روز‌های نخستی که خبر مرگ پدرام را برایش ‏آوردند. این‌ها را یکی از نزدیکان پدرام جدیدی می‌گوید. پدرام یکی از مسافران آن ‏پرواز بود. دانشجوی دکترای سازه‌های دریایی که کمتر از هشت ماه بود در دانشگاه ویندزور کانادا برای ‏مقطع دکتری پذیرفته شده بود.

او هم مثل بسیاری از مسافران آن پرواز چند‌سال قبل برای ادامه ‏تحصیل به این کشور رفته بود. اما درست یک‌سال قبل از این حادثه پدرش فوت کرد. پدرام بیست‌وهشت ‏ساله برای حضور در مراسم سالگرد پدر مرحومش به ایران آمده بود و چند هفته‌ای در ایران ماند ‏تا کنار مادر و خواهرش باشد، اما هیچ‌کدام نمی‌دانستند این آخرین دیدار است: «پدرام عاشق ‏درس و تحقیق بود. لیسانس عمران داشت. اما گرایش ارشد و دکترایش سازه‌های دریایی بود. ‏تحقیقات زیادی روی پل‌های متحرک دریایی انجام داده بود. استاد راهنمای رساله‌اش بعد از این ‏حادثه پیام تسلیتی برای خانواده‌اش فرستاد، در آن نامه نوشته بود پدرام اگر چند‌سال دیگر فرصت ‏داشت، با ایده‌هایش تحول بزرگی در صنعت و حمل‌ونقل دریایی ایجاد می‌کرد.»

آن طور که ‏هم‌کلاسی‌ها و دوستان نزدیک پدرام می‌گویند، او قصد داشت پس از اتمام درسش به ایران بازگردد ‏و به کارش در همین جا ادامه دهد. برنامه‌های زیادی برای آینده‌اش داشت. حتی با چند نفر از ‏همه‌دوره‌هایش در دانشگاه خواجه نصیر صحبت کرده بود تا با تشکیل یک گروه سازه‌های دریایی ‏طرح ساخت پل متحرک در بندر چابهار را عملیاتی کنند‎.

مادر پدرام بیش از هفت ماه است که روز و شب ندارد. از لحاظ روحی به شدت آسیب دیده است. از دست ‏دادن شوهر و تنها پسرش آن هم در مدت یک‌سال حسابی او را به هم ریخته. روز‌ها بی‌قرار است و ‏شب‌ها برای پسرش گریه می‌کند. از وقتی هم که خبر بازخوانی جعبه سیاه هواپیما را شنیده گریه‌‏هایش بیشتر شده: «بعد از سقوط هواپیما، همه سعی کردیم مادر پدرام را از اخبار و حواشی آن ‏حادثه دور نگهداریم. چون دکتر‌ها به ما گفتند اصلا شرایط روحی خوبی ندارد و باید به هر نحوی ‏ذهن او را از این حادثه دور کنیم. شرایط او به قدری وخیم بود که احتمال آسیب جسمی و سکته ‏هم وجود داشت. به همین دلیل هم مادر پدرام زیاد در جریان جزئیات این حادثه نبود. اما حالا با شنیدن ‏این خبر حسابی به هم ریخته.»

مادر پدرام حالا مثل بسیاری از مادران و ‏پدر‌های داغدار سردرگم شده، توضیحاتی که تاکنون درباره این حادثه ارایه شده نتوانسته او را ‏قانع کند. با این همه این خانواده هم پیگیر این پرونده نشده است: «مادر و خواهر پدرام شکایت ‏نکردند. از طرف قوه قضائیه چندبار با آن‌ها تماس گرفته شد، چند شخصیت نظامی هم برای ‏تسلیت و سر سلامتی به خانه این مادر داغدار رفتند، اما او می‌گوید هیچ‌کدام از کار‌ها حتی مجازات ‏مسببان این حادثه باعث نمی‌شود که پسرم زنده شود.»

درددلِ داغدارانِ آن ۱۹ثانیه که بوی مرگ می‌داد

همسری که هنوز هم چشم به راه است

خانواده نیکنام هم حال و روز خوشی ندارند. فرهاد از تعطیلات‌سال نو میلادی استفاده کرد و ‏برای دیدار اقوام و آشنایان به ایران آمد. این دندانپزشک چهل‌ودو ساله، چند‌سال قبل همراه همسر و دو ‏فرزندش به کانادا مهاجرت کرد و در شهر تورنتو ساکن شد. او از سال‌ها قبل علاقه داشت در آن ‏کشور طبابت کند. البته فرهاد ١٠‌سال در ایران فعالیت دندانپزشکی داشت. چند هفته ‏قبل از سفرش به ایران در آزمون انطباق مدرکش پذیرفته شد و قرار بود پس از بازگشت به کانادا ‏کارش را در مطب دندانپزشکی آغاز کند. اما سرنوشت تلخی که در انتظارش بود، مانع از این شد ‏تا رویای چندین ساله فرهاد عملی شود.

همسر و دو دختر او در کشور کانادا زندگی می‌کنند و از ‏آنجا پیگیر این پرونده هستند. یکی از دوستان نزدیک فرهاد که سال‌ها با او رفاقت داشت، دراین ‏باره می‌گوید: «همسر فرهاد افسردگی شدید دارد. هنوز منتظر است تا فرهاد از ایران ‏به خانه بازگردد. با اینکه اقوام و آشنایان با او در تماس هستند، اما خب زندگی در کشور غریب آن ‏هم در چنین شرایطی کار بسیار دشواری است.»

او درباره پیگیری‌های این پرونده هم توضیح می‌‏دهد: «همسر فرهاد از همان‌جا ماجرا را دنبال می‌کند. در ایران هم اقوام فرهاد پیگیر هستند، اما ‏صحبت‌هایی که تاکنون مطرح شده، اصلا قانع‌کننده نیست. شاید هم هیچ وقت معلوم نشود که چرا ‏این هواپیما با آن همه مسافر هدف قرار گرفت یا اینکه مقصران اصلی اتفاق وحشتناک چه کسانی ‏هستند. شلیک دو موشک با فاصله زمانی کوتاه به یک هواپیمایی که هنوز داشت ارتفاع می‌گرفت؛ ‏موضوع واقعا عجیبی است که مرور جزئیات آن باعث ناراحتی و عذاب مضاعف می‌شود.» ‏

تمام چیزهایی که این سال‌ها بر سرِ کودکان سوری آمد


وب‌سایت میدان: گاه و بی‌گاه داستانی رو می‌شود، تصویری یا فیلمی از یک کودک سوری به اشتراک گذاشته می‌شود که روایتی از بی‌رحمی، تجاوز یا شکنجه را آشکار می‌کند. در هر تصویر یا داستان نمادی وجود دارد که تجربه زندگی تمام مردم سوری را بازنما می‌کند، هرچند که آنچه بر کودکان می‌گذرد مشقت‌بارتر است. باری دیگر، موقعیت‌های تاریخی در داستان‌ها، تصاویر و فیلم‌هایی از کودکان سوری روایت می‌شوند. این مطلب تلاشی برای ثبت روند تحقیر و از هم پاشیده شدن کودک سوری در دهه اخیر است.

کودک سوری؛ از نقاشی‌های آزادی تا تصاویر آزار جنسی

کودکی که تغییر را نقاشی می‌کند

در فوریه ۲۰۱۱ داستانی از کودکان درعا پخش شد، کودکانی که آنچه در تلویزیون از کودکان تونسی آموخته بودند را تقلید می‌کردند. آن‌ها تصویر‌هایی نمادین از آزادی را بر دیوار‌های مدرسه‌شان نقاشی می‌کردند و عباراتی با مضمون خواست تغییر نظام حاکم در کنارش می‌نوشتند. پخش شدن داستان دستگیری این پانزده کودک (به روایت فعالان مخالف حکومت) به‌خاطر نوشتن شعار‌هایی که آزادی و تغییر نظام حاکم را طلب می‌کردند، تاریخ کشور را تغییر داد. آن‌ها کتک خورده بودند و ناخن‌هایشان کشیده شده بود.

کودک سوری؛ از نقاشی‌های آزادی تا تصاویر آزار جنسی

مقامات امنیتی خانواده‌های کودکان درعا را در جریان وضعیت بازداشت آن‌ها قرار ندادند. تاریخ سوریه با نقاشی‌های آزادای‌خواهانه کودکان تغییر جهت داد، اما به چه سویی؟ چهار سال بعد در ۲۰۱۵ و در نتیجه نوع برخورد نظام حاکم با این ماجرا، یونیسف در گزارش «دستان کوچک، بار سنگین» خبر داد که از هر پنج کودک سوری چهار نفر از فقر رنج می‌برد.

کودکی آغازگر مراحل شکنجه

تنها دو ماه پس از پخش شدن ماجرای کودکان درعا، جزییاتی از یک داستان جدید پدیدار شد؛ تصاویر جسد حمزه الخطیب ۱۳ ساله که تا سرحد مرگ شکنجه شده بود منتشر شد. داستان از این قرار بود که او در یک گذرگاه امنیتی در نزدیکی حوران بازداشت شده و پس از مدتی جسد او به خانواده‌اش تحویل داده می‌شود، جسدی با نشانه‌های شکنجه و جای گلوله بر روی آن. بنا به روایت شاهدان به دست راست، دست چپ و قفسه سینه او شلیک شده، گردنش شکسته شده، بدنش مثله و آلت جنسی‌اش بریده شده بود. بسیاری از مردم شوریدند.

کاربران شبکه‌های اجتماعی با اشاره به شکنجه بازداشت‌شدگان در سوریه فریاد می‌کردند که «ما همگی حمزه الخطیب هستیم». هیلاری کلینتون گفت که داستان این کودک «نقطه‏‌ای بی‌بازگشت در قیام سوریه و نماد تمامی مردم سوریه است و همینطور نشانه‌ای بر قطع تمام امید‌ها برای یاری‌رسانی به دولت سوریه که حرف مردم خود را گوش نمی‌کند». هنوز هیچ تغییری درباره شکنجه رخ نداده. در آگوست ۲۰۱۵ شبکه سوریِ حقوق‌بشر اذعان کرد که نزدیک به ۸۰ نفر زیر شکنجه به دست طرف‌های درگیر جنگ در سرزمین‌های سوری جان باخته‌اند.

کودک سوری؛ از نقاشی‌های آزادی تا تصاویر آزار جنسی

کودکی قربانی جنگ رسانه‌ای است

روایت‌هایی متفاوت از داستان زینب الحسن در دست بود. رسانه‌های نیرو‌های مخالف نظام حاکم می‌گفتند که این کودک به بهانه حضور برادرش محمد در یک تظاهرات به دست نیرو‌های امنیتی سوریه بازداشت شده. آن‌ها می‌گفتند این کودک تحت شکنجه جان داده، چرا که مادرش جسد او را در حالی تحویل گرفته که بر روی آن نشانه‌هایی از شکنجه و اصابت گلوله دیده می‌شده. این می‌توانست داستان اولین زن بازداشت‌شده‌ای باشد که تا به حال زیر شکنجه جان داده است.

اما چند روز بعد تلویزیون دولتی سوریه مصاحبه‌ای با زینب پخش کرد که در آن می‌گفت از خانه‌اش فرار کرده و داوطلبانه خود را به نیرو‌های امنیتی تسلیم کرده. در ۲۰۱۳ زینب در اردن پیدایش شد، او توضیح می‌داد که در حقیقت بازداشت شده و تحت فشار به او دستور داده‌اند که مصاحبه کند و گفته‌هایش را به او دیکته کرده‌اند. این داستان کودکی است که بین مرگ و زندگی تاب خورد و به دست رسانه جنگ مورد بهره‌کشی قرار گرفت. به این ترتیب در همان زمانه‌ای که پیمان حقوق کودک مصوب ۱۹۹۰ توسط جمهوری عربی سوریه مورد پذیرش قرار گرفته، خیل کثیری از طرف‌های سوری سرنوشت یک کودک را به بازی گرفتند، کودکی که مرگ و زندگی را پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی شاهد بود.

کودکان مطلع از فرقه‌گرایی

از زمان آغاز اعتراضات در سال ۲۰۱۱ نهاد‌های حقوق بشری مسئول حقوق کودکان به فعالان و معترضان سوری هشدار دادند که شرکت کودکان در اعتراضات و حمل شعار‌هایی که آن‌ها آگاه از آن نیستند خطرناک است. اما مردم محله‌های شرکت‌کننده در اعتراضات توجیه کردند که تمام مردم ناحیه از خانواده‌ها گرفته تا کودکان در سازماندهی اعتراضات، اظهارات در رسانه‌ها، ساخت شعار‌ها و جمع‌آوری زباله‌ها شریک هستند. یکی از والدین گفت: «این بخشی از فعالیت دست‌جمعی محله است».

کودک سوری؛ از نقاشی‌های آزادی تا تصاویر آزار جنسی

اما وقتی که کودکان در حال حمل شعار‌های فرقه‌گرایانه دیده شدند، رسانه‌های جریان مخالف تلاش کردند تا وضعیت را با عدم پوشش تصویر کودکان سر و سامان دهند. در یکی از این تصاویر، کودکی سه سال دیده می‌شود که این شعار را حمل می‌کند: «با افتخار می‌گویم! بله! ما مسلمانان سنی هستیم و به همین خاطر کودکان سوری کشته، سوزانده و سلاخی می‌شوند».

اما یک کودک چطور ممکن است معنی «سنی» را بداند؟ این مستلزم درکی از تاریخ است، و چطور ممکن است یک کودک بداند که این یک مناقشه فرقه‌ای است؟ [چطور بداند]فرقه‌گرایی یعنی چه؟ و بعد فیلمی از یک دختر در محله بابا عمرو در حال سخنرانی در طی یک تظاهرات پخش شد، او در برابر جمعیت و دوربین‌ها شیخ العرعور‎ یکی از رهبران افراطی فرقه‌گرا را می‌ستایید.

یک کودک از سلاخی آواز می‌خواند و دیگری به ویرانی تهدید می‌کند

در سال ۲۰۱۳ یکی از هشداردهنده‌ترین فیلم‌های چند سال اخیر در باب وضعیت کودکان سوری در رسانه‌ها منتشر شد. در فیلم کودکی از شهر بنش در استان ادلب را می‌بینیم که بر شانه‌های یکی از اعضای سازمان «جبهه النصره» سوار است. او بلند آواز می‌خواند و شیعه‌های روستای همسایه را به سلاخی تهدید می‌کند و در همین حال با دستانش ادای ذبح کردن را اجرا می‌کند:

ما پلیس النصره هستیم… منتظر باشید علوی‌ها
ما شما را سلاخی می‌کنیم… بی‌هیچ سازشی
آن‌ها به من می‌گویند تروریست… من گفتم این یک افتخار است

این‌گونه کودک در سرودش افتخار کرد که یک تروریست است و سپس به بنیان‌گذار القاعده اسامه بن لادن درود فرستاد. او در سرودش مسئولیت حملات یازده سپتامبر با ۳۰۰۰ کشته را برعهده گرفت:

بن‌لادن رهبر ماست… اون آمریکا را ترور کرد
ما آمریکا را نابود می‌کنیم… با یک هواپیمای غیر‌نظامی
مرکز تجارت جهانی… به یک کپه آشغال تبدیل شد
ما پلیس النصره هستیم…. منتظر باشید علوی‌ها

کمتر از دو ماه بعد از انتشار این سرود، ویدیویی از یک کودک دیگر دست به‌دست شد. گفته می‌شد که ویدیو در منطقه المزه ۸۶ در نزدیکی دمشق گرفته شده. فیلم تنها یک کودک را در اتاقی به تصویر می‌کشد و صدا‌هایی در پس‌زمینه که تکرار می‌کنند «الفرقه الرابعه». آن‌ها آشکارا منظورشان لشکر چهارم ارتش سوریه بود. کودک انقلابیون را در سرودش تهدید می‌کرد. سرود گویای تهدید به بدترین تخطی‌های جنسی، تجاوز و تخریب مناطق شورشی سوریه به همراه تکرار نام آن‌ها بر همان وزن مشترک بود: داریا، قدسیا و زملکا.

در این دو واقعه کودکان مورد استثمار واقع شدند تا مضامینی مانند ذبح کردن، قتل، بمب‌گذاری، ویران کردن، کشتن مردم و همینطور پذیرش مسئولیت حملات تروریستی را به سرود بخوانند. این نشانه یک دگرگونی در وضعیت مناقشه سوریه به سوی سطح شدیدتری از فرقه‌گرایی و خشونت بود.

کودکیِ مسلح

کیم سینگوپتا پژوهشگر امنیت و دفاع برآورد کرده بود که تا پایان سال ۲۰۱۶ نزدیک به پنجاه‌هزار کودک در سلسله مراتب داعش به خدمت گرفته شده‌اند. وسیم الشرقی در گزارشی با عنوان «کودکان زیر سایه حکومت اسلامی در میانه آموزش جهادی و خدمت نظامی» نوشت:

کودکان سرزمین‌هایی که به دست این سازمان تصاحب شده‌اند در واقع دارایی‌هایی هستند که به این سازمان امکان ادامه دادن جنگ را می‌دهد.

به همین ترتیب تصاویر و ویدیو‌هایی از کودکان در کمپ‌های آموزش نظامی و در حین استفاده از آلات جنگی مختلف پخش شد. چشم‌های ما به دیدن کودکان مسلح به عنوان بخشی از فرهنگ جمعی‌مان عادت کرد.

کودک سوری؛ از نقاشی‌های آزادی تا تصاویر آزار جنسی

در مستندی دیگر به نام «نسل پنجم» مصاحبه‌ای با حسن ۱۶ ساله که پس از آموزش نظامی از دست نیرو‌های خلافت آزاد شده بود پخش شد. این کودک از تکنیک‌هایی سخن می‌گفت که به واسطه آن‌ها داعش کودکان را به خط مقدم می‌فرستاده. او همینطور به مصا‌حبه‌کننده توضیح می‌داد که چه تجربه‌ای از کشتار و بازی‌کردن با بدن‌های کشته‌شدگان را از سر گذرانده. این کودک در حین بیان این روایات منکوب شده بود.

او نمی‌توانست بروز دهد که به گمان خود یک قاتل بوده یا مبارز. در پایان مصاحبه آشکار می‌شود که او هنوز به سرود‌های جهادی‌ای که در زمان زندگی تحت امر خلافت اسلامی شنیده، حسی خاطره‌انگیز دارد. حسن به کارگردان التماس می‌کند تا هیچ یک از آن‌ها را در برابر او پخش نکند، چرا که میل‌اش به جنگیدن و اسلحه را زنده خواهد کرد.

کودکان آواره و مهاجر

تصاویر و ویدیو‌های بسیاری از کودکان سوری که آوارگی و مهاجرت را تجربه کرده‌اند موجود است. اولین مورد، ویدیویی از رویترز است که حمل کودکی خوابیده در یک چمدان را به تصویر می‌کشد. اما دومین مورد، ویدیویی ضبط شده در سپتامبر ۲۰۱۵ در خاک اروپاست. گروهی از پناهنده‌های سوری در حال تلاش برای گذر از مرز مجارستان بودند و یک روزنامه‌نگار مجار، پدری سوری که فرزندی در بغل دارد را به زمین می‌اندازد.

هرچند تصاویر خیلی شفاف نیستند، اما یک بار دیگر هم شاهد بودیم که کودکی سوری با لگد یک خبرنگار شبکه راست‌گرای حزب «گوپیک» نقش بر زمین می‌شود. حزب «گوپیک» مخالف قوانین مهاجرت مجارستان است و این یک لگد راست‌گرایانه اروپایی به کودکان مهاجر سوری بود. در همان زمان سازمان ملل اعلام کرد که بیش از چهار میلیون سوری، معادل یک ششم جمعیت این کشور در حال فرار از این مناقشه و ترک کشورشان هستند.

و، اما پیش‌تر از این‌ها، در صبح دوم سپتامبر ۲۰۱۵ جهان با دیدن ویدیویی از جسد غرق شده آلان کوردی از خواب برخاست. جسدی رها شده با صورت به روی زمین و بدنی کوچک و متورم از بلعیدن آب دریا. خانواده این کودک در حال تلاش برای فرار از ترکیه به یونان به دریا زده بودند. پناهندگان داخل قایق ساعتی تلاش کرده بودند که قایق را در میان امواج کنترل کنند تا به جزیره یونانی کس برسند. قمار خطرناکی که با رها شدن طفل از آغوش پدرش پایانی تراژیک داشت. اما ساعاتی بعد، بدن جان داده این بچه سه ساله بر روی ماسه‌های ساحل بودروم ترکیه نقش بر زمین شد. باید یادآوری کنیم که دوازده پناهنده سوری دیگر به همراه آیلان و برادرش غلیب ۵ ساله در این حادثه جانشان را از دست دادند.

تصویر آیلان به عنوان نماد قربانیان مهاجرت دریایی مرگبار سوری‌ها دست به دست شد. این تصویر منجر به پاسخی جهانی شد تا جایی که نخست وزیر سوئد و رییس جمهور ترکیه ظاهرا آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتند که چشمانشان اشکبار شد.

سیاست‌ورزی خفته اروپایی گویی ناگهان از خطر کارهایش به هوش آمد. دارالفتا مصر در فیس‌بوک تسلیت گفت و تصویر کودک را به همراه پیام «به امید اینکه خداوند ملت ما را از این عذاب نجات دهد» منتشر کرد؛ و پس از آن مجله طنز شارلی ابدو نقاشی‌ای از آن تصویر را به همراه زیرنویس «پناهنده‌ها خوش آمدید» منتشر کرد، به بهانه نقد سیاست‌های اتحادیه اروپا در قبال پناهنده‌ها و همینطور نکوهش «اروپای مسیحی» که به مسلمانان همسایه‌اش هیچ اهمیتی نمی‌دهد.

کودک سوری؛ از نقاشی‌های آزادی تا تصاویر آزار جنسی

فیلسوف و نویسنده فرانسوی ماری خوزه ماندوسین درباره تصویر آیلان اینطور نوشت:

ورای اینکه این تصویر واقعی یا تقلبی بوده، از وضعیت اجتماعی-اقتصادی کسانی پرده بر‌می‌دارد که دریایی را با ما شریک هستند. این تصویر باید ما را مجاب کند تا به بازماندگان سفر پناهندگی کمک کنیم و به کارزار‌های خوش‌آمدگویی مناسب برای آن‌ها بپیوندیم.

البته در‌های پناهندگی سوری‌ها به اروپا دقیقا در همان سال با یک توافق میان ترکیه و اروپا بسته شد، در ازای اعطای یک بسته مالی حمایتی از جانب اتحادیه اروپا به ترکیه.

کودکی زیر ضرب تجاوز جنسی

اخیرا، اما ویدیویی جدید دست به دست شده که نمک بیشتری بر زخم کودک سوری می‌پاشد، این بار در لبنان. تصویری بی‌سابقه از هتک حرمت یک کودک که جهان عرب تا به حال به خود ندیده. ویدیو به دست یکی از سه متجاوز به کودک سوری ضبط شده در حالی که هر سه آن‌ها مشغول به رجزخوانی هستند. یکی از سه متجاوز پس از درگیری و منازعه با دو نفر دیگر ویدیو را منتشر کرده بود. مادر این کودک گفت که فرزندش در طول دو سال گذشته بار‌ها مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفته بود.

تنها از سر کنجکاوی ما ویدیو را بررسی کردیم تا ببینیم دوربین چگونه یک تجاوز جنسی واقعی را به تصویر می‌کشد و چگونه ممکن است چنین تصویر سراسر خشونت‌بار و مملو از قساوتی در جامعه دست به دست شود؟ تبعات ویدیوی تعرض به یک کودک بر کلیت فرهنگ تصویری ما چیست؟ آیا قرار است تصاویر بیشتری از این دست باز هم تولید شوند؟ همانند روایت‌های پیشین؟ و ناگهان تماشاگر به یاد می‌آورد که این قربانی یک کودک سوری است که مورد ضرب و شتم و تجاوز قرار گرفته. ویدیویی دیگر در کنار تمام تصاویر و ویدیو‌های فاجعه زندگی کودک سوری قرار گرفته که ممکن است فرهنگ تمام منطقه عرب را دستخوش تغییر کند و چنین وقایع بیمار، جرم‌ها و تصویرهایشان را به یک وضعیت عادی جدید مبدل سازد.

در ژوئن ۲۰۲۰ یونیسف اعلام کرد که بیش از شش میلیون کودک سوری دسترسی به آموزش ندارند و سوریه در راس لیست ترک تحصیل در طی سال‌های گذشته قرار دارد. این سازمان همچنین اعلام کرد که به یک بسته مالی ۶۵۰ میلیون دلاری برای رسیدگی به این وضعیت خطرناک نیاز دارد. در غیر اینصورت تبعات رها کردن نسلی از کودکان بدون آموزش غیر قابل تصور است، آن هم در منطقه‌ای با انبوهی از دارایی، منابع و نفت. البته نکته طنز ماجرا اینجاست که در حین اینکه سرمایه‌گذاری‌های عربی همگی روانه کشور‌های ارشد شده، حالا نهاد‌هایی همانند یونیسف و آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک باید کاسه گدایی به دست بگیرد تا کودکان را نجات دهد.

همانطور که ژان لوک گدار کارگردان فرانسوی می‌گوید «ما نمی‌توانیم آنچه در یک تصویر می‌گذرد را تغییر دهیم… شاید تغییر آن چیزی است که از یک عکس به عکس بعدی رخ می‌دهد» و ما همچنان منتظر تصویری دیگر هستیم که مصیبت کودکان در منطقه را مجسم می‌کند.

خرید ویلا در شمال، نکاتی که باید بدانید!


برترین‌ها: یکی از پرطرفدارترین و رایج‌ترین پروژه‌ها و قرارداد‌های ملک و املاک در کشور ما به خرید ویلا در شمال باز می‌گردد. امروزه این موضوع برای بسیاری از افراد تبدیل به کسب‌وکاری پردرآمد شده و تأثیر بسیاری را در دنیای ملک و املاک به دنبال دارد. به همین دلیل هم لازم است که برای خرید ویلا در شمال هوشمندانه‌تر عمل کنید و با اطلاع از قوانین و چم‌وخم‌های این مسئله دست به خرید ملک موردنظر بزنید. در این مطلب با شما هستیم تا در این رابطه بیشتر برایتان بگوییم و شما را در خرید ویلا در شمال یاری کنیم.

خرید ویلا در شمال، نکاتی که باید بدانید!

توجه به موقعیت جغرافیایی ویلا در شمال

طبیعی است که پرطرفدار بودن خرید ویلا در شمال به آب و هوای بی‌نظیر و موقعیت زیبای آن باز می‌گردد. به همین دلیل نیز در زمان خرید ویلا در شمال باید به اندازه کافی به موقعیت جغرافیایی ویلا نیز توجه داشت. به طور کلی باید بگوییم که خرید ویلا در شما با توجه به نوع کاربری و نیاز افراد می‌تواند در شکل‌ها و جنبه‌های متفاوتی صورت پذیرد. سعی کنید که هیچ‌گاه بدون دیدن و پسندیدن حضوری ویلا به خرید آن فکر نکنید. حتماً از مشاور املاک و یا فروشنده نشانی دقیق ویلا را جویا شوید و با حضور در آن مکان از موقعیت جغرافیایی ویلای موردنظر خود باخبر شوید.

طبیعی است که یک ویلا با موقعیت جغرافیایی مناسب، دسترسی خوبی به مرکز شهر داشته و از فاصله کمی با آن برخوردار است. توجه داشته باشید که ویلای موردنظرتان حتماً با مراکز خرید معتبر، مراکز درمان و… فاصله چندانی نداشته باشد تا در نهایت بتوانید به راحتی رفت و آمد کرده و نیاز‌های روزانه خود را برطرف کنید.

به همین دلیل هم هست که ویلا‌هایی که در دل جنگل هستند، علی رغم زیبایی بی‌نظیرشان، انتخاب‌های چندان هوشمندانه‌ای به حساب نمی‌آیند، چراکه کمترین دسترسی و رفت و آمد را به مرکز شهر خواهند داشت. با این حال این نوع از ویلا‌ها مخصوص کسانی هستند که ترجیح می‌دهند به دور از شلوغی‌های شهر، فضایی سبز، دنج و آرام را برای خودشان تدارک ببینند.

نکته دیگری که در این زمینه می‌توانیم بگوییم این است که معمولاً بسیاری از افراد به دلیل شرایط موجود و موقعیت شهرک‌ها ترجیح می‌دهند که برای خرید ویلا در شمال به سراغ شهرک‌هایی با امنیت بالا بروند. خرید ویلا در شهرک از جنبه‌های متفاوتی می‌تواند انتخاب خوبی باشد که موقعیت مناسب و دسترسی آسان و همین‌طور امنیت بالای آن از مهم‌ترین این جنبه‌ها به حساب می‌آیند.

میزان نیاز و نوع استفاده از ویلا

به طور کلی بخش مهم دیگری که باید در زمان خرید ویلا در شمال به آن توجه کنید میزان نیاز و استفاده شما از ویلاست. طبیعی است که هدف اصلی شما از خرید ویلا استفاده از آن است. برای مثال باید بگوییم طبیعی است که خانواده‌ای کم‌جمعیت به ویلایی با متراژ بالا نیاز ندارد و می‌تواند با یک ویلای کوچک و متوسط نیز به نیاز خود رسیدگی کند.

علاوه بر این افرادی نیز برای خرید ویلا در شمال به دنبال اهداف اقتصادی هستند و با هدف سرمایه‌گذاری و کسب درآمد به این کار می‌پردازند. در چنین شرایطی از آنجایی که هدف از خرید ویلا در شمال متفاوت‌تر می‌شود باید به فاکتور‌های دیگری همچون دسترسی بالا، رفت و آمد راحت و… توجه کرد.

خرید ویلا در شمال، نکاتی که باید بدانید!

دسته دیگری از افراد برای خرید ویلا در شمال به دنبال برگزاری جشن و مراسم متفاوت هستند. به همین دلیل هم این افراد باید به دنبال ویلا‌های بزرگ‌تری باشند که از محوطه بزرگی برخوردار بوده و همسایگان کمتری نیز داشته باشد. با توجه به تمامی این موارد، طبیعتاً شما باید نیاز و همین‌طور میزان استفاده خود از ویلا را در نظر داشته باشید تا در نهایت بتوانید بهترین انتخاب خرید ویلا در شمال را داشته باشید.

بررسی قیمت ویلا

قطعاً بخش مهمی از خرید ویلا در شمال به قیمت آن ملک باز می‌گردد. توصیه‌ای که برایتان داریم این است که مطمئن شوید که قیمتی که به شما ارائه می‌شود قیمت تمام‌شده ویلا باشد. دقت کنید که اگر ویلا کاملاً ساخته شده و آماده است لازم خواهد بود که از فروشنده در رابطه با قیمتی که برای ویلای خود تعیین کرده پرس‌وجو کنید و آن را بررسی نمایید. اما اگر ویلا هنوز کاملاً ساخته نشده و به صورت پیش‌فروش به عرضه می‌رسد باید پیش از پرداخت هر گونه هزینه و وجهی در رابطه با قیمت تمام‌شده و نهایی آن به توافق برسید. با این کار خیالتان راحت خواهد بود هزینه‌ای که در نهایت پرداخت می‌کنید به مراتب بیشتر از هزینه یک ویلای کامل نخواهد شد!

توصیه می‌کنیم برای آگاهی و اطمینان خاطر از هزینه و قیمت واقعی ویلای موردنظر خود به سراغ همسایگان ویلای خود نیز بروید و قیمت ویلا در آن منطقه را جویا شوید. فقط فراموش نکنید که در این میان باید حتماً مسائل متفاوتی همچون سن بنا، امکانات آن، متراژ و… را نیز در نظر داشته باشید. به همین دلیل هم طبیعی است که نمی‌توان دو ویلا را با یک قیمت در نظر گرفت، تنها کافی است که با حدود قیمت در آن منطقه آشنا شوید.

به طور کلی باید بگوییم که نمی‌توان مبلغ واحدی را برای خرید ویلا در نظر گرفت، چراکه بعضی از ویلا‌های این منطقه با توجه به موقعیت جغرافیایی و همین‌طور امکاناتی که دارند هزینه به مراتب بالاتری را شامل می‌شوند. به همین دلیل هم توصیه ما این است که برای خرید ویلا در شمال از فروشنده پرس‌وجو کنید که آیا امکان خرید ویلا به صورت اقساطی و یا با چک وجود دارد یا حتماً باید تمامی مبلغ ملک را به صورت تمام و کمال پرداخت کرد.

خرید ویلا در شمال، نکاتی که باید بدانید!

البته باید بگوییم که معمولاً ویلا‌هایی که درون شهرک قرار دارند به صورت پیش‌قسط و یا اقساطی نیز به فروش می‌رسند و به همین دلیل نیز این‌گونه از ویلا‌ها برای کسانی که تمام پول و هزینه را به صورت یکجا آماده ندارند گزینه‌های بسیار مناسبی خواهند بود. معمولاً ویلا‌های درون شهرک نسبت به ویلا‌های ساحلی، ویلا‌های درون جنگل و… هزینه به مراتب کمتری دارند و به همین دلیل نیز مورد اقبال بیشتر قرار می‌گیرند.

بررسی شش‌دانگ بودن سند ویلا

مسئله دیگری که حتماً باید در زمان خرید ویلا در شمال در نظر داشته باشید آن است که آیا سند ویلای شما شش‌دانگ هست یا خیر. به خاطر داشته باشید که شش‌دانگ ویلای موردنظر شما باید حتماً به نام شما سند بخورد و در این زمینه نیز نباید هیچ‌گونه ابهامی به وجود بیاید.

علاوه بر این باید توجه کنید که در زمان خرید ویلایی که هنوز ساخت آن به پایان نرسیده و سند شش‌دانگ ندارد باید فقط مبلغ پیش‌پرداخت را بپردازید و تا پایان کامل ساخت آن و همین‌طور ارائه سند شش‌دانگ هرگز وجه را به صورت تمام و کمال پرداخت نکنید.

میدان انقلاب تهران: قلبی که هنوز می‌تپد


برترین‌ها به نقل از رادیو زمانه: میدان انقلاب تهران، میدان خاطره‌هاست. این میدان فشرده تاریخ ایران معاصر است. کرونا رمق میدان‌‌ها را گرفته، اما هنوز در سرتاسر جهان میدان‌هایی سرزندگی خود را به نمایش می‌گذارند. میدان انقلاب از جمله آنهاست.

 

میدان انقلاب تهران: قلبی که هنوز می‌تپد

 

توصیف‌های زیر عمدتاً از دوره پیش از کرونا است. می‌توان با اطمینان گفت که میدان انقلاب و خیابان انقلاب پس از کرونا دور دیگری از زندگی و سرزندگی را آغاز خواهند کرد.

 

عصرگاهان که روز میل به تمام شدن دارد، تازه زندگی در میدان انقلاب تهران شروع می‌شود. به ویژه در فصل‌های گرم سال که زمان‌های نزدیک به غروب، خنک‌ترین وقت‌ها برای پرسه‌زنی در یک میدان پرهیاهو و پر ایماژ است.

 

«انقلاب» را به درستی می‌توان یک مرکز فرهنگی در مرکز شهر نامید. خط پر تردد مترو و بی‌آر تی، سینما بهمن، دانشگاه تهران، کتاب‌فروشی‌های ثابت و دست‌فروشان کیف و کتاب و نقاشی، پدیده‌هایی فرهنگی هستند که یا در خود میدان و یا در اطراف آن جمع شده‌اند.

 

جمعیت فراوان است و پیاده‌روها ظرفیت و کشش این همه جمعیت را ندارند. دستفروش‌ها هم اغلب بخش‌های بزرگی از این پیاده‌روها را به خود اختصاص داده‌اند و پیاده‌رو هرچه بیشتر تنگ‌تر شده است. 

 

 دختران و پسران جوان دست در دست هم قدم می‌زنند و خود و عشقشان را به رخ رهگذران می‌کشند. همزمان صداهایی به گوش می‌رسد. صدای فروش مقاله، پایان‌نامه و حتی کتاب! چیزی شبیه به داد زدن برای فروش یک غذای آماده یا فروش اسباب‌بازی کودکانه. عده‌ای که پول دارند و می‌خواهند به واسطه همین پول مدرک دانشگاهی هم بگیرند، مشتری‌های اصلی رساله‌فروش‌ها هستند − چیزی نامتعارف و باورنکردنی اما واقعی.

 

میدان انقلاب تهران: قلبی که هنوز می‌تپد

 

آن‌ها نزد «دادزن»‌های سفارش کتاب و مقاله و پایان‌نامه می‌روند، موضوعشان را می‌گویند، پولش را پرداخت می‌کنند و منتظر می‌مانند تا در اسرع وقت، شبکه‌ی علمی بنگاهی، برایشان مقاله بنویسد و آن را به نام خود به دانشگاه، مجله یا نشر مورد نظرشان بدهند.

 

فضایی برای حضور

 

میدان انقلاب و خیابان‌های منتهی به آن، تنها یک «مکان» نیستند. آن‌ها «فضا»هایی اجتماعی‌اند که حامل معنا هستند. مکان، همان محل هندسی فعالیت‌های انسانی و حیوانی است. یعنی چیزی که روی نقشه‌های جغرافیایی یا ماکت‌های معماری می‌توان دید. اما «فضا» همان روابط اجتماعی حک شده در مکان است که آن را از حالت «طبیعی» خارج می‌کند و کنش انسانی را بر آن غالب می‌کند و خود مکان را نیز به مرور تغییر می‌دهد.

 

میدان انقلاب تهران: قلبی که هنوز می‌تپد

 

میدان انقلاب را بر این اساس می‌توان «فضا»یی نامید که به لحاظ اجتماعی گروه‌هایی شامل جوانان، دانشجویان، دست‌فروش‌های کتاب، روشنفکران و کتاب‌خوان‌ها و… همگی قشرهایی هستند که در یک توافق ناگفته، انقلاب را برای دیدار همدیگر، قدم‌زدن انتخاب کرده‌اند. تمرکز آن‌ها در این مکان، همان چیزی است هویت خاصی به آن بخشیده و آن را به یک فضای متمایز شهری تبدیل کرده است به هسته‌ی کنشگری فرهنگی تبدیل شده است.

 

میدانی که اکنون وارث تاریخ است

 

نام میدان انقلاب با یک واقعه‌ی تاریخی و سیاسی مهم در تاریخ ایران پیوند خورده است. قبل از انقلاب ۵۷ نام این میدان “۲۴ اسفند”، روز تولد رضاشاه پهلوی، بود و به همین مناسبت هم تندیس شاه در وسط میدان نصب شده بود.

 

میدان انقلاب تهران: قلبی که هنوز می‌تپد

 

معماری و ساخت و سازها در نقاط شهری تهران در عصر قاجارها عملأ طوری پیش رفته بود که «انقلاب» کنونی و «۲۴ اسفند» گذشته را به مرکزی خدماتی تبدیل کرده بود که اغلب خیابان‌های اصلی تهران به آن ختم می‌شد. اکنون پس از گذشت سالیان، هنوز هم میدان انقلاب جایگاهی مهم در تحولات سیاسی ـ اجتماعی دارد.

 

قهرمانی به نام خیابان

 

مارشال برمن در بررسی مدرنیسم و توسعه‌نیافتگی در پترزبورگ قرن ۱۹، بلوار نوسکی این شهر را معرف همه آن نیروهای خارجی و جهان‌وطنی می‌داند که در متن زندگی روسی جاری بودند. پترزبورگ در واقع نماد «روشنگری» بود (در برابر مسکو که نماینده تمام سنت‌های بومی روسی بود) و بلوار نوسکی این شهر، ویترینی بود برای نمایش عجایب اقتصاد مصرفی که شیوه مدرن تولید انبوه می‌رفت تا حصول آن را برای همگان ممکن سازد. بدین‌سان، بلوار نوسکی به صورت نوعی محوطه آزاد ظاهر گشت که در آن نیروهای اجتماعی و فکری، می‌توانستند به نحوی خودانگیخته منکشف شوند.

 

میدان انقلاب تهران: قلبی که هنوز می‌تپد

 

تناقض‌ها و تضادهای موجود در بلوارهای مرکزی کلان‌شهرهای جهانی، موجب فرم جدیدی در ادبیات به نام «رمانس شهری» شد که قهرمان اصلی آن خود خیابان است. غایت اصلی چنین خیابانی معاشرت اجتماعی است. مردم به این‌گونه فضاها می‌روند تا ببینند و دیده شوند. برای انسان جدیدی که خیابان‌ها و بازارهای متراکم مدرن او را فرامی‌خوانند، فضاهای شهری، همچون رسانه‌ای عمل می‌کنند که در آن حیات شخصی و سیاسی در هم می‌آمیزند و یکی می‌شوند.میدان انقلاب نیز به سان مرکزیتی شهری است که میزبان «تیپ‌»هایی اجتماعی است.