آنچه باید رعایت کنیم تا یک سفر لذت‌بخش داشته باشیم


روزنامه جام‌جم – فاطمه فراهانی: وقتی بحث سفر پیش می‌آید و فرصت و مجالی برای سفر کردن، اولین چیزی که فضای ذهن‌مان را پر می‌کند، مقصد است؛ انتخاب مقصد؛ این‌که کجا برویم؟ چطور برویم؟ و… بعد هم راه می‌افتیم توی صفحه‌های اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، دنبال پیدا کردن مقصد سفری که آخر هفته یا تعطیلات‌مان را آنجا سپری کنیم.

گاهی تصاویر و اطلاعات شبکه‌های اجتماعی کمک خوبی به ما می‌کنند و گاهی انتخاب مقصد براساس یک تصویر یا نوشته‌ای در شبکه اجتماعی ما را با بحران‌های متعددی در مقصد مواجه می‌کند. در این نوشتار راهنمای کوتاهی برای انتخاب مقصد سفر برایتان داریم تا در سفر و تعطیلاتتان گرفتار بحران و دردسر نشوید و از سفر و بودن در مقصد لذت ببرید.

از مسیر لذت ببر

برای انتخاب مقصد باید چند مرحله را طی کنید:

چقدر زمان دارید؟

در ابتدا ببینید چقدر برای سفرتان زمان دارید. گاهی انتخاب مقصد تنها برای یک آخر هفته است که خب، در این بین بسیاری از مقاصد که نیاز به روز‌های بیشتری دارد، از گزینه‌هایتان حذف می‌شود. دانستن این نکته هم بد نیست که حواستان باشد برای رسیدن به برخی مقاصد گاهی فقط دو روز باید در سفر باشید و این مهم را هم باید در انتخاب مقصدتان لحاظ کنید.

همسفر دارید؟ همسفر یا همسفرهایتان چه کسانی هستند؟

بعد از تعیین زمان لازم برای انجام سفرتان، حالا باید به این پرسش پاسخ دهید که با چه کسی یا چه کسانی می‌خواهید سفر کنید. در اینجا در مورد انتخاب همسفر صحبت نمی‌کنیم، بلکه در مورد شرایط موجودتان حرف می‌زنیم. یعنی آیا برای سفری که در حال برنامه‌ریزی هستید همسفری دارید یا قرار است تنها سفر کنید. همسفر داشتن باعث می‌شود برخی مقاصد به خودی خود از فهرست مقصد‌های سفرتان حذف شود.

برای مثال شاید شما به سفر‌های ماجراجویی علاقه داشته باشید، ولی همسفرتان عاشق آفتاب گرفتن باشد. در این صورت برای لذت بردن همزمان هر دو نفرتان باید مقاصدی که صرفا برای ماجراجویی است و همچنین مقاصدی که صرفا برای آفتاب گرفتن است، از فهرست مقاصدتان حذف کنید و به دنبال مقصد‌هایی باشید که نیاز هر دو نفرتان را تامین کند.

آب و هوای دلخواهتان چیست؟

در سفر به دنبال چه نوع آب و هوایی هستید. گاهی افراد سفر می‌کنند که زیر آفتاب دراز بکشند و روز‌ها از گرمای آفتاب لذت ببرند. مقاصد گردشگری در روز‌ها و فصل‌های سال، آب و هوای متفاوتی دارند و به‌راحتی با یک جست‌وجوی ساده، شرایط آب و هوای مقاصد برایتان مشخص می‌شود، اما قبل از جست‌وجو باید موضع خودتان را مشخص کنید. این‌که در سفر به دنبال چه نوع آب و هوایی هستید. تمایل دارید در برف قدم بزنید یا زیر باران پیاد‌ه‌روی کنید؟

سفر در فصلی که مطلوب اکثر گردشگران نیست، باعث کاهش هزینه‌های سفر می‌شود؛ نکته‌ای بسیار مهم که البته، چون ما در این بخش به موضوع کاهش هزینه‌ها نمی‌پردازیم، فعلا با آن کاری نداریم. ما فعلا و صرفا در جهت یافتن مطلوب‌های شما هستیم، پس اگر هزینه برایتان اهمیت دارد این را هم بدانید که هوای مطلوب هزینه بالاتری دارد.

بودجه سفر شما چقدر است؟

شاید از نظر شما این بخش مهم‌ترین بخش انتخاب مقصد سفرتان باشد، اما پیشنهاد می‌کنم قبل از این‌که روی میزان پولی که برای سفر کنار گذاشته‌اید تمرکز کنید به سؤالات قبل پاسخ دهید، بعد میزان پول سفرتان را مشخص کنید. زمانی که اول به میزان بودجه سفرتان فکر می‌کنید و بعد به سؤالات قبل و بعد پاسخ می‌دهید، ذهن شما ناخودآگاه بخش زیادی از مقاصد که شاید با همان بودجه امکان‌پذیر بوده را از فهرست مقاصد سفر حذف می‌کند.

برای مثال تصور کنید شما همسفری برای سفرتان دارید و تصمیم گرفته‌اید که در فصول باران‌های موسمی به آسیای جنوب‌شرقی سفر کنید. مطمئنا اگر ذهنتان از اول روی بودجه سفر متمرکز بود هرگز سفر به جزایر تایلند یا اندونزی را به فهرست سفرهایتان اضافه نمی‌کردید، زیرا این مقاصد در فصول مطلوب جزو لوکس‌ترین سفر‌ها محسوب می‌شود، اما در فصل باران‌های موسمی هزینه سفر به شدت افت می‌کند. از طرفی وجود همسفر باعث کاهش هزینه سفر می‌شود، بنابراین قبل از این‌که بودجه سفر را بررسی کنید به سؤالات قبل پاسخ دهید و بعد در این مرحله میزان بودجه سفرتان را مشخص کنید.

چه نوع سفری را دوست دارید؟

از مسیر لذت ببر

حالا نوبت این است که مشخص کنید از چه نوع سفری لذت می‌برید. در این مرحله آگاهید که چقدر زمان و چه میزان پول برای سفر دارید و در کنار آن در جریان هستید که همسفر دارید یا خیر و آب و هوای دلخواهتان برای سفر هم مشخص است. حالا صرفا باید نوع سفری که دوست دارید را انتخاب کنید. انتخاب نوع سفر باعث می‌شود در تعیین وسیله حمل و نقل، هتل و برنامه‌ریزی سفر دقت بیشتری کنید.

برای مثال شما آگاه هستید که یک هفته زمان برای سفر دارید و بودجه محدودی (برای مثال پنج میلیون تومان) هم مشخص کردید و از طرفی یک همسفر دارید. آب و هوای مطلوب برای این سفرتان هم بارانی است. طبیعی است که با این بودجه به راحتی در فصل باران‌های موسمی می‌توانید به یکی از مقاصد گردشگری آسیای جنوب شرق یا آسیای جنوب غرب سفر کنید، اما شما چه نوع سفری را دوست دارید؟ مقاصد آسیای جنوب شرق برای افرادی که علاقه‌مند به آفتاب و شنا هستند در فصل مطلوب عالی است، اما همین مقاصد در فصل باران‌های موسمی بدترین انتخاب برای این افراد است.

البته همین مقاصد برای افرادی که به ماجراجویی و دیدن فرهنگ علاقه‌مند هستند، مکانی عالی است؛ بنابراین اگر به ماجراجویی یا دیدن فرهنگ علاقه‌مندید، فصل باران‌های موسمی آسیای شرق انتخاب مناسبی است. اما اگر به خرید و گشتن در پاساژ‌های مختلف علاقه‌مند هستید طبیعتا آسیای شرق به ویژه مقاصد لوکس‌تری مثل تایلند انتخاب مناسبی نیست. در این بین می‌توانید به مقاصد آسیای جنوب غرب هم نگاهی کوتاه داشته باشید. بی‌شک شما می‌توانید همین تنوع مقاصد را در کشور چهار فصل خودمان هم انتخاب و برایشان برنامه‌ریزی کنید.

انتخاب نوع سفر مطلوب باعث می‌شود فهرست مقاصد سفرتان به راحتی بالا و پایین شود، و برخی از مقاصد به سرعت از فهرست حذف شوند و انتخاب را برای شما راحت‌تر کند. ماجراجویی، دیدن فرهنگ، غذا، خرید، شهر، روستا، طبیعت، مدیتیشن یا هر گونه سفر دیگر می‌تواند مقصد مطلوب شما را به راحتی از فهرست مقاصد سفر بیرون بکشد.

ابزار‌هایی برای انتخاب مقصد:

تصاویر مطلوبتان را دنبال کنید

گاهی دیدن یک نخل در کنار ساحل شنی و دریای آبی در ذهن شما ساعت‌ها حس خوبی ایجاد می‌کند، بنابراین به‌دنبال این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی یا حتی در صفحات وب باشید. این تصاویر که در ذهنتان حس خوبی ایجاد می‌کند، در واقع بهترین راهنما برای انتخاب مقصد سفر هستند.

امروز نرم‌افزار‌های بسیاری هستند که با تصویر به حیات خود ادامه می‌دهند. برای مثال pinterest و اینستاگرام. تصاویر را در این نرم‌افزار‌ها دنبال کنید و هر تصویری که دوست دارید مقصد سفرتان باشد، ذخیره کنید. این نرم‌افزار‌ها با توجه به این‌که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، به راحتی مقاصدی که به این تصاویر نزدیک هستند را به شما معرفی می‌کنند.

هشتگ‌ها را دنبال کنید

از مسیر لذت ببر

امروز افراد حرفه‌ای در زمینه سفر و عکاسی با هشتگ‌ها سفر‌ها و مقاصد سفر خود را طبقه‌بندی می‌کنند. با توجه به این‌که روزانه میلیون‌ها تصویر در دنیای وب آپلود می‌شود پیدا کردن تصویری که حس خوبی برای شما ایجاد کند کار سختی است، اما هشتگ‌ها برای طبقه‌بندی تصاویر انتخاب هوشمندانه‌ای است. با هشتگ‌ها می‌توانید تنها تصاویری را که با همان هشتگ در دنیای وب قرار دارد مشاهده کنید و اگر این تصاویر را دوست داشتید هشتگ‌ها را برای خود ذخیره و به راحتی مقصد سفرتان را مشخص کنید.

کتاب‌های مربوط به سفر را بخوانید

حتی در دنیایی که فناوری و تلفن‌های هوشمند لحظه‌ای از ما دور نمی‌شوند هم باز کتاب‌ها می‌توانند راهنمای عالی برای ما باشند. خواندن کتاب‌ها می‌تواند به راحتی به ما در انتخاب مقصد سفر کمک کنند. برخی کتاب‌ها در زمینه سفر هستند. برای مثال کتاب‌هایی که سایت lonelyplanet برای هر مقصد آماده می‌کند و راهنمای سفر هم هست.

اما گاهی شما یک رمان و یا داستان کوتاه می‌خوانید که بستر اصلی داستان در یک مقصد در حال رخ دادن است و کتاب به زیبایی مقصد را برای شما تصویرسازی می‌کند. همین تصویرسازی شما را به سمت انتخاب مقصدی می‌برد که آن مقصد و داستان را در دنیای واقعی جست‌وجو کنید. سفرنامه‌ها را فراموش نکنید. سفرنامه‌ها همیشه راهنمای عالی برای انتخاب مقصد هستند.

تخفیف‌ها را فراموش نکنید

گاه تخفیف‌ها باعث می‌شود ناخودآگاه مقصدی برای سفرتان مشخص شود که هرگز در فهرست سفرتان قرار نداشته است. با این تخفیف علاوه بر این‌که هزینه سفر را کنترل می‌کنید، سفری به یک مقصد خواهید داشت که با علایق شما یکی بوده است و تا آن روز به یاد نداشتید.

تخفیف‌ها همیشه راهکاری عالی و کم‌هزینه برای انتخاب مقصد هستند. برای مثال روز‌ها با خواندن کتاب و جست‌وجو در شبکه‌های اجتماعی در فکر ماجراجویی در آمریکای لاتین بوده‌اید، اما با یک تخفیف که برای ویتنام می‌بینید متوجه می‌شوید ماجراجویی در ویتنام نیز کم از آمریکای لاتین ندارد.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟


برترین‌ها: پشیمانی مانند روحی سرگردان است که هر گاه در زندگی احساس ناراحتی و ناامیدی می‌کنیم از راه می‌رسد و تا مدتی باقی می‌ماند. گاهی چند ماه، چند سال یا حتی چند دهه! از آن جا که احساس بیچارگی دوست دارد همراه داشته باشد؛ عجیب نیست که سر و کله‌ی روح پشیمانی درست در همین مواقع پیدا شود! یعنی وقتی در زندگی یاد چیز‌هایی می‌افتیم که آرزو می‌کردیم طور دیگری انجام‌شان داده بودیم.

مسئله این جاست که پشیمانی فقط در صورتی ماندگار می‌شود که ما به آن اجازه دهیم. برای رهایی از بار سنگین و ماندگار پشیمانی، ابتدا باید ببینیم در زندگی برای چه چیز‌هایی و به چه دلیلی افسوس می‌خوریم. در ادامه مرحله به مرحله شما را راهنمایی می‌کنیم که چطور زندگی بدون پشیمانی داشته باشید.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

مرحله‌ی ۱: به چیز‌هایی که قبلاً شما را پشیمان کرده‌اند فکر کنید

همه‌ی افراد در مورد بعضی مسائل زندگی خود پشیمانی‌هایی دارند؛ اما سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است که چند مدت است این بار سنگین پشیمانی را حمل می‌کنید؟

حس گناه و پشیمانی بر سلامت ذهنی شما سنگینی می‌کند که می‌تواند بر فعالیت فیزیکی شما اثر مخرب بگذارد.

اولین گام این است که بدانید از انجام چه کار‌هایی پشیمانید و از انجام چه کار‌هایی پشیمان نیستید. این مرحله به شما فرصت می‌دهد که احساس‌تان را در مورد کار‌هایی که در زندگی انجام داده‌اید؛ کشف کنید.

یادتان باشد که هنگام انجام آن با خودتان مهربان باشید. رویارویی با چیز‌هایی که باعث ایجاد حس درد و زجر و عذاب وجدان در ما می‌شوند؛ تلاش زیادی می‌طلبد.

مرحله‌ی ۲: با خودتان به خوبی صحبت کنید

حال که موارد پشیمانی را در زندگی خود کشف کرده‌اید، در نظر داشته باشید که قرار است با خودتان صحبت کنید. البته قرار نیست خودتان را سرزنش کنید یا داخل چاه خود تخریبی بیفتید.

یک راه جلوگیری از خود تخریبی این است که هر عامل محالف خود را شناسایی کنید. پشیمانی طولانی مدت یکی از اشکال خود تخریبی محسوب می‌شود. در این شرایط پیشرفت تنها زمانی حاصل می‌شود که با خودتان به خوبی صحبت کنید و ریشه‌ی کار‌هایی که از آن‌ها ابراز پشیمانی می‌کنید را بیابید. پیدا کردن این ریشه‌ی پنهان، مشکل شما را ساده و قابل حل می‌سازد.

مرحله‌ی ۳: ریشه‌ی پشیمانی را پیدا کنید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

بیایید برویم سراغ نحوه‌ی پیدا کردن ریشه‌ی پشیمانی! ما حس گناه و پشیمانی را در مواقع مختلف زندگی یعنی چه در رابطه با شغل، چه شریک زندگی و یا خانواده تجربه می‌کنیم.

در ادامه چند مثال آورده‌ایم تا به شما آموزش دهیم چطور منشا پشیمانی‌های خود را پیدا کنید:

پشیمانی ۱: من پشیمانم که آن پیشنهاد کاری را قبول نکردم. اگر قبول می‌کردم تا الآن یک مرتبه ترفیع گرفته بودم و سالی x تومان پول در می‌آوردم.

در نگاه اول پشیمانی مذکور در مورد از دست دادن یک فرصت خوب است. اما اگر دقیق‌تر فکر کنیم، حتماً دلیلی داشته است که شما در آن زمان این فرصت شغلی را قبول نکرده‌اید. شاید آن موقع زمان مناسبی برای قبول این پیشنهاد نبود. شاید اولویت‌بندی شما در آن زمان با امروز فرق می‌کرد یا شاید پای هر دلیل شخصی دیگری در میان بود.

  • ابتدا و پیش از همه ببینید آیا همان شخصی هستید که آن موقع بودید؟
  • آیا ارزش‌هایتان همان ارزش‌های قبلی است؟
  • آیا هنوز همان چیز‌هایی را می‌خواهید که آن موقع می‌خواستید؟
  • چه تجربه‌هایی از قبول نکردن آن شغل نصیب‌تان شده است؟

ممکن است آن موقع نسبت به الآن شخص کاملاً متفاوتی بوده باشید. به عنوان انسان، برای ما مقدر شده است که رشد کنیم و خود قدیمیمان را ارتقا دهیم. در اینجا غم از دست دادن فرصتی خوب، منشا پشیمانی نیست. بلکه پذیرفتن این حقیقت است که همه چیز ممکن است تغییر کند؛ از جمله خودتان.

مثال دوم در مورد کاری است که قبلاً انجام داده‌اید.

پشیمانی ۲: پشیمانم که به این شهر مهاجرت کرده‌ام. اوضاع این‌جا آن طور که فکر می‌کردم نیست و من خوشحال نیستم.

در این‌جا پشیمانی به دلیل مهاجرت به شهری غریب است، اما حتماً دلیلی داشته است که شما این تصمیم بزرگ را گرفته‌اید.

  • آیا مهاجرت کردید، چون می‌خواستید چیز جدیدی را امتحان کنید یا همیشه دوست داشتید در این شهر زندگی کنید؟
  • آیا به خاطر مسئله یا شخص خاصی بوده است؟

این سوال‌ها را از خودتان بپرسید و ببینید نیاز‌های فعلیتان کدامند.

هم‌چنین به این مسئله توجه کنید که باید در زمان حال زندگی کنید. در نتیجه وقت و انرژی خود را صرف پشیمانی گذشته نکنید. در عوض سعی کنید از موقعیتی که آن را منفی تلقی می‌کنید، نکات مثبت بیابید.

یادتان باشد هر موقعیتی به زمان نیاز دارد تا راحت شود.

مرحله‌ی ۴: قبول کنید که در یک پروسه قرار دارید

هر روز که می‌گذرد بیش‌تر پی می‌بریم چه کسی هستیم یا در این زندگی که فقط یک بار آن را زندگی می‌کنیم، چه میخواهیم. بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توانید به خودتان بدهید، دانستن این است که شما انسان هستید و کامل بودن برای شما هیچ وجود خارجی ندارد. خود را به سبب کار‌هایی که قبلاً انجام دادید و نمی‌دانستید بعداً از آن‌ها پشیمان می‌شوید سرزنش نکنید و نگذارید از این به بعد چیزی جلوی پیشرفت‌تان را بگیرد.

دانستن این که بعضی تصمیمات را بر اساس چیزی که در آن زمان می‌خواستید گرفته‌اید؛ یکی از راه‌های احترام به خودتان است. پشیمان ماندن به مدت طولانی به این معنا است که شما در گذشته زندگی می‌کنید و احترام به خود یعنی این که در زمان حال زندگی کنید.

مرحله‌ی ۵: برای وقت و انرژی خود ارزش قائل شوید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

انرژی یکی از ارزشمند‌ترین چیز‌هایی است که تحت کنترل ما قرار دارد. اگر چه اغلب مواقع ممکن است این طور به نظر نرسد.

استفاده از ابزار‌های مدیریت زمان مانند داشتن لیست انجام کار‌ها و علامت زدن کار‌هایی که انجام دادید، بسیار کمک‌کننده است. اما مبحث انرژی فراتر از فعالیت‌های فیزیکی می‌باشد. در واقع ما انرژی روحی و احساسی نیز داریم.

در نتیجه انرژی لازم برای انجام کار‌های فیزیکی، روابط با خانواده، دوستان، هم‌دانشگاهی‌ها، سرگرمی‌ها و دیگر فعالیت‌های روزانه را حتماً مدنظر قرار دهید.

اگر احساس کردید انرژیتان در بعضی جنبه‌های زندگی در حال تمام شدن است، یک روز در هفته را انتخاب کنید و احساسات خود را طی انجام کار‌های روتین روزانه یادداشت کنید:

  • وقتی ایمیل خود را چک می‌کنید تا صدای هشدار آن خاموش شود چه احساسی دارید؟
  • وقتی پشت میز کامپیوتر ناهار می‌خورید چقدر احساس می‌کنید در زمان حال زندگی می‌کنید؟
  • اگر از شما بخواهند به کسانی که دوست‌شان دارید پیام ندهید، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

برای خود حد و مرز مشخص کنید. برای مسائلی که برایتان اهمیت دارند، ارزش قائل شوید و به آن‌ها وفادار باشید. مخصوصاً اگر آن مسئله مربوط به وقت و زمان خاصی باشد. این یکی از روش‌های احترام گذاشتن و اولویت دادن به خود است.

اکثر اوقات پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که برای چیز‌هایی که از نظر ذهنی و جسمی و احساسی برای ما قوت قلب محسوب می‌شوند؛ احترام قائل نمی‌شویم.

مرحله‌ی ۶: برای استراحت کردن تا آخر هفته صبر نکنید

اگر از دوشنبه تا جمعه سر کار می‌روید؛ ممکن است هر بار که جمعه فرا می‌رسد احساس آسودگی سرتاسر وجودتان را فرا بگیرد و با فریاد بگویید: آخر هفته رسید!

اما این روحیه را باید هر روز داشته باشید. جمع کردن تمام زمان‌های مخصوص به خودتان برای آخر هفته ممکن است فشار روانی را افزایش دهد و در عوض احساس ناکارآمدی را به دنبال داشته باشد. کل روز‌های یک هفته نباید شمارش معکوس برای رسیدن به ۴۸ ساعت آخر آن باشد که در آن تمام کار‌هایی که باید انجام دهید را کنار بگذارید!

هر روز وقتی بیابید که در آن استراحت کنید و روح‌تان را با کار‌هایی که دوس دارید انجام دهید تقویت کنید. این می‌تواند هر چیزی را شامل شود. از چک نکردن ایمیل‌ها بعد از ساعت ۶ غروب و گذاشتن موبایل روی حالت هواپیما در ساعتی خاص گرفته تا خیلی ساده هر روز گیتار زدن.

هر قدر خودتان را با چیز‌هایی که باعث خوشحالیتان می‌شود تقویت کنید، این بهانه‌هایی مانند: (پشیمانم که یاد گرفتن گیتار را ادامه ندادم یا پشیمانم که وقت بیشتری با خانواده‌ام نگذراندم، چون مشغول و درگیر کارم بودم.) را کاهش می‌دهد؛ بنابراین اختصاص دادن زمانی برای خودتان بسیار اهمیت دارد.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

مرحله‌ی ۷: هدف تعیین کنید

تعیین اهداف کوتاه مدت، طولانی مدت، بزرگ و کوچک ضروری است. وقتی اهداف خود را تعیین می‌کنید و تصویر واضحی از آن‌ها در ذهن دارید؛ بر آن‌ها تمرکز می‌کنید.

اغلب پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که ما در زندگی جایی که می‌خواهیم نیستیم یا به چیز‌هایی که می‌خواستیم نرسیدیم. یک روش ساده برای زندگی بدون پشیمانی این است که چیز‌هایی که می‌خواهید در زندگی به دست آورید را پرورش دهید و حتی بهتر می‌شود اگر هر روز بتوانید آن‌ها را ببینید! اما چطور؟

خودکار و کاغذی برادرید که وقت تهیه کردن لیست است.

قرار است ۱۰۱ چیزی را که می‌خواهید در ۱۰۰۱ روز انجام دهید بنویسید و تمرین کنید. ۱۰۰۱ روز کمی کوتاه‌تر از سه سال است و سریع‌تر از آن که متوجه باشید می‌گذرد. داشتن اهداف سرگرم‌کننده‌ی کوچک به اندازه‌ی داشتن اهداف بزرگ زندگی اهمیت دارد. هر چند ممکن است این لیست بیش‌تر شبیه لیست آرزو‌ها به نظر برسد (که می‌تواند همین طور هم باشد)؛ به شما قاب زمانی ۱۰۰۱ روزه‌ای می‌دهد تا موارد داخل لیست‌تان را کامل کنید.

خودتان را دسته کم نگیرید و خلاق باشید. می‌توانید اهداف لیست خود را به دسته‌هایی مثل شغل و سفر تقسیم کنید و آن‌ها بنویسید تا وقتی که محقق شوند. هر روز یک فرصت جدید است. یک ۲۴ ساعت دیگر تا از خود بپرسید امروزتان را چطور می‌خواهید بگذرانید.

مرحله‌ی ۸: از دیگران یاد بگیرید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

فرودو در ارباب حلقه‌ها می‌گوید: آرزو می‌کردم حلقه هرگز سراغ من نمی‌آمد. آرزو می‌کردم هیچ‌کدام از این وقایع اتفاق نمی‌افتاد؛ و گندالف جواب می‌دهد: تمام کسانی که در این زمان زندگی می‌کردند چنین احساسی دارند. اما آن‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. تمام چیزی که می‌توانیم در مورد آن تصمیم بگیریم؛ این است که با زمانی که در اختیارمان قرار داده شده چکار کنیم.

وقتی مرگ فرا می‌رسد، دیدگاه‌مان به جهان تغییر می‌کند. حرف‌های افرادی که در بستر مرگ هستند و در مورد پشیمانی‌های خود صحبت می‌کنند، این قضیه را تایید می‌کند. همه‌ی ما فکر می‌کنیم جاودانیم تا زمانی که ثابت می‌شود نیستیم. همه‌ی ما باور داریم شکست ناپذیریم تا زمانی که جهان پیرامون‌مان نشان می‌دهد درست به اندازه‌ی بدن‌هایمان ظریف و شکننده‌ایم. کمی به چند جمله‌ی زیر فکر کنید:

  • کاش خود را با دیگران مقایسه نمی‌کردم.
  • کاش به اطرافیانم می‌گفتم چقدر دوست‌شان دارم.
  • کاش انقدر صبر نمی‌کردم که از فردا شروع کنم.

بعضی از درس‌های عمیق زندگی را از همین تجربیات یاد می‌گیریم.

امروز می‌توانید دو کار انجام دهید:

  • اول این که به کسی بگویید دوستش دارید و به او فکر می‌کنید.
  • دوم، یکی از کار‌های که همیشه دوست داشتید انجامش دهید را انتخاب و از امروز شروع کنید. بدون هیچ بهانه‌ای!

حرف آخر

پشیمانی حس بسیار قدرت‌مندی است و اگر مراقب نباشید می‌تواند تمام فکر و وقت و انرژیتان را مصرف کند.
همیشه یادتان باشد که فرقی ندارد در چه شرایطی هستید، می‌توانید با مهربانی از روح پشیملنی بخواهید دست از سرتان بردارد! اما این تنها زمانی ممکن می‌شود که برای خودتان تلاش کنید؛ و هر کاری انجام می‌دهید، به آن عشق و اشتیاق اضافه کنید.

منبع: lifehack

چگونه وکیل خوب پیدا کنیم؟


برترین‌ها: حتما خیلی از شما در زندگی درگیر کار‌های حقوقی شده‌اید و متوجه شدید که به تنهایی نمی‌توانید از عهده‌ی مسائل پیچیده‌ی حقوقی بربیایید و به یک شخص متخصص و با تجربه در این حوزه نیاز دارید تا در کار خود موفق شوید.

اینجاست که سوالاتی برای شما مطرح می‌شود: وکیل خوب کیست؟ وکیل خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ چطور یک وکیل متخصص پیدا کنم؟ وکیل پایه یک بهتر است یا پایه دو؟ چه نوع وکلایی داریم؟

در این مطلب سعی کردیم به همه‌ی این سوالات پاسخ دهیم. با خواندن این مقاله متوجه می‌شوید که یک وکیل خوب چه ویژگی‌هایی دارد و باید دنبال چه وکیلی بگردید.

ویژگی‌های یک وکیل خوب

وکیل چه کسی است؟

وکیل یا نماینده یا جانشین کسی است که از طرف شخص دیگری حقوقی یا حقیقی برای عقد وکالت برای انجام کاری مأمور می‌شود.

انواع وکیل

وکیل انواع مختلفی دارد که هرکدام در امور مربوط به خودشان مهارت دارند. همچنین شغل وکالت نیز مثل سایر صنف‌ها دارای دسته‌بندی‌ها و درجاتی است که در ادامه آن‌ها را برای شما مشخص می‌کنیم.

وکیل دادگستری یا قضایی

به وکیلی گفته می‌شود که پروانه وکالت داشته و به همین علت حق وکالت از اشخاص را در دادگاه‌ها و سایر مراجع قضایی دارد. برای اینکه شخصی بتواند وکیل دادگستری شود، باید در رشته حقوق تحصیل کرده و پس آن با قبولی در آزمون وکالت، از کانون وکلای دادگستری یا مرکز امور وکلا و کارشناسان قوه قضائیه، پروانه وکالت دادگستری دریافت کند.

وکیل اداری

به هر شخصی گفته می‌شود که به موجب یک قرارداد وکالت اداری (که ممکن است دست نویس باشد یا در دفاتر اسناد رسمی امضا شده باشد) وکیل کاری شخصی شده است تا در ادارات مختلف، کار‌های اداری شخص دیگری را انجام دهد. توجه داشته باشید که اولا، وکیل اداری می‌تواند هر شخصی، با سواد یا بیسواد، با هر نوع تحصیلات و هر سابقه‌ای باشد و هیچ مجوز یا ویژگی خاصی در وکیل اداری مورد نیاز نیست.

دوما، وکیل اداری صرفا حق مراجعه به ادارات را دارد و به هیچ وجه حق وکالت در مراجع قضایی، ارائه مشاوره حقوقی، مداخله در کار‌های قضایی و دفاع از موکل در دادگاه را ندارد و همانطور که گفته شد، در صورت مداخله در این امور وفق قانون وکالت مورد مجازات قرار خواهد گرفت.

وکیل پایه یک دادگستری

وکلای پایه یک دادگستری بهترین و مجرب‌ترین نوع وکلا از حیث تجربه و سلسله مراتب در بین انواع وکلا هستند. وکیل پایه یک دادگستری برای اینکه بتواند به این درجه در حرفه خود برسد باید:

  • حداقل دارای مدرک لیسانس در رشته حقوق باشد.
  • در آزمون دشوار و طاقت فرسای «وکالت» شرکت کرده و از بین ده‌ها هزار نفر پذیرفته شده باشد.
  • صلاحیت عمومی، اخلاقی و مذهبی او بر اساس استعلامات مختلف تایید شده باشد.
  • دوره دشوار کارآموزی وکالت و تکالیف مختلف آن را که حدود دو سال است سپری کرده باشد.
  • دوره وکالت پایه دو دادگستری را تمام نموده باشد. (فقط وکلای ماده ۱۸۷)
  • آزمون‌های متعدد تشریحی و مصاحبه‌های علمی (موسوم به اختبار) را با موفقیت پشت سر گذرانده باشد.

افرادی که بتوانند این مراحل را با موفقیت پشت سر بگذارند، در نهایت درجه «وکیل پایه یک دادگستری» را دریافت می‌نمایند. وکلای پایه یک می‌توانند در تمامی محاکم حقوقی و کیفری، در تمام دادگاه‌ها و در تمام مراحل مختلف رسیدگی قضایی شرکت کرده و هیچ محدودیتی برای پذیرش وکالت افراد یا شرکت‌ها ندارند.

ویژگی‌های یک وکیل خوب

وکیل پایه ۲ دادگستری

وکلای پایه دو دارای اختیارات محدودتری هستند. وکیل پایه دو صرفا حق شرکت در محاکم کیفری را دارد که به جرم‌های تعزیری مستوجب حبس کمتر از ۱۰ سال و شلاق و جزای نقدی و اقدامات تامینی رسیدگی می‌کنند. همچنین، اختیارات وکیل پایه دو در محاکم حقوقی نیز محدودتر است. وکیل پایه دو صرفا می‌تواند در محاکم حقوقی با خواسته کمتر از ۵۰۰ میلیون ریال و یا در پرونده‌هایی با خواسته غیر مالی (به استثنای دعاوی مربوط به اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، اثبات و نفی نسب) پرونده قبول نموده و وکالت انجام دهد.

نکته مهم اینست که صرفا وکلای مرکز امور مشاوران و وکلای قوه قضائیه پس از گذراندن دوره کارآموزی و پیش از رسیدن به درجه وکالت پایه یک دادگستری، پروانه وکالت پایه دو را دریافت می‌کنند و وکلای کانون وکلای دادگستری، مستقیما پس از طی دوره کارآموزی، وکیل پایه یک شناخته می‌شوند.

ویژگی‌های وکیل خوب

وکیل امانت‌دار

وکیل هم مثل پزشک محرم اسرار است و ممکن است به سبب ماهیت شغلی خود با واقعیت‌ها و اسرار زیادی از سوی موکلین خود روبه رو شود که اخلاق حرفه‌ای ایجاب می‌نماید که اسرار را به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی فاش نکند.

وکیل متخصص

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک وکیل خوب را می‌توان تخصص او دانست. امروزه تمام کار‌ها تخصصی‌تر شده و کیفیت خدمات قابل ارائه در تمام رشته‌های علمی، به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا کرده است.

همواره می‌بینیم که مردم در مواجهه با بیماری و کسالت‌های جدی، به دنبال پزشک متخصص یا فوق تخصص می‌گردند. همین موضوع در مسائل دیگر هم قابل مشاهده است.

با این حال، متاسفانه وکالت که حرفه‌ای بسیار دقیق و پیچیده محسوب می‌شود در ایران به شکل عمومی و غیر تخصصی انجام می‌شود. پس یکی از مهم‌ترین معیار‌هایی که در انتخاب یک وکیل خوب باید لحاظ شود، تخصص و آگاهی علمی او در همان موضوع است.

ویژگی‌های یک وکیل خوب

وکیل باتجربه

چه بسیار وکلایی که به دلیل تجربیات متعدد در پرونده‌های حقوقی با یک موضوع خاص، راه حل‌هایی برای مشکلات حقوقی شما می‌شناسند که وکلای دیگر از آن بی خبر هستند.

درست است که شناسایی تجربه یک وکیل با ابزار‌های سنتی مشکل است، اما شما باید با مقایسه کردن و پرس‌وجو، وکیل باتجربه در حوزه‌ی مورد بررسی را پیدا کنید.

وکیل صادق و درستکار

صداقت و راستگویی، تاثیر بسزایی در پیشرفت و ارتقای شغلی دارد، صداقت در این حرفه هم از مهمترین اصول کاری است. یک وکیل صادق و درستکار فقط به فکر حق‌الوکاله‌ی خود نبوده و موکل را بی‌خودی درگیر پروسه‌های طولانی و وقت‌گیر نمی‌کند.

وکیل با روابط‌ عمومی قوی

وکیلی که دارای قدرت برقراری ارتباط سریع و موثر با سایرین باشد، احتمال موفقیت بیشتری را در کار خود رقم می‌زند. از سویی، وکیل دارای ارتباطات قوی به شبکه‌ای از دوستان و همکاران خود دسترسی دارد که می‌تواند با مشورت و کسب نظر تخصصی از آن‌ها، از تجربیاتشان در پرونده‌های مشابه نیز استفاده کند. از سویی دیگر، چنین شخصی توانایی بیشتری در برقراری ارتباط موثر و انتقال نظر و استدلال خود به قاضی و کارمندان قضایی دارد و احتمالاً راحت‌تر می‌تواند حقیقت را به اثبات برساند.

با توجه به این ویژگی‌ها می‌توانید بهترین وکیل را برای کار‌های حقوقی خود انتخاب کنید.

منابع: dadpardaz، vindad

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟


وب‌سایت ایوار – رضا‍ رجب پور: تهیه ارز مسافرتی، یکی از ملزومات سفر به کشور‌های خارجی است. با توجه به مشکلات ارزی در چند سال اخیر در کشور، مسافران سفر‌های خارجی گزینه‌ی ارز مسافرتی را نیز در برنامه‌ی سفر خود لحاظ می‌کنند.

میل به مسافرت و کشف سرزمین‌های ناشناخته، ما را به دوردست‌ها، حتی در آن‌سوی آب‌های کره‌ی زمین می‌کشاند. در این بین، بسیاری از کشور‌های دنیا تلاش کرده‌اند با حذف قوانین دست و پاگیر، راه را برای سفر شهروندان خود به کشور‌های یکدیگر آسان‌تر کنند؛ تا جایی که بسیاری از کشور‌ها با امضای تفاهم‌نامه‌هایی مشترک، نیاز شهروندان خود به دریافت ویزا را لغو کرده و مسافران می‌توانند صرفاً با همراه داشتن پاسپورت و بلیط، عازم سفر شوند.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

بااین‌حال، افزایش افسارگسیخته‌ی قیمت ارز در یکی دو سال اخیر در ایران، موجب شده بسیاری از ایرانی‌ها فکر سفر به خارج از کشور را از ذهن خود بیرون کنند. این سفر‌ها که تا همین چند سال اخیر گاهی ارزان‌تر از کیش برای مسافران تمام می‌شدند، حالا قیمت‌هایی چند ده میلیونی پیدا کرده‌اند.

هرچند با نزدیک‌تر شدن قیمت ارز مسافرتی به قیمت ارز آزاد، شاید دیگر رفتن به سراغ ارز مسافرتی آن‌قدر‌ها هم منطقی نباشد؛ درهرصورت این مقاله به‌طور جامع به روند تهیه‌ی ارز مسافرتی و دستورالعمل‌های بانک مرکزی در این‌باره می‌پردازد.

ارز مسافرتی در کدام بانک‌ها ارائه می‌شود؟

شعب منتخب بانک‌های ملی، سامان، تجارت، ملت و پارسیان دارای باجه‌های مخصوص ارز مسافرتی هستند. شما می‌توانید برای دریافت اطلاعات کامل شعب منتخب هر یک از این بانک‌ها، از راه‌های زیر اقدام کنید:

بانک تجارت: تماس از طریق شماره تلفن ۱۵۵۴-۰۲۱ یا مراجعه به شعب منتخب

بانک ملت: تماس از طریق شماره تلفن ۱۵۵۶ برای شهروندان تهران و شماره ۸۲۴۸۸-۰۲۱ برای خارج از تهران یا مراجعه به شعب منتخب

بانک سامان: تماس از طریق شماره تلفن ۶۴۲۲-۰۲۱

بانک پارسیان: تماس از طریق شماره تلفن ۸۱۱۵۱۰۰۰-۰۲۱

بانک ملی: تماس از طریق شماره تلفن ۶۴۱۴۰-۰۲۱ یا مراجعه به شعب منتخب

چه افرادی واجدالشرایط دریافت ارز مسافرتی هستند؟

ارز مسافرتی به هر شهروند ایرانی بالای ۱۲ سال برای یک‌بار سفر (سیاحتی یا زیارتی) در طول سال شمسی تعلق می‌گیرد. این رقم با توجه به مقصد موردنظر مسافران متفاوت است و شامل سفر‌های زمینی و دریایی نمی‌شود.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

به کدام افراد ارز مسافرتی تعلق نمی‌گیرد؟

۴ دسته از افراد مشمول دریافت ارز مسافرتی نمی‌شوند:

  • متقاضیان زیر سن ۱۲ سال
  • ایرانیان مقیم خارج از کشور
  • افراد با گذرنامه‌های خدمات و سیاسی
  • مسافران سفر‌های زمینی

مدارک لازم برای دریافت ارز مسافرتی

افرادی که به دنبال دریافت ارز مسافرتی هستند، باید طبق دستورالعمل بانک مرکزی، مدارک زیر را با خود در شعب منتخب بانک‌های عامل به همراه داشته باشند:

  • اصل کارت ملی
  • اصل گذرنامه جمهوری اسلامی ایران به همراه کپی
  • بلیط هواپیما با مهر آژانس مسافرتی
  • ویزای کشور موردنظر (در صورت عدم نیاز به ویزا برای کشور مقصد، نیازی به این مورد نیست)
  • اصل رسید واریز مبلغ عوارض خروج از کشور؛ مبلغ عوارض خروج از کشور برای سفر‌های سیاحتی برای بار اول ۲۲۰ هزار تومان، برای بار دوم ۳۳۰ هزار تومان و برای بار سوم ۴۴۰ هزار تومان است. این رقم برای سفر‌های زیارتی تقریباً نصف مبلغ سفر‌های تفریحی محاسبه شده است.
  • تکمیل فرم فروش ارز

قیمت ارز مسافرتی

ارز مسافرتی معمولاً بین ساعات ۱۰ صبح تا ۱ بعدازظهر هر روز در شعب منتخب بانک‌های عامل عرضه می‌شود. قیمت ارز مسافرتی معمولاً از ساعت ۹:۳۰ صبح به بعد از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود و تا قبل از آن امکان تهیه‌ی حواله‌ی ارزی وجود ندارد. ازآنجایی‌که این زمان برای صدور حواله‌ی ارزی محدود است، بهتر است این کار را به روز‌های نزدیک به سفر موکول نکنید.

چند نکته در رابطه با دریافت ارز مسافرتی

حواله‌ی ارزی تنها به فرد دارای بلیط و پاسپورت ارائه می‌شود؛ بنابراین فکر اینکه یکی از اعضای خانواده برای دریافت حواله‌ی تمامی افراد اقدام کند را از سرتان بیرون کنید.

قیمت ارز مسافرتی هر روز تغییر می‌کند و هیچ تضمینی برای دریافت ارز به قیمت مشخصی وجود ندارد. این ارز می‌تواند یک روز ارزان‌تر یا یک روز گران‌تر باشد.

اگر پاسپورت شما به‌تازگی عوض شده یا المثنی گرفته‌اید، باید گذرنامه‌ی خود را به متصدی بانک برای بررسی ارائه کنید.

اگر قصد دریافت ارز مسافرتی از بانک‌های سامان یا ملت را دارید، بهتر است در این بانک‌ها حساب داشته باشید. در غیر این صورت، باید پول نقد یا کارت بانکی به همراه بیاورید.

ارز مسافرتی تنها به زائرانی تعلق می‌گیرد که نام آن‌ها در سامانه‌ی سازمان حج و زیارت به ثبت رسیده باشد.

تهیه‌ی حواله‌ی ارزی از شعب منتخب، صرفاً از ۴ روز قبل از تاریخ مندرج در بلیط هواپیما امکان‌پذیر است.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

میزان ارز مسافرتی اختصاص یافته به هر نفر چقدر است؟

ارز مسافرتی که تنها یک‌بار در سال به متقاضیان ارائه می‌شود، با نرخ روز و همراه با در نظر گرفتن کارمزد، به‌صورت حواله، در اختیار مسافران قرار می‌گیرد:

مسافران به مقصد کشور‌های هم‌مرز و کشور‌های مشترک‌المنافع، به‌جز عراق، شامل ارمنستان، آذربایجان، استونی، لتونی، لیتوانی، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، گرجستان، مولداوی، روسیه، ترکمنستان، تاجیکستان، اوکراین، ازبکستان، ترکیه، افغانستان، بحرین، کویت، قطر، پاکستان، امارت و قبرس می‌توانند ۵۰۰ یورو، ارز مسافرتی دریافت کنند.

رقم ارز مسافرتی برای مسافران سایر کشور‌ها به‌جز عراق نیز حداکثر ۱۰۰۰ یورو است که این مقدار در برخی منابع تا ۲۰۰۰ یورو هم آمده است، اما در بخشنامه‌های جدید قطعامیزان آن کمتر است.

به‌منظور تسهیل شرایط سفر زائران ایرانی به عتبات عالیات، تأمین و پرداخت ارز مسافرتی به زائرین عتبات عالیات اعلامی از سوی سازمان حج و زیارت به مبلغ ۲۵۰ هزار دینار عراقی صورت می‌پذیرد. اگرچه این افراد نیازی به ارائه‌ی بلیط و گذرنامه خود ندارند، اما باید مشخصات آن‌ها به تأیید سازمان حج و زیارت برسد.

نحوه دریافت ارز مسافرتی

متقاضیان دریافت این ارز، پس از واریز معادل ریالی، حواله‌ی ارز مسافرتی به قیمت روز را از شعب منتخب بانک‌ها دریافت می‌کنند. متقاضی سفر‌های خارجی به هنگام ورود به یکی از فرودگاه‌های امام خمینی، اصفهان، شیراز، تبریز، ارومیه و اهواز، می‌تواند ارز خود را در ازای ارائه‌ی حواله‌ی بانکی دریافت کند.

باجه‌ی پرداخت ارز به‌صورت اسکناس، پس از باجه‌ی کنترل گذرنامه قرار دارد. وقتی‌که مهر خروج در گذرنامه‌ی شما درج شد، متصدی باجه‌ی ارزی می‌تواند ارز مسافرتی را به شما پرداخت کند.

توجه: بر اساس سیاست‌های ابلاغی بانک مرکزی در شهریور ۹۷، ارز پرداختی به مسافران صرفاً یورو است و معادل دلاری آن به متقاضیان پرداخت نمی‌شود.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

آیا اقدام برای دریافت ارز مسافرتی منطقی است؟

دیگر گذشت آن زمان که تفاوت نرخ ارز مسافرتی و ارز آزاد در حدود ۱۰ هزار تومان بود. امروزه نرخ ارز مسافرتی به‌طور روزانه و متناسب با نرخ ارز در بازار آزاد از سوی بانک مرکزی تعیین می‌شود. در حال حاضر این نرخ تفاوت چندانی با قیمت ارز در بازار آزاد ندارد و با احتساب مالیات‌های مربوطه، تقریباً هم‌قیمت ارز آزاد برای شما تمام می‌شود. حتی ممکن است که حواله‌ی ارزی تهیه‌شده از سوی شما، در روز‌های منتهی به زمان سفر، گران‌تر از نرخ بازار آزاد باشد.

درنتیجه امروزه دیگر مسافران، کمتر به دنبال خرید ارز مسافرتی و طی کردن مراحل طولانی گرفتن حواله رفته و مستقیماً برای تأمین ارز موردنیاز خود به یکی از صرافی‌های مجاز در سطح کشور مراجعه می‌کنند.

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟


برترین ها: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با آدم‌های بی‌ادب برخورد داریم. ممکن است این بی‌ادب‌ها کاملا غریبه باشند، مثلا کسی که پشت سر شما در صف سینما ایستاده و یا متصدی امور بانکی. شاید هم مجبور باشید به طور مرتب با یک فرد بی‌ادب برخورد داشته باشید، مثلا  یک همکار یا کسی در اقوام.

 

در بسیاری از موارد، مورد بی‌ادبی و بی‌احترامی واقع شده باعث برانگیخته شدن خشم می‌شود. اما جواب بی‌ادبی را با بی‌ادبی دادن، واکنش درست و مفیدی نیست. وقتی شما با کسی روبرو می‌شوید که مرتکب بی‌ادبی در مورد شما می‌شود، می‌توانید با واکنشی مودبانه، دفاعی و جسورانه برخورد کنید تا بتوانید تا جایی که امکان دارد، پیامدهای منفی این بی‌ادبی را به حداقل برسانید.

 

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟
 حد و حدود تعیین کنید

هر چند کنترل رفتار دیگران برای شما مقدور نیست ولی می‌توانید حد و حدودی تعیین کنید که مشخص باشد دیگران باید با شما چه رفتاری داشته باشند. مثلا وقتی شما به عنوان فروشنده، مورد گله و شکایت مشتری قرار می‌گیرید و او سرتان فریاد می‌زند یا با بی‌ادبی خطاب‌تان می‌کند، شما باید گفتگو با او را همانجا تمام کنید.

 

تعیین حدود مشخص باعث می‌شود دیگران به شما احترام بگذارند. ضمنا این حد و مرزها دیگران را در شرایطی قرار می‌دهد که متوجه رفتار یا کلام بی‌ادبانه‌ی خود بشوند. شما به این طریق با مسئول قرار دادن فرد ِ بی‌ادب، تشویقش می‌کنید که رفتارش را تغییر دهد.

مشکل را پیدا کنید

رفتاری گستاخانه معمولا پوششی برای یک یا چند مشکل پنهان است. مثلا، اگر همسایه‌ی شما ناگهان رفتارش تغییر کرده و از ملاقات و تماس رودرو با شما اجتناب می‌کند، حتما دلیلی برای این کار وجود دارد. به جای فرضیه پردازی و غرق شدن در این سوال‌ها که چرا چنین شده، دست به اقدام بزنید، کافیست از او بپرسید مشکل چیست. مطمئن باشید با مکالمه‌ی مستقیم و ارتباط بدون واسطه، انگیزه‌ و دلیل بدرفتاری همسایه‌تان، برطرف خواهد شد.

از درگیری پرهیز کنید

شاید وسوسه شوید جواب رفتار ناخوشایند و بی‌ادبی را با واکنشی مشابه بدهید، اما این گونه نمی‌توانید از تنش کم کنید، بلکه احتمالا بیشتر هم می‌شود. جواب یک فرد بی‌ادب را دوستان بدهید، حتی می‌توانید لبخند بزنید، شاید با لبخند شما او وادار شود رفتارش را بررسی کند. ضمنا جواب بی‌ادبی را با مهربانی و ملاطفت دادن، قدرت شما را نشان می‌دهد. پس به جای شریک شدن در یک رفتار بد، با مهر و ادب، خاتمه‌اش دهید.

 

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟
 

به خودتان نگیرید

این احتمال وجود دارد که دلیل رفتار ناپسند افراد با شما، هیچ ارتباطی با شخص شما نداشته باشد. رفتارهای ناخوشایند معمولا ریشه در یک درد یا ناراحتی دارند. ممکن است کسی تحت استرس‌ و فشارهای زیاد زندگی و عدم توانایی‌اش در کنترل موثر امور، دست به رفتارهای ناپسند بزند یا کلامش با تلخی و بی‌ادبی همراه شود.

 

هر چند دلایل پنهان بی‌ادبی، توجیه کننده‌ نیستند اما می‌توانند روی نگاه و واکنش شما اثر بگذارند. درست است که مورد بی‌ادبی واقع شدن به هر صورت نامطلوب است، اما قبل از اینکه نگران شوید چه کاری ممکن است کرده باشید که چنین واکنشی در بر داشته یا اینکه دفاع عجولانه و تهاجمی از خود بکنید، زمینه و شرایط را بررسی کنید.

 

منبع: oureverydaylife

در تصمیم‌های بزرگ زندگی و کاری از عقل پیروی کنیم یا قلب؟


وب‌سایت یک‌پزشک – میثاق محمدی‌زاده: احتمالا شما هم این توصیه را از بزرگان شنیدید که «قلب خود را دنبال کنید.». اما پیروی کردن از قلب برای موارد شهودی است؛ هنگامی که پیام‌هایی حسی برای مخالفت با تصمیم‌گیری‌های منطقی مغز دریافت می‌کنیم. وقتی به مغز و منطق خود بیشتر بها بدهیم؛ یک رشد و پیشرفت پایدار با حقوق کافی، مزایای بازنشستگی، فرصت‌های رشد و توسعه کسب‌وکاری به دست می‌آوریم؛ پس چرا باید سراغ پیام‌های موجودی مانند قلب برویم که دایما در نوسان است؟

در تصمیم‌های بزرگ زندگی و کاری از عقل پیروی کنیم یا قلب؟

طبق تحقیقات جدید انجام شده توسط Medical Alert Buyers Guide، افرادی که بیشتر دنباله‌رو حس‌های قبلی خود هستند؛ تمایل دارند مرتبه‌های شغلی بالاتری داشته باشند و رضایت بیشتری از زندگی کسب کنند.

در تصمیم‌های بزرگ زندگی و کاری از عقل پیروی کنیم یا قلب؟

این موسسه در این مطالعه خود سراغ ۱۰۱۱ فرد با سنین مختلف (نسل‌های حد فاصل ۱۹۴۰ تا ۲۰۰۰) رفته است و به بررسی فرآیند‌های تصمیم‌گیری آن‌ها می‌پردازد. آیا در هنگام خرید بیشتر از عقل پیروی می‌کنند یا قلب؟ هنگام انتخاب شغل و مسیر زندگی چطور؟

شناخت در برابر هیجان

حدود ۷۹ درصد از افرادی که در مطالعه موسسه MABG شرکت کردند؛ گفتند برای تصمیم‌گیری از عقل و سر خود تبعیت می‌کنند و ۲۱ درصد آن‌ها پیرو قلب‌شان هستند.

اما جالب است غالب شرکت‌کننده‌ها در این مطالعه نمی‌توانند قدرت حسی قلب را انکار کنند و باز هم در گونه‌هایی از تصمیم‌گیری‌های کاری بدان متکی هستند:

  • ۶۸ درصد گفتند برای داوری و قضاوت در تصمیم‌گیری‌های کاری بیشتر به نوای قلب گوش می‌دهند.
  • ۶۴ درصد اعتقاد دارند برای انتخاب شغل، تصمیم‌های مهم و اساسی زندگی و راه‌های موفقیت باید از عقل و مغز خود پیروی کنند.

بنابراین، این آمار نشان می‌دهد توصیه پیروی همیشگی از ندا‌های درونی و دلی چندان اجرا نمی‌شود و مردم برای انتخاب شغل، رشته تحصیلی و مسیر زندگی آینده‌شان بیشتر متکی به عقل هستند.

برخی از کارمندان فقط تحلیل‌ها و ارزیابی‌های محاسباتی و منطقی برای انتخاب‌های خود دارند در حالی‌که برخی دیگر به طور غریزی، علاقه‌مندی‌های خود را دنبال می‌کنند.

تصمیماتی که مردم می‌گیرند

شاید استفاده از پیام‌های قبلی برای انتخاب یک صبحانه یا میان‌وعده چندان ضرورتی نداشته باشد، ولی آیا افراد برای تصمیم‌های بزرگ و اساسی زندگی خود مانند خرید ماشین، خرید خانه، انتخاب رشته تحصیلی و دانشگاه، انتخاب شغل و مسایلی مانند مهاجرت و ازدواج باید از قلب خود پیروی کنند یا از عقل و مغز سرشان؟

در تصمیم‌های بزرگ زندگی و کاری از عقل پیروی کنیم یا قلب؟

این تحقیق نشان می‌دهد افرادی که در این تصمیم‌گیری‌ها از عقل خود پیروی کردند؛ متوسط درآمدشان ۱۳ درصد بیشتر از افرادی است که تصمیمات اصطلاحا دلی گرفتند. افزون بر این، ۱۶ درصد افراد شغل خود را ترک کردند، چون احساس حسرت خوردن داشتند، ولی ۱۵ درصد این کار را براساس یک تصمیم عقلی گرفتند.

در سال‌های اخیر، هوش هیجانی (Emotional intelligence) طرفداران زیادی پیدا کرده است. هوش هیجانی توانایی مدیریت احساسات را به ما می‌دهد. هوش هیجانی عاملی برای افزایش موفقیت و مدیریت بهتر امور و تیم‌ها است.

اما باهوش شدن براساس پیروی از احساسات بیشتر مربوط به خودآگاهی است. شما با خودآگاهی می‌توانید تصمیم‌های منطقی بهتری بگیرید و زیرک‌تر به نظر می‌رسید. به همین دلیل، همه بزرگان توصیه می‌کنند به ندای درونی خود گوش کرده و از قلب‌تان پیروی کنید.

چه اتفاقی می‌افتد وقتی از قلب‌مان پیروی می‌کنیم؟

با فرض اینکه خودآگاهی دارید و از توانایی‌ها، استعداد‌ها و احساسات خود مطلع هستید؛ پیروی از قلب می‌تواند شما را به موقعیت‌های بهتری سوق دهد.

از بین ۱۰۱۱ نفری که در مطالعه موسسه MABG شرکت کردند؛ حدود ۶۰ درصد افرادی که از قلب خود پیروی کردند؛ از موقعیت شغلی خود رضایت دارند و در آن سو، افرادی که از عقل و منطق پیروی کردند؛ ۵۰ درصد از شغل فعلی خود راضی هستند.

در نتیجه، گوش دادن به ندای مغز می‌تواند منجر به موفقیت ملموس‌تری شود، ولی پیروی نکردن از ندای قلب خطر پشیمانی را افزایش می‌دهد. بنابراین، اگر می‌خواهید زندگی رضایت‌بخش و شادتری داشته باشید؛ باید قلب خود را دنبال کنید.

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟


برترین‌ها: اهمیت کسب‌وکار‌های نوین در چند سال گذشته آن‌قدر افزایش یافته که راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق می‌تواند نه‌تنها منجر به درآمدزایی سرمایه‌گذاران شود، بلکه کارآفرینی در جامعه را نیز بهبود ببخشد. ازاین‌رو ما به سراغ راه‌کار‌هایی رفتیم که راه‌اندازی یک کسب‌وکار استارت‌آپی را آسان‌تر می‌کند و البته شانس موفقیت آن را نیز افزایش می‌دهد.

شاید شما هم از جمله کسانی باشید که عبارت استارت‌آپ را در مجلات و وب‌سایت‌های مختلف شنیده‌اید، اما اطلاعاتی کامل از آن ندارید. با مطالعه این مقاله می‌توانید نه تنها با مفهوم کلی استارت‌آپ آشنا شوید، بلکه شاید انگیزه‌ای پیدا کنید تا ایده‌های گوشه ذهن خود را به یک کسب‌وکار موفق و درآمدزا تبدیل کنید.

استارت‌آپ چیست؟

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

شاید ساده‌ترین تعریفی که از یک استارت‌آپ بتوان ارائه داد، رابطه وجود یک کمبود و کشف راه‌حل باشد. درواقع استارت‌آپ درست مثل یک اختراع جدید، راه‌حل مشکلاتی است که در جامعه وجود داشته و برای کاربران و افراد مختلف قابل لمس است.

با نگاه هر استارت‌آپ موفق متوجه می‌شوید که هرکدام از آن‌ها سعی در بهبود مشکلاتی ساده در جامعه دارند. دیجی‌کالا که یکی از موفق‌ترین استارت‌آپ‌های موجود در ایران به‌حساب می‌آید، از ایده تکراری فروشگاه‌های اینترنتی برای کاهش مشکلات خرید در بازار ایران استفاده کرده است.

اسنپ نیز بازار حمل‌ونقل و مشکلاتی مثل گرانی قیمت تاکسی را هدف قرارداد و پس از مدتی به یک استارت‌آپ میلیاردی تبدیل شد. شناخت مشکلات موجود در جامعه و تلاش برای کاهش مشکلات، تعریف صریح عملکرد یک استارت‌آپ است.


چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود؟

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

شاید بسیاری از کارشناسان برای بهبود شانس موفقیت یک استارت‌آپ، نسخه‌پیچی‌های مختلفی داشته باشند، اما در عمل این ایده است که ساده‌ترین و درعین‌حال محکم‌ترین قدم در راستای راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق به‌حساب می‌آید.

با یک نگاه ساده به صد‌ها استارت‌آپ ناموفق در سال‌های اخیر می‌توان به یک زنجیره تکراری از اشتباهات پی برد که در مرکز آن، مشکلات ایده پردازی سازنده استارت‌آپ، خودنمایی می‌کند.

درواقع فردی که قصد راه‌اندازی یک استارت‌آپ را داشته و در عمل ناموفق بوده است، مشکلی را در جامعه دیده و تلاش به حل آن داشته که یا پیش‌ازاین توسط یک استارت‌آپ دیگر، حل‌شده یا جامعه نیازی به بهبود شرایط آن مشکل احساس نمی‌کند.

ایده‌ها ممکن است روی کاغذ بسیار جذاب و نوآورانه باشند و حتی در روز‌های آغازین راه‌اندازی یک استارت‌آپ، نظر مردم را نیز جلب کنند، اما یک ایده، بدون حل مشکل، در جامعه ماندگار نخواهد شد.

پس در پاسخ به پرسش اینکه چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود، می‌توان یا اطمینان زیاد، ده‌ها پارامتر مختلف را لیست کرد که در عمل مهم‌ترین آنها، انتخاب ایده‌ای مناسب برای استارت‌آپ است.


قدم اول: پیدا کردن مشکل

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

با توضیحاتی که داده شد متوجه شدید که اولین قدم در راه ساخت و راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، پیدا کردن مشکلی قابل‌حل در جامعه است که بازار هدفی مناسب داشته باشد. در واقع مشکلی که شما روی آن دست می‌گذارید باید نه تنها قابل‌حل باشد، بلکه به حد کافی نیز همه‌گیر باشد.

برای مثال اسارت‌آپ‌های زیادی در سطح جهان به حل مشکلات معلولین در جامعه پرداخته‌اند. بااین‌حال تمامی این استارت‌آپ‌ها از شروع به‌کار می‌دانستند که بازار هدف محدودی را نشانه‌گذاری کرده‌اند و در عمل علاوه بر تلاش برای درآمدزایی، ایده‌های انسان‌دوستانه را نیز در نظر داشته‌اند.

در واقع شما در هنگام راه‌اندازی یک استارت‌آپ و در جستجو برای کشف یک مشکل، باید به تعداد اشخاصی که با این مشکل درگیر هستند، دقت کنید. این به معنی نیست که مشکلاتی با جامعه هدف کوچک نادیده گرفته شود. بلکه باید هدف‌گذاری بازگشت سرمایه، با شناخت کافی از مشکل انتخاب شده انجام شود.

برای مثال شما نمی‌توانید از یک استارت‌آپ متمرکز بر روی بهبود شرایط آب و هوایی، انتظار داشته باشید که به‌اندازه یک استارت‌آپ در زمینه حمل‌ونقل درآمدزایی داشته باشد. هرچند گاهی پاسخ به مشکل آن‌قدر خوب است که اهمیت پاسخ از پرسش اولیه بیشتر می‌شود.


قدم دوم: در جستجوی پاسخ

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

دومین قدم در راه‌اندازی استارت‌آپ را می‌توان سخت‌ترین مرحله از این مسیر نه‌چندان هموار دانست. تا اینجای کار شما چندین مشکل کوچک و بزرگ را لیست کرده‌اید که حل آن‌ها می‌تواند استارت‌آپ شما را به درآمدزایی برساند.

درست مثل یک اختراع جدید، پاسخ به مشکلات همیشگی جامعه می‌تواند وقت‌گیر و گاهی غیرممکن باشد. اینجا است که خلاقیت و صبوری به کمک شما می‌آید. باید دقت کنید که در این مرحله به‌هیچ‌وجه نباید عجله کنید. تنها یک راه‌کار دقیق و کارآمد است که ایده استارت‌آپی شما را به موفقیت می‌رساند.

هر قدم اشتباه و تصمیم‌گیری نادرست در این مرحله، به معنی شکست دائمی استارت‌آپ شما خواهد بود. درواقع اشتباه در این مرحله به این معنی است که شما مشکلی را در جامعه مطرح می‌کنید، اما خودتان نیز راه‌حلی مناسب برای حل آن در اختیار ندارید.

بهتر است در این مرحله به ایده‌های تیم خود توجه کنید و یا حتی با جستجو به راه‌حل‌های امتحان شده در سطح جهانی توجه کنید. دیجی‌کالا، اسنپ، اسنپ‌فود و دیگر استارت‌آپ‌های موفق در ایران، مخترع ایده اولیه نبوده‌اند بلکه ایده‌ای جهانی را در سطح کشوری به‌درستی اعمال کرده‌اند. البته این به معنی کپی‌برداری دائمی از ایده‌های جهانی نیست. بسیاری از ایده‌های موفق در سطح جهان، به دلیل نادیده گرفته شدن تفاوت‌های فرهنگی و تجاری، در ایران چندان موفق نبوده‌اند.


قدم سوم: پیش‌بینی مسیر

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

اگر دو مرحله قبلی راه‌اندازی استارت‌آپ را به‌درستی پشت سر گذاشته باشید، تا اینجا به ایده‌ای رسیده‌اید که ارزش سرمایه‌گذاری را دارد. بااین‌حال باید در این مرحله به‌تمامی مشکلات پیش‌رو برای راه‌اندازی استارت‌آپ خود فکر کنید.

آیا سرمایه لازم برای راه‌اندازی استارت‌آپ مدنظر خود را در اختیار دارید؟ ریسک راه‌اندازی و موفقیت چند درصد است؟ چگونه می‌توانید سرمایه‌گذار را مجاب به همکاری کنید؟ تیم شما باید چند نفر باشد؟ به چه تخصص‌هایی نیازمندید؟ و ده‌ها پرسش دیگر که پس از کشف ایده جذاب، در مقابل شما قرار می‌گیرد.

بهتر است یک تصویر دقیق از تمامی مسیر پیش رو را روی کاغذ بیاورید. هر مشکلی که ممکن است در این مسیر در مقابل شما قرار بگیرد باید در این تصویر قرار بگیرد و راه‌حل مد نظر شما نیز پیش‌بینی شود. غیر ممکن است که بتوانید تمامی مشکلات را پیش‌بینی کنید، اما بهتر است پاسخی برای تمامی سنگ‌های این مسیر دشوار داشته باشید.

هرچقدر بتوانید ریسک استارت‌آپی خود را کاهش دهید، سرمایه‌گذاری چه شخصی باشد و چه خارج از تیم، کم‌خطرتر می‌شود. هرچقدر سرمایه‌گذاری کم‌خطرتر باشد، شانس افزایش سرمایه و حل مشکلات جدید نیز بهبود می‌یابد.


قدم چهارم: ارائه

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

یکی از مهم‌ترین قدم‌ها در مسیر راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، توان ارائه ایده‌ها به تمامی اجزا استارت‌آپ از جمله سرمایه‌گذار، مدیران و کارمندان است. درواقع تمام فعالیت‌های شما تا این لحظه به نقطه‌ای متمرکز خواهد شد که باید مشکل مدنظر، راه‌حل ارائه شده و مسیر مورد نیاز را به اجزای تیم خود ارائه دهید.

درصورتی‌که در انجام پروژه نیاز به سرمایه‌گذار دارید، تمامی مراحل، لوازم و کارمندان مورد نیاز باید پیش از ارائه به سرمایه‌گذار، بررسی و آماده شده باشند. شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، محصولی برای فروش دارید و سرمایه‌گذار نیز به میزان سوددهی و ریسک این محصول توجه خواهد کرد.

دقت کنید که آمادگی لازم برای تمامی پرسش‌های مطرح‌شده در جلسه ارائه، بهترین راهکار برای کسب یک سرمایه‌گذاری مناسب است. هرگونه مکث یا عدم اطمینان در پاسخ‌های ارائه‌شده، منجر به ایجاد نگرانی در ذهن سرمایه‌گذار خواهد شد.

بهتر است تمامی مراحل استارت‌آپ را به ساده‌ترین زبان ممکن و بدون پرحرفی و از دست دادن زمان، به سرمایه‌گذار ارائه دهید و اجازه ندهید هیچ موضوعی بدون پاسخ باقی بماند. در نظر داشته باشید که صداقت لازم در این مرحله، منجر به جذب سرمایه‌گذاران آینده خواهد شد. هرگونه دروغ یا آمار اشتباه خیلی زود در پروسه انجام استارت‌آپ نمایان می‌شود و تنها منجر به از دست رفتن پول، زمان و اعتبار شما خواهد شد.


قدم پنجم: مدیریت همکاری

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

بسیاری از استارت‌آپ‌های ناموفق با کپی‌برداری از شرکت‌های مشهور جهان تلاش در ساخت مجموعه‌ای دارند که سال‌ها برای ساخت آن زمان صرف شده است. یک استارت‌آپ نوپا و موفق باید از تمامی داشته‌های خود در راستای حرکت روبه‌جلو استفاده کند.

رده‌بندی‌های مدیریتی وقتی معنی پیدا می‌کند که مجموعه‌ای برای مدیریت وجود داشته باشد. درحالی‌که یک استارت‌آپ در جایگاه یک قدم روبه‌جلو قرار دارد و هنوز شکل و تشکیلات یک شرکت و مجموعه موفق را به خود نگرفته است.

با این اوصاف شما به‌عنوان شخصی که در رده‌بالای یک استارت‌آپ قرارگرفته‌اید، باید دارای بیشترین تخصص، تلاش و زمان صرف شده برای موفقیت استارت‌آپ باشید. تفکر ضعیف اینکه شما ایده می‌دهید، دیگری اجرا می‌کند و سرمایه‌گذار نیز هزینه ایده شما را پرداخت می‌کند، با تمامی تفکرات یک استارت‌آپ موفق تفاوت دارد.

شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، نه در جایگاه ملکه و نه در جایگاه وزیر، بلکه به‌عنوان اولین سرباز ارتش استارت‌آپی خود قرار دارید. حتی گاهی ممکن است شما تنها سرباز این ارتش باشید. با این اوصاف بهتر است تمامی تلاش مجموعه استارت‌آپی با فاصله گرفتن از روش‌های مدیریتی کهنه، در راستای مدیریت همکاری قرار داشته باشد.


قدم ششم: کار را به کاردان بسپارید

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

یکی از نکاتی که یک بنیان‌گذار استارت‌آپ باید به آن دقت کند، انتخاب افراد مناسب برای جایگاه‌های مختلف کاری است. درواقع اگر در زمینه خاصی تخصص لازم را ندارید، باید شخصی را برای این کار انتخاب کنید که هم از تخصص لازم برخوردار باشد و هم انگیزه همکاری با استارت‌آپ شما را داشته باشد.

جمع‌آوری دوستان و آشنایان و ارائه فرصت‌های شغلی بر مبنای رابطه، شاید محیط کاری امن‌تری را در اختیار شما قرار دهد، اما در بلندمدت منجر به شکست یا تأخیر در اهداف شما خواهد شد. با این اوصاف بهتر است به‌جای استفاده از روابط، کار را به کاردان بسپارید و در هنگام عقد هرگونه قرارداد نیز از کارشناسان حقوقی کمک بگیرید.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟


وب‌سایت سواد زندگی – سید محمدمهدی شهیدی: تصور کنید که ذهن تان بر روی فکر یا تصوری گیر کرده باشد، مثلاً تصادف فرزندتان که از مدرسه برمی گردد یا اندیشه‌ای توهین آمیز نسبت به پروردگار یا حتی تصور عذاب آور ارتباط جنسی با نزدیکان یا موارد ساده‌تر مثل روشن ماندن اجاق گاز، جاماندن کلیدها، روشن ماندن کامپیوتر محل کار، نرسیدن پیامک‌ها و …؛ و بعد این فکر یا تصور در ذهن‌تان بار‌ها و بار‌ها تکرار شود. شما این افکار را نمی‌خواهید، اما این افکار آنقدر تکرار می‌شوند که شما دچار اضطراب شدید می‌شوید.

اضطراب سیستم هشدار دهنده ذهن ماست. هنگامی که مضطرب می‌شویم مانند این است که با خطری مواجه ایم. اضطراب احساسی است که به ما می‌گوید واکنش نشان دهیم، از خود محافظت کنیم، کاری بکنیم.

از طرفی ممکن است تشخیص دهیم که ترس ما عاقلانه نیست، معقول به نظر نمی‌رسد، اما با این وجود خیلی واقعی احساس می‌شود و حتی گاه شدید تا حدی که مثلاً بار‌ها دسته کلید یا گوشی موبایل مان را چک کنیم که جا نمانده باشد. آیا مغزمان به ما دروغ بگوید؟ آیا احساساتی را تجربه می‌کنیم که واقعی نیستند؟ با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

احساسات دروغ نمی‌گویند، اما اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، آن‌ها به ما دروغ می‌گویند. اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، سیستم هشدار دهنده در مغزمان به طور صحیح کار نمی‌کند. مغزمان هشدار می‌دهد که در خطریم، در حالی که این گونه نیست.

هنگامی که دانشمندان تصاویر مغز‌های گروهی از افراد با اختلال وسواس فکری – عملی را مقایسه می‌کنند، می‌توانند ببینند که بعضی از نواحی مغز آن‌ها با افرادی که این اختلال را ندارند متفاوت است.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

اختلال وسواس فکری و عملی دو جنبه دارد:

۱. افکار، تصاویر و برانگیختگی‌های ناخوانده، که به عنوان وسواس فکری شناخته می‌شوند.

۲. وسواس‌های رفتاری که افراد درگیرشان می‌شوند تا اضطرابی را که وسواس‌های فکری باعث آن شده است، تسلی دهند.

فعالیت‌هایی مانند دست شستن زیادی، یا پشت سر هم چک کردن چیزها، مثال‌هایی از تمایلات وسواسی فکری یا عملی است که خیلی از ما هراز گاهی بروز می‌دهیم و اگر استمرار یابد و تثبیت شود می‌تواند به اختلال واقعی وسواس تبدیل شود و ما را از پا بیندازد.

افکار وسواسی:

  • افکار، تصورات یا امیالی که بار‌ها و بار‌ها اتفاق می‌افتند و خارج از کنترل شخص اند.
  • شخص نمی‌خواهد که این افکار را داشته باشد.
  • شخص افکار را مزاحم و ناخواسته می‌داند و معمولاً می‌داند که این افکار عاقلانه نیستند.
  • افکار با احساساتی ناراحت کننده، از قبیل ترس، نفرت، شک یا این احساس که همه چیز باید به روش “مطلقا صحیح” انجام بگیرد، ظاهر می‌شوند.
  • افکار وقت زیادی را از فرد می‌گیرند و مزاحم فعالیت‌های مهم او مثل معاشرت، کار، رفتن به مدرسه و … می‌شوند

اعمال وسواسی:

  • رفتار‌های تکرار شونده‌ای که یک فرد درگیر آن می‌شود تا وسواس‌اش را خنثی، بی اثر یا آن‌ها را از خود دور کند.
  • افراد وسواسی می‌فهمند که این کار تنها یک راه حل موقتی است، اما در نبود راهی بهتر برای مقابله، به رفتار وسواسی به عنوان راه فراری موقتی پناه می‌آورند.
  • وقت‌گیر اند و با فعالیت‌های مهم فرد مثل روابط اجتماعی، کار، مدرسه و … تداخل می‌کنند.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

با اختلال وسواس چه کنیم

برای درمان اختلال وسواس مجموعه‌ای از سه روش روان درمانی، دارو درمانی و خانواده درمانی توصیه می‌شود. با این همه با انجام چند راهکار می‌توان برخی از وسواس‌ها را تا حد زیادی کنترل کرد.

روی آن‌ها نام بگذارید

اولین گام برای متوقف کردن تفکر وسواسی شناسایی آن هاست و بهترین راه شناسایی، “نامیدن” است. این کار به نظر ساده می‌آید، اما کمی پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

دقت کنید چه عادت‌هایی را تکرار می‌کنید مانند ور رفتن با ناخن‌ها یا بررسی هر چند دقیقه یک بار گوشی موبایل و رسانه‌های اجتماعی.

دفعه بعد که خودتان را درگیر این مسایل دیدید، افکار وسواسی را نامگذاری کنید. سپس بررسی کنید که چگونه آن‌ها ایجاد می‌شوند و شما چگونه به آن‌ها پاسخ می‌دهید. نام گذاری باعث می‌شود دفعات بعد به افکار وسواسی آگاه شوید و متوقف شان کنید.

مهم نیست چه نامی می‌گذارید. ممکن است نام چک کردن مدام گوشی را “کرگدن” بگذارید یا از کلمه‌ای مانند “بعدی” استفاده کنید. مهم این است که این کلمه، می‌تواند شما را نسبت به آنچه بدان وسواس دارید آگاه کند و بین شما و فکر/رفتار وسواسی فاصله گذاری کند.

پذیرفتن آن را تمرین کنید

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟ (توصیه‌های کاربردی) گام بعدی برای متوقف کردن تفکر وسواسی، پذیرش است. به خاطر داشته باشید که افکار تنها افکار هستند. مجموعه‌ای از نورون‌ها که در مغز شلیک می‌شوند، نه چیزی بیشتر. به همان اندازه که ما یاد می‌گیریم افکار وسواسی را بپذیریم، شانس بیشتری برای متوقف کردن آن‌ها به دست می‌آوریم.

تلاش برای جلوگیری، سرکوب و یا فرار از این افکار به تقویت آن‌ها کمک کرده و آن‌ها را بدتر و بدتر می‌کند. در حالی که پذیرفتن آن‌ها و نظاره کردنشان و بی تفاوتی به آنها، به جای کنترل و اجتناب، کلید موفقیت است.

نکته دیگر برای پذیرش افکار وسواسی این است که در مورد آنچه که انجام می‌دهید و آنچه کنترلی روی آن ندارید، واقع بین باشید.

هنگام وسواس در مورد گذشته و یا نگرانی در مورد آینده، از خودتان این سوال را بپرسید:” آیا می‌توانم در حال حاضر در این مورد کاری انجام دهم؟ اگر پاسخ “بله” بود، ببینید چکار می‌توانید بکنید و آن را انجام دهید و اگر پاسخ “نه” بود، تمام سعی تان را بکنید تا آنچه را که هست بپذیرید.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

مدیتیشن و ذهن آگاهی بیاموزیم

بخشی از این که چرا تفکر وسواسی اینقدر ناراحت کننده است، به دلیل احساسات بدی است که با این افکار همراه است. بنابر این می‌توانید همزمان با تلاش برای شناختن و پذیرش آن ها، از تمرینات مدیتیشن و تمرکز ذهنی برای از بین بردن پاسخ‌های هیجانی منفی استفاده کنید.

روانشناسان، ذهن آگاهی را اینگونه تعریف می‌کنند: پاک کردن ذهن و تمرکز بر اینکه چگونه ذهن و بدن شما در لحظه حال، خود را احساس می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، مدیتیشن و مجموعه‌ای از تمرینات ذهنی برای هدایت ما به لحظه حال و مکان فعلی نیاز است که اضطراب را از بین ببرد. هنگامی که تفکر وسواسی وارد صحنه می‌شود، تمرین تنفس عمیق را امتحان کنید: نفس را برای چهار ثانیه نگه دارید و سپس به آرامی برای چهار ثانیه آن را بیرون دهید.

با جستجوی اینترنتی می‌توانید سایر فعالیت‌های مدیتیشن و ذهن آگاهی را بیاموزید و امتحان کند. همچنین در کلاس‌های مدیتیشن می‌توانید تکنیک‌های مختلف در یک محیط حمایتی همراه با دیگران بیاموزید.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟


برترین‌ها: یکی از نشانه‌های زیبایی داشتن لبخند زیبا است. تعریف لبخند زیبا بدون در نظر گرفتن سلیقه افراد معمولا شامل دندان‌های مرتب و سفید می‌شود. شک نکنید اولین چیزی که یک خنده را زیبا می‌کند دندان‌هاست. فرم فک و دندان در رضایت شما از لبخندی که می‌زنید تاثیری بسزا دارد. گاهی برخی از ما ایراد‌هایی را در فرم دندان‌های‌مان احساس می‌کنیم، اما نمی‌دانیم مشکل اصلی کجاست.

آیا به اندازه کافی مرتب نیست؟ آیا آن‌طور که باید و شاید سفید نیست؟ و آیا تناسب بین دندان‌ها رعایت شده است؟ این سؤال‌ها و بسیاری دیگر از پرسش‌ها هر کسی را ممکن است ساعت‌ها جلوی آینه میخکوب کند، اما احتمال دارد مشکل شما هیچ‌کدام از این‌ها نباشد و فقط فاصله‌ای ریز بین دو دندان جلویی لبخند شما را متفاوت کرده باشد؛ همان چیزی که شاید فکر کنید ارثی است و نمی‌توان کاری برای آن انجام داد، اما دکتر محمدرضا زرگری‌نژاد، دندانپزشک درباره راه‌حل‌های رفع این فاصله‌ها توضیح می‌دهد.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟

فاصله دندانی چیست؟

به‌طور طبیعی دندان شما باید به اندازه‌ای از هم فاصله داشته باشد که بتوانید یک نخ دندان از لای آن رد کنید. در برخی افراد این فاصله بیشتر از یک نخ دندان و شاید به اندازه یک سانتی‌متر باشد. دلایل مختلفی برای بروز این مشکل می‌توان در نظر گرفت. اولین و مهم‌ترین علت آن ژنتیک است؛ یعنی ممکن است، شما ژن فک بزرگ را از یکی از والدین و ژن داشتن دندان‌های ریز را از یکی دیگر از والدین به ارث برده باشید و درنتیجه فاصله زیادی بین دندان‌های‌تان ایجاد شود.

نداشتن برخی دندان‌های انتهایی، همچنین بیماری‌های لثه هم می‌تواند علت ایجاد فاصله بین دندان‌ها شود. دکتر زرگری‌نژاد دو روش تهاجمی و غیرتهاجمی برای بستن فاصله بین دندان‌ها معرفی می‌کند. روش غیرتهاجمی استفاده از ارتودنسی است که تقریبا می‌توان گفت از میان راه‌های موجود بهترین شیوه است. در روش تهاجمی نیاز به تراش دندان است که گاهی تمام دندان باید تراش بخورد و گاهی تراش خوردن یک طرف از آن کفایت می‌کند.

مطمئن‌ترین راه ارتودنسی است

فضای بیشتر از دو میلی‌متر را نمی‌توان با کامپوزیت پر کرد، چون دندان خیلی پهن می‌شود و زیبایی که مدنظر بیمار است برآورده نمی‌شود. به همین دلیل اگر فضای زیادی بین دندان‌ها وجود داشته باشد معمولا باید افراد برای ارتودنسی مراجعه کنند، چون با وجود زمان طولانی، نتیجه قابل پیش‌بینی است و بیمار هیچ بافتی از دندان را از دست نمی‌دهد. یکی از ایمن‌ترین و بهترین راه‌های از بین بردن فاصله بین دندان‌ها ارتودنسی از سنین پایین است. این درمان کمک می‌کند در بسیاری از موارد فاصله بین دندان‌ها از بین برود.

اگر پایه فک شما خوب باشد و فاصله دندان‌های‌تان هم زیاد نباشد معمولا ارتودنسی بهترین درمان محسوب می‌شود. حتی اگر در سنین کودکی نیز ارتودنسی انجام نشود، می‌توان تا دوره میانسالی از این روش درمانی بهره گرفت، بنابراین برای انجام این کار بهانه نیاورید که «از ما گذشته!» اگر در بزرگسالی بخواهید درمان ارتودنسی را برای از بین بردن فاصله دندان‌های‌تان انتخاب کنید، می‌توانید از دندانپزشک بخواهید گیره‌ها یا براکت‌های سرامیکی هم‌رنگ دندان برای‌تان استفاده کند تا از لحاظ ظاهری دچار مشکل نشوید. ارتودنسی کمک می‌کند دندان‌ها به صورت ردیف و متناسب کنار هم قرار گیرند. در این حالت رعایت بهداشت دهان و دندان نیز آسان‌تر خواهد بود.

لامینیت یا ونیر‌های کامپوزیتی

«ونیر پوششی است که می‌تواند با کامپوزیت باشد و فقط یک سطح از دندان تراش می‌خورد که در مطب انجام می‌شود یا می‌توان از دندان تراش خورده قالب تهیه کرد و به لابراتوار داد تا پوششی چینی را به ما بدهد که به سطح دندان چسبیده می‌شود و این روش کمتر تهاجمی است.» در این روش با مواد هم‌رنگ که برای ترمیم دندان‌های جلویی استفاده می‌شود، می‌توان فضای بین دندان‌ها را پوشاند.

اتفاقی که در این روش می‌افتد این است که اگر از نتیجه راضی نباشید به راحتی می‌توان کامپوزیت را برداشت. در این نوع ونیر، بهداشت دهانی شما اهمیت خاصی دارد چراکه یکی از مهم‌ترین موارد شکست لامینیت‌ها در کوتاه‌مدت خواهد بود که منجر به ایجاد لکه تغییر رنگ و پوسیدگی ثانویه می‌شود.

به باندینگ فکر کنید

گاهی اوقات به هر دلیل ممکن است حوصله ارتودنسی طولانی مدت را نداشته باشید و بخواهید خیلی سریع به نتیجه برسید، بنابراین به روش‌های سریع و بدون معطلی فکر می‌کنید. یکی از روش‌های ساده و سریعی که می‌توان به آن فکر کرد بستن فاصله بین دندان‌ها به روش باندینگ است، چون هم سریع است هم ارزان. در این روش دندان با خمیر‌های مخصوص تمیز می‌شود. یک صمغ همرنگ دندان به قسمت‌های لازم اضافه شده و دندانپزشک آن‌ها را فرم می‌دهد. بعد از آن با کمک نور ماوراء بنفش این صمغ سفت و محکم می‌شود و درنهایت به دندان می‌چسبد.

مزیت این روش آن است که آن دندان‌ها تراش نمی‌خورند و زیبایی مناسب و منطبق با دندان‌های طبیعی را می‌توان مشاهده کرد. دکتر زرگری‌نژاد می‌گوید: «اگر قرار باشد فرد از روش تهاجمی استفاده کند می‌توان به‌طور مستقیم و در یک جلسه و با کامپوزیت‌های رنگ دندان آن را در مطب انجام داد. اما راه دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه قالب از بیمار گرفته و به لابراتوار ارجاع داده می‌شود تا ونیری تهیه کند که بعد روی دندان چسبانده شود.» توجه داشته باشید دوام این روش به موادی که استفاده می‌شود، مهارت پزشک و البته مراقبت‌های خودتان بستگی دارد.

روکش کنید

اگر بیمار تعدد فاصله دندانی و چند دندان نیاز به روکش داشته باشد. در این صورت روش روکش دندان برای فرد استفاده می‌شود. یکی از قدیمی‌ترین عناصر زمین زیرکونیوم است. این ماده درجه یک در صنعت دندانسازی اهمیت خاصی دارد. در استفاده از زیرکونیوم باید دقت کرد که رنگ آن با رنگ دندان کمی متفاوت است و بهتر است برای زیر روکش استفاده شود. بعد روی آن را کامپوزیت یا لامینیت استفاده کنیم.

البته اگر فاصله دندان‌ها مربوط به جلوی دندان نباشد می‌توان فقط از زیرکونیوم استفاده کرد، اما برای جلوی دندان تنها پوشش چینی است که می‌تواند جلای لازم را به دندان‌ها بدهد و آن‌ها را به دندان طبیعی نزدیک کند. به این نکته هم توجه کنید که در روش روکش قسمت بیشتری از دندان برداشته می‌شود.

سرامیک یک گزینه است

برای زیبا خندیدن هزار و یک راه وجود دارد، یکی از آن‌ها هم استفاده از قطعات نازک چینی به نام لامینیت است که به جای مینای دندان قرار می‌گیرد و به راحتی این فاصله را پر می‌کند. اگر دندان‌های جلوی‌تان از هم فاصله دارد، باید بدانید در این روش همه دندان‌های جلویی‌تان درگیر می‌شود بنابراین اگر فقط بین دو دندان فاصله وجود داشته باشد منطقی نیست که همه دندان‌ها را درگیر کنید.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟

در این روش سطح رویی دندان بین نیم تا ۷/۰ میلی‌متر تراش می‌خورد. این روش نسبت به باندینگ هزینه بیشتری دارد. این روش با اینکه یکی از مرسوم‌ترین روش‌های بستن فاصله بین دندان‌هاست، اما برای حفظ نسبت دندان‌ها نیاز به یک برنامه‌ریزی دقیق دارد. نگران دورنگی دندان‌ها نباشید، چون رنگ دندان‌های مجاور توسط یک راهنمای رنگ گرفته می‌شود تا اطمینان حاصل شود رنگ ونیر ساخته شده کاملا طبیعی جلوه می‌کند.

چگونه به کودکمان در ایجاد عادات سالم کمک کنیم؟


برترین‌ها: ما به عنوان پدر و مادر تمام تلاش‌مان این است که فرزندانی مستقل، مهربان و با فرهنگ تربیت کنیم و مهارت‌های زندگی را به آن‌ها بیاموزیم. بچه‌ها ظرفیت عجیبی برای یاد گرفتن و جذب کردن دارند که باعث می‌شود پروسه‌ی فراگیری و ایجاد عادات سالم برای‌شان بسیار راحت‌تر و البته ارزشمندتر باشد.

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

اگر کودک‌تان را از همان سنین بسیار پایین تشویق کنید که عادت‌های سالم را در پیش بگیرند آن‌ها نیز بدون اینکه تلاشی کنند به راحتی می‌توانند همین عادت‌ها را بخشی از زندگی خود کنند و در آینده نیز فرد بزرگسالی با یک سبک زندگی سالم و شاد باشند.

عادت‌ها چه هستند و چرا باید آن‌ها را در پیش بگیریم؟

ما به عنوان یک فرد بزرگسال به خوبی می‌توانیم فرق بین خوب و بد را تشخیص بدهیم. داشتن رژیم غذایی سالم، خوب خوابیدن، به طور منظم ورزش کردن و … همگی عادت‌های بسیار خوبی هستند، اما آیا تا به حال این سوال را از خود پرسیده‌اید که چرا باید دنبال‌شان کنیم یا چرا شیوه‌ی ایده آلی برای زندگی محسوب می‌شوند؟ جواب این سوال‌ها سرراست است: در پیش گرفتن عادت‌های خوب و سالم باعث تندرستی و سلامت روح و روان و جسم‌مان می‌شود. عادت‌های سالم برای یک زندگی سالم لازم‌اند.

هر چند عادت‌های سالم به راحتی ایجاد نمی‌شوند، اما بسیار خوب است که از سنین پایین برای هر کودکی به صورت تمرین شروع شوند. بچه‌ها کاملا تاثیرپذیر هستند و با مثال و نمونه زندگی می‌کنند؛ بنابراین این وظیفه‌ی والدین است که سعی کنند با ارائه‌ی نمونه‌های مناسب و الگو بودن، به طور غیرمستقیم شیوه‌های درست را به فرزندان آموزش بدهند.

ایجاد عادت‌های سالم

همانطور که گفتیم بچه‌ها از پدر و مادر خود پیروی می‌کنند. پس شما به عنوان پدر و مادر باید محیط سالمی در خانه ایجاد کنید؛ از درست غذا خوردن گرفته تا ورزش کردن و خوشبین بودن. تمام این رفتار‌ها به کودک‌تان کمک خواهند کرد عادت‌های سالم را از همان سنین پایین خلق کند. مثلا کودکی که در خانه‌ای بزرگ می‌شود که رژیم غذایی متعادلی دارند احتمال اینکه بد غذا شود یا سراغ غذا‌های ناسالم برود بسیار کم است؛ بنابراین پیش از اینکه برای فرزندتان پدری و مادری کنید لازم است که ابتدا خودتان را پرورش دهید تا سبک زندگی سالم داشته و بتوانید الگوی خوبی برای کودک‌تان باشید.

عادات تغذیه‌ای

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

آموزش دادن عادت‌های سالم غذایی به بچه‌ها یکی از بهترین روش‌هایی است که باعث می‌شود او سبک زندگی سالم را یاد بگیرد. دیگر همه می‌دانیم که تغذیه‌ی سالم و مناسب برای رشد کودکان و نوجوانان بسیار مهم است و از بروز خیلی از بیماری‌ها پیشگیری می‌کند.

اگر انتخاب‌های غذایی شما متنوع و سالم باشند کودک‌تان نیز می‌تواند به سمت انتخاب غذا‌های سالم هدایت شده و از هله هوله‌ها و غذا‌های ناسالم اجتناب کند. عادت‌های ساده، اما مهمی مانند خوردن یک صبحانه مغذی و مفصل برای شروع بسیار خوب‌اند. حتما می‌دانید که صبحانه مهم‌ترین وعده‌ی غذایی در روز است، پس عادت کنید که به تهیه کردن یک صبحانه عالی اهمیت بدهید و برایش وقت بگذارید. صبحانه نخوردن عوارض زیادی برای سلامتی دارد و خطر انباشت چربی در بدن و افزایش قند خون را به دنبال خواهد داشت.

برای خانواده این قانون ارزشمند را وضع کنید که حداقل وقت شام همه‌ی اعضای خانواده دور هم باشید و یک شام سالم و خانگی بخورید، نه یک غذای آماده یا ناسالم. میوه‌ها و سبزی‌های متفاوت و رنگارنگ را به خانه وارد کنید و دست کودک را باز بگذارید تا از میان این غذا‌های سالم هر آنچه دوست دارد انتخاب کند. بچه‌هایی که با نگرش مثبتی نسبت به تغذیه رشد می‌کنند، در بزرگسالی فردی سالم با اندامی متناسب خواهند بود.

فعالیت بدنی

درست همان اندازه که تغذیه‌ی سالم اهمیت دارد، فعالیت بدنی و ورزش کردن نیز مهم است و تحرک داشتن عادت سالم دیگری است که باید از سنین پایین در کودک‌تان ایجاد شود. ورزش منظم به کودکان و نوجوانان کمک می‌کند سلامت قلبی و تنفسی خود را بهبود داده، استخوان‌ها را تقویت کرده، وزن را کنترل کرده و از علائم افسردگی و اضطراب دور بمانند و ضمنا از بروز بیماری‌هایی مانند سرطان و دیابت نوع دوم و بیماری‌های قلبی پیشگیری کنند. فشار خون بالا، چاقی و پوکی استخوان نیز از عوارض ورزش نکردن هستند که در بزرگسالی گریبان افراد را می‌گیرند. کودک شما می‌تواند با ورزش کردن و فعالیت بدنی منظم علاوه بر کمک به سلامتی خود، مهارت‌های مهم اجتماعی را نیز یاد بگیرد و به حس سالمی از رقابت دست پیدا کند.

بچه‌ها انرژی زیادی دارند و اگر این انرژی به شیوه‌ای درست هدایت شود از خیلی جهات برای‌شان مفید خواهد بود. وظیفه‌ی شما به عنوان پدر و مادر این است که فعالیت‌های بدنی را برای فرزندتان مفرح و شاد کنید تا برای او لذتبخش و جذاب باشد، چون همه‌ی بچه‌ها لزوما به تحرک و فعالیت گرایش ندارند. پس اول بررسی کنید چه ورزش و فعالیتی برای فرزند شما می‌تواند دوست داشتنی باشد و او را با هیچکس دیگر مقایسه نکنید. هر چند عدد گزینه‌ای که ممکن است پیش روی فرزندتان بگذارید و کمکش کنید همانی را که بیشتر از همه هیجان زده‌اش می‌کند انتخاب کند.

یک برنامه ریزی خوب

کودک‌تان را عادت دهید که برنامه‌ای درست برای زندگی‌اش داشته باشد تا هم حس مسئولیت پذیری را در خود تقویت کند و هم تا حد ممکن دچار استرس نشود. مثلا برای تلویزیون تماشا کردن و مطالعه کردن او زمان تعیین کنید تا خیالش راحت باشد که هر دو سرگرمی را در برنامه‌اش دارد. بی‌برنامه‌گی عوارض بدی دارد مانند کمبود دقت و تمرکز در فعالیت‌های مربوط به مدرسه، چاقی و اختلالات اجتماعی و هیجانی.

اگر کودک‌تان زمان زیادی را پای تلویزیون صرف می‌کند پس زمان بازی و مطالعه‌اش محدود است و یا شاید اغلب از آن‌ها فرار می‌کند. این چرخه‌ی معیوبی است که اجازه‌ی ایجاد عادت‌های سالم را به فرزندتان نخواهد داد. از آن سو، مطالعه کردن و کتاب خواندن به کودک شما کمک می‌کند مهارت یادگیری‌اش را سرعت بدهد، در مدرسه موفق‌تر باشد، اعتماد بنفسش را تقویت کند و در انجام کار‌های روزانه‌اش عملکرد بهتری داشته باشد؛ بنابراین حتما عادت به مطالعه را وارد روتین فرزندتان کنید و اجازه دهید کتاب‌ها و موضوعات مورد علاقه‌اش را انتخاب کند و احساس نکند به اجبار مطالعه می‌کند. مطالعه کردن باید برای فرزند شما مفرح باشد و یک سرگرمی لذتبخش به حساب بیاید.

تفکر مثبت

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

تفکر مثبت یکی از ویژگی‌های بسیار مفید و خوبی است که باید از همان سنین پایین وارد زندگی کودک‌تان شود. مثبت اندیشی و خوشبینی یک ارزش است که به انسان کمک می‌کند جنبه‌های خوب هر چیزی را بیابد و ببیند. بچه‌ها توانایی چنین کاری را ندارند تا زمانی که والدین یا معلم‌ها آن‌ها را به این سمت و سو هدایت کنند. یک کودک وقتی که به خواسته‌اش نمی‌رسد یا شرایط باب میل او پیش نمی‌رود به راحتی انگیزه‌اش را از دست می‌دهد و دچار بدبینی می‌شود. اما اگر به او یاد بدهید که از شکست‌هایش درس بگیرد و با حس منفی به شیوه‌ای سازنده برخورد کند می‌تواند انسانی قدرتمند با روابطی خوب با دیگران باشد.

ایجاد فضایی سالم و مثبت در خانه، اولین قدم برای پرورش خوشبینی در فرزندان است. رفتار‌های خوب فرزندتان را تشویق و تقویت کنید، با او درمورد شکست‌ها و ناامیدی‌ها حرف بزنید و یاد بدهید چگونه آن‌ها را بپذیرد. کمکش کنید نگاهی مثبت به زندگی داشته باشد و صبوری و تحمل را فرابگیرد.

یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی

می‌توانید تصور کنید آموختن مهارت‌های اجتماعی تا چه اندازه در زندگی هر انسانی لازم و ارزشمند است؟ مهارت‌های اجتماعی به کودک‌تان این امکان را می‌دهند که از پیرامونش یاد بگیرد و رشد کند و در عین حال مسائل اطرافش را تجزیه و تحلیل نماید. مطالعات نشان می‌دهند داشتن روابط اجتماعی به کودک یاد می‌دهند اعتماد بنفس داشته باشد، مستقل باشد، همدلی کند و نظم و انظباط را فرا بگیرد. مهارت‌های اجتماعی نه تنها به روابط شخصی فرزند شما ارزش و اعتبار می‌دهند بلکه اساس یک زندگی حرفه‌ای و کاری موفق را نیز از همین الان پایه ریزی می‌کنند.

روابط اجتماعی انسان از همان ارتباط اولیه‌اش با مادر و پدر و خواهر و برادر و دوستان و … شروع می‌شود، اما بسیار بسیار فراتر از این‌ها می‌رود. روابط اجتماعی کلید درک دنیای اطراف و زندگی روزمره‌اند. اگر کودک خود را در موقعیت‌های جورواجور قرار دهید این امکان را برایش فراهم می‌کنید که انعطاف پذیری و سازش را یاد بگیرد و خود را با دیگران هماهنگ‌تر کند.

پس مهربانی و رفتار‌های شایسته و همدلی را به کودک خردسال‌تان یاد بدهید. مثلا او را تشویق کنید اسباب بازی‌هایش را با دوستانش شریک شود یا کمکش کنید اهمیت دادن به دیگران و گرفتن دست نیازمندان را یاد بگیرد. این رفتار‌ها به کودک‌تان توانایی درک دیگران را می‌دهند و فرصتی برایش فراهم می‌کنند خصوصیات ارزشمند انسانی را تمرین کند. به فرزندتان یاد بدهید خود باوری و عزت نفس داشتن هیچ منافاتی با تواضع ندارد و کنترل خشم و هیجان به این معنی نیست که احساسات خود را سرکوب کند.

ارتباطات

ارتباط دو بخش دارد: گوش دادن و مکالمه کردن. ارتباط مهارتی است که بچه‌ها از همان روز‌های اول زندگی خود آن را یاد می‌گیرند. اولین ارتباط کودک با گریه کردن برای غذا خواستن و خوابیدن و احساس راحتی کردن شروع می‌شود. نوزاد انسان یاد می‌گیرد با صدای مادر، حالات چهره‌ی او یا ژست‌هایی که می‌گیرد از او پیام دریافت کند. او یاد می‌گیرد که احساسات خود را با خندیدن، جیغ زدن و … در موقعیت‌های گوناگون بروز بدهد.

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

شما به عنوان پدر و مادر باید فرزند خردسال‌تان را فعالانه وارد گفتگو کنید و شرایطی فراهم نمایید که او با همسالانش تعاملات بیشتری داشته باشد. چند ایده برای پرورش تمایل کودک به ارتباط:

  • از او بخواهید در مورد روزی که گذارنده برای‌تان حرف بزند و شما هم در همین مورد برایش توضیح دهید
  • در مورد کتابی که خوانده یا فیلمی که تماشا کرده با هم حرف بزنید
  • از او بخواهید در مورد مسئله‌ای که ذهنش را مشغول کرده برای‌تان حرف بزند، نظرتان را بگویید و نظر او را نیز جویا شوید

فراهم کردن چنین فرصت‌هایی برای کودک‌تان کمکش می‌کند مهارت‌های کلامی خود را برای ارتباط برقرار کردن تقویت نماید و ضمنا بتواند بدون خجالت و تردید در مورد مشکلات و دل‌مشغولی‌هایش حرف بزند و بر اضطراب اجتماعی‌اش غلبه کند.

همدلی

بچه‌ها از همان سنین پایین همدلی را یاد می‌گیرند و تشویق می‌شوند با همدلی کردن با دیگران آن‌ها را بهتر درک کنند. بچه‌های دلسوز یاد می‌گیرند که مهربان باشند، به همه احترام بگذارند و قدرت درک‌شان را بالاتر ببرند. علائم حس همدلی در بچه‌ها از سنین ۸ تا ۱۰ ماهگی قابل مشاهده است. هر چند همدلی حسی نیست که همه‌ی انسان‌ها با آن متولد شوند، اما والدین می‌توانند این حس را در بچه‌ها پرورش بدهند.

مثلا ناراحت شدن از درد دیگران یا کمک کردن به آن‌ها وقتی که نیاز دارند، از اصول همدلی‌اند. شما می‌توانید با ارزش قائل شدن برای احساسات دیگران و اهمیت دادن به نگرانی‌های آن‌ها الگوی مناسبی برای بچه‌ها باشید.

کنجکاوی

کنجکاوی، کلید هر دانشی است. کنجکاوی یعنی عطش ِ دانستن را مدام با خود داشتن و تمایل به شناختن دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم. یک کودک در معرض دنیایی پُر از ناشناخته‌ها و چیز‌های جدید قرار می‌گیرد و برای همین تمایل به یاد گرفتن و کشف کردن در این زمان، در بیشترین حد خود است. هیجان کودک برای رفتن به باغ وحش یا خوردن یک بستنی با طعمی جدید ناشی از همان حس کنجکاوی است که کودک را وادار می‌کند با تجربیات جدید آشنا شود.

فکر می‌کنید چرا بچه‌ها مدام در حال سوال پرسیدن هستند؟ سوال‌های گوناگون نشاندهنده‌ی کنجکاوی آن‌ها در مورد هر چیزی است. بچه‌ها با ذهن کنجکاو خود می‌توانند بیشترین موضوعات را یاد بگیرند و انگار هر چیزی به آن‌ها انگیزه می‌دهد. شما به عنوان پدر و مادر باید فرصت‌هایی برای بچه‌ها فراهم کنید تا ببینند، بو بکشند، لمس کنند، بشنوند و درک خود از دنیا را با کنجکاوی‌های‌شان همسو کنند. تلاش بچه‌ها برای یاد گرفتن چیز‌های جدید را قدر بدانید و سعی کنید تا جایی که ممکن است در چالش‌های آن‌ها برای درک و یاد گرفتن، همراه شوید و شوق و ذوق نشان بدهید. هر چند یاد گرفتن، پروسه‌ای است که در تمام طول عمر ادامه دارد، اما یک پایه ریزی محکم و اساسی کمک می‌کند هر چیزی را کامل‌تر و عمیق‌تر یاد بگیرند. به بچه‌ها یاد بدهید از کنجکاوی خود به بهترین شکل استفاده کنند.

شایستگی‌های اجتماعی

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

هر انسانی برای اینکه فردی موفق در اجتماع باشد باید بتواند به سطح سالمی از شایستگی‌ها و صلاحیت‌ها دست پیدا کند. بچه‌هایی که مدام در حال یاد گرفتن و تجربه کردن هستند طی این فرایند، صلاحیت‌های اجتماعی را نیز فرا می‌گیرند. رفتار‌هایی مانند دیدار کردن با کسی با برخوردی مناسب، همدلی کردن با دیگران و گرفتن دست نیازمندان از شایستگی‌های اجتماعی ارزشمندی هستند که هر انسانی باید به آن‌ها مجهز باشد. صلاحیت‌های اجتماعی شیوه‌ای مناسب و موثر برای تعاملات انسانی و روابط اجتماعی‌اند.

نقش پدر و مادر در فراگرفتن صلاحیت‌های لازم بسیار پُررنگ است. شما باید پیش از سنین دبستان، شایستگی‌های عمومی را به بچه‌ها یاد بدهید تا آن‌ها بتوانند اختلافات شخصی خود را به خوبی حل و فصل کنند، دوستانی پیدا کنند، سازش و مدارا را یاد بگیرند و به موفقیت‌های تحصیلی دست پیدا کنند.

در عین حال که کمک به بچه‌ها برای فراگرفتن شایستگی‌های اجتماعی لازم است، خیلی مهم است که محیطی سالم و شاد و پُر از مهر و محبت برای‌شان فراهم کنید. بچه‌هایی که روابطی بسیار خوب با والدین خود دارند، بهتر می‌توانند مشکلات اجتماعی خود را حل کنند، با دیگران مهربان باشند و دوستان مناسبی پیدا کنند و تنها نمانند.

پژوهش‌ها حاکی از آن هستند که بچه‌هایی که از خانه‌هایی امن و آرام به اجتماع پا می‌گذارند، نسبت به دیگران بخشنده‌تر و مهربان‌ترند. پس پیش از هر چیزی احساس امنیت و عشق به فرزندتان بدهید.

خود باوری و عزت نفس

بچه‌ها باید یاد بگیرند که اول از همه به خود احترام بگذارند و سپس در مسیر یاد گرفتن مهارت‌ها و صلاحیت‌ها قدم بردارند. کسی که بلد است به خودش احترام بگذارد می‌تواند با اعتماد بنفسی که دارد به دیگران نیز احترام بگذارد. نتیجه‌ی خود باوری و عزت نفس این است که فرد، تصمیم‌های درستی می‌گیرد، تفاوت‌ها را می‌پذیرد، به دیگران توهین نمی‌کند، روی هیجانات مثبت خود بیشتر تمرکز می‌کند و می‌داند که باید حرکتش همیشه رو به رشد باشد.

بچه‌هایی که یاد گرفته‌اند به خودشان احترام بگذارند با دیگران نیز همین رفتار را دارند و به همه به یک اندازه احترام می‌گذارند، در نتیجه دچار حسادت و کینه ورزی نخواهند شد.

شما پدر و مادر عزیز! در عین اینکه به فرزندتان یاد می‌دهید عادات خوب ایجاد کند و تابع‌شان باشد باید به او یاد بدهید «بچه» باشد و «بچه‌گی» هم بکند. همیشه او را وادار نکنید فقط کار‌های درست انجام بدهد. اگر عصبانی است یا با کسی حین بازی دعوایش شده بگذارید احساسش را در رفتارش نشان بدهد، اشتباه کند و نتیجه را ببیند. رویکرد شما باید این باشد که با او حرف بزنید و شرایطی فراهم کنید تا هر دو جنبه‌ی یک موقعیت را ببیند و خودش ارزیابی کند.

منبع: developgoodhabits