چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟


برترین‌ها: اهمیت کسب‌وکار‌های نوین در چند سال گذشته آن‌قدر افزایش یافته که راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق می‌تواند نه‌تنها منجر به درآمدزایی سرمایه‌گذاران شود، بلکه کارآفرینی در جامعه را نیز بهبود ببخشد. ازاین‌رو ما به سراغ راه‌کار‌هایی رفتیم که راه‌اندازی یک کسب‌وکار استارت‌آپی را آسان‌تر می‌کند و البته شانس موفقیت آن را نیز افزایش می‌دهد.

شاید شما هم از جمله کسانی باشید که عبارت استارت‌آپ را در مجلات و وب‌سایت‌های مختلف شنیده‌اید، اما اطلاعاتی کامل از آن ندارید. با مطالعه این مقاله می‌توانید نه تنها با مفهوم کلی استارت‌آپ آشنا شوید، بلکه شاید انگیزه‌ای پیدا کنید تا ایده‌های گوشه ذهن خود را به یک کسب‌وکار موفق و درآمدزا تبدیل کنید.

استارت‌آپ چیست؟

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

شاید ساده‌ترین تعریفی که از یک استارت‌آپ بتوان ارائه داد، رابطه وجود یک کمبود و کشف راه‌حل باشد. درواقع استارت‌آپ درست مثل یک اختراع جدید، راه‌حل مشکلاتی است که در جامعه وجود داشته و برای کاربران و افراد مختلف قابل لمس است.

با نگاه هر استارت‌آپ موفق متوجه می‌شوید که هرکدام از آن‌ها سعی در بهبود مشکلاتی ساده در جامعه دارند. دیجی‌کالا که یکی از موفق‌ترین استارت‌آپ‌های موجود در ایران به‌حساب می‌آید، از ایده تکراری فروشگاه‌های اینترنتی برای کاهش مشکلات خرید در بازار ایران استفاده کرده است.

اسنپ نیز بازار حمل‌ونقل و مشکلاتی مثل گرانی قیمت تاکسی را هدف قرارداد و پس از مدتی به یک استارت‌آپ میلیاردی تبدیل شد. شناخت مشکلات موجود در جامعه و تلاش برای کاهش مشکلات، تعریف صریح عملکرد یک استارت‌آپ است.


چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود؟

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

شاید بسیاری از کارشناسان برای بهبود شانس موفقیت یک استارت‌آپ، نسخه‌پیچی‌های مختلفی داشته باشند، اما در عمل این ایده است که ساده‌ترین و درعین‌حال محکم‌ترین قدم در راستای راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق به‌حساب می‌آید.

با یک نگاه ساده به صد‌ها استارت‌آپ ناموفق در سال‌های اخیر می‌توان به یک زنجیره تکراری از اشتباهات پی برد که در مرکز آن، مشکلات ایده پردازی سازنده استارت‌آپ، خودنمایی می‌کند.

درواقع فردی که قصد راه‌اندازی یک استارت‌آپ را داشته و در عمل ناموفق بوده است، مشکلی را در جامعه دیده و تلاش به حل آن داشته که یا پیش‌ازاین توسط یک استارت‌آپ دیگر، حل‌شده یا جامعه نیازی به بهبود شرایط آن مشکل احساس نمی‌کند.

ایده‌ها ممکن است روی کاغذ بسیار جذاب و نوآورانه باشند و حتی در روز‌های آغازین راه‌اندازی یک استارت‌آپ، نظر مردم را نیز جلب کنند، اما یک ایده، بدون حل مشکل، در جامعه ماندگار نخواهد شد.

پس در پاسخ به پرسش اینکه چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود، می‌توان یا اطمینان زیاد، ده‌ها پارامتر مختلف را لیست کرد که در عمل مهم‌ترین آنها، انتخاب ایده‌ای مناسب برای استارت‌آپ است.


قدم اول: پیدا کردن مشکل

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

با توضیحاتی که داده شد متوجه شدید که اولین قدم در راه ساخت و راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، پیدا کردن مشکلی قابل‌حل در جامعه است که بازار هدفی مناسب داشته باشد. در واقع مشکلی که شما روی آن دست می‌گذارید باید نه تنها قابل‌حل باشد، بلکه به حد کافی نیز همه‌گیر باشد.

برای مثال اسارت‌آپ‌های زیادی در سطح جهان به حل مشکلات معلولین در جامعه پرداخته‌اند. بااین‌حال تمامی این استارت‌آپ‌ها از شروع به‌کار می‌دانستند که بازار هدف محدودی را نشانه‌گذاری کرده‌اند و در عمل علاوه بر تلاش برای درآمدزایی، ایده‌های انسان‌دوستانه را نیز در نظر داشته‌اند.

در واقع شما در هنگام راه‌اندازی یک استارت‌آپ و در جستجو برای کشف یک مشکل، باید به تعداد اشخاصی که با این مشکل درگیر هستند، دقت کنید. این به معنی نیست که مشکلاتی با جامعه هدف کوچک نادیده گرفته شود. بلکه باید هدف‌گذاری بازگشت سرمایه، با شناخت کافی از مشکل انتخاب شده انجام شود.

برای مثال شما نمی‌توانید از یک استارت‌آپ متمرکز بر روی بهبود شرایط آب و هوایی، انتظار داشته باشید که به‌اندازه یک استارت‌آپ در زمینه حمل‌ونقل درآمدزایی داشته باشد. هرچند گاهی پاسخ به مشکل آن‌قدر خوب است که اهمیت پاسخ از پرسش اولیه بیشتر می‌شود.


قدم دوم: در جستجوی پاسخ

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

دومین قدم در راه‌اندازی استارت‌آپ را می‌توان سخت‌ترین مرحله از این مسیر نه‌چندان هموار دانست. تا اینجای کار شما چندین مشکل کوچک و بزرگ را لیست کرده‌اید که حل آن‌ها می‌تواند استارت‌آپ شما را به درآمدزایی برساند.

درست مثل یک اختراع جدید، پاسخ به مشکلات همیشگی جامعه می‌تواند وقت‌گیر و گاهی غیرممکن باشد. اینجا است که خلاقیت و صبوری به کمک شما می‌آید. باید دقت کنید که در این مرحله به‌هیچ‌وجه نباید عجله کنید. تنها یک راه‌کار دقیق و کارآمد است که ایده استارت‌آپی شما را به موفقیت می‌رساند.

هر قدم اشتباه و تصمیم‌گیری نادرست در این مرحله، به معنی شکست دائمی استارت‌آپ شما خواهد بود. درواقع اشتباه در این مرحله به این معنی است که شما مشکلی را در جامعه مطرح می‌کنید، اما خودتان نیز راه‌حلی مناسب برای حل آن در اختیار ندارید.

بهتر است در این مرحله به ایده‌های تیم خود توجه کنید و یا حتی با جستجو به راه‌حل‌های امتحان شده در سطح جهانی توجه کنید. دیجی‌کالا، اسنپ، اسنپ‌فود و دیگر استارت‌آپ‌های موفق در ایران، مخترع ایده اولیه نبوده‌اند بلکه ایده‌ای جهانی را در سطح کشوری به‌درستی اعمال کرده‌اند. البته این به معنی کپی‌برداری دائمی از ایده‌های جهانی نیست. بسیاری از ایده‌های موفق در سطح جهان، به دلیل نادیده گرفته شدن تفاوت‌های فرهنگی و تجاری، در ایران چندان موفق نبوده‌اند.


قدم سوم: پیش‌بینی مسیر

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

اگر دو مرحله قبلی راه‌اندازی استارت‌آپ را به‌درستی پشت سر گذاشته باشید، تا اینجا به ایده‌ای رسیده‌اید که ارزش سرمایه‌گذاری را دارد. بااین‌حال باید در این مرحله به‌تمامی مشکلات پیش‌رو برای راه‌اندازی استارت‌آپ خود فکر کنید.

آیا سرمایه لازم برای راه‌اندازی استارت‌آپ مدنظر خود را در اختیار دارید؟ ریسک راه‌اندازی و موفقیت چند درصد است؟ چگونه می‌توانید سرمایه‌گذار را مجاب به همکاری کنید؟ تیم شما باید چند نفر باشد؟ به چه تخصص‌هایی نیازمندید؟ و ده‌ها پرسش دیگر که پس از کشف ایده جذاب، در مقابل شما قرار می‌گیرد.

بهتر است یک تصویر دقیق از تمامی مسیر پیش رو را روی کاغذ بیاورید. هر مشکلی که ممکن است در این مسیر در مقابل شما قرار بگیرد باید در این تصویر قرار بگیرد و راه‌حل مد نظر شما نیز پیش‌بینی شود. غیر ممکن است که بتوانید تمامی مشکلات را پیش‌بینی کنید، اما بهتر است پاسخی برای تمامی سنگ‌های این مسیر دشوار داشته باشید.

هرچقدر بتوانید ریسک استارت‌آپی خود را کاهش دهید، سرمایه‌گذاری چه شخصی باشد و چه خارج از تیم، کم‌خطرتر می‌شود. هرچقدر سرمایه‌گذاری کم‌خطرتر باشد، شانس افزایش سرمایه و حل مشکلات جدید نیز بهبود می‌یابد.


قدم چهارم: ارائه

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

یکی از مهم‌ترین قدم‌ها در مسیر راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، توان ارائه ایده‌ها به تمامی اجزا استارت‌آپ از جمله سرمایه‌گذار، مدیران و کارمندان است. درواقع تمام فعالیت‌های شما تا این لحظه به نقطه‌ای متمرکز خواهد شد که باید مشکل مدنظر، راه‌حل ارائه شده و مسیر مورد نیاز را به اجزای تیم خود ارائه دهید.

درصورتی‌که در انجام پروژه نیاز به سرمایه‌گذار دارید، تمامی مراحل، لوازم و کارمندان مورد نیاز باید پیش از ارائه به سرمایه‌گذار، بررسی و آماده شده باشند. شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، محصولی برای فروش دارید و سرمایه‌گذار نیز به میزان سوددهی و ریسک این محصول توجه خواهد کرد.

دقت کنید که آمادگی لازم برای تمامی پرسش‌های مطرح‌شده در جلسه ارائه، بهترین راهکار برای کسب یک سرمایه‌گذاری مناسب است. هرگونه مکث یا عدم اطمینان در پاسخ‌های ارائه‌شده، منجر به ایجاد نگرانی در ذهن سرمایه‌گذار خواهد شد.

بهتر است تمامی مراحل استارت‌آپ را به ساده‌ترین زبان ممکن و بدون پرحرفی و از دست دادن زمان، به سرمایه‌گذار ارائه دهید و اجازه ندهید هیچ موضوعی بدون پاسخ باقی بماند. در نظر داشته باشید که صداقت لازم در این مرحله، منجر به جذب سرمایه‌گذاران آینده خواهد شد. هرگونه دروغ یا آمار اشتباه خیلی زود در پروسه انجام استارت‌آپ نمایان می‌شود و تنها منجر به از دست رفتن پول، زمان و اعتبار شما خواهد شد.


قدم پنجم: مدیریت همکاری

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

بسیاری از استارت‌آپ‌های ناموفق با کپی‌برداری از شرکت‌های مشهور جهان تلاش در ساخت مجموعه‌ای دارند که سال‌ها برای ساخت آن زمان صرف شده است. یک استارت‌آپ نوپا و موفق باید از تمامی داشته‌های خود در راستای حرکت روبه‌جلو استفاده کند.

رده‌بندی‌های مدیریتی وقتی معنی پیدا می‌کند که مجموعه‌ای برای مدیریت وجود داشته باشد. درحالی‌که یک استارت‌آپ در جایگاه یک قدم روبه‌جلو قرار دارد و هنوز شکل و تشکیلات یک شرکت و مجموعه موفق را به خود نگرفته است.

با این اوصاف شما به‌عنوان شخصی که در رده‌بالای یک استارت‌آپ قرارگرفته‌اید، باید دارای بیشترین تخصص، تلاش و زمان صرف شده برای موفقیت استارت‌آپ باشید. تفکر ضعیف اینکه شما ایده می‌دهید، دیگری اجرا می‌کند و سرمایه‌گذار نیز هزینه ایده شما را پرداخت می‌کند، با تمامی تفکرات یک استارت‌آپ موفق تفاوت دارد.

شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، نه در جایگاه ملکه و نه در جایگاه وزیر، بلکه به‌عنوان اولین سرباز ارتش استارت‌آپی خود قرار دارید. حتی گاهی ممکن است شما تنها سرباز این ارتش باشید. با این اوصاف بهتر است تمامی تلاش مجموعه استارت‌آپی با فاصله گرفتن از روش‌های مدیریتی کهنه، در راستای مدیریت همکاری قرار داشته باشد.


قدم ششم: کار را به کاردان بسپارید

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

یکی از نکاتی که یک بنیان‌گذار استارت‌آپ باید به آن دقت کند، انتخاب افراد مناسب برای جایگاه‌های مختلف کاری است. درواقع اگر در زمینه خاصی تخصص لازم را ندارید، باید شخصی را برای این کار انتخاب کنید که هم از تخصص لازم برخوردار باشد و هم انگیزه همکاری با استارت‌آپ شما را داشته باشد.

جمع‌آوری دوستان و آشنایان و ارائه فرصت‌های شغلی بر مبنای رابطه، شاید محیط کاری امن‌تری را در اختیار شما قرار دهد، اما در بلندمدت منجر به شکست یا تأخیر در اهداف شما خواهد شد. با این اوصاف بهتر است به‌جای استفاده از روابط، کار را به کاردان بسپارید و در هنگام عقد هرگونه قرارداد نیز از کارشناسان حقوقی کمک بگیرید.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟


وب‌سایت سواد زندگی – سید محمدمهدی شهیدی: تصور کنید که ذهن تان بر روی فکر یا تصوری گیر کرده باشد، مثلاً تصادف فرزندتان که از مدرسه برمی گردد یا اندیشه‌ای توهین آمیز نسبت به پروردگار یا حتی تصور عذاب آور ارتباط جنسی با نزدیکان یا موارد ساده‌تر مثل روشن ماندن اجاق گاز، جاماندن کلیدها، روشن ماندن کامپیوتر محل کار، نرسیدن پیامک‌ها و …؛ و بعد این فکر یا تصور در ذهن‌تان بار‌ها و بار‌ها تکرار شود. شما این افکار را نمی‌خواهید، اما این افکار آنقدر تکرار می‌شوند که شما دچار اضطراب شدید می‌شوید.

اضطراب سیستم هشدار دهنده ذهن ماست. هنگامی که مضطرب می‌شویم مانند این است که با خطری مواجه ایم. اضطراب احساسی است که به ما می‌گوید واکنش نشان دهیم، از خود محافظت کنیم، کاری بکنیم.

از طرفی ممکن است تشخیص دهیم که ترس ما عاقلانه نیست، معقول به نظر نمی‌رسد، اما با این وجود خیلی واقعی احساس می‌شود و حتی گاه شدید تا حدی که مثلاً بار‌ها دسته کلید یا گوشی موبایل مان را چک کنیم که جا نمانده باشد. آیا مغزمان به ما دروغ بگوید؟ آیا احساساتی را تجربه می‌کنیم که واقعی نیستند؟ با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

احساسات دروغ نمی‌گویند، اما اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، آن‌ها به ما دروغ می‌گویند. اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، سیستم هشدار دهنده در مغزمان به طور صحیح کار نمی‌کند. مغزمان هشدار می‌دهد که در خطریم، در حالی که این گونه نیست.

هنگامی که دانشمندان تصاویر مغز‌های گروهی از افراد با اختلال وسواس فکری – عملی را مقایسه می‌کنند، می‌توانند ببینند که بعضی از نواحی مغز آن‌ها با افرادی که این اختلال را ندارند متفاوت است.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

اختلال وسواس فکری و عملی دو جنبه دارد:

۱. افکار، تصاویر و برانگیختگی‌های ناخوانده، که به عنوان وسواس فکری شناخته می‌شوند.

۲. وسواس‌های رفتاری که افراد درگیرشان می‌شوند تا اضطرابی را که وسواس‌های فکری باعث آن شده است، تسلی دهند.

فعالیت‌هایی مانند دست شستن زیادی، یا پشت سر هم چک کردن چیزها، مثال‌هایی از تمایلات وسواسی فکری یا عملی است که خیلی از ما هراز گاهی بروز می‌دهیم و اگر استمرار یابد و تثبیت شود می‌تواند به اختلال واقعی وسواس تبدیل شود و ما را از پا بیندازد.

افکار وسواسی:

  • افکار، تصورات یا امیالی که بار‌ها و بار‌ها اتفاق می‌افتند و خارج از کنترل شخص اند.
  • شخص نمی‌خواهد که این افکار را داشته باشد.
  • شخص افکار را مزاحم و ناخواسته می‌داند و معمولاً می‌داند که این افکار عاقلانه نیستند.
  • افکار با احساساتی ناراحت کننده، از قبیل ترس، نفرت، شک یا این احساس که همه چیز باید به روش “مطلقا صحیح” انجام بگیرد، ظاهر می‌شوند.
  • افکار وقت زیادی را از فرد می‌گیرند و مزاحم فعالیت‌های مهم او مثل معاشرت، کار، رفتن به مدرسه و … می‌شوند

اعمال وسواسی:

  • رفتار‌های تکرار شونده‌ای که یک فرد درگیر آن می‌شود تا وسواس‌اش را خنثی، بی اثر یا آن‌ها را از خود دور کند.
  • افراد وسواسی می‌فهمند که این کار تنها یک راه حل موقتی است، اما در نبود راهی بهتر برای مقابله، به رفتار وسواسی به عنوان راه فراری موقتی پناه می‌آورند.
  • وقت‌گیر اند و با فعالیت‌های مهم فرد مثل روابط اجتماعی، کار، مدرسه و … تداخل می‌کنند.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

با اختلال وسواس چه کنیم

برای درمان اختلال وسواس مجموعه‌ای از سه روش روان درمانی، دارو درمانی و خانواده درمانی توصیه می‌شود. با این همه با انجام چند راهکار می‌توان برخی از وسواس‌ها را تا حد زیادی کنترل کرد.

روی آن‌ها نام بگذارید

اولین گام برای متوقف کردن تفکر وسواسی شناسایی آن هاست و بهترین راه شناسایی، “نامیدن” است. این کار به نظر ساده می‌آید، اما کمی پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

دقت کنید چه عادت‌هایی را تکرار می‌کنید مانند ور رفتن با ناخن‌ها یا بررسی هر چند دقیقه یک بار گوشی موبایل و رسانه‌های اجتماعی.

دفعه بعد که خودتان را درگیر این مسایل دیدید، افکار وسواسی را نامگذاری کنید. سپس بررسی کنید که چگونه آن‌ها ایجاد می‌شوند و شما چگونه به آن‌ها پاسخ می‌دهید. نام گذاری باعث می‌شود دفعات بعد به افکار وسواسی آگاه شوید و متوقف شان کنید.

مهم نیست چه نامی می‌گذارید. ممکن است نام چک کردن مدام گوشی را “کرگدن” بگذارید یا از کلمه‌ای مانند “بعدی” استفاده کنید. مهم این است که این کلمه، می‌تواند شما را نسبت به آنچه بدان وسواس دارید آگاه کند و بین شما و فکر/رفتار وسواسی فاصله گذاری کند.

پذیرفتن آن را تمرین کنید

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟ (توصیه‌های کاربردی) گام بعدی برای متوقف کردن تفکر وسواسی، پذیرش است. به خاطر داشته باشید که افکار تنها افکار هستند. مجموعه‌ای از نورون‌ها که در مغز شلیک می‌شوند، نه چیزی بیشتر. به همان اندازه که ما یاد می‌گیریم افکار وسواسی را بپذیریم، شانس بیشتری برای متوقف کردن آن‌ها به دست می‌آوریم.

تلاش برای جلوگیری، سرکوب و یا فرار از این افکار به تقویت آن‌ها کمک کرده و آن‌ها را بدتر و بدتر می‌کند. در حالی که پذیرفتن آن‌ها و نظاره کردنشان و بی تفاوتی به آنها، به جای کنترل و اجتناب، کلید موفقیت است.

نکته دیگر برای پذیرش افکار وسواسی این است که در مورد آنچه که انجام می‌دهید و آنچه کنترلی روی آن ندارید، واقع بین باشید.

هنگام وسواس در مورد گذشته و یا نگرانی در مورد آینده، از خودتان این سوال را بپرسید:” آیا می‌توانم در حال حاضر در این مورد کاری انجام دهم؟ اگر پاسخ “بله” بود، ببینید چکار می‌توانید بکنید و آن را انجام دهید و اگر پاسخ “نه” بود، تمام سعی تان را بکنید تا آنچه را که هست بپذیرید.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

مدیتیشن و ذهن آگاهی بیاموزیم

بخشی از این که چرا تفکر وسواسی اینقدر ناراحت کننده است، به دلیل احساسات بدی است که با این افکار همراه است. بنابر این می‌توانید همزمان با تلاش برای شناختن و پذیرش آن ها، از تمرینات مدیتیشن و تمرکز ذهنی برای از بین بردن پاسخ‌های هیجانی منفی استفاده کنید.

روانشناسان، ذهن آگاهی را اینگونه تعریف می‌کنند: پاک کردن ذهن و تمرکز بر اینکه چگونه ذهن و بدن شما در لحظه حال، خود را احساس می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، مدیتیشن و مجموعه‌ای از تمرینات ذهنی برای هدایت ما به لحظه حال و مکان فعلی نیاز است که اضطراب را از بین ببرد. هنگامی که تفکر وسواسی وارد صحنه می‌شود، تمرین تنفس عمیق را امتحان کنید: نفس را برای چهار ثانیه نگه دارید و سپس به آرامی برای چهار ثانیه آن را بیرون دهید.

با جستجوی اینترنتی می‌توانید سایر فعالیت‌های مدیتیشن و ذهن آگاهی را بیاموزید و امتحان کند. همچنین در کلاس‌های مدیتیشن می‌توانید تکنیک‌های مختلف در یک محیط حمایتی همراه با دیگران بیاموزید.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟


برترین‌ها: یکی از نشانه‌های زیبایی داشتن لبخند زیبا است. تعریف لبخند زیبا بدون در نظر گرفتن سلیقه افراد معمولا شامل دندان‌های مرتب و سفید می‌شود. شک نکنید اولین چیزی که یک خنده را زیبا می‌کند دندان‌هاست. فرم فک و دندان در رضایت شما از لبخندی که می‌زنید تاثیری بسزا دارد. گاهی برخی از ما ایراد‌هایی را در فرم دندان‌های‌مان احساس می‌کنیم، اما نمی‌دانیم مشکل اصلی کجاست.

آیا به اندازه کافی مرتب نیست؟ آیا آن‌طور که باید و شاید سفید نیست؟ و آیا تناسب بین دندان‌ها رعایت شده است؟ این سؤال‌ها و بسیاری دیگر از پرسش‌ها هر کسی را ممکن است ساعت‌ها جلوی آینه میخکوب کند، اما احتمال دارد مشکل شما هیچ‌کدام از این‌ها نباشد و فقط فاصله‌ای ریز بین دو دندان جلویی لبخند شما را متفاوت کرده باشد؛ همان چیزی که شاید فکر کنید ارثی است و نمی‌توان کاری برای آن انجام داد، اما دکتر محمدرضا زرگری‌نژاد، دندانپزشک درباره راه‌حل‌های رفع این فاصله‌ها توضیح می‌دهد.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟

فاصله دندانی چیست؟

به‌طور طبیعی دندان شما باید به اندازه‌ای از هم فاصله داشته باشد که بتوانید یک نخ دندان از لای آن رد کنید. در برخی افراد این فاصله بیشتر از یک نخ دندان و شاید به اندازه یک سانتی‌متر باشد. دلایل مختلفی برای بروز این مشکل می‌توان در نظر گرفت. اولین و مهم‌ترین علت آن ژنتیک است؛ یعنی ممکن است، شما ژن فک بزرگ را از یکی از والدین و ژن داشتن دندان‌های ریز را از یکی دیگر از والدین به ارث برده باشید و درنتیجه فاصله زیادی بین دندان‌های‌تان ایجاد شود.

نداشتن برخی دندان‌های انتهایی، همچنین بیماری‌های لثه هم می‌تواند علت ایجاد فاصله بین دندان‌ها شود. دکتر زرگری‌نژاد دو روش تهاجمی و غیرتهاجمی برای بستن فاصله بین دندان‌ها معرفی می‌کند. روش غیرتهاجمی استفاده از ارتودنسی است که تقریبا می‌توان گفت از میان راه‌های موجود بهترین شیوه است. در روش تهاجمی نیاز به تراش دندان است که گاهی تمام دندان باید تراش بخورد و گاهی تراش خوردن یک طرف از آن کفایت می‌کند.

مطمئن‌ترین راه ارتودنسی است

فضای بیشتر از دو میلی‌متر را نمی‌توان با کامپوزیت پر کرد، چون دندان خیلی پهن می‌شود و زیبایی که مدنظر بیمار است برآورده نمی‌شود. به همین دلیل اگر فضای زیادی بین دندان‌ها وجود داشته باشد معمولا باید افراد برای ارتودنسی مراجعه کنند، چون با وجود زمان طولانی، نتیجه قابل پیش‌بینی است و بیمار هیچ بافتی از دندان را از دست نمی‌دهد. یکی از ایمن‌ترین و بهترین راه‌های از بین بردن فاصله بین دندان‌ها ارتودنسی از سنین پایین است. این درمان کمک می‌کند در بسیاری از موارد فاصله بین دندان‌ها از بین برود.

اگر پایه فک شما خوب باشد و فاصله دندان‌های‌تان هم زیاد نباشد معمولا ارتودنسی بهترین درمان محسوب می‌شود. حتی اگر در سنین کودکی نیز ارتودنسی انجام نشود، می‌توان تا دوره میانسالی از این روش درمانی بهره گرفت، بنابراین برای انجام این کار بهانه نیاورید که «از ما گذشته!» اگر در بزرگسالی بخواهید درمان ارتودنسی را برای از بین بردن فاصله دندان‌های‌تان انتخاب کنید، می‌توانید از دندانپزشک بخواهید گیره‌ها یا براکت‌های سرامیکی هم‌رنگ دندان برای‌تان استفاده کند تا از لحاظ ظاهری دچار مشکل نشوید. ارتودنسی کمک می‌کند دندان‌ها به صورت ردیف و متناسب کنار هم قرار گیرند. در این حالت رعایت بهداشت دهان و دندان نیز آسان‌تر خواهد بود.

لامینیت یا ونیر‌های کامپوزیتی

«ونیر پوششی است که می‌تواند با کامپوزیت باشد و فقط یک سطح از دندان تراش می‌خورد که در مطب انجام می‌شود یا می‌توان از دندان تراش خورده قالب تهیه کرد و به لابراتوار داد تا پوششی چینی را به ما بدهد که به سطح دندان چسبیده می‌شود و این روش کمتر تهاجمی است.» در این روش با مواد هم‌رنگ که برای ترمیم دندان‌های جلویی استفاده می‌شود، می‌توان فضای بین دندان‌ها را پوشاند.

اتفاقی که در این روش می‌افتد این است که اگر از نتیجه راضی نباشید به راحتی می‌توان کامپوزیت را برداشت. در این نوع ونیر، بهداشت دهانی شما اهمیت خاصی دارد چراکه یکی از مهم‌ترین موارد شکست لامینیت‌ها در کوتاه‌مدت خواهد بود که منجر به ایجاد لکه تغییر رنگ و پوسیدگی ثانویه می‌شود.

به باندینگ فکر کنید

گاهی اوقات به هر دلیل ممکن است حوصله ارتودنسی طولانی مدت را نداشته باشید و بخواهید خیلی سریع به نتیجه برسید، بنابراین به روش‌های سریع و بدون معطلی فکر می‌کنید. یکی از روش‌های ساده و سریعی که می‌توان به آن فکر کرد بستن فاصله بین دندان‌ها به روش باندینگ است، چون هم سریع است هم ارزان. در این روش دندان با خمیر‌های مخصوص تمیز می‌شود. یک صمغ همرنگ دندان به قسمت‌های لازم اضافه شده و دندانپزشک آن‌ها را فرم می‌دهد. بعد از آن با کمک نور ماوراء بنفش این صمغ سفت و محکم می‌شود و درنهایت به دندان می‌چسبد.

مزیت این روش آن است که آن دندان‌ها تراش نمی‌خورند و زیبایی مناسب و منطبق با دندان‌های طبیعی را می‌توان مشاهده کرد. دکتر زرگری‌نژاد می‌گوید: «اگر قرار باشد فرد از روش تهاجمی استفاده کند می‌توان به‌طور مستقیم و در یک جلسه و با کامپوزیت‌های رنگ دندان آن را در مطب انجام داد. اما راه دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه قالب از بیمار گرفته و به لابراتوار ارجاع داده می‌شود تا ونیری تهیه کند که بعد روی دندان چسبانده شود.» توجه داشته باشید دوام این روش به موادی که استفاده می‌شود، مهارت پزشک و البته مراقبت‌های خودتان بستگی دارد.

روکش کنید

اگر بیمار تعدد فاصله دندانی و چند دندان نیاز به روکش داشته باشد. در این صورت روش روکش دندان برای فرد استفاده می‌شود. یکی از قدیمی‌ترین عناصر زمین زیرکونیوم است. این ماده درجه یک در صنعت دندانسازی اهمیت خاصی دارد. در استفاده از زیرکونیوم باید دقت کرد که رنگ آن با رنگ دندان کمی متفاوت است و بهتر است برای زیر روکش استفاده شود. بعد روی آن را کامپوزیت یا لامینیت استفاده کنیم.

البته اگر فاصله دندان‌ها مربوط به جلوی دندان نباشد می‌توان فقط از زیرکونیوم استفاده کرد، اما برای جلوی دندان تنها پوشش چینی است که می‌تواند جلای لازم را به دندان‌ها بدهد و آن‌ها را به دندان طبیعی نزدیک کند. به این نکته هم توجه کنید که در روش روکش قسمت بیشتری از دندان برداشته می‌شود.

سرامیک یک گزینه است

برای زیبا خندیدن هزار و یک راه وجود دارد، یکی از آن‌ها هم استفاده از قطعات نازک چینی به نام لامینیت است که به جای مینای دندان قرار می‌گیرد و به راحتی این فاصله را پر می‌کند. اگر دندان‌های جلوی‌تان از هم فاصله دارد، باید بدانید در این روش همه دندان‌های جلویی‌تان درگیر می‌شود بنابراین اگر فقط بین دو دندان فاصله وجود داشته باشد منطقی نیست که همه دندان‌ها را درگیر کنید.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟

در این روش سطح رویی دندان بین نیم تا ۷/۰ میلی‌متر تراش می‌خورد. این روش نسبت به باندینگ هزینه بیشتری دارد. این روش با اینکه یکی از مرسوم‌ترین روش‌های بستن فاصله بین دندان‌هاست، اما برای حفظ نسبت دندان‌ها نیاز به یک برنامه‌ریزی دقیق دارد. نگران دورنگی دندان‌ها نباشید، چون رنگ دندان‌های مجاور توسط یک راهنمای رنگ گرفته می‌شود تا اطمینان حاصل شود رنگ ونیر ساخته شده کاملا طبیعی جلوه می‌کند.

چگونه به کودکمان در ایجاد عادات سالم کمک کنیم؟


برترین‌ها: ما به عنوان پدر و مادر تمام تلاش‌مان این است که فرزندانی مستقل، مهربان و با فرهنگ تربیت کنیم و مهارت‌های زندگی را به آن‌ها بیاموزیم. بچه‌ها ظرفیت عجیبی برای یاد گرفتن و جذب کردن دارند که باعث می‌شود پروسه‌ی فراگیری و ایجاد عادات سالم برای‌شان بسیار راحت‌تر و البته ارزشمندتر باشد.

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

اگر کودک‌تان را از همان سنین بسیار پایین تشویق کنید که عادت‌های سالم را در پیش بگیرند آن‌ها نیز بدون اینکه تلاشی کنند به راحتی می‌توانند همین عادت‌ها را بخشی از زندگی خود کنند و در آینده نیز فرد بزرگسالی با یک سبک زندگی سالم و شاد باشند.

عادت‌ها چه هستند و چرا باید آن‌ها را در پیش بگیریم؟

ما به عنوان یک فرد بزرگسال به خوبی می‌توانیم فرق بین خوب و بد را تشخیص بدهیم. داشتن رژیم غذایی سالم، خوب خوابیدن، به طور منظم ورزش کردن و … همگی عادت‌های بسیار خوبی هستند، اما آیا تا به حال این سوال را از خود پرسیده‌اید که چرا باید دنبال‌شان کنیم یا چرا شیوه‌ی ایده آلی برای زندگی محسوب می‌شوند؟ جواب این سوال‌ها سرراست است: در پیش گرفتن عادت‌های خوب و سالم باعث تندرستی و سلامت روح و روان و جسم‌مان می‌شود. عادت‌های سالم برای یک زندگی سالم لازم‌اند.

هر چند عادت‌های سالم به راحتی ایجاد نمی‌شوند، اما بسیار خوب است که از سنین پایین برای هر کودکی به صورت تمرین شروع شوند. بچه‌ها کاملا تاثیرپذیر هستند و با مثال و نمونه زندگی می‌کنند؛ بنابراین این وظیفه‌ی والدین است که سعی کنند با ارائه‌ی نمونه‌های مناسب و الگو بودن، به طور غیرمستقیم شیوه‌های درست را به فرزندان آموزش بدهند.

ایجاد عادت‌های سالم

همانطور که گفتیم بچه‌ها از پدر و مادر خود پیروی می‌کنند. پس شما به عنوان پدر و مادر باید محیط سالمی در خانه ایجاد کنید؛ از درست غذا خوردن گرفته تا ورزش کردن و خوشبین بودن. تمام این رفتار‌ها به کودک‌تان کمک خواهند کرد عادت‌های سالم را از همان سنین پایین خلق کند. مثلا کودکی که در خانه‌ای بزرگ می‌شود که رژیم غذایی متعادلی دارند احتمال اینکه بد غذا شود یا سراغ غذا‌های ناسالم برود بسیار کم است؛ بنابراین پیش از اینکه برای فرزندتان پدری و مادری کنید لازم است که ابتدا خودتان را پرورش دهید تا سبک زندگی سالم داشته و بتوانید الگوی خوبی برای کودک‌تان باشید.

عادات تغذیه‌ای

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

آموزش دادن عادت‌های سالم غذایی به بچه‌ها یکی از بهترین روش‌هایی است که باعث می‌شود او سبک زندگی سالم را یاد بگیرد. دیگر همه می‌دانیم که تغذیه‌ی سالم و مناسب برای رشد کودکان و نوجوانان بسیار مهم است و از بروز خیلی از بیماری‌ها پیشگیری می‌کند.

اگر انتخاب‌های غذایی شما متنوع و سالم باشند کودک‌تان نیز می‌تواند به سمت انتخاب غذا‌های سالم هدایت شده و از هله هوله‌ها و غذا‌های ناسالم اجتناب کند. عادت‌های ساده، اما مهمی مانند خوردن یک صبحانه مغذی و مفصل برای شروع بسیار خوب‌اند. حتما می‌دانید که صبحانه مهم‌ترین وعده‌ی غذایی در روز است، پس عادت کنید که به تهیه کردن یک صبحانه عالی اهمیت بدهید و برایش وقت بگذارید. صبحانه نخوردن عوارض زیادی برای سلامتی دارد و خطر انباشت چربی در بدن و افزایش قند خون را به دنبال خواهد داشت.

برای خانواده این قانون ارزشمند را وضع کنید که حداقل وقت شام همه‌ی اعضای خانواده دور هم باشید و یک شام سالم و خانگی بخورید، نه یک غذای آماده یا ناسالم. میوه‌ها و سبزی‌های متفاوت و رنگارنگ را به خانه وارد کنید و دست کودک را باز بگذارید تا از میان این غذا‌های سالم هر آنچه دوست دارد انتخاب کند. بچه‌هایی که با نگرش مثبتی نسبت به تغذیه رشد می‌کنند، در بزرگسالی فردی سالم با اندامی متناسب خواهند بود.

فعالیت بدنی

درست همان اندازه که تغذیه‌ی سالم اهمیت دارد، فعالیت بدنی و ورزش کردن نیز مهم است و تحرک داشتن عادت سالم دیگری است که باید از سنین پایین در کودک‌تان ایجاد شود. ورزش منظم به کودکان و نوجوانان کمک می‌کند سلامت قلبی و تنفسی خود را بهبود داده، استخوان‌ها را تقویت کرده، وزن را کنترل کرده و از علائم افسردگی و اضطراب دور بمانند و ضمنا از بروز بیماری‌هایی مانند سرطان و دیابت نوع دوم و بیماری‌های قلبی پیشگیری کنند. فشار خون بالا، چاقی و پوکی استخوان نیز از عوارض ورزش نکردن هستند که در بزرگسالی گریبان افراد را می‌گیرند. کودک شما می‌تواند با ورزش کردن و فعالیت بدنی منظم علاوه بر کمک به سلامتی خود، مهارت‌های مهم اجتماعی را نیز یاد بگیرد و به حس سالمی از رقابت دست پیدا کند.

بچه‌ها انرژی زیادی دارند و اگر این انرژی به شیوه‌ای درست هدایت شود از خیلی جهات برای‌شان مفید خواهد بود. وظیفه‌ی شما به عنوان پدر و مادر این است که فعالیت‌های بدنی را برای فرزندتان مفرح و شاد کنید تا برای او لذتبخش و جذاب باشد، چون همه‌ی بچه‌ها لزوما به تحرک و فعالیت گرایش ندارند. پس اول بررسی کنید چه ورزش و فعالیتی برای فرزند شما می‌تواند دوست داشتنی باشد و او را با هیچکس دیگر مقایسه نکنید. هر چند عدد گزینه‌ای که ممکن است پیش روی فرزندتان بگذارید و کمکش کنید همانی را که بیشتر از همه هیجان زده‌اش می‌کند انتخاب کند.

یک برنامه ریزی خوب

کودک‌تان را عادت دهید که برنامه‌ای درست برای زندگی‌اش داشته باشد تا هم حس مسئولیت پذیری را در خود تقویت کند و هم تا حد ممکن دچار استرس نشود. مثلا برای تلویزیون تماشا کردن و مطالعه کردن او زمان تعیین کنید تا خیالش راحت باشد که هر دو سرگرمی را در برنامه‌اش دارد. بی‌برنامه‌گی عوارض بدی دارد مانند کمبود دقت و تمرکز در فعالیت‌های مربوط به مدرسه، چاقی و اختلالات اجتماعی و هیجانی.

اگر کودک‌تان زمان زیادی را پای تلویزیون صرف می‌کند پس زمان بازی و مطالعه‌اش محدود است و یا شاید اغلب از آن‌ها فرار می‌کند. این چرخه‌ی معیوبی است که اجازه‌ی ایجاد عادت‌های سالم را به فرزندتان نخواهد داد. از آن سو، مطالعه کردن و کتاب خواندن به کودک شما کمک می‌کند مهارت یادگیری‌اش را سرعت بدهد، در مدرسه موفق‌تر باشد، اعتماد بنفسش را تقویت کند و در انجام کار‌های روزانه‌اش عملکرد بهتری داشته باشد؛ بنابراین حتما عادت به مطالعه را وارد روتین فرزندتان کنید و اجازه دهید کتاب‌ها و موضوعات مورد علاقه‌اش را انتخاب کند و احساس نکند به اجبار مطالعه می‌کند. مطالعه کردن باید برای فرزند شما مفرح باشد و یک سرگرمی لذتبخش به حساب بیاید.

تفکر مثبت

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

تفکر مثبت یکی از ویژگی‌های بسیار مفید و خوبی است که باید از همان سنین پایین وارد زندگی کودک‌تان شود. مثبت اندیشی و خوشبینی یک ارزش است که به انسان کمک می‌کند جنبه‌های خوب هر چیزی را بیابد و ببیند. بچه‌ها توانایی چنین کاری را ندارند تا زمانی که والدین یا معلم‌ها آن‌ها را به این سمت و سو هدایت کنند. یک کودک وقتی که به خواسته‌اش نمی‌رسد یا شرایط باب میل او پیش نمی‌رود به راحتی انگیزه‌اش را از دست می‌دهد و دچار بدبینی می‌شود. اما اگر به او یاد بدهید که از شکست‌هایش درس بگیرد و با حس منفی به شیوه‌ای سازنده برخورد کند می‌تواند انسانی قدرتمند با روابطی خوب با دیگران باشد.

ایجاد فضایی سالم و مثبت در خانه، اولین قدم برای پرورش خوشبینی در فرزندان است. رفتار‌های خوب فرزندتان را تشویق و تقویت کنید، با او درمورد شکست‌ها و ناامیدی‌ها حرف بزنید و یاد بدهید چگونه آن‌ها را بپذیرد. کمکش کنید نگاهی مثبت به زندگی داشته باشد و صبوری و تحمل را فرابگیرد.

یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی

می‌توانید تصور کنید آموختن مهارت‌های اجتماعی تا چه اندازه در زندگی هر انسانی لازم و ارزشمند است؟ مهارت‌های اجتماعی به کودک‌تان این امکان را می‌دهند که از پیرامونش یاد بگیرد و رشد کند و در عین حال مسائل اطرافش را تجزیه و تحلیل نماید. مطالعات نشان می‌دهند داشتن روابط اجتماعی به کودک یاد می‌دهند اعتماد بنفس داشته باشد، مستقل باشد، همدلی کند و نظم و انظباط را فرا بگیرد. مهارت‌های اجتماعی نه تنها به روابط شخصی فرزند شما ارزش و اعتبار می‌دهند بلکه اساس یک زندگی حرفه‌ای و کاری موفق را نیز از همین الان پایه ریزی می‌کنند.

روابط اجتماعی انسان از همان ارتباط اولیه‌اش با مادر و پدر و خواهر و برادر و دوستان و … شروع می‌شود، اما بسیار بسیار فراتر از این‌ها می‌رود. روابط اجتماعی کلید درک دنیای اطراف و زندگی روزمره‌اند. اگر کودک خود را در موقعیت‌های جورواجور قرار دهید این امکان را برایش فراهم می‌کنید که انعطاف پذیری و سازش را یاد بگیرد و خود را با دیگران هماهنگ‌تر کند.

پس مهربانی و رفتار‌های شایسته و همدلی را به کودک خردسال‌تان یاد بدهید. مثلا او را تشویق کنید اسباب بازی‌هایش را با دوستانش شریک شود یا کمکش کنید اهمیت دادن به دیگران و گرفتن دست نیازمندان را یاد بگیرد. این رفتار‌ها به کودک‌تان توانایی درک دیگران را می‌دهند و فرصتی برایش فراهم می‌کنند خصوصیات ارزشمند انسانی را تمرین کند. به فرزندتان یاد بدهید خود باوری و عزت نفس داشتن هیچ منافاتی با تواضع ندارد و کنترل خشم و هیجان به این معنی نیست که احساسات خود را سرکوب کند.

ارتباطات

ارتباط دو بخش دارد: گوش دادن و مکالمه کردن. ارتباط مهارتی است که بچه‌ها از همان روز‌های اول زندگی خود آن را یاد می‌گیرند. اولین ارتباط کودک با گریه کردن برای غذا خواستن و خوابیدن و احساس راحتی کردن شروع می‌شود. نوزاد انسان یاد می‌گیرد با صدای مادر، حالات چهره‌ی او یا ژست‌هایی که می‌گیرد از او پیام دریافت کند. او یاد می‌گیرد که احساسات خود را با خندیدن، جیغ زدن و … در موقعیت‌های گوناگون بروز بدهد.

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

شما به عنوان پدر و مادر باید فرزند خردسال‌تان را فعالانه وارد گفتگو کنید و شرایطی فراهم نمایید که او با همسالانش تعاملات بیشتری داشته باشد. چند ایده برای پرورش تمایل کودک به ارتباط:

  • از او بخواهید در مورد روزی که گذارنده برای‌تان حرف بزند و شما هم در همین مورد برایش توضیح دهید
  • در مورد کتابی که خوانده یا فیلمی که تماشا کرده با هم حرف بزنید
  • از او بخواهید در مورد مسئله‌ای که ذهنش را مشغول کرده برای‌تان حرف بزند، نظرتان را بگویید و نظر او را نیز جویا شوید

فراهم کردن چنین فرصت‌هایی برای کودک‌تان کمکش می‌کند مهارت‌های کلامی خود را برای ارتباط برقرار کردن تقویت نماید و ضمنا بتواند بدون خجالت و تردید در مورد مشکلات و دل‌مشغولی‌هایش حرف بزند و بر اضطراب اجتماعی‌اش غلبه کند.

همدلی

بچه‌ها از همان سنین پایین همدلی را یاد می‌گیرند و تشویق می‌شوند با همدلی کردن با دیگران آن‌ها را بهتر درک کنند. بچه‌های دلسوز یاد می‌گیرند که مهربان باشند، به همه احترام بگذارند و قدرت درک‌شان را بالاتر ببرند. علائم حس همدلی در بچه‌ها از سنین ۸ تا ۱۰ ماهگی قابل مشاهده است. هر چند همدلی حسی نیست که همه‌ی انسان‌ها با آن متولد شوند، اما والدین می‌توانند این حس را در بچه‌ها پرورش بدهند.

مثلا ناراحت شدن از درد دیگران یا کمک کردن به آن‌ها وقتی که نیاز دارند، از اصول همدلی‌اند. شما می‌توانید با ارزش قائل شدن برای احساسات دیگران و اهمیت دادن به نگرانی‌های آن‌ها الگوی مناسبی برای بچه‌ها باشید.

کنجکاوی

کنجکاوی، کلید هر دانشی است. کنجکاوی یعنی عطش ِ دانستن را مدام با خود داشتن و تمایل به شناختن دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم. یک کودک در معرض دنیایی پُر از ناشناخته‌ها و چیز‌های جدید قرار می‌گیرد و برای همین تمایل به یاد گرفتن و کشف کردن در این زمان، در بیشترین حد خود است. هیجان کودک برای رفتن به باغ وحش یا خوردن یک بستنی با طعمی جدید ناشی از همان حس کنجکاوی است که کودک را وادار می‌کند با تجربیات جدید آشنا شود.

فکر می‌کنید چرا بچه‌ها مدام در حال سوال پرسیدن هستند؟ سوال‌های گوناگون نشاندهنده‌ی کنجکاوی آن‌ها در مورد هر چیزی است. بچه‌ها با ذهن کنجکاو خود می‌توانند بیشترین موضوعات را یاد بگیرند و انگار هر چیزی به آن‌ها انگیزه می‌دهد. شما به عنوان پدر و مادر باید فرصت‌هایی برای بچه‌ها فراهم کنید تا ببینند، بو بکشند، لمس کنند، بشنوند و درک خود از دنیا را با کنجکاوی‌های‌شان همسو کنند. تلاش بچه‌ها برای یاد گرفتن چیز‌های جدید را قدر بدانید و سعی کنید تا جایی که ممکن است در چالش‌های آن‌ها برای درک و یاد گرفتن، همراه شوید و شوق و ذوق نشان بدهید. هر چند یاد گرفتن، پروسه‌ای است که در تمام طول عمر ادامه دارد، اما یک پایه ریزی محکم و اساسی کمک می‌کند هر چیزی را کامل‌تر و عمیق‌تر یاد بگیرند. به بچه‌ها یاد بدهید از کنجکاوی خود به بهترین شکل استفاده کنند.

شایستگی‌های اجتماعی

چگونه به کودک‌تان در ایجاد عادات سالم کمک کنید

هر انسانی برای اینکه فردی موفق در اجتماع باشد باید بتواند به سطح سالمی از شایستگی‌ها و صلاحیت‌ها دست پیدا کند. بچه‌هایی که مدام در حال یاد گرفتن و تجربه کردن هستند طی این فرایند، صلاحیت‌های اجتماعی را نیز فرا می‌گیرند. رفتار‌هایی مانند دیدار کردن با کسی با برخوردی مناسب، همدلی کردن با دیگران و گرفتن دست نیازمندان از شایستگی‌های اجتماعی ارزشمندی هستند که هر انسانی باید به آن‌ها مجهز باشد. صلاحیت‌های اجتماعی شیوه‌ای مناسب و موثر برای تعاملات انسانی و روابط اجتماعی‌اند.

نقش پدر و مادر در فراگرفتن صلاحیت‌های لازم بسیار پُررنگ است. شما باید پیش از سنین دبستان، شایستگی‌های عمومی را به بچه‌ها یاد بدهید تا آن‌ها بتوانند اختلافات شخصی خود را به خوبی حل و فصل کنند، دوستانی پیدا کنند، سازش و مدارا را یاد بگیرند و به موفقیت‌های تحصیلی دست پیدا کنند.

در عین حال که کمک به بچه‌ها برای فراگرفتن شایستگی‌های اجتماعی لازم است، خیلی مهم است که محیطی سالم و شاد و پُر از مهر و محبت برای‌شان فراهم کنید. بچه‌هایی که روابطی بسیار خوب با والدین خود دارند، بهتر می‌توانند مشکلات اجتماعی خود را حل کنند، با دیگران مهربان باشند و دوستان مناسبی پیدا کنند و تنها نمانند.

پژوهش‌ها حاکی از آن هستند که بچه‌هایی که از خانه‌هایی امن و آرام به اجتماع پا می‌گذارند، نسبت به دیگران بخشنده‌تر و مهربان‌ترند. پس پیش از هر چیزی احساس امنیت و عشق به فرزندتان بدهید.

خود باوری و عزت نفس

بچه‌ها باید یاد بگیرند که اول از همه به خود احترام بگذارند و سپس در مسیر یاد گرفتن مهارت‌ها و صلاحیت‌ها قدم بردارند. کسی که بلد است به خودش احترام بگذارد می‌تواند با اعتماد بنفسی که دارد به دیگران نیز احترام بگذارد. نتیجه‌ی خود باوری و عزت نفس این است که فرد، تصمیم‌های درستی می‌گیرد، تفاوت‌ها را می‌پذیرد، به دیگران توهین نمی‌کند، روی هیجانات مثبت خود بیشتر تمرکز می‌کند و می‌داند که باید حرکتش همیشه رو به رشد باشد.

بچه‌هایی که یاد گرفته‌اند به خودشان احترام بگذارند با دیگران نیز همین رفتار را دارند و به همه به یک اندازه احترام می‌گذارند، در نتیجه دچار حسادت و کینه ورزی نخواهند شد.

شما پدر و مادر عزیز! در عین اینکه به فرزندتان یاد می‌دهید عادات خوب ایجاد کند و تابع‌شان باشد باید به او یاد بدهید «بچه» باشد و «بچه‌گی» هم بکند. همیشه او را وادار نکنید فقط کار‌های درست انجام بدهد. اگر عصبانی است یا با کسی حین بازی دعوایش شده بگذارید احساسش را در رفتارش نشان بدهد، اشتباه کند و نتیجه را ببیند. رویکرد شما باید این باشد که با او حرف بزنید و شرایطی فراهم کنید تا هر دو جنبه‌ی یک موقعیت را ببیند و خودش ارزیابی کند.

منبع: developgoodhabits

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟


برترین‌ها: با تمام شدن تابستان و شروع مدارس، ترس و استرس بسیاری از کودکان برای رفتن به مدرسه نیز آغاز شده است. اما با چند راهکار می‌توانید استرس و اضطراب فرزند خود را تا حد زیادی کاهش دهید. اینکه آیا اولین بار است که فرزند شما به مدرسه می‌رود یا چند سال از تحصیل او می‌گذرد، فرقی ندارد. با روش‌های ما، می‌توانید هر کودکی را به مدرسه علاقه‌مند کنید.

در پیدا کردن دوست به او کمک کنید

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟

بچه‌ها با دیدن دوستان خود، بیشتر از محیط لذت خواهند برد. آن‌ها معمولا برای دیدن دوستان شان لحظه شماری می‌کنند و به این طریق، با آغوش باز به سوی مدرسسه خواهند رفت. اگر فرزند شما در مدرسه دوستی ندارد، با هماهنگی والدین تعدادی از همکلاسی‌های او، آن‌ها را برای بازی به منزل خود دعوت کرده یا به یک پارک یا شهربازی ببرید.

بگذارید در فعالیت‌های مختلف شرکت کند

ببینید در مدرسه فرزند شما چه فعالیت‌هایی وجود دارد؛ برای مثال آیا تیم ورزشی خاصی دارند یا فعالیت‌های خاصی مثل اجرای سرود‌های گروهی انجام می‌دهند؟ اگر چنین فعالیت‌های شاد و مفرح و هیجانی در مدرسه کودک شما وجود دارد، او را به پیوستن در این گروه‌ها تشویق کنید. فقط توجه داشته باشید که این فعالیت‌ها را با توجه به علایق او انتخاب کنید تا باعث ایجاد انگیزه‌ای برایش شود.

وقت شناس باشید

اگر کودک خود را دیرتر از زمان مشخص به مدرسه بروید ممکن است احساس ناخوشایندی به او دست دهد. چراکه احتمالا اینگونه نخواهد توانست به کودکانی که قبل از شروع کلاس در حال بازی کردن هستند، بپیوندد و در نهایت، احساس تنهایی خواهد کرد. به خصوص برای کودکانی که خجالتی و مضطرب هستند، سعی کنید همیشه و خصوصا در روز‌های اولی سال تحصیلی، زودتر و به موقع به مدرسه برسند. اگر صبح‌ها نمی‌توانید به موقع از خواب بیدار شوید، یا چاره‌ای برای خواب خود بیاندیشید و یا او را با سرویس به مدرسه بفرستید.

خودتان را شریک کنید

به صورت داوطلبانه در جلسات مدرسه یا هر چیز دیگری که به شما مربوط می‌شود شرکت کنید. اگر می‌توانید به انجمن اولیا پیوسته و به این طریق، بیشتر در مدرسه رفت و آمد کنید تا اعتماد به نفس فرزند شما تا حدودی افزایش پیدا کند. همچنین در انجام تکالیف کارگاهی فرزندتان، مثل درست کردن کاردستی و روزنامه دیواری با او مشارکت کنید و به او روحیه دهید.

در مورد مدرسه از او سوال کنید

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟

با سوال کردن در مورد مدرسه فرزندتان و نشان دادن شوق و اشتیاق خود برای شنیدن حرف‌های او، می‌توانید فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنید. ممکن است اگر از فرزند خود سال کنید “امروز مدرسه چطور بود؟ ” پاسخ دهد “خوب بود”. در این صورت باید سعی کنید از او سوال‌های ریزتری بپرسید. مثلا بگویید “امروز زنگ تفریح چه کار کردی؟ ” یا “امروز اتفاق خنده داری افتاد؟ ” به این طریق، صحبت را با او آغاز خواهید کرد.

به فرزند خود گوش دهید

اگر فرزند شما از اتفاق یا مشکلی در مدرسه ناراحت است، به او گوش دهید. حتی اگر فکر می‌کنید مشکل او بسیار کوچک یا بچه گانه است باز هم به او گوش دهید و به تجربیات اولیه او از مدرسه احترام بگذارید. اگر احساس کردید ناراحتی و مشکلی در مدرسه دارد، حتما با او صحبت کنید و به آن‌ها بگویید که همیشه از او پشتیبانی می‌کنید. مثلا به او بگویید “من به تازگی حس می‌کنم در مدرسه مشکلی داری. چه شده؟ “

یک نگرش مثبت در مورد مدرسه برای او ایجاد کنید

اگر در مورد مسائل مربوط به مدرسه مثل ریاضی، نوشتن انشاء یا هر چیز دیگری از خودتان عکس العمل منفی نشان دهید، کودک شما هم از شما تقلید خواهد کرد. در عوض سعی کنید حتی به صورت غیر مستقیم از مزایای مدرسه و سواد آموزی صحبت کنید و نگرش مثبتی در او ایجاد کنید. از خاطرات خوب و مثبت دوران مدرسه خود تعریف کنید و رفتن به مدرسه را برای او یک امتیاز نشان دهید. اگر هنوز سواد ندارد، برای او کتاب‌های جذاب بخوانید و به او وعده دهید که با رفتن به مدرسه او نیز خواهد توانست از این کتاب‌ها بخواند.

با کودکان زورگو برخورد کنید

اگر فرزند شما توسط دانش آموز زورگو یا قلدری در مدرسه اذیت و آزار می‌شود، حتما به این مسئله رسیدگی کنید. این موضوع می‌تواند تاثیرات منفی در روح و روان فرزند شما بگذارد. در این باره با معلم، معاون یا حتی والدین آن کودک صحبت کنید و به هیچ عنوان اجازه ندهید به فرزند شما زور بگویند و اعتماد به نفس او را زیر سوال ببرند. از طرف دیگر سعی کنید با فرزند خود همدلی کنید و به آن‌ها قول دهید که پشتیبان او خواهید بود.

مشکلات یادگیری او را برطرف کنید

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟

اگر فرزند شما درک سختی در فهم مفاهیم دارد یا مشکل تمرکزی خاصی دارد، ممکن است لازم باشد تا این مشکلات را برطرف کنید. با معلم فرزند خود، در مورد مشکلاتی که حس می‌کنید دارد صحبت کنید و از آن‌ها بپرسید که آیا در مدرسه هم این مشکلات را دارد یا خیر. اگر این موضوع ادامه پیدا کرد، از یک مشاور کمک بگیرید. عدم درک کامل مفاهیم درسی باعث می‌شود تا او هرچه بیشتر از درس و مدرسه بیزار شود.

فضای مناسبی برای درس خواندن فراهم کنید

هنگامی که فرزند شما در حال انجام تکالیف مدرسه است، برای او محیطی آرام با انرژی مثبت فراهم کنید. سعی کنید تلویزیون را خاموش کنید تا هیچ چیز نتواند حواس او را از موضوع اصلی دور کند. برای مثال، اگر فرزند شما در هنگام انجام تکالیف مدرسه صدای تلویزیون را بشنود که دارد برنامه مورد علاقه او را پخش می‌کند، بدون هیچ تمرکزی تکالیفش را انجام خواهد داد و فقط به دنبال تمام شدن آن خواهد بود. با ادامه این سیکل، فرزند شما از مدرسه وکار‌های مربوط به آن زده خواهد شد.

سخن آخر

سعی کنید محیط مدرسه را برای فرزند خود آرام کنید و به او نگرشی دهید که به مدرسه به شکل تفریح نگاه کند. در پیدا کردن دوست او را یاری کنید و از خاطرات شیرین دوران مدرسه خود برایش تعریف کنید. در نهایت سعی کنید فشار زیادی روی او وارد نکرده و با او دوست و همقدم و همدل باشید. سعی کنید همیشه حس کند که پشتیبان خوبی مثل شما دارد.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است، چه کنیم؟


برترین‌ها: همه‌ی ما خندیدین را دوست داریم و زندگی نیز با خنده و شوخی جذاب‌تر و راحت‌تر می‌شود. اما آدم‌ها تعریف و برداشت‌های بسیار جورواجور و متفاوتی از شوخی دارند، شاید چیزی که در نظر شما صرفا شوخی است در نظر یک نفر دیگر توهین محسوب شود و برعکس.

یا شاید چیزی که در نظر یک نفر دیگر کاملا یخ و بی مزه است در نظر شما کاملا خنده دار و جالب به نظر برسد. به هر حال هر کسی برداشت خود را را شوخی و مزاح دارد. برای شما مرز بین «شوخی» و «توهین» کجاست؟

البته این انتخاب و تصمیم برای هر کسی فرق می‌کند، اما اگر طبق معیار‌های خودتان کسی را می‌شناسید که شوخی‌هایش برای‌تان آزاردهنده است در این مطلب نکاتی برای‌تان داریم که چگونه با چنین فردی برخورد کنید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است چه کنیم؟

قدم اول: اول خودتان را بررسی کنید، احساس خودتان چگونه است؟

هیجانات ما کلید انگیزه‌ها و جزئی از پروسه‌ی تصمیم گیری‌های ما هستند. هر چند احساسات ما نباید مهمترین هدف زندگی ما باشند، اما در جریان زندگی روزمره، اطلاعات درستی به ما می‌دهند. اگر با کسی مواجه شدید که شوخی‌هایش ناراحت‌تان می‌کند، خیلی مهم است که اول وضعیت هیجانی و احساسی خودتان را بررسی کنید و بعد تصمیم بگیرید چه برخوردی داشته باشید.

اول مشخص کنید چرا چنین شوخی شما را می‌رنجاند. از خودتان بپرسید: «در این شوخی چه چیزی هست که من را تا این اندازه آشفته می‌کند؟» این کار به شما کمک می‌کند خودتان را به خوبی و کاملا بروز دهید. خوب بررسی کنید که آیا وقتی با این فرد و شوخی‌هایش مواجه می‌شوید واقعا لازم است با او مقابله کنید یا اینکه می‌توانید شوخی‌اش را نادیده بگیرید و از آن بگذرید.

گاهی شوخی و مزاحی که می‌شنوید خیلی هم بد نیست و ممکن است شما به دلیل خاصی بیش از اندازه حساسیت نشان می‌دهید. اگر یک شوخی را درک نکنید یا تصور دیگری در ذهن خود داشته باشید ممکن است به شیوه‌ای نادرست واکنش نشان بدهید. پس کمی مکث کنید و ببینید آیا این شوخی را باید به خودتان بگیرید یا اینکه واقعا موردی برای دلخور شدن ندارد؟ اگر بعد از این بررسی‌ها دیدید واقعا دلخور و عصبانی هستید پس شاید با یک مطرح کردن ساده مشکل‌تان رفع شود و نیازی به واکنش‌های جدی‌تر نباشد.

مقابله کردن با کسی نیاز به شهامت و قدرت هیجانی دارد، حتی اگر به شوخی‌های او مربوط باشد. اگر احساس‌تان این است که شوخی‌های این فرد، بخشی از هویت شخصی یا انتخاب‌های فردی در زندگی‌تان را هدف می‌گیرد، پس حتما واقعا عصبی و آزرده‌تان می‌کند. اگر احساس می‌کنید قادر به کنترل احساسات‌تان نیستید (مثلا ممکن است واکنش فیزیکی نشان دهید)، بهتر است اول به خودتان کمی زمان بدهید و از موقعیت فاصله بگیرید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است چه کنیم؟

قدم دوم: رابطه‌تان را در نظر بگیرید

وقتی به مواجهه با کسی که شوخی‌هایش آزارتان می‌دهد فکر می‌کنید اولین و مهمترین چیزی که باید در نظر بگیرید، رابطه‌تان با آن فرد است. اینکه چه نسبتی با هم دارید و سابقه‌ی روابط تان چگونه است اهمیت زیادی در این مورد دارد.

دوستان نزدیک و صمیمی

اگر دوست دارید به هر قیمتی رابطه‌تان را با کسی که شوخی‌هایش ناراحت‌تان می‌کند حفظ کنید، پس باید ببینید چگونه می‌توانید با او گفتگو کنید. اگر این فرد کسی است که با او نزدیک هستید پس احتمالا دوست ندارید باعث احساس شرمندگی او شوید، زیرا خودتان هم دوست دارید رابطه‌تان حفظ شود و مایلید کمکش کنید تا بفهمد شوخی‌هایش توهین آمیز است.

مخصوصا اینکه شما دوست صمیمی یا فردی را که به او نزدیک هستید مرتبا و مکررا می‌بینید و احتمال اینکه شوخی‌های آزاردهنده‌ی او ادامه دار باشد زیاد است، پس حتما باید پیش از اینکه رفتار او مسئله ساز شود متوقفش کنید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است، چه کنیم؟

افراد غریبه و کمتر آشنا

برخورد با فردی که کاملا با او غریبه‌اید یا آشنایی بسیار کمی با او دارید، موقعیتی کاملا متفاوت است، زیرا شما هیچ اطلاعی از اینکه چه واکنشی ممکن است نشان بدهد ندارید. در چنین مواردی بسیار مهم است که قبل از هر گونه مواجهه‌ای اول شرایط و موقعیت خود را از نظر بی‌خطر و ایمن بودن بررسی کنید.

قدم سوم: امنیت‌تان را در نظر بگیرید

به هر حال با هر کسی که قرار است مواجهه‌ای داشته باشید باید جنبه‌های ایمنی را نیز در نظر بگیرید. چون شما نمی‌دانید با اعتراض شما، طرف مقابل چه واکنشی ممکن است نشان بدهد. خوشبختانه در بیشتر موارد، اگر شما نسبت به ظرفیت هیجانی خود آگاه باشید مشکلی به وجود نخواهد آمد، اما گاهی ممکن است رودررویی با کسی، عواقبی داشته باشد.

پس از قبل پیش خودتان فکر کنید که اگر با اعتراض شما، طرف مقابل پرخاش کرد یا واکنش بد و تندی نشان داد چه خواهید کرد؟ آیا آماده‌اید عواقب آن را بپذیرید؟ البته شما همیشه هم نمی‌توانید برنامه‌ای کاملا از پیش تعیین شده در نظر بگیرید، چون واکنش‌های ناگهانی نیز طبیعی‌اند و همه چیز قابل پیش بینی نیست، اما به هر حال شما باید اول از جانب خودتان به درصدی از اطمینان برسید و وضعیت هیجانی و روانی طرف مقابل را نیز تا جایی که ممکن است بررسی کنید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است چه کنیم؟

قدم چهارم: رک و راست باشید

خیلی از افرادی که اهل شوخی و مزاح هستند این را برای خود یک هنر می‌دانند. چون به هر حال تشخیص موقعیت درست و ساختن و به زبان آوردن چیزی که بتواند بقیه را بخنداند چندان کار ساده‌ای نیست! اما گاهی این شوخی تبدیل به توهین و طعنه می‌شود. در مواجهه با کسی که شوخی‌اش آزارتان می‌دهد منفعل نباشید و این شهامت را پیدا کنید که اعتراض‌تان را نشان دهید.

لازم نیست جنگ راه بیندازید یا اینکه کلا سکوت کنید. فقط کافیست رک و راست حرف‌تان را بزنید. مخصوصا اگر طرف مقابل دوست نزدیک‌تان باشد باید احساس شما را درک کند. در روابط دوستانه شما باید راحت‌تر بتوانید نظرتان را بگویید و نشان بدهید که از چیزی دلخور شده‌اید، بدون اینکه درد سری ایجاد شود یا ماجرای تلخی روی بدهد.

منابع: talkspace، elitedaily

با همسری که وسواس احتکار دارد چه کنیم؟


برترین‌ها: زندگی با همسری که دوستش دارید، اما وسواس احتکار دارد بینهایت سخت و ناراحت کننده است و بدون تردید بر میزان صمیمیت در رابطه اثر می‌گذارد. شاید ترجیح دهید با دوستان و اقوام‌تان رفت و آمد نکنید، چون وضعیت خانه‌تان را مناسب نمی‌دانید و زندگی در خانه‌ای که دوستش دارید برای‌تان دشوار شود، چون احتکار وسواسی همسرتان مانند فیلی عظیم الجثه در خانه خودنمایی می‌کند و فضا را آشفته کرده است.

مطمئنا دوست دارید به همسرتان کمک کنید، شاید راهکار‌هایی را نیز امتحان کرده باشید، اما انگار از هیچ راهی به نتیجه نمی‌رسید. در این مطلب می‌خواهیم کمک‌تان کنیم وسواس احتکار را بشناسید، علائم و علت‌های آن را بدانید و یاد بگیرید با چنین همسری چه باید بکنید و چه نباید بکنید.

اختلال احتکار چیست؟

اختلال احتکار، مشکلی مداوم در دور انداختن یا فاصله گرفتن از وسایل و لوازم است، زیرا فرد احساس نیاز شدید به نگه داشتن آن‌ها می‌کند. کسی که اختلال احتکار دارد با فکر کردن به اینکه این وسایل را دور بیندازد دچار اندوه و پریشانی شدید می‌شود. زیاد جمع کردن و نگه داشتن وسایل و لوازم برای افراد دچار اختلال احتکار در حالتی روی می‌دهد که این وسایل هیچ ارزش واقعی ندارند و نیازی به نگه داشتن آن‌ها نیست. این اختلال روانی جدی می‌تواند منجر به خطرناک شدن شرایط زندگی، سوء تغذیه و بهداشت نادرست فردی شود. علت اختلال احتکار هر چند شناخته شده نیست، اما کارشناسان عقیده دارند خیلی مهم است که با مشاهده‌ی علائم، هر چه زودتر جهت درمان اقدام شود.

علائم اختلال احتکار وسواسی

با همسری که وسواس احتکار دارد چه کنیم؟

علائم اختلال احتکار در طیف خفیف تا شدید قرار می‌گیرند. به طور کلی، افراد دچار اختلال احتکار، حجم زیادی از وسایل بی‌ارزش را نگهداری می‌کنند. این افراد دلبستگی شدیدی به اشیاء بی‌جان دارند و هنگام تصمیم گیری دچار اضطراب زیادی می‌شوند. گاهی برخی از این علائم می‌توانند توسط سایر اختلالات مانند بی‌انرژی بودن برای تمیز و جمع و جور کردن که ناشی از افسردگی است توجیه شوند و یا علائم وسواس اجباری (OCD) را به همراه داشته باشند. اما به طور کل افراد دچار اختلال احتکار، ترکیبی از علائم زیر را نشان می‌دهند:

  • به دست آوردن و اندوختن اشیاء بدون توجه به اینکه ارزشی دارند یا نه.
  • ابتلا به استرس شدید در صورت تصور اینکه بخواهند این اشیاء را دور بریزند.
  • اندوختن وسایل و اشیاء تا جایی که اتاق مورد نظر دیگر قابل استفاده نیست. مثلا کوهی از روزنامه‌ها روی میز و صندلی و …، تلنباری از لباس‌ها روی تختخواب و زمین و …، و توده‌های درهم و آشفته‌ای که تردد در اتاق یا در راهروی منتهی به اتاق را دشوار می‌کند.
  • بی‌نظمی و شلوغی و گم کردن وسایل مهم و ضروری در میان این توده‌ها.
  • اختلاف و درگیری با افرادی که قصد دارند این وسایل اضافی را از خانه دور کنند.
  • با افزایش علائم اختلال احتکار، فرد ممکن است دچار احساس انزوا و مشکلاتی در سلامتی شود.

از کجا بفهمم همسرم اختلال احتکار وسواسی دارد؟

اگر همسر شما ترکیبی از علائم گفته شده را دارد، حتما باید او را تشویق کنید که به دنبال دریافت یک کمک حرفه‌ای باشد. هر چه زودتر جهت درمان اقدام شود، روند درمان موفقیت آمیزتر خواهد بود. شاید شما شلوغی و انباشتگی در اتاق همسرتان را احتکار وسواسی بدانید، اما او خودش فکر می‌کند فقط اتاق کمی بهم ریخته است. اگر مشکل شما نیز همین است می‌توایند عکسی از این اتاق تهیه کنید و برای بررسی به یک روانشناس یا روانپزشک در این حوزه نشان بدهید.

احتکار در برابر جمع آوری کردن

با همسری که وسواس احتکار دارد چه کنیم؟

احتکار با جمع آوری کردن فرق دارد. هر دو فعالیت شامل نگهداری از چیز‌هایی می‌شوند که برای فرد ارزشی فراتر از ارزش واقعی‌شان دارند. افرادی که جمع آوری می‌کنند یا کلکسیون دارند، این وسایل را به دقت و به طور منظم می‌چینند و با دقت از آن‌ها مراقبت می‌کنند. این افراد معمولا نسبت به چیز‌هایی که جمع می‌کنند احساس افتخار می‌کنند و دوست دارند در موردشان حرف بزنند یا به دیگران نمایش دهند. اما افراد دچار اختلال احتکار اغلب در مورد وضعیت خانه یا اتاق خود احساس خجالت می‌کنند و معمولا دوست ندارند کسی را به خانه یا اتاق خود دعوت کنند.

هر چند احتکار و جمع آوری کردن (کلکسیون داری) با هم متفاوتند، اما جمع آوری کردن هم می‌تواند تبدیل به احتکار وسواسی شود. اگر کلکسیون داری از جای مورد نظر خود فراتر برود و در فضای محل زندگی دردسر ایجاد کند، تبدیل به احتکار وسواسی می‌شود. اگر متوجه شده‌اید چنین رفتار‌هایی در حال شکل گرفتن در همسرتان است باید هر چه زودتر برای درمان اقدام کنید.

علت‌های اختلال احتکار وسواسی

شاید این سوال برای‌تان مطرح شود که چرا افراد دچار اختلال احتکار اینهمه وسایل را دور خود جمع می‌کنند در حالی که کاملا مشخص است این اشیاء ارزش و کاربردی ندارند. در انجمن روانشناسی در مورد علت‌های ابتلا به اختلال احتکار وسواسی اطلاعات زیادی در دسترس نیست و علت‌ها ناشناخته‌اند. اما کارشناسان می‌گویند تمایل به احتکار معمولا از دوران کودکی یا نوجوانی شروع می‌شود، اما بیشتر افراد اغلب تا سنین ۵۰ سالگی یا بالاتر به دنبال کمک حرفه‌ای نمی‌روند. برخی از کارشناسان عقیده دارند گرایش به احتکار وسواسی با الگو‌های به ارث برده‌ی مغزی و اختلال اضطراب یا اختلال وسواس اجباری مرتبط اند. در برخی از افراد، اختلال احتکار وسواسی به دنبال یک حادثه‌ی جدی شروع می‌شود.

افرادی که اختلال احتکار دارند می‌گویند اشیاء را به دلایل گوناگونی نگه می‌دارند:

  • آن‌ها باور دارند هر وسیله‌ای که نگه می‌دارند بعدا ارزشی دارد یا به کار خاصی می‌آید.
  • آن‌ها احساس می‌کنند هر یک از این وسایل دارای ارزش احساسی خاصی است، منحصربفرد و یا غیرقابل جایگزینی است.
  • آن‌ها احساس می‌کنند وسیله‌ای آنقدر خوب و به درد بخور است که حیف است دور انداخته شود.
  • آن‌ها تصور می‌کنند اشیاءی که نگهداری می‌کنند کمک‌شان می‌کنند شخصی خاص یا خاطره‌ای مهم که ممکن است فراموش کنند به خاطرشان بماند.

چگونه می‌توانید به کسی که اختلال احتکار وسواسی دارد کمک کنید

نباید‌ها

با همسری که وسواس احتکار دارد چه کنیم؟

  • افراد دچار اختلال احتکار با فکر اینکه اشیاء جمع آوری شده را دور بیندازند دچار آشفتگی و رنج می‌شوند. شاید وسوسه شوید یک روز همه‌ی این بهم ریختگی‌ها و اشیاء بی‌مصرف را دور بریزید و خودتان و همسرتان را راحت کنید. اما درست مانند خیلی از اختلالات روانی، وادار کردن کسی برای تغییر، اغلب بی‌اثر بوده و حتی می‌تواند مشکل را شدیدتر کند.
  • وسایل را بدون رضایت فرد دچار اختلال احتکار وسواسی دور نریزید. شاید به نظر برسد اگر بدون رضایت او این کار را انجام دهید و کمی عتاب و سرزنش شوید ارزش این را دارد که خانه‌تان را تمیز و مرتب و به دور از این آشفتگی‌ها ببینید و همسرتان نیز مجبور می‌شود کم کم با این مسئله کنار بیاید، اما دور ریختن وسایل نمی‌تواند اندوه و رنج شدید ناشی از از دست دادن وسایل را رفع کند. برای همین دور ریختن وسایل جمع آوری شده بدون اجازه و رضایت همسرتان در بلند مدت شیوه‌ی موفقی نیست و فرد محتکر به احتمال بسیار زیاد خیلی زود به رفتار‌های قبلی اش برخواهد گشت. ضمنا همسرتان از شما آزرده و دلخور و عصبانی می‌شود و این می‌تواند احتمال تمایل او برای اقدام به درمان را کمتر کند.
  • انتظار نداشته باشید فرایند درمان یا جمع و جور شدن خانه‌تان یک شبه اتفاق بیفتد. برای یک فرد دچار اختلال احتکار زمان زیادی لازم است تا به مرحله‌ای برسد که هم افکار و رفتار‌های نادرست و هم پیرامونش را تغییر بدهد.
  • رفتار‌های وسواسی همسرتان را تقویت نکنید. هر چند دور ریختن وسایلی که همسر شما جمع آوری کرده فایده‌ای ندارد، اما افزودن به وسایل او و تقویت رفتار‌های احتکارآمیزش نیز اصلا درست نیست. مثلا اگر همسرتان عادت دارد جعبه‌ی وسایل را نگه دارد هدیه‌ای به او ندهید که در جعبه باشد.
  • سعی نکنید بهم ریختگی‌های همسرتان را جمع و جور و مرتب کنید. این کار شما فقط باعث می‌شود همسرتان نتواند به عمق و شدت مشکلی که دارد پی ببرد و با عواقب این عادت خود آن طوری که باید روبرو شود.
  • انتظار نداشته باشید روند درمان، کامل و یکنواخت پیش برود. احتکار نیز درست مانند رژیم گرفتن، ولخرجی، قمار و شراب خواری، عادتی است که درمان برای ترک آن می‌تواند گاهی پیش رونده و گاهی پس رونده باشد. صبور باشید و دست از تلاش برندارید. هیچ انسانی کامل نیست و توانایی‌های افراد نیز یکسان نیست. شما دست از ابراز علاقه و حمایت خود از همسرتان برندارید و در کنارش باشید.

باید‌ها

با همسری که وسواس احتکار دارد چه کنیم؟

  • حالا که می‌دانید در برخورد با همسرتان که اختلال احتکار وسواسی دارد چه نباید بکنید، شاید این سوال برای‌تان مطرح شود که آیا برای کمک به همسرتان کاری می‌توانید انجام دهید. هر چند اختلالی که منجر به احتکار وسواسی همسرتان شده ممکن است چیزی باشد که او مجبور است باقی عمرش را نیز با آن سپری کند، اما خوشبختانه شما می‌توانید قدم‌هایی بردارید که به همسرتان کمک کنید فضای خانه و زندگی‌تان را قابل تحمل‌تر کند.
  • همسرتان را تشویق کنید به دنبال کمک درمانگر باشد. شما نمی‌توانید کسی را وادار کنید برخلاف اراده‌اش رفتار کند (وسایلش ر دور بریزد)، اما می‌توانید کمکش کنید یک مشاور درمانگر خوب پیدا کند.
  • در مورد اختلال احتکار وسواسی مطالعه کرده و اطلاعات کسب کنید. شاید برخی از اطلاعات و مقاله‌هایی که در دسترس عموم قرار دارند، تصویر نادرستی از وسواس احتکار ارائه بدهند و درست راهنمایی‌تان نکنند. پس باید به دنبال منابع قابل اعتماد باشید.
  • اگر همسرتان از شما کمک خواست دریغ نکنید. همسر محتکر شما ممکن است حین یا بعد از درمان از شما کمک بخواهد تا بتواند وسایل تلنبار شده‌اش را دور بریزد. حتما به کمکش بشتابید و هر کاری از دست‌تان برمی‌آید انجام دهید.
  • به حرف‌های همسرتان گوش دهید و سعی کنید او را بابت رفتار وسواس گونه‌اش قضاوت نکنید، درست همانطور که کسی را بابت داشتن بیماری دیابت یا آسم سرزنش نمی‌کنید. احتکار یک اختلال روانی است و چیزی نیست که کسی انتخابش کرده باشد.
  • تغییرات مثبت را هر چند که کوچک و جزئی‌اند ببینید و به آن‌ها اهمیت بدهید. احتکار وسواسی یک دفعه‌ای به وجود نمی‌آید و یک شبه نیز حل نمی‌شود. اگر می‌بینید همسرتان تلاش می‌کند فضای کوچکی را تمیز و مرتب کند یا بالاخره تصمیم گرفته که سراغ یک درمانگر برود، تشویقش کنید و حامی‌اش باشید. عشق و پشتیبانی شما وسیله‌ای است برای کمک موثر به کسی که از اختلال احتکار رنج می‌برد.
  • جالب است بدانید از هر ۵۰ آمریکایی یک نفر دچار اختلال احتکار وسواسی است و تنها ۱۵ درصد از این افراد به دنبال درمان می‌روند. تاثیرات اختلال احتکار وسواسی شایع‌تر از آن است که فکرش را می‌کنید و هیچ راه حل صد در صدی و کاملی برای کمک به فرد دچار اختلال احتکار وجود ندارد، اما صبر و محبت و درک، کلید بهبودی است و تشویق همسرتان برای اقدام به درمان، قطعا موثرترین قدمی است که می‌توانید برای نجات زندگی مشترک‌تان بردارید.

منبع: betterhelp

چرا این‌قدر حواس‌پرت شده‌ایم؟ چه باید کنیم؟


روزنامه خراسان – تینا امیری: زیر گاز رو خاموش کردم؟ بازم که کلیدام رو جا گذاشتم! ببخشید که یادم رفت بهتون زنگ بزنم و…   چرا ما این‌قدر حواس‌پرت شدیم و چه کنیم؟

حواس‌پرتی مشکلی است که افراد بسیاری را درگیر خود می‌کند و می‌توان آن را یک شکایت رایج در زندگی‌های امروزی به حساب آورد. شاید علت این‌که این کلمه را از زبان افراد بسیاری می‌شنویم، این باشد که عوامل متعددی می‌تواند فرد را به این مشکل دچار کند. حواس‌پرتی می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد بنابراین الزاما نمی‌توان توصیه‌های یکسانی برای روبه رو شدن با این مشکل و حل و فصل آن ارائه کرد. در این مطلب، می‌خواهیم بیشتر درباره این موضوع با شما صحبت کنیم.

چرا این‌قدر حواس‌پرت شده‌ایم و چه باید کنیم؟

دردسر‌های ابتلا به اختلال کمبود توجه

حواس‌پرتی علامتی است که در کنار سایر عوامل دیگر می‌تواند یک مجموعه نشانگان را ایجاد کند و این مجموعه نشانگان، می‌تواند یک متخصص را به سوی درک علت اصلی روی دادن این مشکل هدایت کند. از جمله عواملی که می‌تواند حواس‌پرتی را با خود به همراه داشته باشد، ابتلا به اختلال کمبود توجه و بیش‌فعالی در دوران بزرگ سالی است. این اختلال در دوران کودکی تشخیص گذاری می‌شود. به عبارت دیگر فقط زمانی می‌توان یک فرد را در بزرگ سالی مبتلا به این اختلال تشخیص گذاری کرد که علایم آن در دوران کودکی وجود داشته باشد.

آلزایمر در کمین سالمندان

همان‌طور که می‌دانید یکی از این علایم حواس‌پرتی، جا گذاشتن و گم کردن مداوم وسایل و ناتوانی در تمرکز کردن است. در همین خصوص، عامل دیگر حواس‌پرتی می‌تواند دوران آغازین ابتلا به آلزایمر باشد. به عبارت دیگر این اختلال در روز‌های نخستین با تغییرات نه چندان محسوس شخصیت و حواس‌پرتی خود را نشان می‌دهد. روشن است که این نوع حواس‌پرتی گریبان‌گیر سالمندان می‌شود.

چرا این‌قدر حواس‌پرت شده‌ایم و چه باید کنیم؟

افسردگی هم باعث فراموشی می‌شود

برخی دیگر از اختلالات مانند اختلال افسردگی یا اختلالات استرس پس از سانحه نیز می‌تواند منجر به این مشکل شود. در صورتی‌که حواس‌پرتی ناشی از این اختلالات باشد، درمان آن مبتنی بر درمان اختلال اصلی است و تا زمانی‌که اختلال اولیه درمان نشود، ممکن است تنها بتوان بهبودی نسبی در آن حاصل کرد. در برخی موارد حتی دستیابی به بهبود نسبی نیز دور از ذهن است.

باز هم پای استرس در میان است

با این حال همیشه مشکل تا این حد جدی نیست. در برخی موارد حواس‌پرتی ناشی از سطحی از اضطراب است که به دلیل یک مشکل و تعارض درون روانی یا یک مسئله بیرونی ایجاد شده است. در واقع زمانی که سیستم روانی فرد، مجبور به جنگیدن و تقلای غیرمتداولی می‌شود، بخشی از کارکرد‌های متداول روان با اختلال روبه رو می‌شود. فرد ممکن است تا اندازه‌ای اشتغال فکری داشته باشد که امکان تمرکز موثر بر رویداد‌های دنیای بیرونی را از دست بدهد.

برای مثال می‌توان به حواس پرتی ناشی از فشار‌ها و تنش‌های یک زندگی نه چندان رضایت بخش اشاره کرد. در چنین حالتی فرد قادر نیست از تمام توانمندی ذهنی خود استفاده کند و طبیعتا یکی از توانمندی‌هایی که با مشکل روبه‌رو می‌شود، توانایی فرد در تمرکز است که افراد از آن تحت عنوان حواس‌پرتی یاد می‌کنند.

چرا این‌قدر حواس‌پرت شده‌ایم و چه باید کنیم؟

راهی برای فرار از شرایط ناخوشایند!

در برخی موارد نیز حواس‌پرتی، واکنش یا پاسخی است به اجتناب از شرایط ناخوشایند یا اضطراب‌زا. شما یک موقعیت را فراموش می‌کنید برای این‌که بتوانید از روبه‌رو شدن با موقعیتی که شما را در شرایط ناخوشایند یا اضطراب‌زا قرار می‌دهد، اجتناب کنید. در واقع فرد این نوع از حواس‌پرتی را به خودی خود انتخاب نمی‌کند. این انتخاب سیستم روانی فرد است که در بیشتر مواقع خارج از کنترل خودآگاه است. در چنین مواردی تنها می‌توان آگاه شدن از موضوعی را که فرد از آن اجتناب می‌کند، سرآغاز درمان فرد لحاظ کرد.

این مشکل هم می‌تواند اکتسابی باشد

حواس‌پرتی گاه دلیل ساده‌تری هم دارد. شما نمی‌توانید متمرکز باشید، چون هیچ‌وقت برای آن تلاش نکردید. استفاده موثر از توانمندی‌های ذهنی، می‌تواند تا اندازه‌ای نیز اکتسابی باشد یعنی می‌توانید آن را مانند هر مهارت دیگری بیاموزید و تقویت کنید. فرایند ذهنی می‌تواند تا اندازه‌ای باعث منضبط‌تر شدن‌تان شود. زمانی که فرد توانایی در لحظه ماندن را تمرین می‌کند و می‌تواند از پرسه زدن ذهن در گذشته و آینده ممانعت به عمل آورد، تا اندازه‌ای قادر است عوامل مزاحمی را که منجر به نداشتن تمرکز یا حواس‌پرتی او می‌شود، حذف کند. بدین منظور می‌توان از تمرینات ذهن آگاهی استفاده کرد.

هرچند لازم است همواره در نظر گرفته شود که تنها نمی‌توان با پرداختن به عوامل مزاحمی که در سطح ذهن وجود دارد، از پرسه زدن‌های غیرارادی ذهن خودداری کرد، اما کسب چنین مهارت‌هایی می‌تواند تا اندازه‌ای منجر به تقویت تمرکز ذهن شود.

نکته پایانی

در نهایت می‌توان حواس‌پرتی را ناشی از عوامل متعددی دانست که از شدت، کیفیت و طبیعتا راه‌های درمان و مقابله متفاوتی برخوردارند. اگر از این مشکل به صورت مزمن رنج می‌برید یا به صورت مقطعی به آن دچار هستید، اما مشکلات جدی برای شما ایجاد کرده، توصیه ما این است از یک متخصص درخواست کمک کنید.