غذاهای تبریز را در این رستوران ها امتحان کنید!


ایرانی ها در دنیا به ویژگی های مثبت زیادی معروف اند؛ هنر، تاریخ، میهمان نوازی و صنایع دستی تنها بخشی از این فهرست بلند بالا محسوب می شود و طبعا تمامی آن چیزی نیست که باعث می شود تا مردم جهان جذب گربه آسیا بشوند. بدون اغراق، غذاهای ایرانی اما یکی از مواردی است که کمتر گردشگری آن را به فراموشی می سپارد. با وجود این که هر شهر و منطقه ای، خوراکی های خاص و منحصر به آن ناحیه را دارد، اما به جرات می توان ادعا کرد که منطقه آذربایجان یکی از قطب های مهم در این زمینه محسوب می شود. با این حال، در میان این آشپزهای خوش سلیقه و خوراکی های بی نظیر، غذاهای تبریز رنگ و بوی دیگری دارند. برای سفر هوایی به تبریز، می توانید بلیط خود را از وب سایت ما تهیه کنید. مجله الی گشت در این مقاله به بهترین رستوران هایی می پردازد که غذای این شهر را به بهترین روش روی میز می آورند. پس با ما همراه باشید.

گذری کوتاه از تاریخچه شهر تبریز

مطالب مرتبط:
از نوقا تبریز و تاریخچه آن چه می دانید؟
ثبت ملی کوفته تبریزی و هر آن چه راجع به آن، باید بدانید!
روستای لیقوان در تبریز، تولیدکننده مشهورترین پنیر ایران

شهر تبریز یکی از شهرهای مهم و تاثیرگذار در کشور به حساب می آید. شهری با قدمت بیش از سه هزار و پانصد سال که در برخی ادوار تاریخی مهم مانند دوره حکومت ایلخانان، صفویه و قاجار لقب پایتختی کشور را بر خود داشته است. علاوه بر این ها، مردم تبریز به تمیزی شهره اند و شاید به همین خاطر باشد که شهرشان یکی از تمیزترین شهرهای ایران به شمار می آید. تبریز بعد از تهران و مشهد، سومین کلان شهر بزرگ ایران محسوب می شود و حدود یک میلیون و پانصد و شصت هزار نفر جمعیت دارد. همچنین به دلیل آب و هوای بسیار مساعد این شهر در بهار، تابستان و اوایل پاییز، برای سفر در این زمان ها یک گزینه ایده آل است و مسافران بسیاری را از شهرهای دیگر به سوی خود می کشد. طبیعت فوق العاده، تاریخ غنی، بناهای تاریخی و هنر سرشار این شهر در کنار آب و هوای بی نظیر و غذاهای تبریز آن را به بهشتی برای گردشگران تبدیل کرده است. در ضمن، اگر می خواهید با بهترین غذاهای ایرانی از دید گردشگران خارجی آشنا شوید، می توانید به مقاله ما در این زمینه مراجعه کنید.

چلوکباب حاج علی، رستورانی برای دوستداران غذاهای تبریز!

کافی است تا یک صبح تا ظهر را در جایی مثل بازار تبریز مشغول گردش شوید تا ناگهان به خودتان بیایید که از گرسنگی در حال ضعف هستید. این بازار زیبا که قدمت آن را به قرن ۱۵ میلادی نسبت می دهند، از تالارهای آجری و گنبدهای بلند ساخته شده، به رستورانی می رسد که درخور این بازار قدیمی باشد؛ رستوران چلوکباب حاج علی.

جالب است بدانید که شهر تبریز به کباب های فوق العاده اش معروف است و اگر قصد دارید تا در این شهر به رستوران بروید، بهتری است حتما کباب های این منطقه را هم امتحان کنید.

رستوران حاج علی علاوه بر غذایش به دلیل دکوراسیون تاریخی و تزیینات ساده اش در شهر معروف است و یکی از بهترین مکان ها برای صرف غذاهای تبریز به شمار می رود.

آدرس: بازار تبریز

رستوران بالیق، برای آن ها که غذاهای دریایی را می پسندند

سبک و سیاق دریایی این رستوران، حقیقتا مناسب آن هایی است که دوست دارند تا غذاهای دریایی را در سفر امتحان کنند. این رستوران جایی است که ماهی در آن غذای اصلی روز است؛ آن هم هر روز!

در رستوران بالیق آکواریوم هایی را می بینید که با نورپردازی های مختلف و زیبا در دکوراسیون چوبی رستوران به خوبی گنجانده شده اند. طراحی داخلی این رستوران از هرچه که در ایران می بینید، متفاوت است؛ درنتیجه، این می تواند یک فرصت مناسب باشد تا یک تجربه متفاوت را برای خود ثبت کنید. در رستوران بالیق انواع مختلفی از ماهی ها سرو می شوند که در سبک های مختلفی طبخ شده اند. سرآشپز این رستوران معمولا از انواع سبزیجات معطر فوق العاده ای برای طعم دار کردن ماهی ها استفاده می کند.

آدرس: ائل گلی، بلوار فکوری

رستوران گردان هتل ائل گلی، یک تجربه خاص

ائل گلی، یکی از رستوران های برتر شهر محسوب می شود که غذاهای تبریز را با کیفیتی عالی عرضه می کند. این رستوران در مجموعه اقامتی ائل گلی واقع شده است و در بالاتری طبقه این هتل قرار دارد. منوی این رستوران ترکیبی مناسب از غذاهای ایرانی و بین المللی است تا دستتان برای سفارش وعده غذایی کاملا باز باشد! با این وجود، قطعا یکی از مزایای مهم این رستوران در کنار غذاهایش، منظره خاص و منحصر به فرد آن است که باعث شده تا میهمانان در آن بتوانند به تمامی شهر زیبای تبریز دید داشته باشند.

آدرس: ائل گلی، تبریز

تالار بزرگ ائل گلی، رستورانی برای مشکل پسندان!

در مرکز دریاچه در پارک زیبا و مسحور کننده ائل گلی رستوران این مجموعه قرار گرفته است و اگر از دور به آن نگاه کنید، این در ذهن شما تداعی می شود که گویی رستوران بر روی آب قرار گرفته است. محیط خانوادگی این مجموعه برای خانواده ها و گردشگران مناسب به نظر می رسد و معماری سنتی تبریز در آن با وجود این که بنا در حقیقت یک ساختمان نوساز است، یک مکان دنج، زیبا و آرام را به وجود می آورد. همچنین، این رستوران بهترین انواع از غذاهای تبریز را به میهمانان عرضه می کند.

آدرس: پارک ائل گلی، تبریز

 

کافه لبنیاتی رهنما، جایی برای صرف یک صبحانه بی نظیر!

کافه لبنیاتی رهنما، با نام عجیبش یک جای مناسب برای صرف صبحانه در تبریز به شمار می رود. کمی که از بازار تبریز دور شوید، می بینیدش که بدون ادعا اما با ابهت تمام ایستاده و صبحانه هایش با آن محصولات لبنی تازه، در سراسر آذربایجان معروف است. شاید ۱۵ دقیقه بیشتر آنجا نمانید اما قطعا به اندازه کافی پر می شوید که کمی سنگین راه بروید! از معروف ترین محصولات این کافه، ماست و عسل، سرشیر و موم عسل است.

آدرس: بازار تبریز

در ریحان، یک کباب فوق العاده را مزه کنید!

ریحان، در فضای روشن و شلوغش یکی از بهترین کباب ها را در تمامی تبریز سرو می کند. چه کباب کوبیده بخواهید، چه برگ، جوجه یا هرچیز دیگر، این جا جایی است که می توانید بهترین نوعش را پیدا کنید. می توانید کباب دلخواهتان را برنج سفارش بدهید یا با نان سنگکی که در همین رستوران پخته می شود میل کنید.

آدرس: ولیعصر، بلوار ۲۹ بهمن

 

رستوران شهریار، برای آن ها که به اصالت اهمیت می دهند

این رستوران پیش از این یک حمام سنتی قدیمی بوده و به همین دلیل بنای آن از اهمیت زیادی برخوردار است. تجربه صرف غذا در این مکان که دالانی رو به پایین در آن شما را به زیر زمین می برد، یک تجربه عالی و متفاوت محسوب می شود. علاوه بر انواع غذاهای تبریز می توانید در این محل یک کافه هم مشاهده کنید که در آنجا هم می توان انواع نوشیدنی ها و غذاها را سفارش داد. همچنین در این رستوران تخت های سنتی که با فرش های ایرانی پوشیده شده هم برای نشستن بسیار راحت و مناسب است. 

آدرس: میدان ساعت، تبریز

 

برای سفر به تبریز، این شهر زیبا و بی نظیر می توانید تور تبریز خود را از الی گشت تهیه نمایید.

هزاردستان، رستورانی صمیمی که غذاهای تبریز ارائه می کند

در محلی با فضای صمیمی و رضایت بخش، در نور کم و ایده آل می توانید بنشینید و بر دیواره های این رستوران تاریخ مشروطه را در بریده روزنامه و عکس های قدیمی مشاهده کنید. برای وعده ای رمانتیک، هزاردستان یک انتخاب مناسب به نظر می رسد و غذاهای تبریز شامل کوفته و دیزی، وعده های اصلی را در آن تشکیل می دهند.

آدرس: بلوار آزادی، تبریز

 

توسکا، فست فودی مفصل برای جوانان!

اگر قصد دارید به جز غذاهای تبریز که همگی سنتی، اصیل و فوق العاده هستند وعده دیگری را امتحان کنید، شاید بهتر باشد تا سری به توسکا بزنید. فست فودی با غذاهایی رایج مثل پیتزا، همبرگر و مرغ سوخاری که در فضایی تمیز و مدرن ارائه می شوند و می توانید از کیفیت آن ها مطمئن باشید. بنابراین، اگر معده حساسی دارید و هر فست فودی به شما نمی سازد، شاید بهتر باشد توسکا را امتحان کنید. هرچند که ممکن به این راحتی ها جای خالی برای نشستن پیدا نکنید.

آدرس: خیابان الهی پرست، تبریز

رستوران مدرن تبریز، با دسترسی مناسب و محیطی آرام

 وعده های غذاهای تبریزی در این رستوران به خوبی هر رستوران مطرح دیگری است اما اگر به این رستوران سر می زنید، به خاطر داشته باشید که حتما کوفته تبریزی و قزل آلای سرخ شده را امتحان کنید!

آدرس: خیابان امام خمینی، تبریز

 

در این مقاله، شما را با بهترین رستوران هایی آشنا کردیم که غذاهای تبریزی را در این شهر سرو می کنند. از آن جا که دستپخت تبریزی ها در همه جا معروف است، سفر شما به این شهر می تواند برای ذائقه تان یک تجربه فراموش نشدنی باشد. پس در کنار بازدید از بناهای تاریخی و مشاهده هنر و طبیعت این شهر زیبا، چشیدن غذاهای شهر تبریز را هم در برنامه خود بگنجانید. همچنین برای رزرو هتل می توانید به وب سایت ما مراجعه کنید. آیا تا به حال از غذاهای مردم تبریز چشیده اید؟ فرهنگ غذایی آن ها را چگونه می بینید؟ برای ما بنویسید. 

رابطه‌ی پدرودختری؛ کاری کنید که بداند دوستش دارید


روزنامه خراسان – فاطمه قاسمی: علاقه پدران به دختران‌شان از نوعی دیگر است. برق نگاه پر از عشق آن‌ها را می‌توان از همان روز‌های اول تولد دختران‌شان دید. رابطه دختر‌ها با پدران‌شان رابطه‌ای خاص است و بار‌ها شنیده‌ایم که دختر‌ها «بابایی» هستند. این نشان‌دهنده اهمیت رابطه پدر- دختری است. رفتار پدر با دخترش تاثیر مهمی بر انتخاب‌های او در آینده خواهد داشت.

پدر باید همواره نقش یک الگو و معلم دانا را در طول زندگی برای دخترش ایفا کند، اما چگونه می‌توان این رابطه شیرین را محکم‌تر کرد؟ اگر شما پدری دختردار هستید، برای داشتن رابطه‌ای موفق با او، راهکار‌هایی را که در ادامه مطرح می‌شود، بخوانید.

کاری کنید که بداند دوستش دارید!

نگذارید به عشق شما شک کند

در هر فرصتی به چشمانش نگاه کنید و به او بگویید که دوستش دارید. او به عشق شما بیش از پول و هدیه‌های وقت و بی‌وقت‌تان نیاز دارد. در امنیت و اعتماد، هیچ فردی در دنیا نمی‌تواند جای پدرش را بگیرد. او در هر لحظه و هر سنی ممکن است شما را ناامید کند و مرتکب اشتباه شود، اما هیچ‌گاه نگذارید به عشق شما شک کند.

حافظه هیجانی‌اش را پر کنید

دختر شما باید دوران کودکی‌اش را به عنوان مهم‌ترین دوره زندگی‌اش تا جایی که ممکن است، واضح و روشن به یاد داشته باشد. شما وظیفه دارید رویداد‌هایی با خاطره‌های خوش برایش تدارک ببینید، مثل یک سفر خانوادگی، جشن‌های مناسبتی ساده و به یاد ماندنی و حتی یک صبحانه درست و حسابی دو نفره.

با دوربین‌تان هر لحظه خوشحالی او را ثبت کنید. حافظه هیجانی دخترتان را از لحظاتی که با پدرش سپری کرده است، پر‌کنید و همیشه در بزرگ‌ترین رویداد‌های زندگی‌اش در کنارش باشید. این نکته مهم است که او شما را به عنوان پدری همراه به ذهن بسپارد.

علاقه‌تان به مادرش را پنهان نکنید

مراقب باشید که او رفتار شما را با مادرش زیر ذره‌بین دارد. این موضوع اهمیت زیادی دارد بنابراین لطفا با دقت این موضوع را رعایت کنید. به او نشان بدهید که مادرش را دوست دارید و او در اولویت همه برنامه‌های زندگی شما خواهد بود.

گاهی با همسرتان تفریح دونفره یا حتی یک سفر آخر هفته بدون حضور بچه‌ها داشته باشید. این کار نه تنها برای بهتر شدن زندگی مشترک‌تان مفید است بلکه به دخترتان برای داشتن یک دیدگاه مثبت درباره ازدواج نیز کمک می‌کند.

کاری کنید که بداند دوستش دارید!

اصول بستن موهایش را یاد بگیرید

خوشحالی دختربچه‌ها از این کار غیرمعمول پدرشان که پیش از این به عهده مادر بوده، غیرقابل وصف است. امتحان‌کنید و از لذت آن‌ها مملو از عشق شوید. پدر‌ها هم باید مو‌های دخترشان را درست‌کنند و ناخن‌هایش را بگیرند! چنین مهارت‌هایی به او نشان می‌دهد که یک مرد، با قدرت و جدیت پدرش، می‌تواند لطیف و مهربان باشد.

به رویاپردازی‌هایش با دل‌و‌جان گوش دهید

دختر‌ها در مقایسه با پسر‌ها زیاد حرف می‌زنند. به فکرها، آرزو‌ها و هر آن‌چه با‌ربط و بی‌ربط می‌گوید، با جان و دل گوش بدهید و با او رویاپردازی کنید. راز‌ها و حرف‌های خصوصی او را جایی دیگر مطرح نکنید. در غیر این صورت، برگرداندن اعتماد از دست‌رفته کار سختی خواهد بود. در ضمن و به بهانه‌های کوچک، برنامه‌های دو نفره تدارک ببینید.

به رستوران بروید، برای تماشای فیلم به سینما بروید، با او ورزش و پیاده‌روی کنید، برای تهیه کتاب به کتابخانه سر بزنید و حتی برای خرید مایحتاج بهداشتی‌و‌آرایشی مناسب سنش او را همراهی کنید. این‌که چگونه و کجا چند ساعتی را با دخترتان وقت بگذرانید، بستگی به هنر برنامه‌ریزی شما و شناخت روحیه دخترتان دارد.

زیبایی درونش را مهم‌تر از زیبایی ظاهر بدانید

به او یاد بدهید که زیبایی درونش از ظاهرش مهم‌تر است و همیشه به او یادآور شوید که این زیبایی درونی اوست که اهمیت دارد، نه زیبایی ظاهرش. با این کار به مرور به او آموزش داده‌اید که زیبایی چیزی است که در وجود هر فردی نهفته است و نیازی به لباس و آرایش‌های آن‌چنانی نیست.

این روز‌ها با وجود شبکه‌های اجتماعی در حوزه مد و زیبایی ظاهری، این شما هستید که باید به او توضیح بدهید برای ایجاد یک حس خوب در دیگران، نیازی نیست سر و شکلش را عوض کند و دنبال جراحی‌های زیبایی و … برود!

کاری کنید که بداند دوستش دارید!

با نامه‌های محبت‌آمیز، غافل گیرش کنید

گاهی اوقات برای دخترتان یادداشتی بنویسید و در کیف و کتاب مدرسه‌اش بگذارید و در آن یادآور شوید که او را بسیار دوست دارید و از داشتن او احساس غرور می‌کنید. با این کار تاثیری بی‌نظیر روی او می‌گذارید.

در انتخاب همسر آینده‌اش تاثیرگذار باشید

رابطه شما با دخترتان سال‌ها بعد بر تصمیم او برای ازدواج با مرد رویایی‌اش تاثیر مستقیم دارد. دختران کوچک با پدران موفق در این رابطه پدر-دختری، معمولا می‌گویند زمانی که بزرگ شوند با بابا یا کسی شبیه به او ازدواج خواهند کرد. با شنیدن این حرف از دهان او، به خودتان آفرین بگویید، چون شما در برقراری ارتباط با او موفق بوده‌اید.

منبع: bazdeh ،huffpost

به جای نصیحت‌کردن افراد به آن‌ها کمک کنید


ایرنا زندگی: هیچ کسی در این روز‌ها حوصله‌ی شنیدن پند و نصیحت را ندارد. این روند بی حوصلگی تا جایی ادامه دارد که به چاله‌ی مشکلات نیفتاده باشیم و همه چیز عادی پیش رود اما؛ به محض اینکه مشکلات سرِ راهمان قرار می‌گیرد، دنبال کسی می‌گردیم که به ما استراتژی درستی برای حل آن بدهد.

حالا بیایید از زاویه‌ای دیگر به این موضوع نگاه کنیم، چگونه به کسی که در چاله است و دارد به سمت چاه کشیده می‌شود کمک کنیم؟ لی تاست، دانش یار مدیریت سازمانی دانشگاه کسب و کار در جنوب کالیفرنیا، می‌گوید: «مشاوره گرفتن از کسی به این معناست که قبول کنیم تحت تاثیر و کنترل آن شخص هستیم و نپذیروفتن توصیه‌ها در واقع نپذیروفتن این کنترل است. بر اساس مطالعات سال گذشته در زمینه شخصیت و روانشناسی جامعه، مشاوره دادن باعث افزایش قدرت شخصیت می‌شود».

به جای نصیحت کردن افراد به آن‌ها کمک کنید

ما معمولا از چه کسانی حرف شنوی داریم؟

محققان دلایلی را شناسایی کردند که باعث پذیرش توصیه‌ها و مشاوره می‌شود:

۱. اگر برای شنیدنش پول پرداخت کرده باشند و مسولیت سنگینی بر دوششان بگذارد (فکر کنید به کاری که وکیل‌ها انجام می‌دهند: تفسیرهاو صحبت‌هایشان درباره یک قرارداد)

۲. کارشناس یا کسی که تجربه زیادی در زمینه مد نظر داشته باشد و از کیفیت خوبی در موقعیت کنونی خودش برخوردار باشد (به طور مثال دکتری که طرح درمان و نسخه‌ای را تجویز می‌کند)

در واقع بر سر دو راهی‌های زندگی احساسات ما نقش تصمیم گیرنده را بازی می‌کنند، اگر فردی از توصیه کننده عصبانی باشد به توصیه‌هایش هم گوش نمی‌دهد. در مقابل اگر همان حرف را از دوست یا افرادی که با او صمیمی هستند بشنود، احتمال قبول کردنش بیشتر است.

در نظر داشته باشیم چیز‌هایی که ما به دیگران به عنوان نصیحت و توصیه می‌گوییم نه تنها بر آن‌ها بلکه در زندگی خودمان هم اثر گذار است، زیرا آن‌ها در ضمیر نا خودآگاه ذخیره شده و در موقعیت مشابه به صورت کاملا غیر ارادی به عنوان راه حل به سراغمان می‌آید.

آیا زمان درستی برای مشاوره دادن است؟

زمانی مشاوره دهیم که مطمئن شویم از ما خواسته شده است. افراد شاید در برخی موقعیت‌ها فقط بخواهند که شنیده شوند. پس به این موضوع توجه کنید که آیا فقط می‌خواهد درد و دل کند یا به دنبال راهی برای حل مشکلاتش می‌گردد و می‌خواهد شما کمکش کنید.

پس قبل از این که شروع به مشاوره دادن بکنیم باید اول مطمئن شویم که از ما خواسته شده و بر روی موضوع متمرکز هستیم. هیثر هاوریلسکی مشاور مقاله نویسی و نویسنده کتاب (اگر کافی بود، چی؟) می‌گوید: «پیش می‌آید که مردم از ما درخواست می‌کنند که یک استراتژی به آن‌ها معرفی کنیم.

ولی این جمله به این معناست که من کسی را می‌خواهم که درک کند». ملودی لی، مشاور خانواده می‌گوید: «بهتر است اول بپرسید، مایل هستی چندتا توصیه از من گوش کنی؟» این بستر گفتگو را تراز و متعادل می‌کند.

در موضوع هدف، تمرکز داشته باشید و از پراکنده گویی پرهیز کنید

آستین کلون در کتاب (مثل یک هنرمند دزدی کن) به وضوح می‌پرسد که مشکل اصلی کدام است. «چه چیزی می‌خواهی بدانی و من در این زمینه چه کمکی می‌توانم بکنم؟» او با این صریح و ساده گویی از غرق شدن در اطلاعات گمراه کننده و غیر مرتبط با موضوع جلوگیری می‌کند.

خانم لی، همچنان توصیه می‌کند که بهتر است شما به اندازه کافی گوش دهید و بفهمید که موضوع اصلی کدام است. از او بپرسید که هدف اصلی او چیست و می‌خواهد چه اتفاقی در نهایت بیوفتد. تئوری‌هایی را به او بگویید که با خواسته‌ی باطنی او مطابقت دارد. پس شما از زیاده گویی جلوگیری می‌کنید.

کیفیت خود را حفظ کنید

ما برای اعضای خانواده و دوستانمان اهمیت ویژه‌ای قائل هستیم و دوست داریم که در مشکلات به آن‌ها کمک کنیم اما؛ این موضوع نباید باعث شود که ما در زمینه‌ای صحبت کنیم که در آن نه تجربه‌ای داریم نه اطلاعاتی.

اگر این کار را بکنیم نه تنها او را به مشکل می‌اندازیم بلکه اعتبار و کیفیت خود را هم از بین می‌بریم. بهترین کار برای کمک به آن فرد معرفی او به شخصی است که می‌دانیم در این زمینه اطلاعات دارد و می‌تواند کمکش کند.

همکاری در حل یک مسئله

کلمات، قدرت باور نکردنی‌ای دارند و می‌توانند زخم‌ها را درمان کنند، مخصوصا اگر صمیمانه استفاده شوند. مطالعات اخیر نشان می‌دهد دکتر‌هایی که از ادبیات صمیمانه‌ی همدردی و درک متقابل استفاده می‌کنند، تاثیر مثبت بیشتری بر روند بهبود بیماران دارند. به خاطر داشته باشیم که علاوه بر ادبیات، بهتر است با تن صدای اطمینان بخش گفتگو و مشاوره دادن انجام شود. از بلند تهاجمی صحبت کردن بپرهیزید.

به جای نصیحت کردن افراد به آن‌ها کمک کنید

به اشتراک گذاشتن تجربیات مشابه

خانم مارشال می‌گوید: «مردم معمولا در مقابل موعظه و پند گیری مقاومت می‌کنند. اگر من تجربه همسانی با موقعیت آن‌ها داشته باشم می‌گویم: «من در این موقعیعت بودم و این کاری است که انجام دادم. این باعث می‌شود بیشتر پذیرا باشند».

همچنین خانم مارشال منابع حقیقی از جمله کتاب و اصول پایه‌ای درست را معرفی می‌کند و معتقد است اینکار بیشتر جواب می‌دهند تا به آن‌ها بگوید باید چه کاری کنند. بهتر است بگوییم انجام دادن این کار در موقعیت مشابه به من کمک کرد، ممکن است برای توهم مناسب باشد.

پیشنهادی را بدهیم که درخواست شده

این موضوع که افراد از همه توصیه‌های شما استفاده کنند واقعیت گرایانه و امکان پذیر نیست. ما باید سعی کنیم مشاوره و توصیه‌هایمان را بگوییم و بگذریم. دیگر پیگیر ماجرا نشویم که آیا فرد به گفته ما عمل کرد یا نه. اول از او بپرسید مشاوره‌هایی که به او داده‌اند چیست و اگر مناسب نبود بگویید و مطرح کنید که این‌ها کامل و مناسب نیستند. این کار باعث می‌شود که فشار از فرد مخاطب برداشته شود و با تمرکز و خاطر راحت تری به گفتگو با شما ادامه دهد.

منبع: نیویورک تایمز

مثل مادربزرگ‌ها، از این وسیله‌ها دوباره استفاده کنید!


برترین‌ها: برخی وسایل موجود در خانه، برخلاف تصوری که داریم یک‌بار مصرف نیستند و امکان استفاده مجدد آن‌ها در خانه وجود دارد. البته که شاید کارایی معمول خود را از دست داده باشند، ولی می‌توانید این وسایل را در دیگر قسمت‌های خانه و یا برای کاربرد‌های متفاوت‌تری به کار ببرید. بسیاری از مادربزرگ‌ها و افراد مسن‌تر، بسیاری از وسایل را چندین بار استفاده می‌کردند. این شیوه زندگی علاوه بر اینکه در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کند، مصرف‌گرایی را نیز کاهش می‌دهد.

در دوره زمانی که این افراد زندگی می‌کردند، منابع مالی و درآمدی محدودتر بود و همین محدودیت زندگی را به سمتی پیش می‌برد که بیشترین استفاده از وسایل موجود را داشته باشند. حتی این محدودیت موجب شکوفا شدن خلاقیت آن‌ها می‌شد و به همین دلیل همیشه راه حلی برای استفاده از وسایلی که به نظر یک‌بار مصرف می‌رسند، در ذهنشان جرقه می‌زد. شما هم می‌توانید با آشنایی این روش‌ها و وسایل، پول بیشتری در جیبتان ذخیره کنید!

درست است که پیشرفت علم و تکنولوژی زندگی را به سمت بهینه شدن و کاهش هدر رفت زمان پیش می‌برد، ولی هنوز می‌توانیم درس‌هایی از زندگی را از بزرگ‌تر‌ها و قدیمی‌تر‌ها یاد بگیریم. اگر موقعیت کاری سختی دارید و با زحمت زیادی کسب درآمد می‌کنید، پس روش‌های صرفه‌جویی مالی می‌تواند برای زندگی‌تان کمک کننده باشند. البته در مقیاس‌های بزرگ‌تر تغییرات اقلیمی جهانی و دیگر مشکلات زیست‌محیطی هم بر زندگی همه انسان‌ها تأثیر می‌گذارد. پس یافتن روش‌هایی برای استفاده از منابع موجود، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

پس بیایید با استفاده مجدد از این ۹ وسیله که به تجربه مادربزرگ‌ها ذکر می‌شود، بیشتر از منابع موجود در اطرافمان استفاده کنیم. با این نکات ساده در مسیری قدم می‌گذاریم که زندگی سالم‌تر و کم زباله تری خواهیم داشت.

۱. لباس‌های کهنه و قدیمی

۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

بسیاری از مادربزرگ‌ها زمانی که یک لباس قدیمی و کهنه می‌شد، آن را به یک وسیله جدید تبدیل و در یک کاربرد جدید استفاده می‌کردند. اگر امکان تعمیر یا استفاده دوباره از لباس‌هایتان وجود دارد که آن‌ها را دوباره به کمد ببرید، ولی اگر پارچه آن‌ها کاملاً فرسوده شده، به دنبال روش‌های بازیافتی باشید.‌

می‌توانید به راحتی زیپ از کار افتاده شلوار جین محبوبتان را تعمیر کنید، با استفاده از تیغ خودتراش پرز و دانه‌های تشکیل شده روی پلیور بافتنی‌تان را از بین ببرید، یا اگر یک حوله کهنه و رنگ و رو رفته دارید، آن را به تکه‌های کوچک برش بزنید و به عنوان دستمال استفاده کنید. البته ملحفه‌ها را هم می‌توانید به عنوان دستمال به کار ببرید.

۲. فویل آلومینیومی

با توجه به استفاده‌ای که از فویل آلومینیوم شده است، اگر برای بسته‌بندی مواد خوراکی به کار برده‌اید و مقدار زیادی چربی و تکه‌های غذا به آن چسبیده است، به راحتی فویل را بشویید و دوباره استفاده کنید.

می‌توانید برای بسته‌بندی ظرف غذا مجدد از آن استفاده کنید یا فویل را به شکل گلوله کوچکی در بیاورید و برای پاک کردن باقی‌مانده چسبیده غذا روی تابه و قابلمه، از این توپ آلومینیومی استفاده کنید. شاید برایتان جالب باشد، ولی بهتر است بدانید که برای تیز کردن تیغه‌های قیچی هم می‌توانید از فویل آلومینیوم استفاده کنید. برای این منظور یک تکه از ورقه آلومینیومی را تا کنید و با قیچی آن را چند بار برش بزنید تا تیغه‌ها دوباره تیز و برنده شوند.

۳. دکمه‌های پیراهن

۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

در زمان‌های قدیم دکمه‌های سالم پیراهن‌ها همیشه حفظ می‌شدند! اگر یک پیراهن قدیمی دارید که پاره شده یا دیگر قابل استفاده نیست، پارچه‌اش را طبق مورد اول دوباره مورد استفاده قرار دهید و دکمه‌های آن را در یک ظرف نگهداری کنید. زمانی که یکی از دیگر لباس‌هایتان، دکمه‌اش گم شده باشد، این دکمه‌های ذخیره شده به کمکتان می‌آیند. حتی اگر خودتان لباس جدید دوخته باشید، دیگر نیازی به خرید دکمه نخواهید داشت.

۴. ظروف شیشه‌ای، بطری، جعبه و مانند آن‌ها

بسیاری از مواد غذایی درون ظرف و بطری‌های پلاستیکی یا شیشه‌ای بسته‌بندی می‌شوند که می‌توانید آن‌ها را دوباره در صد روش مختلف استفاده کنید! ظروف بزرگ را برای نگهداری مواد حجیم و بیشتر در کمد، کابینت یا انباری استفاده کنید و شیشه‌های کوچک‌تر را برای وسایل ریز و کوچک‌تر مانند میخ، پیچ و … به کار ببرید. این ظروف کوچک برای دکمه‌هایی که در مورد قبلی به آن‌ها اشاره شد هم ایده آل هستند. به راحتی می‌توانید برچسب استفاده شده روی بدنه این ظروف را پاک کنید تا ظاهری مرتب‌تر و بهتر داشته باشند.

۵. ته‌مانده غذا و استخوان‌ها

بسیاری از مادران قدیمی باقی‌مانده استخوان مرغ، چربی‌های گوشت یا قسمت‌های بریده شده سبزیجات را دور نمی‌انداختند. شما می‌توانید با همه این مواد غذایی، آبگوشت و خوراک لذیذی تهیه کنید و از خواص آن‌ها بهره ببرید. یک ظرف یا کیسه را درون فریزر به این مواد غذایی باقی‌مانده اختصاص دهید و هر زمان که مقداری از مواد خوراکی وعده‌های غذایی‌تان باقی‌مانده بود، آن را به ظرف نگهداری فریزری اضافه کنید. وقتی که حجم مواد غذایی به میزان مورد نظرتان رسید، آن‌ها را درون قابلمه بریزید، چند پیمانه آب به آن اضافه کنید و از این خوراک خوش‌طعم لذت ببرید.

۶. پوسته تخم مرغ

۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

به جای آنکه پوسته تخم مرغ را روانه سطل زباله کنید، آن‌ها را نگه دارید. بعد از آنکه پوسته‌ها را به خوبی شستید و خشک کردید، اکنون می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. این پوسته‌ها مانند کود هستند و برای باغچه خانگی و گیاهان مواد مغذی و ضروری را تأمین می‌کنند و البته بازدارنده آفات و حشرات نیز هستند.

۷. چربی گوشت

خرید روغن‌های پخت و پز هزینه‌بر است، پس چرا از چربی‌های گوشت خانگی استفاده نکنید؟ این چربی‌ها موجب طعم دادن به غذا‌های مختلف مانند سوپ، خورشت، سیب زمینی و … می‌شوند. چربی ذوب شده گوشت را درون ظرف در بسته بدون وارد شدن هوا و درون یخچال نگهداری کنید. این چربی با نگهداری در یخچال و به شیوه صحیح گفته شده، برای حدود یک ماه قابل استفاده است.

۸. روزنامه

در سال‌های گذشته روزنامه کاربرد‌های بسیاری داشت و همیشه مقداری زیادی از آن در هر خانه‌ای یافت می‌شد. در آن زمان برای جلد کردن کتاب، کاغذ کادو برای هدیه، تمیز کردن پنجره، بسته‌بندی وسایل شکستنی، بستر حیوانات خانگی مانند پرنده‌ها و همچنین روشن کردن آتش از روزنامه استفاده‌های زیادی می‌شده است.

۹. ته‌مانده صابون جامد

زمانی که از صابون جامد قالبی استفاده می‌کنید، معمولاً با ته‌مانده صابون به چالش می‌خورید و تصور می‌کنید این تکه کوچک باقی‌مانده دیگر کاربردی ندارد. ولی باید بدانید که دیگر وقت دور انداختن آن‌ها نیست، چرا که هنوز هم به خوبی قابل استفاده هستند. این تکه‌های کوچک صابون را نگه دارید و آن‌ها را درون یک لنگه از جورابی که دیگر مصرف نمی‌کنید، قرار دهید. زمانی که مقدار آن‌ها به حد کافی رسید، جوراب را گره بزنید و اضافی آن را با قیچی ببرید. اکنون یک کیسه پارچه‌ای صابونی دارید که برای استفاده در حمام یا حتی تمیز کردن سینک آشپزخانه ایده آل است.

منبع: onegoodthingbyjillee

اولین سفر با نوزاد؛ نکاتی که باید رعایت کنید


برترین‌ها: تولد یک نوزاد و عضو جدیدی از خانواده تا مدت‌ها چالش‌های شیرین و یا حتی سخت خود را به دنبال دارد. قرارگیری در شرایط متفاوتی که تا به حال وجود یک نوزاد را در آن‌ها تصور نمی‌کردید می‌تواند تا حدودی شما را گیج کند، به خصوص اگر در حال نگهداری از اولین فرزند خود باشید. طبیعتاً در ماه‌های اول تولد نوزاد شما می‌توانید با در نظر گرفتن بسیاری از نکات نگهداری از نوزاد به خوبی از پس شرایط برآیید و آرامش و آسایش فرزند خود را فراهم نموده و آن را حفظ کنید.

نکاتی درباره اولین سفرها با نوزاد

یکی از اولین موقعیت‌های نسبتاً سخت بعد از تولد نوزاد اولین سفر‌هایی است که با فرزند چندماهه خود تجربه می‌کنید. طبیعتاً شما می‌خواهید در مدت سفر از تک‌تک لحظات لذت ببرید و خاطرات خوشی را برای خود به جا بگذارید. این یعنی قطعاً اذیت شدن نوزاد شما و یا حتی خودتان نباید نتیجه‌ای باشد که از چند روز سفر شما حاصل می‌شود، به همین دلیل نیز می‌توان با در نظر گرفتن شرایط و رعایت نکاتی به راحتی روز‌های خوشی را در سفر خود پشت سر بگذارید و باعث شوید که هم به شما و هم به فرزندتان بسیار خوش بگذرد. در این مطلب همراه ما باشید تا به بررسی نکاتی درباره اولین سفر‌ها با نوزاد بپردازیم.

فراهم کردن شرایطی راحت برای نوزاد

نکاتی درباره اولین سفرها با نوزاد

قطعاً فرزند و نوزاد شما به شرایطی احتیاج دارد که بتواند به راحتی بخوابد، بنابراین یکی از بهترین کار‌هایی که می‌توانید برای راحتی و آرامش فرزند خود انجام دهید آن است که کالسکه‌اش را همراه خود ببرید. در چنین حالتی فرزند شما با حالت دراز کشیده احساس راحتی بیشتری می‌کند و می‌تواند ساعت‌های بیشتری را در گشت‌وگذار‌های شما به شکلی مسالمت‌آمیز همراهی‌تان کند.

در کنار این موضوع حتماً در ساک و کیف نوزاد خود تمامی وسایل لازم اعم از پوشک به تعداد کافی، شیشه شیر، شیر خشک دستمال مرطوب، آب جوشیده، لباس تمیز، کیسه نایلونی برای پوشک کثیف و… را قرار دهید تا دیگر نگران شرایط مختلفی که ممکن است برایتان پیش آید نباشید. یادتان باشد که شما باید آماده هر گونه تغییر دمایی باشید، در نتیجه چند دست لباس مناسب برای آب و هوای متفاوت را نیز به همراه داشته باشید. بهتر است که از چند روز قبل از سفر فهرستی از وسایلی که به آن‌ها نیاز خواهید داشت را تهیه کنید تا در زمان جمع کردن چمدان چیزی از قلم نیفتد.

نکاتی درباره اولین سفرها با نوزاد

طبیعتاً شما نمی‌توانید تمامی واکنش‌های فرزندتان در سفر را کنترل کنید و احتمال با خنده و گریه‌هایی از جانب او روبه‌رو می‌شوید. یادتان باشد که استرس و اضطراب شما مشکلی را حل نخواهد کرد، بنابراین انتظار داشته باشید که دیگران نیز تا حدودی شما را درک کنند. با این حال شما می‌توانید با پیشگیری از مشکلات بسیاری از گریه و ناآرامی‌های بیش از حد فرزند خود جلوگیری نمایید. فقط کافی است که آرامش خود را حفظ کنید و از فرزندتان مراقبت نمایید.

بهتر است که قبل از سوار شدن به هر کدام از وسایل نقلیه پوشک فرزند خود را عوض کنید تا بتواند در زمان بیشتری آرام باشد. یکی از پردردسرترین کار‌ها در سفر تعویض پوشک است، پس چه بهتر که قبل از حرکت با آرامش کامل آن را انجام دهید.

اگر به روستا و یا فضای باز می‌روید حتماً مراقب گزش حشرات باشید و نوزاد خود را در تماس با گیاهان متفاوت قرار ندهید. سعی کنید لباس‌های مناسبی به تن فرزندتان کنید تا از گزش و حساسیت جلوگیری نماید. با این حال در صورت بروز هر گونه مسئله‌ای در این زمینه به پزشک مراجعه نمایید


انتخاب وسایل نقلیه برای سفر با نوزاد

نکاتی درباره اولین سفرها با نوزاد

قطعاً ممکن است که بر حسب شرایط متفاوتی دست به انتخاب وسیله‌های نقلیه مختلفی برای سفر خود بزنید. هر کدام از وسایل نقلیه اعم از هواپیما، خودرو، قطار و… نیازمند فراهم کردن شرایطی هستند تا نوزاد شما بتواند راحت‌تر باشد. در ادامه برخی از این شرایط را توضیح خواهیم داد.

اگر تصمیم دارید که برای سفر کردن از هواپیما استفاده کنید پیش از هر چیز باید با پزشک نوزاد خود مشورت کنید. بهتر است که برای پرواز خود در ساعات اولیه روز اقدام کنید تا اختلالی در برنامه روزانه نوزاد شما ایجاد نشود. معمولاً فرزند شما در ساعات مشخصی از شبانه‌روز مانند زمان شام خسته‌تر است و احتمالاً بیشتر هم گریه می‌کند، بنابراین باید بر اساس برنامه ذهنی و روزانه فرزندتان ساعت پرواز را انتخاب نمایید.

غالباً در یک یا دو ماهگی فرزندتان اجازه پرواز ندارید، مگر آنکه تحت شرایط مختلفی و با اجازه پزشک بتوانید سفر کنید. وقتی سوار هواپیما می‌شوید باید این را بدانید که هوای داخل آن کمی خشک است و به همین دلیل نیز باید هر چند وقت یک‌بار به فرزند خود شیر و یا آب بدهید.

یادتان باشد که احتمالاً نوزاد شما با قرار گرفتن هواپیما در ارتفاعات دچار گوش گرفتگی می‌شود و این مسئله نیز او را آزار خواهد داد. بهتر است که برای از بین بردن این حالت به او مقداری آب و یا شیر بدهید. علاوه بر این معمولاً راه حل دیگری نیز برای اذیت نشدن فرزند شما در تغییرات فشار هوا مطرح می‌شود.

بهتر است که در زمان نشست و برخاست هواپیما فرزند شما در حال مکیدن باشد تا این تغییر فشار او را اذیت نکند. در نتیجه بهتر است که برنامه غذایی نوزادتان را به گونه‌ای تنظیم کنید که در آن دقایق مشغول مکیدن پستانک و خوراکی‌های دیگر باشد. در نهایت نیز یادتان باشد که فرزند زیر دو سال را باید در بغل نگه دارید و از کمربند‌های مخصوص نیز استفاده نمایید.

اگر برای رسیدن به مقصد سفر خود، قطار را انتخاب کرده‌اید باید این را بدانید که این وسیله نقلیه به نسبت سایر گزینه‌ها راحت‌تر خواهد بود. بهتر است که فرزند خود را بر روی صندلی راهرو بنشانید و از نشاندن او بر در کنار پنجره اجتناب نمایید. احتمالاً در این وسیله نقلیه مشکل خاصی پیش رویتان قرار نخواهد گرفت، بنابراین سعی کنید که تمامی وسایل موردنیاز فرزندتان را به همراه داشته باشید تا خیالتان راحت‌تر باشد.

نکاتی درباره اولین سفرها با نوزاد

استفاده از خودروی شخصی در سفر نیز یکی دیگر از راه‌هایی است که می‌توانید با نوزاد خود تجربه کنید. برای این کار اول از همه باید به این موضوع توجه کنید که سفر شما در ساعاتی رخ دهد که ترافیک در حداقل زمان ممکن صورت بگیرد. علاوه بر این دمای هوا نیز اهمیت بسیاری دارد. این یعنی سفر کردن در ساعات میانی روز آن هم در فصل تابستان اصلاً انتخاب خوبی برای نوزاد شما نخواهد بود.

بهتر است که تهویه اتومبیلتان مناسب باشد و نگذارید که شرایط هوای درون خودرو نوزاد و فرزند شما را کلافه و ناآرام کند. علاوه بر این یادتان باشد که حتماً از صندلی کودک استفاده کنید تا هم ایمنی فرزندتان را حفظ نمایید و هم اینکه باعث راحتی بیشتر او گردید.

طرز فکر صفر یا صدی‌ را متوقف کنید


برترین‌ها: طرز فکر صفر یا صدی که به آن طرز فکر سیاه و سفید نیز می‌گویند به گرایشی گفته می‌شود که باعث می‌شود فرد همه چیز را در نهایت خود ببیند. آن‌هایی که صفر یا صدی فکر می‌کنند اغلب از کلماتی مانند، هرگز، همیشه، حتما، غیر ممکن، همه، هیچکس، نمی‌توانم، ابدا و … استفاده می‌کنند. آیا شما هم معمولا زیاد از این واژه‌ها استفاده می‌کنید؟

طرز فکر صفر یا صدی‌تان را متوقف کنید

هر چند طرز فکر صفر و صدی یا سیاه و سفید برای اجداد غارنشین ما که زندگی‌شان وابسته به جنگ یا گریز بوده و در شرایط خطرناک زندگی می‌کرده‌اند مفید بوده است، اما جامعه‌ی مدرن ما اینگونه نیست و این نوع طرز تفکر در واقع نوعی انحراف ادراکی است. اگر قادر نباشیم برای یک مسئله، راه حل‌های ممکن را ببینیم و در هر موقعیتی همه‌ی جوانب ممکن را بررسی کنیم، فرصت‌های بسیار زیادی را در زندگی از دست خواهیم داد.

دنیای مدرن پیچیده است و تغییرات و تحولات ریز و درشت زیادی دارد که نمی‌توانیم همه را در یک یا دو دسته قرار دهیم. طرز فکر صفر یا صدی، مانع این می‌شود که افراد، زاویه دید‌های گوناگون را تجربه کنند که بیشتر احساسات و تصمیم‌ها را در بر می‌گیرند.

فرقی نمی‌کند طرز فکر شما صفر باشد یا صد، سیاه باشد یا سفید؛ هر قضاوت یا انتخابی که بکنید، واکنشی شدید به دنبال خواهد داشت. مثلا: «من از پس این آزمون برنمی‌آیم» یا «دوست من بی‌نقص و فوق العاده است» و یا «مهمانی دیشب یک افتضاح کامل بود»، همگی نمونه‌هایی از واکنش‌هایی بسیار شدید هستند.

نمونه‌هایی از طرز فکر صفر یا صدی

۱. در پیدا کردن شغل

تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده‌اید و اولین مصاحبه‌ی شغلی‌تان را انجام داده‌اید. یک هفته بعد متوجه می‌شوید شرکت مورد نظر، فرد دیگری را استخدام کرده است و شما با خودتان فکر می‌کنید: «من هرگز نمی‌توانم شغلی پیدا کنم!».

طرز فکر صفر یا صدی‌تان را متوقف کنید

۲. در مهمانی

معمولا خجالتی هستید و ترجیح می‌دهید فقط با دو سه تا از دوستان‌تان که با آن‌ها راحت‌تر و آشناترید وقت بگذرانید. اما یکی از دوستان‌تان شما را به مهمانی یکی از همکاران خود دعوت می‌کند. با اینکه تمایلی ندارید و می‌دانید که فقط با یک نفر در این مهمانی آشنا هستید، در آن شرکت می‌کنید.

در مهمانی کاملا مشخص است که همه‌ی مهمان‌ها با همدیگر آشنایی دارند و شما تمام وقت‌تان را با گوشی همراه‌تان سرگرم می‌شوید یا اغلب به گوشه‌ای می‌روید و از جمع کناره می‌گیرید. پیش خودتان فکر می‌کنید: «هیچکس دوست ندارد با من حرف بزند، چون هیچکس از من خوشش نمی‌آید!».

۳. کار کردن روی یک پروژه

پروژه‌ای را به شما محول کرده‌اند که هرگز مشابه آن را نداشته‌اید. حین کار به مشکلی برمی‌خورید که نمی‌دانید چطور باید آن را برطرف کنید و ناگهان احساس می‌کنید مغلوب شده‌اید. فکر می‌کنید دیگر شکست خورده‌اید و هیچ دلیلی ندارد کار را ادامه دهید و آن را به پایان برسانید، چون باورتان این است که نتیجه کامل نخواهد بود.

۴. رژیم گرفتن

تصمیم می‌گیرید تغییری در رژیم غذایی و وزن‌تان ایجاد کنید. سعی می‌کنید در هر وعده، غذا‌های سالمی بخورید و هر روز ۴۵ دقیقه ورزش می‌کنید و تلاش‌تان برای سبک زندگی سالم را شروع می‌کنید. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه بعد از یک هفته، در یک جشن تولد، کیک و غذای چرب و سنگین می‌خورید و شب بعد از برگشتن به خانه ناگهان دچار پشیمانی و ناامیدی می‌شوید و باورتان این است که سبک زندگی سالمی که در پیش گرفته بودید شکست خورده و دیگر ادامه نمی‌دهید و دوباره جلوی تلویزیون لم می‌دهید و هله هوله خوری را از سر می‌گیرید!

طرز فکر صفر یا صدی‌تان را متوقف کنید

۵. ارتقاء شغلی

سوپروایزتان استعفا داده است و شما قرار است جای او را بگیرید و سمَت‌تان بالاتر برود. اما کاندید بهتری برای این پُست پیدا می‌شود و جای شما را می‌گیرد. در این موقعیت شما فکر می‌کنید کارتان در این شرکت وقت تلف کردن است و شما هرگز نخواهید توانست ارتقاء شغلی بگیرید.

۶. ملاقات با جنس مخالف

در دانشگاه با دختری آشنا شده‌اید که احساس می‌کنید به او علاقه مندید و او نیز بی‌تمایل به شما نیست. او را برای یک قرار ملاقات به رستورانی دعوت می‌کنید، اما او دعوت شما را رد می‌کند بدون اینکه زمان دیگری را جایگزین کند. شما ناامید و افسرده پیش خود فکر می‌کنید همیشه و تا آخر عمرتان باید تنها و مجرد بمانید، زیرا هیچکس از شما خوشش نمی‌آید.

مطمئنا همه‌ی این موقعیت‌ها تا حدودی حس منفی ایجاد می‌کنند و طبیعی است که وقتی کاری آن گونه که انتظار داشتید پیش نرود، کمی ناامید شوید، اما این حس نباید ادامه دار شود و تمام تمرکزتان را به خود معطوف کند و باعث شود جنبه‌های مثبت را نادیده بگیرید. این طرز فکر صفر یا صدی می‌تواند اضطراب، ضعف اعتماد بنفس و حتی خشم و عصبانیت ایجاد کند که همگی برای سلامت جسم و روح‌تان مضراند.

آدم‌ها تمایل دارند در مورد احساسات خود بزرگنمایی کنند و هرازگاهی از کلمات سنگین به عنوان راهی میانبُر برای راحت کردن کار خود استفاده می‌کنند. اما اگر این طرز تفکر سیاه و سفید تبدیل به وضعیتی مزمن و ماندگار شود، بر نحوه‌ی تجزیه و تحلیل شما از پیرامون‌تان اثر جدی می‌گذارد.

فکر می‌کنید با منفی دیدن دنیا و اجتناب از تجربیات جدید تا چه اندازه می‌توانید به هدف‌تان برسید؟ اگر تا زمانی که کاملا مطمئن نشوید عالی هستید دست به عمل نزنید، فقط دو گزینه پیش روی خود می‌گذارید: پیروزی یا شکست؛ و از آنجایی که هیچکس بدون اشتباه نمی‌تواند پیش برود، شما نیز مرتکب خطا‌هایی خواهید شد و با اولین اشتباه، متوقف شده و ناچارا فقط گزینه‌ی شکست برای‌تان باقی می‌ماند.

اگر این الگوی فکری شماست و کمال گرایی چیزی است که تمام زمینه‌های زندگی‌تان را دربرگرفته، پس باید هر چه زودتر اراده کنید و تصمیم بگیرید که طرز تفکرتان را تصحیح کنید.

قدم اول: یاد بگیرید که طرز فکر صفر و صدی را شناسایی کنید

به کلام‌تان دقت کنید؛ آیا معمولا به جای «وَ» از «یا» استفاده می‌کنید؟ آیا کلماتی مانند هرگز و همیشه و همه و هیچی و … زیاد در کلام‌تان شنیده می‌شود؟ پس احتمالا همه چیز را سیاه یا سفید می‌بینید و فضایی برای رنگ خاکستری باقی نمی‌گذارید که ناچارا بخشی از هر سناریویی در زندگی است.

سعی کنید از تغییر در کلماتی که اغلب به کار می‌برید شروع کنید. مثلا به جای اینکه بگویید: «هفته‌ی خیلی بدی داشتم» بگویید: «هفته‌ای که پشت سر گذاشتم خوب بود و با چالش‌هایی نیز روبرو شدم». شاید تصور کنید این‌ها فقط چند کلمه‌اند و قدرتی ندارند، اما این طور نیست. همین کلمات ظاهرا ساده می‌توانند روی طرز فکرتان اثر بگذارند، زیرا بازتابی از ایده‌های‌تان هستند.

طرز فکر صفر یا صدی‌تان را متوقف کنید

قدم دوم: حساب خود باوری‌تان را از نحوه‌ی عملکردتان جدا کنید

وقتی احساسات و باور‌هایی که نسبت به خود دارید را فقط به نحوه‌ی عملکردتان ربط می‌دهید و بر اساس آن خود را می‌سنجید، عزت نفس و خودباوری‌تان اغلب در جهت منفی تغییر می‌کند و اگر هم کاری را خوب انجام دهید و احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید، دوامی نخواهد داشت، زیرا عملکردتان پیوسته در حال تغییر است.

به جای اینکه بر اساس چند معیار متغیر (مثلا پیشرفت‌تان به سمت هدفی که در سر دارید یا در پروژه‌ای که روی آن کار می‌کنید) خودتان را بسنجید، به ویژگی‌هایی از خودتان توجه کنید که ثابت و مداوم‌اند. مثلا مسئولیت پذیری‌تان، روراستی‌تان یا خانواده دوست بودن‌تان. این خصوصیات چیزی نیستند که با اشتباهات کوچک که طبیعتا در طول زندگی رخ می‌دهند، دستخوش تحولات شوند.

قدم سوم: تمام گزینه‌های پیش روی‌تان را ببینید

اگر طرز فکرتان صفر یا صدی باشد، ممکن است بدون اینکه تمام اطلاعات ارزشمند را در موقعیتی ببینید و ارزیابی کنید، فورا تصمیم بگیرید. مثلا به جای اینکه فکر کنید یا باید بتوانید هفت روز هفته، هر روز ورزش کنید یا اینکه اصلا ورزش نکنید، بهتر است این طور فکر کنید که به برنامه‌ای نیاز دارید تا برای روز‌هایی که وقت آزاد بیشتری دارید، سی دقیقه ورزش در نظر بگیرید.

قدم چهارم: به ویژگی‌های مثبت‌تان فکر کنید

هر شب قبل از خواب چند کاری را که طی روز انجام داده‌اید و به خصوصیات مثبت شخصیت‌تان مربوط می‌شود پیش خودتان مرور کنید. مثلا اگر برای همسایه‌تان که نمی‌تواند از خانه بیرون بیاید، خرید کرده‌اید یا اگر با وجود تمام مشغله‌هایی که داشته‌اید با دوست‌تان تماس گرفته‌اید تا حال خواهر بیمارش را جویا شوید، پس حتما انسان مهربان و دلسوزی هستید و باید به خودتان ببالید. یا اگر پیاده روی بعدازظهرتان را به خاطر تماشای سریال از دست نداده‌اید پس بااراده‌اید و همین به شما انگیزه می‌دهد تا نسبت به خودتان مثبت‌تر فکر کنید.

یکی از بهترین راه‌ها برای غلبه بر طرز فکر صفر یا صدی این است که باور کنید هر کاری که انجام می‌دهید نیازی نیست صد در صد کامل باشد. فقط این باور است که کمک‌تان می‌کند نگاه‌تان را به خودتان تغییر دهید و انگیزه‌ی تکرار کار‌های خوب را در خود تقویت نمایید.

قدم پنجم: سوال‌های مهمی پیش خود مطرح کنید

طرز فکر صفر یا صدی‌تان را متوقف کنید

وقتی درگیر طرز فکر صفر یا صدی می‌شوید، چند لحظه فکرتان را متوقف کنید و هر دو روی سکه را ببینید. مثلا درست است که شما در برنامه‌ی کاهش وزن‌تان نباید کیک و شیرینی و غذای سنگین می‌خوردید، اما حس بسیار بد ِ بعد از آن را نیز تجربه کردید، پس می‌دانید که دفعه‌ی بعد اگر در موقعیتی مشابه قرار گرفتید که ممکن است وسوسه شوید، این لحظه را به خاطر می‌آورید و به یاد حس بدی که تجربه کرده‌اید می‌افتید، بنابراین انتخاب می‌کنید که دسر وسوسه انگیز را نادیده بگیرید تا دوباره دچار آن حس ناخوشایند نشوید.

ضمنا به جای اینکه فرضیه صادر کنید، به حقایق فکر کنید. مثلا آیا واقعا یک وعده کیک و غذای سنگین می‌تواند کل برنامه‌ی کاهش وزن‌تان را بهم بریزد؟ یا اینکه خودتان را اینقدر ضعیف و بی‌اراده فرض می‌کنید که باور دارید تلاش‌های‌تان به موفقیت منتهی نخواهد شد؟ وقتی به حقایق نگاه می‌کنید، می‌توانید طرز فکر منفی و صفر یا صدی‌تان را کنار بزنید و به روال عادی‌تان برگردید و به تلاش‌های‌تان ادامه دهید.

قدم ششم: از یک دوست صمیمی و قابل اطمینان کمک بخواهید

اگر می‌بینید واقعا نمی‌توانید در موقعیت پیش آمده، همه‌ی گزینه‌ها را ببینید یا قادر به پیدا کردن جنبه‌های مثبت مسئله‌ای نیستید، با یک دوست صمیمی که به او اطمینان دارید مشورت کنید تا از زاویه دید او نیز بهره ببرید. او می‌تواند به شما کمک کند سایر احتمالات و گزینه‌ها را نیز در نظر بگیرید و غیر از سیاه و سفید، به طیف خاکستری مسائل نیز اهمیت بدهید. یک دوست خوب می‌تواند شما را وادار کند افکار اولیه‌تان را به چالش بکشید و ایده‌های جدید را به ذهن‌تان وارد کنید.

قدم هفتم: ببینید در چه موقعیت‌هایی بیشتر دچار طرز فکر صفر یا صدی می‌شوید

سعی کنید کمی بیشتر موقعیت‌ها را ارزیابی کنید. شاید وقتی با کمبود وقت مواجه می‌شوید یا استرس زیادی به شما وارد می‌شود دچار طرز فکر سیاه و سفید می‌شوید. یا شاید بعد از هر بار بگومگو کردن در خانه با همسرتان، در محل کار دچار این نوع طرز فکر می‌شوید و بر عملکردتان اثر می‌گذارد.

وقتی عوامل برانگیزاننده‌ی طرز فکر صفر یا صدی‌تان را پیدا کنید، می‌توانید احتمال وقوع‌شان را کاهش دهید. مثلا شاید چیزی که واقعا به آن نیاز دارید تا کمتر در شرایط عجله و استرس قرار بگیرید و دچار کمبود وقت نشوید، یک برنامه ریزی درست و اصولی طبق امور روزانه‌تان است.

در پایان

طرز فکر صفر یا صدی، محدودیتی واقعا دست و پاگیر برای نگاه‌تان به زندگی است. اگر طرز تفکرتان را اصلاح کنید، احساس‌تان و در پی آن، رفتار و عملکردتان نیز تغییر خواهد کرد. دست از افکار منفی و مخرب کشیدن، پروسه‌ای ساده نیست و نیاز به تمرین و تداوم دارد. تمام تلاش‌تان را بکنید که فقط دو سر یک خط را نبینید و به میانه‌های آن نیز نگاه کنید. احتمالات و فرصت‌های ریز و درشت زیادی در طیف‌های میانی قرار دارند که فقط باید دیده شوند. پس با دید باز و پذیرا، خودتان را به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های موفقیت مجهز کنید.

منبع: developgoodhabits

این راز‌ها را از همسرتان پنهان کنید!


برترین ها: همیشه به ما گفته اند که باید با همسرمان صادق باشیم اما این صداقت بدین معنی نیست که هر حقیقتی را به زبان بیاوریم. گاهی بیان یک حقیقت نه تنها فایده ای ندارد، بلکه به ضرر رابطه تان نیز تمام می شود. بنابراین اگر می خواهید که رابطه ای بلند مدت و سالم با همسرتان داشته باشید، مواردی را که در ادامه برایتان آورده ایم، مانند یک راز نزد خودتان نگه دارید.

از خانواده او خوش تان نمی آید

شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

خانواده شما از همسرتان راضی نیست

نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.

این راز‌ها را از همسرتان پنهان کنید

دیگر عاشق دلخسته او نیستید

اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.

دست و پا چلفتی هستید

اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و… بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.

این راز‌ها را از همسرتان پنهان کنید

از دوست او خوش تان می آید

طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

رازی که دوست تان به شما می گوید

مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.

این راز‌ها را از همسرتان پنهان کنید

همسرتان زیادی حساس است

ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.

رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید

احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.

این راز‌ها را از همسرتان پنهان کنید

یک بار خیانت کرده اید

خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.

از هدیه او خوش تان نیامده است

طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.

او در کارش حرفه ای نیست

اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.

منبع: msn

غذاهای گوا، که باید در سفر به این جزیره امتحان کنید!



غذاهای گوا، که باید در سفر به این جزیره امتحان کنید!

آقایان بخوانند؛ چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند؟


برترین‌ها: شاید شما هر جزو آن دسته از مرد‌هایی که باشید که از افزایش وزن خانم‌شان بعد از ازدواج چندان راضی نیستند. حتما دوست دارید همسر شما به همان اندامی برسد که اوایل آشنایی تان داشته است و حتما نگران وضعیت سلامتی او نیز هستید، اما چگونه می‌توانید از همسرتان بخواهید تا وزن کم کند، بدون اینکه ناراحت بشود و یا فکر کند او را قبول ندارید؟

همه‌ی ما با بالا رفتن سن، کمی وزن اضافه می‌کنیم، اما اگر همسر شما عادت‌های سالم را نادیده می‌گیرد، پس وقت آن است که کمکش کنید متوجه شود چه خطراتی سلامتی‌اش را تهدید می‌کند، البته بدون اینکه او را برنجانید! میان توهین کردن و کمک کردن، مرز ظریفی وجود دارد.

آقایان چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند

چطور می‌توانید به همسرتان انگیزه بدهید تا وزن اضافی‌اش را کم کند و بدون اینکه با هم بگومگو کنید یا او را برنجانید و از خودتان عصبانی کنید، خودش متقاعد شود که باید وزن کم کند؟

چیزی که باید بدانید این است که میزان انگیزه‌ی همسرتان برای اینکه به چشم شما خوب به نظر برسد، ارتباط مستقیم با میزان جذابیت شما برای او دارد. هر چقدر همسرتان بیشتر جذب شما شود، انگیزه‌ی بیشتری دارد که شما را نیز بیشتر جذب خودش کند تا توجه‌تان را از دست ندهد.

فرض کنید شما با خانمی رابطه دارید که خیلی جذبش نشده اید و به او علاقه ندارید و برای‌تان مهم نیست او را از دست بدهید یا نه. روزی او از شما می‌خواهد ورزش کنید و به اندام و فیزیک‌تان برسید تا ظاهر بهتری پیدا کنید و او خوشش بیاید.
او شروع می‌کند به ایراد گرفتن از اندام‌تان و می‌گوید که زیاد لاغر یا زیاد چاق هستید، یا لازم است اندام‌تان را عضلانی‌تر کنید و اصرار می‌کند اندام و ظاهرش را به خاطر او بهتر کنید.

شما چه واکنشی نشان می‌دهید؟ احتمالا پیش خودتان می‌گویید: «خب، من قرار نیست برای رضایت و خوشایند او تلاشی بکنم، او برای من جذاب نیست و علاقه‌ی زیادی به او ندارم و مهم نیست از دستش بدهم». شاید به او بگویید اندام‌تان را همان طوری که هست دوست دارید و قصد ندارید وزن کم یا اضافه کنید و نظر او برای‌تان اهمیتی ندارد. پس اگر می‌خواهید همسرتان وزن کم کند، اول باید مطمئن شوید آنقدر دوست‌تان دارد و به شما اهمیت می‌دهد که واقعا سلیقه و خواسته‌ی شما برایش ارزشمند باشد.

اگر به همسرتان بگویید: «انگار چاق شده‌ای!» یا «واقعا می‌خواهید اینهمه غذا را بخوری؟!»، هرگز نتیجه نمی‌گیرید و همسرتان را نیز عصبانی و دلخور می‌کنید. بیشتر افراد خودشان متوجه می‌شوند که وزن اضافه کرده‌اند و انتقاد کردن از کار‌های همسرتان باعث می‌شود برای عرض اندام نزد شوهر «کنترل‌گر» و «ایرادگیرش» هم که شده، رفتار ناسالمش را بیشتر کند.

بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که اول خودتان یک الگوی مناسب باشید، چه در تغذیه و چه در ورزش و عادت‌های سلامتی، تا بتوانید رفتار‌های سالم را تبلیغ کنید. بگذارید همسرتان ببیند به عادت‌های سالم اهمیت می‌دهید و به فکر تناسب اندام‌تان هستید. وقتی همسرتان غذای سالمی تهیه می‌کند یا از خوردن دسر صرفنظر می‌کند، تشویقش کنید و نشان دهید که به رفتار درستش توجه دارید.

روی سلامتی همسرتان تاکید کنید، نه وزن و اندام او

آقایان چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند

اگر می‌خواهید در مورد افزایش وزن همسرتان با او حرف بزنید، این کار را در فرصتی مناسب انجام دهید. مثلا وقتی که از مطب پزشک برمی‌گردد می‌توانید از او بپرسید: «آیا دکتر به مشکل خاصی اشاره کرد؟»؛ و از این فرصت برای صحبت کردن در مورد فشار خون بالا، کلسترول بالا و اهمیت فعالیت بدنی بیشتر و تغذیه‌ی سالم‌تر برای طول عمر بیشتر استفاده کنید.

مخصوصا اگر قصد بچه دار شدن دارید، فرصت بسیار خوبی است که از اهمیت سلامتی مادر بگویید. یادتان نرود هر پیشنهادی می‌دهید از عبارت «با هم» استفاده کنید، مثلا: «بیا از این به بعد شب‌ها، شام را زودتر و سبُک‌تر بخوریم!» یا «بیا عصر‌ها با هم نیم ساعت پیاده روی کنیم!».

تیمی تلاش کنید

هر کاری می‌توانید بکنید تا تشویق به فعالیت بدنی دو نفره شوید. پیاده روی بعد از شام، دوچرخه سواری، کوهنوردی و هر فعالیت دیگری که با شرایط تان متناسب است و می‌توانید دو نفره انجامش دهید خوب است. ورزش را مفرح‌تر کنید و از آن لذت ببرید. نیازی نیست هر روز دو ساعت عرق بریزید. مخصوصا کسی که عادت به ورزش ندارد قادر به اینهمه فعالیت نیست، اما می‌توانید در کنار همسرتان باشید و با هم کم کم، تمرین و ورزش را شروع کنید. خلاصه از هر ترفندی که بلدید استفاده کنید تا همسرتان را از روی کاناپه بلند کنید و به تحرک وادارید!

با هم برای خرید به فروشگاه بروید

خرید از فروشگاه را تبدیل به پروژه‌ای دو نفره کنید تا همسرتان، حمایت شما را احساس کند. ایجاد عادت سالم را با خالی کردن کابینت‌های آشپزخانه‌تان از کربوهیدرات‌های تصفیه شده، انواع شیرینی و نوشابه و هله هوله و غذا‌های فرآوری شده شروع کنید. نان سفید و برنج سفید را با نان سبوسدار و غلات کامل و سبزیجات ِ بیشتر جایگزین کنید. این را بدانید اگر کسی کربوهیدرات‌های تصفیه شده را از رژیم غذایی خود حذف کند، بعد از دو سه هفته شاهد کاهش وزن خود خواهد بود.

گاهی شما غذا درست کنید‌

می‌خواهید همسرتان غذای سالم‌تری بخورد و وزن کم کند؟ بسیار خب، آشپزی کنید! یک کتاب آشپزی سالم تهیه کنید و دست به کار شوید. می‌توانید به همسرتان پیشنهاد بدهید درست کردن شام با شما باشد. یا اینکه گاهی برای درست کردن شام یا ناهار داوطلب شوید تا به طور غیر مستقیم به همسرتان نشان دهید چطور می‌تواند انتخاب‌های سالم غذایی داشته باشد. ضمنا همسرتان بابت کمکی که به او می‌کنید قدردان‌تان خواهد بود.

کمی از مسئولیت‌هایش را به عهده بگیرید

آقایان چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند

کاری کنید تا برای همسرتان فرصتی برای ورزش کردن پیدا شود. اگر فرزندانی دارید، شما مسئولیت رسیدگی به تکالیف‌شان را به عهده بگیرید یا می‌توانید عهده‌دار برخی از کار‌های خانه شوید تا همسرتان نتواند بگوید: «وقت ندارم ورزش کنم!».

رفتار‌های سالم را تبدیل به عادت کنید

اگر واقعا سلامتی و تناسب اندام همسرتان برای‌تان مهم است پس رفتار‌های سالم به طور موقتی جواب نمی‌دهند، بلکه باید تبدیل به عادت شوند تا نتیجه بگیرید. شما با حمایت، کمک و تشویق خود می‌توانید رفتار‌های سالم را در زندگی خود و همسرتان جا بیندازید. در برنامه‌های هفتگی‌تان، حتما زمان‌های ورزش و فعالیت را جای بدهید و به آن پایبند باشید. باز هم تکرار می‌کنیم که «با هم» انجامش دهید!

به ورزش مورد علاقه‌ی همسرتان اهمیت دهید

شاید همسرتان قبلا به ورزش خاصی علاقه داشته، اما سالهاست آن را فراموش کرده است یا شاید حین فعالیت‌های جدیدی که انجام می‌دهید به ورزش خاصی علاقه‌مند شده باشد. بسیار خب، از این فرصت بهره بگیرید و امکان انجام آن ورزش را برای همسرتان فراهم کنید.

همچنین خیلی خوب است که همسرتان را تشویق به تمرین با وزنه کنید. خیلی از خانم‌ها دوست ندارند با وزنه تمرین کنند، چون تصور می‌کنند بدن‌شان عضلانی می‌شود، اما این طور نیست. اگر همسرتان اهل باشگاه رفتن نیست، برایش وزنه‌هایی تهیه کنید تا در خانه تمرین کند، فُرم درست را با حوصله به او یاد بدهید و خیالش را راحت کنید که با تمرین با وزنه، عضلاتش حجیم نمی‌شوند، بلکه تقویت و خوش فرم می‌شوند.

خودتان هم به عادت‌های سالم پایبند باشید

وقتی انتظار دارید همسرتان مراقب وزنش باشد و غذای سالم بخورد، نباید پیتزا سفارش دهید و جلوی او مشغول خوردن شوید. به تغذیه‌ی خودتان نیز توجه کنید. شما باید خودتان یک الگوی فعال و موثر باشید، چه زمانی که بیرون غذا می‌خورید و چه وقتی که در خانه چیزی می‌خورید. اگر هم واقعا دل‌تان می‌خواهد فست فود بخورید، بسیار خب، جای دیگری این کار را انجام دهید، نه در خانه و مقابل چشمان همسرتان!

انتظارات عجیب و غریب نداشته باشید

آقایان باید بفهمند که سوخت و ساز بدن یک زن با بالا رفتن سن، کُند می‌شود در حالی که سوخت و ساز بدن یک مرد همان طور می‌ماند. توقع نداشته باشید همسر چهل ساله‌ی شما اندامی مانند بیست سالگی‌اش داشته باشد. بیشتر به جنبه‌های سلامتی او فکر کنید و توقعات دور از دسترس نداشته باشید. ضمنا فراموش نکنید که بیشتر اندام‌هایی که در فیلم‌ها و تصاویر می‌بینید، دست کاری شده و غیر واقعی‌اند.

منابع: themodernman ،menshealth

چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید


برترین‌ها: روابط بخش بسیار مهم و شگفت انگیزی از زندگی ما هستند. رابطه درست مانند جسم، برای اینکه سالم و فعال بماند نیاز به مراقبت و تلاش دارد. بهترین رابطه‌ها آن‌هایی هستند که هر دو طرف در آن قادرند به سهم خود تلاش کنند و تعهد‌شان را برای رشد رابطه حفظ نمایند. یکی از بزرگ‌ترین موانعی که اجازه نمی‌دهد یک رابطه، آن طور که باید پیشرفت کند و غنی شود، مشکلات ارتباطی است.

مشکلات ارتباطی می‌توانند به هر دو طرف احساس فرسودگی و ناامیدی و سرخوردگی بدهند. در رابطه‌ای مانند رابطه‌ی زناشویی که دو نفر با هم پیمان بسته‌اند تا آخر عمر در شادی‌ها و غم‌های هم شریک باشند، مشکلات ارتباطی می‌تواند لطمه‌ی بسیار بزرگی به پیکره‌ی این رابطه وارد کند.

گاهی شاید احساس کنید همسرتان اصلا شما را درک نمی‌کند یا شاید خودتان هم تعجب کنید چرا نمی‌توانید حرف دل‌تان را به همسرتان بفهمانید، بدون اینکه جنگ و جدلی به پا شود.

مشکلات ارتباطی به ندرت غیرقابل حل‌اند. بعضی وقت‌ها چند ترفند و روش ساده می‌تواند تمام آن چیزی باشد که رابطه‌تان نیاز دارد تا به روال طبیعی و سالم خود برگردد. در این مطلب با ما باشید تا به شایع‌ترین علت‌های مشکلات ارتباطی اشاره کنیم و به شما بگوییم چه تغییراتی باید ایجاد کنید تا هم شما و هم همسرتان از زندگی مشترک خود لذت بیشتری ببرید.

چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

زمان زیادی را صرف گوشی و کامپیوترتان می‌کنید

گوشی‌های هوشمند فوق العاده‌اند و هر روز مجهز‌تر و جذاب‌تر هم می‌شوند. سریال‌ها نیز بسیار سرگرم کننده‌اند، اما اگر زمان زیادی از روزتان را صرف این تکنولوژی‌ها کنید، بدون تردید دیر یا زود در رابطه‌ی خود به مشکلاتی برمی‌خورید. وقتی صفحات اینستاگرام را بالا و پایین می‌کنید به سختی می‌توانید در لحظه و در کنار همسرتان حضور داشته باشید.

هر روز زمانی را به یک ارتباط واقعی و ملموس با همسرتان اختصاص دهید و سراپا گوش باشید. وقتی کنار همسرتان هستید، توجه کامل‌تان را معطوف او کنید، نه اینکه مشغول گشت و گذار در اینترنت باشید و به همسرتان بگویید: گوشم با توست!

حسادت‌های گاه به گاه نشان می‌دهید

حسادت‌های گاه به گاه، واکنش‌هایی هستند که مثلا نسبت به هر پیام و تکستی که همسرتان دریافت می‌کند نشان می‌دهید یا نسبت به کسی که دیده‌اید در حال حرف زدن و خندیدن با همسرتان است حساسیت و کنجکاوی نشان می‌دهید. با این اتفاق‌های ریز و درشت، بدترین آسیب‌ها به رابطه و اعتماد موجود در آن وارد خواهد شد.

از کلمات ناخوشایند و توهین آمیز استفاده می‌کنید

چگونه می‌توانید به حرف‌های کسی گوش دهید که از کلمات توهین آمیز و ناپسند در کلامش استفاده می‌کند؟ این کلمات باعث می‌شوند معنای واقعی پیامی که منتقل می‌شود دریافت و درک نشود. همه‌ی آدم‌ها وقتی به آن‌ها توهین می‌شود، موضع دفاعی می‌گیرند. هیچکس دوست ندارد مورد قضاوت نادرست قرار بگیرد یا متهم شود. سعی کنید با احترام و به آرامی حرف بزنید و اثرش را ببینید.

توقعات نابجا دارید

همسر شما همیشه نمی‌تواند بفهمد چه احساسی دارید یا چه می‌خواهید. گاهی حتی شاید نتواند به اندازه‌ی شما روی رابطه‌تان تمرکز کند، چون زندگی در بیشتر مواقع پُر از مشغله و درد سر است و همه‌ی این‌ها می‌توانند فکر و انرژی و وقت افراد را ببلعند. پس توقع نداشته باشید بدون اینکه حرفی بزنید همسرتان متوجه شود چه در سر دارید یا از چیزی دلخور هستید. ارتباط موثر، یعنی اینکه دو طرف بتوانند در مورد احساسات و خواسته‌های خود به خوبی و بدون بی‌احترامی به طرف مقابل حرف بزنند.

چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

احساسات خود را پنهان می‌کنید

در مورد احساسات‌تان هم با خودتان و هم با همسرتان روراست باشید، چون این قلب یک ارتباط خوب است. اگر یکی از شما دو نفر روراست نباشید و اغلب، احساسات واقعی خود را مخفی کنید، نه برای مشکلات‌تان راه حلی پیدا خواهید کرد و نه به رابطه‌تان کمکی می‌کنید. به هم قول بدهید که با هم روراست و شفاف باشید و نسبت به احساسات هم توجه نشان بدهید تا تشویق به بروزشان شوید. تصور نکنید اگر ناراحتی‌تان را از همسرتان پنهان کنید، در حق او لطف کرده‌اید.

همسرتان را مسئول شادی‌تان می‌دانید

هیچکس مسئول افکار و احساسات دیگران نیست، حتی زن و شوهرها! اگر طرز فکرتان این است که همسرتان وظیفه دارد شما را شاد کند، پس ارتباط خوبی با هم ندارید و ابری از فرسودگی و ناتوانی بر رابطه‌تان سایه افکنده است. توقعات خود را سبک و سنگین کنید و با خود فکر کنید واقعا کدام‌شان مربوط به خود شماست. مالک و مسئول احساسات خود باشید و با دید باز و پذیرا آن‌ها را باور کنید. یاد بگیرید چگونه مراقب جسم و روح و روان‌تان باشید و برای پاسخ دادن به نیاز‌های هیجانی‌تان قدم‌هایی بردارید تا بتوانید قوی و راضی با همسرتان ارتباط برقرار کنید، نه ضعیف و نیازمند.

زبان عشق همسرتان را نمی‌دانید

هرکسی زبان عشق خودش را دارد. اگر زبان عشق همدیگر را بلد باشید، رابطه‌تان بسیار خوشایند و شاد خواهد بود. شاید همسر شما از تحسین و تشکرتان بیشتر انرژی می‌گیرد و عشق را احساس می‌کند یا اینکه دوست دارد در مورد مسائل با هم گفتگو کنید. شاید همسرتان با دریافته هدیه‌ای هر چند کوچک، بیشتر پی به علاقه‌تان می‌برد یا می‌فهمد که به یادش هستید. برخی از افراد درصورتی که کمکی دریافت کنند (مثلا در انجام کار‌های خانه) بیشتر از هر چیزی خوشحال می‌شوند. اگر بتوانید زبان عشق همدیگر را بفهمید می‌توانید ارتباط عمیق‌تر و موثرتری با هم برقرار کنید.

مدام گذشته‌ها را یادآوری می‌کنید

یادآوری مکرر گذشته، با هدف سرزنش کردن و تضعیف طرف مقابل، چه در مورد اشتباهی که رخ داده باشد و چه پولی که خرج شده یا هر یادآوری ناخوشایند دیگری، برای رابطه مانند سم است. وقتی احساس کنید همیشه یک نفر کنارتان است که خطاهای‌تان را به شما یادآوری کند و هر چیزی را در ذهنش لیست می‌کند تا علیه‌تان استفاده کند، چگونه می‌توانید ارتباط خوبی با او برقرار کنید؟ اگر می‌خواهید رابطه‌ای دوستانه و سالم با همسرتان و شریک زندگی‌تان داشته باشید، مهربان و باگذشت باشید و از خطا‌های نه چندان مهم چشم پوشی کنید.

روی زمان حال‌تان تمرکز کنید و ببینید الان چه می‌توانید بکنید تا به همسرتان کمک کنید و رابطه‌تان را بهتر بسازید. یادتان باشد همسر شما رقیب‌تان نیست و شما با هم زندگی نمی‌کنید تا یکی برنده شود و آن دیگری بازنده. شما همراه و همدل هستید و هر اتفاقی که در گذشته روی داده، متعلق به گذشته‌هاست. پس رهایش کنید و از زمان حال‌تان لذت ببرید.

بلد نیستید چگونه شنونده‌ی خوبی باشید

خوب گوش نکردن یکی از علت‌های اصلی مشکلات در رابطه است. اگر یکی از شما دو نفر احساس کند حرف‌هایش شنیده نمی‌شود و ارزشی ندارد، سوء تفاهم و دلخوری و کدورت به دنبال خواهد داشت. در گفتگوهای‌تان به جای اینکه منتظر و بی‌تاب باشید تا نوبت شما بشود و حرف بزنید، آرام باشید و سعی کنید با دقت و تمرکز گوش دهید.

به حرف‌های همسرتان با تمام وجودتان گوش دهید، سپس آنچه دریافت کرده‌اید و از کلام همسرتان فهمیده‌اید بازگویی کنید تا هم همسرتان و هم خود شما مطمئن شوید که پیام به درستی منتقل شده است. همدیگر را قضاوت یا متهم نکنید. هر دوی شما باید احساس کنید که خوب شنیده می‌شوید و چیزی که می‌گویید ارزش دارد.

چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

همدلی نمی‌کنید

گاهی ارتباط ضعیف فقط ریشه در فقدان همدلی برای طرف مقابل دارد. ما انسان‌ها ممکن است به سادگی آن چنان در احساسات و خواسته‌های خود غرق شویم و فقط نگران نیاز‌ها و دلواپسی‌های خود باشیم که فراموش کنیم احساسات و نیاز‌های طرف مقابل‌مان را نیز ببینیم، درک کنیم و به حساب بیاوریم.

ضعف در همدلی معمولا بخشی از ضعف شخصیتی نیست، بلکه جزئی از طبیعت انسان است. اما اگر یاد بگیرید خودتان را جای دیگران بگذارید و از زاویه دید آن‌ها به مسائل نگاه کنید، ارتباطات‌تان به میزان چشمگیری بهتر خواهد شد. چه بهتر که تمرین همدلی را از همسرتان شروع کنید!

صحبت‌های‌تان را با غُر و نق شروع می‌کنید

همه‌ی ما دوست داریم احساس عشق و تحسین کنیم و کسی که دوستش داریم به ما احترام بگذارد. مخصوصا زمان‌هایی که با همسرتان به عنوان یک زوج به مشکلی برمی‌خورید، هر دوی شما نسبت به کلمات و جمله‌ها حساس‌ترید. وقتی صحبت‌های‌تان را با غرولند کردن و ایراد گرفتن شروع می‌کنید، از همان ابتدا راه گفتگو را می‌بندید و طرف مقابل‌تان را در موضع دفاعی قرار می‌دهید. انتظار نداشته باشید چنین بحثی خوب پیش برود و نتیجه هم بگیرید.

ارتباط خوب، مهارتی است که در تمام طول عمرتان به آن نیاز دارید و مانند هر مهارت دیگری به تمرین نیاز دارد. با نکات ساده‌ای که ارائه دادیم شروع کنید و تاثیرش را ببینید. مشکلاتی که گفتیم، شایع‌ترین مشکلات ارتباطی میان زن و شوهر‌ها هستند که اگر به موقع شناسایی و برطرف نشوند، می‌توانند اثرات غیرقابل جبرانی در بلند مدت بر زندگی مشترک‌تان بگذارند.

منبع: marriage