چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم؟


برترین ها: به‌طور حتم یکی از دردناک‌ترین تجربه‌هایی که افراد در طول زندگی خود با آن مواجه می‌شوند، مرگ عزیزان است، البته هیچ‌کس را نباید در این غم تنها گذاشت، اما شاید هیچ‌کس به اندازه خود فرد نتواند به خودش کمک کند. با قبول این درد و آشنایی با مراحل آن می‌توان تا حدودی از شدت آن کاست و یادتان باشد در نهایت زمان، حلال تمام مشکلات است و همه زخم‌ها با گذشت زمان خوب می‌شوند.

روز اول

واضح است که با شنیدن خبر مرگ اطرافیان نمی‌توان احساس خوبی داشت. واکنش افراد نسبت به این خبر با یکدیگر متفاوت است. ممکن است ناگهان شروع به گریه کنید، شوکه شوید یا احساس پوچی، کرختی و افسردگی کنید. برای بعضی‌ها نیز ممکن است قبول‌کردن این موضوع کمی طول بکشد که این رفتار کاملا طبیعی است.

روز خاکسپاری

در این روز قطعا به‌شدت احساس ناراحتی و عذاب می‌کنید، درست مانند تمام کسانی که با شما در مراسم شرکت کرده‌اند. زمانی که همگی با هم برای احترام به شخص فوت شده سر خاک او حاضر می‌شوید و این احساسات دردناک را قبول می‌کنید، در واقع وارد فرآیندی شده‌اید که سرانجام باعث بهبودی حال‌تان می‌شود.

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم

هفته‌های بعد

شاید احساس کنید حال‌تان خیلی بهتر شده است، اما فرآیند بهبودی در همه افراد یکسان نیست. ممکن است تمرکز خود را در کلاس درس از دست بدهید، با اطرافیان بی‌دلیل وارد بحث و جدل شوید یا دچار مشکلات فیزیکی مانند تنگی‌نفس یا بی‌خوابی شوید. ممکن است با دیدن خوشحالی دیگران دچار احساس خشم، گیجی و نفرت شوید، اما این احساسات کاملا طبیعی هستند. پس به خود و اطرافیان‌تان کمی وقت بدهید و صبور باشید.

چند ماه بعد

هنوز هم جای خالی او به‌شدت حس می‌شود، اما آن احساسات عذاب‌آور و سخت به تدریج کم‌رنگ می‌شود. بنابراین اگر هنوز هم احساس غم و ناراحتی زندگی روزمره‌تان را تحت‌تاثیر قرار داده است، بهتر است که از یک مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا بتوانید بدون عذاب وجدان به زندگی خود ادامه دهید.

آینده

با این‌که حال‌تان خوب شده است، هنوز هم هرچند وقت یک‌بار به یاد عزیز از دست رفته‌تان می‌افتید. صبور باشید، آلبوم عکس‌های‌تان را مرور کنید یا به موسیقی گوش دهید. به خودتان اجازه گریه‌کردن بدهید و حرف کسانی که می‌گویند «تا الان باید فراموشش کرده باشی» را نادیده بگیرید، زیرا این طرز فکر اشتباه است.

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم

این راه‌ها را هم می‌توان امتحان کرد

یادش را زنده نگه دارید

کاساندرا ۱۹‌ساله که به‌تازگی مادرش را بر اثر سرطان از دست داده است، با پوشیدن یک دستبند که روی آن عبارت «عاشق و مبارز» حک شده است، یاد او را زنده نگه می‌دارد. او با این‌کار احساس می‌کند، مادرش همیشه همراه اوست.

احساسات‌تان را بیرون بریزید

لکسی ۱۷ ساله برای پدربزرگ خود نامه‌ای نوشت و در روز خاکسپاری آن را روی قبر او گذاشت. او با نوشتن تمام حرف‌های نگفته‌اش در این نامه تا حد زیادی آرام شد.

چگونه با مرگ عزیزانمان کنار بیاییم

دست به‌کار شوید

جولیا ۲۱ ساله پس از این‌که دختر‌خاله و یکی از دوستان خود را بر اثر خودکشی از دست داد، تصمیم گرفت که به یاد آن‌ها و برای مبارزه با خودکشی یک مراسم خیریه تدارک ببیند. این ایده که از این درد و رنج یک عمل مثبت برآمده است، به او آرامش می‌داد.

به دوست داغدار خود چه بگوییم؟

در زمان بروز اتفاقات بد تسلی‌دادن یک دوست کار بسیار سختی است، اما بهتر است موضوع را پیچیده نکنید. به او بگویید: «می‌دانم که نمی‌توانم احساست را به‌خوبی درک کنم، اما برای از دست‌دادن او بسیار متاسفم و تنها آرزویی که می‌توانم بکنم این است که همه‌چیز دوباره رو به‌راه شود.»

چگونه وکیل خوب پیدا کنیم؟


برترین‌ها: حتما خیلی از شما در زندگی درگیر کار‌های حقوقی شده‌اید و متوجه شدید که به تنهایی نمی‌توانید از عهده‌ی مسائل پیچیده‌ی حقوقی بربیایید و به یک شخص متخصص و با تجربه در این حوزه نیاز دارید تا در کار خود موفق شوید.

اینجاست که سوالاتی برای شما مطرح می‌شود: وکیل خوب کیست؟ وکیل خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ چطور یک وکیل متخصص پیدا کنم؟ وکیل پایه یک بهتر است یا پایه دو؟ چه نوع وکلایی داریم؟

در این مطلب سعی کردیم به همه‌ی این سوالات پاسخ دهیم. با خواندن این مقاله متوجه می‌شوید که یک وکیل خوب چه ویژگی‌هایی دارد و باید دنبال چه وکیلی بگردید.

ویژگی‌های یک وکیل خوب

وکیل چه کسی است؟

وکیل یا نماینده یا جانشین کسی است که از طرف شخص دیگری حقوقی یا حقیقی برای عقد وکالت برای انجام کاری مأمور می‌شود.

انواع وکیل

وکیل انواع مختلفی دارد که هرکدام در امور مربوط به خودشان مهارت دارند. همچنین شغل وکالت نیز مثل سایر صنف‌ها دارای دسته‌بندی‌ها و درجاتی است که در ادامه آن‌ها را برای شما مشخص می‌کنیم.

وکیل دادگستری یا قضایی

به وکیلی گفته می‌شود که پروانه وکالت داشته و به همین علت حق وکالت از اشخاص را در دادگاه‌ها و سایر مراجع قضایی دارد. برای اینکه شخصی بتواند وکیل دادگستری شود، باید در رشته حقوق تحصیل کرده و پس آن با قبولی در آزمون وکالت، از کانون وکلای دادگستری یا مرکز امور وکلا و کارشناسان قوه قضائیه، پروانه وکالت دادگستری دریافت کند.

وکیل اداری

به هر شخصی گفته می‌شود که به موجب یک قرارداد وکالت اداری (که ممکن است دست نویس باشد یا در دفاتر اسناد رسمی امضا شده باشد) وکیل کاری شخصی شده است تا در ادارات مختلف، کار‌های اداری شخص دیگری را انجام دهد. توجه داشته باشید که اولا، وکیل اداری می‌تواند هر شخصی، با سواد یا بیسواد، با هر نوع تحصیلات و هر سابقه‌ای باشد و هیچ مجوز یا ویژگی خاصی در وکیل اداری مورد نیاز نیست.

دوما، وکیل اداری صرفا حق مراجعه به ادارات را دارد و به هیچ وجه حق وکالت در مراجع قضایی، ارائه مشاوره حقوقی، مداخله در کار‌های قضایی و دفاع از موکل در دادگاه را ندارد و همانطور که گفته شد، در صورت مداخله در این امور وفق قانون وکالت مورد مجازات قرار خواهد گرفت.

وکیل پایه یک دادگستری

وکلای پایه یک دادگستری بهترین و مجرب‌ترین نوع وکلا از حیث تجربه و سلسله مراتب در بین انواع وکلا هستند. وکیل پایه یک دادگستری برای اینکه بتواند به این درجه در حرفه خود برسد باید:

  • حداقل دارای مدرک لیسانس در رشته حقوق باشد.
  • در آزمون دشوار و طاقت فرسای «وکالت» شرکت کرده و از بین ده‌ها هزار نفر پذیرفته شده باشد.
  • صلاحیت عمومی، اخلاقی و مذهبی او بر اساس استعلامات مختلف تایید شده باشد.
  • دوره دشوار کارآموزی وکالت و تکالیف مختلف آن را که حدود دو سال است سپری کرده باشد.
  • دوره وکالت پایه دو دادگستری را تمام نموده باشد. (فقط وکلای ماده ۱۸۷)
  • آزمون‌های متعدد تشریحی و مصاحبه‌های علمی (موسوم به اختبار) را با موفقیت پشت سر گذرانده باشد.

افرادی که بتوانند این مراحل را با موفقیت پشت سر بگذارند، در نهایت درجه «وکیل پایه یک دادگستری» را دریافت می‌نمایند. وکلای پایه یک می‌توانند در تمامی محاکم حقوقی و کیفری، در تمام دادگاه‌ها و در تمام مراحل مختلف رسیدگی قضایی شرکت کرده و هیچ محدودیتی برای پذیرش وکالت افراد یا شرکت‌ها ندارند.

ویژگی‌های یک وکیل خوب

وکیل پایه ۲ دادگستری

وکلای پایه دو دارای اختیارات محدودتری هستند. وکیل پایه دو صرفا حق شرکت در محاکم کیفری را دارد که به جرم‌های تعزیری مستوجب حبس کمتر از ۱۰ سال و شلاق و جزای نقدی و اقدامات تامینی رسیدگی می‌کنند. همچنین، اختیارات وکیل پایه دو در محاکم حقوقی نیز محدودتر است. وکیل پایه دو صرفا می‌تواند در محاکم حقوقی با خواسته کمتر از ۵۰۰ میلیون ریال و یا در پرونده‌هایی با خواسته غیر مالی (به استثنای دعاوی مربوط به اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، اثبات و نفی نسب) پرونده قبول نموده و وکالت انجام دهد.

نکته مهم اینست که صرفا وکلای مرکز امور مشاوران و وکلای قوه قضائیه پس از گذراندن دوره کارآموزی و پیش از رسیدن به درجه وکالت پایه یک دادگستری، پروانه وکالت پایه دو را دریافت می‌کنند و وکلای کانون وکلای دادگستری، مستقیما پس از طی دوره کارآموزی، وکیل پایه یک شناخته می‌شوند.

ویژگی‌های وکیل خوب

وکیل امانت‌دار

وکیل هم مثل پزشک محرم اسرار است و ممکن است به سبب ماهیت شغلی خود با واقعیت‌ها و اسرار زیادی از سوی موکلین خود روبه رو شود که اخلاق حرفه‌ای ایجاب می‌نماید که اسرار را به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی فاش نکند.

وکیل متخصص

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک وکیل خوب را می‌توان تخصص او دانست. امروزه تمام کار‌ها تخصصی‌تر شده و کیفیت خدمات قابل ارائه در تمام رشته‌های علمی، به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا کرده است.

همواره می‌بینیم که مردم در مواجهه با بیماری و کسالت‌های جدی، به دنبال پزشک متخصص یا فوق تخصص می‌گردند. همین موضوع در مسائل دیگر هم قابل مشاهده است.

با این حال، متاسفانه وکالت که حرفه‌ای بسیار دقیق و پیچیده محسوب می‌شود در ایران به شکل عمومی و غیر تخصصی انجام می‌شود. پس یکی از مهم‌ترین معیار‌هایی که در انتخاب یک وکیل خوب باید لحاظ شود، تخصص و آگاهی علمی او در همان موضوع است.

ویژگی‌های یک وکیل خوب

وکیل باتجربه

چه بسیار وکلایی که به دلیل تجربیات متعدد در پرونده‌های حقوقی با یک موضوع خاص، راه حل‌هایی برای مشکلات حقوقی شما می‌شناسند که وکلای دیگر از آن بی خبر هستند.

درست است که شناسایی تجربه یک وکیل با ابزار‌های سنتی مشکل است، اما شما باید با مقایسه کردن و پرس‌وجو، وکیل باتجربه در حوزه‌ی مورد بررسی را پیدا کنید.

وکیل صادق و درستکار

صداقت و راستگویی، تاثیر بسزایی در پیشرفت و ارتقای شغلی دارد، صداقت در این حرفه هم از مهمترین اصول کاری است. یک وکیل صادق و درستکار فقط به فکر حق‌الوکاله‌ی خود نبوده و موکل را بی‌خودی درگیر پروسه‌های طولانی و وقت‌گیر نمی‌کند.

وکیل با روابط‌ عمومی قوی

وکیلی که دارای قدرت برقراری ارتباط سریع و موثر با سایرین باشد، احتمال موفقیت بیشتری را در کار خود رقم می‌زند. از سویی، وکیل دارای ارتباطات قوی به شبکه‌ای از دوستان و همکاران خود دسترسی دارد که می‌تواند با مشورت و کسب نظر تخصصی از آن‌ها، از تجربیاتشان در پرونده‌های مشابه نیز استفاده کند. از سویی دیگر، چنین شخصی توانایی بیشتری در برقراری ارتباط موثر و انتقال نظر و استدلال خود به قاضی و کارمندان قضایی دارد و احتمالاً راحت‌تر می‌تواند حقیقت را به اثبات برساند.

با توجه به این ویژگی‌ها می‌توانید بهترین وکیل را برای کار‌های حقوقی خود انتخاب کنید.

منابع: dadpardaz، vindad

چگونه مهمانی با اتیکت باشیم؟


برترین‌ها: رفتار‌های ما نشاندهنده‌ی سطح فرهنگ و شعور ما هستند. آداب معاشرت نقش مهمی در جامعه‌ی مدرن دارد و طبق این آداب و اصول رفتار کردن، مشخص می‌کند تا چه اندازه می‌توانید بر طرف مقابل‌تان که می‌تواند یک دوست جدید یا یک رئیس باشد اثر بگذارید. شیوه‌ی رفتار یک فرد در جمع، اسرار زیادی از تربیت، میزان شعور و فرهنگ او فاش می‌کند، اما خیلی از افراد هنوز نمی‌دانند در یک مهمانی، خصوصا اگر میزبان خود را خیلی خوب نشناسند، چگونه باید با اتیکت رفتار کنند.

آداب معاشرت به ما کمک می‌کند روابط بهتری با هم برقرار کنیم، در مورد هم چیز‌های بیشتری یاد بگیریم و بدانیم در قبال دیگران چگونه باید رفتار کنیم و متقابلا چه انتظاری از رفتار‌های دیگران داشته باشیم.

چگونه مهمانی با اتیکت در منزل میزبان‌تان باشید

آداب پیش از مهمانی

اگر می‌خواهید خوراکی با خود به مهمانی ببرید، غذا یا سالاد را انتخاب نکنید، چون ممکن است با بقیه‌ی غذا‌هایی که میزبان در منوی خود دارد جور نباشد یا عین همان غذایی باشد که او تهیه کرده است. میوه یا شیرینی و شکلات، گزینه‌های مناسب‌تری هستند.

هرگز از میزبان خود نپرسید چه افراد دیگری به این مهمانی دعوت هستند. میزبان‌ها معمولا اطلاعات کلی در مورد سایر مهمان‌ها به شما می‌دهند (چه دوستان باشند و چه اقوام و یا همکاران).

اگر میزبان تم خاصی برای مهمانی‌اش در نظر گرفته لطفا نادیده نگیرید و به درخواست میزبانتان احترام بگذارید.

چگونه مهمانی با اتیکت در منزل میزبان‌تان باشید

زودتر از موعد مقرر خودتان را به مهمانی نرسانید. شاید میزبان شما هنوز آماده نباشد و او را در موقعیتی نامناسب قرار دهید. طبق اصول معاشرت، مهمان باید ۱۵ دقیقه دیرتر از موعد مقرر به منزل میزبان برسد، اما این تاخیر بیشتر از ۳۰ دقیقه هم نباید بشود.

در انتخاب هدیه برای میزبانتان خیلی باید دقت کنید. مثلا یک گلدان بزرگ پُر از گل معمولا هدیه‌ی مناسبی نیست، زیرا بیشتر افراد دوست دارند خانه‌ی خود را طبق سلیقه‌ی خود و متناسب با وسایلی که در حال حاضر دارند دکور کنند و شما نمی‌دانید ویژگی‌های یک گلدان بزرگ را چگونه طبق سلیقه‌ی میزبانتان جور کنید. بهتر است گلدانی کوچک‌تر و ساده را انتخاب کنید. وسایلی که جزو دکور نیستند اغلب گزینه‌های بهتری محسوب می‌شوند.

اگر می‌خواهید یک نفر دیگر را نیز با خود به مهمانی ببرید حتما قبل از رفتن به مهمانی این موضوع را به میزبان اطلاع دهید و او را غافلگیر نکنید. این دسته از غافلگیری‌ها مودبانه نیستند.

اگر آلرژی غذایی خاصی دارید نیازی نیست به میزبانتان اطلاع دهید. می‌توانید غذایی همراه خود داشته باشید و در صورتی که متوجه شدید به خاطر آلرژیتان، نمی‌توانید از غذایی که میزبان تهیه کرده بخورید، از آن استفاده کنید.

در منزل میزبان چگونه رفتار کنید

سراغ یخچال و کمد و … نروید. حتی توصیه می‌کنیم بدون اجازه‌ی میزبان وارد آشپزخانه هم نشوید.

چگونه مهمانی با اتیکت در منزل میزبان‌تان باشید

فرزند میزبان خود را لمس نکنید، خصوصا وقتی که پدر و مادرش دوروبرتان نیستند. حتی اگر کودک شروع به گریه کرد، بهتر است والدینش را خبر کنید.

از بچه‌ها نخواهید هدیه‌ها را باز کنند. چون واکنش بچه‌ها به هدیه‌ها ممکن است غیرمنتظره باشد و احساس ناخوشایندی در بقیه ایجاد کند.

اگر قصد کمک به میزبانتان را دارید، حتما اول از میزبان اجازه بگیرید. خیلی از افراد دوست ندارند مهمان تحت عنوان کمک، در کاری دخالت کند.

بدون اجازه‌ی میزبان، دمای اتاق را کم یا زیاد نکنید. اگر دمای اتاق ناراحتتان می‌کند، به خود میزبان اطلاع دهید خیلی گرم یا سردتان است.

قبل از رفتن به مهمانی با بچه‌ها در مورد چیز‌هایی که باید رعایت کنند با آن‌ها حرف بزنید. اگر فرزندتان در مهمانی رفتار نامناسبی داشت، او را به گوشه‌ای ببرید و به آرامی، اما جدی به او تذکر بدهید.

هرگز در مهمانی به میزبانتان توصیه‌های آشپزی و خانه داری نکنید.

اگر ظرفی در منزل میزبانتان شکستید یا هر خسارت دیگری وارد کردید، هرگز برای جبران آن پیشنهاد پول ندهید، چون این کار اغلب مورد پسند نیست. بهتر است بعدا خسارتی را که وارد کرده‌اید جبران کنید.

از میزبانتان رمز وای فای را نخواهید.

طبق میل و خواست خودتان تا دیروقت در منزل میزبان نمانید. به غیر از مهمانی‌های شبانه، باید ساعت ۱۱ تا ۱۲ شب، منزل میزبان را ترک کنید. فراموش نکنید که میزبان شما باید بعد از مهمانی، ریخت و پاش‌ها را جمع و جور کند.

یک میزبان باملاحظه معمولا وسایل لازم دستشویی و توالت را به طور کامل برای مهمانان خود فراهم می‌کند. اما باز هم بهتر است شما قبل از رفتن به دستشویی از میزبانتان در مورد اینکه با چه حوله‌ای باید دستان‌تان را خشک کنید سوال کنید.

با آدم‌های جدید آشنا شوید. البته برای بعضی از افراد، باز کردن سر صحبت با افراد جدید کار خیلی سختی است، اما در یک مهمانی دورهمی باید با آن‌هایی که نمی‌شناسید نیز معاشرت کنید.

چگونه مهمانی با اتیکت در منزل میزبان‌تان باشید

در پایان مهمانی هنگامی که می‌خواهید از میزبان تشکر کنید، به یک یا دو مورد خاص از مهمانی اشاره کنید که خیلی از آن لذت بردید و برای‌تان بسیار خوشایند بوده است. این شیوه‌ی بسیار زیبایی از سپاسگزاری بابت یک مهمانی است که در ذهن میزبان ماندگار خواهد شد. از لحن و تُن صدای مناسبی برای تشکر کردن استفاده کنید، صدای‌تان نه خیلی آهسته و یکنواخت و نه خیلی بلند و گوشخراش باشد.

آداب سر میزغذا

تا زمانی که شما را به میز غذا دعوت نکرده‌اند سر جای‌تان بنشینید و پیش از میزبان، شروع به خوردن نکنید.

ترکیبات غذا را از هم جدا نکنید. مثلا اگر در سالاد پیاز هست و شما پیاز دوست ندارید، بهتر است کلا سالاد نخورید تا اینکه پیاز آن را جدا کنید و سالاد را بخورید.

از میزبان نخواهید چیز‌هایی که سر میز نگذاشته را بیاورد، مثلا کچاپ، فلفل و …. اگر لکه‌ای روی ظرف دیدید یا مویی در غذا پیدا کردید، آن را نشان ندهید و توجه دیگران را به آن جلب نکنید. در چنین مواقعی بهتر است به آرامی و مودبانه از میزبان بخواهید ظرف یا غذایتان را عوض کند.

از دستمال سفره درست استفاده کنید. وقتی پشت میز می‌نشینید آن را روی پاهای‌تان بگذارید و وقتی غذایتان به پایان رسید، هنگام ترک صندلی‌تان دستمال را سمت چپ ظرف خالی‌تان قرار دهید. هرگز با دستمال سفره بینی‌تان را تمیز نکنید!

نان را با کارد برش نزنید. شما باید نان را با دست‌های‌تان تکه کنید.

هرگز کودک‌تان را وادار نکنید غذایی را که دوست ندارد بخورد. چون احتمال اینکه غذا را روی میز تُف کند یا حرف ناخوشایندی در مورد آن غذا بزند و میزبان را ناراحت کند زیاد است.

چگونه مهمانی با اتیکت در منزل میزبان‌تان باشید

تا غذا را نچشیده‌اید به آن نمک و فلفل اضافه نکنید.

اگر گیاهخوار هستید یا رژیم دارید، آن را پیش همه عنوان نکنید. این اطلاعات شخصی شماست.

اگر عادت‌های غذایی خاصی دارید در مهمانی آن عادت را کنار بگذارید. مثلا قبل از دسر از میزبان نخواهید برای‌تان چای یا قهوه بیاورد، چون معمولا اینگونه عادت دارید. بهتر است اجازه دهید خود میزبان، روند پذیرایی را طبق برنامه ریزی‌های خودش پیش ببرد. عادت خاص شما ممکن است میزبان را آشفته و ناراحت کند.

منبع: brightside ،bustle

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟


وب‌سایت ایوار – رضا‍ رجب پور: تهیه ارز مسافرتی، یکی از ملزومات سفر به کشور‌های خارجی است. با توجه به مشکلات ارزی در چند سال اخیر در کشور، مسافران سفر‌های خارجی گزینه‌ی ارز مسافرتی را نیز در برنامه‌ی سفر خود لحاظ می‌کنند.

میل به مسافرت و کشف سرزمین‌های ناشناخته، ما را به دوردست‌ها، حتی در آن‌سوی آب‌های کره‌ی زمین می‌کشاند. در این بین، بسیاری از کشور‌های دنیا تلاش کرده‌اند با حذف قوانین دست و پاگیر، راه را برای سفر شهروندان خود به کشور‌های یکدیگر آسان‌تر کنند؛ تا جایی که بسیاری از کشور‌ها با امضای تفاهم‌نامه‌هایی مشترک، نیاز شهروندان خود به دریافت ویزا را لغو کرده و مسافران می‌توانند صرفاً با همراه داشتن پاسپورت و بلیط، عازم سفر شوند.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

بااین‌حال، افزایش افسارگسیخته‌ی قیمت ارز در یکی دو سال اخیر در ایران، موجب شده بسیاری از ایرانی‌ها فکر سفر به خارج از کشور را از ذهن خود بیرون کنند. این سفر‌ها که تا همین چند سال اخیر گاهی ارزان‌تر از کیش برای مسافران تمام می‌شدند، حالا قیمت‌هایی چند ده میلیونی پیدا کرده‌اند.

هرچند با نزدیک‌تر شدن قیمت ارز مسافرتی به قیمت ارز آزاد، شاید دیگر رفتن به سراغ ارز مسافرتی آن‌قدر‌ها هم منطقی نباشد؛ درهرصورت این مقاله به‌طور جامع به روند تهیه‌ی ارز مسافرتی و دستورالعمل‌های بانک مرکزی در این‌باره می‌پردازد.

ارز مسافرتی در کدام بانک‌ها ارائه می‌شود؟

شعب منتخب بانک‌های ملی، سامان، تجارت، ملت و پارسیان دارای باجه‌های مخصوص ارز مسافرتی هستند. شما می‌توانید برای دریافت اطلاعات کامل شعب منتخب هر یک از این بانک‌ها، از راه‌های زیر اقدام کنید:

بانک تجارت: تماس از طریق شماره تلفن ۱۵۵۴-۰۲۱ یا مراجعه به شعب منتخب

بانک ملت: تماس از طریق شماره تلفن ۱۵۵۶ برای شهروندان تهران و شماره ۸۲۴۸۸-۰۲۱ برای خارج از تهران یا مراجعه به شعب منتخب

بانک سامان: تماس از طریق شماره تلفن ۶۴۲۲-۰۲۱

بانک پارسیان: تماس از طریق شماره تلفن ۸۱۱۵۱۰۰۰-۰۲۱

بانک ملی: تماس از طریق شماره تلفن ۶۴۱۴۰-۰۲۱ یا مراجعه به شعب منتخب

چه افرادی واجدالشرایط دریافت ارز مسافرتی هستند؟

ارز مسافرتی به هر شهروند ایرانی بالای ۱۲ سال برای یک‌بار سفر (سیاحتی یا زیارتی) در طول سال شمسی تعلق می‌گیرد. این رقم با توجه به مقصد موردنظر مسافران متفاوت است و شامل سفر‌های زمینی و دریایی نمی‌شود.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

به کدام افراد ارز مسافرتی تعلق نمی‌گیرد؟

۴ دسته از افراد مشمول دریافت ارز مسافرتی نمی‌شوند:

  • متقاضیان زیر سن ۱۲ سال
  • ایرانیان مقیم خارج از کشور
  • افراد با گذرنامه‌های خدمات و سیاسی
  • مسافران سفر‌های زمینی

مدارک لازم برای دریافت ارز مسافرتی

افرادی که به دنبال دریافت ارز مسافرتی هستند، باید طبق دستورالعمل بانک مرکزی، مدارک زیر را با خود در شعب منتخب بانک‌های عامل به همراه داشته باشند:

  • اصل کارت ملی
  • اصل گذرنامه جمهوری اسلامی ایران به همراه کپی
  • بلیط هواپیما با مهر آژانس مسافرتی
  • ویزای کشور موردنظر (در صورت عدم نیاز به ویزا برای کشور مقصد، نیازی به این مورد نیست)
  • اصل رسید واریز مبلغ عوارض خروج از کشور؛ مبلغ عوارض خروج از کشور برای سفر‌های سیاحتی برای بار اول ۲۲۰ هزار تومان، برای بار دوم ۳۳۰ هزار تومان و برای بار سوم ۴۴۰ هزار تومان است. این رقم برای سفر‌های زیارتی تقریباً نصف مبلغ سفر‌های تفریحی محاسبه شده است.
  • تکمیل فرم فروش ارز

قیمت ارز مسافرتی

ارز مسافرتی معمولاً بین ساعات ۱۰ صبح تا ۱ بعدازظهر هر روز در شعب منتخب بانک‌های عامل عرضه می‌شود. قیمت ارز مسافرتی معمولاً از ساعت ۹:۳۰ صبح به بعد از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود و تا قبل از آن امکان تهیه‌ی حواله‌ی ارزی وجود ندارد. ازآنجایی‌که این زمان برای صدور حواله‌ی ارزی محدود است، بهتر است این کار را به روز‌های نزدیک به سفر موکول نکنید.

چند نکته در رابطه با دریافت ارز مسافرتی

حواله‌ی ارزی تنها به فرد دارای بلیط و پاسپورت ارائه می‌شود؛ بنابراین فکر اینکه یکی از اعضای خانواده برای دریافت حواله‌ی تمامی افراد اقدام کند را از سرتان بیرون کنید.

قیمت ارز مسافرتی هر روز تغییر می‌کند و هیچ تضمینی برای دریافت ارز به قیمت مشخصی وجود ندارد. این ارز می‌تواند یک روز ارزان‌تر یا یک روز گران‌تر باشد.

اگر پاسپورت شما به‌تازگی عوض شده یا المثنی گرفته‌اید، باید گذرنامه‌ی خود را به متصدی بانک برای بررسی ارائه کنید.

اگر قصد دریافت ارز مسافرتی از بانک‌های سامان یا ملت را دارید، بهتر است در این بانک‌ها حساب داشته باشید. در غیر این صورت، باید پول نقد یا کارت بانکی به همراه بیاورید.

ارز مسافرتی تنها به زائرانی تعلق می‌گیرد که نام آن‌ها در سامانه‌ی سازمان حج و زیارت به ثبت رسیده باشد.

تهیه‌ی حواله‌ی ارزی از شعب منتخب، صرفاً از ۴ روز قبل از تاریخ مندرج در بلیط هواپیما امکان‌پذیر است.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

میزان ارز مسافرتی اختصاص یافته به هر نفر چقدر است؟

ارز مسافرتی که تنها یک‌بار در سال به متقاضیان ارائه می‌شود، با نرخ روز و همراه با در نظر گرفتن کارمزد، به‌صورت حواله، در اختیار مسافران قرار می‌گیرد:

مسافران به مقصد کشور‌های هم‌مرز و کشور‌های مشترک‌المنافع، به‌جز عراق، شامل ارمنستان، آذربایجان، استونی، لتونی، لیتوانی، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، گرجستان، مولداوی، روسیه، ترکمنستان، تاجیکستان، اوکراین، ازبکستان، ترکیه، افغانستان، بحرین، کویت، قطر، پاکستان، امارت و قبرس می‌توانند ۵۰۰ یورو، ارز مسافرتی دریافت کنند.

رقم ارز مسافرتی برای مسافران سایر کشور‌ها به‌جز عراق نیز حداکثر ۱۰۰۰ یورو است که این مقدار در برخی منابع تا ۲۰۰۰ یورو هم آمده است، اما در بخشنامه‌های جدید قطعامیزان آن کمتر است.

به‌منظور تسهیل شرایط سفر زائران ایرانی به عتبات عالیات، تأمین و پرداخت ارز مسافرتی به زائرین عتبات عالیات اعلامی از سوی سازمان حج و زیارت به مبلغ ۲۵۰ هزار دینار عراقی صورت می‌پذیرد. اگرچه این افراد نیازی به ارائه‌ی بلیط و گذرنامه خود ندارند، اما باید مشخصات آن‌ها به تأیید سازمان حج و زیارت برسد.

نحوه دریافت ارز مسافرتی

متقاضیان دریافت این ارز، پس از واریز معادل ریالی، حواله‌ی ارز مسافرتی به قیمت روز را از شعب منتخب بانک‌ها دریافت می‌کنند. متقاضی سفر‌های خارجی به هنگام ورود به یکی از فرودگاه‌های امام خمینی، اصفهان، شیراز، تبریز، ارومیه و اهواز، می‌تواند ارز خود را در ازای ارائه‌ی حواله‌ی بانکی دریافت کند.

باجه‌ی پرداخت ارز به‌صورت اسکناس، پس از باجه‌ی کنترل گذرنامه قرار دارد. وقتی‌که مهر خروج در گذرنامه‌ی شما درج شد، متصدی باجه‌ی ارزی می‌تواند ارز مسافرتی را به شما پرداخت کند.

توجه: بر اساس سیاست‌های ابلاغی بانک مرکزی در شهریور ۹۷، ارز پرداختی به مسافران صرفاً یورو است و معادل دلاری آن به متقاضیان پرداخت نمی‌شود.

قیمت ارز مسافرتی چقدر است و چگونه باید آن را تهیه کنیم؟

آیا اقدام برای دریافت ارز مسافرتی منطقی است؟

دیگر گذشت آن زمان که تفاوت نرخ ارز مسافرتی و ارز آزاد در حدود ۱۰ هزار تومان بود. امروزه نرخ ارز مسافرتی به‌طور روزانه و متناسب با نرخ ارز در بازار آزاد از سوی بانک مرکزی تعیین می‌شود. در حال حاضر این نرخ تفاوت چندانی با قیمت ارز در بازار آزاد ندارد و با احتساب مالیات‌های مربوطه، تقریباً هم‌قیمت ارز آزاد برای شما تمام می‌شود. حتی ممکن است که حواله‌ی ارزی تهیه‌شده از سوی شما، در روز‌های منتهی به زمان سفر، گران‌تر از نرخ بازار آزاد باشد.

درنتیجه امروزه دیگر مسافران، کمتر به دنبال خرید ارز مسافرتی و طی کردن مراحل طولانی گرفتن حواله رفته و مستقیماً برای تأمین ارز موردنیاز خود به یکی از صرافی‌های مجاز در سطح کشور مراجعه می‌کنند.

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟


خبرگزاری ایرنا – سحر سلطانی: چرا هیچ چیزی برای این بچه ارزش ندارد؟ چرا نسبت به هیچ چیز احساس مسوولیت ندارد؟ ما که چیزی کم نگذاشته‎ایم چرا احساس مالکیت و حس مراقبت و مسوولیت ندارد؟ و چرا‌هایی دیگر.

مادر: چرا تبلتت را پرت می‎کنی روی سرامیک؟ توپ که نیست؛ کلی پول خورده!

آرمین: فوقش بشکنه یدونه بهترشو می‎گیریم

پدر: چرا لگو‌های ریزت همه‎جا پخش و پلاست؟ نمی‎گی گم بشه یا بره تو جارو؟

مریم: خب یه مدل دیگه‎اش را می‎خریم.

مربی مهدکودک: پاستل‎هایت را از کف زمین جمع کن، لگد می‎خورند له می‎شوند!

شاینا: مامانم دوباره برام می‎خره؛ و مصادیقی از این دست که دغدغه‎هایی مشترک و رنج‎آور برای والدین و مربی‎ها ایجاد می‎کنند: چرا هیچ چیزی برای این بچه ارزش ندارد؟ چرا نسبت به هیچ چیز احساس مسوولیت ندارد؟ ما که چیزی کم نگذاشته‎ایم چرا احساس مالکیت و حس مراقبت و مسوولیت ندارد؟ و چرا‌هایی دیگر.

مفهوم ارزش و ارزشمندی بدون قرار گرفتن در کنار مفاهیمی مکمل برای کودک درونی نمی‌شوند، اگر از بی‎تفاوتی‎های کودکتان نسب به لوازم شخصی‎اش شکایت دارید ابتدا به سراغ مفاهیم مکملی بروید که باید از سنین پایین (حدود دو سالگی) در خلال بازی‎ها و گفت‎وگو‌ها برای او روشن و درونی کنید.

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

مالکیت (موقت و دائمی / زمان‎مند و مکان‎مند)

«مالِ من» از اولین مفاهیمی است که کودک با آن مواجه است. مامانِ من، بابای من و… او به خوبی در بدو زبان‎آموزی می‎تواند مفهوم مال من و مال تو را ادراک کند. اما فهم مالکیت موقت یا دائمی برای او دشوار است و نیازمند تکرار مصادیق توسط والدین است. اینکه تاب در پارک تا موقعی که روی آن نشسته مال اوست و بعد باید به کودکی دیگر بسپارد، اما توپ نارجی در اتاقش همیشه مال اوست. یا فهم زمانی مالکیت مانند استفاده موقت از جعبه ابزار پدر در حضور او یا تبلت مادر در زمان تعیین شده توسط او.

برخی از والدین منحصرا به شکل‎گیری فهم مالکیت در کودک بسنده می‎کنند اینکه بداند پدر و مادرش چه کسانی هستند و ماشینشان کدام است یا اسباب بازی‎هایش را بشناسد. برای فهم ارزشمندی داشته‎ها، کودک باید مالکیت و انواع آن را خوب تشخیص بدهد. اینکه ممکن است جعبه مداد رنگی دوستش در مهد کودک مثل مال او باشد، اما مال او نیست و با جعبه مداد رنگی که او در خانه دارد فرق می‎کند. از همان اوان کودکی شناخت انواع مالکیت شخصی / جمعی/ موقت / دائمی/ زمان‎مند و مکان‎مند به فهم ارزشمندی داشته‎ها کمک موثری خواهد کرد.

مراقبت

از مفاهیم همراه، اما مستقلی است که با تمرین حین بازی‎ها می‎توان برای کودکان روشن و درونی نمود. وقتی به کودک امکان آزمایش سطح مقاومت اشیا داده شود مثلا تشخیص بدهد بادکنک نازک است و می‎ترکد، اما توپ زخیم‎تر است و به راحتی نمی‎ترکد، شیشه‎ها می‎شکنند و پلاستیک‎ها مقاومترند، نوع مواجهه و مراقبت را تشخیص می‎دهد، منع کردن‎های مستمر کودکان از تجربه نوع و جنس اشیا پیرامون باعث می‎شود که حس مراقبت و حتی کنجکاوی برای اکتشاف و ارتباط بین اشیا در آن‌ها ضعیف باشد، همزیستی با گیاهان و حیوانات خانگی هم موجب تعمق مفهوم مراقبت در کودکان می‎شود.

مفهوم دسترسی زمان‎مند و مکان‎مند

برخی از والدین تصور می‎کنند مهیا کردن هر چیزی برای کودک از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در اسرع وقت باعث می‎شود فرزندشان بدون کمترین عقده ناشی از محرومیت با اعتماد به نفس موثر بتواند با جهان پیرامون مواجه شود، کودک در دسترس بودن هر امری را عادی می‎پندارد و حتی توان ادراک محدودیت‎های زمانی و مکانی و تصور موانع برای برخوردار شدن را ندارد. از طرفی والدین را حامیان همیشگی برای در دسترس قرار دادن اشیا درک می‎کند و قهرمانان بدون شکست در رفع سد‌ها از سنین بسیار پایین (معمولا دوسال) در حین بازی دور بودن، نزدیک بودن/ آسان بودن و سخت بودن/ ساده بودن و پیچیده بودن مراحل دستیابی به چیز‌ها را با کودک تمرین کنید.

شراکت

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

همان اندازه که آموزش مفهوم حریم خصوصی و مرز‌های شخصی از سنین پایین لازم و ضروری است، همزمان مفهوم شراکت و «سهم مساوی دیگری» هم جایگاه بسیار مهمی دارد. برای مراقبت از شکل‎گیری انحصار طلبی‎های افراطی کودکانه بهتر است مفهم شراکت و سهم را در زندگی روزمره پر رنگ کنیم: شراکت در ساندویچ، لگو‌های بازی، غذا دادن به پرنده‎های در پارک و … را با کودک تمرین کنیم. می‎شود ساده‎ترین چیز‌ها را سهم‎بندی کرد و بین والدین و کودک به اشتراک گذاشت. سهم امروز خانواده از آب دادن به گلدان‎ها نفری یک گلدان و …

محرومیت

نگران نباشید، محرومیت همیشه باعث ایجاد گره‌های پیچیده روانی نمی‌شود، محرومیت انگیزه ایست برای پیدا کردن راهی در رسیدن به خواسته‌ها و تحقق آرزوها، اگر می‌خواهید کودکی مبدع و خلاق داشته باشید بگذارید برخی از نیازهایش را با ابتدایی‌ترین ابزار‌ها و لوازم بسازد، پس‌انداز کردن و اولویت‌بندی برای خرید مناسب‌ترین وسیله‌های مورد نیاز یک مهارت است که بدون تجربه محرومیت در کودک ایجاد نخواهد شد.

صبر

عدم تحمل در سنین پایین کودکی کاملا طبیعی است، چون کودکان فهم زمانی دقیقی ندارند و نمی‌توانند گذشت زمان را به راحتی ادراک کنند، اما صبور بودن و تحمل برای رسیدن به خواسته‌ها باید علاوه بر رشد شناختی کودک به او آموزش داده شود، منتظر پایان کلام دیگران باشد و وسط صحبت نپرد، برای این منظور کودک باید الگو‌های صبوری داشته باشد؛ پدری که پشت چراغ قرمز نا آرام می‌شود و مادری که تحمل ریخت و پاش و بازی کودک را ندارد و بلافاصله دستور به جمع کردن و تمیز کردن می‌دهد نباید انتظار داشته باشند کودکشان مفهوم تحمل همراه با آرامش را دریافت و درونی کند.

امانت / تعویض و جایگزینی

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

از جمله بازی‌هایی که بین کودک خود و سایر همسن و سال‌هایش می‌توانید برگزار کنید امانت دادن اسباب‎بازی و کتاب به یکدیگر از سنین پایین است و تمرین مراقبت از اشیا دیگران مانند وسیله‎های شخصی خود هم لذت داشتن چیز‌های متنوع به شکل موقت را به کودک می‎آموزد هم منتظر بودن برای بازگشت وسیله‎ای آن‌ها را نزد صاحبش ارزشمندتر می‎کند، اگر کودک تن به این بازی نداد بلافاصله به او برچسب خسیس یا خود خواه نزنید، او را در تجربه امانت دادن یا گرفتن و شریک شدن وسیله خودتان با دیگری به عنوان ناظر همراه کنید.

کودکان چهار ساله به بعد می‎توانند درک کنند برای حضور در جمع و پذیرفته شدن از سوی دیگران باید وسیله‎های خود را به اشتراک بگذارند، با تعویض موقت شروع کنید و به امانت دادن چند روزه بکشانید. در صورت تخریب وسیله از او راه حل بخواهید و راه‎های جبران را با او بررسی کنید، تعمیر کردن یا خرید معادل وسیله تخریب یا مفقود شده را با او تمرین کنید.

مسوولیت

مالکیت مسوولیت دارد. همواره به او هدیه ندهید و بگذارید خودش هم خرید کند؛ «وقتی خودت خرید می‎کنی خودت هم هزینه‎اش را از پول توجیبی‎ات بپرداز. خودت انتخاب کن، خودت مراقبت کن»، نقش و جایگاه کودک را حین خرید هر وسیله‎ای روشن کنید، از او بخواهید مکان مناسب و نحوه نگهداری مسوولانه در قبال آن وسیله را از پیش شرح دهد.

اعطای مالکیت به کودک آسان‎ترین کار ممکن است، اما پرورش یک مالکِ مسوول نیازمند طی مسیری از آموزش و گسترش مفاهیم و مهارت‎های مکمل است. کودک با بزرگ شدن، خود به خود به این مهارت‎ها نمیرسد، الگوی رفتاری مناسب و با ثبات می‎خواهد و صبر و تحمل. برای آموزش مفهوم ارزشمندی به کودکان ابتدا زندگی او را ارزشمند کنیم.

چگونه با آدم‌های سخت بهتر کنار بیاییم؟


برترین‌ها: آدم‌های سخت انواع گوناگونی دارند. وسواسی‌ها، یکدنده‌ها، کمال گراها، آن‌هایی که روحیه‌ی تهاجمی دارند، بدبین‌ها و شکاک‌ها همگی جزو آدم‌های سخت هستند. اما یادتان نرود که هر آدم سختی گاهی می‌تواند غیرقابل تحمل شود و شما می‌توانید با استفاده از کلماتی ساده، جلوی سوء تفاهم‌ها و شروع رفتار‌های منفی این افراد را بگیرید.

اگر طرف مقابل‌تان عصبانی و به شدت دلخور است، نشان دهید که او را می‌فهمید و از او بخواهید بیشتر برای‌تان حرف بزند.

برای کم کردن تنش و آرام کردن کسی، می‌توانید از حس همدلی‌تان استفاده کنید. به او نگاه کنید، به او فکر کنید و بگویید: «می‌فهمم، باید خیلی سخت باشد». مثلا اگر همکارتان بابت مسئولیت‌های جدیدش خیلی عصبانی است بگویید: «مدیر بخش به این مهمی در چنین شرکت بزرگی بودن اصلا کار ساده‌ای نیست». ضمنا یادتان باشد عبارت ِ «تو را درک می‌کنم» همیشه هم تاثیرگذار نیست. بهتر است بگویید: «برای اینکه بهتر حالت را درک کنم، بیشتر برایم حرف بزن!».

اگر می‌بینید لازم است کسی روی چیزی بیشتر کار کند، با قدردانی شروع کنید.

عبارت‌هایی که کمک‌تان می‌کنند با آدم‌های سخت بهتر کنار بیایید

اگر می‌خواهید به همسرتان بگویید باید کاری را که به عهده‌اش گذاشته‌اید بهتر انجام دهد یا مثلا همکارتان باید کاری را دوباره انجام دهد، با قدردانی و تشکر شروع کنید: «من واقعا از تو ممنونم که تلاش کردی، کارت عالی بود، یک چیز‌هایی هست که می‌تواند بهتر هم بشود، بیا با هم انجامش دهیم!».

به جای اینکه کسی را مجبور به کاری کنید، با کلمات خوشایند و ملایم دلش را به دست آورید.

کسی را مجبور به انجام درخواست خود نکنید. بهتر است روش و لحن‌تان ملایم باشد. مثلا اگر دوست‌تان وقت آزاد دارد و دوست دارید برای خرید لباس همراهی‌تان کند، اما او تنبل است، بگویید: «من عاشق این هستم که با تو به خرید بروم! تو خیلی خوش سلیقه‌ای و من خودم نمی‌توانم بدون نظر تو انتخاب کنم!».

اگر کسی اصرار دارد برای کاری عجله کنید بگویید که به زمان نیاز دارید.

شما این حق را دارید که فکر کنید و تصمیم درست را بگیرید؛ بنابراین بهتر است خونسردی‌تان را حفظ کنید، رُک و راست باشید و با مهربانی و ادب بگویید: «من به فرصتی نیاز دارم تا فکر کنم. امیدوارم درک کنی که دلم نمی‌خواهد اشتباه کنم!». عوض کردن موضوع بحث و نادیده گرفتن مسئله، همیشه هم جواب نمی‌دهد.

وقتی کسی سرتان داد می‌زند بگویید که از این کار خوشتان نمی‌آید.

شاید رئیس‌تان باشد، اما دلیل نمی‌شود حق داشته باشد با شما بدرفتاری کند. وقتی کسی سرتان داد می‌زند بگویید که شیوه‌ی حرف زدنش شما را ناراحت می‌کند، اما با کلامی مودبانه احساس‌تان را بیان کنید. می‌توانید بگویید: «درک می‌کنم که شما عصبانی هستید، اما من واقعا ناراحت می‌شوم وقتی کسی سرم داد می‌زند!».

نپذیرید کسی سرزنش‌تان کند، در عوض بگویید که کاملا مشتاق و آماده‌اید در مورد مسئله‌تان گفتگو کنید.

سرزنش کردن و مورد عتاب قرار دادن، هرگز راه حل نیست، حتی اگر مرتکب اشتباهی جدی شده باشید. همیشه بهتر است راهی سازنده‌تر پیدا کنید. اگر کسی شما را ملامت و سرزنش کرد بگویید: «حق با شماست، من کاملا مشتاق و پذیرای این هستم که در مورد اشتباهی که کرده‌ام حرف بزنیم، اما بدون داد و فریاد!».

به طرف مقابل‌تان هشدار دهید که اگر با پرخاش و بی‌احترامی رفتار کند، آنجا نخواهید ماند.

عبارت‌هایی که کمک‌تان می‌کنند با آدم‌های سخت بهتر کنار بیایید

کسی که روحیه‌ی پرخاشگری دارد می‌تواند سرتان داد بزند که یک احمق هستید و اگر شما هم با همین روش جواب بدهید، می‌تواند جنگی به پا شود. جواب مناسبی که می‌توانید بدهید این است: «اگر به من بی‌احترامی کنی، گفتگو را ادامه نخواهم داد، انتخاب خودت است که چطور رفتار کنی!». البته اگر طرف مقابل با کلمات توهین آمیز ادامه داد و پرخاش کرد، لازم است به چیزی که گفتید عمل کنید.

اگر رفتار کسی را نمی‌پسندید، با ملایمت اعتراض‌تان را نشان دهید.

در مقابل رفتار‌های نادرستی که نمی‌پسندید، اما پرخاش و بی‌احترامی هم ندارند، با ملایمت حرف بزنید و مثلا اگر هم اتاقی‌تان برای چندمین بار از بطری شیر شما استفاده کرده است، لازم نیست واکنشی نشان ندهید و از درون عصبانی‌تر شوید، در عوض بگویید: «این بار هم اشکالی ندارد، اما لازم است در مورد استفاده از مواد غذایی دوباره با هم توافقی بکنیم!».

وقتی کسی از شما انتقاد می‌کند.

اگر کسی دوروبرتان است که همیشه از شما ایراد می‌گیرد و انتقاد می‌کند و کاسه‌ی صبرتان لبریز شده، داد و فریاد و جنگ و دعوا فایده‌ای ندارد. اول اسم طرف مقابل‌تان را به آرامی ادا کنید، مکث کنید، به چشم‌هایش نگاه کنید و بگویید: «می‌شود خواهش کنم در مورد کار‌های من (احساسات من) محترمانه‌تر حرف بزنی و با من مهربان‌تر باشی؟».

برای اینکه طرف مقابل شما را درک کند، در مورد احساسات‌تان حرف بزنید.

به جای اینکه مدام سرزنش کنید و با جملاتی مانند «تو درکم نمی‌کنی» یا «تو همیشه همه جا را بهم می‌ریزی»، طرف مقابل‌تان را بکوبید، سعی کنید از جملاتی که با «من احساس می‌کنم …» شروع می‌شوند استفاده کنید. مثلا اگر همسرتان همیشه جوراب‌هایش را روی زمین پرت می‌کند و با وجود اینکه بار‌ها به او تذکر داده‌اید، باز هم بعد از یک روز سخت کاری به خانه برگشتن می‌بینید این کار را تکرار کرده بگویید: «من امروز آنقدر خسته‌ام که وقتی می‌بینم جوراب‌هایت را وسط اتاق پرت کرده‌ای دلم می‌خواهد منفجر شوم، اما واقعا دوست ندارم با هم دعوا کنیم!».

برای اینکه کسی را آرام کنید از او بپرسید چه کمکی از دست‌تان برمی‌آید.

اگر با کسی روبرو هستید که مضطرب و پریشان است، سعی نکنید نصیحتش کنید یا راه حل پیشنهاد بدهید. در عوض بهتر است بپرسید: «کاری هست که بتوانم برایت انجام بدهم؟».

برای کنارآمدن با همکارتان در مورد هر دوتایتان حرف بزنید.

عبارت‌هایی که کمک‌تان می‌کنند با آدم‌های سخت بهتر کنار بیایید

از عبارت «هر دوی ما باید …» استفاده کنید تا نشان دهید می‌خواهید در کار‌ها و مسئولیت‌ها شریک باشید و تنها یک نفر را مقصر نمی‌دانید. مثلا اگر با همکارتان در مورد بخشی از کار او حرف می‌زنید که به درستی انجامش نداده است، می‌توانید بگویید: «هر دوی ما باید تمام تلاش‌مان را بکنیم تا نتیجه‌ی خوبی بگیریم!». این عبارت در زندگی مشترک نیز اغلب به خوبی جواب می‌دهد.

وقتی تلاش می‌کنید در مورد مسئله‌ای به توافق برسید، اما موفق نمی‌شوید، وقفه ایجاد کنید.

شما خونسردی خود را حفظ کرده‌اید، رک و راست حرف می‌زنید و طرف مقابل را نیز سرزنش نمی‌کنید، اما طرف مقابل‌تان همچنان مثل یک بچه رفتار می‌کند. در چنین مواردی، توقف کنید. می‌توانید بحث و گفتگوی‌تان را به فردا یا حتی شاید زمانی دیرتر موکول کنید. می‌توانید بگویید: «از آنجاییکه نمی‌توانیم به توافق برسیم، می‌توانیم ادامه‌ی بحث‌مان را به روز دیگری موکول کنیم تا فرصت داشته باشیم به گزینه‌ها و راه حل‌های بهتری فکر کنیم!».

منبع: brightside

چگونه در روز‌های سخت قوی بمانیم؟


برترین‌ها: چرا بعضی از افراد چالش‌ها و سختی‌های زندگی را قبول می‌کنند و با آن‌ها کنار می‌آیند و عده‌ای دیگر در برابر سختی‌ها زود تسلیم می‌شوند؟ رمز کنار آمدن با سختی‌ها، صبر است. صبر مهارتی است که می‌توانید آن را یاد بگیرید.

چگونه در روزهای سخت قوی بمانید

زندگی می‌تواند با سختی‌ها و حوادثش ما را غافلگیر کند و اغلب هم به نظر می‌رسد همه‌ی مصیبت‌ها ناگهان و همزمان ظاهر می‌شوند و می‌توانند این احساس را به ما بدهند که هرگز این طوفان سهمگین تمام نخواهد شد. اما اگر یاد بگیریم با درد‌ها و سختی‌ها چگونه برخورد کنیم و چگونه اجازه ندهیم ذهن‌مان شروع به ساختن سناریو‌های وحشتناک کند، به جای اینکه تسلیم و ناامید و مغلوب شویم می‌توانیم موج سواری را یاد بگیریم و جان سالم به در ببریم.

همه چیز بستگی به اطمینان شما به خودتان و ظرفیت‌تان نه تنها برای نجات پیدا کردن، بلکه برای رشد و شکوفا شدن دارد. در این مطلب با ما همراه باشید تا به شما بگوییم به چه واحد‌های سازنده‌ای برای تسکین ترس‌ها و ایمان آوردن به توانایی‌تان در غلبه بر هر چالشی در زندگی نیاز دارید.

تمرکزتان را در زمان حال حفظ کنید

چگونه در روزهای سخت قوی بمانید

وقتی شکست عشقی می‌خورید، عزیزی را از دست می‌دهید، مشکل مالی پیدا می‌کنید یا ناگهان متوجه می‌شوید سلامتی‌تان در خطر است، اولین حسی که پیدا می‌کنید نگرانی است. ذهن شما فورا به آینده پرتاب می‌شود و شروع می‌کند به ساختن بدترین سناریو‌های ممکن. این سناریو سازی و فکر کردن به آینده به ما این احساس را می‌دهد که داریم کاری می‌کنیم و چاره‌ای می‌اندیشیم تا موقعیت پیش آمده را تقریبا کنترل کنیم، اما تنها اتفاقی که واقعا می‌افتد، بدتر شدن شرایط فعلی است.

چیزی که صبورتان می‌کند، حفظ آرامش و خونسردی و ایمنی در این لحظه است. در حال حاضر شما خوب هستید، سقفی بالای سرتان است، غذایی برای خوردن دارید و دوستانی که می‌توانید با آن‌ها حرف بزنید. آرام ماندن در زمان حال کمک‌تان می‌کند درایت خود را نیز حفظ کنید و مقابل جولان دادن ترس‌های‌تان بایستید. در زمان حال ماندن یعنی اینکه شما انرژی هیجانی لازم برای چاره اندیشی ِ مشکلی که پیش آمده را دارید. نگرانی و اضطراب ناشی از فکر کردن به آینده باعث می‌شود انرژی‌تان بابت اتفاقی که ممکن است هرگز نیفتد، تلف بشود.

احساسات خود را کتمان نکنید

ضد و نقیض به نظر می‌رسد: در لحظه بمانید و به آینده فکر نکنید، اما همزمان هیجانات خود را بروز دهید و اجازه دهید ترس‌های‌تان خودشان را نشان بدهند! وقتی شما با تمرکز بر زمان حال، ترس‌های‌تان را آرام می‌کنید، احوالات ذهنی ایجاد می‌کنید که به شما اجازه می‌دهد با هیجانات و احساسات واقعی خود هماهنگ شوید و وقتی این هماهنگی رخ می‌دهد، می‌توانید به احساسات خود اجازه دهید کاملا خود را نشان دهند.

در ابتدا، لمس و احساس این درجه از درد و ناراحتی می‌تواند ترسناک به نظر برسد، زیرا درد و رنج چیزی است که همیشه سعی داریم از آن اجتناب کنیم. اما وقتی شما به خودتان اجازه می‌دهید با درد و رنجی که دارید در لحظه باشید، اگر نیاز دارید گریه کنید، فریاد بزنید یا به بالش مشت بکوبید (یا هر کاری که خشم و دردتان را بیرون می‌کشد انجام دهید)، آن روی سکه را نیز می‌بینید که همان آرامشی است که ممکن است قبلا هرگز تجربه‌اش نکرده‌اید.

وقتی احساسات خود را سرکوب و پنهان می‌کنید، انگار یک انرژی منفی را فشرده می‌کنید که سبب آشفتگی و عذاب‌تان می‌شود. اما وقتی به خودتان اجازه و فرصت ابرازشان را می‌دهید، متفرق می‌شوند و حس ناب و عمیقی از آرامش و تسکین و التیام شما را در برمی‌گیرد. با حس کردن احساسات خود، در واقع انعطافی نشان می‌دهید که جلوی شکسته شدن‌تان را می‌گیرد.

باور کنید که تنها راه ممکن رودررو شدن است، نه فرار کردن

چگونه در روزهای سخت قوی بمانید

وقتی روز‌ها و لحظه‌های سخت به شما رو می‌کنند، شاید احساس کنید تمام چیزی که نیاز دارید این است که پتو را روی سرتان بکشید و مخفی شوید، گاهی شاید این کار جواب بدهد، اما یک راه حل موقتی برای مسئله‌ای نه چندان موقتی است. اگر به این درک برسید که مواجهه با مشکل، پروسه‌ای است که باید طی شود و راه میانبُری ندارد (هیچکس نمی‌تواند از درد و رنج زندگی خود را مصون بداند)، قبول خواهید کرد که تنها راه ممکن، تحمل کردن و چاره اندیشی است، و این آگاهی قدرتمند و ارزشمند است.

شما می‌توانید انتخاب کنید که انرژی‌تان را برای افسوس خوردن و‌ای کاش گفتن‌ها هدر ندهید و شروع کنید به پیدا کردن راه حل. قبول کردن، کلید صبر است. اما قبول اینکه مشکلی وجود دارد به این معنی نیست که نمی‌توانید تغییرش دهید یا برطرفش کنید. بلکه صبر و باور به این معنی است که شما با خودتان نمی‌جنگید و می‌توانید از تمام انرژی و توانمندی‌های‌تان برای چاره اندیشی و ایجاد تغییرات لازم برای بهبود اوضاع و رفع مشکل استفاده کنید.

اجازه دهید درد و لذت همزمان وجود داشته باشند

هیچکس دوست ندارد مریض باشد یا بیست و چهار ساعت شبانه روز و هفت روز هفته رنج بکشد و غصه بخورد، بنابراین فاصله گرفتن از هر چیزی که عذاب‌تان می‌دهد، چیز بدی نیست. حتی در سخت‌ترین شرایط هم لحظه‌هایی از لذت وجود دارند. قرار است به پزشک مراجعه کنید و دلهره دارید؟ از یک دوست بخواهید همراهی‌تان کند و قرار بگذارید بعد از آن با هم کمی قدم بزنید، چیزی بخورید، خرید یا سینما بروید و یا هر کار دیگری که به شما روحیه می‌دهد و حال‌تان را خوب می‌کند انجام دهید.

اگر دوران سخت بعد از بهم خوردن رابطه‌ای را می‌گذرانید و حتی به سختی می‌توانید لبخند بزنید، منتظر نمانید دوران رنج‌تان کاملا تمام شود تا به زندگی عادی برگردید، کاری کنید که از خانه بیرون بروید و مشغول فعالیتی بشوید. چند ساعتی هر کاری دل‌تان می‌خواهد انجام دهید، در کتابفروشی‌ها بچرخید، به تماشای یک فیلم کمدی بروید یا با یک تور یک روزه کمی تفریح کنید. این کار شما به معنی بی‌درد بودن یا انکار مشکلات نیست، بلکه چند ساعتی به خودتان استراحت می‌دهید و با کمی لذت و تفریح، انرژی‌تان را شارژ می‌کنید.

درد و رنج به طرز عجیبی می‌تواند حس قدردانی ما را نسبت به لحظه‌ها خوشی و لذت، عمیق‌تر و بیشتر کند. گویی تمام حس ما با یک دریافت هیجانی جدید، تقویت می‌شود و می‌توانیم نعمت‌ها و داشته‌های زندگی‌مان را ببینیم و تحسین کنیم و از آن‌ها برای بهتر کردن شرایط انگیزه بگیریم. زندگی هیچ وقت تجربه‌ی طیف یکنواختی از هیجانات نیست، بلکه شادی و اندوه شانه به شانه‌ی هم در کنار ما حرکت می‌کنند.

از خود سوال‌هایی بپرسید که کمک‌تان کنند

پرسیدن سوال‌هایی که جوابی ندارند، هرگز مفید نخواهد بود. با پرسیدن چنین سوال‌هایی از خود، تنها کاری که می‌کنید این است که نگرانی و اضطراب ذهنی‌تان را بیشتر هم می‌کنید؛ «چرا من؟»، این سوال احتمالا بدترین سوالی است که می‌توانید بپرسید، چون هیچ کمکی به شما نمی‌کند و نیروی‌تان را می‌گیرد و ذهن‌تان درگیر سوژه‌ای بی‌اهمیت می‌شود. سوال بهتر این است که بپرسید: «الان چه باید بکنم؟» یا «از چه منبعی باید کمک بگیرم؟».

ضمنا وقتی اتفاقی افتاده و دیگر نمی‌توان جلوی آن را گرفت، به دنبال معنی و مفهوم آن گشتن مثل یک مسیر بی‌پایان است که معلوم نیست به کجا ختم می‌شود و سرگردان‌تان خواهد کرد. خیلی از افراد در مواجهه با مسئله‌ای که پیش آمده، به دنبال معنی و هدف آن مسئله و باعث و بانی آن می‌گردند، در حالی که بهتر است این انرژی هیجانی و فکری را صرف حل مسئله کنند. معانی و علت‌های اتفاقات بزرگ و غافلگیرکننده‌ی زندگی، به مرور زمان خودشان را به ما نشان خواهند داد. پس با پرداختن به چیز‌هایی که در حال حاضر کمکی به شما نمی‌کنند، استرس‌تان را بیشتر نکنید. رویکرد هوشمندانه در چنین مواقعی این است که خودتان را سرزنش نکنید، انرژی‌تان را روی حل مسئله متمرکز کرده و منابع کمک رسان مفید را پیدا کنید.

بدون سرزنش خودتان، اشتباه و تقصیرتان را بپذیرید

چگونه در روزهای سخت قوی بمانید

اگر واقعا از نظر هیجانی و احساسی درگیر مسئله‌ی پیش آمده هستید، بررسی کنید این مسئله یا موقعیت برای خودتان چه معنی دارد و تا چه اندازه مقصرید. پذیرفتن مسئولیت، معادل خود را متهم و سرزنش کردن نیست. وقتی شما مسئولیت اشتباه‌تان را می‌پذیرید، یعنی قبول می‌کنید چه شرایطی دارید و نسبت به چیزی که نمی‌توانید تغییرش دهید آگاه می‌شوید، سپس طبق شرایط و محدودیت‌هایی که دارید پیش می‌روید و چاره اندیشی می‌کنید، نه طبق اوهام و احتمالات.

اما اگر خودتان را سرزنش کنید، به جای اینکه به سمت چاره و التیام پیش بروید، انرژی هیجانی گرانبهای‌تان را صرف آزار دادن خودتان کرده‌اید. شما می‌توانید بپذیرید که باید تغییری در رفتار‌ها یا طرز فکرتان ایجاد کنید، بدون اینکه مدام گوش خودتان را بپیچانید!

صبر وقتی برای‌تان ممکن می‌شود که بتوانید واقعیت‌های مربوط به مسئله‌ای را ببینید و تشخیص دهید، بدون اینکه پیش خودتان معنی سازی کنید یا ناعادلانه قضاوت کنید و یا خودتان یا کَس دیگری را متهم به بد بودن نمایید. آدم‌ها اشتباه می‌کنند، تصادف همیشه وجود دارد و پیش بینی نشده‌ها همیشه هستند؛ اما ما می‌توانیم بهتر عکس العمل نشان دهیم و با صبر و تحمل و حفظ عزت نفس، قبول کنیم کجا اشتباه کرده‌ایم و بدون اینکه به باور‌های فردی‌مان لطمه‌ای بزنیم، با درایت راه چاره را پیدا کنیم.

به شواهدی توجه کنید که نشان می‌دهند می‌توانید به خودتان اعتماد کنید

احتمالا قبلا هم با مشکلات زیادی روبرو شده‌اید و بر آن‌ها غلبه کرده‌اید و هر چه بوده‌اند، آن‌ها را پشت سر گذاشته‌اید. تعداد بسیار کمی از ما، خط و خشی از رنج‌های گذشته نصیب‌شان نشده است. پس به دنبال سابقه‌هایی از صبوری‌های خودتان بگردید.

کمی به گذشته فکر کنید و موقعیت‌هایی را به یاد بیاورید که موفق شدید مانعی را کنار بزنید، کسی را که در حق‌تان بدی کرده بود ببخشید یا مهارت سختی را فرا بگیرید. به مشکلاتی فکر کنید که زیاد با آن‌ها جنگیده‌اید و به یاد بیاورید چطور راه غلبه بر آن‌ها را پیدا کرده‌اید. وقتی با این هدف به گذشته و چالش‌های آن نگاه می‌کنید، زمان‌های زیادی را می‌بینید که فکر می‌کردید باخته‌اید و همه چیز تمام شده، اما توانسته‌اید دوام بیاورید و التیام پیدا کنید. تمام چیز‌هایی که حل نشدنی به نظر می‌رسیدند حل شدند و تمام چیز‌هایی را که غیر قابل تحمل به نظر می‌رسیدند، تحمل کردید. پس به خودتان، قدرت تحمل‌تان و توانایی‌تان اطمینان کنید. شما الان هم می‌توانید بر مشکلات‌تان پیروز شوید.

منبع: healyourlife

آقایان بخوانند؛ چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند؟


برترین‌ها: شاید شما هر جزو آن دسته از مرد‌هایی که باشید که از افزایش وزن خانم‌شان بعد از ازدواج چندان راضی نیستند. حتما دوست دارید همسر شما به همان اندامی برسد که اوایل آشنایی تان داشته است و حتما نگران وضعیت سلامتی او نیز هستید، اما چگونه می‌توانید از همسرتان بخواهید تا وزن کم کند، بدون اینکه ناراحت بشود و یا فکر کند او را قبول ندارید؟

همه‌ی ما با بالا رفتن سن، کمی وزن اضافه می‌کنیم، اما اگر همسر شما عادت‌های سالم را نادیده می‌گیرد، پس وقت آن است که کمکش کنید متوجه شود چه خطراتی سلامتی‌اش را تهدید می‌کند، البته بدون اینکه او را برنجانید! میان توهین کردن و کمک کردن، مرز ظریفی وجود دارد.

آقایان چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند

چطور می‌توانید به همسرتان انگیزه بدهید تا وزن اضافی‌اش را کم کند و بدون اینکه با هم بگومگو کنید یا او را برنجانید و از خودتان عصبانی کنید، خودش متقاعد شود که باید وزن کم کند؟

چیزی که باید بدانید این است که میزان انگیزه‌ی همسرتان برای اینکه به چشم شما خوب به نظر برسد، ارتباط مستقیم با میزان جذابیت شما برای او دارد. هر چقدر همسرتان بیشتر جذب شما شود، انگیزه‌ی بیشتری دارد که شما را نیز بیشتر جذب خودش کند تا توجه‌تان را از دست ندهد.

فرض کنید شما با خانمی رابطه دارید که خیلی جذبش نشده اید و به او علاقه ندارید و برای‌تان مهم نیست او را از دست بدهید یا نه. روزی او از شما می‌خواهد ورزش کنید و به اندام و فیزیک‌تان برسید تا ظاهر بهتری پیدا کنید و او خوشش بیاید.
او شروع می‌کند به ایراد گرفتن از اندام‌تان و می‌گوید که زیاد لاغر یا زیاد چاق هستید، یا لازم است اندام‌تان را عضلانی‌تر کنید و اصرار می‌کند اندام و ظاهرش را به خاطر او بهتر کنید.

شما چه واکنشی نشان می‌دهید؟ احتمالا پیش خودتان می‌گویید: «خب، من قرار نیست برای رضایت و خوشایند او تلاشی بکنم، او برای من جذاب نیست و علاقه‌ی زیادی به او ندارم و مهم نیست از دستش بدهم». شاید به او بگویید اندام‌تان را همان طوری که هست دوست دارید و قصد ندارید وزن کم یا اضافه کنید و نظر او برای‌تان اهمیتی ندارد. پس اگر می‌خواهید همسرتان وزن کم کند، اول باید مطمئن شوید آنقدر دوست‌تان دارد و به شما اهمیت می‌دهد که واقعا سلیقه و خواسته‌ی شما برایش ارزشمند باشد.

اگر به همسرتان بگویید: «انگار چاق شده‌ای!» یا «واقعا می‌خواهید اینهمه غذا را بخوری؟!»، هرگز نتیجه نمی‌گیرید و همسرتان را نیز عصبانی و دلخور می‌کنید. بیشتر افراد خودشان متوجه می‌شوند که وزن اضافه کرده‌اند و انتقاد کردن از کار‌های همسرتان باعث می‌شود برای عرض اندام نزد شوهر «کنترل‌گر» و «ایرادگیرش» هم که شده، رفتار ناسالمش را بیشتر کند.

بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که اول خودتان یک الگوی مناسب باشید، چه در تغذیه و چه در ورزش و عادت‌های سلامتی، تا بتوانید رفتار‌های سالم را تبلیغ کنید. بگذارید همسرتان ببیند به عادت‌های سالم اهمیت می‌دهید و به فکر تناسب اندام‌تان هستید. وقتی همسرتان غذای سالمی تهیه می‌کند یا از خوردن دسر صرفنظر می‌کند، تشویقش کنید و نشان دهید که به رفتار درستش توجه دارید.

روی سلامتی همسرتان تاکید کنید، نه وزن و اندام او

آقایان چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند

اگر می‌خواهید در مورد افزایش وزن همسرتان با او حرف بزنید، این کار را در فرصتی مناسب انجام دهید. مثلا وقتی که از مطب پزشک برمی‌گردد می‌توانید از او بپرسید: «آیا دکتر به مشکل خاصی اشاره کرد؟»؛ و از این فرصت برای صحبت کردن در مورد فشار خون بالا، کلسترول بالا و اهمیت فعالیت بدنی بیشتر و تغذیه‌ی سالم‌تر برای طول عمر بیشتر استفاده کنید.

مخصوصا اگر قصد بچه دار شدن دارید، فرصت بسیار خوبی است که از اهمیت سلامتی مادر بگویید. یادتان نرود هر پیشنهادی می‌دهید از عبارت «با هم» استفاده کنید، مثلا: «بیا از این به بعد شب‌ها، شام را زودتر و سبُک‌تر بخوریم!» یا «بیا عصر‌ها با هم نیم ساعت پیاده روی کنیم!».

تیمی تلاش کنید

هر کاری می‌توانید بکنید تا تشویق به فعالیت بدنی دو نفره شوید. پیاده روی بعد از شام، دوچرخه سواری، کوهنوردی و هر فعالیت دیگری که با شرایط تان متناسب است و می‌توانید دو نفره انجامش دهید خوب است. ورزش را مفرح‌تر کنید و از آن لذت ببرید. نیازی نیست هر روز دو ساعت عرق بریزید. مخصوصا کسی که عادت به ورزش ندارد قادر به اینهمه فعالیت نیست، اما می‌توانید در کنار همسرتان باشید و با هم کم کم، تمرین و ورزش را شروع کنید. خلاصه از هر ترفندی که بلدید استفاده کنید تا همسرتان را از روی کاناپه بلند کنید و به تحرک وادارید!

با هم برای خرید به فروشگاه بروید

خرید از فروشگاه را تبدیل به پروژه‌ای دو نفره کنید تا همسرتان، حمایت شما را احساس کند. ایجاد عادت سالم را با خالی کردن کابینت‌های آشپزخانه‌تان از کربوهیدرات‌های تصفیه شده، انواع شیرینی و نوشابه و هله هوله و غذا‌های فرآوری شده شروع کنید. نان سفید و برنج سفید را با نان سبوسدار و غلات کامل و سبزیجات ِ بیشتر جایگزین کنید. این را بدانید اگر کسی کربوهیدرات‌های تصفیه شده را از رژیم غذایی خود حذف کند، بعد از دو سه هفته شاهد کاهش وزن خود خواهد بود.

گاهی شما غذا درست کنید‌

می‌خواهید همسرتان غذای سالم‌تری بخورد و وزن کم کند؟ بسیار خب، آشپزی کنید! یک کتاب آشپزی سالم تهیه کنید و دست به کار شوید. می‌توانید به همسرتان پیشنهاد بدهید درست کردن شام با شما باشد. یا اینکه گاهی برای درست کردن شام یا ناهار داوطلب شوید تا به طور غیر مستقیم به همسرتان نشان دهید چطور می‌تواند انتخاب‌های سالم غذایی داشته باشد. ضمنا همسرتان بابت کمکی که به او می‌کنید قدردان‌تان خواهد بود.

کمی از مسئولیت‌هایش را به عهده بگیرید

آقایان چگونه همسرتان را تشویق کنید تا وزن کم کند

کاری کنید تا برای همسرتان فرصتی برای ورزش کردن پیدا شود. اگر فرزندانی دارید، شما مسئولیت رسیدگی به تکالیف‌شان را به عهده بگیرید یا می‌توانید عهده‌دار برخی از کار‌های خانه شوید تا همسرتان نتواند بگوید: «وقت ندارم ورزش کنم!».

رفتار‌های سالم را تبدیل به عادت کنید

اگر واقعا سلامتی و تناسب اندام همسرتان برای‌تان مهم است پس رفتار‌های سالم به طور موقتی جواب نمی‌دهند، بلکه باید تبدیل به عادت شوند تا نتیجه بگیرید. شما با حمایت، کمک و تشویق خود می‌توانید رفتار‌های سالم را در زندگی خود و همسرتان جا بیندازید. در برنامه‌های هفتگی‌تان، حتما زمان‌های ورزش و فعالیت را جای بدهید و به آن پایبند باشید. باز هم تکرار می‌کنیم که «با هم» انجامش دهید!

به ورزش مورد علاقه‌ی همسرتان اهمیت دهید

شاید همسرتان قبلا به ورزش خاصی علاقه داشته، اما سالهاست آن را فراموش کرده است یا شاید حین فعالیت‌های جدیدی که انجام می‌دهید به ورزش خاصی علاقه‌مند شده باشد. بسیار خب، از این فرصت بهره بگیرید و امکان انجام آن ورزش را برای همسرتان فراهم کنید.

همچنین خیلی خوب است که همسرتان را تشویق به تمرین با وزنه کنید. خیلی از خانم‌ها دوست ندارند با وزنه تمرین کنند، چون تصور می‌کنند بدن‌شان عضلانی می‌شود، اما این طور نیست. اگر همسرتان اهل باشگاه رفتن نیست، برایش وزنه‌هایی تهیه کنید تا در خانه تمرین کند، فُرم درست را با حوصله به او یاد بدهید و خیالش را راحت کنید که با تمرین با وزنه، عضلاتش حجیم نمی‌شوند، بلکه تقویت و خوش فرم می‌شوند.

خودتان هم به عادت‌های سالم پایبند باشید

وقتی انتظار دارید همسرتان مراقب وزنش باشد و غذای سالم بخورد، نباید پیتزا سفارش دهید و جلوی او مشغول خوردن شوید. به تغذیه‌ی خودتان نیز توجه کنید. شما باید خودتان یک الگوی فعال و موثر باشید، چه زمانی که بیرون غذا می‌خورید و چه وقتی که در خانه چیزی می‌خورید. اگر هم واقعا دل‌تان می‌خواهد فست فود بخورید، بسیار خب، جای دیگری این کار را انجام دهید، نه در خانه و مقابل چشمان همسرتان!

انتظارات عجیب و غریب نداشته باشید

آقایان باید بفهمند که سوخت و ساز بدن یک زن با بالا رفتن سن، کُند می‌شود در حالی که سوخت و ساز بدن یک مرد همان طور می‌ماند. توقع نداشته باشید همسر چهل ساله‌ی شما اندامی مانند بیست سالگی‌اش داشته باشد. بیشتر به جنبه‌های سلامتی او فکر کنید و توقعات دور از دسترس نداشته باشید. ضمنا فراموش نکنید که بیشتر اندام‌هایی که در فیلم‌ها و تصاویر می‌بینید، دست کاری شده و غیر واقعی‌اند.

منابع: themodernman ،menshealth

چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟


وب‌سایت یک‌پزشک – میثاق محمدی‌زاده: دلایل زیادی وجود دارد که بخواهید قهوه خود را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای میل کنید. شاید به فکر سلامتی خود هستید یا اینکه نمی‌خواهید شیرین‌کننده‌های مصنوعی بخورید. شاید هم دیابت دارید و پزشکان خوردن هرگونه شکر و قند را ممنوع کرده است. برخی افراد هم دلایل دیگری برای عدم استفاده از شیرین‌کننده‌ها دارند.

چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

طعم قهوه یک موضوع کاملا سلیقه‌ای و شخصی است که نمی‌شود درباره‌اش قضاوت کرد یا به دیگران توصیه‌هایی داشت. برخی افراد طعم واقعی قهوه را دوست دارند و حتی از افزودن شیر هم پرهیز می‌کنند.

به هر حال، به هر دلیلی تصمیم گرفتید قهوه بدون شیرین‌کننده بنوشید؛ چند پیشنهاد برای شما داریم، ولی باز تاکید می‌کنیم که باید طعم مورد علاقه خودتان را پیدا کنید:

چربی را افزایش دهید

چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

شکر، نمک و چربی باعث خوش طعم‌تر شدن غذا‌ها و نوشیدنی‌ها می‌شوند. خیلی سخت است در یک غذا هر سه مورد را با هم کاهش دهید. به همین دلیل است که در دهه ۹۰ میلادی، غذا‌های کم چرب، ولی به شدت شور یا به شدت شیرین طرفداران زیادی داشتند.

وقتی می‌خواهید نمک یک غذا را کاهش دهید؛ باید شکر و چربی آن را افزایش دهید تا طعم آن هنوز خوب باقی بماند. برعکس، وقتی می‌خواهید شکر یک غذا را کم کنید؛ به ناچار باید سراغ چربی یا نمک بیشتر بروید.

از همین فرمول برای خوردن قهوه بدون شکر و قند یا هر شیرین‌کننده دیگری استفاده کنید. اگر می‌خواهید شکر کمتری در قهوه بریزید؛ در عوض خامه بیشتری به آن اضافه کنید یا شیر پرچربی استفاده کنید تا طعم سخت و تلخ قهوه نسبتا گرفته شود.


از دستگاه روستر قهوه خودتان استفاده کنید

چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

همان‌طور که گفتیم، طعم قهوه اصلی‌ترین موضوعی است که باید در نظر بگیرید. طعم واقعی قهوه می‌تواند بسیاری از معادلات را برهم زده و شما را از افزودن شیرین‌کننده‌ها یا مواد دیگر بی‌نیاز کند.

شما می‌توانید با خریدن یک دستگاه روستر قهوه، خودتان دانه‌های قهوه سبز رنگ را پخته، بو داده و گریل کنید تا به دانه‌های قهوه برشته تبدیل شوند. وقتی خودتان دانه‌های قهوه را گریل کنید؛ با تنظیم دستگاه روستر می‌توانید به طعمی برسید که دیگر نیازی به شیرین‌کننده ندارد.

مثلا، دانه‌های قهوه روشن‌تری استفاده کرده و کاملا برشته و تلخ نشده باشند. شما مجبور نیستید مزه‌های ناخواسته قهوه‌های آماده را تحمل کنید یا برای خوش طعم کردن آن‌ها به شیرین‌کننده‌ها متوسل شوید. حتی در کافی‌شاپ‌ها می‌توانید از کافه‌دار بخواهید قهوه ملایم‌تری برای شما آماده کند.


یخ اضافه کنید

چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

اگر طعم تلخ قهوه خالی را دوست ندارید؛ ترفند بعدی سرد کردن قهوه و کاهش دمای آن است. بسیاری از مردم دوست دارند قهوه سرد شده بنوشند و اتفاقا لذت بیشتری می‌برند.

یک تکه یخ درون فنجان قهوه بیندازید تا طعم تلخ و گس قهوه کمی گرفته شده و خوشبوتر شود. چشایی مواد غذایی سرد سخت‌تر است و به دهان شما فرصت نمی‌دهد طعم قهوه را کامل بچشد.


دارچین اضافه کنید

چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

دارچین شیرین نیست و القاکننده شیرینی است. طعم دارچین می‌تواند دهان و مغز شما را از طعم واقعی قهوه منحرف کند. می‌توانید مقداری خیلی کمی دارچین به قهوه صبحانه یا عصرانه خود اضافه کنید یا اینکه یک تکه دارچین سالم و خشک درون فنجان قرار دهید تا طعم کامل دارچین را به خود بگیرد.

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟


برترین‌ها: اهمیت کسب‌وکار‌های نوین در چند سال گذشته آن‌قدر افزایش یافته که راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق می‌تواند نه‌تنها منجر به درآمدزایی سرمایه‌گذاران شود، بلکه کارآفرینی در جامعه را نیز بهبود ببخشد. ازاین‌رو ما به سراغ راه‌کار‌هایی رفتیم که راه‌اندازی یک کسب‌وکار استارت‌آپی را آسان‌تر می‌کند و البته شانس موفقیت آن را نیز افزایش می‌دهد.

شاید شما هم از جمله کسانی باشید که عبارت استارت‌آپ را در مجلات و وب‌سایت‌های مختلف شنیده‌اید، اما اطلاعاتی کامل از آن ندارید. با مطالعه این مقاله می‌توانید نه تنها با مفهوم کلی استارت‌آپ آشنا شوید، بلکه شاید انگیزه‌ای پیدا کنید تا ایده‌های گوشه ذهن خود را به یک کسب‌وکار موفق و درآمدزا تبدیل کنید.

استارت‌آپ چیست؟

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

شاید ساده‌ترین تعریفی که از یک استارت‌آپ بتوان ارائه داد، رابطه وجود یک کمبود و کشف راه‌حل باشد. درواقع استارت‌آپ درست مثل یک اختراع جدید، راه‌حل مشکلاتی است که در جامعه وجود داشته و برای کاربران و افراد مختلف قابل لمس است.

با نگاه هر استارت‌آپ موفق متوجه می‌شوید که هرکدام از آن‌ها سعی در بهبود مشکلاتی ساده در جامعه دارند. دیجی‌کالا که یکی از موفق‌ترین استارت‌آپ‌های موجود در ایران به‌حساب می‌آید، از ایده تکراری فروشگاه‌های اینترنتی برای کاهش مشکلات خرید در بازار ایران استفاده کرده است.

اسنپ نیز بازار حمل‌ونقل و مشکلاتی مثل گرانی قیمت تاکسی را هدف قرارداد و پس از مدتی به یک استارت‌آپ میلیاردی تبدیل شد. شناخت مشکلات موجود در جامعه و تلاش برای کاهش مشکلات، تعریف صریح عملکرد یک استارت‌آپ است.


چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود؟

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

شاید بسیاری از کارشناسان برای بهبود شانس موفقیت یک استارت‌آپ، نسخه‌پیچی‌های مختلفی داشته باشند، اما در عمل این ایده است که ساده‌ترین و درعین‌حال محکم‌ترین قدم در راستای راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق به‌حساب می‌آید.

با یک نگاه ساده به صد‌ها استارت‌آپ ناموفق در سال‌های اخیر می‌توان به یک زنجیره تکراری از اشتباهات پی برد که در مرکز آن، مشکلات ایده پردازی سازنده استارت‌آپ، خودنمایی می‌کند.

درواقع فردی که قصد راه‌اندازی یک استارت‌آپ را داشته و در عمل ناموفق بوده است، مشکلی را در جامعه دیده و تلاش به حل آن داشته که یا پیش‌ازاین توسط یک استارت‌آپ دیگر، حل‌شده یا جامعه نیازی به بهبود شرایط آن مشکل احساس نمی‌کند.

ایده‌ها ممکن است روی کاغذ بسیار جذاب و نوآورانه باشند و حتی در روز‌های آغازین راه‌اندازی یک استارت‌آپ، نظر مردم را نیز جلب کنند، اما یک ایده، بدون حل مشکل، در جامعه ماندگار نخواهد شد.

پس در پاسخ به پرسش اینکه چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود، می‌توان یا اطمینان زیاد، ده‌ها پارامتر مختلف را لیست کرد که در عمل مهم‌ترین آنها، انتخاب ایده‌ای مناسب برای استارت‌آپ است.


قدم اول: پیدا کردن مشکل

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

با توضیحاتی که داده شد متوجه شدید که اولین قدم در راه ساخت و راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، پیدا کردن مشکلی قابل‌حل در جامعه است که بازار هدفی مناسب داشته باشد. در واقع مشکلی که شما روی آن دست می‌گذارید باید نه تنها قابل‌حل باشد، بلکه به حد کافی نیز همه‌گیر باشد.

برای مثال اسارت‌آپ‌های زیادی در سطح جهان به حل مشکلات معلولین در جامعه پرداخته‌اند. بااین‌حال تمامی این استارت‌آپ‌ها از شروع به‌کار می‌دانستند که بازار هدف محدودی را نشانه‌گذاری کرده‌اند و در عمل علاوه بر تلاش برای درآمدزایی، ایده‌های انسان‌دوستانه را نیز در نظر داشته‌اند.

در واقع شما در هنگام راه‌اندازی یک استارت‌آپ و در جستجو برای کشف یک مشکل، باید به تعداد اشخاصی که با این مشکل درگیر هستند، دقت کنید. این به معنی نیست که مشکلاتی با جامعه هدف کوچک نادیده گرفته شود. بلکه باید هدف‌گذاری بازگشت سرمایه، با شناخت کافی از مشکل انتخاب شده انجام شود.

برای مثال شما نمی‌توانید از یک استارت‌آپ متمرکز بر روی بهبود شرایط آب و هوایی، انتظار داشته باشید که به‌اندازه یک استارت‌آپ در زمینه حمل‌ونقل درآمدزایی داشته باشد. هرچند گاهی پاسخ به مشکل آن‌قدر خوب است که اهمیت پاسخ از پرسش اولیه بیشتر می‌شود.


قدم دوم: در جستجوی پاسخ

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

دومین قدم در راه‌اندازی استارت‌آپ را می‌توان سخت‌ترین مرحله از این مسیر نه‌چندان هموار دانست. تا اینجای کار شما چندین مشکل کوچک و بزرگ را لیست کرده‌اید که حل آن‌ها می‌تواند استارت‌آپ شما را به درآمدزایی برساند.

درست مثل یک اختراع جدید، پاسخ به مشکلات همیشگی جامعه می‌تواند وقت‌گیر و گاهی غیرممکن باشد. اینجا است که خلاقیت و صبوری به کمک شما می‌آید. باید دقت کنید که در این مرحله به‌هیچ‌وجه نباید عجله کنید. تنها یک راه‌کار دقیق و کارآمد است که ایده استارت‌آپی شما را به موفقیت می‌رساند.

هر قدم اشتباه و تصمیم‌گیری نادرست در این مرحله، به معنی شکست دائمی استارت‌آپ شما خواهد بود. درواقع اشتباه در این مرحله به این معنی است که شما مشکلی را در جامعه مطرح می‌کنید، اما خودتان نیز راه‌حلی مناسب برای حل آن در اختیار ندارید.

بهتر است در این مرحله به ایده‌های تیم خود توجه کنید و یا حتی با جستجو به راه‌حل‌های امتحان شده در سطح جهانی توجه کنید. دیجی‌کالا، اسنپ، اسنپ‌فود و دیگر استارت‌آپ‌های موفق در ایران، مخترع ایده اولیه نبوده‌اند بلکه ایده‌ای جهانی را در سطح کشوری به‌درستی اعمال کرده‌اند. البته این به معنی کپی‌برداری دائمی از ایده‌های جهانی نیست. بسیاری از ایده‌های موفق در سطح جهان، به دلیل نادیده گرفته شدن تفاوت‌های فرهنگی و تجاری، در ایران چندان موفق نبوده‌اند.


قدم سوم: پیش‌بینی مسیر

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

اگر دو مرحله قبلی راه‌اندازی استارت‌آپ را به‌درستی پشت سر گذاشته باشید، تا اینجا به ایده‌ای رسیده‌اید که ارزش سرمایه‌گذاری را دارد. بااین‌حال باید در این مرحله به‌تمامی مشکلات پیش‌رو برای راه‌اندازی استارت‌آپ خود فکر کنید.

آیا سرمایه لازم برای راه‌اندازی استارت‌آپ مدنظر خود را در اختیار دارید؟ ریسک راه‌اندازی و موفقیت چند درصد است؟ چگونه می‌توانید سرمایه‌گذار را مجاب به همکاری کنید؟ تیم شما باید چند نفر باشد؟ به چه تخصص‌هایی نیازمندید؟ و ده‌ها پرسش دیگر که پس از کشف ایده جذاب، در مقابل شما قرار می‌گیرد.

بهتر است یک تصویر دقیق از تمامی مسیر پیش رو را روی کاغذ بیاورید. هر مشکلی که ممکن است در این مسیر در مقابل شما قرار بگیرد باید در این تصویر قرار بگیرد و راه‌حل مد نظر شما نیز پیش‌بینی شود. غیر ممکن است که بتوانید تمامی مشکلات را پیش‌بینی کنید، اما بهتر است پاسخی برای تمامی سنگ‌های این مسیر دشوار داشته باشید.

هرچقدر بتوانید ریسک استارت‌آپی خود را کاهش دهید، سرمایه‌گذاری چه شخصی باشد و چه خارج از تیم، کم‌خطرتر می‌شود. هرچقدر سرمایه‌گذاری کم‌خطرتر باشد، شانس افزایش سرمایه و حل مشکلات جدید نیز بهبود می‌یابد.


قدم چهارم: ارائه

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

یکی از مهم‌ترین قدم‌ها در مسیر راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، توان ارائه ایده‌ها به تمامی اجزا استارت‌آپ از جمله سرمایه‌گذار، مدیران و کارمندان است. درواقع تمام فعالیت‌های شما تا این لحظه به نقطه‌ای متمرکز خواهد شد که باید مشکل مدنظر، راه‌حل ارائه شده و مسیر مورد نیاز را به اجزای تیم خود ارائه دهید.

درصورتی‌که در انجام پروژه نیاز به سرمایه‌گذار دارید، تمامی مراحل، لوازم و کارمندان مورد نیاز باید پیش از ارائه به سرمایه‌گذار، بررسی و آماده شده باشند. شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، محصولی برای فروش دارید و سرمایه‌گذار نیز به میزان سوددهی و ریسک این محصول توجه خواهد کرد.

دقت کنید که آمادگی لازم برای تمامی پرسش‌های مطرح‌شده در جلسه ارائه، بهترین راهکار برای کسب یک سرمایه‌گذاری مناسب است. هرگونه مکث یا عدم اطمینان در پاسخ‌های ارائه‌شده، منجر به ایجاد نگرانی در ذهن سرمایه‌گذار خواهد شد.

بهتر است تمامی مراحل استارت‌آپ را به ساده‌ترین زبان ممکن و بدون پرحرفی و از دست دادن زمان، به سرمایه‌گذار ارائه دهید و اجازه ندهید هیچ موضوعی بدون پاسخ باقی بماند. در نظر داشته باشید که صداقت لازم در این مرحله، منجر به جذب سرمایه‌گذاران آینده خواهد شد. هرگونه دروغ یا آمار اشتباه خیلی زود در پروسه انجام استارت‌آپ نمایان می‌شود و تنها منجر به از دست رفتن پول، زمان و اعتبار شما خواهد شد.


قدم پنجم: مدیریت همکاری

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

بسیاری از استارت‌آپ‌های ناموفق با کپی‌برداری از شرکت‌های مشهور جهان تلاش در ساخت مجموعه‌ای دارند که سال‌ها برای ساخت آن زمان صرف شده است. یک استارت‌آپ نوپا و موفق باید از تمامی داشته‌های خود در راستای حرکت روبه‌جلو استفاده کند.

رده‌بندی‌های مدیریتی وقتی معنی پیدا می‌کند که مجموعه‌ای برای مدیریت وجود داشته باشد. درحالی‌که یک استارت‌آپ در جایگاه یک قدم روبه‌جلو قرار دارد و هنوز شکل و تشکیلات یک شرکت و مجموعه موفق را به خود نگرفته است.

با این اوصاف شما به‌عنوان شخصی که در رده‌بالای یک استارت‌آپ قرارگرفته‌اید، باید دارای بیشترین تخصص، تلاش و زمان صرف شده برای موفقیت استارت‌آپ باشید. تفکر ضعیف اینکه شما ایده می‌دهید، دیگری اجرا می‌کند و سرمایه‌گذار نیز هزینه ایده شما را پرداخت می‌کند، با تمامی تفکرات یک استارت‌آپ موفق تفاوت دارد.

شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، نه در جایگاه ملکه و نه در جایگاه وزیر، بلکه به‌عنوان اولین سرباز ارتش استارت‌آپی خود قرار دارید. حتی گاهی ممکن است شما تنها سرباز این ارتش باشید. با این اوصاف بهتر است تمامی تلاش مجموعه استارت‌آپی با فاصله گرفتن از روش‌های مدیریتی کهنه، در راستای مدیریت همکاری قرار داشته باشد.


قدم ششم: کار را به کاردان بسپارید

چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

یکی از نکاتی که یک بنیان‌گذار استارت‌آپ باید به آن دقت کند، انتخاب افراد مناسب برای جایگاه‌های مختلف کاری است. درواقع اگر در زمینه خاصی تخصص لازم را ندارید، باید شخصی را برای این کار انتخاب کنید که هم از تخصص لازم برخوردار باشد و هم انگیزه همکاری با استارت‌آپ شما را داشته باشد.

جمع‌آوری دوستان و آشنایان و ارائه فرصت‌های شغلی بر مبنای رابطه، شاید محیط کاری امن‌تری را در اختیار شما قرار دهد، اما در بلندمدت منجر به شکست یا تأخیر در اهداف شما خواهد شد. با این اوصاف بهتر است به‌جای استفاده از روابط، کار را به کاردان بسپارید و در هنگام عقد هرگونه قرارداد نیز از کارشناسان حقوقی کمک بگیرید.