متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟


برترین‌ها: فردی که در شب یلدا به دنیا می‌آید ویژگی‌های شخصیتی خاصی دارد. او نه کاملا شبیه آذرماهی‌هاست و نه ویژگی‌های یک دی‌ماهی تمام‌عیار را از خودش نشان می‌دهد. از این رو وقتی با فردی روبه‌رو می‌شوید که متولد شب یلداست درباره ویژگی‌های شخصیتی این فرد باید نکاتی را بدانید تا هنگام معاشرت و نشست و برخاست با او دچار مشکل نشوید.

منظم و با اراده

از یک متولد شب یلدا انتظار می‌رود که منظم و مرتب باشد. شاید این ویژگی را در میان خانم‌هایی که شب یلدا به دنیا آمده‌اند و اتفاقا اسم‌شان هم یلداست به‌طور محسوس‌تری مشاهده کنید. این افراد با نظم و ترتیب و دقت زیادی که دارند به‌راحتی می‌توانند در مشاغل مختلف مدیر و مسئول شوند و حتی یک کدبانوی دوست‌داشتنی به نظر بیایند. متولد یلدا می‌تواند در عین حال که مدیر خوبی است، مطیع و فرمانبردار هم باشد. به هر حال در هر جایگاهی که قرار گیرد، نسبت به اعمال و رفتار خودش کاملا مسلط است و زود از کوره درنمی‌رود.

متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

با یلدا ازدواج کنم؟

اگر می‌خواهید با یک یلدایی ازدواج کنید بهتر است بدانید هدف نهایی دختری به نام یلدا تامین زندگی، جلب احترام، کسب اقتدار و برخورداری از موقعیت‌های چشمگیر است. فرقی نمی‌کند خواسته‌های او در پشت میز ریاست یک موسسه تجاری برآورده شود یا در شغل آموزگاری به همین دلیل دلش می‌خواهد که همسرش در هر رشته و کاری که هست، مقام اول را داشته باشد. حتی خود او هم اگر شاغل باشد دلش می‌خواهد که در کارش بدرخشد و شاخص باشد. شاید هم از این راه به شهرت برسد. به هر حال قبل از اینکه به خواستگاری یک یلدایی بروید خودتان را از این لحاظ کاملا آماده کنید.

یادتان باشد ستاره بخت و اقبال شما در این است که در روز‌ها و ماه‌های قبل از ازدواج یلدا را کاملا مطمئن کنید که بعد از گفتن بله در خانه‌اش از هر لحاظ اختیار تام دارد و شما زمام امور خانه را در اختیارش قرار می‌دهید. چنین فردی بعد از ازدواج دوش به دوش شما برای تهیه مخارج خانه تلاش می‌کند و اگر احساس کند قادر به پرداخت هزینه‌های زندگی نیستید، حاضر است چرخ زندگی را در کنار شما بچرخاند و همه تلاش خودش را به کار می‌بندد که زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشد.

در خدمت خانواده

متولد آخرین شب پاییز به خانواده‌اش وفادار است و در هر شرایطی اولویت اول او اعضای خانواده‌اش هستند. اگر احساس کند که پدر یا مادرش بیمار شده و نیاز به پرستاری دارند بی‌درنگ خودش را به آن‌ها می‌رساند. این فرد بدون اعتراضی بار و مشکلات خانواده‌اش را بر دوش می‌کشد و طاقت دیدن مشکلات آن‌ها را ندارد. شاید این ویژگی از نظر همسر یک یلدایی چندان خوشایند نباشد، اما وقتی که می‌پذیرید با این فرد ازدواج کنید، باید وابستگی‌های او به خانواده‌اش را درک کنید و انتظار نداشته باشید که هر روز و هر شب وقتش را فقط با شما بگذراند.

در جست‌وجوی زیبایی

چندان عجیب نیست که متولد شب یلدا را در سالن‌های زیبایی و مراکز مراقبت از پوست و مو ببینید، چون این فرد به طرز باورنکردنی به سر و وضع خودش می‌رسد. دلش می‌خواهد چهره‌ای بی‌عیب و نقص داشته باشد و جراحی بینی اولین کاری است که برای زیبایی بیشتر آن را دنبال می‌کند. ممکن است این فرد وضعیت اقتصادی متوسطی داشته باشد، اما آنچنان به خودش می‌رسد که تصور می‌کنید در یک خانواده ثروتمند متولد شده و از لحاظ مالی هیچ مشکلی ندارد. به قول معروف یک یلدایی صورتش را با سیلی سرخ می‌کند تا همیشه سرخی انار روی گونه‌هایش باشد.

به هر حال این زیبایی‌دوستی یلدایی‌ها گاهی برای‌شان دردسرساز هم می‌شود و شاید جنبه وسواس‌گونه پیدا کند، اما اگر یک یلدایی بتواند احساساتش را به خوبی مدیریت کند، در زندگی خانوادگی و اجتماعی موفق می‌شود ظو افراد زیادی را به سمت خودش جذب می‌کند.

متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

خوش‌اشتها

نمی‌توانید از متولد شب یلدا بخواهید که کم بخورد یا از غذا‌های خوشمزه فاصله بگیرد. ذائقه این فرد درست مانند خوراکی‌های مختلف شب یلدا متنوع است؛ به غذا‌های خاص و خوب علاقه دارد و حتی وقتی به سفر می‌رود، بهترین رستوران‌ها را انتخاب می‌کند. از این رو ممکن است گاهی اوقات ولخرج به نظر برسد. با این وجود این قابلیت را دارد که پول‌هایش را مدیریت کند و در عین حال زندگی به ظاهر کاملی داشته باشد.

اجتماعی و آداب‌دان

انزواطلبی در خون متولد یلدا نیست. او را فردی سرزنده و اجتماعی می‌بینید که دلش می‌خواهد هرازچندگاهی مانند شب یلدا تمام اقوام و فامیل را به خانه‌اش دعوت کند، چون از مهمان‌نوازی لذت می‌برد. با چهره‌ای گشاده و لبخندی پررنگ حتی از مهمان ناخوانده هم پذیرایی می‌کند و دلش می‌خواهد رفت و آمد‌های زیادی داشته باشد.

سرشار از احساسات

در مواجهه با فرد متولد شب یلدا شاید به این باور برسید که مانند فصل زمستان سرد و بی‌روح است و احساسات زیادی در او موج نمی‌زند که این طرز فکر اشتباه است. شاید در ظاهر متولد یلدا را ساکت ببینید. اما این فرد در باطن احساساتی است و گاهی اوقات منطق زندگی را در تلاطم احساسات زودگذر به باد فراموشی می‌سپارد. با این وجود گفته می‌شود که یلدایی‌ها خلق و خوی پایداری ندارند و ممکن است در نشست و برخاست با آن‌ها به این نتیجه برسید که گاهی اوقات تلخی می‌کنند و بعضی وقت‌ها شاد و خوشحال هستند. به هر حال به خلق و خوی زودگذرشان اعتماد نکنید و برای شناخت آن‌ها بیشتر وقت بگذارید.

بهترین هدیه برای یلدا

بهترین هدیه‌ای که می‌توانید برای متولد یلدا در نظر بگیرید یک کتاب شعر است. هرقدر این کتاب شاعرانه‌تر باشد بیشتر خوشش می‌آید. با این وجود فکر نکنید یک یلدایی طبعی کاملا شاعرانه دارد. او برخلاف اینکه با خواندن شعر‌های عاشقانه به وجد می‌آید، میل و رغبت چندانی برای ابراز احساسات رمانتیک ندارد. پس توقع شنیدن جملات عاشقانه و کلمات زیبا را نداشته باشید. این ویژگی در میان مردان متولد شب یلدا بیشتر دیده می‌شود و این افراد احساسات را در دل‌شان نگه می‌دارند.

متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

زبان تند و تیز

هنگام معاشرت با یک متولد شب یلدا مراقب حرف‌های‌تان باشید و آتش عصبانیت را در وجود او شعله‌ور نکنید، چون این فرد در شرایط عصبانیت جملاتی را بر زبان می‌آورد که شاید مو به اندام شما راست شود. البته منظور واقعی او چیزی نیست که بر زبان می‌آورد و ممکن است به سرعت مکالمه بین شما و خودش را فراموش کند. اهل انتقام‌جویی نیست و کینه‌توزی در بین ویژگی‌های شخصیتی او جایی ندارد. به هر حال محتاط باشید.

ترس از آینده

باید به او بگویید که بیشتر در زمان حال زندگی کند، چون متولد یلدا بیشتر به آینده چشم دوخته و نگران است که چه بر سرش می‌آید. این نگرانی‌ها گاهی اوقات برای خودش و اطرافیان آزاردهنده می‌شود. پس او را از ابر خیالات پایین بیاورید و کاری کنید که واقعیت‌های زمان حال را بپذیرد. شاید هم بهتر باشد توقعاتش را کمتر کند تا دغدغه‌های مهم زندگی‌اش به پرواز درآیند و فراغ بال بیشتری داشته باشد.

چه زمانی برای فرزند خود گوشی موبایل هوشمند تهیه کنیم؟


وب‌سایت یک‌پزشک – میثاق محمدی‌زاده: بسیاری از کودکان از همان سنین ۴ الی ۵ سالگی یک تبلت یا اسمارت‌فون می‌خواهند، ولی آیا آمادگی استفاده از این دستگاه‌ها را دارند؟ بچه‌ها در چه سنی باید مالک یک گوشی تلفن همراه باشند؟

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

گزارش جدید موسسه Common Sense Media که در حوزه فناوری‌ها و رسانه‌های کودکان فعالیت می‌کند؛ نشان می‌دهد بیش از نیمی از کودکان امریکایی در سن ۱۱ سالگی دارای اسمارت‌فون هستند. در سن ۱۲ سالگی، بیش از دو سوم بچه‌ها گوشی دارند و در سن ۱۴ سالگی به اندازه بزرگ‌سالان صاحب تلفن هوشمند هستند.

همچنین، این گزارش می‌گوید برخی از کودکان در سنین پایین‌تر صاحب اسمارت‌فون شدند. ۲۰ درصد بچه‌های دبستانی ۸ ساله در امریکا دارای تلفن همراه هستند.

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

نکته مهم اینجا است که وقتی فرزند شما می‌بیند تمام دوستان و هم‌سالان خود یک گوشی تلفن همراه دارند؛ خیلی سخت است از این خواسته چشم‌پوشی کند و برای شما هم سخت‌تر است که آرزویش را برآورده نکنید.

بنابراین، تفکر در سن مناسب دادن گوشی به کودک بسیار اهمیت دارد. اگرچه، تحقیقات زیادی در سال‌های اخیر روی این موضوع شده است و هریک از جنبه‌ای پیشنهاداتی دادند، ولی واقعیت این است که هیچ پاسخ درست و روشنی وجود ندارد.

شاید بهترین پاسخ این باشد که هر وقت والدین احساس کردند زمان مناسبی است که فرزندشان صاحب یک اسمارت‌فون باشد. فرزند شما باید نشانه‌هایی از خود بروز دهد که شایستگی و آمادگی نگهداری و استفاده از یک اسمارت‌فون را دارد.

فاکتور‌های تصمیم‌گیری

مسئولیت‌پذیری: آیا فرزند شما به سنی رسیده است که مسئولیت‌پذیر باشد؟ آیا ارزش پول، پس‌انداز، نگه‌داری از یک شی قیمتی و مدیریت خرید را می‌داند؟ آیا با مسئله خرید گوشی تلفن همراه عاقلانه برخورد می‌کند یا هنوز احساسات بچه‌گانه‌ای دارد؟ اگر این نشان‌ها را در فرزند خود می‌بینید؛ احتمالا زمان مناسبی است که به او یک اسمارت‌فون هدیه بدهید.

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

ایمنی: فرزند شما به تنهایی مدرسه می‌رود یا شما همراه او هستید؟ داشتن گوشی برای کودکان در برخی اوقات بیشتر یک نیاز است تا سرگرمی و بازی. برخی اوقات احساس می‌کنید باید یک گوشی در اختیارش قرار دهید تا همیشه با شما در ارتباط و تماس باشد.

بلوغ اجتماعی: فرزند شما با دوستان خود مهربان و با احترام است؟ آیا تصور درستی از کارکرد اینترنت دارد و اینکه وقتی چیزی روی آن قرار گرفت؛ دیگر پاک و حذف شدنی نیست؟ می‌تواند کنترلی روی روابط و فعالیت‌های خود در اینترنت داشته باشد؟ آیا می‌تواند چیز‌هایی که آزارش می‌دهند را روی اینترنت قرار ندهد؟ اثرات مخرب و ویران‌گر شبکه‌های اجتماعی برای کودکان و نوجوانان را در نظر داشته باشید و براین‌اساس زمانی کودک خود را وارد این شبکه‌ها کنید که کمترین آسیب را ببیند.

الگوی استفاده صحیح از تلفن هوشمند

با خرید و هدیه دادن یک اسمارت‌فون به فرزند، همه‌چیز تمام نمی‌شود. خواسته یا ناخواسته، کودک به دنبال تقلید و الگوبرداری از والدین برای استفاده از اسمارت‌فون است.

وقتی پدر و مادری تمام اوقات خود را با گوشی سپری می‌کنند و اصطلاحا در هیچ زمانی تلفن هوشمند خود را زمین نمی‌گذارند؛ نباید انتظار داشت فرزند آن‌ها فقط چند ساعت محدود با گوشی باشد.

اگر والدین خودشان در هنگام غذا خوردن، دورهمی‌ها، تماشای تلویزیون و رانندگی از گوشی استفاده نکنند؛ فرزند هم یاد می‌گیرد چگونه روابط خود با گوشی را تنظیم کند و به سوی رفتار‌های سالم مشابهی برود.

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

والدین باید درباره محدودیت‌های استفاده از گوشی، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی با فرزندان خود صحبت کنند و در عمل قوانین و مقرراتی وضع کرده و سعی کنند آن را اجرا نمایند.

باید به کودکان درباره مضرات صفحه‌نمایش‌ها اطلاعاتی داد. باید آن‌ها را آموزش داد چگونه درست از اینترنت استفاده کرده و دنبال کنجکاوی‌های خود باشند. نمی‌توان مانع از کنجکاوی و هیجان کودک در استفاده از اینترنت و انواع ابزار‌هایی مانند پیام‌رسان‌ها شد، ولی می‌توان آن را درست و به سویی مطمئن هدایت کرد که سازنده و مفید باشد.

این کار هم مستلزم هوشمندی والدین و وقت گذاشتن برای کودک است. متاسفانه، برخی از والدین برای دور کردن فرزند از خودشان و راحتی بیشتر سراغ دادن اسمارت‌فون به او می‌روند!

به دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها نگویید چه بپوشند!


روزنامه ایران – لیدا ایاز: این اعجوبه‌ها را دیدید و خیلی خوب می‌شناسید. اعجوبه بودن نه توهین بلکه شاخصه مهم دختر و پسر‌های دهه‌های هفتاد و هشتاد است که خودشان هم آن را قبول دارند. به‌طور آزمایشی به یکی‌شان بگویید اعجوبه؛ خنده‌ای از روی بیخیالی سر می‌دهند و با آن رگ فرمان‌ناپذیریشان بادی به غبغب هم می‌دهند که بله درست گفتید.

این یعنی وقتی که جوان دهه شصت تمام دوره جوانی اش را در سرکوب شدن‌های اینجا و آنجا برای داشتن یک نظر مستقل خرج می‌کرد، این بچه‌ها حالا بخوبی می‌دانند چه می‌خواهند و چطور آن را به‌دست بیاورند.

من همینم؛ دوستم بدار

همین روحیه سرکش باعث شده این نسل خیلی زود تسلیم نشود و اگر آن‌ها را با ظاهری متفاوت ببینید درحالی که در دلتان شروع به تجزیه تحلیل آن تفاوت‌ها می‌کنید، اما چیزی به رویشان نمی‌آورید این یعنی خب، حتماً اقتضای سنشان است. لباس اگر برای جوان و نوجوان دهه هفتاد و هشتاد همه چیز نباشد، اما یک مسأله بسیار بسیار مهم است؛ گاهی حتی خودنمایی‌ها و حد و مرز گذاشتن‌هایشان در روابط دوستانه با سبک لباس پوشیدنشان شکل می‌گیرد.

کافی است از کنار یک دانشگاه عبور کنید و جماعتی از دختر، پسر‌های ۱۸-۱۹ ساله را ببینید که اصولاً هیچ شباهتی به گذشته نوستالژیک دهه شصتی‌ها ندارند. سبک لباسی که آن‌ها در این محیط می‌پوشند با تمام احتیاط و قانونمداری شان بسیار راحت و بی‌شیله پیله است.

اصولاً ممکن است که یک پسر را با شلوار گرمکن ورزشی و لباس راحتی هم ببینید به دانشگاه آمده باشد که البته حتماً یا از یک برند معروف است یا فیک درجه یکی است که از بازار‌های ترکیه آمده است. این سبک به لباس خیابانی معروف است که حالا در همه جای دنیا هم دیده می‌شود و در ایران هم نوجوانان خوب از آن بهره می‌برند.

من همینم؛ دوستم بدار

هفتاد و هشتادی‌های امروز لباس رسمی و رنگ‌های عرف را نمی‌پسندند. این نسل زمانی پا به عرصه وجود گذاشت که رپر‌های زیرزمینی دیگر بی‌نام و نشان نبودند و روی استیج‌ها می‌خوانند و امروز سبک اعتراضی و جسورانه‌شان یک الگوی شاخص برای آن‌ها شده است. آن‌ها پیرو بی‌چون و چرای رپر‌های محبوبشان هستند، پس می‌توان استایل اعتراضی سبک رپ را یکی از شاخص‌ترین الگو‌های ظاهری دانست که برای جوان و نوجوان امروزی مهم است.

لباس‌های اسلش که قد و اندازه‌ای بزرگتر از حد معمول دارند، شلوار‌های لوله تفنگی با بالاتنه گشاد، تونیک‌های بلندی که برخی مواقع تا روی زانو می‌رسند به همراه کلاه‌های لبه دار و گشاد. بله، این نسل سعی می‌کند از پذیرش قانون دوری کند و آنچه که احساس راحتی و رهایی در آن است، انتخاب کند.

خالکوبی

من همینم؛ دوستم بدار

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تغییر سبک ظاهر در این دو دهه استفاده از خالکوبی یا حکاکی تتو روی بدن است که در این سال‌ها محبوبیت فراگیری هم پیدا کرده است؛ تا آنجا که برخی به‌صورت افراطی به آن علاقه‌مند شده‌اند. فوتبالیست‌های مشهور تیم‌های محبوبشان اغلب از همین استایل استفاده می‌کنند و این آخر هیجان است که همان تتویی را داشته باشی که لیونل مسی دارد.

بی‌نظمی و همه رنگی

برخلاف جوانان دهه شصت که چند رنگ محدود برای استفاده در لباس داشتند جوانان و نوجوانان امروز زیبایی را در خوش رنگی و تنوع رنگ می‌دانند و خود را به استفاده از چند رنگ محدود نمی‌کنند. استفاده از کت جین با بلوز زیر کت که رنگ جیغ قرمز، صورتی و فسفری دارد، هیچ منعی ندارد. استفاده از دامن‌های چین دار و گلدار و حتی پوشیدن سارافون‌های هندی و پاکستانی که طیف رنگی متنوعی دارند در میان دختران این نسل باعث شده تا حتی مادران آن‌ها هم دست از رنگ‌های تیره بکشند.

استفاده از انگشتر‌های متنوع در هر دو دست که گاهی حتی هر چهار انگشت یک دست را شامل می‌شود، دستبند‌هایی که دیگر لزوماً طلا و نقره نیستند بلکه چرم‌های رنگی و حتی بند‌های نایلونی به همراه قطعه کوچکی از نشان ماه تولد است هم بین جوانان شایع است. درباره پسران این نسل باید گفت آن‌ها هم هیچ ابایی در استفاده از طیف رنگی شاد ندارند و در کوچه و خیابان پسر‌های ۱۹ یا ۲۰ ساله کمی نمی‌بینید که تیشرت‌های صورتی، زرد و بنفش پوشیده باشند که عکس باب اسفنجی روی سینه لباسشان خودنمایی می‌کند.

دورهمی خودمانی

دورهمی برای آن‌ها جایی برای خوش گذراندن است بنابراین استفاده از استایل اسلش و لباس راحتی حتی به دورهمی‌های آن‌ها نفوذ پیدا کرده با این حال آن‌ها حتی جایی برای شیک پوشی می‌گذارند. شلوار‌های تنگ جین یا پارچه‌ای با پیراهن چهارخانه با یقه‌های کاملاً بسته می‌تواند بخشی از این شیک پوشی باشد.

ریش داعشی

من همینم؛ دوستم بدار

آن سبک همیشگی که شیش تیغه بودن مشخصه جنتلمن بودن است را فراموش کنید. امروز آنچه که پسران جوان را پیش چشم دختران متفاوت کرده، ته ریش و ریش‌های بلند و اتوکشیده است که گاهی با غرور دستی به آن می‌کشند که بله این استایل من است؛ دوستم بدار.

«پیچ‌ دک» چیست و چه نقشی در موفقیت استارتاپ‌ها دارد؟


وب‌سایت سواد زندگی: پیچ دک (Pitch Deck) روشی استاندارد برای ارائه یک استارت آپ است که کارآفرینان از آن به منظور جلب توجه سرمایه گذاران و تامین بودجه مورد نیاز شرکت خود بهره می‌برند. این فرم از ارائه، ویژگی‌ها و همچنین الزامات مشخصی دارد که باید تحت هر شرایطی رعایت شوند.

ارائه معمولا توسط پروژکتور و به صورت اسلاید باکیفیت انجام می‌شود، اما همانند سایر آموزه‌های کار و کسب باید استاندارد‌ها و قوانین آن رعایت شود؛ برای مثال هیچ پیچ دکی نباید بیش از ۱۹ اسلاید یا بخش باشد.

در کتاب هنر بنیان گذاری استارت آپ درباره پیچ دک آمده است: کارآفرینان به صورت حضوری و با استفاده از تصاویر گویا ارتباطی دیداری و کلامی با سرمایه گذاران برقرار می‌کنند. ابزار‌های بصری در این حالت باعث ترغیب سرمایه گذاران به تمرکز بر کار و کسب شما می‌شوند.

به طور خلاصه یک پیچ دک قدرتمند، خصوصیات زیر را دارد:

  • وضوح و سادگی
  • مهارت متقاعد سازی مخاطب
  • عملگرایی و آسان بودن پیروی دقیق از آن.

اما هر اسلاید قابل ارائه باید چه عناوین و بخش‌هایی داشته باشد؟

۱. مشکل (کمبود و نقص و مسأله‌ای که شما با کار و کسب خود به شکل بهتری برای حل آن راهکار ارائه داده اید.)

۲. راه حل

۳. بازار

۴. محصول

۵. مزایا و نقاط کشش

۶. تیم

۷. رقابت

۸. منابع مالی

بر اساس تحقیقی از شرکت DocSend، سرمایه گذاران به طور میانگین زمانی معادل ۳ دقیقه و ۴۴ ثانیه را صرف بررسی هر پیچ دک می‌کنند. در این مطالعه ۲۰۰ پیچ دک مختلف بررسی و مشخص شد که این افراد بیش از همه به عناوین منابع مالی، تیم و رقابت علاقه‌مند هستند و زمان بالاتری را صرف تجزیه و تحلیل اسلاید‌های مرتبط با آن‌ها می‌کنند.

در ادامه برای آن که بتوان یک کار و کسب نوپا و یا همان استارت آپ را به شرایط ایده آل و بهره وری بیشتر نزدیک کرد، اصول ساخت یک پیچ دک حرفه‌ای را شرح خواهیم داد.

۱. مشکل

همان طور که ذکر شد، اولین اسلاید از یک پیچ دک قابل تامل چیزی نیست جز تفسیر مشکلات. در این بخش مسیری در اختیار کارآفرین قرار می‌گیرد تا شکاف پر شده توسط کار و کسب خود در بازار را توضیح دهد.

بدین ترتیب مشکل یا چالش مد نظر باید چیزی باشد که از اهمیت بالایی برای مردم برخوردار است و ابعاد مختلف آن نیز توسط سرمایه گذاران به راحتی درک شود.
علاوه بر این کارآفرین باید توجه داشته باشد که در هر اسلاید از بخش مشکل، به ارائه یک مرتبه چندین چالش در کنار هم نپردازد و بر اساس اولویت آن‌ها را دسته بندی کند. چنانچه چینش مطالب به هر دلیلی ابهام برانگیز باشد، فرصت جلب نظر حداقل یکی از سرمایه گذاران را به راحتی از دست خواهید داد.

اما سرمایه گذار معمولا به چه علتی و چگونه ریسک تخصیص بودجه برای یک استارت آپ را می‌پذیرد؟

  • در حالتی که وی قبلا همان مشکل را تجربه کرده باشد
  • احساسی درونی و در بسیاری از مواقع نیز کاملا محاسباتی از تضمین بازگشت سرمایه یا به اختصار ROI
  • وارد شدن در تخصصی که وی نیز با آن سر و کار دارد (مانند مراقبت‌های بهداشتی و مسائل مرتبط با درمان در خصوص پزشکان)

حال اگر سرمایه گذاری همزمان گرفتار هر سه مورد فوق شود، این موضوع بدین معناست که شما توانسته اید شریک اصلی خود را پیدا کنید.

۲. راه حل

راه حل باید کاملا شفاف، واضح و همچنین مختصر باشد. به ویژه اگر استارت آپی در زمینه فناوری دارید، بهتر است راه حل‌هایی مقیاس پذیر ارائه دهید. علاوه بر این ارائه راه حل باید به گونه‌ای باشد که ضرورت استفاده از آن را در شرایط خاص کنونی توجیه کند. زیرا همان طور که می‌دانید زمان بندی در تجارت همه چیز است و رسیدگی در زمان مناسب به یک کار و کسب می‌تواند آن را از خطر سقوط حتمی نجات دهد.

همواره زودتر و یا دیرتر از موعد مقرر رسیدن، عامل اصلی عدم موفقیت در استارت آپ‌ها محسوب می‌شود. به غیر از نکات عنوان شده، باید از اظهاراتی که شما را تنها فردی که چنین کاری انجام داده است و یا رهبر خبره گروه معرفی می‌کنند شدیدا پرهیز کنید.

همانگونه که سرمایه دار مشهور آمریکایی به نام مارک کیوبن می‌گوید: ممکن است پیش از شما صد‌ها نفر دقیقا به همین ایده و یا انواع مشابه آن دست یافته و به علل مختلف نتوانسته باشند آن را عملی کنند. پس اگر به دنبال سرمایه گذاری مناسب هستید، باید مقداری متواضع باشید!

۳. بازار

توصیه می‌شود که در اسلاید‌های مرتبط با بخش بازار به مسائلی از جمله بازار هدف، اندازه بازار، روند رشد بازار هدف در گذشته و همچنین الگوی رشد احتمالی آن در آینده اشاره شود. این رویکرد اطلاعاتی کامل و ارزشمند را در اختیار سرمایه گذاران قرار می‌دهد تا با دید باز اقدام به محاسبه بازگشت سرمایه خود کنند. علاوه بر این باید حتما منابع مورد استفاده در تهیه این بخش نیز ضمیمه کار شود.

۴. محصول

یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین قسمت‌های یک پیچ دک موفق، بخش محصولات است. در اسلاید‌های این بخش کارآفرینان اقدام به معرفی جنبه‌های مختلف محصول استارت آپ خود می‌کنند. برای آن که بتوان قدرت این بخش را افزایش داد توضیحی مختصر و مفید در مورد خود محصول و در صورت امکان، ارائه نقل قول‌هایی مثبت از مشتریانی که تجربه استفاده از آن را داشته اند، توصیه می‌شود.

۵. مزایا و نقاط کشش

در این اسلاید مسیر پیشرفت کار و کسب به صورت ماهانه (برای مثال از نظر درآمد یا سطح کیفی) نشان داده می‌شود. برای آن که بتوان توجه سرمایه گذاران را با ضریب اطمینان بالا جلب کرد، باید روی این بخش با دقت بسیار کار کنید. آیا قادر به ذکر مزیتی خاص برای کسب و کار خود هستید؟ آیا می‌توانید تنها در یک اسلاید تمایز خود را از سایر استارت آپ‌های رقیب به خوبی توضیح دهید؟

۶. تیم

تیم یکی دیگر از بخش‌های حیاتی در تهیه پیچ دک‌های قابل استناد و جذاب است. هر سرمایه گذاری مایل است بداند که چه کسی یک مجموعه نوپا را هدایت می‌کند و عامل اصلی هماهنگی میان تمامی افراد این تیم چیست.

باید توجه داشته باشید که در زمان تاسیس یک استارت آپ برای بار اول، ناخودآگاه بخش زیادی از بودجه خود را صرف آموزش به اعضا و همچنین رفع اشتباهات آن‌ها خواهید کرد. این موضوع بخشی از روند تکامل را شامل می‌شود و نباید به هیچ عنوان در این زمینه کم کاری کنید. معرفی اصولی تیم به سرمایه گذاران در یک پیچ دک حرفه ای، اهمیت زیادی در تعیین سرنوشت کسب و کار شما خواهد داشت.

بهترین راه برای طراحی اسلاید‌های این قسمت، توصیف اعضای تیم رهبری به طور مستقل از سایر همکاران است. در ادامه نیز به دو الی سه مورد از کارنامه و دستاورد‌های اصلی هر یک از اعضا اشاره کنید.

۷. رقابت

رقبای فعال در حوزه کاری تان را مشخص کنید و این که چطور با آن‌ها مقایسه می‌شوید؟

همچنین ویژگی‌های کار و کسب شما که به برتری تان منتج خواهند شد را توضیح دهید. به بیان دیگر شما در تلاش برای اثبات نقاط تفاوت خود به سرمایه گذاران هستید و بدین ترتیب باید دیدگاهی را در اختیار آن‌ها قرار دهید که بتوانند با استناد به آن استارت آپ شما را از میان دیگر کسب و کار‌ها انتخاب کنند.

۸. منابع مالی

در اسلاید‌های قسمت منابع مالی، باید قادر به ارائه برنامه ریزی اقتصادی استارت آپ خود طی ۳ سال آینده باشید. حتی ممکن است برخی از سرمایه گذاران به دنبال برنامه‌ای طولانی مدت‌تر که حداقل ۵ سال پیش رو را مشخص کند نیز باشند.

هرچند پیش بینی نحوه تخصیص منابع مالی یک کار و کسب همانند شلیک تیری در تاریکی است، اما باز هم می‌تواند آمادگی ذهنی خوبی از وضعیت کنونی استارت آپ و همچنین نتایج احتمالی آن به دست دهد.

معمولا این اسلاید‌ها از آنچه که کارآفرینان تصور می‌کنند اهمیت بیشتری دارند با این حال، نیازی به ذکر جزئیات مو به مو در اسلاید‌های منابع مالی نیست و تنها ارائه خلاصه‌ای گویا و البته کاربردی کافی خواهد بود.

یادتان باشد مهم‌ترین نکته‌ای که در تمامی مراحل تهیه پیچ دک باید به آن توجه داشته باشید، دوری از ابهام و به ظاهر سرگرم ساختن مخاطب با استفاده از آمار و ارقام پیچیده و فاقد منابع موثق است؛ سرمایه گذاری که با کلمات شما دچار ابهام شوند، هرگز روی خوش به پیشنهادتان نشان نخواهند داد.

افراد موفق چه کار‌هایی را متفاوت انجام می‌دهند؟


برترین‌ها: شاید شما هم کسانی را بشناسید که در هر کاری که انجام می‌دهند موفق‌اند و انگار موفقیت، اتفاقی پیوسته در زندگی آنهاست. حتما تعجب کرده‌اید که چطور این افراد در خیلی از جنبه‌های زندگی خود مرتبا موفق می‌شوند. همه‌ی ما نمونه‌هایی از افراد بینهایت موفق در ذهن خود داریم که تحسین‌شان می‌کنیم. اما واقعا این افراد چه می‌کنند و چه چیز خارق‌العاده‌ای در موردشان وجود دارد؟

اگر داستان زندگی، مصاحبه‌ها و کتاب‌های افراد موفق را خوانده باشید می‌دانید که بیشتر این افراد، موفق به دنیا نیامده‌اند؛ بلکه به موفقیت رسیده‌اند و آن را ادامه داده‌اند. در واقع این اشخاص، فهمیده‌اند چه چیزی آن‌ها را به سمت استفاده از بیشترین پتانسیل‌شان سوق می‌دهد. ما به شما می‌گوییم افراد موفق چه کار‌هایی را متفاوت با بقیه مردم انجام می‌دهند؛ کار‌هایی که ما هم می‌توانیم آن‌ها را تقلید کنیم.

افراد موفق، هدف‌های خود را هوشمندانه، انتخاب و دنبال می‌کنند

افراد موفق چه کار‌هایی را متفاوت انجام می‌دهند

افراد موفق، هدفمند هستند. آن‌ها هدف‌های واقعی در سر دارند، نه رویا‌هایی دست نیافتنی. افراد موفق می‌دانند به دنبال چه هستند و چرا برای آن می‌جنگند. آن‌ها اهداف خود را هوشمندانه و منطقی انتخاب و دنبال می‌کنند. هدف‌های هوشمندانه، هدف‌هایی خاص، قابل سنجش، دست یافتنی، مرتبط با شرایط و موعددار هستند. برای اینکه منظور را دقیق‌تر متوجه شوید، ویژگی‌های یک هدف هوشمندانه را توضیح می‌دهیم:

خاص بودن

مثلا یک هدف کلی می‌تواند این باشد که «اندامت را متناسب کن!». اما یک هدف خاص می‌تواند این باشد که «عضو یک باشگاه ورزشی بشو و به مدت ۵۲ هفته سه روز در هفته تمرین و ورزش کن!». یک هدف خاص، خیلی دست یافتنی‌تر و قابل اجراتر است، زیرا پارامتر‌ها و الزامات در آن تعریف و مشخص شده‌اند.

قابل سنجش بودن

برای سنجیدن میزان پیشرفت یک هدف باید یک سیستم منطقی وجود داشته باشد. برای اینکه متوجه شوید هدف‌تان قابل سنجش است یا نه از خودتان سوال‌هایی مانند این بپرسید: چقدر زمان نیاز دارم؟ به طور کل چقدر هزینه خواهد شد؟ از کجا خواهم فهمید به هدفم رسیده‌ام؟ و …. وقتی شما پیشرفت‌تان را اندازه گیری می‌کنید و می‌سنجید، روال کار حفظ می‌شود، به موقع عمل می‌کنید و شعف و لذت ناشی از دست آورد را که به شما انگیزه می‌دهد به تلاش‌های‌تان ادامه دهید، تجربه و احساس خواهید کرد.

دست یافتنی بودن

یک هدف برای اینکه دست یافتنی باشد، هم باید قادر به انجامش باشید و هم باید اراده‌اش را پیدا کنید. به عبارتی دیگر، هدف باید واقع گرایانه باشد. سوال بزرگی که اینجا مطرح می‌شود این است: این هدف چگونه باید به دست بیاید؟

مرتبط با شرایط بودن

مرتبط با شرایط بودن یک هدف، تکیه بر اهمیت انتخاب هدفی دارد که با موقعیت و شرایط موجود، متناسب و مهم باشد. مثلا اگر هدف یک رستوران اینترنتی این باشد که تا قبل از سال نو، ظروفی را با قیمت مناسب به فروش برساند، شاید این هدف دست یافتنی، قابل سنجش و خاص باشد، اما بی‌ارتباط با فعالیت این کسب و کار است. اما اگر هدف این رستوران اینترنتی، رساندن سفارش‌ها، با کیفیت عالی و در سریع‌ترین زمان ممکن به مشتریان باشد، مرتبط خواهد بود.

موعد دار بودن

یک هدف باید دارای چارچوب زمانی بخصوصی باشد، یعنی مشخص کنید در عرض چه مدتی باید انجام شود. متعهد بودن به یک ضرب الاجل کمک‌تان می‌کند روی تلاش‌های‌تان برای تکمیل هدف متمرکز شوید. این قسمت از معیار‌های یک هدف هوشمندانه، قرار است جلوی تعلل کردن‌ها در مسیر تلاش به سمت هدف را بگیرد و اجازه ندهد حواس پرت کن‌های روزانه، توجه شما را از هدف‌تان برگردانند.

وقتی اهداف هوشمندانه را که واقعا برای‌تان مهم‌اند شناسایی کردید، انگیزه پیدا می‌کنید راه‌های رسیدن به آن‌ها را جستجو کنید. اکنون شما مجهز به نگرش و توانمندنی‌ها و مهارت‌های لازم هستید و می‌توانید تقریبا به هر هدفی که تعیین کرده‌اید برسید، به این شرط که قدم‌های‌تان را نیز هوشمندانه بردارید و چارچوب زمانی برای خود در نظر بگیرید که به شما فرصت برداشتن این قدم‌ها را بدهد. هدف‌هایی که زمانی دور از دسترس به نظر می‌رسیدند، در نهایت به شما نزدیک‌تر و دست یافتنی‌تر می‌شوند، نه به این دلیل که کوچک و بی‌ارزش شده‌اند بلکه به این علت که شما رشد کرده‌اید و قابل انطباق‌تر با آن‌ها شده‌اید.

افراد موفق، قاطعانه و فوری عمل می‌کنند

متاسفانه تعداد کمی از افراد به موفقیت‌هایی می‌رسند که رویای آن را در سر داشته‌اند و این تنها یک دلیل دارد: آن‌ها هرگز دست به عمل نمی‌زنند!

فراگیری دانش به این معنی نیست که در حال رشد هستید. رشد زمانی روی می‌دهد که دانش شما و چیز‌هایی که یاد گرفته‌اید، نحوه‌ی زندگی‌تان را تغییر دهد. خیلی از افراد در توهم و ابهام زندگی می‌کنند. این افراد در واقع زندگی نمی‌کنند، بلکه فقط عمر خود را می‌گذرانند، زیرا هرگز دست به اقدام لازم برای عملی کردن دانش خود نمی‌زنند تا رویایی را به واقعیت تبدیل کنند.

فرقی نمی‌کند IQ بالایی داشته باشید و PhD تان را در فیزیک کوانتوم گرفته باشید، شما نمی‌توانید بدون اینکه دست به عمل بزنید، چیزی را تغییر دهید و در دنیای واقعی پیشرفت کنید. اینکه بدانید چطور کاری را انجام دهید و اینکه واقعا کاری را انجام دهید، بسیار با هم متفاوت‌اند. دانش و هوش، هر دو بدون عمل، بی‌ارزش‌اند، به همین سادگی! موفقیت از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که تصمیم می‌گیرید کاری بکنید و خودتان را در فرایند ِ رفتن به دنبال رویاهای‌تان غرق می‌کنید. پس تصمیم بگیرید و دست به عمل بزنید.

افراد موفق چه کار‌هایی را متفاوت انجام می‌دهند

افراد موفق، بر کارآمد بودن تمرکز می‌کنند، نه بر پُرمشغله بودن

مشغله داشتن، اغلب شکلی از تنبلی ذهنی است. آدم‌هایی که سرشان شلوغ است لزوما موفق نیستند. لازم است هوشمندانه‌تر کار کنید، نه سخت‌تر. کافیست نگاهی به اطراف‌تان بیندازید؛ تعداد افراد پُرمشغله خیلی بیشتر از افراد کارآمد و موفق است.

افراد پُرمشغله همیشه در حال عجله‌اند و بیشتر روز‌ها تا دیروقت این طرف و آن طرف می‌دوند. آن‌ها سر کار می‌روند، در انواع و اقسام کنفرانس‌ها و جلسات شرکت می‌کنند و به ندرت وقت دارند به خانواده‌ی خود برسند و معمولا هم کم می‌خوابند. برنامه‌ی کاری این افراد پُر است و همین به آن‌ها حس مهم بودن می‌دهد، اما همه‌ی این‌ها خیالات است! افراد پُرمشغله مانند همستر‌هایی روی یک چرخ در حال دویدن هستند.

آرام باشید، نفس بکشید و هدف‌ها و مسئولیت‌های‌تان را مرور کنید. مهم‌ترین‌ها را در الویت قرار دهید. هر زمان یک کار انجام دهید و همزمان به چند کار نپردازید. استراحت کوتاهی بکنید و دوباره به کارتان برگردید. همیشه یادتان باشد، نتیجه مهم‌تر از زمانی است که برای رسیدن به آن صرف می‌کنید.

افراد موفق، تصمیم‌های آگاهانه و منطقی می‌گیرند

ما گاهی صرفا به این دلیل که موقتا ناراحت یا هیجان زده‌ایم، کار‌هایی می‌کنیم که احمقانه‌اند و تاثیر منفی‌شان همیشگی است. هر چند شم درونی در برخی از موقعیت‌های خاص، موثراند، اما در مورد رشد و پیشرفت مستمر در هر جنبه‌ای از زندگی، تصمیم‌های هیجانی معمولا منجر به گمراهی و سرگردانی فرد می‌شوند. تصمیم‌هایی که با هیجانات شدید گرفته می‌شوند اغلب پشتوانه‌ی فکری و آگاهانه‌ی چندانی ندارند و بر اساس احساسات لحظه‌ای استوارند، نه بر پایه‌ی عقل و استدلال آگاهانه.

توصیه‌ای که به شما می‌کنیم ساده است: اجازه ندهید احساسات بر عقل‌تان غلبه کنند. خونسرد باشید، بنشینید و پیش از گرفتن هر گونه تصمیم مهمی، خوب به همه چیز فکر کنید.

افراد موفق، در تله‌ی کمال گرایی نمی‌افتند

خیلی از ما کمال گرا هستیم و برای خودمان استاندارد‌های سفت و سخت در نظر می‌گیریم و تمام تلاش خود را می‌کنیم تا طبق آن‌ها عمل کنیم. ما برای رسیدن به این اهداف کمال گرایانه زمان و انرژی زیادی صرف می‌کنیم و تمام تمرکز خود را معطوف آن‌ها می‌نماییم. حتی زمان‌هایی که واقعا خسته و پریشان می‌شویم به خود می‌گوییم: نباید متوقف شوی، باید ادامه بدهی و تسلیم نشوی! و این همه تلاش در جهت کمال گرایی، بدون تردید نتیجه خواهد داد، اما به این شرط که در میان راه از پا نیفتیم و ناامید و دلزده، از مسیر کنار نکشیم.

چه اتفاقی می‌افتد اگر با طرز فکر کمال گرایانه بخواهید پیش بروید؟ وقتی نمی‌توانید طبق استاندارد‌های سخت‌تان عمل کنید، سرخورده و ناامید می‌شوید و انگیزه‌ای برای چالش‌های جدید یا حتی به پایان رساندن کار‌های نیمه کاره ندارید. پافشاری شما برای بهترین و کامل‌ترین بودن، کارآیی ندارد و سبب تعلل، استرس و نرسیدن‌های پیاپی می‌شود.
کمال گرایی باعث می‌شود به سختی کاری را شروع کنید و حتی سخت‌تر آن را به پایان برسانید (البته اگر بتوانید!). بیشتر کمال گرا‌ها تقریبا هرگز کاری به معنای واقعی انجام نمی‌دهند و فکر می‌کنند به اندازه کافی خوب نیستند تا کاری را شروع کنند.

یادتان باشد دنیای واقعی به کمال گرا‌ها پاداش نمی‌دهد، بلکه به افرادی پاداش می‌دهد که عمل می‌کنند؛ و تنها راه عمل کردن این است که ۹۹ درصد مواقع، ناکامل باشید. شما فقط با سال‌ها تمرین و قبول ضعف‌های‌تان می‌توانید مسیر موفقیت را هموار کنید. پس تصمیم بگیرید، اقدام کنید، از نتیجه‌ها درس بگیرید و ادامه دهید. این روش را برای تمام جنبه‌های زندگی‌تان به کار ببرید.

افراد موفق چه کار‌هایی را متفاوت انجام می‌دهند

افراد موفق، در محدوده‌ی امن و آرام خود جا خوش نمی‌کنند

یکی از شایع‌ترین چیز‌هایی که مانع می‌شود افراد باهوش از فرصت‌ها جا بمانند این است که فکر می‌کنند هنوز آمادگی کامل ندارند. به عبارتی دیگر آن‌ها احساس می‌کنند هنوز باید دانش و مهارت و تجربیات خود را بیشتر کنند تا بتوانند به فرصت‌ها جواب بدهند. متاسفانه این طرز فکر، مانع رشد فردی و موفقیت است.

واقعیت این است که هیچکس زمانی که فرصتی به وجود می‌آید، ۱۰۰ درصد احساس آمادگی نمی‌کند. زیرا بیشتر فرصت‌های خوب در زندگی، ما را مجبور به رشد هیجانی و فکر می‌کنند. این فرصت‌ها ما را وادار می‌کنند خودمان را رشد دهیم و از منطقه‌ی امن و راحت خود بیرون بزنیم، که به این معناست که در ابتدا احساس راحتی و آمادگی نخواهیم کرد.
فرصت‌های خاص برای رشد فردی و موفقیت، در تمام طول زندگی می‌آیند و می‌روند. اگر به دنبال این هستید که تغییراتی مثبتی در زندگی خود ایجاد کنید، باید این لحظات و فرصت‌ها را دریابید، حتی اگر احساس می‌کنید کاملا آماده نیستید.

افراد موفق، سخت نمی‌گیرند

در قرن بیست و یکم هستیم، یعنی زمانی که اطلاعات به سرعت نور انتقال پیدا می‌کند و فرصت‌ها بینهایت به نظر می‌رسند؛ بنابراین در خیلی از جنبه‌های زندگی، انتخاب‌های زیادی داریم، اما متاسفانه همین انتخاب‌های زیاد و متنوع منجر به پریشانی و استرس و اقدام نکردن می‌شوند.

مطالعات زیادی که در حوزه‌ی کسب و کار و بازاریابی انجام شده‌اند نشان می‌دهند هر چه یک مشتری با انتخاب‌ها و گزینه‌های بیشتری مواجه شود، در واقع محصول کمتری خریداری خواهد کرد. به هر حال، انتخاب بهترین محصول از میان سه محصول خیلی راحت‌تر است تا انتخاب بهترین محصول از میان صد‌ها محصول. حتی خیلی از افراد اگر هنگام خرید متوجه شوند تصمیم گیری بسیار سخت است، به طور کل از خرید کردن منصرف می‌شوند. اگر زندگی‌تان را با انتخاب‌های زیاد، شلوغ و پیچیده کنید، ضمیرناخودآگاه شما تصمیم می‌گیرد که اصلا انتخاب نکند.

راه حل این است که ساده سازی کنید. مثلا مشتریان را با انتخاب‌های زیاد بمباران نکنید؛ و اگر سعی دارید تصمیمی در زندگی‌تان بگیرید، تمام وقت خود را صرف ارزیابی تمام جزئیات در هر انتخاب ممکنی نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر می‌کنید به دردتان می‌خورد. اگر به دردتان نخورد، از این تجربه درس بگیرید. انتخاب‌های شما باید شما را به سمت جلو سوق دهند.

افراد موفق، بر پیشرفت‌های کوچک، اما مستمر تمرکز می‌کنند

هنری فورد می‌گوید: «هیچ کاری سخت نیست اگر آن را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید». همین مفهوم درباره‌ی رسیدن به هدف‌های بزرگ‌تر نیز کاربرد دارد. ایجاد تغییرات کوچک و مثبت، مثلا خوردن غذا‌های سالم‌تر، روزی یک ربع ورزش کردن، اهمیت به خواب و استراحت، کاهش استرس و ایجاد عادت‌های کوچک و خلاقانه راهی بسیار عالی برای انگیزه و هیجان پیدا کردن در زندگی و کم کم رسیدن به سطحی از موفقیت است که خواهانش هستید (مثلا تناسب اندام).

اگر هدف‌های‌تان را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید، نیاز به انگیزه‌ی فراوانی ندارید تا کار را شروع کنید. همین حرکت ساده‌ی «شروع کردن» و «کاری کردن»، به شما نیرویی را که لازم دارید می‌دهد و خیلی زود خودتان را با انرژی زیادی می‌بینید که توان ایجاد تغییرات را به شما می‌دهد، یکی بعد از دیگری!

با یک فعالیت شروع کنید و برای مقابله با موانع احتمالی برنامه ریزی داشته باشید تا غافلگیر نشوید. مثلا اگر سعی دارید وزن کم کنید، لیستی از اسنک‌هایی که می‌توانید بخورید تهیه کرده و آن‌ها را آماده کنید و در دسترس داشته باشید تا هر وقت هوس چیزی برای خوردن کردید، سراغ هله هوله‌ها نروید. شاید برای شروع سخت باشد، اما به مرور ساده‌تر می‌شود و قدرت بیشتری پیدا می‌کنید تا با چالش‌های بزرگ‌تر بهتر روبرو شوید.

افراد موفق، میزان پیشرفت خود را می‌سنجند و روند آن را پیگیری می‌کنند

افراد موفق فقط کار نمی‌کنند بلکه می‌دانند چه کار می‌کنند. آن‌ها هر چند وقت یک بار متوقف می‌شوند و نگاهی به پشت سر می‌اندازند تا روند پیشرفت خود را مرتبا کنترل و بررسی نمایند. بدین ترتیب متوجه می‌شوند چه اصلاحاتی لازم است انجام شود و چه چیز‌هایی را باید تغییر دهند یا تقویت کنند تا بهترین نتیجه را بگیرند.

اگر چیزی را سنجش و اندازه گیری نکنید، نمی‌توانید آن را کنترل کنید. اگر آنچه را باید پیگیری کنید رها کنید، فرصت‌های بالقوه را از دست خواهید داد. فرض کنید کسب و کار کوچک خود را راه انداخته‌اید. اگر مثلا به طور مرتب آمار تعداد خودکار‌ها و کاغذ‌هایی که مصرف شده را به دست آورید آیا کمکی به کسب و کارتان می‌کند؟ البته که نه! زیرا تعداد کاغذ و خودکار‌های مصرفی، معیاری نیستند که نشان دهند کسب و کارتان چقدر پیشرفت کرده است. تعداد کاغذ و خودکار‌ها ربطی به درآمد شرکت‌تان، رضایت مشتریان، بازاریابی و … ندارند.

رویکرد مناسب این است که روی اصلی‌ترین هدف‌تان تمرکز کنید و سپس هر آنچه را که مستقیما به آن مربوط می‌شود بسنجید. توصیه می‌کنیم به طور هفتگی یا دست کم ماهیانه این ارزیابی و سنجش را انجام دهید.

افراد موفق چه کار‌هایی را متفاوت انجام می‌دهند

افراد موفق، با درسی که از اشتباهات خود می‌گیرند، نگرش مثبت خود را حفظ می‌کنند

آدم‌های موفق روی مثبت‌ها تمرکز می‌کنند و در هر موقعیتی به دنبال نکته‌ای امیدوارکننده‌اند. آن‌ها می‌دانند که این نگرش مثبت آنهاست که نتیجه می‌دهد. اگر می‌خواهید موفق باشید، در تمام زمینه‌ها باید خوشبین باشید. زندگی بار‌ها و بار‌ها شما را امتحان می‌کند و اگر نگاه‌تان منفی باشد، هرگز نخواهید توانست به چیز‌هایی که در ذهن دارید برسید.

یادتان باشد هر اشتباهی که می‌کنید، بخشی از پیشرفت‌تان است. اشتباهات به شما درس می‌دهند و هر زمان که خطایی می‌کنید، یک قدم به هدف‌تان نزدیک‌تر می‌شوید. تنها اشتباهی که می‌تواند واقعا به شما آسیب بزند این است که انتخاب کنید هیچ کاری نکنید، چون می‌ترسید اشتباه کنید. پس تردید نکنید و به خودتان شک نداشته باشید! اجازه ندهید منفی گرایی نابودتان کند.

افراد موفق، با آدم‌های مثبت و خوش فکر ارتباط دارند

افراد موفق با آدم‌هایی مراوده دارند که خوش فکر و مثبت و حمایت گرند. آن‌ها کسانی را برای ارتباطات خود انتخاب می‌کنند که از حضورشان انرژی می‌گیرند.

شما مثل همان کسانی می‌شوید که با آن‌ها وقت می‌گذارنید و نشست و برخاست می‌کنید. آدم‌های سمی و منفی، انرژی‌تان را می‌گیرند، اما افراد خوشبین به شما انگیزه می‌دهند و حامی‌تان هستند.

افراد موفق، تعادل را در زندگی حفظ می‌کنند

اگر از بیشتر افراد بپرسید به طور خلاصه بگویند از زندگی چه می‌خواهند، لیستی از چیز‌هایی مانند: پول در آوردن، پیدا کردن شادی، تشکیل خانواده دادن، سفر به دور دنیا و چیز‌هایی شبیه به این ارائه می‌دهند، اما متاسفانه خیلی ازهمین افراد، تعادل مناسبی را در زندگی رعایت نمی‌کنند تا به این خواسته‌ها برسند. شاید به یکی دو مورد از خواسته‌های‌شان برسند، اما از بقیه جا می‌مانند. مثلا شاید یک نفر به آروزیش برای پولدار شدن برسد، اما بعد از مدتی دچار افسردگی ناشی از تنهایی و ارتباط خوب نداشتن با خانواده و دوستان شود.

نداشتن یک سبک زندگی متعادل باعث می‌شود نتوانید از تمام پتانسیل خود استفاده کنید. وقتی اجازه می‌دهید زندگی حرفه‌ای (یا زندگی اجتماعی، خانوادگی و …) شما را تحلیل ببرد و تمام انرژی‌تان را صرف همان می‌کنید، به راحتی از تعادل خارج می‌شوید. هر چند متمرکز شدن روی چیزی و هدف داشتن اهمیت دارد، اما اگر می‌خواهید واقعا موفق باشید و از موفقیت خود لذت ببرید باید در تمام زمینه‌ها تعادل را حفظ کنید. کاملا نادیده گرفتن بعضی چیزها، تنها نتیجه‌ای که دارد، فرسودگی و حسرت و احتمالا ضرر و آسیب‌های روح و روانی در بلند مدت است.

منبع: marcandangel

روز جهانی هواپیمایی کشوری چه زمانی است؟


پرواز، همواره رویای دیرینه‌ی بشر بوده است. نشانه‌های این ادعا را می‌توان در یادداشت‌ها و طرح‌های لئوناردو داوینچی، نقاش و دانشمند ایتالیایی جست‌وجو کرد. صدها نفر در راه رسیدن به این آرزو کشته شدند و هزاران طرح برای تحقق این هدف اجرا شد که اکثر آن‌ها به شکست منجر شد؛ درنهایت برادران رایت به این رویا جامه‌ی حقیقت پوشاندند و صنعت هواپیمایی مرهون از خودگذشتگی تمامی این افراد است. روز جهانی هواپیمایی کشوری نیز به همین دلیل در تمامی کشورها مورد توجه است. با مجله‌ی الی گشت در روز هواپیمایی همراه باشید.

پرواز بشر، از رویا تا واقعیت

با آغاز دوران سلطه‌ی انسان بر آسمان‌ها، صنعت هواپیمایی به‌سرعت رشد کرد و تحول یافت. قوانین مختلف، استانداردها و قراردادهایی وضع شد که به خطوط هوایی نظم و یکپارچگی می‌بخشید؛ اما زمانی فرا رسید که نیاز انسجام بیشتری در این زمینه احساس می‌شد؛ درنتیجه در ۷ دسامبر ۱۹۴۴، پیمان حمل‌ونقل هوایی شکل گرفت که به پیمان شیکاگو نیز معروف است. در کنار این قرارداد، سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی (ایکائو) نیز تشکیل شد که به‌طور رسمی، فعالیت خود را از سال ۱۹۴۷ آغاز کرد.

این سازمان، زیرمجموعه‌ی سازمان ملل متحد است که با سازمان هواشناسی جهانی، اتحادیه بین‌المللی ارتباطات از راه دور، اتحادیه جهانی پست، سازمان بهداشت جهانی و سازمان دریایی بین‌المللی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد. روز جهانی هواپیمایی کشوری، یک رویداد سالیانه است که در روز ۷ دسامبر برای یادآوری اهمیت صنعت هواپیمایی برگزار می‌شود. از سوی دیگر، ایکائو مسئول افزایش استانداردها برای ایمنی پروازها است.

روز جهانی هواپیمایی، بهانه‌ای برای یادآوری اهمیت صنعت هوایی

هدف از نام‌گذاری روز جهانی هواپیمایی کشوری، این است که توجه جهانی را به اهمیت اجتماعی و اقتصادی صنعت هواپیمایی معطوف کند. نقش اساسی را هم در این زمینه، ایکائو بر عهده دارد که باعث می‌شود تا در تمامی قاره‌های جهان، حس همکاری برای بهبود این نوع از حمل‌ونقل و آگاهی از آن افزایش پیدا کند. نتیجه‌ی این کار، استفاده‌ی بیشتر و دسترسی بهتر مردم جهان به انواع خدمات مختلف خواهد بود.

سازمان ملل به همراه کشورها در سراسر جهان با تصویب دستورالعمل سال ۲۰۳۰، دوران نوینی را در عرصه‌ی توسعه‌ی پایدار جهانی آغاز کرده‌اند. اهمیت حمل‌ونقل هوایی در این است که قاره‌های جهان را به یکدیگر متصل می‌کند. هر پنج سال یک‌بار، هم‌زمان با سالگرد تأسیس ایکائو، این سازمان یک موضوع را برای جشن سالگرد تعیین می‌کند تا توجه جهانی را به آن معطوف نماید. شما می‌توانید در کنار دیگر خدمات الی گشت، بلیط هواپیما را نیز از ما خریداری کنید.

سمبل‌های ایکائو در روز جهانی هواپیمایی کشوری

معمولاً در این رویداد، نشان ایکائو را به همراه تبلیغات مختلف روز جهانی هواپیمایی مشاهده می‌کنید. لوگوی این سازمان شبیه نماد سازمان ملل متحد است، به‌جز اینکه در لوگوی ایکائو دو بال هواپیما نیز دیده می‌شود. لوگوی سازمان ملل، کره‌ی زمین را به همراه تاجی از برگ درختان زیتون (که نماد صلح است) نشان می‌دهد.

نقش افراد در روز جهانی هواپیمایی کشوری

ایکائو از همراهی و پشتیبانی دولت‌ها، سازمان‌ها، شرکت‌ها و افراد بهره‌مند‌است که فعالانه این رویداد را پیگیری می‌کنند و در راستای بهبود این صنعت، در حد توان خود قدم‌های کوچک یا بزرگی برمی‌دارند. روز جهانی هواپیمایی کشوری به‌صورت بین‌المللی برگزار می‌شود و بسیاری از کشورها مانند آفریقای جنوبی در این روز به برگزاری سمینار، حرکت‌های اجتماعی، سخنرانی‌ها و فعالیت‌های آموزشی و غیره می‌پردازند.

ما در این مقاله، به معرفی روز جهانی هواپیمایی کشوری پرداختیم و از رویای بشر گفتیم که چطور به واقعیت پیوست. آیا از آن دسته افرادی هستید که زیاد با هواپیما به مسافرت می‌روید یا تاکنون سوار هواپیما نشده‌اید؟ نظر شما درباره‌ی حمل‌ونقل هوایی چیست؟ تجربیات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید.

خشمتان چه می‌خواهد به شما بگوید؟


برترین‌ها: همه‌ی ما گاهی در زندگی دچار احساس خشم می‌شویم. خشم و عصبانیت معمولا یک روز یا چند ساعت با ماست و سپس برطرف می‌شود. هیجانات ما همیشه طی روز نوسان دارند، اما اگر بیشتر اوقات احساس خشم کنیم، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟

این خشم از کجا ناشی می‌شود؟ چطور می‌توانیم به بهترین شیوه‌ی ممکن از این احساس رها شویم؟ چطور می‌توانیم از دوباره گرفتار خشم شدن پیشگیری کنیم؟ اصلا این خشم سعی دارد چه چیزی را به ما بگوید؟!

خشم‌تان چه می‌خواهد به شما بگوید

خشم، یک پیام است

خشم یک احساس است که سعی دارد چیزی به شما بگوید و راهنمایی‌تان کند (درست مانند احساسات دیگر!). خشم احساس خوشایندی نیست، بنابراین وقتی روی نازیبای خود را نشان می‌دهد، شما باید بدانید چگونه خود را از آن رها کنید. برای رها شدن از احساس خشم، باید ریشه‌ی آن را پیدا کنید. اگر سعی کنید خشم‌تان را نادیده بگیرید و حواس خود را معطوف چیز‌های دیگری کنید تا خشم‌تان ظاهرا پوشش داده شود، فقط شرایط را بدتر می‌کنید و باعث می‌شوید خشم‌تان ادامه دار و ریشه‌دارتر شود؛ بنابراین خود را مستعد این می‌کنید که به راحتی کنترل خود را از دست بدهید.

مهمترین چیزی که باید بدانید این است که هیچ اشکالی ندارد احساس خشم کنید. خشم صرفا یک احساس طبیعی است و ربطی به شخصیت شما ندارد. خشم باعث نمی‌شود شما آدم بدی باشید و مطمئنا نمی‌توانید از آن به عنوان ابزار یا معیاری برای قضاوت خودتان استفاده کنید.

خشم یک علامت است؛ علامتی که نشان می‌دهد چیزی نیازمند توجه شماست و باید آن را پیدا و بررسی کنید. خشم علامت این است که از چیزی می‌ترسید و مطمئن نیستید چگونه باید با این ترس‌تان کنار بیایید. شاید احساس ضعف می‌کنید و همین باعث احساس خشم‌تان شده است.

خشم از کجا ناشی می‌شود؟

خشم ریشه در ترس دارد. اگر ترس‌تان را سرکوب کنید، خودش را به صورت خشم نشان خواهد داد. خشم نشان می‌دهد شما نسبت به مسئله‌ای اضطراب دارید. برخی از ترس‌هایی که می‌توانند خود را به صورت خشم جلوه بدهند شامل موارد زیر می‌شوند:. ترس از تصمیم گیری نادرست. ترس از دست دادن چیزی یا کسی. ترس از ناشناخته‌ها. ترس از مسائل مالی. ترس از مشکلاتی در سلامتی. ترس از واپس زده شدن. ترس مربوط به روابط. ترس از اینکه دیگران چه فکری می‌کنند. اعتماد نداشتن به خود و ترس از ناتوانی در چیزی. ترس از مرگ. انواع فوبیا

ترس انواع و اقسام زیادی دارد و ما فقط به چند مورد از آن اشاره کردیم. اما اگر به شیوه‌ای درست با ترس برخورد نشود می‌تواند هیجانات مختلفی در فرد ایجاد کند و به صورت خشم خود را بروز بدهد. یا اینکه ممکن است پنهان بماند و از درون شما را تخریب و فرسوده کند تا اینکه در نهایت روزی فروپاشیده شوید.

وقتی بیشتر اوقات احساس خشم می‌کنید، یعنی چه اتفاقی در حال روی دادن است؟

اگر بیشتر اوقات احساس خشم و عصبانیت می‌کنید یعنی چیزی در زندگی‌تان هست که باید هر چه زودتر به آن توجه کنید. شما مسئله‌ای را مدتهاست سرکوب یا پنهان می‌کنید و حالا وقت آن است که با آن روبرو شوید. وقتی بیشتر زمان‌ها احساس خشم دارید، پس به احتمال زیاد مدت نسبتا طولانی است که با چیزی درگیرید و هرگز به آن نپرداخته‌اید. چیزی وجود دارد که آزارتان می‌دهد و بدن‌تان دیگر قادر به تحمل آن نیست، بنابراین سربرآورده و آن را احساس می‌کنید. ترسی که شناسایی و بررسی نشود، به خشم تبدیل خواهد شد، این را هرگز فراموش نکنید!

اگر دارید کاری را انجام می‌دهید که دل‌تان نمی‌خواهد و دیگران از شما می‌خواهند انجامش دهید، احساس نارضایتی شما بالاخره به صورت خشم بروز می‌کند. شما احساس ناامیدی و عقب ماندن می‌کنید، خشمگین می‌شوید و می‌ترسید کاری را که دوست دارید انجام دهید، زیرا نمی‌خواهید با عواقب آن روبرو شوید؛ بنابراین این نارضایتی شما را از درون می‌خورد تا زمانی که یک روز می‌فهمید مدام خشمگین هستید.

خشم‌تان چه می‌خواهد به شما بگوید

این احساس اصلا مطلوب نیست و حس می‌کنید نسبت به شرایط هیچ قدرت و کنترلی ندارید و می‌خواهید کاری بکنید، اما احساس ناتوانی و ضعف مانع می‌شود. پس به جای اینکه کاری را بکنید که باید بکنید و تسکین بیابید، همچنان اجازه می‌دهید نارضایتی، خشم و ناامیدی ذره ذره نابودتان کند. ترس از دست به عمل زدن، همچنان قوی‌تر از ترس از ماندن در همین موقعیت آزاردهنده است و این ترس ِ قدرتمند، خود را به صورت خشم نشان می‌دهد.

شاید پیش خودتان بگویید: «من نمی‌توانم شغلم را رها کنم و همین باعث خشم من است» یا «نمی‌توانم همسرم را ترک کنم». همیشه برای هر مسئله‌ای راه حل‌هایی وجود دارد. شاید شما بتوانید شغل دیگری پیدا کنید، زمینه‌ی کاری‌تان را تغییر دهید یا هر اقدام دیگری که متناسب با شرایط تان است انجام دهید. می‌توانید با یک مشاور خانواده مشورت کنید، یا مدتی از هم همسرتان فاصله بگیرید و یا اینکه با هم یک گفتگوی منطقی داشته باشید. یا شاید هم مجبور شوید موقعیت آزاردهند‌ه‌ای را که سبب ترس فراوان‌تان شده ترک کنید.

همیشه راه حل‌هایی وجود دارد و اگر اطمینان داشته باشید که همه چیز همانطوری که باید بشود خواهد شد، پس همین اتفاق می‌افتد. شما نمی‌توانید به همه چیز اشراف داشته باشید و از قبل پیش بینی کنید، اما اگر باور داشته باشید که قدم درست را برمی‌دارید، مسیر پیش روی‌تان آشکار شده و راه حل‌ها را خواهید دید. اگر احساس می‌کنید راهکاری خوب است، این شم دورن شماست که می‌گوید این راهکار مناسب شماست و شاد و راضی‌تان می‌کند، به آن اعتماد کنید!

از نظر معیار هیجانی، خشم چه جایگاهی دارد؟

از نظر معیار هیجانی، خشم بالاتر از افسردگی (به عنوان مثال) است. وقتی شما افسرده‌اید، این انرژی جلوی حرکت‌تان را می‌گیرد، اما وقتی احساس خشم می‌کنید، انرژی درون‌تان را آزاد کرده‌اید و این چیز خوبی است. یعنی شما از نظر معیار هیجانی بهتر شده‌اید و خشم‌تان، هیجانی نیست که خیلی بد باشد؛ بنابراین اگر در حال حاضر احساس افسردگی می‌کنید، بدانید که خشم می‌تواند به معنی شروع یک حس بهتر باشد.

اما دیگران ممکن است چنین فکری نکنند. آن‌ها شاید تصور کنند مشکلی در شخصیت‌تان دارید که خشمگین هستید، اما همین که خودتان می‌دانید از نظر هیجانی به معیار بالاتری رسیده‌اید کافیست. شما وقتی احساس خشم می‌کنید به شادی و رضایت نزدیک‌ترید تا زمانی که احساس افسردگی یا حسادت می‌کنید.

خشم چگونه خودش را در بدن‌تان نشان می‌دهد

اگر خشم‌تان مدت دار شود، جسم‌تان نیز آن را نشان خواهد داد. یک شیوه‌ی دیگر خشم برای نشان داده خودش، عوارضی است که در بدن‌تان ایجاد می‌کند تا توجه شما را جلب کند.

خشم‌تان چه می‌خواهد به شما بگوید

بیماری‌های پوستی

یکی از علائم بسیار شایع خشم، بیماری‌ها و عوارض پوستی است. خشم برای بدن‌تان مانند سم است و اگر سرکوب شود، سعی می‌کند راه دیگری برای بروز خودش پیدا کند. پوست شما ممکن است خشم درون‌تان را فیلتر کند تا از بدن‌تان خارج نماید و ضمن این اتفاق، سبب بیماری‌های پوستی می‌شود. از آنجایی که خشم برای بدن‌تان مانند سم است، باعث می‌شود عوارضی مانند کهیر، حساسیت، پسوریازیس، جوش و آکنه، خارش و … ظاهر شوند. پوست شما حین فیلتر کردن سم از بدن‌تان آسیب‌هایی می‌بیند. مثلا ممکن است پوست‌تان نسبت به لمس حساس شود و وقتی احساس بهتری پیدا کردید، این عارضه نیز برطرف می‌شود.

بیماری‌های کبد

خشم می‌تواند خودش را به صورت بیماری‌های کبد نیز نشان بدهد. کبد، سموم را از بدن‌تان دفع می‌کند و منطقی به نظر می‌رسد که سعی کند خشم‌تان را نیز از بدن‌تان بیرون براند. اگر خشم زیادی درون‌تان داشته باشید، کبد‌تان نمی‌تواند از پس آن بربیاید، بنابراین دچار مشکلاتی می‌شود.

اضطراب

خشم و اضطراب، دست در دست هم دارند. اگر انتخاب کنید که خشم‌تان را بروز ندهید، پس احساس اضطراب نیز سراغ‌تان خواهد آمد. این حس اضطراب به شما می‌گوید که باید علت را پیدا کنید و از آن رها شوید. اضطراب درست مانند این است که مانعی جلوی ابراز خشم‌تان ایجاد کنید. خشم شما سعی می‌کند خودش را رها کند، اما شما آگاهانه انتخاب کرده‌اید که پنهانش کنید.

چرا انتخاب می‌کنید که خشم‌تان را بروز ندهید؟. از نظر جامعه و دیگران پذیرفته نیست. مردم جور دیگری به شما نگاه خواهند کرد. نمی‌خواهید کسی را برنجانید. احساس می‌کنید کار درستی نیست و شما آدم بدی هستید که چنین احساسی دارید. ممکن است کاری بکنید یا حرفی بزنید که بعد‌ها پشیمان شوید و افسوس بخورید

بالا رفتن فشار خون

اگر احساس خشم کنید، احتمال اینکه فشار خون‌تان بالا برود زیاد است. شما در وضعیت آرام و ثابتی نیستید و برای همین فشار خون‌تان بالا می‌رود.

شیوه‌های درست کنترل خشم

شما می‌توانید بدون اینکه به خودتان یا دیگران آسیبی بزنید، به شیوه‌های سالمی خشم خود را تخلیه کنید.

هیپنوتراپی کنید

هیپنوتراپی می‌تواند شیوه‌ای بسیار عالی برای یافتن علت خشم‌تان باشد. شاید اصلا ندانید خشم‌تان ریشه در چه چیزی دارد. هیپنوتراپی کمک‌تان می‌کند علت خشم‌تان را بشناسید. تا زمانی که علت و منشاء خشم خود را پیدا نکنید، برای رها شدن از آن نیز کاری از دست‌تان ساخته نیست.

فریاد بکشید

خشم‌تان چه می‌خواهد به شما بگوید

در مسیر محل کارتان، داخل اتومبیل‌تان جیغ بکشید و فریاد بزنید! یا به یک جای خلوت بروید تا کسی صدای‌تان را نشنود و به خودتان اجازه دهید هر چقدر دل‌تان می‌خواهد فریاد بکشید. خشم را از درون‌تان آزاد کنید تا احساس بهتری داشته باشید. بدن‌تان را از خشم خلاص کنید تا علائم ناخوشایند به شما ارسال نکند.

ورزش کنید

ورزش کردن یکی از سالم‌ترین شیوه‌ها برای آزاد کردن خشم درون و تسکین هیجانات است. اجازه دهید انرژی که درون‌تان جمع شده با ورزش و تحرک تخلیه شود. مطمئن باشید بعد از ورزش و تمرین، احساس خیلی بهتری خواهید داشت. ورزش می‌تواند کمک‌تان کند اندورفین ترشح کنید و هیجانات خود را تنظیم نمایید.

چیزی را در زندگی‌تان تغییر دهید

اگر خشم شما ناشی از موقعیت و شرایط خاصی در زندگی‌تان است که مطمئن‌اید ناراحت‌تان می‌کند، پس بهترین کار این است که تا جایی که ممکن است تغییری در آن ایجاد کنید. مثلا فرض کنید شغل فعلی‌تان سبب نارضایتی و خشم شما شده و هر روز که قرار است به محل کارتان بروید، موجی از خشم شما را دربرمی‌گیرد و حال‌تان را بد می‌کند. البته بهترین کار این است که شغل دیگری پیدا کنید، اما اگر واقعا امکان این کار وجود ندارد، سایر گزینه‌ها را بررسی کنید، مثلا درخواست تغییر سِمت بدهید یا حتی شاید بتوانید با تغییر و تحولاتی در نحوه‌ی انجام امور و وظایف‌تان تا حدودی اضطراب خود را تسکین بدهید و راضی‌تر باشید.

شما بیشتر از هر کس دیگری به موقعیت خود واقف‌اید و هر انتخابی که بکنید و هر راه حلی که امتحانش کنید، بهتر از این است که هیچکاری نکنید و ناامید و خشمگین، همچنان شرایط را تحمل کنید. جستجوگر باشید تا راه حل‌ها خودشان را نشان بدهند. گاهی هیچ درِ جدیدی به روی‌تان باز نمی‌شود مگر اینکه یک درِ قدیمی را ببندید و از انرژی منفی آن خود را رها کنید.

تنفس عمیق را تمرین کنید

وقتی عصبانی هستید، تنفس‌تان تند و سطحی می‌شود و باعث می‌شود بیشتر احساس اضطراب کنید. هر وقت احساس خشم کردید، کمی برای خودتان وقت بگذارید و آگاهانه و عمیق نفس بکشید. هر روز چند دقیقه را به این تمرین اختصاص دهید تا به آن عادت کنید. تنفس عمیق و آرام، ضربان قلب‌تان را پایین می‌آورد و اجازه می‌دهد اکسیژن بیشتری به سیستم‌تان وارد شود. بعد از مدتی خودتان نیز متوجه می‌شوید که به طور کل، آرام‌تر و متمرکزتر شده‌اید.

با کسی حرف بزنید

صحبت کردن با یک دوست قابل اطمینان یا یکی از اعضای خانواده که ارتباط صمیمی‌تری با او دارید یا حتی یک مشاور به شما کمک می‌کند تا حدودی از احساس خشم رها شوید. درد دل کردن، گاهی واقعا مانند یک داروی آرامبخش عمل می‌کند.

خشم‌تان را احساس کنید، نه انکار

یکی از بهترین کار‌ها برای رسیدن به یک حس بهتر این است که خشم خود را واقعا احساس کنید. اگر سعی کنید خشم‌تان را انکار یا سرکوب کنید، قوی‌تر خواهد شد. هرگز بابت خشمگین بودن خودتان را سرزنش نکنید. یادتان باشد خشم یک احساس طبیعی است و شما آدم بدی نیستید. شما فقط یک آدم معمولی هستید و هر آدمی زمانی در زندگی خود دچار احساس خشم می‌شود، چه آن را بپذیرد و چه انکارش کند.

جسارت داشته باشید و حرف‌تان را بزنید

گاهی مسئله‌ای وجود دارد که لازم است مطرح شود تا از خشم و نارضایتی رها شوید. مثلا شاید نیاز دارید از رئیس‌تان درخواست افزایش حقوق کنید. مدتهاست احساس می‌کنید کار و مسئولیت‌های‌تان سنگین است و حقوقی را که که لایقش هستید دریافت نمی‌کنید. شاید رئیس شما نسبت به احساسی که دارید هیچ اطلاعی ندارد. شما باید آنچه را در فکرتان دارید مطرح کنید. حتی اگر به آنچه می‌خواهید نرسید، حداقل حرف‌تان را زده‌اید و شاید رئیس شما بتواند متقاعدتان کند که چرا امکان افزایش حقوق وجود ندارد. تا زمانی که مسالمت آمیز و محترمانه درخواست‌های خود را مطرح کنید، کسی نمی‌تواند ایرادی از شما بگیرد و محکوم‌تان کند.

کلام پایانی

خشم شما، مانند نوری است که بر ترس‌های‌تان تابیده می‌شود تا شما آن‌ها را ببینید و فکری به حال‌شان بکنید. پنهان کردن خشم در درازمدت به صورت بیماری و مشکلاتی در سلامتی خودش را بروز می‌دهد و شما باید پیش از آنکه دیر شود، از این خشم خود را رها کنید. تلنبار کردن خشم، راه حلی بسیار کوتاه مدت و ناسالم است. فراموش نکنید که همه‌ی هیجانات ما، که خشم نیز جزئی از آنهاست، علامت یک چیز خوب یا بد هستند و باید به عنوان ابزار‌هایی ارزشمند در تمام تجربیات زندگی خود از آن‌ها استفاده کنید.

منبع: infinitesoulblueprint

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟


وب‌سایت سواد زندگی – سید محمدمهدی شهیدی: تصور کنید که ذهن تان بر روی فکر یا تصوری گیر کرده باشد، مثلاً تصادف فرزندتان که از مدرسه برمی گردد یا اندیشه‌ای توهین آمیز نسبت به پروردگار یا حتی تصور عذاب آور ارتباط جنسی با نزدیکان یا موارد ساده‌تر مثل روشن ماندن اجاق گاز، جاماندن کلیدها، روشن ماندن کامپیوتر محل کار، نرسیدن پیامک‌ها و …؛ و بعد این فکر یا تصور در ذهن‌تان بار‌ها و بار‌ها تکرار شود. شما این افکار را نمی‌خواهید، اما این افکار آنقدر تکرار می‌شوند که شما دچار اضطراب شدید می‌شوید.

اضطراب سیستم هشدار دهنده ذهن ماست. هنگامی که مضطرب می‌شویم مانند این است که با خطری مواجه ایم. اضطراب احساسی است که به ما می‌گوید واکنش نشان دهیم، از خود محافظت کنیم، کاری بکنیم.

از طرفی ممکن است تشخیص دهیم که ترس ما عاقلانه نیست، معقول به نظر نمی‌رسد، اما با این وجود خیلی واقعی احساس می‌شود و حتی گاه شدید تا حدی که مثلاً بار‌ها دسته کلید یا گوشی موبایل مان را چک کنیم که جا نمانده باشد. آیا مغزمان به ما دروغ بگوید؟ آیا احساساتی را تجربه می‌کنیم که واقعی نیستند؟ با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

احساسات دروغ نمی‌گویند، اما اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، آن‌ها به ما دروغ می‌گویند. اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، سیستم هشدار دهنده در مغزمان به طور صحیح کار نمی‌کند. مغزمان هشدار می‌دهد که در خطریم، در حالی که این گونه نیست.

هنگامی که دانشمندان تصاویر مغز‌های گروهی از افراد با اختلال وسواس فکری – عملی را مقایسه می‌کنند، می‌توانند ببینند که بعضی از نواحی مغز آن‌ها با افرادی که این اختلال را ندارند متفاوت است.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

اختلال وسواس فکری و عملی دو جنبه دارد:

۱. افکار، تصاویر و برانگیختگی‌های ناخوانده، که به عنوان وسواس فکری شناخته می‌شوند.

۲. وسواس‌های رفتاری که افراد درگیرشان می‌شوند تا اضطرابی را که وسواس‌های فکری باعث آن شده است، تسلی دهند.

فعالیت‌هایی مانند دست شستن زیادی، یا پشت سر هم چک کردن چیزها، مثال‌هایی از تمایلات وسواسی فکری یا عملی است که خیلی از ما هراز گاهی بروز می‌دهیم و اگر استمرار یابد و تثبیت شود می‌تواند به اختلال واقعی وسواس تبدیل شود و ما را از پا بیندازد.

افکار وسواسی:

  • افکار، تصورات یا امیالی که بار‌ها و بار‌ها اتفاق می‌افتند و خارج از کنترل شخص اند.
  • شخص نمی‌خواهد که این افکار را داشته باشد.
  • شخص افکار را مزاحم و ناخواسته می‌داند و معمولاً می‌داند که این افکار عاقلانه نیستند.
  • افکار با احساساتی ناراحت کننده، از قبیل ترس، نفرت، شک یا این احساس که همه چیز باید به روش “مطلقا صحیح” انجام بگیرد، ظاهر می‌شوند.
  • افکار وقت زیادی را از فرد می‌گیرند و مزاحم فعالیت‌های مهم او مثل معاشرت، کار، رفتن به مدرسه و … می‌شوند

اعمال وسواسی:

  • رفتار‌های تکرار شونده‌ای که یک فرد درگیر آن می‌شود تا وسواس‌اش را خنثی، بی اثر یا آن‌ها را از خود دور کند.
  • افراد وسواسی می‌فهمند که این کار تنها یک راه حل موقتی است، اما در نبود راهی بهتر برای مقابله، به رفتار وسواسی به عنوان راه فراری موقتی پناه می‌آورند.
  • وقت‌گیر اند و با فعالیت‌های مهم فرد مثل روابط اجتماعی، کار، مدرسه و … تداخل می‌کنند.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

با اختلال وسواس چه کنیم

برای درمان اختلال وسواس مجموعه‌ای از سه روش روان درمانی، دارو درمانی و خانواده درمانی توصیه می‌شود. با این همه با انجام چند راهکار می‌توان برخی از وسواس‌ها را تا حد زیادی کنترل کرد.

روی آن‌ها نام بگذارید

اولین گام برای متوقف کردن تفکر وسواسی شناسایی آن هاست و بهترین راه شناسایی، “نامیدن” است. این کار به نظر ساده می‌آید، اما کمی پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

دقت کنید چه عادت‌هایی را تکرار می‌کنید مانند ور رفتن با ناخن‌ها یا بررسی هر چند دقیقه یک بار گوشی موبایل و رسانه‌های اجتماعی.

دفعه بعد که خودتان را درگیر این مسایل دیدید، افکار وسواسی را نامگذاری کنید. سپس بررسی کنید که چگونه آن‌ها ایجاد می‌شوند و شما چگونه به آن‌ها پاسخ می‌دهید. نام گذاری باعث می‌شود دفعات بعد به افکار وسواسی آگاه شوید و متوقف شان کنید.

مهم نیست چه نامی می‌گذارید. ممکن است نام چک کردن مدام گوشی را “کرگدن” بگذارید یا از کلمه‌ای مانند “بعدی” استفاده کنید. مهم این است که این کلمه، می‌تواند شما را نسبت به آنچه بدان وسواس دارید آگاه کند و بین شما و فکر/رفتار وسواسی فاصله گذاری کند.

پذیرفتن آن را تمرین کنید

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟ (توصیه‌های کاربردی) گام بعدی برای متوقف کردن تفکر وسواسی، پذیرش است. به خاطر داشته باشید که افکار تنها افکار هستند. مجموعه‌ای از نورون‌ها که در مغز شلیک می‌شوند، نه چیزی بیشتر. به همان اندازه که ما یاد می‌گیریم افکار وسواسی را بپذیریم، شانس بیشتری برای متوقف کردن آن‌ها به دست می‌آوریم.

تلاش برای جلوگیری، سرکوب و یا فرار از این افکار به تقویت آن‌ها کمک کرده و آن‌ها را بدتر و بدتر می‌کند. در حالی که پذیرفتن آن‌ها و نظاره کردنشان و بی تفاوتی به آنها، به جای کنترل و اجتناب، کلید موفقیت است.

نکته دیگر برای پذیرش افکار وسواسی این است که در مورد آنچه که انجام می‌دهید و آنچه کنترلی روی آن ندارید، واقع بین باشید.

هنگام وسواس در مورد گذشته و یا نگرانی در مورد آینده، از خودتان این سوال را بپرسید:” آیا می‌توانم در حال حاضر در این مورد کاری انجام دهم؟ اگر پاسخ “بله” بود، ببینید چکار می‌توانید بکنید و آن را انجام دهید و اگر پاسخ “نه” بود، تمام سعی تان را بکنید تا آنچه را که هست بپذیرید.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

مدیتیشن و ذهن آگاهی بیاموزیم

بخشی از این که چرا تفکر وسواسی اینقدر ناراحت کننده است، به دلیل احساسات بدی است که با این افکار همراه است. بنابر این می‌توانید همزمان با تلاش برای شناختن و پذیرش آن ها، از تمرینات مدیتیشن و تمرکز ذهنی برای از بین بردن پاسخ‌های هیجانی منفی استفاده کنید.

روانشناسان، ذهن آگاهی را اینگونه تعریف می‌کنند: پاک کردن ذهن و تمرکز بر اینکه چگونه ذهن و بدن شما در لحظه حال، خود را احساس می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، مدیتیشن و مجموعه‌ای از تمرینات ذهنی برای هدایت ما به لحظه حال و مکان فعلی نیاز است که اضطراب را از بین ببرد. هنگامی که تفکر وسواسی وارد صحنه می‌شود، تمرین تنفس عمیق را امتحان کنید: نفس را برای چهار ثانیه نگه دارید و سپس به آرامی برای چهار ثانیه آن را بیرون دهید.

با جستجوی اینترنتی می‌توانید سایر فعالیت‌های مدیتیشن و ذهن آگاهی را بیاموزید و امتحان کند. همچنین در کلاس‌های مدیتیشن می‌توانید تکنیک‌های مختلف در یک محیط حمایتی همراه با دیگران بیاموزید.

بلک فرایدی امسال چه خبر است


بلک فرایدی ۲۰۱۹ طبق معمول در روز ۲۹ نوامبر (مطابق با ۸ آذرماه) برگزار می شود اما انتظار این است که برنامه های شرکت ها و فروشگاه های بزرگ و کوچک تا دست کم یک هفته بعد از آن هم ادامه داشته باشد. البته توصیه‌ی مجله‌ی الی گشت این است که از یک هفته قبل گوش هایتان را تیز کنید چراکه ممکن است بعضی تخفیف ها، قبل از این روز شروع شوند. با مجله‌ی الی گشت در ادامه‌ی این مقاله همراه باشید تا توضیح بدهیم که بلک فرایدی ۲۰۱۹ چه روزی است:

چطور برای بلک فرایدی آماده شویم؟

مطالب مرتبط:
در بلک فرایدی به سراغ خرید چه محصولاتی برویم؟
در جمعه سیاه استانبول چه خبر است؟
جمعه سیاه در دبی چه خبر است؟

مهم ترین نکته پیش از بلک فرایدی این است که لیست چیزهایی را که می خواهید بخرید، به همراه قیمتشان یادداشت کنید. با اینکار برای کارت کشیدن یا پرداخت آنلاین آمادگی ذهنی پیدا می کنید! حتی ممکن است بتوانید وسایل مورد نیازتان را ارزان تر از تخمین ها تهیه کنید و این کمک خواهد کرد تا بیش از پیش در هزینه ها صرفه جویی کنید.

مهم تر از همه این است که معمولا بعد از بلک فرایدی قیمت ها دوباره به این اندازه کاهش پیدا نمی کنند. بنابراین اگر قصد دارید تا وسیله ای را بخرید، حتما جمعه سیاه را به خاطر داشته باشید. اگر هم با این سوال مواجه شده اید که در بلک فرایدی به سراغ خرید چه محصولاتی برویم، پیشنهاد ما خواندن مقاله‌ی الی گشت است.

تاثیر اینترنت در بلک فرایدی امسال

دنیای دیجیتال و فضای مجازی در بلک فرایدی ۲۰۱۹ تاثیر زیادی خواهد داشت. ضمن اینکه جمعه سیاه در ایران با وب سایت ها و کسب و کارهای دیجیتال به مردم کشورمان معرفی شده است. گذشته از این، جست و جو در اینترنت بسیار ساده است و می توانید هر چه میخواهید را به راحتی پیدا کنید. کافی است تنها عبارت جمعه سیاه یا بلک فرایدی را در اینترنت سرچ کنید تا با دنیایی از تخفیف های فوق العاده رو به رو شوید.

بلک فرایدی، روزی که همه سود می برند!

این روز، یک روز خاص در سال است. تاریخی که در آن خریدها به اوج خود می رسد و فروشگاه ها، وب سایت ها و شرکت ها معمولا بیشترین میزان فروش خود را در تمام طول سال تجربه می کنند. اما این تنها مزیت بلک فرایدی نیست! در جمعه‌ سیاه، افراد نیز سود سرشاری از تخفیف های فوق العاده می برند.

بلک فرایدی در جهان امروز یک فرصت است. فرصتی که کسب و کارهای بزرگ از مدت ها قبل برای آن برنامه ریزی می کنند. مشتریان هم مشتاقانه برای رسیدن آن روزشماری می کنند تا یکی یکی کالاهای مورد نیازشان را خط بزنند و یک جمعه سیاه فوق العاده را بسازند. اما اولین جمعه سیاه که این صف از خریداران را به سوی خود کشید، چه روزی بود؟

در سال های اخیر، روزهای خاص و مناسبت ها اهمیت بیشتری پیدا کرده اند. شب یلدا، جمعه سیاه و ده ها روز دیگر که برنامه های مختلفی به مناسب آن ها برگزار می شود. گاهی در میان این مناسبت ها، روزی پیدا می شود که افراد چندان با پیشینه و داستان آن آشنا نیستند و بلک فرایدی هم یکی از همین روزهاست.

تاریخچه جمعه سیاه

آنچه امروزه ما از بلک فرایدی می شناسیم، صف های خرید، تخفیف های فوق العاده، کالاها و خدمات گران قیمتی است که می توان آن ها را با مبلغ اندکی تهیه کرد. اما تا به حال از خودتان پرسیده اید: چرا سیاه؟! در واقع اتفاقاتی که به هیچ وجه خوشایند نبودند در زمان های مختلف روی دادند. نخستین حادثه از سال ۱۸۹۶ آغاز شد و در طول زمان بلک فرایدی امروزی را به وجود آورد. اما طور کلی تاریخچه‌ جمعه سیاه یادآور دوران تاریک اقتصادی در اروپا است.

اولین جمعه سیاه، یک ورشکستگی عظیم!

زمانی که اولین بلک فرایدی اتفاق افتاد، هیچ شباهتی به آنچه ما از جمعه سیاه در ذهن داریم نداشت. در حقیقت این روز یک فاجعه و درست به اندازه‌ی نامش ترسناک بود. ماجرا به اوایل پاییز در آخرین سال های قرن ۱۹ میلادی بر می گردد؛ دقیق تر: سال ۱۸۹۶٫ اما در این زمان چه اتفاقی افتاد؟

در ۲۴ سپتامبر سال ۱۸۹۶ (اولین روزهای مهرماه) دو نفر از سرمایه گذاران بورس در وال استریت هرچه می توانستند از طلاهای ملی کشورشان را خریدند و آن ها را با قیمت های شگفت انگیزی فروختند. قیمت های عجیب و غریبی که باعث سقوط بازار طلای آمریکا و ورشکستگی تمامی افرادی شد که در وال استریت سهام داشتند.

دومین جمعه سیاه، دست به دامان رییس جمهور!

در سال ۱۹۳۹ میلادی، خرده فروشان که از تقارن جشن شکرگزاری و آخرین پنج شنبه‌ی ماه نوامبر خشمگین بودند، فکر می کردند که زمان چندانی برای فروش محصولات خود ندارند تا از سود سالانه‌ی این روز بهره‌مند شوند. به همین دلیل، اتحادیه‌ی خرده فروشان نگرانی خود را از بابت تاثیر این موضوع بر میزان فروش به بنجامین روزولت (رییس جمهور وقت) اعلام کرد. با پذیرش درخواست آن ها از سوی رییس جمهور، جشن شکرگزاری به آخرین پنج شنبه‌ی ماه نوامبر منتقل شد.

سومین جمعه سیاه، حمله‌ی طرفداران فوتبال!

در سال ۱۹۵۰، پلیس فیلادلفیا از اصطلاح جمعه سیاه برای توصیف شورش در روز بعد از عید شکرگزاری استفاده کرد. این اتفاق زمانی رخ می داد که جمعیت خریداران و گردشگران، از اطراف به سمت مرکز شهر سرازیر می شدند تا برای دیدن یک بازی فوتبال بروند. جالب است بدانید که در این روز نه تنها مرخصی نیروهای پلیس لغو میشد بلکه ساعات اضافه کار آن ها افزایش می یافت و اعلام وضعیت فوق العاده میشد.

در این مقاله، در مجله‌ی الی گشت از بلک فرایدی ۲۰۱۹ گفتیم و رخدادهای معروف به جمعه سیاه را توضیح دادیم. تجربه‌ی شما درمورد خرید در جمعه سیاه چیست؟ آیا از حضور الی گشت در بلک فرایدی استقبال می کنید؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟


برترین‌ها: یکی از نشانه‌های زیبایی داشتن لبخند زیبا است. تعریف لبخند زیبا بدون در نظر گرفتن سلیقه افراد معمولا شامل دندان‌های مرتب و سفید می‌شود. شک نکنید اولین چیزی که یک خنده را زیبا می‌کند دندان‌هاست. فرم فک و دندان در رضایت شما از لبخندی که می‌زنید تاثیری بسزا دارد. گاهی برخی از ما ایراد‌هایی را در فرم دندان‌های‌مان احساس می‌کنیم، اما نمی‌دانیم مشکل اصلی کجاست.

آیا به اندازه کافی مرتب نیست؟ آیا آن‌طور که باید و شاید سفید نیست؟ و آیا تناسب بین دندان‌ها رعایت شده است؟ این سؤال‌ها و بسیاری دیگر از پرسش‌ها هر کسی را ممکن است ساعت‌ها جلوی آینه میخکوب کند، اما احتمال دارد مشکل شما هیچ‌کدام از این‌ها نباشد و فقط فاصله‌ای ریز بین دو دندان جلویی لبخند شما را متفاوت کرده باشد؛ همان چیزی که شاید فکر کنید ارثی است و نمی‌توان کاری برای آن انجام داد، اما دکتر محمدرضا زرگری‌نژاد، دندانپزشک درباره راه‌حل‌های رفع این فاصله‌ها توضیح می‌دهد.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟

فاصله دندانی چیست؟

به‌طور طبیعی دندان شما باید به اندازه‌ای از هم فاصله داشته باشد که بتوانید یک نخ دندان از لای آن رد کنید. در برخی افراد این فاصله بیشتر از یک نخ دندان و شاید به اندازه یک سانتی‌متر باشد. دلایل مختلفی برای بروز این مشکل می‌توان در نظر گرفت. اولین و مهم‌ترین علت آن ژنتیک است؛ یعنی ممکن است، شما ژن فک بزرگ را از یکی از والدین و ژن داشتن دندان‌های ریز را از یکی دیگر از والدین به ارث برده باشید و درنتیجه فاصله زیادی بین دندان‌های‌تان ایجاد شود.

نداشتن برخی دندان‌های انتهایی، همچنین بیماری‌های لثه هم می‌تواند علت ایجاد فاصله بین دندان‌ها شود. دکتر زرگری‌نژاد دو روش تهاجمی و غیرتهاجمی برای بستن فاصله بین دندان‌ها معرفی می‌کند. روش غیرتهاجمی استفاده از ارتودنسی است که تقریبا می‌توان گفت از میان راه‌های موجود بهترین شیوه است. در روش تهاجمی نیاز به تراش دندان است که گاهی تمام دندان باید تراش بخورد و گاهی تراش خوردن یک طرف از آن کفایت می‌کند.

مطمئن‌ترین راه ارتودنسی است

فضای بیشتر از دو میلی‌متر را نمی‌توان با کامپوزیت پر کرد، چون دندان خیلی پهن می‌شود و زیبایی که مدنظر بیمار است برآورده نمی‌شود. به همین دلیل اگر فضای زیادی بین دندان‌ها وجود داشته باشد معمولا باید افراد برای ارتودنسی مراجعه کنند، چون با وجود زمان طولانی، نتیجه قابل پیش‌بینی است و بیمار هیچ بافتی از دندان را از دست نمی‌دهد. یکی از ایمن‌ترین و بهترین راه‌های از بین بردن فاصله بین دندان‌ها ارتودنسی از سنین پایین است. این درمان کمک می‌کند در بسیاری از موارد فاصله بین دندان‌ها از بین برود.

اگر پایه فک شما خوب باشد و فاصله دندان‌های‌تان هم زیاد نباشد معمولا ارتودنسی بهترین درمان محسوب می‌شود. حتی اگر در سنین کودکی نیز ارتودنسی انجام نشود، می‌توان تا دوره میانسالی از این روش درمانی بهره گرفت، بنابراین برای انجام این کار بهانه نیاورید که «از ما گذشته!» اگر در بزرگسالی بخواهید درمان ارتودنسی را برای از بین بردن فاصله دندان‌های‌تان انتخاب کنید، می‌توانید از دندانپزشک بخواهید گیره‌ها یا براکت‌های سرامیکی هم‌رنگ دندان برای‌تان استفاده کند تا از لحاظ ظاهری دچار مشکل نشوید. ارتودنسی کمک می‌کند دندان‌ها به صورت ردیف و متناسب کنار هم قرار گیرند. در این حالت رعایت بهداشت دهان و دندان نیز آسان‌تر خواهد بود.

لامینیت یا ونیر‌های کامپوزیتی

«ونیر پوششی است که می‌تواند با کامپوزیت باشد و فقط یک سطح از دندان تراش می‌خورد که در مطب انجام می‌شود یا می‌توان از دندان تراش خورده قالب تهیه کرد و به لابراتوار داد تا پوششی چینی را به ما بدهد که به سطح دندان چسبیده می‌شود و این روش کمتر تهاجمی است.» در این روش با مواد هم‌رنگ که برای ترمیم دندان‌های جلویی استفاده می‌شود، می‌توان فضای بین دندان‌ها را پوشاند.

اتفاقی که در این روش می‌افتد این است که اگر از نتیجه راضی نباشید به راحتی می‌توان کامپوزیت را برداشت. در این نوع ونیر، بهداشت دهانی شما اهمیت خاصی دارد چراکه یکی از مهم‌ترین موارد شکست لامینیت‌ها در کوتاه‌مدت خواهد بود که منجر به ایجاد لکه تغییر رنگ و پوسیدگی ثانویه می‌شود.

به باندینگ فکر کنید

گاهی اوقات به هر دلیل ممکن است حوصله ارتودنسی طولانی مدت را نداشته باشید و بخواهید خیلی سریع به نتیجه برسید، بنابراین به روش‌های سریع و بدون معطلی فکر می‌کنید. یکی از روش‌های ساده و سریعی که می‌توان به آن فکر کرد بستن فاصله بین دندان‌ها به روش باندینگ است، چون هم سریع است هم ارزان. در این روش دندان با خمیر‌های مخصوص تمیز می‌شود. یک صمغ همرنگ دندان به قسمت‌های لازم اضافه شده و دندانپزشک آن‌ها را فرم می‌دهد. بعد از آن با کمک نور ماوراء بنفش این صمغ سفت و محکم می‌شود و درنهایت به دندان می‌چسبد.

مزیت این روش آن است که آن دندان‌ها تراش نمی‌خورند و زیبایی مناسب و منطبق با دندان‌های طبیعی را می‌توان مشاهده کرد. دکتر زرگری‌نژاد می‌گوید: «اگر قرار باشد فرد از روش تهاجمی استفاده کند می‌توان به‌طور مستقیم و در یک جلسه و با کامپوزیت‌های رنگ دندان آن را در مطب انجام داد. اما راه دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه قالب از بیمار گرفته و به لابراتوار ارجاع داده می‌شود تا ونیری تهیه کند که بعد روی دندان چسبانده شود.» توجه داشته باشید دوام این روش به موادی که استفاده می‌شود، مهارت پزشک و البته مراقبت‌های خودتان بستگی دارد.

روکش کنید

اگر بیمار تعدد فاصله دندانی و چند دندان نیاز به روکش داشته باشد. در این صورت روش روکش دندان برای فرد استفاده می‌شود. یکی از قدیمی‌ترین عناصر زمین زیرکونیوم است. این ماده درجه یک در صنعت دندانسازی اهمیت خاصی دارد. در استفاده از زیرکونیوم باید دقت کرد که رنگ آن با رنگ دندان کمی متفاوت است و بهتر است برای زیر روکش استفاده شود. بعد روی آن را کامپوزیت یا لامینیت استفاده کنیم.

البته اگر فاصله دندان‌ها مربوط به جلوی دندان نباشد می‌توان فقط از زیرکونیوم استفاده کرد، اما برای جلوی دندان تنها پوشش چینی است که می‌تواند جلای لازم را به دندان‌ها بدهد و آن‌ها را به دندان طبیعی نزدیک کند. به این نکته هم توجه کنید که در روش روکش قسمت بیشتری از دندان برداشته می‌شود.

سرامیک یک گزینه است

برای زیبا خندیدن هزار و یک راه وجود دارد، یکی از آن‌ها هم استفاده از قطعات نازک چینی به نام لامینیت است که به جای مینای دندان قرار می‌گیرد و به راحتی این فاصله را پر می‌کند. اگر دندان‌های جلوی‌تان از هم فاصله دارد، باید بدانید در این روش همه دندان‌های جلویی‌تان درگیر می‌شود بنابراین اگر فقط بین دو دندان فاصله وجود داشته باشد منطقی نیست که همه دندان‌ها را درگیر کنید.

با دندان‌های فاصله‌دار چه کار کنیم؟

در این روش سطح رویی دندان بین نیم تا ۷/۰ میلی‌متر تراش می‌خورد. این روش نسبت به باندینگ هزینه بیشتری دارد. این روش با اینکه یکی از مرسوم‌ترین روش‌های بستن فاصله بین دندان‌هاست، اما برای حفظ نسبت دندان‌ها نیاز به یک برنامه‌ریزی دقیق دارد. نگران دورنگی دندان‌ها نباشید، چون رنگ دندان‌های مجاور توسط یک راهنمای رنگ گرفته می‌شود تا اطمینان حاصل شود رنگ ونیر ساخته شده کاملا طبیعی جلوه می‌کند.