چطور با معلم کم‌سواد و بداخلاق کنار بیاییم؟


برترین‌ها: کسی نمی‌تواند جایگاه مقدس و والای معلمان را انکار کند. اما این که بعضی معلم‌ها سطح علمی پایین یا رفتار مقرضانه‌ای دارند، انکارناپذیر است.

شاید معلم شما فقط کمی سهل‌انگار است و با بی‌حوصلگی تدریس می‌کند. شاید هم پرخاشگر و عصبانی است و بین دانش‌آموزان فرق می‌گذارد. در هر صورت باید بدانید چطور با معلم بدعنق خود رفتار کنید و همزمان در درس‌هایتان موفق باشید.

در ادامه طی ۳ بخش به شما کمک می‌کنیم:

بخش اول: باید بدانید چطور با معلم‌تان برخورد کنید

عنوان: چطور با معلم بدعنق کنار بیاییم؟

مشکل اصلی را پیدا کنید

گاهی فقط یک رفتار ناخوشایند کافی است تا از تمام خصوصیات معلم خود متنفر شوید. اما باید منطقی باشید. به این فکر کنید دقیقاً کدام ویژگی رفتاری او مانع یادگیری شما است؟ کدام ویژگی فقط کمی آزاردهنده است؟ پیدا کردن مشکل اصلی، اولین قدم برای حل آن است.

فرض کنید معلمی دارید که جوک‌های بی‌مزه تعریف می‌کند و مشخص نمی‌کند کدام تکالیف درسی را باید انجام دهید. در مورد اول میتوانید به جوک‌های مسخره بی‌اعتنایی کنید. اما در مورد دوم از معلم بخواهید قبل از اتمام هر جلسه، تکالیف مربوطه را روی تخته‌ی کلاس بنویسد.

گاهی ممکن است با معلم‌های خیلی سخت‌گیر به مشکل بربخورید. مخصوصاً وقتی در شرایط آرام و بدون فشار و استرس، بهتر می‌توانید درس یاد بگیرید. با این وجود اگر معلم‌تان دانش‌آموزان را می‌ترساند و تحقیر می‌کند، بهتر است موضوع را با والدین یا یکی از مسئولین مدرسه در میان بگذارید.

رفتار خود را ارزیابی کنید

فکر کنید چه رفتار‌هایی دارید که باعث دلخوری بین شما و معلم‌تان می‌شود. یادتان باشد این که نحوه‌ی تدریس معلم خسته‌کننده یا نادرست است؛ به شما اجازه نمی‌دهد بی‌ادبی کنید و سر کلاس چرت بزنید. در این صورت باید از معلم خود معذرت‌خواهی کنید.

البته حواستان باشد معذرت خواهی خالصانه را با فرصتی برای نقد کردن او اشتباه نگیرید. مثلاً به جای اینکه بگویید:» ببخشید سر کلاس خوابم برد. به خاطر این بود که درس دادن شما خیلی کسل کننده است. «بهتر است بگویید:» ببخشید دیروز سر کلاس حواسم نبود. میدانم ریاضی درس مهمی است و می‌خواهم جبران کنم. «با معلم‌تان صحبت کنید

خیلی محترمانه بخواهید شما را راهنمایی کند. به تمام نصایح و انتقاداتش گوش دهید و با حالت تدافعی جواب ندهید. در عوض جملات خودش را تکرار کنید تا مطمئن شوید حرف‌هایش را درست متوجه شده‌اید. این را بدانید معلم‌ها همیشه از دانش‌آموزان فعال استقبال می‌کنند.

در طول ترم برای آمادگی در امتحانات برنامه‌ریزی کنید و از معلم‌تان بخواهید درباره‌ی برنامه‌ی درسی شما نظر دهد. مثلاً از او بپرسید:» تصمیم گرفتم فصل‌های مشخصی را دوباره بخوانم و خلاصه‌نویسی کنم تا برای امتحانات آمادگی بیشتری داشته باشم. نظر شما چیست؟ آیا روش خاصی را پیشنهاد می‌کنید؟ «این نوع راهنمایی خواستن بسیار موثرتر از پرسیدن سوالات کلی و تکراری است.

در مواقع لازم معلم‌تان را تشویق کنید

درست همان طور که معلم، شما را برای بهتر درس خواندن تشویق می‌کند. شما هم می‌توانید او را برای بهتر درس دادن تشویق کنید. ممکن است مدت زیادی طول بکشد، ولی در نهایت با این روش بهتر درس‌ها را متوجه می‌شوید و می‌توانید کلاس‌های خشک درسی را راحت‌تر تحمل کنید.

البته در تشویق کردن معلم، لازم است صادق باشید و خودشیرینی نکنید. خالصانه به یادگیری مطالب جدید علاقه نشان دهید. از معلم سوال‌های بی‌ربط و سطحی نپرسید. سوال‌هایی بپرسید که نشان می‌دهند به درس توجه دارید و واقعاً می‌خواهید یاد بگیرید. ضمناً از توضیحات خوب و صریح معلم تشکر کنید. مثلاً توضیحاتی که باعث شدند مسئله‌ای را که قبلاً بلد نبودید، یاد بگیرید.

بخش دوم: مسئول یادگیری خود باشید

روی موفقیت خودتان تمرکز کنید

زیاد به حس بدی که نسبت به معلم خود دارید، فکر نکنید. این کار فقط وقت‌تان را تلف می‌کند و باعث می‌شود از درس خواندن بیزار شوید. یادتان باشد مجبور نیستید با معلم‌تان دوست باشید. فقط کافی است روی یادگیری مطالب تمرکز کنید و سعی کنید صرف نظر از معلمی که دارید، دانش‌آموز موفقی باشید.

فقط به این دلیل که معلم‌تان را دوست ندارید، کم‌کاری نکنید

عنوان: چطور با معلم بدعنق کنار بیاییم؟

در هر شرایطی سعی کنید تمام تکالیف مقرر شده را انجام دهید و از کلاس عقب نمانید. گاهی وقتی تصمیم می‌گیرید در کلاس فعال باشید و به درس توجه کنید؛ مطالب را بهتر یاد می‌گیرید و این باعث می‌شود کم‌کم به معلم‌تان علاقمند شوید.

برای خودتان هدف تعیین کنید

اگر معلم خوب درس نمی‌دهد، خودتان باید مطالب را یاد بگیرید. اصلی‌ترین بخش خودآموزی، تعیین اهداف شخصی، اما واقع‌گرایانه است.

از منابع مختلف استفاده کنید. مثلاً از تسهیلات وبسایت‌های آموزشی کمک بگیرید. کتاب‌های آموزشی مختلف بخوانید و نمونه سوالات امتحانی حل کنید. برای خودتان هدف تعیین کنید که باید به ۸۰درصد سوالات، پاسخ صحیح دهید.

از معلم‌های دیگر کمک بخواهید

اگر متوجه‌ی مطالبی که معلم‌تان درس می‌دهد نمی‌شوید، ویدئو‌های آموزشی معلمین دیگر را نگاه کنید یا از معلم خصوصی کمک بخواهید.

مثلاً اگر معلم زبان شما خوب درس نمی‌دهد، از معلم زبان‌های دیگری که در مدرسه هستند راهنمایی بخواهید.

به صورت گروهی مطالعه کنید

گروهی درس خواندن می‌تواند کمک بزرگی به شما بکند. زیرا وقتی مطلبی را از زبان فرد دیگری می‌شنوید؛ ممکن است بهتر متوجه‌ی آن شوید.

به طور چرخشی مباحث مهم درسی را با دوستان‌تان دوره کنید و برای همدیگر توضیح دهید. می‌توانید از روش‌های خلاقانه برای یادگیری استفاده کنید. مثلاً از کلمات کلیدی فلش کارت تهیه کنید تا بهتر در ذهن بمانند و از مطالب درسی سوال طراحی کنید و از هم امتحان بگیرید.

بررسی کنید که آیا دچار اختلال ناتوانی در یادگیری هستید

اگر مشکلات یادگیری شما تنها منحصر به یک معلم نیست و اساساً در خواندن، یادآوری مطالب، مسیریابی و نظم شخصی مشکل دارید؛ ممکن است در معرض اختلال ناتوانی در یادگیری باشید. ناتوانی‌های رایج یادگیری مانند اختلال دیسلکسی یا بدخوانی بر توانایی خواندن و پردازش زبان و احتلال نوشتارپریشی بر توانایی نوشتن اثر می‌گذارند.

این مسئله را با معلم یا مشاوری که به او اعتماد دارید در میان بگذارید. مدرسه موظف است کمک‌ها و تسهیلات لازم برای ادامه تحصیل شما را فراهم کند.

بخش سوم: والدین‌تان باید در جریان باشند

عنوان: چطور با معلم بدعنق کنار بیاییم؟

اگر لازم بود به والدین‌تان اطلاع دهید

اگر رفتار‌های معلم، شما را می‌ترساند یا باعث می‌شود مطالب را به سختی یاد بگیرید؛ به یکی از والدین‌تان اطلاع دهید. چند نمونه از رفتار‌هایی که نیاز به دخالت والدین دارند از این قرار است:

  • مدام فریاد کشیدن و تحقیر کردن دانش‌آموزان از روی عمد
  • گم کردن تکالیف درسی دانش‌آموزان و حاضر نشدن در کلاس‌های درس
  • تدریس با روش‌های نادرست
  • تعیین تکالیف درسی سخت بدون تدریس مطالب کلیدی

مشکل را برای والدین‌تان شرح دهید

مثال‌های واضح بزنید. فقط نگویید:» معلم من خوب درس نمی‌دهد «بگویید:» مباحث را درهم توضیح می‌دهد و مطالب سخت کتاب را فقط روخوانی می‌کند. هفته‌ی پیش به ما تمرینی داد که امروز سر کلاس، خودش هم نمی‌توانست آن را حل کند.

از والدین‌تان بخواهید با معلم‌تان صحبت کنند

والدین‌تان می‌توانند برای معلم‌تان ایمیل بفرستند و در مورد مشکلاتی که دارید با او صحبت کنند. البته بهتر است قبل از فرستادن ایمیل، آن را بخوانید تا مطمئن شوید والدین‌تان به درستی متوجه‌ی مشکل‌تان شده‌اند.

بهتر است قبل از مراجعه به دفتر مدیر، با خود معلم صحبت کنند

با این روش والدین در مورد رفتار و برخورد معلم پیش‌زمینه دارند و بهتر می‌توانند مشکل را با مدیر در میان بگذارند.

از والدین‌تان بخواهید به دفتر مدیر مراجعه کنند

اگر معلم جواب نداد و مسئله حل نشد و یا حتی شرایط بدتر شد، باید مدیر را در جریان بگذارید.

منابع: verywellfamily، wikihow

درس زیست‌شناسی را چطور بخوانیم؟


برترین‌ها: شاید بار‌ها در مورد روش‌های صحیح درس خواندن، مطالعه کرده باشید. اما آیا تا به حال دقت کرده‌اید هر درس را می‌توان با روش‌های مخصوص به خودش بهتر یاد گرفت؟

زیست به عنوان یکی از دروس شیرین و پرطرفدار علوم پایه مطرح می‌شود، ولی ممکن است بسیاری از دانش‌آموزان در فهم آن دچار مشکل شوند. در این مقاله قصد داریم با ارائه‌ی روش‌هایی هر چند ساده، به شما کمک کنیم راحت‌تر زیست بخوانید و بفهمید.

چطور زیست بخوانیم؟

یادگیری زیست مثل ریاضی یا هر درس دیگری، فرآیندی تدریجی است. پس قبل از این که سراغ مباحث سخت و پیشرفته‌ی زیست‌شناسی بروید؛ بهتر است مفاهیم پایه و ابتدایی آن را فرا بگیرید.

در کلاس حاضر و آماده باشید

خواندن کتاب‌های زیست‌شناسی در خانه یا رونویسی از جزوه‌های هم‌کلاسی‌ها جایگزین حضور فیزیکی در کلاس نمی‌شوند. زیست‌شناسی درسی پیچیده و عملی است و یاد گرفتن سیستم‌های زیستی ملزم تفسیر و توضیح و انجام آزمایش است.

پیش‌تر گفتیم فرآیند یادگیری این درس باید تدریجی باشد. مطالبی که این هفته در کلاس یاد می‌گیرید، پایه‌ی مباحث هفته‌های بعد را تشکیل می‌دهند. قبل از هر جلسه کتاب درسی را بخوانید و تکالیف آزمایشگاهی خود را انجام دهید و هم‌چنین یادداشت‌های جلسه‌ی قبل را مرور کنید. با این روش در کلاس آماده‌تر هستید و عملکرد بهتری خواهید داشت.

دنبال جلو زدن نباشید

در دروسی مانند تاریخ و اقتصاد و علوم اجتماعی می‌توانید به راحتی از کلاس پیشی بگیرید، ولی این روش در زیست‌شناسی کاربرد چندانی ندارد.

هر مبحثی در زیست‌شناسی که می‌خواهید یاد بگیرید بر آموخته‌های پیشین شما استوار است و بیشتر دانش زیستی شما حاصل آزمایش‌های عملی است و در آزمایشگاه انجام می‌گیرد. جلو زدن در آزما‌یش‌های عملی دشوار است.

این حقیقت دارد که وقتی هنوز مطالب پایه‌ی علوم را نمی‌دانید؛ نمی‌توانید به کشف عظیمی دست پیدا کنید.پس رمز موفقیت شما، همراه بودن با کلاس و انجام به موقع تکالیف‌تان است.

از کل به جز بخوانید

چطور زیست بخوانیم؟

زیست‌شناسی برخلاف فیزیک و ریاضی، محاسبات چندانی ندارد. ولی سیستم‌ها و واکنش‌های زیستی سختی مخصوص به خود را دارند.

یکی از روش‌های حرفه‌ای در خواندن زیست، اولویت‌بندی مباحث از کل به جز است. مثلاً قبل از یادگیری چرخه‌ی کربس باید دانش ابتدایی از ساختار سلول‌های جانوری داشته باشید. پس ابتدا مباحث کلی را یاد بگیرید. سپس جزئی‌تر و تخصصی‌تر مطالعه کنید.

از دروس آزمایشگاهی نهایت استفاده را ببرید

زیست‌شناسی از دو بخش تئوری و عملی تشکیل شده است. بخش تئوری را می‌توانید با خواندن کتاب‌های درسی یا گوش دادن به توضیحات معلم یاد بگیرید.

ولی بخش عملی را باید در آزمایشگاه تمرین و تجربه کنید. استفاده‌ی عملی از مباحثی که قبلاً به طور تئوری خواندید، یکی از روش‌های موثر یادگیری است. زیرا آزمایش‌هایی که عملاً انجام می‌دهید، بیشتر از مباحثی که صرفاً می‌خوانید در خاطرتان می‌مانند.

از تصاویر و نمودار‌ها کمک بگیرید

همان طور که گفتیم زیست‌شناسی شامل بخش وسیعی سیستم و واکنش‌های پیچیده است که باید تک تک آن‌ها را یاد بگیرید و به خاطر بسپارید و استفاده کنید. از این رو تصویرسازی و طراحی نمودار به شما کمک می‌کنند حتی سخت‌ترین مباحث زیست‌شناسی را به راحتی بیاموزید و در خاطرتان نگه دارید.

مثلاً اگر می‌خواهید قوانین اسمز را بخوانید، برای نشان دادن انتشار آب بین دو محفظه، تصویری رسم کنید و غشای نیمه‌تراوا را با خط‌چین و مواد حل‌شونده را با نقطه یا دایره نشان دهید. با این روش سرعت و لذت یادگیری نیز بیشتر می‌شود.

کلمات تخصصی را یاد بگیرید

همان گونه که هر پزشکی باید با آناتومی بدن آشنا باشد و هر مکانیکی باید تمام قطعات خودرو را بشناسد؛ هر زیست‌شناسی هم لازم است تمام اصطلاحات و واژگان مربوط به زیست را بداند. حتی اگر نمی‌خواهید در آینده زیست‌شناس شوید و زیست فقط یکی از دروس شما است؛ سعی کنید به کلمات تخصصی آن توجه کنید.

زیرا برای یادگیری زیست ابتدا باید کلمات و اصطلاحات آن را فرا بگیرید. پس موقع خواندن زیست، هر کلمه‌ای که نمی‌فهمید بنویسید و معنیش را پیدا کنید.

مفید درس بخوانید و هدفمند باشید

سرسری درس خواندن را کنار بگذارید. اگر می‌خواهید زیست‌شناسی را خوب یاد بگیرید، باید هدفمند باشید و با تمرکز حواس درس بخوانید و یادداشت‌برداری کنید.

هر مبحثی که می‌خوانید، نکات مهم، لغات تخصصی، واکنش‌ها و چرخه‌ها را یادداشت کنید. نوشتن مباحث به فرآیند یادگیری آن‌ها کمک می‌کند و باعث می‌شود بیشتر در حافظه بمانند. ضمناً دوره‌ی مطالب نیز آسان‌تر می‌شود.

چطور زیست بخوانیم؟

مطالبی که باید در هر مبحث یادداشت‌برداری کنید

• لغات تخصصی

پریدن از روی لغات ناآشنایی که معنی آن‌ها را نمی‌دانید، کار آسانی است. ولی سعی کنید آن‌ها را بنویسید. ممکن است کسالت‌آور باشد، اما بخش ناگزیری از یادگیری زیست محسوب می‌شود.

• مفاهیم

سعی کنید مفهوم اصلی مطالب را بیابید و یاد بگیرید. سپس خلاصه‌ای از آن‌ها به زبان خود یادداشت کنید. ضمناً می‌توانید از این خلاصه‌ها برای دوره‌ی مطالب در امتحانات استفاده کنید.

• تصاویر و نمودار‌ها

این کار باعث افزایش خلاقیت و توانایی شما در توصیف و پردازش مطالب می‌شود.

روش به خاطر سپردن مطالب را یاد بگیرید

زیست پایه‌ی بسیاری از علوم طبیعی محسوب می‌شود و دامنه‌ی وسیعی از قبیل اسمز و انتشار و هومئوستازی تا زیست سلولی و جنین شناسی و ایمنی شناسی را شامل می‌شود. پس لازم است بتوانید تمام این مطالب را به خاطر بسپارید. در ادامه چند روش حفظ کردن معرفی می‌کنیم:

مطالب درسی را برای شخص دیگری توضیح دهید
با این کار مطمئن می‌شوید مطالب را به درستی یاد گرفتید و این روش اطلاعات را از حافظه‌ی کوتاه مدت به حافظه‌ی بلند مدت انتقال می‌دهد. پس هر هفته زمانی را برای تدریس آن‌چه خواندید اختصاص دهید.

• از مطالبی که می‌خوانید استفاده کنید

این روش مخصوصاً برای حفظ کردن کلمات تخصصی بسیار کاربردی است. هر کلمه‌ی جدیدی یاد می‌گیرید، در جمله به کار ببرید. هم‌چنین می‌توانید هر هفته با یکی از هم‌کلاسی‌های خود در مورد مطالب جدید بحث کنید.

• از ابزار‌های یادآوری استفاده کنید

به دلایلی مغز انسان عاشق روابط و هم‌بستگی است. به خصوص ارتباط دادن مسائلی که قبلاً با آن‌ها آشنا باشد. پس سعی کنید مفاهیم تازه و ناآشنا را به دانسته‌های قبلی خود مرتبط کنید.

• از فلش کارت‌ها استفاده کنید

از دهه‌ی ۵۰ میلادی تا به حال فلش کارت‌ها به عنوان ابزار موثر یادگیری مطرح شده‌اند. مفاهیم و کلمات را در یک سمت کارت و تعریف و توضیح آن‌ها را در سمت دیگر یادداشت کنید. سپس تنهایی یا با دوستان خود آن‌ها را مرور کنید.

آمادگی در امتحان زیست

چطور زیست بخوانیم؟

نمونه سوالات امتحانی بخوانید

اکثر مفاهیم پایه‌ی زیست‌شناسی که در دبیرستان و دانشگاه می‌خوانید ثابت شده‌اند؛ بنابراین سوالات امتحانی از سالی به سال دیگر تغییر چندانی نمی‌کند.البته نباید سوالات را حفظ کنید. بلکه سعی کنید آن‌ها را بفهمید و یاد بگیرید.

به صحبت‌های معلم توجه کنید

گاهی اوقات معلم بر نکات کلیدی یا مهم درس تاکید بیشتری می‌ورزد. حتماً آن‌ها را یادداشت و برای امتحان مرور کنید.

تکالیف خود را دوره کنید

اکثراً سوالات امتحانی مشابه تکالیفی هستند که در طول ترم انجام داده‌اید. پس دوره‌ی آن‌ها خالی از لطف نیست.

حرف آخر

یادگیری زیست وقت زیادی از شما می‌گیرد و تلاش بسیاری می‌طلبد. اگر می‌خواهید زیست را به خوبی یاد بگیرید باید تمام تلاش‌تان را به کار گیرید؛ در آزمایشگاه تنبلی نکنید و تکالیف‌تان را پشت گوش نیندازید و اهل مطالعه باشید.

از روش‌هایی که گفتیم استفاده کنید. با تمرکز حواس درس بخوانید و با کشیدن تصاویر و نمودار‌ها از مطالعه‌ی زیست لذت ببرید. مطمئن باشید هیچ نیازی به نبوغ و استعداد ذاتی ندارید و اگر با علاقه و اشتیاق درس بخوانید موفق می‌شوید.

منبع: educationcorner

درس فیزیک را چطور بخوانیم؟


برترین‌ها: فیزیک دامنه‌ی بسیار وسیعی از مباحث مختلف را در برمی‌گیرد. فیزیک علم مطالعه‌ی حرکت، انرژی، گرانس، ترمودینامیک، کوانتوم و چندین مبحث جالب و جذاب دیگر است. مسلماً همه‌ی این مباحث را نمی‌توان با راحتی خلاصه کرد و آموخت؛ هرچند فیزیک پایه بیشتر بر اندازه‌گیری نیرو‌های مختلف تمرکز دارد.

برای مثال در فیزیک پایه یاد می‌گیریم چگونه جریان الکتریکی را با ولت‌سنج اندازه می‌گیرند یا فاصله‌ی بین دو نقطه را با واحد متر بیان می‌کنند. بعد از اندازه‌گیری، فیزیک‌دانان می‌کوشند رابطه‌ای میان داده‌های حاصل از اندازه‌گیری به دست بیاورند. آن‌ها این روابط را با استفاده از مدل و نمودار‌های مختلف شرح می‌دهند.

چطور فیزیک بخوانیم؟

البته بهترین راه برای نشان دادن رابطه‌ی میان کمیت‌ها، کشف روابط معادلاتی میان آن‌ها است. مثلاً فرض کنید در آزمایشی در زمان‌های مختلف، اجسام فواصل متفاوتی را طی می‌کنند. فیزیک‌دانان نتایج حاصل از اندازه‌گیری را کنار هم می‌گذارند و با بررسی روابط میان آن‌ها معادله‌ی سرعت را ارائه می‌دهند.

پرسش‌های زیادی از قبیل دلایل درخشش ستارگان تا چگونگی تشکیل جهان، ذهن فیزیک‌دانان را به خود مشغول می‌کند. آن‌ها سعی می‌کنند برای تمام این پرسش‌ها پاسخ‌های منطقی بیابند. هم‌چنین فیزیک‌دانان در زمینه‌های مختلفی از قبیل توسعه‌ی بازی‌های کامپیوتری و کمک به درمان بیماری‌ها و تولید انرژی با دانشمندان دیگر همکاری می‌کنند.

همان طور که گفته شد فیزیک دامنه‌ی بسیار وسیعی دارد، ولی خواندن و یاد گرفتنش َضروری است. ممکن است در ابتدا کمی سخت و پیچیده به نظر برسد، ولی با روش‌های درست مطالعه به خوبی از عهده‌ی آن برمیایید.

روش‌های صحیح مطالعه‌ی فیزیک کدامند؟

ماشین حساب مشکل‌گشا نیست!

چطور فیزیک بخوانیم؟

این حقیقت دارد که با ماشین حساب سرعت محاسبه افزایش میابد، ولی در وهله‌ی اول باید بدانید اعدادی که در هم ضرب و تقسیم می‌کنید، از کجا آمده‌اند و در کدام فرمول و معادله استفاده می‌شوند؟

برای خواندن فیزیک کورکورانه از ماشین حساب استفاده نکنید. در عوض سعی کنید روابط و فرمول‌های استفاده شده را درک کنید و بدانید هر کدام برای محاسبه‌ی چه کمیت‌هایی و در کجا کاربرد دارند.

فعال باشید!

فعال و کوشا بودن بخش جداناپذیری از یادگیری محسوب می‌شوند. اما چطور می‌توان دانش‌آموزی فعال بود؟

اول از همه باید بدانید در درس‌هایی مثل فیزیک و ریاضی فقط نگاه کردن به راه حل‌ها یا خواندن مطالب به صورت تئوری کافی نیست. باید دست به کار شوید و تا حد ممکن مسئله و تمرین حل کنید. صورت مسئله‌ها را به خوبی بخوانید و هر چی می‌دانید بنویسید. سعی کنید خودتان راه حل مسائل را کشف کنید، زیرا با این کار هیچ راه حلی را فراموش نخواهید کرد.

سعی کنید شب امتحانی نباشید و در طول ترم درس بخوانید. اگر خواندن فیزیک را برای شب آخر نگه دارید، شاید بتوانید فقط ۵۰ مسئله حل کنید. اما اگر در طول ترم فیزیک بخوانید و مثلاً هفته‌ای ۵۰ مسئله حل کنید، تا پایان ترم حداقل ۶۰۰ مسئله حل کرده‌اید. این کار دو مزیت دارد. اول این که شب امتحان فقط لازم است مطالب را مرور کنید و بدون شک نتایج بهتری هم کسب می‌کنید. دوم این که، چون مسائل زیادی حل کردید، مطالب را بهتر متوجه می‌شوید و خلاقیت بیشتری در حل مسائل جدید دارید.

یادداشت برداری کنید

چطور فیزیک بخوانیم؟

یادداشت برادری روش‌های مختلفی دارد که هر کدام برای یادگیری مطالب مشخصی کاربرد دارند.

رایج‌ترین شیوه‌ی یادداشت برداری که همه با آن آشنایی دارند خلاصه‌نویسی است. این روش برای یادگیری مفاهیم بسیار مناسب است.

برای خلاصه‌نویسی ابتدا عنوان اصلی را یادداشت کنید. مثلاً فرض کنید عنوان اصلی، مبحث حرکت در فیزیک است. سپس نکات کلیدی مربوط به عنوان اصلی را بنویسید. مثلاً در مورد حرکت، کلمه‌ی سرعت را یادداشت کنید. حال به نکته‌ی کلیدی کمی جزئیات اضافه کنید. مثلاً فرمول سرعت و یکا‌های مربوط به آن را بنویسید.

روش دیگر یادداشت برداری، روش دو ستونی است که برای یادگیری فرمول‌های فیزیک و ریاضی بسیار کاربردی است.

مثل روش اول ابتدا عنوان اصلی را یادداشت کنید. سپس دو ستون رسم کنید و در ستون سمت چپی فرمول‌ها را همراه با مثال و راه حل گام به گام آن‌ها بنویسید. در ستون سمت راست توضیح هر فرمول و متغیر‌های آن را یادداشت کنید. سپس روش حل مرحله به مرحله‌ی آن‌ها را به صورت تئوری توضیح دهید. در پایین صفحه نیز نکات کلیدی هر فرمول را یادداشت کنید. مثلاً بنویسید هر فرمول در کجا و برای حل چه مسائلی استفاده می‌شود.

روش آخر یادداشت برداری این است که از ابزار‌های بصری کمک بگیرید. این روش از بعضی جهات بسیار مشابه روش دو ستونی می‌باشد. فرض کنید می‌خواهید از مبحث سینتیک یادداشت برداری کنید. در سمت چپ کاغذ مثالی از سینتیک رسم کنید. مثلاً توپی را بر روی سطح شیب‌دار بکشید. سپس در سمت راست تمامی فرمول‌های مربوط به هر مرحله از حرکت توپ را بنویسید. با این روش می‌توانید تمام فرمول‌های سینتیک را در یک مثال بیاموزید.

به طور کل رسم اشکال و نمودار‌ها به شما در یادگیری و یادآوری بهتر کمک می‌کنند.

ریاضیات خود را تقویت کنید

یکی از بخش‌های عمده‌ی حل مسائل فیزیکی وابسته به دانش ریاضیاتی شما است. برای حل مسائل فیزیکی فقط جایگذاری اعداد در فرمول‌ها کافی نیست. باید بتوانید محاسبات بعدی را نیز انجام دهید تا به جواب آخر برسید. پس لازم است قبل از خواندن فیزیک، حداقل مثلثات و جبر را خوب یاد بگیرید. در ضمن حل مسائل مختلف نیاز به خلاقیت دارند و باید بتوانید مسائل را با دیدگاه متفاوتی ببینید تا به جواب برسید؛ بنابراین تا حد امکان تمرین کنید.

توصیه‌های نهایی

چطور فیزیک بخوانیم؟

به طور دائم دانش فیزیکی خود را تقویت کنید. مباحث درس فیزیک به هم مرتبط هستند. از این ارتباط برای یادگیری بهتر استفاده کنید و هر مبحث جدیدی که یاد می‌گیرید به مباحث قبلی ربط دهید.

همان طور که پیش‌تر گفتیم شب امتحانی نباشید. چون ممکن است فرصت کافی برای خواندن تمام مطالب نداشته باشید و مباحث مهم را جا بیندازید. یا این که ترس و اضطراب امتحان بر سرعت یادگیری شما غلبه کند؛ بنابراین سعی کنید در طول ترم به طور مرتب درس بخوانید. مباحث فیزیک به هم پیوسته‌اند. پس لازم است در تمام کلاس‌ها حاضر باشید و غیبت نکنید. در کلاس حتماً یادداشت برداری کنید و هر جا به مشکل برخوردید، از معلم‌تان بپرسید. این مسئله که مشکلات‌تان را سر کلاس برطرف کنید، بسیار اهمیت دارد.

گاهی می‌توانید مطالب تئوری را پیش‌خوانی کنید تا راحت‌تر بتوانید با توضیحات معلم ارتباط برقرار کنید. در ضمن پیش‌خوانی تئوری آزمایش‌های فیزیکی کمک می‌کنند آن‌ها را در آزمایشگاه به طور عملی بهتر انجام دهید.

هر هفته از خودتان امتحان بگیرید. برای این کار می‌توانید از فلش کارت‌ها استفاده کنید. مثلاً یک سمت فلش کارت فرمول سقوط آزاد را بنویسید و در سمت دیگر موارد استفاده یا نکات نربوط به آن را یهدداشت کنید. یا حتی می‌توانید از دوستان و هم‌کلاسی‌هایتان کمک بخواهید تا با شما درس بخوانند. می‌توانید از همدیگر سوال بپرسید و اشکالات درسی خود را برطرف کنید.

شب امتحان، وقتی می‌خواهید مباحث را مرور کنید، ابتدا دنبال نکات کلیدی هر مبحث بگردید. به خط اول و آخر هر پاراگراف توجه کنید تا مفهوم کلی آن را درک کنید. سپس مطالب را جزئی‌تر بخوانید. اشکال و نمودار‌های مربوط به هر مبحث را بررسی و از آن‌ها برای یادآوری مطالب استفاده کنید. سپس مسائل مهم مربوط به هر مبحث را حل کنید و مسائلی که سخت‌ترند یا در آن‌ها مشکل دارید، چندین بار دوره کنید.

در آخر لازم است بگوییم این حقیقت دارد که فیزیک درس سخت و پیچیده‌ای است، ولی اگر عاشقش باشید و برای یادگیری آن تلاش کنید، حتما موفق خواهید شد.

چطور نام شهر سنت پترزبورگ بارها تغییر کرد؟


هر یک از شهرهای روسیه داستان زیبا و جالبی دارد. برای مثال، شهر سنت پترزبورگ بعد از مسکو بزرگترین شهر روسیه به حساب می آید اما جالب است بدانید که این شهر بزرگ، در طول تاریخ شاهد بزرگترین مجادله ای بوده که تا به حال بر سر نام یک شهر رخداده است! مردم روسیه و جهان در هر نسل، این شهر را به یک نام می شناختند. در طول ۳۰۰ سال از زمان تاسیس سنت پترزبورگ، این شهر نام های مختلفی را به خود دیده است که از آن جمله می توان به پتروگراد، لنین گراد، سنک پترزبورگ (در داخل کشور روسیه)، پترزبورگ یا تنها پیتر اشاره کرد. با این اوصاف، چرا یک شهر به تنهایی باید این همه اسم داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال، باید نگاهی به تاریخ این شهر بیاندازیم.

سال ۱۷۰۳: سنت پترزبورگ

پتر کبیر در سال ۱۷۰۳ بندر سنت پترزبورگ را در حاشیه غربی روسیه بنا کرد که به دریای بالتیک راه دارد. سنت پترزبورگ در آن زمان در یک دشت قرار گرفته بود. قصد پتر کبیر از ساخت شهر سنت پترزبورگ این بود که از مکانی که در دوران نوجوانی مامن او بود، قدردانی به عمل بیاورد.

 

سال ۱۹۱۴: پتروگراد

در سال ۱۹۱۴ سنت پترزبورگ اولین تغییر نام خود را طی جنگ جهانی اول تجربه کرد. از آن جا که روس ها احساس می کردند که نام شهر سنت پترزبورگ زیاده از حد آلمانی به نظر می رسد، تصمیم گرفتند تا نامی روسی تر برای آن انتخاب کنند. به همین دلیل نام پتروگراد را برای این شهر انتخاب کردند که بخش اول آن به پتر کبیر اشاره داشت و پیشوند گراد نیز در زبان روسی به شهرها و مکان ها اشاره دارد.

سال ۱۹۲۴: لنینگراد

هنوز ده سال از نامگذاری شهر سنت پترزبورگ به پتروگراد نگذشته بود که به دلیل انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ دوباره این کشور دستخوش تغییر شد و حتی نام آن نیز دوباره تغییر کرد. در ابتدای همین سال، سلطنت روسیه سرنگون شد و در پایان آن بلشویک ها کنترل کشور را به دست گرفتند. این اتفاق به شکل گیری اولین کشور کمونیست در سراسر جهان منجر شد. ولادیمیر ایلیچ لنین رهبری بلشویک ها را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۹۲ جماهیر شوروی تاسیس شد. پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴، پتروگراد به افتخار او، لنینگراد نامیده شد. ساختمان های تاریخی نیز در این زمان مورد بازسازی و نوسازی قرار گرفتند.

 

سال ۱۹۹۱: سنت پترزبورگ

شاید بهتر باشد تا به سرعت ۷۰ سال در زمان به جلو برویم و به زمان سرنگونی حکومت شوروی برسیم. در این زمان روسیه شکل گرفت و در این کشور مکان های زیادی تغییر نام دادند و البته لنینگراد نیز دوباره به نام اولیه خود بازگشت تا مردم دوباره آن را به سنت پترزبورگ بشناسند!

چطور شهر سنت پترزبورگ تغییر نام داد؟

اصلا فکر نکنید که این تغییر نام و بازگشتن نام شهر به نام اولش بدون بحث و جنجال اتفاق افتاده است. در سال ۱۹۹۱ به مردم شهر لنینگراد اجازه دادند تا درباره نام شهرشان رای بدهند. به گزارش نیویورک تایمز در آن زمان، عده ای از مردم شهر می خواستند تا با بازگرداندن نام قدیمی شهر، تمام آن خاطراتی را که در ده ها سال سرشار از آشفتگی و درد و رنج دوران حکومت کمونیست ها بود را فراموش کنند. علاوه بر این، این تغییر نام فرصتی ایجاد می کرد تا روسیه بتواند میراث خود را حکومت کمونیست پس بگیرد. از سوی دیگر، بلشویک ها این تغییر نام را توهینی به لنین می دانستند. در نهایت، نام این شهر دوباره به سنت پترزبورگ تغییر پیدا کرد اما شما هنوز می توانید کسانی را در روسیه پیدا کنید که به آن لنینگراد می گویند.

خلاصه ای از آنچه باید در مورد سنت پترزبورگ بدانید

جمعیت سنت پترزبورگ را حدود ۵ میلیون نفر تشکیل داده است و گردشگران در این شهر کارهای زیادی برای انجام دادن دارند. بازدید از بناهای تاریخی مختلف، تا سر زدن به رودخانه نوا و شاخه ها و کانال هایش که به شهر می رسد و راهش را تا دریاچه ای در فنلاند ادامه می دهد.

سنت پترزبورگ، به دلیل قرار داشتن در عرض های جغرافیایی بالا ویژگی های خاص و متفاوتی دارد. برای مثال، در نیمه های تابستان تقریبا چیزی به معنای شب وجود ندارد و شهر ۱۹ ساعت تمام از نور کامل خورشید برخوردار می شود. بنابراین، اگر برای خواب به تاریکی شب عادت دارید، در سنت پترزبورگ می آموزید که شب لزوما تاریکی را به همراه نخواهد داشت! البته این موضوع در زمستان برعکس می شود؛ به طوریکه ممکن است در این فصل آفتاب ساعات بسیار کمی در آسمان دیده خواهد شد.

در این مطلب، از داستان طولانی تغییر نام چندین باره شهر سنت پترزبورگ گفتیم و اینکه چطور دوباره به نام اصلی خود خوانده می شود. نظر شما در مورد تغییر نام مکان ها، خیابان ها یا حتی شهرها چیست؟ نظرات خود را ما به اشتراک بگذارید.

صفر‌و‌یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند؟


خبرگزاری فارس – سیده راضیه حسینی: «رسانه‌ها می‌توانند به شما تلقین کنند نظر شما در یک موضوع خاص در اقلیّت است و به این شکل شما را وادار به سکوت کنند»؛ این همان نظریه «مارپیچ سکوت» است که سال‌هاست توسط سیاستگذاران رسانه مورد استفاده قرار می‌گیرد. طبق این نظریه، کسانی که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، با این روش هر روز تعداد بیشتری از مردم را به سکوت درباره یک موضوع وادار می‌کنند. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی این سیاست قدیمی هم با، اما و اگر‌هایی روبه‌رو شد و پژوهشگران متعددی این تغییر و تحولات را بررسی کرده‌اند تا بفهمند نظریه «مارپیچ سکوت» در شبکه‌های اجتماعی به چه شکل در آمده است.

صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

مارپیچ سکوت چیست؟

نظریه «مارپیچ سکوت» را خانم الیزابت نوئل نئومان در سال ۱۹۷۳ مطرح کرد؛ در آن سال‌ها رادیو و تلویزیون، رسانه‌های اصلی جامعه بودند که بیشترین تأثیر را بر مردم می‌گذاشتند. در این نظریه سه ادعا مطرح شد که مرتبط با هم و نشان‌دهنده علت تاثیر این مارپیچ هستند. اول اینکه مردم در رفتارها، آمد و شد‌ها و ارتباطات روزمره، افکار عمومی غالب و نظر اکثریت و اقلیت را درک می‌کنند. یعنی به صورت شهودی می‌فهمند یا حس می‌کنند که در هر موضوع، اکثریت چه موضعی دارند. نکته دوم اینکه مردم نمی‌خواهند در یک موضوع در گروه اقلیت باشند و از انزوا و فشار گروهی می‌ترسند؛ و سومین نکته همان شرایطی است که منجر به مارپیچ سکوت می‌شود؛ اینکه مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می­‌کنند.

در ادامه، رسانه‌های جمعی افکار و عقاید اکثریت را به‌عنوان عقاید غالب و مسلط منتشر می‌کنند و همین باعث شدیدتر شدن این روند می‌شود. به این صورت که حتی بین خود این اقلیّت، حمایت میان فردی از عقیده مشترکشان ضعیف می‌شود. در نتیجه تعداد افرادی که این عقیده‌شان را پنهان می‌کنند و یا به عقیده اکثریت گرایش پیدا می‌کنند، روز به روز بیشتر می‌شود. این روند مارپیچی از سکوت را شکل می‌دهد که در نهایت به خاموشی یک نظر و فراگیر شدن نظر دیگر می‌انجامد.

رسانه‌ها پا را فراتر می‌گذارند

با گسترده‌تر شدن رسانه‌ها و بیشتر شدن ارتباط مردم با آن‌ها، شکل‌گیری مارپیچ سکوت توسط آن‌ها از این هم فراتر رفته است. به این صورت که سیاستگذاران رسانه‌ها بر روی عقیده و نظری به‌عنوان نظر اکثریت مردم مانور می‌دهند که ممکن است در واقع اکثریت نباشد. اما با تلقین این موضوع و مانور روی آن، بقیه را به سکوت در مقابل آن مجبور می‌کنند. این روش باعث می‌شود به‌تدریج افراد بیشتری حس کنند که نظرشان در اقلیت است و ترجیح دهند سکوت کنند و نظر مخالف ندهند. در نتیجه رفته‌رفته این مارپیچ گسترده‌تر می‌شود و عقیده مطلوب آن رسانه‌ها در جامعه فراگیر و تثبیت می‌شود.

صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

شبکه‌های اجتماعی معادلات را عوض می‌کند

ظهور شبکه‌های اجتماعی، فضای متفاوتی را برای بیان نظرات افراد و شنیدن نظرات سایرین ایجاد کرد. این تغییرات دو اتفاق مهم را شکل داده است؛ اول اینکه اعضای جامعه می‌توانند نظرات خود را در بدون نیاز به رسانه‌های کلاسیک، با دسته گسترده‌تری از افراد به اشتراک بگذارند و در فضای مجازی منتشر کنند. پس تولید محتوا در این رسانه‌های نوین دیگر در کنترل و انحصار رسانه‌های رسمی نیست. دوم اینکه برای افراد این امکان فراهم شده است که بدون آشکار نمودن هویت واقعیشان، نظرات خود را بیان کنند. در نتیجه هم ترس از انزوا کمتر شد و هم اینکه انعکاس عقاید، دیگر در انحصار رسانه‌های رسمی نیست. این روند منجر به کمرنگ شدن نظریه مارپیچ سکوت در شبکه‌های اجتماعی شده است.

دکتر علیرضا دهقان، از اساتید صاحبنظر حوزه ارتباطات در این خصوص می‌گوید: «در فضای مجازی امکان برقراری شرایط یک‌صدایی و جلوگیری از تنوع عقاید و نظر‌ها کمتر است. از طرف دیگر در این فضا افراد نگرانی از عکس العمل منفی دیگران ندارند و ترس از انزوا همانند ارتباطات افراد در فضای فیزیکی نیست؛ بنابراین با وجود فضای مجازی که در مورد آن کنترل دولتی وجود نداشته باشد شکل‌گیری افکار عمومی در قالب مارپیچ سکوت چندان محتمل نیست.»

در خصوص ارتباط مارپیچ سکوت با شبکه‌های اجتماعی پژوهش‌های متعددی انجام شده است. مثلا «پورتن» و «ایلدرز» دو تن از اساتید دانشگاه دوسلدورف آلمان، به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که ارتباطات آنلاین چگونه بر درک افراد از جو حاکم و ابراز عقیده‌شان در این فضا تاثیر می‌گذارد.

در این پژوهش که در ژورنال مطالعات رسانه چاپ شده، آن‌ها اینگونه استدلال می‌کنند که در شبکه‌های اجتماعی اولویت داشتن محتوا‌هایی که توسط کاربران تولید می‌شود به محتوای رسانه‌های جمعی باعث شده است که درکی که عموم مردم از حال و هوای نظرات سایرین دارند، متفاوت شود. یعنی این دیگر رسانه‌های جمعی نیستند که به مردم می‌گویند کدام نظرات در اقلیت هستند و کدام اکثریت؛ بلکه خود مردم وزن مواضع مختلف را در نظرات کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌بینند و نتیجه می‌گیرند.

این درکِ متفاوتی که در مورد فضای نظرات برای کاربران شکل می‌گیرد حتی روی تمایل آن‌ها نسبت به اظهارنظر در خصوص یک موضوع نیز اثر می‌گذارد. یا نظرات تعداد بیشتری از هم‌فکران خود را می‌بیند و این باعث می‌شود حتی اگر در اقلیت باشند، به‌خاطر امکان اظهارنظر آزادانه‌تر در شبکه‌های اجتماعی، شجاعت بیشتری برای بیان عقیده خود پیدا کنند. یا، چون در شبکه‌های اجتماعی برخلاف رسانه‌های رسمی، نظرات اکثریت بازتکرار نمی‌شود، دیگر خود را اقلیت نمی‌دانند و نظرشان را بدون ترس از انزوا بیان می‌کنند؛ بنابراین عملا شبکه‌های اجتماعی باید فضایی برای شکستن مارپیچ سکوت فراهم کند. اما آیا، اما آیا در واقعیت هم چنین اتفاقی می‌افتد؟

صفر و یکی‌ها هم به دام مارپیچ می‌افتند

کیت همپتون، استاد رسانه دانشگاه میشیگان آمریکا تصمیم گرفت این موضوع را در شبکه‌های اجتماعی بررسی کند. او پژوهشی با مشارکت ۱۸۰۰ نفر طراحی کرد تا نحوه اظهارنظر مردم آمریکا در خصوص افشاگری‌های اسنودن در فضای حقیقی و شبکه‌های اجتماعی را مقایسه نماید. این موضوع از این جهت به‌عنوان یک مثال قابل استناد انتخاب شد که در جامعه آمریکا مناقشه‌های زیادی در مورد آن ایجاد شده و عملا یک دوقطبی از موافقین و مخالفین شکل گرفته بود.

یافته‌های این پژوهش نشان داد در شبکه‌های اجتماعی افراد چنانچه احساس کنند نظرشان از سمت دنبال‌کنندگانشان پذیرفته شده نیست یا دوستانشان در شبکه اجتماعی با آن مخالف هستند، از اظهار آن خودداری می‌کنند. درواقع، این همان مارپیچ سکوت الیزابت نئومان بود که حالا خود را در شبکه‌های اجتماعی بازتولید می‌کرد. در دنیای حقیقی مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می­‌کنند. اینجا نیز کاربران شبکه‌های اجتماعی از ترس اینکه دنبال‌کنندگان و یا دوستانشان واکنش نامطلوبی نسبت به نظرشان نشان دهند، سکوت در موضوع مورد مناقشه را ترجیح می‌دهند.

به‌عبارت دیگر تنها نوع جامعه و شکل واکنش‌ها عوض شده، اما وضعیتی که سکوت را می‌سازد و تشدید می‌کند، تغییر نکرده است. حتی در شبکه‌های اجتماعی هم فشار روانی حاصل از نظرات مخالف، فرد را به سکوت وادار می‌کند. در نتیجه باز هم در شبکه‌های اجتماعی عقیده اکثریت (یا گروهی که تصور می‌شود در اکثریت هستند) غالب می‌شود. این پژوهش در مقالات بسیاری مورد استناد قرار گرفته است و آنچه به‌عنوان نتیجه اصلی آن عنوان می‌شود این است: «یک مارپیچ سکوت در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.»

صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

«منیگ هانگ ونگ» استاد دانشگاه فنگ چین نیز در پژوهش دیگری به این نتیجه رسید که کسانی که از شبکه‌های اجتماعی برای بیان احساساتشان استفاده می‌کنند و نه برای متقاعد کردن دیگران، ممکن است حتی سطح فعالیتشان را پایین بیاورند و یا کلا آن شبکه اجتماعی را ترک کنند؛ یعنی همان اتفاقی که در مارپیچ سکوت می‌افتد. در نتیجه بحث‌ها حول موضوع در شبکه اجتماعی یکطرفه و دارای سوگیری می‌شود.

این موضوع زمانی تشدید می‌شود که یک عقیده توسط افرادی مطرح شود که نفوذ و محبوبیت بیشتری در شبکه‌های اجتماعی دارند. مانند سلبریتی‌ها، سیاسیون یا شخصیت‌های سرشناس فعال در شبکه‌های اجتماعی و یا توسط صفحات و یا کانال‌هایی که توسط سازمان‌ها یا رسانه‌های رسمی حمایت می‌شوند و تبدیل به مرجع شبکه‌های اجتماعی شده‌اند.

یک سلبریتی یا یک اکانت شاخص و پرنفوذ ممکن است نظر شخصی خود را به‌عنوان عقیده اکثر مردم در صفحه خود منتشر کند و این موضوع توسط هوادارانش وزن پیدا کند و با ایجاد موج در شبکه اجتماعی، فضا را برای ابراز نظر مخالف تنگ کند. این منجر به شکل‌گیری همان مارپیچ سکوتی می‌شود که قبلا توسط رسانه‌های رسمی ایجاد می‌شد. با این تفاوت که در شبکه‌های اجتماعی، مردم کمتر متوجه این فرایند می‌شوند و به اکانت‌های پرطرفدار بیشتر اعتماد می‌کنند و تصور می‌کنند که عقیده القا شده، نظر اکثریت است.

صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

مارپیچی که ابزار دست قدرت می‌شود

سیاستمداران یا صاحبان قدرت این قابلیت را مغتنم شمرده‌اند و با اعمال نفوذ بر سلبریتی‌ها و افراد شاخص شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند عقیده و نظر خودشان را از زبان آن‌ها مطرح کنند تا از این طریق به‌عنوان خواست عمومی جا بیفتد. در کشور ما نیز سیاسیون به همین خاطر ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی هم با سلبریتی‌ها و هم با اکانت‌های شاخص و گردانندگان صفحات پرطرفدار در شبکه‌های اجتماعی برقرار می‌کنند.

این اتفاق به‌ویژه حوالی انتخابات‌ها و همین‌طور در موضوعات حساس کشور بیشتر می‌شود و مثلا به ناگاه یک جناح سیاسی یا یک عقیده مشخص به‌صورت گسترده در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه اکانت‌های پرمخاطب قرار می‌گیرد تا بعد از مدتی به‌عنوان خواست عموم جا بیفتد؛ به‌گونه‌ای که کمتر کسی قادر به ابراز نظر مخالف نسبت به آن باشد.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟


برترین‌ها: پشیمانی مانند روحی سرگردان است که هر گاه در زندگی احساس ناراحتی و ناامیدی می‌کنیم از راه می‌رسد و تا مدتی باقی می‌ماند. گاهی چند ماه، چند سال یا حتی چند دهه! از آن جا که احساس بیچارگی دوست دارد همراه داشته باشد؛ عجیب نیست که سر و کله‌ی روح پشیمانی درست در همین مواقع پیدا شود! یعنی وقتی در زندگی یاد چیز‌هایی می‌افتیم که آرزو می‌کردیم طور دیگری انجام‌شان داده بودیم.

مسئله این جاست که پشیمانی فقط در صورتی ماندگار می‌شود که ما به آن اجازه دهیم. برای رهایی از بار سنگین و ماندگار پشیمانی، ابتدا باید ببینیم در زندگی برای چه چیز‌هایی و به چه دلیلی افسوس می‌خوریم. در ادامه مرحله به مرحله شما را راهنمایی می‌کنیم که چطور زندگی بدون پشیمانی داشته باشید.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

مرحله‌ی ۱: به چیز‌هایی که قبلاً شما را پشیمان کرده‌اند فکر کنید

همه‌ی افراد در مورد بعضی مسائل زندگی خود پشیمانی‌هایی دارند؛ اما سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است که چند مدت است این بار سنگین پشیمانی را حمل می‌کنید؟

حس گناه و پشیمانی بر سلامت ذهنی شما سنگینی می‌کند که می‌تواند بر فعالیت فیزیکی شما اثر مخرب بگذارد.

اولین گام این است که بدانید از انجام چه کار‌هایی پشیمانید و از انجام چه کار‌هایی پشیمان نیستید. این مرحله به شما فرصت می‌دهد که احساس‌تان را در مورد کار‌هایی که در زندگی انجام داده‌اید؛ کشف کنید.

یادتان باشد که هنگام انجام آن با خودتان مهربان باشید. رویارویی با چیز‌هایی که باعث ایجاد حس درد و زجر و عذاب وجدان در ما می‌شوند؛ تلاش زیادی می‌طلبد.

مرحله‌ی ۲: با خودتان به خوبی صحبت کنید

حال که موارد پشیمانی را در زندگی خود کشف کرده‌اید، در نظر داشته باشید که قرار است با خودتان صحبت کنید. البته قرار نیست خودتان را سرزنش کنید یا داخل چاه خود تخریبی بیفتید.

یک راه جلوگیری از خود تخریبی این است که هر عامل محالف خود را شناسایی کنید. پشیمانی طولانی مدت یکی از اشکال خود تخریبی محسوب می‌شود. در این شرایط پیشرفت تنها زمانی حاصل می‌شود که با خودتان به خوبی صحبت کنید و ریشه‌ی کار‌هایی که از آن‌ها ابراز پشیمانی می‌کنید را بیابید. پیدا کردن این ریشه‌ی پنهان، مشکل شما را ساده و قابل حل می‌سازد.

مرحله‌ی ۳: ریشه‌ی پشیمانی را پیدا کنید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

بیایید برویم سراغ نحوه‌ی پیدا کردن ریشه‌ی پشیمانی! ما حس گناه و پشیمانی را در مواقع مختلف زندگی یعنی چه در رابطه با شغل، چه شریک زندگی و یا خانواده تجربه می‌کنیم.

در ادامه چند مثال آورده‌ایم تا به شما آموزش دهیم چطور منشا پشیمانی‌های خود را پیدا کنید:

پشیمانی ۱: من پشیمانم که آن پیشنهاد کاری را قبول نکردم. اگر قبول می‌کردم تا الآن یک مرتبه ترفیع گرفته بودم و سالی x تومان پول در می‌آوردم.

در نگاه اول پشیمانی مذکور در مورد از دست دادن یک فرصت خوب است. اما اگر دقیق‌تر فکر کنیم، حتماً دلیلی داشته است که شما در آن زمان این فرصت شغلی را قبول نکرده‌اید. شاید آن موقع زمان مناسبی برای قبول این پیشنهاد نبود. شاید اولویت‌بندی شما در آن زمان با امروز فرق می‌کرد یا شاید پای هر دلیل شخصی دیگری در میان بود.

  • ابتدا و پیش از همه ببینید آیا همان شخصی هستید که آن موقع بودید؟
  • آیا ارزش‌هایتان همان ارزش‌های قبلی است؟
  • آیا هنوز همان چیز‌هایی را می‌خواهید که آن موقع می‌خواستید؟
  • چه تجربه‌هایی از قبول نکردن آن شغل نصیب‌تان شده است؟

ممکن است آن موقع نسبت به الآن شخص کاملاً متفاوتی بوده باشید. به عنوان انسان، برای ما مقدر شده است که رشد کنیم و خود قدیمیمان را ارتقا دهیم. در اینجا غم از دست دادن فرصتی خوب، منشا پشیمانی نیست. بلکه پذیرفتن این حقیقت است که همه چیز ممکن است تغییر کند؛ از جمله خودتان.

مثال دوم در مورد کاری است که قبلاً انجام داده‌اید.

پشیمانی ۲: پشیمانم که به این شهر مهاجرت کرده‌ام. اوضاع این‌جا آن طور که فکر می‌کردم نیست و من خوشحال نیستم.

در این‌جا پشیمانی به دلیل مهاجرت به شهری غریب است، اما حتماً دلیلی داشته است که شما این تصمیم بزرگ را گرفته‌اید.

  • آیا مهاجرت کردید، چون می‌خواستید چیز جدیدی را امتحان کنید یا همیشه دوست داشتید در این شهر زندگی کنید؟
  • آیا به خاطر مسئله یا شخص خاصی بوده است؟

این سوال‌ها را از خودتان بپرسید و ببینید نیاز‌های فعلیتان کدامند.

هم‌چنین به این مسئله توجه کنید که باید در زمان حال زندگی کنید. در نتیجه وقت و انرژی خود را صرف پشیمانی گذشته نکنید. در عوض سعی کنید از موقعیتی که آن را منفی تلقی می‌کنید، نکات مثبت بیابید.

یادتان باشد هر موقعیتی به زمان نیاز دارد تا راحت شود.

مرحله‌ی ۴: قبول کنید که در یک پروسه قرار دارید

هر روز که می‌گذرد بیش‌تر پی می‌بریم چه کسی هستیم یا در این زندگی که فقط یک بار آن را زندگی می‌کنیم، چه میخواهیم. بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توانید به خودتان بدهید، دانستن این است که شما انسان هستید و کامل بودن برای شما هیچ وجود خارجی ندارد. خود را به سبب کار‌هایی که قبلاً انجام دادید و نمی‌دانستید بعداً از آن‌ها پشیمان می‌شوید سرزنش نکنید و نگذارید از این به بعد چیزی جلوی پیشرفت‌تان را بگیرد.

دانستن این که بعضی تصمیمات را بر اساس چیزی که در آن زمان می‌خواستید گرفته‌اید؛ یکی از راه‌های احترام به خودتان است. پشیمان ماندن به مدت طولانی به این معنا است که شما در گذشته زندگی می‌کنید و احترام به خود یعنی این که در زمان حال زندگی کنید.

مرحله‌ی ۵: برای وقت و انرژی خود ارزش قائل شوید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

انرژی یکی از ارزشمند‌ترین چیز‌هایی است که تحت کنترل ما قرار دارد. اگر چه اغلب مواقع ممکن است این طور به نظر نرسد.

استفاده از ابزار‌های مدیریت زمان مانند داشتن لیست انجام کار‌ها و علامت زدن کار‌هایی که انجام دادید، بسیار کمک‌کننده است. اما مبحث انرژی فراتر از فعالیت‌های فیزیکی می‌باشد. در واقع ما انرژی روحی و احساسی نیز داریم.

در نتیجه انرژی لازم برای انجام کار‌های فیزیکی، روابط با خانواده، دوستان، هم‌دانشگاهی‌ها، سرگرمی‌ها و دیگر فعالیت‌های روزانه را حتماً مدنظر قرار دهید.

اگر احساس کردید انرژیتان در بعضی جنبه‌های زندگی در حال تمام شدن است، یک روز در هفته را انتخاب کنید و احساسات خود را طی انجام کار‌های روتین روزانه یادداشت کنید:

  • وقتی ایمیل خود را چک می‌کنید تا صدای هشدار آن خاموش شود چه احساسی دارید؟
  • وقتی پشت میز کامپیوتر ناهار می‌خورید چقدر احساس می‌کنید در زمان حال زندگی می‌کنید؟
  • اگر از شما بخواهند به کسانی که دوست‌شان دارید پیام ندهید، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

برای خود حد و مرز مشخص کنید. برای مسائلی که برایتان اهمیت دارند، ارزش قائل شوید و به آن‌ها وفادار باشید. مخصوصاً اگر آن مسئله مربوط به وقت و زمان خاصی باشد. این یکی از روش‌های احترام گذاشتن و اولویت دادن به خود است.

اکثر اوقات پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که برای چیز‌هایی که از نظر ذهنی و جسمی و احساسی برای ما قوت قلب محسوب می‌شوند؛ احترام قائل نمی‌شویم.

مرحله‌ی ۶: برای استراحت کردن تا آخر هفته صبر نکنید

اگر از دوشنبه تا جمعه سر کار می‌روید؛ ممکن است هر بار که جمعه فرا می‌رسد احساس آسودگی سرتاسر وجودتان را فرا بگیرد و با فریاد بگویید: آخر هفته رسید!

اما این روحیه را باید هر روز داشته باشید. جمع کردن تمام زمان‌های مخصوص به خودتان برای آخر هفته ممکن است فشار روانی را افزایش دهد و در عوض احساس ناکارآمدی را به دنبال داشته باشد. کل روز‌های یک هفته نباید شمارش معکوس برای رسیدن به ۴۸ ساعت آخر آن باشد که در آن تمام کار‌هایی که باید انجام دهید را کنار بگذارید!

هر روز وقتی بیابید که در آن استراحت کنید و روح‌تان را با کار‌هایی که دوس دارید انجام دهید تقویت کنید. این می‌تواند هر چیزی را شامل شود. از چک نکردن ایمیل‌ها بعد از ساعت ۶ غروب و گذاشتن موبایل روی حالت هواپیما در ساعتی خاص گرفته تا خیلی ساده هر روز گیتار زدن.

هر قدر خودتان را با چیز‌هایی که باعث خوشحالیتان می‌شود تقویت کنید، این بهانه‌هایی مانند: (پشیمانم که یاد گرفتن گیتار را ادامه ندادم یا پشیمانم که وقت بیشتری با خانواده‌ام نگذراندم، چون مشغول و درگیر کارم بودم.) را کاهش می‌دهد؛ بنابراین اختصاص دادن زمانی برای خودتان بسیار اهمیت دارد.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

مرحله‌ی ۷: هدف تعیین کنید

تعیین اهداف کوتاه مدت، طولانی مدت، بزرگ و کوچک ضروری است. وقتی اهداف خود را تعیین می‌کنید و تصویر واضحی از آن‌ها در ذهن دارید؛ بر آن‌ها تمرکز می‌کنید.

اغلب پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که ما در زندگی جایی که می‌خواهیم نیستیم یا به چیز‌هایی که می‌خواستیم نرسیدیم. یک روش ساده برای زندگی بدون پشیمانی این است که چیز‌هایی که می‌خواهید در زندگی به دست آورید را پرورش دهید و حتی بهتر می‌شود اگر هر روز بتوانید آن‌ها را ببینید! اما چطور؟

خودکار و کاغذی برادرید که وقت تهیه کردن لیست است.

قرار است ۱۰۱ چیزی را که می‌خواهید در ۱۰۰۱ روز انجام دهید بنویسید و تمرین کنید. ۱۰۰۱ روز کمی کوتاه‌تر از سه سال است و سریع‌تر از آن که متوجه باشید می‌گذرد. داشتن اهداف سرگرم‌کننده‌ی کوچک به اندازه‌ی داشتن اهداف بزرگ زندگی اهمیت دارد. هر چند ممکن است این لیست بیش‌تر شبیه لیست آرزو‌ها به نظر برسد (که می‌تواند همین طور هم باشد)؛ به شما قاب زمانی ۱۰۰۱ روزه‌ای می‌دهد تا موارد داخل لیست‌تان را کامل کنید.

خودتان را دسته کم نگیرید و خلاق باشید. می‌توانید اهداف لیست خود را به دسته‌هایی مثل شغل و سفر تقسیم کنید و آن‌ها بنویسید تا وقتی که محقق شوند. هر روز یک فرصت جدید است. یک ۲۴ ساعت دیگر تا از خود بپرسید امروزتان را چطور می‌خواهید بگذرانید.

مرحله‌ی ۸: از دیگران یاد بگیرید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

فرودو در ارباب حلقه‌ها می‌گوید: آرزو می‌کردم حلقه هرگز سراغ من نمی‌آمد. آرزو می‌کردم هیچ‌کدام از این وقایع اتفاق نمی‌افتاد؛ و گندالف جواب می‌دهد: تمام کسانی که در این زمان زندگی می‌کردند چنین احساسی دارند. اما آن‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. تمام چیزی که می‌توانیم در مورد آن تصمیم بگیریم؛ این است که با زمانی که در اختیارمان قرار داده شده چکار کنیم.

وقتی مرگ فرا می‌رسد، دیدگاه‌مان به جهان تغییر می‌کند. حرف‌های افرادی که در بستر مرگ هستند و در مورد پشیمانی‌های خود صحبت می‌کنند، این قضیه را تایید می‌کند. همه‌ی ما فکر می‌کنیم جاودانیم تا زمانی که ثابت می‌شود نیستیم. همه‌ی ما باور داریم شکست ناپذیریم تا زمانی که جهان پیرامون‌مان نشان می‌دهد درست به اندازه‌ی بدن‌هایمان ظریف و شکننده‌ایم. کمی به چند جمله‌ی زیر فکر کنید:

  • کاش خود را با دیگران مقایسه نمی‌کردم.
  • کاش به اطرافیانم می‌گفتم چقدر دوست‌شان دارم.
  • کاش انقدر صبر نمی‌کردم که از فردا شروع کنم.

بعضی از درس‌های عمیق زندگی را از همین تجربیات یاد می‌گیریم.

امروز می‌توانید دو کار انجام دهید:

  • اول این که به کسی بگویید دوستش دارید و به او فکر می‌کنید.
  • دوم، یکی از کار‌های که همیشه دوست داشتید انجامش دهید را انتخاب و از امروز شروع کنید. بدون هیچ بهانه‌ای!

حرف آخر

پشیمانی حس بسیار قدرت‌مندی است و اگر مراقب نباشید می‌تواند تمام فکر و وقت و انرژیتان را مصرف کند.
همیشه یادتان باشد که فرقی ندارد در چه شرایطی هستید، می‌توانید با مهربانی از روح پشیملنی بخواهید دست از سرتان بردارد! اما این تنها زمانی ممکن می‌شود که برای خودتان تلاش کنید؛ و هر کاری انجام می‌دهید، به آن عشق و اشتیاق اضافه کنید.

منبع: lifehack

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


برترین‌ها: با توجه به وجود طیف وسیعی از مدل‌ها و سبک‌ها و برند‌های مختلف شلوار جین، ممکن است خرید کمی برایتان سخت و دشوار باشد. با این حال، خرید شلوار جین می‌تواند خیلی کار چالش برانگیزی نباشد و به راحتی بتوانید مناسب‌ترین گزینه را برای خود انتخاب کنید. ابتدا اندازه اندام خود را به درستی مشخص کنید و سپس مشخص کنید که به کدام سبک شلوار جین علاقه دارید. در ادامه ما به شما کمک خواهیم کرد تا این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهید.

سایز‌های مختلف را امتحان کنید

قبل از خرید شلوار، یک سایز دیگر را نیز امتحان کنید. بعضی از مدل‌های شلوار جین ممکن است بعد از مدتی جا باز کرده و حالت خود را از دست بدهند. همچنین ممکن است یک سایز کوچکتر شلوار، جلوه بهتری داشته باشد و اندام شما را زیباتر نشان دهد. پس هنگامی که احساس کردید یک شلوار جین برای اندام شما مناسب است، عجله نکنید؛ بلکه یک سایز دیگر را نیز مورد بررسی قرار دهید.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

با شلوار مورد نظرتان قدری زمان بگذرانید

اگر در اتاق پرو از یک شلوار جین خوشتان آمد، باز هم قدری صبر کنید. کمی با آن قدم زده و سعی کنید چندین مرتبه بنشینید و بلند شوید. به این طریق کاملا متوجه خواهید شد که این شلوار راحت است یا خیر.

جنس شلوار جین را بررسی کنید

پارچه‌های جین سنگین‌تر، معمولا از مرغوبیت بیشتری نیز برخوردار هستند. سعی کنید از پارچه‌هایی که طرح جین هستند دوری کرده و جین واقعی خریداری کنید. شلوار‌های جین اصلی، خوش فرم‌تر بوده و دوام و عمر طولانی تری نسبت به دیگر انواع پارچه‌های شلواری دارند.

به قسمت زانو توجه کنید

انواعی از شلوار جین وجود دارد که در قسمت زانو کمی برای شما گشاد خواهد بود؛ این اتفاق معمولا در مورد شلوار‌های جذب رخ می‌دهد. اگر به همچین موردی برخوردید، حتما این مورد را کنار گذاشته و شلوار جین دیگری را انتخاب کنید. چراکه مطمئن باشید این مدل شلوار پس از مدت کوتاهی، در قسمت زانو حالت خود را از دست خواهد داد.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

شلوار جین جذب انتخاب کنید اگر…

شلوار جین‌هایی که جذب هستند و کاملا به پا‌های شما می‌چسبند، جذابیت پا‌های شما را بیشتر نشان خواهند داد و فرم اندام شما را به مراتب بهتر خواهند کرد. اگر پا‌های شما بیش از اندازه لاغر هستند، از خرید این مدل شلوار جین خودداری کنید؛ چراکه باعث خواهد شد تا پا‌های شما لاغرتر نیز به نظر برسد. از طرف دیگر، اگر پاهایتان بیش از اندازه چاق و درشت هستند نیز از انتخاب این مدل شلوار دوری کنید تا پا‌های شما چاق‌تر به نظر نرسد.

شلوار جین فاق بلند انتخاب کنید اگر…

اگر می‌خواهید تمرکز را به قسمت منحنی بدن خود جلب کنید، از شلوار جین فاق بلند استفاده کرده و بلوز خود را داخل شلوار قرار دهید. شلوار جین فاق بلندی را انتخاب کنید که دور کمر آن دقیقا مناسب اندام شما باشد؛ چرا که اگر قدری برای شما گشاد باشند، فرم بدی خواهند داشت و اگر هم تنگ باشند، ممکن است باعث شود شکم شما بزرگتر به نظر برسد.

شلوار جین راسته انتخاب کنید اگر…

اگر به دنبال یک مدل شلوار جین همه پسند و مناسب برای اکثر موقعیت‌ها هستید، شلوار جین راسته را انتخاب کنید. شلوار جین‌های راسته خصوصا برای افرادی که پا‌های خیلی لاغری دارند مناسب بوده و فرم پا‌های آن‌ها را بهتر و زیباتر نشان خواهد داد. این نوع شلوار‌ها انواع مختلفی دارند که شلوار مام استایل را نیز می‌توان در این دسته جای داد. شلوار مام استایل نوعی شلوار راسته فاق بلند است که امروزه طرفداران بسیار زیادی نیز دارد.

خرید شلوار جین و ست کردن آیتم‌های مختلف با آن

در ادامه این مقاله چند مدل شلوار جین مختلف برایتان گلچین کرده ایم که به دو بخش زنانه و مردانه تفکیک شده اند. در نهایت نیز به راحتی می‌توانید مدل مورد علاقه خود را به صورت آنلاین خریداری کنید.

شلوار جین‌های زنانه

شلوار جین گلدوزی شده

گلدوزی روی این شلوار، باعث شده تا این مدل شلوار کمی متفاوت شود. رنگ این شلوار تیره بوده و سنگشور روی آن، باعث شده تا از سادگی خارج شود. فاق آن متوسط بوده و فرم کلی آن جذب و تنگ است. این شلوار جین را می‌توانید هم با شومیز‌های نسبتا مجلسی و هم تی‌شرت‌های شیک و ساده ست کنید. بهترین رنگ‌هایی که می‌توانید با این شلوار جین ست کنید، سفید، قرمز و سبز هستند.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار راسته روشن

این شلوار راسته فاق بلند، یا در واقع مام استایل، با رنگ نسبتا روشن خود و زاپ‌هایی که در قسمت بالایی زانو دارد، فرم خاص و متفاوت و در عین حال کاربردی دارد. در دو طرف شلوار، نوار تزئینی دوخته شده که دقیقا مطابق مد روز است. پیشنهاد می‌کنیم هر بلوزی که با این شلوار جین به تن می‌کنید را داخل شلوار قرار دهید تا جلوه آن را از بین نبرید.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار راسته نگین دار

این مدل شلوار جین راسته، قدی تا مچ پا داشته و فاق آن متوسط است. یکی از نکات مثبت این مدل شلوار، رنگ آن است که نه خیلی تیره و نه خیلی روشن است. جلوی آن چند زاپ و چند نگین کار شده که همین ویژگی، این شلوار را خاص کرده و باعث شده تا هم برای استایل روزمره و هم برای مهمانی مناسب باشد. فرم این شلوار نسبتا جذب است.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار جین مشکی

اگر از طرفداران شلوار جین‌های تیره هستید، این مدل مناسب شما خواهد بود. این مدل شلوار جذب از طرفین حاشیه ریش ریش داشته و از این رو برای مهمانی‌ها و مجالس کاملا مناسب خواهد بود. فاق آن نیز نسبتا بلند است و از این رو می‌توانید بلواز خود را داخل آن قرار دهید. پیشنهاد می‌کنیم این رنگ شلوار را با بلوز‌های رنگ روشن ست کنید.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار جین زانو زاپ دار

زاپ شلوار در قسمت زانو، چندین سال است که مد شده و طرفداران زیادی پیدا کرده است. فرم این شلوار مام فیت است؛ به این معنا که فاق آن بلند بوده و فرم قسمت بالایی آن کمی آزادتر بوده و در قسمت پایینی، حالت جذب تری دارد. رنگ آن کاملا متوسط و متعادل بوده و هم برای استفاده روزمره و هم مهمانی و مجالس کاملا مناسب خواهد بود.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

 


شلوار جین‌های مردانه

شلوار جین مردانه راسته

این مدل شلوار جین، گزینه‌ای است که تقریبا تمام آقایان به آن نیاز خواهند داشت. این شلوار با تی شرت‌های رنگ‌های مختلف، خصوصا سفید به خوبی همخوانی خواهد داشت. سنگشور‌های تمیز و به اندازه این شلوار باعث شده تا به بهترین و شیک‌ترین شکل ممکن به نظر برسد. از دیگر ویژگی‌های مثبت این مدل، می‌توان به رنگ نه خیلی تیره و نه خیلی روشن این شلوار اشاره کرد.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار جین راسته روشن

این مدل شلوار جین راسته، با رنگ روشنی که دارد برای استفاده روزمره و همچنین دورهمی‌های دوستانه کاملا مناسب است. پیشنهاد می‌کنیم این شلوار جین را با تی شرت‌های رنگ تیره مثل سرمه‌ای و مشکی پوشیده و کتانی‌های خود را نیز به همین رنگ‌های تیره انتخاب کنید.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار جین مردانه مشکی

این گزینه برای آقایانی که علاقه‌ای به پوشیدن شلوار جین‌های آبی ندارند، بسیار مناسب و کاربردی خواهد بود. این شلوار جین را با هر رنگ لباس یا بهتر است بگوییم تی شرتی که می‌خواهید، به راحتی ست کنید. این شلوار جین تا حدودی کشی بوده و تن خور بسیار جذابی خواهد داشت.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟


شلوار جین جذب طوسی

این شلوار جین جذب مردانه به رنگ طوسی بوده و زاپ‌هایی در قسمت جلویی خود دارد. این شلوار در دسته شلوار‌های رنگ روشن قرار گرفته و از این رو می‌توانند با طیف گسترده‌ای از رنگ‌های تی شرت و کتانی، از رنگ‌های تیره‌تر مثل مشکی و طوسی تیره و یا سرمه‌ای گرفته تا رنگ‌های روشن و حتی جیغ ست شوند.

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

چطور بهترین شلوار جین را بخریم؟

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟


برترین ها: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با آدم‌های بی‌ادب برخورد داریم. ممکن است این بی‌ادب‌ها کاملا غریبه باشند، مثلا کسی که پشت سر شما در صف سینما ایستاده و یا متصدی امور بانکی. شاید هم مجبور باشید به طور مرتب با یک فرد بی‌ادب برخورد داشته باشید، مثلا  یک همکار یا کسی در اقوام.

 

در بسیاری از موارد، مورد بی‌ادبی و بی‌احترامی واقع شده باعث برانگیخته شدن خشم می‌شود. اما جواب بی‌ادبی را با بی‌ادبی دادن، واکنش درست و مفیدی نیست. وقتی شما با کسی روبرو می‌شوید که مرتکب بی‌ادبی در مورد شما می‌شود، می‌توانید با واکنشی مودبانه، دفاعی و جسورانه برخورد کنید تا بتوانید تا جایی که امکان دارد، پیامدهای منفی این بی‌ادبی را به حداقل برسانید.

 

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟
 حد و حدود تعیین کنید

هر چند کنترل رفتار دیگران برای شما مقدور نیست ولی می‌توانید حد و حدودی تعیین کنید که مشخص باشد دیگران باید با شما چه رفتاری داشته باشند. مثلا وقتی شما به عنوان فروشنده، مورد گله و شکایت مشتری قرار می‌گیرید و او سرتان فریاد می‌زند یا با بی‌ادبی خطاب‌تان می‌کند، شما باید گفتگو با او را همانجا تمام کنید.

 

تعیین حدود مشخص باعث می‌شود دیگران به شما احترام بگذارند. ضمنا این حد و مرزها دیگران را در شرایطی قرار می‌دهد که متوجه رفتار یا کلام بی‌ادبانه‌ی خود بشوند. شما به این طریق با مسئول قرار دادن فرد ِ بی‌ادب، تشویقش می‌کنید که رفتارش را تغییر دهد.

مشکل را پیدا کنید

رفتاری گستاخانه معمولا پوششی برای یک یا چند مشکل پنهان است. مثلا، اگر همسایه‌ی شما ناگهان رفتارش تغییر کرده و از ملاقات و تماس رودرو با شما اجتناب می‌کند، حتما دلیلی برای این کار وجود دارد. به جای فرضیه پردازی و غرق شدن در این سوال‌ها که چرا چنین شده، دست به اقدام بزنید، کافیست از او بپرسید مشکل چیست. مطمئن باشید با مکالمه‌ی مستقیم و ارتباط بدون واسطه، انگیزه‌ و دلیل بدرفتاری همسایه‌تان، برطرف خواهد شد.

از درگیری پرهیز کنید

شاید وسوسه شوید جواب رفتار ناخوشایند و بی‌ادبی را با واکنشی مشابه بدهید، اما این گونه نمی‌توانید از تنش کم کنید، بلکه احتمالا بیشتر هم می‌شود. جواب یک فرد بی‌ادب را دوستان بدهید، حتی می‌توانید لبخند بزنید، شاید با لبخند شما او وادار شود رفتارش را بررسی کند. ضمنا جواب بی‌ادبی را با مهربانی و ملاطفت دادن، قدرت شما را نشان می‌دهد. پس به جای شریک شدن در یک رفتار بد، با مهر و ادب، خاتمه‌اش دهید.

 

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟
 

به خودتان نگیرید

این احتمال وجود دارد که دلیل رفتار ناپسند افراد با شما، هیچ ارتباطی با شخص شما نداشته باشد. رفتارهای ناخوشایند معمولا ریشه در یک درد یا ناراحتی دارند. ممکن است کسی تحت استرس‌ و فشارهای زیاد زندگی و عدم توانایی‌اش در کنترل موثر امور، دست به رفتارهای ناپسند بزند یا کلامش با تلخی و بی‌ادبی همراه شود.

 

هر چند دلایل پنهان بی‌ادبی، توجیه کننده‌ نیستند اما می‌توانند روی نگاه و واکنش شما اثر بگذارند. درست است که مورد بی‌ادبی واقع شدن به هر صورت نامطلوب است، اما قبل از اینکه نگران شوید چه کاری ممکن است کرده باشید که چنین واکنشی در بر داشته یا اینکه دفاع عجولانه و تهاجمی از خود بکنید، زمینه و شرایط را بررسی کنید.

 

منبع: oureverydaylife