روز پشتیبان گیری – چرا باید شروع به کار جدی گرفتن نسخه پشتیبان خود کنید – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


در ۳۱ مارس ، گیك های فن آوری در سراسر جهان روز جهانی پشتیبان گیری را جشن می گیرند. همانطور که وب سایت رسمی خردمندانه توصیه می کند ، “یک آوریل نباشید.”

روز جهانی پشتیبان گیری ایجاد شده است تا مردم بتوانند در مورد اهمیت پشتیبان گیری منظم برای پرونده ها ، داده ها و کارهای دیگر صحبت و یاد بگیرند. برای کاربران وردپرس ، Backup Day یک یادآوری اساسی است که هر وب سایت باید یک سیستم پشتیبان در اختیار داشته باشد.

Bq2I6 ZpFJ7YgGqO2LJv9yVpneuFrGlhA4rxzWzXX89AsI5jnr7jAKxM7ZC6NXa5zEhwexckE N90EypvjcgVFyzJXk4oX3ySJl347X anWdLtvXIsc8kYOGB5fu1cjSktYVVItg

در اینجا آنچه را که ما پوشش خواهیم داد:

  • چرا پشتیبان گیری بسیار مهم است
  • چگونه وردپرس پشتیبان گیری از کار شما را آسان می کند
  • یک راهنمای ساده برای ایجاد نسخه پشتیبان از وردپرس

چرا به طور کلی پشتیبان گیری بسیار مهم است

LsPuAm9a6dNW1aGCY cvO BaB4U8bRnktIbVC3hMRLiNQpSdaCSSIXvJy84BkMjX eW7FtyrDYnM4TR1N5qq9kQ2ZfbeqE1wMmqFOK36sx3I6sxNQkfCiZtjru V6BqaH8zFr7Yl

اگرچه ممکن است فکر کنید کار شما پس از ذخیره ایمن است ، خرابی های غیرمنتظره ، ویروس ها ، خطاها و حوادث منجر به پاک شدن داده ها می شود.

همانطور که روز جهانی پشتیبان گیری یادآوری می کند ، ۲۹٪ از “فاجعه” های داده های دیجیتال از دست رفته ناشی از تصادفات است و از هر ۱۰ رایانه هر ماه یک نفر طعمه ویروس ها می شود – بنابراین تلفات بسیار بیشتر از آن است که بسیاری از ما تصور می کنیم.

چرا پشتیبان گیری برای وردپرس بسیار مهم است

حتی به عنوان یک کاربر با تجربه وردپرس ، همه چیز می تواند به طور غیر منتظره ای اشتباه پیش برود. در اینجا چند دلیل مهم است که پشتیبان گیری برای همه کسانی که از سیستم عامل استفاده می کنند مهم است.

تصادفات و خطاها

وقتی نوبت به وردپرس می رسد ، هنگام بروزرسانی مضامین ، نصب نسخه های جدید محصولات و در هنگام مهاجرت وب سایت ، خطاها و حوادثی رخ می دهد.

با یک نسخه پشتیبان تهیه از کار دوم ، این ضررهای تصادفی می تواند بسیار کمتر باشد. به همین دلیل پشتیبان گیری از کار شما همیشه بهترین روش است. با بازگرداندن آخرین نسخه ذخیره شده وب سایت خود ، مشکلات ، اشتباهات یا ضررهای شما قابل حل است.

هک وب سایت

حتی وب سایت های کوچک نیز می توانند مورد هدف مجرمان سایبری قرار بگیرند. صرف نظر از اندازه وب سایت ، داشتن یک نسخه پشتیبان تهیه شده در صورت به خطر افتادن وب سایت توسط یک هکر بسیار حیاتی است.

وقتی وب سایت شما هک می شود ، ممکن است اطلاعات و داده های حیاتی خود را از دست بدهید. اما با تهیه نسخه پشتیبان ، دیگر نگران مراحل سخت بازیابی این اطلاعات نخواهید بود.

قطع شدن سرور

در حالی که میزبان های معتبر وب سایت ممکن است بتوانند سرورهای خود را تقریباً همیشه فعال و فعال نگه دارند ، مراکز داده می توانند به طور غیر منتظره خراب شوند. اگر سرور شما خراب شود ، ممکن است متوجه شوید که برخی از داده های وب سایت شما از بین رفته است. با تهیه نسخه پشتیبان در جای دیگر ، دیگر نگران این قطع شدن ها نخواهید بود.

هر چند وقت یکبار باید از وب سایت خود پشتیبان تهیه کنید

بسیاری از مردم تعجب می کنند که چند بار از وب سایت خود پشتیبان تهیه می کنند. فرکانس بهینه می تواند از وب سایت به وب سایت دیگر متفاوت باشد.

به عنوان مثال ، اگر وب سایت خود را چندین بار در هفته به روز می کنید ، توصیه می کنیم هفته ای دو یا سه بار به روزرسانی خودکار انجام دهید. با این وجود ، اگر فقط چند بار در ماه وب سایت خود را به روز کنید ، ممکن است با پشتیبان گیری های کم تکرار از دسترس خارج شوید.

صرف نظر از اینکه چند بار به روزرسانی خودکار را برای وب سایت خود تنظیم می کنید ، عاقلانه است که بخاطر بسپارید یک نسخه پشتیبان اضافی درست قبل از هرگونه بروزرسانی یا انتقال مهم ایجاد کنید. به این ترتیب ، اگر همه چیز اشتباه پیش برود ، دیگر نگران از دست دادن همه چیز نخواهید بود.

همچنین اگر قبل از تهیه نسخه پشتیبان برنامه ریزی شده بعدی ، بلافاصله پس از هرگونه بروزرسانی قابل توجه ، پشتیبان دیگری ایجاد کنید ، بهترین روش است.

وردپرس چگونه پشتیبان گیری را آسان می کند

به عنوان یک کاربر وردپرس ، تهیه نسخه پشتیبان از وب سایت خود نسبتاً ساده است. وردپرس امکان تهیه نسخه پشتیبان از کل وب سایت و پایگاه داده آن را به صورت خودکار فراهم می کند.

بسته به میزبان وب سایت شما ، وب سایت شما ممکن است از قبل به طور خودکار نسخه پشتیبان تهیه کند.

به عنوان مثال ، در اینجا در Nex1host ، در صورت بروز هرگونه مشکل ، به طور خودکار از پرونده وب سایت شما پرونده های پشتیبان ایجاد می کنیم. آیا می خواهید در مورد سیستم پشتیبان گیری خودکار ما اطلاعات بیشتری کسب کنید یا اینکه چگونه می توانید نسخه قدیمی وب سایت خود را بازیابی کنید؟ از طریق چت آنلاین با ما در تماس باشید.

اگر میزبان شما پشتیبان گیری خودکار را ارائه نمی دهد ، چندین افزونه وردپرس وجود دارد که روند تهیه نسخه پشتیبان را نسبتاً آسان می کند:

  • UpdraftPlus که به شما امکان می دهد پرونده ها را در cloud بارگذاری کنید.
  • BackupBuddy ، که به شما امکان می دهد پشتیبان گیری خودکار از وب سایت خود را مستقیماً به فضای ابری خود برنامه ریزی کنید.
  • Jetpack ، یک افزونه پشتیبان گیری رایگان. طبق WhoIsHostingThis ، بیش از دو میلیون وب سایت جدید این افزونه را فقط در سال ۲۰۱۹ نصب کرده اند.

این افزونه ها شما را قادر می سازند نسخه های وب سایت خود را با کلیک یک دکمه ، با دور زدن پشتیبان گیری دستی پیچیده تر و وقت گیر ، در ابر خود ذخیره کنید.

گزینه دیگر ایجاد نسخه پشتیبان از وب سایت وردپرس خود است. اگر میزبان شما از cPanel استفاده می کند ، به PHPMyAdmin یا MySQL بروید تا پایگاه داده خود را به صورت دستی بارگیری کرده و در جای دیگر رایانه خود ذخیره کنید.

همانطور که روز جهانی پشتیبان به ما یادآوری می کند ، همه بلایا اجتناب ناپذیر نیستند. پشتیبان گیری ها آرامش خاطر را ایجاد می کنند ، بنابراین حتی بدترین تصادفات نیز آنقدر ویرانگر نیستند.

ما در Nex1host از وب سایت وردپرس شما پشتیبانی عملی ارائه می دهیم. از میزبانی گرفته تا راه اندازی دامنه اولیه تا طراحی تم سفارشی ، تیم متخصص ما اجرای یک وب سایت وردپرس را آسان می کند.

بعلاوه ، ما پشتیبان گیری خودکار وردپرس را ارائه می دهیم ، بنابراین نیازی نیست که بخواهید به صورت دستی از وب سایت خود پشتیبان تهیه کنید.

درباره شروع کار با Nex1host اطلاعات کسب کنید ، یا با ما در ارتباط باشید تا در مورد چگونگی کمک به ما صحبت کنید.



روز پشتیبان گیری – چرا باید شروع به کار جدی گرفتن نسخه پشتیبان خود کنید – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست

اختلال شخصیت اجتنابی؛ چرا مجرد ماندم؟


برترین‌ها: یکی دیگر از دلایل مجرد ماندن جوانان، اختلال شخصیت اجتنابی‌ست. عزیزان در همین ابتدا بگوییم که ما هم می‌دانیم از دلایل مهم ازدواج نکردن، وضعیت اقتصادی حاکم در این روزهاست. اما هدف ما در این مطالب این است به‌غیر از درنظر گرفتن مسائل اقتصادی، دیگر دلایل و مشکلات جوانان را بررسی کنیم.

همه ما در کودکی نیاز داریم که نسبت به افراد مهم زندگی مانند والدین دلبستگی داشته باشیم اگر شرایط سالم باشد دلبستگی ما از نوع ایمن خواهد بود و اگر که شرایط ناسالم باشد ممکن است که دلبستگی ما از نوع ناسالم و بی قراری و اجتنابی باشد.

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

من اینجا فقط می‌خواهم درباره دلبستگی اجتنابی صحبت کنم. بعضی از کودکان به دلیل اینکه رابطه خوبی با والدین خود نداشتند تصمیم گرفتند که نسبت به دیگران بی تفاوت باشند و به بود و نبود آن‌ها زیاد اهمیتی ندهند، به همین دلیل با خودشان می‌گویند: اگر دیگران بیایند، آمدند، اگر نیامدند نیامدند، زیاد اهمیتی نمی‌دهم، ما به این افراد بیماران اجتنابی میگوییم.

از آن‌جایی که می‌خواهم در این مطلب بسیار ساده و غیر تخصصی حرف بزنم، نمی‌توانم بیشتر از این درباره آن توضیح بدهم، اما در مورد ویژگی‌های این افراد باید بگویم، این افراد سعی می‌کنند که با دیگران به شکلی فاصله داشته باشند و هیچ وقت دیگران را درون تنهایی خود راه نمی‌دهند، این افراد یا در انتخاب همسر درست عمل نمی‌کنند و خودشان کسی را انتخاب نمی‌کنند مگر اینکه کسی آن‌ها را انتخاب کند و به زور بتواند با آن‌ها رابطه برقرار کند و هم‌چنین نازکش آن‌ها باشد و نگذارد تقی به توقی بخورد، یا اگر که این افراد وارد رابطه شوند، انقدر کناره‌گیری می‌کنند، آنقدر بی تفاوت هستند و آنقدر بی توجه هستند، که رابطه را تخریب می‌کنند. این افراد در روانشناسی بیماران اجتنابی نامیده می‌شوند و نیاز به درمان دارند.

بیماران اجتنابی، ممکن است که گرفتار طرحواره طرد اجتماعی یا طرحواره نقص و شرم و یا طرحواره شکست و یا طرحواره اطاعت باشند، که باید به روانشناس مراجعه کنند و با تشخیص روانشناس و اینکه گرفتار کدام طرحواره‌ها هستند و یا بسته به دیدگاه روانشناس درمان شوند.

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

ویژگی‌های اختلال شخصیت اجتنابی

۱. چون بسیار از انتقاد تایید نشدن یا طرد شدن می‌ترسد از فعالیت‌هایی که نیاز به رابطه با افراد زیادی دارد دوری می‌کند.

۲. بجز با افراد خاصی که از آن‌ها خوششان می‌آید مایل به ارتباط با فرد دیگری نیست.

۳. به خاطر احساس شرم و یا ترس از مسخره شدن، از بیان دنیای ذهنی و درونی خودش حتی با افرادی که با آن‌ها رابطه بسیار نزدیک و صمیمانه دارد خودداری می‌کند.

۴. در موقعیت‌های اجتماعی دائماً نگران این موضوع است که درباره او چه فکری می‌کنند آیا طردمی ود ویا یا مورد انتقاد قرار می‌گیرد؟

۶. به خاطر فرار از احساس شرمندگی وارد فعالیت‌های جدید نمی‌شود و اهل ریسک نیست.

۷. آن‌ها معمولا ظاهر آرام و خوبی دارند، معمولاً ساکت هستند و زیاد اهل حرف زدن نیستند، فردی درون گرا به نظر می‌آیند و کاری به کار کسی ندارند.

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

۸. افرادی به شدت خجالتی هستند و وقتی در جمع قرار می‌گیرند معذب هستند.

۹. زیاد اهل تغییر نیستند مثلا اگر یک ماشین دارند همان را سال‌ها نگه می‌دارند.

۱۰. مغزشان دائم برروی روی تفاوت هاست و نه شباهت‌ها.

۱۱. دائما فکر می‌کنند که من با فلانی نقطه مشترکی ندارم.

۱۲. اهل هیجان ماجراجویی پرداختن به چیز‌های تازه تفریح زیاد نیستندواگر هم باشند بسیار محدود است.

۱۳. چیزی آن‌ها را به هیجان نمی‌آورد.

۱۴. در واقع شخصیت‌هایی هراسان هستند.

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

همه ما به صورت عادی می‌آموزیم که چطور با دیگران رابطه برقرار کنیم چگونه با افراد جدید دوست شویم زندگی جدید را تجربه کنیم، لذت ببریم چطور خودمان را ابراز کنیم، عقیده مان را بگوییم، نیاز‌های مان را بر طرف کنیم و این را هم می‌دانیم که دیگران هم دوست دارند که با ما رابطه برقرار کنند، پیام‌های بدنی و غیر کلامی همدیگر را می‌فهمیم.

اما افرادی که اختلال شخصیت اجتنابی دارند، دائما نگرانند که دیگران از آن‌ها خوششان نیاید و اهمیتی به رابطه با آن‌ها نمی‌دهند، اگر کسی بخواهد به آن‌ها نزدیک شود با دیده شک به او نگاه می‌کنند.

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

گاهی هم خیال می‌کنند از او می‌خواهند سوء استفاده کنند و این به‌خاطر عزت نفس پایین خودشان است و در واقع فرافکنی می‌کنند. بسیار حساس هستند.

برای بیشتر کسانی که گرفتار اختلال شخصیت اجتنابی هستند، شغل یک مشکل بسیار بزرگ هست، سعی می‌کنند یک گوشه دنجی داشته باشند، در پروژه‌های بزرگ شرکت نمی‌کنند، سرپرستی گروه را به عهده نمی‌گیرند، مسئولیت خود را افزایش نمی‌دهند، ترفیع شغلی نمی‌گیرند، همه این‌ها به خاطر این است که از ارزیابی دیگران می‌ترسند.

آن‌ها از تعارض درونی شدیدی رنج می‌برند، از یک طرف به شدت به نیاز با دیگران علاقمند هستند و از طرف دیگر می‌ترسند که مورد انتقاد و ارزیابی قرار بگیرند.

این افراد وقتی که می‌خواهند وارد رابطه بشوند، باید از قبل اطمینان کامل پیدا کنند که در آن رابطه پذیرفته شده و مورد توجه و احترام واقع خواهند شد، اما واقعیت این است که چنین رابطه‌ی تضمین شده‌ای وجود ندارد و ما باید در روابط مقداری ریسک کنیم، بنابراین این افراد به راحتی وارد رابطه نمی‌شوند و اگر که این کار را انجام بدهند بار‌ها وفاداری و صداقت طرف مقابل مورد آزمایش قرار می‌دهند.

با وجود اینکه در گذشته هم روابطی داشته‌اند، اما نمی‌توانند از آن‌ها درس بگیرند که چیز ناخوشایندی در آن‌ها وجود ندارد.

فعالیت‌های تنهایی را ترجیح می‌دهند، بیشتر این افرادنمی‌توانند در جمع سخنرانی کنند، داشتن مقداری دوست را به داشتن تعداد دوستان زیاد ترجیح می‌دهند.

البته همه ما انسان‌ها تا حدی خجالتی هستیم و بعضی از این خصلت‌ها در همه ما وجود دارد، اما در این افراد این بسیار افراطی هست به صورتی که شغل و روابطش با دیگران مختل می‌شود.

اختلال شخصیت اجتنابی و روابط زناشویی

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی در روابط زناشویی خود چگونه عمل می‌کنند؟

چون این افراد بسیار کم رو هستند و از رابطه صمیمی می‌ترسند تمام زحمت رابطه‌ها بر دوش همسرشان است. خانمی می‌گفت که وقتی میخواهیم جایی برویم، من باید هماهنگ کنم، من باید زنگ بزنم و حتی وقتی وارد خانه آشنایان می‌شویم اول من وارد می‌شوم و بعد همسرم وارد می‌شود.

اگر باچنین شخصی ازدواج کردید، شما هستید که باید تلفن کنید، شما قرار ملاقات می‌گذارید، شما در حسرت شنیدن کلمه عاشقانه و محبت آمیز از سمت او هستید.

او همیشه مقدار زیادی فاصله را با شما حفظ می‌کند و با وجود اینکه تمام تلاش خودتان را می‌کنید به اندازه‌ای که تلاش می‌کنید ریسپانس نمی‌دهد.

آن‌ها به خودشان تلقین کرده‌اند که دیگران از دیدن دنیای درونی آن‌ها خوششان نمی‌آید. شاید هم به خاطر تاثیر او بر روی شخصیت‌تان فعالیت اجتماعی شما هم کمتر شود.

آن‌ها تا حد امکان از دیگران فاصله میگیرند، حتی گاهی وقت‌ها و شوخی‌هایی که با آن‌ها می‌شود را شخصی تلقی می‌کنند و خیال می‌کنند دیگران قصد تحقیر او را دارند.

کم کم متوجه می‌شوید که به طور کلی او غم و اندوه شدید هم دارد در روانشناسی ما به این افراد روان رنجور می‌گوییم، آنهازندگی‌ای در اعماق ترس و نگرانی دارند.

چرا ممکن است شما جدب افرادمبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی شوید؟

اختلال شخصیت اجتنابی و ازدواج

در طبیعت همه ما انسان‌ها این هست که چیزی را می‌خواهیم که نمی‌توانیم آن را داشته باشیم و جذب چیزی می‌شویم که آسان به دست نمی‌آید. گاهی هم به خاطر این است که مقداری تلاش شما سبب می‌شود که مخاطب شما کمی تغییر می‌کند و یا اعتماد می‌کند.

پاداش‌های تصادفی نیرومندترین مشوق‌ها برای تثبیت یک الگوی رفتاری طبق تحقیقاتی که بک فریمن و همکاران در سال ۱۹۹۵ کرده اند به شمار می‌رود. مانند داستان موش آزمایشگاهی.

بنابراین اگر که شما شخصیت اجتنابی داشته باشید ممکن است که تابحال مجرد مانده باشید و یا اینکه رابطه‌هایتان را تخریب می‌کنید.

زیرا در روابط لازم است که اعتماد کنید و ابراز احساسات کنید و شرط و شروط را کنار بگذارید و سخت نگیرید، اما شما بسیار سخت گیر و جدی هستید و رابطه با شما سخت است.

اگر این علائم را در خود یا طرف مقابلتان حس می‌کنید، لطفا با یک مشاور صحبت کنید.

منبع: برگرفته از یادداشت‌های ارسطو رضایی در شبکه اجتماعی ویرگول

خرید مواد غذایی تازه برای خانه؛ چرا همیشه تازه نیست؟


غذای تازه از مواد غذایی تازه؛ این چیزی است که همه‌ی با خرید روزانه‌ی مواد غذایی به دنبال آن هستیم، اما حقیقت چیز دیگری است و خرید مواد غذایی روزانه‌مان آنقدر‌ها هم که فکر می‌کنیم تازه نیست.

یک برش از زندگی برای تهیه مواد غذایی تازه

همیشه می‌گویند سحرخیز باش تا کامروا باشی. اول صبح است و همیشه باید برای تهیه مواد غذایی تازه، تا تمام نشده جز اولین نفر‌ها در سبزی‌فروشی و مرغ‌فروشی مورد اعتمادمان در محله باشیم. اول بودن در خرید صبح، باعث انتخاب‌های بیشتر است و علاوه بر آن شانس خریدن محصولات غذایی تازه را بالاتر می‌برد. با برگشتن به خانه بخشی از خرید را برای مصرف روزانه کنار می‌گذاریم و بقیه‌ی آن را برای مصرف در آینده، در فریزر خانه می‌گذاریم تا بعدا هم غذای تازه بخوریم. این داستان کسانی است که برای خرید مواد غذایی تازه تعصب دارند، اما این همه‌ی ماجرا نیست و لازم است حقایقی را در مورد آن بدانید.

خرید مواد غذایی تازه برای خانه؛ چرا همیشه تازه نیست؟

خرید خانه بر خلاف انتظارتان مواد تازه نصیبتان نمی‌کند

مواد غذایی مثل گوشت، مرغ و سبزیجات که هر روزه در فروشگاه‌های شهر به عنوان غذای تازه فروش می‌روند همیشه آنقدر‌ها هم تازه نیستند و زنجیره‌ی تولید تا رسیدن آن‌ها به ویترین فروشگاه، بر خلاف انتظار، چندان سریع نیست.

محصولات غذایی معمولا باید برای مدتی انبار شوند، سپس بسته‌بندی و برای مراکز توزیع بزرگ ارسال شوند. سپس دلال‌ها و واسطه‌ها به میان کار می‌آیند تا وظیفه‌ی پخش آن‌ها را در سطح شهر‌ها و روستا‌ها به عهده بگیرند. به علت اینکه این فرآیند‌ها توسط افراد مختلف مدیریت می‌شود، یک مشکل کوچک مثلا خراب شدن ماشین یا بیماری مسئول سردخانه و نرسیدن به بازار آن روز، می‌تواند تاخیر یک روزه در رساندن محصول به بازار ایجاد کند. موارد زیادی هم هست که موادی از ویترین امروز فروش نمی‌رود و مسلما شما در روز بعد با مواد غذایی تازه در آن فروشگاه مواجه نمی‌شوید.

در مسیر مزرعه تا خانه چه اتفاقاتی که نمی‌افتد

از مزرعه به منزل؛ این مسیری است که در حالت ایده‌آل باید خیلی سریع طی شود، اما افراد و وسیله‌های زیادی در این مسیر قرار دارند که باید محصول را هم سریع و هم در شرایط بهداشتی به نفر بعدی و در نهایت به مشتری تحویل دهند. در بسیاری موارد مثل محصولات گوشتی، محصول باید در ماشین‌های یخچال‌دار حمل‌ونقل شود. در بسیاری موارد هم لازم است محصول بسته‌بندی مناسبی شود تا در معرض آلودگی‌ها قرار نگیرد.

اما این‌ها همه شرایط ایده‌آل است و در عمل ممکن است همه‌ی این شرایط مهیا نباشد و افراد درگیر در این زنجیره‌ی بسیار مهم، کارشان را به خوبی انجام ندهند و خود این باعث می‌شود که از شرایط تازه و کیفیت محصول نمی‌توان مطمئن بود.

کنترل کیفیتی که اتفاق نمی‌افتد

معمولا ما به عنوان خریدار، از همه‌ی پشت پرده‌ی تولید یک محصول غذایی غیر کارخانه‌ای مطلع نمی‌شویم. مثلا نمی‌دانیم در تولید یک محصول سبزیجات از چه کود‌ها و موادی استفاده شده است و امکان رفتن و بازدید کردن از مزرعه یا کارگاه تولیدکننده را نداریم.

پمینا تازه‌تر است یا خرید شخصی برای خانه؟

پمینا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین برند‌های صنایع غذایی کشور که در زمینه‌ی تولید غذا‌های آماده و نیمه‌آماده‌ی منجمد فعالیت می‌کند، این مشکلات عدم اطمینان نسبت به خرید تازه برای خانه را به نوع دیگری رفع کرده است.

زنجیره‌ی تامین در کارخانه‌های بزرگ و برند، بسیار سخت‌گیرانه و پیچیده است و برای اینکه یک تولیدکننده‌ی مواد اولیه چه گوشتی و چه سبزیجات، امتیاز ویژه‌ی فروش عمده به برندی همچون پمینا را داشته باشد، باید علاوه بر استاندارد‌های رایج، استاندارد‌ها و نظارت‌های سخت‌گیرانه‌ی بسیار بیشتری را بپذیرید. اینجاست که تفاوت کیفیت خرید خانه ما با کیفیت خرید برندی، چون پمینا مشخص می‌شود. در واقع بر خلاف تصور رایج که مردم فکر می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های غذای منجمد، مواد بی‌کیفیت را منجمد می‌خرند و منجمد و بسته‌بندی می‌کنند، اما مواد اولیه‌ی محصولات پمینا، از بالاترین کیفیت محصولات موجود در بازار که به صورت تازه تهیه می‌شوند و با استاندارد بالایی به کارخانه تحویل می‌شوند، تهیه می‌شود.

غذا و محصولات غذایی منجمد پمینا، اما تازه‌تر از خرید خانگی

بر خلاف باور بسیاری از ما، غذا و مواد اولیه گوشتی و سبزیجاتی که تهیه می‌کنیم می‌تواند در معرض آلودگی‌ها باشد و ما به ابزاری برای سنجش سلامت آن‌ها نداریم، در حالیکه پمینا با آزمایشگاه‌ها و سیستم نظارتش، روزانه صد‌ها تن مواد اولیه تهیه می‌کند و برای کنترل و نظارت بر کیفیت، آزمایشگاه‌های مجهز و متخصصان زیادی در اختیار دارد.

در ادامه تمام مواد دسته‌بندی و قطعه‌بندی می‌شوند و محصولات بی‌کیفیت و یا مواد زاید جدا شده و مواد سالم و با کیفیت منجمد و یا پخته و سپس منجمد می‌شوند. روش انحصاری انجماد فوق سریع محصولات پمینا، باعث می‌شود بافت سلولی محصولات شکل خود را حفظ کنند و بر خلاف قرارگیری در فریزر خانه که به تدریج آب در مواد غذایی منجمد می‌شود، در این روش، محصولات غذایی انگار در همان حالت تازگی به خواب می‌روند تا در زمانی که قرار است در خانه مصرف شوند، مجددا با یخ‌زدایی به همان حالت تازه‌ی قبل برگردند.

همه‌ی این اتفاقات باعث می‌شود که فرآیند ارسال محصول از مزرعه به پمینا، بسیار سریع‌تر از ارسال از مزرعه به منزل اتفاق بیفتد و محصول نهایی نیز تازه‌تر از محصول خریداری شده‌ی روزانه باشد.

چرا افکار منفی را بیشتر دوست داریم؟


ایرنا زندگی: گاهی اوقات در خیالات غرق می‌شویم و سخت مشغول انجام کاری هستیم. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در خیالات خود با کسی مشاجره و اشتباهات خود را توجیه می‌کنید. نقد‌های منفی اغلب اثراتی به مراتب بیشتر از تعریف و تمجید دارند و خبر‌های منفی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند تا خبر‌های مثبت. دلیل این موضوع این است که اتفاقات منفی اغلب اثرات بیشتری نسبت به خبر‌های مثبت، بر مغز دارند. روانشناسان این مبحث را تعصب (به معنی اصرار داشتن) روی افکار منفی می‌نامند، که اثرات قوی بر رفتار، تصمیم‌ها و روابط شما دارد.

چرا افکار منفی را بیشتر دوست داریم؟

تعصب روی افکار منفی چیست؟

تعصب روی افکار منفی ما را برای مشاجرات در حالت آماده باش قرار می‌هند؛ و توازن بین مثبت‌ها و منفی‌ها را در ذهن ما بر هم می‌زنند. تعصب روی افکار منفی این گونه بیان می‌شود که زخم زبان و سرزنش کردن بیشتر از لذت یک جایزه ما را درگیر می‌کند. این پدیده روانشناسی توضیح می‌دهد که چرا با اولین تجربه منفی هر اتفاقی به سختی کنار می‌آییم و آسیب‌های روانی در گذشته تا این حد بر ما اثرگذار بودند. ما به کنش‌های منفی بیشتر واکنش نشان می‌دهیم و تمایل داریم آن‌ها را بار‌ها در ذهن خود با تصویری واضح مجسم کنیم.

به عنوان آدمیزاد ما بیشتر…

  • تمایل به یادآوری آسیب و تجربه‌های منفی
  • تمایل به یادآوری سرزنش‌ها داریم نسبت به تحسین‌ها
  • تمایل به واکنش تند به کنش‌های منفی
  • تمایل به مرور اتفاقات بد
  • تمایل به برخورد با اتفاقات بد

برای مثال ممکن است شما یک روز عالی را داشته باشید، ولی همکارتان ناخواسته کاری انجام دهد که شما را ناراحت کند، همین اتفاق باعث می‌شود بعد از چندین ساعت در پشت میز کار درباره‌ی حرف‌های همکارتان فکر کنید. وقتی به خانه می‌رسید و کسی از شما میپرسد: «روزتان چگونه بود؟» پاسخ می‌دهید: «افتضاح». شما تمام روز خوب‌تان را برای یک اتفاق بد، فدا کردید. این مثال به این موضوع بر می‌گردد که توجه بیشتری به اتفاقات منفی دارید و آن‌ها را مهم‌تر از چیزی که هستند می‌بینید.

یافته‌های محققان

محققان قوانین وسیعی درباره تمایل بیشتر مردم به تمرکز روی مسائل منفی یافته‌اند. مردم اتفاقات بد برایشان مهم‌تر است و سعی می‌کنند از نتیجه اتفاقات و تجربه‌های بد خود درس بگیرند؛ حتی این موضوع نیز به میان آمد که ما اغلب تمایل به تصمیم گرفتن بر اساس اطلاعات منفی داریم نه داده‌های مثبت. در واقع هر چیز منفی باشد می‌تواند توجه ما را به خود جلب کند.

افکار‌های منفی انگیزشی

برخی از یافته‌های روانشناسان نشان می‌دهد تعصب روی افکار منفی، باعث ایجاد انگیزه برای به اتمام رساندن یک ماموریت یا وظیفه می‌شود. به دست آوردن چیزی انگیزه کمی به ما می‌دهد نسبت به از دست دادن آن. از دست دادن داشته‌هایمان انگیزه بیشتری برای ایستادگی و جنگیدن به ما می‌دهند تا به دست آوردن خواسته‌های جدید. ما برای اینکه داشته‌هایمان را حفظ کنیم به یک کار ادامه نمی‌دهیم مگر اینکه بدانیم اگر برایشان تلاش نکنیم آن‌ها را از دست می‌دهیم. این موضوع می‌تواند نقش محرک انگیزشی را بازی کند.

چرا افکار منفی را بیشتر دوست داریم؟

خبر‌های بد

مطالعات محققان نشان داده است اغلب مردم تمایل بیشتری به درست پنداشتن اخبار منفی دارند. همچنین اخبار منفی توجه‌های بیشتری را به خود جلب می‌کنند و زودتر بین مردم می‌پیچند. ممکن است ارزش بیشتری هم برای ما داشته باشند. این شاید دلیل منتخب بودن و محبوب بودن اخبار منفی باشد.

در سیاست

تفاوت در تعصب به افکار منفی، در ایدئولوژی‌های سیاسی نیز خود را دخیل کرده است. روانشناسان بر این باورند که جمهوری‌خواهان واکنش بیشتری به اطلاعات منفی نشان می‌دهند تا لیبرال‌ها. بر اساس برخی شواهد به طول مثال، افرادی که خود را طرفدار سیاست جمهوری‌خواهی می‌دانند، بیشتر مایل هستند محرک‌های مبهم را تهدید به شمار آورند.

اثرات افکار منفی

محققان دریافتند که ما بسیاری از اوقات خود را به فکر کردن درباره‌ی هر منفی‌ای که در زندگیمان است می‌گذرانیم و این موضوع بر نحوه فکر کردن، احساسات و عکس‌العمل‌های ما اثری قوی دارد. اثرات این افکار را به وضوح می‌توانید در روابط، تصمیم گیری و نحوه درک‌تان از دیگران ببینید. حتی مرور خاطرات منفی نیز می‌تواند بر تصمیم‌های ما اثرگذار باشند.

اثرگذاری بر روابط

تعصب روی افکار منفی اثر مستقیمی بر روابط شما می‌گذارد. به این صورت که شما بدترین‌ها را از دیگران انتظار دارید، به خصوص این موضوع در روابط صمیمی و نزدیک بیشتر است. به طور مثال، وقتی پیش‌بینی می‌کنید که دوست شما چطوری به مسئله‌ای واکنش نشان می‌دهد و شما چگونه باید از خود دفاع کنید در وضعیت قرمز قرار دارید. مشاجرات در رابطه‌ی شما و دوست‌تان به همین علت است؛ زیرا شما تصمیم گرفته‌اید با پیش‌زمینه‌های ذهنی خود همه چیز را ارزیابی کنید. وقتی این قبیل اتفاقات در روابط انسانی می‌افتد به راحتی، فراموش نمی‌شوند.

اثرگذاری بر تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری در زندگی ما بسیار مهم است و تعصب روی افکار منفی بر روند تصمیم‌گیری ما اثر می‌گذارد و فاکتور‌های مغزی ما را تغییر می‌دهد. بر انتخاب و ریسک‌پذیری ما نیز اثر می‌گذارد. ما بیشتر به جنبه‌های منفی هر چیز نگاه می‌کنیم و جنبه‌های مثبت را از قلم می‌اندازیم. همین باعث می‌شود نتوانیم تصمیم‌های درست بگیریم.

چرا افکار منفی را بیشتر دوست داریم؟

اثرگذاری بر ادراک

بررسی محققان نشان داده است که وقتی دو موضوع پیش رو داشته باشیم، یکی درباره‌ی نقاط قوت افراد و دیگری درباره‌ی نقاط منفی، اکثر مردم نقاط منفی یکدیگر را نشانه‌گیری می‌کنند.

چگونه باید تعصب روی افکار منفی خود را از بین ببریم؟

تعصب روی افکار منفی بر روی سلامت ذهن اثر می‌گذارند. این دلیلی است که بخش تاریک ذهن بیشتر به کار گرفته می‌شود. به روابط و کسانی که دوست‌شان دارید، صدمه می‌زند. موضوع دید مثبت به زندگی را برای شما سخت می‌کند. خوشبختانه، ما راه‌های خلاص شدن از فکر کردن به افکار منفی را برای شما گردآوری کرده ایم.

  • از منفی حرف زدن با خودتان دست بردارید. (در دعوا‌ها ذهنی، ری‌اکشن‌های منفی)
  • اتفاقات را با قاب مثبت ببینید و سعی کنید دیدی برابر به جنبه‌های منفی و مثبت داشته باشید.
  • الگوی ذهنی جدیدتری را برای خود بسازید. از افکار منفی به قدم زدن و موزیک خوب گوش دادن پناه ببرید.
  • لحظه‌های مثبت را ارزشمند بدانید و آن‌ها را حفظ کنید.

منبع: verywellmind

چرا مجسمه مسیح منجی، مهمترین نماد برزیل است؟


شهر ریودوژانیرو در کشور برزیل جزو یکی از شناخته شده‌ترین شهر‌های جهان به شمار می‌آید و نام آن با جشنواره‌ها، سواحل زیبا و فضای شاد و سرشار از زندگی آمیخته شده است. یکی از مهم‌ترین دیدنی‌های ریو، مجسمه مشهور مسیح ناجی(Christ the Redeemer)  در کوهستان کورکووادو است که می‌توان آن را بارز‌ترین نماد این شهر و حتی کشور برزیل دانست

در توصیف اهمیت این مجسمه کافی است تا بدانید که نام آن به طور رسمی در فهرست عجایب جدید هفتگانه قرار دارد.

از منظر گردشگری نیز مجسمه مسیح ناجی را می‌توان اصلی‌ترین دیدنی شهر ریو به حساب آورد که قطعاً سفر شما به ریو بدون دیدن این مجسمه کامل نخواهد بود

ساخت این مجسمه در سال ۱۹۲۵ آغاز و حدود ۷ سال به طول انجامید. سرانجام در سال ۱۹۳۲ میلادی امکان بازدید عمومی از مجسمه بزرگ عیسی که با دستانی باز رو به شهر ایستاده و گویا این شهر و ساکنانش را در آغوش کشیده است فراهم شد

مجسمه مشهور مسیح ناجی با ارتفاع ۳۰ متر بر سکویی به ارتفاع ۸ متر قرار گرفته و موقعیت مکانی آن بر فراز کوهستان کورکووادو و پارک جنگلی تیجوکا که در اطراف آن قرار دارد به همراه چشم انداز منحصر به فرد این مجموعه به سمت شهر ریو و سواحل اطراف آن منظره ای استثنائی و خاصی را ایجاد کرده است

طراحی این مجسمه توسط «هیتور داسیلوا کاستا» مهندس مشهور برزیلی انجام شده و «پاول لاندوفسکی»  مجسمه ساز مشهور فرانسوی نیز عملیات اجرا و ساخت آن را بر عهده گرفت و نتیجه‌ی آن مجسمه‌ای شد که از همه‌ی نقاط ریودوژانیرو دیده می‌شود

این مجسمه برای بیشتر مردم برزیل اهمیت فراوانی دارد. برخی برای آن اهمیّت مذهبی قائل بوده و برخی دیگر نیز این مجسمه را یکی از اصلی‌ترین جاذبه‌های گردشگری کشور خود محسوب می‌کنند.

نکته جالبی که باید به آن اشاره کرد این است که اگرچه بیشتر مردم جهان با این مجسمه آشنا بوده و آن را می‌شناسند اما تنها گروه اندکی از روایت و تاریخچه جالب ساخته شدن این مجسمه بزرگ در ارتفاعات کوهستان کورکووادو اطلاع دارند

بدون شک اگر بدانید در شانه سمت راست مجسمه یک دریچه تعبیه شده است؛ تعجب خواهید کرد. زمانی که شما به عنوان گردشگر به این محل مراجعه کرده و به کوهستان کورکووادو صعود می‌کنید، دقیقاً در پایان مسیر خود و زمانی که به قله می‌رسید چیزی فراتر از چشم‌انداز منحصر به فرد و دیدنی مناطق اطراف انتظار شما را می‌کشد

بیشتر افرادی که در این شرایط قرار گرفته‌اند، از احساس آن لحظه خود با عنوان تماشای جهان از دریچه دید خداوند یاد کرده‌اند.

شگفتی‌های این مسیر جادوئی و دیدنی‌های آن منحصر به موارد ذکر شده نبوده و شما در مسیر بازگشت خود نیز با بلوک‌های مسطح سنگی دفاتر و ساختمان‌های اداری در بین درختان جنگلی و منظره استوائی سرسبز روبه‌رو شده و همچنین با یک مسیر ویژه اسب‌دوانی بسیار بزرگ برخورد خواهید کرد که یادآوری می‌کند اینجا سرزمین عجایب و اضداد است و شما در یک سفر کوتاه با موارد متعدد و متضاد فراوانی روبه‌رو خواهید شد

دیدن سیستم درهم و پیچیده سیم‌های انتقال برق آپارتمان‌های بسیار لوکس و مجلل با امکانات شاهانه؛ افراد بی‌خانمان و آواره استادیوم‌های فوتبال بسیار مشهور از قبیل استادیوم ماراکانا مناظری بسیار زیبا در عین حال آلودگی‌ها و زباله‌های پراکنده در سواحل و خلیج‌های شهر در کنار ده‌ها جزیره و قایق، چشم اندازی فراموش نشدنی در برابر هر بازدیدکننده‌ای قرار می‌دهد

مجسمه مسیح منجی در برزیلچشم انداز ویژه کوپاکابانا و ایپانیما

مشهورترین سواحل شهر ریو را می‌توان ساحل کوپاکابانا و ساحل ایپانیما محسوب کرد. تماشای چشم‌انداز دیدنی شهر و مجسمه مسیح در هنگام طلوع خورشید و بالا آمدن آفتاب از این سواحل بسیار دیدنی است

همان‌طور گفته شد، ابعاد این مجسمه بسیار بزرگ بوده و تنها اندازه سر آن ۳ متر و ۶۵ سانتیمتر است.

در نظر داشته باشید که این مجسمه دیدنی ساخته شده توسط بشر بوده و بر خلاف سایر آثار دیدنی مناطق اطراف، عمر محدودی داشته و جاودانه نیست. به همین دلیل معمولاً همه ساله در اطراف این مجسمه داربست‌هایی ایجاد شده و تعمیرات مربوط به استحکام‌بخشی سازه انجام می‌شود

موارد متعددی موجب آسیب‌دیدگی این بنا می‌شوند که از آن جمله می‌توان به حضور دائمی گردشگران طی ۸۵ سال گذشته در این محوطه اشاره کرد که تخمین زده می‌شود رقمی در حدود ۵ هزار نفر در طول روز باشد

البته امروزه شما تنها اجازه بازدید از این مجسمه را از فاصله‌ای نسبتاً منطقی دارید و به این ترتیب تلاش می‌شود تا از تخریب بیشتر مجسمه جلوگیری شود. هوازدگی و مواجه با طوفان‌ها و رعد و برق‌ها نیز هر کدام به نوبه خود در تخریب و آسیب دیدن این مجسمه مشارکت داشته و به مرور آن را از بین می‌برند

در سال ۲۰۱۴ میلادی و در پی وقوع یک طوفان شدید و رعد و برق‌های متعدد، این مجسمه از دو بخش آسیب دیده و نوک انگشت یکی از دست‌ها از بین رفت و بخش پشت سر مجسمه نیز دچار آسیب‌دیدگی شد

در طول این طوفان، یک عکاس توانست از لحظه برخورد صاعقه با سر مجسمه مسیح تصویربرداری کند و این عکس پس از انتشار به سرعت تبدیل به یکی از پربازدید‌ترین و دیدنی‌ترین تصاویر جهان شد

احتمالاً شما هم مانند بسیاری از مردم اطلاع ندارید که در دامن ردای مجسمه یک ورودی قرار دارد و داربستی احتیاطی در آن تعبیه شده است. نمای داخل مجسمه با آنچه از بیرون مشاهده می‌کنید بسیار متفاوت بوده و در  بخش‌های داخلی مجسمه مسیح ناجی، از حداقل نور طبیعی استفاده شده و روشنائی محیط توسط چراغ‌ها تامین می‌شود

در داخل این مجسمه، دوازده طبقه مجزا طراحی شده است که به وسیله سلسله پله‌هایی به یکدیگر متصل می‌شوند. محیط داخل مجسمه شبیه به یک انبار قدیمی و متروک بوده و هیچ نشانی از زیبایی جادوئی آن در خارج، وجود ندارد

در این بخش تقریباً محال است که حدس بزنید در داخل یکی از سمبلیک‌ترین آثار جهان قرار دارید و تنها زمانی می توانید به این موضوع پی ببرید که به بخش سینه مجسمه و قلب برجسته‌ای که روی سینه حجاری شده است، برسید

انتهای پله‌های داخلی مجسمه به مسیرهایی منتهی می‌شود که به صورت عمودی به سمت دست‌ها می‌رود. این مسیر به شکل راهروهایی کم‌نور و باریک بوده و تا نزدیکی انگشتان ادامه دارد

در طراحی این مجسمه تنها یک مسیر داخلی برای دسترسی به بخش بالائی و سر مجسمه تعبیه شده که هدف آن ایجاد تعمیرهای اضطراری در صورت برخورد صاعقه با سر مجسمه است

برزیلحقایق جالب در مورد مجسمه مسیح، ریودوژانیرو

مجسمه مشهور مسیح که در کشور برزیل و در شهر ریودوژانیرو قرار دارد، یکی از عجایب هفتگانه جهان است که ارتفاعی برابر با ۳۹٫۶ متر دارد و در نوک کوه کورکووادو ساخته شده است؛ این کوه ۷۱۰ متر ارتفاع دارد

شهر ریودوژانیرو یکی از زیباترین شهرهای برزیل است که مجسمه‌ای زیبا و در عین حال عجیب در آن قرار دارد. مجسمه محبوب و زیبای مسیح منجی یکی از معروف‌ترین تندیس‌های دنیا است که در قله کوه کورکووادو در شهر ریودوژانیرو قرار دارد.

این مجسمه زیبا که یکی از عجایب هفتگانه جدید است ارتفاعی برابر با ۳۹٫۶ متر دارد و در فاصله ۷۱۰ متری از زمین قرارگرفته است

مجسمه مسیح ریودوژانیرو حالتی ایستاده دارد و دستان خود را کاملا باز کرده است و این حالت نشان‌دهنده پذیرش انسان‌ها در آغوش‌اش است

در این مطلب به بررسی حقایق جالب درباره تندیس مسیح ریودوژانیرو می‌پردازیم:

۱. مراحل اولیه ساخت مجسمه مسیح منجی در دهه ۱۸۵۰ شروع شد و ایده ساخت مجسمه از طرف یک کشیش کاتولیک مطرح شد. پروسه ساخت این مجسمه از دهه ۱۹۲۰ شروع شد و پس از ۱۱ سال به پایان رسید و به‌عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته شد

۲. مجسمه مسیح بزرگ‌ترین تندیس در سبک آرت دکو در دنیا است، همان‌طور که اشاره شد ارتفاع مجسمه ۳۹٫۶ متر است و طول دست‌های مجسمه ۲۸ متر است

۳. وزن مجسمه حدود ۶۳۵ تن است.

۴. مجسمه مسیح در جنگل ملی تیجاکا در بالای کوه کورکوادو قرار دارد.

۵. تندیس مسیح در حال حاضر به‌عنوان نمادی از کشور برزیل و شهر ریودوژانیرو شناخته می‌شود.

۶. مجسمه مسیح ریو به‌عنوان پنجمین مجسمه بزرگ مسیح در دنیا شناخته شده است و چهارمین تندیس بزرگ جهان است.

۷. اولین پیشنهادها برای ساخت یک مجسمه بزرگ مذهبی در دهه ۱۸۵۰ توسط پدرو ماریا باس، کشیش کاتولیک، مطرح شد.

درخواست ساخت این تندیس بزرگ در سال ۱۸۸۹ به‌صورت کلی رد شد و در سال‌های آینده، باز هم پیشنهاد ساخت ارائه شد که سرانجام در اوایل دهه ۱۹۲۰ پیشنهاد ساخت تائید و پروژه ساخت مجسمه آغاز شد.

۸. هزینه ساخت مجسمه از طرف جامعه کاتولیک برزیل تأمین شد.

۹. ایده‌های زیادی برای ساخت مجسمه مطرح شد، در یکی از این ایده‌ها مسیح در حالی که کره زمین را در دست دارد، آن را به سمت بالا گرفته است، ولی در نهایت مسیح با دستانی باز بر فراز کوه‌های ریو ساخته شد.

۱۰. سنگ‌های استفاده شده در ساخت تندیس از معادن سوئد تأمین شده است.

۱۱. مجسمه در سال ۱۹۳۱ تکمیل شد و در ۱۲ اکتبر ۱۹۳۱ رسما افتتاح شد.

۱۲. هزینه کلی ساخت تندیس در سال ۱۹۳۱ چیزی حدود ۲۵۰ هزار دلار آمریکا برآورد شد.

۱۳. مجسمه به‌صورت قطعات جداگانه ساخته شد و به بالای کوه منتقل شد.

۱۴. بازوی سمت راست تندیس به جنوب ریودوژانیرو و بازوی چپ به شمال ریودوژانیرو اشاره می‌کند.

۱۵. طوفانی عظیم در سال ۲۰۰۸ به مجسمه آسیب رساند و سر، ابروها و انگشتان براثر رعد و برق عظیم آسیب شدید دید. دولت برزیل به‌سرعت روند بازسازی مجسمه را شروع کرد و پس از این حادثه در بالاترین نقطه مجسمه برق‌گیر نصب شد.

۱۶. در سال ۲۰۱۰ یک خرابکار با اسپری رنگ دست راست مسیح را نقاشی کرد ولی به‌سرعت شناسایی شد.

۱۷. در سال ۲۰۰۳ در مسیر رسیدن به مجسمه پله‌برقی و آسانسور نصب شد تا بازدیدکنندگان راحت‌تر از این تندیس زیبا بازدید کنند.

۱۸. تندیس مسیح ریو در تاریخ ۷ جولای ۲۰۰۷ به‌عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شد.

 

چرا همیشه خودمان را مقصر می‌دانیم؟


ایرنا زندگی: «جلوی آیینه می‌ایستم و فکر می‌کنم به روزی که جوان‌، باهوش و جذاب بودم. به خود می‌گویم دیگر روزهای اوج گذشته است و پس از این باید با یکنواختی دنیا بسازم. خط خنده، چین و چروک‌های دور چشم، افتادگی شکم به علت زایمان و موهای وز، چون دیگر حوصله‌ی سشوار کشیدن‌ را ندارم، همه ‌اینها من هستم. خود واقعی‌ام. خود واقعی‌ام را هیچ‌گاه دوست نداشتم.وقتی نوجوان بودم و در سن بلوغ از بزرگ شدن بینی‌ و جوش‌های غرور نوجوانی عصبانی بودم. وقتی جوان بودم از رنگ پوست، چشم و حالت موهای خود ناراحت بودم. درست است؛ من حتی در جوانی هم خود را دوست نداشتم و حالا زنی ۴۵ ساله که دیگر امیدی به بهتر شدن ندارد هستم. فکر می‌کنم بحران میان‌سالی که می‌گفتند همین است».

چرا همیشه خودمان را مقصر می‌دانیم؟

اغلب زنان قسمتی از این دیالوگ را حداقل یک‌بار با خود داشته‌اند. همین که جلوی آیینه می‌ایستیم و شروع می‌کنیم به ایراد گرفتن و زمانی به خودمان می‌آییم که بسیاری از شادی‌های زندگی را از خود دریغ کرده‌ایم. از کودکی به تمام کودکان یاد می‌دهند که با دیگران به احترام و مهربانی صحبت کنید (فرقی هم بین دختر و پسر ندارد) ولی چرا فراموش کردند به ما یاد دهند با خودمان نیز به احترام و مهربانی صحبت کنیم؟ «نحوه‌ی صحبت با خود» موضوع مهمی است که کمتر به آن توجه کرده‌ایم. همیشه از خود انتظار داریم بهترین باشیم؛ اما بهترین نسبت به چه کسی؟بیایید یک‌بار هم که شده این کلیشه‌ها را بررسی کنیم و بیندیشیم که آیا وجود خارجی دارند یا خیر.

خود را به خاطر مسائلی که تحت کنترل ما نیست مقصر می‌دانیم

وقتی جوان هستیم از خود انتظار داریم در همه چیز بهترین باشیم. در آشپزی، روابط زناشویی، خانه‌داری، محل‌کار و دیگر موارد؛ اما یک فاکتور را جا انداخته‌ایم، ما بی تجربه هستیم. از خودمان بابت موضوعاتی که نمی‌دانیم عصبانی می‌شویم و احساس می‌کنیم مقصر هستیم. خود را سرزنش می‌کنیم که چرا در سن ۲۵ سالگی تجربه‌های یک انسان ۳۵ ساله را نداریم. این مورد همان‌قدر عجیب است که از یک نوجوان ۱۵ ساله بخواهید مانند ۲۵ ساله‌ها رفتار کند. سرزنش‌ها بالاخره کار دست‌مان می‌دهند، در روابط دوستانه خود دچار خود کم ‌بینی می‌شویم و دوست‌هایمان را از دست می‌دهیم. فشارهای عصبی این موضوع بر کیفیت رابطه شما و همسرتان اثر می‌گذارد و دیگر حوصله زندگی مشترک را ندارید. به راستی که ما معنا و مفهوم تجربه را درک نکرده‌ایم. نیازی نیست جلوتر بدویم، کسی پشت سر ما نیست جز سایه خودمان.

زنان میان‌سال جذاب‌تر و باهوش‌تر هستند زیرا تجربه دارند

به این موضوع فکر کنید که اگر در ۲۲ سالگی جوانی را زندگی نکنید آیا می‌توانید در ۴۰ سالگی آن را جایگزین کنید؟ اگر جواب شما «بله» است پس ۴۰ سالگی را کی می‌خواهید بچشید و زندگی کنید؟ معمولا زنان در سنین ۴۰ یا ۵۰ دچار بحران میان‌سالی می‌شوند و فکر می‌کنند که دیگر دنیا به آخر رسیده است. در حالی که زنان میان‌سال جذاب‌تر، باهوش‌تر و با تجربه هستند. به بیان دیگر زنان در این سنین تعادل فکری و کنترل احساسات بیشتری دارند. با اعتماد به نفسی که پشتوانه تجربه دارد زندگی خود را کنترل می‌کنند.

خود واقعی‌مان را با عکس‌ و فیلم‌ها مقایسه می‌کنیم

چه باور بکنیم چه نه، اگر در نوجوانی و جوانی از زیبایی‌های خود غافل بودیم در میان‌سالی هم همانطور خواهیم بود. آیا دوست دارید بقیه زندگی خود را هم به همین شکل بگذرانید و به خاطر موضوعاتی که وجود خارجی ندارند خودتان را مقصر بدانید؟ برخی از زنان عادت به تخریب شخصیت و روحیه خود دارند. خودمان را با عکس‌های شبکه‌های اجتماعی و فیلم‌ها می‌بینیم مقایسه می‌کنیم. چرا گونه‌های برجسته‌تری نداریم؟ چرا قد بلندتری نداریم؟ چرا موهای فر یا صاف نداریم؟

چرا همیشه خودمان را مقصر می‌دانیم؟

تا به حال از خود پرسیده‌اید: «این معیارهای زیبایی را چه کسی تعیین کرده است؟» بدون شک خیر. ما همیشه از خودمان ایراد می‌گیریم و حاضریم ذهن و زندگی خود را برای مسایل بی‌اهمیت این چنینی هدر بدهیم.

جذاب‌تر از چه نظر؟

امبر هرد، بازیگر زن هالیوود و همسر سابق جانی دپ، است. چهره‌ی او در سال ۲۰۱۹ به عنوان متقارن‌ترین و بی‌نقص‌ترین چهره شناخته شد. او از جانی دپ به علت آزار و اذیت خانگی (شامل ضرب و شتم) جدا شد و درخواست ۵۰ میلیون دلار غرامت را کرد؛ اما در سال ۲۰۲۰، طبق شهادت یکی از دوستان امبر هرد در دادگاه، معلوم شد که او جانی دپ را مورد آزار و اذیت خانگی قرار داده است. از خاموش کردن سیگار روی گونه‌ی جانی دپ گرفته تا قطع انگشت دست او. حالا دیگر کسی در فضای مجازی از متقارن‌ترین چهره‌ی ۲۰۱۹ صحبت نمی‌کرد. موضوع این است، کلمه‌ی جذاب و زیبا فقط به چهره بستگی ندارد.

منبع: theguardian

چرا برخی مادر شوهر و مادر زن را مامان صدا می‌کنند؟


زهرا احمدی در وب‌سایت ویرگول به نکاتی جالبی درباره حال و هوای نامزدی و دوران عقد اشاره کرده و تضادها و مسائلی که گاه رابطه را بهم می‌ریزد و گاه هویت افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، تا حدی که فرد به شکلی نامتعارف و در مدتی کم برای ایجاد صمیمیت دست به رفتارهایی می‌زند که توی ذوق می‌زند. البته تیتر این مطلب کمی بازیگوشانه است اما ریشه در یک واقعیت دارد که صمیمیت فقط با «مامان» صدا کردن ایجاد نمی‌شود، بخش‌هایی از مطلب ویرگول را در ادامه آوردیم.

چرا برخی در دوران نامزدی، خودشیرین می‌شوند؟

دوران عقد مسلما بیش از آنکه دوران خوشحالی، هیجان و جذابیت باشد دوران آشنایی است، آشنایی واقعی. شاید در دوران خواستگاری آشنایی صورت گرفته باشد، اما در دوران عقد دو طرف وارد زندگی یکدیگر می‌شوند، وارد خانواده و زندگی جدیدی که با زندگی مشترک دو نفره کمی تفاوت دارد.

اسمش را می‌شود «زندگی با خانواده ها» گذاشت، ازدواج در فرهنگ ایرانی ابتدا وصلت خانواده هاست که تاثیر به سزایی در زندگی دو نفر دارد؛ بنابراین باید دختر و پسری که عقد می‌کنند و وارد خانواده‌های یکدیگر می‌شوند هوشمندی به کار ببرند و به قول معروف استراتژی زندگیشان را بر اساس این دوران پایه ریزی کنند.

در اولین قدم ورود، باید نسبت به رفتارها، فرهنگ، سنت ها، عقاید و آداب و رسوم و خلاصه همه چیز‌هایی که می‌بینیم ومی شنویم، حساس باشیم چرا که آشنایی با این مسائل در زندگی مشترک و ارتباط با همسر، کمک کننده است، به دلیل آنکه او در دل همین خانواده رشد کرده و بزرگ شده و بر روی او هم این سبک زندگی اثر گذاشته است.

البته قرار نیست خودمان را شبیه به خانواده همسر کنیم و باب میل آنان رفتار. اما با این شناخت می‌توانیم از بسیاری از تنش‌ها جلوگیری کنیم، تنش‌هایی که بعد‌ها می‌تواند در رابطه دو نفره زن و شوهری هم اثر بگذارد.

چرا برخی در دوران نامزدی، خودشیرین می‌شوند؟

از سوی دیگر همسر (زن یا شوهر) هم می‌تواند در ورود همسرش به جمع خانواده اش نقش مهمی داشته باشد، او شناخت خوبی نسسبت به خانواده اش دارد و می‌تواند به همسرش و همچنین خانواده اش در شکل گیری یک رابطه درست کمک کند.

موضوع بعدی قرار نیست با خانواده همسر صمیمی شویم، یک ارتباط درست و قابل احترام هم کافی است، به هر حال خانواده‌های دختر و پسر تفاوت‌هایی دارند که گاه سبب اختلاف می‌شود بنابراین همین اندازه که بتوانیم این رابطه را درست مدیریت کنیم که نه خانواده‌ها و نه رابطه دو نفره آسیب ببیند بلکه به کیفیت روابط کمک کند، کافی است.

جمله معروفی وجود دارد که خانواده همسر مثل خانواده خودمه» یا مادرشوهر مثل مادرمه یا عروسم مثل دخترمه. من خیلی با این عبارات موافق نیستم. هیچ موقع من نخواهم توانست رابطه‌ای که با مادرم دارم را با مادر شوهرم داشته باشم، البته باید گفت موضوع احترام و دوست داشتن متفاوته و سر جای خود.

ولی انتظار یک رابطه فرزند والدینی از دو طرف کمی دور از واقعیت است. خودشیرینی و شیرین عسل شدن هم معضل دیگر دوران عقد است. بعضی از دختر‌ها و پسر‌ها در این دوران، خود را شیرین می‌کنند و رفتار‌هایی از خود بروز می‌دهند که خواسته یا ناخواسته سبب می‌شود عده‌ای دیگر از چشم خانواده بیفتند.

همه انسان‌ها خصوصیات مثبت و منفی دارند، نه باید آن قدر مثبت‌ها را بزرگ کرد که از منفی‌ها غفلت کرد و نه آنقدر منفی‌ها را که مثبت‌ها را نبینی و در یک جمع آن هم خانوادگی مراقب دیگر اعضا هم باشی و از نقاط منفی یا ضعف آنان سوء استفاده نکنیم.

 

تمایل دختران جوان به مردان مُسِن، چرا و چگونه؟


برترین‌ها: از آن عجایب چند سال اخیر جامعه ایرانی، در حالی که پسران جوان توانایی ازدواج ندارند، دختران به مردان میانسال گرایش نشان می‌دهند، این مطلب درباره این گرایش حرف‌هایی دارد.

یکی از شایع‌ترین ازدواج‌ها طی ۲ دهه اخیر ازدواج دختران جوان با مردان بسیار بزرگتر از خودشان است. ازدواج دختران جوان با مردان مسن اغلب به علت تحولاتی است که طی سال‌های اخیر در الگوی روابط زن و مرد رخ داده است. گسترش روابط دختران جوان با مردان مسن موجب شکل گیری روابطی می‌شود که در تقابل با هنجار‌ها و سنت‌های جامعه ایرانی قرار دارند.

علت ازدواج دختران جوان با مردان مسن

علت تمایل به چنین ازدواجی چیست؟

دخترانی که به ازدواج با افراد میانسال تمایل دارند، اغلب دختران بالای ۳۰ سال هستند که برای تامین زندگی نمی‌توانند به پسران جوان اعتماد کنند. همچنین خشونت در پسران جوان بسیار بالاست، بنابراین دختران به سمت مردی می‌روند که رفتار محبت‌آمیز داشته باشد. پسران جوان نمی‌توانند هزینه‌ها و معیشت خانواده را تامین کنند حتی می‌توان گفت تلاش زیادی هم برای این موضوع ندارند.

احساس مسئولیت در پسران جوان و کل جامعه کم‌رنگ شده است، این عدم احساس مسئولیت نیز باعث شده افراد دچار مشکلات عاطفی و تنهایی شوند. در روزگاری زندگی می‌کنیم که آدم‌ها بسیار تنها هستند و در واقع برای فرار از این تنهایی کار‌های مختلفی انجام می‌دهند که این نوع از ازدواج‌ها نیز به همین مسأله مربوط است.

از دلایل دیگر این موضوع می‌توان به بهره مندی از منزلت اجتماعی، کمبود محبت دختران در محیط خانه، بالارفتن سن ازدواج و سختگیری‌های افراطی و غیر اخلاقی بعضی والدین با قرار دادن شرایط غیر ارزشی برای خواستگاران اشاره کرد.

راز ازدواج مردان بالای ۶۰ سال

مسأله ازدواج مردان بالای ۶۰ سال را می‌توان از زاویه‌های مختلف اجتماعی نگاه کرد، ازدواج دختران با مردان بالای ۶۰ سال در طبقات مرفه جامعه با توجه به اینکه امکانات در این طبقات بیشتر است و این دختران نیز توقعات مالی و اقتصادی زیادی دارند، راحت‌تر اتفاق می‌افتد.

اکثر ازدواج‌های جوانان را طلاق تهدید می‌کند، از طرفی دختران با این مسأله رو‌به‌رو هستند که اکثر ازدواج هم‌سن‌وسال‌هایشان با شکست مواجه می‌شود، پس ترجیح می‌دهند ازدواج امن‌تری داشته باشند. اگر امروز قرار باشد دختران با پسران جوان ازدواج کنند باید استقلال مالی داشته باشند یا حتی در مواردی بخشی یا همه مخارج زندگی را تامین کنند که همه این موارد می‌تواند انگیزه‌ای برای ازدواج با مرد‌های سن بالا باشد.

انگیزه‌های عاطفی زنان برای این‌گونه ازدواج‌ها کمتر است، این مسأله درباره مردان بیشتر عاطفی است و این مردان کمبود عاطفی‌شان را با دختران یا زنانی برطرف می‌کنند که تمایلی به بچه‌دارشدن، ندارند. متاسفانه بعضا در مواردی می‌توان نام این موضوع را یک معامله گذاشت، به‌ویژه اینکه مردان با سن‌های بالا دختران کم‌سن‌وسال را انتخاب می‌کنند، اما در طبقات متوسط و بالا این پدیده بیشتر میان دختران بالای ۳۰ سال وجود دارد که در اکثر آن‌ها نیز دیده می‌شود زندگی زناشویی موفق است، زیرا زن از نظر مالی تامین می‌شود و محبت بیشتری هم نسبت به دیگران از شوهرش دریافت می‌کند.

علت ازدواج دختران جوان با مردان مسن

درست یا غلط؟ مسئله این است!

مسأله ازدواج مردان میانسال با دختران جوان در گذشته زیاد بوده است. قبح این مسأله در گذشته ریخته شده است. در گذشته این موضوع کاملا قابل قبول بوده است، مخصوصا که میان زنان بیوه یا مردانی که زنان خود را از دست می‌دادند، رواج زیادی داشته است، اما در حال حاضر این مسأله برای جامعه قبح دارد.

مردان ۶۰ تا ۷۵ سال مردان میانسال هستند و می‌توانند فعالیت داشته باشند و شاید نمی‌توان به آن‌ها پیر گفت. اکثر مردانی که در این سن و سال به ازدواج تمایل پیدا می‌کنند از طبقات بالای جامعه و از مردانی هستند که یا طلاق گرفته‌اند یا همسرشان فوت کرده‌اند. این مردان برای فرار از تنهایی ازدواج می‌کنند.

مسأله طلاق به‌خصوص طلاق‌های عاطفی یکی از علت‌های این موضوع است. وقتی دختران جوان شاهد طلاق‌های زیاد یا زندگی‌های ناموفق هستند، تمایل بیشتری به این نوع از ازدواج‌ها پیدا می‌کنند، چون هم از لحاظ مالی تامین خواهند بود و زندگی امن‌تری دارند و تنها هم نخواهند بود، البته این مسأله قبح دارد، اما فرد به جایی می‌رسد که به نگاه منفی جامعه تن می‌دهد.

فرار از تنهایی یا رفع نیاز مالی؟

افرادی که به این نوع ازدواج‌ها تمایل دارند یا این‌گونه ازدواج می‌کنند در تلاش هستند تنهایی‌شان را پرکنند و با افرادی که مانند خودشان هستند این تنهایی را به اشتراک بگذارند. ایران جامعه موفقی از نظر ازدواج نیست. سن ازدواج بالا رفته و پسران به دنبال دختران جوان هستند، بنابراین بسیاری از دختران بالای ۳۰ سال فرصت ازدواج را از دست داده‌اند شاید به مردی که مهر و محبت داشته باشد و بتواند هزینه‌های زندگی را تقبل کند حتی با سن بالا تمایل نشان دهند.

ما باید در جامعه فکری به حال تنهایی آدم‌ها کنیم، چون افراد برای فرار از تنهایی ممکن است تن به بسیاری از مسائل دهند که این‌گونه ازدواج‌ها حداقل آن است. متاسفانه ما سواد عاطفی پایینی داریم. اگر بتوانیم سواد عاطفی را افزایش دهیم شاهد ازدواج‌های منطقی خواهیم بود.

علت ازدواج دختران جوان با مردان مسن

نظر شما درباره‌ی این مسئله اجتماعی چیست؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منابع: روزنامه آرمان ملی، ایرنا

چرا مردان به بهداشت روان خود بی‌توجه‌اند؟


ایرنا زندگی: طبق آمار جهانی سلامت روان، بروز اختلالات روانی در بین زنان و مردان تقریبا به یک نسبت است. اما آنچه پراکندگی شیوع اختلالات را در بین زنان و مردان متفاوت می‌کند، بیش از ژنتیک مربوط به فرهنگ محیطی است. بر این اساس مردان نسبت به زنان بیشتر اختلالات برون‌سازی دارند و زنان بیشتر اختلالات درون‌سازی از خود نشان می‌دهند. بر طبق آمار جهانی بهداشت بروز پرخاشگری، رفتار‌های ضد اجتماعی و خودکشی در مردان بیشتر است و زنان اضطراب و افسردگی بالاتری دارند.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

متأسفانه در مردان، توانایی مدیریت هیجانات کمتر است. این موضوع به علت نبود آموزش مدیریت خشم در کودکی است. هرچند اکثر افراد جامعه با این معضل روبه‌رو هستند، اما در مردان بیشتر به چشم می‌خورد. ناتوانی در ارتباط درست، حل مسئله به ویژه در خانواده که محیط برگشت افرادبه سلامتی است نیز در مردان دیده می‌شود. به طور کلی می‌توان بیماری‌ها، استرس و نبود توانایی کنترل و مدیریت استرس‌ها را جزو عواملی دانست که سلامت جسمی و روانی مردان را تهدید می‌کند.

با این توصیفات آنچه در مورد مردان حایز اهمیت است عدم پذیرش آن‌ها در مورد مشکلات روانی است که به آن مبتلا هستند. این موضوع ریشه در فرهنگ جوامع دارد. در فرهنگ ایران که از ابتدای تولد مردان را قوی و پشتیبان معرفی می‌کنند در اصل اجازه‌ی بیان رنج‌ها و شکستن‌ها را از مردان می‌گیرند.

حتما در روابط خود به طور مکرر با این جمله از سمت مردان روبه‌رو شده‌اید که «حرف زدن برایم سخت است یا الان چه باید بگویم؟». سرچشمه این جملات همان فرهنگ است. فرهنگ و سنتی که در کودکی گریه کردن و بروز احساسات را از پسربچه‌ها می‌گیرد و از سوی دیگر در نبود پدر به رغم وجود مادر از فرزند پسر می‌خواهد که مرد خانه باشد و از خانواده مراقبت کند. کودکی که به علت سن و ناتوانی‌های فکری و هیجانی خود نیاز به مراقبت دارد.

از سوی دیگر با بروز احساسات از سمت پسربچه‌ها با قضاوت‌های مسخره‌آمیز مواجه می‌شوند. مجموع این رفتار‌ها در بزرگسالی باعث این می‌شودکه مردان نتوانند خودشان را بروز دهند و خودشان را کتمان کنند.

شاید همه ما بار‌ها برای درمان بیماری‌های جسمانی به پزشک مراجعه کرده باشیم، اما زمانی که حرف از بیماری‌های روانی می‌شود، از بازگوکردن آن واهمه داریم و اغلب از رفتن نزد روانشناس و روانپزشک طفره می‌رویم.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

ترس از انگ و بدنامی درپی مراجعه به مراکز روان درمانی، در بین مردان شیوع بیشتری نسبت به زنان دارد و اغلب مردان به دلیل موانع فرهنگی از بازگوکردن مشکلات روانی خود نزد مشاور و روانشناس دوری می‌کنند.

این درحالی است که زنان، شبکه دوستی و اجتماعی قوی دارند و راجع به مشکلات خود با دوستانشان صحبت می‌کنند که موجب می‌شود فشار روانی آنان کمتر شود و از راه حال‌های دوستانشان نیز استفاده می‌کنند. زنان در مورد پذیرش مشکلات روان خود اکراه ندارند و با سهولت بیشتری به دنبال کمک‌های حرفه‌ای توسط روانپزشکان و مشاوران می‌روند.

مردان بیشتر تحت تاثیر مشکلات روان قرار می‌گیرند

مردان با توجه به نقش خود در خانواده، متاسفانه این مشکلات را به صورت رفتار‌های ناهنجار مانند پرخاشگری، گوشه گیری و بی توجهی به مسئولیت‌های خود نسبت به سایر اعضای خانواده، منتقل می‌کنند درحالیکه زنان با پذیرش مشکلات روان در خود و مراجعه سریع‌تر به روانپزشک یا مشاور می‌توانند مسائل اعصاب و روان خود را رفع و رجوع کنند و وظایف مهم خود را نسبت به افراد خانواده انجام دهند.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

مردان باید در صورت مشاهده علائمی مانند تحریک پذیری و پرخاشگری، بی توجهی به مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی، افسردگی و تمایل به گوشه گیری به فکر استفاده از خدمات تشخیصی و درمانی بهداشت و روان باشند. این امر تنها در صورتی محقق می‌شود که باید و نباید‌های سمی فرهنگ را کنار بزنند و خود را کمتر در معرض ارزش‌گذاری‌ها و قضاوت‌های بیرونی قرار دهند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟


روزنامه همشهری – عیسی محمدی: این روزها، یک مناسبت تلخ در تقویم‌های تاریخ وجود دارد که برای هر ایرانی، به‌شدت دردناک است؛ جدایی بحرین از سرزمین مادری. شاید برای کسانی که نمی‌دانند و دنبال قضیه را نگرفته‌اند، درگیری‌های ارضی امروز ایران و امارات‌متحده‌عربی و حتی در گذشته با عراق و…، چندان چیز مهمی نباشد.

اما برای کسانی که می‌دانند نقاطی چون بحرین و اروند و… از سده‌های گذشته متعلق به ایران و تحت حاکمیت ایران بوده است، مطرح‌شدن این ادعاهای ارضی به‌شدت دردناک‌تر خواهد بود. ماجرای جدایی بحرین نیز چنین بوده و هست. جایی که از گذشته تحت حاکمیت ایران بود، با رذالت انگلیسی‌ها و خیانت حاکمان محلی و… برای همیشه از ایران جدا شد. اما ماجرای این جدایی، به‌عنوان یکی از غیرقابل‌دفاع‌ترین اقدامات محمدرضا پهلوی چه بود؟

دو روایت از یک جدایی

در مورد جدایی بحرین از ایران 2‌روایت وجود دارد که غالباً در فضاهای مختلف مطرح می‌شود. روایت اول، خیانت پهلوی دوم به حاکمیت ارضی و ملی ایران است. در این روایت، بحرین از گذشته‌های دور تحت حاکمیت ایران بوده و پهلوی دوم بدون در نظر گرفتن این تاریخ، مذاکراتی با انگلیس داشته و تصمیم به جدایی استان چهاردهم از کشور گرفته. اما روایتی دیگر هم وجود دارد. در این روایت، گفته می‌شود که بحرین از زمان ناصرالدین شاه دیگر متعلق به ایران نبوده و اساساً جدایی آن ربطی به پهلوی دوم نداشته و دهه‌ها قبل از این حکومت عملیاتی شده بود. این روایت دوم را غالباً طرفداران سلطنت مطرح می‌کنند.

کار، کار خود انگلیسی‌ها بود

از قدیم‌الایام و زمانی که ایرانیان باستان جزو قدرت‌های برتر جهانی بودند، شبه‌جزیره عرب چندان مورد توجه قدرت‌های جهانی نبود. البته حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و سرزمین‌های یمن و غرب عربستان، قصه‌ای دیگر داشتند و به واسطه کمی آبادانی بهتر، مورد‌توجه بودند. به همین واسطه بود که حاشیه جنوبی خلیج‌فارس از دوردست تاریخ در اختیار ایران بوده.

اما این حاکمیت در اواسط سده نوزدهم میلادی توسط انگلیسی‌ها نقض شد. بریتانیا که آن روزها جزو حکومت‌های استعماری دنیا محسوب می‌شد، هر جایی که می‌توانست و زورش می‌رسید دست‌اندازی می‌کرد. تا اینکه گذر انگلیسی‌ها به خلیج‌فارس هم افتاد؛ چرا که می‌خواستند هم از منافع این منطقه سود ببرند، هم جریان تجارت و ارتباط با هندوستان را از حیث امنیتی تأمین کنند. در نهایت اینکه اردیبهشت‌ماه 1349 شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه 278 را صادر کرد که در آن جدایی بحرین از ایران تأیید شد.

تحت فرمان ایالت فارس

بحرین در اصل، به مفهوم دو بحر یا دو دریاست؛ نام منطقه‌ای در شمال شرقی جزیره‌العرب؛ جزیره‌ای که از شمال خودش، می‌تواند خلیج‌فارس را به دو قسمت فرضی تقسیم کند. نام باستانی آن «اوال» بوده است؛ ترکیبی از «او» به‌معنای آب و «آل» که یک پسوند تشابه فارسی است به مفهوم جایی که آب دارد. بحرین یک سرزمین مجمع‌الجزایری است. این مجمع‌الجزایر از دوران کهن ایرانی و تحت سیطره ایالت فارس بوده‌اند. حاکمان آن نیز توسط ایرانیان تعیین شده و به آن‌جا می‌رفتند. طبق اسناد تاریخی، تا یک سده قبل از میلاد مسیح، این سرزمین‌ها ایرانی بوده‌اند. شرق‌شناسان می‌گویند که بحرین و سواحل خلیج‌فارس قبل از اسلام تحت سیطره ایرانیان بوده‌اند و قلعه‌های مختلف و پادگان‌هایی در نقاط مختلف آنها ساخته شده بود. یکی از فرمانروایان ایرانی که بر این خطه حکم می‌راند، «اسپیدویه» نام داشت که تا مدت‌ها به همین دلیل، بحرینی‌ها را اسپیدگان هم می‌گفتند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

هجوم پرتغالی‌ها

در زمان ظهور اسلام در جهان عرب و گسترش آن به پیرامون، فردی به نام منذر بن ساوی بر بحرین حکم می‌راند که آدم ساسانیان بود. بعدتر هم که آدم دولت‌های اسلامی و خلفا شد. تا مدت‌ها البته خبری از حکومت‌های مستقل نبود و عملاً با امپراتوری مسلمانان روبه‌رو بودیم. تا اینکه با تضعیف قدرت خلفا و سر بر آوردن سلسله‌هایی چون آل‌‌بویه، باز هم عمان، بحرین و… به ایران رسیدند. بعد از آنها هم که نوبت به سلجوقیان، اتابکان و ملوک هرمز رسید. در سال 698شمسی بود که قطب‌الدین کیش، پادشاه هرمز بحرین را کامل تصرف کرده و از آن به بعد، همه جزیره‌های خلیج‌فارس در اختیار ایرانیان بود. تا اینکه نوبت به حضور پرتغالی‌ها در این نقطه رسید. آنها از ضعف حکومت‌های مرکزی در ایران استفاده کرده و استحکاماتی را در جزایر و نقاط مختلف خلیج‌فارس بنا کردند.

پرچمی که همیشه بالا بود

صفویان خیلی دوست داشتند که پرتغالی‌ها را بیرون کنند، البته تا مدت‌ها قادر به این کار نبودند؛ چرا که نیروی دریایی مجهز و تجهیزات مدرن آن روز را در اختیار نداشتند. تا اینکه چنین اتفاقی در زمان سلطنت شاه‌عباس افتاد و او توانست پرتغالی‌ها را شکست بدهد و از سرزمین‌های ایران بیرون براند. بحرین و سرزمین‌های دور و برش تا پایان صفویه در اختیار ایرانی‌ها بود؛ با این تفاوت که حکومت محلی را به شیوخ عرب سپرده بودند.

اما در زمان سلطان‌حسین صفوی، که ماجرای ضعف حکومت مرکزی و شورش افغان‌ها و… پیش‌آمد، سلطان عمان از فرصت استفاده کرده و بحرین و مسقط را در اختیار گرفت. این جدایی چندان طول نکشید؛ نادر از راه رسید و عمان و بحرین به‌دست ایران افتاد. با مرگ نادر، دوباره از ضعف حکومت مرکزی سوءاستفاده شده و این مناطق ابتدا تحت اختیار اعراب عتوبی و سپس اعراب مسقط درآمد. حضور اعراب محلی در این منطقه تا اواسط قرن هجدهم میلادی ادامه داشت تا اینکه باز هم اختیار به‌دست ایران افتاد. دولت بحرین کماکان تحت نظر ایران بود، تا اینکه سروکله انگلیسی‌ها پیدا شد. آنها به‌شدت سعی می‌کردند از بحرین ایرانی‌زدایی کنند.

تیر خلاص یک پادشاه

در بهمن 1346، محمدرضا پهلوی و مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا ملاقاتی داشتند. بعدها گفته شد که شاه ایران در این ملاقات، اظهار کرده که نسبت به حاکمیت ایران بر بحرین علاقه‌ای ندارد، اما چون این نقطه سال‌هاست که در اختیار ایران قرار‌داشته، نمی‌تواند یک‌دفعه بازی را خراب کند. سال بعدش هم در مصاحبه‌ای مطبوعاتی با مجله بیتلز، گفت: «…موقع آن رسیده که انگلیسی‌ها از این نواحی بیرون بروند. بایستی اعتراف کنم که ما از دست انگلیسی‌ها نخواستیم یا به آنها نگفتیم که خلیج‌فارس را تخلیه کنند، آنها داوطلبانه عازم شده‌اند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

سخن ما این است حال که آنها می‌خواهند بروند، تخلیه نواحی خلیج‌فارس بایستی واقعی و اساسی باشد. من می‌خواهم یک‌بار دیگر بیانی را که شخصاً در این زمینه گفته‌ام تکرار کنم و بگویم که اگر انگلیسی‌ها از در جلو خارج می‌شوند، نبایستی از در عقب وارد گردند و نیز نمی‌توانیم بپذیریم، جزیره‌ای که توسط انگلیسی‌ها از کشور ما جدا شده توسط ایشان، ولی به‌حساب ما به کسانی دیگر داده شود. این اصلی است که ایران نمی‌تواند از آن صرف‌نظر کند. من می‌خواهم بگویم که اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند، هرگز به زور متوسل نخواهیم شد، زیرا این خلاف اصول سیاست دولت ماست که برای گرفتن این سرزمین خود، به زور متوسل شویم. ثانیاً گرفتن و حفظ‌ کردن سرزمینی که مردم آن با شما ضدیت داشته باشند چه فایده‌ای خواهد داشت؟ … .»

نظرسنجی به جای همه‌پرسی

اردشیر زاهدی، وزیر وقت امور‌خارجه بخشی از کارشناسان را نزد شاه برد تا با او صحبت کنند. محمدرضا هم در این جلسه گفت که انگلیس در حال تخلیه خلیج‌فارس است و قطعاً بحرین را به حکام عرب خواهد داد و ما نمی‌توانیم کاری بکنیم. در نهایت اینکه ایران و انگلیس پذیرفتند که فردی از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد مأمور به این کار و نظر مردم بحرین را جویا شود؛ درحالی‌که عرف آن است که این جدایی‌ها از طریق همه‌پرسی تعیین تکلیف شوند.

نظرخواهی جزو بدعت‌هایی بود که سابقه نداشت برای تعیین تکلیف جدایی یک منطقه مورد‌استفاده قرار‌بگیرد. نظرسنجی او3 سؤال پیش‌روی مخاطبان قرار‌می‌داد: پیوستن به ایران، تحت‌الحمایه بریتانیا بودن یا استقلال. شهروندان باید به یکی از این سؤال‌ها جواب مثبت می‌دادند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

نماینده دبیرکل2 هفته‌ای به بحرین سفر کرده و با مردم و گروه‌های مختلف گفت‌وگو کرد. در نهایت اینکه گزارش خودش را دال بر اینکه مردم بحرین علاقه‌مند به جدایی هستند، تقدیم دبیرکل کرد! شورای امنیت هم قطعنامه‌ای صادر کرده و تصمیم مردم بحرین را به رسمیت شناخته و این امر را به ایران و انگلیس ابلاغ کرد. چنین بود که دسیسه‌های آل‌خلیفه و انگلیس به بار نشست و در بیست‌و‌سوم مرداد‌ماه 1350، بحرین اعلام استقلال کرد و شگفت اینکه ایران، نخستین کشوری بود که این امر را تبریک گفت.

طنز تلخ تاریخ

نکته جالب اینکه تا چند سال قبل از این جدایی، ایران به‌شدت دنبال حق حاکمیت خود بر بحرین بود. حتی بارها نیز تلاش‌های نافرجامی را به این منظور صورت داده بود. کار حتی به سازمان‌های بین‌المللی هم کشیده شده بود، اما باز هم بی‌فایده بود. انگلستان هم به کارهای خودش ادامه می‌داد و حکومت آل‌خلیفه هم ترکیب جمعیتی منطقه را به هم می‌زد تا از علاقه مردم به ایران بکاهد.

اما در نهایت جدایی اتفاق افتاد. در داخل ایران و بحرین هم اعتراضاتی صورت گرفت. اعضای حزب پان‌ایرانیست با هدایت پزشک‌پور هم در مجلس اعتراض کردند و قصد داشتند دولت را استیضاح کنند. اما این کارها به سرانجام نرسید. انگلیس هم بهای خوش‌خدمتی محمدرضا پهلوی را با تخلیه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی پرداخت کرد.

نیروهای ایرانی هم وارد این جزایر شدند تا مثلاً نشان بدهند چقدر حاکمیت ارضی و ملی برایشان مهم است؛ درحالی‌که هم بحرین و هم این سه جزیره متعلق به ایران بوده و توسط انگلیسی‌ها اشغال شده بود. به واقع به‌حساب خودمان، به‌خودمان پاداش دادند تا متوجه درد جدایی نشویم؛ جدایی سرزمین‌هایی که انگلیس به واسطه فروپاشی عثمانی، توانسته بود پا به آنها بگذارد و آنها را از ایران جدا کند.

خیانت یا سیاست؟

کتابی نگاشته شده است با عنوان «تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی.» جلد سوم آن به موضوع بحرین پرداخته است. محمدعلی بهمنی قاجاری، نویسنده کتاب در مقدمه چنین نوشته: «تلقی افکار عمومی ایران از ماجرای استقلال بحرین که با تمام مواضع و رویکردهای دولت ایران تا پیش از مصاحبه محمدرضاشاه در دهلی نیز منطبق است، تجزیه جزیره بحرین از ایران است.

بر این اساس بحرین جزیره‌ای ایرانی و استان چهاردهم ایران بوده که با دخالت انگلیسی‌ها و همراهی و پذیرش نظام پهلوی از ایران تجزیه شده است. در مقابل این تلقی افکار عمومی، طرفداران نظام پهلوی تلاش می‌کنند تا قرائتی دیگر از ماجرا ارائه دهند. در این دیدگاه، بحرین سرزمینی است که حداقل از دوره ناصرالدین شاه از ایران جدا شده و ایران ده‌ها سال بود که عملاً حاکمیتی بر آن نداشت و محمدرضاشاه با صرف‌نظر کردن از ادعای حاکمیت ایران بر بحرین، در عمل راه را برای آزادسازی جزایر سه‌گانه و اقتدار ایران در خلیج‌فارس فراهم کرد.»

از زمان کورش بزرگ

نخستین سندی که در آن از این جزیره یادشده، نوشته‌ای از شرح کارهای سارگون بزرگ آشوری در حدود 2872قبل از میلاد است. نام باستانی جزیره بحرین اوال است؛ یعنی جایگاهی که آب دارد… بحرین از پیش از اسلام تا سده ششم هجری قمری به همه سرزمین‌های کرانه جنوبی خلیج‌فارس یعنی از بصره تا عمان اطلاق می‌شد.

اما از سده هفتم هجری قمری پیش‌درآمدهای کرانه‌های جنوبی خلیج‌فارس و جزایر بحرین به یکدیگر درآمیخته و از روزگار فرمانروایی صفویه به بعد نام بحرین به جزایر اوال اطلاق و بخش کرانه‌ای نیز الحساء نامیده شد. تمامی تاریخ‌های فارسی و غیرفارسی اعم از اسناد رسمی و دولتی و کتاب‌های جهانگردان خارجی حکایت از آن دارد که بحرین از زمان‌های بسیار دور بخشی از سرزمین ایران بوده است.

هخامنشیان با کمک دریانوردان فنیقی نیروی دریایی قوی‌ای ساختند و کورش بزرگ توانست در 538قبل از میلاد حاکمیت ایران را بر سرتاسر آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان استوار کند (جدایی بحرین از ایران؛ نفع ایران یا انگلیس/ گلناز کرنوکر)