وقتی مورد خیانت واقع می‌شویم چه کنیم؟


روزنامه خراسان – دکتر هادی غلام‌محمدی: اقدام جنون‌آمیز یک زن ترکیه‌ای در خصوص شوهر خیانتکارش در چند روز گذشته، مورد توجه شبکه‌های اجتماعی دنیا قرار گرفته است. به نظر می‌رسد مرد خیانتکار اهل ترکیه هرگز تصور نمی‌کرد خیانت او موجب شود به شکلی وحشتناک مورد غضب زن خشمگینش در خیابان قرار بگیرد.

ویدئویی که به تازگی منتشر شده است، نحوه انتقام این زن از شوهر خیانتکارش را به تصویر می‌کشد. هنگامی که این مرد با دوچرخه در حال عبور از خیابان بود، این زن در یک موقعیت مناسب با خودرو به او نزدیک می‌شود و سپس او را زیر می‌گیرد و چند بار دیگر این کار را تکرار می‌کند که ظاهرا به کشته شدن مرد منجر شده است (منبع: آخرین خبر). در کنار این ماجرا و در روز‌های آخر هفته گذشته، حکم اعدام مرد جوانی که همسرش را بعد از این که متوجه رابطه اش با یک زن متاهل شده بود، آتش زد، صادر شد.

در این ماجرا، زن بعد از این‌که متوجه خیانت شوهرش می‌شود، تصمیم می‌گیرد با زن دیگر رودررو حرف بزند تا ماجرا تمام شود، اما روز حادثه جر و بحث‌شان می‌شود و شوهرش وقتی سر و صدا را می‌شنود، برای این که آبروریزی اتفاق نیفتد، جلوی دهان زن را می‌گیرد و سپس با یک طناب او را خفه می‌کند و دست آخر هم در بیابان‌های اطراف شهر، او را می‌سوزاند (منبع: روزنامه ایران). حالا احتمالا این سوال پیش می‌آید که بهترین واکنش در زمانی که متوجه می‌شویم به ما خیانت شده است، چیست؟

وقتی مورد خیانت واقع می‌شویم چه کنیم؟

کاش بدانیم ازدواج با انتخاب تمام نمی‌شود

ازدواج مقوله‌ای است که از سه گذرگاه مهم و اساسی عبور می‌کند. گذرگاه اول آمادگی است به این معنی که دختر و پسر قبل از ازدواج درباره ملاک‌ها و معیارها، چیستی زوجیت و درک آن، اهمیت ازدواج و … آمادگی کسب کنند. این آمادگی می‌تواند شامل داشتن شغل، بلوغ شناختی، هیجانی و رفتاری، رفتن به خدمت سربازی، آمادگی برای پدر یا مادر شدن و … باشد. گذرگاه دوم، انتخاب است که با توجه به نیاز‌های خود و با آمادگی وارد رابطه عاشقانه با فردی می‌شویم که انتخابش کرده‌ایم.

خیلی مواقع فکر می‌کنیم ازدواج باانتخاب تمام و موفقیت در بقیه زندگی با یک انتخاب خوب تضمین می‌شود، اما حقیقت این است که با وجود انتخاب خوب، داستان به همین جا ختم نمی‌شود و این انتخاب نیاز به مراقبت دارد. گذرگاه سوم که تا پایان عمر ادامه یا تداوم دارد، مراقبت از رابطه یا انتخاب است به این معنی که زن و شوهر باید از انتخاب خود حراست و مراقبت کنند. موارد و اتفاقات فراوانی هستند که در صورت نبود مراقبت و محافظت، می‌توانند به وقوع بپیوندند که یکی از آسیب‌زاترین آن‌ها خیانت زناشویی است؛ خیانت به معنای زیر پا گذاشتن تعهد در رابطه است و می‌تواند به اشکال متفاوت بروز یابد.

گاه با تماس‌های تلفنی و گاه با رابطه جدی تر. اما نکته اساسی این است که خیانت با هر شکل و شمایلی می‌تواند در زندگی زناشویی بحران ایجاد کند و گاهی این بحران، به فروپاشی خانواده یا مانند بهانه‌های نوشتن این مطلب به قتل منجر شود. مهم است که هنگام مواجه شدن با خیانت همسر بدانیم باید چه کار کنیم تا بهتر بتوانیم بحران را مدیریت کنیم.

وقتی مورد خیانت واقع می‌شویم چه کنیم؟

احساس خشم طبیعی است، اما …

مهم‌ترین مسئله این است که فرد بلافاصله خود را محاکمه نکند و مقصر نداند. تجربه احساس خشم و عصبانیت در چنین حالتی کاملا طبیعی است. لازم است فرد پیش از هر چیز احساسات خود را به رسمیت بشناسد و آن را نادیده نگیرد. در قدم بعدی لازم است فرد از هرگونه اقدام و تصمیم سریع خودداری کند. همواره به خاطر داشته باشید زمانی که تحت تاثیر هیجانات شدید هستید، زمان مناسبی برای واکنش نشان دادن و تصمیم‌گیری نیست بنابراین کمی به خود زمان دهید.

در صورت امکان مدتی از فردی که به شما خیانت کرده است، فاصله بگیرید و در کنار دوستان یا خانواده و کسانی که به آنان اطمینان دارید و می‌توانید با آن‌ها صحبت کنید، باشید. پس از این که کمی آرام‌تر شدید با همسرتان صحبت کنید. زمینه‌های خیانتش را جویا شوید و بکوشید تجزیه و تحلیل کنید که چرا چنین اتفاقی رخ داده است.

پس از آن می‌توانید تصمیم بگیرید چقدر این دلایل قابل برطرف شدن است و این که آیا می‌خواهید به رابطه خود ادامه دهید و او را ببخشید یا خیر. هر تصمیمی که در این باره می‌گیرید، به خاطر داشته باشید که می‌تواند به احساس مورد خیانت واقع شدن و در نتیجه احساس ضعیف بودن منجر شود؛ بنابراین بسیار حائز اهمیت است که دوباره احساس قدرت و خودمختاری را در خود پرورش دهید.

۲ توصیه به خانم‌های مورد خیانت واقع شده

باتوجه به این‌که هر دو پرونده مطرح شده در ابتدای این مطلب مربوط به خانم‌هایی بود که به آن‌ها خیانت شده، باید بگویم هنگامی که خیانت از سوی مرد اتفاق می‌افتد، توجه به دو نکته از سوی خانم‌ها ضروری است.

وقتی مورد خیانت واقع می‌شویم چه کنیم؟

اگر مرد به آن رابطه خاتمه داده …

در صورتی که مرد وارد رابطه‌ای شده و با پذیرش اشتباه از این رابطه خارج شده است، به نظر می‌رسد که تغافل گزینه مناسبی است بدین معنی که [ هر چند سخت و دردآور است]خانم از این موضوع عبور و سعی در بازسازی رابطه زوجی خود کند و با تاکید بر نقاط قوت خود، همسر و رابطه به ایجاد صمیمیت بیشتر بپردازد، زیرا تمرکز بر این موضوع در این مواقع بر دامن زدن به هیجانات منفی صحه می‌گذارد و رابطه را از مسیر و ریل اصلی خارج می‌کند.

اگر این رابطه همچنان ادامه دارد …

در صورتی که این رابطه همچنان از سوی مرد ادامه دارد؛ گزینه مناسب، گفتگو درباره این موضوع از سوی خانم با شوهرش است. در این گفتگو زوج‌ها به بروز احساسات‌شان می‌پردازند و خانم بیان می‌کند که شروع و ادامه این رابطه چه تاثیرات مخربی روی ایشان دارد.

رفتار‌هایی از قبیل تماس خانم با شخص سوم معمولا ناشی از هیجان‌زدگی و آشفتگی بالای خانم در این موقعیت است و متاسفانه به متزلزل شدن بیشتر جایگاهش در نظام زناشویی منجر می‌شود. این موضوع باید در فضای دو نفره و بین زوج‌ها و همچنین با کمک مشاور خانواده حل شود و تماس با شخص سوم به منزله پذیرفتن وی در رابطه است و اصلا توصیه نمی‌شود.

وقتی همسرتان از شما سوءاستفاده عاطفی می‌کند…


برترین‌ها: سوء استفاده‌ی عاطفی، شکل نامرئی خشونت خانگی است که به سختی می‌توان متوجه آن شد، زیرا موذیانه و نامحسوس روی می‌دهد. سوء استفاده‌ی عاطفی، به چیزی لطمه می‌زند و آن را نابود می‌کند که برای‌مان خیلی عزیز و مهم است: برداشتمان از واقعیت!

اگر سعی کنید در برابر کسی که از شما سوء استفاده‌ی عاطفی می‌کند از خودتان دفاع کنید، تنها اتفاقی که می‌افتد این است او استراتژی‌های خود را قوی‌تر می‌کند. اگر احساس ناراحتی و آزردگی یا فرسودگی خود را نشان دهید او سراغ عبارت‌هایی ماند این خواهد رفت: «این‌ها همش خیالات خودت است!» یا «تو زیاد حساسیت به خرج می‌دهی!».

سوء استفاده‌ی عاطفی، شیوه‌ای معمول در روابطی است که در آن‌ها سوء استفاده‌های فیزیکی و هیجانی وجود دارد و نوعی خیانت به پایه‌های اعتماد و اطمینان محسوب می‌شود.

چه باید بکنید اگر همسرتان از شما سوء استفاده عاطفی می‌کند

اگر شما هم یکی از کسانی باشید که مورد سوء استفاده‌ی عاطفی همسرتان قرار می‌گیرید احتمالا تصور می‌کنید نمی‌توانید از این شرایط رها شوید، اما باید بدانید که هر چند دشوار است، اما این امکان وجود دارد که به واقعیت برگردید. سوء استفاده‌ی عاطفی، علائمی دارد که می‌توانید با کمک آنها، این رفتار مضر را تشخیص دهید. سپس می‌توانید راه‌های محافظت از درک خودتان از واقعیت را یاد بگیرید و برای خودتان ارزش قائل شوید، بنابراین دیگر مهم نیست اطرافیان‌تان چه می‌کنند و چه می‌گویند، چون شما خودتان پشتیبان خودتان هستید.

چرا سوء استفاده‌ی عاطفی بسیار مضر است؟

سوء استفاده‌ی عاطفی، شکلی مرموزانه و مخرب از سوء استفاده است که ما را با درک و دریافت درونی خودمان بیگانه می‌کند. تشخیص سوء استفاده‌ی عاطفی سخت است، زیرا بیشتر اوقات، از سوی افرادی اعمال می‌شود که دوست‌شان داریم و به آن‌ها اطمینان داریم.

همه‌ی ما یک حس یا شم درونی داریم که از آن برای تشخیص درست از نادرست، سالم از ناسالم و مفید از مضر استفاده می‌کنیم و اطمینان داریم افرادی که دوست شان داریم، این دریافت‌های ما را تائید می‌کنند، اما اگر مورد سوء استفاده‌ی عاطفی قرار بگیریم، احتمالا ارتباط با این حس ارزشمند را از دست خواهیم داد.

افرادی که تجربه‌ی تلخی را از سر گذرانده‌اند و ضربه‌ی روحی خورده‌اند، آن‌هایی که شخصیت‌های وابسته‌تری دارند و کسانی که با یک فرد خودشیفته ارتباط عاطفی برقرار کرده‌اند، بیشتر ممکن است که مورد سوء استفاده‌ی عاطفی قرار بگیرند یا اصطلاحا احمق فرض شوند.

اگر کسی به سوء استفاده‌ی عاطفی از شما ادامه دهد، وارد سیکل معیوبی می‌شوید: سوء استفاده عاطفی باعث می‌شود به خودتان شک کنید، و همین شک شما را در معرض سوء استفاده‌ی بیشتر قرار می‌دهد. این چرخه‌ی معیوب، در بلند مدت تاثیر‌هایی بر شما می‌گذارد مانند اضطراب، افسردگی، بد بینی و عدم اطمینان به خود و دیگران.

از کجا بدانید مورد سوء استفاده‌ی عاطفی قرار گرفته‌اید؟

چه باید بکنید اگر همسرتان از شما سوء استفاده عاطفی می‌کند

کسی که مورد سوء استفاده‌ی عاطفی در رابطه‌ی زناشویی قرار می‌گیرد، وقتی همسرش او را تهدید می‌کند یا مهربان می‌شود، می‌ترسد. دنیا برای این فرد، بیشتر اوقات مه آلود و غیرعادی است، گویی در میان غبار و ابهام به دنبال واقعیت می‌گردد.

مغز ما به گونه‌ای عمل می‌کند که نیاز داریم افکار و رفتار‌های ما، بیشتر اوقات تائید شوند و مورد حمایت و احترام و اعتبار باشند. اگر این تائید و اعتبار را دریافت نکنیم، به خودمان شک خواهیم کرد. هر چند تشخیص اینکه مورد سوء استفاده‌ی عاطفی قرار می‌گیرید کار دشواری است، اما به هر حال علائمی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید:

تمام مدت احساس گنگی و سردرگمی دارید یا انگار مغزتان کار نمی‌کند و احمق شده‌اید.

اگر مدام شک دارید که چیزی در رابطه‌تان خوب پیش نمی‌رود، پس احتمالا خوب پیش نمی‌رود. یک رابطه‌ی سالم باید به شما احساس آرامش و اطمینان بدهد و شادتان کند. دوست داشتن و دوست داشته شدن اصلا به این معنی نیست که احساس کنید هیچ کنترلی روی امور ندارید.. احساس می‌کنید با واقعیت قطع ارتباط کرده‌اید و به سختی می‌توانید به خاطر بیاورید مثلا اتفاقی واقعا روی داده یا نداده است.

اگر طی دوره‌ای دچار ضربه‌ی روحی شده‌اید یا در رابطه‌ای بوده‌اید که از شما سوء استفاده شده و نمی‌توانید جزئیات و مراحل اتفاق‌ها را دقیقا به خاطر بیاورید، این می‌تواند علامت سوء استفاده‌ی عاطفی باشد.

همسرتان به شما آسیبی می‌زند، اما به شما می‌گوید، چون دوست‌تان دارد یا خوبی‌تان را می‌خواهد این کار را می‌کند و شما هم کم کم این حرف را باور می‌کنید. هیچکس نمی‌تواند شما را مورد سوء استفاده‌ی کلامی یا فیزیکی قرار دهد یا مدام شما را تحت نظر بگیرید و مدعی شود این رفتار‌ها به نفع خودتان است.

همسرتان به شما آسیب و لطمه‌ی فیزیکی می‌زند، اما به شما می‌گوید در واقع این خودتان بوده‌اید که اول خشونت به خرج داده‌اید. به حس درونی‌تان و شواهد موجود اعتماد کنید. اگر همسرتان به شما آسیب فیزیکی می‌زند، شما را کنترل می‌کند، یا از توهین و سوء استفاده‌ی کلامی نسبت به شما استفاده می‌کند، این تقصیر شما نیست.

یک راه خوب برای اینکه متوجه شوید چه کسی اول خشونت نشان می‌دهد این است که از خودتان بپرسید: در زندگی مشترک شما چه کسی زندگی‌اش را فدا و از خواسته‌هایش چشم پوشی کرده است؟ اگر به این جواب رسیدید که بخش‌های زیادی از زندگی خودتان و نیازهای‌تان را نادیده گرفته‌اید تا طرف مقابل‌تان را راضی کنید، پس این همسر شماست که نسبت به شما خشونت نشان می‌دهد.

همسرتان به شما آسیب می‌زند، اما منکر رفتارش می‌شود یا آن را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد یا می‌گوید اصلا چنین اتفاقی نیفتاده است. اگر می‌دانید همسر شما به شما آسیب رسانده، اما انکارش می‌کند، پس از شما سوء استفاده‌ی عاطفی می‌کند.

چگونه یاد بگیرید به خودتان اطمینان کنید

چه باید بکنید اگر همسرتان از شما سوء استفاده عاطفی می‌کند

اولین و مهم‌ترین قدم برای نجات خودتان از سوء استفاده‌ی عاطفی این است که یاد بگیرید خودتان را باور کنید. ایجاد اطمینان نسبت به خودتان و حس درونی‌تان، مهارتی است که همه‌ی ما با تمرین روزانه به آن می‌توانیم برسیم. راه‌هایی برای شروع اطمینان به خودتان:

۱. ذهن آگاهی را تمرین کنید

سوء استفاده‌ی عاطفی می‌تواند شما را نسبت به افکار و احساسات خودتان بیگانه کند، بنابراین اولین کاری که باید بکنید این است که به ندای درون‌تان گوش دهید. یاد بگیرید که به خودتان فرصت بدهید احساسات منفی‌تان را حس کنید تا به التیام‌شان کمک کنید.

از نیاز‌های اساسی‌تان شروع کنید و به جای اینکه آن‌ها را نادیده بگیرید به آن‌ها توجه کنید مثلا، گرسنگی، خستگی و تشنگی. سپس قدم دوم را با توجه کردن به هیجانات‌تان بردارید. نیازی نیست تغییرشان دهید یا خودتان را بابت آن‌ها سرزنش کنید؛ فقط کافیست به تجربیات حسی و هیجانی خودتان اهمیت دهید و برای‌شان ارزش قائل باشید.

۲. احساسات و افکارتان را یادداشت کنید

خیلی خوب است عادت کنید افکار و احساسات خود را هر روز یادداشت کنید. این کار کمک‌تان می‌کند با صدای درون‌تان هماهنگ‌تر شوید. شما می‌توانید به الگو‌های معمول در افکار و رفتارهای‌تان آگاه شوید و آن‌ها را بشناسید و متوجه شوید چه احساساتی معمولا بر زندگی‌تان مسلط ترند. اشکالی ندارد گریه کنید و اندوهگین باشید، اما به این شرط که تمام روزتان اینگونه طی نشود. برای احساسات خود محدودیت زمانی در نظر بگیرید و هیجانات خود را تحت کنترل داشته باشید.

یادداشت کردن و نوشتن ضمنا می‌تواند راهی برای جدا کردن افکار و احساسات خودتان از باور‌هایی باشد که همسرتان سعی دارد به شما القا کند تا به این ترتیب از شما سوء استفاده‌ی عاطفی نماید. لیستی از الگو‌های رفتاری منفی همسرتان نسبت به خودتان تهیه کنید. سپس لیستی از احساسات مثبتی که نسبت به خود دارید تهیه کرده و این دو لیست را با هم مقایسه کنید.

۳. احساسات و عقاید خودتان را باور کنید

چه باید بکنید اگر همسرتان از شما سوء استفاده عاطفی می‌کند

اگر کسی هستید که مدام به دنبال دریافت تائید و تصدیق از سوی همسر و دوستان و آشنایان برای نظرات خود هستید، پس بهتر است آگاهانه تمرین کنید که به خودتان و عقایدتان احترام بگذارید و خودتان به آن‌ها اعتبار بدهید. ایرادی ندارد به دنبال حمایت و تائید از جانب کسی که او را دوست دارید باشید، اما این را هم باید یاد بگیرید که اول خودتان، خودتان را قبول داشته باشید.

این بار که متوجه شدید تمایل دارید یک نفر دیگر عقیده، احساس و یا دریافت‌تان را تائید کند، چند لحظه صبر کنید، بنشینید و پیش خودتان به آن مُهر تائید بزنید. در ابتدا ممکن است سخت باشد، اما هر چه بیشتر تمرین کنید، بیشتر به خودتان اعتماد خواهید کرد.

۴. نسبت به ادعا‌های او درست واکنش نشان دهید

یادتان باشد بحث کردن با کسی که از شما سوء استفاده‌ی عاطفی می‌کند، منجر به شکست‌تان خواهد شد. رفتار دفاعی شما مانند سوخت برای اوست و با گفتن اینکه شما یک فرد عصبی، شکاک، احمق یا … هستید به شما جواب خواهد داد. هر چه بیشتر سعی کنید از خودتان دفاع کنید، او بیشتر سعی می‌کند شما را احمق جلوه دهد و برچسب‌های گوناگون به شما بچسابند. پس تمام تلاش‌تان را بکنید تا خودتان را آرام و خونسرد نگه دارید.

پس به جای اینکه روی حرف خودتان پافشاری کنید به همسرتان بگویید هر چند حرف‌هایش را می‌شنوید، اما چیز‌هایی که او می‌گوید، تجربه و احساس شما نیست. می‌توانید گفتگویی را با عبارت‌های غیرتهدید آمیز شروع کنید مثلا: «انگار نگاه من و تو به این مسئله متفاوت است، موافقی در موردش با هم حرف بزنیم؟».

۵. خودتان را دست کم نگیرید

بخشی از سوء استفاده‌ی عاطفی، تحقیر است. پس آگاه باشید که چه زمانی شروع به شک کردن به خودتان و صدای درون‌تان که سعی دارد به شما بگوید حق با شماست می‌کنید. به جای اینکه از خودتان بپرسید: «او اصرار دارد چه چیزی را به من بقبولاند؟»، از خودتان بپرسید: «نظر واقعی‌ام در مورد چیزی که روی داده چیست؟». این رویکرد به شما اجازه می‌دهد در تعاملات‌تان اعتماد بنفس داشته باشید.

افراد خارج از رابطه نیز می‌توانند به عنوان سوم شخص به شما کمک کنند و این نکته‌ی مهمی خصوصا در روابطی است که یکی قصد سوء استفاده‌ی عاطفی از دیگری را دارد و سعی می‌کند به او احساس تنهایی یا بی‌ارزش بودن بدهد. اگر همسرتان سعی می‌کند چیزی را که در اعماق وجودتان می‌دانید درست است، نادرست جلوه بدهد می‌توانید از یک دوست قابل اعتماد نظر بخواهید و عقیده‌تان را با او چک کنید.

۶. از یک درمانگر یا زوج درمانگر حرفه‌ای کمک بخواهید

چه باید بکنید اگر همسرتان از شما سوء استفاده عاطفی می‌کند

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قادر به طی این پروسه نیستید، پس از یک درمانگر کمک بخواهید. این یکی از بهترین کار‌هایی است که برای کمک به خودتان می‌توانید انجام دهید. راهنمایی‌هایی یک درمانگر می‌تواند پروسه‌ی التیام و قوی شدن‌تان را سرعت ببخشد. یک درمانگر خوب به شما کمک می‌کند افکار، نظرات و دریافت‌های خودتان را از باور‌های کسی که قصد سوء استفاده‌ی عاطفی از شما را دارد جدا کنید و به ابزار‌های خود باوری مجهز شوید و یاد بگیرید چگونه بهترین پشتیبان خودتان باشید. یک زوج درمانگر نیز می‌تواند به شما کمک کند رویکرد مناسبی در رابطه‌تان در پیش بگیرید و رفتار نامناسب همسرتان را با درایت اصلاح نمایید.

شما قوی‌تر خواهید شد

کسب توانی دوباره برای گوش دادن به صدای درون و اطمینان کردن به عقاید و باور‌های خودتان شاید زمان‌بر باشد، اما قطعا غیرممکن نیست. التیام پیدا کردن از یک رابطه‌ی عاطفی که با سوء استفاده آسیب دیده، چالش برانگیز است و یاد گرفتن اینکه مرز اعتماد به خودتان و اعتماد به دیگران را تشخیص دهید، قدم گذاشتن به دنیای ناشناخته‌ها به نظر می‌رسد، اما خود باوری یک عضله است؛ هر چه بیشتر آن را تمرین بدهید، قوی‌تر خواهد شد.

به خودتان اطمینان کنید، شما یک انسان شگفت انگیزید. همه‌ی ما این قدرت را داریم که خود را بازیابی کنیم و بعد از حوادث و تجربیات تلخ و گزنده، یک زندگی شاد و رضایت بخش را دوباره شروع کنیم. صدای درون شما نابود نشده است، بلکه عقاید کسی که قصد سوء استفاده‌ی عاطفی از شما را داشته بر آن سایه افکنده است و حالا که تحت این نفوذ نیستید می‌توانید صدای درونی‌تان را قوی‌تر کنید.

منبع: talkspace

وقتی بیش‌ از حد عذرخواهی می‌کنید…


ایرنا زندگی: اگر تا به حال به شما گفته شده است که «چقدرعذرخواهی می‌کنید»، وقت آن رسیده است که به رفتار خودتان دقیق‌تر نگاه کنید. آیا شما واقعا بیش از حد عذرخواهی می‌کنید یا مبادی آداب هستید و به جا عذرخواهی می‌کنید؟

۱۰ نشانه برای اینکه شما زیادی عذرخواهی می‌کنید!

روانشناسان می‌گویند عذرخواهی بیش از حد، یک الگوی عادت بین فردی است که ریشه در احساس احترام کم، کمال‌گرایی و ترس از قطع شدن ارتباط دارد. اگر نگران این وضعیت هستید و نمی‌دانید که آیا بیش از حد عذرخواهی می‌کنید یا نه، به نشانه‌هایی که می‌گویند شما بیش از حد عذرخواهی می‌کنید توجه کنید.

۱. شما برای چیز‌هایی که بر آن کنترلی ندارید عذرخواهی می‌کنید

شاید به قول برنت سویتزر بزرگترین نشان قرمزی که برای عذرخواهی بیش از حد داریم، این است که شما برای چیز‌هایی که هیچ کنترلی بر آن ندارید عذرخواهی می‌کنید. آیا از همکار خود برای این که زیر باران بوده‌اند و خیس شده‌اند، عذرخواهی کرده‌اید؟ به جای عذرخواهی از چیز‌هایی که در آن نقشی نداشته‌اید و قابل تغییر هم نبوده‌اند، سعی کنید با دیگران ابراز همدردی بکنید.

۲. برای کار شخص دیگر، عذرخواهی می‌کنید

شاید علت این کار این باشد که مسئولیت‌های شخص دیگری را بر عهده خودمان قرار می‌دهیم. به گفته روانشناسان این عادت‌های عذرخواهی را در کودکی یاد می‌گیریم. افراد فکر می‌کنند برای اشتباهات شریک زندگی خود یا رئیس خود باید عذرخواهی کنند و مسئولیت کار‌های دیگران بر عهده آن‌ها است.

۳. برای اتفاقات روزمره ساده و عادی عذرخواهی می‌کنید

برخی از بخش‌های زندگی مثل عطسه کردن یا نیاز داشتن به دستشویی، آنقدر عادی و روزمره است که نیازی به گفتن ببخشید ندارد. بسیاری از مردم، اما هنوز هم در این موارد عذرخواهی می‌کنند.

۱۰ نشانه برای اینکه شما زیادی عذرخواهی می‌کنید!

۴. از اشیاء بی‌جان عذرخواهی می‌کنید

موبایل خود را روی زمین می‌اندازید و عذرخواهی می‌کنید. آندره برنت می‌گوید که این اتفاق یک عادت زنانه است. یک مطالعه در سال ۲۰۱۰ نشان داد که زنان بیش از مردان عذرخواهی می‌کنند، زیرا معتقدند جرمشان شدیدتر است، حتی اگر به صورت تصادفی تلفن را به زمین انداخته باشند.

۵. شما مطمئن نیستید چرا عذرخواهی می‌کنید

عیبی ندارد که عذرخواهی کنید، امابه گفته تینا تسسینا در بسیاری از موارد شما نمی‌دانید که چرا عذرخواهی کردن تبدیل به عادت شما شده است. برای مقابله با این اتفاق، او توصیه می‌کند که به خودتان بنگرید و علت را پیدا کنید.

۶. به خاطر چیز‌هایی که فکر نمی‌کنید اشتباه هستند عذرخواهی می‌کنید

در بسیاری از موارد ما بدون اینکه اعتقادی به عذرخواهی داشته باشیم، این کار را انجام می‌دهیم و از اشتباه نکرده عذر می‌خواهیم. مثلا با اعتقاد دیگری موافق نیستید و عذرخواهی می‌کنید. در حالی که این عذرخواهی علتی ندارد.

۷. هنگام درخواست چیزی عذرخواهی می‌کنید

برای درخواست چیزی از کسی نیازی به عذرخواهی نیست. متخصصان می‌گویند یکی از دلایل اصلی که مردم از آن عذرخواهی می‌کنند، ترس از ناراحت شدن دیگران است. متخصصان می‌گویند در این مواقع بهتر است به جای عذرخواهی، تشکر کنیم و به جای «ببخشید»، بگوییم «متشکرم».

۸. همیشه در محل کار عذرخواهی می‌کنید

در محیط‌های شغلی افرادی هستند که بی علت عذرخواهی می‌کنند و این افراد احتمالا از کارمندان کم اعتماد به نفس هستند. جمله‌هایشان را ببخشید شروع می‌کنند و بی‌قدرتی را به دیگران انتقال می‌دهند.

۱۰ نشانه برای اینکه شما زیادی عذرخواهی می‌کنید!

۹. شما به طور کلی از کار‌های خودتان مطمئن نیستید

اگر به طور معمول نسبت به کار‌های خودتان تردید داشته باشید، مدام از آن‌ها عذرخواهی می‌کنید. زمانی که افراد حس می‌کنند اکثر اوقات اشتباه می‌کنند، راحت‌تر عذرخواهی می‌کنند و احساس گناه و نقصشان را پوشش می‌دهند.

۱۰. عذرخواهی زیاد می‌تواند نشانه اضطراب باشد

ممکن است برای مقابله با ترس و اضطرابتان، عذرخواهی کنید. بویل توصیه می‌کند اضطراب خودتان را کنترل کنید تا به نوبه خودتان به شکستن عادت معذرت‌خواهی مداومتان کمک کنید. زیرا حتی شما وقتی می‌خواهید نه بگویید، عذرخواهی می‌کنید. بعضی از افراد برای گفتن حرف‌هایی که باید در آن نه بگویند عذر می‌خواهند. برای اینکه بگویند «نه»، می‌گویند «ببخشید اما…» و در این شرایط از ترس قاطعیت، عذرخواهی می‌کنند.

منبع: bestlife

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساستان نه…


برترین‌ها: پایان دادن یک رابطه می‌تواند استرس برانگیزترین تجربه در زندگی باشد. دلیل این جدایی هر چه که باشد و چه شما خودتان آن را خواسته باشید و چه نه، به هر حال می‌تواند تمام دنیای‌تان را زیرورو کرده و شما را با دریایی از هیجانات منفی مواجه کند.

یک رابطه هر چقدر هم که بد باشد، پایان آن می‌تواند بی‌نهایت دردناک باشد، چون نشان‌دهنده‌ی «از دست دادن» است که نه تنها شامل از دست دادن طرف مقابل می‌شود بلکه رویا‌ها و تعهدات و … را نیز دربر می‌گیرد.

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

رابطه‌های رمانتیک با احساسات شدید و امید‌ها و آرزو‌های فراوان شروع می‌شوند، اما وقتی به پایان می‌رسند چیزی جز ناامیدی و اندوه فراوان به جا نمی‌گذارند.

پایان دادن یک رابطه کار بسیار سختی است، چه با همسر باشد و چه با یکی از اعضای خانواده، رئیس، همکار و یا یک دوست. اما سخت‌تر از آن، چیزی است که بعد از پایان رابطه می‌آید؛ احساسات باقیمانده، تردید‌های برطرف نشده و اضطراب‌های بی‌پاسخ همگی می‌توانند ذهن و روح ما را همچنان درگیر خود کنند و «مشغله‌های ذهنی تمام نشده»‌ای باشند که به راحتی نتوانیم از دست‌شان خلاص شویم. پایان دادن یک رابطه شاید از دور و برای کسی که تجربه‌اش نکرده، ساده به نظر برسد، اما واقعا اینطور نیست.

پایان دادن یک رابطه می‌تواند خیلی چیز‌ها را بهم بریزد: روزمرگی‌ها و مسئولیت‌ها، وضعیت خانه و زندگی، روابط با خانواده و دوستان و حتی هویت. یک رابطه‌ی پایان یافته می‌تواند احساس ناامنی نسبت به آینده ایجاد کند و همه‌ی این تردید‌ها و ناشناخته‌ها می‌توانند بدتر از ماندن در یک رابطه‌ی نامناسب به نظر برسند.

کسی که رابطه‌ای را پایان می‌دهد انگار در پروسه‌ای بی‌نظم و آشفته قرار می‌گیرد که اگر دو قدم به جلو بردارد مجبور است باز یک قدم به عقب برگردد و هر جایی از این مسیر، دچار مخمصه‌های طاقت فرسایی شود.

این اختلال و نابسامانی و تردید‌ها به این معنی هستند که بازیابی روحی از یک جدایی یا هر رابطه‌ای که به پایان رسیده می‌تواند سخت و زمانبر باشد. اما چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که همه‌ی این سختی‌ها قابل عبورند و شما باید بتوانید بعد از مدت کوتاهی به حس جدیدی از امید و خوشبینی دست پیدا کنید. خوشبختانه راهکار‌هایی وجود دارد که با کمک آن‌ها می‌توانید از این بحران با آسیب‌های کمتری عبور کنید.

احساسات‌تان را بررسی و شناسایی کنید

اغلب، قوی‌ترین احساسی که بعد از پایان یک رابطه خودنمایی می‌کند، خشم و اندوه است و این احساسات می‌توانند در هم تنیده شده و توپ بزرگی از هیجانات منفی شکل دهند. شما باید برای بررسی این احساسات وقت بگذاید، کلمات درست را برای بیان‌شان پیدا کنید و به خوبی توضیح دهید کدام احساسات و افکار برای‌تان آزاردهنده‌اند و زجرتان می‌دهند.

از خود سوال‌های جورواجور بپرسید و احساسات‌تان را به چالش بکشید. شما باید به این احساسات توجه کنید و زخم‌های به جا مانده را ببینید تا بفهمید کدام قسمت از ماجرا بیشتر ناراحت‌تان می‌کند. شما یک قهرمان یا موجودی فراتر از انسان نیستید که هیجانات منفی نداشته باشید. اما می‌توانید با این هیجانات کنار بیایید و بر آن‌ها غلبه کنید.

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

در مورد احساسات‌تان حرف بزنید

حتی اگر برای‌تان سخت است در مورد احساسات‌تان با دیگران حرف بزنید، باید راهی پیدا کنید که اندوه و ترس و اضطراب‌تان را با کسی در میان بگذارید. اگر بدانید افرادی هستند که نسبت به احساس شما آگاهند، کمتر احساس تنهایی می‌کنید و زودتر می‌توانید این مرحله را پشت سر بگذارید.

به خودتان یادآوری کنید که هنوز آینده وجود دارد

همه‌ی افراد در زمان ازدواج برای آینده‌ی خود برنامه‌هایی دارند و آرزو‌های خود را در قالب این برنامه‌ها جا می‌دهند. بعد از جدایی اصلا کار ساده‌ای نیست که این آرزو‌ها و برنامه‌ها را فراموش کنید، اما می‌توانید به خودتان یادآوری کنید که آینده همچنان وجود دارد و امید‌ها و آرزو‌های جدید در نهایت جایگزین خواهند شد.

پیدا کنید واقعا به چه چیزی نیاز دارید

برخی از افراد بعد از پایان یک رابطه می‌دانند دقیقا چه چیزی بیشتر از همه آزارشان می‌دهد، اما در چرخه‌ای از خود سرزنش‌گری گرفتار می‌شوند و با خود فکر می‌کنند: هر اتفاقی که افتاده تقصیر من بوده، شاید سزاوار این بوده‌ام که همین طور با من رفتار شود یا کنار گذاشته شوم، من دوست داشتنی نیستم، غیر قابل تحملم و …. این افراد در طوفانی از احساسات مرتبط با رابطه‌ی تمام شده گرفتار می‌شوند. این طبیعی است که بعد از پایان یک رابطه، احساس شکست کنید و آسیب پذیر شوید، اما باید بتوانید با کمترین احساس فرسودگی و ناامیدی از آن عبور کنید.

از خودتان بپرسید: «بیشتر از همه به چه چیزی نیاز دارم؟». پاسخ به این سوال نباید سطحی باشد، مثلا: «یک دوست که با او به سفر بروم» یا «یک رئیس که ایده‌های من را بپسندد» یا «یک دوست که من را بخنداند». همچنین پاسخ شما نباید به رابطه‌ای که تمامش کرده‌اید ربط پیدا کند، مثلا: «به کسی نیاز دارم که مثل او با من حرف بزند» یا «کسی را می‌خواهم که مانند او تحسینم کند».

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

در عوض، شما باید نیاز‌های عمیق‌تر خود را بررسی کنید؛ «شما به عنوان یک انسان به چه چیزی نیاز دارید تا بیشتر رشد کنید؟». پاسخ به این سوال می‌تواند شامل این موارد شود: «من باید مهارت‌های به درد بخورتری کسب کنم»، «باید احساس کنم که مورد احترام هستم» یا «باید احساس کنم که قادرم خود واقعی‌ام را به دیگران نشان بدهم».

پایان رابطه‌تان را بررسی کنید و ببینید چه چه چیز‌هایی از دست رفته است

در ادامه‌ی بررسی احساسات‌تان باید نگاهی به پشت سرتان بیندازید و ببینید رابطه‌تان چگونه به پایان رسیده است و چه چیز‌هایی را از دست داده‌اید. خشم و اندوه‌تان را نادیده نگیرید. البته کنار آمدن با اندوه می‌تواند تا حدود زیادی گول زننده باشد و شما را در سیکلی معیوب گرفتار کند.

ما معمولا وقتی که دچار اندوه می‌شویم روی چیز‌های خوب تمرکز می‌کنیم: «ما هرگز دیگر نمی‌توانیم آخر هفته‌ها دور هم جمع شویم» و …. شما باید با این افکار و احساسات خداحافظی کنید. یکی از دلایل اینکه افراد نمی‌توانند پروسه‌ی اندوه و غصه خوردن را تمام کنند، آرزوها، رویا‌ها و خاطرات زیادی است که وجود دارد.

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

با آدم‌هایی که حمایت‌تان می‌کنند و به شما انرژی می‌دهند بیشتر وقت صرف کنید

هوشمندانه انتخاب کنید که با چه افرادی بیشتر وقت صرف کنید. دوروبرتان را با آدم‌های مثبتی که به شما گوش می‌دهند و برای‌تان ارزش قائلند پُر کنید. شما نیاز دارید بدون اینکه احساس کنید مورد قضاوت و انتقاد قرار می‌گیرید یا کسی به شما دستور می‌دهد، آزادانه حرف بزنید.

همانطور که گفتیم با پرسیدن سوال‌های اساسی در مورد احساسات و چیز‌های از دست رفته می‌توانید آن‌ها را مشخص کرده و راحت‌تر از آن‌ها فاصله بگیرید. البته این پرسش و پاسخ‌ها ساده نیستند و کشف خود سوال و سپس جواب دادن به آن‌ها ممکن است به زمان و تلاش زیادی نیاز داشته باشد، اما بخش بسیار مهمی از التیام روح بعد از پایان یک رابطه است. یک انسان برای اینکه سالم زندگی کند و از روزمرگی‌های خود لذت ببرد باید هیجانات سالم و مثبت را تجربه کند. احساسات منفی خود را بفهمید، بروز دهید و کنار بگذارید!

منابع: ideas.ted، helpguide