۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!


برترین‌ها: اظهارات چندی پیش حجت‌الاسلام محمد ادریسی و پیشنهاد قوانینی به مجلس جهت تسریع در امور ازدواج جوانان، باعث ایجاد بحث‌ها و اظهار نظر‌های متفاوتی نسبت به این موضوع شد. ازدواج مساله‌ای پیچیده در ایران شده، از طرفی برخی بنا دارند با دستور و توصیه جوانان را ترغیب به ازدواج زودهنگام کنند، از طرفی متغیرهای تاثیرگذاری چون اقتصاد راه را برای ازدواج زودهنگام بسته است.

تغییرات اجتماعی و گسترش سبک‌های جدیدی از زندگی مقل ازدواج سفید، کمی فضا را مخدوش‌تر از پیش کرده، این مطلب در ابتدا پیشنهاد «ادریسی» را مرور کرده و بعد واکنش‌ها.

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

قانون دوازده گانه ازدواج برای تسریع و شتاب ازدواج

قانون اول: ابتدای دوره ازدواج اختیاری ۱۷ سال و انتهای آن ۲۸ است و اگر کسی ازدواج نکرد باید ازدواج اجباری داشته باشد.

قانون دوم: اگر کسی بعد از سن ۲۸ سالگی از ازدواج امتناع کرد از او ربع درآمد کسب و کار و صنعت یا مالیات از تجارت او گرفته می‌شود و به آن‌ها که می‌خواهند ازدواج کنند و گرفتار فقر هستند داده می‌شود.

قانون سوم: اگر فرد در این دوره سنی ازدواج نکرد اگر بیمار بود، معالجه او مجانی است و اگر بیماری بدون علاج داشت از ازدواج او امتناع شود و اگر بیماری او معالجه شد و ازدواج نکرد باید تمام هزینه‌های ازدواج یک زوج را پرداخت کند.

قانون چهارم: اگر پس از دوره ازدواج اختیاری فرد ازدواج نکرد از او در مناصب مدریتی و تدریس و عضویت در هیئت علمی و کار‌های کلیدی هرگز استفاده نمی‌شود.

قانون پنجم: اگر صاحبان مشاغل و کسب و کار به تعداد تعیین شده از جوانان که در دوره ازداوج اختیاری هستند چه دختر باشد و چه پسر وام خودکفایی و ازدواج بدهند از دو تا سه سال معاف از هرگونه مالیات و عوارض می‌شوند.

قانون ششم: کسی که سن او بالایی چهل سال است و فرزندی ندارد اگر به لحاظ جسمی و مالی، شرایط اش را داشته باشد موظف است که باتوجه به توانایی‌های او از یک تا چهار یتیم از کودکان کار یا شیرخوارگاه یا یتیم‌خانه‌های کشور فرزند تقبل کند.

قانون هفتم: هرکس در این دوره ازدواج کرد و برادر بزرگ‌تری ندارد که به والدینش خدمت کند استخدام رسمی ادارات دولتی می‌شود و همچنین یک دختر اگر برادر بزرگ‌تر ندارد که از والدینش مراقبت کند شوهر او معاف از مالیات و سربازی تا زمان پایان حیات والدین است.

قانون هشتم: کسی که در دوره ازدواج اختیاری ازدواج کرد اگر فقیر بود به او در نزدیک‌ترین محل سکونت والدین در شهر خود زمینی یا منزل مسکونی یا مغازه‌ای برای کسب و کار که قابل برگشت باشد از طرف دولت‌ها و حکومت داده می‌شود.

قانون نهم: کسی که در دوره ازدواج اختیاری و قبل از ۲۸ سالگی ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد از سربازی معاف می‌شود و یارانه بیشتری از دولت‌ها دریافت می‌کند.

قانون دهم: کسی که بدون ازدواج به سفر‌های خارجی غیر زیارتی و علمی می‌رود عوارض خروج بیشتری باید بدهد واگر بدون عذر معقول همسر خود را با خود نبرد یا در خارج ازدواج کند نصف دارایی‌های او برای همسر اول و فرزندان است.

قانون یازدهم: دانشجویان و طلاب تنها به دلیل تحصیل علم در داخل یا خارج از کشور تنها دو سال می‌توانند تاخیر در ازدواج داشته باشند.

قانون دوازدهم: گواهی گذراندن حداقل دو دوره رایگان «حقوق متقابل و مترابط زن و شوهر» و «روش تعامل و آموزش تربیت فرزندان» قبل از ازدواج اختیاری یا ازدواج اجباری باید توسط دختر و پسر ارائه گردد تا پنج درصد به وام ازدواج آن‌ها اضافه شود.

اما شنیده‌ها حاکی از این است که این موضوع نه تنها طرح مجلس یازدهم برای موضوع تشویق ازدواج و افزایش جمعیت نیست بلکه هیچ پیشنهاد هیچ مسئول و یا کارشناس خبره‌ حوزه خانواده هم نیست بلکه متنی است که اولین بار در سال ۹۷ سایت پارسینه با عنوان «قانون دوازده گانه برای تسریع و شتاب ازدواج» منتشر کرده بود.

واکنش کاربران در فضای اجتماعی

قوانین عجیب و غریب آن از روز گذشته بازتاب گسترده‌ای را در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت. این طرح که با عنوان «ازدواج اجباری» مطرح شده است، باعث شد تا کاربران و فعالان فضای مجازی با داغ کردن هشتگ آن، انتقادات و واکنش‌های طنزی را در توئیتر با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

۲۸سالگی، آخرین فرصت برای ازدواج هر ایرانی!

ابهری، روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشكی تهران در این باره می‌گوید:

* یكی از بحث‌های داغی كه این روزها نقل بعضی از محافل شده و نسبت به آن اظهارنظرهای متفاوتی می‌شود، محدوده سنی ازدواج جوانان است.

* سن ازدواج باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است. بلوغ روانی، عنوانی است كه روان‌پزشكان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام می‌برند. از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته می‌شود. اما اختلافی که ما با حقوقدانان در این زمینه داریم این است که حقوقدان‌ها به حداقل كفایت می‌كنند و معتقدند فقط كافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد ولی عقیده روان‌پزشكان و اصولا مكاتب روان‌شناختی بر این است كه فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحله‌ای برسد كه نه تنها نسبت به خود شناخت كافی پیدا ‌کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلكه نسبت به فردی كه در نظر دارد با او ازدواج كند نیز شناخت كافی به‌دست آورد.

*بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی،‌ علمی، آموزشی و… برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسكن و حداقل نیازهای خانواده را تامین كند.

*یك فرد ممكن است در سن 20 سالگی زمینه‌های فوق را یكجا و كامل پیدا كند. در حالی كه فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد. در مورد خانم‌ها هم به همین شكل است. یك دختر جوان ممكن است در سن مشخصی به رشد كامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یك رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی كه با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد. در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلكه به جامعه هم كشیده می‌شود. جامعه‌ای كه نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است.

نظر شما در رابطه با اجرا شدن این طرح چیست؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منابع: روزنامه همشهری، مشرق‌نیوز

برجام پنج ساله شد؛ خواب بود هر چی که دیدیم


روزنامه اعتماد: پنج سال پیش بدبین‌ترین‌ها هم فکرش را نمی‌کردند، فرجام برجام این شود، اما خب روزگار پدیده‌ای، چون ترامپ را رو کرد و شد هر آنچه نباید می‌شد.

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را در پنجمین سالروز آن باید با چه کلماتی توصیف کرد؟ توافقی از دست رفته؟ زنده، اما وابسته به دستگاه تنفسی یا قاب عکسی یادآور شکست جامعه جهانی در پایان دادن به یک بحران با توسل به دیپلماسی؟

در بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده دیگر چهره‌هایی که در ۱۴ جولای ۲۰۱۵ در پایتخت اتریش دستان یکدیگر را به نشانه پیروزی فشردند و مقابل دوربین خبرنگاران از فصلی نو در رابطه ایران با جامعه جهانی سخن گفتند در راس ساختار سیاسی نیستند. در ایران تا یک‌سال دیگر دولتی که معمار برجام بود عرصه قدرت را واگذار خواهد کرد و البته که آنچه بر این توافق هسته‌ای رفت بی‌تاثیر بر هویت سیاسی جانشین حسن روحانی نخواهد بود.

برجام پنج ساله شد؛ خواب بود هر چی که دیدیم؟

برجام پنج ساله شد؛ خواب بود هر چی که دیدیم؟

شاید بتوان برجام را یکی از بدشانس‌ترین توافق‌های تاریخ معاصر دانست؛ توافقی که در دو کشور اصلی در گعده ۷ کشور توافق‌کننده یعنی ایران و ایالات متحده بیش از آنکه ابزاری باشد برای تامین منافع ملی هر کدام از این دو کشور به ابزاری در اختیار جناح‌های سیاسی تبدیل شد.

در ایران بسیاری تدبیر نظام در توسل به مذاکره برای حل و فصل بحرانی ساخته و پرداخته غرب را به برگی برای بازی‌های سیاسی تبدیل کردند و منصفانه نیست که در تقسیم‌بندی تقصیر سهمی برای دولت حسن روحانی در نظر گرفته نشود همان‌گونه که نمی‌توان تلاش رقبای سیاسی روحانی برای تخریب فضا پس از برجام را نادیده گرفت. در ایالات متحده امریکا نیز برجام تبدیل به ابزاری برای کینه‌توزی دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده با باراک اوباما شد که به نخستین رییس‌جمهور این کشور تبدیل شده بود که توانست با جمهوری اسلامی ایران پس از ۴ دهه به یک توافق دست پیدا کند.

دونالد ترامپ با خروج از توافق هسته‌ای با ایران زنجیره‌ای از اقدام‌های ضدایرانی را آغاز کرد: بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای، گسترش دامنه تحریم‌های غیرهسته‌ای، قرار دادن نام مقام‌های ارشد ایران در لیست تحریم از جمله محمدجواد ظریف، تلاش برای تحریک ایران در منطقه خلیج‌فارس و در نهایت ترور سردار شهید قاسم سلیمانی در خاک عراق. برجام در حالی وارد پنجمین سال اجرا می‌شود که به نظر می‌رسد تاریخ در این پرونده در حال تکرار است.

سه کشور اروپایی حاضر در برجام نتوانستند پس از خروج ایالات متحده از این توافق به وعده‌های اولیه برای جبران خسارت عمل کنند. پس از خروج امریکا در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷، ایران تا اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ به بازماندگان در توافق فرصت داد تا راهی برای مقابله با یک‌جانبه‌گرایی سیاسی و البته زورگویی اقتصادی ایالات متحده پیدا کنند. فرصتی که در ایران با عنوان دوره «صبر استراتژیک» شناخته شد.

در نهایت وعده‌های متفاوت اروپا برای راه‌اندازی سازوکار مالی ویژه برای کار با ایران راه به جایی نبرد و کمپانی‌ها و شرکت‌های اروپایی یک‌به‌یک رفتن از ایران را به ماندن ترجیح دادند. ایران در اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ اعلام کرد که در پاسخ به بدعهدی طرف‌های مقابل از حق تعیین شده برای خود در برجام استفاده کرده و روند کاهش تعهدات را آغاز می‌کند. روندی که در ۵ گام برداشته شد و در نهایت ایران در نیمه دوم سال گذشته اعلام کرد که دیگر به سقف‌های فنی تعیین شده در برجام پایبند نخواهد بود. با این اقدام ایران توازن به توافق هسته‌ای بازگشت: پایان رعایت محدودیت‌های تعیین شده در برجام در مقابل بازگشت تحریم‌های ایران.

با برداشته شدن گام نهایی ایران در کاهش تعهدات برجامی، سه کشور اروپایی در مقام طلبکار ظاهر شده و اعلام کردند که مکانیسم حل و فصل اختلاف را کلید می‌زنند. اقدامی که کمتر از ۲۴ ساعت پس از اجرا مشخص شد در نتیجه فشار‌های ایالات متحده و تهدید تیم ترامپ به وضع تعرفه بر کالا‌های اروپایی بوده است. در نهایت جوزپ بورل، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به میدان آمد و اعلام کرد که سه کشور اروپایی مکانیسم حل و فصل اختلاف را به منظور کمک به حفظ برجام و نه اقدامی برای تخریب آن فعال کرده و فعلا از قید «تمدید نامحدود» فعال بودن این مکانیسم استفاده می‌کنند.

پس از این اظهارنظر گویا نوعی از آتش‌بس عملی میان ایران و بازماندگان در توافق برقرار شد. ایران همچنان متعهد به اجرای پروتکل الحاقی ماند و از کمیت و کیفیت نظارت‌ها بر برنامه هسته‌ای کم نکرد. در مقابل کشور‌های اروپایی با تماشای جدیت ایران به سمت فعال کردن سازوکار مالی برای ارتباط ویژه با ایران موسوم به اینستکس حرکت کردند.

وضعیت میان دو طرف هرچند مطلوب نبود، اما همچنان می‌توانستیم از حفظ شکلی برجام سخن بگوییم به خصوص آنکه برای ایران رسیدن به پایان مهرماه از اهمیت استراتژیکی برخوردار است، چراکه براساس برجام در این تاریخ تحریم‌های تسلیحاتی ایران به شکل خودکار برداشته خواهند شد. موضوعی که به خط قرمز دولت ترامپ تبدیل شده و در همین راستا تیم او از هر دستاویزی اعم از ادعای حضور در قطعنامه ۲۲۳۱ تا پخش پیش‌نویس جدید در شورای امنیت برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران استفاده می‌کنند.

برجام پنج ساله شد؛ خواب بود هر چی که دیدیم؟
تا امروز بازماندگان در برجام با علم به عدم تحمل این مساله توسط ایران مخالفت صریح خود را با تمدید تحریم تسلیحاتی ایران اعلام کرده‌اند و البته که در عالم سیاست نمی‌توان با قطعیت از تداوم این رویکرد در سه ماه باقیمانده سخن گفت. به موازات پرونده برجام و تحرکات در آن، ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم به اختلافی تازه برخورده است. اختلافی که ریشه آن در ادعا‌های اسراییل مبنی بر در اختیار داشتن اسنادی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران در گذشته است. در حالی به پنجمین سالروز برجام رسیدیم که سه کشور اروپایی حاضر در توافق، به بهانه عدم همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اعطای دسترسی به دو مکان مدنظر، قطعنامه‌ای را علیه ایران در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تصویب رساندند. اقدامی که هرچند مستقیما با برجام در تماس نیست، اما به معنای تسلیم شدن آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سه کشور اروپایی برجامی به درخواست‌های نامشروع رژیم صهیونیستی است.

دستاورد‌هایی که دیده نشدند

با مروری بر گذشته برجام، امروز ایران و ۱+۴ در حال گذراندن حیاتی‌ترین ماه‌ها در این توافق هستند. دونالد ترامپ ادعا می‌کند حاضر به مذاکره درباره توافقی بهتر و فراگیر با ایران است و تهران می‌گوید تنها راه بازگشت به برجام، لغو تحریم‌های هسته‌ای است. همزمان خروج امریکا از این توافق و بازگشت تحریم‌ها وضعیت اقتصادی در ایران را حتی از حیث تامین دارو و تجهیزات پزشکی با مشکلات فراوانی روبه‌رو کرده است. تحولاتی که مشروعیت و مقبولیت برجام را زیر سوال برده است.

امروز انتقاد‌ها پیرامون برجام از وارد دانستن ایراد‌هایی به اصل مذاکره تا محتوای برجام به انتقاد‌های بنیادی‌تر مانند زیرسوال بردن تلاش ایران برای رابطه با کشور‌های اروپایی رسیده است. طبیعتا رفتار اروپا جای اندک دفاعی در داخل ایران باقی نگذاشته، اما در حالی که دیر یا زود ایران و بازماندگان در برجام و حتی ایالات متحده باید فکری برای خروج از این بن‌بست کنند، مهم‌ترین وظیفه نگاه ملی به توافق هسته‌ای است. توافقی در ۱۵۰ صفحه با اشاره به جزیی‌ترین مسائل فنی و پیش‌بینی تمام سناریو‌های پیش‌رو و ممکن از پیشرفت خوب تا یک دهه پس از حصول تا احتمال شکست در نخستین سال‌های اجرا. بسیاری از انتقاد‌ها به برجام به نحوه اجرای آن بر اساس متن توافق است.

آنچه در تحلیل منتقدان برجام مغفول مانده نگاه به اصل مذاکره و پس از آن نحوه اجراست. مذاکرات بین‌المللی روند‌های جاری هستند که سکون و ایستایی در آن‌ها بی‌معناست. در این مذاکرات چه موضوع بحث ما برجام باشد و چه هر سوژه بین‌المللی دیگری، اجرای سند مهم‌تر از تولید آن است. ماحصل پیچیده‌ترین مذاکرات هم متنی است که در اجرا همواره طرفین تعبیر نزدیک به منافع خود را در اولویت قرار می‌دهند. از این حیث می‌توان گفت که برجام در اجرا شبیه بازی شطرنج است. زمانی که دو طرف در بستر یک توافق مهره‌ها را چیده و اجرای گام به گام تعهدات متقابل را آغاز می‌کنند همه چیز درست و دقیق مانند تکان دادن مهره‌های شطرنج است و هیچ کدام از طرفین نمی‌دانند که دیگری قرار است در زمین این توافق کدام مهره با کدام خاصیت را تکان بدهد.

مساله دیگر که در تحلیل خوب یا بد بودن برجام باید مدنظر قرار بگیرد، دست باز هر کدام از طرفین برای اجرای مو به موی مفاد متن است. به عنوان نمونه متن برجام به گونه‌ای در ۱۵۰ صفحه به همراه ضمایم تنظیم شد که امروز جمهوری اسلامی ایران اجرای تمام تعهدات فنی هسته‌ای را متوقف کرده، اما همچنان عضوی از این سند است.

امروز برخی منتقدان توافق هسته‌ای همچنان منافع این توافق را صرفا در دو دو تا چهارتای اقتصادی جست‌وجو می‌کنند که البته اصلی‌ترین انگیزه برای ایران در مذاکرات رفع تحریم‌ها بود، اما آیا باید تلاش ایران برای پایان دادن به پرونده ایران‌هراسی در سطح بین‌المللی و حذف عنوان «تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی بودن» از پیشانی برنامه هسته‌ای کشورمان در شورای امنیت را نادیده گرفت؟ آیا تا پیش از برجام در غیاب ایران قطعنامه پشت سر قطعنامه علیه کشورمان تصویب نمی‌شد و حتی دوستان امروز ما یعنی چین و روسیه از صحن شورای حکام تا شورای امنیت سازمان ملل متحد دستان خود دوشادوش سایر کشور‌ها در حمایت از تحریم ایران بالا نمی‌بردند؟

آیا تا پیش از تدبیر نظام برای جدال تن به تن دیپلمات‌های ایرانی با دیپلمات‌هایی از ۶ کشور، سخن از قطع زنجیره غنی‌سازی در ایران نبود و بر اساس برجام ۶ قدرت جهانی پذیرفتند که به جدول زمانی برای تحقیق و توسعه برنامه هسته‌ای ایران به شمول غنی‌سازی تن داده و صنعتی شدن برنامه هسته‌ای ایران را بپذیرند؟ آیا در برجام دولت ایالات متحده که طبق پروتکل‌های همکاری هسته‌ای با کشور‌ها مجوز غنی‌سازی را صادر نمی‌کند، تن به پافشاری جمهوری اسلامی ایران برای برخورداری از این صنعت نداد؟

بی‌شک برنامه جامع اقدام مشترک عاری از ایراد نیست و اتفاقا اگر کارشناسان مسائل حقوقی و فنی جدا از گرایش‌های حزبی دست به کار شده و متن را به عنوان نمونه‌ای قابل قبول و موجه روی میز کارشناسی قرار بدهند، نظام می‌تواند از آنچه در برجام جا ماند در مذاکرات آتی استفاده کند. برای رسیدن به آن نقطه باید مقصر اصلی در آستانه فروپاشی قرار داشتن برجام را شناخت.

برجام نه نخستین سندی بود که ایالات متحده به دلیل آنچه لحاظ نشدن منافعش در آن می‌خواند از آن خارج شد و نه آخرین مورد بود. ندیدن منافع سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی برجام برای ایران تا پیش از خروج ترامپ از این توافق، طناب نجاتی نیست و نخواهد بود. تخریب برجام به عنوان سندی که حتی خروج از آن هم توانست دست امریکای ترامپ برای هر اقدامی علیه ایران را باز کند، جز تخریب توان دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و تضعیف جایگاه مذاکره‌کنندگان امروز و فردا از هر طیف و تبار سیاسی دستاورد دیگری ندارد.

برجام پنج ساله شد؛ خواب بود هر چی که دیدیم؟

۲۳ ماه مذاکره برجام اندازه ۳۰ سال تجربه برای ایران به ارمغان آورد

احمد توکلی، نماینده پیشین مجلس و فعال سیاسی اصول‌گرا:

این توافق مملو از متون طولانی و مبهم است. به هر حال طرف مقابل تجربه داشت، نیروی انسانی کافی داشت و الفاظی در توافق گنجاندند که دوپهلو بودند و به آن‌ها اجازه می‌داد که از زیر بار تعهدات‌شان فرار کنند.

البته من همواره این را تاکید کرده‌ام، جمله‌ای ا‌ست که بار‌ها گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم: ۲۳ ماه مذاکره برجام اندازه ۳۰ سال تجربه برای ایران به ارمغان آورد چرا که یک طرف وزیر خارجه ما با چند معاون مدیرکل‌هایش می‌نشست و در سوی دیگر میز ۶ قدرت جهانی با یک عقبه کارشناسی و دیپلماتیک قدرتمند.

نفس همین دور میز نشستن و مذاکره کردن، خیلی تجربه دیپلماتیک و مذاکراتی ما را تقویت کرد. به نظر من باید تیم مذاکراتی ما، تمام روند مذاکرات منتهی به برجام را مستندسازی بکند با هدف استفاده از این تجربه. مستند شدن این مذاکرات برای تاریخ ایران لازم است، برای تجربه‌های بعدی لازم است و برای درس گرفتن ضرورت دارد.

نیاز اروپایی‌ها به امریکا مانع نقش‌آفرینی مستقل آنهاست

«شیرین هانتر» کارشناس مسائل ایران و استاد دانشگاه جورج تاون واشنگتن:

من فکر می‌کنم برجام مرده است و باید طرحی نو در انداخت. به عقیده من برجام زمانی مرد که ایالات متحده از برجام خارج شد و طرف اروپایی نتوانست به تعهداتش در قبال ایران عمل کند. اروپا در توافق هسته‌ای تعهد داده بود که تحریم‌ها برداشته می‌شوند و علاوه بر برقراری تجارت و مبادلات بازرگانی معمول، سرمایه‌گذاری‌هایی نیز در ایران صورت خواهد گرفت. در عمل، اما زمانی که امریکا تصمیم به خروج از برنامه جامع اقدام مشترک گرفت، همه این تعهدات به کنار رفت و اروپا نتوانست در تأمین منافع اقتصادی تهران نقشی ایفا کند.

برجام پنج ساله شد؛ خواب بود هر چی که دیدیم؟

در شرایط فعلی من امیدی ندارم که اروپا تمام‌قد به صحنه بیاید و با امریکا رودررو شود تا بخواهد توافق هسته‌ای را نجات دهد چرا که این مساله با واقعیات موجود در روابط اروپا و ایالات متحده همخوانی ندارد. ما می‌دانیم نه رفتار امریکا و نه رفتار اروپا براساس «حق» و «قانون» نیست، اما در روابط بین‌الملل این حق و قانون نیستند که تعیین‌کننده‌اند.

واقعیت امر این است اروپا و آمریکا که دست کم در میان‌مدت روابط نزدیکی در حوزه‌های اقتصادی و امنیتی خواهند داشت مگر آنکه امریکا مستقلا تصمیم بگیرد به حمایت امنیتی و نظامی از اروپا پایان دهد. باید توجه کرد که هنوز اروپا و به ویژه کشور‌های اروپای غربی، روسیه را یک تهدید می‌دانند. شاید نه یک تهدید بالفعل بلکه یک تهدید بالقوه که ممکن است در آینده خطرساز شود. به همین دلیل بر اساس موازنه و اصل بازدارندگی کشور‌های اروپایی می‌خواهند امریکا از آن‌ها حمایت کند. طبیعی است که این حمایت نظامی و امنیتی یک بهایی دارد و بهای آن نیز به عقیده من استقلال اروپا در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی است.

چرا هر چیزِ «دخترانه» در ایران، دردسرساز می‌شود؟


وب‌سایت میدان – المیرا بهمنی: این مقاله می‌کوشد نشان دهد مخالفت مذهبی‌نماها با آموزش دختران، چه تاثیری بر ظهور «گفتمان امنیت» و مطالبه آن از سوی ملی‌گرایان زن و مرد در عصر مشروطه داشت و در مقابل وام‌گیری مذهبی‌نماها از گفتمان ملی‌گرایانه چه تاثیری بر مناسبات جنسیتی این دوره گذاشته است.

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

در ۱۲۸۵ش زمانی که بی‌بی‌خانم استرآبادی یکی از اولین مدارس دخترانه را تاسیس کرد چندی نگذشت که با حمله و غارت مخالفان مدرسه به تعطیلی کشانده شد. افضل وزیری فرزند بی‌بی‌خانم و از فعالان زنان آن دوره، مخالفت سنت‌پناهان را اینگونه روایت می‌کند: «[یکی]فریاد زد: بر آن مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است. مردم هم زار زار گریستند و در محله خود ما آقای سیدعلی شوشتری ورقه‌ای چاپ کرد که عنوانش از این قرار بود که این دبستان دوشیزگان که بی‌بی خانم افتتاح کرده است، این زن مفاسد دینیه دارد، در منزلش تار می‌زند و اجتماع هنرمندان است. این تکفیرنامه‌ی مادرم را دم واگن‌های اسبی، ورقه‌ای یک‌شاهی می‌فروختند. در همان اوقات اوباش محل را هم تحریک کردند تا بریزند و مدرسه را غارت کنند و به‌هم بزنند.»

دو سال بعد همزمان با به توپ بسته شدن مجلس، زمانی که بی‌بی‌خانم نزد مخبرالسلطنه‌ی هدایت، وزیر معارف وقت می‌رود و خواستار بازگشایی مدرسه‌اش می‌شود بهت‌زده با این پاسخ از سوی وزیر مواجه می‌شود که «خانم از من کاری ساخته نیست…با آن‌ها نمی‌توانم دربیفتم.». پس ازچانه‌زنی‌های بسیار در نهایت به او گفته شد که با رعایت دو نکته می‌تواند مدرسه را دوباره راه بیاندازد. نخست باید تابلوی مدرسه را پایین بیاورد؛ زیرا مخالفان معترض بودند که «دوشیزه به معنای باکره است و باکره شهوت‌انگیز!». دوم اینکه لازم بود در شرایط پذیرش دختران تغییراتی به وجود بیاید و به جای پذیرش دختران هفت تا دوازده ساله تنها از دختران چهار تا شش ساله ثبت‌نام به عمل آورند.

در زمانی که مخالفان خشمگین به دبستان دوشیزگان و ساکنانش هجوم آورده بودند نزدیک به چهار سال از اولین تلاش‌ها برای تاسیس مدارس دخترانه در ایران می‌گذشت. ۱۱۸ سال پیش، طوبی رشدیه (دختر میرزاحسن رشدیه) نخستین تلاش نافرجام در تاسیس مدرسه دخترانه را انجام داد که تنها چهار روز تاب حملات خصمانه را آورد. اندکی بعد از انقلاب مشروطه دیگرانی همچون علویه، شهناز و جمیله رشدیه، مهرتاج رخشان و صدیقه دولت‌آبادی از جمله زنانی بودند که با هزینه‌ی شخصی خود مدارس دخترانه تاسیس و اداره کردند. اما این «هزینه»‌ها صرفا مالی نبودند؛ بی‌بی‌خانم استرآبادی را تکفیر و به مدرسه‌اش حمله کردند، به مهرتاج رخشان در خیابان سنگ می‌انداختند و قصد آتش زدن مدرسه‌اش را داشتند و صدیقه دولت‌آبادی بار‌ها در خیابان و حتی در منزلش مورد حمله مهاجمان قرار گرفت.

این قسم حملات به مدارس دخترانه و معلمان و محصلانش در دوره قاجار چنان فراگیر بود که بسیاری از کسانی که قصد گشایش مدرسه داشتند یا مایل به تحصیل دخترانشان بودند، از بیم جان و مال‌شان، عطای «علم‌اندوزی» را به لقایش می‌بخشیدند. چنانچه در بحبوحه انقلاب مشروطه و همزمان با تاسیس مدرسه دوشیزگان، یکی از همین زنانِ توامان مشتاق و مایوس می‌نویسد: «از زنان خواسته‌اید که دستی از آستین درآورده به تربیت بنات خود بپردازند اگر مرد‌های بی‌تربیت بگذارند. بار‌ها به خیال این بی‌بضاعت رسیده که به زور مختصر مدرسه‌ای باز کنم و فایده‌ای هم ببرم. افسوس که تاسیس این اساس نشده بسته خواهد شد»

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

تاسیس اولین مدارس هرچند از تهران آغاز شد، اما متجددان در اصفهان، رشت و مشهد نیز به‌سرعت دست‌به‌کار شدند. حکایت تهدید‌ها وتکفیر‌هایی که شاهزاده فروغ‌السلطنه آذرخشی، موسس اولین مدرسه دخترانه در مشهد، با آن روبرو شد شرحی دقیق از شیوه‌ی مبارزه‌ی اولین زنان مدیر به‌دست می‌دهد. عزیزه شیبانی، شرح منازعات مادرش با مخالفان را چنین روایت می‌کند: «مادرم دید خیلی از این عالم‌نما‌ها اذیت می‌کنند و می‌گویند دختر نباید سواد داشته باشد و گرنه نامه عاشقانه می‌نویسد تهدید کردند که مدرسه را می‌سوزانند و خراب می‌کنند. مادرم ایستادند و گفتند خیلی‌خوب هروقت شما آمدید سوزاندید و خراب کردید، آن روز مدرسه را می‌بندم. مادرم سه سال مبارزه کرد و در سال ۱۲۹۳ ساختمان مدرسه آماده شد». فروغ‌السلطنه برای حفاظت از مدرسه‌اش از مردان منزل برای مقابله با مهاجمان احتمالی کمک گرفت: «آن‌ها که دائما این حرف‌ها را میزدند حاضر نبودند که خودشان را با اسلحه روبرو کنند.

چون سه تا از برادر‌های بزرگ من با سه تا از نوکر‌های خانه اسلحه به دست شب و روز از مدرسه مراقبت می‌کردند و مواظب بودند به دخترانی که به مدرسه می‌آیند کسی صدمه نزند» در نهایت مخالفین که از حمله به مدرسه مایوس شده بودند «فقط تهدید میکردند، و تکفیر می‌کردند و می‌گفتند این آدم، آدم خدانشناسی است.» در نهایت شیبانی نتیجه می‌گیرد که حضور نگهبانان مدرسه منجر به ایجاد حس امنیت و اطمینان خانواده‌ها درمقابل آزارگران شد «بعد هم کم‌کم مردم جرات پیدا کرده بودند تا بچه‌هایشان را به مدرسه بفرستند و مدرسه خیلی شاگرد پیدا کرد. یعنی وقتی مردم مطمئن شدند که دیگر کسی با آن‌ها کاری ندارد بچه‌هایشان را در خیابان‌ها کتک نخواهند زد، دخترانشان را آوردند به مدرسه مادرم»

هم‌زمان با تاسیس مدرسه «فروغ» در مشهد، آذرمیدخت نیکروان در رشت اقدام به تاسیس مدرسه کرد که با شکستن شیشه‌ها با سنگ و کلوخ مواجه بود. سه سال بعد روشنک نوع‌دوست دبستان سه‌کلاسه‌ی خود را در رشت تاسیس کرد و بار فشار‌های اجتماعی را به جان خرید تاجایی که «بقال سرگذر او را روسپی بخواند و به آن حرامی نمک نفروشد»

نگرانی روزافزون تجددخواهان از واکنش‌های خشماگین سنت‌پناهان را باید در پرتو گفتمان گسترش‌یابنده‌ی «امنیت» در دوره پسامشروطه بررسی کرد. گفتمان امنیت در این دوره که علاوه بر مرز‌های جغرافیایی خارجی و داخلی، بر کنترل امکان‌های پرکتیس «شهروندی مدرن» و ابعاد اجتماعی آن نیز سیطره می‌یافت، مجال بقای خود را در قدرت‌گیری پلیسی منظم می‌دید. دربسیاری از متون این دوره درباب مدارس، نیاز به وجود یک پلیس منظم و یکدست و دولتی مقتدر برای حمایت از اقلیت تجددخواه پیوسته تکرار می‌شود.

نمونه‌ای از این دست نوشته‌های ناظم‌الاسلام کرمانی است که در روزنامه‌اش به نقل از میرزا سیدمحمدصادق طباطبائی، مدیر مدرسه‌ای، بر لزوم تامین امنیت دختران محصل تاکید می‌کند و فقدان پلیس منظم و مقتدر را مانع اصلی در گشایش مدارس دخترانه می‌داند: «چیزی که مانع ایجاد و افتتاح مکاتب دخترهاست، نبودن اداره‌ی بلدیه‌ی منظم، نداشتن پلیس مرتب، ممانعت جهله و معاندین و نداشتن زن‌های معلمه‌ی بااخلاق و ترتیبات صحیحه و کتب درسی کلاسی و عدم امنیت و اجرای مجازات خائنین [است]…

در موقع ترخص دختر‌ها محافظت آن‌ها در کوچه و خیابان‌ها از هیات اجتماعیه‌ی الواط و اشرار و جوانان جاهل و اصحاب عزب بی‌تربیت چگونه می‌شود کرد و اگر یک نفر از الواط و اشرار با یکی از ذختر‌ها طرف شد و اسباب زحمت فراهم آورد، که ممانعت می‌کند و کی نجات می‌دهد و استطاعت اینکه برای چند نفر از آن‌ها یک فراش مستحفظ مقرر داریم نداریم. پس باید اول اداره‌ی پلیس و نظمیه را مرتب کنیم، آن‌وقت موجبات تاسیس مدارس دختر‌ها را فراهم آوریم که اگر وقتی یک نفر جاهل معترض یکی از بنات شد، فورا پلیس او را گرفته به اداره‌ی نظمیه برد و در آن‌جا بدون ملاحظه مجازات دهند.»

بی‌بی‌خانم در جایی دیگر این نگرانی محافظه‌کاران را نشانی بر سست‌ایمانی آنان می‌داند: «این مطلب را هر قسم جواب بدهم قلبم آرام نمی‌گیرد به این جهت که معلوم می‌شود به درجه‌ای در مذهب و دین اثنی عشری شبهه دارید که اطلاع ما زنان را منافی قبول دین و مذهب می‌دانید.»

این تفسیر‌های «برابری‌خواهانه» از روایات،در آمیختگی با گفتمان ملی‌گرایانه نزد ایرانیان ملی‌گرای دوره مشروطه که توسعه، تجدد و ترقی ملی را مهم‌ترین هدف خود می‌دانستند، امکان پردازش تفاسیر جدیدتر و پیچیده‌تری از آن‌چه مساله‌ی زن نامیده می‌شد را فراهم آورد. بسیاری از نویسندگان جراید تجددخواه، ریشه مشکلات وطن را در محرومیت زنان از تحصیل می‌دیدند. برخی همچون بی‌بی‌خانم استدلال میکردند که «نصف ترقی مملکت بسته به دانستن زنهاست» و برخی همچون طایره ترقی را یکسره به آموزش زنان پیوند می‌دادند: «در هر مملکتی که طایفه‌ی اناثیه بی‌تربیت ماندند در آن مملکت ترقی و تمدن غیرممکن است، زیرا که تربیت و تمدن اطفال به عهده مادر است»

سه سال بعد از مشروطه، شرف‌نساء گیلانی، رواج خرافه میان زنان و ناتوانی در تربیت فرزندان سالم را نتیجه‌ی منع تحصیل دختران می‌داند و نیاز به گشایش مدارس دخترانه و تعلیم خانه‌دای و بچه‌داری را در کنار آموزش ریاضی، جغرافیا و اقتصاد از آن جهت لازم می‌داند که اولین گام در راه ترقی ملی، آموزش مادران آینده‌ی وطن است «زیرا که آغوش ما برای بچه‌های ما اولین دبستانی است که پسر و دختر همه‌ی فرزندان وطنی ناچارند که در آن دبستان تربیت بشوند…اگر اولیای امور مایل‌اند که اسباب تحصیل و تسهیل ترقی ایران را فراهم کنند ناچار باید تربیت را از دوشیزگان شروع فرمایند که بهره‌اش عام باشد.»

شهناز رشدیه (آزاد) نیز با همین استدلال از اولیای امور می‌پرسد: «آیا مادران دانا با مادران نادان یکسان‌اند؟ هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون؟»

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

در همین‌دوره بود که تقسیم جنسیتی کار درخانه از مهم‌ترین اهداف تجددخواهان و رکن اساسی پرورش فرزندان وطن‌پرست و ترقی مملکت دانسته می‌شد و اندک‌اندک نسبت آن با مدارس دخترانه‌ی جدید واضح‌تر. در ۱۳۲۹ق ادیب‌الممالک فراهانی نطقی در باب لزوم آموزش دختران به عنوان مادران و پرورندگان پسران وطن‌پرست ایراد می‌کند: «بدانید و آگاه باشید که عمده محرومی ما از ترقی و سعادت، همان سوء تربیت فرزندان بوده است و سوءتربیت حاصل نشده است مگر از فقدان کمال در مادران، زیرا برای اطفال اهمیت مادر بیش از پدر است:، چون پدر پدیدآورنده است و مادر نگهدارنده. پدر پدید می‌آورد و مادر می‌پرورد. آوردن کاریست که همه‌کس داند و پروردن امری است که هرکس نتواند»

همزمان با بسط گفتمان تجددخواهانه که بر آموزش زنان و نقش همسری و مادری آنان تاکید می‌کرد، مقاومت دلواپسان نظم جنسیتی موجود نیز تنها به تکفیر و تهدید جانی محدود نشد.

روایت‌های مخالفان که در ابتدا هم‌صدا با شیخ‌فضل‌الله بود، رفته رفته با ادغام دل‌نگرانی‌های وطن‌پرستانه از «استیلای بیگانگان»، صورتی ملی‌گرایانه به‌خود گرفتند؛ با این تفاوت مهم نسبت به ملی‌گرایان مخالفشان که در مفصل‌بندی محافظه‌کاران از نسبت مدرسه دخترانه و استقلال ملی، نابودی کشور نتیجه‌ی نابودی اعتقادات و نتیجه‌ی آموزش و آزادی دختران دانسته می‌شد؛ بنابراین از نظر آنان محروم کردن دختران از شرکت در مدارس نوین اولین گام در حفظ استقلال ملی درنظر گرفته می‌شد.

یکی از روایت‌هایی که بر پیوند آموزش دختران و نابودی وطن تاکید می‌کرد داستان عبرت‌آموزی است که شیخ محلاتی نگاشته است. داستان با گفتگوی حاجی نظر تجددخواه و همسایه‌اش سلیمان سنت‌پرست آغاز می‌شود. حاجی نظر پس از نطقی غرا در باب اهمیت مدارس نوین و آموزش دختران، دلیل امتناع سلیمان از فرستادن دخترانش به مدرسه را جویا شده و در پاسخ می‌شنود «تا در حالت جهل و توحش بمانند».

دلواپسی سلیمان در این مورد تنها به رقص و موسیقی محدود نمی‌شود و به‌طور کلی تکالیف مدارس را در برمی‌گیرد «چون دختران در اثر ورزش و مشقی که می‌نمایند بسا باشد که بکارت آن‌ها زائل شود».

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

این روایت ساده‌انگارانه از پیوند آموزش دختران و استیلای بیگانگان به‌هیچ‌وجه یگانه روایت از این دست نبود.

منازعات اجتماعی بر سر حقوق زنان هرچند با آموزش دختران آغاز شد، اما محدود به آن نماند و به سرعت ابعاد اجتماعی و سیاسی جدیدی یافت. بازتفسیر گسترده‌ی متون، اصلاح مفاهیمی، چون شهروند و ملت، تغییر کارکردی در نقش اجتماعی زن به مثابه «ضعیفه» و کسی که «جز زائیدن کاری بلد نبود» به زن به مثابه «مادر فرزندان وطن» و «همسر» مردان، همگی در درون گفتمان ملی‌گرایانه و سنتی صورت گرفت و بر مدرنیته‌ی ایرانی تاثیری ژرف نهاد. آن‌چه که بسیاری از این زنان را دل‌نگران می‌کرد اول از همه وظیفه‌ی اجتماعی-ملی‌شان در قبال مام وطن بود.

از این‌رو عجیب نیست که در آن دوران تمام نقش‌پذیری‌ها و تغییرات ایجاد شده در خانواده هسته‌ای مدرنی که متجددان در پردازش آن دست داشتند (همچون عشق رمانتیک، تک‌همسری، تقسیم جنسیتی کار در خانه، تربیت فرزندان مفید و وطن‌پرست) همگی پس از این تعریف جدید از «شهروند وطن‌پرست» قرار می‌گرفت و در نسبت با آن یا در سایه‌ی آن تعریف می‌شد.

این نگرش شاید به‌نظر فمینیست امروزی چندان خوشایند نباشد، اما برای اولین فمینیست‌های ایران فرصتی بود تا دیگر «ضعیفه» نباشند. هم‌صدایی گروه کوچک اولین فمینیست‌های ایرانی در این منازعات و همراهی مردان تجددخواه ملی‌گرا با آنان، اما چنان در گفتمان ملی‌گرایانه‌ی پایان دوران قاجار طنین انداخت که میرزاصادق بروجردی مشروطه‌خواه، اتحاد خواهرانه‌ی آنان را چنین می‌ستاید و می‌سراید: «الا زنان! همگی یار و متفق گردید/ که نیست درد شما را جز این دوا تدبیر

شوید متحد و یار وغمگسار به هم/ قرین و متصل و بسته هم‌همچنان زنجیر

برای نوع بشر ز علم چیزی نیست/ به وقت حاجت برتر ز هر ظهیر و نصیر»

ثبت برند و هر آنچه باید بدانید


برترین‌ها: امروزه دنیای تجارت و کسب و کار‌ها نسبت به گذشته دستخوش تغییرات بسیاری شده است و به همین دلیل نیز افراد بسیاری در مشاغل و کسب و کار‌های متفاوت خود ثبت برند را یکی از بهترین روش‌های کار در حوزه خود می‌دانند. طبیعی است که ثبت برند به نوبه خود مشروط به موارد و موضوعات متفاوتی است و به همین راحتی‌ها نیز نمی‌توان به آن دست یافت. به همین دلیل هم آشنایی با ثبت برند و هر آنچه باید در رابطه با آن بدانید مسئله مهمی خواهد بود. در این مطلب با شما هستیم تا به طور مفصل به همین موضوع بپردازیم.

ثبت برند و هر آنچه باید بدانید

برند چیست؟

شاید لازم باشد که در ابتدای کار به معرفی ثبت برند بپردازیم و بگوییم که اصولاً برند به چه معناست. به طور کلی باید بگوییم که برند یا همان علامت تجاری نشانی است که می‌تواند در امور اقتصادی شرکت‌ها مورداستفاده قرار گرفته و به آن‌ها اختصاص پیدا کند. برند می‌تواند نشان‌دهنده خدمات و یا کالا‌ها و محصولات هر شرکتی باشد و به همین وسیله نیز با سایز محصولات و خدمات مشابه در بازار تمایز پیدا می‌کند. در واقع باید بگوییم که برند همان چیزی است که می‌تواند ویژگی‌ها و خصوصیات هر کسب و کاری را به صورت انتزاعی در ذهن مخاطبان شکل دهد.

برای آنکه بتوانید جایگاه و اهمیت برند را بهتر متوجه شوید باید با خصوصیات برند آشنایی یابید. به طور کلی باید بگوییم که برند می‌تواند کیفیت محصول و ویژگی‌های آن را به خوبی نشان دهد. علاوه بر این یک برند خوب باید اصیل باشد و هیچ‌گونه جنبه تقلیدی نیز پیدا نکند. در کنار این باید اشاره کنیم که یک برند خوب باید در عین حال که ساده است بتواند محصولات را به خوبی از هم تمیز دهد.

لزوم ثبت برند

حالا که به طور کامل با مفهوم برند آشنا شده‌اید می‌توانیم به موضوع ثبت برند بپردازیم. به طور کلی باید بگوییم که ثبت برند می‌تواند به عنوان یک پشتوانه و اعتبار در هر کسب و کاری شناخته شود. برای آنکه بتوانید اهمیت ثبت برند را بهتر درک کنید می‌توانیم برایتان یک مثال بزنیم. فرض کنید که در کسب و کار خود مدت زیادی فعالیت داشتید و با عنوان و برند خود عملکرد قابل قبولی را نیز در حوزه تبلیغات، ارائه خدمات و محصولات و… به دست آورده‌اید.

به همین دلیل هم به واسطه احترام به حقوق مردم و مشتریان توانستید بازار خوب، پررونق و همین‌طور پرسودی را نیز برای خود دست و پا کنید. در چنین شرایطی عدم ثبت برند می‌تواند به اعتبار و محبوبیت کاری شما لطمه بسیاری وارد کند، چراکه دیگر پشتوانه ثابتی ندارید و تقریباً نمی‌توانید جای پای خود را محکم‌تر حفظ کنید.

این شرایط می‌تواند با سوءاستفاده از برند شما توسط کلاه‌برداران بدتر و سخت‌تر نیز بشود و گاهی تا نابودی کسب و کار و اعتبار شما نیز ادامه پیدا کند! به همین دلیل هم هست که ثبت برند می‌تواند راهی منطقی و درست برای حفظ اعتبار هر کسب و کاری به شمار آید. با ثبت برند شما می‌توانید به تجارت و کسب و کار خود رسمیت بیشتری ببخشید و آن را در جامعه سرمایه‌گذاری و تجاری مطرح نمایید. در واقع با ثبت برند شما می‌توانید خود را در مرجعی به ثبت رسانده و تحت حمایت‌های قانونی مشخص در کسب و کار خود قرار بگیرید.

ثبت برند و هر آنچه باید بدانید

مدارک لازم برای ثبت برند

طبیعی است که برای به ثبت رساندن برند خود باید مراحلی را پشت سر بگذارید. به طور کلی باید بگوییم که برای ثبت برند اشخاص حقیقی و حقوقی تفاوت‌هایی وجود خواهد داشت و این تفاوت‌ها در ارائه مدارک لازم نیز دیده خواهند شد. در ادامه شما را با مدارک لازم برای ثبت برند آشنا می‌کنیم.

مدارک لازم برای ثبت برند اشخاص حقیقی:

  • کپی برابر اصل کارت ملی و شناسنامه
  • کپی برابر اصل کارت بازرگانی
  • کپی برابر اصل مجوز فعالیت
  • نمونه علامت تجاری و لوگو

مدارک لازم برای ثبت برند اشخاص حقوقی:

  • کپی برابر اصل شناسنامه و کارت ملی دارندگان امضا مجاز و مدیرعامل
  • کپی روزنامه تأسیس
  • کپی روزنامه آخرین تغییرات شرکت
  • کپی مجوز فعالیت
  • کارت بازرگانی

نکات مربوط به انتخاب عنوان برند

طبیعی است که بخش مهمی از فرآیند ثبت برند شما به انتخاب عنوان برند شما معطوف خواهد بود. به همین دلیل هم لازم است که شما را با برخی از نکات مربوط به انتخاب عنوان برند آشنا کنیم. برای آنکه بتوانید عنوان برند خود را انتخاب کنید باید بدانید که اسامی و علائم مشهور غیر قابل ثبت هستند، علاوه بر این عناوینی غیر معقولی که با موازین اخلاقی و شرعی مخالف هستند را نیز نمی‌توان ثبت کرد. از دیگر عناوینی که غیر قابل ثبت هستند نیز می‌توان به صفت‌ها اسم‌هایی که بیان‌گر توصیف بوده و یا عام هستند اشاره کرد.

در مقابل، اما اسامی ساختگی و خاص شانس بسیاری بالایی برای ثبت شدن دارند و به همین دلیل نیز گزینه‌های ایده آلی به شمار می‌آیند. به خاطر داشته باشید که شباهت نزدیک به ۵۰ درصد با سایر نام‌های تجاری می‌تواند امکان ثبت علامت برند شما را مقداری ضعیف نماید.

ثبت برند و هر آنچه باید بدانید

به خاطر داشته باشید که انتخاب و ثبت برند و علامت تجاری باید از شرایط خاصی که در قوانین کشور‌های مختلف آمده تبعیت کرده و با عرف، عفت عمومی، اخلاق، مصالح کشور و… نیز مطابقت داشته باشد. علاوه بر این با توجه به ماده ۵ قانون اساسی ثبت برند و برخی از علائم ممنوع است که از میان آن‌ها می‌توان به علامت هلال احمر، نشانه‌های دولت ایران، پرچم‌های رسمی، علامت تجاری مؤسسات رسمی، واژه‌های توصیف‌کننده، علائم گمراه‌کننده و… اشاره کرد.

هر ایرانی، یک «بزن به حساب» در سوپریِ سرِ کوچه!


برترین‌ها: گرانی سرسام‌آور، بازار نسیه را داغ کرده، مردم نسیه‌ می‌برند و مغازه‌دارها هم چاره‌ای جز مدارا ندارند، این گزارش در همین حال و هواست.

«بزن به حساب»؛ این جمله‌ی آدم‌هایی است که خورد و خوراکشان هم قسطی شده است. این گزارش به روایت مواجهه سوپرمارکت‌ها با این افراد می‌پردازد.

آدم‌هایی بی‌توجه به قیمت‌ها گشتی در مغازه می‌زنند و خریدهایشان را دم صندوق می‌گذارند و می‌روند سراغ بقیه خریدها. اما بعضی‌ها بعد از گشتی در مغازه،  قیمت‌ها را نگاه می‌کنند، کمی دست‌دست می‌کنند و بعد خریدشان را دم صندوق می‌گذارند. گروهی دیگر اما گشتی در مغازه نمی‌زنند، همین که وارد مغازه می‌شوند، یک راست سراغ جنسی که می‌خواهند می‌روند و بعد از نگاه کردن قیمتش آن را به صندوق می‌برند و بعد می‌گویند «بزن به حساب». ما در این گزارش سراغ این آدم‌ها رفته‌ایم البته نه سراغ خودشان، سراغ صاحبان سوپرمارکت‌ها رفته‌ایم و پای قصه‌هایشان از نحوه مواجهه‌شان با این دسته از آدم‌ها نشسته‌ایم. آدم‌هایی که چند وقتی است خورد و خوراکشان قسطی شده است.

«بزن به حساب» در سوپرمارکت‌ها رونق گرفت

خیلی‌ها پول کم می‌آورند

آخر شب بود و داشتیم کم‌کم مغازه را تعطیل می‌کردیم. مرد نسبتا جا افتاده‌ای وارد مغازه شد. مو‌های کنار شقیقه‌اش سفید شده بود و ریش تنکی داشت. گوشه و کنار مغازه را وارسی کرد و بعد سراغ کنسرو‌ها را گرفت؛ «یکی از شاگرد‌های مغازه کنسرو خورش قیمه را جلوی رویش گذاشت و گفت این خوبه.» مرد مستاصل پشت جعبه را نگاه کرد و وقتی متوجه قیمتش شد، آن را گذاشت روی پیشخوان و خودش رفت سراغ قفسه کنسروها.

چندتایی را خودش نگاه کرد و در نهایت پرسید «کنسرو تا سه چهار هزار تومان چی دارید؟» من که گوشه‌ای از مغازه ایستاده بودم، این بار خودم رفتم کمکش و شروع کردم نگاه کردن قیمت کنسروها، اما هیچ‌کدام سه یا چهار هزار تومان نبودند. مرد که دید در قسمت کنسرو‌ها چیزی نصیبش نمی‌شود، خودش گفت «ولش کن، کالباس ارزون چی دارین؟» برایش توصیح دادیم که دو نوع کالباس بیشتر نداریم و قیمت‌هایش بالا است.

گفت: «تخم‌مرغ. تخم‌مرغ چند شده؟» قیمتش را که گفتیم، رفت چندتایی تخم مرغ با یک بسته نان و یک کره برداشت. گفت نوشابه هم می‌خواهم؛ «زرد از اون پرتقالی‌ها. یه بسته مگنا قرمز هم بده.» جنس‌ها را برایش داخل کیسه گذاشتیم. موقع حساب کردن پول کم آورد. این پا و اون پا کرد و هی داخل جیب شلوار و پیراهنش دست می‌کرد، اما خبری نبود. آمدم جلو و گفتم «باشه، بعدا بیار برامون.»

مغازه‌ای که این قصه را از آن روایت کردیم در تهران‌پارس بود.

بعضی‌ها را توپ هم منفجر نمی‌کند

«این‌جا که کسی حساب دفتری نداره. سرایدارشون سیگار ماربلو‌تاچ می‌کشه، بعد انتظار داری از ما نسیه بگیرن؟» مرد فربه‌ای است که وقتی با او همکلام می‌شوید استرس می‌گیرید نکند دکمه‌های پیراهنش که روی شکمش قرار گرفته‌اند از جا در بیایند. مو‌های سرش ریخته و با لهجه ترکی غلیظ با کارگر‌های مغازه‌اش صحبت می‌کند. می‌گوید «اینجا همه وضعشان خوب است و توپ منفجرشان نمی‌کند. ولی مثلا در حد هزار یا پونصد تومن وقتی می‌خوان نقدی حساب کنن ممکنه بگه بعدا میارم.»

این را می‌گوید و می‌رود سراغ جور کردن جنس‌هایی که شاگردش همینطور که با تلفن در حال حرف زدن است روی کاغذ تندتند می‌نویسد. در حین صحبتمان، مغازه مدام پر و خالی می‌شود و کار همه در کمترین زمان ممکن راه می‌افتد. روی چهارپایه رفته است که روغن را از قفسه‌ای که دستش نمی‌رسد، بردارد. بر می‌گردد سمت من و انگار سال‌هاست با هم آشنا هستیم و می‌گوید «پسر جون، بیا اینو بگیر بزار زمین.» بعد هم می‌گوید اینجا دو جور مشتری داریم؛ «یکی اینایی که اینجا می‌بینی که ما بهشون می‌گیم گذری و یکی دیگه که کار ما با اون‌ها می‌گذره که توی خونه نشستن و تلفنی سفارش میدن.»

می‌گوید «گفتم که اینجا از نسیه و این حرف‌ها خبری نیست، ولی بعضی وقتا که جنس رو می‌بریم دم خونه مشتری‌ها، طرف پول نقد همراهش نیست و یا میگه کارت همسرش دم دست نیست. ما هم دل نگرانی از این بابت نداریم. فاکتور‌ها رو نگه می‌داریم، چون می‌دونیم چند وقت بعد میان مغازه یا با خرید بعدی حساب می‌کنند. اما از یکی دو نفری هم نام می‌برد که شاگرد مغازه با شنیدن اسمشان نیشش تا بناگوش باز می‌شود. می‌گوید این دو تا خانم با من قرار گذاشتن و آخر هرماه میان حسابشون رو تسویه می‌کنن؛ انصافا هم تا الان یه روز این ور اون رو نشده حسابشون.»

مغازه‌ای که این قصه را از آن روایت کردیم در جماران بود.

«بزن به حساب» در سوپرمارکت‌ها رونق گرفت

اینجا آدم‌ها سر از زمین بلند نمی‌کنند

دفترچه‌ای را که خودش آن را حساب دفتری می‌خواند جلوی رویم قرار می‌دهد و می‌گوید: «بیا خودت ببین مردم اینجا چقدر چقدر جنس نسیه می‌برن. نهایت رقم بالایی که پیدا می‌کنی ۲۰۰ هزار تومانه.» پیراهن آستین‌کوتاه مشکی‌ای پوشیده که به تنش زار می‌زند. با آن چشم‌های سرخ که دو دو می‌زنند، سرتاپایم را برانداز می‌کند و بعد به مغازه تقریبا خالی از جنسش اشاره می‌کند و می‌گوید: «کسی نمیاد اینجا چیپس و پفک بخره که بخوام قفسه‌هامو پر کنم. کره یه رقم آوردم اونم ارزون‌ترینش، پنیر هم همینطور.» مغازه‌اش در کوچه‌ای تنگ و باریک است و با وجود اینکه سرشب است، محله خلوت است و هرازگاهی، تک و توک رهگذری بدون این‌که به نور مغازه و حضور من و مغازه‌دار نگاه کند از گوشه کوچه می‌گذرد.

آقای مغازه‌دار دلیل این بی‌توجهی را حساب‌های دفتری می‌خواند و می‌گوید آدم‌های اینجا اکثرشان کارگر روزمرد هستند، «حالا بعضی‌هاشون اگر شانس باهاشون یار بوده باشه بیمه هم براشون رد می‌شه، اما همه هشتشان گرو نه‌شان است، در این حد که حتی ماکارونی و سویا رو هم نسیه می‌برن.»

جلوی سکوی سنگی دم مغازه می‌نشیند و سیگاری روشن می‌کند و همین که دود اولین پوک به سیگار از دهانش در حال بیرون آمدن است، می‌گوید: «زمانی این‎جا اکثر آدمایی که زندگی می‌کردن، بازاری بودن، اما حالا همه‌ی اونا رفتن بالاشهر و این محله شده، محله مهاجر‌هایی که میان تهران برای کار. برای همین هم ما با این اوضاع کنار اومدیم. بالاخره مردم پول ندارن و منم مغازه از خودمه.»

کنارش ایستاده‌ام و به زنی نگاه می‌کنم که وقتی وارد کوچه شد، محکم دست پسرش را کشید و چیزی بهش گفت تا کنار خودش بماند. بر می‌گردد سمتم و بازهم سرتا پایم را ورانداز می‌کند و می‌گوید: «پسر جون، تا حالاشده جلوی سوپرمارکت محل سرت بندازی پایین به خاطر حساب دفتری؟ نشده دیگه، ولی اینجا هر روز میشه.»

مغازه این قصه ما در سرچشمه تهران بود.

«بزن به حساب» در سوپرمارکت‌ها رونق گرفت

پی‌نوشت: این مطلب با دخل و تصرف از وب‌سایت میدان برداشته شده است.

دلار، بالا و بالاتر، چگونه هر روز ضعیف‌تر می‌شویم؟


برترین‌ها: دلار ۲۰هزار تومانی را چه کسی پیش‌بینی می‌کرد؟ سکه ۸هزار تومانی را چه؟ این مطلب تحلیلی‌ست درباره افزایش بی‌سابقه نرخ دلار و البته پیش‌بینی‌هایی درباره آینده دارد.

دلار اما بی‌توجه به وعده و وعید رئیس ساختمان میرداماد جولان می‌دهد و دوباره سر زبان‌ها افتاده است.

بازار ارز و سکه، تابستان را با افزایش قیمت و رکوردهای قیمتی جدیدی آغاز کردند؛ روز یکشنبه، دلار ۶۵۰ تومان افزایش را ثبت کرد و به بهای ۱۹ هزار و ۷۰۰ تومان رسید. دلار در تمام ادوار تاریخی در معاملات عمده حتی به‌صورت لحظه‌ای هم نتوانسته بود این محدوده قیمتی را تجربه کند. در بازار سکه هم قیمت از مرز ۸میلیون عبور کرد و با ۲۳۰ هزار تومان رشد به بهای ۸میلیون و ۱۵۰ هزار تومان رسید.

فف

۳ نشانه تضعیف سمت عرضه ارز

بخش زیادی از فعالان بازار اعتقاد دارند، ریشه افزایش قیمت دلار در هفته‌های اخیر، تضعیف سمت عرضه ارز بوده است. این گروه معتقدند تقاضا در بازار به‌صورت قابل توجهی بالا نرفته است،‌ ولی کاهش درآمدهای ارزی و دسترسی به آنها، موجب شده است که پاسخگویی مناسبی به تقاضای بازار صورت نگیرد و قیمت‌ها افزایشی شوند؛ این عده به چند نشانه برای تضعیف سمت عرضه اشاره می‌کنند: رشد نرخ حواله درهم، خبرهای مربوط به مشکلات برطرف کردن تعهدات ارزی در سامانه نیما و اظهارات برخی مسوولان مبنی بر یخ‌زدگی درآمدهای ارزی در کشورهای دیگر.‌

بر اساس این نشانه‌ها، این عده باور دارند که افزایش قیمت دلار از سمت تضعیف عرضه ارز آب می‌خورد.

در این میان، یکی از عواملی که از نگاه فعالان در سال ۹۹ در میزان درآمدهای ارزی ایران اثر داشته است، مربوط به بحران کرونا و شیوع آن بود. این مساله باعث شده است که صادرات در بهار سال جاری کاهش پیدا کند و با کاهش درآمدهای ارزی حاصل از آن به بازار فشار وارد شود. با این حال، نشانه اصلی که همچنان به‌عنوان تضعیف سمت عرضه عنوان می‌شود، مربوط به رشد نرخ حواله درهم است. روز گذشته نرخ حواله درهم در مقطعی حتی به بالای ۵ هزار و ۴۵۰ تومان رفت. با چنین قیمتی، ارزش دلار در بازار داخلی می‌توانست حدود ۲۰ هزار تومان باشد. ا

گروهی هم باور دارند،‌ تضعیف عرضه مساله‌ای نبود که بازار متوجه آن نباشد، ولی در هفته‌های اخیر اظهاراتی به نقل از برخی مسوولان منتشر شد که حکایت از کمبود شدید عرضه داشت و این مساله توجه به بازار ارز را بیشتر کرد.

فف

چهار نوع تقاضا در بازار ارز

در حالی که عده زیادی از کارشناسان بر تضعیف عرضه ارز به‌عنوان متغیر بنیادی که زمینه ساز رکوردزنی دلار شده است، اشاره می‌کنند، برخی دیگر از فعالان اعتقاد دارند سمت تقاضا نیز در هفته‌های اخیر تقویت شده است.برخی از افراد این گروه باور دارند عوامل بنیادی مانند بالا بودن نرخ تورم و کسری بودجه توانسته‌اند زمینه‌ساز ورود تقاضای انتظاری به بازار شوند؛ در واقع چنین عواملی این انتظار را در میان معامله‌گران به وجود آورده‌اند که قیمت دلار می‌تواند رشد بیشتری را تجربه کند. عده دیگری باور دارند، کاهش نرخ سود موجب شد که برخی افراد سنتی‌تر که آشنایی چندانی با بازار سهام ندارند، ترجیح دهند که پول خود را وارد بازارهای ارز و سکه کنند. عده‌ای نیز باور دارند،‌ افرادی که به دلیل گسترش ویروس کرونا، تقاضای ارزی خود را به تعویق انداخته بودند، در هفته‌های اخیر با افزایش قیمت دلار تصمیم گرفتند وارد بازار شوند و نیاز خود را قبل از اینکه قیمت رشد بیشتری را تجربه کند، مرتفع کنند. نوع چهارم متقاضیان بیشتر شامل بازیگران فنی بازار است که شکست مرزهای مقاومتی، ‌انگیزه ورود آنها به بازار را بیشتر و بیشتر کرده است.

فف

عوامل روانی و جریان‌های درون بازاری

در حالی که در بخش عرضه و تقاضا عوامل بنیادی در رشد قیمت‌ها اثر داشته‌اند، نمی‌توان نقش اخبار سیاسی و جریان‌های درون بازاری حوزه ارز را نیز در رشد قیمت‌های اخیر نادیده گرفت. به‌عنوان مثال، دیروز گفته می‌شد که بخشی از معامله‌گران خالی فروشان در رشد قیمت اثر داشتند. در واقع خالی فروش‌ها که تصور کرده بودند روز یکشنبه قیمت کاهشی خواهد بود، اقدام به فروش ارز کردند؛ ولی افزایش روز یکشنبه و عبور از کانال ۱۹ هزار تومانی، موجب ضرر آنها شد و ناچار شدند که ارز وعده داده شده را تحویل دهند و از این طریق، فشار بیشتری به قیمت وارد شد.

در این میان، عوامل روانی نیز در تصمیمات احساسی و هیجانی بازار و انتظارات معامله‌گران نسبت به آینده بازار اثر دارند. به‌عنوان مثال، چند هفته قبل، تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا در شرایط اختلاف مربوط به سفر نفتکش‌های ایرانی به ونزوئلا، تا حدی انتظارات در بازار ارز را تغییر داد و انتظارات افزایشی در بازار کاهش یافت. تبادل یاد شده چنین انتظاری را در میان برخی فعالان ایجاد کرده بود که تنش‌ها میان ایران و آمریکا حداقل زیادتر نخواهند شد و شاید حتی مذاکره‌ای پیش از انتخابات آمریکا صورت بگیرد.با این حال، خبر اجرایی شدن تحریم کشتیرانی ایران توسط آمریکا انتظارات را تغییر داد. در آن سو، در فضای داخلی نیز جریان خبرها به گونه‌ای است که گویا قرار نیست در ماه‌های آتی مذاکره‌ای صورت بگیرد.

فف

از آن جایی که افراد عادی و تجار،‌ تصور می‌کنند بخش زیادی از افزایش قیمت در سال‌های اخیر ناشی از تنش‌های سیاسی بوده است، مسلما ادامه این تنش‌ها، انتظار آنها نسبت به افزایش قیمت‌ها را بالا می‌برد. در کنار این، رشد بهار ۹۹ شاخص کل بورس نیز درست است که بخشی از سرمایه‌ها را به خود جذب کرده، ولی همزمان چنین انتظاری را در میان معامله‌گران ایجاد می‌کند که قیمت ارز هم در واکنش به افزایش بورس حتما رشد خواهد کرد. در نگاه برخی از افراد، قیمت‌های بالای سهام تنها با بالا رفتن قیمت دلار می‌تواند قانع‌کننده باشد.

چرا قیمت دلار سرکشی می کند؟

نظر  کارشناسان درباره بازار ارز: 

مجیدرضا حریری: ذخایر ارزی فشار کم‌سابقه‌ای را تجربه می‌کنند و به همین دلیل است که قیمت دلار افزایش داشته است. این تحرکات و رایزنی‌ها برای برگشت دلارهای صادراتی نشان می‌دهد که فشار تقاضا روی اسکناس امریکایی وجود دارد. از آن سمت شورای حکام آژانس اتمی برای نخستین بار پس از سال 2012 تاکنون علیه ایران قطعنامه صادر و همین مساله انتظار روانی افزایش قیمت دلار را ایجاد کرده است. حالا بانک مرکزی به صادرکنندگان هشدار داده است که در صورت عدم بازگرداندن دلارهای صادراتی، منتظر رسانه‌ای شدن اسامی صادرکنندگان متخلف باشند.

میثم رادپور: در شرایطی که تورم بالای 35 تا 40 درصد است، بانک مرکزی نباید نرخ بهره بانکی را کاهش دهد. تحریم باعث شده است که درآمدهای ارزی ایران کاهش قابل‌توجهی داشته باشد. از آن سمت قیمت نفت در بازارهای جهانی سقوط کرده و همان صادرات محدود هم ارزآوری‌اش افت کرده است.

کامران ندری: بهای اسکناس امریکایی به زودی دوباره به کانال 18 هزار تومان برمی‌گردد.دلار بعد از خبر صدور قطعنامه شورای حکام آژانس اتمی علیه ایران درگیر هیجانات بازار شده است. او توضیح می‌دهد که صادرات نسبت به شیوع موج اول کرونا تسهیل شده است و اتفاق خاصی در اقتصاد ایران آن هم دست کم در زمان فعلی رخ نداده که دلار افزایشی شود.

فف

چه عواملی می‌توانند دلار را کاهشی کنند؟

تمام عوامل یاد شده ممکن است در افزایش قیمت دلار اثر گذاشته باشند و در صورت ادامه اثرگذاری آنها، افزایش بیشتر قیمت دور از ذهن نخواهد بود؛ با این حال، برخی اتفاقات هم می‌توانند زمینه‌ساز بازگشت قیمت دلار به سطوح پایین تر شوند.

اولین مساله بازگشت ارز صادراتی است که می‌تواند با تقویت سمت عرضه، یکی از محرک‌های اصلی رشد دلار در هفته‌های گذشته را حذف کند. چندی پیش رئیس کل بانک مرکزی نیز عنوان کرده بود صادرکنندگانی که در سال گذشته صادرات داشتند تا پایان تیرماه باید ارز خود را به نیما برگردانند.

در کنار این در صورت عملیاتی شدن توافق ایران با عراق در زمینه دریافت بخشی از درآمدهای ارزی به‌صورت کالاهای ضروری و دارو، باز هم بازارساز می‌تواند در زمینه عرضه ارز دست بالاتری داشته باشد. درواقع در حال حاضر بازارساز ناچار است از منابع خود به‌صورت مستقیم برای کالاهای ضرروری و دارو استفاده کند؛ و توافق با کشور همسایه می‌تواند فشار به منابع ارزی بانک مرکزی را کاهش دهد. این مساله می‌تواند،‌ قدرت سمت عرضه در بازار را افزایش دهد.

عامل دیگری که می‌تواند زمینه ساز کاهش قیمت‌ها شود، کشف سود توسط خریدارانی است که از کانال ۱۷ هزار تومانی اقدام به خرید کرده‌اند و ممکن است با رسیدن به قله‌های جدید ترجیح دهند بخشی از ارز خریداری شده خود را برای کسب سود به فروش برسانند.

در مجموع اینکه وضعیت اقتصاد ایران در سال 99 ویژه است. اقتصادی که نه فقط تحریم های سنگین را تجربه می‌کند که با شیوع کرونا مشکلاتی مضاعف را بر دوش می‌کشد. وزارت بهداشت در تازه‌ترین اخبار اعلام کرده که موج دوباره شیوع بیماری وضعیت تعدادی از استان‌های ایران را قرمز کرده و ممکن است کشور تا یکسال درگیر کرونا باشد. این چشم‌انداز مبهمی که کووید 19 برای اقتصاد کشور ایجاد کرده و نتیجه مبهم روابط سیاسی ایران با کشورهای دیگر وضعیت را برای تحلیل‌های دقیق‌تر دشوار کرده است.

منبع: روزنامه توسعه ایرانی- دنیای اقتصاد- اقتصادآنلاین.

هر چه به او نزدیک‌تر می‌شوم، او دورتر می‌شود…


برترین‌ها: گاهی پیش می‌آید که در روابط متعهدانه، صمیمی و طولانی مدت، یکی از طرفین دائماً به دنبال شریک زندگی خود باشد تا صمیمیت، ارتباط، زمان و یا حتی رابطه جنسی را حفظ کرده و یا شکل دهد. این در حالی است که هر چه این جریان دنبال و اصرار کردن بیشتر شود، شریک زندگی نیز بیشتر و بیشتر فاصله خواهد گرفت.

در چنین شرایطی یکی از زوجین کم‌کم با مقاومت روبه‌رو می‌شود و با عقب‌نشینی خود وضعیت را بدتر می‌کند. ممکن است این وضعیت گاهی برای زوج‌هایی که سال‌هاست با هم زندگی می‌کنند نیز پیش بیاید و هر کدام از طرفین انتظار داشته باشند که شریکشان حتی شده مانند یک بازیگر، نقش خود را خوب ایفا کند!

تلاش من برای برقراری ارتباط صمیمی باعث دورتر شدن او می‌شود!

معمولاً همسری که به دنبال شریک زندگی‌اش راه می‌افتد، خود را فردی متعهد، آگاه و عاطفی‌تر تصور می‌کند و در مقابل نیز همسر یا شریک خود را فردی سرد، بی‌تفاوت، کم‌تعهد و… در نظر دارد، اما واقعیت اینجاست که هر دوی این افراد دارای ابعاد و پتانسیل‌هایی برای برقراری یک رابطه صمیمی‌تر هستند، اما در حال حاضر در این نقطه از رابطه خود دچار مشکل شده‌اند.

روانشناسان و مشاورین خانواده غالباً می‌گویند که در این شرایط، یکی از طرفین، خود را شایسته عشق نمی‌داند و در نتیجه با بروز رفتار‌هایی حتی ناخودآگاه باعث کمتر شدن سطح صمیمیت خود با شریک زندگی‌اش می‌شود.

حالا بیایید این مسئله را موشکافانه‌تر زیر نظر بگیریم و شرایط هر کدام از طرفین را دقیق‌تر بررسی کنیم:

همسری که نقش تعقیب کننده را دارد

کسانی که به فکر دنبال کردن رابطه خود با همسرشان هستند معمولاً خود را فردی دلسوزِ خانواده می‌دانند و حتی بدون دریافت حداقل قدردانی نیز به این فرآیند ادامه می‌دهند، به همین دلیل هم می‌توان نتیجه گرفت که خود را شایسته عشق نمی‌دانند و به طور ناخودآگاه نیز شریکی را برمی‌گزینند که در روابط خود دور و دورتر می‌شود.

سرانجام هم حس می‌کنند که باید چنین مشکلی را مدیریت کرده و آن را حل و فصل نمایند. این در حالی است که شریک زندگی‌شان خیلی راحت می‌تواند آن‌ها را فردی ناامید، بیش از حد احساساتی و یا حتی سمج. تلقی کند!

آسیب‌هایی که به این افراد وارد می‌شود بسیار مشهود است، آن‌ها غالباْ اعتماد به نفس خودشان را از دست می‌دهند و خود را فردی بی‌ارزش تصور می‌کنند، طرد شدن از سوی همسر به آن‌ها حس نامرئی بودن می‌دهد و ناامیدی کلی‌شان در برقراری رابطه عاشقانه باعث تحقیرشان می‌شود.

تلاش من برای برقراری ارتباط صمیمی باعث دورتر شدن او می‌شود!

حالا اینکه در رابطه با شریک زندگی خود نقش فرد تعقیب‌کننده را داشته باشید چه مزایایی دارد؟ این افراد غالباً نسبت به شریک خود احساس آگاهی بیشتری دارند و خود را به نوعی ناجی رابطه می‌دانند، چراکه همیشه آغازگر رابطه هستند و گرمای آن به خواست آن‌ها بستگی دارد!

علاوه بر این، چنین افرادی معمولاً از سوی نزدیکان، خانواده و یا حتی خودشان دائماً مورد قدردانی و یا حتی ترحم واقع می‌شوند و اطرافیانشان آن‌ها را تأیید می‌کنند. این افراد در زندگی مشترک خود همه چیزشان را فدا می‌کنند، حتی اگر همسرشان به قدردانی و یا تلافی خوبی‌هایشان نپردازد.

همسری که بیشتر و بیشتر فاصله می‌گیرد

این طرف از رابطه معمولاً خود را برتر از همسر خود تصور می‌کند، چراکه شریک زندگی‌اش دائماً در حال تلاش است تا با او ارتباط برقرار کند. پیگیری بیش از حد همسر تعقیب‌کننده باعث می‌شود که این طرف از رابطه با خیال راحت به تقویت این حس برتری خود بپردازد و بدون در نظر گرفتن مسائل مختلف، رفتار کند، حال چه با انجام یک‌سری کار‌ها و چه با انجام ندادن آنها!

این شرایط به این دسته از افراد احساس امنیتی می‌دهد که بدون در نظر گرفتن رفتارشان همیشه محبوب خواهند ماند و هیچ‌وقت ترک نمی‌شوند.

این افراد غالباً نسبت به ضرر‌هایی که به خود و رابطه‌شان وارد می‌کنند بی‌اطلاع هستند. آن‌ها فکر می‌کنند که هر میزان از ضعف و یا نیاز به توجهشان توسط شریک زندگی به سرعت پاسخ داده می‌شود، در حالی که احساسات یادشده، شکایت یا تقاضا تلقی می‌شوند و در دراز مدت دیگر توسط شریک‌شان پاسخ داده نخواهند شد!

چه باید کرد؟

تلاش من برای برقراری ارتباط صمیمی باعث دورتر شدن او می‌شود!

در این موقعیت از رابطه، هر دو طرف این را می‌پذیرند که رفتارشان نشان‌دهنده عزت نفس پایین آنهاست، با این حال چیزی که بیشتر زوجین فراموش می‌کنند این است که شریک زندگی‌شان می‌تواند رفتاری متفاوت‌تر از همیشه از خود نشان دهد و دیگر وضعیت به کلی تغییر کند. در چنین شرایطی است که غالباً تغییرات بسیاری، خواه مثبت و خواه بسیار منفی در رابطه زناشویی آن‌ها پدید می‌آید.

در اینجا نکاتی را برایتان مطرح می‌کنیم که بتوانید این مشکل را شناسایی کرده و برای حل آن‌ها قدم بردارید:

  • درباره رابطه زناشویی خود خوب فکر کنید و ببینید که شما کدام یک از طرفین هستید، فرد تعقیب و دنبال‌کننده یا فرد بی‌تفاوت و در حال فرار؟! بعد یک قدم بیشتر بردارید، آیا وضعیت رابطه‌تان به‌گونه‌ای هست که یکی از شما به دنبال رفتاری گرم‌تر و بامحبت‌تر باشد و دیگری از او فرار کند؟
  • در رابطه با آن چیزی که در این شرایط به دست می‌آورید و آنچه که از دست می‌دهید بنویسید. در مقابل، یادداشتی نیز از مزایا و معایب این موقعیت برای شریک زندگی‌تان تهیه کنید. با بالا و پایین کردن این نوشته‌ها ببینید آیا می‌توانید کاری کنید که دو طرف سود ببرند؟
  • بپذیرید که هر دوی شما از سطح بلوغ و هوش هیجانی برابری برخوردار هستید، چراکه داشتن احساس برتری نسبت به شریک زندگی، نقطه ضعف بزرگی در خراب شدن روابط به حساب می‌آید.

اگر متوجه شدید که در رابطه زناشویی‌تان نقش فرد دنبال‌کننده را دارید:

  • بر عزت نفس خود پافشاری کرده و از سرزنش همسرتان برای سرد شدن و محبت نکردن اجتناب کنید.
  • تعقیب و دنبال کردن شریک زندگی‌تان را متوقف کنید. معمولاً بزرگ‌ترین ترس این افراد آن است که بعد از توقف این کار شاهد بی‌توجهی بیشتر همسرشان باشند و بپذیرند که دیگر هیچ صمیمیتی بینشان وجود ندارد! این کار، ریسکی است که برای تغییر در رابطه‌تان باید آن را پذیرید. معمولاً بعد از توقف پیگیری یکی از طرفین، طرف دیگر فرار کردن و سرد بودن را کنار می‌گذارد و برای شروع مجدد رابطه‌شان تلاش می‌کند.
  • تمرکز خود را بر روی برآورده کردن نیاز‌های خودتان نگه دارید. شما باید به دنبال روش‌های جدیدی برای تحقق نیاز‌های خودتان در رابطه باشید. راه‌های جدیدی برای بیان محبت خود پیدا کنید، آن هم بدون آنکه تعهدات رابطه‌تان را زیر پا بگذارید.
  • عزت نفس خودتان را نگه دارید و محکم باشید.

اگر فهمیدید که در رابطه‌تان نقش همسر فراری را دارید:

  • خودتان را کنترل کرده و از سرزنش شریک زندگی‌تان برای پیگیری رفتار شما و گرم کردن رابطه بپرهیزید.
  • ببینید که چقدر واقعاً حساس و آسیب‌پذیر شده‌اید؟ یادتان باشد که دوری بیش از حد و جدا کردن احساساتتان از شریک زندگی می‌تواند باعث سردی هر چه بیشتر و به هم خوردن روابط شود.
  • روشی برای بیان احساساتتان پیدا کنید. به دنبال راهی راحت‌تر برای ابراز محبت و برگرداندن صمیمیت با همسرتان باشید و هرچه سریع‌تر آن را پیش بگیرید. ممکن است در ابتدا کمی برایتان سخت باشد، ولی نتیجه‌بخش خواهد بود.
  • عزت نفس خودتان را نگه دارید و محکم باشید.

وقتی هر دو طرف برای ایجاد رابطه سالم و پرمحبت خود دوباره تلاش کنند می‌توانند در نهایت به عشق و محبتی عمیق‌تر و پررنگ‌تر از گذشته دست یابند، فقط کافی است که از سرزنش همسر و شریک زندگی‌تان دست بردارید. ممکن است در ابتدا همه چیز به نظرتان کمی گیج‌کننده بیاید، ولی اگر با حوصله خود کمی بیشتر تلاش کنید، کم‌کم همه چیز درست خواهد شد و رابطه‌ای دلنشین‌تر و البته صمیمی‌تر به دست خواهید آورد.

منبع: psychologytoday

دکوراسیون آشپزخانه‌ی کوچک؛ هر چیزی راهی داره!


برترین‌ها: امروزه با افزایش آپارتمان‌های نقلی و با متراژ پایین در سطح شهر، مشکلات رایجی در نحوه چیدمان و دکوراسیون منازل کوچک پیش می‌آید. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های افرادی که خانه‌های کوچک و نقلی دارند کمبود فضا در دکوراسیون آشپزخانه است.

آشپزخانه به لحاظ آنکه در طی شبانه‌روز بسیار مورداستفاده قرار می‌گیرد و مجموعه‌ای از وسایل و لوازم زیاد روزمره است همیشه جایگاه مهمی را در میان سایر فضا‌های خانه به خود اختصاص می‌دهد، پس قطعاً باید برای دکوراسیون آشپزخانه کوچک خود به دنبال راه چاره باشیم. در این مطلب همراه ما باشید تا با هم راه‌ها و ایده‌هایی را دنبال کنیم که به شما کمک می‌کنند که بهترین استفاده را از جای‌جای آشپزخانه‌تان داشته باشید و فضای آن را بزرگ‌تر نشان دهید.

۱. رنگ کابینت آشپزخانه

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

اولین مسئله‌ای که باید به آن توجه کنید رنگ کابینت آشپزخانه است. استفاده از رنگ روشن برای کابینت در آشپزخانه بهترین راه برای بزرگ‌تر و البته خلوت‌تر جلوه دادن آن است. برای این کار حتماً مجبور نیستید که رنگ سفید را مدنظر داشته باشید.

می‌توانید با توجه به سلیقه خود و رنگی که برای دکوراسیون آشپزخانه‌تان در نظر دارید به سراغ سایر طیف‌های رنگ روشن نیز بروید، چیز‌هایی مثل سبز نعنایی، کرم، لیمویی، آبی کمرنگ و…

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

اگر هم خیلی دلتان می‌خواهد که از یک عنصر تیره در کابینت‌هایتان استفاده کنید می‌توانید به سراغ رویه و کانتر کابینت تیره رنگ بروید. این انتخاب تأثیر زیادی در کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر جلوه دادن آشپزخانه‌تان نخواهد داشت.


۲. رنگ کاشی بین کابینتی

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

از آنجا که رنگ، نقش بسیاری در طراحی دکوراسیون فضا‌ها دارد نمی‌توان آن را صرفاً در رابطه با کابینت‌ها خلاصه کرد. شما می‌توانید با استفاده از رنگ کاشی بین کابینتی روشن در دکوراسیون آشپزخانه کوچک خود باعث بزرگ‌تر و البته عمیق‌تر نشان دادن فضا شوید.

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

همان‌طور که در این تصویر مشاهده می‌کنید انتخاب این رنگ زرد در کنار کابینت‌های سفید ترکیب خوش آب و رنگ و البته هوشمندانه‌ای را خلق کرده که تأثیر زیادی در بزرگ‌تر نشان دادن دکوراسیون آشپزخانه داشته است.


۳. کاهش استفاده از سطوح مرتفع

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

یکی از مسائلی که باعث کوچک‌تر نشان دادن دکوراسیون آشپزخانه شما می‌شود تعداد زیاد کابینت‌های بالایی است، به همین دلیل توصیه ما این است که تا جای ممکن کابینت‌های بالایی را بردارید تا فضای آشپزخانه بازتر شود، اما اگر در دکوراسیون آشپزخانه کوچک خود با کمبود فضا روبه‌رو هستید و نمی‌توانید استفاده از کابینت‌های بالایی را نادیده بگیرید می‌توانید به جای آن‌ها از شلف و یا کابینت‌هایی با درب شیشه‌ای استفاده کنید تا فضا را تنگ و گرفته نشان ندهند.


۴. استفاده از جزیره قابل جابه‌جایی

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

استفاده از جزیره در دکوراسیون آشپزخانه انتخاب ایده آلی است که هم سطوح مورداستفاده را افزایش می‌دهد و هم می‌تواند به عنوان یک فضای ذخیره‌سازی کاربرد داشته باشد، اما معمولاً کسانی که آشپزخانه کوچک دارند به دلیل کمبود فضا سعی می‌کنند که اصلاً به داشتن جزیره آشپزخانه فکر هم نکنند! حالا باید بگوییم که شما می‌توانید حتی در آشپزخانه کوچک خود نیز از جزیره استفاده کنید، اما به شکلی متفاوت‌تر.

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

امروزه جزیره‌هایی قابل‌جابه‌جایی وجود دارند که غالباً به صورت چرخ‌دار طراحی می‌شوند. این نوع از جزیره‌ها به لحاظ آنکه معمولاً در فضا‌های کوچک و کم‌جا مورداستفاده قرار می‌گیرند دارای کمد و یا کشو‌هایی هستند که فضای ذخیره‌سازی را افزایش می‌دهند.

شما می‌توانید با تهیه این نوع از جزیره آشپزخانه استفاده مفیدی از سطوح و البته فضا‌های ذخیره‌سازی آن داشته باشید و بعد از پایان کار خود به‌راحتی از قابلیت جابه‌جایی آن استفاده کرده و به گوشه‌ای از آشپزخانه انتقالش دهید.


۵. سازماندهی کردن کابینت‌ها

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

یکی از اصلی‌ترین مسائل و مشکلاتی که در رابطه با آشپزخانه کوچک وجود دارد کمبود فضاست، به همین دلیل نیز شما باید به شکلی هوشمندانه بیشترین استفاده را از فضای کابینت‌هایتان داشته باشید. همان‌طور که در تصویر می‌بینید، طبقه‌بندی کردن کابینت‌ها یکی از روش‌های افزایش کاربری‌شان است.

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

به‌علاوه آنکه استفاده از پشت درب کابینت برای قرارگیری درب قابلمه و ماهیتابه، استفاده از گوشه و کنار‌های کابینت برای وسایل کوچک‌تر، استفاده از قفسه برای جداسازی قسمت‌های کابینت و… نیز سایر راه‌حل‌هایی هستند که در این زمینه پیش رویتان قرار می‌گیرند.


۶. نورپردازی آشپزخانه کوچک

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

طبیعتاً نورپردازی مناسب در هر فضایی تأثیر زیادی در بزرگ‌تر و یا کوچک‌تر نشان دادن آن دارد. این مسئله در رابطه با دکوراسیون آشپزخانه کوچک نیز صدق می‌کند.

اگر آشپزخانه شما نورگیری طبیعی خوبی دارد بهتر است که با انتخاب پرده‌هایی کلفت مانع از ورود نور به داخل آشپزخانه نشوید و بگذارید که آشپزخانه‌تان از نور طبیعی آفتاب استفاده کند، اما اگر نورگیری طبیعی آشپزخانه‌تان کافی نیست، استفاده از هالوژن و نور زیر کابینتی راهکار‌هایی است که پیش رویتان قرار می‌گیرد تا به کابینت‌ها و دیوار‌ها عمق ببخشید و آن‌ها را بزرگ‌تر جلوه دهید.

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

علاوه بر این منابع نوری، سعی کنید که محیط آشپزخانه‌تان را تاریک نگه ندارید، چراکه وجود نور کم می‌تواند فضا را به‌مراتب کوچک‌تر و شلوغ‌تر جلوه دهد.


۷. اجتناب از شلوغی فضا

دکوراسیون آشپزخانه کوچک، هر چیزی یک راهی داره!

یکی از راحت‌ترین کار‌هایی که در دکوراسیون آشپزخانه کوچک اهمیت می‌یابد اجتناب از شلوغی فضاست. معمولاً دکوراسیون آشپزخانه به دلیل وجود وسایل مختلف، رفت‌وآمد بالا، کاربرد زیاد و… دائماً در معرض شلوغی قرار می‌گیرد، بنابراین سعی کنید که در آشپزخانه کوچک خود تا جای ممکن از قرار دادن وسایل اضافی و خرده‌ریز‌ها اجتناب کرده و وسایل دکوری و تزئینی زیادی به کار نبرید.

باغ موزه نگارستان تهران ، هر آنچه که قبل از رفتن به آن باید بدانید!


استان تهران همواره برای گردشگران گزینه ای بسیار مناسب و محبوب به شمار می رود، چرا که در این کلان شهر بزرگ شما دستتان برای گردش باز است، چه بخواهید به طبیعت بروید و چه بخواهید به سمت جاذبه های تاریخی و هیجان انگیز بروید گزینه های متعددی روبرویتان است. با توجه به این که به فصل تابستان نزدیک می شویم، در این مطلب از مجله ی گردشگری الی گشت می خواهیم درباره باغ موزه نگارستان تهران که یکی از زیباترین باغ های پایتخت است صحبت کنیم. این مجموعه ی تاریخی دارای گالری های هنری، رستوران، کافه و فضای باز سرسبزی است که برای گذراندن ساعات عصر شما گزینه ی بسیار خوبی به شمار می رود. در ادامه همراه با ما باشید تا بیشتر درباره باغ موزه نگارستان تهران اطلاعات لازم را داشته باشید.

باغ موزه نگارستان تهران

یکی از جذاب ترین باغ موزه های ایرانی، باغ نگارستان در میدان بهارستان است. این باغ موزه علاوه بر جذابیت های طبیعی که در خود دارد موزه از آثار کمال الملک را هم در خود جای داده است که می توانید در کنار راه رفتن در زیر سایه درختان سری هم به این موزه بزنید و از آثار هنری آن دیدن کنید. جالب است بدانید که باغ نگارستان به دستور فتحعلی شاه قاجار ساخته شد و از همین رو هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ هنر معماری و موقعیت قرار گیری بسیار حائز اهمیت و ارزش می باشد. زمانی که شما وارد این باغ موزه می شوید همان جایی که بلیطتتان را در هنگام ورود به باغ تهیه می کنید یک حوض چند ضلعی و شمعدانی هایی که در دور و بر آن قرار دارد را نیز مشاهده خواهید کرد که در همان ابتدای امر باعث ایجاد یک حال خوب در شما می شوند. در هر گوشه از باغ حوض و آب نما می‌بینید و آثار هنری بسیار خاص، مثلا در همان راهروی اول در باغ اثری را مشاهده می‌کنید که هنرمند از کنده درخت خشکیده به چندین پرنده جان داده و زیبایی بی‌نظیری خلق کرده است.

حافظیه در باغ موزه نگارستان

در یک گوشه از باغ موزه نگارستان تهران در کنار کافه ای که درون این باغ وجود دارد، یک بنا به نام حافظیه وجود دارد که بازدیدکنندگان آن یاد شیراز و مقبره حافظ می افتند. فضای باغ و بنا یادگاری از دوران قاجار است و به دستور فتحعلی شاه قاجار بنا شده است و آن‌قدر زیباست که می‌توان ساعت‌ها در کنار حوض‌های فواره‌دار و شمعدانی‌های آن نشست و خود را مهمان آرامش کرد. با توجه به این که نگاره ها و نقاشی های مختلفی از فتحعلی شاه و درباریان وی در این بنا دیده می شود، این باغ به نگارستان معروف شده است. در دوره حکومت مظفرالدین شاه، اولین مدرسه صنایع مستظرفه به سرپرستی کمال الملک در این محل ساخته شده است و در سال ۱۳۰۷ وزیر فرهنگ ایران باغ نگارستان را به محل دائمی دارالمعلمین عالی نیز اختصاص داده بود.

موزه مکتب کمال ‌الملک

دیگر جاذبه ای که در باغ موزه نگارستان تهران می توانید شاهد آن باشید، موزه مکتب کمال الملک است. این موزه بیش از ۱۳۰ نقاشی داراست که همه از این نقاش هنرمند و شاگردان وی است. قطعا تماشای آثار وی می تواند جذابیت خاص خودش را برایتان داشته باشد.

تالار اسفرجانی

بعد از گالری کمال الملک می توانید به سمت تالار اسفرجانی در باغ موزه نگارستان تهران بروید؛ در این باغ موزه راهروهای تودرتو و فضای بسیار زیبایی که تالار دارد می توانید قدم بزنید و تابلوهای سوخت و معرفی را خواهید دید که غرق در زیبایی و ظرافت هستند. این تابلوها اثر استاد علی اسفرجانی است که به وصیت ایشان این ۱۸ اثر مینیاتور و معرق چرم به دانشگاه تهران اهدا شده و در حال حاضر در تالار اسفرجانی باغ موزه نگارستان می‌توانید آن‌ها را ببینید.

تالار مجموعه ملک ‌الشعرای بهار

دیگر تالاری که در باغ موزه نگارستان تهران می توانید مشاهده کنید، مجموعه ملک الشعرای بهار است. اسناد دیجیتال، دست نوشته‌ها، عکس و کتاب‌های این شاعر بزرگ ایران هم در این تالار وجود دارد.

تالار جهانگیر ارجمند

در انتهای سالن شما می توانید شاهد آثار متفاوتی از نقاشی ها و اسناد و عکس ها خواهید بود که برای اغلب بازدیدکنندگان جذابیتی دو چندان دارد. اینجا تمام چهره‌های سرشناس ایرانی حتی سیاست‌ مداران خارجی به شکل مجسمه‌ های کوچک درآمده‌اند که همگی هنر دست جهانگیر ارجمند هستند. این مجسمه ‌ها که سهمی کوچکی از اندازه اما سهم بزرگی از هنر برده ‌اند نتیجه ۵۰ سال تلاش این استاد هستند که به باغ موزه نگارستان اهدا شده است.

تالار منیر فرمانفرمائیان

نمی‌شود تا باغ موزه نگارستان رفت و از آثار خیره‌کننده و سبک متمایز منیر فرمانفرمائیان دیدن نکرد. فرمانفرمائیان تنها هنرمندی است که در ۴۰ سال اخیر از ترکیب آینه‌کاری، اشکال هندسی و نقش‌مایه‌ها و نقاشی پشت شیشه برای خلق آثار مدرن و متفاوت خود استفاده کرده است. آثار این هنرمند در مراکز هنری مطرح دنیا مانند موزه هنر مدرن، موزه متروپلیتن و گوگنهام در نیویورک به نمایش درآمده اما برای دیدن این آثار لازم نیست راهی آن سوی آب‌ها شوید کافی است به تالار دائمی منیر فرمانفرمائیان در باغ ‌موزه نگارستان سری بزنید.

دسترسی به باغ موزه باغ نگارستان تهران

به منظور دسترسی به باغ نگارستان تهران می بایست به میدان بهارستان در خیابان شریعتمداری بروید؛ لازم به ذکر است که بگوییم برای رسیدن به این باغ موزه هم مترو و هم اتوبوس شرایط مناسبی را فراهم آورده اند. برای رفتن با مترو از خط ۲ استفاده کنید و در ایستگاه بهارستان پیاده شوید. پس از بیرون آمدن از مترو تابلوی راهنما به سمت باغ نگارستان را خواهید دید، وارد خیابان دانشسرا شوید و بعد از چند دقیقه پیاده‌روی شما در باغ موزه نگارستان هستید. همانطور که در بالا هم گفتیم این باغ موزه برای گذراندن یک عصر دلنشین در کنار دوستان گزینه ی بسیار خوبی محسوب می شود.

آدرس باغ‌ موزه نگارستان

مجموعه موزه ها: از ساعت ۹ تا ۱۸

محوطه باغ: از ساعت ۹ تا ۲۲

کافه و رستوران: از ساعت ۹ تا ۲۲

بهای بلیط ورودی: ۳ هزار تومان

بهای بلیط مجموعه‌های موزه: ۵ هزار تومان

توجه۱: لازم به ذکر است که بگوییم روزهای دوشنبه مجموعه موزه های باغ تعطیل هستند، اما امکان بازدید از فضای سبز و محوطه باغ نگارستان و کافه و رستوران فراهم می باشد.

توجه۲: برای اساتید، دانشجویان و کارکنان دانشگاه تهران بلیط ورودی رایگان است و برای سایر گروه های دانش آموزی و دانشجویی با هماهنگی های پیشین و ارائه درخواست کتبی به باغ موزه نگارستان بهای بلیط ورودی شما به نیم بها تغییر پیدا می کند.

آدرس: تهران، میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمدار رفیع

انواع نان در جهان و تاریخچه هر کدام از آنها!


نان یک ترکیب شگفت آور است. باورکردنی نیست که چطور از ترکیب ثابت آب و آرد می توان این انواع نان در جهان را به دست آورد که در هر فرهنگ غذایی به نوعی طبخ می شوند. انواع نان در جهان بشر را از زمان دور تا امروز سیر کرده اند و از گرسنگی در امان نگه می دارند. در مناطق مختلف به این ترکیب ساده آب و آرد، مخمر، جوش شیرین یا مواد دیکر اضافه می کنند اما مواد پایه، همچنان همان دو موردی است که ذکر کردیم.

به طور معمول در نقاط مختلف برای تهیه نان به خمیر، ادویه جات، میوه، سبزی های مختلف، آجیل و مانند این ها را اضافه می کنند اما بگذارید نگاهی به نان هایی بیاندازیم که در سراسر جهان پخته می شود. با مجله الی گشت همراه باشید.

با انواع نان در جهان آشنا شوید

مطالب مرتبط:
خوشمزه ترین غذاها در جهان از دیدگاه گردشگران
نگاهی بر غذای ملی مالزی، ناسی لماک
آلرژی غذایی دارید؟قبل از سفر این نکات را بخوانید!

نان، تنها مختص به یک فرهنگ و قومیت نیست، بلکه غذایی است که در بسیاری از کشورهای جهان می توان آن را پیدا کرد و از طعم و شکل فوق العاده اش لذت برد. شاید جالب ترین نکته درمورد نان این باشد که در مناطق متخل به یک شکل پخته نمی شود و حتی کافی است تا به شهرهای دیگر کشورمان سر بزنید تا با انواع نان هایی آشنا شوید که تا به حال ندیده اید. چه رسد به این که تصمیم بگیرید تا با نان های کشورهای دیگر آشنا شوید!

اگر به آشنایی با غذاهای خوشمزه جهان علاقه دارید، پیشنهاد می کنیم تا مقاله ما را در این زمینه مطالعه نمایید.

هر منطقه ای، نان منحصر به فرد خود را دارد که یا در نحوه آماده سازی یا پخت با دیگر انواع نان در جهان متفاوت است. به طور معمول، همه نانواها در سراسر جهان از آرد سفید برای تهیه نان استفاده می کنند. با این وجود انواع مختلفی از آرد وجود دارد که می توان به کمک آن ها نان های مختلفی را با رنگ و طعم متفاوت تهیه کرد.

در هر حال، رایج ترین انواع آرد برای پخت نان، آرد چاودار، آرد جو، آرد ذرت، آرد جو دوسر، آرد ارزن سنبله و سورگوم است. معمولا برای پخت نان با این نوع آردها، آن ها به میزان مشخصی با آرد سفید یا همان آرد گندم، ترکیب می کنند.

نان سفید گندم، خوش طعم و سبوس دار

این نوع از نان که به آن نان کامل گندم یا نان سبوس دار می گویند، از آرد گندم تهیه می شود. در این مورد از انواع مختلف آرد، سبوس یا خلاف گندم را از آن جدا نمی کنند؛ بلکه آن را به همراه دانه های گندم آسیا می نمایند. سبوس گندم یکی از مهم ترین ذخایر طیف گسترده ای از ویتامین ها به ویژه ویتامین های گروه B  به شمار می آید. مصرف این نوع نان به تازگی مورد اقبال عمومی قرار گرفته است، چراکه در دهه های اخیر به اثرات مفید سبوس در سلامتی انسان پی برده اند. این نوع از نان ها باعث کاهش بیماری های گوارشی می شوند اما از نظر میزان کالری تفاوت چندانی با نان های سفید ندارند.

نان سفید، پرکاربرد اما ناکارامد!

نان های تست و باگت در این دسته بندی قرار می گیرند و امروزه بسیار محبوب هستند اما آیا برای سلامت ما هم مفید به شمار می روند؟ متاسفانه، پاسخ این است که خیر! نان های سفید به نسبت دیگر نان ها کالری بیشتر و ارزش غذایی کمتری دارند اما به خاطر ظاهر و بافت خوب و متراکمی که دارند، معروف هستند.این بافت متراکم، برش این نوع از نان را آسان می کند. ایرادی که به انواع نان سفید وارد شده، این است که دیرتر از نان سبوس دار افراد را سیر می کنند و همین باعث اضافه وزن می شود.

نان چند غله، یک تیر و چند نشان!

نان چند غله، ازترکیب چند نوع آرد به دست می آید و معمولا از آرد سفید و آرد چاودار حتما در پخت آن استفاده می شود. در پخت این مورد معروف از انواع نان در جهان، غلات کامل را به خمیر آن اضافه می کنند و بسته به این که چه نوع موادی به آن اضافه شده، نان می تواند سبک یا سنگین باشد. یکی از معروف ترین انواع نان غلات، نان هفت غله است که در پخت آن جو، جو پرک، چاودار، دانه آفتاب گردان، سیاه دانه، تخم کتان و کنجد به کار می رود و خواص مغذی بی شماری را در بر دارد.

نان قهوه ای را با نان سبوس دار اشتباه نگیرید!

رایج ترین روش پخت نان این است که خمیر را از آرد سفید به همراه مخمرعمل می آورند. سبوس ده درصد از مایع را تشکیل می دهد و تا زمانی که کارامل اضافه نشده، بسیار شبیه نان سفید است. اگر از افرادی هستید که به سلامت خود اهمیت می دهند، این یکی از انواع نان در جهان است که حتما ارزش خرید را دارد. با این وجود گاهی به این نان غلات دیگری را اضافه می کنند که از ازش غذایی آن کم می کند. پس بهتر است برای رفع هرگونه ابهام در این مورد پیش از خرید، غلات به کار رفته در نان قهوه ای را بررسی کنید.

روتی، نان محبوب مردم آسیا

نان روتی که به نان لواش ایرانی بسیار شباهت دارد، به نان تخت هم معروف است و در کشورهایی مانند هند از محبوبیت زیادی برخوردار است. این نوع نان را از آرد سفید، ارزن تند و سورگوم تهیه می کنند و در برخی از مناطق هند، از آرد ذرت برای تهیه این مورد از انواع نان بهره می برند. از آن جا که در میان غذاهای هندی، انواع خوراک به چشم می خورد، باید در کنار آن ها نانی وجود داشته باشد و روتی این خلاء را به خوبی پر کرده است.

نان چاودار، یک نان اروپایی!

نان چاودار از معروف ترین انواع نان در جهان، منشائی اروپایی دارد و نوعی نان سبوس دار به حساب می آید. اما آنچه آن را متمایز ساخته، این است که  در پخت آن آرد چاودار با آرد سفید مخلوط شده است. این باعث تیره شدن رنگ آن شده و یک طعم قوی ایجاد کرده است. پخت این نوع نا در کشورهای اسکاندیناوی، آلمان، روسیه و فنلاند رایج است.

نان ترش، یک نان کاملا متفاوت!

نان ترش، طعمی متفاوت از سایر انواع نان دارد و کمی ترش است. بافت این نوع نان نیز بسیار متراکم تر از سایر انواع نان در جهان است و آرد و آبی که با هم ترکیب شده اند، قبل از پخت تخمیر می شوند. در پخت نان ترش نیز، مخمر یا جوش شیرین به کار می رود تا خمیر آماده پخت شود.

تا به حال نام نان حزقیال را شنیده اید؟

برای تهیه نان حزقیال، از آرد استفاده نمی شود، بلکه جوانه ها را به مایع اضافه می کنند. دانه های غلات و لوبیا را می توان در این نان استفاده کرد و از آنجا که از قبل آن ها را نمی پزند، مهم است که درست جوانه زده باشند.

 

انواع نان در جهان، گرمی و آرامش را به همراه می آورند. نان های فرانسوی مانند کروسان، باگت و بوئل سرشار شما را سر حال می آورند و نان های ایتالیایی اغلب با دستور پخت های جالبشان معروفند. نان هایی چون فوکاچاچا، گرسینو و پیادینا که برای آن ها که پخت نان را دوست دارند، گزینه هایی بی نظیرند. آیا تا به حال در خانه درست کرده اید؟ تجربه خود را برای ما بنویسید.