نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل چیست؟


برترین‌ها: پارچه‌ها همیشه به‌عنوان عناصری اصلی و مهم در دکوراسیون منزل ایفای نقش کرده‌اند. پیش از این تأثیر پارچه‌ها در سبک و شکل کلی دکوراسیون تأثیرگذار بود، اما امروزه نقش پارچه در کنار تحولات بسیار در زمینه نساجی، تنوع بالای طرح، نقش و همین‌طور جنس انواع پارچه‌ها گستردگی بسیاری پیدا کرده و چندین برابر شده است.

به همین دلیل نیز باید در انتخاب آن‌ها در هر ابعاد و هر بخشی از منزل که هستند دقت بالایی به کار برد. در این مطلب همراه ما باشید تا در این رابطه بیشتر بدانیم.

نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

کیفیت بهتر و گزینه‌های بیشتر

عملکرد منسوجات و پارچه‌ها در بسیاری از مواقع چیزی بیشتر از زیبایی فضاست. با انتخاب یک پارچه در دکوراسیون منزل می‌توان تأثیرات بسیاری از جمله مقاومت در برابر زدگی و خش‌خوردگی، لکه‌گیری، استحکام در برابر شرایط آب و هوایی و… را نیز شاهد بود. امروزه طیف گسترده‌ای از تولیدکنندگان منسوجات، پارچه‌هایی متنوع و متفاوت را وارد بازار کرده‌اند که انتخاب هر کدام از آن‌ها پروژه‌ای مهم در طراحی دکوراسیون منزل به شمار می‌رود.

امروزه تقریباً هیچ پروژه طراحی دکوراسیون منزلی وجود ندارد که بخش زیادی از توجه خود را به انتخاب پارچه‌ها معطوف نکند، به همین دلیل نیز می‌توان گفت که بخشی تأثیرگذار و اساسی در صنعت دکوراسیون داخلی به منسوجات باز می‌گردد. طراحان داخلی و تولیدکنندگان برای انتخاب یک کاناپه چیزی بیش از شکل ظاهری آن را می‌سنجند، چیز‌هایی از جمله ماندگاری پارچه‌های استفاده‌شده در مبلمان اهمیتی فراتر دارند و می‌توانند در استفاده و چیدمان آن محصول اثرگذار باشند.

به طور کلی تولیدکنندگان پارچه برای طراحی یک محصول بسته به نیاز صاحب‌خانه میزان متفاوتی از بافت، خطوط، استقامت و… را در پارچه‌های خود ایجاد می‌کنند، برای مثال بسیاری از پارچه‌ها مدل‌هایی هستند که ضد آب بوده و در مقابل هر گونه رطوبت، آسیبی نمی‌بینند. به همین دلیل نیز این نوع از پارچه‌ها بیشتر مناسب مناطق مرطوب هستند و انتخاب خوبی برای کسانی به شمار می‌روند که نمی‌توانند مبلمان خود را به راحتی تمیز کنند.

در کنار این نوع از محصولات، بسیاری از طیف پارچه‌های سنگین به نوعی از روکش پلاستیکی بهره گرفته‌اند. این پارچه‌ها می‌توانند نفوذپذیری بسیاری کمی از خود نشان دهند و به همین دلیل نیز انتخابی هوشمندانه برای فضا‌های پر رفت و آمد باشند، چراکه لکه کمتری می‌گیرند و در صورتی نیز که آلوده شوند می‌توان آن‌ها را راحت‌تر تمیز کرد.

نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

برخی از طراحان داخلی معتقدند که انتخاب مبلمانی با پارچه چرمی می‌تواند برای بسیاری از شرایط، ایده‌آل به نظر بیاید، برای مثال بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند در مبلمان خود غرق شوند و کاملاً راحت باشند، این ویژگی‌ای است که مبلمانی با پارچه چرمی برای شما فراهم می‌کند. به علاوه اینکه این نوع از مبلمان غالباً بسیار راحت تمیز می‌شوند و لکه‌ای نیز به خود نمی‌گیرند، ولی خوب باید این را نیز بگوییم که احتمال خراش یا خش‌خوردگی در آن‌ها بالاست.

همان‌طور که تا به اینجا دیدید قسمت بسیاری از عملکرد تولیدکنندگان و شرکت‌های نساجی بسته به تقاضا‌های مشتریان می‌تواند متفاوت باشد. قطعاً انتخاب پارچه برای وسایل منزل تأثیر بسیار زیادی در روند استفاده و همین‌طور نگهداری از آن خواهد داشت. قطعاً انتخاب پارچه‌هایی که برای عملکرد‌های مشخصی طراحی شده‌اند می‌توانند خیال شما را مراتب راحت‌تر کنند.


ارزش پارچه‌ها در فضای خانه

یکی از مسائلی که در انتخاب پارچه‌ها در دکوراسیون منزل برای بسیاری از افراد تبدیل به دغدغه می‌شود استفاده از آن‌ها در فضا‌های داخلی و خارجی است. بسیاری از پارچه‌ها از ارزش بالایی برخوردار هستند و به نوعی خودشان یک شکلی از سرمایه‌گذاری به شمار می‌روند، به همین دلیل نیز غالب افراد ترجیح می‌دهند که آن‌ها را در مناطق پر رفت و آمد و یا فضا‌های بیرونی استفاده نکنند.

معمولاً پارچه‌هایی که در معرض لکه قرار می‌گیرند و در فضا‌هایی از جمله دکوراسیون ناهارخوری و یا آشپزخانه استفاده می‌شوند نباید از مدل‌هایی بسیار ارزشمند باشند، چراکه احتمال سالم ماندن آن‌ها از هر گونه آسیب بسیار کاهش پیدا می‌کند. به علاوه آنکه خانه‌هایی که در آن‌ها حیوان خانگی وجود دارد نیز محدودیت‌هایی در نحوه استفاده از پارچه‌ها را خواهند داشت.

نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

طبیعتاً عملکرد پارچه‌های مورد استفاده در خانه می‌توانند تا حدودی شیوه استفاده از آن‌ها را در فضا‌های مختلفی از خانه تحت تأثیر قرار دهد، برای مثال خیلی از کسانی که در خانه خود فرزند کوچک دارند و احتمال خرابکاری آن‌ها بسیار است، نمی‌توانند به سراغ پارچه‌های کم استحکام و ظریف بروند و آن‌ها را در معرض آسیب قرار دهند.

نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

بسیاری از طراحان دکوراسیون به دنبال راه‌هایی هستند تا بتوان بسیاری از پارچه‌ها را در فضا‌های متفاوتی نیز مورد استفاده قرار داد، برای مثال امروزه بسیاری از انواع پارچه‌هایی در بازار موجود هستند که انتخاب ایده‌آلی برای استفاده در حیاط، پاسیو، بالکن و… به شمار می‌آیند. بسیاری از طراحان فرش‌هایی را در فضای بیرونی استفاده می‌کنند که ضخامت و استحکام بالایی دارند و کمتر در معرض آسیب قرار می‌گیرند. بسیاری از این پارچه می‌توانند در عین حال که زیبایی فضای مورد نظر را بیشتر می‌کنند، مقاومت بالایی نیز از خود نشان دهند و از این بابت نیز خیال صاحبان خانه را راحت می‌کنند.


عملکرد پارچه در فضا‌های متفاوت

نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

بسیاری از طراحان دکوراسیون بر این باور هستند که تکامل پارچه‌ها و افزایش تنوع عملکرد در آن‌ها نشانگر تفاوت شیوه و سبک زندگی در افراد مختلف هستند. بسیاری از مردم به دنبال گزینه‌هایی هستند که صرفاً بتوانند در زندگی روزمره و راحت خود از آن‌ها استفاده کنند، این در صورتی است که بسیاری دیگر برای محافل رسمی و متفاوت‌تری به دنبال پارچه‌هایی با عملکردی متفاوت هستند.

طبیعتاً پارچه‌هایی که در فضا‌های رسمی و لوکس مورد استفاده قرار می‌گیرند، نمی‌توانند انتخاب خوبی برای افرادی باشند که فقط می‌خواهند در فضای راحتی مانند نشیمن از آن‌ها استفاده کنند. طبیعتاً اگر شما فرزند کوچکی داشته باشید و بخواهید شرایطی راحت برای او فراهم کنید، هیچ‌گاه به دنبال مبلمانی با پارچه‌های لوکس و رسمی نخواهید رفت، به همین دلیل است که شیوه زندگی افراد مصرف‌کننده می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در انتخاب محصولی داشته باشد که عملکرد پارچه متفاوتی را شامل می‌شود.

نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

شما می‌توانید با انتخاب پارچه در فضا‌های مختلفی از خانه خود، روحی را در فضای خانه بدمید و آن را زمین تا آسمان تغییر دهید، پس چه بهتر می‌شود که با انتخابی درست و هوشمندانه عملکرد پارچه مورد استفاده‌تان را نیز در نظر داشته باشید.

منبع: houzz

بحران‌های اقتصادی و نقش آن‌ها در آشوب‌های اجتماعی


روزنامه سازندگی – مریم جعفرزاده: خاورمیانه بیشتر از هر منطقه‌ای در جهان مستعد بحران‌های اجتماعی است. اقتصاددانان ریشه بحران‌های اجتماعی این منطقه را بیشتر اقتصادی می‌دانند. بهار عربی به جریان قیام مردمی و اعتراضاتی گفته می‌شود که از سال ۲۰۱۰ تعدادی از کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را درنوردید و، چون این جریان کشور‌های عربی را بیش از سایرین تحت تاثیر خود قرار داد، از آن با عنوان “بهار عربی” یاد می‌شود.

بر اثر برخی از این اعتراضات رژیم‌های حاکم در چهار کشور عربی تونس، مصر، لیبی و یمن سرنگون و سه حکومت بحرین، اردن و تا حدی عربستان با مشکلات جدی روبه‌رو شدند؛ حکومت سوریه نیز دستخوش جنگ داخلی شد، اما سایر کشور‌های عربی شرایط آرام‌تری را تجربه کردند.

بانک جهانی در گزارشی که اخیراً منتشر شده، به بررسی دلایل وقوع بهار عربی پرداخته است؛ میان عوامل متعددی که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته‌اند، چهار عامل بیش از بقیه، قوی‌ترین تاثیر را در رضایت از زندگی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا در آستانه بهار عربی داشته‌اند که این عوامل عبارتند از: آزادی محدود، استاندارد‌های زندگی فرسوده، شرایط بازار کار ضعیف و حکمرانی ضعیف. در این گزارش ضمن تشریح پاره‌ای از عواملی که ذکر شد، پاسخ دولت‌ها به اعتراضات مردمی و مهم‌ترین پیامد‌های بهار عربی در کشو‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را بررسی می‌کنیم.

ریشه‌های اعتراض

نابرابری

بهار عربی با مسائلی، چون برابری پا به میدان گذاشت و در صدر توجه عمومی قرار گرفت. این ایده که نابرابری درآمدی با آشفتگی سیاسی در ارتباط است، موضوع جدیدی نیست و به دوران باستان و زمانی که فیلسوفان اجتماعی گمان می‌کردند نابرابری علت اصلی نارضایتی مدنی است، برمی‌گردد. امروز، نابرابری درآمدی بالا، عاملی بد برای وفاق اجتماعی و ثبات سیاسی شناخته می‌شود که می‌تواند به‌نوبه خود روی سرمایه‌گذاری‌ها، رشد پایدار و پیشرفت جامعه بشری تاثیر منفی بگذارد. علاوه بر این، قدرت تحمل نابرابری درآمدی در کشور‌های مختلف و زمان‌های مختلف متغیر است.

شواهد تجربی گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد طبقه متوسط در بسیاری از کشور‌های عربی در حال توسعه تحت فشار قرار گرفته است. این موضوع در مصر و یمن، جایی که پویایی رفاه منفی بوده، بسیار شدیدتر بوده است. در کشور‌های دیگر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رتبه طبقه متوسط رشد داشته ولی در آمد این طبقه یا کاهش داشته یا با نرخی پایین‌تر از درآمد فقرا رشد کرده، یا به اندازه سرعت رشد درآمد قشر مرفه افزایش نیافته است. علاوه بر این، در دوران بهار عربی و به خصوص از پایان دهه ۲۰۰۰ میلادی، اکثر مردم در کشور‌های در حال توسعه خاورمیانه و شمال آفریقا ناامید بودند و نرخ نارضایتی افزایش یافته بود.

سندروم توسعه ناشادکام

ریشه‌های اعتراض

داده‌ها نشان می‌دهد که رضایت از زندگی در بیشتر کشور‌های در حال توسعه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، قبل از آغاز بهار عربی، زیر سطح متوسط کشور‌هایی که در سطوح مشابه توسعه قرار داشتند، بود. همچنین با بررسی عمیق‌تر داده‌ها به این نتیجه می‌رسیم که این سطح پایین رضایت از زندگی در بیشتر کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا، در سال‌های نزدیک به آغاز بهار عربی، به‌طور معناداری افت کرده بود. به‌طور کلی در این منطقه، نابرابری در رفاه به نسبت بالا بود. در واقع سطوح نابرابری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قبل از آغاز بهار عربی، بعد از آمریکای لاتین و جزایر کارائیب در جایگاه دوم (در رده‌بندی مناطق از نظر نابرابری در رفاه) قرار داشت.

این در حالی بود که به لحاظ نابرابری صرف پولی، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا وضعیت چندان بدی نداشت و سطوح نابرابری پولی در این منطقه پایین بود. پدیده کاهش سطوح شادکامی طی زمان گذار از توسعه با سرعت معتدل به توسعه سریع، پارادوکسی را در ذهن ایجاد می‌کند؛ چیزی که آن را پارادوکس توسعه ناشادکام (unhappy development paradox) نامیده‌اند. پارادوکس توسعه ناشادکام، به پارادوکس رشدی که منجر به افزایش سطوح شادکامی نمی‌شود، اشاره دارد. بانک جهانی سندروم توسعه ناشادکام، که یکی از ریشه‌های وقوع بهار عربی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا است، را بازتابی از پایان یافتن عمر قرارداد اجتماعی (social contract) می‌داند.

نابودی قرارداد اجتماعی و نشانه‌های آن

تحلیل‌های بانک جهانی این امکان را فراهم می‌کنند که افزایش نرخ‌های نارضایتی در این کشور‌ها را به تقاضای مردم برای تغییر حکمرانی مرتبط سازیم؛ ارتباطی که به‌ویژه در کشور‌های بهار عربی بسیار قوی بود.

نابرابری در کشور‌های عربی، از طریق نشان دادن این موضوع که عمر قرارداد اجتماعی در این کشور‌ها پایان یافت، حل شد. در واقع در بحث نابرابری در کشور‌های بهار عربی، نابودی قرارداد اجتماعی بود و سطوح نابرابری بالا و در حال افزایش، نقش جرقه را داشت. شایان ذکر است بر اساس گزارش بانک جهانی نابودی قرارداد اجتماعی دلالت‌های منفی برای بسیاری از جنبه‌های زندگی داشت. برخی از نشانه‌هایی که طبق گزارش بانک جهانی حاکی از نابودی قرارداد اجتماعی پیش از بهار عربی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا بودند، عبارتند از:

آزادی محدود و فضای رسانه‌ای بسته؛ نارضایتی مردم از استاندارد‌های زندگی؛ ناخشنودی مردم از نرخ‌های بالای بیکاری، کاهش شغل‌های خوب که به دلیل رشد بخش غیررسمی در بخش خصوصی وجود داشت؛ و نهایتاً نارضایتی مردم از فساد و پارتی‌بازی‌های دولتی که باعث شده بودند فرصت‌های موجود به منظور یافتن شغل برای افراد سختکوش و پرتلاش، دشوار شود.

ارتباط منفی بین خوشبختی و بیکاری ثابت کرده که متأثر از عوامل مختلف مانند کاهش درآمد، هزینه‌های روانی مانند اضطراب روانی، از دست دادن هویت و احترام به خود است. تاثیر مخرب بیکاری در خوشبختی برای افرادی که در بلندمدت بیکار هستند و همچنین افرادی که دارای فرصت‌های شغلی محدود هستند، جدی‌تر می‌شود. عدم رضایت از شرایط بازار کار در کشور‌های توسعه یافته MENA قبل از دوره بهار عربی بسیار زیاد بود. اشتغال در بخش غیررسمی مزایا و امنیت کمتری در سنین بالاتر دارد.

ناسازگاری بین میزان تحصیلات و فرصت‌های اقتصادی، شکافی بین واقعیت و انتظارات ایجاد کرده است که رضایت از زندگی را در جوانان کاهش می‌دهد و حفاظت از بی‌عدالتی را تقویت می‌کند که منجر به افزایش مشارکت در ناآرامی‌های اجتماعی می‌شود.

پاسخ دولت‌ها به بهار عربی چه بود؟

ریشه‌های اعتراض

بر اساس گزارش توسعه جهانی بانک جهانی، کشور‌ها از چهار دسته نهاد دولتی برای برقراری امنیت و ثبات در خاک خود استفاده می‌کنند که این نهاد‌ها عبارتند از: نهاد‌های تحریم و بازدارندگی که انگیزه رفتار‌های خشونت‌آمیز را کاهش داده یا به صفر می‌رسانند؛ نهاد‌های بازتوزیعی که منابع را با رعایت عدالت بین شهروندان دوباره توزیع می‌کنند؛ نهاد‌های تقسیم قدرت برای ایجاد فرآیند مشروع سازی فراگیر و ایجاد امکان مشارکت همگانی در نهاد‌های قدرت و نهاد‌های حل و فصل اختلافات که اگر منصفانه عمل کنند، انگیزه استفاده مستقیم شهروندان از خشونت را کاهش می‌دهند.

کشور‌های عربی، عمدتا دو نوع اول این نهاد‌ها را ایجاد کردند که برای ساختار اجتماعی قدیمی، لازم بود. اکثر این دولت‌ها، با برقراری سیاست‌های بازتوزیعی به ناآرامی‌ها پاسخ دادند که هدف از آن تسکین خشم عمومی مردم بود. این سیاست در مواردی موفق عمل کرد و باعث حفظ ساختار اجتماعی کشور‌ها شد.

مستندات بانک جهانی نشان می‌دهد این سیاست‌های بازتوزیعی شامل موارد مختلفی از جمله افزایش دستمزد، یارانه و حقوق‌های بازنشستگی، تغییر در فرم کمک‌های مالی اعطایی به مردم، ایجاد هزاران شغل در بخش دولتی و در مواردی اعلام برنامه‌هایی برای تغییرات زیربنایی بود. مطالعات با هزینه این اقدامات در الجزایر و کشور‌های نفت‌خیز عضو شورای همکاری خلیج فارس، بسیار بالا بود، طوری که به عنوان مثال در عربستان سعودی هزینه تغییرات اعمال شده برای آرام کردن افکار عمومی، به ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسید، اما آیا این کار برای فرونشاندن خشم مردم کفایت می‌کند؟

مهم‌ترین پیام بهار عربی

اطلاعات ارائه شده در گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد بیش از نابرابری اقتصادی، از میان رفتن همبستگی و قرارداد‌های اجتماعی منجر به شکل‌گیری بهار عربی شده است. توسعه‌ای که در زمان استقرار ۵۰ ساله قرارداد اجتماعی قدیمی در این کشور‌ها اتفاق افتاده بود، اگرچه چشمگیر بود، اما پایدار نبود. بخش دولتی بزرگ و ناکارآمدی وجود داشت که میزان پاسخگویی آن یا شنیدن صدای مخالفان در آن بسیار اندک بود. بخش خصوصی هم رشد بسیار اندکی داشت. در واقع مهم‌ترین بخش قضیه که منجر به بهار عربی شد، این بود که مردم احساس “محرومیت نسبی” در مقایسه با مردمی که به نحوی به قدرت حاکم وصل بودند، داشتند.

در بسیاری از کشور‌های در حال توسعه عربی، رشد اقتصادی اندک بود و دولت‌ها در ایجاد اشتغال و پرداخت هزینه‌های خدمات عمومی ناتوان بودند. این عوامل باعث نارضایتی گسترده طبقه متوسط شهری و ناامیدی جوانان در مورد آینده شغلی‌شان شد. بنابراین مردم خواهان تغییر وضعیت به حالتی بودند که شرایط اقتصادی و اجتماعی در آن به ثبات نسبی و قابل قبولی برسد؛ به این منظور سخن از ایجاد قرارداد اجتماعی جدیدی به میان آمد که جایگزین نمونه از بین رفته قبلی شود.

ریشه‌های اعتراض

قرارداد اجتماعی جدیدی که در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا قرار است حاکم شود، بخش خصوصی را قوی می‌بیند که توسط دولتی کوچک و کارا پشتیبانی می‌شود. دولت همچنین باید مقابل مردم و خصوصاً در زمینه خدماتی که موظف به ارائه آنهاست، پاسخگو باشد. کشور‌های نفت‌خیز باید توجه مضاعفی به افزایش بهره‌وری داشته باشند. همچنین مدیریت ثروت ناشی از نفت باید مؤثر و درست باشد و به سرمایه فیزیکی یا انسانی تبدیل شود.

رویه قبلی حکومت، یعنی دولتی مسلط که نه‌تن‌ها به شهروندان پاسخگو نبود که آنان را در فرآیند اداره کشور سهیم نمی‌کرد نیز باید کاملاً تغییر کند و شهروندان امکان حضور در مناصب مختلف سیاسی و دولتی را داشته باشند. دولت در زمینه اقتصادی باید نقش حامی و تأمین‌کننده شرایط برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را داشته باشد و به هیچ وجه در نقش رقیب بخش خصوصی در فعالیت‌های اقتصادی ظاهر نشود.

مطالعات تجربی نشان می‌دهد همه کشور‌های این حوزه مستعد بروز ناآرامی‌های مدنی هستند، بروز و شدت این درگیری‌ها در کشور‌های مختلف منطقه ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد. برای جلوگیری از این امر، نهاد‌های حکمران باید تقویت شوند و به درستی و در راستای مشارکت همه‌گیر همه شهروندان، فارغ از قطبی‌سازی‌های نژادی و قومی و دینی فعالیت کنند.

نقش بزرگ‌ترها در جدال کوچک‌ترها


هفته نامه سلامت – مونا فلسفی: «اون بچه است، نمی‌فهمه تو بزرگ‌تری»، «تو کوچیک‌تری باید خجالت بکشی» و…. حتما بارها هنگام دعوای بین بچه‌ها و مخصوصا خواهر و برادرها چنین جمله‌هایی را شنیده‌اید و شاید آنها را به زبان آورده باشید اما یادتان باشد این جمله‌ها نه‌تنها هیچ تاثیر مثبتی ندارند، بلکه باعث فاصله افتادن بین شما و بچه‌ها و به وجود آمدن احساس تنفر بین آنها می‌شوند اما وقتی کودکان با هم جدال و کشمکش می‌کنند اصلا باید مداخله کنیم؟ در این مواقع چه باید کرد؟

بهتر است در همه دعواها دخالت نکنید اما برای اینکه این جدال‌ها مدام تکرار نشود، بچه‌ها آسیب نبینند و بتوانند از آنها درس بگیرند، گاهی مداخله لازم است، مثلا وقتی خطر آسیب جسمانی وجود دارد، خشونت کلامی از فحش‌های رایج بین خواهر برادرها فراتر برود و به تحقیر، بی‌ارزش کردن و حمله به هویت طرف مقابل بینجامد، وقتی که دعواها هر روز به یک شکل تکرار و یکی از بچه‌ها همیشه مغلوب می‌شود و کتک می‌خورد. البته معمولا کودکان تا 8-7 سالگی به حمایت نیاز دارند و در مواقعی که کودک توان اتمام دعوا را ندارد، والدین می‌توانند مداخله و از کودک خود حمایت کنند. هنگام مداخله فراموش نکنید آنچه کودک در ارتباط با خواهر و برادرش یاد می‌گیرد، در آینده، خارج از چارچوب خانواده، برایش مفید خواهد بود اما چگونه مداخله کنیم؟

نقش بزرگ‌ترها در جدال کوچک‌ترها

  • ابتدا کودکی که مورد تهاجم خواهر یا برادر خود قرار گرفته، از صحنه دور کنید.
  • با هر دو طرف دعوا عادلانه و یکسان رفتار کنید؛ جانب‌گیری و تعیین مجازات متفاوت درست نیست.
  • دنبال شروع‌کننده دعوا و علت دقیق آن نباشید. دعوای خواهر و برادر ممکن است با دلایل بسیار پیش پاافتاده، شروع شود.
  • طوری رفتار کنید که میل به برد و باخت در دعوای بچه‌ها از بین برود و تقویت نشود.
  • هرگز قضاوت نکنید. گفتن جمله «تو مقصری» روابط میان فرزندان را خراب‌تر می‌کند.
  • تا جایی که امکان دارد بگذارید فرزندان اختلافات‌شان را خود خاتمه دهند زیرا ممکن است بچه‌ها فکر کنند تا پدر و مادرشان در هر مساله‌ای وارد نشوند، مشکل حل نمی‌شود.
  • سر بچه‌ها فریاد نکشید زیرا با این کار وقت و انرژی بسیاری از دست می‌دهید و به فرزندانتان یاد می‌دهید هنگام عصبانیت باید فریاد بزنند.
  • پند و اندرز ندهید تا بچه بزرگ‌تر و عاقل‌تر مجبور به تسلیم شود. این رفتار باعث می‌شود در زندگی واقعی‌‌اش هم همیشه در برابر خواسته‌های منطقی و غیرمنطقی دیگران تسلیم شود. از طرفی، فرزند کوچک همیشه حق را به خود بدهد و از آنجا که حمایت والدین را می‌بیند، شروع‌کننده و تشدیدکننده درگیری‌ها شود.

نقش بزرگ‌ترها در جدال کوچک‌ترها

  • خشم کودک را درک کنید زیرا اگر حس کند مادر یا پدر در نقش میانجی حرف او را نمی‌فهمد و به علت عصبانیتش اهمیت نمی‌دهد، میانجی‌گری‌تان بی‌فایده است. بچه همچنان کینه برادر یا خواهرش را در دل نگه می‌دارد و منتظر می‌ماند تا در فرصت مناسب تلافی کند.
  • بیان خاطرات دعواهای دوران کودکی خود با خواهران و برادرانتان، باعث می‌شود بچه‌ها بفهمند مشکلات خودشان هم معمولی و قابل‌حل است.
  • بچه‌ها را برای تقسیم کردن هر چیزی تحت فشار نگذارید. آنها باید وسایل مختص به خود را داشته باشند و بدانند باید به حریم خصوصی و اموال شخصی هم احترام بگذارند.
  • اگر زمانی که بچه‌ها با هم کنار می‌آیند آنها را تشویق کنید، کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در آنها خواهید کرد. رمز کار این است که جروبحث‌هایشان را نادیده بگیرید و وقتی درست رفتار می‌کنند، به آنها توجه کنید.
  • به بچه‌ها راه‌هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلات‌شان راه‌حل پیدا کنند.
  • به کلمات کلیدی همیشه و هرگز توجه کنید. آیا این کلمات را زیاد به کار می‌برند؟ از خودتان بپرسید آیا در صحبت بچه‌ها حقیقتی وجود دارد یا نه؟ نکند در طرفداری از یکی از بچه‌ها، ناعادلانه رفتار کرده باشید! آیا واقعا یکی از آنها را بیش از حد مقصر می‌دانید؟
  • گاهی دعوای کودکان بالا می‌گیرد و یکی از آنها نمی‌تواند از خودش دفاع کند. در این مواقع واکنش نشان دهید و مداخله کنید. بهترین روش برای اتمام دعوا در این موقعیت صحبت با کودکی است که دیگری را کتک زده است. گفتن جملاتی مانند «اگر دست از کار زشتت برنداری، با من طرفی» به فرزندمان دلگرمی می‌دهد و باعث می‌شود اعتمادبه‌نفس او بالاتر برود و در دعواهای بعدی، مقاوم‌تر باشد.
  • فراموش نکنید اگر محیط خانواده آرام و بی‌تنش و روابط پدر و مادر با محبت و صمیمیت باشد، در تربیت بچه‌ها با همسرتان توافق نظر داشته باشید و تبعیضی بین فرزندان نباشد، بچه‌ها کمتر با هم دعوا می‌کنند.