اگر احساس می‌کنید زشت هستید، بخوانید


برترین‌ها: بار‌ها به شما گفته‌اند که زشت هستید، و چه زن‌ها و چه مرد‌ها حداقل از نظر ظاهری جذب‌تان نمی‌شوند. چه می‌شود کرد؟ ژنتیک کار خودش را کرده است و البته خوشایند نیست. اما چیزی که باید بدانید این است که دنیا به آخر نرسیده است!

در واقع شما می‌توانید انسان بهتری باشید و از طریق شخصیت‌تان جذابیت کسب کنید. در این مطلب به شما خواهیم گفت راهکار‌هایی که کمک‌تان می‌کنند با زشت بودن‌تان کنار بیایید چه هستند.

اگر احساس می‌کنید زشت هستید، بخوانید

بیایید روراست باشیم

هرچند انسان‌ها سلیقه‌های متفاوتی دارند و استاندارد خاصی برای زیبایی وجود ندارد که همه‌ی نژاد‌ها و فرهنگ‌ها با آن موافق باشند، اما تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که «چهر‌ه‌ی متوسط» دارند جذاب‌تر محسوب می‌شوند و صورت‌های جذاب معمولا متقارن‌اند. در یک صورت متقارن، نیم رخ چپ و راست یکسان‌اند.

ممکن است از خودتان بپرسید چرا صورتی متقارن ندارید، اما نیاز به این سوال نیست. واقعیت این است که ژنتیک، مهمترین فاکتور در زیبایی است و چیزی نیست که بتوانید آن را کنترل کنید. به همین دلیل اولین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که ظاهرتان را بپذیرید.

چرا باید ظاهرتان را همین طوری که هست بپذیرید؟

اینکه فقط باور کنید و بپذیرید که زیبا نیستید یا راحت‌تر بگوییم «زشت هستید» کافی نیست. شما باید نسبت به ظاهری که دارید احساس راحتی کنید و از دست پدر و مادرتان بابت ظاهری که دارید عصبانی و شاکی نباشید! لطفا جوری رفتار نکنید که انگار یک قربانی هستید! در عوض مسئولیت ظاهرتان را بپذیرید و قبولش کنید. وقت‌تان را صرف چیز‌هایی کنید که در کنترل شما هستند.

این را نیز بدانید که این فقط شما نیستید که احساس می‌کنید زشت هستید. خیلی از افراد به دلایل گوناگونی احساس زشت بودن می‌کنند، حتی افرادی که شما آن‌ها را «زیبا» می‌دانید. به طور کل، احساس تردید نسبت به ظاهر، نسبتا شایع است. طبق یافته‌های علمی، همه‌ی ما در ضمیر ناخودآگاه خود تمایلی طبیعی به بی‌رحمانه قضاوت کردن ظاهر خود داریم. چرا؟ دانشمندان می‌گویند وقتی که در آینه به خود نگاه می‌کنیم، عیب‌ها بسیار پُررنگ به چشم‌مان می‌آیند و معیار‌هایی که برای سنجش زیبایی دیگران به کار می‌بریم در نگاه به خودمان ناپدید می‌شوند.

ضمنا عیب‌ها و کاستی‌های ما آنقدر توجه‌مان را به خود جلب می‌کنند که مثبت‌ها را نمی‌بینیم؛ بنابراین خیلی مهم است که این طور تصور نکنید آن‌هایی که در نظر شما زیبا و جذابند، راحت‌تر و شادتر از شما هستند. حتی ممکن است آن‌ها بیشتر از شما نسبت به خودشان تردید داشته باشند و احساس «زیبا نبودن» کنند. واقعیت این است که برخی از افراد واقعیت را همانطوری که هست نمی‌بینند؛ بنابراین اگر بتوانید یاد بگیرید احساس‌تان را بپذیرید، لطف بزرگی در حق خودتان کرده‌اید.

بدین ترتیب نه تنها مدام وقت‌تان را صرف نگرانی در مورد ظاهرتان نمی‌کنید، بلکه احساس ناامنی و بیقراری نیز نمی‌کنید. پذیرفتن ِ خود، به شما اعتماد بنفس می‌دهد، زیرا می‌دانید که چه کسی هستید و بیشترین استفاده را از هر آنچه که هستید می‌کنید.

اگر ظاهرتان را همانطوری که هست بپذیرید به دیگران حسادت نخواهید کرد

این نکته‌ی مهمی است. حسادت و حسرت هیجاناتی نیستند که دل‌تان بخواهد تجربه‌شان کنید. حسادت، احساسی سمی است که باعث می‌شود مثل یک قربانی رفتار کنید و زندگی با «قربانی‌ها» خیلی خوب تا نمی‌کند. شاید فکر کنید یک فرد زیبا و جذاب، خوش شانس است، زیرا همه با او خوش رفتاری می‌کنند و زندگی راحت و جالبی دارد. اما واقعیت بسیار متفاوت‌تر است. فراتر از این قضاوت‌ها و نتیجه‌گیری‌های فوری و سطحی، جذاب بودن چیز زیادی در اختیارتان نمی‌گذارد.

مطالعه‌ای نشان داده «افراد زیبا» درست به اندازه‌ی بقیه‌ی افراد احساس اندوه و ناراحتی می‌کنند. روانشناسان صد‌ها مطالعه و تحقیق در مورد شادی و تندرستی انجام داده‌اند و هیچ کدام آن‌ها این نتیجه را اعلام نکرده که «جذابیت» و «زیبایی» فاکتوری در شاد و راضی بودن در زندگی محسوب می‌شود. اما چیزی که یافته‌ها مکررا به آن اشاره کرده‌اند این است که «شخصیت» نقش بسیار بزرگی در میزان شادی و رضایت از زندگی دارد. وقتی که با دیگران دیدار می‌کنید چیزی که آن‌ها به دنبالش هستند، یک ارتباط عمیق و سالم و رضایت بخش است و این همان چیزی است که بیشتر افراد آن را می‌طلبند.

مطمئن باشید اگر کسی صرفا به این دلیل که زیبا نیستید طالب دوستی با شما نیست، پس او از آن دسته آدم‌هایی نیست که شما بخواهید به هر قیمتی با او در ارتباط باشید.
نتیجه اینکه اگر شما همیشه با چشم حسرت و حسادت به دیگران نگاه کنید، یعنی خودتان را نپذیرفته‌اید، و اگر خودتان را نپذیرید هرگز واقعا شاد و راضی نخواهید بود.

شما شانس بیشتری برای ایجاد یک رابطه‌ی موفق و بلند مدت دارید

اگر مرتبا به خودتان می‌گویید که رابطه برقرار کردن با دیگران برای‌تان خیلی سخت است، چون زیبا نیستید پس حتما این نکته را بخوانید. به احتمال بسیار زیاد دلیل اصلی که از ظاهرتان ناراحتید این است که احساس می‌کنید پیدا کردن شریک زندگی خوب برای‌تان خیلی سخت است و شانس زیادی در این زمینه ندارید. در بهترین حالت فکر می‌کنید با کسی آشنا می‌شوید که «زشت» است یا از جهت موقعیت و خصوصیات، چنگی به دل نمی‌زند. اما این طرز فکر بسیار سطحی و بیرحمانه است که واقعیت هم ندارد.

حتما شما هم در اطراف خود زوج‌هایی را دیده‌اید که اصلا زیبا نیستند یا حتی یکی از آن‌ها اصلا ظاهر خوبی ندارد، اما از کیفیت رابطه‌ی آن‌ها شگفت زده شده‌اید. زوج‌های زیادی وجود دارند که یکی واقعا زیباست، اما آن دیگری هیچ ویژگی جذابی در چهره و ظاهر خود ندارد و جالب اینکه زندگی خوب و شادی هم دارند.

اگر احساس می‌کنید زشت هستید، بخوانید

این اتفاق‌ها دلیل خوبی دارند: وقتی پای تعهد و مهربانی و مدارا در زندگی زناشویی به میان می‌آید، ظاهر اهمیت چندانی پیدا نمی‌کند. ارتباط درست و ویژگی‌های شخصیتی، نقش بسیار پُررنگ‌تری دارند که در زمان تصمیم گیری و انتخاب برای ازدواج و رابطه‌ی بلند مدت، بخش عمده‌ی توجه را به خود جلب می‌کنند.

البته رابطه‌های کوتاه مدت و هوسی که افراد در آن فقط به دنبال چند روز خوش گذرانی هستند، فاکتور «زیبایی و جذابیت ظاهری» را مهم‌تر جلوه می‌دهند، اما آیا واقعا این همان چیزی است که شما به دنبالش هستید؟! شاید این جمله کلیشه‌ای باشد، اما آنقدر ارزشمند و واقعی است که تکرار آن نباید ناراحت‌تان کند: زیبایی ظاهری ماندگار نیست و چیزی که می‌ماند و ریشه می‌دواند، زیبایی درون است. شخصیت شما و نحوه‌ی نگاه‌تان به زندگی و دیگران و اینکه چگونه با آدم‌ها تعامل می‌کنید، مهم‌ترین فاکتور در یک رابطه‌ی سالم و شاد است که کمتر کسی می‌تواند از آن چشم پوشی کند.

هالیوود و آنهمه آدم زیبا و جذاب را در نظر بگیرید؛ چرا آن‌ها مرتبا در حال پارتنر عوض کردن هستند؟ وقتی پای پیدا کردن عشق واقعی به میان می‌آید، ظاهر و زیبایی اهمیتی ندارد. اگر شما یکی از زیباترین همسران دنیا را هم داشته باشید، بعد از مدتی این همه زیبایی برای‌تان عادی می‌شود و دیگر امتیازی خاص به نظرتان نمی‌آید. همه‌ی ما زمانی پیر می‌شویم، پس بهتر است کسی را انتخاب کنیم که رفتار و طرز فکرش را می‌پسندیم و او نیز خودش را همانطوری که هست پذیرفته. بررسی‌ها نشان داده‌اند میزان جذابیت از جهت کیفیت رابطه برای بیشتر افراد، معنا و جایگاه کمی دارد.

چه باید بکنید وقتی کسی در نگاه اول جذب‌تان نمی‌شود؟

حتما به این فکر می‌کنید که چگونه می‌توانید با کسی آشنا شوید وقتی در نگاه اول کسی جذب‌تان نمی‌شود تا بخواهد تدریجا با شخصیت شما آشنا شود؟!

چیزی که باید بدانید این است که شما جزو افرادی نیستید که اصطلاحا در نگاه اول کسی را به خود جذب کنید یا از طریق ظاهرتان، توجه کسی را جلب کنید که خواهان آشنایی بیشتر با شما شود. برای شما و افرادی مانند شما، آشنایی زمان‌بر خواهد بود. شما از طریق خصوصیات شخصیتی و رفتار‌های خوشایندتان و توانایی‌تان در ارتباط موثر برقرار کردن می‌توانید در نهایت فرد مورد علاقه و البته لایق خود را پیدا کنید. اتفاقا روشی که شما کسی را جذب خود می‌کنید، معنادارتر و باارزش‌تر است.

چرا باید دست از نگرانی بابت ظاهرتان بردارید؟

نگران نبودن و اهمیت ندادن به ظاهر کار ساده‌ای نیست، مخصوصا اگر متقاعد شده باشید که ظاهرتان تاثیر منفی بر کیفیت زندگی‌تان گذاشته است. اما چیزی که باید باور کنید این است که این «زشت بودن» شما نیست که بر زندگی‌تان اثر گذاشته، بلکه این احساس شما در مورد خودتان است که زندگی‌تان را تحت الشعاع قرار داده. اگر مدام نگران وضعیت ظاهر خود باشید، خود باوری‌تان دچار ضعف می‌شود و از هیچ چیزی شاد نخواهید شد.

اما اگر ظاهرتان را بپذیرید، راضی‌ترید و انرژی‌تان را صرف اضطراب و نگرانی نمی‌کنید. در مطالعه‌ای دانشمندان به بررسی فاکتور‌های مرتبط با رضایت از ظاهر و وزن بدن پرداختند. آن‌ها دریافتند رضایت از وضعیت عمومی ظاهر، سومین شاخص در رضایت کلی از زندگی بوده است.

حالا چگونه ظاهرتان را بپذیرید؟

استاندارد‌های زیبایی را که رسانه‌ها و دنیای دیجیتال به خوردتان می‌دهد دور بیندازید: بله درست است که جامعه، استاندارد‌های خاصی برای زیبایی دارد، اما لزومی ندارد شما هم همین استاندارد‌ها را قبول کنید. چرا باید باور کنید افرادی که تلویزیون سعی دارد به عنوان مدل و زیباترین‌ها به شما معرفی کند معیار زیبایی هستند؟ در عوض سعی کنید زیبایی را در افرادی که در زندگی روزمره‌ی خود تحسین‌شان می‌کنید و رفتارشان مورد پسندتان است پیدا کنید.

خودتان را بر اساس ظاهرتان تعریف نکنید: باز هم تکرار می‌کنیم که آنچه در درون‌تان می‌گذرد اهمیت دارد نه ظاهرتان. روی ویژگی‌های شخصیتی‌تان تمرکز کنید، و به روابط و احساسات و آرزوهای‌تان توجه نشان دهید.

مدتی آرایش کردن را کنار بگذارید: اگر می‌خواهید ظاهرتان را واقعا بپذیرید سعی کنید چند روز بدون آرایش باشید (البته اگر یک خانم هستید!). بدون آرایش، پوست‌تان طبیعی‌تر جلوه می‌کند و می‌تواند نفس بکشد. اگر بدون آرایش در جامعه حضور پیدا کنید، خواهید دید که ظاهر شما واقعا تفاوتی در نحوه‌ی برخورد دیگران با شما ایجاد نمی‌کند.

اینقدر جلوی آینه نایستید: اگر می‌خواهید ظاهرتان را بپذیرید پس باید کار مهمی انجام دهید؛ اینقدر مقابل آینه قرار نگیرید و خودتان را بررسی نکنید! اگر زیاد جلوی آینه نروید، توجه‌تان از ظاهر به درون‌تان معطوف خواهد شد و می‌توانید روی کاهش رفتار‌ها و عادت‌های منفی‌تان بیشتر تمرکز کنید تا عیب‌های ظاهری‌تان. ضمنا وقتی کمتر جلوی آینه می‌روید متوجه می‌شوید که اخلاق‌تان نیز بهتر می‌شود، چون بیشتر احساس آرامش می‌کنید.

اگر احساس می‌کنید زشت هستید، بخوانید

به سلامتی‌تان بیشتر اهمیت بدهید: اهمیت‌تان به تناسب اندام نباید صرفا به دلیل رسیدن به ظاهری بهتر باشد، بلکه باید به خاطر سلامتی‌تان به اندامی متناسب فکر کنید. باید قصدتان این باشد که بدن‌تان در بهترین حالت ممکن به عملکردهایش بپردازد و ورزش و تغذیه خوب کمک‌تان می‌کند به این هدف برسید. اگر احساس خوبی داشته باشید و تندرستی را حس کنید، در مورد خودتان هم احساس بهتری خواهید داشت.

زشت بودن امتیازاتی هم دارد!

ادای قربانی‌ها را در نیاورید! باور کنید یا نه، زشت بودن هم مزایای خودش را دارد!

مثلا:

آدم‌ها شما را بابت خود واقعی‌تان دوست دارند، نه ظاهرتان

آیا می‌دانید برای افراد زیبا و جذاب چقدر سخت است که علاقه‌مند واقعی به خود را پیدا کنند؟ انگار افرادی که با فرد زیباور آشنا می‌شوند فقط به دنبال زیبایی ظاهری او و حتی سوء استفاده هستند. یا کسانی هستند که می‌خواهند در کنار این فرد زیبا، «دیده» شوند و به چشم بقیه بیایند.

اما در مورد شما، آدم‌هایی که به شما نزدیک می‌شوند واقعا از همراهی با شما لذت می‌برند و شخصیت‌تان را دوست دارند. برای کسانی که زیبایی ندارند خیلی راحت‌تر است که ارتباط‌های واقعی با دیگران برقرار کنند. شما نیازی ندارید نگران سوء استفاده‌ی دیگران باشید (البته مگر اینکه یک زشت پولدار باشید!).

شما یاد گرفته‌اید که ظاهرتان را بپذیرید

آیا می‌دانید چه تعداد افراد نسبت به ظاهرشان احساس خوبی ندارند؟ اما اگر شما ظاهرتان را بپذیرید نه تنها واقعیت را می‌بینید بلکه انرژی‌تان را صرف نگرانی و استرس بابت چیزی که اهمیتی ندارد نمی‌کنید. شما نسبت به خیلی‌های دیگر، اعتماد بنفس بیشتری دارید و به خود باوری رسیده‌اید.

شما به دلایل درستی ورزش می‌کنید و به سلامتی‌تان اهمیت می‌دهید

شما می‌دانید که سالم و متناسب بودن چقدر اهمیت دارد و لزوما فقط برای داشتن ظاهری زیباتر ورزش نمی‌کنید. هدف شما از ورزش کردن و تغذیه مناسب، سلامتی است. به همین دلیل تمرکزتان روی تمام بدن‌تان است نه مثلا فقط روی شکم یا باسن‌تان!

شما این قدرت را دارید که انتخاب کنید

تمام هدف این مطلب این است که درک کنید ظاهر شما آنقدر مهم نیست که کیفیت زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار دهد و وقت و انرژی‌تان را بگیرد. البته خیلی مهم و باارزش است که سالم و متناسب و تمیز و خوش پوش باشید، اما نباید انرژی احساسی و هیجانی‌تان را صرف ظاهرتان کنید. اهمیت زیاد به ظاهر دادن سبب اندوه و خود شیفتگی نیز می‌شود.

چیزی که باید به آن برسید این است که زشت بودن بر زندگی شما اثر منفی نمی‌گذارد مگر اینکه خودتان اجازه بدهید. شما مثل هر انسان دیگری می‌توانید ارتباطات عمیق و صمیمی با دیگران ایجاد کنید و یک شریک زندگی لایق و شایسته برای خود داشته باشید.‌

می‌توایند از این بابت خدا را شاکر باشید که سالمید و آدم‌ها به دلایل بی‌ارزش سراغ‌تان نمی‌آیند و ارزش شما به چیزی نیست که با یک حادثه، افزایش سن و هر اتفاق دیگری آن را از دست بدهید. آرامش درون از خود باوری و دور کردن ذهن از استرس‌های بی‌مورد ناشی می‌شود و این همان چیزی است که از شما انسانی اصیل و خواستنی می‌سازد.

منبع: hackspirit

وقتی بیش‌ از حد عذرخواهی می‌کنید…


ایرنا زندگی: اگر تا به حال به شما گفته شده است که «چقدرعذرخواهی می‌کنید»، وقت آن رسیده است که به رفتار خودتان دقیق‌تر نگاه کنید. آیا شما واقعا بیش از حد عذرخواهی می‌کنید یا مبادی آداب هستید و به جا عذرخواهی می‌کنید؟

۱۰ نشانه برای اینکه شما زیادی عذرخواهی می‌کنید!

روانشناسان می‌گویند عذرخواهی بیش از حد، یک الگوی عادت بین فردی است که ریشه در احساس احترام کم، کمال‌گرایی و ترس از قطع شدن ارتباط دارد. اگر نگران این وضعیت هستید و نمی‌دانید که آیا بیش از حد عذرخواهی می‌کنید یا نه، به نشانه‌هایی که می‌گویند شما بیش از حد عذرخواهی می‌کنید توجه کنید.

۱. شما برای چیز‌هایی که بر آن کنترلی ندارید عذرخواهی می‌کنید

شاید به قول برنت سویتزر بزرگترین نشان قرمزی که برای عذرخواهی بیش از حد داریم، این است که شما برای چیز‌هایی که هیچ کنترلی بر آن ندارید عذرخواهی می‌کنید. آیا از همکار خود برای این که زیر باران بوده‌اند و خیس شده‌اند، عذرخواهی کرده‌اید؟ به جای عذرخواهی از چیز‌هایی که در آن نقشی نداشته‌اید و قابل تغییر هم نبوده‌اند، سعی کنید با دیگران ابراز همدردی بکنید.

۲. برای کار شخص دیگر، عذرخواهی می‌کنید

شاید علت این کار این باشد که مسئولیت‌های شخص دیگری را بر عهده خودمان قرار می‌دهیم. به گفته روانشناسان این عادت‌های عذرخواهی را در کودکی یاد می‌گیریم. افراد فکر می‌کنند برای اشتباهات شریک زندگی خود یا رئیس خود باید عذرخواهی کنند و مسئولیت کار‌های دیگران بر عهده آن‌ها است.

۳. برای اتفاقات روزمره ساده و عادی عذرخواهی می‌کنید

برخی از بخش‌های زندگی مثل عطسه کردن یا نیاز داشتن به دستشویی، آنقدر عادی و روزمره است که نیازی به گفتن ببخشید ندارد. بسیاری از مردم، اما هنوز هم در این موارد عذرخواهی می‌کنند.

۱۰ نشانه برای اینکه شما زیادی عذرخواهی می‌کنید!

۴. از اشیاء بی‌جان عذرخواهی می‌کنید

موبایل خود را روی زمین می‌اندازید و عذرخواهی می‌کنید. آندره برنت می‌گوید که این اتفاق یک عادت زنانه است. یک مطالعه در سال ۲۰۱۰ نشان داد که زنان بیش از مردان عذرخواهی می‌کنند، زیرا معتقدند جرمشان شدیدتر است، حتی اگر به صورت تصادفی تلفن را به زمین انداخته باشند.

۵. شما مطمئن نیستید چرا عذرخواهی می‌کنید

عیبی ندارد که عذرخواهی کنید، امابه گفته تینا تسسینا در بسیاری از موارد شما نمی‌دانید که چرا عذرخواهی کردن تبدیل به عادت شما شده است. برای مقابله با این اتفاق، او توصیه می‌کند که به خودتان بنگرید و علت را پیدا کنید.

۶. به خاطر چیز‌هایی که فکر نمی‌کنید اشتباه هستند عذرخواهی می‌کنید

در بسیاری از موارد ما بدون اینکه اعتقادی به عذرخواهی داشته باشیم، این کار را انجام می‌دهیم و از اشتباه نکرده عذر می‌خواهیم. مثلا با اعتقاد دیگری موافق نیستید و عذرخواهی می‌کنید. در حالی که این عذرخواهی علتی ندارد.

۷. هنگام درخواست چیزی عذرخواهی می‌کنید

برای درخواست چیزی از کسی نیازی به عذرخواهی نیست. متخصصان می‌گویند یکی از دلایل اصلی که مردم از آن عذرخواهی می‌کنند، ترس از ناراحت شدن دیگران است. متخصصان می‌گویند در این مواقع بهتر است به جای عذرخواهی، تشکر کنیم و به جای «ببخشید»، بگوییم «متشکرم».

۸. همیشه در محل کار عذرخواهی می‌کنید

در محیط‌های شغلی افرادی هستند که بی علت عذرخواهی می‌کنند و این افراد احتمالا از کارمندان کم اعتماد به نفس هستند. جمله‌هایشان را ببخشید شروع می‌کنند و بی‌قدرتی را به دیگران انتقال می‌دهند.

۱۰ نشانه برای اینکه شما زیادی عذرخواهی می‌کنید!

۹. شما به طور کلی از کار‌های خودتان مطمئن نیستید

اگر به طور معمول نسبت به کار‌های خودتان تردید داشته باشید، مدام از آن‌ها عذرخواهی می‌کنید. زمانی که افراد حس می‌کنند اکثر اوقات اشتباه می‌کنند، راحت‌تر عذرخواهی می‌کنند و احساس گناه و نقصشان را پوشش می‌دهند.

۱۰. عذرخواهی زیاد می‌تواند نشانه اضطراب باشد

ممکن است برای مقابله با ترس و اضطرابتان، عذرخواهی کنید. بویل توصیه می‌کند اضطراب خودتان را کنترل کنید تا به نوبه خودتان به شکستن عادت معذرت‌خواهی مداومتان کمک کنید. زیرا حتی شما وقتی می‌خواهید نه بگویید، عذرخواهی می‌کنید. بعضی از افراد برای گفتن حرف‌هایی که باید در آن نه بگویند عذر می‌خواهند. برای اینکه بگویند «نه»، می‌گویند «ببخشید اما…» و در این شرایط از ترس قاطعیت، عذرخواهی می‌کنند.

منبع: bestlife

آیا با یک معلول ازدواج می‌کنید؟


روزنامه شهروند: رئیس انجمن حمایت از حقوق معلولان ضمن بیان این‌که در قانون آمده است پسر سالمی که با یک دختر معلول ازدواج می‌کند باید از سربازی معاف شود، گفت: درحال حاضر سازمان نظام وظیفه زیر بار این موضوع نمی‌رود و این امر را موجب ایجاد مسائل اجتماعی متعدد در جامعه می‌داند درحالی‌که ما برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده از این موضوع راه‌حل‌هایی ارایه داده‌ایم.

وی در ادامه تصریح کرد: برای مثال یکی از راه‌حل‌هایی که به سازمان نظام وظیفه ارایه شده این است که تا زمانی که یک پسر سالم با دختر معلول ازدواج کرده عقد آن‌ها به‌طور رسمی در شناسنامه ثبت شده است آن پسر از سربازی معاف باشد و چنانچه مهر طلاق در شناسنامه آن‌ها زده شد این معافیت سربازی نیز لغو شود.

آيا با يك معلول ازدواج مي‌كنيد؟

اما آیا ازدواج با همسری معلول خوب است؟

آیا در این میان افراد معلول و بیمار شانسی برای ازدواج ندارند و باید به‌رغم تمام نکات مثبتی که دارند به پیشنهاد ازدواج آن‌ها جواب منفی داد یا از طرف دیگر باید هر نوع معلولیتی را پذیرفت؟

– قبل از ازدواج بسنجید که کدام‌یک برایتان ارجحیت دارد: همسر ایده‌آل یا همسر تمام و کمال؟ پاسخ صادقانه شما به این سوال می‌تواند تکلیفتان را روشن کند.

– اگر شخصی دچار مشکل جسمانی است پیشنهاد نمی‌شود در بدو آشنایی شخص مقابل را از نقص خود مطلع کند، زیرا ممکن است دو طرف از لحاظ مسائل دیگر برای یکدیگر متناسب نباشند و دلیلی ندارد طرف مقابل را از این موضوع که راز زندگی او محسوب می‌شود، مطلع کند؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود اگر خواستگاری ٢ یا ۳ جلسه به طول انجامید و دو طرف از لحاظ عاطفی، ظاهری، عقلی، دینی و… مورد پذیرش یکدیگر واقع شدند مسأله نقص با بیماری جسمانی مطرح شود.

ازدواج معلول- بعد از مطرح شدن نقص جسمانی ابتدا باید با پزشک مشورت کرد. باید دید که این نقص جسمانی واقعا چیست و چه مشکلاتی در زندگی ایجاد می‌کند و آیا راه درمانی دارد یا خیر. اگر این مشکلات برای فرد مقابل قابل تحمل است باید منطقی باشد و بپذیرد که این نقص وجود دارد. اما در صورتی که پزشک معالج ازدواج را برای فرد بیمار توصیه نمی‌کند دو طرف ناگزیر باید از هم جدا شوند.

– برای هر ازدواجی باید دو چکاپ انجام شود: چکاپ روانی، چکاپ جسمانی، بهتر است خود دختر برای این کار پیش قدم شده و تحت معاینه روانی و جسمانی قرار گرفته و متقابلا این موضوع را از پسر بخواهد.

– فرد معلول به علت معلولیت و نقصی که دارد همیشه ترس و دلهره از خیانت، ترک شدن و طرد شدن از سوی همسر را با خود دارد. اگر مسأله اعتماد طرفین به‌طور کامل حل نشده باشد و هر دو بر این یقین نرسیده باشند که هدف آن‌ها از ازدواج چیزی فراتر از این افکار بوده است این مشکل دامنگیر و معضل سخت زندگی مشترکشان خواهد شد.

کسی که فرد معلول را برای زندگی انتخاب کرده پس مطمئنا دیدگاه مادی‌گرایانه به ازدواج نداشته و ظاهر همسر برایش مهم نبوده بلکه باطن و مهم‌تر از همه به اصل ازدواج که همانا «تکامل» و «رسیدن به آرامش» است، اعتقاد داشته؛ بنابراین باید این اعتقاد را همواره حفظ کرد.

در ازدواج با یک فرد بیمار یا معلول نباید از روی احساس تصمیم گرفت چرا که با احساس نمی‌توان از پس مشکلات زندگی برآمد چه برسد یک عمر زندگی مشترک با شرایط خاص. فرد غیرمعلولی که تصمیم به ازدواج با فرد معلول را دارد باید تمامی جوانب را سنجیده باشد، با پزشک و روانشناس مشورت کرده باشد، قضیه را برای خانواده خود حل‌وفصل کرده باشد و آن‌ها را برای داشتن یک عروس یا داماد معلول یا بیمار آماده کرده باشد؛ و مهم‌تر از همه این‌ها بتواند با نگاه اطرافیان، جامعه و حرف‌های مردم کنار بیاید و درواقع بی‌توجه به حرف دیگران باشد و بی‌توجه هم بماند.

کسی که فرد معلول را برای زندگی انتخاب کرده پس مطمئنا دیدگاه مادی‌گرایانه به ازدواج نداشته و ظاهر همسر برایش مهم نبوده بلکه باطن و مهم‌تر از همه به اصل ازدواج که همانا «تکامل» و «رسیدن به آرامش» است، اعتقاد داشته بنابراین باید این اعتقاد را همواره حفظ کرد.

– شما با فردی ازدواج می‌کنید که محدودیت داشتن برای او عادت شده و یک مسأله حل شده است بنابراین باید خودتان هم این محدودیت‌ها را بپذیرید و هضم کنید. این‌که به راحتی نمی‌توانید همه جا بروید، نمی‌توانید برخی کار‌های موردعلاقه‌تان را انجام دهید. در عوض ممکن است این موارد را با داشتن یک همسر ایده‌آل و یک عشق واقعی عوض کنید.

– همیشه به یاد داشته باشید که همه ما نقص‌هایی داریم، اما برخی ممکن است این نقص را در جسم‌شان داشته باشند. همه ما به‌طور بالقوه در معرض بیماری و معلولیت هستیم، اما برخی ممکن است زودتر از ما دچار معلولیت و بیماری شده باشند.

منظور از سلامت جسمانی، عدم ابتلای فرد مورد نظر به بیماری‌های مزمن ناتوان ساز، وخیم و غیرقابل درمان و بیماری‌های ژنتیکی است که می‌تواند زمینه‌ساز ابتلای فرزندان به معلولیت باشد. در مورد مانده، با توجه به این‌که نقص جسمانی او ژنتیکی نبوده و تأثیر چندانی بر زندگی و فعالیت‌های او نداشته است، شاید تصمیم فرد برای ازدواج با او چندان غیرمنطقی نباشد، اما نباید نقش عوامل فرهنگی را در این زمینه نادیده گرفت. متاسفانه با وجود این‌که روند ازدواج معلولان در جامعه در چند‌سال اخیر از رشد بالایی برخوردار بوده است، باز هم درک این موضوع که معلولان هم مانند دیگر اعضای جامعه حق زندگی و ازدواج دارند، برای عده زیادی از افراد دشوار است و هنوز هم مردم در برخورد با همسرانی معلول یا زوجی که یکی از آن‌ها سالم و دیگری معلول است، شگفت‌زده می‌شوند (مخصوصا اگر مرد سالم و زن دچار معلولیت باشد.)

به دلیل این نگرش غلط رایج در جامعه بسیاری از افراد معلول نیز در این زمینه خود را باور ندارند و احساس می‌کنند در صورت ازدواج، مشکلی هستند که طرف مقابل باید آن‌ها را تحمل کند، درحالی‌که در بیشتر مواقع چنین چیزی صحت ندارد؛ بنابراین خوب است فرهنگ‌سازی در این زمینه ادامه یابد.

به گزارش دفتر فرهنگ معلولین برای بررسی بهتر ازدواج معلولان می‌توان آن را به دو دسته تقسیم کرد.

آیا با یک معلول ازدواج می‌کنید؟

ازدواج دو معلول با یکدیگر

این نوع ازدواج دارای نکات منفی و مثبتی به این شرح است:

مزایا
مهم‌ترین ویژگی مثبت این نوع ازدواج آن است که همسران از شرایط یکسانی برخوردارند و یکی بر دیگری برتری ندارد.

نکته دوم این است که افرادی که دارای شرایط مشابهی هستند، احتمالا بهتر یکدیگر را درک می‌کنند.

سومین مزیت این نوع ازدواج این است که اگر میزان معلولیت به قدری شدید نباشد که همسران از عهده انجام کارهایشان برآیند، معمولا خانواده‌های دو طرف با این ازدواج موافق‌اند و جامعه نیز نسبت به این ازدواج در مقایسه با ازدواج یک فرد سالم با یک فرد معلول پذیرش بیشتری دارد.

زیان‌ها

از آنجایی که هر دو نفر، معلولیت دارند (به ویژه معلولیت‌های شدید) طبعا محدودیت‌های آنها، در زمینه شغلی، کسب درآمد، پرداختن به امور روزمره و… نیز به مراتب بیشتر است و به کمک وسیع‌تری نیاز دارند.

اگر معلولیت زوجین اساس ژنتیکی داشته باشد، احتمال تولد فرزند معلول در این نوع خانواده‌ها بیشتر است. البته درحال حاضر می‌توان با استفاده از آزمایش‌های پیشرفته ژنتیکی پیش از ازدواج و آزمایش‌های تشخیصی در ماه‌های اول بارداری، از وقوع این رویداد جلوگیری کرد.

ازدواج فرد معلول با یک فرد سالم

مزایا

در این حالت، چون یکی از دو نفر از سلامت جسمانی کامل برخوردار است، می‌تواند به همسر معلول خود کمک کرده و تا حد امکان نقص‌های ناشی از معلولیت وی را جبران کند. این نوع ازدواج فقط برای فرد معلول مفید نیست، بلکه موجب تعالی روانی طرف مقابل نیز می‌شود. چنین فردی که برخلاف اکثر افراد جامعه در انتخاب همسر، ملاک‌های باطنی را بر ملاک‌های ظاهری ارجحیت داده است، با زندگی با انسانی که به‌رغم محدودیت‌هایش در یک زمینه خاص، در ابعاد دیگر موفق عمل کرده است، از الگوی مناسبی بهره‌مند شده و می‌تواند با دید وسیع‌تری به زندگی و دنیا بنگرد.

زیان‌ها

شاید بتوان گفت مهم‌ترین پیامد منفی این نوع ازدواج، پذیرفته نشدن آن توسط جامعه و خانواده است. معمولا خانواده‌ها تمایل ندارند فرزند سالم‌شان با فردی که دچار نوعی معلولیت ولو کوچک است ازدواج کند، به‌ویژه اگر فرد معلول زن باشد. زیرا سلامت جسمانی، یکی از ملاک‌های انتخاب همسر است که برای مردان از اولویت بیشتری برخوردار است. روانشناسان تکاملی که عقیده دارند در طول تاریخ تکامل بشر فقط رفتار‌هایی پایدار مانده‌اند که موجب بقای نسل انسان می‌شوند.

ازدواج با معلولیت

در توضیح این مطلب می‌گویند: از آنجایی که سلامت جسمانی یکی از عوامل نشان‌دهنده قدرت باروری زنان بوده است، مردان در طول تاریخ به‌طور ناخودآگاه هنگام انتخاب همسر به این ملاک اهمیت داده‌اند و این موضوع موجب بقای نسل آن‌ها شده است.

اما چون وظیفه باروری به عهده مردان نیست، زنان نسبت به این ملاک چندان سختگیر نبوده‌اند؛ بنابراین احتمال این‌که زن تندرستی، مرد معلولی را برای ازدواج انتخاب کند، بیشتر از این است که یک مرد سالم، یک زن معلول را به همسری برگزیند. این موضوع موجب شده که نگرش جامعه هم در مورد معلولیت زن و مرد متفاوت باشد. در مورد افرادی که معلولیت‌های حادی دارند که بر زندگی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد، احتمالا مخالفت خانواده صحیح است. اما اگر معلولیت، ژنتیکی نبوده و به‌حدی هم نباشد که برای فرد یا اطرافیانش مشکلی جدی ایجاد کرده، یا محدودیت‌های متعددی را بر فرد معلول و خانواده‌اش تحمیل کند، در صورت موافقت خانواده‌ها این ازدواج مانعی ندارد. تنها مشکلی که بر سر راه این ازدواج وجود دارد برخورد افراد جامعه است که البته نباید آن را دست‌کم گرفت.

ممکن است زوج سالم در مواقع خاصی (مثلا زمان عصبانیت) موضوع معلولیت همسرش را مطرح کرده و موجب رنجش وی شود.

اگر فرد معلول از عزت نفس بالایی برخوردار نباشد همیشه نگران این موضوع است که مبادا همسرش وی را ترک کند، بنابراین آرامش خود را از دست می‌دهد.

بسته به نوع معلولیت فرد مورد نظر، فعالیت‌های همسران محدود می‌شود، مثلا فردی که با یک شخص ناشنوا ازدواج کرده نمی‌تواند از گوش دادن موسیقی با وی لذت ببرد. البته همیشه فعالیت‌های مشترک لذت بخشی برای جایگزین شدن وجود دارند.

با توجه به آنچه گفته شد، نمی‌توان گفت کدام‌یک از این دو نوع ازدواج بر دیگری برتری دارد. این موضوع به فرهنگ جامعه، فرهنگ دو خانواده، میزان معلولیت، شرایط اقتصادی و ویژگی‌های شخصیتی همسران بستگی دارد. چیزی که مبرهن است، این که در این نوع ازدواج‌ها، مراجعه به روانشناس و مشاور و استفاده از کمک‌های افراد آگاه و با تجربه ضروری است.