آیا به آنلاین‌تراپی می‌شود اعتماد کرد؟


ایرنا زندگی: دور درمانی از سال ۱۹۸۲ رواج داشت؛ اما نه به شکل امروزی. به هر حال با پیشرفت تکنولوژی شکل دور درمانی نیز تغییر کرد که به شکل امروزی خود از طریق ایمیل، یوتیوب، شبکه‌های مجازی و تلویزیون رسیده است که دو راه یوتیوب و تلویزیون عمومی هستند و دو راه ایمیل و شبکه‌های مجازی اغلب خصوصی. آنلاین درمانی به صرفه جویی در وقت و هزینه‌های ما کمک به سزایی می‌کند؛ به همین علت طرفداران زیادی هم پیدا کرده است. از دیگر دلایل محبوب بودن آنلاین تراپی می‌شود به دسترسی راحت و سرعت پاسخ دهی اشاره کرد. در ادامه «ایرنا زندگی» هر آنچه نیاز باشد درباره آنلاین تراپی بدانید را گرد آوری کرده است که با هم می‌خوانیم.

آیا به آنلاین تراپی می‌شود اعتماد کرد؟

۱. از چه راه‌هایی امکان پذیر است؟

راه‌هایی که تا به حال برای آنلاین تراپی استفاده شده است یه شرح زیر هستند:

  • ایمیل
  • پیام متنی
  • چت آنلاین
  • تلفن‌های اینترنتی (به علت کاهش هزینه‌ها)
  • تماس‌های ویدیویی
  • دیگر اپلیکیشن‌های کاربردی

همه این راه‌ها برای مویابل و دسک‌تاپ قابل دسترس هستند؛ ولی کار با شبکه‌های اجتماعی محبوب‌ترین و تماس ویدیویی بالاترین آمار رضایت بیماران را داشته‌اند.

۲. ابتدا تست سلامت روان را باید بگذرانید

به دلیل صرفه‌جویی در وقت باید ابتدا فرم سلامت عمومی و تست سلامت روان را بگذرانید. بر اساس پژوهش‌های انجام شده، بسیاری از افرادی که اختلالات روانی داشتند (خودشان نمی‌دانستند) و توسط تست سلامت روان شناسایی شده‌اند، با این روش به درمان خود اقدام کرده‌اند. این تست‌ها بر پایه رفتارشناسی تهیه شده‌اند. افرادی به دلیل نبود امکانات لازم در محل زندگی خود ممکن بود هرگز از بیمار بودن خودشان مطلع نشوند ونفهمند مشکلات‌شان ریشه در روان آن‌ها دارد. بیمار‌هایی با مشکل افسردگی، نگرانی، اضطراب و مشکلات جسمانی که ریشه در روان آن‌ها داشتند، از این طریق شناسایی و درمان شده‌اند. سی. بی. تی اعلام کرد، اغلب بیمارانی که از تماس تصویری با پزشک خود امتناع می‌کنند به دلیل اضطراب بیش از حدی است که در وجود خود دارند.

آیا به آنلاین تراپی می‌شود اعتماد کرد؟

۳. آنلاین تراپیست‌ها باید اعتماد شما را جلب کنند

اگر قصد دارید از آنلاین تراپی استفاده کنید باید درباره مسایل اخلاقی و حقوقی سایت و موسسه‌ای که از آن استفاده می‌کنید اطمینان کسب کنید. تا زمانی که آن‌ها نتوانستند اعتماد شما را جلب کنند از دادن اطلاعات شخصی خودتان به آن‌ها و پرداخت هزینه دوری کنید. دکتر‌هایی که آنلاین تراپی را انجام می‌دهند نیازی به دوره‌های خاصی ندارند. جلسات آنلاین درمانی باید به کیفیت جلسات حضوری باشد. پزشکان آنلاین، باید به راهنمایی‌ها و قوانین پایبند باشند. پژشک‌های آنلاین باید دوره‌ها و تکنیک‌های درمانی آنلاین را بشناسند و با نحوه‌ی کار با تکنولوژی آشنا باشند تا جلسات با کیفیت و کاربردی برگزار شوند.

منبع: verywellmind

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟


برترین‌ها: چند روزی‌ست که بحث ممنوعیت حضور بانوان در زورخانه‌ها داغ شده، این مطلب به چند و چون ماجرا پرداخته، به ممنوعیتی که عجیب به نظر می‌رسد.

بانوان ورزشکار رشته‌های زورخانه‌ای چند سالی است که مصرانه خواهان فعالیت در این رشته هستند و بنا بر اظهارات رئیس فدراسیون، اکثراً این بانوان نیز از اعضای خانواده ورزشکاران رشته زورخانه به‌حساب می‌آیند. ورزش بانوان در سال‌های گذشته همیشه در انتظار اجازه و رخصت مردان بوده است، رشته‌هایی همچون کشتی، موتورسواری و بیلیارد تنها دو سه سال است که توانسته‌اند از مرز‌های جنسیتی عبور کنند و بانوان علاقه‌مند بدون نگرانی و به‌صورت علنی در آن‌ها به فعالیت بپردازند. حالا نیز تغییرات به رشته ورزش‌های زورخانه‌ای و باستانی رسیده و اراده‌ای برای حضور بانوان در این رشته ایجاد شده است.

باوجوداینکه آمار دقیقی از بانوان باستانی‌کار وجود ندارد، سال‌هاست که دختران علاقه‌مند به این رشته کهن ایرانی در سایه و سکوت در تلاش برای پرداختن به این رشته ورزشی بوده‌اند. اعتراض‌ها به حضور زنان در این رشته به دهه ۸۰ بازمی‌گردد و همچنان ادامه دارد و گاهی واکنش‌ها به وجود این ورزشکاران شدیدتر از قبل می‌شود؛ به‌طوری‌که در این مدت ممانعت‌های شدیدی برای ورود بانوان به گود‌های زورخانه صورت گرفته است.

جمعی از آیات عظام در واکنش به برخی اعتراضات و در پاسخ به استفتایی در این زمینه، فعالیت زنان در رشته ورزش باستانی ایرانی را به‌شرط حفظ موازین شرعی بلامانع دانسته‌اند

گفته می‌شود تنها راه پیش روی ایران برای جهانی‌کردن این رشته ورزشی، صدور مجوز فعالیت بانوان در ورزش باستانی است؛ چالشی که فدراسیون ایران نیز بنا دارد آن را حل کند، اما این تصمیم هرگز باب میل برخی پیشکسوتان یا مراجع دیگر نیست.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

داستان چه بود؟

در همین مورد، اما مشکلات و جنجال‌هایی به پا شد. داستان جنجالی این روز‌ها به مصاحبه چندی پیش رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای برمی‌گردد که بعد از یک هفته واکنش شدیدی را به همراه داشت.

گروهی که در بیانیه‌ای خود را ورزشکار، پیشکسوت، مرشد، جانباز، نماینده نیرو‌های مسلح و جامعه طلاب معرفی کردند، نسبت به تصمیمات فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای واکنش نشان دادند. تعدادی از این افراد که کمتر از ۵۰ نفر بودند، دقیقاً در روز ملی ورزش زورخانه‌ای و فرهنگ پهلوانی در زورخانه شهید عراقی تجمع کرده و نسبت به حضور زنان در این رشته به‌شدت اعتراض کردند و به فدراسیون نسبت به تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌هایش دراین‌زمینه هشدار دادند.

این که هنوز نگاه جنسیتی در بسیاری از فعالیت‌ها گریبان زنان را گرفته واقعیتی انکارناپذیر است. این نگاه که در محیط کار، خانه، ورزش و به‌صورت کلی در جامعه وجود دارد زخم‌های زیادی به زنان زده است

مخالفان حتی اعلام کردند اعطا و صدور مجوز نواختن زنگ جهت اعضای هیأت‌رئیسه فدراسیون و حکم پهلوانی به خانم‌ها چیزی جز هتک حرمت و بی‌اعتنایی به پهلوانان و صاحبان واقعی زنگ‌ها که همگی سابقه‌ای بالاتر از نیم‌قرن حضور در گود پهلوانی داشته‌اند، نبوده و این اقدام نسنجیده و توهین‌آمیز به سخره گرفتن تمامی آداب و قوانین قرن‌های متمادی این ورزش است.

مراجع از ورزش باستانی بانوان حمایت کردند

در پاسخ به این گروه، مجتبی جوهری، رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای، از اعلام نظر مثبت جمعی از مراجع عظام تقلید در مجاز بودن حضور و فعالیت بانوان در رشته ورزش‌های زورخانه‌ای به‌شرط رعایت موازین شرعی خبر داد. بر اساس اعلام او در استفتایی که از جمعی از مراجع عظام تقلید صورت گرفته و درباره «امکان حضور و فعالیت زنان در رشته ورزش‌های زورخانه‌ای» سؤال شده است، جمع کثیری از حضرات آیات در پاسخ به این استفتا، فعالیت زنان در این رشته ورزشی باستانی ایرانی را به شرط حفظ موازین شرعی بلامانع دانسته‌اند.

جوهری گفته است ۷ نفر از ۹ نفر اعضای هیئت‌رئیسه فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای نیز با فعالیت زنان در این رشته موافقت کردند و با توجه به درخواست‌های مکرر و اجازه مراجع عظام با فعالیت بانوان، قصد داریم این موضوع را در جلسه مجمع فدراسیون نیز مطرح کنیم تا درنهایت در صورت موافقت وزارت ورزش، فعالیت رسمی بانوان در این رشته آغاز شود.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

زنان بازوبند پهلوانی نمی‌گیرند!

یکی دیگر از موضوعاتی که باعث شده بود تا ورزش باستانی بانوان با مخالفت مواجه شود نوع پوشش ورزشکاران بود. جوهری، رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای در این رابطه گفته است که لباس‌های بانوان طراحی‌شده و کاملاً پوشیده است. به گفته او لباس طراحی‌شده حتی از لباس بانوان ورزشکار در رشته‌هایی مثل جودو، تکواندو و کاراته که البته پوشیده هستند، نیز کامل‌تر است. هدف این است که بانوان در فضایی کاملاً زنانه با لباس‌هایی کاملاً متناسب با شأن و جایگاه این رشته، در زورخانه ورزش کنند.

بازوبند پهلوانی هم از آن دسته نقاط ابهام بود که معترضان به آن اشاره‌کرده بودند که البته رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای درباره انتقاد از اینکه فدراسیون قصد دارد به بانوان بازوبند پهلوانی هم بدهد، گفت: اصلاً چنین چیزی صحت ندارد و ما نه تاکنون این کار را انجام داده‌ایم و نه قصدی برای انجام آن داریم چراکه بازوبند پهلوانی متعلق به پهلوانان بوده و خواهد بود. هرچند معتقدیم بانوان ما در بسیاری از زمان‌ها همچون دوران جنگ و حتی وقایع اخیر مثل سیل، زلزله و کرونا مردانه وارد میدان شدند و واژه پهلوانی برازنده آن‌هاست. متأسفانه عده‌ای با مطرح کردن این صحبت‌ها قصد تخریب دارند و می‌خواهند با این حرف‌ها وارد فضای تحقیر دیگران شوند. هدف بانوان فقط اجازه برای فعالیت در این رشته است و اصلاً دنبال بازوبند و این چیز‌ها نیستند.

زنان، پیروز میدان

این که هنوز نگاه جنسیتی در بسیاری از فعالیت‌ها گریبان زنان را گرفته واقعیتی انکارناپذیر است. این نگاه که در محیط کار، خانه، ورزش و به‌صورت‌کلی در جامعه وجود دارد زخم‌های زیادی به زنان زده است.

اعتراض‌های اخیر زیاد هم دور از ذهن نبوده و البته اتفاق جدید و عجیبی نیست، چراکه ورود زنان به رشته‌هایی که پیش‌تر به‌عنوان رشته‌های مردانه در جامعه ایرانی شناخته می‌شدند، همواره با واکنش‌ها و شاید ممنوعیت‌هایی مواجه بوده است، اما بااین‌وجود حمایت دولت و مقامات تصمیم‌گیرنده درنهایت به ورود زنان به این رشته‌ها منجر شده است.

شاید کسی فکرش را نمی‌کرد با توجه به نوع پوشش رشته‌ای، چون کشتی، روزی دختران ایرانی بتوانند با پوشش اسلامی کشتی بگیرند و در مسابقه بین‌المللی حضور پیدا کنند، اما این اتفاق با کشتی کلاسیک بانوان در فدراسیون رسول خادم در تورنمنت بین‌المللی لبنان رخ داد و آرزوی زنان این سرزمین برای کشتی گرفتن با رشته‌ای به نام کلاسیک، محقق شد.

در وزنه‌برداری نیز همیشه تصور بر این بود که صرفاً مردان می‌توانند و یا علاقه‌مندند که در این حوزه فعالیت کنند، اما دو سالی است که در فدراسیون علی مرادی، استارت وزنه‌برداری بانوان زده‌شده و الهام حسینی نیز در تورنمنتی بین‌المللی به مدال دست‌یافته است.

در رشته بوکس هم شرایط به‌گونه‌ای است که فدراسیون حسین ثوری، یکی از شعار‌های انتخاباتی‌اش را رسمیت بخشیدن به فعالیت‌های بوکس بانوان عنوان کرده بود و کارشناسان این حوزه در مصاحبه‌هایشان تأکید داشتند که بوکس زنان از حالت زیرزمینی باید خارج شود و آن‌ها نیز به‌عنوان عضوی از جامعه این اجازه را داشته باشند که در صورت تمایل، به‌صورت قانونی و رسمی به ورزش بوکس بپردازند.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

حالا نوبت ورزش زورخانه‌ای و پهلوانی است که زنان رسماً اجازه فعالیت در آن را پیدا کنند. هرچند این رشته در بخش مردان نیز در حال فراموشی است و فدراسیون برای احیای این رشته تلاش می‌کند، اما این امر نباید بهانه‌ای باشد بر اینکه زنان در بخش زورخانه‌ای هیچ‌گونه فعالیت رسمی نداشته باشند. نکته جالب و قابل‌تأمل اینکه مهرعلیزاده در رأس فدراسیون جهانی زورخانه‌ای و همچنین فدراسیون زورخانه‌ای ایران به دنبال گسترش این رشته در سراسر دنیا هستند و هزینه‌های زیادی هم در این خصوص صرف شده است. نکته عجیب اینکه گفته می‌شود زنان غیرایرانی اجازه فعالیت در رشته‌ای که از آن ایران است را دارند، اما با حضور زنان ایرانی در گود زورخانه مخالفت‌هایی صورت گرفته است.

آخر اینکه در این سال‌ها برای حفظ فرهنگ پهلوانی، بودجه‌های کلانی خرج شده است، اینکه تا چه حد مؤثر بوده و یا نبوده، موضوع موردبحث ما نیست؛ اما در رشته‌ای که قرار است اخلاق و پهلوانی حرف اول را در آن بزند، قطعاً پذیرفتن مخالفت‌های این‌چنینی و اینکه گفته شود حضور و فعالیت زنان قداست زورخانه را زیر سؤال می‌برد، با اصل و ماهیت این رشته منافات زیادی دارد و مسئولان باید با این نوع نگاه برخورد کنند. حضور زنان که بار‌ها نشان داده‌اند در شرایط مختلف پا به‌پای مردان در عرصه‌های مختلف پهلوانی کرده‌اند نه‌تن‌ها قداست و عظمت مکانی را زیر سؤال نمی‌برد بلکه به آن مکان معنویت بیشتری هم می‌بخشد.

منبع: توسعه ایرانی

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟


وب‌سایت ترجمان – بابک طهماسبی: برخی عشق را والاترین عاطفه‌ی بشری می‌دانند و برخی منشأ درد و رنجی بی‌حساب. در توصیف عشق میلیون‌ها کلمه بر زبان جاری شده است، ولی کمتر به فرایند زیست‌شیمیایی در پس آن پرداخته شده است. آیا ممکن است دارویی ساخته شود که ما را عاشق کند یا از عشق منصرفمان کند؟ اصلاً می‌شود روابط عاشقانه را با سازوکار‌های شیمیاییِ بدن دست‌کاری کرد؟ دو محقق دانشگاه آکسفورد می‌گویند فرایند‌های زیستی عشق تأثیر به‌سزایی بر جنبه‌های روانی افراد دارد و با تزریق مقدار مشخصی از داروها، تحت‌نظر پزشک، می‌توان رابطه‌های ترک‌خورده‌ی عاطفی را دوباره ترمیم کرد. اما چقدر می‌شود به یافته‌های آن‌ها اتکا کرد؟

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟

اینک دیگر مدت‌هاست که برای درمان طیفی از مشکلات روانی، مانند افسردگی و اضطراب، به‌وفور از دارو‌هایی استفاده می‌شود که می‌توان آن را دارو‌های تغییر ذهن نامید. از‌جمله دارو‌های مهارکنندی باز‌جذب سروتونین (SSRI ها) که همان‌طور که از نامشان پیدا‌ست، بر میزان سروتونین در مغز تأثیر می‌گذارند.

در این میان، گونه‌ای وضعیت روانی هست که برای آن دارویی تجویز نمی‌شود و هر‌گونه دخالت زیستی‌پزشکی در آن نا‌روا دانسته می‌شود. بی‌تردید می‌توان گفت بیش از هر وضعیت دیگر انسانی، درباری این وضعیت صحبت می‌شود و این وضعیت دلیل بخش عمده‌ای از زیباترین هنر‌ها و ادبیات و موسیقی است. هر سال در چهارده فوریه این وضعیت گرامی داشته می‌شود یا، به‌اعتقاد برخی، از آن بهره‌برداری اقتصادی می‌شود: عشق.

عشق شاید چیزی سرشار از شگفتی و زیبایی باشد، ولی همه می‌دانند به‌هر‌حال وضعیتی است که درمانی ندارد. ولی عشق را نمی‌توان با پول خرید. برخی عشق را والاترینِ عاطفه‌ها می‌دانند و برخی منشأ درد و رنجی بی‌حساب. اگر از ده نفر بپرسید عشق چیست، بی‌شک ده پاسخ متفاوت خواهید شنید. در توصیف این احساس میلیون‌ها کلمه بر زبان جاری شده است، ولی کمتر به فرایند زیست‌شیمیایی که در پس آن نهفته پرداخته شده است.

دو اخلاق‌شناس دانشگاه آکسفورد، در کتاب جدیدشان، از این می‌گویند که این جنبه‌ی مغفول عشق به همان اندازه‌ی ساختار اجتماعی و روان‌شناسانه‌ی آن اهمیت دارد. شاید این را به‌شکلی شهودی می‌دانستیم، زیرا فقدان جذابیت عاطفیِ یک شخص برای خودمان را چنین بیان می‌کنیم: «گروه خونی‌مان به هم نمی‌خورد».

با‌این‌همه، گرچه بسیاری از ما قبول کرده‌ایم که دارو‌هایی که بر مغز تأثیر می‌گذارند در درمان بیماری‌های روانی کارایی دارند، ولی اتخاذ همین رویکرد درباره‌ی عشق به مذاق کسی خوش نمی‌آید. عشق را چیزی سالم و طبیعی می‌دانیم و از همین رو‌ست که آن را موضوع «تقویت زیستی‌پزشکی» نمی‌دانیم.

ولی این دو اخلاق‌شناس استدلال می‌کنند که اینک زمان تغییر نگرشمان دراین‌باره و بررسی امکان‌هایی است که پیشرفت‌های انقلابی در زیست‌پزشکی و علوم‌اعصاب فراهم کرده است. «اگر روزی بتوانیم فرایند‌های عصبی‌شیمیاییِ مربوط به وابستگی عاطفی را به‌روشی ایمن هدف گرفته و دستکاری کنیم، دلایلی در دست است که نشان می‌دهد این کار می‌تواند به افرادی که به‌راستی نیازمند آن هستند کمک شایانی بکند».

نویسندگان این کتاب پا را از این هم فراتر می‌گذارند و می‌گویند همین امروز نیز چنین دارو‌هایی تا‌حدودی آزموده شده‌اند و افراد زیادی در سراسر دنیا آن را استفاده کرده‌اند و لازم است هر‌چه‌ زودتر پژوهش‌هایی کنترل‌شده روی آن‌ها صورت گیرد. مشکل این‌جاست دارو‌هایی که نویسندگان این کتاب از آن سخن می‌گویند همگی مواد روان‌انگیز غیر‌قانونی هستند، مانند قرص پارتی یا همان اکستازی.

آن دو به مطالعاتی ارجاع می‌دهند که حاکی‌از تأثیر مثبت داروها بر بیمارانی است که دچار اختلال اضطرابی پس از سانحه (PTSD) هستند و چنین حدس می‌زنند که شاید این ماده برای زوج‌هایی که در رابطه‌شان به مشکل برخورده‌اند نیز مفید باشد.

یکیاز آن‌ها می‌گوید تحقیق کوچکی انجام شده است که نشان می‌دهد در زوج‌هایی که یکی از طرفین به اختلال PTSD دچار بودند، مصرف حساب‌شده‌ی داروها به بهبود رابطه کمک کرده است. به گفته‌ی او، گمان می‌رود دلیل تأثیر مثبت این ماده در مبتلایان به PTSD این باشد که یک دسته مکانیسم‌های دفاعی را از کار می‌اندازد. وقتی این مکانیسم‌های دفاعی از کار می‌افتند، صحبت از احساسات و درونیات بسیار راحت‌تر می‌شود.

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟

همچینن توضیح می‌دهد: «منظور ما این است که آسیب روانی طیف وسیعی را شامل می‌شود و روابط عاطفی نیز گاهی آسیب‌رسان هستند. دلیل اصلی از‌بین‌رفتن بسیاری از روابط در طول زمان این است که شبه‌آسیب‌ها یا آسیب‌های عاطفی در داخل یا خارج از رابطه روی می‌دهد. در این حالت، افراد رفته‌رفته در خودشان می‌روند و دیگر با طرف مقابلشان از احساسات و افکارشان نمی‌گویند. از طرفی، نوع خاصی از صمیمیت لازمه‌ی عشق است، ولی حین صحبت درباره‌ی موضوعاتی خاص با طرفمان مکانیسم‌های دفاعی ما فعال می‌شود و واکنش‌های ناخودآگاه ناشی از ترس از خود بروز می‌دهیم، این مکانیسم‌ها و واکنش‌ها دقیقاً همان چیز‌هایی هستند که این ماده در غلبه به آن‌ها به ما کمک می‌کند».

از این گفته‌ پیدا‌ست که قصد او این نیست که مثلاً در قرار اول از تقویت زیستی‌پزشکی استفاده شود، زیرا به قول خودش او به لزوم «اصالت» احساسات و قلابی‌نبودن آن‌ها در رابطه باور دارد؛ تمرکز او بر کسانی است که آن مرحله‌ی نخست آزمون شیمی را از سر گذرانده‌اند، ولی عشقشان به مرور زمان به‌دلیل سختی‌های روزمره‌ی زندگی دستخوش فرسودگی و زوال شده است.

«فرض کنید دارویی مصرف کنیم و ناگهان با کسی احساس صمیمیتی بکنیم که تا پیش از دارو آن احساس وجود نداشت. در این حالت، این احتمال وجود دارد که در‌واقع این حس به‌تمامی ناشی از دارو باشد و نه برآمده از نوعی هم‌خوانی و سازگاری تثبیت‌شده میان ما و طرف مقابلمان.

این دو نویسنده ادعا می‌کنند که «زیربنای زیستی عشق رمانتیک کشف شده» و منظره‌ی داروی عشق در افق پیداست. برای بار نخست که اصطلاح سندرم ازدواج ناگهانی به‌کار برده شد، منظور زمانی بود که دو نفر مثلاً با هم آشنا می‌شوند و پیش خودشان می‌گویند وای، نیمه‌ی گمشده‌ام را پیدا کردم و می‌روند و ازدواج می‌کنند. ولی تأثیر دارو که از بین می‌رود و همدیگر را بیشتر می‌شناسند، در‌می‌یابند که چنان هم با یکدیگر سازگار نیستند».

این دو نویسنده صحبت از قانونی‌شدن این ماده نمی‌کنند. آن‌ها به خطرات احتمالی آن اذعان می‌کنند، به‌خصوص اگر در موقعیتی نادرست و بدون حمایت‌های لازم مصرف شود، و چنین استدلال می‌کنند که دسترسی به این ماده باید صرفاً برای مقاصد درمانی و تحت‌نظر متخصصان باشد.

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟

با نگاهی بدبینانه، می‌توان گفت که در این صورت دیگر از عشق چه می‌ماند؟ ولی نکته‌ی مهم‌تر این است که چطور بتوانیم دو نوع رابطه را از هم تشخیص دهیم: یکی رابطه‌ای که حفظ آن ارزش دارد و باید آن را تقویت کرد، دوم رابطه‌ای که از‌اساس ناکارآمد است و این خطر وجود دارد که این نشئگی موقت آن ناکارآمدی اساسی را پنهان کند.

آن‌ها بسیار مراقب هستند که عشق را چندان هم هنجارگذارانه تعریف نکنند تا با تعریف هر عاشق از عشق همخوانی داشته باشد.

در این کتاب، شاهد ادعا‌های جسورانه‌ای هستیم که به نظر می‌رسد بیش از اینکه برآمده از واقعیت‌های مستحکم علمی باشند، بیشتر مقاصد تبلیغاتی دارند. برای نمونه، ادعا می‌کند که «زیربنای زیستی عشق رمانتیک کشف شده است» و منظره‌ی داروی عشق در افق پیداست. اگر هم نگوییم جامعه‌ی علمی هنوز در این مورد سردرگم است، حداقل می‌توان گفت هنوز بحث‌های زیادی درباره‌ی آن اجزای زیربناییِ زیستی در جریان است. نویسندگانِ کتاب اخلاق‌شناس هستند، پس جای تعجب نیست که اوج کتاب وقتی است که به موارد اخلاقی و اجتماعی و کاربردیِ مربوط به پیشرفت علمی می‌پردازد، نه صرفاً جزئیات خود آن پیشرفت علمی.

اگر روزی آن به‌اصطلاح زیربنای زیستی واقعاً آشکار شود و بتوانیم رفتار و عواطف را با دارو‌ها تنظیم کنیم، پس آیا در آن شرایط، ما انسان‌ها کمتر از گذشته خودمختار خواهیم بود و در‌عوض بیشتر شبیه دستگاه‌هایی برنامه‌پذیر خواهیم شد؟ نظر شما چیست؟

منبع: Guardian

محوطه‌سازی حیاط چگونه انجام می‌شود؟


برترین‌ها: ساخت و ساز یک آپارتمانی مسکونی و یا غیرمسکونی شامل مراحل مختلفی می‌شود که هر کدام از آن‌ها به نوبه خود از اهمیت بالایی برخوردار هستند. در این میان غالباً اهمیت و توجهی که صرف طراحی داخلی خانه می‌شود در طراحی خارجی آن دیده نمی‌شود. در صورتی که شاید بتوان گفت طراحی فضای بیرونی نیز به نوبه خود مهم بوده و یا چیزی کمتر از فضای داخلی خانه نخواهد داشت. به همین دلیل هم هست که مفهومی به نام محوطه‌سازی حیاط مطرح می‌شود، اینکه بتوان برای حیاط و فضای بیرونی خانه طراحی مشخص و درستی داشت و آن را به اصولی‌ترین و زیباترین حالت ممکن محوطه‌سازی نمود. در این مطلب همراه ما باشید تا به شما بگوییم که محوطه‌سازی حیاط چگونه انجام می‌شود؟

محوطه‌سازی حیاط چگونه انجام می‌شود؟

درباره محوطه‌سازی حیاط

شاید لازم باشد که پیش از هر چیز به معرفی محوطه‌سازی حیاط بپردازیم و ببینیم که اصولاً محوطه‌سازی چیست؟ به طور کلی باید بگوییم که محوطه‌سازی بخشی از معماری و طراحی است که با عنوان معمای منظر نیز شناخته می‌شود. محوطه‌سازی می‌تواند شامل بهره‌گیری از عناصر متفاوتی شود که در فضای بیرونی خانه طراحی و اجرا می‌شوند. این عناصر می‌توانند با تنوع بسیار زیاد، از انواع گل و گیاه گرفته تا حتی یک حوضچه کوچکی را نیز شامل شوند.

در واقع می‌توانیم بگوییم که با محوطه‌سازی می‌توان فضایی شبیه به رویا‌ها و در قلب طبیعت تداعی و طراحی نمود. این یعنی که انجام محوطه‌سازی حیاط و فضای بیرونی می‌تواند زیبایی و جلوه خانه و ویلا و یا بهتر است بگوییم حیاط شما را افزایش داده و امکان استفاده بیشتر از فضای بیرونی را نیز برای شما مقدور می‌سازد. اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد آن است که محوطه‌سازی حیاط به همین سادگی‌ها نیست و برای انجام آن باید به سراغ متخصصین این حوزه رفت و از علم، تخصص و حرفه آن‌ها بهره گرفت.

چگونگی انجام محوطه‌سازی حیاط

به طور کلی باید بگوییم که محوطه‌سازی حیاط روند و اشکال متفاوتی دارد. برای مثال یک محوطه‌سازی می‌تواند شامل گل و گیاه شود. در واقع شما می‌توانید در محوطه‌سازی حیاط خود به صورت یکدست و البته با توجه به فضایی که در اختیار دارید دست به کاشت گیاهان متنوع بزنید. این کار به عنوان یکی از بهترین راه‌های محوطه‌سازی می‌توان طراحی فضای بیرونی و محوطه منزل شما را به مراتب زیباتر کرده و تأثیر بسیاری نیز در جذابیت فضا داشته باشد.

یکی دیگر از راه‌هایی که در محوطه‌سازی حیاط وجود دارد ایجاد فضا‌هایی تفکیک‌شده است. این کار به شما کمک می‌کند که بتوانید با داشتن فضا‌هایی با کاربری‌های متفاوت و تفکیک‌شده به فضای حیاط و طراحی بیرونی منزل خود جلوه ببخشید.

در کنار این از دیگر راه‌های طراحی محوطه، استفاده از آلاچیق است. در واقع می‌توان گفت که آلاچیق از پرکاربردترین المان‌ها در طراحی فضای بیرونی خانه است و شما می‌توانید در محوطه‌سازی حیاط خود به سراغ مدل‌های مختلفی از آلاچیق بروید و با توجه به فضای موجود در حیاط، اندازه‌های مختلفی از آلاچیق‌ها را انتخاب نمایید. وجود آلاچیق در محوطه‌سازی حیاط علاوه بر افزایش زیبایی می‌تواند راحتی و آسایش بیشتری را نیز برای ساکنین آپارتمان به دنبال داشته باشد.

محوطه‌سازی حیاط چگونه انجام می‌شود؟

یکی دیگر از روش‌هایی که در محوطه‌سازی حیاط صورت می‌پذیرد استفاده از استخر است. ساخت استخر در محوطه‌سازی حیاط را می‌توان به عنوان یکی از لوکس‌ترین گزینه‌هایی دانست که پیش روی شما قرار می‌گیرد. این کار هزینه و البته زمان نسبتاً زیادی می‌برد. برای ساخت استخر باید حتماً به ابعادی که در فضای بیرونی خانه‌تان دارید توجه کنید و در نهایت نیز استخری متناسب با فضای کلی محوطه بیرونی ساختمان خود طراحی نمایید.

در کنار استخر استفاده از آب‌نما نیز از دیگر راه‌های محوطه‌سازی حیاط به شمار می‌رود. این روش سال‌های اخیر طرفداران بسیاری پیدا کرده و به عنوان یکی از راحت‌ترین و پراستفاده‌ترین المان‌های طراحی فضای سبز شناخته می‌شود. معمولاً برای نصب آب‌نما در محوطه‌سازی حیاط به سراغ فضا‌های خاصی همچون گوشه‌هایی از حیاط رفته می‌شود. این کار می‌تواند در ایجاد جلوه‌ای بیشتر و البته خاص‌تر به آب‌نما و به دنبال آن طراحی کلی فضای سبز تأثیر بسیار زیادی داشته باشد. نورپردازی مناسب در محوطه‌سازی حیاط نیز می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در طراحی آب‌نمای شما داشته باشد. به همین دلیل هم هست که بهتر است عجله نکنید و با دقت و حوصله بسیار به انتخاب آب‌نما و نورپردازی مناسب آن بپردازید.

باربیکیو نیز از دیگر المان‌هایی است که در محوطه‌سازی موردتوجه قرار می‌گیرد. این وسیله در دورهمی‌های دوستانه و خانوادگی‌تان تأثیر بسیار زیادی خواهد داشت و لذت این دورهمی‌ها را به مراتب افزایش خواهد داد. به همین دلیل هم هست که غالباً می‌توان از باربیکیو به عنوان یکی از محبوب‌ترین گزینه‌های محوطه‌سازی یاد کرد.

نکات مهم در محوطه‌سازی حیاط

به خاطر داشته باشید که علاوه بر تمامی مواردی که در رابطه با طراحی محوطه اشاره کردیم شما باید نکات مهمی را نیز در نظر داشته باشید. برای مثال سعی کنید که در روند این کار تمرکز خود را حفظ کنید و با بررسی همه‌جانبه نقطه کانونی طراحی خود را پیدا کرده و بر اساس آن پیش بروید. این کار به شما کمک می‌کند که المان‌های موجود در طراحی فضای باز خود را بر اساس این نقطه انتخاب کرده و جاسازی نمایید.

محوطه‌سازی حیاط چگونه انجام می‌شود؟

سعی کنید که در محوطه‌سازی حیاط خود تعادل المان‌ها را رعایت کنید. با این کار فضای شما مهار شده و به شکل متعادلی طراحی خواهد شد. به خاطر داشته باشید که فرقی نمی‌کند که محوطه‌سازی شما دارای تعادل متقارن باشد یا نباشد، مسئله‌ای که اهمیت پیدا می‌کند رضایت خود شماست، البته توجه به استاندارد‌های موجود در این زمینه نیز اهمیت بسیاری پیدا خواهد کرد.

به خاطر داشته باشید که حفظ نسبت و اتحاد در میان المان‌های موجود در محوطه‌سازی نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این یعنی اتحاد و انسجام موجود در محوطه‌سازی از اصول و قوانین آن به شمار می‌رود. به همین دلیل هم هست که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. در واقع باید بگوییم که حفظ اتحاد میان المان‌ها به این معنی است که تمامی بخش‌های محوطه شما باید با هم هماهنگ بوده و در ایجاد فضایی منسجم دست به دست هم دهند.

توصیه‌ای که برایتان داریم این است که برای طراحی محوطه منزل خود از متخصصین این امر کمک بگیرید تا در نهایت از نتایج استاندارد و درست آن اطمینان خاطر حاصل کنید.

با ۱۰۰میلیون تومان ازدواج کنید! می‌شود؟ شاید


روزنامه خراسان – علیرضا کاردار: حالا که کرونا بهانه‌ای شده برای تعطیلی مجالس شادی، برخی پیشنهاد می‌کنند که وقت خوبی برای ازدواج است، اما مگر ازدواج فقط یک مراسم است؟ جهیزیه و لوازم خانه را با این تورم چگونه می‌توان تهیه کرد؟

  به مناسبت روز ازدواج، توصیه‌هایی داریم به عروس و داماد‌ها و خانواده‌های شان برای خرید اصولی جهیزیه و بررسی کردیم که چه مقدار از ۱۰۰ میلیون تومان وام ازدواج را می‌توان برای جهیزیه استفاده کرد؟

ترفندهای خرید جهیزیه

 سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه، روز ازدواج نام گذاری شده. متاهل شدن، اتفاقی است که با تصمیم‌گیری درست و اصولی به خوشبختی دختر و پسر‌ها ختم خواهد شد. وام ازدواج امسال مبلغ ۵۰ میلیون تومان شده، یعنی هر تازه عروس و دامادی برای شروع زندگی علی‌الحساب ۱۰۰ میلیون تومان دارد. البته اگر شرایط دریافتش را داشته باشند و بتوانند وصول کنند و از همه مهم‌تر، بتوانند قسط‌هایش را پرداخت کنند!

با این قیمت‌هایی که هرروز بالاتر می‌رود، قطعا ضربان قلب دختران و پسران دم‌بخت هم بالا و پایین می‌رود و پدران و مادران‌شان هم از سوی دیگر دلهره می‌گیرند. برای همین که دلهره عروس و داماد‌های آینده و والدین‌شان را کمی کمتر کنیم و همچنین باعث تعجب کهنه عروس و داماد‌ها شویم تا قیمت‌های جدید دست‌شان بیاید، تصمیم گرفتیم امروز که روز ازدواج است، به طور سرانگشتی حساب کنیم ببینیم آیا می‌توان با مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان وام ازدواج، وسایل مورد نیاز و ضروری برای شروع یک زندگی را تهیه کرد یا نه؟ همچنین به آن دختر و پسر‌هایی که این روز‌ها در کوران خرید جهیزیه هستند، توصیه‌هایی می‌کنیم تا این خان از زندگی مشترک را هم به سلامت پشت سر بگذارند و وارد مراحل بعدی شوند.

بی‌خیال مد شوید و سبک‌زندگی‌تان را مشخص کنید

آیا می‌دانید که یک دختر و پسر امروزی برای شروع فرایند خرید جهیزیه و انجام اصولی آن، چه مراحلی را باید پشت سر بگذارند؟

این روز‌ها معمولا همه از اینترنت کمک می‌گیرند و «چک لیست» بلندبالایی را براساس آن تنظیم می‌کنند. از تخت و کمد گرفته تا تخم‌مرغ آب‌پزکن و دو دست کله‌پاچه روبان زده‌شده در فریزر و ست سوزن‌نخ‌کن، اما نظر کارشناسان این است که الان وقت این کار‌ها نیست و زوج باید این فهرست را با اندازه جیب و سبک زندگی خودشان تهیه کنند و کاری به کار این فهرست‌های حاضر و آماده نداشته باشند. پس با هم مرور کنیم یک دختر و پسر امروزی برای شروع فرایند خرید جهیزیه چه مراحلی را باید پشت سر بگذارند تا هم بتوانند به مبلغ وام ازدواج‌شان (به شرط دریافت) اتکا کنند و هم خیلی از پس‌اندازشان مایه نگذارند.

ترفندهای خرید جهیزیه

کرونا شود سبب خیر!

طبیعی است بخشی از مبلغ وام ازدواج و هر مبلغی که زوج از قبل پس‌انداز کرده‌اند باید برای خرج‌های دیگری مانند رهن خانه، برگزاری مراسم، خرید حلقه و طلاجات و … هزینه شود. طوری که ممکن است اصلا چیزی در حساب‌تان برای خرید وسایل خانه نماند! ولی در این روز‌هایی که برگزاری مراسم محدودیت دارد، چه بهتر که از فرصت استفاده و یکی از سنگین‌ترین مخارج ازدواج یعنی برگزاری جشن را حذف کنید یا به صورت ساده‌تر به بعد از پایان همه‌گیری کرونا موکول کنید. همین حذف مراسم، باعث می‌شود هزینه‌هایی مانند سالن، شام، پذیرایی، آتلیه، تزیین ماشین، لباس عروس، سرویس طلا و حتی دسته‌گل هم یا حذف یا تعدیل شود. پس از این دوران نهایت استفاده مثبت را ببرید!

فهرست بنویسید و دسته‌بندی کنید

برای تهیه فهرست جهیزیه، از دیگران که در این زمینه تجربه دارند کمک بگیرید، اما در نهایت باید با توجه به شرایط خودتان فهرست کنید. اولویت را بر خرید مهم‌ترین وسایل و موارد بزرگ‌تر مثل یخچال، فریزر و سرویس خواب قرار بدهید و تا جایی که می‌توانید این فهرست خالی از هر مورد غیرضروری دیگر باشد.

یکی از مزیت‌های خرید وسایل بزرگ‌تر در اول کار این است که هماهنگی وسایل کوچک‌تر با اقلام بزرگ‌تر راحت‌تر است. مثلا اگر تلویزیون شما نقره‌ای است، خرید فرش یا موکتی که از نظر زیبایی‌شناسی با آن هماهنگ شود ساده‌تر می‌شود و به دنبال آن خرید مبل و میز و ساعت دیواری و… هرچند اگر همرنگ نباشند هم آسمان به زمین نمی‌آید! سپس نوبت به دسته‌بندی می‌رسد. فهرست تهیه شده را به وسایل تزیینی، لوازم برقی، ظروف آشپزخانه‌ای، وسایل چوبی، خواب و… طبقه‌بندی کنید.

حساب جیب‌تان را داشته باشید

از همان ابتدا نسبت به بودجه و توان مالی خود رو راست باشید تا برنامه‌ریزی درست و کارآمدتری داشته باشید. این چیز‌ها دیگر تعارف‌بردار نیست. اگر قرار باشد همین اول کار به خاطر حرف مردم یا کلاس گذاشتن یا سربلندی جلوی جاری و باجناق، بی‌حساب و کتاب خرج کنید، مطمئن باشید که در ادامه زندگی حتما به مشکل خواهید خورد و بدتر آبروریزی خواهدشد! این سبک و سنگین کردن بودجه در هر مرحله از خرید، تمرین خوبی برای مدیریت و صرفه‌جویی در هزینه‌های خانواده است.

توصیه می‌شود اقلام ضروری را با کیفیت بالا‌تر تهیه کنید و تهیه بقیه ریزه‌کاری‌ها را به زمانی دیگر موکول کنید که پولش را دارید. اما اگر بخواهید تمام وسایل را با کیفیت پایین و قیمت ارزان تهیه کنید، بعد از زمان کوتاهی باید برای تعمیر یا خرید مجدد آن هزینه کنید و این اصلا صرفه اقتصادی ندارد. چهار قلم جنس واجب، ولی باکیفیت، به مراتب بهتر از چهل قلم جنس غیرضروری و بی‌کیفیت است.

ترفندهای خرید جهیزیه

سبک زندگی‌تان را مشخص کنید

با این روش به‌راحتی می‌توانید لوازمی را که فعلا ضروری نیستند شناسایی و از فهرست خریدتان حذف کنید. مثلا در صورت شاغل‌بودن خانم، برخی لوازم برقی سرعتی مثل پلوپز و زودپز از گزینه‌های ضروری است، در غیر این صورت خیر. با کوچک‌تر شدن خانه‌ها و تغییراتی که در فرهنگ دید و بازدید ایجاد شده است، احتمالا تا چند سال اول زندگی مهمانی‌های بزرگی نخواهید داشت، پس لازم نیست چندین دست ظروف پذیرایی و سرویس‌های غذاخوری مختلف تهیه کنید.

به کارکرد لوازم نگاه کنید!

برای انتخاب هر وسیله از نمونه‌های ساده با رنگ خنثی استفاده بکنید تا با توجه به گرانی و عدم امکان خرید و تعویض آن، به این زودی‌ها دلزده نشوید. برای انتخاب رنگ علاوه بر سلیقه و علاقه شخصی، به سبک و محل زندگی، وضعیت آب‌وهوا و حتی آلودگی محیط هم توجه کنید. مثلا خرید مبلمان سفید و فرش با رنگ خیلی روشن برای آن‌هایی که عادت به رفت‌و‌آمد و مهمانی دارند انتخاب خوبی نخواهد بود. از نظر کارکردی هم اجناسی بخرید که عملکرد گسترده‌تری دارند. مثلا یک آرامپز که پلوپز و بخارپز هم هست، ارجحیت دارد بر سه دستگاهی که هرکدام فقط یک‌جور پختن از پس‌شان برمی‌آید!

کم بخرید، ولی خوب بخرید

احتمالا هنوز نمی‌دانید قرار است در چه خانه‌ای و با چه اندازه‌ای زندگی کنید، پس کم خرید کنید و برخی وسایل مانند چوبی‌ها را بعد از انتخاب و قطعی‌شدن خانه بخرید. در صورت مستاجر بودن، مدت اقامت‌تان هم در این خانه کوتاه است، پس وسایلی را بخرید که با هر اسباب‌کشی به دردسر نیفتید. در این صورت مثلا پیشنهاد می‌شود هزینه زیادی برای پرده نکنید و از پارچه‌های ارزان‌تر برای پوشاندن پنجره‌ها استفاده کنید. همچنین فرش بزرگ و موکت کف، ویترین و بوفه، مبل‌هایی با اندازه بزرگ و تعداد زیاد و میز ناهارخوری چندین نفره. در عوض همان اجناس اولیه کوچک را از جنس خوبی بخرید که هم در اسباب‌کشی خراب نشود و هم در خانه‌های بزرگ‌تر بعدی قابل استفاده باشند، به امید خدا.

ترفندهای خرید جهیزیه

۲ نفری خرید کنید

از آن‌جا که قراراست این وسایل مورد استفاده مشترک شخص عروس و داماد باشد، بهتر است خودتان با هم نسبت به خرید لوازم اقدام کنید. اگر هرکدام از شما فرصت کافی برای همراهی در خرید ندارید، می‌توانید از مزایای خرید اینترنتی در انتخاب محصولات مورد علاقه‌تان، به‌ویژه در این روز‌هایی که توصیه به بیرون نرفتن می‌شود، استفاده کنید. قرار نیست بعد از رفتن به خانه‌تان، همدیگر را «سورپرایز» کنید، پس اشکالی ندارد مثلا آقاداماد هم درباره وسایل آشپزخانه نظر بدهد و عروس‌خانم هم در انتخاب سرویس صوتی و تصویری مشارکت داشته باشد. مزیت دیگر این کار قدرشناسی است، یعنی زن و شوهر قدر وسایل‌شان را می‌دانند و به آن‌ها به چشم «مال غیر» نگاه نمی‌کنند، چون خودشان در سختی خریدش شریک بوده‌اند و پرداخت پولش را با تمام وجود حس کرده‌اند!

اقساطی خرید کنید

در صورتی که بودجه شما برای خرید نقدی یک کالای ضروری کسری داشته باشد یا با برنامه‌ریزی مالی‌تان هماهنگ نباشد، می‌توانید قسمتی از بهای کالا را بپردازید و بقیه وجه آن را در قسط‌های مشخص پرداخت کنید. ضمن این که اگر زوج کارمند باشند می‌توانند با حقوق ماهیانه خودشان بخشی از فهرست جهیزیه را تهیه کنند تا به این ترتیب فشار کمتری بر خانواده‌ها وارد شود.

دست دوم خرید کردن بی‌فرهنگی نیست

گشتی در نرم‌افزار‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، این واقعیت را که مردم به خرید لوازم دست‌دوم در حد نو برای شروع زندگی روی آورده‌اند، بیشتر نمایان می‌کند. این روش خرید در کشور‌های دیگر به یک فرهنگ عمومی مثبت تبدیل شده است. قرار نیست همه عالم و آدم خبردار شوند که فرش و مبل و ویترین شما نو نیست، که حتی اگر بفهمند هم باید با دید تحسین‌آمیز به شما نگاه کنند که حاضر شده‌اید این کار را انجام دهید تا در اول زندگی هزینه‌ها را کمتر کنید. مزیت دیگر این نوع خرید‌ها تنوع بازار و قیمت است که پس از مدتی گشت و گذار می‌توانید هرچیزی را با هر قیمت و هر مدلی پیدا کنید. چانه‌زدن را هم هرگز فراموش نکنید!

این روز‌ها تهیه جهیزیه چقدر آب می‌خورد؟!

حال برای این که ببینیم آیا می‌توانیم با ۱۰۰ میلیون تومان وام ازدواج وسایل شروع یک زندگی مشترک را تهیه کنیم یا نه، بد نیست نگاهی بیندازیم به قیمت‌های بازار. تمام قیمت‌هایی که در ادامه خواهید دید به تومان و براساس اجناس موجود در بازار و با کیفیت محاسبه شده و بدیهی است قیمت‌ها حدودی باشد و کمی تغییر با توجه به تلاطم بازار ارز طبیعی است. ذکر این نکته هم ضروری به نظر می‌رسد که برای تهیه قیمت‌ها به تعدادی از فروشگاه‌های شهر سر زدیم و از سایت‌های فروش اینترنتی هم کمک گرفتیم.

ترفندهای خرید جهیزیه

چرا هر چیزِ «دخترانه» در ایران، دردسرساز می‌شود؟


وب‌سایت میدان – المیرا بهمنی: این مقاله می‌کوشد نشان دهد مخالفت مذهبی‌نماها با آموزش دختران، چه تاثیری بر ظهور «گفتمان امنیت» و مطالبه آن از سوی ملی‌گرایان زن و مرد در عصر مشروطه داشت و در مقابل وام‌گیری مذهبی‌نماها از گفتمان ملی‌گرایانه چه تاثیری بر مناسبات جنسیتی این دوره گذاشته است.

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

در ۱۲۸۵ش زمانی که بی‌بی‌خانم استرآبادی یکی از اولین مدارس دخترانه را تاسیس کرد چندی نگذشت که با حمله و غارت مخالفان مدرسه به تعطیلی کشانده شد. افضل وزیری فرزند بی‌بی‌خانم و از فعالان زنان آن دوره، مخالفت سنت‌پناهان را اینگونه روایت می‌کند: «[یکی]فریاد زد: بر آن مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است. مردم هم زار زار گریستند و در محله خود ما آقای سیدعلی شوشتری ورقه‌ای چاپ کرد که عنوانش از این قرار بود که این دبستان دوشیزگان که بی‌بی خانم افتتاح کرده است، این زن مفاسد دینیه دارد، در منزلش تار می‌زند و اجتماع هنرمندان است. این تکفیرنامه‌ی مادرم را دم واگن‌های اسبی، ورقه‌ای یک‌شاهی می‌فروختند. در همان اوقات اوباش محل را هم تحریک کردند تا بریزند و مدرسه را غارت کنند و به‌هم بزنند.»

دو سال بعد همزمان با به توپ بسته شدن مجلس، زمانی که بی‌بی‌خانم نزد مخبرالسلطنه‌ی هدایت، وزیر معارف وقت می‌رود و خواستار بازگشایی مدرسه‌اش می‌شود بهت‌زده با این پاسخ از سوی وزیر مواجه می‌شود که «خانم از من کاری ساخته نیست…با آن‌ها نمی‌توانم دربیفتم.». پس ازچانه‌زنی‌های بسیار در نهایت به او گفته شد که با رعایت دو نکته می‌تواند مدرسه را دوباره راه بیاندازد. نخست باید تابلوی مدرسه را پایین بیاورد؛ زیرا مخالفان معترض بودند که «دوشیزه به معنای باکره است و باکره شهوت‌انگیز!». دوم اینکه لازم بود در شرایط پذیرش دختران تغییراتی به وجود بیاید و به جای پذیرش دختران هفت تا دوازده ساله تنها از دختران چهار تا شش ساله ثبت‌نام به عمل آورند.

در زمانی که مخالفان خشمگین به دبستان دوشیزگان و ساکنانش هجوم آورده بودند نزدیک به چهار سال از اولین تلاش‌ها برای تاسیس مدارس دخترانه در ایران می‌گذشت. ۱۱۸ سال پیش، طوبی رشدیه (دختر میرزاحسن رشدیه) نخستین تلاش نافرجام در تاسیس مدرسه دخترانه را انجام داد که تنها چهار روز تاب حملات خصمانه را آورد. اندکی بعد از انقلاب مشروطه دیگرانی همچون علویه، شهناز و جمیله رشدیه، مهرتاج رخشان و صدیقه دولت‌آبادی از جمله زنانی بودند که با هزینه‌ی شخصی خود مدارس دخترانه تاسیس و اداره کردند. اما این «هزینه»‌ها صرفا مالی نبودند؛ بی‌بی‌خانم استرآبادی را تکفیر و به مدرسه‌اش حمله کردند، به مهرتاج رخشان در خیابان سنگ می‌انداختند و قصد آتش زدن مدرسه‌اش را داشتند و صدیقه دولت‌آبادی بار‌ها در خیابان و حتی در منزلش مورد حمله مهاجمان قرار گرفت.

این قسم حملات به مدارس دخترانه و معلمان و محصلانش در دوره قاجار چنان فراگیر بود که بسیاری از کسانی که قصد گشایش مدرسه داشتند یا مایل به تحصیل دخترانشان بودند، از بیم جان و مال‌شان، عطای «علم‌اندوزی» را به لقایش می‌بخشیدند. چنانچه در بحبوحه انقلاب مشروطه و همزمان با تاسیس مدرسه دوشیزگان، یکی از همین زنانِ توامان مشتاق و مایوس می‌نویسد: «از زنان خواسته‌اید که دستی از آستین درآورده به تربیت بنات خود بپردازند اگر مرد‌های بی‌تربیت بگذارند. بار‌ها به خیال این بی‌بضاعت رسیده که به زور مختصر مدرسه‌ای باز کنم و فایده‌ای هم ببرم. افسوس که تاسیس این اساس نشده بسته خواهد شد»

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

تاسیس اولین مدارس هرچند از تهران آغاز شد، اما متجددان در اصفهان، رشت و مشهد نیز به‌سرعت دست‌به‌کار شدند. حکایت تهدید‌ها وتکفیر‌هایی که شاهزاده فروغ‌السلطنه آذرخشی، موسس اولین مدرسه دخترانه در مشهد، با آن روبرو شد شرحی دقیق از شیوه‌ی مبارزه‌ی اولین زنان مدیر به‌دست می‌دهد. عزیزه شیبانی، شرح منازعات مادرش با مخالفان را چنین روایت می‌کند: «مادرم دید خیلی از این عالم‌نما‌ها اذیت می‌کنند و می‌گویند دختر نباید سواد داشته باشد و گرنه نامه عاشقانه می‌نویسد تهدید کردند که مدرسه را می‌سوزانند و خراب می‌کنند. مادرم ایستادند و گفتند خیلی‌خوب هروقت شما آمدید سوزاندید و خراب کردید، آن روز مدرسه را می‌بندم. مادرم سه سال مبارزه کرد و در سال ۱۲۹۳ ساختمان مدرسه آماده شد». فروغ‌السلطنه برای حفاظت از مدرسه‌اش از مردان منزل برای مقابله با مهاجمان احتمالی کمک گرفت: «آن‌ها که دائما این حرف‌ها را میزدند حاضر نبودند که خودشان را با اسلحه روبرو کنند.

چون سه تا از برادر‌های بزرگ من با سه تا از نوکر‌های خانه اسلحه به دست شب و روز از مدرسه مراقبت می‌کردند و مواظب بودند به دخترانی که به مدرسه می‌آیند کسی صدمه نزند» در نهایت مخالفین که از حمله به مدرسه مایوس شده بودند «فقط تهدید میکردند، و تکفیر می‌کردند و می‌گفتند این آدم، آدم خدانشناسی است.» در نهایت شیبانی نتیجه می‌گیرد که حضور نگهبانان مدرسه منجر به ایجاد حس امنیت و اطمینان خانواده‌ها درمقابل آزارگران شد «بعد هم کم‌کم مردم جرات پیدا کرده بودند تا بچه‌هایشان را به مدرسه بفرستند و مدرسه خیلی شاگرد پیدا کرد. یعنی وقتی مردم مطمئن شدند که دیگر کسی با آن‌ها کاری ندارد بچه‌هایشان را در خیابان‌ها کتک نخواهند زد، دخترانشان را آوردند به مدرسه مادرم»

هم‌زمان با تاسیس مدرسه «فروغ» در مشهد، آذرمیدخت نیکروان در رشت اقدام به تاسیس مدرسه کرد که با شکستن شیشه‌ها با سنگ و کلوخ مواجه بود. سه سال بعد روشنک نوع‌دوست دبستان سه‌کلاسه‌ی خود را در رشت تاسیس کرد و بار فشار‌های اجتماعی را به جان خرید تاجایی که «بقال سرگذر او را روسپی بخواند و به آن حرامی نمک نفروشد»

نگرانی روزافزون تجددخواهان از واکنش‌های خشماگین سنت‌پناهان را باید در پرتو گفتمان گسترش‌یابنده‌ی «امنیت» در دوره پسامشروطه بررسی کرد. گفتمان امنیت در این دوره که علاوه بر مرز‌های جغرافیایی خارجی و داخلی، بر کنترل امکان‌های پرکتیس «شهروندی مدرن» و ابعاد اجتماعی آن نیز سیطره می‌یافت، مجال بقای خود را در قدرت‌گیری پلیسی منظم می‌دید. دربسیاری از متون این دوره درباب مدارس، نیاز به وجود یک پلیس منظم و یکدست و دولتی مقتدر برای حمایت از اقلیت تجددخواه پیوسته تکرار می‌شود.

نمونه‌ای از این دست نوشته‌های ناظم‌الاسلام کرمانی است که در روزنامه‌اش به نقل از میرزا سیدمحمدصادق طباطبائی، مدیر مدرسه‌ای، بر لزوم تامین امنیت دختران محصل تاکید می‌کند و فقدان پلیس منظم و مقتدر را مانع اصلی در گشایش مدارس دخترانه می‌داند: «چیزی که مانع ایجاد و افتتاح مکاتب دخترهاست، نبودن اداره‌ی بلدیه‌ی منظم، نداشتن پلیس مرتب، ممانعت جهله و معاندین و نداشتن زن‌های معلمه‌ی بااخلاق و ترتیبات صحیحه و کتب درسی کلاسی و عدم امنیت و اجرای مجازات خائنین [است]…

در موقع ترخص دختر‌ها محافظت آن‌ها در کوچه و خیابان‌ها از هیات اجتماعیه‌ی الواط و اشرار و جوانان جاهل و اصحاب عزب بی‌تربیت چگونه می‌شود کرد و اگر یک نفر از الواط و اشرار با یکی از ذختر‌ها طرف شد و اسباب زحمت فراهم آورد، که ممانعت می‌کند و کی نجات می‌دهد و استطاعت اینکه برای چند نفر از آن‌ها یک فراش مستحفظ مقرر داریم نداریم. پس باید اول اداره‌ی پلیس و نظمیه را مرتب کنیم، آن‌وقت موجبات تاسیس مدارس دختر‌ها را فراهم آوریم که اگر وقتی یک نفر جاهل معترض یکی از بنات شد، فورا پلیس او را گرفته به اداره‌ی نظمیه برد و در آن‌جا بدون ملاحظه مجازات دهند.»

بی‌بی‌خانم در جایی دیگر این نگرانی محافظه‌کاران را نشانی بر سست‌ایمانی آنان می‌داند: «این مطلب را هر قسم جواب بدهم قلبم آرام نمی‌گیرد به این جهت که معلوم می‌شود به درجه‌ای در مذهب و دین اثنی عشری شبهه دارید که اطلاع ما زنان را منافی قبول دین و مذهب می‌دانید.»

این تفسیر‌های «برابری‌خواهانه» از روایات،در آمیختگی با گفتمان ملی‌گرایانه نزد ایرانیان ملی‌گرای دوره مشروطه که توسعه، تجدد و ترقی ملی را مهم‌ترین هدف خود می‌دانستند، امکان پردازش تفاسیر جدیدتر و پیچیده‌تری از آن‌چه مساله‌ی زن نامیده می‌شد را فراهم آورد. بسیاری از نویسندگان جراید تجددخواه، ریشه مشکلات وطن را در محرومیت زنان از تحصیل می‌دیدند. برخی همچون بی‌بی‌خانم استدلال میکردند که «نصف ترقی مملکت بسته به دانستن زنهاست» و برخی همچون طایره ترقی را یکسره به آموزش زنان پیوند می‌دادند: «در هر مملکتی که طایفه‌ی اناثیه بی‌تربیت ماندند در آن مملکت ترقی و تمدن غیرممکن است، زیرا که تربیت و تمدن اطفال به عهده مادر است»

سه سال بعد از مشروطه، شرف‌نساء گیلانی، رواج خرافه میان زنان و ناتوانی در تربیت فرزندان سالم را نتیجه‌ی منع تحصیل دختران می‌داند و نیاز به گشایش مدارس دخترانه و تعلیم خانه‌دای و بچه‌داری را در کنار آموزش ریاضی، جغرافیا و اقتصاد از آن جهت لازم می‌داند که اولین گام در راه ترقی ملی، آموزش مادران آینده‌ی وطن است «زیرا که آغوش ما برای بچه‌های ما اولین دبستانی است که پسر و دختر همه‌ی فرزندان وطنی ناچارند که در آن دبستان تربیت بشوند…اگر اولیای امور مایل‌اند که اسباب تحصیل و تسهیل ترقی ایران را فراهم کنند ناچار باید تربیت را از دوشیزگان شروع فرمایند که بهره‌اش عام باشد.»

شهناز رشدیه (آزاد) نیز با همین استدلال از اولیای امور می‌پرسد: «آیا مادران دانا با مادران نادان یکسان‌اند؟ هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون؟»

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

در همین‌دوره بود که تقسیم جنسیتی کار درخانه از مهم‌ترین اهداف تجددخواهان و رکن اساسی پرورش فرزندان وطن‌پرست و ترقی مملکت دانسته می‌شد و اندک‌اندک نسبت آن با مدارس دخترانه‌ی جدید واضح‌تر. در ۱۳۲۹ق ادیب‌الممالک فراهانی نطقی در باب لزوم آموزش دختران به عنوان مادران و پرورندگان پسران وطن‌پرست ایراد می‌کند: «بدانید و آگاه باشید که عمده محرومی ما از ترقی و سعادت، همان سوء تربیت فرزندان بوده است و سوءتربیت حاصل نشده است مگر از فقدان کمال در مادران، زیرا برای اطفال اهمیت مادر بیش از پدر است:، چون پدر پدیدآورنده است و مادر نگهدارنده. پدر پدید می‌آورد و مادر می‌پرورد. آوردن کاریست که همه‌کس داند و پروردن امری است که هرکس نتواند»

همزمان با بسط گفتمان تجددخواهانه که بر آموزش زنان و نقش همسری و مادری آنان تاکید می‌کرد، مقاومت دلواپسان نظم جنسیتی موجود نیز تنها به تکفیر و تهدید جانی محدود نشد.

روایت‌های مخالفان که در ابتدا هم‌صدا با شیخ‌فضل‌الله بود، رفته رفته با ادغام دل‌نگرانی‌های وطن‌پرستانه از «استیلای بیگانگان»، صورتی ملی‌گرایانه به‌خود گرفتند؛ با این تفاوت مهم نسبت به ملی‌گرایان مخالفشان که در مفصل‌بندی محافظه‌کاران از نسبت مدرسه دخترانه و استقلال ملی، نابودی کشور نتیجه‌ی نابودی اعتقادات و نتیجه‌ی آموزش و آزادی دختران دانسته می‌شد؛ بنابراین از نظر آنان محروم کردن دختران از شرکت در مدارس نوین اولین گام در حفظ استقلال ملی درنظر گرفته می‌شد.

یکی از روایت‌هایی که بر پیوند آموزش دختران و نابودی وطن تاکید می‌کرد داستان عبرت‌آموزی است که شیخ محلاتی نگاشته است. داستان با گفتگوی حاجی نظر تجددخواه و همسایه‌اش سلیمان سنت‌پرست آغاز می‌شود. حاجی نظر پس از نطقی غرا در باب اهمیت مدارس نوین و آموزش دختران، دلیل امتناع سلیمان از فرستادن دخترانش به مدرسه را جویا شده و در پاسخ می‌شنود «تا در حالت جهل و توحش بمانند».

دلواپسی سلیمان در این مورد تنها به رقص و موسیقی محدود نمی‌شود و به‌طور کلی تکالیف مدارس را در برمی‌گیرد «چون دختران در اثر ورزش و مشقی که می‌نمایند بسا باشد که بکارت آن‌ها زائل شود».

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

این روایت ساده‌انگارانه از پیوند آموزش دختران و استیلای بیگانگان به‌هیچ‌وجه یگانه روایت از این دست نبود.

منازعات اجتماعی بر سر حقوق زنان هرچند با آموزش دختران آغاز شد، اما محدود به آن نماند و به سرعت ابعاد اجتماعی و سیاسی جدیدی یافت. بازتفسیر گسترده‌ی متون، اصلاح مفاهیمی، چون شهروند و ملت، تغییر کارکردی در نقش اجتماعی زن به مثابه «ضعیفه» و کسی که «جز زائیدن کاری بلد نبود» به زن به مثابه «مادر فرزندان وطن» و «همسر» مردان، همگی در درون گفتمان ملی‌گرایانه و سنتی صورت گرفت و بر مدرنیته‌ی ایرانی تاثیری ژرف نهاد. آن‌چه که بسیاری از این زنان را دل‌نگران می‌کرد اول از همه وظیفه‌ی اجتماعی-ملی‌شان در قبال مام وطن بود.

از این‌رو عجیب نیست که در آن دوران تمام نقش‌پذیری‌ها و تغییرات ایجاد شده در خانواده هسته‌ای مدرنی که متجددان در پردازش آن دست داشتند (همچون عشق رمانتیک، تک‌همسری، تقسیم جنسیتی کار در خانه، تربیت فرزندان مفید و وطن‌پرست) همگی پس از این تعریف جدید از «شهروند وطن‌پرست» قرار می‌گرفت و در نسبت با آن یا در سایه‌ی آن تعریف می‌شد.

این نگرش شاید به‌نظر فمینیست امروزی چندان خوشایند نباشد، اما برای اولین فمینیست‌های ایران فرصتی بود تا دیگر «ضعیفه» نباشند. هم‌صدایی گروه کوچک اولین فمینیست‌های ایرانی در این منازعات و همراهی مردان تجددخواه ملی‌گرا با آنان، اما چنان در گفتمان ملی‌گرایانه‌ی پایان دوران قاجار طنین انداخت که میرزاصادق بروجردی مشروطه‌خواه، اتحاد خواهرانه‌ی آنان را چنین می‌ستاید و می‌سراید: «الا زنان! همگی یار و متفق گردید/ که نیست درد شما را جز این دوا تدبیر

شوید متحد و یار وغمگسار به هم/ قرین و متصل و بسته هم‌همچنان زنجیر

برای نوع بشر ز علم چیزی نیست/ به وقت حاجت برتر ز هر ظهیر و نصیر»

وقتی «نه» گفتن در ایام کرونا سخت می‌شود


روزنامه شهروند – راضیه نعمتی‌تبار: بسیاری از دولت‌ها برای بازگشایی و بازگشت به روال عادی شیوه سخت‌گیرانه را در پیش گرفته‌اند و در برخی کشور‌ها معکوس این روند را شاهد هستیم. در طول پاندمی کرونا ممکن است افراد زیادی آمادگی حضور در مجامع و رویداد‌ها را نداشته باشند و تحت فشار قرار گیرند. به گفته کارشناسان نپذیرفتن دعوت‌ها و ایجاد مرز‌های شخصی به‌ویژه برای افراد خوشحال‌کننده (راضی‌کننده) دیگران که همواره توانایی «نه» گفتن ندارند، می‌تواند امری ناخوشایند و فرسایشی باشد. اشتیاق ما برای شادکردن دیگران، امنیت ما را به مخاطره می‌اندازد و ما نباید اجازه دهیم این اتفاق بیفتد.

در دوران کرونا چطور «نه» بگوییم

بسیاری از دولت‌ها برای بازگشایی و بازگشت به روال عادی شیوه سخت‌گیرانه را در پیش گرفته‌اند و در برخی کشور‌ها معکوس این روند را شاهد هستیم. در طول پاندمی کرونا ممکن است افراد زیادی آمادگی حضور در مجامع و رویداد‌ها را نداشته باشند و تحت فشار قرار گیرند. به گفته کارشناسان نپذیرفتن دعوت‌ها و ایجاد مرز‌های شخصی به‌ویژه برای افراد خوشحال‌کننده (راضی‌کننده) دیگران که همواره توانایی «نه» گفتن ندارند، می‌تواند امری ناخوشایند و فرسایشی باشد.

شاید درحالی‌که ترجیح می‌دهید در خانه بمانید، با ناراحتی مجبور به شرکت در جشن تولد یکی از اعضای خانواده شوید یا درحالی‌که هنوز آمادگی رفتن به رستوران را ندارید، به اصرار یکی از دوستان‌تان به جلسه ملاقاتی در رستوران بروید. اگر در تولد حاضر نشوید، برادرتان دل‌شکسته می‌شود، در نتیجه احساس گناه می‌کنید. حضور شما روحیه برادرتان را بالا می‌برد و احساس خوشایندی به شما دست می‌دهد. کارشناسان می‌گویند در بعضی مواقع می‌توان از این سناریو‌ها برای گول‌زدن افراد راضی‌کننده دیگران در جهت خاص یا قانع‌کردن آن‌ها به توافق درباره موضوعی که با آن راحت نیستند، استفاده کرد.

ناتالی لو، نویسنده پادکست‌ساز و بنیانگذار وبلاگ خودیاری «Baggage Reclaim» می‌گوید: «وقتی ما درباره دلیل رفتارمان صادقانه فکر می‌کنیم، مشخص می‌شود که چه میزان این رفتار ناسالم و مضر است.» خانم لو که خود را یک فرد راضی‌کننده درحال بهبودی می‌خواند، می‌گوید: «دلیل رفتار ما ممکن است ریشه در موارد مختلفی ازجمله تلاش ما برای کنترل نحوه نگرش دیگران به خودمان، امیدواری ما در به دست آوردن چیزی در قبال رفتارمان یا ترس، احساس گناه و قیدوبندهایمان داشته باشد.»

هیچ‌کس راضی‌کننده مردم به دنیا نمی‌آید و این ویژگی در گذر زمان شکل می‌گیرد. مورگان مک‌کین، روانشناس می‌گوید: «شاید این رفتار توسط افراد به‌عنوان استراتژی برای بقا اتخاذ شده باشد.» او معتقد است انسان گاهی با خود فکر می‌کند که با پیش‌بینی نیاز‌های دیگران می‌توانم از عصبانی‌شدن، ناراحت‌شدن و ناامید‌شدن دیگران از خودم ممانعت به عمل بیاورم. برای عده‌ای دیگر به این شکل است که تصور می‌کنند اگر خود را به اندازه کافی دوست‌داشتنی نشان دهند، توسط دیگران پذیرفته می‌شوند. «خوشحال‌کننده یا راضی‌کننده دیگران بودن ممکن است راهی برای جلوگیری از آسیب‌پذیری باشد.» دکتر مک‌کین معتقد است که اگر توجه خود را به نیاز‌های دیگران معطوف کنید، نیازی نیست که بیش‌ازحد خودتان را فاش کنید.

تورو ساتو، استاد روانشناسی دانشگاه شیپنسبورگ پنسیلوانیا می‌گوید: «هیچ ایرادی در مهربان‌بودن با دیگران وجود ندارد. مسأله اصلی این است که آیا ما این رفتار‌ها را برای جبران کمبود عشق به خویشتن یا عزت‌نفس انجام می‌دهیم یا صرفا از روی لطف و مهربانی است؟»

رفتار‌های راضی‌کننده مردم می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • در حالی که لاغر هستید و توانایی بدن شما کم است، به دیگران پیشنهاد کمک فیزیکی می‌دهید.
  • برای مسائل کوچکی که تقصیر شما نیست، سریعا عذرخواهی می‌کنید.
  • در مورد احساسات دیگران احساس مسئولیت می‌کنید.
  • برای خوشایند دیگران خود را مجبور به خوردن غذا‌هایی می‌کنید که دوست ندارید.
  • هنگامی که نمی‌توانید به کسی کمک کنید، احساس گناه یا اضطراب بیش از اندازه می‌کنید.
  • از ترس عصبانی‌شدن دیگران از دست خودتان، از هرگونه درگیری و مشاجره دوری می‌کنید.

این نوع از ویژگی‌های شخصیتی جایی که فرد برای رضایت شخصی‌اش بیش‌ازحد به دیگران وابسته است، در روانشناسی اجتماعی، «سوشیوتروپی» یا «وابستگی بیمارگونه به افراد» نامیده‌می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشتر افرادی که «سوشیوتروپی» از خود نشان می‌دهند، زنان هستند و این افراد بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.

حتی اگر تنش و رنجش در درون افراد راضی‌کننده دیگران، زمانی‌که خود را به ظاهر موافق با انجام کاری نشان می‌دهند، جوش و خروشی برپا کرده باشد، همچنان برای آن‌ها وحشتناک است که بتوانند خود واقعی‌شان را آشکار کنند و این الگو‌های شخصیتی را درهم‌بشکنند، اما ارزش امتحان‌کردن دارد. به چالش کشیدن این عادت‌های طولانی‌مدت به شما امکان می‌دهد تا وقت خود را دوباره پس بگیرید، از سلامتی خود محافظت و روابط مهم زندگی‌تان را تقویت کنید.

بدانید شما همیشه به اندازه کافی خوب هستید

در دوران کرونا چطور «نه» بگوییم

نخستین کاری که افراد راضی‌کننده دیگران باید انجام دهند، بازنگری درباره خودشان است. دکتر ساتو می‌گوید: «شما دوست‌داشتنی هستید و ارزش این را دارید که دقیقا به همان شکلی که هستید دوست داشته شوید. لازم نیست کاری انجام دهید یا شخص دیگری باشید تا ارزش دوست داشته شدن داشته باشید.»

آکیرا پیترکین، روان‌درمانگر برای اینکه به بیمارانش ارزش ذاتی‌شان را یادآوری کند، اغلب به آن‌ها می‌گوید که همچون الماس هستند و هر کسی نمی‌تواند آن‌ها را به دست بیاورد. او می‌گوید: «مردم باید به ارزش شما پی ببرند. بهتر است الماس خود را به هر مشتری که به مغازه شما می‌آید، نفروشید.»

اراده به داشتن شخصیتی قابل اعتمادتر

راضی‌کننده دیگران بودن نهایتا نوعی فریبکاری است. نه‌تن‌ها افراد راضی‌کننده دیگران نیاز‌ها و احساسات‌شان را مخفی می‌کنند، بلکه دائما به دیگران و خودشان هم دروغ می‌گویند. این دروغ‌ها مثل موافقت با خوردن کیک تولد به همراه خانواده در زمانی که ترجیح می‌دهید در خانه بمانید، به روابط صمیمی شما آسیب می‌رساند.

خانم لو ما را تشویق می‌کند تا ترس خود را کنار بزنیم و شفاف‌باشیم. او می‌گوید: «از این طریق اضطراب و استرس را کاهش می‌دهیم و از افزایش اثرات خوب آن در زندگی‌مان لذت‌می‌بریم. همچنین می‌فهمیم که وقتی دوست داریم یا مجبور هستیم نه بگوییم، آسمان به زمین نمی‌آید.»

به بدن‌تان گوش دهید

خانم پترکین پیشنهاد می‌کند هنگامی که یک دعوت‌نامه یا پیشنهاد دریافت می‌کنید، برای پاسخ دادن بدن‌تان را اسکن‌کنید. اگر بدن شما می‌گوید: «من خیلی خسته‌ام» پس دعوت را رد و استراحت کنید. اگر ذهن‌تان می‌گوید: «من آماده نیستم» به خودتان زمان بیشتری بدهید: «اگر بدن، ذهن و روح شما می‌گوید «نه»، سرپیچی از نیاز‌های بدن‌تان خیلی خطرناک و آسیب‌زا خواهد بود.»

خانم پترکین در ادامه می‌گوید: «سعی کنید دعوت‌های افراد را براساس عشق و احترام متقابل اولویت‌بندی کنید. اگر کسی فقط به شما یک دلار می‌دهد، چرا صد دلار به او پس می‌دهید؟ آیا این یک رابطه برابر است؟ در عوض ما باید مشتاق به سرمایه‌گذاری روی کسانی باشیم که روی ما سرمایه‌گذاری کرده‌اند.»

بپذیرید که ممکن است دیگران را ناامید و ناراحت کنید

خانم لو می‌گوید: «در یک دنیای ایده‌آل مردم فقط می‌فهمند که چه چیزی کارآمد نیست و حتی نمی‌پرسند چرا، اما این زندگی واقعی نیست.» ممکن است وقتی خود واقعی‌تان را نشان دهید و دعوت‌ها را رد کنید، طرد شوید.» خانم لو ادامه می‌دهد: «این موضوع بسیار مهم است، زیرا هرگونه عکس‌العمل منفی که دریافت می‌کنید، مانند اخم‌کردن‌ها، رفتار ناخوشایند و بی‌محلی، حقیقت را در مورد برخی از روابط شما آشکار می‌کند. اگر وقتی «نه» گفتید، از دست شما عصبانی شدند، این عکس‌العمل نشان‌می‌دهد که «نه» گفتن شما اگرچه خیلی دیر، ولی لازم بوده است.»

دکتر مک‌کین نیز معتقد است: «راضی‌کننده دیگران باید بداند که ما نه‌تن‌ها نمی‌توانیم احساسات دیگران را کنترل کنیم، بلکه مسئول احساسات دیگران نیز نیستیم. پذیرش این موضوع می‌تواند در آینده باعث کاهش رفتار‌های راضی‌کننده دیگران شود.»

با احترام دعوت‌ها را رد کنید

در دوران کرونا چطور «نه» بگوییم

دکتر لو پاسخ‌های پیشنهادی خود را برای رد کردن دعوت‌ها این‌گونه فهرست کرده است:

  • من نمی‌توانم در میهمانی شرکت کنم، اما از دعوت شما بسیار سپاسگزارم.
  • از دعوت شما خیلی ممنونم، اما هنوز آمادگی حضور در جمع را ندارم. می‌توانیم در هفته‌های پیش‌رو قرار بگذاریم؟
  • اگرچه دلم برای همه تنگ شده است و دوست دارم همه را ببینم، ولی متاسفانه هنوز آماده نیستم.
  • من همیشه به دعوت‌های شما بله می‌گویم، اما درحال حاضر نمی‌توانم بیایم.
  • من متوجه هستم که شما را ناراحت کردم، ولی برای شرکت در میهمانی راحت نیستم.
  • اگرچه همه مشتاق بازگشت به روال عادی زندگی هستند، اما من هنوز آمادگی لازم را ندارم و احساس‌می‌کنم برای این کار خیلی زود است.
  • اگر مضطرب هستید، از قبل پاسخ خود را آماده کنید و آن را با یکی از دوستان صمیمی‌تان انجام دهید، تا اعتمادبه‌نفس بیشتری بگیرید.

خودتان را درحال پیشرفت ببینید

اگرچه شما نمی‌توانید در عرض یک روز یا یک هفته و حتی یک ماه عادت‌های رفتاری «راضی‌کننده دیگران بودن» را ترک کنید، اما به این معنا نیست که باید تسلیم شوید. به زندگی درست و واقعی خود ادامه دهید. اگر پیوسته در تلاش برای برطرف‌کردن نیاز‌های دیگران و راضی نگه داشتن آن‌ها هستید، به روان‌درمانگر مراجعه کنید تا یاد بگیرید چگونه برای خودتان مرز تعیین کنید.

دکتر مک‌کین می‌گوید: «هرچه بیشتر «نه» گفتن را تمرین کنید، آسان‌تر می‌شود. در حین تمرین «نه» گفتن و ترک این عادات با خودتان مهربان باشید، درنهایت فواید آن را خواهید دید.»

منبع: نیویورک تایمز

تورم مرغی؛ جوج‌زدن هم حسرت می‌شود؟


روزنامه شهروند: طی دو هفته گذشته قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ بین ٥ تا ٦‌هزار تومان گران‌تر شده و به ١٨‌هزار تومان رسیده ‏است؛ ستاد تنظیم بازار اعلام کرده قیمت این ماده غذایی باید کیلویی ١٥‌هزار تومان باشد و همزمان معاون هماهنگی امور ‏اقتصادی استانداری تهران نیز از کاهش قیمت آن طی هفته جاری خبر داده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد در روز‌های اخیر توزیع ‏مرغ منجمد در استان‌های مختلف شروع شده است بنابراین به نظر می‌رسد اصلی‌ترین سیاست دولت برای جلوگیری از التهاب ‏بازار مرغ، توزیع مرغ‌های منجمد باشد.

مردم در انتظار کاهش قیمت مرغ

رضا سواری، تولیدکننده نمونه مرغ ایران با بیان اینکه شاید دولت به اندازه سه ماه ذخیره ‏پشتیبانی منجمد داشته باشد می‌گوید: «ممکن است دولت برای جلوگیری از افزایش قیمت مرغ، اقدام به استفاده ‏از ذخیره پشتیبانی خود کند و مرغ‌های منجمد را به بازار بیاورد، اما نباید فراموش کنیم که فرهنگ مصرف همه مردم ‏منجمدخوری نیست و خیلی‌ها گوشت مرغ گرم مصرف می‌کنند.» افزایش ٣٠‌درصدی قیمت مرغ از ابتدای تیرماه امسال باعث ‏شده برخی از خانوار‌های کم درآمد مجبور به حذف این ماده غذایی از سفره‌شان شوند و آن را با سیب‌زمینی جایگزین کنند. ‏

گرانی مرغ و خانوار‌های کم درآمد

برخی از خانوار‌های ایرانی به دلیل درآمد پایین، توان خرید گوشت قرمز ندارند و آن را با گوشت مرغ جایگزین کرده‌اند، اما طی ‏چند روز اخیر که قیمت مرغ هم گران شده است، مجبور به جایگزین کردن آن با سیب زمینی شده‌اند. رضا که کارگر خدماتی ‏ شرکتی خصوصی است و ماهانه حدود ٢‌میلیون تومان درآمد دارد، می‌گوید: «همسرم خانه‌دار است و دو فرزند شش و دو ساله دارم. ‏در ماه می‌توانم دو تا مرغ بخرم که همسرم آن را با سیب‌زمینی و برنج می‌پزد. در چند روز گذشته به علت گران شدن مرغ، ‏نتوانستم این ماده غذایی را خریداری کنم و مجبور شدیم همان برنج و سیب‌زمینی پخته بخوریم. البته هرچقدر هم مرغ گران ‏بشود، باید بخرم، چون بچه‌ها نیاز به پروتیین دارند و درحال رشدند.»

داود هم که کارگر ساختمانی است، می‌گوید: «درآمد ‏ماهانه من بستگی به کار دارد. ممکن است چند ماه سر یک ساختمان باشم، اما بقیه‌سال کاری پیدا نکنم. وقتی مرغ گران شد، ‏کمی دست دست کردم که بخرم یا نه، چون نگران شدم در باقی هزینه‌ها کم بیاورم.» ‏

راهکار دولت برای کاهش گرانی ‏

معاون امور هماهنگی امور اقتصادی استانداری تهران از کاهش قیمت مرغ در هفته جاری خبر داده است؛ رضا سواری، تولیدکننده ‏معتقد است دولت برای کاهش قیمت مرغ به توزیع مرغ‌های منجمد در بازار روی خواهد آورد یا نهاده‌های دامی مورد نیاز ‏تولیدکننده‌ها را به قیمت دولتی در اختیار زنجیره‌های تولید قرار خواهد داد. سواری می‌گوید: «همه مردم به مرغ منجمد تمایل ندارند و خیلی‌ها مرغ گرم مصرف می‌کنند. از طرفی اگر ذرت و سویا به وفور ‏در اختیار تولیدکننده‌ها قرار بگیرد، قطعا تولید بهبود پیدا می‌کند و قیمت‌ها کم می‌شود.

وزیر جهاد کشاورزی هم اخیرا گفته ‏مشکلی در تأمین نهاده‌ها ندارند، اما من به‌عنوان تولیدکننده فکر می‌کنم مشکل وجود دارد و نمی‌شود تأمین کرد.» سواری یک ‏احتمال دیگر نیز برای کاهش قیمت مرغ می‌دهد: «ممکن است به زور به کشتارگاه‌ها بگویند باید به هر شکلی که شده، مرغ را ‏به قیمت مصوب (١٥‌هزار تومان) بدهید. این اقدام چکشی است و ممکن است چهار پنج روز جواب بدهد، اما بعد از آن دیگر کسی ‏‏ (تولیدکننده) ادامه نخواهد داد. چون قیمت اعلام شده با هزینه‌ها جور درنمی‌آید.» ‏

مردم در انتظار کاهش قیمت مرغ

مشکل نهاده‌ها حل نشده است

حشمت الله عسگری، معاون امور هماهنگی امور اقتصادی استانداری تهران گفته است به دلیل «افزایش جوجه‌ریزی» و «سرعت در ‏تأمین نهاده‌های دامی» قیمت گوشت مرغ در هفته جاری به زیر قیمت مصوب یعنی ١٥‌هزار تومان خواهد رسید. این درحالی ‏است که همچنان تولیدکننده‌ها از افزایش قیمت نهاده‌های دامی و کمبود آن در بازار حرف می‌زنند.

سواری با بیان اینکه قیمت ‏منطقی هر کیلوگرم مرغ گرم باید ١٨‌هزار و ٥٠٠ تومان باشد تا برای تولیدکننده صرف کند، می‌گوید: «در حال حاضر قیمت ‏مرغ در کشتارگاه بین ١٦ تا ١٧‌هزار تومان برای تولیدکننده تمام می‌شود. برای اینکه ١٠‌درصد سود نصیب ما شود باید ‏حدود ١٨‌هزار و ٥٠٠ تومان به مصرف‌کننده برسد، اما سیاست تنظیم بازار چکشی است و قیمت ١٥‌هزار تومان جوابگو نیست ‏چون مشکل گرانی و کمبود نهاده‌های دامی حل نشده است.»

سواری با اشاره به افزایش حدود ٣‌هزار و ٥٠٠ تومانی سویا در ‏بازار آزاد طی دو ماه گذشته و رسیدن به ٧‌هزار و ٦٠٠ تومان ادامه می‌دهد: «قیمت دولتی سویا ٢‌هزار و ٦٥٠ تومان و ذرت ‏هزار و ٥٠٠ تومان است، اما همین نرخ‌ها در بازار آزاد به ترتیب ٧‌هزار و ٦٠٠ تومان و ٢‌هزار و ٦٠٠ تومان شده است. نهاده‌هایی ‏که دولت در اختیار تولیدکننده‌ها قرار می‌دهد، فقط ٢٠‌درصد نیاز آن‌ها را تأمین می‌کند و بقیه نهاده‌ها باید از بازار آزاد تأمین ‏شود. همین مسأله یعنی سه برابر قیمت دولتی باید هزینه صرف خرید نهاده‌ها از دلال‌ها شود.» ‏

وزیر جهاد کشاورزی در اواخر خرداد امسال درباره حل مشکلات نهاده‌های دامی گفته بود: «قرار است سامانه‌ای جدید با عنوان ‏بازارگاه یک یا دو طراحی کنیم که طی یکی، دو هفته آینده از آن رونمایی خواهد شد. با طراحی سیستم توزیع جدید سعی ‏می‌کنیم نهاده‌ها به شکل خام وارد چرخه مصرف نشود. درحال حاضر بیش از ٥٠٠کارخانه معتبر تولید خوراک دام داریم که ‏بخشی از نهاده‌ها در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد. بخشی در زنجیره‌ها توزیع می‌شود و بخشی دیگر هم به صاحبان صنایع بزرگ که ‏کشاورزان پیش‌رو هستند، می‌رسد. همچنین کارخانه‌های کوچک را هم تحت پوشش داریم.»

کاظم خاوازی به استفاده از استارت‌‏آپ‌ها برای حذف دلالی و کنترل قیمت‌ها خبر داده و افزوده: «قرار است امکانات انبارداری و دیگر امکانات لازم در اختیار این ‏تیم توزیع‌کننده فنی و دانش‌بنیان قرار گیرد تا به کمک آن‌ها بخشی از واسطه‌ها که هیچ ارزش افزوده‌ای ندارند از چرخه کشاورزی ‏حذف شوند. این اتفاق درنهایت به متعادل‌شدن قیمت‌ها هم کمک خواهد کرد‎. ‎‏» ‏

مشکل دیگر تولیدکننده‌ها، تأمین واکسن است که به دلیل کمبود در بازار به شکل قاچاق وارد کشور و در ‏برخی موارد به دلیل رعایت نکردن پروتکل‌های بهداشتی منجر به رشد بیماری‌های مختلف مانند آنفلوآنزا در کارگاه‌های تولیدی ‏مرغ می‌شود. سواری با بیان این موضوع می‌گوید: «واکسنی که قبل از عید ١٠٠‌هزار تومان بیشتر قیمت نداشت حالا شده یک ‏میلیون و ٣٠‌هزار تومان. واکسنی هم که بوده ٣٠٠‌هزار تومان، شده ٣‌میلیون و ٢٠٠‌هزار تومان. چون قبلا ارز دولتی به این ‏واکسن‌ها اختصاص پیدا می‌کرد، اما حالا این‌طور نیست. ضمن اینکه کمبود هم اتفاق افتاده است.» ‏

مردم در انتظار کاهش قیمت مرغ

قیمت مرغ ارزان می‌شود؟

دولت از یک سو با تصویب قیمت هر کیلوگرم ١٥‌هزار تومان برای گوشت مرغ و از سوی دیگر با توزیع مرغ منجمد در بازار تلاش ‏می‌کند قیمت این ماده غذایی را کاهش دهد، اما تولیدکننده‌ها چندان به نتیجه‌بخش بودن این اقدامات خوش‌بین نیستند. ‏سواری می‌گوید: «این شرایط (گرانی مرغ) ادامه پیدا خواهد کرد و احتمالا بدتر هم خواهد شد، چون مشکلات همچنان وجود ‏دارد.

متولی ما وزارت جهاد کشاورزی است، اما وزارت صمت است که تنظیم بازار را در اختیار دارد. این درحالی است که وزارت ‏جهاد به مشکلات تولیدکننده‌ها واقف است و می‌تواند آن‌ها را حل کند.» تا لحظه تنظیم این گزارش، قیمت هر کیلوگرم مرغ در ‏بازار حدود ١٨‌هزار تومان است؛ باید دید سیاست‌های دولت برای کاهش مرغ در هفته جاری جواب می‌دهد یا اینکه نگرانی ‏تولیدکننده‌ها از افزایش بیشتر آن، رنگ واقعیت به خود می‌گیرد؟ ‏

وقتی سیکس‌پک، رویای جوانان ایرانی می‌شود


روزنامه شهروند: زندگی سالم به سبک ورزشکاران یا رویای بدنی حجیم و زیبا؟ به نظر می‌رسد، پرطرفدارترین ورزش این روز‌های ایران؛ یعنی بدنسازی به دلایل مختلفی افراد را به باشگاه‌ها می‌کشاند و اگر چه گروهی به ورزشی جذاب و مداوم و حتی قهرمانی در ایران و دنیا می‌اندیشند، اما بخشی دیگر از این جمعیت کثیر که روزانه راهی باشگاه‌ها می‌شوند، سودای عضلاتی حجیم و بازو‌هایی برآمده آن هم در مدت زمانی کوتاه را در سر دارند.

یک زیبایی ظاهری که متاسفانه بیشتر برای جلب توجه دنبال می‌شود و جای بسیاری از فعالیت‌های مفید و ارزش‌های فرهنگی را گرفته است.

سیکس‌پک، رویای جوانان ایرانی

این تفاوت نگاه‌ها را هم می‌توان در گفتگو با خود این افراد شنید و هم از گرایش کم‌سابقه به این ورزش که حالا بیشترین باشگاه و ورزشکار در ایران را دارد، متوجه شد. روزگاری نه چندان دور، حوالی دهه شصت، این کشتی بود که هوش از سر نوجوانان و جوانان ایرانی می‌برد و در هر خیابان و منطقه‌ای یک باشگاه کشتی وجود داشت، اما در سال‌های بعد فوتبال گوی سبقت را ربود و بچه‌ها را دنبال توپ پلاستیکی راهی کوچه‌ها و زمین‌های خاکی کرد تا این‌که نوبت به برنامه‌ای تازه در کنداکتور تعطیلات نوروزی صداوسیمای ایران رسید؛ «مردان آهنین».

این برنامه نزدیک به یک دهه جزو پرطرفدارترین یا دومین برنامه پرمخاطب تعطیلات نوروز صداوسیما شد تا خیلی زود پرورش اندام و بدنسازی جای خود را در ذهن ایرانی‌ها باز کند و رویای بدن‌های «سیکس‌پک» ساخته شود.

حالا آمار و ارقام رسمی می‌گوید که بدنسازی بیشترین ورزشکار را در ایران دارد و روزانه نزدیک به یک‌میلیون و۲۰۰هزار نفر نوجوان، جوان، میانسال و حتی کهنسال در باشگاه‌های ورزشی و ساعاتی در روز با وزنه‌ها و دستگاه‌ها روزگار می‌گذرانند. با این اعداد جدا از تجارت بالای این ورزش می‌شود محاسبه کرد که چه وقتی از ورزشکاران گرفته می‌شود. ورزشی که به اعتراف اغلب این ورزشکاران تنها برای بالا بردن اعتماد به‌نفس و ظاهر بهتر است و حتی به بالا رفتن روحیه ورزشی هم نمی‌انجامد.

آمار بدنسازان و باشگاه‌های ایران

موضوع بدنسازی و انتظارات نادرست از این ورزش تا چه اندازه در بین ایرانی‌ها رایج است؟ اگر چه در پاسخ به این پرسش نمی‌توان به عدد دقیقی رسید، اما در گام اول می‌توان تعداد افراد فعال در این زمینه را بررسی کرد. پیش از این «ناصر پورعلی فرد» رئیس فدراسیون بدنسازی‌وپرورش‌اندام از فعالیت روزانه یک‌میلیون و ۲۰۰هزار ایرانی در بیش از ۱۲‌هزار باشگاه ورزشی خبر داده بود.

پورعلی فرد گفته بود: «۱۲‌هزار باشگاه بدنسازی در کشور فعالیت دارند که به‌طور میانگین روزانه یکصد نفر در هر یک از باشگاه‌ها تمرین می‌کنند؛ یعنی یک‌میلیون و ۲۰۰‌هزار ایرانی فعالیت روزانه در این باشگاه‌ها دارند.

ورزش بدنسازی و پرورش اندام جزو رشته‌های پرطرفدار در کشور است که علاوه بر رشد قابل توجه در عرصه قهرمانی، در بخش همگانی هم جهش قابل توجهی دارد.» البته میانگین حضور افراد در هر باشگاه و در طول یک روز معمولا بیشتر از صد نفر است و می‌تواند عدد بیان‌شده از زبان پورعلی فرد، رئیس فدراسیون بدنسازی‌وپرورش‌اندام، را کف آمار دانست. موضوع دیگر این‌که درصد بالایی از افرادی که به ورزش بدنسازی می‌پردازند در هفته به طور متوسط دو تا سه جلسه به باشگاه می‌روند.

علاوه‌براین بسیاری از افراد آماتور در حوزه این ورزش، بعد از چند ماه آن را کنار می‌گذارند و شاید بر همین اساس بتوان تخمین زد که سالانه بیش از ۲ تا ۳ میلیون ایرانی چند ماهی از سال را به ورزش بدنسازی مشغولند؛ آمار ورزشکاران حرفه‌ای این رشته البته بسیار پایین‌تر از این عدد است.

پورعلی فرد پیش از این در این‌باره گفته بود: «۲۰۰‌هزار ورزشکار به صورت سازمان‌یافته تحت پوشش فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام کشور فعالیت دارند.» معنای دیگر این اعداد، این است که در بالاترین حالت ۵درصد از این ورزشکاران به صورت حرفه‌ای فعالیت می‌کنند. سوال اینجاست که در کنار همه مخاطرات و دوپینگ‌ها، دستاورد این ورزشکاران چیست و منش پهلوانی و ایده‌های عالی ورزش و رقابت چه مفهومی برایشان دارد؟

سیکس‌پک، رویای جوانان ایرانی

چرا باشگاه می‌رویم؟

«سارا» نزدیک به دو سال است که به باشگاهی نزدیک خانه خود می‌رود. می‌گوید یکی از دلایل انتخاب این ورزش همین نزدیک‌بودن به خانه است. او ۲۷سال دارد و از این‌که بدنش فیت باشد، لذت می‌برد: «ببین اولش خیلی برام فرق نمی‌کرد. می‌خواستم یه ورزشی را انتخاب کنم، چون باشگاه بدنسازی تقریبا همه جا هست، خیلی‌ها سراغ بدنسازی می‌روند. البته این‌که باشگاه همه‌جا هست هم نشون می‌ده که علاقه به این ورزش زیاد شده دیگه.»

او می‌گوید در بین افرادی که به این باشگاه می‌آیند، اهداف مختلفی دیده می‌شود: «یکی برای این‌که خوش‌لباس بشه میاد، یکی ورزشکاره و عضو تیم قایقرانی و خب نیاز به بدنسازی داره، ولی اکثریت که آماتور هم هستن دوست دارند که بهتر به نظر برسند. مرتب و فیت باشند.» براساس گفته‌های سارا شبکه‌های اجتماعی و در رأس آن‌ها شبکه عکس‌محور اینستاگرام تأثیر فراوانی در جذب افراد به باشگاه‌های بدنسازی دارد: «از یک طرف همه این روز‌ها با یک کلیک یا چهارتا حرکت انگشت اشاره توی گوشی، کلی آدم با بدن‌های خیلی سر حال می‌بینیم و این به ما می‌گه که چقدر بدنسازی خوبه و اگر ما هم بریم ممکنه بدنی این شکلی یا شبیه به آن پیدا کنیم.

از طرف دیگه الان همه توی اینستاگرام از خودشون عکس می‌ذارن و دوست دارند که این عکس برای بقیه زیبا و جذاب باشه، خب میان سراغ بدنسازی.» اگر چه سارا می‌خواهد این ورزش را به همین شکل و بدون استفاده از مواد مکمل ادامه دهد، اما «مرجان» برنامه‌ای کوتاه‌مدت دارد. او که زنی سی‌ودوساله است، می‌گوید برای کاهش وزن و همچنین مناسب‌سازی بدنش به باشگاه می‌رود: «من بعد از بارداری هم چاق شدم و هم حس خوبی نسبت به بدنم ندارم.

فرصت و شرایط این‌که همیشه باشگاه برم را ندارم. اول از این دوره‌های بدنسازی با دستگاه رفتم که انگیزه بگیرم و خُب بدنم خیلی تغییر کرد. الان هم هفته‌ای دو جلسه باشگاه می‌روم.» او می‌گوید که از یک مربی برای هر ماهش برنامه ورزشی و همچنین غذایی می‌گیرد: «به مربی گفتم می‌خوام نهایتا ۶ ماه باشگاه برم. خب اولش مخالفت کرد که ادامه بده و این حرفا، ولی شرایطش را ندارم. خلاصه بر همین اساس هم برنامه گرفتم. این مدت هم به تغذیه‌ام می‌رسم و تخم‌مرغ و سیب‌زمینی را توی برنامه‌ام دارم، ولی برای چند ماه.»

او می‌گوید که این ورزش چندان جذابیتی برایش ندارد: «چه جذابیتی آخه؟ مگه می‌شه با زور و فشار وزنه زد و خوشحال هم بود؟ من هدفم مشخصه. می‌خوام بدنم تغییر کنه، همین. الان هم دارم برای این کار سختی می‌کشم.» در بین مردانی که به صورت آماتوری باشگاه می‌روند، اما یک پاسخ بیشتر از همه تکرار می‌شود: داشتن ظاهری بهتر. «علی» ۲۲‌ساله نزدیک به ۸ ماه است که به‌طور مرتب باشگاه می‌رود.

او درباره هدف خود می‌گوید: «بالاخره الان سیکس‌پک بودن برای همه جالبه. منم دوست دارم، جامعه دوست داره، فقط من تنها نیستم، وقتی همه به بدن حجیم و ماهیچه‌ای علاقه دارند، من نمی‌توانم این نگاه را تغییر دهم.» او پیش از این هم در ۱۹ سالگی باشگاه می‌رفت، اما با شروع سربازی آن را کنار گذاشت: «بدی باشگاه همینه که اگر یه مدت کنار بگذاری بدنت آب می‌رود. انگار نه انگار که این همه جون کندی و وزنه زدی. یکی دو ماه قبل از سربازی و چند ماه بعد سربازی من باشگاه نرفتم و بدنم از روز اول بدتر شد. الان دوباره شروع کردم، ولی فعلا ادامه می‌دم.»

سیکس‌پک، رویای جوانان ایرانی

آن طور که علی می‌گوید این ورزش جذابیتی برای او ندارد: «خب بدنسازی که فوتبال نیست گل بزنی و خوشحال بشی، هیجانی نداره، اما من موقع وزنه‌زدن به بدن ماهیچه‌ای فکر می‌کنم، یعنی یک رویا دارم و دارم براش سختی می‌کشم. ما که نمی‌خوایم قهرمان بشیم. عرق می‌ریزیم که جذاب به نظر برسیم. بالاخره هرکسی برای این جذاب‌بودن یک هزینه‌ای می‌کند، من هم به همین شکل عرق می‌ریزم و هزینه‌اش را می‌دهم.»

او البته مثل بسیاری از دیگر علاقه‌مندان این ورزش از مواد مکمل هم استفاده می‌کند: «خب ما روزی دو روزی یه شونه تخم‌مرغ و دو سه کیلو سیب‌زمینی می‌خوریم. باید هم به بدن این مواد برسه، اما کافی نیست. همه‌جا از مکمل و پروتیین استفاده می‌شه و این‌جا هم ما استفاده می‌کنیم. فقط آدم باید حواسش باشه که تاریخ مصرف داشته باشند.» مشابه این نظرات را می‌توان در گفتگو با دیگر افراد حاضر در باشگاه‌های ایران هم شنید. این اظهارات درحالی است که برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد بدنسازی در بسیاری از کشور‌های توسعه‌یافته اگرچه علاقه‌مندان زیادی دارد، اما اغلب با هدف تناسب فیزیکی با نظارت شدید و بدون استفاده از مواد مکمل رواج دارد.

کودکان از چه سنی باید سمت بدنسازی بروند؟

باشگاه بدنسازیاین‌روز‌ها به هر باشگاهی که سر بزنید ممکن است با کودکی مواجه شوید که همراه پدر یا مادرش در این مکان حضور پیدا کرده و تحت‌تاثیر این الگو به سمت ورزش سنگین بدنسازی روی آورده باشد. علاوه‌براین اگر سری به صفحات قهرمان پرورش‌اندام ایران در شبکه‌های اجتماعی هم بزنید، تصاویری از فیگورگرفتن این کودکان در کنار پدران خود می‌بینید.

«هادی چوپان» ملقب به «گرگ ایرانی»، بدنساز حرفه‌ای که تاکنون چندین‌بار قهرمانی دنیا را به دست آورده، در پاسخ به این پرسش «شهروند» که بدنسازی از چه سنی باید شروع شود، می‌گوید که نمی‌توان سن خاصی در نظر گرفت. او رشته بدنسازی را برای هر سنی مفید می‌داند. او که در سال ۲۰۱۷ براساس رتبه‌بندی یک پایگاه معتبر آمریکایی عنوان برترین بدنساز جهان را به دست آورد، دراین‌باره می‌گوید: «ورزش کردن در روند فرهنگ ورزشی و سلامت جسمی و تقویت قوای سیستم امنیتی و عصبی بدن هیچ‌گاه سن‌و‌سال نمی‌شناسد.

ورزش با علم و رویداد‌های درست نه‌تن‌ها مفید است، بلکه باعث رشد بدن در هر سنی می‌شود.» این میل و علاقه اگرچه با توجه به رواج بدنسازی در جامعه ایران تا اندازه‌ای ممکن است عادی به نظر برسد، اما از نظر کارشناسان نادرست است و می‌تواند منجر به آسیب‌های اساسی شود.

سیکس‌پک، رویای جوانان ایرانی

پیش از این «منیره قهرمانی»، رئیس انجمن روش‌های تمرینی فدراسیون ورزش‌های همگانی از رواج بدنسازی کودکان انتقاد کرده و دراین‌باره گفته بود: «متاسفانه در بعضی از باشگاه‌ها به واسطه ناآگاهی مربی، رده‌های سنی پایین‌تر از ۱۲‌سال به سوی دستگاه‌های بدنسازی سوق داده می‌شوند که نباید چنین باشد.

کودک در این سن باید بازی کند و به فعالیت‌های توأم با شادی و نشاط ویژه این دوره بپردازد.» او درباره آسیب‌هایی که کودکان از این وضع می‌بینند هم گفته بود: «زمانی که کودکان به باشگاه ورزشی مراجعه می‌کنند، هیجان زیادی دارند تا از دستگاه‌های ورزشی استفاده کنند، اما نباید این‌گونه باشد. دستگاه‌های آمادگی جسمانی به‌طور مثال وایپر ۲ کیلوگرمی برای یک کودک کافی است. به همین دلیل با انجام این‌گونه تمرین‌ها کودکان میل این را دارند که به سوی شیوه‌های نوین حرکت کنند و علاوه بر ورزش شاهد آسیب‌دیدگی کودک نخواهیم بود.» این اطلاعات درحالی است که سنین مختلفی از سوی کارشناسان برای آغاز دوران بدنسازی تعریف می‌شود و البته کمتر فرد صاحب‌نظری سن پایین‌تر از ۱۲‌سال را پیشنهاد دهد.

درباره دوره بین ۱۲ تا ۱۸‌سال هم متخصصان هشدار می‌دهند که کودک نباید سمت دستگاه‌ها و حتی وزنه‌ها برود که به‌طور خلاصه می‌توان دراین‌باره از سن ۱۸‌سال به‌عنوان زمان مناسب آغاز بدنسازی نام برد.

هر چه به او نزدیک‌تر می‌شوم، او دورتر می‌شود…


برترین‌ها: گاهی پیش می‌آید که در روابط متعهدانه، صمیمی و طولانی مدت، یکی از طرفین دائماً به دنبال شریک زندگی خود باشد تا صمیمیت، ارتباط، زمان و یا حتی رابطه جنسی را حفظ کرده و یا شکل دهد. این در حالی است که هر چه این جریان دنبال و اصرار کردن بیشتر شود، شریک زندگی نیز بیشتر و بیشتر فاصله خواهد گرفت.

در چنین شرایطی یکی از زوجین کم‌کم با مقاومت روبه‌رو می‌شود و با عقب‌نشینی خود وضعیت را بدتر می‌کند. ممکن است این وضعیت گاهی برای زوج‌هایی که سال‌هاست با هم زندگی می‌کنند نیز پیش بیاید و هر کدام از طرفین انتظار داشته باشند که شریکشان حتی شده مانند یک بازیگر، نقش خود را خوب ایفا کند!

تلاش من برای برقراری ارتباط صمیمی باعث دورتر شدن او می‌شود!

معمولاً همسری که به دنبال شریک زندگی‌اش راه می‌افتد، خود را فردی متعهد، آگاه و عاطفی‌تر تصور می‌کند و در مقابل نیز همسر یا شریک خود را فردی سرد، بی‌تفاوت، کم‌تعهد و… در نظر دارد، اما واقعیت اینجاست که هر دوی این افراد دارای ابعاد و پتانسیل‌هایی برای برقراری یک رابطه صمیمی‌تر هستند، اما در حال حاضر در این نقطه از رابطه خود دچار مشکل شده‌اند.

روانشناسان و مشاورین خانواده غالباً می‌گویند که در این شرایط، یکی از طرفین، خود را شایسته عشق نمی‌داند و در نتیجه با بروز رفتار‌هایی حتی ناخودآگاه باعث کمتر شدن سطح صمیمیت خود با شریک زندگی‌اش می‌شود.

حالا بیایید این مسئله را موشکافانه‌تر زیر نظر بگیریم و شرایط هر کدام از طرفین را دقیق‌تر بررسی کنیم:

همسری که نقش تعقیب کننده را دارد

کسانی که به فکر دنبال کردن رابطه خود با همسرشان هستند معمولاً خود را فردی دلسوزِ خانواده می‌دانند و حتی بدون دریافت حداقل قدردانی نیز به این فرآیند ادامه می‌دهند، به همین دلیل هم می‌توان نتیجه گرفت که خود را شایسته عشق نمی‌دانند و به طور ناخودآگاه نیز شریکی را برمی‌گزینند که در روابط خود دور و دورتر می‌شود.

سرانجام هم حس می‌کنند که باید چنین مشکلی را مدیریت کرده و آن را حل و فصل نمایند. این در حالی است که شریک زندگی‌شان خیلی راحت می‌تواند آن‌ها را فردی ناامید، بیش از حد احساساتی و یا حتی سمج. تلقی کند!

آسیب‌هایی که به این افراد وارد می‌شود بسیار مشهود است، آن‌ها غالباْ اعتماد به نفس خودشان را از دست می‌دهند و خود را فردی بی‌ارزش تصور می‌کنند، طرد شدن از سوی همسر به آن‌ها حس نامرئی بودن می‌دهد و ناامیدی کلی‌شان در برقراری رابطه عاشقانه باعث تحقیرشان می‌شود.

تلاش من برای برقراری ارتباط صمیمی باعث دورتر شدن او می‌شود!

حالا اینکه در رابطه با شریک زندگی خود نقش فرد تعقیب‌کننده را داشته باشید چه مزایایی دارد؟ این افراد غالباً نسبت به شریک خود احساس آگاهی بیشتری دارند و خود را به نوعی ناجی رابطه می‌دانند، چراکه همیشه آغازگر رابطه هستند و گرمای آن به خواست آن‌ها بستگی دارد!

علاوه بر این، چنین افرادی معمولاً از سوی نزدیکان، خانواده و یا حتی خودشان دائماً مورد قدردانی و یا حتی ترحم واقع می‌شوند و اطرافیانشان آن‌ها را تأیید می‌کنند. این افراد در زندگی مشترک خود همه چیزشان را فدا می‌کنند، حتی اگر همسرشان به قدردانی و یا تلافی خوبی‌هایشان نپردازد.

همسری که بیشتر و بیشتر فاصله می‌گیرد

این طرف از رابطه معمولاً خود را برتر از همسر خود تصور می‌کند، چراکه شریک زندگی‌اش دائماً در حال تلاش است تا با او ارتباط برقرار کند. پیگیری بیش از حد همسر تعقیب‌کننده باعث می‌شود که این طرف از رابطه با خیال راحت به تقویت این حس برتری خود بپردازد و بدون در نظر گرفتن مسائل مختلف، رفتار کند، حال چه با انجام یک‌سری کار‌ها و چه با انجام ندادن آنها!

این شرایط به این دسته از افراد احساس امنیتی می‌دهد که بدون در نظر گرفتن رفتارشان همیشه محبوب خواهند ماند و هیچ‌وقت ترک نمی‌شوند.

این افراد غالباً نسبت به ضرر‌هایی که به خود و رابطه‌شان وارد می‌کنند بی‌اطلاع هستند. آن‌ها فکر می‌کنند که هر میزان از ضعف و یا نیاز به توجهشان توسط شریک زندگی به سرعت پاسخ داده می‌شود، در حالی که احساسات یادشده، شکایت یا تقاضا تلقی می‌شوند و در دراز مدت دیگر توسط شریک‌شان پاسخ داده نخواهند شد!

چه باید کرد؟

تلاش من برای برقراری ارتباط صمیمی باعث دورتر شدن او می‌شود!

در این موقعیت از رابطه، هر دو طرف این را می‌پذیرند که رفتارشان نشان‌دهنده عزت نفس پایین آنهاست، با این حال چیزی که بیشتر زوجین فراموش می‌کنند این است که شریک زندگی‌شان می‌تواند رفتاری متفاوت‌تر از همیشه از خود نشان دهد و دیگر وضعیت به کلی تغییر کند. در چنین شرایطی است که غالباً تغییرات بسیاری، خواه مثبت و خواه بسیار منفی در رابطه زناشویی آن‌ها پدید می‌آید.

در اینجا نکاتی را برایتان مطرح می‌کنیم که بتوانید این مشکل را شناسایی کرده و برای حل آن‌ها قدم بردارید:

  • درباره رابطه زناشویی خود خوب فکر کنید و ببینید که شما کدام یک از طرفین هستید، فرد تعقیب و دنبال‌کننده یا فرد بی‌تفاوت و در حال فرار؟! بعد یک قدم بیشتر بردارید، آیا وضعیت رابطه‌تان به‌گونه‌ای هست که یکی از شما به دنبال رفتاری گرم‌تر و بامحبت‌تر باشد و دیگری از او فرار کند؟
  • در رابطه با آن چیزی که در این شرایط به دست می‌آورید و آنچه که از دست می‌دهید بنویسید. در مقابل، یادداشتی نیز از مزایا و معایب این موقعیت برای شریک زندگی‌تان تهیه کنید. با بالا و پایین کردن این نوشته‌ها ببینید آیا می‌توانید کاری کنید که دو طرف سود ببرند؟
  • بپذیرید که هر دوی شما از سطح بلوغ و هوش هیجانی برابری برخوردار هستید، چراکه داشتن احساس برتری نسبت به شریک زندگی، نقطه ضعف بزرگی در خراب شدن روابط به حساب می‌آید.

اگر متوجه شدید که در رابطه زناشویی‌تان نقش فرد دنبال‌کننده را دارید:

  • بر عزت نفس خود پافشاری کرده و از سرزنش همسرتان برای سرد شدن و محبت نکردن اجتناب کنید.
  • تعقیب و دنبال کردن شریک زندگی‌تان را متوقف کنید. معمولاً بزرگ‌ترین ترس این افراد آن است که بعد از توقف این کار شاهد بی‌توجهی بیشتر همسرشان باشند و بپذیرند که دیگر هیچ صمیمیتی بینشان وجود ندارد! این کار، ریسکی است که برای تغییر در رابطه‌تان باید آن را پذیرید. معمولاً بعد از توقف پیگیری یکی از طرفین، طرف دیگر فرار کردن و سرد بودن را کنار می‌گذارد و برای شروع مجدد رابطه‌شان تلاش می‌کند.
  • تمرکز خود را بر روی برآورده کردن نیاز‌های خودتان نگه دارید. شما باید به دنبال روش‌های جدیدی برای تحقق نیاز‌های خودتان در رابطه باشید. راه‌های جدیدی برای بیان محبت خود پیدا کنید، آن هم بدون آنکه تعهدات رابطه‌تان را زیر پا بگذارید.
  • عزت نفس خودتان را نگه دارید و محکم باشید.

اگر فهمیدید که در رابطه‌تان نقش همسر فراری را دارید:

  • خودتان را کنترل کرده و از سرزنش شریک زندگی‌تان برای پیگیری رفتار شما و گرم کردن رابطه بپرهیزید.
  • ببینید که چقدر واقعاً حساس و آسیب‌پذیر شده‌اید؟ یادتان باشد که دوری بیش از حد و جدا کردن احساساتتان از شریک زندگی می‌تواند باعث سردی هر چه بیشتر و به هم خوردن روابط شود.
  • روشی برای بیان احساساتتان پیدا کنید. به دنبال راهی راحت‌تر برای ابراز محبت و برگرداندن صمیمیت با همسرتان باشید و هرچه سریع‌تر آن را پیش بگیرید. ممکن است در ابتدا کمی برایتان سخت باشد، ولی نتیجه‌بخش خواهد بود.
  • عزت نفس خودتان را نگه دارید و محکم باشید.

وقتی هر دو طرف برای ایجاد رابطه سالم و پرمحبت خود دوباره تلاش کنند می‌توانند در نهایت به عشق و محبتی عمیق‌تر و پررنگ‌تر از گذشته دست یابند، فقط کافی است که از سرزنش همسر و شریک زندگی‌تان دست بردارید. ممکن است در ابتدا همه چیز به نظرتان کمی گیج‌کننده بیاید، ولی اگر با حوصله خود کمی بیشتر تلاش کنید، کم‌کم همه چیز درست خواهد شد و رابطه‌ای دلنشین‌تر و البته صمیمی‌تر به دست خواهید آورد.

منبع: psychologytoday