اوج‌گیریِ خودکشی در ایران؛ بیماری‌های روانی، فقر یا چی؟


روزنامه توسعه ایرانی – سعیده علیپور: دیروز بار دیگر خبرگزاری‌های داخلی از خودکشی یک پسر نوجوان در استان بوشهر خبر دادند. گفته شده این پسر ۱۶ ساله که در شهرستان کنگاور زندگی می‌کرد دو سال پیش، پس از زندانی شدن پدرش به اتهام قتل عمد، ترک تحصیل و در کارگاه سنگ‌بری کار می‌کرده است.

اوج‌گیریِ خودشکی در ایران؛ بیماری‌های روانی، فقر یا چی؟

درست چند ساعت پس از خبر خودکشی این پسر نوجوان، خبر خودکشی دیگری هم مخابره شد؛ این بار یک مرد جوان ۲۱ ساله در شهرستان جم در استان بوشهر خود را حلق‌آویز کرد. گرچه هنوز در مورد دلایل این خودکشی خبری رسمی منتشر نشده است، اما منابع غیررسمی مشکلات اقتصادی را سبب این کار عنوان می‌کنند.

اما در هفته گذشته خبر خودکشی سیدمحمد موسوی‌زاده، نوجوان ۱۱ ساله در شهرستان دیّر این استان هم که گفته می‌شد به دلیل فقر و عدم دسترسی به گوشی هوشمند برای حضور در کلاس‌های مجازی دست به خودکشی زده بود، خبرساز شد. در حالی که پدر و مادر این پسر گفته بودند او به دلیل خرابی گوشی موبایل، خودکشی کرده است، اما آموزش و پرورش این موضوع را تکذیب کرد.

سیدمحمد نخستین دانش‌آموزی نبود که خبر خودکشی او منتشر می‌شود. کمی پیشتر هم خودکشی پسر۱۲ ساله‌ای در آبادان خبرساز شد؛ نوجوانی که گفته شد، تلفن همراه و دوچرخه‌اش توسط خانواده برای پرداخت اجاره‌خانه به فروش رفته بود. در فروردین امسال نیز زینب، دختربچه ۱۱ ساله ایلامی، به دلیل فقر دست به خودکشی زد. بر اساس گزارش‌ها خانواده او به قدری درگیر مشکلات مالی بودند که مجبور شدند جسد این کودک را نه در قبرستان، بلکه در خانه خود به خاک بسپارند.

اما انتشار این اخبار در مدتی کوتاه نگرانی‌هایی را در جامعه ایجاد کرده است. در حالی که برخی از احتمال الگوسازی و تسری این عمل به دیگران سخن می‌گویند، برخی کارشناسان هم معتقدند باید زمینه‌های رشد این پدیده شوم شناسایی و مهار شود.

اوج‌گیریِ خودشکی در ایران؛ بیماری‌های روانی، فقر یا چی؟

آمارخودکشی در ایران

مقامات رسمی در کشور معتقدند خودکشی در ایران در مقایسه با کشور‌های دیگر رتبه بالایی ندارد. حتی براساس آمار‌های جهانی، ایران در میان سایر کشور‌های دنیا در رتبه ۱۴۲ قرار دارد که نشان از پایین بودن میزان خودکشی در کشور است. اما به نظر می‌رسد اوضاعی که طی سالیان دراز به دلایل مختلف فرهنگی و مذهبی چنین شکل گرفته، همواره این گونه نمی‌ماند.

کارشناسان با نگاهی به آمار‌های اخیر خودکشی در ایران که بسیاری آن را دقیق و کامل نمی‌دانند و تنها نوک کوه یخ توصیفش می‌کنند، آن را پدیده‌ای رو به رشد دانسته و حتی مدعی‌اند ایران در میان کشور‌های اسلامی در جایگاه سوم از نظر رواج خودکشی قرار دارد.

آمار‌ها نشان می‌دهد روزانه بیش از ۱۳ نفر در ایران خودکشی می‌کنند. این در حالی است که بیشتر خودکشی‌ها در میان افراد ۱۵ تا ۳۵ ساله روی می‌دهد. طبق اعلام وزارت بهداشت، در سال ۱۳۹۷، ۱۰۰ هزار نفر خودکشی کردند. یعنی به‌طور متوسط از هر ۱۰۰ هزار تن ایرانی، ۱۲۵ نفر اقدام به خودکشی کردند و از این تعداد ۶ نفر جان خود را از دست دادند. آماری که بسیاری معتقدند در دو سال اخیر و با شیوع کرونا و افزایش تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی بسیار بیشتر هم شده است.

کاهش سن خودکشی

اما آنچه جای بسی نگرانی‌ست این است که در سال‌های اخیر در ایران سن خودکشی تا سطح دانش‌آموزان دبستانی و راهنمایی پایین آمده است. چنانچه معاون وزارت بهداشت در پاییز سال ۹۸ از خودکشی ۲۰ درصدی نوجوانان ایرانی در سال ۹۷ خبر داده و گفته بود بیشتر نوجوانانی که اقدام به خودکشی می‌کنند در سطح تحصیلات ابتدایی و راهنمایی هستند.

همچنین به تازگی محمدمهدی تندگویان، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان از افزایش خودکشی در کشور خبر داده و گفت: «آنطور که به نظر می‌رسد، خودکشی در کشور با ضریب روبه رشدی در حال افزایش است و طبق آمار منتشر شده عمده آن‌ها بین سنین ۱۵ تا ۳۵ سال رخ می‌دهد، اما امسال ما شاهد خودکشی‌های زیر ۱۵ سال هم بودیم که جای تاسف دارد».

دیروز بار دیگر خبرگزاری‌های داخلی از خودکشی یک پسر نوجوان در استان بوشهر خبر دادند. گفته شده این پسر ۱۶ ساله که در شهرستان کنگاور زندگی می‌کرد دو سال پیش، پس از زندانی شدن پدرش به اتهام قتل عمد، ترک تحصیل و در کارگاه سنگ‌بری کار می‌کرده است.

اوج‌گیریِ خودشکی در ایران؛ بیماری‌های روانی، فقر یا چی؟

دلایل افزایش آمار خودکشی

اما چرا کودکان و نوجوانان دست به خودکشی می‌زنند؟ چه دلایل روانی و اجتماعی زمینه‌ساز چنین حوادث تلخی است؟

برخی کارشناسان مشکلات اقتصادی، بیماری‌های روانی، جبر فرهنگی، مسائل سیاسی و فشار‌های اجتماعی را برخی از عوامل اصلی خودکشی در کشور می‌دانند، اما در این میان نوجوانان و جوانان به دلایل مشکلات روانی حاصل از تغییر سبک زندگی، افزایش فشار‌ها بر خانواده، کاهش فضا‌های اجتماعی برای شادی و عدم دریافت مشاوره‌های روانشناسانه بیشتر در معرض آسیب هستند و قدرت تحمل مشکلات را ندارند و دست به خودکشی می‌زنند.

به گفته معاون وزارت ورزش در ایران، «اوضاع اقتصادی کشور» و «عدم نظارت بر موضوعات اجتماعی و اخلاقی بین خانواده‌ها» از جمله دلایل خودکشی در ایران محسوب می‌شود. تندگویان می‌گوید: «خانواده‌های ایرانی از لحاظ روحی و سلامت روان مورد سنجش قرار نمی‌گیرند و بین مددکاران و روانشناسان با خانواده‌ها ارتباطی وجود ندارد.» او همچنین گفت که هر خانواده ایرانی باید پرونده سلامت روانی داشته باشد.

دکتر رضا ملک‌زاده، معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، که روز پنجشنبه در جلسه‌ای با مقام‌های بهداشتی استان اردبیل سخن می‌گفت هم با استناد به مطالعات علمی انجام شده از ابتلای ۳۰درصد مردم ایران به مشکلات روحی و روانی خبر داد.

آماری که بسیاری آن را بالا و مستعد تبعاتی، چون افزایش اقدام به خودکشی حتی در سنین پایین دانسته‌اند.

خودکشی در کجا بیشتر است؟

«هر سال ۵ درصد به آمار افرادی که در کشور خودکشی می‌کنند اضافه می‌شود. در این میان استان‌های غربی پیشتاز این آسیب اجتماعی هستند». این گفته مریم عباسی‌نژاد، مدیر برنامه پیشگیری از خودکشی دفتر سلامت روان، در شهریور ۹۸ است. این در حالی است که پژوهشگران رشته علوم اجتماعی که آمار خودکشی در ایران را طی سال‌های ۹۴ تا ۹۸ بررسی کرده‌اند، از افزایش ۶۰ درصدی و آمار سالانه ۱۵ درصدی می‌گویند. آمار‌ها نشان می‌دهد که خودکشی‌ها در گذشته بیشتر میان نوجوانان تا بزرگسالان بین سال‌های ۱۵ تا ۴۵ بوده است، اما امروز روش‌های خودکشی جدیدتر است و دامنه آن به سنین پایین‌تر، از جمله کودکان، نیز کشیده شده است.

اوج‌گیریِ خودشکی در ایران؛ بیماری‌های روانی، فقر یا چی؟

رابطه خودکشی و شاخص فلاکت

برخی از کارشناسان معتقدند، افزایش آمار خودکشی در ایران با افزایش میزان فقر ارتباط مستقیمی دارد.

کارشناسان اقتصادی جمع نرخ بیکاری و نرخ تورم را شاخص فلاکت می‌نامند. این در حالی است که در دو سال اخیر با افزایش قابل توجه این شاخص میزان خودکشی هم به وضوح بالا رفته است. کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران، در رابطه با این موضوع به برنا گفته است: «استانی مانند ایلام که بالاترین آمار خودکشی در کشور را داراست، نمونه بارز این موضوع است. یعنی اگر به صورت تخصصی بخواهیم در این زمینه پژوهش انجام دهیم به چیزی جز فقر که در این منطقه رواج دارد نخواهیم رسید. در کنار آن نیز عواملی مانند بیکاری ناشی از فقر و کاهش قدرت خرید ناشی از تورم به وجود آمده طی چندین ماه اخیر، باعث دوچندان شدن آمار‌های خودکشی شده است».

این آسیب‌شناس تصریح کرد: «تا زمانی که به فکر ریشه‌کن کردن مبحثی، چون فقر نه فقط در استان ایلام بلکه در تمامی استان‌های کشور نباشیم و کارگروه‌هایی در جهت مرتفع ساختن این موضوع، که پژوهش‌های لازم را انجام دهند، تشکیل نشود تا نتایج را در اختیار دستگاه‌های اجرایی کشور قرار دهد، کاری از پیش نخواهیم برد و فقط به افزایش چنین آمار‌هایی کمک کرده‌ایم».

افزایش آمار خودکشی‌ها در مدتی کوتاه نگرانی‌هایی را در جامعه ایجاد کرده است. در حالی که برخی کارشناسان از احتمال الگوسازی و تسری این عمل به دیگران سخن می‌گویند، برخی کارشناسان هم معتقدند باید زمینه‌های رشد این پدیده شناسایی و مهار شود.

اوج‌گیریِ خودشکی در ایران؛ بیماری‌های روانی، فقر یا چی؟

احساس تبعیض و قربانی بودن

علی‌اصغر کیهان‌نیا، روانشناس، اما با اشاره به خودکشی نوجوانان گفت: «در سنین نوجوانی بعد از بحران بلوغ، بحرانی به نام بحران هویت به وجود می‌آید که تمام نوجوانان را درگیر می‌کند و خیلی از نوجوانان میل به خودکشی پیدا می‌کنند، چون با جسم و بدن‌شان و به ویژه اندام‌شان نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. روی‌شان هم نمی‌شود سوالاتی که دراین زمینه دارند را از کسی بپرسند».

وی افزود: «اگر نوجوان در عین مواجهه با این بحران با کمبود مواجه شود و احساس کند نیاز‌های اولیه‌اش یعنی همان هرم مازلو خورد و خوراک و پوشاک تامین نمی‌شود، احساس بدی پیدا می‌کند. به ویژه اگر ببیند دیگران دارند و او ندارد. بعد از این دچار حس جدیدی به نام تبعیض می‌شود که چرا آن‌ها دارند و من ندارم؟ سپس نوجوان خود را قربانی جامعه می‌بیند و می‌گوید من قربانی هستم. مسئولین از من این را می‌خواهند، اما من ندارم. وقتی این احساس‌ها با هم همراه شود دست به خودکشی می‌زند».

کیهان‌نیا با توجه به افزایش فقر و کمبود‌ها در جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی گفت: «مسئولین باید مراقبت بیشتری داشته باشند. بچه‌ها می‌فهمند. آن‌ها وقتی اخبار را می‌شنوند و می‌بینند مدیرانی که قرار بود برای این‌ها کاری کنند دزد از کار درمی‌آیند، احساس قربانی بودن پیدا می‌کنند. مهمتر از آن‌ها والدین هستند که باید همراه بچه‌ها باشند و فقر و استیصال مالی را بزرگ نکنند. راهنمایی والدین و برنامه‌های تلویزیون می‌تواند کمک کند تا بچه‌ها به آگاهی برسند».

به نظر شما دلیل افزایش خودکشی در ایران چیست؟

آیا ۸۰درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟


برترین‌ها: طلاب چقدر درآمد دارند؟ منبع درآمد آن‌ها از کجاست؟ آیا شایعه‌ی زیر خط فقر بودنِ هشتاد درصد آن‌ها صحت دارد؟ در این گزارش به شکلی دقیق پاسخ این پرسش‌ها را پیدا می‌کنید.

محمد جواد فاضل لنکرانی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم و رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در برنامه «دستخط» شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی که روز جمعه ۳۰ خردادماه به روی آنتن رفت مدعی شد: «بیش از ۸۰ درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند».

او گفت: «وضع معیشتی طلاب قبل از انقلاب خیلی بهتر بود. یک طلبه مثل من با یک‌سوم حقوقی که ماهانه می‌گرفتیم می‌توانستیم اجاره خانه بدهیم. اما الان یک حقوقی که طلبه می‌گیرد، دو برابر را روی این حقوق بگذارد نمی‌تواند اجاره خانه خود را بدهد! وضع معیشتی ۸۰ و بلکه بیش از ۸۰ درصد طلاب از خط فقر بسیار پائین‌تر است. ۱۵-۱۰ درصدی که شغل دولتی دارند، زندگی مرفهی دارند و مردم اینها را می‌بینند و همه را به یک چوب می‌رانند.

آیا ۸۰درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟

فاضل لنکرانی مدعی است یکی از کارهایی که رایج است نماز و روزه استیجاری که مردم به بیوت مراجع می‌دهند، چقدر از اساتید را می‌شناسم که شب‌ها ۳-۲ ساعت نماز استیجاری می‌خوانند. او می‌گوید: «حالا یک ساختمانی درست می‌شود و دو صندلی هم داخل آن گذاشته می‌شود و دو نفر هم تبلیغ می‌کنند در حالی که هیچ مجلل نیست و هیچ عنوان تشریفاتی ندارد. حوزه‌های لاکچری تهمتی است که زده‌اند. آن هم که قدر متیقن است، یکی است و آن هم به قیاس سایر مدارس، ممکن است مقداری جلوتر است، ولی آن هم لاکچری نیست.»

پیش از این در سه گزارش به موضوع تامین معیشت طلاب و روحانیون پرداخته بودیم.

گزارش اول با عنوان «وابستگی تامین معیشت طلاب به بودجه دولتی» در مهر ۱۳۹۷ منتشر شده است. گزارش دوم مقاله تکمیلی است که در ادامه گزارش اول منتشر شده است. و گزارش سوم در مراد ۱۳۹۸ با عنوان «درآمد روحانیون چقدر است» منتشر شده است. در این گزارش جدید سعی می‌کنیم ببینیم «آیا ۸۰ درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟»

برای پاسخ به این پرسش باید بدانیم:

اول: خط فقر چقدر است؟

خط فقر خیلی عدد روشنی ندارد و به سادگی نمی‌توان به این پرسش پاسخ داد. اما در برخی گزارش‌های رسمی حدود آن مشخص شده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در خرداد ۱۳۹۹ یعنی یک ماه پیش، براساس داده‌های سال ۱۳۹۸ خط فقر در یک خانواده ۴ نفره در تهران را حدود ۵ میلیون و متوسط کشوری را حدود ۲ میلیون تومان اعلام کرده است:

در برخی گزارش‌های رسمی و اظهار نظرهای کارشناسان خط فقر بیش از گزارش مرکز پژوهش‌ها برآورد شده است.

دوم: طلاب به چه کسانی گفته می‌شود؟

تحصیلات حوزوی در چهار سطح تعریف شده است. طلاب دروس پایه ۱ تا ۶، سطح یک را تشکیل می‌دهند. آنها وقتی دروس پایه ۷ تا ۹ را می‌گذرانند، سطح ۲ و با ورود به درس پایه ۱۰ سطح ۳ به حساب می‌آیند. طلاب پس از پایان ۱۰ درس پایه، اصطلاحا وارد مقطع درس خارج می‌شوند. طلاب درس خارج سطح ۴ به شمار می‌آیند که عالی‌ترین سطح طلبگی است. بنابراین به دلیل نبود آمار مشخص از تعداد طلاب هر سطح و به دلیل تفکیک نشدن تعداد طلاب ۴ سطح حوزه و روحانیونی که درس خارج را تمام کرده‌اند مجبوریم در این گزارش فرض را بر کل طلاب و روحانیون که آمار آن حدود ۹۰ هزار نفر قبلا اعلام شده بگذاریم.

سوم: منابع درآمدی طلاب چیست و درآمدشان چقدر است؟

منابع درآمدی طلاب ترکیبی از شهریه‌ای است که از سوی مراجع پرداخت می‌شود، مقرری‌هایی است که در قانون بودجه برای رفاه طلاب در نظر گرفته شده و به مرکز خدمات حوزه‌های علمیه داده می‌شود. منبع سوم درآمدی طلاب هم درآمدهای حرفه‌ای و شخصی آنها است.

شهریه مراجع: گزارش رسمی از میزان شهریه مراجع وجود ندارد، اما به طور پراکنده برخی رسانه‌ها گزارش‌هایی در این باره منتشر کرده‌اند. مثلا خبرگزاری قرآنی ایکنا در ۲۳ دی ۱۳۹۷ گزارشی منتشر کرده و در آن نوشته که شهریه طلاب بستگی به تاهل و سطح آنها بین ۱۰ هزار تا ۵۶۰ هزار تومان در نوسان است.

ما نمی‌توانیم به طور مستقل این اعداد و ارقام را تایید کنیم یا بگوییم متوسط شهریه طلاب چقدر است، اما در عوض می‌دانیم که در بودجه دولتی چقدر برای معیشت و رفاه طلاب در نظر گرفته می‌شود.

کمک‌هزینه معیشت و رفاه طلاب در بودجه: اعتبارات مرکز خدمات حوزه علمیه قم در بودجه امسال ۱۱۹۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان است. از این مبلغ ۳۹۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان به «حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل» اختصاص دارد و ۷۹۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان هم برای امور مشخصی به مرکز خدمات داد می‌شود.

ریز بودجه مرکز خدمات حوزه علمیه جهت تامین معیشت طلاب در جلد اول پیوست ۴ قانون بودجه ۱۳۹۹ (صفحه ۱۶۵ و ۱۶۶) موجود است.

در این ردیف‌ها به طور مشخص برای ۸۰ هزار طلبه سالانه مبلغ ۱۳۵ هزار تومان کمک هزینه تغذیه، برای ۱۲۱،۵۳۰ طلبه سالانه ۳،۶۹۷،۶۰۰ تومان «کمک هزینه معیشتی»، برای ۱۶ هزار طلبه از کارافتاده و خانواده طلاب مرحوم سالانه ۱۵،۹۵ هزار تومان مستمری، برای ۱۵۰ هزار طلبه ۲۳۶ هزار تومان «ارائه خدمات فرهنگی، رفاهی و ورزشی» و برای ۴۱۲۵ طلبه کمک‌هزینه ۶میلیون تومانی مسکن برای ۴۱۲۵ طلبه دیگر کمک ۶ میلیون تومانی به صندوق قرض‌الحسنه در نظر گرفته شده است.

علاوه بر این طلاب اهل سنت نیز ردیف بودجه خاص در زیرمجموعه سازمان اوقاف دارند. در این ردیف‌ها هم برای ۵۰ هزار روحانی اهل سنت هم مبلغ ۱۷۱،۹۶۰ تومان برای حمایت در نظر گرفته شده است.

در سال‌های گذشته مناطق و شهرک‌های برای اسکان طلاب ساخته شده است. از جمله می‌توان به شهرک مهدیه قم اشاره کرد که در نشریه پیام حوزه در سال ۱۳۷۴ گفته شده در آن بیش از ۱۲ هزار واحد مسکونی جهت اسکان طلاب ساخته و تحویل داده شده است. علاوه بر دولت، شهرداری قم نیز بابت اسکان طلاب ردیف بودجه ای برای شهرک مهدیه که متعلق به طلاب است اختصاص می‌دهد. در سال ۱۳۹۹ شهرداری قم ۵.۵ میلیارد تومان به مسکن طلاب اختصاص داده است.

درآمدهای حرفه‌ای: طلاب خصوصا طلبه‌هایی که با مدرک دیپلم وارد حوزه علمیه می‌شوند تا پایه شش ملزم به شرکت در کلاس‌ها هستند. یعنی مثل دانشجویان و دانش آموزان هر روز صبح و عصر کلاس درس دارند که باید در آن حاضر شوند و در پایان سال ششم مدرکی معادل مدرک فوق دیپلم دریافت می‌کنند. بنابراین عملا آنها امکان اشتغال ندارند.

طلاب سطح ۳ و ۴ به دلیل اینکه الزامی به حضور در کلاس‌ها ندارند و تنها می‌توانند در امتحانات شرکت کنند، عموما علاوه بر تحصیل، به تدریس، تبلیغ و انجام فعالیت‌های فرهنگی اشتغال دارند و از حقوق و مزایای اشتغال خود بهره‌مند هستند.

آماری از تعداد طلاب و روحانیون فعال در این دستگاه‌ها در دست نیست ولی می‌توان گفت بخش قابل توجهی از طلاب در این دستگاه‌ها عضویت دارند و دریافتی آنها کمتر از سایر کارکنان دولت و نیروهای مسلح نیست.

علاوه بر این برخی طلاب نیز در ایامی از سال به عنوان مبلغ مشغول فعالیت هستند. در جدول شماره هفت بودجه امسال که بودجه دستگاه‌ها را به تفکیک برنامه مشخص کرده در مجموع نزدیک ۱۳۶ میلیارد تومان اعتبارات در ارتباط با ارسال روحانیون به عنوان مبلغ در نظر گرفته شده است.

اگر فرض کنیم سالانه ۱۰ هزار مبلغ مذهبی به سراسر کشور اعزام شوند، برای هر کدام ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان اعتبار دولتی پیش‌بینی شده است.

آیا ۸۰درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟

جمع‌بندی

به طور عمومی درآمد طلاب از سه منبع تامین می‌شود:

منبع اول، شهریه مراجع است. در برخی رسانه‌ها مبالغ پراکنده‌ای از ۱۰ هزار تومان تا ۶۰۰ هزار تومان درباره شهریه طلاب گفته شده، اما هیچ گزارش مالی مستندی از حساب و کتاب مراجع وجود ندارد.

منبع دوم، بودجه دولتی و حق بیمه و کمک‌هزینه‌های معیشتی و رفاهی است که به طور مشخص در قانون بودجه سالانه تعیین می‌شود. این بودجه طبق قانون به مرکز خدمات حوزه علمیه پرداخت می‌شود که باید میان طلاب توزیع شود. در بودجه سال ۱۳۹۹ در مجموع ۱۱۹۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برای مرکز خدمات حوزه علمیه در نظر گرفته شده است.

منبع سوم، هم درآمدهای حرفه‌ای است. طلابی که در سازمان‌های تبلیغاتی، سیاسی، مذهبی، دستگاه‌های اجرایی دولتی و نهادهای غیردولتی، سازمان‌های نظامی و… مشغول فعالیت هستند، دست‌کم درآمدی در سطح افراد عادی دارند.

اما خارج از نهادهای عمومی و دولتی باز هم شرایطی برای کسب درآمد حرفه‌ای برای طلاب وجود دارد. طلبه‌هایی که به طور تمام وقت مشغول تحصیل هستند نیز در برخی ایام سال مانند ماه رمضان یا محرم فرصت فعالیت به عنوان مبلغ را دارند. در بودجه دولتی برای شناسایی و اعزام مبلغان اعتباری معادل ۱۳۶ میلیارد تومان در نظر گرفته شده که در اختیار سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه علمیه قم قرار داده می‌شود.

از دو مورد بالا تنها در مورد دوم اطلاعات نسبتا شفافی وجود دارد که آن هم نه از طریق گزارش رسمی مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، بلکه از طریق بودجه دولتی به دست آمده است. حتی اگر مورد اول را هم قطعی بدانیم، باز هم اطلاعاتی در مورد منبع سوم درآمد طلاب، یعنی درآمدهای حرفه‌ای و شخصی آنها وجود ندارد. تا کنون هیچ تحقیق و آمارگیری در این باره انجام نشده یا اگر شده ما به آن دست پیدا نکرده‌ایم که نشان دهد متوسط درآمد طلاب و روحانیون در ایران چقدر است. به همین دلیل ادعای محمدجواد فاضل لنکرانی، مبنی بر اینکه «بیش از ۸۰ درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند» غیرقابل اثبات است.

منبع: وب‌سایت فکت‌نامه