خانه کافه هنر یزد، منحصر به فرد ترین کافه شهر یزد


شهر زیبای یزد یکی از شهرهای کویری ایران است که در مجاورت و نزدیک به مرکز کشور قرار دارد. مردم و مسئولین شهر یزد تمام تلاش خود را در طی سال ها کرده اند تا بافت باستانی و قدیمی شهر یزد را حفظ کنند. وجود محله‌های قدیمی و سنتی با کوچه پس کوچه‌های خشتی و گلی باریک، بازارها، مساجد، حمام و خانه‌های قدمی از بارزترین ویژگی شهر زیبای یزد است. شهر یزد به جای تخریب خانه های قدیمی شهر، به شکلی مصلحت آمیز بافت مدرن و قدیمی  شهر را باهم ترکیب کرده است. اگر در کوچه پس کوچه های شهر قدم بزنید کافه و رستوران های بسیاری را در گوشه گوشه شهر مشاهده خواهید کرد. کافه پلاس، کافه اردیبهشت، کافه لاویسان، کافه تاک و کافه ونیز و… از کافه های شهر یزد هستند. اما خاص ترین کافه ای که می توانید در شهر یزد پیدا کنیدکافه خانه هنر یزد”است، این کافه زیبا در همان نگاه اول شما را شیفته خود خواهد کرد.

پیشنهاد می کنیم در تور یزد حتما به این کافه سری بزنید.

شهر یزد با وسعتی در حدود ۱۱۰ کیلومتر مربع، هفتمین شهر بزرگ ایران به شمار می رود. از دیرباز همیشه شهر یزد مورد توجه گردشگران بوده است و حتی در سال های اخیر برای شناساندن تاریخ این شهر بزرگ، فیلم های کوتاه و بلند زیادی در این شهر فیلم برداری شده است. گروه های رصدی زیادی برای رصد ستارگان به کویر های شهر یزد سفر کرده و شب را در آنجا سپری می کنند. همین عوامل سبب شده است تا نوآوری و کارآفرینی در شهر یزد رونق یابد و از این فرصت ها استفاده کرده و شور و حالی دوباره به بافت باستانی شهر ببخشند.

سالیانه هزاران گردشگر از شهر های دور و نزدیک به شهر یزد می آیند و با شگفتی و لذت سرتاسر شهر را گردش می کنند. علاوه­بر گردشگران ایرانی، تورهای توریستی خارجی نیز بسیار مشتاق هستند تا از شهر یزد بازدید کنند. در ۱۶ اسفند ۱۳۸۶، بافت تاریخی شهر یزد به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید. شهر یزد با حفظ معماری باستانی و تاریخی ارزشمند خود و بافت سنتی دست نخورده‌اش مورد توجه جهانیان قرار گرفت و در نهایت در ۱۸ تیر سال ۱۳۹۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. نام شهر یزد به عنوان اولین شهر ایران و بیست و دومین اثر تاریخی کشور در فهرست میراث جهانی یونسکو به چشم می خورد.

یکی از پرطرفدارترین مکان هایی که امروزه در همه جای دنیا یافت می شود، کافه های کوچک بزرگ است. مردمان شهر یزد نیز از این قائله عقب نمانده اند و در گوشه گوشه شهر کافه و رستوران های منحصربه فرد خود را علم کرده اند. محله فهادان یکی از قدیمی ترین و اسم و رسم دارترین محل های یزد است که در مجاورت مسجد جامع یزد نیز قرار دارد. در کوچه پس کوچه های این محله قدیمی خانه لاری ها و زندان اسکندر قرار دارد و بازارخان، قنات زارچ، میدان وقت و ساعت، موزه آیینه و روشنایی، موزه وزیری، موزه آب، موزه اتومبیل ها و آتشکده زرتشیان از دیگر بناهای تاریخی شهر هستند که در فاصله کمی از محله فهادان قرار گرفته اند.

یکی منحصربه فردترین کافه های شهر یزد، کافه خانه هنر یزد است که در محله فهادان قرار دارد. این کافه زیبا در بافت باستانی و قدیمی شهر قرار گرفته است. زمانی که بر روی سنگ فرش های خیابان منتهی به این کافه منحصربه فرد قدم می زنید، انگار که در زمان سفر کرده اید. با اولین قدم در کافه هنر یزد با پرسنل حرفه آن روبرو می شوید که با رفتار گرم و صمیمی از شما دعوت می کنند که تا زمانی را در فضای دنج کافه سپری کنید. خانه کافه هنر یزد از زمان افتتاح خود به قدری شهرت یافته است که گردشگران ایرانی و خارجی زیاد مشتاق هستند تا زمان خود را در آنجا سپری کنند.

میدان امیر چخماق یکی از معروف ترین جاذبه های توریستی شهر یزد است که حدود ۷ دقیقه از خانه کافه هنر یزد فاصله دارد. علاوه­بر بازدید از معماری بی نظیر این میدان، حتما باید سری هم به بازار امیر چخماق بزنید و از صنایع دستی و سوغاتی‌های رنگارنگ آن دیدن کنید.

کافه هنر یزدمحیط زیبای کافه خانه هنر یزد

خصوصیتی که کافه هنر یزد را خاص جلوه می دهد، قدمت تاریخی ساختمان کافه است. خانه ای که کافه در آن استقرار دارد متعلق به دوره قاجار است، چهار نسل از خاندان ملک زاده در این خانه زندگی کرده­اند. خوشبختانه پس از مدتی در سال ۱۳۹۳ این خانه تاریخی بازسازی و مرمت شد و امروزه این خانه قاجاری به یکی از مکان های دیدنی، گردشگری و فرهنگی تبدیل شده است. کافه هنر یزد بر روی بام این خانه قاجاری قرار دارد و آماده پذیرایی از مهمان خود است.

زمانی که وارد خانه کافه هنر یزد می شوید، در طبقه اول فروشگاه صنایع دستی شهر یزد قرار دارد که با زیباترین صنایع دستی هنرمندان شهر آراسته شده است. شما ساعت ها در همان طبقه اول گردش خواهید کرد و می توانید با قیمت های مناسب سوغاتی و هدیه های ارزشمندی را برای دوستان و خانواده خود خریده و هم چنین از هنر دست هنرمندان یزدی حمایت کنید.

از پله ها که بالا روید وارد طبقه دوم می شوید که در آن کافه هنر یزد قرار دارد. دیوار های کاهگلی دور شما را فرا می گیرند و حال و هوای گذشته را به یاد شما می آورد. میزهای کوتاه و صندلی‌های چوبی به سبک لهستانی در سرتاسر کافه به زیبایی چیده شده اند و از سمتی دیگر موسیقی سنتی در فضای کافه جاری است که روح انسان با شنیدن آن تلطیف می یابد.

کافه هنر یزدمنو

سیاست کاری خانه کافه هنر یزد بر این اساس که خوراکی و نوشیدنی هایی که عرضه می کند با وجود تنوع کم، حتما باید کیفیت بسیار بالایی داشته باشند. دمنوش های گیاهی این کافه در کل یزد زبان زد هستند و بسیاری از افراد هر روز برای نوشیدن دمنوش و رفع خستگی از دورترین نقاط شهر به کافه هنر یزد می آیند. در منو خانه کافه هنر یزد خوراک‌هایی مانند دال عدسی، آش شولی و کشک بادمجان هم به چشم می خورد.

آدرس کافه خانه هنر یزد

آدرس: یزد، محله فهادان، حوالی زندان اسکندر، جنب مسجد چهل محراب، خانه هنر یزد

ساعت ارائه خدمات: از ساعت ۹:۳۰  تا ۲۲

شماره تلفن های در دسترس: ۰۳۵۳۶۳۰۱۷۸۱_۲

 

 

به فرد عزادار چه بگوییم؟


برترین‌ها: زمانی که می‌شنوید یکی از آشنایان یا دوستان، عزیز خود را از دست داده است، بعد از احساس ناراحتی و غم می‌دانید که باید به دیدار او بروید یا پیغام تأسف و تسلیت بفرستید. در این شرایط حتماً با خود فکر می‌کنید چگونه می‌توان پیام دلداری و همدردی را با جملات تسکین‌دهنده همراه کرد. نحوه تسلیت گفتن به بازماندگان می‌تواند در شرایط نامناسب او تأثیر داشته باشد و بتواند حس و حالش را بهتر یا حتی بدتر کند. پس بهتر است در جملات خود دقت کنیم و بدانیم به فرد عزادار چه بگوییم؟

من اینجا هستم تا به من تکیه کنی، قلب و زمان من به اندازه‌ای است که به حرف‌هایت گوش کنم.

به فرد عزادار چه بگوییم؟

سخت است بدانید فردی که به تازگی یکی از عزیزان خود را به تازگی از دست داده است، به چه چیز نیاز دارد و حتی سخت‌تر آن است که بدانید باید به او چه بگویید. بر اساس مطالعات انجام شده توسط انجمن روانشناسان آمریکا، اغلب افرادی که مرگ یکی از نزدیکان خود را تجربه می‌کنند، زمانی می‌توانند با این غم کنار بیایند که حمایت اجتماعی داشته باشند.

پس برای این افراد باید چه کار کرد؟ به گفته روانشناسان گذراندن دوره عزاداری زمان‌بر است. در زمان صحبت با فرد سوگوار هدف این است که نگرانی‌های قلبی و احساسی خود را به میزان واقعی بیان کنید تا برداشت اشتباهی صورت نگیرد. همین که این فرد بداند شما برای کمک کردن به او در کنارش هستید، نتیجه مناسبی به دست می‌آید. گفتن عباراتی مثل “من کمکت می‌کنم یا هر کاری که از دستم بر بیاید، انجام می‌دهم”، باعث می‌شود فرد عزادار احساس مثبتی داشته باشد نه اینکه تصور کند شما او را تحت کنترل گرفته‌اید.

هفته دیگر غذا می‌پزم و به شما سر می‌زنم.

با وجود آنکه گفتن عبارت ” اگر به چیزی نیاز داری، به من خبر بده” می‌تواند کمک‌کننده باشد، ولی در حقیقت این جمله فرد عزادار را متعهد می‌کند تا کاری برای انجام به شما بسپارد. به جای گفتن این جمله، خودتان یک گزینه را انتخاب کنید و به او بگویید که انجامش می‌دهید. گاهی کوچک‌ترین کمک، بیشترین ارزش و تأثیر را بر جای می‌گذارد. شستن و اتو کردن لباس‌ها یا دیگر وظایف خانه‌داری، خرید کردن مایحتاج خانه یا هر کار دیگری که ممکن است از حوصله فرد عزادار خارج باشد، می‌تواند بسیاری از برنامه‌های روزانه او را پیش ببرد. به جای آنکه به دنبال جملات مناسب برای تسکین دادن به فرد عزادار باشید، سعی کنید کار مفیدی برایش انجام دهید.

می‌دانم که قوی بودن در این زمان برای شما سخت است.

به فرد عزادار چه بگوییم؟

جمله “تو بسیار قوی هستی” را هرگز به فرد داغدار نگویید. هر چند این جمله می‌تواند دلگرم‌کننده باشد، ولی حتی ممکن است هیچ تأثیری نداشته باشد. به جای این عبارت زمانی که به دنبال جملات مناسب هستید، بگویید: ” زمانی که از درون احساس ضعف داریم، تلاش کردن برای قوی و محکم به نظر رسیدن، ما را خسته می‌کند. پایه‌های آسیب‌دیده قدرت و توان ما باید در طول زمان ترمیم شود. ” به او بگویید که قوی ماندن در این شرایط سخت است و اگر نمی‌تواند به حس و حال معمول برگردد، کاملاً طبیعی است. همین جملات، فشار وارد شده به فرد سوگوار را کاهش می‌دهد و تأثیری دارد که شاید در آن لحظه احساسش نکنید.

هیچ دلیل خوبی برای این اتفاق وجود ندارد.

تظاهر و وانمود به حال خوب برای فرد عزادار مضر است. هرگز تصور نکنید که این فرد به نیروی والا اعتقاد دارد. اگر به او بگویید که دلیلی برای مرگ وجود دارد، فرد فوت شده به مکان بهتری رفته یا خدا خواسته است که این‌گونه شود، در واقع کمکی به او نکرده‌اید. افراد معمولاً در این شرایط به دنبال تصدیق و شناختی از غم و اندوه خود هستند. زمانی که با فرد عزادار صحبت می‌کنید، تأیید کردن شرایط او باعث می‌شود احساس بهتری داشته باشد. شما نمی‌توانید عزیز از دست رفته را به زندگی برگردانید.

“هرگز دلیل متقاعد کننده‌ای وجود ندارد که ثابت کند چرا کسی که دوستش دارید، از دنیا رفته است. ” حتی گفتن این جمله هم می‌توان اندوه افراد داغدار را تسکین بخشد.

من افراد دیگری را می‌شناسم که نزدیکان خود را از دست داده‌اند و می‌دانم برای او سوگواری زیادی کرده‌اند. به همین خاطر درک می‌کنم این شرایط چه جنگ بزرگی برایت محسوب می‌شود.

به جای آنکه به این افراد بگویید اولین کسی نیستند که عزیز خود را از دست داده‌اند، از تجربه افراد دیگری که این شرایط را گذرانده‌اند، بدون قضاوت صحبت کنید. این روش به آن‌ها می‌فهماند که شما می‌دانید مبارزه و دست و پا زدن در این شرایط چقدر سخت است، ولی در عین حال می‌توان به ادامه زندگی نیز فکر کرد.

من کنار تو هستم و می‌دانم تسکین درد و رنج نیاز به زمان دارد.

شما برای آنکه نشان دهید یک همدل واقعی هستید، هرگز نباید به فرد عزادار بگویید زمان مرهم زخم‌ها است. بر اساس تحقیقات سوگواری برای مرگ نزدیکان ۵ مرحله دارد: انکار، خشم و عصبانیت، چانه زدن، افسردگی و پذیرش. این مراحل می‌تواند پشت سر هم یا هم‌زمان در فرد عزادار دیده شود و نمی‌توان زمان مشخصی را برای پایان عزاداری مشخص کرد.

زمانی که با فرد داغدار صحبت می‌کنید، بر زمان حال تمرکز داشته باشید و به آینده اشاره نکنید. برای دوره سوگواری او محدوده زمانی مشخص نکنید. سوگواری مانند زخمی است که با گذشت زمان التیام پیدا می‌کند، ولی هرگز به طور کامل درمان نمی‌شود. زمانی که در مورد تسکین و افت شرایط وخیم موجود برای فرد عزادار صحبت می‌کنید، به او اطمینان بدهید که مورد حمایت شما قرار دارد.

شرایط وخیم یکی از نزدیکان و فاصله کم او با مرگ، هیچ ارتباطی با از دست دادن عزیزی ندارد.

سعی نکنید داستان و خاطراتی از خودتان را به فرد عزادار تعریف کنید. حتی اگر تصور می‌کنید این موقعیت با شرایط مرتبط است، این کار را نکنید. هر چقدر هم که بخواهید با او همدل باشید، از دست دادن یکی از نزدیکان با همه ترسناک بودنش، برای همه یکسان نیست. اگر چه افراد عزادار در حال عبور از مسیر و مرحله سختی از زندگی هستند، ولی اگر شما کنار آن‌ها باشید، تحمل این بار ساده‌تر می‌شود.

حرفی برای گفتن ندارم.

به فرد عزادار چه بگوییم؟

گاهی زمانی که به دنبال جملات تسکین‌دهنده برای عزادار می‌گردید، نمی‌توانید عبارت مناسبی پیدا کنید. اگر بگویید حرفی برای گفتن ندارید، مشکلی به وجود نمی‌آید. کنار آمدن با مرگ هرگز ساده نیست. با وجود آنکه همه می‌دانند مرگ یک بخش جدانشدنی از چرخه زندگی است، ولی صحبت کردن در رابطه با آن برای اغلب افراد ناخوشایند است چرا که موضوع دردناکی به شمار می‌رود.

می‌توانید به سادگی به فرد داغدار بگویید “نمی‌توانید کلمات مناسب را پیدا کنید” و در این شرایط صادقانه‌ترین جملات را برای تسلیت به زبان آورده‌اید. این کلمه‌ها حقیقت است و از آنجایی که از درون قلب آمده و واقعی هستند، حس بهتری به بازماندگان منتقل می‌کند. تمرکز ما در لحظه حاضر است و حسی بیان می‌شود که در آن زمان وجود دارد و واقعی است. شما به سادگی می‌گویید که نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید یا آرزو نمی‌کنید که ای‌کاش زندگی به گونه دیگری رقم می‌خورد.

اگر حالتان بد است، ایرادی ندارد.

علم نشان می‌دهد که نباید در رابطه با حال بد داشتن، حس بدی داشته باشید. این نکته برای عزاداری و سوگواری نیز صدق می‌کند. احساس ناراحتی، غم، اندوه و خشم برای سوگواری طبیعی است و اگر به فرد عزادار هم بگویید که داشتن این احساسات منفی مشکلی به وجود نمی‌آورد، او را به میزان زیادی حمایت کرده‌اید. باید بر احساسات فرد سوگوار متمرکز باشید. او را تحت کنترل خود نگیرید و به جای آنکه به او بگویید باید چگونه احساس کند، اجازه دهید خودش باشد. حتی اگر دیدگاه به زندگی در فرد عزادار تغییر کند، به او اطمینان بدهید که بی‌دریغ حمایتش می‌کنید.

هیچ چیزی نگویید.

در آغوش گرفتن، مزایای فوق‌العاده‌ای دارد و یک ارتباط فیزیکی به وجود می‌آورد که بسیاری از افراد داغدار به آن نیاز دارند و می‌تواند آن‌ها را آرام کند. گاهی اگر چیزی نگویید، تأثیر بهتری بر جای گذاشته‌اید. اگر نمی‌دانید چه بگویید یا نگران آن هستید که گفته‌هایتان ممکن است باعث ناراحتی بیشتر فرد سوگوار شود، او را در آغوش بگیرید و شانه‌هایش را لمس کنید، قطعاً تأثیر شگفت‌انگیزی خواهید دید.

مطالعات نشان می‌دهد احساساتی مانند همدردی و عشق با لمس کردن در ارتباط هستند. گاهی شنیدن و نگفتن هیچ کلمه‌ای بهترین روش برای تعامل با افراد خواهد بود. به حرف‌ها گوش بدهید، قضاوتی نداشته باشید و نصیحت نکنید. فرد سوگوار نیاز به زمان دارد.

منبع: rd

چرا گفتن «نفس عمیق بکش» به فرد عصبانی کمکی نمی‌کند؟


ایرنا زندگی: این روز‌ها در فضای مجازی و بسیاری از پوستر‌ها می‌خوانیم که: «به هنگام عصبانیت نفس عمیق بکشید تا آرام شوید و پشیمانی به بار نیاورید.»

خیلی از ما، این مطالب را روزانه چندبار می‌خوانیم، ولی چند بار از این سخن بزرگان استفاده کردیم؟! شاید هم چند باری به کارمان آمده است و اتفاقا نتیجه‌ی مثبتی هم داده باشد، ولی آیا این نسخه برای همه قابل پیچیدن است؟!

پس قابل توجیه نیست اگر ما درمان قطعی اضطراب و عصبانیت را نفس‌های عمیق بدانیم. درمانگرا‌ها توضیح می‌دهند که چرا بعضی جمله‌ها مانند همین جمله معروف: (نفس عمیق بکش) بعضی اوقات نه تنها کار را درست نمی‌کند بلکه خراب‌تر هم می‌کند.

چرا گفتن «نفس عمیق بکش» به فردی عصبانی کمکی نمی‌کند؟

اگر در دوره‌ای از زندگی خویش عصبانیت و اضطراب … قابل کنترل را تجربه و به روانپزشک و روانکاو‌ها مراجعه کرده باشید، حتما مهم بودن مسئله‌ی نفس‌های عمیق را درک کردید. نفس عمیق باعث کم شدن فشار بر رگ‌های مغزی، کنترل میزان ضربان قلب و مرتب کردن ذهن شما می‌شود.

اگر نفس کشیدن‌های عمیق می‌تواند به ما کمک کند دلیل نمی‌شود روی همه افراد در مواقع عصبانیت و اضطراب جوابگو باشد. درمانگر‌هایی که عموما با بیماران عصبانی برخورد داشتند برای ما توضیح می‌دهند که چرا گفتن جمله‌ی نفس عمیق بکش نه تنها کمک کننده و مفید نیست بلکه افراد را عصبانی‌تر نیز می‌کند.

تسکین دهنده یا منفجر کننده

هنگامی که شخص در افکار منفی و مضطرب کننده خود غرق شده‌است، گفتن کلمه نفس بکش حتی با نیت خوب ممکن است اینطور به نظر برسد که احساسات و شخصیت او را به مسخره گرفته‌ایم.

ملیسا فیشر گلدمن یکی از روانشناسان بالینی کالیفرنیا، می‌گوید: «مردم در اکثر مواقع برخورد‌های خیلی تند و تکانه‌ای از خودشان به شخصی که می‌خواهد برای پایین آوردن عصبانیت به آن‌ها کمک کند نشان می‌دهند.

گاهی اوقات باید باور کنیم که گفتن نفس عمیق بکش به شخصی که خیلی عصبانی است جمله‌ای درست است، ولی در موقعیتی نامناسب؛ و باید حواسمان باشد که رفتار و احساسی که سرکوب می‌شود در زمان دیگری با شدت بیشتری شخص را غافل‌گیر می‌کند.

خودت را جای او بگذار

درست است که ما می‌خواهیم به آن‌ها کمک کنیم که عصبانیت خود را کاهش دهند، اما باید باور کنیم که خیلی از مواقع کنترل عصبانیت به این راحتی نیست؛ و ما سعی داریم این قضیه را مانند یک کار راحت نشان دهیم، ولی همین مسئله باعث می‌شود که او از این کار حرص بخورد چرا که مردم دوست ندارند مشکلات و احساساتشان دست کم و دم دستی به نظر برسد.

خیلی اوقات ما این جمله را با لحن و میزان صدای نامناسب می‌گوییم، پس نمی‌شود انتظار داشت کسی به آن گوش و عمل کند. احساس بعد از عصبانیت شرم است و ما با نوع به قول خودمان آرام کردن، احساس شرم را همزمان با عصبانیت به شخص تحمیل می‌کنیم که این کار باعث می‌شود او در حالت دفاع از احساسات خود قرار گیرد و رفتاری نشان دهد که ما نیز آن را دوست نداریم..

چرا گفتن «نفس عمیق بکش» به فردی عصبانی کمکی نمی‌کند؟

بین احساسات منفی مانند عصبانیت، نگرانی و اضطراب و افکاری که در سرمان می‌چرخد یک سیکل طبیعی وجود دارد که مکمل بروز احساسات منفی است و با گفتن کلمات کلیشه‌ای و سطحی که برای فرد عصبانی معنا و مفهومی ندارد ممکن است ذهن او را در این سیکل و روند افکار منفی نگه دارد و مغز اجازه بازپروری عواطف را ندهد.

حرف‌هایی که با فکر گفته نمی‌شوند باعث می‌شود شخص زمان بیشتری را با آن افکار آزار دهنده سپری کند. بهتر است حواسمان به کوچک‌ترین کلماتی هم که به افراد عصبانی می‌گوییم باشد؛ چرا که روحیه این افراد در حساس‌ترین و ضعف پذیز‌ترین نقطه ممکن قرار دارد و تصمیمات کاملا تابع احساس می‌گیرند.

نفس عمیق کشیدن از نظر فیزیولوژیکی برای بعضی‌ها مناسب نیست

انواع نفس کشیدنی که ممکن است بدن و ذهن ما را آرام کند زیاد است، ولی همه آن‌ها مناسب برای همه افراد نیست. پس نباید به کسی گفت که نفس عمیق بکش تا آرام شوی، شاید نفس عمیق کشیدن برای بدن او مناسب نباشد و در بعضی از شرایط پر اضطراب جواب برعکس می‌دهد. دکتر گلدمن اشاره می‌کند که بسیاری از افراد ترجیح می‎دهند به صورت نفس کشیدن‌های شماره‌ای این راه را امتحان کنند. اصول نفس کشیدن شماره‌ای به این صورت است که در ۳ شماره با بینی نفس بکشید و ۱ ثانیه آن را حبس کنید در ۵ شماره آن را از راه دهان به بیرون دهید یا برعکس. گلدمن می‌گوید بهتر است که شما این راه را برای اولین بار با یک درمانگر تمرین کنید. با گفتن جمله‌ی نفس عمیق بکش شما راهی را در پیش روی آن شخص قرار می‌دهید که از لحاظ تکنیکی برای او مناسب نیست.

چرا گفتن «نفس عمیق بکش» به فردی عصبانی کمکی نمی‌کند؟

ممکن است شما شخص مناسبی برای گفتن این جمله نباشید

گفتن این جمله علاوه بر لحن، میزان صدا و نوع گفتار به نسبت و نوع رابطه‌ای که با فرد دارید نیز بستگی دارد. به طور مثال در بعضی از فیلم‌ها دیده‌اید که شخصی به دوست عصبانی خود می‌گوید: «آرام باش و نفس عمیق بکش» جالب اینجاست که آن شخص به حرف دوستش گوش می‌کند و انجام می‌دهد و در نهایت حالش بهتر می‌شود.

شاید بیشتر افراد در زندگی واقعی ناظر این مکالمه با سرانجام خوش نباشند، اما دور از واقعیت هم نیست. در این موقعیت دو عامل خیلی مهم است: نسبت صمیمیت ما با آن شخص و علت عصبانیت او.

بهتر است که اگر شما علت عصبانیت آن شخص هستید این گونه جمله‌ها را خیلی آرام و با ملایمت بگویید، بدون هیچ تاکید و تکرار دوباره‌ای؛ و اگر دوست صمیمی شما عصبانی است این کار برای شما راحت‌تر است. اگر نه صمیمیت دارید و نه علت عصبانیت هستید بهتر است بگذارید که فوران آتشنشان تمام شود و بعد از خالی شدن احساسات منفی با او صحبت کنید.

منبع: huffpost