بِرند‌های دوران قبلِ چین؛ از بِلا و تولی‌پرس تا پارس و اَرج


روزنامه خراسان – علیرضا کاردار: هرکدام از ما نام برند‌ها و محصولاتی را به یاد داریم که اکنون خبری از آن‌ها نیست. یا در خبر‌ها گفته می‌شود این برند‌ها فعال هستند، ولی در عمل هیچ محصولی از آن‌ها در بازار نمی‌بینیم. تا همین چند سال پیش هم آگهی‌های تلویزیونی پر بود از نام‌های آشنایی که همه به یاد داشتیم و با تبلیغات‌شان سرگرم می‌شدیم، ولی امروزه دیگر یادی از آن‌ها نمی‌شود و در بیشتر موارد آن برند و کارخانه، عمدتا به دلیل سیاست‌های غلط خصوصی‌سازی و واردات بی‌رویه تعطیل شده است.

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

در مطلب امروز سراغ چند نام تجاری معروف رفته‌ایم تا ببینیم چه بر سرشان آمده و سرنوشت آن برند و محصولاتش چه شده است؟ از ارج بگیرید تا آزمایش و پارس‌الکتریک، تولی‌پرس و …. البته در بین برند‌هایی که در تاریخ محو شدند، نام‌هایی هم وجود دارد که گفته می‌شود خوشبختانه بعد از سال‌ها رکود و نداشتن فعالیت، دوباره تولید را از سر گرفته‌اند که امیدواریم فقط در حد خبر روی کاغذ نباشد.

از باتری قلمی تا لپ‌تاپی که تولید نشد

نام برند: پارس الکتریک

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

زمانی در خانه هر ایرانی حداقل یک محصول پارس وجود داشت. از تلویزیون‌های سیاه و سفید نقلی‌اش گرفته تا باتری‌هایی که قدیمی‌ها به آن قوه می‌گفتند! کارخانه‌های پارس توشیبا، پارس شهاب، پارس الکتریک، باتری پارس، لوازم خانگی پارس و چندین واحد صنعتی دیگر توسط محمدهاشم برخوردار از سال ۱۳۴۱ بنیان گذاری شدند تا هشت هزار نفر در این کارخانه‌ها مشغول کار شوند. این مجموعه بعدا دولتی شد و تحت نظر سازمان صنایع ملی ایران به فعالیت خود ادامه داد. پارس‌الکتریک به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های تأمین اجتماعی در سال ۱۳۷۱ به فعالیت خود ادامه داد.

از بین شرکای تجاری این شرکت تنها گروندیگ آلمان که در بین برند‌های صوتی و تصویری برند درجه سوم اروپا به شمار می‌آمد، با این شرکت همکاری‌اش را ادامه داد. گروندیگ چند سال پیش برای همیشه تعطیل شد و پارس الکتریک نتوانست این برند را خریداری و به نام خود ثبت کند از این رو برای تولید تلویزیون دست نیاز خود را به سمت کارخانه‌های کره‌ای دراز کرد تا با یکی از قدیمی‌ترین برند‌های صوتی و تصویری آسیا همکاری کند.

پارس الکتریک در حالی که می‌رفت علاوه بر تولید تلویزیون‌های ال‌سی‌دی، لپ‌تاپ ایرانی را هم وارد بازار کند، با تغییر ناگهانی مدیرعاملش مواجه شد تا مثل چند برند دیگر با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو شود. کارخانجات پارس الکتریک سال‌ها متروکه مانده بود، ولی گویا مدتی است دوباره فعالیت اش را از سر گرفته است.


شیر‌های دوقلوی خسته از واردات

نام برند: کفش بلا

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

اگر سن و سالی ازتان گذشته باشد و دوران جوانی را پشت سر گذاشته باشید، حتما شمایل دو شیر که یک آرم بلا را در بر گرفته‌اند به یاد دارید. کفش بلا، به نوعی دومین برند معروف کفش ایرانی بود، پس از کفش ملی. رقابت این دو کفش و در بازه‌ای، کفش وین، زبانزد خریداران کفش در ایران بود. کفش بلا، تولدش را وامدار خانواده عمیدحضور است. پدر و پسرانی که از کاشان به تهران کوچ و پس از مدتی با خرید یک زیرپله در بازار، فروش کیف و کفش را آغاز کردند.

همین موضوع مقدمه‌ای شد تا خشت اول بنای «بلا» را بگذارند. سیستم توزیع به تدریج کفش بلا را از تولید و تجارت ملی مبدل به یک شرکت بزرگ برای برندسازی و مارکتینگ صنعتی در ابعاد ملی کرد. تولیدات بلا کفش‌های مختلفی مثل پوتین، کفش‌های مجلسی، ورزشی و دمپایی را دربر می‌گرفت. با وقوع جنگ تحمیلی و مشکلات اقتصادی و نابه سامانی مالکان این برند، بلا در مسیر نزولی قرار گرفت. پس از مدتی به دلایل مختلف از قبیل رکود بازار، واردات کفش‌های بی‌کیفیت و ارزان خارجی و مدیریت ناموفق، بلا نیز به سرنوشت دیگر برند‌های خاطره‌انگیزی که از بین رفتند، مبتلا شد.

خط تولید این کارخانه، قطعه قطعه و به بخش خصوصی واگذار شد. مدیریت این برند اکنون در دست یک بانک است به طوری که تنها با استفاده از فروشگاه‌های بلا در کل کشور کفش‌هایی را از دیگر تولیدکنندگان عرضه می‌کند. این سرنوشت تا بیخ گوش کفش ملی هم نزدیک شد، ولی خوشبختانه به طور کامل این دیگر برند محبوب را از پا درنیاورد. بلایی که بر سر کفش وین، سومین تولیدی بزرگ دوران دور صنعت کفش ایران آمد.


قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی ایران

نام برند: ارج

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

«ارج؛ نامی که می‌شناسید و به آن اطمینان دارید» تبلیغی بود که شاید هنوز در گوش خیلی‌ها مانده باشد. ارج یک سازنده بزرگ محصولات لوازم خانگی در کشور بود. این شرکت از سال ۱۳۱۶ با هشت کارگر ساده مشغول تولید شد و با قدمتی ۷۹ ساله، قدیمی‌ترین سازنده لوازم خانگی ایران لقب گرفت. در آغاز، کار‌های آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری انجام می‌داد و همچنین صندلی‌های تاشو نیز تولید می‌کرد.

در دهه ۱۳۵۰ فعالیت اش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی از جمله یخچال، بخاری، ماشین لباس‌شویی و کولر نیز روی آورد. انتخاب نام ارج برای قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی ایران، علاوه بر این که از اول نام خانوادگی خلیل ارجمند، بنیان‌گذارش گرفته شده بود، اختصار سه واژه آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری است. کارخانه ارج با شروع نهضت صنعتی شدن شروع به تولید یخچال برقی کرد. تولید یخچال در سال ۱۳۴۱ کاملا تصادفی رخ داد.

در مسافرتی که مدیر شرکت به دانمارک کرد هدفش بازدید از کارخانه‌ای برای تولید ظرف شویی بود و به توافق نهایی هم نزدیک شده بودند، اما با بازدید از کارخانه یخچال‌سازی نظرش عوض شد و ساخت یخچال را آغاز کرد. یک سال بعد آبگرمکن برقی ۵۰ گالنی ساخته ارج به بازار آمد. تولید آن توسط ارج به توسعه بهداشت شخصی مردم و افول خزینه و حمام‌های عمومی که عامل شیوع بسیاری بیماری‌ها بود کمک شایانی کرد. طی واگذاری‌ها، این کارخانه و دارایی‌های آن که به گفته هاشمی (مدیر کل دفتر صنایع فلزی و لوازم خانگی وزارت صنعت) فقط زمین و سوله کارخانه بود، واگذار شد.

گفته می‌شود این شرکت در دهه ۷۰ با یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی هم مواجه شد. در پی مشکلات مالی، کارخانه ارج رو به سقوط گذاشت تا سرانجام در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، پس از ۷۹ سال به طوررسمی تعطیل شد. گفته می‌شود شرکت ارج بعد از واگذاری در حال مذاکره با تولیدکنندگان لوازم خانگی خارجی برای شروع مجدد تولید است.


افول گرما و سرمای ایرانی

نام برند: آزمایش

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

کارخانه آزمایش در سال ۱۳۳۷ بنا شد. هنوز هم در خانه بسیاری از ایرانی‌ها حداقل یک محصول از کارخانه آزمایش وجود دارد، محصولات کارخانه‌ای که روزگاری به واسطه تولید وسایل گرمایشی و سرمایشی و به دلیل ایرانی بودن و تولید داخل کشور، با استقبال زیادی همراه بودند. آزمایش که توسط محسن آزمایش بنیان گذاشته شد، در ابتدا کارگاهی برای ساختن صندلی، مبل و آبکاری فلزات بود. روزگاری که گازکشی‌ها در تهران و چند شهر دیگر پا گرفته بود و بخاری‌های کپسولی در بورس بودند، آزمایش نیز به سرعت مدل‌های متنوع خود را به بازار عرضه می‌کرد.

بخاری، کولر و یخچال که از عمده تولیدات آزمایش به شمار می‌رفتند در آن روز‌ها حرف اول را در هر خانه‌ای می‌زدند و فروش قابل توجهی داشتند. بسیاری از کارشناسان و فعالان صنعت لوازم خانگی بر این باورند که یکی از دلایل افول آزمایش، نبود مدیریت مناسب این شرکت بود، چرا که نه تنها آمار بلکه سرمایه این شرکت نیز گویای توانایی تولید محصولات ایرانی است. سرمایه این شرکت که در روز‌های ابتدای کارش ۳۰ میلیون ریال بود پس از ۱۰ سال به ۲۰۰ میلیون تومان افزایش یافت و روز‌های شکوفایی آزمایش رقم خورد.

هنگامی که مدیریت این شرکت، رشد و توسعه آزمایش را به چشم دید، با پیش‌بینی تولید سالانه یک میلیارد ریال، زمینی به مساحت ۱۸۵ هزار متر در کیلومتر ۱۰ جاده آبعلی، سه راه آزمایش خریداری و کارخانه‌ای دیگر بنا کرد. این بار محصولات نسبت به گذشته با تنوع بیشتری همراه بود، چندین نوع یخچال، کولر، آب‌گرمکن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز نیز در کنار محصولات قبلی افزوده شد، اما فروش دیگر مانند گذشته نبود. فعالیت‌های تولیدی شرکت تا اوایل سال ۱۳۸۰ تا حدی رونق داشت و کالا‌های جدیدی مانند یخچال سایدبای‌ساید و فریزر بدون برفک به محصولات شرکت اضافه شد، اما بازار محصولات خارجی با این برند ایرانی یار نبود و آزمایش را به تعطیلی کشاند.

در همین سال‌ها مجموعه آزمایش از طریق بورس به بخش خصوصی واگذار شد. در سال ۱۳۸۸ به دلیل بدهی‌های فراوان، تعداد کارکنان واحد مرودشت آزمایش، از ۱۴۰۰ نفر به ۱۶۰ نفر کاهش یافت و کارخانه به حالت نیمه تعطیل درآمد. اما اکنون خبری از تولید کارخانه آزمایش نیست، چرا که متاسفانه دیگر برند ایرانی آزمایش در میان تعداد زیادی از محصولات لوازم خانگی مرده است.


نشانه پاکیزگی که دیگر نیست؟

نام برند: تولی‌پرس

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

یکی از معروف‌ترین آگهی‌هایی که سال‌ها پیش در رادیو و مخصوصا تلویزیون به‌طور مداوم پخش می‌شد، مربوط به محصولات شرکت تولی‌پرس بود. شرکت تولیددارو با تأسیس واحدی با نام واحد دترجنت، پودر لباس‌شویی «دریا» را در سال ۱۳۴۳ تولید و اولین محموله از آن با عنوان «کاروان دریا» را روانه بازار کرد.

با گسترش تقاضای بازار و لزوم افزایش ظرفیت تولید و تنوع محصولات شوینده، واحد دترجنت تولیددارو، با عنوان شرکت تولی‌پرس با ظرفیت سالانه ۷۵ هزار تن انواع پودر لباس‌شویی، به ثبت رسید و در سال ۱۳۵۲ به شهر صنعتی البرز در قزوین، انتقال یافت و با تولید محصولاتی از جمله پودر لباس‌شویی دریا و تک، پودر ماشین لباس‌شویی شوما، مایع ظرف شویی جام و آبشار، مایع نرم‌کننده لباس هاله و سفیدکننده زدا، شروع به فعالیت کرد. در ابتدای دهه ۶۰ و متعاقب تقاضای بالای بازار، شرکت تولی‌پرس اقدام به افزایش ظرفیت کرد و در سال ۱۳۷۹ از سهامی خاص، به سهامی عام تبدیل شد. کارخانه تولی‌پرس از ۲۷ مرداد ۹۷ به دلیل مشکل در تهیه مواد اولیه تعطیل شد.

پس از آن کارخانه در ۱۴ مهر ۱۳۹۷ بازگشایی شده بود که در ۲۸ مهر، تعطیلی دوباره آن اعلام شد. سال گذشته خانم زرآبادی نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت درباره وضعیت شرکت تولی پرس، گفته بود: «شرکت تولی‌پرس تولیدکننده و توزیع‌کننده مواد شیمیایی، دارویی و آرایشی است که تا پایان سال مالی ۱۳۸۹ متعلق به گروه سرمایه‌گذاری البرز بوده و در سال مالی ۱۳۹۰ به بخش خصوصی واگذار شد.

در شهریور ۹۷ شرکت تولی‌پرس اعلام کرد به دلیل نداشتن مواد اولیه، کارخانه تعطیل می‌شود. پس از بازدید انجام گرفته مشخص شد مواد اولیه به میزان کافی در کارخانه موجود است و شرایط شرکت نیازی به «اورهال» ندارد، اما خطوط تولید به حال خود رها شده است. پس از دو هفته تعطیلی کارخانه، موضوع تعطیلی تولی‌پرس مجدد مطرح شد. شرکت تولی‌پرس پس از واگذاری با مشکلات بسیار روبه‌رو شد، اما به دلیل استفاده از نام تجاری این مشکلات آشکار نشد.» با توجه به وب‌سایت شرکت، تولی‌پرس هنوز فعال است و تکذیبیه تعطیلی هم در آن قرار گرفته، ولی هم سایت مشکل بارگذاری دارد و هم مثل گذشته خبری از محصولات آن در بازار نیست.


سرگذشت تلخ یک چرخه ریسندگی

نام برند: نساجی مازندران

حسرت برند‌های خاطره‌ساز

در کنار فروشگاه‌های کفش ملی، فروشگاه‌های نساجی مازندران حتی در دورافتاده‌ترین شهرستان‌های کشور نمایندگی داشت. اگرچه هنوز فروشگاه‌های کفش ملی و بلا در شهرستان‌ها زنده مانده‌اند، اما نمایندگی‌های فروش نساجی مازندران و حتی تابلوی سردر آن مغازه‌ها تقریبا از بین رفته‌اند. کارخانه نساجی قائمشهر که با نام نساجی مازندران هم شناخته می‌شود، از نخستین واحد‌های صنعتی بزرگ کشور محسوب می‌شد که کلنگ آن در سال ۱۳۰۷ به زمین زده شد و سال ۱۳۱۳ به بهره‌برداری رسید. بعد‌ها تعداد کارخانه نساجی در قائمشهر به سه واحد رسید تا چرخه ریسندگی کامل شود.

نساجی مازندران به غیر از فروشگاهی ۱۰۰ متری در قائمشهر، شعبه دیگری در کشور نداشت. نساجی مازندران از سه کارخانه تشکیل شده بود. در شماره یک واحد چیت‌سازی بود. در شماره دو منسوجات پرده‌ای، ملحفه‌ای، پیراهنی، فاستونی و… به تولید می‌رسید و کارخانه شماره سه که در سال ۱۳۵۶ از محل سرمایه شرکت و با مشارکت بانک صنعت و معدن به بهره‌برداری رسید، برای تولید نخ و منسوجات نخی و مصنوعی به کار گرفته شد. نساجی مازندران، قائمشهر را تبدیل به شهری بزرگ کرد تا به غیر از مازندرانی‌ها کارگرانی از سراسر کشور به این شهرستان هجوم آورند و به برکت وجود این کارخانه کسب روزی کنند.

گذشت زمان و تغییراتی از کاهش کشت پنبه در مازندران گرفته تا فرسودگی ماشین‌آلات و سنگینی بوروکراسی ناشی از مالکیت دولتی سبب شد تا مشکلات کارخانه‌های نساجی از سال ۷۲ با واگذاری آن به یک بانک بیرونی پیدا کند. مشکلات واحد‌های باقی‌مانده نساجی قائمشهر از دهه ۸۰ با واگذاری‌های مختلف و نسخه‌هایی که با تغییر هر دولت، وزیر و استاندار پیچیده می‌شد، به کلاف سردرگم تبدیل شد.

روند حرکت تولیدی در نساجی مازندران به گونه‌ای بود که با فرسودگی ماشین‌آلات، بخش‌های مختلف این سه کارخانه تعطیل شد. هرچند سال گذشته خبر‌هایی منتشر شد مبنی بر حمایت‌های دولتی و نهاد‌ها از این کارخانه‌ها تا دوباره به روز‌های اوج‌شان بازگردند و مدیر عامل نساجی هم در مصاحبه با ایرنا خبر از روغن‌کاری چرخ‌های این کارخانه داد، ولی با مراجعه به وب‌سایت شرکت متوجه می‌شویم که از زمستان سال گذشته هنوز به‌روز نشده و خبری از محصولاتش در بازار نیست.

حس‌خوبِ خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین


وب‌سایت چیدانه – طلوع حقیقت: شاید این یک قانون و یا بهتر است بگوییم باور مشترک است که روح و حس و حال همه افراد در خانه هایشان به جا می‌ماند. حتی اگر تمامی وسایل به کلی تغییر کنند و یا خانه به طور کامل زیر و رو شود، همیشه سلیقه و روحیات افراد خانواده در جای جای خانه احساس می‌شود و به آن روح می‌بخشد. شاید به همین دلیل هم باشد که خانه هر کسی محل امن دوست داشتنی او به حساب می‌آید. در این مطلب به سراغ خانواده‌ای رفته ایم تا داستان دکوراسیون خانه ۹۰ متری این خانواده کوچک، اما خوش حس و حال را از زبان خودشان بشنویم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

خانه سحر و امیرحسین در یک نگاه:

تعداد افراد ساکن: ۳ نفر

شغل صاحب خانه: شغل آزاد و مدیریت شهر کتاب

موقعیت: تهران، محله سهروردی

متراژ فضا: ۹۵ متر

طبقه: سوم

ملک: شخصی

تعداد سرویس بهداشتی: یک عدد

سبک دکوراسیون: کلاسیک

رنگ‌های غالب: سبز، بنفش و…

طراح: خانم و آقای خانه

مدت زمان که طراحی داخلی و بازسازی: یک ماه

هزینه تقریبی بازسازی منزل: ۱۵ میلیون ۵ سال پیش

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

داستان دکوراسیون خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین

دکوراسیون خانه خود را در ۵ کلمه توصیف کنید.

ساده، راحت، کاربردی، پر از رنگ و پر از نور

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

دلیل انتخاب این خانه برای شما چیست؟ چه مدت برای پیدا کردنش زمان سپری شد؟

دلیل انتخاب این خانه پنجره‌ها و نورگیری فضایش بود. علاوه بر این، خانه ما از دسترسی خوب محلی نیز برخوردار بود و همه این‌ها باعث شد که آن را به عنوان خانه رویاهایمان انتخاب کنیم. حدود سه هفته نیز طول کشید تا توانستیم این خانه را پیدا کنیم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

داستان دکوراسیون و بازسازی خانه خود را تعریف کنید.

داستان بازسازی منزل و دکوراسیون خانه ۹۰ متری از این قرار بود که وقتی وارد این خانه شدیم با یک آشپزخانه پانزده متری و یک راهروی باریک مواجه شدیم. فضای خانه تقریبا تاریک و دلگیر بود و به همین دلیل هم به همسرم گفتم که اگر بخواهیم به این خانه بیاییم باید خودمان دستی به سر و رویش بکشیم و تغییراتی در آن ایجاد کنیم. به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم که این آشپزخانه را از وسط خانه برداریم! خودمان کلنگ زدیم و خودمان کندیم و خودمان هم ساختیم… باید بگویم که تجربه سخت، ولی لذت بخشی بود.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

رنگ و سبک دکوراسیون خانه ۹۰ متری

چرا این رنگ و سبک را برای چیدمان انتخاب کرده اید؟

این سبک چیدمان را انتخاب کردم، چون دوست دارم منزلم پر از رنگ و نور باشد. متاسفانه معمولا در خانه‌های ایرانی کمتر از رنگ‌های پر از روح استفاده می‌شود و بیشتر رنگ‌های غالب، کرم یا قهوه‌ای هستند. ما ترکیب چوب و رنگ‌ها را خیلی می‌پسندیم و به همین دلیل هم سعی کردیم که در خانه مان از این ترکیب زیبا و سرشار از حس خوب استفاده کنیم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

داشتن چه فضا یا وسیله‌ای در خانه تان اهمیت زیادی داشت؟

وجود کتابخانه برای ما خیلی مهم است، به نظرم باید یک دیوار را به کتابخانه اختصاص بدهیم، اما متاسفانه هنوز میسر نشده است، ولی به زودی حتما یک کتابخانه مهمان گوشه‌ای از این فضا خواهد شد.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

چالش دکوراسیون خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین

بزرگترین چالش یا دردسر در زمان طراحی داخلی منزل شما چه بوده است؟

بزرگترین چالش ما در دکوراسیون خانه ۹۰ متری مان، باز هم جا به جایی آشپزخانه بود، چرا که تمام لوله کشی‌ها باید تغییر مسیر می‌داد و این کار برایمان خیلی سخت بود.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

با اختلاف سلیقه بین اعضای خانواده چه می‌کنید؟

خدا را شکر که اختلاف سلیقه نداریم، چون با هم حرف می‌زنیم، نظرات یکدیگر را می‌پرسیم و در نهایت هم نتیجه گیری می‌کنیم.

برای آنکه با مشکل کمبود فضا کنار بیایید، از چه روشی استفاده کرده اید؟

برای حل مشکل کمبود فضا سعی کردیم وسیله‌هایی اضافی و بزرگ خریداری نکنیم. تنها چیزی که می‌توانم به آن اشاره کنم تاب ریلکسی است که برای دخترم تهیه کردیم تا این روز‌های سخت کرونایی را راحت‌تر بگذراند.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

وسایل موجود در دکوراسیون خانه ۹۰ متری

وسیله مورد علاقه تان در خانه چیست؟

وسیله مورد علاقه من گلدان‌های خانه هستند که وقتم را بیشتر مواقع با آن‌ها سپری می‌کنم و وسیله مورد علاقه همسرم هم به نظرم کاناپه رو به روی تلویزیون است.

کدام فضا یا وسیله را کمتر از باقی قسمت‌ها دوست دارید؟

من تمام فضا‌های خانه را تک به تک و با تمام کم و کاستی هایش دوست دارم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

آیا وسیله خاطره انگیز و یادگاری را در دکوراسیون خانه استفاده کرده اید؟

از چرخ خیاطی مادر همسرم برای دکور و کار استفاده کردم و به نظرم بهترین قسمت خانه همان جاست که پر از حس نوستالژی و خاطره‌های قشنگ شده است.

آخرین وسیله‌ای که برای خانه خریده اید، چیست و آن را از کجا تهیه کردید؟

آخرین وسیله‌ای که برای خانه خریدم یک جاکلیدی با خانه‌های رنگارنگ و کوچک است که کار یک دختر خوش سلیقه بوده است.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

آیا وسیله‌ای در خانه وجود دارد که خودتان آن را ساخته باشید؟ از چه متریالی برای ساختش استفاده کرده اید؟

باید بگویم که وسیله‌ای را خودمان نساختیم، اما چند وسیله را خودمان رنگ کردیم و حس خیلی بهتری از آن‌ها گرفتیم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

کدام تغییر دکوراسیون منزل خود را بیشتر دوست دارید یا فکر می‌کنید به چه تغییراتی نیاز دارد؟

اینکه منزلمان با کمک جا به جایی آشپزخانه پر از نور و فضا شد بهترین قسمت تغییراتمان بود و حالا هم فکر می‌کنم که کتابخانه را می‌توانم در کجا قرار دهم؟

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

تجربه طراحی دکوراسیون خانه ۹۰ متری سحر و امیرحسین

با تجربه‌هایی که به دست آورده اید، توصیه شما به مخاطبان چیست؟

بیشترین و بهترین توصیه ام به مخاطبان این است که حتما فضایی که انتخاب می‌کنند نورگیر باشد و پنجره داشته باشد. علاوه بر این توصیه می‌کنم که وسایل خود را متناسب با ابعاد فضای خانه شان انتخاب و خریداری نمایند.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

بیشتر وقت خود را در کدام فضا سپری می‌کنید؟

بیشتر وقت من در آشپزخانه سپری می‌شود و بعد از آن روی تاب که مشغول کتاب خواندن می‌شوم.

بهترین فضا برای استراحت شما در خانه کجاست؟

بهترین فضا برای استراحت هم برای من پشت کانتر آشپزخانه است، آن هم در زمان‌هایی که کاری ندارم و می‌توانم با خیال راحت یک فنجان چای بنوشم.

دکوراسیون خانه ۹۰ متری، حس خوب منزل سحر و امیرحسین

لوازم و وسایل دکوراسیون نشیمن:

مبلمان: از یافت آباد، حدودا ۱۰ میلیون تومان

میز تلویزیون: حدود ۷۰۰ هزار تومان

میز جلو مبلی: حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان

لوستر: یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان

کنسول: حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل


روزنامه شهروند – پولاد امین: سال گذشته وقتی جنبش «می‌تو» در هالیوود زلزله‌ای به قدرت ٩ ریشتر بر پا کرده بود و ستارگان تابناک دنیای سینما و موسیقی تجربه‌های آزار و تجاوز‌های دوران کاری‌شان را روایت می‌کردند، کمتر کسی تصور می‌کرد این موج تنها یک‌سال بعد در ایران نیز سونامی خواهد شد و دنیای هنر ما را هم ویران خواهد کرد.

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

اما این اتفاق افتاده و با وجود محدودیت‌هایی که فرهنگ و عرف پرده‌پوش ما بر زنان تحمیل می‌کند، این روز‌ها در فضای مجازی شاهد پست‌ها و توییت‌های زنان و دختران بسیاری هستیم که از تجربیات تلخ خود نوشته‌اند و سوء‌استفاده‌ها و آزار‌هایی را که در طول زندگی‌شان دیده‌اند، برملا کرده‌اند. داستان‌هایی دردناک که حداقل دستاوردشان می‌تواند دستگیری کسی باشد که اتهامات زیادی از سوی دانشجویان هنر به او وارد آمد و در همان روز‌های اول ماجرا هم دستگیر شد.

این داستان می‌توانست یک جریان اجتماعی بی‌ارتباط با هنر و دنیای ستارگان و سلبریتی‌های نه‌چندان پرشمار این وادی باشد؛ اما وقتی سیل توییت‌هایی که در آغاز قربانیان صاحب‌نامی نداشت و افشاگران هم بیشتر ترجیح می‌دادند با نام ناشناس روایت خود را بیان کنند، به سمت چند چهره سرشناس وادی هنر تغییر مسیر داد و عده‌ای از بزرگان هنر ایران با اتهاماتی باورنکردنی مواجه شدند.

زلزله بزرگی که در فضای هنر و سینما ایجاد شده، از توییت یکی از خبرنگاران عرصه هنر‌های تجسمی آغاز شد. این خبرنگار با روایت داستانی که ادعا می‌کرد، ١٤‌سال پیش به وقوع پیوسته. نام یکی از بزرگان نقاشی ایران را هم وسط کشید و او را به آزار جنسی متهم کرد.

این متهم، نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم و تصویرگر کتاب بود که اتهاماتی که به او وارد آمد، ابعاد افشاگری‌های ادعایی را بسیار فراتر برد. این نقاش و گرافیست برجسته البته در آغاز واکنشی به این اتهام نشان نداد، اما بعد از اینکه در همان ساعات اول ابعاد ماجرا از حد تصور فراتر رفت و علاوه بر واکنش گسترده کاربران فضای مجازی به این ادعا، تعداد قابل توجهی از کاربران بی‌نام هم که خود را شاگردان او می‌خواندند، شروع به انتشار تجربیات مشابهی کردند، مجبور به پاسخگویی شد: ابتدا یکی از اهالی رسانه به نقل از اعضای خانواده او عنوان کرد که او کلیه اتهامات جنسی را که علیه او مطرح شده، شدیدا تکذیب می‌کند و بعد از ساعاتی هم یک خبرنگار هنری ادعا کرد که این هنرمند با ارسال ایمیل‌هایی به برخی دبیران خبرگزاری‌ها خواستار انتشار بیانیه‌اش در تکذیب کلیه اتهامات تجاوز و آزار جنسی شده است.

سیل هنری

بعدتر در فاصله کوتاهی نام هنرمندان دیگری نیز به فهرست متهمان افزوده شد، که در این میان می‌توان به یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلمسازان این سرزمین در مجامع بین‌المللی، یکی از سینماگران پر حاشیه سال‌های اخیر، دو تن از بزرگترین ستارگان سینمای ایران و حتی چند مجری تلویزیون و خواننده و موزیسین اشاره کرد که داستان‌هایی درباره‌شان منتشر شد.

دفاع متهمان

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

مهم اینکه تاکنون تقریبا هیچ‌کدام از این چهره‌ها عکس‌العملی به اتهامات وارده نشان نداده‌اند. البته یکی از متهمین در ویدیویی که منتشر کرده، ضمن اشاره به اینکه این اتهام‌ها بر اعتبارش اثر می‌گذارد و او کاری از دستش برنمی‌آید، تمام اتهامات را «شایعه» خوانده و گفته آن‌ها را «قویا» رد می‌کند. آ. الف، اما با بیانیه‌ای مفصل‌تر به پاسخگویی درباره این ماجرا پرداخته و اتهامات واردشده را کذب نامیده است.

او در این پیام اینستاگرامی آورده: «در روز‌های اخیر اتهامات کذبی علیه من مطرح و پخش شده است. صراحتا این اتهامات و عناوین نادرستی که بی‌پروا به من نسبت داده شده، رد می‌کنم. اخیرا خانمی ادعایی مربوط به ۱۴‌سال پیش را مطرح کرده‌اند. من قطعا خودم را انسان کاملی نمی‌دانم، اما این ادعای ناروا را قویا رد می‌کنم. در زندگی شخصی و اجتماعی‌ام هرگز خواسته‌ای به کسی تحمیل نکرده‌ام، چون جزئی از رفتار و روشم نبوده است.

باید تأکید کنم که هر نوع تحمیل جنسی را اکیدا محکوم می‌کنم، مخصوصا در دورانی که انسان معاصر و به‌ویژه زنان با امید و سرسختی به جست‌وجوی معنای خود، برخاسته است. از این جنبش ضروری زنان معاصر بی‌دریغ حمایت می‌کنم، و به خواسته‌های آن‌ها احترام می‌گذارم. اما ادعا‌های بی‌پایه و بی‌اساس، زمینه سوءاستفاده از جنبش‌های برحق را فراهم می‌کنند و عدالت‌خواهی را برای زنانی که قربانی تعرض هستند، با چالش مواجه خواهند کرد».

به گزارش انصاف‌نیوز احمد کیارستمی فرزند عباس کیارستمی نیز با انتشار متن ایمیلی که مانیا اکبری یک‌ماه پیش از مرگ عباس کیارستمی به او فرستاده؛ می‌نویسد که «این تنها یکی از ده‌ها ایمیل دوستانه‌ای ا‌ست که او در طول سال‌ها برای کیارستمی فرستاده است. اینکه در این فاصله چهارساله چه اتفاقی افتاده که موضع خانم فیلمساز دچار تغییر ۱۸۰ درجه‌ای شده و بر ما پوشیده است، اما اظهارات ضد و نقیص او چیز جدیدی نیست».

عکس‌العمل مخاطبان

حالا درشرایطی که بسیاری از ادعا‌ها راستی‌آزمایی نشده، نظرات مختلفی درباره این کمپین ابراز شده است. عکس‌العمل‌های گسترده‌ای که در فضای مجازی در مورد این اتهامات شاهدیم، حاوی دو جهت اصلی است؛ عده‌ای با همدلی با قربانیان این ماجرا مصرانه خواهان مجازات نام‌هایی هستند و حتی پیشنهاد می‌دهند درصورتی که به دلیل کمبود مدارک و شواهد قانون موفق به مجازات متهمان نشود، کاربران فضای مجازی باید با بایکوت صفحات و البته آثار هنرمندانی که متهم شده‌اند، آن‌ها را مجازات کنند.

عده زیادی نیز در این میان هستند که عقیده دارند این اتهاماتی که به شماری از هنرمندان وارد آمده، یک جریان اصیل و صادقانه نبوده و باید اهدافی را که پس و پشت شماری از این پست‌ها و توییت‌ها وجود دارد، درک کرد و بعد به ماجرا عکس‌العمل نشان داد. به باور این عده، اینکه اغلب کسانی که مورد اتهام قرار گرفته‌اند، چهره‌های هنری منتسب به جریان روشنفکری هستند، خود به خود می‌تواند تا حد زیادی ریشه ماجرا‌ها را روشن کند.

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

در حقیقت این عده موج افشاگری‌های موجود علیه چهره‌های روشنفکری را بخشی از یک پروژه مهم در بدنام‌کردن شماری از هنرمندان منتقد می‌دانند- و به‌خصوص در مورد فیلمسازی، چون ج. پ معتقدند که این اتهامات شبیه نوعی تسویه‌حساب شخصی و سیاسی است.

برای همین هم هست که ذیل هشتگ نام این سینماگر بیش از اینکه توییت‌هایی درباره اتهامات بالا بیاید، مدام با توییت‌ها و پست‌هایی مواجه می‌شویم که خواهان روشن‌شدن موضوع هستند: «داستان دیگه داره به دروغ و تسویه‌حسابای سیاسی می‌رسه. اصلا و تحت هیچ شرایطی نمی‌تونم این داستانو راجع به آن فیلمساز باور کنم»، یا: «داستانی که روایت شده، اصلا با شخصیت او جور درنمیاد. اصلا شخصیت طرف هیچی، روایت تعریف‌شده بیشتر به داستان‌های ضعیف اروتیک میمونه تا یک افشاگری! چند تا گاف هم توی داستان وجود داره که بامزه‌س. این‌طوری روایت افرادی که واقعا مورد آزار قرار گرفتن، بی‌اعتبار میشه».

در این بین البته داستان‌های دیگر هم با تردید‌ها و پرسش‌هایی مواجه شده‌اند؛ ازجمله داستان‌هایی که درباره دو تن از ستارگان محبوب سینما روایت شده؛ که حتی از سوی تندروترین کاربرانی هم که خواهان شدیدترین برخورد‌ها با متهمان هستند، جدی گرفته نشده‌اند. در کل؛ اگر هم ثابت نشود که اهداف این ادعا‌ها همگی ریشه در جایی دیگر، سوای عدالت‌خواهی و افشاگری صادقانه دارد؛ اما همین که اتهام‌زنندگان در سایه و تاریکی هنرمندانی را که زیر نور پروژکتور‌ها ایستاده‌اند، مورد هدف قرار می‌دهند، جایگاه نمادین این دو طیف را به خوبی به معرض نمایش می‌گذارد. انگار عده‌ای سیبل شده‌اند تا شماری دیگر خود را نشان دهند و خود زیر همان پروژکتور‌ها بیایند.

فرجام ماجرا

در هالیوود پرونده آزار‌ها درنهایت با حکم ۲۳‌سال زندان برای تهیه‌کننده مقتدر، هاروی وینستاین به فرجام رسید و البته عده پرشماری نیز با بایکوت مواجه شدند. نمونه مشخص وودی آلن است که نه‌تن‌ها فیلم آخرش اکران نشد، بلکه حتی ناشر کتاب زندگینامه‌اش هم از توزیع کتاب خودداری کرد. کوین اسپیسی نیز با بایکوت و شکست فیلم‌های آخرش مواجه شد- با اینکه درنهایت اعلام شد اتهامی که به او بسته شده بود، پایه و اساس نداشته و اهداف و اغراض دیگری پشت آن‌ها بوده است.

کمپین این‌جایی «می‌تو»، اما یک تفاوت عمده با کمپین مادرش دارد: در افشاگری‌های هالیوود بیشتر کسانی که ادعا می‌کردند مورد آزار قرار گرفته‌اند، چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند گوئینت پالترو، آنجلینا جولی، اوما تورمن، آسیا آرجنتو و بی‌شمار بازیگر و ستاره دیگر بودند که اتهاماتی به هاروی واینستاین، تهیه‌کننده بزرگ هالیوود وارد آوردند و بعد هم تجربیات خود را از سینماگرانی دیگر، چون وودی آلن، کوین اسپیسی و هریسون فورد منتشر کردند. اما در «می‌تو»‌ی وطنی اغلب کسانی که به چهره‌های نامدار اتهام می‌زنند، اکانت‌های ناشناسی هستند که همین هم هست که شائبه‌هایی را در مورد اهداف این حرکت ایجاد کرده است.

اولین پس‌لرزه

«می‌تو» به فارسی؛ گاهی یک اکانت و کمی تخیل

در شرایطی که خبرنگاران نزدیک به آ. الف از شکایت رسمی او از سه روزنامه نگار، یک شبکه تلویزیونی خارج از ایران، دو خبرگزاری رسمی داخلی و دو روزنامه خبر می‌دهند؛ در چند روز اخیر رسانه‌ها خبر از حذف نقاشی او از چاپ جدید شازده احتجاب هوشنگ گلشیری داده‌اند.

حالا بعد از حاشیه‌هایی که درباره او مطرح شده، در تصویری که باربد گلشیری از چاپ سال ۹۹ شازده احتجاب منتشر کرده، نقاشی از روی جلد حذف شده است. باربد گلشیری، فرزند هوشنگ گلشیری، در صفحه توئیتر خود در پاسخ به سوالاتی در مورد انتشار با سانسور کتاب پدرش گفته که هیچ اثری از گلشیری تا امروز با سانسور منتشر نشده و نخواهد شد و تنها چیزی که در این چاپ تغییر کرده، طرح جلد کتاب است.

خرید گوشی برای کودکان به‌بهانه کلاس آنلاین


روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: این روز‌ها دیگر اغلب کودکان از سنین پیش از دبستان، گوشی تلفن والدین را به دست می‌گیرند و با آن سرگرم می‌شوند. طبق نظر متخصصان اگر زمان استفاده از این صفحات نمایشی محدود باشد و محتوا تحت نظارت والدین انتخاب شود، این کار موردی ندارد. با توجه به حضور روزمره گوشی در زندگی کودکان و به ویژه بحث مدارس اینترنتی، اما برخی از والدین این روز‌ها به فکر تهیه گوشی هوشمند اختصاصی برای فرزندشان در سنین دبستان افتاده‌اند.

خرید گوشی و تبلت اختصاصی برای کودکان ممنوع!

تهیه این گوشی اختصاصی گاهی خرید گوشی جدید است و گاهی هم بخشیدن گوشی قدیمی یکی از والدین به کودک. این در حالی است که قریب به اتفاق روان‌شناسان معتقدند، تهیه گوشی اختصاصی، حداقل باید تا ابتدای نوجوانی یعنی ۱۲، ۱۳ سالگی به تعویق بیفتد. حتی برخی توصیه می‌کنند اگر ضرورتی وجود ندارد، والدین تا ۱۶ سالگی فرزندشان برای تهیه گوشی اختصاصی صبر کنند. اما به‌رغم این توصیه‌ها، باز هم برخی والدین با استدلال‌هایی در فکر تهیه گوشی اختصاصی در سنین پایین‌تر هستند. در این مطلب به برخی از این استدلال‌ها نگاهی انداخته‌ایم تا ببینیم چرا این استدلال‌ها قانع‌کننده نیستند.

دیر دادن گوشی به بچه می‌تواند باعث شود عطش او بیش از حد زیاد شود| این که شما برای فرزندتان گوشی اختصاصی تهیه نکنید به معنای آن نیست که فرزندتان به هیچ عنوان از فناوری استفاده نکند. پس این تصور که اگر فرزندم گوشی اختصاصی نداشته باشد، از بقیه عقب می‌ماند و برایش مشکل ایجاد می‌شود، تصور نادرستی است. شما می‌توانید از دو سالگی زمان محدودی در روز، به فرزندتان اجازه دهید تا از گوشی شما یا تبلت یا دیگر صفحات نمایشی استفاده کند. نکته مهم این است که وقتی فرزند شما از وسیله‌ای مشترک با بقیه، استفاده می‌کند، مدیریت زمان و نحوه استفاده از آن بسیار راحت‌تر است و این مزیت بسیار مهمی در سنین پیش از دبستان و دبستان است.

بیشتر دوستان فرزندم گوشی دارند و در فامیل هم به ما می‌گویند که چرا برای فرزندمان گوشی تهیه نمی‌کنیم| همه می‌دانیم که درست یا غلط بودن یک انتخاب به تعداد افرادی که گزینه‌ای را انتخاب می‌کنند، ربط ندارد، اما به وقت عمل که می‌رسد گاهی خودمان تحت فشار اجتماعی ممکن است تصمیم‌هایی را بگیریم که به نظرمان خیلی هم درست نیستند.

اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار گرفته‌اید، این نکته را به خودتان یادآوری کنید: همه ما دوست داریم فرزندانمان توان نه گفتن به درخواست‌های نادرست را داشته باشند و تحت فشار اجتماعی و بدون رضایت قلبی دست به کاری نزنند. پس نوبت بعد که احساس کردید استدلال‌هایی از این قبیل که «چون بقیه انجام داده‌اند، من هم باید بکنم»، سراغ شما آمد، لحظه‌ای تامل کنید. اگر درباره درست بودن آن گزینه تردید دارید، در برابر آن مقاومت کنید و بدانید که همین انتخاب‌های شما در لحظات حساس است که شما را به الگویی مناسب برای فرزندتان تبدیل خواهد کرد.

خرید گوشی و تبلت اختصاصی برای کودکان ممنوع!

با توجه به وضعیت مدارس و نیاز به آموزش اینترنتی، بهترین کار تهیه گوشی جدا ست| با توجه به تجربه سال تحصیلی گذشته، برخی والدین می‌گویند با خرید یک گوشی مستقل، فرزند ما در سال تحصیلی جدید و در صورت غیرحضوری شدن مدارس با خیال راحت می‌تواند به کار‌های مدرسه برسد. این استدلال از سویی درست است، اما برخی مخاطرات خرید گوشی اختصاصی برای کودکان در این موقعیت دیده نشده است.

مطالعات متعدد در کشور‌های مختلف نشان داده است، داشتن گوشی اختصاصی می‌تواند باعث افزایش حواس‌پرتی دانش‌آموزان و افت تحصیلی آن‌ها شود. شاید بپرسید پس راه‌حل چیست؟ در سنین پایین استفاده از وسایل الکترونیک هوشمند اشتراکی و در اختیارکودک گذاشتن به صورت محدود، بهترین گزینه است.

کودکان تا پیش از سنین نوجوانی و حتی در ابتدای دوره نوجوانی، اگر قرار باشد وسایل الکترونیک هوشمند ۲۴ ساعته در اختیارشان باشد، اغلب بیش از منفعت، از آن آسیب خواهند دید. پس یا برای در اختیار گذاشتن گوشی خود به فرزندتان برای کار‌های مدرسه‌ای برنامه‌ریزی کنید یا در صورت ضرورت، به خرید وسیله‌ای جدید مانند تبلت برای کل خانواده فکر کنید. مالک این وسیله جدید والدین خواهند بود و کودک تنها با اجازه و اطلاع آن‌ها می‌تواند به شکلی محدود از آن استفاده کند و حق نصب برنامه بدون اطلاع والدین را نخواهد داشت.

فرزندمان دایم از ما طلب گوشی می‌کند؛ تهیه یک گوشی اختصاصی، تنش را کم می‌کند| اگر فرزندتان دایم در پی گرفتن گوشی از شماست، یعنی همین الان و پیش از تهیه گوشی اختصاصی برای او، مشکلی وجود دارد که باید به آن رسیدگی شود. طبق نظر همه متخصصان، کودکان باید به شکلی محدود پای صفحات نمایشی بنشینند و از آن‌ها استفاده کنند.

اگر فرزند شما دایم بهانه‌گیری می‌کند یا به وقت نه شنیدن از شما، بدرفتاری می‌کند، یعنی هنوز فرزندتان با محدودیت‌هایی که به نفع خودش است، کنار نیامده است. در این شرایط بدترین انتخاب، خرید گوشی اختصاصی است. چرا که در این صورت دامنه اختیارات شما در محدودسازی زمان استفاده او از گوشی، کمتر خواهد شد و این به معنای استفاده بیشتر فرزندتان و آسیب دیدن بیشتر اوست. پس برای جلوگیری از بروز مخاطرات بیشتر، تهیه گوشی اختصاصی را برای او به تعویق بیندازید و در این فاصله حتما به فکر به اجرا گذاشتن برنامه مشخص و شفافی در استفاده از گوشی برای فرزندتان باشید.

خرید گوشی و تبلت اختصاصی برای کودکان ممنوع!

فرزندم تک‌فرزند است و حوصله‌اش خیلی سر می‌رود، بازی کردن با گوشی کمک می‌کند خوش‌رفتارتر باشد

موقعیت خانواده‌های تک‌فرزند در روز‌های کرونایی، بسیار دشوار است. اما یادتان باشد سرگرم شدن نامحدود با گوشی، عوارضی جدی برای فرزند شما دارد. استفاده از گوشی را در صورتی که فرزندتان بیش از دو سال دارد می‌توانید در برنامه روزانه او به صورتی محدود قرار دهید، اما توجه داشته باشید فرزند شما باید با هماهنگی و نظارت شما از آن استفاده کند.

برای حوصله سر رفتن و بهانه‌گیری هم بهتر است با برنامه‌ریزی گزینه‌های دیگری را که می‌توانند در دسترس او باشند، افزایش دهید؛ مواردی، چون خمیربازی، سفال، آشپزی و باغبانی با همراهی فردی بزرگ‌تر یا فعالیت‌های هنری به شرط آن که به صورت متناوب به کودک پیشنهاد شوند، معمولا مورد استقبال خوبی قرار می‌گیرند.

روزی که تهران بدون جنگ تسلیم شد


روزنامه همشهری – فرزانه ابراهیم‌زاده: تهران سحر سوم شهریور۱۳۲۰ که آن طیاره‌های غریبه برسرش کاغذ‌هایی ریختند که رویش نوشته بود ما ایران را اشغال خواهیم کرد، از خواب پرید؛ این آغاز کابوسی بود که ۵ سال طول کشید.

با وجود تهدید‌هایی که مدتی بود از رادیو برلین و رادیو فارسی‌زبان متفقین شنیده می‌شد، اما کسی باور نمی‌کرد که از میان کشور‌های درگیر جنگ هیچ کدامشان سراغی از ایران بگیرند؛ چه برسد به اینکه به طرف تهران بیایند و شهری را اشغال کنند که ۴۰۰سال می‌شد که هیچ بیگانه‌ای مرزهایش را باز نکرده بود. اما تهران مانند ایران در کمتر از ۳ روز تسلیم شد.

تهران بدون جنگ تسلیم شد

تهران سوم شهریور۱۳۲۰ هنوز از خواب بیدار نشده بود که سلیمان‌خان بهبودی سراسیمه با تلفن آقای جم از خواب بیدار شده پشت در اتاق خواب تمام خاتم رضاشاه در کاخ شهوند رفت و با ترس دق‌الباب کرد. کسی جز او جرأت چنین کار و بردن چنین خبری را نداشت. حتی آقای‌جم نخست‌وزیر هم که خبر را از سفرای شوروی و انگلستان شنیده بود جرأت نداشت راهی کاخ سعدآباد شود تا به پهلوی بگوید که نیرو‌های متفق تهدیدشان را عملی کرده و از شمال و شمال غرب و جنوب وارد خاک مملکت شده‌اند و راهی جز ترک مخاصمه نیست.

رضاشاه آن قدر به ارتش قدرتمندی که طی ۱۴ سال گذشته ساخته بود اطمینان داشت که در بدو شروع جنگ اعلام کرد که حاضر نیست به طرف هیچ کدام از طرفین وارد جنگ بین‌الملل شود. او درست ۲ سال پیش در ۱۰شهریور۱۳۱۸ رسما اعلام بی‌طرفی کرده‌بود. هرچند پنهانی با رایش و پیشوای آلمانی‌ها در تماس بود و همین ۲‌ماه پیش پیام هیتلر را گرفته بود که بی‌طرفی ایران را ستوده و به او قول داده بود وقتی دشمنانش را از پا درآورد این همراهی را فراموش نکند.

رضاشاه حتی برای محکم‌کاری به بهای از دست دادن کوه‌های آرارات کوچک و بخشی از سهم ایران در هیرمند و اروندرود سه همسایه‌اش را پای میزی کشانده بود که پیمانی امضا کنند که مهم‌ترین بندش حراست از مرز‌های یکدیگر در مقابل دشمن خارجی و بستن مرز‌ها درصورت حمله بود. حالا او در کاخ شهوند پشت دیواری که آن پیمان را امضا کرده بودند می‌شنید یکی از آن سه همسایه پیمان سعدآباد را نقض کرده و حالا ایران با اینکه اعلام بی‌طرفی کرده وارد جنگ شده است.

تهران بدون هیچ مقاومتی دست‌ها را بالا برد و تسلیم شد و نیرو‌های متفق، ۳ روز بعد فاتحانه از شهری که حالا سال‌ها بود دروازه نداشت گذشتند و نیرو‌های خود را در شهر مستقر کردند. انگلیسی‌ها زمین‌های جلالیه و یوسف‌آباد را گرفتند و آمریکایی‌ها در ده امیرآباد و روس‌ها در دولاب مستقر شدند.

تهران بدون هیچ مقاومتی دست‌ها را بالای سر برده و تسلیم شده و قرار بود در ۵‌سال آینده ببیند که سربازان در میان شهر قحطی‌زده و حالا اشغال‌شده تهران برای خودشان راه می‌روند و مشروب می‌خورند و قهقهه می‌زنند. قرار بود ببیند سربازانی که بعد از مدت‌ها حضور در جبهه حالا به شهر رسیده بودند چطور با آن‌ها مانند اسیران جنگی رفتار می‌کنند. قرار بود ببیند که چطور برای ۵‌سال حکومت مرکزی عملا هیچ‌کاری نمی‌کند و این متفقین هستند که برای مردم تصمیم می‌گیرند. قرار بود برای ۵‌سال آینده یک کشور جنگ‌زده باشد بدون اینکه یک تیر در کشورش شلیک شده باشد یا سربازانش در جنگ شرکت کنند.

وضعیت در سعدآباد و کاخ مرمر هم خوب نبود. رضاشاه هرچند از خشم به‌خود می‌پیچید، اما هیبت و هیمنه‌اش ریخته بود و از روز سوم شهریور روزبه‌روز پیرتر می‌شد. مملکت عملا از چهارراه استانبول و پارک اتابک اداره می‌شد. متفقین می‌گفتند سفارت آلمان بسته شود، مهندسان آلمانی از ایران بیرون بروند و او چه بخورد و چه بپوشد. دولت جم در آخرین التیماتوم متفقین که خواسته بودند همه نیرو‌های آلمانی ظرف ۲۴ ساعت ایران را ترک کنند و تهدید به حمله دوباره کرده بودند سقوط کرد.

راه نجات ایران از حمله دوباره در دست یک نفر بود؛ محمدعلی فروغی. فروغی خانه‌نشین آن روز‌ها نخستین و آخرین کسی بود که در مقابل او سر خم نکرده بود، ولی می‌توانست گره این مشکل را باز کند. ذکاءالملک بعد از ماجرای مسجد گوهرشاد و اعدام پدر دامادش وقتی با آن فضاحت از کاخ بیرون رفته بود در خانه کوچکش در حاشیه میدان مشق با بیماری‌های گوناگون روی آخرین تصحیح‌های شاهنامه کار می‌کرد.

او در پاسخ درخواست شاه که او را خواسته بود گفته بود خودشان گفتند به دربار نیا اگر کاری دارند بیایند اینجا. شاه مستاصل‌تر از این بود که بخواهد به پیرمرد خرده بگیرد. حتی وقتی گفتند آقا بیمار است و اگر می‌خواهید او را ببینید باید به اتاق خوابشان بیایید بدون حرف در ماشین را باز کرد و به سلیمان‌خان گفت که در ماشین بماند.

فروغی به بهانه ضعف از تخت بیرون نیامد و حرف‌های او را شنید و با چند جمله پاسخش را داد: «اعلیحضرت! کشور‌های متفق تصمیم‌شان بر رفتن شماست. اگر می‌خواهید اساس سلطنت پهلوی حفظ شود؛ که آن‌ها هم همین را می‌خواهند همین امشب متن استعفایتان را در این اتاق بنویسید و به نفع ولیعهد جوان کناره‌گیری کنید. حاضرم با همه ضعف و پیری کنار ایشان بمانم و نگذارم مملکت ایران از دست برود».

صبح فردا مدیر پخش رادیو، خبر مهم را از دربار روی میز گوینده گذاشت: خبر کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت و تفویض اختیارات خود به ولیعهد جوان.

چرا ارتش رضاخانی برابر متفقین مقاومت نکرد؟

تهران بدون جنگ تسلیم شد

هومن زالپور: در مورد وقایع شهریور ۱۳۲۰ و هجوم متفقین به ایران، گزاره‌هایی که به کثرت از آن یاد می‌شود این است که اساساً ارتش رضاشاه برای سرکوب داخلی و مردم شکل گرفته و نوسازی شده بود و استدلال حامیان این گزاره هم این است که این ارتش مکرراً به سرکوب عشایر و طوایف و قیام‌های داخلی نظیر گوهرشاد پرداخت، اما نتوانست در برابر قوای متفقین مقاومت کند. به‌نظر صاحب این قلم، این گزاره، گزاره درستی نیست.

پیشرفت و مدرن‌سازی ارتش که از اوان عصر قاجار شروع شده بود، در دوره رضاشاه نیز ادامه یافت که در این دوره با توجه به‌وجود اختلالات و مشکلات کمتر، سرعت این پیشرفت افزایش یافت. اما اینکه چرا این ارتش نتوانست جلوی هجوم متفقین را بگیرد، به علل و عوامل درونی و بیرونی مختلفی بستگی دارد؛ نخست اینکه با هجوم متفقین به ایران، هیچ‌گونه قاطعیت و تصمیم جدی از سوی شخص اول مملکت برای برخورد با متفقین و نیرو‌های بیگانه که به ایران حمله کرده بودند، وجود نداشت.

رضاشاه با شنیدن این خبر کاملاً سردرگم و مردد شد و نمی‌دانست دقیقاً چه کاری باید انجام دهد و حتی فرمان بسیج عمومی هم صادر نکرد. با فاصله چند روز طرح ترک مخاصمه نیز در «شورای دفاع کشور» به تصویب رسید و با موافقت رضاشاه نبرد کوتاه با متفقین که شکل تدافعی داشت، متوقف شد. موضوع دوم این است که اگر اساساً قرار بود مقاومت و جنگی دوجانبه یا چندجانبه هم رخ‌دهد، ارتش ایران به‌رغم نوسازی‌ها و پیشرفت‌ها، باز هم در برابر دو ابرقدرت یعنی اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا ضعیف بود و اگر قرار بود ما وارد یک جنگ تمام‌عیار و طولانی‌مدت با این دو قدرت بشویم، به‌احتمال بسیار قوی باز هم شکست می‌خوردیم.

مقاومت‌های محدودی که در شمال و جنوب به چشم می‌خورد، غالباً با تدبیر و ابتکار‌عمل خود فرماندهان لشکر‌ها یا دیگر امرای ارتش صورت‌گرفت. مسئله سوم این است که خود رضاشاه و دولت مستقر در آن زمان، انتظار هجوم متفقین به ایران را نداشتند و تصور می‌کردند با اخراج تعدادی از آلمان‌ها از ایران و تغییر کابینه یا روی کار آمدن کابینه‌ای که مورد‌تأیید متفقین باشد، دیگر بهانه لازم برای هجوم از متفقین گرفته‌شده و سلسله‌ای از گزارش‌های مرزی که نشان از تحرکات مرزی متفقین در سرحدات جنوب و شمال می‌داد ظاهراً به درستی منعکس و منتقل نمی‌شد و چنین حمله‌ای متصورنبود.

از دیگر سو رضاشاه در نیمه‌دوم سلطنت، به‌شدت نسبت به اطرافیان و رجال سوءظن پیدا کرده و امرای ارتش هم از این سوءظن در امان نماندند تا جایی که وزیر جنگ رضاشاه یعنی جعفرقلی خان بختیاری سردار‌اسعد به زندان افتاد و در زندان به قتل رسید. پس از حبس و قتل این وزیر جنگ، وزرای جنگ بعدی که سه نفر بودند، کفیل وزارت جنگ محسوب می‌شدند؛ یعنی رسماً فاقد عنوان وزیر جنگ بودند و حق شرکت در جلسات هیأت‌وزیران را هم نداشتند و صرفاً به‌عنوان کفیل و سرپرست برای این وزارتخانه تعیین می‌شدند. سوءظن رضاشاه علاوه بر وزیر جنگ، بسیاری از امیران نظامی را که پس از کودتا یار و یاور رضاخان سردار سپه و سپس رضاشاه بودند، به سرنوشت ناگواری دچار کرد.

برای مثال، امان‌الله میرزا جهانبانی که نخستین رئیس ارکان حرب (معادل ستاد ارتش) قشون متحدالشکل بود، در سال ۱۳۱۶ زندانی و خلع درجه شد و بسیاری دیگر یا خانه‌نشین یا دچار تنزل درجه شدند. همینطور کارنامه رضاشاه در تضعیف و سرکوب عشایر و قیام‌ها و دیکتاتوری‌ای که نسبت به مردم اعمال می‌کرد، باعث شد تا در اواخر سلطنتش طوایف و عشایر و بسیاری از مردم دل‌خوشی از او نداشته باشند و در زمان هجوم متفقین مقاومت‌های مردمی به آن شکلی که در جنگ‌جهانی اول شکل گرفت و مردم با نیرو‌های خودجوش به شکل محلی مقاومت می‌کردند، اتفاق نیفتاد. همانطور که مستنداً بار‌ها گفته شده است، در زمان خروج رضاشاه از کشور توده مردم از رفتن او ناراضی و ناراحت نبودند و با وجود اینکه کشور به‌دست بیگانگان افتاده بود، به‌نظر می‌رسید که به عکس، مردم از رفتن وی کاملاً خشنود بودند.

سقوط رضاشاه؛ خواست مردم یا قدرت انگلیس؟

تهران بدون جنگ تسلیم شد

رحیم نیکبخت: در شهریور ۱۳۲۰، ایران از ۲ طرف مورد‌حمله متفقین قرار‌گرفت. البته جنگ‌جهانی دوم مدت‌ها پیش از این آغاز شده و اروپا درگیر این جنگ بود. تحولات عمده پیش از این در اروپا شکل گرفته‌بود و از سوی دیگر، ابتدا آلمان با اتحاد جماهیر شوروی کاری نداشت، چون ارتباطاتی هم با هم برقرار کرده‌بودند، اما در مقطعی دیگر، آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله می‌کند، چون قصدش این بوده که وارد قفقاز شود و از قفقاز به خاورمیانه و کشور‌های منطقه دسترسی بیابد.

سلسله ارتباطاتی هم در دوره پهلوی اول بین ایران و آلمان وجود داشت. مستشاران اقتصادی، فنی و تجاری آلمان در ایران فعال بودند که البته زیر سلطه و نظر انگلیسی‌ها این ارتباطات ادامه داشت. در این شرایط می‌بینیم که انگلیسی‌ها پیگیر این موضوع هستند که مستشاران آلمانی از ایران اخراج شوند. البته مسئولان امر هم فعالیت‌هایی می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند و به انگلیسی‌ها اعلام می‌کنند که بسیاری از آن‌ها مهلتشان به پایان خواهد رسید و به محض اینکه زمان استقرارشان تمام شود، ایران را ترک خواهند‌کرد.

البته قطعاً در میان این مأموران و مستشاران، جاسوسان آلمانی هم حضور داشتند که نمی‌توان این موضوع را انکار‌کرد، اما در شرایط حاکم، حکومت ایران شرایط انگلیسی‌ها را در اخراج آلمانی‌ها عملی کرده و به اجرا می‌رساند که ناگاه در شهریور ۱۳۲۰، ایران به اشغال متفقین درمی‌آید و شبانه سفیر ایران را در مسکو احضار می‌کنند و یادداشت وزارت خارجه اتحاد جماهیر شوروی تسلیم می‌شود که به جهت اینکه خطر جاسوسان آلمانی در میان است ما ایران را اشغال می‌کنیم. در این شرایط حکومت ایران و رضاشاه در موقعیتی بحرانی قرار‌می‌گیرند. رضاشاه در شرایط ناامنی و آشوب به قدرت رسید.

مشروطه به نتیجه نرسیده بود و به جای اینکه عدالت حاکم شود و بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی رفع شود، تشدید شده بود و رضاشاه با استقرار در قدرت تا حدودی توانسته بود آن آشوب‌های محلی و نافرمانی‌ها را سرکوب و ثباتی ایجاد کند، اما ثبات او دمکراتیک و مورد‌رضایت عمده نبود بلکه با سلطه و ستمگری تلاش داشت که مخالفان و گردن‌کشان را سرکوب کند. در این بین ارتش تقویت می‌شود، اما نه برای ایستادگی در مقابل بیگانگان و دفاع از مرزها، بلکه سرکوب مناطقی که مستعد اعتراض بودند و البته سرکوب مردم! در این شرایط به پایان سیاست رضاشاه به‌ویژه برای انگلیس می‌رسیم.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که رضاشاه باید از سلطنت خلع و شخص دیگری جایگزین او بشود. این نقل‌و‌انتقال با مدیریت فروغی که پس از واقعه مسجد گوهرشاد مغضوب شده و دامادش هم اعدام شد، انجام‌می‌گیرد. فروغی وظیفه را بر عهده می‌گیرد که سلطنت را از رضاشاه به محمدرضاشاه منتقل کند. چون خودش هم با انگلیسی‌ها روابط نزدیکی داشت و اسم او هم جزو تشکیلات فراماسونری بود.

تهران بدون جنگ تسلیم شد

اما انگلیسی‌ها به‌دلیل اینکه تلقی نشود که محمدرضا‌شاه به راحتی به سلطنت رسیده، پیشنهاد می‌کنند که یکی از شاهزادگان قاجاری هم برای سلطنت ایران نامزد شود که این بیشتر برای ترساندن محمدرضای جوانی است که تجربه چندانی نداشته و می‌بینیم که با این دو موضوع در تلاشند که هر‌چه بیشتر محمدرضا‌شاه را وامدار و مدیون خودشان کنند. در مجموع می‌توان این را گفت که رفتن رضاشاه از قدرت، خواسته قلبی مردم بود.

او به بهای ایجاد امنیت، آزادی‌های جامعه را سلب کرد. آزادی مطبوعاتی وجود نداشت و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی که در جوامع دمکرات وجود دارد در دوره رضاشاه به هیچ‌وجه به چشم نمی‌خورد و نوعی اختناق همه‌جانبه کشور را فرا‌گرفته بود و آزادی‌خواهان دوره مشروطه مانند فرخی‌یزدی و مدرس به قتل رسیدند.

در یک کلام مردم خواهان رفتن رضاشاه بودند، اما توان بیرون‌راندن او را از دایره قدرت نداشتند؛ به‌ویژه جامعه مذهبی که با محدودیت‌های بسیاری مواجه‌بود. محدودیت‌های عزاداری محرم، کشف حجاب و اتحاد لباس و واقعه مسجد گوهرشاد سیاست‌هایی بود که به شکل خشن ایجاد می‌شد و به هیچ‌وجه جنبه فرهنگی و آرام نداشت. رفتن رضاشاه با خواست و نظر انگلیسی‌ها بود؛ همانطور که آمدنش هم با خواست و نظر انگلیسی‌ها انجام شد.

دستور رسید از ارتش سرخ پذیرایی شود

تهران بدون جنگ تسلیم شدمصطفی شوقی: متنی که می‌خوانید، گزارش محرمانه علی‌محمد مجد، استاندار استان یکم – گیلان – به وزارت کشور است که درباره وقایع اشغال ایران توسط قوای شوروی در شهریور ۲۰، نوشته است. علی‌محمد مجد، داماد محمدولی‌خان تنکابنی سپهدار اعظم از رجال مطرح مشروطه‌خواه و رئیس‌الوزرای آن دوره است.

او در دولت‌های متعدد عصر رضاشاهی در وزارت صناعت و استانداری خدمت کرده است. در دوران اشغال ایران توسط متفقین استاندار استان یکم، گیلان و استان‌های زنجان، قزوین و مرکزی کنونی به اضافه شهرستان تنکابن بود. او در گزارشی مبسوط روند اشغال ایران توسط قوای شوروی را شرح داده است که بخشی از این سند که برای نخستین بار در همشهری منتشر می‌شود را می‌خوانید.

«ساعت شش صبح دوشنبه سوم شهریور جهازات جنگی شوروی به ساحل ایران نزدیک و روز‌های سوم، چهارم و پنجم و صبح ششم از دریا و هوا بکرات پهلوی (انزلی)، رشت، لاهیجان، شفارود و حتی رودبار را بمباران کرده و نیز اوراقی منتشر نمودند و از طرف ارتش هم جواب داده شد. ساعت ده صبح پنجشنبه ششم شهریور فرماندهی لشگر گیلان توسط تلفون اطلاع دادند که دستور ترک مقاومت رسیده است.

از این جهات مراتب به همگی اعلام و حتی شب جمعه هفتم شهریور چراغ‌ها روشن بود، ولی روز جمعه ساعت ۸ صبح طیارات شوروی در همه جا حمله کرده و در همه جا مخصوصا سربازخانه رشت، پهلوی، لاهیجان، لنگرود، رودسر، شفارود، و حسن کیاده مورد حمله واقع تلفات جانی وارد آمد. پس از اینکه از ساعت ۱۱ تا یک بعد از ظهر به‌وسیله تلفون مراتب بعرض دفتر مخصوص شاهنشاهی و جناب نخست‌وزیر رسانید بعد از‌ظهر لشگر اطلاع دادند که از دفتر مخصوص شاهنشاهی جواب رسیده که سوءتفاهم بوده.

ساعت پنج بعد از ظهر جمعه هم فرماندهی لشگر اطلاع دادند که از تهران دستور داده شده است که از قشون شوروی پذیرایی و هر دستوری دارند انجام داده شود؛ و خلاصه در ساعت ۵/۵ جمعه لشگر شروع به تحویل اسلحه و از ساعت ۷ تا ۱۱ هم قشون شوروی اسلحه شهربانی و امینه را دریافت و بانک ملی و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه و زندان را بازدید و کلید‌های تلگرافخانه را کشیده و مأمور گذاردند.»

در ادامه این گزارش تلخ که استاندار به مرکز فرستاده است ضمن بیان اینکه احساسات وطن‌پرستانه در میان مردم جاری است به تلفات ورود ارتش سرخ به حدود گیلان اشاره شده است؛ «در پهلوی خسارت کم است، ولی تلفات جانی در غازیان زیاد است. در رشت بسربازخانه خرابی وارد شده است یک خانه هم خراب شده و یک نفر زخمی شده‌اند. تلفات سربازخانه در روز جمعه به ۴۰۰ نفر تخمین زده‌اند، ولی حداقل دویست نفر قطعی است. در لاهیجان ۱۹ نفر کشته شده‌اند و ۹ نفر زخمی حتمی است.»

گزارش علی‌محمد مجد با کمبود خواربار و ضرورت حفظ امنیت به پایان می‌رسد و او از وزارت کشور می‌خواهد که نسخه‌ای از این گزارش به دفتر مخصوص شاه که خود راهی تبعید بود و منصور، نخست‌وزیر که عزل شده و فروغی به جایش نشسته‌بود، ارسال شود. در ماه‌های بعد قوای ارتش سرخ در گیلان با دخالت‌های آشکار در زندگی و اقتصاد مردم شرایط خاصی را در این بخش از ایران به‌وجود آوردند.

اشغالگران برای ایران تعیین‌تکلیف می‌کنند

تهران بدون جنگ تسلیم شد

بعد از اشغال ایران توسط قوای متفقین، قوای نظامی ۳ کشور شوروی، انگلیس و آمریکا، هر کدام در دایره جغرافیایی‌ای که حضور داشتند نسبت به حاکمیت ملی ایرانیان در مناطق اشغالی دست‌درازی و با فرامینی که مخالف دولت مرکزی ایران بود، نسبت به حقوق ملی اقدام می‌کردند.

نمونه این مسئله بر اساس سندی که برای نخستین بار منتشر می‌شود، فرماندار شهر رشت در گزارشی محرمانه به وزارت کشور می‌گوید که فرمانده قوای شوروی در این شهر به فرمانده نظمیه شهر رشت گفته است که مطابق دستوری که به وی رسیده کلیه افراد نظامی مستقر در نظمیه اعم از پایه‌ور، سرپاسبان و پاسبان نباید بیشتر از ۵۱ نفر باشد. بر اساس این نامه، فرمانده شهر رشت با کنسول شوروی در رشت تماس گرفته و کیفیت ماجرا را پرسیده است که وی نسبت به پاسخگویی استنکاف یا اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟


الماس چالوس: این عجیب‌ترین بازگشایی مدارس در ایران است، سرگیجه در حد اعلا، مسئولین آموزش و پرورش گفته بودند تماس بگیرید و بعد بروید، اما شب گذشته در تصمیمی تازه حضور را الزامی کردند، خیلی از کاربران هشتگ زدند که مدرسه‌ها و حضور فیزیکی را وتو کنند، روحانی هم امروز به شکل مجازی سخنرانی کرد که محل کنایه‌های بسیاری شد، برخی کشور‌های دیگر را مثال می‌زنند، روزنامه‌ها هم عمدتا واکنش منفی نشان داده‌اند، گزارش امروز صبح کاربران هم از بازگشایی نصفه و نیمه حکایت دارد.

روزنامه جام جم: تصمیمات دقیقه نودی وزارت آموزش و پرورش درباره نحوه بازگشایی مدارس در اولین شنبه سال تحصیلی جدید خانواده‌ها را سرگردان کرده است.

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟


روزنامه ابتکار: سال تحصیلی ۹۹-۹۸ برای بسیاری با تعطیلی طولانی و شرایط مبهم و نامعلوم حاصل از شیوع کووید ۱۹ جزو سال‌های عجیب تحصیلی بود که شاید با تعطیلی مدارس در زمان جنگ ۸ ساله میان ایران و عراق قابل مقایسه باشد.

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟


روزنامه رسالت: کرونا در شکار قربانیان چنان رمزآلود و مبهم عمل می‌کند که سلوک رفتاری‌اش به‌سادگی قابل رهگیری و دوراندیشی نیست و بازگشایی زودهنگام مدارس دو هفته زودتر از موعد سالیان قبل بر همین موضوع دلالت دارد و برای نخستین بار، باعث‌وبانی این ثبت رکورد تاریخی، کرونای بی‌مروت است که روشن نیست از چه قاعده مشخصی تبعیت می‌کند.

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟


واکنش و گزارش کاربران در فضای مجازی از اتفاقات امروز

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟


برخی تصاویر و ویدئوهای مقایسه‌ای از کشورهای دیگر باعث جلب توجه کاربران شده. در این ویدئو نحوه‌ی آماده سازی مدارس قطر برای شروع کلاس‌ها را تماشا کنید.

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

کنایه‌ی کاربران به حضور مجازی روحانی در مراسم بازگشایی مدارس

گیج‌ترین اولِ مهر تاریخ! بِرَم مدرسه؟ نَرَم مدرسه؟

شما برای امروز چه تصمیمی گرفته‌اید؟ اگر نظری دارید با ما به اشتراک بگذارید.

 

سیرشدنِ هر ایرانی چقدر خرج برمی‌دارد؟


روزنامه اعتماد – آویده علم جمیلی: بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار، تورم سالانه در مرداد ماه سال جاری با ۰.۶ واحد کاهش به ۲۵.۸ درصد رسید از سوی دیگر نرخ تورم ماهانه نیز کاهشی حدود ۳ درصدی داشته و عدد ۳.۵ درصد را ثبت کرده است. با وجود کاهش تورم سالانه و ماهانه، این کاهش در سطح جامعه «احساس» نمی‌شود.

طی سال‌های اخیر تضعیف قدرت خرید خانوار‌ها شدت گرفته به گونه‌ای که کاهش‌های گاه به گاه تورم نیز نتوانسته بر سفره خانوار‌ها و کوچک شدن سبد خریدشان به خصوص برای کالا‌های خوراکی تاثیر بگذارد و مشاهدات میدانی نشان می‌دهد، خانوار‌ها نسبت به گذشته نه چندان دور، مواد غذایی کمتری خریداری می‌کنند.

سیرشدنِ هر ایرانی چقدر خرج برمی‌دارد؟

با وجود اینکه مرکز آمار گزارش تازه‌ای در خصوص مصرف سرانه گوشت و مرغ منتشر نکرده، اما آخرین آمار که مربوط به زمستان سال گذشته است، نشان می‌دهد «سرانه مصرف گوشت در خانوار‌های کشور از ۶،۸ کیلوگرم در سال ۱۳۹۵ به ۵،۴ کیلوگرم در سال ۱۳۹۷ کاهش یافته است.». هر چند برخی گزارش‌های غیررسمی نیز حاکی از حذف کم و بیش محصولات پروتیینی مانند گوشت و مرغ برای خانوار‌های آسیب‌پذیر کشور است چراکه در این مدت که گزارش‌های رسمی از آن وجود دارد، گوشت قرمز با ۱۷۱ درصد افزایش قیمت از هر کیلو ۳۵ هزار تومان در فروردین ۹۵ به ۹۵ هزار تومان در اسفند ۹۷ رسید.

از سوی دیگر رییس انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور نیز از فاصله ۱۳۴ کیلوگرمی سرانه مصرف محصولات لبنی و شیر در ایران نسبت به کشور‌های توسعه یافته گفت. با وجود اینکه دولت درصدد است با حمایت‌های نقدی و غیرنقدی کمبود مواد غذایی را حل کند، اما سفره‌ها و سبد کالای مصرفی خانوار‌ها از مواد غذایی مفید تهی شده و ادامه این روند سوءتغذیه در جامعه ایرانی را گسترش می‌دهد. تخمین‌ها نشان می‌دهد هر وعده غذایی برای یک خانواده ۴ نفره با فرض استفاده از مواد خوراکی ارزان بین ۶ تا ۷۰ هزار تومان تمام می‌شود.

تاب زندگی در تهران را افراد کمتری خواهند یافت

خرداد ماه سال جاری محمد قاسمی، سرپرست وقت مرکز پژوهش‌های مجلس در صحن مجلس خبر از افزایش حدود دو برابری خط فقر در تهران طی دو سال خبر داد. بر اساس صحبت‌های او، خط فقر در پایتخت از ۲.۵ میلیون تومان در سال ۹۷ به ۴.۵ میلیون تومان در اوایل سال ۹۹ رسیده است. این امر حکایت از افزایش ۸۰ درصدی خط فقر تنها در فاصله دو سال را دارد. از سوی دیگر گزارش مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد طی سال‌های ۹۴ تا ۹۷ نرخ فقر از ۱۷.۷ درصد به ۱۸.۴ درصد رسید.

یعنی ۱۸.۴ درصد خانوار‌های کشور در فقر مطلق زندگی می‌کنند و نیازمند کمک‌های دولت هستند. علاوه بر داده‌های داخلی، آمار‌های صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل نیز گویای کاهش قدرت خرید و درآمد سرانه ایرانیان است. بر این اساس درآمد سرانه ایرانی‌ها از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ با کاهشی ۷۲ درصدی از ۱۹ هزار و ۵۳۰ دلار به ۵ هزار و ۴۱۶ دلار رسید و از جایگاه ۶۳ در بین ۱۹۲ کشور به جایگاه صدم تنزل پیدا کرد.

خلأ ۵ درصدی میان افزایش دستمزد و تورم

کاهش درآمد سرانه آن هم در شرایطی که نرخ تورم بر مدار افزایشی است بر سرانه مصرف مواد غذایی تاثیر گذاشته که در نهایت باعث کوچک شدن سفره خانواده‌ها و عدم تغذیه مناسب می‌شود. روند افزایش قیمت‌ها سوءتغذیه شدید به خصوص برای نوزادان و کودکان را به دنبال خواهد داشت.

این امر زمینه‌ساز مشکلات جسمی فراوانی برای نسل‌های آینده نیز می‌شود. تورم سالانه ۲۵.۸ درصدی مرداد ماه نشان می‌دهد که هر خانوار برای خرید یک سبد یکسان از کالا‌ها و خدمات نسبت به مرداد سال گذشته حدود ۲۶ درصد بیشتر هزینه کرده است. این در حالی است که حقوق و دستمزد در سال جاری تنها ۲۱ درصد افزایش داشته است. مقایسه افزایش حقوق و دستمزد و تورم نشان می‌دهد که همچنان خلأیی ۵ درصدی وجود دارد و افراد با وجود افزایش دستمزد ۵ درصد نسبت به سال قبل کمتر خرید می‌کنند یا خرید نمی‌کنند.

سیرشدنِ هر ایرانی چقدر خرج برمی‌دارد؟

سهم لبنیات از گرانی‌ها زیاد از سفره‌ها کم

عمده‌ترین محصولات لبنی که در سبد خرید خانوار‌ها وجود دارد، شیر، تخم مرغ و پنیر است. با استناد به گزارش‌های مرکز آمار، شاخص قیمتی کالا‌های خوراکی و آشامیدنی این محصولات از مرداد ۹۷ تا مرداد ۹۹ افزایشی ۵۳ داشته و از ۱۸۰ واحد به ۲۷۶ واحد در سال جاری رسیده است. این در حالی است که محصولات لبنی از مرداد سال ۹۸ تا سال جاری افزایش قیمتی به اندازه ۳۰.۲ درصد داشته است.

هر چند در این بین برخی شرکت‌های لبنی بدون توجه به اخطار‌های سازمان حمایت از مصرف‌کننده و برای پوشش هزینه‌های خود اقدام به افزایش قیمت کردند. در آخرین اقدام نیز کارگروه تنظیم بازار مصوبه افزایش ۲۲ تا ۲۸ درصد محصولات لبنی را از تیر ماه سال جاری به صورت رسمی اعلام کرد تا علاوه بر افزایش قیمت محصولات در کارخانه، جهش دیگری نیز در قیمت این نوع محصولات به واسطه مصوبه کارگروه تنظیم بازار رخ دهد.

پیش از مصوبه کارگروه تنظیم بازار برای افزایش قیمت محصولات لبنی جلال‌الدین میرزایی، رییس انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور، میزان مصرف سالیانه هر نفر ایرانی از شیر و لبنیات را ۷۲ کیلوگرم عنوان کرد در حالی که این رقم برای کشور‌های توسعه یافته ۲۰۶ کیلوگرم است. با وجود اینکه برخی معتقدند، افزایش قیمت‌ها به دلیل کم بودن ضریب اهمیت این گروه از خوراکی‌ها در قیاس با گوشت و مرغ تاثیر چندانی بر هزینه خانوار‌ها ندارد، اما شاید اولین گروه خوراکی باشند که از سفره افراد با درآمد پایین حذف می‌شوند. در این صورت تبعاتی از جمله سوءتغذیه و مشکلات جسمی در نسل فعلی و آتی دور از ذهن نخواهد بود.

در آرزوی خرید گوشت

بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار محصولات پروتیینی مانند گوشت قرمز و سفید و گوشت ماکیان در مرداد سال ۹۸ نسبت به مدت مشابه در سال ۹۷ افزایشی ۷۸.۲ و ۷۷.۴ درصدی داشته است. هر چند روند افزایش قیمتی آن در مرداد سال جاری کمتر بود و نسبت به ماه مشابه سال ۹۸ حدود ۱۵.۷ و ۱۴.۶ درصد افزایش قیمت را تجربه کرده، اما همچنان مهم‌ترین دغدغه کارشناسان و متخصصان تغذیه «حذف این گروه از مواد خوراکی و عدم جایگزینی با محصولات دیگر است.»

در همین راستا تیرنگ نیستانی، مدیر گروه تحقیقات تغذیه‌ای انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور گفته که «۲۲ هزار خانوار ایرانی مصرف منابع پروتیینی جانوری شامل گوشت‌های قرمز و سفید را به دلیل هزینه بالا، بسیار محدود کرده و حتی بسیاری از خانوار‌ها این منابع پروتیینی را به طور کامل از سبد غذایی و هزینه‌های خود حذف کرده‌اند. تعداد زیادی هم اعلام کردند که به علت از دست دادن شغل و کاهش چشمگیر درآمد به دلیل تعطیلی‌های مرتبط با شیوع ویروس کرونا، ناچار به حذف کامل منابع پروتیینی از سبد غذایی خانوار شده‌اند و تعدادی هم اعلام کردند که با وجود ثابت ماندن درآمد، افزایش قیمت منابع پروتیینی با دریافتی ماهانه‌شان همخوانی نداشته بنابراین تصمیم به حذف منابع پروتیینی از سبد غذایی خانوار گرفته‌اند.»

هزینه هر وعده غذایی بین ۶ تا ۷۰ هزار تومان

ارزان‌ترین غذا‌ها برای یک خانواده ۴ نفره و بر اساس آمار جمع شده از خرده‌فروشی‌های مواد غذایی تخم مرغ، املت، کوکو سیب‌زمینی و کوکو سبزی است که بدون احتساب قیمت روغن مصرفی به ترتیب حدود ۵ هزار تومان، ۵۶۰۰ تومان، ۷ هزار تومان و ۱۳ هزار تومان برای هر خانواده هزینه دارد. با استناد به آمار‌های خرده‌فروشی، هر شانه تخم مرغ ۳۰ عددی حدود ۲۶ هزار تومان، هر کیلو سبزی کوکو ۱۵ هزار تومان و هر کیلو زرشک پفکی صادراتی ۶۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده؛ هر کیلو گوجه و سیب‌زمینی نیز ۳۸۰۰ و ۵۲۰۰ تومان در میادین میوه و تره‌بار به فروش می‌رسد.

سیرشدنِ هر ایرانی چقدر خرج برمی‌دارد؟

با وجود اینکه تا سال‌ها پیش نان، پنیر و خیار به عنوان وعده‌ای ارزان برای خانواده‌ها در نظر گرفته می‌شد، اما با قیمت‌های فعلی این وعده نیز گران‌تر شده است. قیمت هر کیلو پنیر از ۱۸ هزار تومان تا ۵۴ هزار تومان در نوسان است و هر کیلو خیار نیز از ۳ تا ۶ هزار تومان قیمت‌گذاری می‌شود. بنابراین هر وعده نان و پنیر و خیار برای یک خانواده ۴ نفره بدون احتساب قیمت نان حدود ۱۳ هزار تومان هزینه دارد. وضعیت برای غذا‌های اصلی که گوشت و مرغ در آن‌ها به کار رفته، متفاوت‌تر خواهد بود.

به عنوان مثال قیمت پخت هر وعده قورمه‌سبزی در خانه و با توجه به مقدار مواد به کار رفته از ۲۵ تا ۱۰۰ هزار تومان و برای غذا‌های گران‌تری مانند آبگوشت نیز ۷۰ هزار تا ۱۲۰ هزار تومان برآورد قیمتی شده است. هزینه پخت هر وعده غذایی در خانه با توجه به مواد لازم از حدود ۶ هزار تومان تا ۷۰ هزار تومان متغیر است. بنابراین هزینه یک ماه وعده غذایی برای خانواده ۴ نفره از ۶۰۰ هزار تومان تا ۲ و نیم میلیون تومان نوسان دارد. با توجه به اینکه حداقل حقوق برای سال جاری ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان مصوب شده برای یک خانواده تنها ۳۰۰ هزار تومان برای سایر هزینه‌ها مانند اجاره خانه، درمان، آموزش و تفریح باقی می‌ماند.

استفاده مثبت از حسادت شغلی!


الماس چالوس: ما تو زندگیمون خیلی وقت‌ها خودمون رو با دیگران مقایسه میکنیم. برای موفقیت در دنیای رقابت، طبیعیه که بخوایم برتری هامون رو نسبت به دیگران و اطرافیانمون مقایسه کنیم. برای افرادی که دست‌یابی به موفقیت براشون خیلی اهمیت داره، مقایسه مستمر خود با دیگران یکی از روش‌های امید بخش یا محرک فعالیت و حرکت به سمت موفقیت است.

استفاده از حسادت شغلی!

اما اگر دائما در حال مقایسه مهارت‌ها و حرفه خود با دیگران باشید، شدیدا تحت تاثیر حسادت دردناکی قرار می‌گیرید که همیشه برتری‌های یگران رو می‌بینین، احساسی که باعث میشه موفقیت فرد دیگه‌ای برای شما سنگین یا غیر قابل تحمل بشه.

با توجه به مطالعات اخیر، ۷۵ درصد افراد اعلام کردن که در یک‌سال گذشته نسبت به حداقل یک نفر در شغلشون حسادت ورزیدن. با وجودی که ممکنه حسادت برای برخی‌ها عامل تحرک و پیشرفت باشه، برای خیلی‌های دیگه می‌تونه عامل نرسیدن به موفقیت و شکست باشه! در ادامه میخواهم به چند استراتژی و روش رو برای متوقف کردن و تبدیل حس حسادت و قیاس بی‌جا به احساس غبطه و قیاس به‌جا، اشاره کنم که می‌تونه بهتون کمک کنه تا از اون حسادت همیشه منفی، استفاده درستی بکنید.

به حسادت اجازه بده، اما جلوی خجالت و شرم را بگیر!

استفاده از حسادت شغلی!خجالت و شرم پس از حسادت، از خود حسادت خطرناک‌تر است!

تقریبا خیلی سخت و غیر ممکنه که خودتون رو از احساس درونی حسادت دور کنید. ولی می‌تونید خجالت و شرمی که حسادت با خودش به همراه میاره رو کنترل کنید تا از تشدید احساسات و ناراحتیتون جلوگیری کنید. برای حل این مشکل و جلوگیری از تبدیل حس حسادت به یک ناراحتی و حس عقب ماندگی، اون رو بجای سرکوب بپذیرید و از خجالت کشیدن و شرم درباره چیزی که در قیاس آن با دیگری، دیگری بر شما برتری داشت، دوری کنید.

تحقیقات اخیر نشون داده که حس حسادت نسبت به یک اتفاق همیشه قبل از رخ دادن اون، بیشتر از بعد از رخ دادن اونه. برای مثال، شما میشنوید که شغلی که همیشه آرزوش رو داشتید قراره به همکارتون یا دوستتون برسه، حس حسادت بیشتری در شما ایجاد میشه تا اینکه شما بعد از ارتقای شغلی دوست یا همکارتون اون خبر رو بشنوید. اگر حسادت شروع به گسترش و رشد کند، کم کم احساس بدی بهتون دست میده، احساسی طبیعی و انسانی که سبب میشه احساس کنید این حس حسادت داره عذابتون میده یا آزردتون میکنه و از این بابت احساس شرم میکنید.

قطعا نمی‌تونید حسادت را به تنهایی مدیریت کنید، اما قطعا میتوانید به یاد بیاورید که میتوانید حس شرم بعد از آن و حس ناراحتی درونی از خودتون رو کنترل کنید. وقتی که کمی صبر میکنید و هنگام بررسی و قیاس حوصله به خرج میدید، اجازه میدید که حس حسادت بیاد و عبور کنه و از ماندگاری و تبدیل شدن اون به خشم یا شرم جلوگیری میکنید.

از قیاس، به کنجکاوی تغییر جهت بده!

استفاده از حسادت شغلی!فضولی این مواقع به‌جاست، توصیه میشه

برای اینکه از تبدیل شدن “قیاس خود با دیگران” به یک حس “دفاع کردن از خودتون” و پنهان کردن عیوبتون جلوگیری کنید، بیشتر از اونکه موفقیت اون‌ها رو عامل عقب ماندگی خودتون بدونید یا خودتون رو سرزنش کنید، کنجکاو بشید که چطور اون اتفاق خوب می‌تونه برای شما بیوفته یا چطور می‌تونید اون مهارت یا ویژگی که به طرف مقابلتون برتری میده برسید. این مسئله و مد نظر قراردادنش وقتی در یک تیم حضور دارید اهمیت دوچندان پیدا میکنه.

وقتی که دانشجوی سال‌های اولیه تحصیل در دانشگاه بودم (اندک ترم بودم)، حدود ۲۹ سال پیش، در طبقه‌ای از خوابگاه زندگی میکردم که همکلاسی هام هر کدوم جایگاهی که الان دارن رو هیچکدوممون، حتی خودشون متصور نبودن بهش برسن. یکی از اون‌ها مجری شبکه ملی خبر شده، یکیشون از سفیران آمریکا در خاورمیانه هست، یکی دیگه هم الان یکی از بزرگترین شرکت‌های خصوصی دنیا رو رهبری میکنه. افراد موفقی که وقتی جوان بودیم میشناختمشون، قبل از اینکه هر کدوم جایگاه‌های مذکور رو کسب کنند!

با وجودی که من مثل اون‌ها تخصصی که دنبالش رفتن رو پیگیر نشدم و زمینه شغلی مورد نظرم ربطی به زمینه شغلی هیچکدوم از اون‌ها نداشت، اما در اون زمان در تله قیاس بی‌جا باهاشون افتاده بودم. قیاس در معیار‌های مختلفی مثل شهرت، ثروت و رضایت کلی، معیار‌هایی که وسیله سنجش و قیاس من بود تا این حس حسادت کم کم در من بروز پیدا کند.

میدونم که احتمالا خواباندن حس شرمندگی یا عقب ماندگی با دیدن موفقیت دیگران سخت هست، اما من همونطور که به مدیران ارشدی که بهم مراجعه میکنن و نصیحتشون میکنم، عمل کردم و خواهم کرد، من حس قیاس خود با دیگران و تحلیل و ریزبینی مقایسه‌ای در برابر ویژگی‌ها و موفقیت‌های دیگران رو به حس کنجکاوی برای پیشرفت و رسیدن به موفقیت تبدیل کردم.

با توجه به کنجکاوی‌ای که درباره موفقیت‌های اون‌ها نشون میدادم، فهمیدم که علت جایگاه یا موفقیت‌های اون‌ها در چی بوده و چه تجاربی رو کسب کردن تا به اینجا رسیدن. فهمیدم که علت این برتری، بخاطر داستان‌های متفاوت زندگی هرکدوم بوده، ارزش ها، آرزو‌ها و آرمان‌ها ایده آل‌هایی که در ذهنشون بوده.

این شد که من مسیر خودم رو انتخاب کردم، مربی گری و هدایت و راهنمایی مدیران اجرایی، و چیزی که از اون‌ها یاد گرفتم نحوه برخورد با مسائل و البته این بود که استعداد من در کشف زوایای مختلف مسائل اجرایی جزو برتری‌های من هست. این شد که من بعد از کلی تفکر و البته حوصله به خرج دادن فهمیدم بجای حسادت به شغل و جایگاهی که این افراد کسب کرده بودن (و البته نه به علایق و نه به تخصص من ربطی داشت) میتونم این حسادت رو به کنجکاوی‌ای تبدیل کنم که نتیجه‌ی آن این شد که تصمیم گرفتم مشاور و مربی اینگونه افراد (هم کلاسی هایم) در زمینه‌های مدیریتی در رسانه، دیپلماسی، سرمایه گذاری و… شوم.

خیلی زود فهمیدم که عاشق این آینده هستم و چقدر میتونم در اون موفق باشم و تا چه حد من مناسب این آینده هستم و اصلا برای اون ساخته شدم. این انتخاب و این تفکر باعث شد تا عواملی که سبب میشد من خودم رو با همکلاسی هایم قیاس کنم، کم کم کمرنگ شده و تقریبا دیگه برام اهمیت نداشت. اون موقع بود که فهمیدم همگی ما، در راه‌هایی که هیچوقت تصورش رو نمیکنیم موفق میشیم، بسته به شخصیت و تلاش هامون، علاقه‌ها و تفکراتمون، ثبات قدم و انعطاف پذیری هامون، حتی شانس، به ما کمک میکنه که اکثر اوقات در مسیری که هیچگاه تصورش رو نمیکنیم موفق بشیم.

شمایی که احساس حسادت میکنی، به سمتش حرکت کن، ازش فرار نکن!

استفاده از حسادت شغلی!فرار نکن، وایسا بجنگ!

خوشحال شدن از موفقیت رقیبتون یا همکارتون یا دوستتون که ممکنه بهش حسادت کنید، سخته قبول دارم (ثابت شده، اینجا بخونید) چرا که حس میکنید نسبت به شما برتر هستن. در اینجور مواقعه که بجای انتخاب راه درست، ازش فرار میکنیم. باید نسبت به موفقیت اون فرد حساس باشید، حساس و نه حسود! ما در اینجور مواقع هرچقدر به اون فرد نزدیک‌تر باشیو کارمون و مسیرمون نزدیک‌تر باشه، با ایجاد حس حسادت، بیشتر دوری میکنیم و از اون فرد فراری میشیم، اما واقعا چرا یادمون میره که میتونیم از رابطمون با اون فرد استفاده کنیم و ما هم رشد کنیم؟

یکی از مدیرانی که مربی کسب و کار اون هستم، قائم مقام شرکت Fortune ۵۰۰ company، کسیه که بعد از اینکه همکارش که یک رده سازمانی از اون پایین‌تر بوده و تازه استخدام شده بوده، به عنوان مدیر بالادستیش انتخاب میشه، اتفاقی که باعث شده اون همیشه خودش رو قیاس کنه و همیشه از مدیرش دوری کنه یا پشت سر این تصمیم یا فرد مدیر حرف بزنه، حتی در فکر استعفا هم بود!

بعد از کلی بررسی و گفتگو، ما فهمیدیم که اون واقعا علاقه‌ای به جایگاه مدیر عاملی نداره و اینکه جایگاهی که الان داره برای شرکت خیلی حساس‌تر از مدیرعاملی هست و اصلا دلیل اینکه هیئت مدیره این فرد رو حفظ کرده بود در جایگاه قبلیش هم همین بوده. چیزی که حسادت اون رو برانگیخته بود این بود که باور داشت که همکارش که حالا مدیرش شده بود، اون رو پایین‌تر از خودش ممکنه ببینه و از اون حساب نبره.

بعد از یک گفت و گوی طولانی اون تصمیم گرفت تا از مدیر جدیدش حمایت کنه و البته در کنارش اهداف شرکت رو پیش ببره. حقیقت این بود که مدیرعامل جدید به کمک قائم مقام خودش بسیار نیاز داشت و اگر قائم مقام شرکت به این زودی‌ها نمیفهمید که حمایتش از مدیرعامل در مسیر شرکت و همکاری دیگر کارمندان با مدیر تاثیر داره، شاید نه تنها مدیر عامل و قائم مقام شغلشون رو از دست میدادن بلکه شرکت هم ضرر می‌کرد.

با این دید، اون خودش رو مدیرعامل نزدیک کرد، بجای اینکه از اون فرار کنه یا خصومت به خرج بده، اکنون هر دو به خوبی تونستن به وظیفه خودشون به عنوان مدیران ارشد عمل کنند و همه کارمندان تقریبا از وضع کنونی شرکت نسبت به قبل از مدیریت عاملی این مدیر رضایت بیشتری دارند.

اتفاقی که افتاده اینه که هر دو طرف نیاز کاری و شغلیشون به هم رو درک کردن، در واقع به درک درستی از جایگاه و اهمیت خود در سازمان رسیدن. همه این وقایع و تفکرات دست به دست هم داده تا به جایی که همه کارمندان و هیئت مدیره شهادت میدن که همکاری این دو و تکمیل شدن خلا‌های هر یک با دیگری، همینطور سیستم ایده آل مدیریتی که اکنون در شرکت هست، در تاریخ شرکت سابقه نداشته.

دیدن کسانی که بهشون حسادت میورزید به چشم متحدان و دوستانتون، نه به چشم خطری برای رسیدن به اهدافتون، ممکنه در ابتدا سخت و غیر ممکن به نظر بیاد، اما در دراز مدت و در آینده قطعا به هر دوی شما سود میرسونه و مفید خواهد بود. اگر همیشه از کسانی که باعث ایجاد حسادت یا قیاس در شما میشن دوری کنید، ممکنه فرصت‌های کسب تجربه، یادگیری و همکاری و رشد همراه با اون‌ها رو از دست بدید.

به شغلت به دید یک سرمایه گذاری دراز مدت نگاه کن نه فقط یک شغل!

استفاده از حسادت شغلی!فرشته خودت باش!

اگر که ارزش و جایگاه معنوی خودتون رو با شغلتون میسنجید، همیشه خودتون رو برای ناامیدی آماده کنید، چرا که بالاخره افرادی هستن که رده شغلی و شغلی با مزایای بهتر از شما دارن. اما اگر به شغلتون به این دید نگاه کنید که در حین انجامش دارید به جامعه یا مردم خدمت میکنید، دنیا رو جای بهتری برای زندگی میکنید و نه اصلا بگذارید خودمانی و غیر آرمانی بگم، با صرف زمان و انرژی در اون شغل، دارید روی مهارت ها، تجربه و استعداد هاتون سرمایه گذاری میکنید، قطعا می‌تونید شرایط دردناک و ناراحت کننده‌ای که خودتون در هنگام قیاس عقب‌تر میبینید رو پشت سر بگذارید و در زمینه‌ها و فرصت‌هایی که “شما” می‌تونید رهبری کنید و باعث قبطه دیگران بشید، جلو بیوفتید.

بگذارید مثالی رو با پیتر، مدیر منابع انسانی Fortune ۵۰۰ company براتون بزنم. کسی که عاشق شغلش و شرکتش هست، اما همیشه درباره آینده شغلیش نگرانه. در میان بقیه مدیران شرکت تقریبا فعال‌ترین و البته بهینه‌ترین فعالیت کاری رو داره، اما هیچوقت به مقام بالاتری مثل مدیر ارشد یا قائم مقام ارتقا شغلی پیدا نکرده. حالا یا به دلیل تعداد کم جایگاه‌های شغلی ارشد در شرکت و یا سیاست‌های کلی شرکت، به هر دلیلی.

اگر پیتر کم حوصله باشه و کم صبری کنه، خودش رو همیشه با دیگرانی که در شرکت‌های دیگه با همین سمت فعالیت دارن مقایسه میکنه و میبینه که اونا پیشرفت شغلی دارن، اما اون در جایگاهش درجا میزنه، در عین حال هم شرکتش رو دوست داره و نمیخواد ترکش کنه.

اما پیتر به شغلش به دید یک سرمایه گذاری شغلی و یک سکو نگاه میکنه تا یک شغل، همین باعث شد تا مفصلا مهارت هاش رو بازبینی بکنه. شروع کرد در زمان‌های آزادش به پست گذاشتن درباره مشکلاتی که در زمینه تخصصی منابع انسانی باهاشون مواجه بود. چند ماه بعد، یک فرد فرهیخته و متخصص منابع انسانی پیتر رو پیدا کرد و با هم تصمیم گرفتن یک پادکست راه بندازن.

مدیر پیتر که این اتفاقات رو دید فهمید که پیتر از این کار لذت میبره و البته روی اینکار ثبات قدم هست، برای همین تصمیم گرفت که از پیتر حمایت کنه و گاهی اوقات نوشته هاش رو به اشتراک میگذاشت و با مدیران دیگه سازمان هم مطرحشون میکرد تا باعث بالا رفتن وجهه و جایگاه شخصیتی اون بشه.

پیتر که از این اتفاقات بسیار خرسند بود و از واکنش‌های مثبتی که نسبت به فعالیتش دریافت میکرد، تصمیم گرفت تا شغلش رو به عنوان یک محل سرمایه گذاری معنوی و سکویی برای رشد خودش بکنه، رشدی که شاید جایگاه شغلی نباشه، اما ارزشمند شدن و رشد شخصیت و برند شخصیش باشه، فعالیت‌هایی که اون رو فارغ از جایگاه شغلی یا اجتماعیش آدم ارزشمند و “با سواد” و البته مهمی میکرد و این امر دیگر وابسته به شغلش یا شرکتش نبود و این امر باعث میشد که حتی اگر روزی هم از این شرکت یا جایگاه فاصله گرفت، مسیر رشد و کسب ارزش رو ترک نکنه.

ما بالاخره برامون پیش میاد که شغلمون و جایگاهمون رو با دیگران مقایسه کنیم. فقط کافیه از استراتژی‌های ساده، ولی با اهمیت بالا پیروی کنیم تا از حس ناراحتی، حسادت یا رقابت و قیاس بی‌جای خودمون جلوگیری کنیم یا اون‌ها رو کنترل کنیم و به جای سقوز در مسیری که از نظر روحی آزردمون میکنه، در مسیری قدم بگذاریم که باعث رشد خودمون، رضایت قلبیمون و حتی گاهی همکاری با دیگران و یادگیری از اون‌ها بشه.

منبع: برگرفته از یادداشت طاها معینی در شبکه اجتماعی ویرگول

ژاله خون شد، خون جنون شد به روایت تصویر


روز ۱۷ شهریور در تاریخ معدلات انقلاب، روز مهمی‌ست از این جهت که اعلام دیرهنگام حکومت نظامی و رهبری تظاهرات عمومی توسط روحانیون، منجر به یک اعتراض گسترده شد که در آن سال‌ها تا ۴۰۰۰ کشته را تخمین زدند.

معامله اینستاگرامیِ نوزادان؛ دختر گران‌تر از پسر


روزنامه شهروند – جعفر پاکزاد: پسر حدود ۵۰‌میلیون تومان، دختر حدود ۷۰ تا ۸۰‌میلیون تومان. قیمت کودک و نوزاد خیلی متفاوت است. نوزاد‌ها از کودکان گران‌تر هستند، آن هم اگر نوزاد دختر باشد. خرید و فروش نوزاد می‌کنند آن هم به‌طور حرفه‌ای. چت می‌کنند و شماره می‌دهند، ارسال چند تا عکس، واریز پول و در آخر تحویل نوزاد. خرید و فروش نوزادان در اینستاگرام جنجال به پا کرده.

حکایت نوزادانی که پس از به دنیا آمدن فروخته می‌شوند، حکایت دردناکی است، کودکانی که ناخواسته وارد این دنیا شده‌اند تا پول سیاهی برای پدر و مادرشان شوند. این گوشه‌ای از ماجرای عجیب‌وغریبی است که این روز‌ها در فضای مجازی شاهد آن هستیم، هرچند پلیس فتا بسیاری از این افراد را شناسایی و دستگیر کرده است، اما گویا ماجرا همچنان ادامه دارد.

معامله اینستاگرامیِ نوزادان؛ دختر گران‌تر از پسر

شاید تا چند دهه قبل زوج‌هایی که صاحب فرزند نمی‌شدند، تنها یک راه داشتند آن هم به سرپرستی گرفتن یک کودک بی‌سرپرست بود. اما این روز‌ها با پیشرفت تکنولوژی و روی کار آمدن راه‌های درمانی، بسیاری از زوج‌ها می‌توانند طعم شیرین پدر و مادرشدن را بچشند. اما متاسفانه کار به اینجا ختم نمی‌شود و گاهی اوقات حتی از دست علم پزشکی هم برای اینکه زوج‌ها بتوانند صاحب فرزند شوند، کاری برنمی‌آید. درست اینجای ماجراست که پای سودجویان و تبهکاران به میان می‌آید. همان دسته از تبهکارانی که همیشه در کمین نشسته‌اند تا از آب گل‌آلود به نفع خود ماهی بگیرند.

از برگه روی دیوار تا تبلیغ در فضای مجازی

ماجرای فروش نوزادها، ماجرای دردناکی است که غم بزرگی در آن نهفته است. قدیم‌تر‌ها گاهی اوقات روی در و دیوار شهر برگه‌هایی را نصب می‌کردند که نوشته شده بود، نوزادفروشی. اما حالا این برگه‌ها کمتر دیده می‌شود و آگهی فروش نوزادان سر از فضای مجازی درآورده است. کافی است کمی در این فضای افسارگریخته مجازی که روزبه‌روز به وسعت آن اضافه می‌شود، نگاهی بیندازید و با سرچ چند کلیدواژه و هشتگ به خواسته موردنظرتان برسید. هشتگ واگذاری نوزاد یا سرپرستی نوزاد.

آن موقع است که با دنیایی از عکس و مطلب روبه‌رو خواهید شد. چهره نوزادان و کودکان معصومی در مقابل چشمان شما نقش می‌بندد که مانند کالایی باارزش قیمت‌گذاری شده‌اند و خریدار حق انتخاب دارد. جای تخفیف هم گذاشته‌اند. کافی است با یکی از این دلالان فرشته‌ها وارد معامله شوی تا شما را به قبول سرپرستی یکی از این نوزاد‌ها قانع کند. آن‌قدر مهندسی معکوس را خوب آموخته‌اند که شما مجاب خواهید شد همه کار‌ها با روال قانونی پیش خواهد رفت و کوچک‌ترین مشکلی برای شما و فرزندی که قرار است به سرپرستی بگیرید رخ نخواهد داد.

یک خرید واقعی

تا قبل از این هرچه دیدیم و شنیدیم از گفته‌ها و گزارش‌های دیگران بوده. اما برای اینکه به اصل ماجرا برسیم و با واقعیت از نزدیک آشنا شویم، تصمیم گرفتیم برای خرید یک نوزاد دختر با فردی که خود را مسئول واگذاری نوزاد‌ها معرفی کرده بود، وارد معامله شویم.

بخش اول: پیدا کردن سوژه

برای پیدا کردن یک فروشنده باید کمی از فضای مجازی و کارکردن با آن سر دربیاورید. نه می‌توان گفت کار آسانی است و نه کار بسیار سخت و دشواری. یک صفحه شخصی در اینستاگرام راه‌اندازی کردم با نامی مجعول به نام هیچ در هیچ. حالا باید در فضای مجازی جست‌وجو می‌کردم. چند کلیدواژه و چند هشتگ. سرانجام به یکی از صفحه‌هایی که مورد نظرمان است، می‌رسیم. حالا وارد فاز بعدی ماجرا می‌شویم، برقراری ارتباط با فروشنده. هرچند از ظاهر صفحه مورد نظر شما به‌عنوان یک دنبال‌کننده به هیچ عنوان متوجه نخواهید شد که گرداننده این صفحه کیست و در چه حوزه‌ای کار می‌کند، اما وقتی سری به استوری‌های این صفحه می‌زنید، با آگهی‌هایی روبه‌رو می‌شوید که نشان می‌دهد اصل ماجرا فروش نوزادان است.

بخش دوم: ارتباط با فروشنده

حالا وقت آن رسیده که با فردی که خود را فروشنده معرفی کرده است، ارتباط برقرار کنیم. خودم را زن جوانی معرفی کردم که در به دنیا آوردن نوزاد مشکل دارد و همین موضوع باعث شده در زندگی با همسرش با مشکلات زیادی روبه‌رو شود. زن جوانی که برای بچه‌دار شدن همه تلاش خود را کرده و هر دارو و درمانی که فکرش را بکنید، انجام داده، اما سرانجام به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است. حالا این زن جوان تصمیم گرفته از طریق فضای مجازی با فردی که خود را فروشنده معرفی کرده است، وارد صحبت و معامله شود. در ادامه گفت‌وگوی من با یکی از فروشندگان فرشته‌ها را می‌خوانید.

-سلام، می‌شه شرایط رو برای واگذاری بهم بگید. من و همسرم یک پسر می‌خوایم.

-اما چند لحظه بعد با این پیام روبه‌رو شدم، «سلام هزینش ۵۵‌میلیون تومان. ولی سن و زمان ازدواجتون عرف باشه ۷۵‌میلیون تومان به نام خودتون.»

معامله اینستاگرامیِ نوزادان؛ دختر گران‌تر از پسر

-من و همسرم متولد ۶۹ هستیم. چند ساله ازدواج کردیم، اما بچه‌دار نمی‌شویم. این موضوع مشکلات زیادی برای ما به وجود آورده، مخصوصا از طرف خانواده همسرم.

– ششم تیرماه یک عمل زایمان داریم. اگر اوکی هستید در خدمتم.

مبلغ خیلی بالاست جای تخفیف داره؟ باید ماشین زیرپامونو بفروشیم تا بتونیم هزینه رو پرداخت کنیم. نحوه پرداخت به چه صورت است؟

– پنج میلیون بزنید به اسم و مشخصاتی که براتون ارسال‌می‌کنم. امروز این خانوم باردار به اسم شما میره سونوگرافی، زمان زایمان مدارک خودتونو میارید و بستریش می‌کنیم. بعد از زایمان هم همسرتون باید ترخیصش کنه.

– شما تهران هستید؟ و باید برای تحویل بچه بیایم تهران؟

– بله. برای بعدازظهر باید نوبت سونوگرافی بگیرم. اوکی بودید با این شماره ۰۹۳۳۵۵۰۰۰۰۰۰۰۰ تماس بگیرید. بیعانه بزنید. من بیمارستانم آنلاین نیستم.

– بله حتما. ما مشکلی نداریم، داشتم به همسرم حرفاتونو می‌گفتم.

– خداروشکر.

– فقط همسرم می‌گه نکنه خدایی نکرده ۵‌میلیون تومان پرداخت کنیم و بعد کلاهبرداری باشه و بچه‌ای تحویلمون ندهند، چون ما باید ماشینمونو بفروشیم.

– نه فداتشم.

– به خدا خیلی تو این زندگی بدبختی کشیدیم.

– اتفاق خوب همین بعدازظهر میفته. به اسم شما میرن سونوگرافی بعد تا زایمان.

– ممنونم. خدا برات خیر بخواد. همسرمو می‌گم بیفته دنبال جورکردن این پول.

– قربونت عزیزم. می‌خوای آشنات کنم با خانومایی که الان چهار ماه رزرو کردم و برای مرداد تا شهریور زایمانشونه. من می‌دونم چقدر سخته. دعام می‌کنید.

– واریز کردید بگید من نوبت سونو بگیرم. فعلا شمارمو داری پیام بده بهم.

گزارش به پلیس فتا و آغاز یک پرونده پلیسی

این بخشی از گفتگو با فروشنده نوزاد بود. نوزادی که قرار است چند روز دیگر پا به دنیای خاکی بگذارد و مادرش به هزارویک دلیل قصد دارد او را به فروش برساند. اما این پایان ماجرا نبود. اسکرین‌شات گفت‌وگوهایم را برای پلیس فتا ارسال کردم. به این ترتیب پرونده‌ای در این‌باره آغاز شد و کارآگاهان پلیس فتا با در دست داشتن اطلاعاتی که در اختیارشان قرار دادیم، تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کردند.

چند ساعت بعد

– شما گزارشمو به فتا دادید.

– سلام خانوم نه.

– یکی رفته گزارشمو داده برای همین.

این پایانی برای گفت‌وگوی من با یک فروشنده نوزاد بود. البته برای آن روز و فردا صبح دوباره با دو پیام روبه‌رو شدم که حاوی دو عکس بود. عکس از یک نوزاد پسر که در حال خندیدن است و در ادامه این متن پیام. (این پسر هم هست. مشهد ۴۸ میلیون.)

عملیات پلیسی برای دستگیری فروشنده فرشته‌ها

این دو عکس و پیامی که به دنبال آن ارسال شد، آخرین پیامی بود که از فرد فروشنده به دستم رسید و پس از آن دیگر پیامی ارسال نشد. اما در این هنگام کارآگاهان پلیس فتا همچنان در حال انجام تحقیقات کارشناسانه خود روی این پرونده بودند. پازل‌های مربوط به این پرونده توسط کارآگاهان پلیس فتا یکی پس از دیگری کنار هم چیده شدند تا اینکه یک روز بعد باخبرشدم کار‌های پلیس به نتیجه رسیده است و کارآگاهان پلیس فتا با ردزنی‌هایی که انجام داده بودند، موفق به شناسایی فرد موردنظر شدند.

به گفته پلیس فتا فرد فروشنده مردی جوان و ساکن یکی از شهرستان‌ها بود. هرچند با پیگیری مأموران پلیس فتا این فروشنده فرشته دستگیر شد، اما هنوز به فکر آن نوزادی هستم که قرار بود چند روز دیگر به دنیا بیاید یا همان نوزاد پسری که چهره با لبخند او را برایم ارسال کرده بود. انگار دست‌هایی پشت پرده ماجرا قرار دارد که به راحتی می‌توان کودک موردنظر را دید و خریداری کرد. اما نباید فراموش کنیم این فرشته‌های خدا قابل فروش و معامله نیستند و هیچ قیمتی نمی‌توان روی آن‌ها گذاشت.

از دستگیری باند فروش نوزاد تا اعترافات متهمان

تابستان امسال بود که دوباره ماجرای خرید و فروش نوزاد آن هم در فضای مجازی به‌خصوص برنامه اینستاگرام خبرساز شد. مطبوعات و خبرگزاری‌ها به این ماجرا واکنش نشان دادند. خبر‌های منتشرشده حاکی از آن بود که فرد یا افرادی در فضای اینستاگرام عکس کودکانی را با سن و سال‌های متفاوت از نوزاد تا خردسال منتشر کرده و برای هر کدام از آن‌ها قیمتی گذاشته‌اند. اعضای باندی که در فضای مجازی اقدام به خرید و فروش نوزاد می‌کردند از سوی پلیس فتای تهران منهدم شدند.

این اولین خبری بود که از این اتفاق در مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتشرشد. سردار حسین رحیمی، رئیس پلیس پایتخت درباره شناسایی باند فروش نوزادان در فضای مجازی اظهار کرد: «با توجه به اینکه وظیفه پلیس کنترل فضای مجازی است و پلیس فتا هم اقدامات خوبی را در این زمینه انجام داده است، ما توانستیم به سرعت سرنخ‌هایی از این گروه پیدا کنیم.» پلیس فتا در گشت‌زنی‌هایی که در فضای مجازی داشته است، با صفحاتی مواجه شده است که در آن‌ها آگهی‌های خرید و فروش نوزاد را منتشر کرده بودند.

از این‌رو با توجه به حساسیت ویژه این پرونده، کارآگاهان پلیس فتا مأموریت پیدا کردند تا هرچه سریع‌تر پرده از راز این ماجرای هولناک بردارند. ماجرای فروش نوزادان در فضای مجازی آن‌قدر عجیب و دردناک بود که روحیه مردم را جریحه‌دار کرد، به همین علت همزمان با آغاز تحقیقات پلیس بود که تعداد بسیاری از مردم نیز با تماس‌هایی که با پلیس داشتند، از این اتفاق و دیدن این آگهی‌ها ابراز نگرانی و از پلیس درخواست کردند هرچه سریع‌تر با عوامل این کار غیرانسانی برخورد کنند.

معامله اینستاگرامیِ نوزادان؛ دختر گران‌تر از پسر

دستگیری متهمان پرونده

تحقیقات گسترده مأموران پلیس ادامه داشت تا اینکه سرانجام همه سرنخ‌ها به یک مرد جوان رسید. با سرعت عمل بالای پلیس مخفیگاه متهم و همدستان او در نقاط مختلف شناسایی شد و همه اعضای باند در چند عملیات غافلگیرانه دستگیر شدند. در همان تحقیقات اولیه مشخص شد مرد جوانی که سردسته باند است، ۱۰ تا ۱۵ صفحه مجازی داشته که تمامی این صفحات حقیقی بوده و از این طریق اقدام به فروش نوزادان می‌کرده است.

ماجرای شناسنامه‌دار کردن نوزادان دروغ است

یکی از ترفند‌های متهمان این نوع پرونده‌ها برای ترغیب خانواده‌هایی که به دنبال سرپرستی نوزادان هستند، دادن ضمانت برای گرفتن شناسنامه نوزادان با نام خانوادگی پدر و مادر جدید است، موضوعی که سردار حسین رحیمی به آن واکنش نشان داد و اظهار داشت: «در اکثر این پرونده‌ها شاهد هستیم که متهمان مدعی هستند بعد از فروش نوزادان می‌توانند برای این کودک شناسنامه بگیرند و هیچ مشکلی وجود ندارد، اما این کار غیرقانونی بوده و به هیچ عنوان نه این فرد و نه فرد دیگری نمی‌تواند برای نوزادی که به این صورت خرید و فروش می‌شود، شناسنامه بگیرد.»

آینده‌های تیره کودکان خریداری‌شده

همیشه باید به فکر آینده بود. با خرید نوزاد چه آینده‌ای به این کودکان هدیه خواهیم داد.

دکتر سمیرا دهقانی، روانشناس درباره آسیب‌هایی که این کودکان در آینده خواهند دید می‌گوید: «بدون شک این کودکان خریداری‌شده پی به حقیقت ماجرا می‌برند و دچار بحران هویت می‌شوند.»

از نظر روانشناختی این افراد با افسردگی، اضطراب و حس تعارض و گم‌گشتگی روبه‌رو خواهند شد که نه‌تن‌ها در زندگی فردی بلکه در زندگی اجتماعی آن‌ها نیز تأثیر بسزایی می‌گذارد.

بیشتر این افراد وقتی درجریان اصل ماجرا قرار می‌گیرند، برای پیداکردن والدین اصلی خود اقدام می‌کنند که همین مسأله استرس مضاعفی را به آن‌ها وارد می‌کند و این استرس و حس تعارض تا زمانی که والدین خود را پیدا نکنند، از بین نخواهد رفت. اگر والدین‌شان را پیدا کنند، ولی آن‌ها از دنیا رفته باشند، این فرد تا پایان عمر با سوال‌های بی‌پاسخی روبه‌رو می‌شود که در سلامت روانی او تأثیرگذار است.

از آن‌طرف اگر والدین آن‌ها زنده باشد، هرچند شاید بتوانند راحت‌تر با این موضوع کنار بیایند، اما قبول خانواده جدید یا ادامه رابطه عاطفی با خانواده قبلی مشکلات و مسائل مربوط به خود را به همراه خواهد داشت. از نظر روانشناسی توصیه می‌کنیم این دست از خانواده‌ها در درجه اول به هیچ‌عنوان برای انتخاب فرزند از این روش استفاده نکنند، اما درصورتی که از این طریق سرپرستی فردی را به عهده گرفتند، بهتر است از همان ابتدا کودک تحت‌نظر روانشناس باشد تا در زمان مشخص این موضوع را با او درمیان بگذارد. آسان‌ترین راه لزوما بهترین راه نیست. قبل از انجام هرکاری بهتر است پیامد‌های آن را بررسی کنیم تا آسیب کمتری به اطرافیان وارد کنیم.

معامله اینستاگرامیِ نوزادان؛ دختر گران‌تر از پسر

خریدوفروش نوزاد در قانون

خریدوفروش نوزادان و کودکان در قانون جمهوری اسلامی ایران جرم تلقی می‌شود و قانونی با عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در ۹ ماده به تصویب رسیده است که متأسفانه اشاره صریحی جهت خریدوفروش غیرقانونی به آنان نشده است تا ضمانت اجرا‌هایی را در پی داشته باشد.

لکن در ماده ۳ قانون بیان شده است که هرگونه خریدوفروش و بهره‌کشی از کودکان به جهت اعمال خلاف مانند قاچاق و… شخص مرتکب به ۶ماه تا یک‌سال حبس یا پرداخت ۱۰‌میلیون ریال تا ۲۰‌میلیون ریال محکوم خواهد شد.

البته نکته حایز اهمیت آن است که اداره کل حقوقی قوه‌قضائیه در نظریه مشورتی درخصوص پدران و مادرانی که طفل خود را در اختیار دیگری قرار داده و در قبال وجهی را دریافت می‌کنند و فرزندخواندگی اتفاق می‌افتد، بیان داشته است که این مورد نیز مشمول ماده ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ بوده و هرگونه خریدوفروش و بهره‌کشی جرم محسوب می‌شود و ضمانت اجرای کیفری را به دنبال خواهد داشت.

اما باید این نکته را درنظر داشت که بسیاری از افراد برای دورزدن قانون، از الفاظی، چون هدیه و اهدای نوزاد استفاده می‌کنند تا مشمول این ماده نشوند و از این‌رو خلأ قانونی به‌شدت در این حوزه احساس می‌شود.

شخصی که نوزاد را خریداری کرده است نیز، می‌توان برحس تعاریف آدم‌ربایی تلقی کرد و او را مورد تعقیب قرار داد؛ چراکه طبیعت و ذات آدم‌ربایی آن است که وقتی شخصی توسط شخص دیگری ربوده می‌شود، از حقوق انسانی خودش محروم شده، حتی اگر که این کودک در مقابل مبلغی فروخته شود و در اختیار ثالثی قرار گیرد.

معامله اینستاگرامیِ نوزادان؛ دختر گران‌تر از پسر