چرا برخی مادر شوهر و مادر زن را مامان صدا می‌کنند؟


زهرا احمدی در وب‌سایت ویرگول به نکاتی جالبی درباره حال و هوای نامزدی و دوران عقد اشاره کرده و تضادها و مسائلی که گاه رابطه را بهم می‌ریزد و گاه هویت افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، تا حدی که فرد به شکلی نامتعارف و در مدتی کم برای ایجاد صمیمیت دست به رفتارهایی می‌زند که توی ذوق می‌زند. البته تیتر این مطلب کمی بازیگوشانه است اما ریشه در یک واقعیت دارد که صمیمیت فقط با «مامان» صدا کردن ایجاد نمی‌شود، بخش‌هایی از مطلب ویرگول را در ادامه آوردیم.

چرا برخی در دوران نامزدی، خودشیرین می‌شوند؟

دوران عقد مسلما بیش از آنکه دوران خوشحالی، هیجان و جذابیت باشد دوران آشنایی است، آشنایی واقعی. شاید در دوران خواستگاری آشنایی صورت گرفته باشد، اما در دوران عقد دو طرف وارد زندگی یکدیگر می‌شوند، وارد خانواده و زندگی جدیدی که با زندگی مشترک دو نفره کمی تفاوت دارد.

اسمش را می‌شود «زندگی با خانواده ها» گذاشت، ازدواج در فرهنگ ایرانی ابتدا وصلت خانواده هاست که تاثیر به سزایی در زندگی دو نفر دارد؛ بنابراین باید دختر و پسری که عقد می‌کنند و وارد خانواده‌های یکدیگر می‌شوند هوشمندی به کار ببرند و به قول معروف استراتژی زندگیشان را بر اساس این دوران پایه ریزی کنند.

در اولین قدم ورود، باید نسبت به رفتارها، فرهنگ، سنت ها، عقاید و آداب و رسوم و خلاصه همه چیز‌هایی که می‌بینیم ومی شنویم، حساس باشیم چرا که آشنایی با این مسائل در زندگی مشترک و ارتباط با همسر، کمک کننده است، به دلیل آنکه او در دل همین خانواده رشد کرده و بزرگ شده و بر روی او هم این سبک زندگی اثر گذاشته است.

البته قرار نیست خودمان را شبیه به خانواده همسر کنیم و باب میل آنان رفتار. اما با این شناخت می‌توانیم از بسیاری از تنش‌ها جلوگیری کنیم، تنش‌هایی که بعد‌ها می‌تواند در رابطه دو نفره زن و شوهری هم اثر بگذارد.

چرا برخی در دوران نامزدی، خودشیرین می‌شوند؟

از سوی دیگر همسر (زن یا شوهر) هم می‌تواند در ورود همسرش به جمع خانواده اش نقش مهمی داشته باشد، او شناخت خوبی نسسبت به خانواده اش دارد و می‌تواند به همسرش و همچنین خانواده اش در شکل گیری یک رابطه درست کمک کند.

موضوع بعدی قرار نیست با خانواده همسر صمیمی شویم، یک ارتباط درست و قابل احترام هم کافی است، به هر حال خانواده‌های دختر و پسر تفاوت‌هایی دارند که گاه سبب اختلاف می‌شود بنابراین همین اندازه که بتوانیم این رابطه را درست مدیریت کنیم که نه خانواده‌ها و نه رابطه دو نفره آسیب ببیند بلکه به کیفیت روابط کمک کند، کافی است.

جمله معروفی وجود دارد که خانواده همسر مثل خانواده خودمه» یا مادرشوهر مثل مادرمه یا عروسم مثل دخترمه. من خیلی با این عبارات موافق نیستم. هیچ موقع من نخواهم توانست رابطه‌ای که با مادرم دارم را با مادر شوهرم داشته باشم، البته باید گفت موضوع احترام و دوست داشتن متفاوته و سر جای خود.

ولی انتظار یک رابطه فرزند والدینی از دو طرف کمی دور از واقعیت است. خودشیرینی و شیرین عسل شدن هم معضل دیگر دوران عقد است. بعضی از دختر‌ها و پسر‌ها در این دوران، خود را شیرین می‌کنند و رفتار‌هایی از خود بروز می‌دهند که خواسته یا ناخواسته سبب می‌شود عده‌ای دیگر از چشم خانواده بیفتند.

همه انسان‌ها خصوصیات مثبت و منفی دارند، نه باید آن قدر مثبت‌ها را بزرگ کرد که از منفی‌ها غفلت کرد و نه آنقدر منفی‌ها را که مثبت‌ها را نبینی و در یک جمع آن هم خانوادگی مراقب دیگر اعضا هم باشی و از نقاط منفی یا ضعف آنان سوء استفاده نکنیم.

 

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟


برترین‌ها: چند روزی‌ست که بحث ممنوعیت حضور بانوان در زورخانه‌ها داغ شده، این مطلب به چند و چون ماجرا پرداخته، به ممنوعیتی که عجیب به نظر می‌رسد.

بانوان ورزشکار رشته‌های زورخانه‌ای چند سالی است که مصرانه خواهان فعالیت در این رشته هستند و بنا بر اظهارات رئیس فدراسیون، اکثراً این بانوان نیز از اعضای خانواده ورزشکاران رشته زورخانه به‌حساب می‌آیند. ورزش بانوان در سال‌های گذشته همیشه در انتظار اجازه و رخصت مردان بوده است، رشته‌هایی همچون کشتی، موتورسواری و بیلیارد تنها دو سه سال است که توانسته‌اند از مرز‌های جنسیتی عبور کنند و بانوان علاقه‌مند بدون نگرانی و به‌صورت علنی در آن‌ها به فعالیت بپردازند. حالا نیز تغییرات به رشته ورزش‌های زورخانه‌ای و باستانی رسیده و اراده‌ای برای حضور بانوان در این رشته ایجاد شده است.

باوجوداینکه آمار دقیقی از بانوان باستانی‌کار وجود ندارد، سال‌هاست که دختران علاقه‌مند به این رشته کهن ایرانی در سایه و سکوت در تلاش برای پرداختن به این رشته ورزشی بوده‌اند. اعتراض‌ها به حضور زنان در این رشته به دهه ۸۰ بازمی‌گردد و همچنان ادامه دارد و گاهی واکنش‌ها به وجود این ورزشکاران شدیدتر از قبل می‌شود؛ به‌طوری‌که در این مدت ممانعت‌های شدیدی برای ورود بانوان به گود‌های زورخانه صورت گرفته است.

جمعی از آیات عظام در واکنش به برخی اعتراضات و در پاسخ به استفتایی در این زمینه، فعالیت زنان در رشته ورزش باستانی ایرانی را به‌شرط حفظ موازین شرعی بلامانع دانسته‌اند

گفته می‌شود تنها راه پیش روی ایران برای جهانی‌کردن این رشته ورزشی، صدور مجوز فعالیت بانوان در ورزش باستانی است؛ چالشی که فدراسیون ایران نیز بنا دارد آن را حل کند، اما این تصمیم هرگز باب میل برخی پیشکسوتان یا مراجع دیگر نیست.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

داستان چه بود؟

در همین مورد، اما مشکلات و جنجال‌هایی به پا شد. داستان جنجالی این روز‌ها به مصاحبه چندی پیش رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای برمی‌گردد که بعد از یک هفته واکنش شدیدی را به همراه داشت.

گروهی که در بیانیه‌ای خود را ورزشکار، پیشکسوت، مرشد، جانباز، نماینده نیرو‌های مسلح و جامعه طلاب معرفی کردند، نسبت به تصمیمات فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای واکنش نشان دادند. تعدادی از این افراد که کمتر از ۵۰ نفر بودند، دقیقاً در روز ملی ورزش زورخانه‌ای و فرهنگ پهلوانی در زورخانه شهید عراقی تجمع کرده و نسبت به حضور زنان در این رشته به‌شدت اعتراض کردند و به فدراسیون نسبت به تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌هایش دراین‌زمینه هشدار دادند.

این که هنوز نگاه جنسیتی در بسیاری از فعالیت‌ها گریبان زنان را گرفته واقعیتی انکارناپذیر است. این نگاه که در محیط کار، خانه، ورزش و به‌صورت کلی در جامعه وجود دارد زخم‌های زیادی به زنان زده است

مخالفان حتی اعلام کردند اعطا و صدور مجوز نواختن زنگ جهت اعضای هیأت‌رئیسه فدراسیون و حکم پهلوانی به خانم‌ها چیزی جز هتک حرمت و بی‌اعتنایی به پهلوانان و صاحبان واقعی زنگ‌ها که همگی سابقه‌ای بالاتر از نیم‌قرن حضور در گود پهلوانی داشته‌اند، نبوده و این اقدام نسنجیده و توهین‌آمیز به سخره گرفتن تمامی آداب و قوانین قرن‌های متمادی این ورزش است.

مراجع از ورزش باستانی بانوان حمایت کردند

در پاسخ به این گروه، مجتبی جوهری، رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای، از اعلام نظر مثبت جمعی از مراجع عظام تقلید در مجاز بودن حضور و فعالیت بانوان در رشته ورزش‌های زورخانه‌ای به‌شرط رعایت موازین شرعی خبر داد. بر اساس اعلام او در استفتایی که از جمعی از مراجع عظام تقلید صورت گرفته و درباره «امکان حضور و فعالیت زنان در رشته ورزش‌های زورخانه‌ای» سؤال شده است، جمع کثیری از حضرات آیات در پاسخ به این استفتا، فعالیت زنان در این رشته ورزشی باستانی ایرانی را به شرط حفظ موازین شرعی بلامانع دانسته‌اند.

جوهری گفته است ۷ نفر از ۹ نفر اعضای هیئت‌رئیسه فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای نیز با فعالیت زنان در این رشته موافقت کردند و با توجه به درخواست‌های مکرر و اجازه مراجع عظام با فعالیت بانوان، قصد داریم این موضوع را در جلسه مجمع فدراسیون نیز مطرح کنیم تا درنهایت در صورت موافقت وزارت ورزش، فعالیت رسمی بانوان در این رشته آغاز شود.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

زنان بازوبند پهلوانی نمی‌گیرند!

یکی دیگر از موضوعاتی که باعث شده بود تا ورزش باستانی بانوان با مخالفت مواجه شود نوع پوشش ورزشکاران بود. جوهری، رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای در این رابطه گفته است که لباس‌های بانوان طراحی‌شده و کاملاً پوشیده است. به گفته او لباس طراحی‌شده حتی از لباس بانوان ورزشکار در رشته‌هایی مثل جودو، تکواندو و کاراته که البته پوشیده هستند، نیز کامل‌تر است. هدف این است که بانوان در فضایی کاملاً زنانه با لباس‌هایی کاملاً متناسب با شأن و جایگاه این رشته، در زورخانه ورزش کنند.

بازوبند پهلوانی هم از آن دسته نقاط ابهام بود که معترضان به آن اشاره‌کرده بودند که البته رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای درباره انتقاد از اینکه فدراسیون قصد دارد به بانوان بازوبند پهلوانی هم بدهد، گفت: اصلاً چنین چیزی صحت ندارد و ما نه تاکنون این کار را انجام داده‌ایم و نه قصدی برای انجام آن داریم چراکه بازوبند پهلوانی متعلق به پهلوانان بوده و خواهد بود. هرچند معتقدیم بانوان ما در بسیاری از زمان‌ها همچون دوران جنگ و حتی وقایع اخیر مثل سیل، زلزله و کرونا مردانه وارد میدان شدند و واژه پهلوانی برازنده آن‌هاست. متأسفانه عده‌ای با مطرح کردن این صحبت‌ها قصد تخریب دارند و می‌خواهند با این حرف‌ها وارد فضای تحقیر دیگران شوند. هدف بانوان فقط اجازه برای فعالیت در این رشته است و اصلاً دنبال بازوبند و این چیز‌ها نیستند.

زنان، پیروز میدان

این که هنوز نگاه جنسیتی در بسیاری از فعالیت‌ها گریبان زنان را گرفته واقعیتی انکارناپذیر است. این نگاه که در محیط کار، خانه، ورزش و به‌صورت‌کلی در جامعه وجود دارد زخم‌های زیادی به زنان زده است.

اعتراض‌های اخیر زیاد هم دور از ذهن نبوده و البته اتفاق جدید و عجیبی نیست، چراکه ورود زنان به رشته‌هایی که پیش‌تر به‌عنوان رشته‌های مردانه در جامعه ایرانی شناخته می‌شدند، همواره با واکنش‌ها و شاید ممنوعیت‌هایی مواجه بوده است، اما بااین‌وجود حمایت دولت و مقامات تصمیم‌گیرنده درنهایت به ورود زنان به این رشته‌ها منجر شده است.

شاید کسی فکرش را نمی‌کرد با توجه به نوع پوشش رشته‌ای، چون کشتی، روزی دختران ایرانی بتوانند با پوشش اسلامی کشتی بگیرند و در مسابقه بین‌المللی حضور پیدا کنند، اما این اتفاق با کشتی کلاسیک بانوان در فدراسیون رسول خادم در تورنمنت بین‌المللی لبنان رخ داد و آرزوی زنان این سرزمین برای کشتی گرفتن با رشته‌ای به نام کلاسیک، محقق شد.

در وزنه‌برداری نیز همیشه تصور بر این بود که صرفاً مردان می‌توانند و یا علاقه‌مندند که در این حوزه فعالیت کنند، اما دو سالی است که در فدراسیون علی مرادی، استارت وزنه‌برداری بانوان زده‌شده و الهام حسینی نیز در تورنمنتی بین‌المللی به مدال دست‌یافته است.

در رشته بوکس هم شرایط به‌گونه‌ای است که فدراسیون حسین ثوری، یکی از شعار‌های انتخاباتی‌اش را رسمیت بخشیدن به فعالیت‌های بوکس بانوان عنوان کرده بود و کارشناسان این حوزه در مصاحبه‌هایشان تأکید داشتند که بوکس زنان از حالت زیرزمینی باید خارج شود و آن‌ها نیز به‌عنوان عضوی از جامعه این اجازه را داشته باشند که در صورت تمایل، به‌صورت قانونی و رسمی به ورزش بوکس بپردازند.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

حالا نوبت ورزش زورخانه‌ای و پهلوانی است که زنان رسماً اجازه فعالیت در آن را پیدا کنند. هرچند این رشته در بخش مردان نیز در حال فراموشی است و فدراسیون برای احیای این رشته تلاش می‌کند، اما این امر نباید بهانه‌ای باشد بر اینکه زنان در بخش زورخانه‌ای هیچ‌گونه فعالیت رسمی نداشته باشند. نکته جالب و قابل‌تأمل اینکه مهرعلیزاده در رأس فدراسیون جهانی زورخانه‌ای و همچنین فدراسیون زورخانه‌ای ایران به دنبال گسترش این رشته در سراسر دنیا هستند و هزینه‌های زیادی هم در این خصوص صرف شده است. نکته عجیب اینکه گفته می‌شود زنان غیرایرانی اجازه فعالیت در رشته‌ای که از آن ایران است را دارند، اما با حضور زنان ایرانی در گود زورخانه مخالفت‌هایی صورت گرفته است.

آخر اینکه در این سال‌ها برای حفظ فرهنگ پهلوانی، بودجه‌های کلانی خرج شده است، اینکه تا چه حد مؤثر بوده و یا نبوده، موضوع موردبحث ما نیست؛ اما در رشته‌ای که قرار است اخلاق و پهلوانی حرف اول را در آن بزند، قطعاً پذیرفتن مخالفت‌های این‌چنینی و اینکه گفته شود حضور و فعالیت زنان قداست زورخانه را زیر سؤال می‌برد، با اصل و ماهیت این رشته منافات زیادی دارد و مسئولان باید با این نوع نگاه برخورد کنند. حضور زنان که بار‌ها نشان داده‌اند در شرایط مختلف پا به‌پای مردان در عرصه‌های مختلف پهلوانی کرده‌اند نه‌تن‌ها قداست و عظمت مکانی را زیر سؤال نمی‌برد بلکه به آن مکان معنویت بیشتری هم می‌بخشد.

منبع: توسعه ایرانی

زنِ ایرانی ایده‌آل ۱۰۰سال گذشته، چگونه زنی‌ست؟


وب‌سایت میدان – مرضیه آژینی: یادداشت پیش رو در جستجوی پیدا کردن زنِ ایده‌آلِ در صد سال اخیر است.

از مادر مشروطه تا مادر شهدا

ایرانِ مدرن تاریخی حدوداً صد ساله را پشت سر گذاشته است. صد سالی که با روی کار آمدن دوره‌های حکومتی متفاوت همراه بود. حکومت‌هایی که هر کدام گفتمان‌ها، ایدئولوژی‌ها و هژمونی‌های مسلط خود را شکل دادند و تقویت کردند. این مقاله در جستجوی پیدا کردن زنِ ایده‌آلِ هر کدام از این حکومت‌ها، در خلال روز‌های سپری شده از اواخر قاجار تا ابتدای جمهوری اسلامی، است. زن ایده‌آلی که گویا تحکیم گفتمان مسلط تنها به کمک بدن و حضور تعریف‌شده او ممکن بود.

با اندکی مسامحه می‌توان گفت، برای نخستین بار، زن به عنوان عضوی از جامعه در اواخر عصر قاجار، همزمان با اوج‌گیری مشروطه‌خواهی در ایران، مطرح شد. بعد از شکست‌های بزرگ و ننگین ایران در برابر روسیه تزاری از ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳، و از ۱۸۲۶ تا ۱۸۲۷، و در برابر انگلستان در بازه زمانی ۱۸۵۶ تا ۱۸۵۷ میلادی، که منجر به از دست رفتن قلمرو‌های عظیمی از قفقاز و افغانستان شد، گفتمان مدرن ملی‌گرایی در ایران شکل گرفت. این گفتمان که پیوند تنگاتنگی با مفاهیم بازتعریف‌شده‌ای، چون «ایران»، «ملت» و «وطن» داشت، قلمرو جغرافیایی وطن را همچون پیکر یک زن در نظر گرفت.

این‌همان بودنِ وطن و زن یکی از مولفه‌های اصلی گفتمان ملی‌گرایی در تاریخ بسیاری از کشور‌های جهان بوده است. اما تفاوتی آشکار بین وطن – زنِ ایرانی و نمونه‌های فرامرزی آن وجود دارد. بر خلاف فیگور‌های اروپایی، چون ماریانا، گرمنیا و بریتانیا، که اغلب الهه‌هایی باشکوه، با تاجی بر سر و شمشیری در دست بودند، فیگور ایرانی، که بی‌ارتباط با شکست‌های ایران نبود، مادری پیر، بیمار و رو به احتضار بود.

مادری که نیاز اضطراری و مبرم به تشخیص بیماری، مراقبت، حمایت و عشق از سوی ملت داشت.

ملتی که اغلب از مردانی تشکیل شده بود، که برای نخستین بار نه برای پیوند مشترک خونی‌شان، بلکه به دلیل هم‌وطن بودنشان، برادر شده بودند. برای داشتن ملتی قدرتمند و پویا، زن – مادر، به عنوان کسی که نه تنها به ملت زندگی می‌بخشید، بلکه به عنوان نخستین آموزگار او، مهم شد. اهمیتی که به مسائلی، چون آموزش، پاکیزگی، سلامت، ازدواج و خانواده پیوند خورد. بنابراین، زنِ ایده‌آل عصر مشروطه مادر بود. مادری که از یک سو نیاز به حمایت مردانه، و از سوی دیگر نیاز به آموزش مدرن داشت.

از مادر مشروطه تا مادر شهدانقاشی Germania، توسط Philip Veit در سال ۱۸۴۸

از مادر مشروطه تا مادر شهداایران همچون مادر بیمارِ افتاده در بستر، در بیخیالی و خواب‌زدگی پسران. چاپ‌شده در روزنامه شکوفه، دومین نشریه زنان در عصر قاجار، ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۴.

بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، و با به قدرت رسیدن رضا شاه، نقش‌ها و هنجار‌های جنسیتی با دگرگونی‌های چشمگیری روبه‌رو شد، از اصلاحات در حوزه‌های سلامتی و پاکیزگی گرفته تا تغییر در مولفه‌های پوششی و منع حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴. از یک سو راه‌اندازی پروژه‌های گسترده مدرنیزاسیون و غربی‌سازی که مولفه‌هایی، چون پوشش، تفریحات و مدل ایده‌آل خانواده غربی را تبلیغ می‌کرد، و از سوی دیگر حکومت دیکتاتوریِ وابسته به قدرت مرکزی و مطلقه رضا شاه که منجر به شکل‌گیری سازمان‌های وابسته و تحت حمایت دولت از جمله سازمان‌های زنانه شد، زن ایده‌آل را از مادر ضعیف و بیمار مشروطه به زنی مدرن، اما مطیع در عصر رضا شاه تبدیل کرد.

از مادر مشروطه تا مادر شهدادیوارآویز، در ستایش رضاخان به عنوان نجات‌دهنده ایران. ایرانی که در هیبت زن به قامت ایستاده و مطمئن پدر بزرگ تکیه داده است.

در خلال جنگ جهانی دوم، با باز شدن پای متفقین به ایران، و به بهانه حمایت شاه ایران از هیتلر، رضا شاه در سال ۱۳۲۰ تبعید شد و جای خود را به پسر داد. ایران در آستانه فترتی دوازده ساله قرار گرفت، فترتی که با فعالیت‌های اقتصادی و آزادی‌های سیاسی همراه بود.

دوره‌ای که همزمان با تولد احزاب سیاسی و سندیکا‌ها بود. اما افسوس که این دوره کوتاه آزادی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به پایان رسید. اگرچه در این دوره زنان به حقوق بسیاری، چون حق رای در سال ۱۳۴۱ و تصویب لایحه حمایت از خانواده در سال ۱۳۴۶، دست یافتند، اما همچنان فیگور زن مدرن و مطیع توسط حکومت تقویت شد.

در اواخر دوره پهلوی، که با انقلاب ۵۷ به پایان رسید، سه گونه متفاوت از گفتمان مخالف، فیگور زن مدرن را به مبارزه طلبید. نخست، زنان و مردان اقشار متوسط شهری و متمول بازاری. دوم، حزب چپ اسلامی، مجاهدین خلق؛ و سوم، حزب چپ مارکسیستی، فدائیان خلق. هر کدام از این مخالف‌خوان‌ها به گونه‌ای متفاوت زن ایده‌آلِ خود را تعریف کردند. از زن مطیع  گرفته تا زن فاقد جنسیت احزاب چپ.

هر سه با پوشش خاص خود، یا با بلوز و شلوار گشاد و روسری، و یا با پوششی مردانه، به شدت از مولفه‌های پوششی زنانه، که الهام‌گرفته از غرب بود، مبارزه کردند.

 

از مادر مشروطه تا مادر شهداپوستر روز جهانی زن در دانشگاه تهران، اسفند ۱۳۵۷.

در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، زن دوباره در تاریخ ایران مادر شد.

زنِ خوب، زنِ اتاق خواب و زنِ آشپزخانه است!


وب‌سایت میدان: اظهارات سمیه محمودی نماینده مجلس یازدهم در خصوص پاسخ هیات رئیسه مجلس به درخواست زنان نماینده برای حضور در فراکسیون‌های مجلس و پست‌های مدیریتی، مبنی بر بازگشت زنان به خانه، جلوه‌ای دیگر از دوگانه سخت جان و دیرپای فرهنگ – طبیعت و اعتقاد به تعلق مردان و زنان به حوزه‌های جداگانه عمومی و خصوصی است.

جای زن خانه است

باور به نقش‌های سنتی زنان و این انگاره که زن به دلیل طبیعت زنانه‌اش در زادن و پروریدن، متعلق به عرصه خصوصی است و مرد مسئولیت حضور در عرصه عمومی و مدیریت و اداره امور را بر عهده دارد، مفهومی است که حداقل از زمان مشروطه به این سو نقش مهمی در تضییع حقوق زنان و کوتاه کردن دست آنها از فرصت‌های برابر شغلی داشته است.

اظهارات هیئت رئیسه مجلس، تداوم مفهوم مادریت جدید

در جوامعی که مردسالاری در تمام سطوح اعمال می‌شود، کلیشه‌های جنسیتی که ریشه در سنت‌های فرهنگی و اجتماعی جوامع داشته و نقش مهمی نیز در رویه‌های قضایی و حقوقی زن ستیز ایفا می‌کنند، عاملی مهم در عدم مشارکت سیاسی موثر زنان در سطوح مختلف مانند نمایندگی پارلمان هستند.

هیات رئیسه مجلس یازدهم گفته زنان باید بچه‌داری کنند و در آشپزخانه باشند چون در باور جمعی ما و خاصه مردان، نقش اجتماعی برای یک زن امری ثانویه است و رسالت اصلی او مادری و همسری است، اینکه این زن تحصیلات عالی و توان مدیریتی حتی بیشتر از همکاران مرد خود دارد، این باور کلیشه‌ای را که زنان به دلیل زن بودن شایستگی احراز بسیاری از مشاغل را که به صورت سنتی مردانه تلقی می‌شوند ندارند، تغییر نمی‌دهد.

جای زن خانه است

تن دادن به مفهوم تقسیم کار جنسیتی و مادریت جدید به معنی مادر و همسری تحصیل کرده و آگاه به مسائل روز که لزوما مشارکتی در امور سیاسی و اجتماعی ندارد، توسط فمنیست‌های اولیه از زمان مشروطه با هدف متقاعد کردن حاکمیت برای تن دادن به حقوق آموزشی – فرهنگی زنان و اشتغال آنها در پاره‌ای از مشاغل زنانه مطرح شد. اتخاذ این این رویکرد در آن زمان و متاثر از فضای عصر قاجاری قابل فهم است؛ زیرا فمنیست‌های اولیه در قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ در خصوص کار زنان و اساسا مطالبه حقوق آنها، بیشتر به دنبال راهی برای تطبیق با اجتماع بودند تا تحول اساسی در آن، زیرا هر تغییر بنیادی در انقیاد و فرودستی زنان باید به انتظار چالشی کلی با نظم سیاسی و ساختار اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر سنت و مذهب می‌نشست.

توسل به مفهوم مادریت برای احقاق حقوق زنان، در بستر تاریخی عصر قاجار و مشروطه قابل درک است و سرزنش بار به حساب نمی‌آید، فعالین زن در آن زمان و همچنین در دهه اول حاکمیت رضاشاه نسبت به تحقیر و تبعیض‌هایی که متحمل می‌شدند اعتراض می‌کردند اما از آنجا که فاقد ابزارهایی برای تبدیل اعتراضات و شکایات خود به مطالبه‌ای جدی و تحول‌خواه بودند، چاره‌ای نداشتند جز آنکه عنوان کنند زن ایرانی فعلا قصد ندارد به پارلمان و مشاغل مدیریتی ورود کند و هدف مبارزات جنبش زنان برخورداری زنان از آموزش جدید و امکان ورود به مشاغل زنانه است.

فعالین زن به این صورت از حق آموزش زنان دفاع می‌کردند زیرا عملگرایی فعالین زن تا جای پذیرفته بود که زنان ادعا داشتند به خاطر خانواده کار می‌کنند، در فضای آن روز ایران که هر کنش سیاسی و اجتماعی از طرف زنان تقبیح و محکوم می‌شد، آنها چاره‌ای نداشتند جز اینکه در چهارچوب همان گفتمان مادریت جدید و وفادار به ایده حوزه‌های جداگانه برای ورود به اجتماع تلاش کنند.

سوءاستفاده دولت‌مردان از ایده مادریت جدید

از همان زمان مشروطه، ساختار مردسالار نظام سیاسی که در پیوند با فضای زن ستیز اجتماعی قرار داشت، کوشید با تاکید بر نقش‌های سنتی زنان آنان را در پستوی خانه نگاه دارد و بکوشد با تاکید بر ضرورت حفظ خانواده سنتی ایرانی با محوریت مادر، تا جای ممکن از ورود زنان فارغ التحصیل به فرصت‌های شغلی جلوگیری کند. بنابراین دیدیم که فمنیست‌ها و دولت هر دو در راستای اهداف خود به مفهوم مادریت جدید متوسل شدند، اما تمایز مهمی که میان این دو خوانش از مادریت جدید وجود داشت این بود که فعالین زن بنا داشتند از فمنیسم مادرانه در قالب ارزشمندی مادری و مشاغل زنانه به نفع برابری زنان استفاده کنند.

به این معنا که مادری را حلقه مهم میان خانواده و دولت و میان فرد و جامعه تعبیر می‌کردند و معتقد بودند مادری نه به معنای محصور شدن در عرصه خصوصی بلکه به معنای نقطه ورود به زندگی اجتماعی است. فمنیست‌ها با تفسیر متفاوتی از خانه- به معنای هر جایی که همسر و فرزاندانشان هستند، خواستار تسری یافتن فضایل و ارزش‌های زنانه به کل اجتماع شدند، آنها با تکیه بر مسئولیت‌های خانوادگی زنان به جای رد آن، درصدد افزودن و تسری عرصه مسئولیت اجتماعی به زنان بودند.

جای زن خانه است

اما بر خلاف تلاش زنان برای مزین کردن نقش‌های زنانه به حقوق سیاسی و اجتماعی، در ایدئولوژی مردسالار حکومت، مادرانه‌گرایی تقابل سنتی مرد و زن را که در تقابل با عقل و احساس بازتاب می‌یافت تقویت کرد. زنان که موجوداتی احساساتی به شمار می‌آمدند نمی‌توانستند در عصر ملی‌گرایی و تجدد که بر پایه خرد بود، مشارکت فعال داشته باشند، همچنین نمی‌توانستند همان حقوقی را مطالبه کنند که به مرد بر اساس طبیعت خردورز او داده می‌شد. این میراث نسل به نسل با تداوم حیات در سنت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما ادامه یافت، بر بستر چنین میراثی است که امروزه هیات رئیسه مجلس یازدهم در سال ۱۳۹۹شمسی در تمسخر زنان و محروم کردن آنها از نقش‌های سیاسی بر همان کلیشه‌هایی تاکید می‌کند که دستاویز مشروطه خواهان در مجلس اول ملی در سال ۱۲۸۵شمسی بود.

چند راهکار برای کاهش دعواهای زن و شوهری


برترین‌ها: کنایه‌زدن، تیکه انداختن و رفتارهایی از این دست گاهی بیشتر از مشت و لگد ایجاد تنش می‌کند، این مطلب درباره آزارهایی‌ست که ظریف‌تر است و توجه چندانی برای رفع آن‌ها نمی‌کنیم.

نیازی به چشم کبود و بدن ضرب خورده نیست. حتی اگر در دعوا‌های زن و شوهری جسم همسرتان را خراش ندهید، حتما همسری نمونه نیستید. روانشناسان می‌گویند همسر آزاری تنها در مشت و لگد خلاصه نمی‌شود. کافی است اعتماد به نفس و آزادی را از همسرتان بگیرید یا آنکه اجازه دهید زندگی بیشتر از آنچه در توان همسرتان است او را در تنگنا قرار دهد. اگر می‌خواهید بدانید کجای کار هستید و چه آسیب‌هایی به همسرتان می‌رسانید، در ادامه این مطلب با ما باشید.

همدیگر را اذیت نکنید!

زندگی شطرنج نیست

اشکالی ندارد اگر گاهی حرف‌تان را به زبان بی‌زبانی بزنید، اما اینکه بخواهید همسرتان از کنایه‌های شما دلیل ناراحتی یا نگرانی‌تان را بفهمد، به معنای همسر آزار بودن‌تان است. اگر برای بیان ناراحتی‌های‌تان، اشتباهات او را در قالب کنایه بیان می‌کنید یا پای اطرافیانش و اشتباهات‌شان را وسط می‌کشید، نباید انتظار داشته باشید که او به همسری ایده‌آل تبدیل شود.

راه‌حل بهتر: یادتان باشد که زندگی میدان شطرنج نیست و دلیلی ندارد همسرتان برای فهمیدن دلیل هر حرکت شما ساعت‌ها فکر کند. پس صادقانه سر اصل مطلب بروید و اگر از او رنجیده‌اید یا انتظاری دارید، با صراحت آن را به زبان بیاورید. وقت صحبت از خواسته‌های‌تان مطمئن شوید که همسرتان منظور شما را فهمیده است تا بعدا او را به خاطر سوءتفاهم‌ها سرزنش نکنید.

از کتک بدتر

شدیدترین جلوه همسر آزاری، برخورد فیزیکی است. اما گمان نکنید اگر همسرتان از شما کتک نمی‌خورد، شما او را آزار نمی‌دهید. گاهی اوقات رفتار و کلمات شما می‌تواند تاثیری بیشتر از برخورد فیزیکی داشته باشد. اگر در هر رفتار همسرتان به دنبال یک اشتباه می‌گردید تا او را سرزنش کنید و اشتباهات خودتان را هم به گردنش می‌اندازید، قطعا یک همسر آزارید.

راه‌حل بهتر: قبل از آنکه همسرتان را با سرزنش‌های‌تان شکنجه دهید، به این فکر کنید که چرا و در چه موقعیتی آن اشتباه را مرتکب شده و شما چه کمکی به او می‌توانید بکنید. اگر همسرتان یک اشتباه را همیشه تکرار می‌کند و درس نمی‌گیرد، با یک مشاور موضوع را در میان بگذارید. شاید او مشکلاتی دارد که تنها یک روانشناس قادر به حل‌شان است.

همدیگر را اذیت نکنید!

صدایت را پایین بیاور

کم نیستند کسانی که می‌خواهند با صدای بلند، دیگران را مجبور به شنیدن خواسته‌هایشان کنند. اگر شما هم با فریاد، همسرتان را به انجام دادن خواسته‌های‌تان مجبور می‌کنید و اگر بحث‌های میان شما، با آلودگی صوتی‌ای که ایجاد می‌کنید تمام می‌شود، بهتر است در واکنش‌های‌تان تجدید نظر کنید. فراموش نکنید که تاثیرگذار بودن یک راه، به معنای درست بودنش نیست!

راه‌حل بهتر: راه‌های مدیریت خشم را یاد بگیرید و هر روز یک قدم به یاد گرفتن شیوه‌های درست بحث و گفتگو نزدیک‌تر شوید. به همسرتان بگویید که همیشه درست در لحظه بحث نمی‌توانید به نتیجه قطعی برسید و با کمک او، در لحظات پرتنش زندگی گفتگو را متوقف کنید و باقی بحث را در زمانی که هر دوی شما به آرامش رسیده‌اید انجام دهید.

مقابله به مثل نکن

در بحث‌ها تمام تلاش‌تان را برای آزار دادن او به خرج می‌دهید و وقتی در زمان صلح از شما به دلیل این رفتار گله می‌کند، می‌گویید، چون تو عصبانی ام کردی چنین کردم؟ دعوت خانواده او را رد می‌کنید و وقتی اعتراض می‌کند می‌گویید، چون تو فلان روز به خانه مادرم نیامدی چنین کردم؟ اگر شما به بهانه ایراد‌های او، رفتار‌های نادرست‌تان را توجیه می‌کنید بدانید که همسر آزارید.

راه‌حل بهتر: همسر شما انسانی بی‌عیب و نقص نیست، پس این موضوع را بپذیرید و برای توجیه اشتباه‌تان، ایراد‌های او را پیش چشمش نیاورید. اگر شما نسبت به رفتار همسرتان اعتراض دارید، نه با مقابله به مثل، بلکه با توضیح انتظاراتی که از او دارید برای تغییر دادنش تلاش کنید. یادتان نرود که خودتان مشغول ساختن بازی مقابله به مثل هستید و دیر یا زود بازنده این بازی می‌شوید.

همدیگر را اذیت نکنید!

خط و نشان نکش

حق شماست که حساسیت های‌تان را به همسرتان گوشزد کنید و همان‌طور که مراقب احساساتش هستید، از او هم بخواهید شما را نرنجاند، اما مراقب باشید این حق، شما را به یک زورگو تبدیل نکند. عبارت «اگر» که قبل از بیان محدودیت‌ها می‌آید را از واژه‌های‌تان حذف کنید و «به شرطی که …» را هم فراموش کنید. برای آنکه همسرتان را به مرد رویاهای‌تان تبدیل کنید، نیازی به بازی کردن نقش زورگو ندارید.

راه‌حل بهتر: به جای تهدید کردن، دلایل‌تان را برای همسر خود توضیح دهید. شاید او متوجه نیاز‌های شما نیست و شاید هم شرایط به او اجازه برآورده کردن آن‌ها را نمی‌دهد. پس مثل یک زن و شوهر بالغ با هم در مورد خواسته‌های‌تان حرف بزنید و به یک تصمیم مشترک برسید.

همه‌ی ما احساس رضایت را دوست داریم. دلمان می‌خواهد وقتی با کسی ارتباط برقرار می‌کنیم، شرایط مطابق با انتظارات ما پیش رود. به طور طبیعی هر چه تعداد افراد بیشتر باشد و مجموعه بزرگتر، احتمال این که ما از همه چیز راضی باشیم کمتر می‌شود.

ما برای حل مشکلات تلاش می‌کنیم

نخستین راه مقابله این است که محیط اطرافمان را تغییر دهیم. مثلا از طرف مقابل می‌خواهیم که به شکل خاصی رفتار نکند.
تا اینجای کار همه چیز طبیعی است، هر چند به طور کامل راضی کننده نیست، ولی معمولا بهتر از این نمی‌شود! چون انسان‌ها با هم فرق دارند.

رابطه ما با اطرافیان به یک اندازه صمیمی نیست و خیلی اوقات نمی‌توانیم از دیگری بخواهیم با رفتارش ما را ناراحت نکند؛ بنابراین شخصی دیگر که به ما نزدیک‌تر است را واسطه قرار می‌دهیم و از او می‌خواهیم خواسته‌ی ما را به دیگری بگوید.

همدیگر را اذیت نکنید!

این شیوه برخورد با مشکلات پس از ازدواج بسیار رایج است

کسی که از رفتار خانواده‌ی همسر ناراحت است، نمی‌تواند مستقیم اعتراض کند، بنابراین از همسر می‌خواهد برای تغییر رفتار خانواده اش کاری کند. همه‌ی ما می‌دانیم تغییر رفتار دیگران کاری سخت و در بیشتر مواقع غیرممکن است. در عین حال این یکی از بزرگترین توقعات همسران از یکدیگر است.

  • چرا مادرت با من اینطور برخورد کرد؟
  • منظور پدرت از آن حرف چه بود؟

من هیچ وقت اجازه نمی‌دهم خانواده ام با تو اینطور رفتار کنند، ولی تو به من اهمیت نمی‌دهی. این خواسته‌ها و شکوه‌ها گاهی اوقات منطقی هستند و گاهی اوقات هم خیر. بستگی به ویژگی‌های افراد و بافتی که در آن قرار گرفتند دارد.

ولی یک چیزی همیشه درست است: این که ما نباید از همسرمان انتظار داشته باشیم دیگران را تغییر دهد. ما با این خواسته به معنای واقعی کلمه همسرمان را اذیت می‌کنیم. فقط می‌توانیم انتظار داشته باشیم که او ناراحتی ما را درک کند، نه این که برای حذف مشکل اقدامی انجام دهد.

زیر سوال بردن همسر

یک شیوه‌ی رایج اذیت کردن همسر این است که او را به خاطر رفتار دیگران زیر سوال ببریم. این‌که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم وادارش کنیم با دیگران به خاطر ما بجنگد و به خاطر بدی‌های دیگران احساس گناه و عذاب وجدان پیدا کند. ما فقط مسئول رفتار‌های خودمان هستیم، نه حتی نزدیک‌ترین شخص خانواده مان. همین که احساس می‌کنید همسر از ناراحتی شما ناراحت (یا عصبانی) است.

از او قدردان باشید. به او این احساس را بدهید که برایتان همسر خوبی است. بیشتر راجع به احساسات خود با یکدیگر حرف بزنید و کمتر راجع به رفتار‌ها؛ و همدیگر را اذیت نکنید.

منبع: یادداشت فائزه خانلرزاده در شبکه‌اجتماعی ویرگول.

به زنِ مطلقه، زنِ مجرد و زنِ تنها، خانه اجاره نمی‌دهیم!


برترین‌ها: برخی پشت‌بام اجاره می‌کنند، برخی همراه با یک خانواده دیگر مشارکتی اجاره می‌کنند، اما مساله اجاره‌نشینی فقط اقتصادی نیست، این گزارش نشان می‌دهد که چه مصائبی برای زنان مطلقه و تنها در اجاره‌نشینی وجود دارد.

دورانی که اجاره‌نشینی در ایران خوش‌نشینی بود به سر آمده است. اجاره‌نشینی برای خیل عظیم اجاره‌نشینان با تشویش و تنگدستی و ناامنی همراه است. تورم اجاره‌بها از تورم سالانه سبقت می‌گیرد و گلوی آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی را هرچه بیشتر می‌فشارد. زنان اجاره‌نشین مجرد، مطلقه، مادران مجرد و یا سرپرست خانوار از آن دسته اجاره‌نشین‌هایی هستند که هم باید با تضاد طبقاتی و تورم بجنگند و هم با تمام نابرابری‌های موجود در جامعه.

مصائب اجاره‌نشینی زنان بدون مرداناجاره‌نشینی دشوار است برای زنان بسیار دشوار

عالیه، سارا و لیلی سه زن مستقل هستند که بدون زندگی با مردان، سال‌هاست در مشهد و تهران اجاره‌نشینی می‌کنند. آن‌ها تجربیات اجاره‌نشینی‌شان را با ما در میان گذاشتند و از ناامنی اقتصادی و اجتماعی گفتند؛ از اینکه زن بودنشان باعث شده گاه به آن‌ها خانه اجاره ندهند یا اگر دادند در عوض از آن‌ها چشم‌داشتی داشته باشند. همچنین از مشکلاتی که این‌روزها به دلیل تورم و بالارفتن اجاره‌ خانه‌ها، برایشان پیش آمده است.

عالیه: مصائب زن مطلقه و اجاره‌نشینی

عالیه ۲۷ ساله است، کارشناسی برق خوانده و در خط تولید کارخانه‌ای زیر نظر سایپا در شهرک صنعتی مشهد با درآمد متغیر ماهانه ۹۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و دویست تومان، به مونتاژ برد‌های الکترونیکی دزدگیر خودرو مشغول است. عالیه مطلقه است و فرزندی ندارد. او پس از طلاق تصمیم می‌گیرد در مشهد مستقل زندگی کند. او درباره‌ی دشواری‌های اجاره‌نشینی می‌گوید:

«اوایل برای پیدا کردن خانه یک جا زنگ زدم و گفتم: مطلقه‌ام. مَردی که پشت تلفن بود گفت من‌هم تنها هستم، اجاره خانه را باشما راه می‌آیم، می‌شود با هم دوست باشیم. بعد از آن هر جا دنبال خانه گشتم گفتم متاهلم و شوهرم نظامی است، چند شب در هفته نیست و شب‌ها تنها هستم. در مورد بعدی که رفتم خانه را دیدم، گفتم متاهلم، ولی شوهرم بعضی شب‌ها نیست. صاحب‌خانه پرسید: “زن صیغه‌ای هستی یا دائم؟ من هر مستاجری را به این خانه راه نمی‌دهم.»

این پرسش صاحبخانه از عالیه که زن صیغه‌ای هستی یا دائم؟ نشان می‌دهد که عالیه به عنوان یک زن نه‌تنها باید به مالک خانه‌ای که اجاره می‌کند، انتخاب جنسی و شخصی‌اش را توضیح بدهد بلکه در همان گفت‌وگوی اول در دادگاه مالک بر اساس این انتخاب‌ها دادگاهی هم می‌شود: که اگر صیغه دائم مردی باشد، حق دسترسی به مسکن دارد و اگر صیغه دائم مردی نباشد، غیرقابل اطمینان است و نباید به او خانه اجاره داد. او در ادامه می‌گوید:

«نصف مشهد را برای پیدا کردن خانه زیر پا گذاشتم، ولی اجاره‌ها در حدی نیست که بتوانم از پسش بربیام. این خانه‌ای که الان هستم، ازمن فقط کارت ملی و دسته چک گرفتند و شناسنامه نخواستند و نمی‌دانند که وضعیت زندگی من چطور است. این خانه فاز تجاری است و دور و برش مغازه است. یک زیرزمین ۳۵ متری با دو میلیون رهن و ۶۰۰ هزار تومان اجاره است. بوی نم همه جا را برداشته است. دیوار‌ها و سقفش همه نم کشیده است، هیچ تهویه هوایی هم ندارد و مناسب زندگی آدمیزاد نیست، ولی خب به سختی همین جا را پیدا کردم و حاضر نیستم همین زیرزمین نمور را از دست بدهم.»

 او می‌گوید: در فقدان برخورداری از حمایت خانواده، داشتن همسایه‌هایی که بشود روی یاری و مهرورزی‌شان حساب کرد نعمتی هستند. اما در بسیاری از مناطق ایران، بیشتر همسایه‌ها به زنی که با پدر و مادر یا شوهرش زندگی می‌کند اطمینان بیشتری دارند تا به زنان مجرد. عالیه توقع مهر و یاری از همسایه‌ها ندارد و به همین راضی است که واکنشی منفی از آن‌ها دریافت نمی‌کند. عالیه توضیحات درباره‌ی اجاره‌نشینی‌هایش را با این جمله به پایان می‌رساند: «جامعه ما پذیرای یک زن مطلقه نیست».


سارا: سرپرست خانوار بودن و اجاره‌نشینی

سارا ۴۶ساله، راننده اسنپ است و با دختر ۱۷ساله‌اش تنها در منطقه ۱۹، خانی‌آباد تهران زندگی می‌کند. پس از سال‌ها هنوز نتوانسته طلاق بگیرد. هشت سال است که با دخترش زندگی می‌کند و شوهرش هشت سال است که در خانه پدری‌اش در تهران زندگی می‌کند. سارا می‌گوید که شوهرش در هشت سال گذشته حتی هزار تومان برای خرج دخترش نپرداخته است.

او درباره تجربه اجاره‌نشینی‌اش می‌گوید:

«شرایط خیلی سخت شده. اجاره‌بها خیلی بالاست، حداقل ۴۰ درصد افزایش داشته. سال‌هاست که در این خانه اجاره‌نشینم. قبلا رهن این خانه پنج میلیون و اجاره‌اش ۸۰۰ هزار تومان بود. امسال صاحبخانه ۴۰ میلیون از من می‌خواست با یک میلیون. با خیلی چانه زدن الان ۲۰ میلیون رهن به صاحبخانه دادم با ۸۰۰ هزار تومان. اینجا خانه نیست، خرابه است. مثلا کولر مال ۴۰ سال پیش است. خانه دو اتاق دارد. خراب بود. تازگی که دوباره اینجا را اجاره کردم با کمک یک دوست شکاف‌های دیوار را پر کردیم و خودم دیوار‌ها را رنگ کردم.»

مصائب اجاره‌نشینی زنان بدون مردان

سارا در پاسخ به این سوال که چرا خانه دیگری اجاره نکردید، می‌گوید:

«خانه عوض کردن خیلی سخت است. سه ماه جای دیگری را اجاره کردیم که از اینجا بهتر بود. کوچک، تمیز و مرتب بود، ولی امنیت نداشت. بعد از سه ماه دوباره همین خانه قراضه را اجاره کردیم.» او درباره‌ی دلیل تصمیمش می‌گوید:

«آن‌جا امن نبود، چون فکر می‌کردند، چون من و دخترم دو زن تنها بودیم برای آن‌ها شرایط خاصی است و می‌توانند از این شرایط سوء استفاده کنند. مثلا وقتی من می‌رفتم سر کار و دخترم در خانه تنها بود. صاحبخانه می‌آمد پشت در را آرام می‌زد و گوشش را چنان به در می‌چسباند که دخترم از صدای نفسش می‌ترسید. به این دلیل بود که مجبور شدم از آن خانه دوباره اسباب‌کشی کنم و به این خانه فعلی بیایم.»

درباره‌ی رفتار همسایه‌ها با او می‌گوید:

«خانه‌ای که امسال دوباره اجاره کردم ۱۱ سالی است که در آن اجاره‌نشین هستیم و همسایه‌ها ما را می‌شناسند و فکر بدی در مورد ما نمی‌کنند. اما آنجا که سه ماه اجاره کرده بودم همسایه‌ها با ما بد رفتار می‌کردند و به ما اطمینان نداشتند.»

سارا درباره‌ی مخارج زندگی‌اش می‌گوید:

«گاهی که باید اسباب کشی کنم پول کم می‌آورم. سر دو اسباب کشی اخیر پنج میلیون خرج کردم. یک کامیون گرفتم ۵۰۰ هزار تومان. قرارداد تازه نوشتم و باید پول می‌دادم و دوباره می‌بایست به رهن خانه اضافه می‌کردم. واقعا شرایط سختی است.»

سارا سال‌ها پیش به سرطان پستان دچار می‌شود و سال ۸۵ و ۹۲ هر دو سینه‌اش را درآورد. او می‌گوید در چهارسال گذشته اصلا نتوانسته آزمایش‌های لازم را انجام دهد، چون خیلی گران قیمت هستند. می‌گوید درد‌های شدید دارم و نباید بار سنگین بلند کنم، اما مجبورم. این روز‌ها انگشت‌هایم اینقدر درد می‌کنند که نمی‌توانم دنده ماشین را عوض کنم، اما چاره چیست؟


لیلی: مجردی و اجاره‌نشینی

لیلی ۳۸ ساله، مجرد و شغلش ترجمه است. او ۱۰ سال است در تهران مستقل از خانواده زندگی می‌کند. او درباره‌ی اجاره‌نشینی می‌گوید:

«خانه پیدا کردن خیلی سخت است. هر جور شده به آدم یک حس حقارتی منتقل می‌کنند. چون هرچقدر هم آدم قدرتمند باشه باز هم فسخ پیش‌نویس قولنامه به خاطر همسر مالک آدم را تحقیر می‌کند. الان بعد از ۱۰ سال اجاره‌نشینی بالاخره جایی هستم که این طور نیست. چون تمام ساختمان مجردند و صاحبخانه خانم تنهاست.»

لیلی درباره تجربه‌های ناخوشایند با صاحبخانه‌های قبلی‌اش می‌گوید:

«سا‌ل‌های قبل صاحبخانه می‌آمد دم ساختمان زنگ می‌زد احوالپرسی می‌کرد. من‌هم زنگ در را از آن موقع خاموش کردم. حتی در خانه‌های بعدی سیمش را می‌کشم».

لیلی درباره‌ی بالا رفته رهن و اجاره‌ی خانه‌ها می‌گوید:

چون آزادکار به حساب می‌آیم پرداخت اجاره سخت است. مخصوصا اگه خیلی کار دستم نباشد. امسال برای این خانه ۳۵ میلیون تومان رهن دو میلیون تومان اجاره می‌دهم.

لیلی حرف‌هایش را با این جمله‌ها به اتمام می‌رساند: ترسناک این است که بالاخره قرار است برای امثال ما مجرد‌ها در سنین بالاتر چه اتفاقی بیفتد؟ از نظر مسکن یا مراقبت؟

مصائب اجاره‌نشینی زنان بدون مردان

گرانی و فقر: وجه مشترک زنان و مردان اجاره‌نشین

تضاد طبقاتی و هرچه فقیرتر شدن مردم، به زندگی زنانی که به تنهایی یا با فرزندانشان، بدون همسر زندگی می‌کنند فشار بیشتری وارد می‌کند. تنها درصد کمی از زنان مستقل و بدون شوهر که به طبقات بالای جامعه تعلق دارند با مشکل مسکن روبه‌رو نیستند. اما بیشتر زنان به طبقه متوسط و فرودست تعلق دارند و با مشکلات اقتصادی دست به گریبان هستند.

به امید آن روز که اقشار متوسط و فرودست جامعه برای نیاز‌های اساسی و ابتدایی خود مانند مسکن در مشکل نباشند.

پی‌نوشت: این مطلب با تغییراتی از وب‌سایت رادیو زمانه برداشته شده.