هزینه های زندگی در ترکیه چگونه است؟


در سال ۲۰۲۰ میلادی نیز مانند گذشته مهاجرت به ترکیه طرفداران زیادی  دارد چرا که  هزینه های زندگی در ترکیه در برخی موارد مثل  اجاره خونه مناسب است. ترکیه کشوری است که در سال  ۲۰۲۰ حدود ۱۲%نرخ بیکاری  اما در عین حال  تولید نا خالص داخلی بالایی دارد هزینه های تحصیل و زندگی نیز در این کشور پایین است که باعث شده برای خیلی از افراد گزینه مناسبی باشد.

  • میزان هزینه های زندگی دانشجویی در کشور ترکیه به چه میزان است؟
  • شرایط سیستم آموزش عالی ترکیه چگونه است و برترین دانشگاه های این کشور کدامند؟
  • آیا خرید ملک در این کشور ارزان بوده و با چه میزان ارزش ملک می توان اقامت دریافت نمود؟
  • آیا حقیقت دارد هزینه زندگی در استانبول ارزان تر از تهران می باشد؟

در  این مقاله  اطلاعاتی در خصوص هزینه های زندگی در ترکیه ارائه شده و به سوالات بالا پاسخ داده شده است.

عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

کشور ترکیه به دلیل نزدیکی تقریبی هزینه هایزندگی به ایران مورد استقبال درصدی از افراد در سال های متوالی قرار گرفته است.

باتوجه به سیست های اقتصادی  تریکه سران این کشور همواره سعی داشته اند  تا خود را در  زمره  کشور های اروپایی بدانند و چندید سال است که تقاضا دارند  در اتحادیه  کشورهای اروپایی عضو شوند وبدیهی است در صورت به وقوع پیوستن این موضوع اقتصاد ترکیه و سطح رفاه این کشور  به صورت بسیار  صعودی  پیشرفت خواهد کرد و روند  و سرعت رشد  این کشور چندین برابر خواهد شد.

هزینه های زندگی در ترکیهدرباره سیستم آموزش عالی ترکیه

کل کشورهایی که در حال توسعه هستند و معمولا  اقتصاد  نوپایی دارند شکاف طبقاتی زیادی نیز دارند  معملا همین شکاف اقتصادی  تبدیل  میشود  به مهم ترین  دلیل برای عدم تشخیص و تخمین  قیمت ها و هزینه زندگی  در ان کشور  چراکه نرخ هزینه های زندگی  در هر منطقه  از ان کشور کاملا متفاوت می شود و دلیل بعد این که مواردی مثل تورم  و فراز  وفرود قیمت ها توان  تخمین دقیق  برای پی بردن به میزان  هزینه زندگی در ان کشور  را سلب می کند.

میزان هزینه های زندگی در تریکه ۵۵% کمتر از ایالت متحده امریکاست میزان بهای اجاره در تریکه ۸۲% کمتر از  ایالت متحده امریکا است.

سیستم آموزشی ترکیهدر سال های گذشته  بازار تحصیل در ترکیه در بین دانشجویان  و متقاضیان  ایرانی گرم شده است دلیل این امر نیز به خاطر  کیفیت اموزشی هم تراز  ترکیه با نظام اموزشی اروپا و نیز استاندار بالای  زندگی در ترکیه می باشد.

در تریکه انواع و اقسام  دانشگاه های دولتی و خصوصی وجود دارد  متقاضیان وعلاقه مندان می توانند در جدول زیر  با برترین داشنگا های تریکه در سال  تحصیلی  ۲۰۲۰-۲۰۲۱ مطابق رنکینگ دانشگاه جهانی CWUR  اشنا شوند:

 

نام دانشگاه رتبه جهانی در رنکینگ CWUR رتبه ملی
دانشگاه حاجیت تپه ۵۲۵ ۱
دانشگاه استانبول ۵۶۰ ۲
دانشگاه فنی خاورمیانه ۵۹۶ ۳
دانشگاه اژه ۶۱۶ ۴
دانشگاه آنکارا ۶۲۵ ۵
دانشگاه فنی استانبول ۶۴۸ ۶
دانشگاه قاضی ۶۷۹ ۷

 

هزینه مسکن در ترکیه

برای تهیه مسکن و اجاره یک ماه  یک ساختمان با حداقل ۳ اتاق خواب و مساحتی حدود ۱۰۰ متر با امکانات رفاهی مناسب و دسترسی  های عالی  در مناطق  مرکزی شهر  های اصلی  و مزایای ویژه مبلغی حدود TL4000 (لیر)  باید  پرداخت شود.

اگر واحد مسکونی با شرایط فوق یعنی امکانات  رفاهی  کامل  و موقعیت  مکانی  بسیار  مناسب در شهر اما با مساحتی  کمتر با تعداد  فقط یک اتاق خواب  باشد افراد نیز  می توانند  هزینه کمتری  پرداخت نمایند  که احتمالا برای  شرایط  فوق با اجاره ماهیانه  TL2000 (لیر)  هم می توانید ملکی  را تهیه کنید.

میزان اجاره مسکن بنا به نوع مسکن های پرتقاضا بر اساس قیمت های ۲۰۲۰ ارائه شده است:

نوع مسکن و موقعیت شهری میانگین
آپارتمان (۱ خوابه) در مرکز شهر TL1،۳۹۷٫۵۰ (لیر)
آپارتمان (۱ اتاق خواب) خارج از مرکز TL871.44 (لیر)
آپارتمان (۳ اتاق خواب) در مرکز شهر TL2،۴۲۹٫۴۶ (لیر)
آپارتمان (۳ اتاق خواب) خارج از مرکز TL1،۴۹۹٫۳۶ (لیر)

افرادی که تمایل به اجاره منزلی در حواشی شهرهای بزرگ را دارند  می بایست  برای  خانه هایی که مساحت بیشتری دارند  و حداقل  ۳ اتاق  خواب دارند و خانه های نوسازی  محسوب  می شوند مبلغی حدود TL2000 (لیر)‌  پرداخت نمایند.

افرادی که  تمایل  به اجاره  منزل با مبلغی کمتر  را نیز  دارند  می توانند با حداقل  بالغ بر TL800 (لیر) یک خانه کوچک در حواشی  شهر یا جنوب شهر  اجاره نمایند.

 

هزینه غذا و رستوران در کشور ترکیه

هزینه یک وعده ناهار در یک رستوران ارزان قیمت در ترکیه برای یک نفر حدود TL20 (لیر) هزینه است ولی در یک رستوران با کیفیت غذایی بالاتر و شیک تر برای هر نفر حدود TL40 (لیر) هزینه دارد.

نوع غذا / محل رستوران و کافه میانگین
غذا، رستوران ارزان قیمت TL25.00 (لیر)
غذا برای ۲ نفر، رستوران متوسط TL85.00 (لیر)
McMeal در McDonalds (معمولی) TL20.00 (لیر)
کاپوچینو (به طور منظم) TL10.23 (لیر)
کوکا / پپسی (بطری ۰٫۳۳ لیتر) TL3.83 (لیر)
آب (۰٫۳۳ لیتر بطری) TL1.35 (لیر)

بخشی از هزینه های زندگی در ترکیه

برای تهیه مایحتاج اولیه آگاهی از قیمت ها ضروری است.

در اینجا به قیمت برخی از این اقلام طبق آخرین قیمت ها در سال ۲۰۲۰ اشاره شده:

پارامتر میانگین هزینه
شیر (۱ لیتر) TL4.03 (لیر)
نان تازه (۵۰۰ گرم) TL2.33 (لیر)
برنج (۱ کیلوگرم) TL8.53 (لیر)
تخم مرغ (۱۲ عدد) TL9.51 (لیر)
پنیر محلی (۱ کیلوگرم) TL31.18 (لیر)
سینه مرغ (پاک کرده ،۱ کیلوگرم) TL20.97 (لیر)
گوشت گاو (۱ کیلوگرم) TL61.43 (لیر)
سیب (۱ کیلوگرم) TL5.16 (لیر)
موز (۱ کیلوگرم) TL10.79 (لیر)
پرتقال (۱ کیلوگرم) TL4.66 (لیر)
گوجه فرنگی (۱ کیلوگرم) TL5.69 (لیر)
سیب زمینی (۱ کیلوگرم) TL4.11 (لیر)
پیاز (۱ کیلوگرم) TL4.38 (لیر)
کاهو (۱ سر) TL3.51 (لیر)
سیگار ۲۰ بسته (مارلبورو) TL14.00 (لیر)

 

هزینه حمل و نقل و مکالمه در ترکیه

همچنین ترکیه هزینه های داخلی حمل و نقل به نسبت ارزانی دارد و هزینه هر کیلومتر مسافت با تاکسی حدود TL2 (لیر) می باشد. معمولا هزینه تاکسی های به اصطلاح دربست در داخل شهرها حدود TL5 (لیر) می باشد.

حمل و نقل ترکیههزینه هر دقیقه مکالمه با تلفن همراه TL0.70 (لیر) است البته این مبلغ تعرفه رسمی می باشد که معمولا تخفیف و یا طرح های گونانی برای صرفه جویی در هزینه ها وجود دارد که نباید در خصوص هزینه های زندگی در ترکیه از آن چشم پوشی کرد.

در مورد هزینه رفت و آمد در ترکیه میزان هزینه ها به صورت ذیل است:

پارامتر میانگین هزینه
بلیط یک طرفه (حمل و نقل محلی) TL2.80 (لیر)
گذر ماهانه (قیمت معمول) TL200.00 (لیر)
شروع تاکسی (تعرفه عادی) TL4.00 (لیر)
تاکسی ۱ کیلومتر (تعرفه عادی) TL3.00 (لیر)
انتظار تاخیر ۱ ساعته (تعرفه عادی) TL23.10 (لیر)
بنزین (۱ لیتر) TL6.64 (لیر)

در جمع بندی موضوع هزینه های زندگی میتوان  چنین گفت که کشور ترکیه نسبت به دیگر کشورها از هزینه های کمتری  برای زندگی برخوردار می باشد  و با وجود تمام این مسائل  کشور ترکیه نیز می تواند  کاندیدی برای مهاجرین باشد.

همچنین می توان یه این نکته اذغان داشت این کشور به دلیل تشابهات  فرهنگی بسیاری که با کشور ما دارد حس اشنایی به مهاجرینی  که از کشورهای خاورمیانه می ایند می دهد  وهمین نزدیکی فرهنگی یکی از مهم ترین عواملی است که باعث می شود زودتر در این کشور با شرایط وقف  پیدا کرد و میزان هزینه ها تا حد زیادی کاسته می شود.

نقش تورم در اقتصاد ترکیه

یکی از مهم ترین شاخص های اقتصادی که باید همواره آن را مورد توجه قرار داد، شاخص تورم است. ترکیه در آخرین دهه قرن ۲۰ یکی از بدترین اقتصادهای جهان را در اختیار داشت و با تورم ۱۰۴% بدترین روزهای خود را پشت سر می گذاشت.

با شروع قرن ۲۱، شرایط اقتصادی ترکیه دچار تحولات عظیمی شد و نرخ تورم در این کشور به ۵۵% رسید. نکته جالب تر آنکه در سال ۲۰۰۴ برای اولین بار، ترکیه تورم تک رقمی را تجربه کرد و نرخ تورم در این کشور به ۸% رسید.

در حال حاضر نیز تورم در کشور ترکیه ۱۲% گزارش شده است که ناشی از شیوع بیماری کرونا از ابتدای سال ۲۰۲۰ است که اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده است. در نمودار زیر نرخ تورم در کشور ترکیه به تفکیک ارائه شده است.

متوسط درآمد ماهیانه در ترکیه

شرایط کاری را در ترکیه نمی توان ایده آل دانست چرا که نرخ بیکاری در این کشور در سال جاری حدود ۱۲% است در نتیجه افراد زیادی در این کشور شغلی ندارند.

پس پیدا کردن کار برای خارجی ها به مراتب دشوارتر است البته نه برای کسانی که از دانشگاه های برتر ترکیه مثل دانشگاه حاجی تپه یا دانشگاه آنکارا فارغ التحصیل شده اند. این گروه کافی است به زبان های انگلیسی و ترکی استانبولی تسلط داشته باشند تا به راحتی بتوانند مشاغل پردرآمدی در ترکیه به دست آورند.

در جدول ذیل سطح درآمد ماهیانه در ترکیه در سال ۲۰۲۰ بررسی شده است:

سطح درآمد ماهیانه در ترکیه توضیحات
TL1080 (لیر) کم ترین میزان درآمد ماهیانه در ترکیه
TL7830 (لیر) متوسط درآمد ماهیانه در ترکیه
TL35000 (لیر) بیشترین میزان درآمد ماهیانه در ترکیه

لیست پردرآمدترین مشاغل در ترکیه

البته زندگی در ترکیه خیلی پرهزینه نیست اما یک سری مشاغل درآمد بسیار بالا و زندگی مرفهی دارند. مطابق آمارهای سال ۲۰۲۰ جدول ذیل از پردرآمدترین مشاغل در ترکیه تهیه شده است:

مشاغل ترکیه

عنوان شغلی متوسط حقوق ماهیانه (لیر)
جراح مغز و اعصاب TL77700 (لیر)
متخصص گوارش TL68300 (لیر)
متخصص قلب و عروق TL59100 (لیر)
دندانپزشک TL45300 (لیر)
مدیر امور اقتصادی TL42300 (لیر)
فیزیوتراپ TL34700 (لیر)
مهندس هسته ای TL33700 (لیر)
قاضی TL31400 (لیر)

در میان برنامه های مهاجرتی ارزان، مهاجرت به ترکیه از طریق تحصیل از جمله برترین راه های اخذ اقامت این کشور می باشد که می تواند مدنظر افرادی که به دنبال تحصیل ارزان در دانشگاه های مورد تائید وزارت علوم و بهداشت هستند، قرار گیرد.

ترکیه

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی


برترین‌ها: چند روز پیش وب‌سایت گاردین مطلبی درباره هیپی‌های جنوب کشور منتشر کرد. این مطلب انتقاداتی زیادی از سوی ایرانیان را دربر داشت. برخی معتقد بودند کسانی که در گاردین به اصطلاح هیپی شناخته شده‌اند، بچه پولدار‌های پایتخت هستند که با ماشین‌های آخرین مدل به جنوب رفته‌اند و سعی می‌کنند با ساز‌های گران قیمت خود برای مردم جنوب دلبری کنند.

اما آیا واقعا مفهوم سبک زندگی هیپی در ایران درست شناخته شده است؟ آیا هیپی‌ها آدم‌هایی شبیه به عکس‌هایی که گاردین منتشر کرده، هستند؟ در ادامه با برترین‌ها همراه باشید تا با سبک زندگی هیپی‌ها آشنا شوید.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

تاریخچه آغاز هیپی‌ها

در سال ۱۹۶۰، هیپی‌ها اعتراضات شدیدی نسبت به حمله آمریکا به ویتنام نشان دادند. عمده این اعتراضات در سنفرانسیسکو شکل گرفتند و به سرعت بین جوانان آمریکا طرفدار پیدا کردند. آن‌ها با ارزش‌هایی همچون نوع‌دوستی، عرفان، صداقت، شادی و عدم خشونت به دنبال حفظ آزادی فردی بودند. درواقع می‌توان گفت هیپی‌ها بر این باور بودند که هرکسی باید بتواند هرکاری دوست دارد انجام دهد و تجمعات اعتراضی نسبت به سیاست بیشتر بهانه‌ای بودند تا هیپی‌ها گردهم آیند و شادی و صلح را گسترش دهند. در مدت کوتاهی هیپی‌ها توانستند با شعار صلح، عشق، آزادی فردی و اعتقاد به یافتن معنای جدیدی برای زندگی بر اقشار زیادی از جامعه تاثیر بگذارند. شعار اصلی هیپی‌ها نیز make love, not war بود و همین شعار ثابت می‌کرد که آن‌ها فقط به دنبال صلح و دوستی هستند.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

عقاید پیروان خرده فرهنگ هیپی

همانطور که گفتیم دغدغه‌های اصلی هیپی‌ها صلح، عشق و آرامش بود. آن‌ها خود را به هیچ دین و مذهب خاصی محدود نمی‌کنند و هرکسی ار هر مذهب و هر فرهنگی می‌تواند هیپی باشد و یکی ازعوامل محبوبیت سبک هیپی تنوع فرهنگی و مذهبی مورد حمایت آن‌هاست که باعث شده طرفداران بسیاری از جوامع مختلف داشته باشند. به طورکلی هیپی‌ها به فلسفه‌ی شرق و مفاهیم معنوی علاقه‌مندند و علاوه براین، از هنر و فرهنگ شرقی در موارد بسیاری الهام گرفته‌اند.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

معمولا زندگی در طبیعت و منطق روستایی را ترجیح می‌دهند برخی از آن‌ها مانند کولی‌ها دوست دارند دائم در سفر باشند. علاقه هیپی‌ها به موسیقی سایکدلیک راک با دیگر ارزش‌های این خرده‌فرهنگ به‌ویژه با حاشیه‌گرایی و مصرف مواد مخدر تناسب دارد. تجربه انواع روان‌گردان‌ها، داشتن موی بلند، جمع‌های قبیله مانند، ستایش از دنیای عشق و آزادی، پرورش گل، موسیقی سبک اسید راک و راک و… از دیگر فعالیت‌های این گروه به حساب می‌آید.

معمولا گیاهخوار هستند و در جهت حمایت از محیط زیست و مخافت با مصرف‌گرایی، لباس‌های دست دوم، بازیافتی و ارگانیک می‌پوشند و یا لباس‌های قدیم را با هنر‌های دستی باز طراحی می‌کنند. موسیقی هیپی تلفیقی از راک، سنتی و بلوز است که با برگزاری نوازندگی‌های خیابانی و گاهی در ترکیب با تئاتر خیابانی اجرا می‌شود.

فرم پوشش و مدل موی هیپی‌ها

هیپی‌ها شلخته بودن و را به اتو کشیدگی و ست کردن لباس‌هایشان ترجیح می‌دهند و معمولا لباس‌های گشاد را ترجیح می‌دهند. هیپی‌ها همچنین مخالف محدودیت‌های جنسیتی درمورد لباس پوشیدن هستند و در این سبک زن و مرد هر دو موهایشان را بلند نگه می‌دارند، هر دو جین‌های دم‌پا گشاد گلدوزی شده می‌پوشند، هر دو صندل و کفش باله می‌پوشند و در رنگ لباس‌هایشان هم زنانه و مردانه تعریفی ندارد.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

معمولا از سبک پوشش لباس بومیان آمریکا، آسیا، هند، آفریقا و برخی از کشور‌های آمریکای لاتین الهام می‌گیرند. گاهی لباس‌های بسیار کوتاه و گاهی بسیار بلند می‌پوشند و بیشتر لباس‌هایشان را از فروشگاه‌های خیریه و دست دوم خریداری می‌کنند. معمولا لایه لایه لباس می‌پوشند و ترجیحشان لباس‌های اور سایز است.

جلیقه یکی از لباس‌های محبوب هیپی‌ها به حساب می‌آید و معمولا همه‌ی آن‌ها جلیقه‌هایی در طرح‌های مختلف در کمد خود دارند. پیرهن‌های بلند جیپسی گونه و شلوار دم‌پا گشاد نیز از دیگر لباس‌های محبوب بین هیپی‌ها به شمار می‌آیند.

هیپی‌ها معمولا مو‌های بلند دارند و موهایشان را شلخته‌وار به روی شانه‌هایشان می‌ریزند. موی بافته شده نیز در بین آن‌ها رواج دارد. مردان هیپی معمولا ریش‌هایشان را بلند می‌کنند و زنان هیپی معمولا آرایش صورت بسیار کمی دارند یا حتی ندارند.

استایل هیپی در جامعه مدرن

در سال‌های اخیر هیپیزم به سبک فشن تبدیل شده که از اصول جنبش هیپی که مخالف مد بود، پیروی نمی‌کند. بلکه از این نوع لباس پوشیدن بهره برده و برای تجارت آن را تبدیل به استایل خاص و دوست داشتنی نموده است. سبک هیپی با کمی اختلاف در نوع پوشش اصلی این فرهنگ نماد‌های اصلی صلح و رنگدار بودن را حفظ کرده، ولی لباس‌ها خیلی اُرگانیک نیستند و از الیاف مصنوعی هم درست می‌شوند.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

این سبک لباس از دهه ۶۰ آغاز شد هر از گاهی جزو ترند هر سالی قرار میگیرد البته گاهی پر رنگ و گاهی کم رنگ دیده می‌شود، ولی هنوز هم مردم به راحتی و شادمانی لباس و مُد علاقمندند. پوشیدن جین زمانی برای هیپی‌ها نماد همبستگی با قشر کارگر بود و پوشیدن دامن بلند گلدار هم نمادی از بی آلایشی زنان روستائی و مبارزه علیه سرمایه داری، ولی اکنون ترند هر سال معنی این لباس‌ها را برای ما بازگو می‌کند.

هیپی‌ها در دنیای موسیقی

گروه‌ها و هنرمندان بزرگی، چون جیمی هندریکس، باب دیلن، دِ دورز، بیتلز، لد زپلین، جان لنون، ژان بائز و… از این جنبش بسیار تاثیر گرفتند و همچنین بر آن بسیار تاثیر گذاشتند. دغدغه‌های گسترده‌ی این جنبش مانند برابری (جنسی، نژادی، اجتماعی، اقتصادی و …)، صلح جویی، توجه و احترام به طبیعت، زندگی آزاد و ساده در آثار این هنرمندان هویدا است.

بهترین توصیف موسیقیایی هیپی‌ها سبک رگِی است که در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ شکل گرفت. با ویژگی هایی، چون پرهیز از تعدد ساز، ریتم ساده و تکرار شونده، فضاسازی روشن و ترانه‌های بی تکلف و همه فهم. باب مارلی خواننده و ترانه سرای جامائیکایی، از بزرگترین موزیسین‌های سبک رگی است.

تفاوت بین سبک زندگی هیپی و بوهو

بوهمین‌ها و هیپی‌ها از جهات مختلفی به هم شباهت دارند. اصلی‌ترین تفاوت آن‌ها در سبک پوشش آن‌هاست. هیپی‌ها دنبال آزادی هستند و هر نوع لباسی حتی غیر متعارف و بی‌ربط به مد روز را می‌پوشند، اما بوهمین‌ها زیبایی‌شناسی خاصی در استایلشان رعایت می‌شود. بوهمین‌ها مدی زنانه و طریف را می‌پسندند و ریشه آن‌ها به قومیتی خاص برمی‌گردد.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

البته در دنیای مدرن و در آمیزش خرده فرهنگ‌ها و ارتباط متقابل سبک‌ها بوهمی‌ها و هیپی‌ها برخی عقاید خود را به یکدیگر منتقل کرده‌اند.

زندگی زنان تنهای ایرانی در خانه، زیبایی‌هایی رازآلود


برترین‌ها: وب‌سایت «آآسوو» در گزارشی جالب‌توجه وضعیت چند زن ایرانی که به تنهایی زندگی می‌کنند را به عنوان مشتی نمونه خروارِ زنان تنهای ایرانی بررسی کرده، جامعه‌ای که زیر نگاه سنگین و وسوسه‌طلبانه قرار دارند، زنانی که «آآسوو» در این مطلب سوژه قرار داده در سنین مختلفی هستند و از هر کدامشان عکس‌هایی هست که البته ما بنا به ملاحظات قید انتشار برخی عکس‌ها را زدیم.

پری‌رخ

زنانی که تنها زندگی می‌کنند

پری‌رخ ۶۴ ساله است. اهل تهران است و در رشته‌ی ادبیات فارسی تحصیل کرده است. پری‌رخ را در ۱۲ سالگی برای تحصیل به خارج فرستادند، اما بعد از پایان کالج به خاطر علاقه به ادبیات فارسی به ایران برگشت تا در ایران تحصیل کند. در دانشگاه با محمد آستیم، مترجم، شاعر و نویسنده آشنا شد و با او ازدواج کرد. ده سال بعد محمد از دنیا رفت و از آن زمان پری‌رخ در همان خانه‌ی مشترک‌شان به تنهایی زندگی می‌کند. به او بار‌ها پیشنهاد ازدواج شده است، اما تنهایی را بسیار دوست دارد و دلش نمی‌خواهد خاطرات مشترک با همسرش را با مرد دیگری تجربه کند. او دوستان زیادی دارد و اهل معاشرت و سفر کردن است. شب‌ها تا دیر وقت بیدار می‌ماند، می‌نویسد و ترجمه می‌کند. از چند سال پیش به سرطان غدد لنفاوی مبتلا شده است. او می‌گوید اگر قبول کنیم که زندگی تنازع بقاست، بیماری هم نزاعی دو طرفه است. او می‌کوشد بر بیماری غلبه کند، و، چون یاد گرفته است چگونه تنها زندگی کند در سخت‌ترین شرایط بیماری‌اش هم برای تنهایی‌اش تأسف نمی‌خورد.

فائقه

زنانی که تنها زندگی می‌کنند

فائقه ۳۴ سال دارد. اهل ساری است و فوق لیسانس عکاسی از دانشگاه هنر دارد. فائقه بعد از اخذ پذیرش از دانشگاه در تهران با یکی از همکلاسی‌هایش ازدواج کرد. چند سال با همسرش زندگی کردند، خانه خریدند، و پیشرفت کردند. ده سال بعد کم‌کم به دلایلی که فائقه از آن‌ها حرفی نمی‌زند، تصمیم گرفتند از هم جدا زندگی کنند. فائقه تنهایی را از همان سال‌های آخر ازدواجش احساس می‌کرده است، و می‌گوید: در سال‌های آخر دیگر چندان به همسرم وابستگی نداشتم، جدایی برای من بر خلاف خیلی از زن‌های دیگر با رنج زیادی اتفاق نیفتاد، چون زمان زیادی تنها بوده‌ام. در نهایت تصمیم به جدایی گرفتند. فائقه از آن پس تنها زندگی می‌کند، و مدتی است که به آلمان رفته و در آن‌جا تحصیل می‌کند.

مینا

مینا ۶۵ سال دارد. اهل تهران است و دکترای داروسازی دارد. در ۳۲ سالگی ازدواج کرد. همسرش پنج سال زندانی سیاسی بود. مینا بیش از ۳۰ سال است که تنها زندگی می‌کند. دختر سی و چند ساله‌ای دارد که بعد از تحصیل در ایتالیا به ایران بازگشته و ازدواج کرده است. مینا سال‌هاست که داروخانه‌ای را در جنوب غرب تهران اداره می‌کند. کارش را بسیار دوست دارد و در اوقات فراغت کوه‌نوردی و سفر می‌کند. مینا برای حفظ محیط زیست فعالیت می‌کند. همراه با چند زن دیگر یک سایت پژوهشی درباره‌ی مناطق حفاظت‌شده‌ی ایران راه‌اندازی کرده است، و در حیاط خلوت خانه‌اش گل پرورش می‌دهد. او در چند انجمن ادبی هم فعال است. مینا معتقد است که زنان ایران در پنجاه سال گذشته به خود آمده‌اند و باید افکار سنتی را کنار بگذارند و به خودباوری برسند.

قدم‌خیر

زنانی که تنها زندگی می‌کنند

قدم‌خیر ۷۵ سال دارد. اهل بیجار است. در ۱۳ سالگی با مرد بنایی ازدواج کرد و صاحب سه پسر و یک دختر شد. در ۳۸ سالگی و اوایل انقلاب بیوه شد، و از همان زمان تنها زندگی می‌کند. بچه‌هایش را به تنهایی و با کار در خانه‌های مردم و بافتن فرش و گلیم بزرگ کرده است. از همسرش تنها یک خانه به جا مانده که چند سال پیش آن را فروخته تا سهم هر کدام از فرزندانش را بدهد. با یک هشتم از سهم ارثی که به او رسیده خانه‌ی کوچکی برای خودش اجاره کرده است. اکنون روزگارش به سختی و با پول یارانه و مستمری ناچیز می‌گذرد. با این حال، بسیار خوش‌روست و همیشه درِ خانه‌اش به روی دوستان و همسایه‌ها باز است. از حرف‌های او پیداست که همسرش را بسیار دوست داشته و هنوز دلتنگ اوست.

سمیه

سمیه ۳۸ سال دارد. اهل ورامین است و در رشته‌ی کارگردانی تئاتر دانشگاه هنر درس خوانده است. سمیه در دوران دانشجویی ازدواج کرده بود، اما بعد از چهار سال، چون علایق مشترکی با همسرش نداشت، و به علاوه می‌خواست مستقل زندگی کند، طلاق گرفت. حالا ۱۵ سال است که تنها زندگی می‌کند، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس است، و از همین راه زندگی‌اش را اداره می‌کند. نمونه‌ی ایده‌ال یک زن برای او سیمون دوبوار است که دور می‌ایستد، مستقل است، و آن‌چه را که می‌بیند به خوبی روایت می‌کند. سمیه تلاش می‌کند که فضای خصوصی رضایت‌بخشی برای خودش بسازد، چون معتقد است که جامعه سبب شادی انسان نمی‌شود و خواسته‌های فردی در جمع زیر سؤال می‌رود.

راضیه

زنانی که تنها زندگی می‌کنند

راضیه ۷۲ ساله و اهل بیجار است. راضیه همسایه و دوست نزدیک قدم‌خیر است. او در ۱۴ سالگی با یک کارگر ساده ازدواج کرد و صاحب پنج دختر و دو پسر شد. شوهرش چند سال پیش بر اثر بیماری از دنیا رفت. راضیه از آن پس تنها زندگی می‌کند. چند سال پیش برای عروسی یکی از پسرانش مجبور شد خانه‌اش را که تنها دارایی‌اش بود بفروشد. بعد از فروش خانه به تنهایی در یک خانه‌ی بسیار کوچک و کم‌نور زندگی می‌کند. زندگی راضیه نیز همچون زندگی قدم‌خیر به سختی و با کمک یارانه‌ی نقدی دولت و مستمری خیریه سپری می‌شود.

منیژه

منیژه ۴۴ ساله و اهل کنگاور است. فارغ‌التحصیل دوره‌ی فوق لیسانس فلسفه‌ی اسلامی از دانشگاه آزاد اسلامی ا‌ست. در ۱۹ سالگی به اصرار خانواده‌اش ازدواج کرد، و یک سال و نیم بعد با بچه‌ای ۱۱ ماهه طلاق گرفت، و به اصرار پدرش حضانت فرزندش را به همسر سابقش سپرد. منیژه ۲۴ سال است که تنها زندگی می‌کند. ۲۰ سال است که کارمند دانشگاه است. از چند سال پیش زیر نظر روان‌درمانگران، مشاوران و روان‌شناسان مختلف سعی کرده تا مشکلات روحی و ذهنی‌اش را حل کند. دوست دارد که تغییر کند، از تنهایی دربیاید و بداند که چرا تمام روابطش نافرجام می‌ماند؟ به شکل جدی چند بار به خودکشی فکر کرده است. اما به قول خودش جسارتش را نداشته، و از طرفی نمی‌خواهد به فرزندش صدمه بزند. در زمان عکاسی بسیار منزوی و تنها بود. قرص‌های ضد افسردگی مصرف می‌کرد و به گفته‌ی خودش تمام وقت آزادش را در فضای مجازی می‌گذراند.

گلزار

گلزار ۴۰ سال دارد و اهل سنندج است. فوق لیسانس نمایش عروسکی از دانشگاه تهران دارد، و بعد از قبولی در دانشگاه به تهران آمده و ۱۵ سال است که تنها زندگی می‌کند. کارمند یک مجموعه‌ی فرهنگی-هنری است. تنهایی را دوست دارد، اما ترجیح می‌دهد که با فرد مناسبی ازدواج کند که بتواند شریک زندگی‌اش باشد. گلزار چند سال پیش به سرطان مبتلا شد و تمام مراحل سخت درمان را به تنهایی و با کمک دوستان نزدیکش از سر گذراند.

لاله

لاله ۳۲ سال دارد. اهل خوزستان است و در مقطع کارشناسی ارشد تئاتر عروسکی دانشگاه تهران تحصیل کرده است. او بعد از قبولی در دانشگاه به تهران آمد. در تهران با نامزدش عقد رسمی کرد و به پیشنهاد او برای صرفه‌جویی در هزینه‌های زندگی در خوابگاه متأهلان جایی را اجاره کردند. بعد از مدتی همسرش به خاطر عقاید سنتی خانواده‌اش، که می‌گفتند زن و مرد عقد کرده نباید پیش از ازدواج زیر یک سقف زندگی کنند، لاله را ترک کرد. لاله نه سال است که تنها زندگی می‌کند. معتقد است که مشکل بزرگ ازدواج در ایران توقعات خانواده‌های زن و مرد است نه خود آن‌ها.

سایه

سایه ۳۹ سال دارد، اهل اراک است، و در رشته‌ی عکاسی دانشگاه هنر تهران درس خوانده است. به کار روزنامه‌نگاری و نوشتن مشغول است، و مجموعه‌ای چاپ شده و چند داستان ناتمام دارد. او بعد از مهاجرت به تهران چند سال تنها زندگی کرد، و بعد از این که خانواده‌اش به تهران آمدند، دوباره به درون زندگی خانوادگی رفت. پس از ده سال تصمیم گرفت که مستقل شود، و به‌رغم مخالفت پدرش، خانه‌ای برای خود اجاره کرد. سایه‌ی سنگین نارضایتی پدرش همیشه روی سر اوست. سایه فکر می‌کند که زندگی با خانواده او را از بسیاری مهارت‌هایی که قبلاً داشت، دور کرده بود. اما تنها زندگی کردن هم برای او کار ساده‌ای نیست. سایه زندگی با خانواده را دوست دارد، اما نه به بهای از بین رفتن آزادی‌های کوچکی که دارد. به نظر او داشتن رابطه‌ای درست، در شرایط کنونی سخت‌ترین کار است و از آن سخت‌تر اعتماد به آدم‌ها است. نوشتن مهم‌ترین دغدغه‌ی اوست، چون فکر می‌کند که از این طریق می‌تواند با دنیا حرف بزند.

مصی

مصی ۳۹ سال دارد. اهل قزوین است و در رشته‌ی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران لیسانس گرفته است. نویسنده‌ی رادیو و فیلم‌های انیمیشن است و برای چند روزنامه هم مطلب می‌نویسد. ۱۸ سال است که تنها زندگی می‌کند. مصی منزوی است و دوست دارد تا جایی که می‌تواند آدم‌ها را از زندگی‌اش حذف کند، هر چند دیگران تنهایی را به حساب گوشه‌گیری و ضد اجتماع بودن می‌گذارند. او ازدواج و رابطه‌ی بلندمدت را ارزشمند نمی‌داند و دلش می‌خواهد که بنویسد و بخواند و فیلم ببیند.

الهام

الهام ۴۱ ساله و اهل کرج است. مدرک کارشناسی ارشد در پژوهش هنر دارد. الهام در ۱۷ سالگی با پسرعمه‌ی خود نامزد کرده، در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه هنر شده و در ۲۵ سالگی ازدواج کرده است. الهام صاحب یک دختر ۱۰ ساله است که به بیماری فلج مغزی مبتلا است، و به سختی حرف می‌زند. چند سال پیش الهام و همسرش از هم جدا شدند. الهام در دانشگاه، مدرس هنر است و همزمان در یک کتاب‌فروشی کار می‌کند. دخترش را هم به کلاس‌های مختلف کاردرمانی و گفتاردرمانی می‌برد. الهام ۵ سال است که در کنار دخترش زندگی می‌کند و با تلاش و امیدواری زندگی را اداره می‌کند.

آنیا

آنیا ۳۵ سال دارد. اهل بجنورد است و در رشته‌ی طراحی داخلی تحصیل کرده است. در ۲۲ سالگی با مردی از اقوام دورش ازدواج کرد و بعد از مدتی متوجه شد که همسرش مبتلا به وسواس فکری شدید است. با هم برای درمان همسر و ادامه‌ی تحصیل به سیدنی رفتند، اما کم‌کم ادامه‌ی زندگی با همسرش آن‌قدر دشوار شد که بعد از پنج سال، زندگی مشترک را ترک کرد. مدتی تنها در سیدنی زندگی کرد تا بالاخره به ایران بازگشت. شغلی در تهران پیدا کرد و به‌رغم مخالفت‌های پدر و مادرش ۸ سال است که تنها زندگی می‌کند. چند بار مجبور به ترک محیط‌های کاری شده است، چون همکارانش با زنان رفتار‌های نامناسبی داشته‌اند. آنیا اکنون در تهران در یک مهد کودک کار می‌کند. با یک دوست که او هم بعد از سختی‌های زیاد متارکه کرده، هم‌خانه شده است. آنیا با ورزش و تمرین تزکیه‌ی ذهن سعی می‌کند که آرامش و بردباری بیشتری پیدا کند.

منبع: aasoo

آیا ۸۰درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟


برترین‌ها: طلاب چقدر درآمد دارند؟ منبع درآمد آن‌ها از کجاست؟ آیا شایعه‌ی زیر خط فقر بودنِ هشتاد درصد آن‌ها صحت دارد؟ در این گزارش به شکلی دقیق پاسخ این پرسش‌ها را پیدا می‌کنید.

محمد جواد فاضل لنکرانی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم و رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در برنامه «دستخط» شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی که روز جمعه ۳۰ خردادماه به روی آنتن رفت مدعی شد: «بیش از ۸۰ درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند».

او گفت: «وضع معیشتی طلاب قبل از انقلاب خیلی بهتر بود. یک طلبه مثل من با یک‌سوم حقوقی که ماهانه می‌گرفتیم می‌توانستیم اجاره خانه بدهیم. اما الان یک حقوقی که طلبه می‌گیرد، دو برابر را روی این حقوق بگذارد نمی‌تواند اجاره خانه خود را بدهد! وضع معیشتی ۸۰ و بلکه بیش از ۸۰ درصد طلاب از خط فقر بسیار پائین‌تر است. ۱۵-۱۰ درصدی که شغل دولتی دارند، زندگی مرفهی دارند و مردم اینها را می‌بینند و همه را به یک چوب می‌رانند.

آیا ۸۰درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟

فاضل لنکرانی مدعی است یکی از کارهایی که رایج است نماز و روزه استیجاری که مردم به بیوت مراجع می‌دهند، چقدر از اساتید را می‌شناسم که شب‌ها ۳-۲ ساعت نماز استیجاری می‌خوانند. او می‌گوید: «حالا یک ساختمانی درست می‌شود و دو صندلی هم داخل آن گذاشته می‌شود و دو نفر هم تبلیغ می‌کنند در حالی که هیچ مجلل نیست و هیچ عنوان تشریفاتی ندارد. حوزه‌های لاکچری تهمتی است که زده‌اند. آن هم که قدر متیقن است، یکی است و آن هم به قیاس سایر مدارس، ممکن است مقداری جلوتر است، ولی آن هم لاکچری نیست.»

پیش از این در سه گزارش به موضوع تامین معیشت طلاب و روحانیون پرداخته بودیم.

گزارش اول با عنوان «وابستگی تامین معیشت طلاب به بودجه دولتی» در مهر ۱۳۹۷ منتشر شده است. گزارش دوم مقاله تکمیلی است که در ادامه گزارش اول منتشر شده است. و گزارش سوم در مراد ۱۳۹۸ با عنوان «درآمد روحانیون چقدر است» منتشر شده است. در این گزارش جدید سعی می‌کنیم ببینیم «آیا ۸۰ درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟»

برای پاسخ به این پرسش باید بدانیم:

اول: خط فقر چقدر است؟

خط فقر خیلی عدد روشنی ندارد و به سادگی نمی‌توان به این پرسش پاسخ داد. اما در برخی گزارش‌های رسمی حدود آن مشخص شده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در خرداد ۱۳۹۹ یعنی یک ماه پیش، براساس داده‌های سال ۱۳۹۸ خط فقر در یک خانواده ۴ نفره در تهران را حدود ۵ میلیون و متوسط کشوری را حدود ۲ میلیون تومان اعلام کرده است:

در برخی گزارش‌های رسمی و اظهار نظرهای کارشناسان خط فقر بیش از گزارش مرکز پژوهش‌ها برآورد شده است.

دوم: طلاب به چه کسانی گفته می‌شود؟

تحصیلات حوزوی در چهار سطح تعریف شده است. طلاب دروس پایه ۱ تا ۶، سطح یک را تشکیل می‌دهند. آنها وقتی دروس پایه ۷ تا ۹ را می‌گذرانند، سطح ۲ و با ورود به درس پایه ۱۰ سطح ۳ به حساب می‌آیند. طلاب پس از پایان ۱۰ درس پایه، اصطلاحا وارد مقطع درس خارج می‌شوند. طلاب درس خارج سطح ۴ به شمار می‌آیند که عالی‌ترین سطح طلبگی است. بنابراین به دلیل نبود آمار مشخص از تعداد طلاب هر سطح و به دلیل تفکیک نشدن تعداد طلاب ۴ سطح حوزه و روحانیونی که درس خارج را تمام کرده‌اند مجبوریم در این گزارش فرض را بر کل طلاب و روحانیون که آمار آن حدود ۹۰ هزار نفر قبلا اعلام شده بگذاریم.

سوم: منابع درآمدی طلاب چیست و درآمدشان چقدر است؟

منابع درآمدی طلاب ترکیبی از شهریه‌ای است که از سوی مراجع پرداخت می‌شود، مقرری‌هایی است که در قانون بودجه برای رفاه طلاب در نظر گرفته شده و به مرکز خدمات حوزه‌های علمیه داده می‌شود. منبع سوم درآمدی طلاب هم درآمدهای حرفه‌ای و شخصی آنها است.

شهریه مراجع: گزارش رسمی از میزان شهریه مراجع وجود ندارد، اما به طور پراکنده برخی رسانه‌ها گزارش‌هایی در این باره منتشر کرده‌اند. مثلا خبرگزاری قرآنی ایکنا در ۲۳ دی ۱۳۹۷ گزارشی منتشر کرده و در آن نوشته که شهریه طلاب بستگی به تاهل و سطح آنها بین ۱۰ هزار تا ۵۶۰ هزار تومان در نوسان است.

ما نمی‌توانیم به طور مستقل این اعداد و ارقام را تایید کنیم یا بگوییم متوسط شهریه طلاب چقدر است، اما در عوض می‌دانیم که در بودجه دولتی چقدر برای معیشت و رفاه طلاب در نظر گرفته می‌شود.

کمک‌هزینه معیشت و رفاه طلاب در بودجه: اعتبارات مرکز خدمات حوزه علمیه قم در بودجه امسال ۱۱۹۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان است. از این مبلغ ۳۹۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان به «حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل» اختصاص دارد و ۷۹۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان هم برای امور مشخصی به مرکز خدمات داد می‌شود.

ریز بودجه مرکز خدمات حوزه علمیه جهت تامین معیشت طلاب در جلد اول پیوست ۴ قانون بودجه ۱۳۹۹ (صفحه ۱۶۵ و ۱۶۶) موجود است.

در این ردیف‌ها به طور مشخص برای ۸۰ هزار طلبه سالانه مبلغ ۱۳۵ هزار تومان کمک هزینه تغذیه، برای ۱۲۱،۵۳۰ طلبه سالانه ۳،۶۹۷،۶۰۰ تومان «کمک هزینه معیشتی»، برای ۱۶ هزار طلبه از کارافتاده و خانواده طلاب مرحوم سالانه ۱۵،۹۵ هزار تومان مستمری، برای ۱۵۰ هزار طلبه ۲۳۶ هزار تومان «ارائه خدمات فرهنگی، رفاهی و ورزشی» و برای ۴۱۲۵ طلبه کمک‌هزینه ۶میلیون تومانی مسکن برای ۴۱۲۵ طلبه دیگر کمک ۶ میلیون تومانی به صندوق قرض‌الحسنه در نظر گرفته شده است.

علاوه بر این طلاب اهل سنت نیز ردیف بودجه خاص در زیرمجموعه سازمان اوقاف دارند. در این ردیف‌ها هم برای ۵۰ هزار روحانی اهل سنت هم مبلغ ۱۷۱،۹۶۰ تومان برای حمایت در نظر گرفته شده است.

در سال‌های گذشته مناطق و شهرک‌های برای اسکان طلاب ساخته شده است. از جمله می‌توان به شهرک مهدیه قم اشاره کرد که در نشریه پیام حوزه در سال ۱۳۷۴ گفته شده در آن بیش از ۱۲ هزار واحد مسکونی جهت اسکان طلاب ساخته و تحویل داده شده است. علاوه بر دولت، شهرداری قم نیز بابت اسکان طلاب ردیف بودجه ای برای شهرک مهدیه که متعلق به طلاب است اختصاص می‌دهد. در سال ۱۳۹۹ شهرداری قم ۵.۵ میلیارد تومان به مسکن طلاب اختصاص داده است.

درآمدهای حرفه‌ای: طلاب خصوصا طلبه‌هایی که با مدرک دیپلم وارد حوزه علمیه می‌شوند تا پایه شش ملزم به شرکت در کلاس‌ها هستند. یعنی مثل دانشجویان و دانش آموزان هر روز صبح و عصر کلاس درس دارند که باید در آن حاضر شوند و در پایان سال ششم مدرکی معادل مدرک فوق دیپلم دریافت می‌کنند. بنابراین عملا آنها امکان اشتغال ندارند.

طلاب سطح ۳ و ۴ به دلیل اینکه الزامی به حضور در کلاس‌ها ندارند و تنها می‌توانند در امتحانات شرکت کنند، عموما علاوه بر تحصیل، به تدریس، تبلیغ و انجام فعالیت‌های فرهنگی اشتغال دارند و از حقوق و مزایای اشتغال خود بهره‌مند هستند.

آماری از تعداد طلاب و روحانیون فعال در این دستگاه‌ها در دست نیست ولی می‌توان گفت بخش قابل توجهی از طلاب در این دستگاه‌ها عضویت دارند و دریافتی آنها کمتر از سایر کارکنان دولت و نیروهای مسلح نیست.

علاوه بر این برخی طلاب نیز در ایامی از سال به عنوان مبلغ مشغول فعالیت هستند. در جدول شماره هفت بودجه امسال که بودجه دستگاه‌ها را به تفکیک برنامه مشخص کرده در مجموع نزدیک ۱۳۶ میلیارد تومان اعتبارات در ارتباط با ارسال روحانیون به عنوان مبلغ در نظر گرفته شده است.

اگر فرض کنیم سالانه ۱۰ هزار مبلغ مذهبی به سراسر کشور اعزام شوند، برای هر کدام ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان اعتبار دولتی پیش‌بینی شده است.

آیا ۸۰درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟

جمع‌بندی

به طور عمومی درآمد طلاب از سه منبع تامین می‌شود:

منبع اول، شهریه مراجع است. در برخی رسانه‌ها مبالغ پراکنده‌ای از ۱۰ هزار تومان تا ۶۰۰ هزار تومان درباره شهریه طلاب گفته شده، اما هیچ گزارش مالی مستندی از حساب و کتاب مراجع وجود ندارد.

منبع دوم، بودجه دولتی و حق بیمه و کمک‌هزینه‌های معیشتی و رفاهی است که به طور مشخص در قانون بودجه سالانه تعیین می‌شود. این بودجه طبق قانون به مرکز خدمات حوزه علمیه پرداخت می‌شود که باید میان طلاب توزیع شود. در بودجه سال ۱۳۹۹ در مجموع ۱۱۹۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برای مرکز خدمات حوزه علمیه در نظر گرفته شده است.

منبع سوم، هم درآمدهای حرفه‌ای است. طلابی که در سازمان‌های تبلیغاتی، سیاسی، مذهبی، دستگاه‌های اجرایی دولتی و نهادهای غیردولتی، سازمان‌های نظامی و… مشغول فعالیت هستند، دست‌کم درآمدی در سطح افراد عادی دارند.

اما خارج از نهادهای عمومی و دولتی باز هم شرایطی برای کسب درآمد حرفه‌ای برای طلاب وجود دارد. طلبه‌هایی که به طور تمام وقت مشغول تحصیل هستند نیز در برخی ایام سال مانند ماه رمضان یا محرم فرصت فعالیت به عنوان مبلغ را دارند. در بودجه دولتی برای شناسایی و اعزام مبلغان اعتباری معادل ۱۳۶ میلیارد تومان در نظر گرفته شده که در اختیار سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه علمیه قم قرار داده می‌شود.

از دو مورد بالا تنها در مورد دوم اطلاعات نسبتا شفافی وجود دارد که آن هم نه از طریق گزارش رسمی مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، بلکه از طریق بودجه دولتی به دست آمده است. حتی اگر مورد اول را هم قطعی بدانیم، باز هم اطلاعاتی در مورد منبع سوم درآمد طلاب، یعنی درآمدهای حرفه‌ای و شخصی آنها وجود ندارد. تا کنون هیچ تحقیق و آمارگیری در این باره انجام نشده یا اگر شده ما به آن دست پیدا نکرده‌ایم که نشان دهد متوسط درآمد طلاب و روحانیون در ایران چقدر است. به همین دلیل ادعای محمدجواد فاضل لنکرانی، مبنی بر اینکه «بیش از ۸۰ درصد طلاب زیر خط فقر زندگی می‌کنند» غیرقابل اثبات است.

منبع: وب‌سایت فکت‌نامه

چه کنیم که در زندگی متاهلی بیشتر خوش بگذرد؟


برترین‌ها: تا حالا به این فکر کردید که چطور می‌شود به‌طور کامل از رابطه رضایت داشت؟ اصلا کسی هست که واقعا احساس رضایت در رابطه داشته باشد؟ می‌توانیم به جرات بگوییم ۹۰ درصد مردم حس رضایت واقعی از زندگی‌ و رابطه‌شان ندارند. دلیلش هم مشخص است، بیشتر افراد فکر می‌کنند رابطه یک میدان تمام عیار جنگ است و از لحظه‌ای که وارد رابطه می‌شوند تا لحظه پایان، باید بابت هر موضوعی بحث و کلنجار داشته باشند!

در واقع این بزرگ‌ترین اشتباه و برداشت از یک رابطه‌ است. اینکه ما باید برای تفاهم داشتن مدام بحث کنیم، در حالی‌که در خیلی موارد چند نکته کوچک باعث می‌شود رابطه شیرینی را تجربه کنید. در این مطلب می‌خواهیم بگوییم زوج‌های موفق چه راهکارهایی برای مدیریت روابطشان دارند.

۱۰ راهکار طلایی برای حس رضایت از رابطه مشترک

۱. صحبت کردن

تمامی زوج‌هایی که احساس رضایت کامل در رابطه‌شان دارند، در طی روز، زمانی را برای صحبت کردن در مورد موضوعات مختلف قرار میدهند و مشکلات و اتفاقات روز را برای هم بیان می‌کنند. وقتی با هم مشکل پیدا می‌کنند بعد از آرام شدن، در مورد موضوع باهم صحبت می‌کنند و به تفاهم می‌رسند و اجازه نمی‌دهند دلخوری باعث دور شدنشان از یکدیگر شود.

۲. فعالیت‌های مشترک

هر چقدر که از مدت زمان رابطه می‌گذرد، شور و هیجان اولیه کم می‌شود، بنابراین باید با روش‌هایی سعی کنید هیجان و عشق را در زندگیتان نگه‌دارید، یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که زوج‌های موفق انجام می‌دهند، فعالیت‌های مشترک در کنار یکدیگر است. مثلا در کنار هم آشپزی می‌کنند، کتاب میخوانند و…

۳. ابراز علاقه

درست است که باید در طی رابطه و با عمل، علاقه‌تان را به هم نشان بدهید، اما فراموش نکنید شنیدن عبارت دوستت دارم، باعث حفظ گرمای رابطه می‌شود و به طرفین انرژی مضاعفی می‌دهد. پس در طول روز با گفتن دوستت دارم همسرتان را خوشحال کنید. می‌توانید وقتی نزدیک به پایان زمان کاری‌اش است و به شدت احساس خستگی می‌کند با فرستادن یک پیام خسته نباشید، لبخند را روی لب‌هایش بیاورید.

۴. تنظیم ساعت خواب

تنظیم ساعت خواب به این معناست که سعی کنید تقریبا در یک زمان بیدار شوید و بخوابید. به‌نظر خودتان رابطه‌ای که در آن، آقا ساعت ۱۲ شب به تخت‌خواب برود و خانم مثلا ۹ شب، رابطه گرم و مناسبی است؟ هر چه به یکدیگر نزدیک‌تر باشید، مسلما علاقه و عشق بین شما بیشتر خواهد داشت.

۵. خوش‌گذرانی و خندیدن

دوست دارید در کنار چه کسی باشید؟ کسی که همیشه غر می‌زند یا کسی که همیشه می‌خندد و در کنارش خوش می‌گذرانید؟ مسلما هر کسی دوست دارد از لحظه به لحظه زندگی‌اش استفاده کند و خوشحال باشد… پس زمانی برای خوشحالی داشته باشید و تا در کنار هم قرار گرفتید، شروع به غر زدن و گلایه نکنید.

۱۰ راهکار طلایی برای حس رضایت از رابطه مشترک

۶. حمایت و پشتیبانی

شما به عنوان یک زوج باید مکمل هم باشید و در کنار هم پیشرفت کنید. پس سعی کنید از افکار و نظرات یکدیگر حمایت کنید. حرف‌های یکدیگر را بشنوید و در موردش فکر کنید و ببینید چطور می‌شود پشتیبان هم باشید. گاهی حتی لازم در کنار هم زمین بخورید و مجدد بلند شوید. این به معنای حمایت بی‌قید و شرط نیست بلکه شما به عنوان کسی که موضوع را از بیرون نگاه می‌کند می‌توانید نکات ریزتر و بهتری را ببینید و به شریکتان کمک کنید به سمت درست حرکت کند.

۷. لمس کردن و ارتباط فیزیکی

در طی روز سعی کنید در زمان‌هایی که در کنار هم هستید، یکدیگر را بغل کنید و با هم ارتباط فیزیکی داشته باشید. در اغوش کشیدن باعث ترشح هورمون اوکسی توسین می‌شود. این هورمون نقش بسیار مهمی در برقراری حالت آرامش و کاهش استرس دارد. همین‌طور باعث ترشح سروتونین که باعث کاهش اضطراب و بالا رفتن سطح انرژی می‌شود. پس یادتان باشد لمس کردن و در آغوش کشیدن به خصوص قبل از یک جلسه کاری مهم می‌تواند به‌شدت در کاهش استرس فرد مقابل تاثیر بگذارد.

۸. بخشش یکدیگر

یکدیگر را ببخشید. از اشتباهات کوچک بگذرید و خودتان را بابت هر موضوعی ناراحت نکنید. خیلی از مشکلات فقط با صحبت کردن از بین می‌روند و شما می‌توانید با یک صحبت کوتاه و بخشش و گذشت رابطه‌ را حفظ کنید. اما یادتان باشد قرار نیست همیشه ببخشید! ببخشید دائم باعث می‌شود طرف مقابل همیشه اشتباه کند و از شما انتظار بخشش داشته باشد، پس بین این دو مورد یک تعادل برقرار کنید.

۹. الویت

هر انسانی برای زندگیش یک‌سری اهداف و رویا‌ها و آرزو‌ها دارد، اما باید دقت کنید همسرتان باید یکی از الویت‌های زندگی شما باشد. فرقی ندارد شما خانم هستید یا آقا، وقتی همسرتان از الویت‌هایتان نباشد مسلما به مشکل برمی‌خورید و رابطه‌تان از دست می‌رود. یادتان باشد که شما باید در کنار هم خوشبخت شوید و هر دو در یک کشتی قرار دارید. پس سعی کنید با هم این کشتی را به جزیره آرامش برسانید.

۱۰. تلاش مشترک

هدف نهایی هرکسی در زندگی‌اش این است که به خوشبختی برسد. پس شما و همسرتان باید تلاش مشترک در یک راستا داشته باشید وبا هم به اهدافتان برسید. ممکن است هدف اول شما خرید ماشین باشد، خب این هدف با کار و تلاش دونفره به سرانجام می‌رسد نه صرفا تلاش فردی شما. پس اهدافتان را به هم بگویید و به‌طور مشترک تلاش کنید تا به موفقیت برسید.

۱۰ راهکار طلایی برای حس رضایت از رابطه مشترک

منبع: برگرفته از یادداشت مهسا باغدار در شبکه اجتماعی ویرگول

فوت‌و‌فن‌های زندگی دانشجویی و زندگی در خوابگاه


روزنامه‌همشهری – الیاس براهویی‌نژاد: صدای پای پاییز که می‌رسد دانشجویان زیادی چمدان می‌بندند به قصد رفتن به شهری دیگر پی تحصیل علم. سفر این مسافران که شروع می‌شود، تجربه‌ها هم همپا آغاز می‌شود؛ تجربیات این سفر بعضی عام‌ترند و بعضی هم منحصر به فردند و هردوی این‌ها چنان گسترده‌اند که هیچ متنی توان برآمدن از عهده پرداختن به همه آن‌ها را ندارد.

این گزارش هم بی‌چنین ادعایی توصیه‌هایی دارد به نوسفران دانشجو که رعایت این توصیه‌ها از سوی نودانشجویان به آن‌ها کمک می‌کند تجربه بهتری از زندگی دانشجویی داشته باشند.

توصیه‌هایی به مسافران شهر علم

هاروارد در ایران شعبه‌ای ندارد

بسیاری از دانشجویان تازه‌وارد از دانشگاه انتظار‌های زیادی دارند؛ مثلا انتظارشان این است که سامانه انتخاب واحد بدون دردسر کار کند یا اینکه آموزش دانشکده‌شان جوابشان را بدهد و کارشان را راه بیندازد. خلاصه که فکر می‌کنند دانشگاهی که می‌روند شعبه ایران دانشگاه هاروارد است و لابد از سر همین خیال است که روز ثبت‌نام حسابی شادان و خندان هستند.

چنین انتظار‌هایی از دانشگاه وقتی با واقعیت روبه‌رو می‌شود، باعث سرخوردگی‌ها و ناامیدی‌های زیادی می‌شود. پس همان بهتر که از اول واقعیت را قبول و بعد برای بهترشدن آن تلاش کرد.

غذای مامان‌پز، خداحافظ… خداحافظ…

در خوابگاه دیگر خبری از غذا‌های خوشمزه و متنوع خانگی نیست. غذا‌های سلف دانشگاه همیشه باب میل نخواهد بود تا حدی که گاهی ناچارید یک وعده از خیر رزرو غذا بگذرید. تنوع غذا‌های سلف هم چندان زیاد نیست و از یک فهرست معدود پا را فراتر نخواهد گذاشت.

این باعث می‌شود این غذا‌ها خیلی زود تکراری شوند؛ سفارش غذا از بیرون هم که حسابی خرج روی دست‌تان می‌گذارد. در چنین موقعیتی، برگ برنده شما بلدبودن آشپزی است. سعی کنید درست‌کردن غذا‌های ساده را یاد بگیرید؛ اولویت را هم بگذارید پای یاد گرفتن غذا‌هایی که درست‌کردنشان وقت کمتری می‌برد.

وجود آدم‌هایی از فرهنگ‌های مختلف هم در خوابگاه به شما فرصت می‌دهد که غذا‌های محلی خود را با هم به اشتراک بگذارید، از تجربه خوردن غذا‌های جدید لذت ببرید و پختن غذا‌های محلی دیگران را هم یاد بگیرید.

آهسته‌تر خرج کن

وسوسه خرید برای دانشجویانی که از خانواده و بعضی محدودیت‌های آن دور شده‌اند، بسیار زیاد است. دیگر کسی نیست که به شما یادآوری کند ضرورتی برای خرید فلان‌چیز وجود ندارد؛ به‌خصوص وقتی گروهی دوستانه دور هم جمع می‌شوند خرج‌کردن‌ها هم بیشتر می‌شود. بی‌حساب خرج‌کردن خیلی زود شما را به دام خواهد انداخت و وقتی به‌خودتان می‌آیید، می‌بینید که کل پول یک ترم را در یک‌ماه خرج کرده‌اید.

قبل از هر خریدی به این سؤال پاسخ بدهید که چیزی که می‌خواهید بخرید واقعا چقدر ضروری است. به‌دنبال راه‌های کاهش هزینه‌ها بگردید و تخفیف‌های دانشجویی را دنبال کنید. در حساب دخل و خرج‌تان از هزینه‌های غیرمنتظره هم غافل نشوید. اگر هم می‌توانید بخشی از پول‌تان را برای چنین مواقعی پس‌انداز کنید.

رعایت نکات ایمنی

قرار گرفتن در شرایط آب‌وهوایی جدید یا تغییر رژیم غذایی و مواردی از این دست می‌تواند سلامتی دانشجو را به خطر بیندازد. خوابگاه یک محیط عمومی است و رعایت‌نکردن بهداشت احتمال بروز انواع بیماری را افزایش می‌دهد و بیماری‌های مسری هم به سرعت در این فضا منتقل می‌شوند.

شستن سریع ظرف‌های کثیف، حمام‌رفتن منظم و دوری از افرادی که بیماری مسری دارند از بدیهی‌ترین اصول برای پرهیز از بیماری است. اگر هم بیماری سراغتان را گرفت از خوددرمانی و استفاده سرخود دارو‌ها پرهیز کنید و به‌جای نسخه‌ای که هم‌اتاقی‌تان دارد می‌پیچد، سراغ نزدیک‌ترین پزشک بروید.

وقت مستقل‌شدن است

اگر قرعه ادامه تحصیل‌تان به نام شهر دیگری غیر از شهر خودتان افتاده است حتما سختی‌های زیادی را از جمله دوری از خانواده ناچارید تحمل کنید، اما این اتفاق یک فرصت خوب هم برای تمرین زندگی مستقل در اختیارتان قرار می‌دهد.

حالا وقت آن است که خودتان لباس‌ها و ظرف‌هایتان را بشویید، آشپزی کنید و تنهایی به کار‌هایی بپردازید که قبلا اعضای خانواده در انجام‌دادن آن‌ها کمک‌تان می‌کردند. تازه وقتی این کار‌ها را انجام می‌دهید، حسابی قدر زحمت‌هایی را که خانواده‌تان برایتان کشیده‌اند، می‌دانید. از این فرصت حسابی استفاده و سعی کنید از پس کار‌های خودتان بربیایید.

مدارا کنید

توصیه‌هایی به مسافران شهر علم

دانشگاه و خوابگاه پر از آدم‌هایی است که با ما متفاوتند. در کلاس درس و در خوابگاه با آدم‌هایی مواجه می‌شوید که هرکدام از یک فرهنگ و جغرافیا آمده‌اند و عقاید و رفتار‌هایی دارند که شاید چندان به مذاق‌تان خوش نیاید. شما قرار است چندسالی را در کنار این آدم‌ها زندگی کنید و اگر سر ستیز با هر چیز مخالف خودتان بردارید، زندگی را به‌خودتان سخت می‌کنید.

سعدی راست گفته که «بهشت صحبت یاران همدم است»، اما دانشگاه و خوابگاه متأسفانه بهشت نیستند (نگران نباشید! جهنم هم نیستند)؛ شما در این فضا‌ها بسیار بعید است که به کسانی بربخورید که تماما مطلوب باشند، پس باید یاد بگیرید با آدم‌های متفاوت مدارا کنید.

نپرسیدن عیب است

گاهی پیش می‌آید که دانشجویان ترم‌بالایی سؤال‌هایی را که تازه‌وارد‌ها دارند مسخره می‌کنند؛ برای همین تازه‌وارد‌ها قید پرسیدن را می‌زنند. یادتان باشد که همه آن ترم‌بالایی‌ها یک روز همین سؤال‌ها را داشته‌اند و شاید مسخره هم شده باشند.

اصلا شاید دارند تلافی همان مسخره‌شدن‌ها را سر شما در می‌آورند. با همه اینها، قرار گرفتن در یک محیط جدید شما را ناچار به پرسیدن می‌کند، چون اگر بخواهید همه‌چیز را خودتان پیش ببرید و از کسی سؤال نکنید، سختی‌های زیادی میزبان‌تان می‌شود و مدام دچار اشتباه خواهید شد. اگر آدرسی را بلد نیستید، اگر نمی‌توانید غذا رزرو کنید یا در امانت‌گرفتن کتاب به مشکل برخورده‌اید ۲ راه بیشتر ندارید: یا سؤال کنید یا دردسر‌های نپرسیدن را به جان بخرید.

امکانات دانشگاه را بشناسید

بعضی از دانشجویان آن‌قدر سر به زیر هستند که شاید در تمام مدت تحصیل‌شان اصلا روح‌شان هم از وجود بسیاری از امکانات باخبر نشود. فراموش نکنید که شما مدت زیادی در دانشگاه نیستید و تا چشم به هم بزنید، وقت خداحافظی با دانشگاه سر می‌رسد.

پس قبل از آنکه دیر شود از امکانات موجود، بهره لازم را ببرید. شناخت این امکانات جز با کنجکاوی ممکن نیست. به هر سمتی باید سرک بکشید و ببینید چه خبر است؛ از کتابخانه تا استخر دانشگاه را خوب بگردید، به کانون‌ها و انجمن‌ها سر بزنید و آن‌هایی را که با علایق‌تان سازگارتر هستند، انتخاب کنید.

مراقب سوءاستفاده کننده‌ها باشید

بعضی افراد، گروه‌ها و جناح‌ها از ذوق فعالیت‌های دانشجویان تازه‌وارد سوءاستفاده و از ناآگاهی آن‌ها به نفع خودشان بهره‌برداری می‌کنند. در این‌باره با احتیاط گام بردارید. بدون تحقیق به عضویت هر تشکل و انجمنی که حرف‌های خوب می‌زنند در نیایید و پای هر بیانیه‌ای را امضا نکنید. بسیاری از حرف‌های زیبا و جذاب پشت پرده‌هایی دارند که ما از آن‌ها آگاه نیستیم و می‌توانند عواقب خطرناکی برای ما داشته باشند.

نوع دیگر سوءاستفاده از دانشجو هم از سوی برخی مسئولان دانشگاه رخ می‌دهد. این سوءاستفاده به شکل‌های مختلفی ازجمله کارشکنی در کار دانشجو یا فراهم‌نکردن حقوق او رخ می‌دهد. برای مقابله با این نوع سوءاستفاده هر دانشجو باید از حقوق خود به‌صورت کامل خبردار باشد و آن‌ها را مطالبه کند.

اعتیاد با چاشنی فلسفه

دانشگاه یک محیط روشنفکرانه است و بحث و گفتگو زیاد در آن شکل می‌گیرد. عده‌ای در پوشش همین بحث‌ها و با مطرح کردن مسائل ظاهرا فلسفی سعی خواهند کرد شما را به کشیدن سیگار و مواد‌مخدر دیگر ترغیب کنند. یک راه دیگر برای ترغیب به استفاده از مواد‌مخدر هم بهانه‌کردن شب‌بیداری و افزایش تمرکز است.

هرنوع مواد‌مخدری هم این روز‌ها خیلی راحت قابل دسترسی است که از بین آن‌ها گل و متادون بین دانشجویان طرفداران بیشتری دارند. اگر دیگران ببینند که شما اهل رودربایستی یا خجالتی هستید فشار بیشتری به شما وارد می‌کنند.

حواستان را خوب جمع کنید و «نه» گفتن را خوب یاد بگیرید؛ نه‌گفتن مهارت مهمی است که در چنین مواردی به کارتان می‌آید. به عواقب اعتیاد فکر و با عاقبت‌اندیشی بی رودربایستی در مقابل هر وسوسه‌ای مقاومت کنید. این را هم بد نیست بدانید که کشیدن سیگار دلیل کافی برای روشنفکر بودن نیست.

سبک‌بار، اما مجهز باشید

برای زندگی در یک شهر دیگر شما به وسایل مختلفی نیاز خواهید داشت، اما در انتخاب این وسایل دقت زیادی لازم است. جابه‌جایی مکرر وسایل و فضای محدود اتاق خوابگاه اجازه نمی‌دهد هر وسیله‌ای را که دوست دارید با خودتان بردارید.

تا می‌توانید از برداشتن وسایل غیرضروری خودداری کنید. در کنار این، وسایل ضروری را جا نگذارید. تهیه یک فهرست از همه چیز‌های مورد نیاز به شما کمک می‌کند مجهزتر باشید. نمونه‌هایی از این فهرست‌ها را می‌توانید در اینترنت پیدا کنید، اما هیچ‌کدام آن‌ها آن‌قدر کامل نیستند که همه نیاز‌های شما را در بر‌بگیرند و فقط کمک می‌کنند که به کمک‌شان فهرست اختصاصی خودتان را تهیه کنید.

با فناوری دوست باشید

تلفن‌های همراه غیر از تلگرام و اینستاگرام قابلیت‌های دیگری هم دارند که بتوانید از آن‌ها در دوران دانشجویی استفاده کنید و این دوره از زندگی را با کیفیت بهتری بگذرانید. برنامه‌های مسیریاب، تاکسی‌های اینترنتی و راهنما‌های سرویس حمل‌ونقل عمومی نمونه‌هایی از این برنامه‌ها هستند.

غیراز این‌ها می‌توانید برنامه‌ها و سایت‌های تخصصی مرتبط با رشته‌تان را پیدا کنید. برنامه‌ریزی فعالیت‌های شخصی و درسی هم به مدد فناوری با تلفن‌های همراه هوشمند به سادگی قابل انجام است.

برنامه‌ریزی داشته باشید

زندگی بی‌برنامه مشقت‌های فراوانی به بار خواهد آورد و در عوض، داشتن برنامه، بهره‌وری را بیشتر می‌کند. سعی کنید به‌صورت روزانه و هفتگی برنامه‌ای برای خودتان تعیین کنید که در آن سهم همه فعالیت‌های روزمره‌تان درنظر گرفته شده باشد. با چنین برنامه‌ای می‌توانید کار‌هایی را که کرده و نکرده‌اید، ارزیابی کنید.

در اتاق‌های خوابگاه با صحبت‌های دوستانه و چیز‌هایی نظیر این، زمان می‌تواند به هدر برود. در سوی دیگر ماجرا، در خوابگاه و با رهایی از بسیاری از دغدغه‌های درون خانواده فرصت بسیار بیشتری برای فعالیت‌های مختلف فراهم می‌شود. مدیریت زمان و برنامه‌ریزی در این فضا از به بطالت‌گذشتن وقت و حسرت روز‌های بعد پیشگیری خواهد کرد.

در انتخاب دوست احتیاط کنید

با ورود به دانشگاه دوستی‌های تازه شکل می‌گیرد و این دوستی‌ها به نسبت دوران مدرسه قرار است که عمیق‌تر باشد. برای انتخاب این دوستان احتیاط جدی لازم است؛ چرا که این دوستی‌ها غالبا فراتر از دوستی‌های ساده‌اند و تعیین می‌کنند که چه بخوانید، چه بپوشید، چگونه حرف بزنید و….

اگر زرنگ باشید با کسانی دوست خواهید شد که از شما بهترند، چه در دانش و چه در منش. چنین دوستانی به ترقی شما کمک خواهند کرد. همان‌قدر که دوستان خوب سرمایه‌اند، دوستان بد آفت جان و مال هستند و می‌توانند آتش بزنند به جان بهترین روز‌های زندگی‌تان.

فراغت و استراحت

توصیه‌هایی به مسافران شهر علم

دوران دانشجویی که فقط نشستن در کلاس درس و خواندن کتاب‌های درسی نیست. برنامه‌ریزی برای گذراندن اوقات فراغت در کنار درس و دانشگاه هم مقوله بسیار مهمی است. برای آخر هفته‌ها و روز‌های تعطیل می‌توانید برنامه‌های متنوعی تدارک ببینید.

می‌توانید به گردش در شهر بپردازید یا به سینما بروید بعضی روز‌های هفته هم سینما نیم‌بهاست، می‌توانید تئاتر تماشا کنید یا در کنج یک کتابخانه رمان بخوانید. برای همه این‌ها هم راهنما‌های زیادی در اینترنت وجود دارد که با یک جست‌وجوی ساده می‌توانید به همه آن‌ها دسترسی داشته باشید.

وسوسه‌خرید

وسوسه خرید برای دانشجویانی که از خانواده و بعضی محدودیت‌های آن دور شده‌اند، بسیار زیاد است. دیگر کسی نیست که به شما یادآوری کند ضرورتی برای خرید فلان‌چیز وجود ندارد؛ به‌خصوص وقتی گروهی دوستانه دور هم جمع می‌شوند خرج‌کردن‌ها هم بیشتر می‌شود.

به‌دام نیفتید

دانشگاه یک محیط روشنفکرانه است و بحث و گفتگو زیاد در آن شکل می‌گیرد. عده‌ای در پوشش همین بحث‌ها و با مطرح کردن مسائل ظاهرا فلسفی سعی خواهند کرد شما را به کشیدن سیگار و مواد‌مخدر دیگر ترغیب کنند.

یک راه دیگر برای ترغیب به استفاده از مواد‌مخدر هم بهانه‌کردن شب‌بیداری و افزایش تمرکز است. هرنوع مواد‌مخدری هم این روز‌ها خیلی راحت قابل دسترسی است که از بین آن‌ها گل و متادون بین دانشجویان طرفداران بیشتری دارند.

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟


روزنامه همشهری – یکتا فراهانی: معلمی را درنظر بگیرید که بین شاگردانش استثناء قائل می‌شود. ممکن است به راحتی از خطای دانش‌آموز محبوبش بگذرد؛ درحالی‌که اگر همان خطا از دانش‌آموز دیگری سر بزند واکنش تندی نشان دهد یا برعکس؛ همچنین پیشرفت دانش‌آموزی را که به او علاقه ندارد نادیده بگیرد، درصورتی که برای کوچک‌ترین پیشرفت دانش‌آموز محبوبش پاداش درنظر بگیرد.

تأثیر ادراک‌های گزینشی در موقعیت‌های مختلفی در زندگی نمود پیدا می‌کند. اغلب ما از قبل دانسته‌هایی در ذهن‌مان داریم که تحت‌تأثیر آن‌ها تصمیم می‌گیریم؛ مثلا اگر عقیده خاصی داشته باشیم همیشه تحت‌تأثیر آن باقی می‌مانیم، اگر میوه یا غذای خاصی را دوست داریم همیشه همان‌ها را انتخاب می‌کنیم و کمتر به‌خودمان اجازه می‌دهیم به استقبال چیز‌های جدید برویم و دنیا را از زاویه دیگری نگاه کنیم، غافل از اینکه اینگونه ادراک‌های گزینشی می‌تواند باعث از بین‌رفتن فرصت‌های زیادی شود و در روند تصمیم‌گیری‌های ما اخلال وارد کند.

بنابراین باید مراقب باشیم تحت‌تأثیر عقاید از پیش تعیین‌شده خود نباشیم و بتوانیم به‌موقع از آن‌ها رها شویم، در این باره با دکتر محمد مهدی لبیبی- جامعه‌شناس و استاد دانشگاه- گفتگو کرده‌ایم.

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟

فراگیری نقش‌ها

اگر بخواهیم از دیدگاه جامعه‌شناسی به سوگیری‌های ذهن نگاه کنیم باید توجه داشته باشیم هر کودکی با توجه به محیطی که متولد می‌شود، در آن رشد می‌کند و تربیت می‌شود. از همان لحظه تولد، فرایندی در او شکل می‌گیرد که اصطلاحا به آن «اجتماعی شدن socialization» گفته می‌شود؛ یعنی کودک به‌تدریج یاد می‌گیرد چه چیز‌هایی خوب و چه چیز‌هایی بد است؛ در واقع با هنجار‌های اجتماعی آشنا می‌شود.

کودکان خیلی زود یاد می‌گیرند در مقابل پدر و مادرشان، هنگام بازی یا با هم‌سن و سالانشان چطور رفتار کنند. به مرور متوجه مسائل مهم‌تر می‌شوند و یاد می‌گیرند چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کرده و در هر مکان و زمانی چطور باید رفتار کنند. این بخش شامل فراگیری نقش‌هاست؛ آدم‌ها می‌آموزند چطور نقش‌های مختلف را بازی کنند و رفتار‌های هنجار را از ناهنجار تشخیص دهند.

اگر کسی بخواهد خلاف این هنجار‌ها رفتار کند از جامعه طرد می‌شود و نرمال به‌نظر نمی‌رسد، چون نتوانسته چنین چیز‌هایی را بپذیرد و فرق رفتار‌های جمعی و شخصی را تشخیص دهد. دیده‌شدن توسط دیگران باعث تغییر رفتار بسیاری از ما خواهد شد و اغلب آزادی عمل زمان تنهایی را نخواهیم داشت. مثلا شاید ما در تنهایی رفتار‌های بسیار متفاوتی با اوقاتی داشته باشیم که در میان جمع قرار داریم. این فرایند از ابتدای کودکی در وجود ما شکل می‌گیرد و در بعضی افراد کاملا نهادینه می‌شود، اما بعضی‌ها نمی‌توانند کاملا آن را بپذیرند یعنی قبول نمی‌کنند و نمی‌توانند بعضی چیز‌ها را بپذیرند.

فرهنگ‌پذیری

در ادامه جامعه‌پذیری فرایندی به نام فرهنگ‌پذیری داریم که در واقع باور‌ها و عقاید و ارزش‌هایی را که در جامعه وجود دارد درون فرد نهادینه می‌کند تا او یاد بگیرد توجه به ارزش‌های اجتماعی مهم است؛ مثلا احترام گذاشتن به پدر و مادر و بزرگ‌تر‌ها که موضوع بسیار مهمی است. البته کسی برای رعایت‌نکردن بعضی قوانین و اصول اخلاقی جریمه نمی‌شود، ولی احترام به دیگران و حفظ روابط مسالمت‌آمیز باعث می‌شود افراد خودشان زندگی اجتماعی بهتری داشته باشند.

حفظ اینگونه ارزش‌ها بر رفتار فرد کاملا تأثیر می‌گذارد. وقتی هنجار‌ها و ارزش‌های اجتماعی درونی شوند ویژگی‌های مثبت هم بیشتر می‌شوند. در این میان توجه به این نکته ظریف بسیار مهم است که فرایند فرهنگ‌پذیری هر جامعه‌ای با جوامع دیگر متفاوت است؛ بنابراین فردی که در ایران بزرگ می‌شود با ارزش‌های منطبق با جامعه ایرانی بزرگ می‌شود، اما فردی که مثلا در کشور‌های اروپایی بزرگ می‌شود با توجه به همان ارزش‌ها رشد می‌کند و طبیعی است که این افراد رفتار‌های متفاوتی هم داشته باشند.

البته فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری، امری جهانی است؛ یعنی یک اتفاق در همه جوامع می‌افتد و افراد در هر جامعه‌ای متناسب با شرایط جامعه خود بارمی‌آیند. همین موضوعات روی همه رفتارها، برخورد‌ها و حتی نوع پوشش افراد هم تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین هنگام بزرگسالی تفاوت‌های فرهنگی باعث اختلافات زیادی می‌شود.

خرده‌فرهنگ‌ها

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟

هر فردی در یک جامعه واحد تحت‌تأثیر خرده‌فرهنگ‌ها هم قرار دارد؛ مثلا در ایران، فرهنگ شهر‌های مختلف با هم تفاوت‌های زیادی دارد؛ در واقع با وجود اشتراکات کلی، اختلافاتی هم وجود دارد. آداب و رسوم متفاوت باعث بروز اختلافاتی هم خواهند شد.

بسیاری از نظریات جامعه‌شناسی بر این امر واقفند که فرایندی به نام جهانی‌شدن در دنیا وجود دارد و باعث می‌شود ارزش‌ها و هنجار‌ها به مرور زمان و در سطح دنیا به هم نزدیک شوند؛ یعنی کم و بیش بعضی فرهنگ‌ها را بیشتر به هم نزدیک می‌کند، حال آنکه بعضی‌ها به چنین نزدیکی‌ای عقیده ندارند، چون فکر می‌کنند در این صورت تفاوت قومیتی برای افراد باقی نمی‌ماند.

قوم مداری

Ethnocentrism یا قوم‌مداری به این معناست که همه ما ارزش‌های خودمان را بالاتر و بهتر از دیگران می‌دانیم، چون کشور و تمدن خودمان را دوست داریم. این موضوع حتی شامل شهر‌های مختلف هم می‌شود؛ یعنی مردم هر شهر تعلق‌خاطر خاصی به شهر خود دارند و حتی بیشتر به آن علاقه‌مندند. در واقع هر کس در مورد شهر و کشور خود همین گونه فکر می‌کند و این برتری در ذهن همه ما وجود دارد و نمی‌توانیم هم این فکر را از خود دور کنیم.

البته می‌توانیم به دیگران احترام بگذاریم، ولی حس درونی خودمان این است که ارزش‌های ما فراتر از آنهاست و سوگیری نیز از همین جا شکل می‌گیرد. سوگیری برتر‌دانستن هویت خودمان است؛ هویتی که از جامعه گرفته‌ایم که طبیعی هم هست، ولی اگر در حد افراطی باشد تبدیل به تعصب و تبعیض می‌شود که بسیار خطرناک است و نباید بگذاریم به چنین مرحله‌ای برسیم.

ادراک گزینشی

ادراک گزینشی نوعی سوگیری شناختی است که ذهن، هر آنچه را درست می‌پندارد دریافت می‌کند و هر چه را مخالف بداند نادیده می‌گیرد. در این فرایند فرد اطلاعات را گزینشی دریافت می‌کند و در واقع هر چه را آنطور که دوست دارد می‌بیند؛ نه آنگونه که واقعا هست. ادراک گزینشی می‌تواند باعث از دست‌رفتن فرصت‌های زیادی شود و حتی در روند تصمیم‌گیری‌های ما اخلال ایجادکند؛ بنابراین باید در مسائل مهم مراقب بود تحت‌تأثیر ادراک‌گزینشی قرار نگیریم.

در طول تاریخ هم شاهد برتردانستن گروه، نژاد یا قومی بر دیگری بوده‌ایم که گاهی مشکلات بسیار زیادی به همراه داشته است. البته از منظر روانشناسی به جای توجه به جامعه می‌توان به‌خود فرد توجه کرد تا ببینیم چه ویژگی‌هایی در اشخاص باعث می‌شود دچار سوگیری‌های خاصی شوند.

تأثیر وراثت

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟

طبیعی است فردی که دچار سوگیری‌های خاصی است با واردشدن در اجتماع هم به‌صورت گزینشی عمل کند، چون یادگرفته بعضی چیز‌ها خوب هستند و بعضی چیز‌ها بد. همین آموزه‌ها مبنای قضاوت فرد قرار می‌گیرد و دیگران را هم براساس آنچه در ذهنش می‌گذرد قضاوت و رابطه‌اش را با آن‌ها تنظیم می‌کند. به این ترتیب فرد شناختی که از اطراف و اشخاص پیدا می‌کند برهمین مبنا شکل می‌گیرد.

البته این یک طرف ماجراست و طرف دیگر به ژن‌ها و طبیعت شخص مربوط می‌شود. می‌توان گفت بعضی خصلت‌ها در افراد به ژن آن‌ها بر می‌گردد؛ یعنی صرف‌نظر از اینکه فرد در کجا به دنیا آمده و کجا زندگی کرده ویژگی‌های ژنتیک بر او تأثیر‌گذار است که نمی‌توان هم آن‌ها را تغییر داد؛ مثلا کسی که از کودکی خوش‌اخلاق یا بر عکس بد‌اخلاق است همیشه همان‌گونه باقی می‌ماند.

در واقع افراد با توجه به‌خصوصیات ژنتیکی که دارند رفتار‌های متفاوتی هم خواهند داشت؛ هر چند تأثیرات جامعه‌پذیری یکسانی هم داشته باشند و حتی در یک خانواده بزرگ شده باشند. چون ما همان‌گونه که بسیاری از خصوصیات جسمانی‌مان را از والدین‌مان دریافت می‌کنیم، خصلت‌های رفتاری‌مان را هم از پدر و مادرمان به ارث می‌بریم. البته شناخت ما هم از محیط اطرافمان براساس علایق‌مان صورت می‌گیرد.

تأثیر خواسته‌ها و علایق

سوگیری‌های شناختی تا حدود زیادی به عشق و محبت و علاقه افراد مربوط می‌شود؛ در واقع اینکه ما چه چیز‌هایی را دوست داریم یا به چه چیز‌های علاقه نداریم بر رفتار‌ها و تصمیمات ما تأثیر‌گذار خواهد بود. گاهی حتی به‌طور ناخودآگاه و بدون هیچ پیشینه ذهنی از کسی خوشمان می‌آید یا برعکس نمی‌توانیم تحملش کنیم. گاهی هم اقرار می‌کنیم که به‌اصطلاح فردی به دلمان نچسبیده؛ درصورتی که دلیل خاصی هم برای آن سراغ نداریم.

برعکس در ابتدای آشنایی با فردی به‌نظرمان می‌آید سال‌هاست او را می‌شناسیم. در این میان پارامتر‌های مختلفی دخالت دارند؛ حتی اگر خودمان هم متوجه دلیل واقعی آن نشویم دچار سوگیری‌های شناختی می‌شویم و براساس آموزه‌های درونی خودمان دست به انتخاب می‌زنیم. سوگیری‌های ما بسیاری اوقات براساس عشق و علاقه و محبتی است که به دیگران داریم. حاصل تمام این رفتار‌ها باعث می‌شود رفتار‌های ما براساس گزینش‌هایمان صورت بگیرد.

بر این اساس شاید نتوان آدم‌ها را به‌خاطر رفتارهایشان مقصر دانست، چون هر یک تحت‌تأثیر عوامل گوناگونی دست به رفتار‌های خاص خودشان می‌زنند، ولی به‌تدریج ما باید با آگاهی و با استفاده از مهارت‌های اجتماعی کمتر تحت‌تأثیر رفتار‌های گزینشی و از پیش‌تعیین شده ذهن خود واقع شویم.

توجه به ارزش‌های اجتماعی

در ادامه جامعه‌پذیری فرایندی به نام فرهنگ‌پذیری داریم که در واقع باور‌ها و عقاید و ارزش‌هایی را که در جامعه وجود دارد درون فرد نهادینه می‌کند تا او یاد بگیرد توجه به ارزش‌های اجتماعی مهم است؛ مثلا احترام گذاشتن به پدر و مادر و بزرگ‌تر‌ها که موضوع بسیار مهمی است. البته کسی برای رعایت‌نکردن بعضی قوانین و اصول اخلاقی جریمه نمی‌شود، ولی احترام به دیگران و حفظ روابط مسالمت‌آمیز باعث می‌شود افراد خودشان زندگی اجتماعی بهتری داشته باشند

حقایق تلخ زندگی که باید آن‌ها را بپذیرید


برترین‌ها: گاهی با حقیقت‌هایی از زندگی روبرو می‌شویم که درک و قبول آن‌ها به اندازه‌ی فرو بردن یک قرص بزرگ و سفت بدون آب، سخت است. اما اگر می‌خواهید واقعا از زندگی‌تان لذت ببرید، باید حقیقت‌های غیرقابل اجتناب را بپذیرید تا لحظه‌های عمرتان را صرف چیز‌هایی کنید که برای‌تان مهم هستند.

در این مطلب به حقیقت‌های بیرحمانه‌ای از زندگی اشاره می‌کنیم که بیشتر ما از پذیرفتن آن‌ها می‌ترسیم. اما این حقیقت‌ها هر چند که دردناک و ناخوشایند هستند، می‌توانند به ما کمک کنند زندگی‌مان را سروسامان دهیم و بیشترین بهره را از روز‌های عمرمان که نمی‌دانیم چقدر قرار است باشد، ببریم.

حقایق تلخ زندگی را بپذیرید تا زندگی‌تان شیرین‌تر شود

روزی دیگر زنده نخواهیم بود

همه‌ی ما دوست داریم فکر کنیم فنا ناپذیریم، اما اینگونه نیستیم. پس دست از «ای کاش‌ها» و «چه می‌شد اگرها» بردارید و شروع کنید به لذت بردن از هر آنچه هم اکنون وجود دارد. فقط آرزو کردن و رویاپردازی شما را به جایی نمی‌رساند؛ اگر فکر می‌کنید آرزویی که دارید دست یافتنی است پس دست به عمل بزنید. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد، اما ارزش یادآوری را دارد: شما فقط یک بار فرصت زندگی کردن دارید، پس بهترین استفاده را از این فرصت بکنید.

همه‌ی دوروبری‌های‌تان روزی میمیرند

پدر و مادرتان را در آغوش بکشید و به آن‌ها بگویید چقدر دوست‌شان دارید. آن‌ها روزی نخواهند بود و فقط عکس‌شان را می‌توانید ببینید. تصور نکنید خودشان می‌دانند چقدر دوست‌شان دارید؛ دوست داشتن را باید به زبان بیاورید و نشان دهید. هیچکس همیشه زنده نیست، درست است؟ پس به عزیزان‌تان بگویید چقدر برای‌تان مهم‌اند و عاشق‌شان هستید. برای رابطه‌های صمیمی و نزدیک‌تان تلاش کنید و مراقب‌شان باشید. مهربانی و همدلی از راه‌های مراقبت از رابطه‌اند. با هم خوش بودن را فراموش نکنید! وقتی زندگی‌تان به پایان برسد، تنها چیزی که از شما می‌ماند، محبت و دوستی است.

پول شما را خوشحال نمی‌کند

فرقی نمی‌کند چقدر سخت کار و تلاش کنید، به هر حال پول برای‌تان شادی نمی‌خرد. بله شما به پول برای زندگی کردن نیاز دارید، اما فراتر از آن، ضامن خوشحالی‌تان نیست. با پول زیاد، چیز‌های فراوانی می‌توانید بخرید، اما این «چیزها» فقط در کوتاه مدت می‌توانند شما را راضی کنند.

چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی لذت کوتاه مدت‌تان تمام شود؟ دوباره و دوباره به دنبال‌شان می‌روید و در سیکلی که هرگز پایانی ندارد گرفتار خواهید شد. شادی واقعی از صلح درون ناشی می‌شود. تحقیقی که در دانشگاه سن فرانسیسکو انجام شده نشان می‌دهد افرادی که برای کسب تجربیات پول خرج می‌کنند، شادتر از افرادی هستند که برای خرید وسایل پول خرج می‌کنند و احساس بهتری نسبت به زندگی دارند.

حقایق تلخ زندگی را بپذیرید تا زندگی‌تان شیرین‌تر شود

به دنبال شادی گشتن باعث می‌شود نتوانید پیدایش کنید

گذشته را نمی‌توانید تغییر دهید. آینده هم هنوز روی نداده است. تنها چیزی که وجود دارد، زمان حال است. به دنبال شادی رفتن به این معنی است که در لحظه زندگی نمی‌کنید، چون باور دارید که شادی جایی در بیرون از وجود خودتان است و باید به دنبالش بگردید. اما حقیقت این است که:

شادی فقط از درون‌تان ناشی می‌شود؛ و تنها راه خلق آینده‌ای بهتر برای خودتان و دیگران این است که لحظه را پاس بدارید و زودتر دست به عمل بزنید. شما لذت بردن از زمان حال‌تان را شروع کنید تا فردا خودش از راه برسد.

وقت صرف کردن برای دیگران بیشتر از پول صرف کردن بر زندگی‌تان اثر می‌گذارد

اگر برای ارتباط با دیگران وقت بگذارید، این ارتباط به گونه‌ای بر زندگی‌تان اثر می‌گذارد که حتی نمی‌توانید تصورش را بکنید. وقت صرف کردن برای ارتباط‌های موثر و صمیمی با انسان‌هایی که به شما انرژی می‌دهند و برای‌تان ارزش قائل هستند، شما را شارژ و بانشاط می‌کند. کمک کردن به دیگران همیشه قابل ستایش است و هر چند وظیفه دارید خانواده‌تان را تامین کنید، اما در قبال پاسخ دادن به نیاز‌های عاطفی‌شان نیز مسئولیت دارید. عزیزان شما نیاز دارند با آن‌ها و درکنارشان باشید. عشق و ارتباط همیشه بیشتر از پول ارزش دارد.

شما نمی‌توانید همه را شاد و راضی نگه دارید

نگران این نباشید که چرا نمی‌توانید همه را از خود راضی نگه دارید. شما مسئول شادی دیگران نیستید. اگر تمام وقت‌تان را صرف راضی نگه داشتن دیگران کنید، بالاخره روزی خسته و فرسوده می‌شوید و می‌بینید هیچ انرژی برای خودتان باقی نمانده و ضمنا هنوز هم هستند کسانی که از شما ناراضی‌اند. اگر چیزی برخلاف باور‌های فردی شماست، در مقابلش بایستید و فکر نکنید باید با همه چیز موافق باشید تا کسی دلخور نشود. اگر می‌خواهید از عمرتان بهره ببرید، مدام خشنود کردن دیگران را فراموش کنید و هر جا که لازم بود قاطعانه «نه» بگویید.

کمال گرایی و تلاش برای تائید گرفتن از دیگران نابودتان خواهد کرد

اگر هر روز مقابل آینه بایستید با این هدف که عیب و ایرادهای‌تان را به رخ خودتان بکشید، زودتر از آنچه فکر کنید پیر خواهید شد. سعی نکنید از کاستی‌های‌تان فرار کنید، اما به دنبال کامل و بی‌عیب بودن هم نباشید، چون پیدایش نمی‌کنید. اگر همیشه در حال تلاش برای تغییر دادن خودتان باشید، هرگز شاد نخواهید بود. شادی و قدرت واقعی از همان چیزی که واقعا هستید نشات می‌گیرد.

زیبا بودن یعنی خود واقعی‌تان بودن. شما نیازی ندارید که دیگران تائیدتان کنند؛ خود شما باید خودتان را قبول داشته باشید. اگر گُل نیلوفر آبی متولد شده‌اید، یک نیلوفر آبی زیبا باشید، سعی نکنید تبدیل به گُل مگنولیا شوید! اگر مدام در جستجوی تائید دیگران باشید و سعی کنید خودتان را تغییر دهید تا با معیار‌های دیگران جور شوید، تمام زندگی‌تان را زجر خواهید کشید. شادی و رضایت واقعی شما در باور خودتان نهفته است، در اعتماد بنفسی که به خود دارید و در ایمانی که به خود آورده‌اید.

حقایق تلخ زندگی را بپذیرید تا زندگی‌تان شیرین‌تر شود

احساسات مهم‌اند، اما همه چیز نیستند

اگر تصور می‌کنید افکار و احساسات شما، قدرت مطلق زندگی‌تان هستند، دوباره فکر کنید. احساسات باعث می‌شوند کار‌های جالبی بکنیم، اما برخی از احساسات ما منتهی به کار‌های خوشایندی نمی‌شوند. به جای اینکه خودتان را گول بزنید و احساسات واقعی‌تان را پنهان کنید، به حس واقعی‌تان توجه کنید. خشم، فرسودگی، اضطراب و اندوه احساس‌هایی کاملا طبیعی هستند و هیچکس نمی‌تواند بگوید تجربه‌شان نکرده است، پس انکارشان نکنید.

وقتی آن‌ها را می‌پذیرید و به آن‌ها فرصت بروز می‌دهید، خودشان رهای‌تان می‌کنند. قوی‌ترین هیجانات ما تعیین کننده‌ی نحوه‌ی رفتار و تفکر ما هستند و می‌توانند شخصیت ما را به بدترین شکل ممکن تحت تاثیر قرار دهند. اما چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است:

احساسات ما فقط احساس هستند، نه چیزی بیشتر! این رفتار و معنایی که شما به احساسات خود ربط می‌دهید است که رابطه‌ی شما با هیجانات‌تان را تعریف می‌کند.

شما مسئول خودتان هستید

هیچکس قرار نیست به خاطر شما زندگی کند. همه‌ی ما افرادی را می‌شناسیم که در سنین میانسالی، هنوز وابسته و بی‌هدف‌اند و به تنهایی از پس زندگی خود برنمی‌آیند. این افراد هنوز مسئولیت خود را نپذیرفته‌اند، برای همین دست به هیچ کاری نمی‌زنند. این واقعیت را نمی‌توان منکر شد که زندگی گاهی غیرمنصفانه است و برخی از افراد شانس کمتری نسبت به بقیه دارند. اما همان اندازه که شانس و سرنوشت واقعیت دارد، به همان اندازه هم مسئول زندگی خود هستید و باید از تمام توانایی‌ها و امکانات خود بهترین استفاده را بکنید؛ راه دیگری ندارید!

مقصر دانستن دیگران تنها نتیجه‌ای که دارد، تلخی و خشم و ضعف است. روزی که متوجه شوید مسئول روشی هستید که در برابر چالش‌ها و سختی‌های زندگی‌تان در پیش می‌گیرید، می‌بینید که قدرت‌تان چند برابر می‌شود، چون دیگر خود را متکی به دیگران نمی‌دانید و منتظر هیچکس دیگر نیستید.

روزی می‌رسد که خواهید دید چیز‌هایی که نگران‌تان می‌کردند دیگر برای‌تان اهمیتی ندارند

یک روز به این نتیجه می‌رسید که تمام چیز‌هایی که برای‌شان نگران بودید، دیگر مهم نیستند. خوشبختانه زمانی به این مسئله پی می‌برید که هنوز فرصت دارید تا کار‌هایی را انجام دهید که دوست دارید، بدون اینکه نگرانی‌های گذشته را با خود حمل کنید.

به گفته‌ی وینستون چرچیل: «وقتی به تمام نگرانی‌های گذشته‌ام نگاه می‌کنم، به یاد داستان پیرمردی می‌افتم که هنگام مرگ گفته بود در زندگی‌اش مشکلات بسیار بسیار زیادی داشته که بیشتر آن‌ها هرگز اتفاق نیفتادند!».

استعداد بدون تلاش، نابود شدنی است

اگر خداوند به شما استعدادی داده است یا می‌خواهید استعدادی را کسب کنید، منتظر نمانید؛ پرورشش دهید و به آن ببالید. خودتان را باور کنید، شما جسارت‌هایی دارید که هنوز کشف‌شان نکرده‌اید و بیشتر از آنچه فکر می‌کنید بااستعدادید، فقط نیاز به تمرین و تلاش و پشتکار دارید تا استعدادتان را بروز دهید. تنها استعداد داشتن کافی نیست. استعدادی که تمرین داده نشود، محو و نابود خواهد شد.

حقایق تلخ زندگی را بپذیرید تا زندگی‌تان شیرین‌تر شود

کاری را که امروز می‌توانید انجام دهید انجام دهید، شاید فردایی نباشد

زمان حال، تنها چیزی است که وجود دارد، نه گذشته مهم است و نه کسی از آینده خبر دارد. شاید فردایی وجود نداشته باشد، پس تعلل نکنید و کاری را که امروز شدنی است برای فردا نگذارید. شاید هرگز فرصت انجام آن را پیدا نکنید.

زندگی قرار نیست راحت باشد، گلایه نکنید

به نظر می‌رسد برای عده‌ای از افراد، شکایت کردن و غُر زدن، شیوه‌ای از زندگیست. بودن در کنار آدم‌هایی که مدام آه و ناله می‌کنند واقعا خسته کننده و طاقت فرساست. زندگی برای هیچکس ساده نیست و قرار هم نبوده که ساده باشد. اگر زندگی دیگری می‌خواهید، بسیار خب! به دنبالش بروید و کاری بکنید. از دیگران گله کردن و پیوسته بهانه گرفتن، شما را تنها و ناامید خواهد کرد. هیچکس قرار نیست زندگی‌تان را تغییر دهد.

دانسته‌های‌تان را در اختیار دیگران بگذارید

اگر چیزی را می‌دانید و مطمئنید که به درد دیگران هم خواهد خورد، پس آن را با دیگران به اشتراک بگذارید. اجازه ندهید خودخواهی جلوی کمک و مهربانی‌تان را بگیرد. دنیا بدون مهربانی و همدلی جای بسیار سخت‌تری برای همه از جمله خودتان خواهد شد. برای آنچه باور دارید درست است بایستید و از حرف زدن نترسید. هیچ چیز بدی تا زمانی که شهامت گفتن حقیقت را پیدا نکنید، اصلاح نخواهد شد. اگر به حقیقتی آگاه هستید آن را افشا کنید؛ دنیا به طرز عجیبی تشنه‌ی حقیقت است.

روی خودتان سرمایه گذاری کنید تا زندگی‌تان را نبازید

منفعل نباشید. اگر کاری هست که دوست دارید برای دل خودتان انجامش دهید، تصمیم به انجامش بگیرید. وقت گذاشتن برای خودتان هرگز کار بدی نیست. شما وظیفه دارید از جسم و روح‌تان به بهترین شکل ممکن مراقبت کنید. آرامش و توجهی که امروز به خودتان هدیه می‌دهید، سرمایه گذاری بلند مدتی است که نتیجه‌اش را سال‌ها بعد هم می‌بینید. آرامش ذهنی، ضروری‌ترین ابزاری است که برای غلبه بر چالش‌های حتمی زندگی به آن نیاز دارید.

وقتی با سختی‌ها روبرو می‌شوید، فقط واکنش شماست که اهمیت دارد

فرقی نمی‌کند اتفاقی که برای‌تان روی داده چقدر بد است؛ این واکنش شماست که اهمیت دارد. تسلیم شدن هرگز ایده‌ی خوبی نیست، واکنش مناسب یعنی دست به کار شدن. تنها چیزی که در شرایط سخت و ظاهرا غیرقابل کنترل، در کنترل شماست، نگرش‌تان است.

ما نمی‌توانیم اجتناب ناپذیر‌های زندگی را تغییر دهیم. تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که با تمام توانمندی‌ها و امکاناتی که داریم، نقش خود را بازی کنیم و چیزی که به بازی ما قدرت می‌دهد، نگرش و طرز فکر ماست. زندگی ده درصد چیزی است که برای‌مان روی می‌دهد و نود درصد واکنشی است که به آن نشان می‌دهیم.

حقایق تلخ زندگی را بپذیرید تا زندگی‌تان شیرین‌تر شود

به دنبال معانی و هدف‌های عمیق‌تری باشید

زندگی، کنکاش و کشف است. سطحی نگاه نکنید، سوال بپرسید و کنجکاو باشید. کنجکاوی شما را جوان و فعال نگه می‌دارد. یادتان باشد: مفهوم زندگی، کشف راز‌های کهن و واقعیت‌های پنهانی نیست که برای اکثر افراد دست یافتنی نیستند، بلکه زندگی آگاهی و هوشیاری نسبت به خود است و درک این که معنایی که به دنبالش هستید، در درون خود شماست و فقط باید آن را بشناسید. نیاز‌های واقعی‌تان را نادیده نگیرید و مرز بین آرزو و رویای محال را تشخیص دهید. جاه طلبی فایده‌ای ندارد، مگر اینکه در جهت‌شان حرکت کنید و از مرحله‌ی خیال پردازی عبور کنید. تلاش هوشمندانه تنها چیزی است که جواب می‌دهد.

زمان، ارزشمندترین چیزی است که در زندگی دارید

منتظر نمانید تا «وقت کافی» برای کاری که دل‌تان می‌خواهد پیدا کنید؛ شما هرگز وقت کافی نخواهید داشت. همین الان کاری را که دوست دارید، با هر چه که هم اکنون دارید انجام دهید. زمان منتظر شما نمی‌ماند.

منبع: hackspirit

چقدر زمان صرف کار‌های روزانه در طول زندگی می‌کنیم؟


برترین‌ها: همه چیز. از بروزرسانی و سرک کشیدن به رسانه‌های اجتماعی گرفته تا جستجوی جای پارک. مقداری از زمان و وقت گرانبهای زندگی ما را می‌طلبند. اما تقریباً هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که این چیز‌های کوچک در زندگی ما چه مقدار زمان را به خود اختصاص می‌دهند. پس دانستن اینکه هر فرد به طور کلی در طول عمر خود، چقدر وقت خود را صرف فعالیت‌های مختلف می‌کنند می‌تواند شگفت انگیز و سورپرایزکننده باشد.

در ادامه با ما در برترین‌ها همراه باشید تا به شما لیستی از فعالیت‌هایی را نشان دهیم که ممکن است زمان صرف شده برای آن‌ها در طول روز به چشم نیاید، اما اگر این زمان را در تمام عمر جمع کنید، مقدار آن قطعا شما را شگفت زده خواهد کرد.

۱۱. مسواک زدن

تقریبا برای همه‌ی ما، رفتن به دندانپزشک بسیار ترسناک است، حتی با اینکه می‌دانیم که این روز‌ها فناوری تغییرات چشمگیر فراوانی را داشته است. در اینجا اطلاعاتی وجود دارد که می‌تواند به شما در جلوگیری از مشکلات دندان کمک کند. کارشناسان توصیه می‌کنند که روزانه دو بار و هر بار به مدت کمتر از ۲ دقیقه مسواک بزنید. این عمل در طول عمر حدود ۷۹ روز طول می‌کشد. اما طبق آمار، هر فرد به طور متوسط فقط ۱۹ روز در زندگی خود را صرف مسواک زدن می‌کند. مسواک زدن نادرست ممکن است منجر به مشکلاتی مانند پوسیدگی و حفره دندان، بیماری لثه و بوی بد دهان شود.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۱۰. تلاش برای خوابیدن

کارشناسان محاسبه کرده اند که مردم در طول عمر خود ۷ سال را شب‌ها در رختخواب خود برای شمارش گوسفندان صرف می‌کنند! تعدادی از متخصصان توصیه می‌کنند که اگر نتوانید تا ۲۰ دقیقه ابتدایی در رختخواب خود به خواب بروید، بهتر است که رختخواب را ترک کنید. غلت زدن و چرخیدن مفرط در رختخواب فقط می‌تواند موجب افزایش اضطراب شما بشود. بهتر است بلند شوید و یک فنجان چای گرم بنوشید، کتاب بخوانید، موسیقی آرامش بخش گوش دهید و وقتی دوباره احساس خواب آلودگی کردید به رختخواب برگردید.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۹. جست و جو برای جای پارک

همه‌ی ما از مزایای داشتن یک ماشین و اتومبیل خوب لذت می‌بریم مگر در یک مورد و آن هم: جست و جو برای یافتن یک جای پارک است! و این فعالیت، ۲۴۸ روز از زندگی ما را به خود اختصاص می‌دهد! شاید با دیدن این عدد، نظرتان به سوی استفاده بیشتر از وسایل نقلیه عمومی برگردد.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۸. خرید کردن

یک زن به طور متوسط حدود ۸ سال و نیم از عمر خود را صرف خرید می‌کند! به نظر که آقایان به این راز کوچک پی برده اند و به همین خاطر است که همه‌ی آن‌ها از همراهی همسران خود در هنگام خرید کردن متنفر هستند!

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۷. رژیم گرفتن

برای بسیاری از ما کاهش وزن نبردی است که پایان ندارد؛ و این می‌تواند به ویژه در مورد زنان صادق باشد. طبق تحقیقات انجام شده، زنان حدود ۱۷ سال از زندگی خود را صرف رژیم‌های غذایی می‌کنند.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۶. آماده شدن

“هنوز آماده نشدی؟ ” این سؤالی است که تقریباً همه زنان باید بطور روزانه بشنوند؛ و مطالعات تأیید می‌کنند که مردان در مقایسه با زنان بسیار سریعتر آماده می‌شوند. یک زن به طور متوسط حدود ۱۳۶ روز از زندگی خود را صرف آماده شدن می‌کند (به این عدد، ۲۸۷ روز تلاش برای انتخاب لباس مناسب را نیز اضافه کنید!) در حالی که یک مرد فقط ۴۶ روز زمان نیاز دارد تا خودش را برای بیرون آمدن از خانه آماده کند.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۵. ورزش کردن

اگرچه ممکن است احساس کنید که زمانی را که در یک سالن ورزشی می‌گذرانید عملا خیلی زیاد خواهد شد، اما واقعیت داستان دیگری را بیان می‌کند. ما فقط ۱ سال و ۴ ماه از زندگی خود را صرف ورزش کردن می‌کنیم.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۴. نگاه کردن به صفحه نمایش

برخلاف مورد قبل، ممکن است احساس کنید که مدت زمانی را که شما به صفحه نمایش موبایل، تلویزیون و یا هر وسیله دیگری زل می‌زنید، یک چشم بر هم زدن باشد، اما این نیز اشتباه است! هر فرد به طور متوسط حدود ۱۱ سال از زندگی خود را خیره به صفحه نمایش‌های مختلف می‌گذراند! حال دوباره به مدت زمان ورزش کردن نگاه کنید؛ شاید به همین دلیل است که باید ۱۷ سال را صرف رژیم گرفتن کنیم!

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۳. نشستن

اگر بفهمید که این روزها، مردم حدود ۲۱ سال از زندگی خود را می‌نشینند، می‌فهمید که چرا اتفاقاتی مانند سکته قلبی یا سکته مغزی این چنین فراوان در افراد جوانتر اتفاق می‌افتد. اگر کارمند هستید، فراموش نکنید که در طول روز مدتی را صرف دراز کردن پا‌های خود و چند حرکت ورزشی کوتاه کنید.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۲. توالت رفتن

گفته می‌شود که حدود ۹۲ روز از زندگی مان را روی توالت‌ها می‌نشینیم. این نکته ممکن است کمی عجیب به نظر برسد، اما به نوعی اجتناب ناپذیر است. اما یادآوری می‌کنیم که برخی از افراد تمایل دارند وقت بیشتری را در آنجا بگذرانند و کمی بیشتر به مشکلات خود فکر کنند!

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی


۱. انتظار در صف

ما حدود ۲۳۵ روز از زندگی خود را با صبر و حوصله (یا بی حوصله) در حالی که در صف‌های مختلف ایستاده ایم از دست می‌دهیم. حالا که این موضوع را می‌دانید، شاید بخواهید این زمان را صرف فعالیت جالب تری کنید. به عنوان مثال، ممکن است بخواهید کتابی را در حالی که در صف منتظر هستید بخوانید یا پیام مهمی را برای دوستان یا شریک زندگی خود ارسال کنید.

زمان تلف شده در کار‌های روزانه در طول زندگی

منبع: BrightSide

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟


برترین‌ها: پشیمانی مانند روحی سرگردان است که هر گاه در زندگی احساس ناراحتی و ناامیدی می‌کنیم از راه می‌رسد و تا مدتی باقی می‌ماند. گاهی چند ماه، چند سال یا حتی چند دهه! از آن جا که احساس بیچارگی دوست دارد همراه داشته باشد؛ عجیب نیست که سر و کله‌ی روح پشیمانی درست در همین مواقع پیدا شود! یعنی وقتی در زندگی یاد چیز‌هایی می‌افتیم که آرزو می‌کردیم طور دیگری انجام‌شان داده بودیم.

مسئله این جاست که پشیمانی فقط در صورتی ماندگار می‌شود که ما به آن اجازه دهیم. برای رهایی از بار سنگین و ماندگار پشیمانی، ابتدا باید ببینیم در زندگی برای چه چیز‌هایی و به چه دلیلی افسوس می‌خوریم. در ادامه مرحله به مرحله شما را راهنمایی می‌کنیم که چطور زندگی بدون پشیمانی داشته باشید.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

مرحله‌ی ۱: به چیز‌هایی که قبلاً شما را پشیمان کرده‌اند فکر کنید

همه‌ی افراد در مورد بعضی مسائل زندگی خود پشیمانی‌هایی دارند؛ اما سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است که چند مدت است این بار سنگین پشیمانی را حمل می‌کنید؟

حس گناه و پشیمانی بر سلامت ذهنی شما سنگینی می‌کند که می‌تواند بر فعالیت فیزیکی شما اثر مخرب بگذارد.

اولین گام این است که بدانید از انجام چه کار‌هایی پشیمانید و از انجام چه کار‌هایی پشیمان نیستید. این مرحله به شما فرصت می‌دهد که احساس‌تان را در مورد کار‌هایی که در زندگی انجام داده‌اید؛ کشف کنید.

یادتان باشد که هنگام انجام آن با خودتان مهربان باشید. رویارویی با چیز‌هایی که باعث ایجاد حس درد و زجر و عذاب وجدان در ما می‌شوند؛ تلاش زیادی می‌طلبد.

مرحله‌ی ۲: با خودتان به خوبی صحبت کنید

حال که موارد پشیمانی را در زندگی خود کشف کرده‌اید، در نظر داشته باشید که قرار است با خودتان صحبت کنید. البته قرار نیست خودتان را سرزنش کنید یا داخل چاه خود تخریبی بیفتید.

یک راه جلوگیری از خود تخریبی این است که هر عامل محالف خود را شناسایی کنید. پشیمانی طولانی مدت یکی از اشکال خود تخریبی محسوب می‌شود. در این شرایط پیشرفت تنها زمانی حاصل می‌شود که با خودتان به خوبی صحبت کنید و ریشه‌ی کار‌هایی که از آن‌ها ابراز پشیمانی می‌کنید را بیابید. پیدا کردن این ریشه‌ی پنهان، مشکل شما را ساده و قابل حل می‌سازد.

مرحله‌ی ۳: ریشه‌ی پشیمانی را پیدا کنید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

بیایید برویم سراغ نحوه‌ی پیدا کردن ریشه‌ی پشیمانی! ما حس گناه و پشیمانی را در مواقع مختلف زندگی یعنی چه در رابطه با شغل، چه شریک زندگی و یا خانواده تجربه می‌کنیم.

در ادامه چند مثال آورده‌ایم تا به شما آموزش دهیم چطور منشا پشیمانی‌های خود را پیدا کنید:

پشیمانی ۱: من پشیمانم که آن پیشنهاد کاری را قبول نکردم. اگر قبول می‌کردم تا الآن یک مرتبه ترفیع گرفته بودم و سالی x تومان پول در می‌آوردم.

در نگاه اول پشیمانی مذکور در مورد از دست دادن یک فرصت خوب است. اما اگر دقیق‌تر فکر کنیم، حتماً دلیلی داشته است که شما در آن زمان این فرصت شغلی را قبول نکرده‌اید. شاید آن موقع زمان مناسبی برای قبول این پیشنهاد نبود. شاید اولویت‌بندی شما در آن زمان با امروز فرق می‌کرد یا شاید پای هر دلیل شخصی دیگری در میان بود.

  • ابتدا و پیش از همه ببینید آیا همان شخصی هستید که آن موقع بودید؟
  • آیا ارزش‌هایتان همان ارزش‌های قبلی است؟
  • آیا هنوز همان چیز‌هایی را می‌خواهید که آن موقع می‌خواستید؟
  • چه تجربه‌هایی از قبول نکردن آن شغل نصیب‌تان شده است؟

ممکن است آن موقع نسبت به الآن شخص کاملاً متفاوتی بوده باشید. به عنوان انسان، برای ما مقدر شده است که رشد کنیم و خود قدیمیمان را ارتقا دهیم. در اینجا غم از دست دادن فرصتی خوب، منشا پشیمانی نیست. بلکه پذیرفتن این حقیقت است که همه چیز ممکن است تغییر کند؛ از جمله خودتان.

مثال دوم در مورد کاری است که قبلاً انجام داده‌اید.

پشیمانی ۲: پشیمانم که به این شهر مهاجرت کرده‌ام. اوضاع این‌جا آن طور که فکر می‌کردم نیست و من خوشحال نیستم.

در این‌جا پشیمانی به دلیل مهاجرت به شهری غریب است، اما حتماً دلیلی داشته است که شما این تصمیم بزرگ را گرفته‌اید.

  • آیا مهاجرت کردید، چون می‌خواستید چیز جدیدی را امتحان کنید یا همیشه دوست داشتید در این شهر زندگی کنید؟
  • آیا به خاطر مسئله یا شخص خاصی بوده است؟

این سوال‌ها را از خودتان بپرسید و ببینید نیاز‌های فعلیتان کدامند.

هم‌چنین به این مسئله توجه کنید که باید در زمان حال زندگی کنید. در نتیجه وقت و انرژی خود را صرف پشیمانی گذشته نکنید. در عوض سعی کنید از موقعیتی که آن را منفی تلقی می‌کنید، نکات مثبت بیابید.

یادتان باشد هر موقعیتی به زمان نیاز دارد تا راحت شود.

مرحله‌ی ۴: قبول کنید که در یک پروسه قرار دارید

هر روز که می‌گذرد بیش‌تر پی می‌بریم چه کسی هستیم یا در این زندگی که فقط یک بار آن را زندگی می‌کنیم، چه میخواهیم. بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توانید به خودتان بدهید، دانستن این است که شما انسان هستید و کامل بودن برای شما هیچ وجود خارجی ندارد. خود را به سبب کار‌هایی که قبلاً انجام دادید و نمی‌دانستید بعداً از آن‌ها پشیمان می‌شوید سرزنش نکنید و نگذارید از این به بعد چیزی جلوی پیشرفت‌تان را بگیرد.

دانستن این که بعضی تصمیمات را بر اساس چیزی که در آن زمان می‌خواستید گرفته‌اید؛ یکی از راه‌های احترام به خودتان است. پشیمان ماندن به مدت طولانی به این معنا است که شما در گذشته زندگی می‌کنید و احترام به خود یعنی این که در زمان حال زندگی کنید.

مرحله‌ی ۵: برای وقت و انرژی خود ارزش قائل شوید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

انرژی یکی از ارزشمند‌ترین چیز‌هایی است که تحت کنترل ما قرار دارد. اگر چه اغلب مواقع ممکن است این طور به نظر نرسد.

استفاده از ابزار‌های مدیریت زمان مانند داشتن لیست انجام کار‌ها و علامت زدن کار‌هایی که انجام دادید، بسیار کمک‌کننده است. اما مبحث انرژی فراتر از فعالیت‌های فیزیکی می‌باشد. در واقع ما انرژی روحی و احساسی نیز داریم.

در نتیجه انرژی لازم برای انجام کار‌های فیزیکی، روابط با خانواده، دوستان، هم‌دانشگاهی‌ها، سرگرمی‌ها و دیگر فعالیت‌های روزانه را حتماً مدنظر قرار دهید.

اگر احساس کردید انرژیتان در بعضی جنبه‌های زندگی در حال تمام شدن است، یک روز در هفته را انتخاب کنید و احساسات خود را طی انجام کار‌های روتین روزانه یادداشت کنید:

  • وقتی ایمیل خود را چک می‌کنید تا صدای هشدار آن خاموش شود چه احساسی دارید؟
  • وقتی پشت میز کامپیوتر ناهار می‌خورید چقدر احساس می‌کنید در زمان حال زندگی می‌کنید؟
  • اگر از شما بخواهند به کسانی که دوست‌شان دارید پیام ندهید، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

برای خود حد و مرز مشخص کنید. برای مسائلی که برایتان اهمیت دارند، ارزش قائل شوید و به آن‌ها وفادار باشید. مخصوصاً اگر آن مسئله مربوط به وقت و زمان خاصی باشد. این یکی از روش‌های احترام گذاشتن و اولویت دادن به خود است.

اکثر اوقات پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که برای چیز‌هایی که از نظر ذهنی و جسمی و احساسی برای ما قوت قلب محسوب می‌شوند؛ احترام قائل نمی‌شویم.

مرحله‌ی ۶: برای استراحت کردن تا آخر هفته صبر نکنید

اگر از دوشنبه تا جمعه سر کار می‌روید؛ ممکن است هر بار که جمعه فرا می‌رسد احساس آسودگی سرتاسر وجودتان را فرا بگیرد و با فریاد بگویید: آخر هفته رسید!

اما این روحیه را باید هر روز داشته باشید. جمع کردن تمام زمان‌های مخصوص به خودتان برای آخر هفته ممکن است فشار روانی را افزایش دهد و در عوض احساس ناکارآمدی را به دنبال داشته باشد. کل روز‌های یک هفته نباید شمارش معکوس برای رسیدن به ۴۸ ساعت آخر آن باشد که در آن تمام کار‌هایی که باید انجام دهید را کنار بگذارید!

هر روز وقتی بیابید که در آن استراحت کنید و روح‌تان را با کار‌هایی که دوس دارید انجام دهید تقویت کنید. این می‌تواند هر چیزی را شامل شود. از چک نکردن ایمیل‌ها بعد از ساعت ۶ غروب و گذاشتن موبایل روی حالت هواپیما در ساعتی خاص گرفته تا خیلی ساده هر روز گیتار زدن.

هر قدر خودتان را با چیز‌هایی که باعث خوشحالیتان می‌شود تقویت کنید، این بهانه‌هایی مانند: (پشیمانم که یاد گرفتن گیتار را ادامه ندادم یا پشیمانم که وقت بیشتری با خانواده‌ام نگذراندم، چون مشغول و درگیر کارم بودم.) را کاهش می‌دهد؛ بنابراین اختصاص دادن زمانی برای خودتان بسیار اهمیت دارد.

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

مرحله‌ی ۷: هدف تعیین کنید

تعیین اهداف کوتاه مدت، طولانی مدت، بزرگ و کوچک ضروری است. وقتی اهداف خود را تعیین می‌کنید و تصویر واضحی از آن‌ها در ذهن دارید؛ بر آن‌ها تمرکز می‌کنید.

اغلب پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که ما در زندگی جایی که می‌خواهیم نیستیم یا به چیز‌هایی که می‌خواستیم نرسیدیم. یک روش ساده برای زندگی بدون پشیمانی این است که چیز‌هایی که می‌خواهید در زندگی به دست آورید را پرورش دهید و حتی بهتر می‌شود اگر هر روز بتوانید آن‌ها را ببینید! اما چطور؟

خودکار و کاغذی برادرید که وقت تهیه کردن لیست است.

قرار است ۱۰۱ چیزی را که می‌خواهید در ۱۰۰۱ روز انجام دهید بنویسید و تمرین کنید. ۱۰۰۱ روز کمی کوتاه‌تر از سه سال است و سریع‌تر از آن که متوجه باشید می‌گذرد. داشتن اهداف سرگرم‌کننده‌ی کوچک به اندازه‌ی داشتن اهداف بزرگ زندگی اهمیت دارد. هر چند ممکن است این لیست بیش‌تر شبیه لیست آرزو‌ها به نظر برسد (که می‌تواند همین طور هم باشد)؛ به شما قاب زمانی ۱۰۰۱ روزه‌ای می‌دهد تا موارد داخل لیست‌تان را کامل کنید.

خودتان را دسته کم نگیرید و خلاق باشید. می‌توانید اهداف لیست خود را به دسته‌هایی مثل شغل و سفر تقسیم کنید و آن‌ها بنویسید تا وقتی که محقق شوند. هر روز یک فرصت جدید است. یک ۲۴ ساعت دیگر تا از خود بپرسید امروزتان را چطور می‌خواهید بگذرانید.

مرحله‌ی ۸: از دیگران یاد بگیرید

چطور بدون پشیمانی زندگی کنیم؟

فرودو در ارباب حلقه‌ها می‌گوید: آرزو می‌کردم حلقه هرگز سراغ من نمی‌آمد. آرزو می‌کردم هیچ‌کدام از این وقایع اتفاق نمی‌افتاد؛ و گندالف جواب می‌دهد: تمام کسانی که در این زمان زندگی می‌کردند چنین احساسی دارند. اما آن‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. تمام چیزی که می‌توانیم در مورد آن تصمیم بگیریم؛ این است که با زمانی که در اختیارمان قرار داده شده چکار کنیم.

وقتی مرگ فرا می‌رسد، دیدگاه‌مان به جهان تغییر می‌کند. حرف‌های افرادی که در بستر مرگ هستند و در مورد پشیمانی‌های خود صحبت می‌کنند، این قضیه را تایید می‌کند. همه‌ی ما فکر می‌کنیم جاودانیم تا زمانی که ثابت می‌شود نیستیم. همه‌ی ما باور داریم شکست ناپذیریم تا زمانی که جهان پیرامون‌مان نشان می‌دهد درست به اندازه‌ی بدن‌هایمان ظریف و شکننده‌ایم. کمی به چند جمله‌ی زیر فکر کنید:

  • کاش خود را با دیگران مقایسه نمی‌کردم.
  • کاش به اطرافیانم می‌گفتم چقدر دوست‌شان دارم.
  • کاش انقدر صبر نمی‌کردم که از فردا شروع کنم.

بعضی از درس‌های عمیق زندگی را از همین تجربیات یاد می‌گیریم.

امروز می‌توانید دو کار انجام دهید:

  • اول این که به کسی بگویید دوستش دارید و به او فکر می‌کنید.
  • دوم، یکی از کار‌های که همیشه دوست داشتید انجامش دهید را انتخاب و از امروز شروع کنید. بدون هیچ بهانه‌ای!

حرف آخر

پشیمانی حس بسیار قدرت‌مندی است و اگر مراقب نباشید می‌تواند تمام فکر و وقت و انرژیتان را مصرف کند.
همیشه یادتان باشد که فرقی ندارد در چه شرایطی هستید، می‌توانید با مهربانی از روح پشیملنی بخواهید دست از سرتان بردارد! اما این تنها زمانی ممکن می‌شود که برای خودتان تلاش کنید؛ و هر کاری انجام می‌دهید، به آن عشق و اشتیاق اضافه کنید.

منبع: lifehack