طراحی لباس «زنان کوچک»؛ قرمزپوشیِ جو و آبی‌پوشیِ ایمی


وب‌سایت چی‌بپوشم: رمان زنان کوچک، نوشته «لوییسا می‌اسکات»، رمانی مربوط به چهارخواهر با ویژگی‌های شخصیتی متفاوت در خانواده‌ای متوسط در دهه ۸۰میلادی است که پدرشان به جنگ رفته و همراه مادرشان زندگی می‌کنند. این رمان بار‌ها و بار‌ها به‌صورت فیلم سینمایی درآمده و در هالیوود به نمایش درآمده است، اما این اولین بار است که کارگردان زن معروفی، کارگردانی این داستانِ به‌اصطلاح زنانه را برعهده گرفته است.

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

گرتا گرویگ، کارگردان معروف و بااستعداد هالیوود که پیشتر نیز فیلم سینمایی تحسین‌شده «لیدی‌برد» را نیز کارگردانی کرده بود، اینبار به سراغ زنان کوچک رفت، اما موضوعی که ما قصد داریم به آن بپردازیم، طراحی لباس این فیلم است که برنده جایزه اسکار شده است.

با ما همراه باشید تا بیشتر درباره طراحی لباس فیلم سینمایی زنان کوچک بدانید.

ژاکلین دوران، طراح لباسی پیشتاز و باسابقه

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

ژاکلین دوران، پیشتر از این فیلم، طراحی لباس فیلم‌های بزرگی همچون «آنا کارنینا»، «غرور و تعصب» و «تاوان» را برعهده داشت که همگی طراحی‌های تحسین‌شده‌ای داشتند. او برای طراحی لباس شخصیت‌های این فیلم، با گرتا گرویگ، کارگردان فیلم مشورت کرد، به بررسی نقاشی‌های به‌جا مانده از آن دوران پرداخت و ویژگی‌های شخصیتی هرکدام از کاراکتر‌ها را کندوکاو کرد تا به یک پالت رنگی و نیز یک کمد لباس برای هرکدام از شخصیت‌ها دست پیدا کند. این پالت‌ها قانونی ثابت محسوب نمی‌شدند، اما ژاکلین سعی می‌کرد که آن‌ها را در کمد لباس شخصیت‌ها تکرار کند. در ادامه به بررسی پالت رنگی هرکدام از کاراکتر‌ها می‌پردازیم.


مگی، خواهر بزرگتر و سنتی

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

مگ یا مارگارت، با بازی، اما واتسون، دختر بزرگ خانواده است و دختری محجوب و سربه‌زیر، عاشق خانواده، آرام و به‌عبارتی لیدی. بااینکه خانواده مارچ، خانواده‌ای تقریبا متوسط هستند، مگ به پوشیدن لباس‌های کمی گرانتر علاقه دارد؛ او آرام است و معمولا میانجی مشاجرات بین خواهر‌های دیگر، به‌خصوص جو و ایمی، بنابراین ژاکلین تصمیم گرفت که پالت رنگی مگ شامل دو رنگ اصلی سبز و بنفش کمرنگ باشد؛ رنگ‌هایی به‌اصطلاح خانمانه و سنگین که مطابق با خصوصیات مگ بود.


جو، دختری سرکش

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

جو، یکی از مهمترین شخصیت‌های کتاب و فیلم، که «سورشا رونان» آن را بازی کرد، دختری سرکش است. او عاشق نویسندگی است و به اصطلاح آن زمان، رفتاری پسرانه دارد؛ بنابراین به‌نظر نمی‌رسد که لباس‌های دست‌وپاگیر آن زمان چندان مناسب جو باشد. او باید لباسی بپوشد که بتواند آزادانه‌تر در آن راه برود، بدود و کارهایش را انجام بدهد. ازطرفی پالت رنگی جو شامل رنگ‌های قرمز و نیلی است؛ قرمز رنگ شور و نشاط و اشتیاق، سرکشی و قدرت و پیشرو بودن است.


ایمی، پیشرو و عاشق مد

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

ایمی نیز در سرکش بودن، کم از جو ندارد؛ اما درعوض، ایمی رفتاری پسرانه ندارد و عاشق مد و فشن است. او از بقیه خواهر‌ها خوش‌پوش‌تر است و در هر حالی به لباس‌هایش اهمیت می‌دهد. ایمی، نقاش خوبی است و عاشق نقاشی‌های امپرسیونیست است، سبکی که در آن نور و رنگ، حرف اول را می‌زند. ایمی در آرزوی زندگی آرام و مرفه است؛ بنابراین رنگ آبی روشن، بهترین انتخاب برای اوست؛ رنگی نماد جوانی، آرامش، اعتمادبنفس و امید است.


بث، دختری مهربان

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

بث، آخرین دختر خانواده، با بازی «الیزابت اسکانلن»، دختری فوق‌العاده کمرو و خجالتی، اما مهربان و صلح‌دوست است. او کم‌حرف است و عاشق پیانو زدن. بث در کار‌های خانه به خدمتکار کمک می‌کند و با خواهرانش نیز مهربان است؛ پس چه رنگ‌هایی بهتر از صورتی و قهوه‌ای برای پالت رنگی او؟ رنگ صورتی، نماد ملایمت و مهربانی، نماد دخترانگی که صلح و آرامش همراه خود دارد و قهوه‌ای نیز سرشار از گرما و محبت است و از دورنگرا بودن شخصیت نیز خبر می‌دهد.


لوری، دوستی حامی

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

لوری، دوست همیشه حامی جو که در انتها نیز با ایمی ازدواج می‌کند، با بازی «تیموتی شالامت»، پسری اهل هنر است که در زمانه خود فردی پیشرو محسوب می‌شود. از نظر ژاکلین دوران، انتخاب لباس برای او کار دشوارتری بود، زیرا تنوع لباس مردانه واقعا کمتر از لباس‌های زنانه است؛ بنابراین ژاکلین و گرتا ترجیح دادند که باتوجه به شخصیت خود تیموتی که پیشرو و سرکش است و باتوجه به مدل بودن او، لباس‌هایی را در اختیار او بگذارند تا با سلیقه خودش آن‌ها را ترکیب کند که نتیجه آن انتخاب‌های ساختارشکنانه تیموتی بود که کاملا هم با شخصیت لوری متناسب بود.


مارمی، مادری کاریزماتیک

طراحی لباس شخصیت‌های فیلم سینمایی «زنان کوچک» ۲۰۲۰ بدانید! -

مارمی، مادر خانواده، با بازی «لورا درن»، شخصیتی کاریزماتیک بود. مارمی بااینکه از خانواده‌ای متوسط بود که تقریبا دارایی خود را از دست داده بودند، اما بخاطر قدرت، اعتماد بنفس و تصمیمات و کار‌های عاقلانه‌اش، همگی او را می‌شناسند و از او حساب می‌برند. او درعین سنتی بودن، زنی پیشرو نیز هست؛ بنابراین لباس‌هایش باید تاحدودی سلطنتی و پررنگ‌ولعاب باشد، اما نباید دست‌وپاگیر باشد. او رنگ‌های شیک و نه‌چندان روشن می‌پوشد، اما آیتم‌هایی مثل یک روبان قرمز کوچک نشان می‌دهد که او زنی سنتی نیست که فرمان ببرد، بلکه عاقل و پیشرو است.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟


وب‌سایت آسو: کتاب «انقلاب؛ چگونه زنان دوچرخه‌سوار جهانی را تغییر دادند»، تاریخچه و بزرگداشتی‌ست از نخستین زنان دوچرخه‌سواری که کارشان ابتدا نوعی بیانیه‌ای سیاسی، سرگرمی‌ای دوست‌داشتنی و در نهایت اقدامی فمینیستی به شمار می‌رفت.

کتابی که داستان‌های جالبی درباره‌ی دوچرخه‌سواران و گروه‌هایشان در سراسر جهان را با خوانندگان در میان می‌گذارد. پس از گذشت بیش از یک قرن از رواج دوچرخه‌سواری، دوچرخه و فرهنگی که با خود پدید آورده به امری رایج تبدیل شده است، اما این فرایند، چالش بزرگی برای زنان بوده و حتی حالا هم فرهنگی به شدت مردانه دارد.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟

هانا راس، نویسنده‌ی کتاب، تصویری به دست داده است از داستان زنان خارق‌العاده‌ی دوچرخه‌سوار و گروه‌های زنانه‌ی دوچرخه‌سواری آن زمان در سراسر دنیا، که هم اقتدار زنان دوچرخه‌سوار را نشان می‌دهد، هم مشکلات کنونی‌اش را.

هانا راس، که خودش دوچرخه‌سوار است، بسیاری از زنان و دختران شگفت‌انگیز دوچرخه‌سواری را به ما معرفی می‌کند که از قدیم تا به امروز، مخالفت‌های بسیاری را تاب آوردند؛ از اوایل دهه‌ی ۱۸۸۰، در مسابقه‌های دوچرخه‌سواری شرکت کردند و دوچرخه‌سواری را نوعی مبارزه برای گرفتن حق رأی زنان می‌دانستند.

علاوه بر این، هانا راس در کتاب خود از زنانی تجلیل می‌کند که در رقابت‌های دوچرخه‌سواری رکورد تازه‌ای ثبت کرده‌اند و خواستار برابری هستند، افزون بر دوچرخه‌سواران کشور‌هایی مثل افغانستان، هندوستان و عربستان سعودی که به زنان الهام می‌بخشند تا جاده‌ها، کوره‌راه‌ها و هر جای دیگر را از آنِ خود کنند.

این کتاب با روایت سرگذشت زنان دوچرخه‌سوار، چالشی در برابر روایت مردانه از دوچرخه‌سواری، و تجلیلی‌ست از ابتکار و درخشش زنان دوچرخه‌سوار در فرهنگی مرد‌سالار.

برشی از کتاب

البته سیمون دوبوار تنها کسی نبود که زدن به جاده آن هم سوار بر دوچرخه، فریفته‌اش می‌کرد.  

«وقتی پیاده‌روی می‌کنیم، طبعاً به دشت‌ها و درخت‌زار‌ها می‌رویم. چه بر سرمان می‌أید اگر فقط در باغ یا پیاده‌رو قدم بزنیم؟» این پرسش هنری دیوید تروا، شاعر و فیلسوف آمریکایی (۱۸۶۲-۱۸۱۷) شیفته‌ی پیاده‌روی را می‌توان چند دهه‌ی بعد از دوچرخه‌سواران هم پرسید. تا جایی که می‌دانیم، دوچرخه‌سواران هم صرفاً به پارک‌های محلی و خیابان‌ها بسنده نکردند. به جای آن، هم‌زمان با رونق سفر و گردشگری در قرن نوزدهم، استفاده از دوچرخه برای کشف مقاصد دورتر، به‌طور خاص در میان طبقه‌ی مرفه غرب اروپا و شمال آمریکا رواج یافت.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟

در اواخر قرن نوزدهم، دوچرخه‌سواری در زمان تعطیلات در خارج از کشور آن‌قدر محبوب شد که کمپانی تامس کوک شروع به عرضه‌ی تور‌های دوچرخه‌سواری کرد؛ هر چند اغلب دوچرخه‌سواران بی‌باک‌تر ترجیح می‌دادند که تنها و در مسیر‌های نامعمول سفر کنند. در سال ۱۸۹۰، عضویت در باشگاه تور‌های دوچرخه‌سواری چهار برابر شد و بسیاری از اعضای این باشگاه به مناطقی سفر کردند که در غیر این صورت، هرگز گذرشان به آن‌ها نمی‌افتاد. روزنامه‌های باشگاه مملو از اخبار سفر‌های داخلی یا خارجی بود، مزین به طرح یا عکسی  سیاه و سفید، که الهام‌بخش کسانی بود که به دنبال الگویی برای پیروی بودند.

لیلیاس ممپل دیودسن، سردبیر صفحه‌ی «بانوان» روزنامه‌ی باشگاه تور‌های دوچرخه‌سواری، بر اساس تجربه‌ی شخصی‌اش می‌دانست که زنانی که دوچرخه‌سواری آموخته‌اند، ناگزیر «تشنه‌ی سفر‌هایی طولانی‌ترند، برای چشیدن لذت رفتن و رفتن و هرگز به عقب بازنگشتن» و با این کار خود را «مثل کاشفی می‌دیدند که برای نخستین‌بار وارد کشور تازه‌ای می‌شود و دنیایی را برای خودش کشف می‌کند».

به همین شکل، بر تعداد کسانی افزوده می‌شد که از موهبت وقت کافی و پول فراوان برخوردار بودند و می‌خواستند چند روز، چند هفته و حتی چند ماه را صرف رکاب زدن از جایی به جای دیگر بکنند، از میان مناظر و حتی کشور‌هایی که پیش از این فقط در نقاشی‌ها و کتاب‌ها دیده بودند. برخی از این زنان نخستین زنان پیشگام دوچرخه‌سواری بودند که در کشور‌ها یا نواحی مشخصی رکاب می‌زدند و حتی در سال ۱۸۹۴ یکی از آنان به تنهایی دور کره‌ی زمین را رکاب زد؛ هر چند اکثر آنان نیازی نمی‌دیدند که برای ماجراجویی تا این اندازه دور شوند.

حتی امروز هم که به لطف ارزانی و سهولت دسترسی به وسایل حمل و نقل شخصی می‌توان به همه‌ی نقاط دنیا سفر کرد، همچنان سفر طولانی با دوچرخه نوعی ماجراجویی است. امکان کشف سرزمین‌های نو، آن جوری که با نگاه کردن از پنجره‌ی عقبی وسیله‌ی نقلیه ممکن نیست. معنای دوچرخه‌سواری در شهر اغلب رفتن از جایی به جای دیگر است، بی‌آنکه لازم باشد درباره‌ی امنیت یا مناسب بودن راه فکر کنیم. اما گردشی طولانی، پشت سر گذاشتن شهر به قصد سفری چندساعته یا چند روزه، سفری درست و حسابی به شمار می‌رود.

مردم هنوز با دوچرخه به سفر‌های طولانی می‌روند، ماه‌ها و حتی سال‌ها سراسر کشور‌ها یا گوشه و کنار جهان را رکاب می‌زنند. روشی متداول برای مقابله با فشار زندگی پرهیاهوی مدرن. راهی برای احساس زنده بودن و در لحظه بودن. با بازگشتن به چیز‌های ساده‌ای مثل رکاب زدن در راهی گشوده. بعضی‌ها چالش می‌طلبند، بعضی به دنبال راه فرارند یا به خودیابی در میانه‌ی راه امید بسته‌اند. حتی بعضی امیدوارند که رکورد تازه‌ای ثبت کنند یا مرز‌های استقامت بدنی خود را بیازمایند.

دوچرخه‌سواری برای زنان، یک اعتراض پنهان است؟

جولیا بارینگ، نخستین زن رکورددار سریع‌ترین سفر به دور جهان با دوچرخه، یعنی دوچرخه‌سواری سریع که فرصت درنگ و مشاهده نمی‌دهد، نوشته است که حتی وقتی دارید با زمان مسابقه می‌دهید، باز هم روی دوچرخه بودن مثل «حضور در یک فیلم است، آن هم در نقشی مهم و حیاتی. کاملاً به محیط اطراف خود وابسته‌اید، باید خوب تماشا کنید و تمام حس‌های اطراف را به درون بکشید.»

وقتی با دوچرخه به سفر می‌روم شاید همه‌چیز را حس نکنم، اما باید به محیط حساس و هوشیار باشم، نوعی هوشیاری که هنگام استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی به آن نیازی نیست؛ و این سبب می‌شود که میزان آگاهی‌ام از محیط به بیشترین حد خود برسد. حتی در مسیر‌هایی که به خوبی می‌شناسم، همیشه چیز تازه‌ای برای دیدن هست. مثل مسیری که گاهی از لندن به سامرست می‌روم تا خانواده‌ام را ببینم، از میان جاده‌های آرام برکشایر و ویلت‌شایر می‌گذرد، و من هر پیچ جاده را بلدم و علائم مشخص مسیر را پیش‌بینی می‌کنم، مثل آن اسب سفید برنزی که روی تپه‌ها کنده‌کاری شده است، اما تازگی‌های خود را هم دارد.

بعضی اوقات این تازه‌های تماشایی فقط تغییر فصل از یک ماه به ماه دیگر است، گل‌های استکانیِ آبی روشنی که در آوریل دور درختان جنگلی می‌پیچند و شکوفه‌های زالزالک و پامچال‌های شکفته در حاشیه‌ی جاده و پرچین‌ها، در ماه مه. اگر قرار بود فقط رانندگی کنم و به‌جای این مسیر، از بزرگراه می‌رفتم، همه‌ی این چیز‌ها را از دست می‌دادم.

حالا در راه با دوچرخه از میان مناظر می‌گذرم و بیشتر احساس می‌کنم که به محیط انس دارم و به آن حساس‌ام، حتی اگر به این معنی باشد که گاهی مجبور شوم با بدترین هوای ممکن یا با ترافیک سنگین یا نقص فنی دست و پنجه نرم کنم. هر چند بعد از هوای توفانی نیز حمام گرم بعد از آن، یک غذای عالی یا نوشیدنی که دوباره شما را زنده کند، در نهایت بسیار گواراتر و خواستنی‌تر از هر وقت دیگری است.

وفورِ نگاه جنسیت‌زده و تبعیض‌آمیز به زنان بیوه در ایران


وب‌سایت آسو: زنان بیوه در جوامع مختلف شرایط خوبی ندارند، در همین ایران، وفور نگاه‌ جنسیت‌زده به زنان بیوه، کار را برای ادامه زندگی آن‌ها دشوار کرده، این مطلب در این باره است.

لیلا ۴۳ساله بود که همسرش را در یک تصادف رانندگی مرگبار از دست داد و ناگهان با دختری ۶ساله بیوه شد. همسرش بیمار نبود، جوان بود، سالم بود و مثل بیشتر آدم‌ها هیچ‌یک از آنها به مرگی چنین زودهنگام اصلاً فکر هم نکرده بودند و برای هزار و یک مسئله‌ی حقوقی و غیرحقوقی زندگی بعد از مرگ دیگری، برنامه‌ای نریخته بودند. مرگ، به‌نظر از آنها خیلی دور بود.

زنان بیوه، پنهان با دردی دوچندان

هنوز چهلمین روز بعد از مرگ همسرش هم نرسیده بود که دردسرهای لیلا شروع شد. پدر همسرش که از ابتدا با ازدواج آنها مخالف بود، شروع به سنگ‌اندازی کرد. لیلا هنوز در شوک مرگ همسر بود که فهمید سهم او از ارث و دارایی‌های همسر، تنها یک هشتم است و حضانت فرزندش که به سن قانونی نرسیده، با پدر همسرش. پدربزرگی که نه تنها چشم دیدن لیلا را ندارد و از هیچ فرصتی برای آزار او نمی‌گذرد، که باورها و عقایدش هم زمین تا آسمان با عقاید پسر و عروس متفاوت است و لیلا و همسر از دست‌رفته‌اش هرگز تمایلی نداشتند که فرزند آنها با چنین نگاهی بزرگ شود و چنین فردی برای او تصمیم‌های حیاتی بگیرد.

در مراسم اولین سالگرد فوت همسر، پدربزرگ به سمت لیلا آمد و او را تهدید کرد که یک وقت دور برندارد که می‌تواند در سال‌های بعد ازدواج کند، چون به محض این‌که چنین کاری کند، ولیّ قهری که او باشد، فرزند لیلا را از او می‌گیرد و «حسرت زندگی با فرزند» را به دل لیلا می‌گذارد. لیلا یکی از میلیون‌ها زن در سراسر جهان است که با از دست دادن همسر و بیوه شدن، با لایه‌‌های دیگری از قوانین، سنت و عرف مردسالار مواجه می‌شوند که زندگی آنها را با ده‌ها چالش و سختی تازه روبرو می‌کند.

در تقویم سازمان ملل متحد، روزی به نام «روز جهانی بیوه‌ها» نام گرفته است. روزی برای آگاهی‌رسانی بیشتر و دقیق درباره‌ی ده‌ها تبعیض، ستم، ظلم و نابرابری که صرف از دست دادن همسر، سر زنان آوار می‌شود. سازمان ملل متحد خود به صراحت می‌گوید که این تبعیض‌های ناشی از بیوه شدن را زنان‌اند که تجربه می‌کنند و از دست دادن همسر، مردان را با ظلم و تبعیض روبرو نمی‌کند.

تخصیص روز ویژه‌ی جهانی به این موضوع که تا سال‌ها کمتر توجهی جلب می‌کرد، به همت بنیاد «لومبا» انجام شد. بنیاد «لومبا» به همت راجیندار پل لومبا، عضو مجلس اعیان بریتانیا شکل گرفت. لومبا که هندی‌تبار است، این بنیاد را به یاد و خاطره‌ی مادرش تأسیس کرد که وقتی در سن ۳۷ سالگی شوهرش را از دست داد و بیوه شد، با ده‌ها تبعیض مالی، قانونی و عرفی مواجه شد و ناگهان تک تک حرکاتش زیر ذره‌بین نگاه قضاوت‌گر و انگ‌زنیِ مردم جامعه رفت. نگاه غالبی که انگار زن بیوه را به شکل بالفطره «مجرم و گناهکار» می‌دانست و چهار چشمی مراقب بود تا چنین زنی دست از پا خطا نکند!

بنیاد «لومبا» در هند برای هزاران کودکِ زنان بیوه‌ای که استطاعت مالی ندارند، مدرسه‌ی رایگان راه انداخته و سعی می‌کند با توانمندسازی زنان بیوه و آموزش مهارت‌های شغلی به آنها، کمک کند تا این زنان استقلال مالی داشته باشند و بتوانند اداره‌ی امور زندگی را در دست گرفته و جلوی قلدری‌های مردان خانواده‌ی شوهرِ خود بایستند. این بنیاد در یک دهه‌ی اخیر فعالیت‌های خود را در بعضی کشورهای آسیای جنوب شرق و آفریقا نیز گسترش داده است. بنیاد «لومبا» بعد از چندین سال تلاش و مذاکره توانست سازمان ملل متحد را متقاعد کند که «روز جهانی بیوه‌ها» را به تقویم جهانی مناسبت‌ها اضافه کند.

سازمان ملل متحد می‌گوید بیوه شدن برای زنان در بسیاری از کشورها، به معنای «نادیده گرفته شدن» است، در نتیجه مشکلات پیچیده و متعددی هم که بر سر آنها آوار می‌شود، اغلب از چشم دیگران پنهان است. زنان بیوه فقر بیشتری را تجربه می‌کنند، خشونت فیزیکی و جنسی و کلامی بیشتری بر سر آنها می‌آید، سلامت جسمی‌شان آسیب بیشتری می‌بیند و اگر در کشوری بحران‌زده و در میانه‌ی جنگ بیوه شوند، به‌مراتب از دیگر زنان آسیب‌پذیرترند.

آمار جهانی در سال ۲۰۱۷ حاکی از آن بود که از هر ۱۰ زن در سراسر جهان، ۱ نفر از آنها بیوه شده است. این رقم در کشورهایی مثل افغانستان یا اوکراین به ۱ زن در میان هر ۵ زن می‌رسد. در مجموع یک سوم زنان بیوه‌ی جهان در هند یا چین زندگی می‌کنند. در همین سال که آمار جهانی شمار زنان بیوه اعلام شد، دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت رفاه اعلام کرد که در ایران شمار زنان بیوه بیش از یک میلیون نفر است و ایران در بین ۴۰ کشوری قرار دارد که بالاترین شمار زنان بیوه را دارد.

سازمان ملل متحد می‌گوید یکی از رایج‌ترین تبعیض‌هایی که زنان بیوه در سراسر جهان تجربه می‌کنند، از دست دادن خانه و زمین و اموال غیرمنقول است. در بسیاری از کشورها قوانین ارث هنوز به شکلی است که زن بیوه حداقل ارث را از اموال غیرمنقول می‌برد یا در مواردی هیچ حقی ندارد و به آسانی ممکن است بی‌خانمان شود. در بسیاری از کشورها زنان برای تأمین حداقل مایحتاج و گذران زندگی، وابسته به کمک مالی خانواده‌ی همسر از دست‌رفته می‌شوند و اغلب مردان خانواده‌ی همسر، بابت این چندرغاز کمک، به زن بیوه زور می‌گویند، برای او تعیینِ تکلیف می‌کنند و یا با او به خشونت رفتار می‌کنند.

سازمان ملل تأکید می‌کند که به‌ویژه در سراسر قاره‌ی آسیا و آفریقا، زنان بیوه به دلیل طلب سهم و حق از خانه، زمین و ارث با انواع خشونت‌های فیزیکی و روانی از سوی خانواده‌ی همسر، بزرگان باهمستان، و جامعه مواجه می‌شوند و این یکی از اصلی‌ترین مسائل علیه زنان بیوه است.

زیمبابوه یکی از کشورهایی است که در آن زنان بیوه‌ی بسیاری با این وضعیت بغرنج مواجه‌اند. این گزارش همچنین تأکید می‌کند که زنان مسن‌تر نه تنها با تبعیض به دلیل بیوه شدن مواجه‌اند، بلکه لایه‌های پیچیده‌تری از تبعیض ناشی از سن‌گرایی هم نصیب آنها می‌شود. از جمله اینکه اعضای خانواده با این تصور که این زنان مسن دیگر «هوش و حواس درستی ندارند»، به دنبال سوء‌استفاده از آنها می‌روند تا سهم اندک اموال آنها را هم غصب کنند.

در برخی کشورهای صحرای بزرگ آفریقا، هنوز رسم هولناکی به اسم «غسل زن بیوه» رایج است. در این رسم زن بیوه را مجبور می‌کنند که همان آبی را که با آن جنازه‌ی شوهرش را شستند، جلوی همه سر بکشد تا «پاک» شود یا زن مجبور می‌شود که با یکی از مردان خانواده‌ی شوهرش هم‌خوابگی داشته باشد تا «پاک» شود. در این کشورها باور دارند که فقط به این شکل است که «روح مرد متوفی» از بدن زنش خارج می‌شود و زن دیگر «عامل انتشار بیماری‌ها» در جامعه نخواهد بود! در این کشورها باور بی‌پایه و اساس خطرناکی هم وجود دارد که زن بیوه را عامل انتقال ایدز می‌دانند و اگر همسر زن از بیماری ایدز بمیرد، همه زن را مقصر می‌دانند و او را تنبیه و طرد خواهند کرد.

آمارها نشان می‌دهد بیوه شدن برای زنان در اکثر موارد مترادف با فقر است. از هر ۷ زنی که بیوه می‌شود، ۱ نفر از آنها در فقر شدید به سر خواهد برد و بنا به آمار سال ۲۰۱۷ شمار این دست از زنان در جهان، بیش از ۳۸ میلیون نفر است. در برخی جوامع بسیاری از زنان بیوه هرگز کاری پیدا نمی‌کنند، چون جامعه با انگ و پیش‌داوری به آنها نگاه می‌کنند و کاری به آنها نمی‌دهند یا تنها مشاغل موجود برای زن بیوه، کارگری و کارهای خدماتی با حداقل دستمزد است. ترکیب این مسئله با از دست دادن خانه و زمین، زنان بیوه را به بدترین وضعیت فقر پرتاب می‌کند.

برخی تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که وضعیت سلامت عمومی زنانی که بیوه می‌شوند، از دیگر زنان آسیب‌پذیرتر است. سازمان ملل متحد نیز می‌گوید فقری که بر زنان بیوه تحمیل می‌شود، در کنار از دست دادن سرپناه مناسب، بیمه‌ و امکان دسترسی به خدمات درمانی و فشار روانی و کنترلی که از سوی اقوام شوهر و جامعه بر آنها تحمیل می‌شود، سلامت جسمی و روانی زنان بیوه را به مراتب آسیب‌پذیرتر از زنان دیگر می‌کند.

نتیجه‌ی یک تحقیق مفصل مؤسسه‌ی بین‌المللی «افکار عمومی جهانی» در ۱۸ کشور جهان نشان داد که زنان بیوه در این کشورها تبعیض‌های متعدد و بیشتری را نسبت به دیگر زنان تجربه می‌کنند. این تحقیق در میان ۱‍۸ کشور ایالات متحده آمریکا، مکزیک، بریتانیا، آرژانتین، فرانسه، روسیه، اوکراین، مصر، ترکیه، ایران، فلسطین، آذربایجان، نیجریه، چین، کره جنوبی، هند، تایلند و اندونزی انجام شد.

بنا بر این تحقیق در میان این ۱۸ کشورِ مورد بررسی، در مجموع تنها ۲۹ درصد مردم می‌گویند که تبعیضی علیه زنان بیوه وجود ندارد. یکی از یافته‌های مهم این تحقیق همین نکته است که سازمان ملل متحد بر آن تأکید می‌کند: «زنان بیوه، انگار زنان پنهان‌اند و مشکلات و تبعیضی که از سر می‌گذرانند هم پنهان است و بسیاری از مردم حواس‌شان به این تبعیض‌ها نیست.» یک مصداق از این وضعیت را می‌توان در پاسخ‌های شهروندان ایران به پرسش‌های این نظرسنجی دانست: تنها ۱۴ درصد از پاسخ‌دهندگان در ایران گفتند که زنان بیوه، نابرابری‌های آشکاری را تجربه کرده و رفتار قانون و جامعه با آنها بدتر است. واقعیت اما این‌جاست که ایران یکی از کشورهایی است که مشکلاتی برای زن بیوه دارد. در میان بسیاری از ایرانیان نیز کماکان نگاه عرفی جامعه به زنان بیوه، با بدبینی و قضاوت همراه است و مردان خانواده، به‌خصوص پدر همسر که ولی قهری کودکان است، از قدرت‌های خود استفاده کرده و زن بیوه را با سختی‌های بیشتری مواجه می‌کند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟


برترین‌ها: خشونت علیه زنان و کودکان در هر نوع، هر زمان و هر مکانی خشونت علیه بشریت است. نگذاریم زنان و کودکان در دوزخ خشونت فنا گردند؛ چرا که این پدیده نه تنها زنان و کودکان که مردان جامعه را نیز به باتلاق تباهی خواهد کشاند.

زنان به شیوه‌های مختلف مورد خشونت و سوء استفاده قرار می‌گیرند؛ از آزار و خشونت فیزیکی گرفته تا سوء استفاده مالی و آزار جنسی و قاچاق. خشونت‌ها علیه زنان به هر شکلی که انجام شود، می‌تواند برای مدتی طولانی برایشان پیامد‌های منفی فیزیکی یا احساسی به همراه داشته باشد.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

انواع خشونت علیه زنان

۱. خشونت و سوء استفاده در دوران دوستی

این نوع از خشونت در زمانی روی می‌دهد که زن با فردی در رابطه‌ای احساسی و شخصی باشد و مرد در جریان این رابطه به زن آسیب بزند. این آسیب می‌تواند فیزیکی، جنسی، کلامی یا احساسی باشد و ممکن است زمانی روی دهد که زن عمیقا عاشق اوست.

سوء استفادۀ کلامی و احساسی می‌تواند به شکل فریاد زدن، قلدری کردن، نام زن را با تحقیر صدا زدن، توهین به زن مقابل دوستان و خانواده، گفتن اینکه او سزاوار آزار است باشد. گاه نیز پس از ارتکاب این آزارها، مرد سعی می‌کند با دادن هدایایی تخلف خود را حل و فصل کرده و وعده تغییر بدهد.

از جمله سوء استفاده‌های جنسی اینکه زن را مجبور به انجام رفتاری جنسی خلاف خواست او بکنند یا او را در زمانی که موافق نیست، مجبور به رابطۀ جنسی کنند.

از نمونه‌های سوء استفاده‌های فیزیکی نیز می‌توان به زدن، هل دادن، لگد زدن، گاز گرفتن، پرت کردن اشیاء، خفه کردن یا هر نوع رفتار تهاجمی دیگر اشاره کرد. حتی مجبور کردن زن به باردار شدن برخلاف خواست او نیز نوعی از خشونت علیه زنان محسوب می‌شود.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

۲. خشونت علیه زنان سالمند

خشونت علیه زنان سالمند زمانی روی می‌دهد که افرادی که از آن‌ها مراقبت می‌کنند آگاهانه به آن‌ها آسیب فیزیکی، احساسی و کلامی یا مالی بزنند. نادیده گرفتن سالمندان و نیازهایشان (مانند محروم کردن آن‌ها از غذا و مراقبت‌های بهداشتی) تا جایی که به آن‌ها آسیب وارد شود نیز خشونت علیه آن‌ها محسوب می‌شود.

آزار زنان سالمند و سوء استفاده از آن‌ها بسیار بیشتر از آزار مردان سالمند است. این آزار و اذیت‌ها می‌تواند در خانه، در مراکز مراقبت از آن‌ها یا در مکان‌های عمومی انجام شود.

۳. سوء استفاده احساسی و کلامی

برخی فکر می‌کنند اگر از نظر جسمی به زنان آسیبی وارد نشود، خشونتی روی نداده است. درحالیکه خشونت‌های احساسی و کلامی می‌تواند هم در کوتاه مدت و هم درازمدت، برای زنان پیامد‌هایی منفی و جدی به اندازۀ پیامد‌های خشونت‌های فیزیکی به همراه داشته باشد.

برخی از انواع خشونت‌های کلامی و احساسی عبارتند از توهین کردن، ترساندن، منزوی کردن، تلاش برای کنترل کردن، تکرار رفتار‌های حسادت آمیز، محروم کردن زن از دیدن دوستان و اعضای خانوادۀ خود، تلاش برای محروم کردن زن از ادامۀ کار یا تحصیل، جلوگیری از رفتن زن به دکتر، تهدید کردن و تصمیم گرفتن به جای زن.

اینکه از زن بخواهند تمام کار‌هایی را که در طول روز انجام داده به اطلاع مرد برساند یا در تماس دائمی با او باشد، از او بخواهد رمز عبور شخصی خود در تلفن، ایمیل و شبکه‌های اجتماعی را در اختیار او بگذارد، همچنین عصبانی شدن به‌گونه‌ای که باعث ترس زن شود، کنترل وضعیت مالی زن و بازخواست چگونگی خرج کردن درآمدش نیز از دیگر انواع خشونت‌های احساسی و کلامی است.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

۴. سوء استفاده مالی از زنان

سوء استفاده مالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد خاطی سعی دارد با کنترل امور مالی زن، او را کنترل کند و بر زن برتری یابد. در چنین وضعیتی افراد خاطی تمام پول و دارایی زن را کنترل می‌کنند و اطلاعات مالی زن را از او مخفی نگه می‌دارند. معمولا سوء استفاده‌های مالی در پی سوء استفاده‌های فیزیکی روی می‌دهد.

سوء استفاده مالی از زن باعث می‌شود که نتواند با وجود اینکه قربانی خشونت است، رابطۀ خود را با فرد خاطی قطع کند، زیرا زن همواره از این موضوع می‌ترسد که نتواند به تنهایی هزینه‌های مالی خود و فرزندانش را تامین کند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

۵. قاچاق زنان

قاچاق زنان شکلی از بردگی است. در این حالت زنان مجبور می‌شوند و یا با فریب در شرایطی قرار می‌گیرند تا در محیطی خطرناک و غیرقانونی کار کنند یا برخلاف خواستشان با دیگران رابطه جنسی داشته باشند. قاچاقچیان، زنان برده را مجبور به مصرف مواد مخدر می‌کنند، آن‌ها را محبوس می‌کنند، مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و گرسنه نگاه می‌دارند تا بتوانند روی آن‌ها کنترل داشته و مجبور به کار کنند. زنان و دختران بیشترین قربانیان قاچاق جنسی هستند.

موارد بالاو هزاران نوع سوء‌استفاده‌ی دیگر از زنان وجود دارد که تا به حال قربانیان زیادی گرفته و روزبه‌روز هم در حال افزایش است.

در این دوره و زمانه خشونت‌های دیگری هم به جز خشونت علیه زنان مشاهده می‌شود که یکی از آن‌ها خشونت علیه کودکان است. خشونت علیه کودکان شامل انواع خشونت علیه افراد زیر ۱۸ سال است که توسط والدین یا مراقبان کودک، همسالان، همسران دوم و یا غریبه‌ها ایجاد می‌شود.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

جهت کسب اطلاعات بیشتر از اینستاگرام بازدید نمایید.

khoshonat.zanan_kodakan@


انواع خشونت علیه کودکان

بیشترین خشونت علیه کودکان شامل حداقل یکی از ۶ نوع اصلی خشونت است که در مراحل مختلف رشد کودک اتفاق می‌افتد.

بدرفتاری: شامل خشونت جسمی، جنسی، روحی و عاطفی است و غفلت از نوزادان، کودکان و نوجوانان توسط والدین، مراقبان و دیگر افراد اغلب در خانه، مدارس و یتیم خانه‌ها را شامل می‌شود.

تهدید: رفتار تهاجمی ناخواسته توسط یک کودک دیگر یا گروهی از کودکان است و شامل آزار جسمی، روانی یا اجتماعی است و اغلب در مدارس و گروه‌های کودکان مشاهده می‌شود.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت توسط بزرگسالان: خشونت توسط جوانان در میان کودکان و نوجوانان است و اغلب در محیط‌های اجتماعی بین آشنایان و غریبه‌ها رخ می‌دهد.

خشونت جنسی: شامل آزار و اذیت جنسی فردی بی‌دفاع بوده که ممکن است گرفتار قاچاق جنسی شود.

خشونت عاطفی یا روانی: شامل محدودیت حرکات کودک، خشونت، تهدید وتبعیض و دیگر اشکال غیر جسمی خصمانه است.

کمترین حق زنان و کودکانی که اینگونه خشونت‌ها را تجربه می‌کنند، آگاهی از حقشان است، این که بدانند در این مواقع باید به چه کسی مراجعه کنند و با چه کسی دردِ دل کنند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

در جامعه‌ی ما برای رفع این مشکلات و مبارزه با هرنوع خشونت علیه زنان و کودکان بی‌گناه کشورمان، برنامه‌هایی تدوین و اجرا می‌شود. یکی از این برنامه‌ها اورژانس اجتماعی است که حاصل فعالیت‌های چندین ساله‌ی سازمان بهزیستی کشور در دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی است.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

نزدیک به ۲۰ سال است که از تاسیس اورژانس اجتماعی کشور می‌گذرد، اما به گفته‌ی مسئولان هنوز ۷۰ درصد از مردم از خدماتی که اورژانس اجتماعی ارائه می‌دهد، اطلاعاتی ندارند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

سرکار خانم طیبه خلقی، وکیل پایه یک دادگستری (کانون وکلای دادگستری تهران) مؤسس و صاحب امتیاز مرکز مشاوره روانشناسی یسنا، سوالات حقوقی شما را در زمینه های خشونت علیه زنان و کودکان، در کتابی با همین عنوان، پاسخ می‌دهد. با ما باشید تا رسیدن به مرز بی‌خشونتی علیه من، تو و فرزندانمان.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟
خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

کتاب خشونت علیه کودکان و زنان نوشته‌ی طیبه خلقی به شما آموزش می‌دهد که اورژانس اجتماعی چیست و افراد آسیب‌دیده چگونه می‌توانند از آن کمک بگیرند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ تاکِی؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

به امید آن روزی که هیچ‌یک از زنان و کودکان سرزمینمان مورد خشونت واقع نشوند و اگر هم خشونتی بر آن‌ها تحمیل شد، سکوت نکنند و با آگاهی کامل از حق خود دفاع کنند و از اورژانس اجتماعی برای حل این گونه مشکلات کمک بگیرند.

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

همین حالا با ما تماس بگیرید.

۰۲۱-۲۲۴۲۴۵۸۵

خشونت علیه زنان و کودکان؛ راه‌حل چیست؟

جهت کسب اطلاعات بیشتر از اینستاگرام بازدید نمایید.

khoshonat.zanan_kodakan@

علل تمایل مردان جوان به زنان جا‌افتاده چیست؟


وب‌سایت مایندوِی: آمار نشان می‌دهد که در روزگار کنونی تعداد مردان جوانی که با زنان مسن‌تر از خود آشنا و ازدواج می‌کنند بیشتر از آن چیزی است که ما تصورش را می‌کنیم. علاقمندی مردان جوان به ارتباط با زنان جا‌افتاده همچون یک مسئله اپیدمی است که از افراد عادی تا سلبیرتی‌ها و حتی سیاست مداران، شامل حال طیف گسترده‌ای از مردان جوان می‌شود.

یکی از نمونه‌های معروف چنین ازدواج‌هایی دو هنرمند معروف هالیوود مانند دمی مور و استون کوچر شوهر اوست که ۱۶ سال از او کوچک‌تر است. شاید این اختلاف سنی فاحش به نظر بیاید، ولی باید بگوییم که زوج‌های بی‌شمار دیگری با اختلاف سنی‌های قابل‌توجه‌تر از این نمونه هم وجود دارند.

علل علاقمندی مردان جوان به ارتباط با زنان جا‌افتاده

همه ما رئیس‌جمهور فرانسه امانوئل ماکرون را می‌شناسیم که با بریژیت معلم دوران دبیرستان خود که ۲۴ سال از او بزرگ‌تر است ازدواج کرده است. ماکرون وقتی همسر آینده‌اش را برای اولین بار سر کلاس درس ملاقات کرد تنها ۱۵ سال داشت. هرچند ارتباط این دو تا زمانی که ماکرون به سن بلوغ نرسیده بود، رابطه‌ای عاشقانه محسوب نمی‌شد، اما تحقیقات موشکافانه‌ای که در رابطه امانوئل و بریژیت صورت پذیرفته، نشان می‌دهد که وجود چنین روابط عاشقانه‌ای جزوی از اقتضای زمانه است و ایشان در این مورد تنها نیستند.

باوجود احتمال انگشت‌نما شدن و ننگ بودن، روابط با چنین اختلاف سنی‌های فاحشی بین مردان جوان و زنان مسن‌تر همچنان زنده است و روزبه‌روز بیشتر می‌شود. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته علل آن را توضیح می‌دهد.

علل ترجیح مردان جوان برای ارتباط با زنان مسن‌تر

سایت معتبر Today.com یک بخش نظرسنجی به این موضوع اختصاص داده که چرا مردان جوان، از زنان مسن‌تر خوششان می‌آید؟ برای توضیح این امر دلایل فراوانی توسط مرد‌هایی که با آن‌ها مصاحبه صورت گرفته شده، ذکر شده است که از آن جمله عبارتند از: آن‌های متکی‌به‌خود (self-assured) هستند، عزت‌نفس (self-confident) دارند، گفتگو‌های صریح و بی‌پرده‌ای دارند که آن‌ها را خوش‌صحبت‌تر می‌کند و اینکه صرفا بر تشکیل خانواده تمرکز ندارند.

در برخی از مصاحبه‌ها مرد‌های جوان چنین اظهار داشتند که مواظبت و توجهی که در رابطه با یک زن مسن‌تر از خود دریافت می‌کنند سبب افزایش سطح اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس ایشان می‌شود. بعضی دیگر نیز چنین اذعان کرده‌اند که زن مسن‌تر دارای تجربه بیشتری در زندگی، ثبات عاطفی، صلابت بوده و در عین داشتن صداقت می‌توانند به مسائل از دیدگاه‌های مختلفی نگاه کنند.

مردی که ترجیح می‌دهد با زنان مسن‌تر از خود آشنا شود در توصیف و مقایسه‌ای که حین دوره آشنایی با دختران جوان‌تر از خود داشت چنین می‌گوید: «احساسم این بود که گویا سعی داشتم در هیاهوی موسیقی کلوپ رقص بخواهم مکالمه‌ای معنی‌دار داشته باشم». مهم‌ترین عامل نارضایتی این فرد در موارد آشنایی با زنان کم سن و سال این بود که مجبور بوده با رفتار‌های نابالغانه و بازی‌های آن‌ها مواجه شود.

علل علاقمندی مردان جوان به ارتباط با زنان جا‌افتاده

چه میزان اختلاف سنی مسئله‌ساز است؟

طبق تحقیقات دکتر گلوریا کاوان (۱۹۸۴) در روابط عاطفی و عاشقانه‌ای که در آن زن از مرد مسن‌تر است، احتمال موفقیت و خوشبختی کمتری نسبت به رابطه‌های بدون اختلاف سنی، دارند. طبق نتایج تحقیق دکتر کاوان که هم‌زمان از جامعه آماری نوجوان و بالغان استفاده کرده بود، در هر دو گروه امکان موفقیت رابطه در حالتی که اختلاف سنی بیش از ۱۸ سال (زن بسیار مسن‌تر) است، بسیار پایین است.

هرچند که این شکاف سنی کمتر باشد، میزان قضاوت از سوی دیگران نیز به همان میزان کمتر است (در همین راستا به مقاله‌ای با عنوان «دلایل اصلی سخت بودن گریز از تعصب و پیش‌داوری» مراجعه کنید). همچنین دکتر کاوان چنین دریافت که زمانی که اختلاف سنی در بازه ۷ سال باشد، هر دو گروه مردان نوجوان و بالغ در مقایسه با زنان، استاندارد دوگانه‌ای برای قضاوت و پیش‌داوری جنسیتی به کار نمی‌برند.

نقطه عطف این اختلاف سنی کجاست؟ مردی که در نظرسنجی Today.com شرکت داشت و تجربه آشنایی با زنان جوان‌تر از خویش را داشت چنین اظهار می‌کند که ارتباط داشتن با زنی که تنها ۵ سال از او بزرگ‌تر باشد برای به دست آوردن بلوغ عاطفی و عمق رابطه‌ای که وی به دنبال آن بود را ناکافی دانسته بود. او زنانی را ترجیح می‌داد که یک دهه از او بزرگ‌تر باشند. در توضیح این ترجیح او چنین بیان کرد که این زنان بیشتر متکی‌به‌خود بوده و جاافتاده‌تر هستند و در مقابل «زنان جوان‌تر به‌اندازه‌ای که زنان مسن‌تر امکان رشد را برایم میسر می‌کنند را نمی‌توانند فراهم کنند.»

علل علاقمندی مردان جوان به ارتباط با زنان جا‌افتاده

«در تعقیب یوزپلنگ (کنایه از زن جاافتاده)»

با محرز شدن این نکته که ترجیح شمار زیادی از مردان، ارتباط داشتن با زنان مسن‌تر است، سوال اصلی این است: چنین روابطی چطور شکل می‌گیرند؟ اگرچه در برابر داستان‌های کلیشه زنان مسنی که لباس پلنگی می‌پوشند و در حین سر کشیدن نوشیدی از مردان جوان دلبری می‌کنند، همه ما جبهه می‌گیریم و باورش نمی‌کنیم، ولی از زبان بسیاری از زنان داستان‌های واقعی را از نحوه ابراز توجه و پاپیچ شدن مردان جوان به آن‌ها می‌شنویم که به‌سختی به دنبال ارتباط با ایشان بوده‌اند.

خانم دکتر میلین آلاری در مقاله‌ای با عنوان «این مردان هستند که دنبال پلنگ هستند» (۲۰۱۹) چنین ذکر می‌کند که برخلاف کلیشه و باور عمومی، تعداد زنانی که خود را «اغواگر» دانسته و به دنبال مردان جوان هستند بسیار معدود هستند. این در حالی است که مردان جوان «بی‌اختیار منتظر فرصتی هستند تا بتوانند عشق‌بازی کنند».

وی با استفاده از داده‌های جمع‌آوری‌شده طی ۵۵ مصاحبه‌ای که با زنان ۳۰ تا ۶۰ ساله‌ای که با مردان جوان‌تر از خود رابطه داشته‌اند دریافت که زنانی که بیش از ۴۰ سال دارند به نسبت زنانی که در دهه ۳۰ سالگی خود هستند، در ایجاد چنین رابطه‌ای نقش منفعلانه‌تری از خود نشان می‌دهند. دکتر آلاری چنین اظهار می‌کند که درزمینه تحقیقات موردبحث، توانمندی یا تمایل به «بازتعریف نمایش جنسیتی» که برای ایجاد روابط اعمال می‌شود، توسط باور‌های فرهنگ عمومی، دست‌خوش تغییر می‌شود.

عشق حقیقی فراتر از اختلاف سنی

تحقیقی که توسط برایان کولیسون و لوسیانا پونس د-لئون (۲۰۱۸) برای بررسی علل تبعیض و پیش‌داوری‌های مرتبط با اختلاف سنی انجام یافت، چنین نتیجه می‌گیرد که طبق نظریه تکامل اصولا زنان جوان برای به حداکثر رساندن آمادگی باروری و دستیابی به منابع باید جذب مردان مسن‌تر از خود باشند و بالعکس. همچنین این محققین خاطرنشان می‌کنند که در روابط غیرمرسوم که اختلاف سنی در آن‌ها بیشتر است، بخصوص زمانی که زن مسن‌تر باشد، ترجیحات همسرگزینی مسلم قبلی را نقض می‌کند.

اما در جهان واقعی چنین به نظر می‌رسد که برخی از مردان ارتباط برقرار کردن با زنان مسن‌تر را ترجیح می‌دهند. دلیل این مسئله آن است که در چنین روابطی احساس برابری نسبی بیشتری حاکم است. چنین همسریابی‌هایی متداول‌تر و نیز موفق‌تر از آن چیزی است که اغلب افراد بر آن باور دارند.

منبع: psychologytoday

زنان؛ قربانیانی که صدایشان کمتر شنیده می‌شود


روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: وقتی حرف از خشونت علیه زنان به میان می‌آید، هر کسی ممکن است رفتار‌ها یا برخورد‌هایی را به خاطر بیاورد؛ از خشونت جسمی تا بددهنی، از توهین تا ایجاد محدودیت‌های شدید و …. واقعیت این است که درباره مصادیق خشونت علیه زنان، هنوز اتفاق نظر جامعی وجود نداشته و همین در برخی مواقع کار را دشوار کرده است.

اما هر چه هست خوشبختانه در بخش‌هایی اتفاق نظر بین فرهیختگان، قانون‌گذاران و البته عموم مردم در حال شکل‌گیری است. سال ۹۸ از نظر مبازره با خشونت علیه زنان تا به این‌جا سالی خاص بوده است؛ چرا که بالاخره بعد از چندین سال انتظار، کار روی لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت از سوی قوه قضاییه نهایی و این لایحه اواخر شهریور امسال برای دولت ارسال شد.

هر چند برای اجرایی شدن این لایحه هنوز باید صبور بود، اما به هر صورت تدوین این لایحه به عنوان قدم اول، مهم و قابل تامل است. دوشنبه این هفته یعنی امروز به نام روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نام گذاری شده است. به این مناسبت به سراغ این لایحه رفته و بخش انواع جرایم علیه زنان را به صورتی مختصر مرور کرده‌ایم. در کنار آن به برخی انواع خشونت که بسیار مغفول است اشاره‌ای داشته‌ایم. در نهایت هم چهار توصیه به زنان داریم تا به کمک آن بتوانند میزان رفتار‌های خشن درباره خود را کاهش دهند.

قربانیانی که صدایشان کمتر شنیده می‌شود

لایحه‌ای که لازم است هر زنی آن را بخواند

لایحه «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت» شهریور امسال یک قدم به تصویب و اجرایی شدن نزدیک‌تر شد، اما چرا باید این موضوع را اتفاقی خوب در نظر بگیریم؟

شهریور امسال، بالاخره لایحه «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت» از قوه قضاییه به دولت فرستاده شد. لایحه‌ای که اکنون می‌توانیم آن را جزو نهایی‌ترین ایده‌ها در زمینه حمایت از زنان در برابر خشونت در نظر بگیریم. هر چند این لایحه تا تبدیل به قانون شود، مسیر نسبتا طولانی در پیش دارد و ممکن است تا به مرحله اجرا برسد، لازم باشد دست کم تا سال ۹۹ صبر کنیم، اما هرچه هست این لایحه نکات مثبتی دارد که خوب است همه به آن نگاهی بیندازیم.

مصادیق خشونت علیه زنان در این لایحه

این لایحه از فصول مختلفی تشکیل شده است، از مسائل اجرایی آن تا تعریف جرایم در این زمینه و البته رسیدگی به این موارد. در این بخش، نگاهی به فصل چهارم این لایحه انداخته‌ایم تا بتوانیم دیدی بهتر از مصادیق خشونت علیه زنان داشته باشیم.

در این لایحه، جرایم علیه زنان در چهار بخش دیده شده است؛ جرایم علیه تمامیت جسمانی، جرایم علیه حیثیت معنوی و روانی، جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی و جرایم علیه حقوق و تکالیف خانواده. در هر کدام از این چهار دسته، نکات مثبتی وجود دارد که اطلاع از آن‌ها می‌تواند به زنان کمک کند تا آگاهی بیشتری از حقوق خود داشته باشند.

خشونتی آشنا برای همه

زمانی که بحث خشونت مطرح می‌شود، اولین چیزی که به خاطر بسیاری می‌آید، خشونت جسمی است. در این لایحه نیز خشونت جسمی علیه زنان تا حد زیادی تحت پوشش قرار داده شده است.

نکته جالب این‌که در نگاه تدوین‌کنندگان این لایحه، نه فقط نقص و از کار افتادگی دایمی یا موقت عضو یا سایر انواع آسیب‌های جسمانی بلکه حتی آسیب به زیبایی زنان، چه به صورت موقت و چه دایمی، قابل شکایت و پیگیری است.

در نظر داشته باشیم آسیب به زیبایی افراد، بیشتر اوقات عوارضی جدی بر سلامت روان آن‌ها دارد و این‌که تدوین‌کنندگان این لایحه به این موضوع توجه داشته‌اند، وجه مثبت دیگری از ماجراست.

قربانیانی که صدایشان کمتر شنیده می‌شود

آزار به کمک زبان

اما همان‌طور که بسیاری از ما می‌دانیم، خشونت تنها آسیب جسمی نیست. خشونت کلامی و خشونت روانی، دسته دیگری از انواع خشونت است که این روز‌ها روان‌شناسان توجه زیادی به آن دارند. خوشبختانه در این لایحه، این موضوع در مبحث جرایم علیه حیثیت معنوی و روانی تا حد خوبی دیده شده است.

نکته قابل توجه در این بخش این است که استفاده از روش‌های جدید ارتباطی مانند بستر اینترنت به منظور مزاحمت برای بانوان و ابراز خشونت کلامی به آن‌ها نیز دیده شده است. در این خصوص ارسال پیام‌های مستهجن برای زنان یا پیام‌های نامتعارف هم قابلیت پیگیری حقوقی توسط زنان را دارد.

از سویی تهدید زنان به قتل یا ضرر جسمی، عرضی یا مالی، تهدید به افشای سر و پخش بدون اجازه تصاویر زنان یا عکس‌ها و فیلم‌های خانوادگی و خصوصی، همه از جمله مواردی است که به عنوان جرم دیده شده است. البته هم اکنون نیز زنان امکان شکایت از افراد بابت پخش بدون اجازه عکس و فیلم را دارند.

نکته مثبت دیگر در این لایحه، اشاره به رفتار همسر در این بخش است. در تبصره ماده ۳۶ این بخش آمده است: «هرکس همسر خود را به طور مکرر تحقیر کند به یکی از مجازات‌های درجه هفت محکوم می‌گردد».

هر چند آوردن قید «به طور مکرر» در این بند می‌تواند بحث‌هایی را به دنبال داشته باشد، اما توجه به این نکته مهم که مردان حق هر برخوردی را با همسران خود ندارند، نکته مثبتی است که لازم است هم مردان و هم حتی خود زنان به آن توجه داشته باشند.

رفتار‌هایی آزاردهنده در اماکن عمومی

در مبحث سوم جرایم، این لایحه به موضوع جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی پرداخته است. تمرکز اصلی این بخش بر رابطه جنسی اجباری با زن، پیشنهاد رابطه یا درخواست رابطه است.

نکته مثبت این‌که اگر پیشنهاد یا درخواست رابطه در محیط کار به زن داده شود، حق زن برای پیگیری ماجرا دیده شده است، اما شاید یکی از فراگیرترین موارد در این بخش، ماده ۵۰ این مبحث باشد. آن‌جا که تدوین‌کنندگان لایحه آورده‌اند: «هرگاه در اماکن عمومی مردی عمداً بدن خود را به بدن زنی بزند یا به هر نحو باوی تماس ایجاد کند به شلاق درجه هشت محکوم می‌گردد.»

خشونت علیه زنان در خانه و محل کار

هر چند پیگیری خشونت جسمی و خشونت روانی از سوی اعضای خانواده، طبق موادی که پیش از این اشاره شده در این لایحه دیده شده است، اما جدای از آن، در مبحث چهارم این لایحه به موضوع جرایم علیه حقوق و تکالیف خانواده پرداخته شده است.

طبق مواد این مبحث «ازدواج و طلاق اجباری» زنان ممنوع است و کسی که مرتکب این موضوع شود (پدر، مادر یا هر فرد دیگری) به حبس یا جریمه نقدی محکوم خواهد شد. نکته دیگری که در این بخش آمده مربوط به زنان شاغل است.

این‌که در محیط‌های کاری، کارفرما حق تعیین تکلیف برای ازدواج یا بارداری زنان شاغل را ندارد و نمی‌تواند به واسطه مواردی، چون بچه‌دار شدن، زن را از حقوق قانونی خود در محیط کار محروم کند. البته واقعیت این است که بحث حمایت از زنان شاغل، موضوعی است که هنوز جای کار بسیاری دارد و اختصاص چند ماده به آن کفایت نمی‌کند.

کلام پایانی آن‌که هرچند انتقاد‌هایی به این لایحه وارد است، اما غالب متخصصان معتقدند تصویب و اجرایی شدن این لایحه می‌تواند قدم مثبت قابل توجهی برای تحقق حقوق زنان باشد و از بخشی از رفتار‌های خشن علیه زنان به خوبی پیشگیری کند.

قربانیانی که صدایشان کمتر شنیده می‌شود

خشونت‌های پنهان علیه زنان

هنوز هم در خصوص برخی از انواع خشونت‌ها علیه زنان، کمتر صحبت شده و زنان حمایت کمتری برای دفاع از حقوق خود در این زمینه دارند.

این روز‌ها متخصصان، خشونت علیه زنان را به صورت عمومی در چهار دسته تقسیم بندی می‌کنند؛ خشونت جسمانی، خشونت روانی و کلامی، خشونت جنسی و خشونت مالی. در لایحه‌ای که توسط قوه قضاییه تهیه شده است، خوشبختانه دو دسته اول خشونت، دیده شده و تا حدی به مصادیق آن اشاره شده است.

هر چند در بخش خشونت روانی، هنوز موضوع جای کار دارد. درباره خشونت جنسی نیز به صورت خاص، این لایحه خشونت جنسی علیه زنان توسط افراد غریبه را تا حدی تحت پوشش قرار داده، اما در خصوص خشونت جنسی توسط اعضای خانواده سکوت کرده و البته دسته آخر، یعنی خشونت مالی، بخشی است که به میزان زیادی در این لایحه مغفول مانده است.

منظور از خشونت مالی چیست؟

ساده‌ترین تعریف خشونت مالی را می‌توان این طور در نظر گرفت: این‌که فردی به واسطه توان مالی و جایگاهی که دارد، امکان دسترسی زن به منابع مالی را محدود کند و از پول به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر او کمک بگیرد. البته این منابع مالی، گاهی منابع مشترک خانواده است و گاهی پول و دارایی خود زن.

چند مثال زیر می‌تواند منظور از خشونت مالی را روشن‌تر کند: پدری که به دختر نوجوان یا جوانش اجازه خرج کردن بدون دخالت مستقیم خودش را ولو به میزان اندکی نمی‌دهد، همسری که ارث رسیده به زنش را تصاحب کرده و اجازه نمی‌دهد او برای آن تصمیم بگیرد.

زن شاغلی که ناچار است هر ماه تمام درآمد خود را به حساب همسرش واریز و طی ماه تنها با اجازه و تایید همسر خرج کند، زنی که برای درمان بیماری نیاز به پول دارد، اما همسر یا پدرش با وجود توان مالی در این زمینه تعلل می‌کند و …. استفاده از ابزار توان مالی برای تحت فشار گذاشتن زنان، یکی از روش‌های قدیمی برای اعمال نظر و وادار کردن زنان برای همراهی است.

شاید اگر زنان آگاهی بیشتری از حقوق خود در این زمینه داشتند و البته قانون نیز حمایت صریح‌تری از زنان در این خصوص می‌کرد، زنان کمتری قربانی این سبک خشونت می‌شدند.

به خشونت نه بگویید!

به عنوان یک خانم می‌توانید با توجه به این ۴ نکته، خشونت علیه خودتان را به کمترین میزان ممکن برسانید
خشونت علیه زنان، به هر شکلی که باشد و با هر توجیهی که همراه شود، محکوم است، اما واقعیت این است که محکوم کردن این رفتار‌های ناپسند در بسیاری از مواقع نمی‌تواند مانع تکرار آن شود. به راستی اگر قرار به توقف این رفتار‌ها از سوی زنان باشد، آن‌ها باید به چه نکاتی توجه داشته باشند؟

قربانیانی که صدایشان کمتر شنیده می‌شود

درباره حقوق خود اطلاعات کسب کنید

تا چند دهه قبل این‌که پدری برای ازدواج دخترش تصمیم بگیرد و حتی به عنوان ازدواج ناشی از خون‌بس او را به خانواده دیگری بدهد، امری شایع بود. اما حالا آرام آرام این موضوع در حال جا افتادن است که ازدواج یا طلاق اجباری، ممنوع است و خود دختر باید برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد. اگر شما به عنوان یک زن تا به حال روی موضوع حقوق خود دقیق نشده‌اید، پیشنهاد اولیه ما مطالعه این پرونده و در کنار آن لایحه پیشنهادی قوه قضاییه در این زمینه است.

روی مهارت‌های ارتباطی خود کار کنید

این مشکل بسیاری از زنان است که با وجود آگاهی از حقوق خود، توان ایستادگی در برابر خشونت را ندارند. در این بین بسیاری جرئت مخالفت هم ندارند و می‌ترسند در صورت مخالفت، آسیب بیشتری ببینند یا این که در عین حال که قربانی ماجرا هستند، باز هم محکوم شوند. هر چند برای حل مشکلاتی، چون محکوم شدن قربانی یا پیشگیری از برخورد‌های نادرست دیگران، نیاز به فرهنگ سازی گسترده داریم، اما یادتان باشد در بسیاری از مواقع، آشنایی با مهارت بیان جرئت‌مندانه می‌تواند به شما کمک کند تا از حقوق خود به شکل کارآمدتری دفاع کنید.

خود را توانمند سازید

بسیاری از زنان قربانی خشونت، ناچار از ماندن در روابط آسیب‌زای خود هستند. این واقعیت تلخی است که پیدا کردن راه چاره برای آن نیز چندان آسان نیست. زنی که ناچار به تحمل شوهر بددهن و غیر قابل اصلاح خود است، چون امکان جدا شدن ندارد، زنی که بدرفتاری کارفرما را تحمل می‌کند، چون نیاز به آن شغل دارد و ….

در شرایطی از این دست، کسب مهارت برای درآمدزایی، گسترش دایره روابط اجتماعی، تقویت مهارت‌های اجتماعی و … می‌تواند به زنان کمک کند تا گزینه‌های جدیدی برای خود تعریف و امکان بیرون آمدن از روابط پرآسیب را در زمانی کوتاه‌تر فراهم کنند.

سکوت نکنید

شکایت از دیگران بابت رفتار‌های آزاردهنده، یکی دیگر از موضوعاتی است که به صورت معمول با اکراه زیادی از سوی زنان صورت می‌گیرد. آن‌ها می‌ترسند نتوانند شکایت خود را اثبات کنند، متحمل بدرفتاری مضاعف شوند و تنها هزینه زیادی روی دست‌شان بماند و شکایت، آورده‌ای برایشان نداشته باشد.

اگر شما هم چنین دغدغه‌هایی دارید، شاید بهتر باشد از موارد کم‌هزینه‌تر آغاز کنید. به عنوان مثال اگر در فضای شبکه‌های اجتماعی به شما توهین شده، موضوع را در همان شبکه اجتماعی گزارش دهید. اگر در فضایی مانند مترو یا اتوبوس هدف بدرفتاری قرار گرفته‌اید، به مسئول بخش مراجعه کنید و رفتار فرد خاطی را گزارش دهید

اگر در محیط کار قربانی بدرفتاری یکی از همکاران شده‌اید، برای مدیر خود نامه بنویسید و وضعیت را شرح دهید. اگر در خانه قربانی خشونت همسر خود هستید با شماره اورژانس اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید و از آن‌ها کمک بخواهید. این رفتار‌ها هیچ‌کدام به منزله شکایت حقوقی نیست، اما تمرین خوبی برای دفاع از حقوق شماست و به شما کمک می‌کند تا در زمان لازم بتوانید اقدام قانونی موردنیاز را به عنوان یک گزینه در نظر داشته باشید.