حل مشکلات زناشویی با این ۱۰ قانون


وب‌سایت مردمان – ترجمه زینب آرمند: این نکات که براساس مطالعات و تحقیقات متعدد ارائه شده‌اند کمک می‌کنند بحث‌ها و گفتگو‌های سازنده‌تری داشته باشید.

هر فردی که روابط عاشقانه را تجربه کرده باشد می‌داند که اختلاف‌نظر و دعوا غیرقابل‌اجتناب است. وقتی دو نفر مدت‌زمان زیادی را کنار هم سپری می‌کنند و زندگی‌هایشان در هم گره می‌خورد، ممکن است هرازگاهی به اختلاف بخورند. این اختلاف‌نظر‌ها ممکن است بزرگ یا پیش‌پاافتاده باشد، از شام چی بخوریم گرفته تا اینکه آیا تربیت فرزندان براساس آموزه‌های دینی باشد یا نه.

این حقیقت که در رابطه‌تان اختلاف‌نظر وجود دارد نشانه‌ی این نیست که مشکل جدی‌ای رابطه‌تان را تهدید می‌کند. درواقع، این اختلاف‌نظر‌ها اگر به‌درستی مدیریت شوند می‌توانند حتی باعث رشد رابطه‌تان شوند.

اگر هیچوقت با هم دعوا نکنید یا درمورد مشکلی با هم حرف نزنید، هیچوقت موفق به حل مشکلاتتان نخواهید شد. اگر به‌طور سازنده‌ای با مشکلاتتان برخورد کنید، درک بهتری درمورد همسرتان پیدا می‌کنید و به راه‌حلی دست پیدا خواهید کرد که به نفع هر دوی شما باشد. از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مشکلی تشدید شده و موجب بروز خصومت شود. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند راه‌حل‌های سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید.

حل مشکلات زناشویی با این ۱۰ قانون

۱. رُک باشید

بعضی وقت‌ها آدم‌ها نمی‌تواند صاف و پوست‌کنده بگویند که چه‌چیزی اذیتشان می‌کند و درعوض از روش‌های غیرمستقیم برای بیان ناراحتی‌شان استفاده می‌کنند. یک طرف ممکن است طوری با دیگری صحبت کند که یک دشمنی زیر‌پوستی از آن احساس شود. یا اینکه با تند و تند عوض کردن موضوعات مختلف نخواهید درمورد مشکل اصلی درست حرف بزنید.

این روش‌های غیرمستقیم برای ابراز عصبانیت به‌هیچ‌عنوان سازنده نیستند، چون طرف‌مقابل به درستی نمی‌فهمد که مشکل اصلی کجاست و چطور باید واکنش دهد. البته متوجه می‌شود که همسرش ناراحت است، ولی این فقدان صراحت باعث می‌شود مشکل بدون راه‌حل بماند.

۲. بدون سرزنش کردن همسرتان، درمورد احساستان حرف بزنید

جملاتی که به صورت مستقیم شخصیت طرفتان را زیر‌سوال می‌برد برای رابطه بسیار مضر است. اگر مردی که از حسادت همسرش کلافه شده است بگوید «واقعاً آدم غیرمنطقی‌ای هستی» باعث می‌شود که همسرش وارد حالت دفاعی شود و بحث را به بیراهه بکشد.

یک استراتژی بسیار سازنده استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می‌شود و ترکیب کردن آن‌ها با «توصیف رفتار». این جملات روی احساس شما تمرکز دارد، بدون اینکه همسرتان را در جایگاه متهم بنشاند و توصیف رفتار هم روی رفتار خاصی که از همسرتان سر زده است تمرکز دارد نه یک نقص شخصیتی.

به‌عنوان مثال، این مرد در چنین شرایطی می‌تواند بگوید، «من از اینکه مدام طی مکالمه‌های خیلی عادیم با زن‌های دیگه بهم میگی دارم باهاشون لاس می‌زنم ناراحت میشم.» این تاکتیک‌ها بسیار صریح و مستقیم هستند، ولی شخصیت طرف‌مقابلتان را زیر سوال نمی‌برند.

حل مشکلات زناشویی با این ۱۰ قانون

۳. هیچوقت نگویید «هیچوقت» (یا» همیشه»)

وقتی درمورد یک مشکل صحبت می‌کنید باید سعی کنید از کل‌گویی درمورد همسرتان اجتناب کنید. جملاتی مثل، «تو هیچوقت تو کار‌های خونه به من کمک نمی‌کنی» یا «تو همیشه فقط مشغول گوشیت هستی» باعث خواهد شد که همسرتان حالت دفاعی پیدا کند. این استراتژی باعث می‌شود همسرتان هم سعی کند شکایت‌های مشابه از شما بکند و بحثتان را به هیچ‌جا نخواهند رساند. تاکید می‌کنیم به هیچ‌عنوان نباید کاری کنید که همسرتان وارد حالت دفاعی شود.

۴. موضوع بحث را انتخاب کنید

اگر می‌خواهید بحثی سازنده داشته باشید، باید هر بار روی یک موضوع مشخص بحث کنید. زوج‌های ناراضی معمولاً در طول بحث‌ها موضوعات مختلفی را وسط می‌کشند. وقتی می‌خواهید مشکلات شخصی‌تان را حل کنید، هیچوقت از این استراتژی استفاده نمی‌کنید.

تصور کنید می‌خواستید درمورد اینکه باید فعالیت ورزشی بیشتری وارد برنامه‌ی روزانه‌تان کنید فکر کنید. مطمئناً تصمیم نمی‌گیرید که در چنین زمانی به اینکه چطور می‌توانید پول بیشتری برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنید، کمدتان را چطور مرتب کنید، یا اینکه با یک موقعیت بد در محل‌کار چطور برخورد کنید هم فکر کنید.

مطمئناً تصمیمتان این خواهد بود که به هر کدام از این مشکلات یکی‌یکی فکر کنید. این کملاً واضح است، ولی دعوای بین‌تان داغ می‌شود به‌راحتی ممکن است دو طرف از یک موضوع به موضوع دیگر بپرند و شکایت‌های مختلف را وسط بکشند. باید بدانید که هر چه شکایت‌های بیشتری را وسط بکشید، احتمال اینکه بتوانید به راهکاری برای این مشکلات برسید، کمتر می‌شود.

۵. واقعاً به حرف‌های همسرتان گوش دهید

خیلی ناراحت‌کننده است که احساس کنید همسرتان به حرف‌های شما توجهی ندارد. وقتی وسط حرف همسرتان می‌پرید یا تصور می‌کنید که می‌دانید به چه فکر می‌کند، شانس این را که بتواند حرف‌های دلش را به زبان بیاورد از او می‌گیرید. حتی اگر مطمئن باشید که می‌دانید همسرتان چه می‌خواهد بگوید، باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید

می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال به همسرتان نشان دهید که به حرف‌هایش توجه دارید. وقتی همسرتان مشغول حرف زدن است، حرف‌هایش را با استفاده از کلماتی دیگر تکرار کنید. این کار جلوی بروز سوء‌تفاهم را هم می‌گیرد. یا سوال بپرسید. مثلاً بگویید، «تو از اینکه من اون حرف رو زدم ناراحتی، آره؟» این استراتژی‌ها هم از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند و هم به همسرتان نشان می‌دهد به او توجه دارید و برای حرف‌هایش ارزش قائل هستید.

حل مشکلات زناشویی با این ۱۰ قانون

۶. اتوماتیک‌وار به شکایت‌های همسرتان اعتراض نکنید

وقتی از شما انتقاد می‌کنند خیلی سخت است که حالت دفاعی به خودتان نگیرید. ولی این رویکرد دردی را دوا نمی‌کند. زوجی را تصور کنید که به‌خاطر اینکه زن می‌خواهد مرد بیشتر در کار‌های خانه کمکش کند دارند با هم دعوا می‌کنند. وقتی زن از مرد می‌خواهد که بعد از خوردن صبحانه، میز را مرتب کند، مرد پاسخ می‌دهد، «آره می‌دونم خیلی خوبه این کار را بکنم، ولی من صبح‌ها وقت برای اینکار ندارم!» وقتی زن از او می‌خواهد آخرهفته کمی برای کمک کردن به او وقت کنار بگذارد، مرد می‌گوید، «آره خیلی خوبه اگه برسم، ولی ما معمولاً آخرهفته‌ها برنامه داریم و منم کلی کار دارم که انجام بدم، نمیشه.» این رفتار نشان می‌دهد که نظرات زن برای مرد اهمیتی ندارد.

یک رفتار مخرب دیگر شکایت متقابل است که وقتی طرفتان شکایتی از شما می‌کند شما با یک شکایت جواب او را بدهید. مثلاً وقتی زن می‌گوید «به اندازه‌ی کافی تو کار‌های خونه کمکم نمی‌کنی» مرد جواب دهد، «تو خیلی وسواسی‌ای». خیلی مهم است که درست به حرف طرفتان گوش دهید و واقعاً آن را مدنظر قرار دهید.

۷. رویکردتان را تغییر دهید

علاوه بر گوش دادن به حرف‌های همسرتان، باید دیدگاه او را مدنظر قرار دهید و سعی کنید بفهمید این دیدگاه از کجا ناشی می‌شود. آن‌هایی که می‌توانند از دیدگاه طرفشان به مسئله نگاه کنند معمولاً کمتر طی مشاجرات عصبانی می‌شوند.

تحقیق دیگری نشان داده است که داشتن یک رویکرد واقع‌گرایانه و بی‌طرف هم می‌تواند مفید باشد. در یک تحقیق محققان از زوج‌های مختلف خواستند که به یکی از دعواهایشان از دید یک سوم‌شخصِ بی‌طرف نگاه کنند که می‌خواهد به راه‌حلی مفید برای هر دوی آن‌ها برسد و آن را توصیف کنند. زوج‌هایی که سه مرتبه در سال در این امتحان نوشتاری بیست دقیقه‌ای شرکت می‌کردند، در طول سال رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند.

حل مشکلات زناشویی با این ۱۰ قانون

۸. همسرتان را تحقیر نکنید

ازمیان تمام حرف‌های منفی‌ای که می‌توانید در یک دعوا به زبان آورید، بدترین آن حرف‌های تحقیرآمیز است. گاتمن دریافته است که تحقیر کردن اولین نشانه‌ی طلاق است. حرف‌های اهانت‌آمیز و تحقیرکننده حرف‌هایی هستند که همسرتان را کوچک می‌کنند. طعنه زدن و برچسب زدن هم جزو آن محسوب می‌شود. همچنین شامل رفتار‌های غیرکلامی مثل پوزخند زدن هم می‌شود. چنین رفتار‌هایی به‌شدت غیرمحترمانه است و به طرفتان نشان می‌دهد که از او متنفرید.

تصور کنید که یکی از طرفین می‌گوید «کاش منو بیشتر بیرون می‌بردی» و طرف‌مقابل جواب می‌دهد «آره راست میگی حتماً باید بریم پولمون رو برای یه تکه غذا تو رستوران بریزیم دور تا معلوم بشه که بیرون می‌ریم» یا مثلاً وقتی یک‌طرف از خستگی روزش می‌گوید طرف مقابل جواب دهد، «آررره درک می‌کنم از صبح پا رو پا انداختن و زیر باد کولر تلفن حرف زدن خیلی خسته‌کننده‌س.

من از صبح دارم جون می‌کنم و تو فقط رو کاناپه افتادی و عین بچه‌های پونزده ساله زُل زدی تو گوشیت.» چنین حرف‌های تحقیرآمیزی فضایی برای شروع یک بحث واقعی ایجاد نمی‌کند و مثل این می‌ماند که بخواهید عصبانیتتان را سر طرفتان خالی کنید، به جای اینکه سعی کنید مشکل را حل کنید.

۹. خودتان را با منفی‌گرایی پُر نکنید

سخت است که رفتار بد همسرتان را با رفتار بد پاسخ ندهید. ولی این کار فقط مشکلتان را حادتر می‌کند. گاتمن می‌گوید وقتی زوج‌ها درگیر اثرگذاری منفی متقابل می‌شوند، همدیگر را بیشتر و بیشتر اذیت می‌کنند و اختلاف همینطور ادامه پیدا می‌کند و منفی‌گرایی در هر دو نفر تشدید می‌شود. ولی از کجا باید بدانید که چقدر منفی‌گرایی خطرناک است؟

گاتمن عدد جادویی نسبت ۵ تا ۱ را پیدا کرده است: احتمال طلاق و جدایی زوج‌هایی که نسبت پنج رفتار مثبت (مثلاً تلاش برای داشتن حس شوخ‌طبعی، صمیمیت، همکاری) به‌ازای هر یک رفتار منفی را داشته‌اند، بسیار کمتر بوده است.

۱۰. بدانید کِی وقت توقف است

اگر می‌بینید دچار منفی‌گرایی شده‌اید و نه شما و نه همسرتان هیچکدام از نکات بالا را در بحث کردن رعایت نمی‌کنید، در بحث و دعوایتان وقفه بیندازید. حتی یک وقفه‌ی کوتاه که طی آن بتوانید چند نفس عمیق بکشید می‌تواند برای آرام کردنتان کافی باشد.

تحقیقات نشان می‌دهد که هم انتخاب رویکرد و هم کنترل عصبانیت در مدیریت اختلافات موثر است. به زبان آوردن شکایت‌ها و مشکلات می‌تواند برای رابطه‌تان سازنده باشد، ولی اختلافات باید با مهارت مدیریت شوند، زیرا درغیراینصورت همه چیز بین‌تان بدتر خواهد شد.

اهمیت روابط زناشویی در دوران سالمندی


روزنامه جام‌جم – پونه شیرازی: امروزه با توجه به پیشرفت‌های پزشکی، نرخ امید به زندگی افزایش یافته است و افراد طول عمر بیشتر و سطح سلامت بالاتری دارند. بنابراین، زوج‌های سالمند فرصت بیشتری برای زندگی مشترک دارند، اما در اغلب موارد توجه کمی به روابط زناشویی و عاطفی خود می‌کنند. شاید براساس برخی باورها، بهادادن به چنین نیازی در سنین سالمندی امر متعارفی تلقی نشود، اما چنین نگاهی را نمی‌توان نافی نیاز طبیعی به روابط زناشویی در این مقطع از زندگی دانست.

اهمیت روابط زناشویی در دوران سالمندی

چنان که بهره‌مندی از روابط محبت‌آمیز در قالب ارتباط زناشویی فقط مختص زوج‌های جوان نیست و سالمندان نیز می‌توانند از این جنبه مثبت زندگی مشترک، البته با در نظرگرفتن شرایط خاص این سنین بهره‌مند شوند. برای این‌که ببینیم شعله عشق در روابط زوج‌های سالمند با چه الزامات و اگر و اما‌هایی می‌تواند پابرجا بماند.

مسلماً افزایش سن، تغییراتی در عملکرد افراد ایجاد می‌کند، ولی نه به این معنا که روابط زناشویی باید به فراموشی سپرده شود. تغییراتی در بدن با بالاتر رفتن سن ایجاد می‌شود که برخی از این تغییرات در کنار بیماری‌های احتمالی می‌توانند فعالیت‌های جنسی را تحت تأثیر قرار دهد. به‌عنوان مثال، مشکلات مفاصل، سکته‌های قلبی، دیابت، پارکینسون، عمل‌های جراحی و عوارض ناخواسته دارویی می‌تواند عملکرد جنسی و رابطه زناشویی را مختل کند.

سالمندانی که روحیه ندارند

نباید از تأثیر مسائل روانی بر زندگی زناشویی سالمندان غافل شد. وجود بیماری‌های جسمی، ممکن است روحیه فرد را نیز تحت تأثیر قرار دهد و فرد سالمند را از نظر عاطفی و روانی دچار مشکل کند که خود می‌تواند عاملی برای کاهش صمیمیت بین زوجین باشد. حتی در مواردی که یکی از زوجین سالم است، وجود استرس‌های زیاد و خستگی ناشی از مراقبت از همسر می‌تواند رغبت به رابطه زناشویی را کاهش دهد.

راهی برای افزایش کیفیت زندگی سالم

اهمیت روابط زناشویی در دوران سالمندی

بی‌شک، رابطه زناشویی از عوامل مؤثر در افزایش کیفیت زندگی سالم است. تحقیقات متعدد نشان داده‌اند وجود رابطه عاطفی و زناشویی لذت‌بخش در دوران سالمندی، کیفیت زندگی را در این دوران بالاتر می‌برد. اما متأسفانه باور‌های نادرستی درباره روابط زناشویی سالمندان در جامعه وجود دارد که باعث می‌شود اغلب افراد نیاز و رابطه زناشویی در دوران سالمندی را مذموم و ناپسند تلقی و حتی انکارش کنند.

روابط زناشویی سالم در دوران یائسگی

کاهش هورمون‌های جنسی به‌خصوص در زنان – که یائسگی متفاوتی از یائسگی مردان دارند – گاهی باعث می‌شود این تصور ایجاد شود که با پایان یافتن دوره باروری، زنان در عملکرد جنسی خود نیز دچار ناتوانی می‌شوند که این باور کاملا نادرست است. رسیدن به سنین یائسگی و پس از آن، به معنی پایان یافتن میل، توان جنسی و زناشویی در زنان نیست.

افزایش امید به زندگی

اهمیت روابط زناشویی در دوران سالمندی

سالمندی از فصل‌های زیبای زندگی است و اگر زوج‌های سالمند ارتباطات خوب و آرامش‌بخش با همسرشان داشته باشند، می‌توانند از جذابیت‌های این دوران زندگی لذت بیشتری ببرند. بازنشستگی و خالی‌شدن منزل از حضور فرزندان نیز می‌تواند به‌عنوان یک عامل مثبت دیده شود، زیرا همسران پس از چند دهه وقت‌گذاشتن برای تربیت و بزرگ‌کردن فرزندان، در ایام سالمندی فراغتی پیدا می‌کنند تا وقت بیشتری را به یکدیگر اختصاص دهند. سالمندی می‌تواند دورانی باشد که زوج‌ها از ارتباط عاطفی با یکدیگر همچون روز‌های نخست آشنایی در ایام جوانی لذت ببرند.

برای بالابردن میل به زندگی و بهبود کیفیت زندگی در دوران سالمندی، افزون بر توجه به سلامت عمومی، تغذیه مناسب، برنامه‌های تفریحی و ورزش‌های متناسب با سن، توجه به بهبود رابطه زناشویی سالمندان نیز ضروری است. در این زمینه بهره‌گرفتن از مشورت یک مشاور باتجربه می‌تواند راهگشای آن‌ها در بهبود روابط زناشویی باشد.

«ازدواج درمانی» می‌تواند مشکلات زناشویی را درمان کند؟


ایرنا زندگی: در شرایطی که طرفین در یک ازدواج، مسائلشان به قدری پیچیده شده است که دیگر خودشان نمی‌توانند از پس آن برآیند، «ازدواج‌درمانی»، برای حل مسائل موجود در رابطه بهترین راه است. به طرفین در این شرایط راه‌های ارتباط موثر برای آینده‌ای بهتر را آموزش می‌دهند.

روابط انسانی بسیار پیچیده و چند وجهی هستند. در حالی که برخی از مسائل نه چندان جدی توسط یک زوج که مایل به همکاری هستند حل می‌شود، بسیاری از موقعیت‌های دشوارتر به این راحتی نیستند که رفع شوند. در چنین شرایطی یک ابزار ارزشمند برای بیرون کشیدن زوج از مخمصه مشکلات، ازدواج‌درمانی است.

«ازدواج درمانی» می‌تواند مشکلات رابطه را ترمیم کند؟

ازدواج درمانی چیست؟

ازدواج درمانی/تراپی در شرایطی که زندگی مشترک به مشکلات جدی برخورده است پیشنهاد می‌شود. درمانگر به فهمیدن آنچه واقعا برای طرفین اتفاق افتاده است کمک می‌کند و مهارت‌های ارتباطی را به افراد یاد می‌دهد و همچنین در ازدواج درمانی ابزار‌های بسیار موثر برای کمک به افراد در نظر گرفته می‌شود.

یک متخصص ازدواج درمانی به طرفین کمک می‌کند که:

۱. آنچه تبدیل به مشکل شده است را پردازش کند.

۲. به توسعه مهارت‌های موثر ارتباطی کمک کند.

۳. به طرفین کمک می‌کند مسائل پنهان را ببینند.

۴. رویکرد‌های موثر برای ایجاد تغییر را ارائه می‌کنند.

۵. با حفظ ارتباط با طرفین، به عنوان یک منبع ارزشمند برای زوج در بحران هستند.

به عنوان مثال یک زوج معتقد بودند که یکی از پسرانشان مشکل اصلی آن‌ها است. درمانگر برای آن‌ها توضیح می‌دهد که در شرایطی که زیرساخت‌های قدرت و وحدت در خانواده محکم نباشد، بدرفتاری کودکان اتفاق عجیبی نیست؛ بنابراین طرفین، تمرکز خود را از روی کودکشان برداشتند و روابط خودشان را مورد دقت قرار دادند و به نتایج بهتری رسیدند.

چگونه می‌توان فهمید که آیا می‌توانید از ازدواج درمانی بهره ببرید؟

«ازدواج درمانی» می‌تواند مشکلات رابطه را ترمیم کند؟

اگر طرفین یک رابطه در مدت زمان طولانی با یک مسئله دست‌وپنجه نرم کرده‌اند و به هیچ وجه به وضوح بیشتری در حل آن نزدیک نشده‌اند، می‌توانند به این روش فکر کنند. یک شخص سوم آموزش‌دیده و بی‌طرف، می‌تواند در احیای روابط موثر باشد.

اگر مردم در تحلیل اینکه واقعا در روابطشان چه اتفاقی می‌افتد ضعف دارند. آن‌ها ممکن است لایه سطحی آشکار را ببینند و مسائل پنهان را درک نکنند. یک درمانگر در حل مسائل پنهان ازدواج کمک می‌کند و یک زوج را در مسیر درست هدایت می‌کند.

وقتی شروع به درمان کردید باید چه کنید؟

فرض کنیم طرفین یک رابطه با ازدواج درمانی موافق هستند و شرایط برای آن‌ها به گونه‌ای است که فقط یک حرفه‌ای آموزش‌دیده می‌تواند به آن‌ها کمک کند. برای یک درمان هوشمندانه مهم است که:

۱. اهداف را تنظیم کنید: مانند یک سفر که در گوگل مپ، مبدا و مقصد را مشخص می‌کنید. مشکل موجود شما، آنجایی است که هستید و کاری که می‌خواهید بکنید، جایی است که می‌خواهید بروید.

۲. اولویت‌ها را تعیین کنید: آنچه برای یک شریک مهم است، الزاماً برای دیگری ارزشمند نیست؛ بنابراین اولویت‌های طرفین شنیده می‌شود و سازشی صورت می‌گیرد. دانستن اینکه اهداف و اولویت‌ها در یک رابطه چیست، مانند داشتن نقشه راه است.

«ازدواج درمانی» می‌تواند مشکلات رابطه را ترمیم کند؟

اما اگر یک مسئله غیرقابل جبران باشد چه می‌شود؟

در بعضی موارد نادر، ازدواج درمانی نمی‌تواند یک رابطه را احیا کند. به قول معروف برای برخی از شرایط، دیر شده است و ازدواج درمانی نمی‌تواند معجزه کند. اما حتی در چنین شرایطی هم ازدواج درمانی یک ضرورت است، مخصوصاً در شرایطی که فرزند یا فرزندانی درگیر هستند. در شرایطی که رابطه شما با مشکلاتی روبرو است، تا زمان زیادی نگذشته است، به دانش محدود شخصی خود اعتماد نکنید و این راه را امتحان کنید.

منبع: lifehack

زندگی زناشویی؛ یکی درون‌گرا و دیگری برون‌گرا


برترین‌ها: اگر درونگرایی هستید که با یک برونگرا زندگی می‌کنید یا برعکس، باید بدانید که همزیستی شما دو نفر که دو ویژگی شخصیتی متفاوت دارید می‌تواند رابطه‌تان را تحت تاثیر قرار دهد. فرد درونگرا شاید دیگر نتواند هر زمانی که دلش خواست و نیاز داشت به اتاق خودش پناه ببرد تا شارژ و سرحال شود، و فرد برونگرا نیز احتمالا دیگر نمی‌تواند یک دفعه دلش بخواهد و تصمیم بگیرید دوستانش را به خانه دعوت کند.

زندگی زناشویی؛ یکی درونگرا و دیگری برونگرا

اما این‌ها دلیل نمی‌شوند که یک زوج درونگرا- برونگرا نتوانند با هم زندگی کنند و رابطه‌ای رضایتبخش داشته باشند. به هر حال، زندگی کردن زیر یک سقف با هر کسی که باشد نیاز به ارتباط سالم، احترام متقابل و سازش و مدارا دارد. شاید به سادگی فراموش کنید کسی که با او زندگی می‌کنید نیاز‌هایی دارد که ممکن است با نیاز‌های شما خیلی متفاوت باشد. در این مطلب نکات و توصیه‌هایی به شما ارائه می‌دهیم که به عنوان یک زوج درونگرا – برونگرا، زندگی بهتر و شادتری در کنار هم داشته باشید.

اگر شما برونگرا هستید و همسرتان درونگرا

به ساعت‌های تنهایی همسر درونگرایتان احترام بگذارید

برای اوقات تنهایی همسر درونگرای‌تان احترام قائل باید. اگر همسر درونگرای شما مشغول انجام کاری است، مثلا در تختخواب کتاب می‌خواند یا پشت میز کارش مشغول است، قبل از اینکه هیجان زده شروع به صحبت با او کنید، از او بپرسید آیا زمان مناسبی برای گفتگو است. شاید او هم به اندازه‌ی شما برای شنیدن حرف‌های‌تان مشتاق باشد، اما توجه و ملاحظه‌ی شما نسبت به اوقات تنهایی‌اش را تحسین می‌کند و قدردان شما خواهد بود.

نسبت به فعالیت‌های اجتماعی‌تان با ملاحظه‌تر باشید

یادتان باشد که به شما به عنوان یک برونگرا بیشتر از همسر درونگرای‌تان نیاز به محرک‌های بیرونی دارید و این ایرادی ندارد. اما انتظار نداشته باشید همسر درونگرای‌تان به اندازه‌ی شما نسبت به دورهمی‌های بدون برنامه‌ی قبلی و یا ملاقات‌های ناگهانی مشتاق و هیجان زده باشد. البته درونگرا‌ها هم دوست دارند با دیگران معاشرت کنند، اما استراتژی خاص خودشان را در تعاملات با دیگران دارند. آن‌ها هر چه زمان بیشتری برای برنامه ریزی داشته باشند، بهتر است. اگر ناگهانی و بدون برنامه پیشنهاد کردید به دیدن خانواده‌تان بروید و او رد کرد، متعجب یا دلخور نشوید.

اصرار نداشته باشید تمام سرگرمی‌های‌تان دو نفره باشد

به دنبال سرگرمی‌هایی خارج از رابطه‌تان باشید. این نکته هم برای درونگراهاست و هم برای برونگراها، اما برای یک برونگرا خیلی مهم‌تر است که برای سرگرمی‌ها و گپ زدن‌ها، چندان متکی به همسر درونگرایش نباشد. برای خودتان یک سرگرمی پیدا کنید که به شما انرژی می‌دهد و نیازی به همراهی همسرتان ندارد. مثلا می‌توانید هر هفته یا هر ماه، یک دورهمی با همکاران یا دوستان خود برپا کنید. یادتان نرود که به همسر درونگرای‌تان نیز باید اجازه بدهید زمانی را فقط به خودش و علاقه مندی‌هایش اختصاص بدهد.

وقتی همسرتان به تنهایی نیاز دارد، به خودتان نگیرید

زندگی زناشویی؛ یکی درونگرا و دیگری برونگرا

نیاز‌های همسرتان را به خودتان نگیرید. وقتی همسر درونگرای‌تان نیاز به تنهایی دارد به این معنی نیست که با شما مشکلی پیدا کرده یا نمی‌خواهد شما را ببیند. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به حرفش گوش دهید و نیازش را درک کنید. لطفا سعی کنید در این مواقع از زاویه دید او نگاه کنید.

نیاز‌های خودتان را ابراز کنید

بله، درونگرا‌ها به زمان بیشتری برای تنها بودن نیاز دارند تا شارژ شوند، اما این نباید بهانه‌ای برای همسر درونگرای‌تان باشد که فقط طبق برنامه و نیاز خودش پیش برود. همسر شما نیز باید به نیاز‌ها و خواسته‌های شما احترام بگذارد. اگر مثلا به یک مهمانی دعوت شده‌اید که خیلی برای‌تان مهم است، حتما به همسرتان بگویید چقدر دوست دارید با هم به این مهمانی بروید و بودن او در کنار شما چقدر خوشحال‌تان می‌کند. سازش و مدارا باید دو جانبه باشد!

اگر شما درونگرا هستید و همسرتان برونگرا

نیاز‌های خودتان را ابراز کنید

مهم‌ترین مسئله برای یک درونگرا که با همسری برونگرا زندگی می‌کند این است که یاد بگیرد چگونه نیازش به تنهایی را ابراز کند و نشان بدهد. تصور نکنید اگر نیاز دارید تنها باشید، همسرتان را آزرده می‌کنید، اما انتظار هم نداشته باشید همسر برونگرای شما فورا نیازتان را بفهمد و یا بدتر، ذهن‌تان را بخواند. شما باید نیازتان را به وضوح بیان کرده و به همسر برونگرای‌تان کمک کنید درک کند اوقات تنهایی چقدر برای‌تان مهم و لازمند. با این کار دلخوری‌های کوچک روی هم تلنبار نمی‌شوند و ناگهان آتشی از خشم به پا نمی‌کنند.

فضایی مختص به خودتان داشته باشید

هر کسی نیاز به فضایی شخصی دارد، اما یک درونگرا بیشتر به این فضا نیاز دارد. شاید فضای شخصی شما همان اتاق خواب‌تان باشد یا اتاق کارتان، به هر حال جایی را در خانه برای اوقات تنهایی‌تان اختصاص دهید تا زمان‌هایی که به تنها بودن نیاز دارید، آشفته و حیران نشوید.

انرژی‌تان را هوشمندانه مدیریت کنید

زندگی زناشویی؛ یکی درونگرا و دیگری برونگرا

انرژی‌تان را صرف هر کاری نکنید، اما بد نیست گاهی هم «بله» بگویید! یکی از جنبه‌های زیبای درونگرا بودن و با یک برونگرا زندگی کردن این است که فرد برونگرا می‌تواند درونگرا را تشویق به تجربه‌ی چیز‌های جدیدی کند که معمولا خود فرد درونگرا انتخاب‌شان نمی‌کند و سراغ‌شان نمی‌رود. بیرون زدن از محدوده‌ی امن و آرام، هیجان انگیز است و «بله» گفتن به پیشنهاد‌های همسر برونگرای‌تان می‌تواند خاطرات جذاب و بسیار خوبی برای هر دوی‌تان ثبت کند. پس تلاش کنید ذهن و فکر بازتر و پذیراتری داشته باشید و به همسرتان اعتماد کنید.

ظرفیت‌های خودتان را بشناسید و آن‌ها را به همسرتان بگویید

خیلی از درونگرا‌ها می‌دانند که مثلا در یک مهمانی بعد از مدت زمان مشخصی خسته می‌شوند و انرژی ذهنی‌شان شروع به تخلیه شدن می‌کند. به همسرتان بگویید چنین تجربه‌ای چگونه است و از قبل برای چنین مواقعی برنامه ریزی کنید. مثلا اگر همسر برونگرای شما قرار است آخر هفته همه‌ی همکارانش را برای شام دعوت کند، به او بگویید که این مهمانی را تا چه ساعتی می‌توانید تحمل کنید و این را نیز درک می‌کنید که همسرتان دوست دارد این مهمانی بیشتر طول بکشد. برنامه‌ای تعیین کنید که برای هر دوی شما مناسب باشد. مثلا شاید همسرتان تصمیم بگیرد بعد از شام همکاران خود را برای صرف قهوه بیرون ببرد.

و، اما چند توصیه‌ی دیگر. یادتان نرود که مصالحه کردن فقط یک راه ندارد! گاهی مصالحه و سازش به این معنی است که شما دو نفر کاری را انجام دهید که هر دو مایل به انجامش هستید، مثلا به جای اینکه یک مهمانی بزرگ و شلوغ برگزار کنید، یک دورهمی کوچک و دوستانه بگیرید. گاهی سازش به این معناست که این آخر هفته کاری را که شما دوست دارید انجام بدهید و آخر هفته‌ی بعدی، کار را که همسرتان دوست دارد.

بعضی وقت‌ها نیز سازش یعنی اینکه مثلا یک نفر بیرون برود و آن دیگری در خانه بماند و هیچ ایرادی ندارد گهگاه این تصمیم را بگیرید. از هر ده نفر، نُه نفر به شما می‌گویند که کلید یک رابطه‌ی خوب، سازش و مداراست، اما یادتان باشد که خیلی مهم است «نوع سازش»‌تان را که برای رابطه‌ی شما مناسب‌ترین است در یک موقعیت خاص، تعریف و مشخص کنید.. فرد درونگرا ممکن است احساس کند همسر برونگرایش زیاد حرف می‌زند و کمتر گوش می‌دهد. در چنین روابطی معمولا فرد برونگرا، بخش عمده‌ی گفتگو را به عهده دارد در حالی که همسر درونگرایش ساکت گوش می‌دهد.

زندگی زناشویی؛ یکی درونگرا و دیگری برونگرا

اگر میان این حرف زدن و گوش دادن، تعادل لازم برقرار نباشد می‌تواند به فرد درونگرا این احساس را بدهد که نادیده گرفته می‌شود و مهم نیست؛ بنابراین فرد درونگرا باید جسارت حرف زدن را تمرین کند و احساسات و خواسته‌های خود را به زبان بیاورد.. خیلی از درونگرا‌ها وقتی سوال‌هایی از آن‌ها پرسیده می‌شود، بهتر می‌توانند افکار و احساسات خود را بیان کنند؛ بنابراین اگر همسری درونگرا دارید، سعی کنید به جای اینکه فقط از او بخواهید حرف بزند، سوال‌هایی بپرسید تا گفتگوی دو نفره‌ی بهتری را پیش ببرید.. صبور باشید و عجله نکنید.

درونگرا‌ها معمولا قبل از اینکه بتوانند از احساسات و عقاید خود با شما حرف بزنند، به زمانی برای فکر کردن نیاز دارند تا در ذهن خود تجزیه و تحلیل کنند؛ بنابراین سکوت یا آرمش همسر درونگرای‌تان را بی‌اعتنایی تلقی نکنید یا تصور نکنید قصد خسته کردن شما را دارد. اگر صبر کنید، او به شیوه‌ی خودش با شما گفتگو خواهد کرد.. قضاوت نکنید.

شیوه‌ی زندگی هر دوی شما قابل قبول است و نیاز درونگرا به تنهایی و نیاز برونگرا به معاشرت‌های بیشتری، هر دو پسندیده‌اند و هیچ کدام به دیگری برتری ندارید. پس سعی نکنید همدیگر را تغییر دهید یا به طرف مقابل کمک کنید بیشتر شبیه شما بشود. به مرور زمان و با احترام گذاشتن و درک همدیگر می‌توانید یاد بگیرید چگونه حد وسط را رعایت کرده و با هم مدارا کنید.

اجبار هرگز شیوه‌ای موثر نبوده و نیست، پس از آن استفاده نکنید، خصوصا در زندگی زناشویی!. از خصوصیات مثبت طرف مقابل‌تان که در شما نیست بهره و لذت ببرید. درونگرا‌ها می‌توانند برونگرا‌ها را آرام کنند و برونگرا‌ها می‌توانند درونگرا‌ها را سر شوق بیاورند. اگر یک درونگرا هستید، بودن در کنار یک همسر برونگرا می‌تواند شما با آدم‌های جدید آشنا کند و تجربیاتی را وارد زندگی‌تان نماید که خودتان به تنهایی هرگز سراغ‌شان نمی‌رفتید و لذت هیجاناتی را به شما بچشاند که نمی‌دانستید چقدر به آن نیاز داشتید.

اگر یک برونگرا هستید، بودن در کنار یک همسر درونگرا می‌تواند بیقراری های‌تان را تسکین بدهد و شرایطی برای‌تان فراهم کند تا خودتان را عمیق‌تر بشناسید و به صدای درون‌تان گوش دهید.. آخرین توصیه اینکه تفاوت‌های هم را بپذیرید تا به هم اجازه‌ی شکوفا شدن بدهید.

منابع: truity ،psychcentral