روستای افجه بهشتی زیر گوش تهرانی ها!


لواسان و روستای افجه، از گذشته های دور تا امروز یکی از ییلاقات اطراف تهران به شمار می رفته. آب و هوای خنک و تمیز، به همراه دشت های سرسبز و آرامش بی حد و حصر، همه و همه برای تهرانی های خسته از دود و ماشین التیام بخش بود و آن ها را با طبیعت آشتی میداد. شاید کمتر در این دوران به این فکر کنیم که ممکن است چند کیلومتر آن طرف تر از این همه ساختمان بلند و آلودگی صوتی، جایی چنین زیبا و آرام وجود داشته باشد. با این حال، علاقه برخی از  مردم تهران به این منطقه آن چنان است که برخی از آن ها به کل به لواسان مهاجرت می کنند! در این مطلب، مجله الی گشت قصد دارد تا به طور خاص، به روستای افجه در لواسان بپردازد و از جاذبه های آن بگوید. پس با ما همراه باشید.

روستای افجه کجا واقع شده است؟

مطالب مرتبط:
راهنمای کامل تهران گردی در نوروز ۹۹
۲۰ مورد از بهترین مراکز خرید تهران را از نزدیک بشناسیم
معرفی بهترین هتل های لوکس و ۵ ستاره تهران

روستای افجه در لواسان، یکی از جاذبه های توریستی و ییلاقات نزدیک به شهر تهران محسوب می شود و کافی است کمی وقت بگذارید تا فاصله سی کیلومتری بین این دو نقطه را به راحتی طی کنید. در حقیقت، در مقابل آنچه که به دست می آورید، طی کردن این فاصله قطعا  ارزشمند است. یکی دیگر از نقاط قوت سفر به این منطقه، دسترسی فوق العاده راحت آن است.

به این معنا که برای سفر به این منطقه از راه های پر پیچ و خم خبری نیست و همین که راهتان را از شاهراه شرق تهران یعنی اتوبان شهید بابایی به سمت جاده سوهانک پیدا کنید، باقی دیگر ساده است. از آن جا که این روستا در فاصله ۵ کیلومتری از شهر لواسان قرار دارد، آب و هوای آن حتی از این شهر معروف هم بهتر است.

جاذبه های روستای افجه در لواسان

دلایل زیادی برای سفر به این روستای ییلاقی، سرسبز و زیبا وجود دارد اما بازدید از برخی از جاذبه های آن حقیقتا واجب است! این مناطق که می توان در یک سفر یک روزه به آن ها سفر نمود و از آن ها بازدید به عمل آورد، یکی از بهترین نقاط برای رهایی از خستگی فعالیت های هفتگی است.

برای آگاهی بیشتر درمورد این گونه مناطق در نزدیکی پایتخت، می توانید به مقاله مناطق اطراف تهران برای سفرهای یک روزه مراجعه کنید. اما معروف ترین جاذبه گردشگری روستای افجه بدون تردید دشت هویج است که به نام های دیگری مانند دشت گرچال نیز شناخته می شود.

دشت هویج، از جاذبه های گردشگری روستای افجه

این دشت زیبا که در ارتفاع دو هزار و چهارصد متری از سطح دریا واقع شده، در بهار و پاییز بسیار دیدنی می شود؛ هرچند که در دو فصل دیگر نیز از دیدنی های زیادی برخوردار است. با این همه، یکی از مزایای مهم آن برای تهرانی ها این است که در طی یک سفر یک روزه می توانند از این دشت زیبا بازدید به عمل بیاورند و حتی آخر هفته را در این منطقه بگذرانند.

طبق آنچه در تاریخ آمده، دشت هویج در دوران صفویه، شکارگاه شاهی بوده و مورد توجه بزرگان قرار داشته است. همچنین، این دشت در مسیر شاهان قاجار از جمله ناصرالدین شاه قرار داشته و راه مالرویی که به راه شاه عباسی معروف بود، آن ها را از تهران به دشت لار یا دیگر مناطق ییلاقی مورد علاقه این شاهان می رساند.

کوه نوردی و پیاده روی در ییلاق، مفرح و فوق العاده!

از آن جا که روستای افجه در منطقه ای کوهستانی واقع شده، بسیاری از کوه نوردان ضمن سفر به این منطقه برای استراحت و لذت بردن از طبیعت، وسایل کوه نوردیشان را با خود به همراه می آورند تا در اوقات فراقتشان، در این منطقه به کوه نوردی بپردازند. وجود قله هایی مانند یخچال، مهرچال، آتشکد و ساکا قطعا برای علاقمندان به ااین رشته ورزشی جذابیت های زیادی دارد.

علاوه براین، روستای افجه در لواسان، به دلیل آب و هوای بی نظیر و پوشش گیاهی چشم نوازش، یکی از مناطق ایده آل برای پیاده روی به شمار می رود.کافی است طی پیاده روی روزانه خود، گشتی در اطراف این روستا بزنید تا مسیر قدیمی پادشاهان صفوی را از نزدیک ببینید یا از میان درختان معروف افرا و گردو در این منطقه گذر کنید.

 

آبشارهای روستای افجه، زیبا، دیدنی و خاطره انگیز!

در این منطقه چند آبشار زیبا وجود دارد که از میان آن ها می توان به آبشار پسچویک با ۱۵ متر ارتفاع اشاره کرد که در مجاورت دشت هویج قرار دارد و اطراف آن را درختان افرا احاطه کرده اند. این آبشار نام های دیگری نیز دارد و به آبشار افجه یا پسکوهک هم معروف است.

یکی دیگر از آبشارهای زیبای این منطقه، راه خود را از قله ساکا به پایین پیدا میکند و کمی پیش از این که به دشت هویج برسید می توانید آن را مشاهده کنید. آبشار با ابهت موآب، با ۱۸۰ متر ارتفاع احترام هر بیننده ای را بر می انگیزد!

حمام روستای افجه، جاذبه ای تاریخی و زنده!

این حمام تاریخی که به دستور شاه عباس صفوی در روستای افجه در لواسان ساخته شده است، تا به حال بارها مورد بازسازی قرار گرفته و به همین دلیل از معماری بنای تاریخی اولیه فاصله گرفته است. چیزهای زیادی را در طراحی آن تغییر داده اند و خزینه را هم بسته اند. در عوض حمام نمره این بنا هنوز به راه است و نه تنها گردشگران که ذوق بازدید از چنین جاذبه ای را دارند، بلکه مردم محلی نیز از آن استفاده می کنند!

این حمام دارای دو بخش مردانه و زنانه است و گردشگران مشتاق و ثابتی دارد که در زمان های مختلف برای حمام کردن و لذت بردن از این منطقه فوق العاده به افجه می آیند. اگر هم کمی بیشتر پیش بروید، به محله چراغان می رسید که یک سقاخانه قدیم و زیبا در کنار یک درخت چنار کهنسال دارد. قدمت این درخت را بیش از چهارصد سال تخمین می زنند!

قلعه ساکا، بنایی تاریخی در فهرست آثار ملی

این قلعه که ساخت آن به دوران صفویه نسبت داده می شود، به ارتفاعات مناطق اطراف و بخش زیادی از شهر لواسان اشراف دارد. محققان معتقدند که در ساخت این بنای تاریخ آجر، خشت و گل به همراه ساروج، ملات گچ و سنگ لاشه به کار رفته است و بقایای کاشی های به جا مانده از دوران ساخت قلعه، سن آن را به قرن دوم یا سوم دوره اسلامی می رساند. امید است که تدابیر لازم جهت احیای این قلعه و بازسازی آن صورت بگیرد.

 

در این مقاله به روستای افجه در لواسان پرداختیم و از تمامی زیبایی ها و ویژگی های گردشگری آن سخن به میان آوردیم. این منطقه شگفت انگیز که در نزدیک تهران قرار دارد، از پتانسیل های بالایی در پذیرش گردشگران برخوردار است. بنابراین اگر به دنبال محلی برای تمدد اعصاب و استراحت می گردید و در ضمن قصد ندارید تا زمان و هزینه زیادی را متحمل شوید، بدون شک روستای افجه یک گزینه فوق العاده برای سپری کردن تعطیلات است!

روستای زرگر؛ روستای گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها


وب‌سایت فرادید: در کشور ما جاذبه‌های گردشگری فراوانی وجود دارد که یکی از این جاذبه‌ها روستا‌هایی هستند که دارای نقاطی بکر و طبیعت زیبا هستند که همواره نظر مسافران را برای گذراندن تعطیلات جذب می‌کند.

اما در این بین روستا‌هایی نیز هستند که ویژگی‌هایی منحصر به فرد دارند مثل شیوه سخن گفتنشان و یا رسم الخطشان؛ روستایی در قزوین، روستای زرگر، که مردمانس رومانیانی صحبت می‌کنند به لاتین می‌نویسند، ولی ایرانی هستند.

روستای زرگر؛ روستای گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها

روستای زرگر؛ زبان رومانو، خط لاتین

هم ایرانی‌اند هم اروپایی، هم فارسی می‌دانند هم ترکی؛ صورتشان هم شبیه آریایی‌هاست، هم شبیه گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها، قدشان بلند است و مهربانی‌شان همچون محبت مردم ایل به مهمان‌ها.

مسلمان شیعه‌اند، کارشان دامداری و کشاورزی؛ به سبک همه روستاییان، مرغ و خروس و غاز هم نگه می‌دارند؛ بعضی زن‌ها که هنرمندتر از دیگرانند نیز خودشان نان می‌پزند و در مشک، دوغ و کره می‌گیرند و پنیر و ماست می‌بندند.

این مردم، اما یک راز دارند، یک نکته مبهم تاریخی که مرموزشان می‌کند. مردم روستای «زرگر» زبان مادری‌شان «رومانو» است؛ به زبانشان زرگری هم می‌گویند، اما نه از آن زرگری‌هایی که بعد از هر حرف، «ز» می‌گذارند و زبانشان می‌شود «دزرزوز».

داستان زبان رومانو بیشتر شبیه افسانه است. زرگری‌ها خودشان هم دقیقا نمی‌دانند متعلق به کجای جهان هستند و چه شد که به ایران آمدند و شدند رومانوی شیعه کشاورز ایرانی که به زبان ترکی هم مسلط است.

قدیمی‌های روستا یادشان است که در زمان جوانی‌شان پیرمردی در زرگر بود که تمام حساب و کتاب‌هایش را به زبان روسی می‌نوشت، اما بعد از مرگ او نوشتن به زبان روسی ورافتاد؛ حالا این مردم همه‌شان به زبان رومانو حرف می‌زنند و به لاتین می‌نویسند.

مسافرانی از فرانسه و انگلیس

بچه‌های تحصیلکرده زرگر چند سال پیش چند لغت به زبان رومانو در اینترنت منتشر کردند و از تمام مردم دنیا خواستند که اگر این لغات را می‌شناسند به ایران بیایند. چند ماه بعد سه مسافر از فرانسه و انگلیس به روستای زرگر آمدند و در حالی که شادی‌کنان، ساز و دهل می‌زدند از این‌که همزبان‌هایشان را در ایران پیدا کرده‌اند دست از پا نمی‌شناختند.

زرگری‌ها می‌گویند این سه مرد از تجار بزرگ کشورشان بودند که ایتام زیادی را حمایت می‌کردند و اهل کار خیر بودند؛ اما تعجب می‌کردند از این‌که زرگر‌های ایران، زبان رومانو را با زبان فارسی و ترکی آنچنان آمیخته‌اند که اصالت زبان به آن شکل که در اروپا تلفظ می‌شود از بین رفته است. رومانو‌های اروپایی متعجب بودند از این‌که چرا رومانو‌های ایران مثل ۱۸ هزار همزبان شناخته شده خود در اروپا، تشکیلات ندارند و در نشست سالانه آن‌ها در ترکیه حضور ندارند و آواره و بی‌سروسامانند.

روستای گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها در ایران

آوای آواره

رومانو‌ها حتی آن‌ها که تشکیلات منظمی دارند، آواره‌اند. این مردم معلوم نیست که از چه سرزمینی آمده‌اند و چه اتفاقی افتاد که در جهان پراکنده شدند. «سرهنگ» از بقیه مردم آبادی به تاریخچه رومانو‌ها مسلط‌تر است. او خودش در زمان جنگ ایران و عراق، چند بی‌سیم‌چی زرگر داشت که پیام‌های بسیار مهم را به آن‌ها می‌سپرد تا عراقی‌ها از آن سردرنیاورند؛ که سر هم در نمی‌آوردند و عاقبت نیز نفهمیدند که این زبان چه زبانی است.

سرهنگ می‌گوید هیچ‌کس غیر از زرگر‌ها از زبان رومانو سردر نمی‌آورد و هیچ‌کس مطمئن نیست این مردم از چه آب و خاکی ریشه گرفته‌اند؛ اما روایتی هست که می‌گوید رومانو‌ها طایفه‌ای هستند که قرن‌ها پیش از مرز‌های شمال ایران وارد شده‌اند و، چون زندگی عشایری داشته‌اند در بخش‌های مختلف ایران پخش شده‌اند و بتدریج یکجانشین شده‌اند و کشاورزی و دامداری را پیشه خود کرده‌اند.

رومانو‌ها اصالتا ایرانی‌اند

روایتی دیگر، اما می‌گوید رومانو‌ها اصالتا ایرانی‌اند و به خاطر شجاعتشان، جزو سربازان قزلباش شاه‌عباس صفوی بوده‌اند. عده‌ای نیز معتقدند، چون زرگر‌ها جنگجو و دلیرند هیچ وقت با حکومت‌های وقت، سرسازش نداشته‌اند و برای این‌که حکومت‌ها از خطرشان مصون باشند آن‌ها را در دنیا پخش کرده‌اند؛ هر چند این عده نمی‌گویند که چه حکومتی، در چه زمانی و از کدام سرزمین چنین تصمیمی گرفته است.

برای همین زرگر‌ها همیشه دو به شک زندگی می‌کنند؛ آن‌ها گاه خودشان را مردمانی از کشور رومانی می‌دانند و گاه از یونان و گاه زبان رومانو را ملاک قرار می‌دهند تا بگویند ریشه در کشور ایتالیا دارند. معتقدان به این روایت می‌گویند که در جنگ ایران و روم، ۲۰۰ نفر از رومانو‌ها به دست پادشاه ایران اسیر شدند، اما، چون اندام‌های ورزیده و قوی داشتند مورد عفو پادشاه قرار گرفتند و در نزدیکی قزوین ساکن شدند.

روستای گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها در ایران

وقتی زرگر‌ها به زبان رومانو با هم حرف می‌زنند فردی که شنونده است، حتی کلمات را هم تشخیص نمی‌دهد چه رسد به معنی‌شان؛ اما این‌ها که مردمی با محبت مردمان ایل‌اند سرعت حرف‌زدنشان را کم می‌کنند و شمرده شمرده کلمات را ادا می‌کنند تا غیر رومانو‌ها هم چیزی بفهمند.

«قمیل» همان «کمل» انگلیسی‌ها و شتر ما فارسی زبان‌هاست که زرگر‌ها «ک» آن را «ق» تلفظ می‌کنند. «فاملا» هم همان «فمیلی» انگلیسی زبان‌هاست که ما به آن خانواده می‌گوییم. «پپری» و «سمنتی» هم می‌شود ادویه و فلفل و سیمان که دیکته و تلفظش شباهت زیادی به کلمات انگلیسی دارد. زرگر‌ها زبانشان را هم به حروف لاتین می‌نویسند؛ شاید برای همین است که اصرار دارند بگویند اجدادشان مردمی از مردمان رم بوده‌اند.

وفاداری به خانواده، عشق به وطن

زنی که شوهرش می‌میرد هرگز ازدواج نمی‌کند، مردی نیز که همسر دارد هرگز به سراغ زنی دیگر نمی‌رود و اگر کسی خلاف کند، از روستا طرد می‌شود یعنی اگر چه جسمش در روستاست، اما کسی اعتنایی به او نمی‌کند. این رسم زرگرهاست که مردمش خیلی روی آن تعصب دارند. آن‌ها نه اهل طلاق‌اند و نه اهل بی‌وفایی و خیانت؛ این هم یک رسم برآمده از ایل است.

روستای گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها در ایران

سرهنگ می‌گوید جوان‌های زرگر، چون از بیماری‌های ارثی و مادرزادی می‌ترسند کمتر با دختران و پسران هم روستا ازدواج می‌کنند، اما حتی وقتی با غریبه‌ها وصلت می‌کنند باز هم از زبان رومانو حفاظت کرده و نسل به نسل منتقلش می‌کنند. افتخار سرهنگ به این است که زرگر تنها روستای رومانوزبان ایران است که زبان زرگری را زنده نگه داشته و سرنوشتش مثل نسل فراموش شده رومانو‌ها در شهریار، قوچان، بیله‌سوار و خوی نشده است.

با این‌که افسانه‌ها، زرگر‌ها را به سرزمین‌های دور و نزدیک نسبت می‌دهد و آن‌ها را به نقاطی از اروپا مربوط می‌کند، اما با این حال آن‌ها عاشق ایرانند و خودشان را ایرانی می‌دانند (حتما رمز ماندگاری آن‌ها نیز همین است).

اگر چه آن‌ها صورتشان هم شبیه آریایی‌هاست و هم شبیه گلادیاتور‌ها و وایکینگ‌ها، ولی آن‌ها هر جا که باشند با همان خط لاتین‌شان می‌نویسند: meen iranisom (من ایرانی هستم)، kato dayatar oyolom (اینجا از مادر متولد شدم) و irani boot manga (و کشورم را دوست دارم).