۵ رفتار عجیب درونگرا‌ها و علت این رفتار‌ها


برترین‌ها: درونگرا‌ها بابت رفتار‌های غیرعادی‌شان که معمولا اطرافیان را گیج می‌کند معروف‌اند. مطالب بسیار زیادی در مورد رفتار‌ها و عادت‌های افراد درونگرا وجود دارد، اما در مورد انگیزه‌های واقعی پشت این رفتار‌ها اطلاعات زیادی وجود ندارد.

درونگرا‌ها کار‌هایی انجام می‌دهند و خصوصیاتی دارند که به نظر خودشان منطقی است، اما در نظر سایر افراد منطقی و درست به نظر نمی‌رسد. بیشتر اوقات این رفتار‌ها و ویژگی‌ها به نحوه‌ی عملکرد مغز درونگرا‌ها مربوط می‌شود. درونگرا‌ها به دنبال جلب توجه از طریق شیوه‌های خاصی نیستند بلکه فقط می‌خواهند در منطقه‌ی امن و آرام خود راحت بمانند!

در ادامه به یک سری از رفتار‌های درونگرا‌ها می‌پردازیم که در مورد دلایل این رفتار‌ها کمتر صحبت شده است:

جواب تلفن را نمی‌دهند و وانمود می‌کنند خانه نیستند

پنج رفتار عجیب درونگراها و علت این رفتارها

اگر فرد درونگرایی در اطراف خود داشته باشید احتمالا متوجه شده‌اید که او تمایلی به صحبت کردن با تلفن ندارد. بله بیشتر درونگرا‌ها از تماس‌های تلفنی اجتناب می‌کنند یا دست کم ترجیح می‌دهند از سایر شیوه‌های ارتباطی استفاده کنند. وقتی انتظار هیچ تماس تلفنی یا مهمانی را ندارید صدای زنگ تلفن یا زنگ در می‌تواند واقعا وحشتناک به نظر برسد! این احساس به مفهوم فضای شخصی برمی‌گردد که برای تمام افراد درونگرا، مقوله‌ی مقدسی است.

تماس تلفنی از سوی یک غریبه یا دیدار با کسی که آشنایی با او ندارید و حالا پشت در خانه‌تان است مثل این است که کسی به معبد مقدس و ساکت فرد درونگرا حمله کرده است. گویی کسی قصد دارد هارمونی کامل و بی‌عیب سکوت و خلوت مورد علاقه‌ی فرد درونگرا را تهدید کند و به هم بریزد. هر فرد درونگرایی هر کاری می‌کند تا از محدوده‌ی خلوت و آرام خود به خوبی محافظت کند، بنابراین از قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که گفتیم به هر طریقی شده اجتناب می‌کند.

درونگرا‌ها به زمانی برای تجزیه و تحلیل موقعیت و فکر کردن به آن برای نشان دادن بهترین واکنش ممکن نیاز دارند. به همین دلیل است که آن‌ها ارتباطات نوشتاری را به ارتباطات کلامی ترجیح می‌دهند. ارتباطات غیرکلامی به درونگرا‌ها این فرصت را می‌دهد تا فکر کنند و افکار خود را به بهترین نحو ممکن ابراز نمایند. تماس تلفنی به درونگرا‌ها فرصت پردازش فکری را نمی‌دهد.

خودشان هم از تماس تلفنی پرهیز می‌کنند

شرایطی که یک درونگرا نیاز پیدا می‌کند تماس تلفنی با کسی برقرار کند می‌تواند پریشان کننده باشد. گاهی شاید بیست دقیقه یا بیشتر طول بکشد تا او شهامت و آمادگی لازم برای تلفن کردن را پیدا کند. چرا درونگرا‌ها برای تماس تلفنی تا این اندازه مشکل دارند؟ به طور کلی، درونگرا‌ها از اتفاقات غیرمنتظره خوششان نمی‌آید و به همین دلیل از تماس تلفنی با غریبه‌ها یا افرادی که خوب آن‌ها را نمی‌شناسند فرار می‌کنند. به هر حال آن‌ها نمی‌دانند گفتگوی‌شان چگونه پیش می‌رود و به کجا‌ها قرار است کشیده شود!

درونگرا‌ها به ارتباطات غیرکلامی تمایل بیشتری دارند که شامل زبان بدن، حالات چهره و سایر فحوا‌های رفتاری می‌شود. درونگرا‌ها خوب می‌توانند منظور دیگران را بفهمند و متوجه ریزترین تناقضات در رفتارهای‌شان هستند که عدم صحت یا دروغگویی را لو می‌دهند؛ بنابراین منطقی به نظر می‌رسد که علاقه‌ای به صحبت کردن با کسی که او را نمی‌بینند ندارند! یک درونگرا هنگام صحبت با تلفن احساس می‌کند مهمترین ابزار ارتباطی خود را از دست داده است.

پنهان شدن از همسایه‌ها و آشنایان در خیابان

پنج رفتار عجیب درونگراها و علت این رفتارها

اگر یک درونگرا هستید با خودتان روراست باشید: چند بار پیش آمده که آشنایی را در خیابان دیده‌اید و سعی کرده‌اید جلوی دید او قرار نگیرید یا وانمود کنید اصلا متوجه او نیستید؟ شاید هم پشت قفسه‌های فروشگاه پنهان شده‌اید یا صورت خود را پوشانده‌اید. اصلا شاید قبل از خارج شدن از خانه، پشت پنجره می‌روید و چک می‌کنید کسی در محوطه ساختمان نباشد تا مجبور به رودرویی با او نشوید.

چرا رودررو شدن با یک آشنا به درونگرا‌ها احساس بدی می‌دهد؟ جوابش ساده است؛ آن‌ها دوست ندارند مجبور به مکالمه شوند. درونگرا‌ها دوست دارند گفتگو‌های هدف دار با افرادی داشته باشند که طرز فکری تقریبا شبیه خودشان دارند و می‌توانند به آن‌ها اعتماد کنند؛ بنابراین یک گپ دوستانه و کوتاه با موضوعات پیش پا افتاده و سوال‌های الکی مورد علاقه‌شان نیست. درونگرا‌ها تنها زمانی دوست دارند صحبت کنند که واقعا چیزی برای گفتن داشته باشند، نه صرفا به این دلیل که قوانین روابط اجتماعی آن‌ها را ملزم می‌کند چند جمله‌ای رد و بدل کنند. برای همین ترجیح می‌دهند از مسیر عبور یک فرد آشنا در خیابان پنهان شوند تا وادرا به این گفتگو‌های به نظر آن‌ها بیخودی نشوند.

استفاده از مکانیسم‌های دفاعی عجیب و غریب

برخی از روش‌هایی که یک درونگرا برای محافظت از خود در برابر دنیای بیرون استفاده می‌کند می‌تواند رفتار‌هایی واقعا عجیب باشد. مثلا هدفون در گوشش می‌گذارد در حالی که به چیزی گوش نمی‌دهد یا اینکه مثلا در دستشویی پنهان می‌شود. تمام این رفتار‌ها برای محافظت از خود در برابر تعاملات اجتماعی غیرضروری‌اند! مثلا اگر شما بخواهید در خیابان از کسی آدرس بپرسید مطمئنا سراغ کسی که هدفون در گوشش گذاشته نمی‌روید. اینطور نیست؟ درونگرا‌ها این چیز‌ها را خوب می‌دانند بنابراین این رفتار‌ها صرفا شیوه‌ای برای محافظت از منطقه‌ی امن و آرام‌شان است.

درونگرا‌ها نمی‌توانند مدت زمان زیادی در میان جمع باشند و به زمانی برای شارژ کردن انرژی خود نیاز دارند. به همین دلیل چند دقیقه فاصله گرفتن از جمع (مثلا به بهانه‌ی دستشویی!) به آن‌ها کمک می‌کند از دنیای بیرون جدا شوند و انرژی بگیرند.

وانمود می‌کنند قرار است جایی بروند و کاری دارند، اما در واقع در خانه‌اند

پنج رفتار عجیب درونگراها و علت این رفتارها

یکی دیگر از رفتار‌های عجیب درونگرا‌ها که تقریبا همه با آن آشنا هستند، رد کردن دعوت است به این بهانه که کار مهمی دارند. اما در واقع در خانه‌اند و فیلم تماشا می‌کنند یا کتابی می‌خوانند. هر درونگرایی می‌داند که خیلی وقت‌ها در زندگی‌اش راحت‌تر است که بگوید کاری دارد تا اینکه به دیگران توضیح بدهد چرا در خانه ماندن بیشتر برایش لذت بخش است تا مهمانی رفتن! این خصوصیت نیز ارتباط نزدیکی با شیوه‌ی عملکرد مغز درونگرا‌ها دارد.

مغز یک درونگرا بیشتر به یک فرارسان عصبی به نام استیل کولین وابسته است در حالی که مغز یک برونگرا به دوپامین وابسته است. دوپامین به مراکز لذت و پاداش در مغز مربوط است و اساسا وادارمان می‌کند به پاداش‌های بیرونی توجه و آن‌ها را دنبال کنیم، مثلا ارتباطات اجتماعی یا ماجرا‌های هیجان انگیز ورزشی. یعنی از آنجایی که درونگرا‌ها وابستگی به ترشح دوپامین ندارند، تعاملات اجتماعی برای‌شان کمتر لذتبخش است.

به همین دلیل برای یک درونگرا، فعالیت‌های نسبتا انفرادی بسیار جذاب‌تر و لذتبخش‌تر است، مثلا پیاده روی در پارک یا خواندن یک کتاب؛ بنابراین یک درونگرا اغلب ترجیح می‌دهد در خانه بماند تا اینکه در دورهمی‌ها شرکت کند. او از بودن با خودش بیشتر لذت می‌برد تا از بودن با دیگران!

رفتار‌های عجیب درونگرا‌ها در نظر درونگرا‌ها کاملا منطقی است

همانطور که دیدید تمام رفتار‌های عجیب و غریب درونگرا‌ها دلایلی کاملا منطقی پشت‌شان دارند و هر درونگرایی نیز این مسئله را به خوبی می‌داند. حالا چیزی که سخت و چالش برانگیز است، توضیح و تفهیم آن به افراد برونگرای خانواده و دور و بری‌هاست. البته کسانی که در کنار یک درونگرا زندگی می‌کنند به مرور با خصوصیات این تیپ افراد آشنا شده و آن‌ها را درک می‌کنند و شخصیت درونگرا‌ها برای‌شان قابل تحسین نیز می‌شود.

پنج رفتار عجیب درونگراها و علت این رفتارها

اگر می‌خواهید با یک درونگرا رابطه خوبی داشته باشید لطفا اصول زیر را رعایت کنید!

درونگرا‌ها نیز مانند بقیه افراد به روابط دوستانه نیاز دارند، اما با قوانین خاص خودشان!

لطفا سرزده به خانه‌ی من نیایید مگر اینکه یک کار بسیار حیاتی داشته باشید!

بیشتر برونگرا‌ها مشکلی ندارند اگر ناگهان و بی‌خبر پشت در خانه‌شان حاضر شوید و با روی خوش در را به روی‌تان باز می‌کنند، اما برای درونگرا‌ها اینطور نیست. آن‌ها برای روبرو شدن با دیگران به زمانی برای آماده شدن نیاز دارند. برا درونگرا‌ها خانه، یک مکان واقعا خصوصی است که در آن از لاک دفاعی خود بیرون آمده و احساس راحتی و امنیت می‌کنند.

اگر قرا است فقط من و شما با هم صحبت کنیم و همدیگر را ببینیم پس لطفا دیگران را دعوت نکنید!

ما درونگرا‌ها انرژی محدودی برای تعامل با دیگران داریم و دوست داریم گفتگوی دو نفره‌ی ما واقعا مفید و معنادار باشد بنابراین دوست نداریم نفر سومی وارد این ارتباط شود.

ما را تشویق به حرف زدن و به اشتراک گذاشتن افکارمان کنید!

پنج رفتار عجیب درونگراها و علت این رفتارها

بیشتر درونگرا‌ها اعتراف می‌کنند که اغلب دوست دارند تشویق به حرف زدن شوند، مخصوصا وقتی که در میان گروهی از افرادی قرار دارند که آن‌ها را نمی‌شناسند. درونگرا‌ها تا زمانی که از آن‌ها سوال نشود، در مورد افکار و عقاید خود حرفی نمی‌زنند. این طبیعت آنهاست که افکارشان را پیش خود نگه دارند مگر اینکه فرصت مناسبی برای ابراز آن‌ها پیدا کنند. پس با پرسیدن سوال‌های به جا و مناسب، درونگرا‌ها را تشویق به حرف زدن کنید.

وقتی ساکت می‌شویم و به فکر فرو می‌رویم لطفا ما را قضاوت نکنید

دنیای درون یک درونگرا، زنده و فعال و شفاف است و همه چیز را عمیقا پردازش می‌کنند؛ بنابراین خیلی وقت‌ها غرق رویاپردازی یا افکار خود می‌شوند و ممکن است ناگهان سکوت کنند. پس لطفا با یک حرکت ناگهانی آن‌ها را از دنیای‌شان بیرون نکشید و نپرسید: «چرا اینقدر ساکتی؟» یا «کجا‌ها سیر می‌کنی؟ برگرد پیش ما روی زمین!».

انتظار نداشته باشید زود به زود با شما تماس بگیریم

درونگرا‌ها برخلاف برونگرا‌ها هر روز با دوستان و اعضای خانواده تماس نمی‌گیرند یا به آن‌ها پیام نمی‌دهند یا هر آخر هفته سراغ‌شان نمی‌روند؛ و این معنی‌اش این نیست که آن‌ها را فراموش کرده‌اند. آن‌ها منتظر فرصتی هستند تا اوقات بهتری با شما داشته باشند.

منابع: learning-mind, introvertdear

با کودک نافرمان چگونه رفتار کنیم؟


برترین‌ها: بچه‌ها به دلیل خاصی سرپیچی و ستیزه جویی می‌کنند و اگر این رفتار از همان اول کنترل نشود، می‌تواند تبدیل به کابوسی وحشتناک برای پدر و مادر شود. توصیه‌هایی برای شما والدین داریم تا پیش از اینکه کاسه صبرتان لبریز شود، کودک نافرمان‌تان (و البته ذهن‌تان) را کنترل کنید.

وقتی یک کودک ستیزه جویی می‌کند و به حرف‌تان گوش نمی‌دهد، معمولا دلیلی پشت این رفتار وجود دارد. این دلیل چه جلب توجه باشد و تست کردن محدوده‌هایی که برایش تعیین کرده‌اید و چه خستگی و دلزدگی از درس و مدرسه، به هر حال باید برای کشف آن وقت صرف کنید و بفهمید چرا فرزند شما این رفتار نامناسب را دارد تا بتوانید بخش بزرگی از راه حل را پیدا کنید.

با کودک نافرمان‌تان چگونه رفتار کنید

البته زمان‌هایی نیز وجود دارد که رفتار‌های ستیزه جویانه‌ی کودک، نتیجه‌ی یک عارضه‌ی جدی‌تر به نام اختلال نافرمانی مقابله‌ای (Oppositional Defiance Disorder)، و یا یک مشکل هیجانی قابل توجه‌تر است. اما در شرایطی که چنین عارضه‌ها و مشکلاتی وجود ندارند، یک کودک معمولی بدون تردید همزمان با رشد و بزرگ‌تر شدن، دوست دارد محدودیت‌های شما را آزمایش کند.

با در پیش گرفتن تکنیک‌ها و توصیه‌های زیر می‌توانید لحظات دیوانه کنند‌ه‌ی جنگ و نزاع فرزندتان را عاقلانه مدیریت کنید:

به کودک‌تان مسئولیت بدهید

بچه‌ها در هر سنی باید قوانین خانه را در هر زمینه‌ای بدانند، از کمک در کار‌های خانه گرفته تا انجام تکالیف و زمان خواب و تماشای تلویزیون. زمانی که این مسئله را با کودک‌تان مطرح می‌کنید باید وقتی باشد که همه چیز خوب و آرام پیش می‌رود، نه بعد از یک حادثه یا بگومگویی که پیش آمده. با فرزندتان بنشینید و انواع رفتار‌هایی را که در خانواده پذیرفته نیست به او بگویید. مثال‌هایی از رفتار‌های نامناسب ارائه بدهید، مثلا بی‌احترامی به دیگران، با اسم بد خطاب کردن، سرباز زدن از انجام تکالیف، داد زدن یا هر نوع رفتار نامناسب یا تهاجمی دیگر.

شما نمی‌توانید از فرزندتان توقع داشته باشید (در هر سنی) مطیع و حرف شنو باشد در حالی که انتظارات شما را نمی‌داند. البته مسئولیت دادن به کودک باعث نمی‌شود او صد در صد مواقع به حر‌ف‌های شما گوش کند، اما شما قوانین و محدودیت‌هایی گذاشته‌اید و پیامد‌های زیرپاگذاشتن آن‌ها را نیز اعلام کرده‌اید. هدف این نیست که کودک شما هرگز قانون شکنی نکند، بلکه قصدتان این است که از همین سنین پایین به او یاد بدهید هر وقت قانونی شکسته شود، پیامد‌هایی خواهد داشت.

جنگ‌هایتان را انتخاب کنید

با کودک نافرمان‌تان چگونه رفتار کنید

پدر و مادری کردن حتی زمانی که مشکل خاصی هم وجود ندارد کار سختی است، اما زمانی که یکی از بچه‌ها تعمدا بدرفتاری می‌کند، مشکلات چندین برابر می‌شوند؛ بنابراین باید انتخاب کنید که چگونه انرژی‌تان را هوشمندانه صرف کنید. مثلا اگر فرزند نوجوان شما دوست دارد شلواری بپوشد که برایش خیلی بزرگ است، اما مُد است، فکر می‌کنید آیا واقعا لازم است روزتان را صرفا به خاطر انتخاب بد او، با جروبحث و بدخلقی شروع کنید؟

از طرفی دیگر، اگر فرزندتان به شما بگوید دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود، چون درس خواندن را دوست ندارد، این دقیقا زمانی است که باید بگویید: «دیگه این حرفو نشنوم!». خودتان سبُک و سنگین کنید و ببینید چه زمان‌هایی بهتر است بلیط های‌تان را خرج کنید. در واقع باید بیشتر اوقات انعطاف به خرج بدهید تا وقتی که نیاز داشتید اعمال قدرت کنید، موفق بشوید. یکی از مهم‌ترین چیز‌هایی که باید به یاد داشته باشید این است که شما نمی‌توانید فرزندتان را تغییر دهید مگر اینکه اول نگاه خودتان را تغییر بدهید.

عمل کنید، واکنش نشان ندهید

وقتی رفتار بد و پرخاشگری از کودک‌تان می‌بینید، عصبانی نشوید و خونسردی‌تان را از دست ندهید. در عوض، قدمی به عقب بردارید و به آرامی به فرزندتان بگویید که این رفتار را دوست ندارید و بعدا درموردش حرف خواهید زد.

این برخورد شما باعث ایجاد حسی از ترس در ذهن کودک‌تان می‌شود، زیرا وقت دارد تا در مورد کار بدی که کرده و عواقب احتمالی آن فکر کند. از این فرصت پیش آمده نه تنها برای آرام کردن خودتان استفاده می‌کنید بلکه به فرزندتان نیز یاد می‌دهید چطور همین کار را بکند.

پیامد‌هایی متناسب با سن فرزندتان تعیین کنید

پیامد‌های موثر می‌توانند به دو دسته تقسیم شوند: محرومیت و جریمه. محرومیت به معنی گرفتن امتیازی از کودک است، مثلا لغو یک وعده اجازه‌ی بازی ویدیویی یا کنسل کردن رفتن به سینما، یا هر چیز خوشایند دیگر.

جریمه نیز پیامدی است که موقعیت جدیدی را به کودک تحمیل می‌کند. مثلا شستن ظرف‌های شام، یا اینکه مقرر کنید اگر از وسیله‌ای نادرست استفاده کرد و خراب شد، با پول خودش آن را تعمیر یا جایگزین کند. بدون تردید، اجرا کردن استراتژی‌های مربوط به پیامدها، به زمان و انرژی زیادی نیاز دارد، اما اگر این شیوه را در پیش نگیرید و فرزند شما بابت رفتار‌های بدش تاوانی پس ندهد، این پیام را ارسال می‌کنید که: اگر من را ناراحت و عصبانی کنی (قشقرق به پا کنی)، به خواسته‌ات می‌رسی!

قدرت‌تان را حفظ کنید

با کودک نافرمان‌تان چگونه رفتار کنید

وقتی وارد بحث و جدالی با فرزندتان می‌شوید، تنها کاری که می‌کنید این است که قدرت بیشتری در این موقعیت به او می‌دهید. در واقع، فرزند شما اینگونه برداشت می‌کند که این قدرت را دارد که با شما در بیفتد، در نتیجه رفتارهایش ستیزه جویانه‌تر نیز خواهد شد.

این بار که کودک‌تان سعی کرد شما را وارد جنگ قدرت در مورد چیزی کند فقط بگویید: «اگر فلان کار را کردی، در مورد اتفاقی که افتاده صحبت خواهیم کرد، دیگر نمی‌خواهم در این مورد چیزی بشنوم!» و اتاق را ترک کنید. وقتی آن مکان را ترک می‌کنید، تمام قدرت را با خودتان از آنجا بیرون می‌برید. این را بدانید که هر چه بیشتر وارد بحث و مشاجره با فرزندتان شوید، اختیار و کنترل بیشتری به او می‌دهید.

فرصت تکرار اشتباهات را ندهید

اگر واقعا نمی‌خواهید رفتار‌های بد کودک‌تان جا بیفتد، باید محکم و قاطع باشید. اگر کودک‌تان به اندازه‌ای بزرگ شده که پیامد رفتار‌های بدش را بفهمد، پس نباید به او فرصت تکرار اشتباهاتش را بدهید، چون با این کار فقط ثابت می‌کنید که جدی نیستید و او می‌تواند چند بار دیگر هم رفتار نادرستش را تکرار کند، زیرا فهمیده که خود شما هم قوانینی که گذاشته‌اید را جدی نمی‌گیرید.

اگر در یک مهمانی، پسر شما مادر دوستش را «کوه چربی» خطاب کرد، قاطعانه بگویید: «تو می‌دانی که ما اینطور صحبت نمی‌کنیم. الان به خانه برمی‌گردیم تا تو بتوانی کمی در مورد حرفی که زده‌ای فکر کنی!» و بعد از عذرخواهی فرزندتان فورا آنجا را ترک کنید.

با فرزندتان وارد معامله نشوید و به او قول ندهید اگر رفتارش خوب و مناسب بود برایش بستنی می‌خرید. این نحوه‌ی رفتار، بدترین شیوه‌ای است که می‌توانید در پیش بگیرید. چون تنها اتفاقی که می‌افتد تقویت رفتار نادرست است که می‌تواند در آینده بدتر هم بشود، زیرا کودک سعی خواهد کرد امتحان کند که شما را تا کجا‌ها می‌تواند با خود بکشاند و دوباره وارد معامله‌ای شود و سود ببرد. پس پیش از اینکه در این شیوه غرق شوید، خودتان را نجات دهید!

همیشه رفتار‌های مثبت را ببینید و تقویت کنید

ریزترین رفتار‌های مثبت فرزندتان را نیز ببینید و تشویق کنید. تشویق کردن رفتار مثبت تاثیر بسیار بزرگی بر پرورش یک کودک مسئولیت پذیر دارد.

وقت‌های منظمی را برای گفتگو با فرزندتان تعیین کنید

با کودک نافرمان‌تان چگونه رفتار کنید

زمان‌هایی که شرایط نرمال و آرام است و هیچ جنگ و جدالی بین شما و فرزندتان در جریان نیست، کنار فرزندتان بنشینید و به او نشان دهید که وظیفه‌ی خود را به عنوان پدر یا مادر بسیار جدی می‌گیرید و قصدتان، محافظت از او و کمک به پرورش سالم اوست جوری که در آینده فردی مسئول، کارآمد، متکی به نفس و شاد و موفق باشد و بتواند از زندگی‌اش لذت ببرد.

به او یادآوری کنید که خانواده‌ی شما قوانین و ارزش‌هایی دارد که همه برای اینکه او آینده‌ای روشن داشته باشد لازم‌اند و قرار نیست کسی او را آزار بدهد تا وقتی بزرگ شد دچار اندوه و حسرت بشود. می‌توانید یک روز در هفته را برای یک گفتگوی صمیمی با فرزندتان مقرر کنید و به آن پایبند بمانید.

منبع: quickanddirtytips

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟


برترین ها: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با آدم‌های بی‌ادب برخورد داریم. ممکن است این بی‌ادب‌ها کاملا غریبه باشند، مثلا کسی که پشت سر شما در صف سینما ایستاده و یا متصدی امور بانکی. شاید هم مجبور باشید به طور مرتب با یک فرد بی‌ادب برخورد داشته باشید، مثلا  یک همکار یا کسی در اقوام.

 

در بسیاری از موارد، مورد بی‌ادبی و بی‌احترامی واقع شده باعث برانگیخته شدن خشم می‌شود. اما جواب بی‌ادبی را با بی‌ادبی دادن، واکنش درست و مفیدی نیست. وقتی شما با کسی روبرو می‌شوید که مرتکب بی‌ادبی در مورد شما می‌شود، می‌توانید با واکنشی مودبانه، دفاعی و جسورانه برخورد کنید تا بتوانید تا جایی که امکان دارد، پیامدهای منفی این بی‌ادبی را به حداقل برسانید.

 

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟
 حد و حدود تعیین کنید

هر چند کنترل رفتار دیگران برای شما مقدور نیست ولی می‌توانید حد و حدودی تعیین کنید که مشخص باشد دیگران باید با شما چه رفتاری داشته باشند. مثلا وقتی شما به عنوان فروشنده، مورد گله و شکایت مشتری قرار می‌گیرید و او سرتان فریاد می‌زند یا با بی‌ادبی خطاب‌تان می‌کند، شما باید گفتگو با او را همانجا تمام کنید.

 

تعیین حدود مشخص باعث می‌شود دیگران به شما احترام بگذارند. ضمنا این حد و مرزها دیگران را در شرایطی قرار می‌دهد که متوجه رفتار یا کلام بی‌ادبانه‌ی خود بشوند. شما به این طریق با مسئول قرار دادن فرد ِ بی‌ادب، تشویقش می‌کنید که رفتارش را تغییر دهد.

مشکل را پیدا کنید

رفتاری گستاخانه معمولا پوششی برای یک یا چند مشکل پنهان است. مثلا، اگر همسایه‌ی شما ناگهان رفتارش تغییر کرده و از ملاقات و تماس رودرو با شما اجتناب می‌کند، حتما دلیلی برای این کار وجود دارد. به جای فرضیه پردازی و غرق شدن در این سوال‌ها که چرا چنین شده، دست به اقدام بزنید، کافیست از او بپرسید مشکل چیست. مطمئن باشید با مکالمه‌ی مستقیم و ارتباط بدون واسطه، انگیزه‌ و دلیل بدرفتاری همسایه‌تان، برطرف خواهد شد.

از درگیری پرهیز کنید

شاید وسوسه شوید جواب رفتار ناخوشایند و بی‌ادبی را با واکنشی مشابه بدهید، اما این گونه نمی‌توانید از تنش کم کنید، بلکه احتمالا بیشتر هم می‌شود. جواب یک فرد بی‌ادب را دوستان بدهید، حتی می‌توانید لبخند بزنید، شاید با لبخند شما او وادار شود رفتارش را بررسی کند. ضمنا جواب بی‌ادبی را با مهربانی و ملاطفت دادن، قدرت شما را نشان می‌دهد. پس به جای شریک شدن در یک رفتار بد، با مهر و ادب، خاتمه‌اش دهید.

 

با آدم‌های بی‌ادب چطور رفتار کنیم؟
 

به خودتان نگیرید

این احتمال وجود دارد که دلیل رفتار ناپسند افراد با شما، هیچ ارتباطی با شخص شما نداشته باشد. رفتارهای ناخوشایند معمولا ریشه در یک درد یا ناراحتی دارند. ممکن است کسی تحت استرس‌ و فشارهای زیاد زندگی و عدم توانایی‌اش در کنترل موثر امور، دست به رفتارهای ناپسند بزند یا کلامش با تلخی و بی‌ادبی همراه شود.

 

هر چند دلایل پنهان بی‌ادبی، توجیه کننده‌ نیستند اما می‌توانند روی نگاه و واکنش شما اثر بگذارند. درست است که مورد بی‌ادبی واقع شدن به هر صورت نامطلوب است، اما قبل از اینکه نگران شوید چه کاری ممکن است کرده باشید که چنین واکنشی در بر داشته یا اینکه دفاع عجولانه و تهاجمی از خود بکنید، زمینه و شرایط را بررسی کنید.

 

منبع: oureverydaylife

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه باشد!


ایرنا زندگی: بسیاری از ما حتی حواسمان نیست که ممکن است کار‌های ساده که هر روز آن‌ها را انجام می‌دهیم، بی‌ادبی تلقی شود. شکستن این عادت‌ها کار سختی نیست، بنابراین بهتر است از همین حالا شروع کنیم.

حتی اگر ما افراد آگاه و مبادی آدابی هم باشیم ممکن است کار‌هایی را انجام دهیم که آنقدر‌ها مودبانه نباشد. حتی به نظر بسیاری از ما این رفتار‌ها بی‌ادبی نیستند. بسیاری از ما حتی حواسمان نیست که ممکن است این کار‌های ساده که هر روز آن‌ها را انجام می‌دهیم، بی‌ادبی تلقی شود.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۱. بدون اینکه از ما سوال شود، ابراز عقیده می‌کنیم

در هر زمان و هر مکان ابراز عقیده می‌کنیم. در حالی که در بسیاری از فضا‌های اجتماعی تا زمانی که از ما خواسته نشده است، نباید نظر بدهیم. مراقب خطر بی‌ادب خوانده شدن باشیم.

۲. پیامک حین راه رفتن

اگر وسط یک پیاده‌رو یا فروشگاه شلوغ مشغول نوشتن یک پیامک هستیم، نسبت به اطرافیانمان بی‌توجه و بی‌ادب بوده‌ایم. بهتر است سر راه دیگران نایستیم و جایی پیاممان را بنویسیم که موجب ایجاد ترافیک و مزاحمت برای دیگران نشود.

۳. تماس تلفنی در سرویس بهداشتی عمومی

متأسفانه این کار بی‌ادبانه‌ای است و باید منتظر بمانیم تا در مکان خصوصی به تلفن پاسخ دهیم. درست همان‌طور که نباید در تاکسی و مکان‌های عمومی با تلفن صحبت کنیم.

۴. هنگام خرید چیزی مشغول تلفن همراه خود باشید

درست است که ما مسئولان فروش را نمی‌شناسیم، اما کار مودبانه‌ای نیست که آن‌ها را در نظر نگیریم و حتی چند ثانیه به آن‌ها توجه نکنیم.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۵. استفاده نکردن از کلمه «لطفا» و «متشکرم» به افرادی که مشغول کار‌های خدماتی هستند

افرادی که در موقعیت‌های خدماتی هستند کار باارزشی ارائه می‌کنند که باید مانند دیگر انسان‌ها با آن‌ها به ادب و تواضع رفتار کنیم و قدردان آن‌ها باشیم. با نگاه از بالا به پایین و طرز صحبت کردن نادرست، تنها خودمان را بی‌ادب جلو می‌دهیم.

۶. به خاطر ندانستن چیزی احساس بدی را در دیگران ایجاد می‌کنیم

هر یک از افراد مهارت و تخصص‌هایی دارند. مثلا اگر ما طرز تهیه کیک شکلاتی را بلد نباشیم، بدون شک برای ما ضعف محسوب نمی‌شود. اما گاهی اوقات ما دیگران را برای چیزی که نمی‌دانند مسخره کرده و آن‌ها را شرمگین کرده‌ایم.

۷. ابرو در هم کشیدن و ترش‌رویی

گاهی بدون علت خاصی چهره در هم کشیده‌ایم و این تصور را ایجاد می‌کنیم که عصبانی یا نگران هستیم. این اتفاق می‌تواند ارتباط ما را مختل کند. در این مواقع باید لبخند بزنیم تا محیط را به حالت طبیعی بازگردانیم.

۸. استفاده از بلندگوی تلفن همراه در مکان عمومی

آداب استفاده از تلفن همراه به ما می‌گوید وقتی از بلندگوی تلفن خود در مکان عمومی استفاده می‌کنیم، موجب می‌شویم که دیگران همه حرف‌های ما را بشنوند و در نهایت کار بی‌ادبانه‌ای انجام داده‌ایم.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه باشد!

۹. به داستان‌های دیگران سریع پاسخ می‌دهیم

دوست شما ماجرایی را تعریف می‌کند. شما سریع به او پاسخ می‌دهید و از تجربه خودتان حرف می‌زنید. گاهی اوقات این مهربانی جنبه بی‌ادبی به خود می‌گیرد و گویی شما تنها در حال پاسخ دادن هستید.

۱۰. به قدردانی افراد نزدیکمان توجه نمی‌کنیم

گاهی اوقات به علت فروتنی و خجالت به ابراز قدردانی دیگران توجه نمی‌کنیم. در حالی که گاهی اوقات این اتفاق جنبه بی‌رحمانه‌ای به خود می‌گیرد و بی‌ادبی محسوب می‌شود.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۱۱. در رانندگی به دیگران راه نمی‌دهید

رانندگان احتمالاً از خواندن این بخش لبخندی زده باشند. ما در رانندگی مجبوریم وارد خطوط دیگر شویم تا به اتوبان، خیابان و یا دسترسی محلی نزدیک‌تر شویم و از پیچیدن‌های ناگهانی جلوگیری کنیم. به دیگران اجازه عبور بدهیم و بدانیم این یکی از کار‌های بی‌ادبانه روزمره ماست.

۱۲. مصرف غذا با بوی تند در محل کار

محل کار هر فرد متشکل از افرادی است که ممکن است به بوی تند ماهی و امثال آن حساس باشند. بهتر است در این زمینه توجه لازم را داشته باشیم که این کار می‌تواند به معنای در نظر نگرفتن دیگران باشد و بی‌ادبی تلقی شود.

۱۳. درخواست دیدن خانه دیگران

اگر دوست یا فامیل شما خانه خود را عوض کرده است و علاقه دارید خانه جدید او را ببینید، تا زمانی که خودش چنین پیشنهادی به شما نداده، بر کنجکاوی خود مسلط شوید و درخواست دیدن منزل را مطرح نکنید.

۱۴. دیگران را به هم معرفی نمی‌کنید

وقتی شما دو نفر را می‌شناسید که یکدیگر را از قبل نمی‌شناسند، کار مودبانه‌ای نیست که آن‌ها را به یکدیگر معرفی نکنید. گاهی اوقات ممکن است فراموش کنیم، اما این کار اهمیت زیادی دارد و موجب ایجاد احساس راحتی بین آن‌ها و فضای صمیمانه جلسه می‌شود.

۱۵. می‌پرسیم که آیا افراد فرزند دارند

ما در جریان زندگی دیگران نیستیم و نمی‌دانیم چه کسی در این اواخر سقط جنین داشته و یا تلاش کرده است که بچه داشته باشد. این سوال بی‌ادبانه‌ای است که بسیاری از افراد بدون آگاهی از حواشی آن را از دیگران می‌پرسند.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۱۶. قرار می‌گذارید و توقع دارید دیگری هزینه صورت‌حساب را بدهد

چقدر برای شما اتفاق افتاده است که برنامه‌ای را بریزید، اما پول کافی برای پرداخت نداشته باشید؟ متأسفانه این کار نشان می‌دهد شما به اندازه جیب خودتان حرکت نمی‌کنید و از دیگران توقع نادرستی دارید و در نتیجه باید این رفتار خودتان را تغییر دهید.

۱۷. کنسل کردن برنامه

اگر برنامه خودتان را به راحتی لغو می‌کنید، به دوستان و آشنایانتان این پیام را می‌رسانید که خیلی برای شما اهمیت ندارند. برای لغو کردن قرار قبلی خودتان، دلیل خوبی ارائه کنید و برای تنظیم قرار بعدی اقدام کنید تا احساس بهتری را به دیگران منتقل کنید.

۱۸. به دیگران می‌گویید لبخند بزنند

شما ممکن است روز خیلی خوبی را گذرانده باشید و احساس خیلی خوبی داشته باشید، اما دلیل نمی‌شود به دیگران بگویید که لبخند بزنند. بعضی اوقات افراد نیاز به نشان دادن احساسات واقعی خودشان دارند و در هر حالتی لبخند زدن توصیه خوبی نیست.

۱۹. بازو‌های خود را در هم می‌کشید

بعضی از حرکت‌ها به اصطلاح زبان بدن نام دارند. شما باید توجه داشته باشید که وقتی بازو در هم می‌کشید، ممکن است دیگران از حرکت شما احساس بی‌احترامی و بی‌توجهی کنند.

۲۰. نام دوستانتان را فراموش می‌کنید

بعضی اوقات این اتفاق برای شما پیش می‌آید. متأسفانه اینکه نام دوست خودمان را فراموش کنیم بسیار بی‌ادبانه است و حس بدی را برای او ایجاد می‌کند. تلاش کنید از اینگونه اتفاقات جلوگیری کنید.

منبع: BESTLIFE