آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟


وب‌سایت ترجمان – بابک طهماسبی: برخی عشق را والاترین عاطفه‌ی بشری می‌دانند و برخی منشأ درد و رنجی بی‌حساب. در توصیف عشق میلیون‌ها کلمه بر زبان جاری شده است، ولی کمتر به فرایند زیست‌شیمیایی در پس آن پرداخته شده است. آیا ممکن است دارویی ساخته شود که ما را عاشق کند یا از عشق منصرفمان کند؟ اصلاً می‌شود روابط عاشقانه را با سازوکار‌های شیمیاییِ بدن دست‌کاری کرد؟ دو محقق دانشگاه آکسفورد می‌گویند فرایند‌های زیستی عشق تأثیر به‌سزایی بر جنبه‌های روانی افراد دارد و با تزریق مقدار مشخصی از داروها، تحت‌نظر پزشک، می‌توان رابطه‌های ترک‌خورده‌ی عاطفی را دوباره ترمیم کرد. اما چقدر می‌شود به یافته‌های آن‌ها اتکا کرد؟

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟

اینک دیگر مدت‌هاست که برای درمان طیفی از مشکلات روانی، مانند افسردگی و اضطراب، به‌وفور از دارو‌هایی استفاده می‌شود که می‌توان آن را دارو‌های تغییر ذهن نامید. از‌جمله دارو‌های مهارکنندی باز‌جذب سروتونین (SSRI ها) که همان‌طور که از نامشان پیدا‌ست، بر میزان سروتونین در مغز تأثیر می‌گذارند.

در این میان، گونه‌ای وضعیت روانی هست که برای آن دارویی تجویز نمی‌شود و هر‌گونه دخالت زیستی‌پزشکی در آن نا‌روا دانسته می‌شود. بی‌تردید می‌توان گفت بیش از هر وضعیت دیگر انسانی، درباری این وضعیت صحبت می‌شود و این وضعیت دلیل بخش عمده‌ای از زیباترین هنر‌ها و ادبیات و موسیقی است. هر سال در چهارده فوریه این وضعیت گرامی داشته می‌شود یا، به‌اعتقاد برخی، از آن بهره‌برداری اقتصادی می‌شود: عشق.

عشق شاید چیزی سرشار از شگفتی و زیبایی باشد، ولی همه می‌دانند به‌هر‌حال وضعیتی است که درمانی ندارد. ولی عشق را نمی‌توان با پول خرید. برخی عشق را والاترینِ عاطفه‌ها می‌دانند و برخی منشأ درد و رنجی بی‌حساب. اگر از ده نفر بپرسید عشق چیست، بی‌شک ده پاسخ متفاوت خواهید شنید. در توصیف این احساس میلیون‌ها کلمه بر زبان جاری شده است، ولی کمتر به فرایند زیست‌شیمیایی که در پس آن نهفته پرداخته شده است.

دو اخلاق‌شناس دانشگاه آکسفورد، در کتاب جدیدشان، از این می‌گویند که این جنبه‌ی مغفول عشق به همان اندازه‌ی ساختار اجتماعی و روان‌شناسانه‌ی آن اهمیت دارد. شاید این را به‌شکلی شهودی می‌دانستیم، زیرا فقدان جذابیت عاطفیِ یک شخص برای خودمان را چنین بیان می‌کنیم: «گروه خونی‌مان به هم نمی‌خورد».

با‌این‌همه، گرچه بسیاری از ما قبول کرده‌ایم که دارو‌هایی که بر مغز تأثیر می‌گذارند در درمان بیماری‌های روانی کارایی دارند، ولی اتخاذ همین رویکرد درباره‌ی عشق به مذاق کسی خوش نمی‌آید. عشق را چیزی سالم و طبیعی می‌دانیم و از همین رو‌ست که آن را موضوع «تقویت زیستی‌پزشکی» نمی‌دانیم.

ولی این دو اخلاق‌شناس استدلال می‌کنند که اینک زمان تغییر نگرشمان دراین‌باره و بررسی امکان‌هایی است که پیشرفت‌های انقلابی در زیست‌پزشکی و علوم‌اعصاب فراهم کرده است. «اگر روزی بتوانیم فرایند‌های عصبی‌شیمیاییِ مربوط به وابستگی عاطفی را به‌روشی ایمن هدف گرفته و دستکاری کنیم، دلایلی در دست است که نشان می‌دهد این کار می‌تواند به افرادی که به‌راستی نیازمند آن هستند کمک شایانی بکند».

نویسندگان این کتاب پا را از این هم فراتر می‌گذارند و می‌گویند همین امروز نیز چنین دارو‌هایی تا‌حدودی آزموده شده‌اند و افراد زیادی در سراسر دنیا آن را استفاده کرده‌اند و لازم است هر‌چه‌ زودتر پژوهش‌هایی کنترل‌شده روی آن‌ها صورت گیرد. مشکل این‌جاست دارو‌هایی که نویسندگان این کتاب از آن سخن می‌گویند همگی مواد روان‌انگیز غیر‌قانونی هستند، مانند قرص پارتی یا همان اکستازی.

آن دو به مطالعاتی ارجاع می‌دهند که حاکی‌از تأثیر مثبت داروها بر بیمارانی است که دچار اختلال اضطرابی پس از سانحه (PTSD) هستند و چنین حدس می‌زنند که شاید این ماده برای زوج‌هایی که در رابطه‌شان به مشکل برخورده‌اند نیز مفید باشد.

یکیاز آن‌ها می‌گوید تحقیق کوچکی انجام شده است که نشان می‌دهد در زوج‌هایی که یکی از طرفین به اختلال PTSD دچار بودند، مصرف حساب‌شده‌ی داروها به بهبود رابطه کمک کرده است. به گفته‌ی او، گمان می‌رود دلیل تأثیر مثبت این ماده در مبتلایان به PTSD این باشد که یک دسته مکانیسم‌های دفاعی را از کار می‌اندازد. وقتی این مکانیسم‌های دفاعی از کار می‌افتند، صحبت از احساسات و درونیات بسیار راحت‌تر می‌شود.

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟

همچینن توضیح می‌دهد: «منظور ما این است که آسیب روانی طیف وسیعی را شامل می‌شود و روابط عاطفی نیز گاهی آسیب‌رسان هستند. دلیل اصلی از‌بین‌رفتن بسیاری از روابط در طول زمان این است که شبه‌آسیب‌ها یا آسیب‌های عاطفی در داخل یا خارج از رابطه روی می‌دهد. در این حالت، افراد رفته‌رفته در خودشان می‌روند و دیگر با طرف مقابلشان از احساسات و افکارشان نمی‌گویند. از طرفی، نوع خاصی از صمیمیت لازمه‌ی عشق است، ولی حین صحبت درباره‌ی موضوعاتی خاص با طرفمان مکانیسم‌های دفاعی ما فعال می‌شود و واکنش‌های ناخودآگاه ناشی از ترس از خود بروز می‌دهیم، این مکانیسم‌ها و واکنش‌ها دقیقاً همان چیز‌هایی هستند که این ماده در غلبه به آن‌ها به ما کمک می‌کند».

از این گفته‌ پیدا‌ست که قصد او این نیست که مثلاً در قرار اول از تقویت زیستی‌پزشکی استفاده شود، زیرا به قول خودش او به لزوم «اصالت» احساسات و قلابی‌نبودن آن‌ها در رابطه باور دارد؛ تمرکز او بر کسانی است که آن مرحله‌ی نخست آزمون شیمی را از سر گذرانده‌اند، ولی عشقشان به مرور زمان به‌دلیل سختی‌های روزمره‌ی زندگی دستخوش فرسودگی و زوال شده است.

«فرض کنید دارویی مصرف کنیم و ناگهان با کسی احساس صمیمیتی بکنیم که تا پیش از دارو آن احساس وجود نداشت. در این حالت، این احتمال وجود دارد که در‌واقع این حس به‌تمامی ناشی از دارو باشد و نه برآمده از نوعی هم‌خوانی و سازگاری تثبیت‌شده میان ما و طرف مقابلمان.

این دو نویسنده ادعا می‌کنند که «زیربنای زیستی عشق رمانتیک کشف شده» و منظره‌ی داروی عشق در افق پیداست. برای بار نخست که اصطلاح سندرم ازدواج ناگهانی به‌کار برده شد، منظور زمانی بود که دو نفر مثلاً با هم آشنا می‌شوند و پیش خودشان می‌گویند وای، نیمه‌ی گمشده‌ام را پیدا کردم و می‌روند و ازدواج می‌کنند. ولی تأثیر دارو که از بین می‌رود و همدیگر را بیشتر می‌شناسند، در‌می‌یابند که چنان هم با یکدیگر سازگار نیستند».

این دو نویسنده صحبت از قانونی‌شدن این ماده نمی‌کنند. آن‌ها به خطرات احتمالی آن اذعان می‌کنند، به‌خصوص اگر در موقعیتی نادرست و بدون حمایت‌های لازم مصرف شود، و چنین استدلال می‌کنند که دسترسی به این ماده باید صرفاً برای مقاصد درمانی و تحت‌نظر متخصصان باشد.

آیا روابط عاشقانه را می‌شود با دارو ترمیم کرد؟

با نگاهی بدبینانه، می‌توان گفت که در این صورت دیگر از عشق چه می‌ماند؟ ولی نکته‌ی مهم‌تر این است که چطور بتوانیم دو نوع رابطه را از هم تشخیص دهیم: یکی رابطه‌ای که حفظ آن ارزش دارد و باید آن را تقویت کرد، دوم رابطه‌ای که از‌اساس ناکارآمد است و این خطر وجود دارد که این نشئگی موقت آن ناکارآمدی اساسی را پنهان کند.

آن‌ها بسیار مراقب هستند که عشق را چندان هم هنجارگذارانه تعریف نکنند تا با تعریف هر عاشق از عشق همخوانی داشته باشد.

در این کتاب، شاهد ادعا‌های جسورانه‌ای هستیم که به نظر می‌رسد بیش از اینکه برآمده از واقعیت‌های مستحکم علمی باشند، بیشتر مقاصد تبلیغاتی دارند. برای نمونه، ادعا می‌کند که «زیربنای زیستی عشق رمانتیک کشف شده است» و منظره‌ی داروی عشق در افق پیداست. اگر هم نگوییم جامعه‌ی علمی هنوز در این مورد سردرگم است، حداقل می‌توان گفت هنوز بحث‌های زیادی درباره‌ی آن اجزای زیربناییِ زیستی در جریان است. نویسندگانِ کتاب اخلاق‌شناس هستند، پس جای تعجب نیست که اوج کتاب وقتی است که به موارد اخلاقی و اجتماعی و کاربردیِ مربوط به پیشرفت علمی می‌پردازد، نه صرفاً جزئیات خود آن پیشرفت علمی.

اگر روزی آن به‌اصطلاح زیربنای زیستی واقعاً آشکار شود و بتوانیم رفتار و عواطف را با دارو‌ها تنظیم کنیم، پس آیا در آن شرایط، ما انسان‌ها کمتر از گذشته خودمختار خواهیم بود و در‌عوض بیشتر شبیه دستگاه‌هایی برنامه‌پذیر خواهیم شد؟ نظر شما چیست؟

منبع: Guardian

اسم انسان‌ها را مسخره نکن، هموطنِ باشعور


وب‌سایت میدان – الهه توانا: چرا توقع داریم آن‎چه افراد با آن نامیده می‎شوند، مطابق ظاهر و خلقیاتشان است؟ با اینکه می‌دانیم هیچ‎کس در انتخاب نام و نام‎خانوادگی‎اش حق انتخاب ندارد.

اگر توی مطب دکتر، منشی صدا بزند آقای «پیلتن» و مرد کوتاه‌قد ریزجثه‌ای از جا بلند شود، لبخند می‌زنیم. اگر آدم عجولی با فامیلیِ «صبوری» بین دوروبری‌هایمان باشد، حداقل یک‌بار شوخی یا جدی بهش گفته‌ایم «چقدر هم که تو صبوری». اسم‌های جنسیت‌دار به‌عنوان نام‌خانوادگی در رأس دستمایه‎های شوخی قرار دارند. فکر می‌کنیم همه‌ی کسانی که فامیلیشان «فرزانه» است باید زن باشند و همه‌ی «امیر»‌ها مرد و هر وقت به مثال نقضی بربخوریم، به خودمان اجازه می‌دهیم با ریشخند یا چشم‌های گشاد شده این اختلاف را به سمع و نظر دارنده‌ تناقض برسانیم.

نام‌گذاریِ فرزند؛ مُد روزافزونِ اسم‌های عجیب

فیلم‎ها و سریال‎های کمدی بار‌ها از این موضوع شوخی ساخته‎اند و ما هم هربار خندیده‌ایم درحالی‎که می‎دانیم که هیچ‎کس در انتخاب نام و نام‎ خانوادگی‎اش حق انتخاب ندارد. می‎دانیم که اسم‎های خانوادگی به ارث می‎رسند و اسم‎های کوچک بنابه سلیقه و زمانه و مناسبت‎ها و اتفاق‎ها و ملاحظات بسیار دیگری انتخاب می‎شوند. اما باز توقع داریم آن‎چه افراد با آن نامیده می‎شوند، مطابق ظاهر و خلقیاتشان باشد. شاید فکر کنید در این قضیه اگر شوخی و مسخره‎کردن در کار نباشد، مشکل حل می‎شود، اما می‎خواهم بنا به تجربه‎ی شخصی بهتان بگویم واکنش مثبت نشان‌دادن به اسم افراد هم می‎تواند آزاردهنده و حتی آسیب‎زا باشد.

توانا! تو دیگه چرا؟

خانم ببخشید، من درس نخوندم.

نچ نچ نچ. تو که توانایی! تو دیگه چرا؟

***

کی جواب این سوال رو می‌دونه؟

(هیچ‌کس)

دختر تو باید قدر این فامیلی رو بیشتر بدونی. بیخود که بهت نگفتن توانا.

شاید فکر کنید دارم سخت‎ می‎گیرم، ولی به این جملات به چشم توقعات ناتمام و بی‌جایی نگاه کنید که روی سر یک بچه‌ی ۷ساله هوار می‌شوند و در تمام طول زندگی‌اش هم دست از سرش برنمی‌دارند. او باید جواب همه‌ی سوال‌ها را بداند و توی همه‌ی رشته‌های ورزشی برنده باشد و همیشه ۲۰ بگیرد، چون خیلی سال پیش، احتمالا یکی از اجدادش از پس کاری برمی‌آمده‎ است و «توانا» صدایش کرده‌اند.

خودم را گول زده‌ام اگر کمال‌طلبی‌ام و عوارض فلج‌کننده‌اش را یک‌سره زیر سر معلم‌ها و کسان دیگری بدانم که دائم ازم انتظار «توانایی» داشتند، ولی نمی‌توانم منکر تأثیرشان بشوم. وقتی در اولین مواجهه‌ی رسمی با اسم خانوادگی‌ات، بی‌توجه به استعداد و محدودیت‌هایت بهت القا می‌کنند که «باید بتوانی» و این تلقین بار‌ها و بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌شود، خودت هم باورت می‌شود که موظف به توانستنی. بعد از آن‌جایی که یک انسان معمولی هستی و قدرت‌های ماوراءطبیعی و چوب جادویی نداری هی به «ناتوانی» هایت برمی‌خوری و هی یادت می‌آید و می‌آورند که «تو باید…» و هی زیر این فشار له می‌شوی. می‌بینید؟ به‌همین راحتی می‌شود زندگی را به کسی سخت کرد. اسمِ آدم‎ها کارکرد نام‎گذاری برای اشیا را ندارد. اگر میزی ببینیم که قاشق صدایش می‎کنند، حق داریم که بخندیم یا تعجب کنیم یا بپرسیم ببخشید درست شنیدم؟ ولی منطقی نیست که دنبال هماهنگی دال و مدلول در نامیدن‎های انسانی بگردیم.

بچه‎های امروز علاوه ‎بر دردسر‌های نامیدنی رایج، واکنش‎ ناراحت‎کننده‎ی دیگری هم دریافت می‎کنند. دهه‎ هشتاد و نودی‎ها هربار که خودشان را معرفی می‎کنند، باید منتظر ابرو‌های درهم و چشم‎های ریز شده و شنیدن «چیِ؟» کشدار از طرف مقابل باشند. اسم‌ها هر قدر هم ناشنیده و نامأنوس باشند، اجازه نداریم طوری با دارند‎ه‎ی آن‎ها برخورد کنیم که انگار موجودی ناشناخته‎ است و از سیاره‎ی دیگری آمده. بزرگ‌ترها، اما عموما خودشان را در این نوع واکنش نشان دادن به اسم بچه‌های نسل جدید، محق می‌دانند چرا که معتقدند قصور از سمت والدین بوده که اسمی آشنا به‎ گوشِ آن‎ها برای فرزندشان انتخاب نکرده‎اند.

اخیرا روان‎شناسان و جامعه‌شناسان هم بحث‌هایی در این‎باره مطرح کرده‎اند و تا جایی‎که نویسنده مطلع است، همگی متفق‎القول به این نتیجه رسیده‎اند که اسم‎ها نباید نامأنوس باشند و باید معنای روشنی داشته ‎باشند. من ندیدم جایی که کسی در این «بایدونبایدها» اقتضائات زمانی و زبانی را لحاظ کند. زبان، پویا و زنده‎ست؛ در طول حیاتش واژه‎هایی را دور می‎ریزد، واژه‎هایی را قرض می‎گیرد و واژه‌های تازه‎ای می‎سازد.

اسم‎های خاص هم بیرون از این فرایند نیستند. ملاکِ خوش‎آهنگی و خوش‎آیندی بیست‎سال پیش متفاوت از امروز بوده‎‎ و این سلیقه و بینش سخن‎وران زبان در بستر زمان است که تعیین می‎کند چه تغییراتی مجازند. با این تفاصیل، «حالا این‎که گفتی، یعنی چی؟» در واکنش به اسم بچه‎های نسل جدید، والدین را به انتخاب نام‎های مورد علاقه‎ی ما مجاب نمی‎کند؛ تنها باعث آزردگی صاحب اسم است و نشان انعطاف‎ناپذیری ما در برابر تحولات زبانی. برخورد با اسم افراد منحصر به شوخی و تعجب نیست و می‎تواند به تبعیض هم منجر شود.

نام‌گذاریِ فرزند؛ مُد روزافزونِ اسم‌های عجیب

به‎نام تبعیض

اما آیا مسئله‎ی اسم، به‎همین‎جا ختم می‎شود؟ اسم، اولین ابزار هویت‎مندی است. افراد با اسم و نحوه‎ی نامیده‎شدنشان، خود را می‎شناسند و هر نوع واکنشی هرچند ظاهرا کوچک و بی‎‎اهمیت- می‎تواند در تلقی آن‎ها از خودشان تأثیری ناخوشایند بگذارد. برخورد با اسم افراد منحصر به شوخی و تعجب نیست و می‎تواند به تبعیض هم منجر شود. اسامی مذهبی در جوامع دین‎باور، طرفداران زیادی دارد.

قابل‎ درک است که یکی از ملاک‎های اسم‎گذاری برای فرزندان، اعتقادات دینی باشد، اما آیا قابل ‎درک است که این نام برای دارنده‎اش، تمایزی به‎همراه داشته‎باشد؟ بالاتر درباره‌ی انتظار بی‎جایی گفتم که به‎دنبال تطابق معنایی اسم افراد و خصوصیات خلقی و ظاهری‎شان است، حالا می‎خواهم اضافه کنم که بعضی اسم‎ها علاوه‎ بر (یا به‎جای) بار معنایی، بار مصداقی هم دارند. یعنی تصور ما از آن‎ها به این بستگی دارد که اولین یا مشهورترین مسمی چه شهرتی داشته‎ و نسبت ما با آن چیست.

یادم می‎آید در مدرسه، در اعیاد مذهبی به دانش‎آموز‌های هم‎نام با معصومین جایزه می‎دادند؛ جایزه‎ای که طبعا تلاشی برای دریافتش انجام نشده ‎بود. این رفتار ظاهرا کم‎ اهمیت وقتی بدانیم تشویق برای بچه‎های کم ‎سن‎وسال نشانه‎ای جدی از مورد پذیرش قرار گرفتن است، رنگ تبعیض به خود می‎گیرد. صورت عکسش را هم البته افرادِ هم‎نام شخصیت‎های مذهبی، تجربه کرده‎اند و می‎کنند؛ آن‎ها گاهی صرفا به‎دلیل نسبت اسمیشان با شخصیتی مذهبی مورد رفتار خصمانه یا دست‎کم غیردوستانه قرار می‎گیرند و گاه به‎دلیل ناهمخوانی بین باور‌ها و رفتارشان با اسمشان مواخذه می‎شوند. غیر از مذهب، خاطره‌های جمعیْ از شخصیت‎های تاریخی و سیاسی هم بارِ دیگری‎ست که مصداق اولیه یا مشهور اسم‎ها به مسمی‎ها تحمیل می‎کند.

بازخورد مثبت یا منفی به نام دیگران می‌تواند باعث احساس فشار، تحقیر یا تبعیض شود، اما این همه‌ی ماجرا نیست. اسم‌ها همیشه مفهوم خود را از رفتار اجتماعی نمی‎گیرند و گاهی معنای لغوی آن هاست که فارغ از بازخورد دیگران، واجد تأثیر است.

اسم یا نشان و برچسب؟

تا این‎جای بحث، نوک پیکان متوجه «واکنش‎»‌ها بود. گفتیم و خواندیم که بازخورد مثبت یا منفی به نام دیگران می‌تواند باعث احساس فشار، تحقیر یا تبعیض شود، اما این همه‌ی ماجرا نیست. اسم‌ها همیشه مفهوم خود را از رفتار اجتماعی نمی‎گیرند و گاهی معنای لغوی آن هاست که فارغ از بازخورد دیگران، واجد تأثیر است. البته از آن‎‌جایی که با زبان سروکار داریم، این تفکیک حوزه‎ی فردی و جمعی چندان دقیق به‎نظر نمی‎رسد؛ زبان به‎طور کلی و اسم‌ها به‎طور خاص در ارتباط ا‎ست که معنا و کارکرد پیدا می‎کنند. مقصودم از «تأثیر فارغ از واکنش‎های بیرونی» آن است که بعضی اسم‎ها لزوما بازخورد آگاهانه برنمی‎انگیزند و بنا به‎معنای لغوی‎شان در لایه‎ای پنهان‎تر حیات دارند.

نام‌گذاریِ فرزند؛ مُد روزافزونِ اسم‌های عجیب

مثلا؟ به‎جای مثال زدن، دعوت‎تان می‎کنم به یک بازی ساده. من چندتا صفت نام می‎برم و شما اولین اسمی را که با آن صفت در ذهن‎تان تداعی می‎شود، به زبان می‌آورید (هرچند من نمی‎‌شنوم)؛ رویین‌‎تن، مظلوم و آرام، خوش‌‎منظر، شجاع، بالطافت، قوی، غمخوار، سعادتمند. با تقریب خوبی می‎توانم بگویم صفت‎های مبتنی بر توانایی و قدرت، اسامی پسرانه و دسته‎ی دوم صفت‎ها نام‎های دخترانه را تداعی کردند.

البته اگر بیشتر فکر و کمی جست‎وجو کنیم، اسم‎های دخترانه واجد معانی گروه دوم و بالعکس می‌یابیم، اما اولین نامی که به ذهن می‎رسد، احتمالا نشان از پیوند قوی‎تری دارد؛ پیوندی قوی بین آن‎چه از نقش‎های جنسیتی توقع داریم و شیوه‎ای که آن‎ها را صدا می‎زنیم. به این‎ترتیب بی‎راه نیست اگر بگوییم اسم‎ها در بازتولید کلیشه‎های جنسیتی نقش دارند. اسم‎ها همچون نشان و برچسب به دختر‌ها می‎گویند جامعه از آن‎ها توقع زیبایی و وقار و معصومیت و امثالهم دارد و به پسر‌ها می‎گوید باید قدرتمند و دلاور باشند. نظر شما چیست؟ با آن‎چه در این بحث مطرح شد، موافق‎اید؟ رنج‎های نامیدن دیگری می‎شناسید که از چشم نویسنده دور مانده‎باشد؟

اعتیاد چگونه ما را به سوی تباهی می‌برد؟


برترین‌ها – محمدرضا آشتیانی؛ آسیب‌شناس: از میان حلقه‌های دود سیگار ساختمان‌هایی را که به سمت آسمان سر به فلک کشیده اند نگاه می‌کند. به آسمان گرفته و خاکستری که می‌بارد و سفیدی برف با رنگ روزگارانش تناسبی ندارد. نفس عمیقی می‌کشد و به صندلی تکیه میدهد. خاکستر سیگارش به زمین می‌ریزد. کدام سقف، کدام خانه او را به آرامش بر می‌گرداند؟ لرزشی در تنش حس می‌کند، اما توان تکان دادن پایش را هم ندارد. برای لحظه‌های تلخ او چه کسی مقصر است؟ پدر یا مادر؟ دوست یا جامعه‌ای که آغوشی برای تنهایی‌های او نداشت؟ کدام اتفاق او را در این شهر زیر این آسمان تحقیر کرد؟ عادت مرگبار حتی قدرت فکر کردن را هم از او گرفته است. خاطراتش را از دست داده؛ چه چیزی مانده به جز خاکستر سیگار زیر پایش.

تصویر رنگ پریده پسر در جلوی کلینیک ترک اعتیاد در اقدسیه در ذهن می‌ماند. یک تکرار دیگر؛ هر روز و هر روز این تصاویر تکراری را در منطقه مان می‌بینیم و چه ساده می‌گذریم از کنار نوجوانان و جوانانی که قرار است شهر و کشورمان را بسازند و اینگونه در سراشیب تباهی قرار گرفته اند.

مستقیم به سوی تباهی

اعتیاد

از پله‌های کلینیک بالا می‌روی و وارد راهروی بلند می‌شویی. ته راهرو اتاقی است که تنها راه نجات پسر جوان محله است. تصور تلخی است که روی این تخت‌ها پسر یا دختر نوجوانی بخوابد، ولی این تصور واقعی است. پسر با چشمانی خمار و ترسی عمیق روی تخت دراز می‌کشد. دکتر محمدی قرار است پسر را درمان دهد. دکتر که هر روز با جوانانی ازاین دست مواجه است و خیلی خوب می‌داند وقتی که کسی پایش به اینجا رسیده چه راه دراز و دردناکی را در پشت سر دارد. معنی اعتیاد را که از او میپرسی میگوید: مصرف مکرر مواد مخدر. چیزی که این روز‌ها آن را یک نوع بیماری می‌دانند و در اثر وابسته شدن فرد به مواد مخدر به وجود می‌آید. عارضه‌ای که شاید خیلی راحت به سراغ آدم بیاید، اما ترک آن بسیار سخت است.

نگاهی به پسر می‌اندازدو میگوید: این جوانان به شکل‌های مختلفی وابسته میشوند. اغلب برای تسکین و آرامش موقت و گاهی هم به دنبال نشاط و هیجان کاذب. ریشه‌های اجتماعی اعتیاد را که از دکتر میپرسی نفس عمیقی میکشد و ادامه میدهد: خیلی‌ها شاید به خاطر باور‌ها و نگرش غلط به سوی این مواد گرایش پیدا میکنند. برای اعتیاد نمی‌توان تنها به یک دلیل اشاره کرد، چون دلایل متفاوتی می‌تواند فرد را به این کابوس نزدیک کند. شکل و زندگی اهالی این منطقه با بسیاری از مناطق شهر فرق می‌کند. حداقل می‌توانیم این را بگوییم که در اکثر مواقع فقر دلیل اصلی اعتیاد در منطقه‌ی ما نیست.

او که سال‌ها با بیماران مختلفی روبرو بوده از این متاسف است که سن اعتیاد به شدت پائین آمده و نوجوانان بدون هیچ اطلاعی به مواد مخدر رومی اورند.

مواد اعتیاد آور

دکتر پرونده پسر را ورق میزند و میگوید: فکر میکنید میدانست که معتاد میشود؟ بیشتر ان‌ها فکر میکنند فقط دارند یک تفریح ساده می‌کنند. هر چقدرهم برایشان توضیح بدهیم مواد مخدر فقط شامل تریا ک و هروئین و از شیشه گرفته تا مواد محرک توهم زا مثل؛ قرص‌های اکستازی؛ و کراک که در حال حاضر بیشترین مصرف را به خود اختصاص داده اعتیاد آور و مرگبارند، نمیپذیرند.

مطمئنا این پسر هم نمی‌دانسته که آن خوشی‌های لحظه‌ای چه عواقبی دارد و کارش چقدر زود میتواند به اعتیاد و بستری شدن بکشد. دکتر محمدی میگوید: تازه بیشتر کسانی که مراجعه می‌کنند قبول ندارند که معتادند. چون فقط مدت کوتاهی است که به مصرف رو آورده اند، ولی متأسفانه حتی مصرف دو یا سه بار کراک هم باعث اعتیاد می‌شود و از لحاظ روحی و روانی به شدت وابستگی ایجاد می‌کند.

پسر به سقف اتاق خیره شده است و لابد به ساعاتی فکر میکند که فارغ از همه چیز با دوستانش تنها به دنبال لذت بوده. به این فکر میکند که آن‌ها کجا هستند و او اینجا روی این تخت چه میکند؟

وابستگی جسمی و روحی

پسر مدتی است که کراک مصرف می‌کند. مواد مخدر روانگردانی که سیستم بدن را تغییر داده و از لحاظ روحی به شدت تاثیر گذار است. دکتر محمدی میگوید: مواد مخدری که در قدیم مصرف می‌شد بیشتر مواد مخدر افیونی بود که از گیاه خشخاش می‌گرفتند مثل تریاک؛ سوخته و شیره که حالا به آن‌ها مواد مخدر سنتی می‌گویند. آن‌ها بیشتر وابستگی جسمی می‌آوردند و از لحاظ روحی کمتر افراد را محدود می‌کردند، ولی امروزه مواد مخدر مصنوعی و آزمایشگاهی هستند و وابستگی‌های شدید روحی می‌آورند. موادی مثل شیشه؛ کراک؛ کوکائین و قرص‌های اکستازی.

موادی که میتواند برای افراد لذت‌های شدید آنی و حالی خوش به همراه بیاورد. آنقدر که مصرف کنندگان به قول خودشان به پرواز در می‌آیند، اما تنها چند بار مصرف کافی است تا شخص به شدت وابسته شود و مدتی نگذشته این پرواز تبدیل به سقوطی وهمناک شود. دکترتا کید میکند که نوجوانان ما اصلاً نمی‌دانند که مواد مخدر شیمیایی موجود در بازار برخلاف تبلیغاتی که انجام می‌شود ناخالصی‌های زیادی دارد. ناخالصی‌هایی که میتواند مرگی سریع را به بهترین سرمایه‌های کشور هدیه کند.

مستقیم به سوی تباهی

درمان اعتیاد

از پزشک محله مان درباره درمان اعتیاد میپرسیم و او میگوید: اگر بیمار تمایل واقعی به درمان داشته باشد و نتیجه کار برایش مهم باشد قطعاً درمان می‌شود. ولی بعضی از بیماران این طور نیستند و با این مسئله درست برخورد نمی‌کنند و، چون در سنی هستند که به عمق مشکلات و عوارض ناشی از اعتیاد واقف نیستند تمایلی به درمان ندارند و تنها به اصرار والدین به مراکز درمان می‌آیند. در این وضع نمی‌توان هیچ کاری انجام داد.

او ادامه می‌دهد که: بعضی وقت‌ها به دلیل مدت زمان طولانی اعتیاد و بالا بودن مقدار مصرف اصلا امکان درمان وجود ندارد. نباید فراموش کرد که آگاهی فرد از مراحل مختلف درمان قبل از اقدام نقش مهمی در درمان دارد و اگر درمان به موقع و درست شروع شود و ادامه یابد نتیجه مناسب خواهد بود. درمان اعتیاد به صورت کلی دو بخش دارد که درمان وابستگی روحی آن مهمترین بخش آن است.

به گفته دکتر محمدی پزشک در درمان جسم نقش بسیاری دارد، ولی درمان روح دست خود فرد است البته نقش مشاور و روان شناس را نباید نادیده گرفت.

سم زدایی

اولین مرحله درمان سم زدایی است و بعد از آن شرکت در جلسات و برنامه‌های آموزشی که حتما باید از طرف بیمار پیگیری شود و ا گرنه احتمال بازگشت بسیار خواهد بود در اطاق سم زدائی دو تخت دارد تختی که پسر جوان روی آن دراز کشیده تا مواد کشنده‌ای را که ذره ذره سلول هایش را فراگرفته از بدنش خارج کنند و تختی که خالی است. جنگی که جسم و روح در آن درگیر خواهند شد.

این تجربه تلخی است که باید آن را طی کند. سرم را به او وصل می‌کنند و دارو‌های نیمه بیهوشی و درمانی را به او آرام تزریق می‌کنند پسرچشم هایش را می‌بندد و بغض می‌کند. قرار است پسر نیمه بیهوش روی تخت چندین ساعت بخوابد و دارو به او تزریق شود و بعد از یک هفته تکرار به داروی خوراکی روی بیاورد.

روز‌های اول به او دارو‌های بیشتر می‌دهند و بعد به تدریج دارو‌ها کاهش می‌یابند دکتر محمدی می‌گوید اگر علائم ترک به خوبی کنترل شود می‌توان طول درمان را به راحتی طی کرد، ولی به دلیل وابستگی روحی ممکن است بازگشت داشته باشد و در این صورت سم زدایی موفق نخواهد بود. در بسیاری از موارد مشاوره و روانکاوی قبل از سم زدایی می‌تواند تا حد زیادی درمان را آسان کند.

پسر حالا روی تخت دراز کشیده است و…

پرواز در تاریکی

می‌دانید کراک چیست؟ کراک ماده‌ای محرک و انرژی زا و شادی آور است که از تصفیه کوکائین به دست می‌آید. ذراتی بسیار کوچک و سفید رنگ که به شکل‌های مختلف استفاده می‌شود. کراک را راحت و حتی با روشن کردن یک فندک پشت ماشین می‌توان مصرف کرد و احتیاج به مکان یا وسیله خاصی ندارد.

کراک جدیدترین ماده مصرفی بین معتادان ایرانی است که در حال حاضر در بین گروهی از جوانان منطقه شیوع بسیاری داشته است آن هم به خاطر باور‌های غلط، کنجکاوی، زیاده خواهی؛ افسردگی و؛ و مهمتر از همه این که جوانان کراک را ماده‌ی بی خطر می‌دانند بی خبر از این که کراکی که در ایران توزیع می‌شود همان هروئین است و حتی می‌توان گفت که صد و پنجاه برابر بیشتر از هروئین قدرت تخریب بر فکر و مغز و اعصاب را دارد. کراک با دو یا سه بار مصرف حتی به مقدار کم به شدت وابستگی می‌آورد و درنهایت موجب مرگ‌های فجیع می‌شود.

بعد از مصرف کراک حالات بسیار عجیبی رخ می‌دهد: احساس افزایش انرژی؛ چابکی و سرخوشی زیاد روحی و جسمی و…، اما این حالات پس از گذشت چند ساعت با لختی و بی حالی همراه است و هر چه قدر مقدار مصرف بالا رود عواقب تلخ آن بیشتر است.

مهمترین اثر کراک بالا رفتن مصرف است یعنی با تکرار مصرف بدن و روح آن را بیشتر طلب می‌کند. مصرف مدام این ماده مخدر در مدت کمتر از یکسال اثرات جبران ناپذیری دارد؛ عفونت‌های داخل بدن، پوسیدگی دندان‌ها، کاهش وزن شدید، سرطان حنجره و ریه، هپاتیت و ایدز. این آثار به شکلی است که تمام اعضای بدن ذره ذره نابود می‌شود و طی گزارش‌های داده شده اجزای بدن به اندازه‌ای عفونت می‌کند که به اصطلاح می‌گویند بدن کرم گذاشته است.

عوامل زمینه ساز اعتیاد

سن بلوغ

نوجوانان در سن بلوغ دوره‌ی حساسی را می‌گذرانند، زیرا این دوره انتقال آنان از یک مرحله سنی به مرحله‌ی دیگر است که با تغییرات عمده جسمانی و روانی و تغییر در شکل روابط اجتماعی همراه است و حساس‌ترین دوره‌ی زندگی از نظر ابتلا به مواد مخدر است. متأسفانه اکثر نوجوانان منطقه‌ی ما در فضای خاصی قرار گرفته اند و تحت تأثیر عوامل محیطی خاص دست به رفتار‌های پرخطر می‌زنند.

خانواده

خانواده نقش مهمی در شکل گیری شخصیت نوجوانان دارد و والدین می‌توانند یکی از عوامل انحراف فرزندان باشند. این روز‌ها شکل خانواده‌های به اصطلاح شمال شهر نشین نسبت به گذشته تغییر بسیاری کرده و اعضا از هم فاصله گرفته اند. در گذشته خانواده‌های گسترده داشتیم و همه افراد فامیل با هم زندگی می‌کردند، ولی امروز آن‌ها تبدیل به خانواده‌های هسته‌ای شده اند. در این شکل از زندگی زن و شوهر و فرزندان عملاً از هم جدا هستند و فقط به اسم یک خانواده اند. خیلی از اهالی ساکن منطقه امان با وجود داشتن رفاه زندگی متعادلی ندارند و این اثرات مستقیمی در فرزندانشان می‌گذارد. تاثیراتی که میتواند آن‌ها را از لحاظ روحی به شدت متزلزل و در نهایت به سوی اعتیاد روانه کند.

مدرسه

فشار‌های گروه‌های هم سن و سال در مدرسه یکی از علت‌های مهم اعتیاد است، زیرا افراد مصرف کننده اصولاً به خاطر این که خود را تأیید کنند دوستان خود را هم آلوده می‌کنند و فرد برای این که از گروه هم سن و سال خود حذف نشود یا این که مورد تحقیر و تمسخر قرار نگیرد این کار را انجام می‌دهد.

مستقیم به سوی تباهی

اطلاع رسانی

خیلی از نوجوانان از خطرات بعد از مصرف هیچ اطلاعی ندارند و نمی‌دانند که ممکن است آن‌ها را تا مرگ همراهی کند. در این شرایط مدرسه و خانواده نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند؛ از اولیا و مربیان منطقه باید خواست که طبق اصول خاص و برنامه ریزی درست آگاهی نوجوانان را بالا ببرند و با آموزش، آن‌ها رابا خطرات ناشی از مصرف آشنا کنند. مسئولان و دست اندرکاران منطقه باید بدانند که با چه طیف از گروه سنی روبرو هستند تا برای پیشگیری از این مشکل یک تصمیم درست بگیرند.

خودکشی برای کنکور؟ واقعا ارزشش را دارد؟


روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: کنکور سال ۹۹ بالاخره برگزار شد، اما ظاهرا داستان‌های مربوط به کنکور تمامی ندارد. در یکی از آخرین موارد، شنبه خبری منتشر شد که پسری ۱۹ ساله با معدل ۱۹ و نیم و بعد از یک سال درس خواندن به این دلیل که احساس کرده در کنکور موفق نخواهد شد، تصمیم هولناکی گرفته و خود را از بالای ساختمانی بلند به پایین پرت کرده است.

فشار روانی پس از آزمون

او یک سال خودش را در خانه حبس کرده و درس می‌خوانده تا در رشته دلخواهش قبول شود و بالاخره روز کنکور رسیده و نتوانسته بوده آن‌طور که دلش می‌خواسته به سوالات پاسخ بدهد و … (منبع خبر: رکنا) واقعیت این است که این مورد از نظر تجربه کردن فشار و استرسی شدید که باعث شود نوجوان کنکوری دست به چنین کاری بزند، استثنا نیست. نوجوانان زیادی در سال کنکور و به ویژه ماه‌های پایانی آن تمام وقت مضطرب هستند و تعداد قابل توجهی هم افسردگی را تجربه می‌کنند، اما ما به عنوان والد، معلم، دوست یا عضوی از خانواده یک فرد کنکوری چه کار‌هایی می‌توانیم بکنیم تا فشار روی نوجوانان کنکوری را کم کنیم؟

نظرات خودتان را به درستی بشناسید

اگر از ما بپرسند آیا با خراب کردن کنکور یا نرفتن به دانشگاه، زندگی به آخر می‌رسد، غالب ما خیلی سریع می‌گوییم نه و بعد هم می‌توانیم سخنرانی‌هایی در رد چنین گزاره‌هایی ارائه دهیم، اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید اگر اغلب ما باور نداریم که خراب کردن کنکور آخر دنیا نیست، پس این همه فشار روی نوجوانان از کجا می‌آید؟ واقعیت این است که نه در حرف، که در عرصه عمل بسیاری از ما اهمیت زیادی برای کنکور و دانشگاه رفتن و درس خواندن در رشته‌هایی خاص و در دانشگاه‌هایی محدود قائل هستیم. اما چطور می‌توانیم تا حدی این نگرش را در خودمان تعدیل کنیم؟

دنیا را گسترده‌تر ببینید

اگر استرس زیادی درباره نتیجه کنکور فرزند خود دارید یا احساس می‌کنید او در این روز‌های بعد از کنکور به شدت مضطرب است، این فعالیت را تنها یا دو نفری انجام دهید. فهرستی از افراد موفق در رده سنی چهل تا پنجاه سال تهیه کنید. این افراد ممکن است از نزدیکان شما باشند، یا در شبکه‌های اجتماعی آن‌ها را بشناسید، یا چهره مورد علاقه شما یا فرزندتان در زمینه‌های مختلف باشند. سپس مروری بر وضعیت تحصیلی این افراد داشته باشید.

اما چرا این سن؟ چون که موفقیت حرفه‌ای در این سن، پایدارتر است و می‌تواند دید بهتری از موفقیت در طولانی مدت در اختیار شما قرار دهد. بعد از این بررسی آن وقت شما بهتر از قبل متوجه خواهید شد که موفق بودن وابسته به درس خواندن در تنها چند رشته پرطرفدار نیست، درس خواندن در یک دانشگاه غیرانتفاعی یا دانشگاه آزاد فاجعه نیست و البته کنکور تنها فرصت زندگی برای کسب فرصت پیشرفت نیست. در کنار اصلاح نگرش، اما در رفتار هم لازم است در ارتباط با نوجوانان کنکوری در این روز‌ها دقت بیشتری داشته باشیم.

فشار روانی پس از آزمون

هوای کنکوری‌های ۹۹ را داشته باشید

روز‌های بعد از کنکور تا زمان اعلام نتایج، دوره آسانی برای نوجوانان نیست. امسال هم با توجه به شرایط متفاوتی که تجربه می‌کنیم، وضعیت بدتر شده است. سعی کنید برای این مدت به صورتی ویژه برنامه‌هایی آرامش‌بخش برای فرزندتان ترتیب دهید. و، اما چند توصیه:

اگر فرزندتان بعد از کنکور اعلام کرده که کنکور را خراب کرده و به شدت مضطرب است، هوای او را داشته باشید. سرزنش در این شرایط نه تنها هیچ کمکی نمی‌کند که می‌تواند عوارضی شدیدتر به دنبال داشته باشد.

بسیاری از نوجوانان تلاش می‌کنند اضطراب خود را پنهان کنند و درباره آن حرفی نزنند. در این شرایط اضطراب می‌تواند خود را به اشکال دیگر نشان دهد؛ مواردی، چون از کوره در رفتن ناگهانی، بدرفتاری، بدخوابی و حتی انجام کار‌های خطرناک. در این شرایط در عوض سرزنش یا بازخواست بابت بدرفتاری، سعی کنید با همدلی به نوجوان خود کمک کنید و یادتان باشد قرار نیست به عنوان والد یک نوجوان هر خطای او را به رویش بیاورید. پس از خطا‌های کوچک او کامل چشم‌پوشی کنید تا آرامش بیشتری را در این روز‌ها تجربه کند.

اگر نوجوان کنکوری شما در روز‌های قبل صحبت از این کرده که اگر کنکور را خراب کنم، خودم را می‌کشم یا من تحمل قبول نشدن در رشته مورد علاقه‌ام را ندارم و اگر قبول نشوم، کارم را تمام می‌کنم و … موضوع را جدی بگیرید و حتما به دنبال کمک گرفتن از متخصص برای کمک به او باشید.

فشار روانی پس از آزمون

سخنی با جوانان: ثابت کنید به بلوغ روانی رسیده‌اید

اگر شما امسال کنکور داده‌اید و این روز‌ها از استرس نتیجه احساس ناخوشی می‌کنید، تعجب نکنید! همه ما در نتیجه استرس بالا حال‌مان بد می‌شود و این موضوع نشانه بی‌عرضه بودن ما نیست. این روز‌ها مهم است که بتوانید راه‌هایی برای آرام کردن خود پیدا کنید. خواب مناسب و منظم کمک خیلی زیادی می‌کند تا استرس، شما را کمتر آزار دهد.

در این روز‌ها قهوه، نوشابه و به ویژه نوشابه‌های انرژی‌زا کمتر مصرف کنید. در نهایت اگر احساس می‌کنید به آینده بدبین هستید، سطح اضطرابی که تجربه می‌کنید بالاتر از توان شماست یا اگر افکار خودکشی سراغ شما آمده است، سکوت نکنید. با فرد قابل اعتماد بزرگ تری، صحبت کنید و یادتان باشد کمک گرفتن در زمان مناسب، یکی از نشانه‌های بلوغ روانی است.

راه‌های مقابله با استرس را بشناسید


برترین‌ها: در اینکه امروزه زندگی دارای فراز و نشیب‌های اجتناب‌ناپذیری است که میزان استرس را به مراتب در افراد افزایش می‌دهد شکی نیست. دنیای پر اتفاق این روز‌ها که هر روز ما را با اخباری باورنکردنی و استرس‌زا روبه‌رو می‌کند باعث می‌شود استرس به عنوان بخشی ثابت در وجود ما نهادینه شود. این در حالی است که در صورت کنترل آن می‌توان تا حدودی در برابر استرس مقاومت کرد و از همیشگی بودن آن اجتناب نمود.

طبیعی است که ما نمی‌توانیم تمامی شرایط و اتفاقات را کنترل کنیم، اما با کنترل استرس در درون خود می‌توانیم تا حد بسیار زیادی به روحیه و زندگی خود کمک کنیم. با توجه به تمامی این حرف‌ها در این مطلب همراه شما هستیم تا به موضوع راه‌های مقابله با استرس بپردازیم و خود را از این معضل خطرناک رهایی بخشیم.

راه‌های مقابله با استرس را بشناسید

عوارض و خطرات ناشی از استرس

همه ما می‌دانیم که استرس می‌تواند عوارض بسیار زیادی را به دنبال داشته باشد، مسائلی که روح و جسم ما را به خود درگیر کرده و جریان زندگی‌مان را نیز مختل می‌سازد. یکی از مهم‌ترین عوارض استرس این است که شما تمرکز ذهنی خود را از دست می‌دهید و ذهنی آشفته پیدا می‌کنید. به همین دلیل هم هست که عملکرد ذهنی‌تان ضعیف شده و قادر به انجام درست کار‌ها نخواهید بود. به طور کلی در فرآیند پاسخ به استرس در بدن سوخت کمی برای بدن باقی می‌ماند و این موضوع نیز می‌تواند باعث بروز وقفه در عملکرد انتقال‌دهنده‌های عصبی مغز شود. به همین دلیل هم هست که غالباً در زمان استرس نمی‌توانید بر یادگیری و یا مطالعه تمرکز کافی را داشته باشید.

یکی دیگر از عوارض رایج و همه‌گیر استرس بروز بیماری‌های قلبی است. وجود استرس در افراد موجب می‌شود که ضربان قلب افزایش یافته و رگ‌های قلبی تنگ‌تر شوند. همین موضوع نیز می‌تواند ضرب‌آهنگ قلب را تحت تأثیر قرار داده و مشکلات بسیاری را به همراه داشته باشد. معمولاً افرادی که دچار چنین مشکلاتی می‌شوند با افزایش فشار خون، غلظت خون، تخریب لایه درونی رگ و… نیز روبه‌رو خواهند شد.

از دیگر عوارض اجتناب‌ناپذیر استرس کاهش کارایی و تضعیف سیستم ایمنی بدن است. دلیل آن هم این است که در زمان استرس، بدن بر این باور است که باید با خطراتی آنی مقابله کند و در نتیجه نیز مبارزه با عفونت‌ها و میکروب‌ها را در اولویت کاری خود قرار نمی‌دهد. در نتیجه سیستم ایمنی تضعیف شده و در مبارزه با بیماری‌ها به مراتب ضعیف‌تر عمل خواهد کرد.

یکی دیگر از عوارض ناشی از استرس این است که فرآیند فیزیولوژیک بدن تا حدودی متوقف شده و یا با اختلال‌هایی روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل هم هست که کاهش جریان خون در پوست و یا سایر موارد رخ می‌دهند. در نتیجه نیز مسائلی همچون پیری زودرس بروز پیدا می‌کنند. علاوه بر پیری در ظاهر، کاهش عملکرد سد خونی مغز که ناشی از استرس خواهد بود می‌تواند بروز زوال عقل و آلزایمر نیز مؤثر باشد. به همین دلیل هم هست که سن فیزیولوژیکی افرادی که به استرس مزمن مبتلا هستند با سن طبیعی آن‌ها بسیار متفاوت خواهد بود.

راه‌های مقابله با استرس را بشناسید

اما وجود استرس در بدن به همین‌جا ختم نمی‌شود. بروز استرس در افراد می‌تواند در ایجاد اضافه وزن و یا مشکلات گوارشی نیز تأثیرگذار باشد. به همین دلیل هم هست که نفخ، یبوست، درد‌های شکمی، اسهال، ترش کردن و یا سندرم روده تحریک‌پذیر از معضلاتی هستند که پس از بروز استرس در افراد دیده می‌شوند. در کنار تمامی این موارد در صورت وجود استرس مزمن، زخم معده و ورم روده نیز از دیگر عوارض گوارشی به شمار خواهند آمد.

علاوه بر تمامی مسائل و عوارضی که تا به اینجا اشاره کردیم کاهش فعالیت جنسی و باروری، ریزش شدید مو و یا دندان، فراهم‌سازی مقدمات اعتیاد و… نیز از دیگر عوارض ناشی از استرس خواهند بود.

راه‌های مقابله با استرس

با توجه به تمامی مسائل و عوارض ناشی از استرس وقت آن می‌رسد که به طور مصمم‌تری در مقابل این معضل خطرناک بایستیم و آن را مهار کنیم. به طور کلی برای مقابله با استرس مسائل و راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌تواند پیش روی شما قرار بگیرند.

یکی از مهم‌ترین راه‌های مقابله با استرس این است که به روش خودتان، آرامش را به خود بازگردانید. برای این کار هم پیش از هر چیز باید با روحیات خود آشنا باشید، ورزش کردن، پیاده‌روی، هنر، آشپزی و… روش‌های مختلفی هستند که هر کدام می‌توانند برای افراد متفاوتی مؤثر باشند. مهم این است که شما بتوانید با توجه به روحیات خود به سراغ آن‌ها بروید.

یکی دیگر از روش‌های مقابله با استرس مدیتیشن است. به طور کلی مدیتیشن باعث می‌شود که به خوبی نفس بکشید و دم و بازدم خوبی داشته باشید. با کمک این راهکار احساسات منفی و استرس را از وجود خود دور می‌کنید و ذهن آرام و پاکی را برای خود به ارمغان خواهید آورد.

راه‌های مقابله با استرس را بشناسید

یکی دیگر از راه‌هایی که می‌تواند رد مقابله با استرس تأثیر بسیار زیادی داشته باشد این است که خود را از عوامل و محیط‌های استرس‌زا دور کنید. برای مثال از قرارگیری در جمع افرادی که دائماً اخبار بد را مرور می‌کنند دوری کنید، اخبار منفی و استرس‌زا را تا جای ممکن پیگیری نکنید و. با این کار می‌توانید آرامشی نسبی را برای خود فراهم آورید.

داشتن خواب کافی نیز به عنوان یکی دیگر از عوامل مؤثر در مقابله با استرس شناخته می‌شود. با این کار می‌توانید انرژی موردنیاز در طول روز را برای خود فراهم کنید و در طی روز نیز با انرژی و توان بیشتری به مقابله با استرس بپردازید. به خاطر داشته باشید که بدن شما در خواب کاملاً ریست شده و تمامی علت‌های استرس‌زا را غیرفعال می‌کند. در نتیجه با خواب کافی می‌توانید در مقابل استرس مقاوم‌تر باشید.

علاوه بر تمامی این‌ها توصیه می‌کنیم که به سراغ موسیقی‌های آرام‌بخش بروید و با کمک آن‌ها تا جای ممکن استرس را از وجود خود دور کنید. موسیقی همیشه به عنوان یکی از بهترین راه‌های کسب آرامش و مقابله با استرس شناخته می‌شود. اما در این میان باید دقت کنید که به سراغ چه نوع و سبکی از موسیقی می‌روید. به خاطر داشته باشید که در این زمان شما لازم دارید که با کمک موسیقی استرس را از خود دور کنید. به همین دلیل هم سعی کنید که تا جای ممکن از شنیدن موسیقی‌های استرس‌زا و پرهیجان دوری کنید و به سراغ موسیقی‌های آرام‌بخش بروید تا آرامش خود را مجدداً باز یابید.

توصیه می‌کنیم که حتی در اوج مشکلات و استرس‌ها نیز رویا‌های خود را فراموش نکنید. اگر ذهنتان آن‌قدر درگیر است که از رویاهایتان دور مانده‌اید هر چه سریع‌تر فکری به حال خود کنید و رویاهایتان را بازیابید. به خاطر داشته باشید که توجه به رویا‌ها و مرور آن‌ها باعث می‌شود که در وهله اول در رابطه با رسیدن به اهداف خود مصمم‌تر باشید و بعد از آن در مقابل استرس مقاوم‌تر باشید و به خوبی از پس آن برآیید.

راه‌های مقابله با استرس را بشناسید

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟


برترین‌ها: بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند که با داشتن یک باشگاه خانگی هر چند کوچک، شرایط بسیار راحتی را برای ورزش و سلامتی خود فراهم کنند. این موضوع به ویژه با شیوع بیماری کرونا و در خانه ماندن افراد به مراتب اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی بیشتر مردم ترجیح می‌دهند که در خانه‌هایشان بمانند و از سلامت خود و عزیزانشان محافظت کنند. این موقعیت نیز زمان بسیار خوبی است که باشگاه خانگی خود را داشته باشید و دستگاه‌های ورزشی و بدنسازی‎تان را خریداری نمایید. در این مطلب همراه ما باشید تا به این موضوع بیشتر بپردازیم و به شما بگوییم که دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

ورزش در خانه

به طور کلی برای آنکه بتوانید در خانه خود ورزش کنید باید با دسته‌بندی‌های متفاوت تمرینات و حرکات ورزشی آشنا شوید. مثال اگر به دنبال تمرینات هوازی و کنترلی هستید باید به سراغ برخی از وسایل و دستگاه‌ها بروید و اگر هم تصمیم دارید که تمرینات قدرتی انجام دهید دسته دیگری از دستگاه‌های بدنسازی به کمک شمار می‌آیند.

ورزش‌های کنترلی و هوازی

این نوع از حرکات و تمرینات ورزشی جزء مهم‌ترین و تأثیرگذارترین تمرینات در چربی سوزی هستند و علاوه بر این در تنظیم فشار خون، کاهش کلسترول، افزایش متابولیسم بدن و… نیز مفید خواهد بود. برای آنکه بتوانید این نوع از تمرینات را در خانه‌تان انجام دهید به این وسایل احتیاج خواهید داشت:

۱. زیرانداز ورزشی یا همان مت

یکی از مهم‌ترین وسایلی که برای انجام حرکات ورزشی به کارتان می‌آید مت و یا همان زیرانداز ورزشی است. مت‌های ورزشی غالباً برای انواع حرکات و تمرینات هوازی خوابیده و نشسته، تمرین‌های مربوط به یوگا، ایروبیک، پیلاتس و هر رشته ورزشی دیگری که به سطح نرم و صافی نیاز دارد به کار می‌روند.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

برای انتخاب مت ورزشی باید بسته به نوع استفاده خود، ضخامت این وسیله را نیز در نظر داشته باشید. برای مثال برای انجام حرکات مربوط به یوگا بهتر است که به سراغ مت‌هایی با ضخامت بین ۳ تا ۵ میلی‌متر بروید.

۲. طناب

این وسیله نیز یکی از کاربردی‌ترین وسایل در تمرینات هوازی و کنترلی به حساب می‌آید. شما می‌توانید از این وسیله در کمترین فضا و البته هزینه بهترین استفاده را داشته باشید.

۳. حلقه لاغری

حلقه لاغری نیز یکی از جذاب‌ترین وسایل لاغری و انجام حرکات هوازی و کنترلی است. انجام حرکات با این وسیله بر روی ناحیه شکم متمرکز می‌شود می‌تواند در کاهش سایز شما تأثیر چشمگیری داشته باشد.

۴. توپ و حلقه پیلاتس

توپ و حلقه پیلاتس وسایلی چندمنظوره هستند که با کمک آن‌ها می‌توان تمرینات و حرکات ورزشی بسیاری را انجام. نکته‌ای که باید به آن توجه کنید اندازه و وزن قابل‌تحمل توپ است. شما باید توپ پیلاتس را متناسب با قد خود و همین‌طور وزنی که دارید انتخاب کنید.

۵. تخته استپ و استپر

به طور کلی باید بگوییم که تخته استپ یکی از کاربردی‌ترین وسایل در رشته ورزشی ایروبیک است. با کمک این وسیله می‌توانید حرکات ورزشی پرانرژی را انجام دهید و میزان بسیاری نیز کالری بسوزانید. این وسیله نیز با وجودی که فضای زیادی را اشغال نمی‌کند، اما می‌تواند در باشگاه خانگی شما به خوبی جای بگیرد.

در رابطه با استپر نیز باید بگوییم که یک وسیله هوازی با دو پدال است که در حفظ تعادل به شما کمک می‌کند. با کمک حرکات مربوط به این دستگاه می‌توانید ضربان قلب خود را بالا برده و کالری بسوزانید. داشتن استپر مشروط به آن است که در خانه‌تان فضای کافی برای قرارگیری آن داشته باشید.

۶- دوچرخه ثابت

یکی دیگر از وسایل و دستگاه‌های بدنسازی در خانه دوچرخه ثابت است. این نوع از دوچرخه‌ها انواع متفاوتی دارند که شما می‌توانید بنا بر استفاده و نیاز خود آن‌ها را انتخاب نمایید.

۷. تردمیل

تردمیل به عنوان یکی از مهم‌ترین دستگاه‌های بدنسازی در خانه شناخته می‌شود. شما می‌توانید با کمک این وسیله حرکات و تمرینات هوازی بسیاری را در سرعت‌ها و شیب‌های متفاوتی انجام دهید.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

تمرینات قدرتی

به طور کلی می‌توان گفت که تمرینات قدرتی در افزایش حجم قدرت عضلات تأثیرگذار هستند و به همین دلیل هم می‌توان آن‌ها را در بدنسازی و فیتنس بسیار مؤثر دانست. به طور کلی برای انجام این حرکات دستگاه‌های بدنسازی بسیاری وجود دارد که می‌تواند برای افراد متفاوت با میزان استفاده مختلف مناسب باشد. در ادامه شما را با برخی از دستگاه‌های بدنسازی در خانه آشنا می‌کنیم.

۱. میز پرس و نیمکت بدنسازی

میز پرس به عنوان یکی از مهم‌ترین تجهیزات بدنسازی شناخته می‌شود. معمولاً میز‌های پرس چندکاره گزینه‌های خوبی برای خانه‌ها هستند و می‌توانند با کمک اضافه کردن صفحات وزنه و همین‌طور حرکات مختلف، کارایی‌های متفاوت‌تر و حرفه‌ای‌تری نیز پیدا کنند. میز‌های چندکاره نیز با تنوع بسیار زیاد در قیمت می‌توانند گزینه‌هایی به‌صرفه و کاربردی به حساب آیند.

۲. دمبل، هالتر و صفحات وزنه

به طور کلی باید بگوییم که وزنه‌ها یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین وسایل در تمرینات قدرتی به حساب می‌آیند. شما می‌توانید با تهیه این وسایل ورزشی با توجه به توان و میزان استفاده خود، حرکات قدرتی خود را حرفه‌ای‌تر و بهتر انجام دهید.

۳. میل شنا و میل بارفیکس

شنا و بارفیکس از آن دست حرکات بدنسازی هستند که هم قدیمی و کلاسیک بوده و هم تأثیر بسیار زیادی را به دنبال دارند. به همین دلیل هم هست که در بیشتر برنامه‌های بدنسازی می‌توان شاهد وجود آن‌ها بود. این وسایل جاگیر نیستند و به همین دلیل نیز می‌توانند انتخاب‌های خوبی برای استفاده در خانه باشند.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

۴. کش تمرین

کش تمرین نیز به عنوان یکی دیگر از وسایل مؤثر در انجام حرکات قدرتی می‌تواند در تقویت عضلات، رباط‌ها و لیگامنت‌های شما مؤثر باشد. حرکات تمرینی این وسیله بسیار متنوع است و می‌تواند برای افراد متفاوتی مناسب باشد.

خرید دستگاه‌های بدنسازی خانگی

اگر تصمیم داشتید که دستگاه‌های بدنسازی خانگی را خریداری کنید باید به نکات بسیاری توجه نمایید. به طور کلی باید بگوییم که دستگاه‌های بدنسازی در خانه نیازمند یک فروشگاه و فروشنده معتبر هستند. به همین دلیل هم باید به خوبی بدانید که دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخرید.

اولین مسئله‌ای که باید به آن دقت کنید حدود قیمت محصولات است. طبیعی است که خرید دستگاه‌های بدنسازی نسبت به یک دمبل و یا کش ساده هزینه‌های به مراتب بیشتری را برایتان به دنبال دارد؛ بنابراین برای خرید این وسایل به سراغ برند‌ها و فروشگاه‌هایی بروید که با برخورداری از تنوع قیمت بالا، امکان خرید درست و هوشمندانه را برای شما فراهم می‌کنند.

مسئله دیگری که باید به آن توجه کنید ایمنی دستگاه است. از آنجایی که شما در منزل خود تحت نظارت مربی فعالیت‌های ورزشی خود را انجام نمی‌دهید طبیعتاً به امنیت به مراتب بیشتری نیز احتیاج خواهید داشت. به همین دلیل هم باید حتماً به سراغ برند‌ها و فروشگاه‌هایی بروید که با عرضه محصولاتی ایمن و باکیفیت سلامت شما را تضمین می‌کنند.

در کنار این مسائل استحکام دستگاه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. به طور کلی باید بگوییم که دستگاه‌های بدنسازی در خانه باید در عین مقاومت نسبت به وزن و حرکات ورزشی شما، انعطاف کافی نیز داشته باشند تا در نهایت بتوانید حرکات ورزشی خود را به درست‌ترین شکل ممکن انجام دهید.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

به خاطر داشته باشید که انتخاب برند و فروشگاه‌های معتبر دستگاه‌های بدنسازی در خانه به شما کمک می‌کند که خرید خود اطمینان خاطر داشته باشید و بدون آنکه تحت نظارت مربی باشید، بتوانید حرکات ورزشی خود را به درست‌ترین حالت ممکن پیش ببرید.

روح و روان کودکتان را با آنالیز نقاشی‌اش، کشف کنید


برترین‌ها: فهم واکنش کودکان به آسیب دشوار است، زیرا نمی‌توانند به راحتی احساسات خود را بیان کنند. ده‌ها سال است که «هیئت بین‌المللی نجات» (IRC) در مورد مشکلات هزاران کودکی که در شرایط سخت قرار گرفته و استرس زیادی را تجربه می‌کنند فعالیت می‌کند.

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌ها

خانواده‌های اغلب آن‌ها بر اثر جنگ از وطن خود رانده شده‌اند و دچار آسیبی شده‌اند که «استرس مخرب» نامیده می‌شود. استرس مخرب عبارت است از چرخه‌ی بی وقفه‌ی آسیب روانی، خشونت و بی‌ثباتیِ تؤام با فقدان مراقبت مناسب در خانه.

در بعضی از موارد، «هیئت بین‌المللی نجات» از نقاشی کودکان به عنوان روشی برای ابراز احساسات یا پردازش آسیب کودکان استفاده کرده است. نقاشی‌هایی که در ادامه می‌بینید برگرفته از پروژه‌ی «هیئت بین‌المللی نجات» در کامبوج در دوران نسل‌کشی، سیرالئون و اوگاندا در اوایل قرن بیست‌و‌یکم و در اردن در همین سال گذشته است. این نقاشی‌ها مسائلی از قبیل رنج آوارگی، خشونت و جدایی را از منظر خود کودکان نشان می‌دهد. سارا اسمیت، مدیر ارشد آموزش در «هیئت بین‌المللی نجات»، می‌گوید «کودکان در طول دهه‌های متمادی آسیب روانی ناشی از خشونت را به اشکال مشابهی ابراز کرده‌اند». او می‌گوید که نقاشی‌هایی مثل این‌ها نشان‌دهنده‌ی ضرورت مداخله و حمایت روان‌شناختی و اجتماعی از کودکان است.

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌هانقاشی یک کودک سرباز سابق در اوگاندا در سال ۲۰۰۲. «هیئت بین‌المللی نجات» در دوران حکمرانی گروه شبه نظامی «ارتش مقاومت خدا» در اوگاندا با کودکان منطقه کار کرد.

سه نوع استرس وجود دارد. استرس مثبت چالشی شخصی است که فرد می‌تواند با آن کنار بیاید. این استرس بخشی از روند رشد سالم است. برای مثال، استرسی که یک کودک در روز اول با پرستار جدید خود دارد از این نوع است. استرس مثبت می‌تواند مثل آدرنالین مفید باشد، زیرا سبب می‌شود که شخص قبل از سخنرانی سریع‌تر فکر کند. استرس تحمل‌شدنی نوعی دیگر از استرس است که در شرایطی سخت‌تر از نوع اول پیش میاید.

مثلاً در زمان از دست دادن یا زخمی شدن شدید یکی از نزدیکان. روابط اجتماعی حمایت‌گرانه می‌تواند تا حدی از شخصی که دچار این استرس شده محافظت کند و به این ترتیب این استرس را تا اندازه‌ای مفید سازد. اما استرس نوع سوم یا استرس مخرب، موذی است و در غیاب روابط اجتماعی حمایت‌گرانه به وجود می‌آید. اگر کودک از حمایت محبت‌آمیز مراقب بزرگسال خود محروم باشد این استرس را در شرایط گوناگون – از خشونت خانگی گرفته تا گیر افتادن در فقر اقتصادی – تجربه می‌کند.

اما استرس مخرب علاج‌ناپذیر نیست. استرس مخرب نوعی واکنش زیست‌شناختیِ سالم به مجموعه‌ای از شرایط ناسالم است. این واکنش مثبت از همان نوع واکنشی است که شخص را آماده‌ی مواجهه با خطر یا فرار از آن می‌کند. مغز با بدن ارتباط برقرار می‌کند و از طریق دستگاه عصبی پیام «بجنگ یا بگریز» را مخابره می‌کند. ضربان قلب و فشار خون مقداری بالا می‌رود و بدن شروع به ترشح هورمون ضد استرس کورتیزول می‌کند.

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌ها«هیئت بین‌المللی نجات» در سال ۲۰۱۷ با کودکان بی‌سرپرست در اردوگاه پناهندگان ازرق در اردن که بیش از یک میلیون پناهجوی سوری را پذیرفته حرف زد.

چارلز نلسون، استاد پزشکی کودکان می‌گوید: «وقتی که استرس طولانی می‌شود این واکنش‌ها به مرور بدن را می‌خورند». استرس در واقع بدن را به نوعی به حالت تعلیق درمی‌آورد تا بتواند تمام قوایش را برای رفع ابتدایی‌ترین نیاز‌ها و توقف عملیاتی که برای بقا در آن وضعیت ضروری نیست به کار گیرد. این واکنش طیف وسیعی دارد، از مدیریت عملیات سطح بالا –محاسبات پیچیده و برنامه‌ریزی پیشاپیش- تا قابلیت همدردی. اگر کودک برای مدت طولانی زیر فشار استرس مخرب زندگی کند بدنش توان تحمل عملیات پیچیده را از دست می‌دهد. علاوه بر این، برای کودک سخت است که در آن شرایط احساسات خود را تنظیم کند.

استرس مخرب تأثیرات بلند‌مدتی دارد که بر رشد کودک تأثیر می‌گذارد، رشد قد و وزن آن‌ها را کند می‌کند و شکل بدن آن‌ها را به هم می‌ریزد. مطالعات نشان می‌دهد که بچه‌هایی که در خردسالی از والدین خود جدا شده‌اند و پرستار ثابتی که به آن‌ها عشق بورزد نداشته‌اند به مشکلات مهمی در تواناییِ شناختی، عملکرد اجتماعی، سلامت روان و رشد مغز دچار شده‌اند. تجربه‌های منفی در کودکی احتمال بروز مشکلاتی مثل بیماری قلبی، دیابت، و اعتیاد را افزایش می‌دهد.

مگان لوپز، رئیس «دفتر نمایندگی هیئیت بین‌المللی نجات» می‌گوید: «با روند روبه افزایش درگیری افراد در فعالیت‌های جنایی روبه‌رو هستیم، چه به عنوان قربانی و چه به عنوان مجرم. وقتی شما به پرونده‌های کودکانی که با استرس مخرب بزرگ شده‌ا‌ند نگاه می‌کنید، شبیه به اعضای دارودسته‌های تبهکار در السالوادر هستند.».

اما شکستن آن الگوها، مخصوصاً با کمک یک گروه حامی، کاملاً ممکن است. او می‌گوید: «ما باید با نوجوانان کار و به آن‌ها کمک کنیم تا پارادایم‌های جایگزین بسازند. اما شاید بیشتر لازم است با کودکان خردسال‌تر و والدینشان برای یادگیری شیوه‌های نوین والدگری کار کنیم.»

در هندوراس و السالوادر استرس در چند نسل ادامه یافته است. این دو کشور موطن حدود دو هزار کودک مهاجر در پنج هزار کاروانی هستند که به طرف مرز مکزیک و آمریکا در حرکت‌اند. لوپز می‌گوید: «زندگی والدین آن‌ها در جنگ، دیکتاتوری نظامی، طوفان، زلزله، و چرخه‌ی خشونت سپری شده است.» به همین دلیل، مراقبت از کودکان برای آن‌ها دشوار است. «برای پناهجو‌ها بسیار سخت است که آسیب‌های نامرئی و مداومی که آرامش و سلامت زندگی را به هم می‌ریزد ثابت کنند. اما این آسیب‌ها بسیار جدی است.»

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌هابین سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۲، سیرالئون درگیر جنگ داخلی بود. ۵۰ درصد از نیروی جنگی شورشیان و ۲۵ درصد از سربازان حکومتی کودک بودند. کودک سربازان سابق به مراکز حمایتی «هیئت بین‌المللی نجات» انتقال یافتند، جایی که تجربیات‌شان را نقاشی کردند.

برای نشان دادن تأثیر اجتماعی گسترده‌ی آن چه بر سر یک نسل کامل یا کل یک جامعه‌ی درگیرِ استرس مخرب می‌آید هنوز تحقیقات کافی انجام نشده است. اما نلسون، که سال‌ها با کودکان تنها مانده در رومانی کار کرده است، از انواع اثرات بلندمدت بر کودکان کشور‌های دستخوش سال‌ها درگیری – مثل عراق، سوریه و افغانستان – ابراز نگرانی می‌کند. او می‌گوید: «کودکان احتمالاً با احساس تحسین، امید و کنجکاوی به دنیا می‌آیند، اما گرفتن این حس‌ها از آن‌ها خیلی سخت نیست. تصور بزرگ شدن در فرهنگی عاری از امید و منابع زندگی را بکنید. در این نقاشی‌ها نشانه‌هایی از فهم این کودکان از زندگی‌شان به چشم می‌خورد.»

در هر حال، کمک به کودکانی که از استرس مخرب رنج می‌برند بی‌فایده نیست. مطالعات نشان می‌دهد که بعضی از کودکان طبیعتاً و تا حدودی به دلیل تفاوت‌های ژنتیکی انعطاف‌پذیرتر از سایرین هستند. اما نلسون می‌گوید ریشه‌ی انعطاف پذیری فقط در خود کودک نیست بلکه در محیط زندگی او هم هست. یعنی می‌توان آن را به روش‌های مختلف یافت و فعال کرد.

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌ها

چپ: بعد از بمبارانی که جان والدین و خواهرش را گرفت، هیبا (اسم֯ واقعی نیست)، دختر ۱۶ ساله‌ی سوری با سه برادرش به اردن گریخت. بعد از سه ماه اقامت در محوطه‌ی محافظت از کودکان «هیئت بین‌المللی نجات»، به پدربزرگ و مادربزرگش در امان (اردن) پیوست. او برای بیان احساسات خودش نقاشی می‌کند و درباره‌ی این نقاشی می‌گوید: «چند روز قبل برادرم به من گفت که بمباران منجر به مرگ والدینمان را به خواب دیده. من او را در رختخواب وقتی خواب بمباران را می‌دید کشیدم. نقاشی را که نشانش دادم به من خندید و گفت خواب او این‌طوری نبوده و وحشتناک‌تر از چیزی است که من کشیده‌ام.

راست: یک نقاشی کودکانه از کامبوج در سال ۱۹۷۹ با عنوان: «بابا نرو جنگ.» در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰، «هیئت بین‌المللی نجات» برای دو میلیون پناهنده‌ی هندوچین- گریخته از ویتنام، کامبوج و لائوس – منابع مالی و امکانات اسکان مجدد فراهم کرد.

متخصصان معتقدند که آن‌چه برای کودکان اهمیت دارد، داشتن مراقبی بزرگسال است که همیشه و درهمه حال مسئولیت آن‌ها را بپذیرد. بهترین حالت وجود پدر یا مادر است، اما یک مادربزرگ یا پدربزرگ، یک عمه یا عمو، یک معلم، یک پرستار یا افسر پلیس هم می‌تواند نقش حامی را در زندگی کودک بازی کند. به نظر لوپز، وجود یک مراقب، تأثیر استرس مخرب را تا ۵۰ درصد کم می‌کند.

بعضی عقیده دارند که کودکان مقاوم‌تر از بزرگسالان هستند، چون مغز آن‌ها انعطاف‌پذیرتر است: شیار‌ها و اتصالات مغز هنوز کاملاً تثبیت نشده‌اند و تغییر آن‌ها آسان‌تر است. (برای مثال، یادگیری یک زبان جدید برای کودکان خیلی آسان‌تر از بزرگسالان است.) هر چند پشت سر گذاشتن سختی‌ها در کودکی ممکن است آسان‌تر باشد، اما درک کودکان از زمان و آینده متفاوت است و شناسایی تهدید واقعی علیه زندگی و سلامت‌شان مشکل‌تر.

متخصصان می‌گویند به همین دلایل کودکان به مداخله‌ی بلندمدت متخصصین حرفه‌ایِ سلامت روانی نیاز دارند. هم ساختن محیطی امن و مطمئن کردن کودک به امن بودن آن، و هم توجه به نیاز‌های والدین برای سلامت روانی مهم است. به نظر اسمیت، «ما نمی‌توانیم از جنگ جلوگیری کنیم، اما می‌توانیم نگذاریم بسیاری از خشونت‌های خانگی اتفاق بیفتد. تکنیک‌های زیادی وجود دارد که به والدین در مقابله با استرس و توسل به خشونت کمک می‌کنند.»

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌هانقاشی کودکی در سیرالئون که حدود سال ۲۰۰۱ کشیده شده است.

رویکرد‌های مستدل علمی برای برخورد با نیاز‌های عمومی‌، مثل کودکان آواره یا شاهد خشونتی که علائمی نشان نمی‌دهند یا موارد خاص‌تر، کودکانی که از پیامد‌های جدی‌تر رنج می‌برند وجود دارند. تکنیک‌های خودآگاهانه مثل نفس کشیدن از شکم و بازی‌های فکری مثل کمک به کودکان برای تمرین مهارت‌های تمرکز، همه به کودکان کمک کرده‌اند تا مهارت‌های تضعیف شده بر اثر استرس مخرب را تقویت کنند.

برنامه‌های کلان «هیئت بین‌المللی نجات» در کنگو، پاکستان و آفریقای غربی نشان‌دهنده‌ی تأثیری مثبت بر نتایج یادگیری کودکان و رفتار اجتماعی-عاطفی آنهاست. لوپز می‌گوید: «بدن شگفت‌آور است و همیشه می‌تواند آسیب‌ها را ترمیم کند.»، اما کودکان برای ترمیم اعتماد به نفس‌شان نیاز به حمایت دارند. به نظر او، همین نکته خطری‌ست که خانواده‌های جدا شده از هم را بیشتر تهدید می‌کند.

ترامپ در سیزده اکتبر تأیید کرد که دنبال روشی جدید برای جداسازی خانواده‌ها است، با این استدلال که این روشِ بازدارنده‌ی موثری علیه مهاجران غیرقانونی بوده است. او گفت: «اگر آن‌ها بدانند که باید از هم جدا شوند، در این صورت نمی‌آیند.»

دست‌اندرکاران کمک‌های بشردوستانه و تحلیلگران مخالف‌اند. آن‌ها می‌گویند تا زمانی که ریشه‌های خشونت نخشکد، افراد از گریز دست نمیکشند. لوپز می‌گوید: «کودکانی که راهشان را به سوی مرز می‌گشایند، در میهن‌شان تحت فشار استرس مخرب بوده‌اند. خانواده‌های آن‌ها این سفر را آغاز کرده‌اند، چون چاره‌ی دیگری نداشته‌اند.»

او ادامه می‌دهد: «تکه‌تکه کردن خانواده‌ها راه حل نیست. دور کردن والدین یعنی حذف قوی‌ترین ابزاری که می‌تواند شرایط متفاوتی برای کودکان ایجاد کند – و آن ابزار یعنی مراقبی که ثابت و آشنا است و به کودک عشق می‌ورزد.»

نگاهی به دنیای کودکان آسیب‌دیده از دریچه‌ی نقاشی‌های آن‌هاطرحی از کامبوج در سال ۱۹۷۹ که زانا، دختر دوازده ساله، نامش را گذاشته است «من در رنج به دنیا آمدم».

برگرفته از شبکه اجتماعی آسو – نشریه تایم

آموزشگاه رانندگی خوب را چگونه انتخاب کنیم؟


برترین‌ها: به طور کلی باید بگوییم که یادگیری رانندگی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های هر فردی است که باید به درست‌ترین و اصولی‌ترین حالت ممکن اتفاق بیفتد. طبیعی است که برخورداری از مهارت رانندگی درست و قانون‌مندانه وظیفه هر شهروندی است که به دریافت گواهینامه اقدام می‌کند. در این میان طبیعتاً انتخاب مربی رانندگی و همین‌طور آموزشگاه رانندگی خوب می‌تواند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار باشد. به همین دلیل هم هست که بسیاری از افراد زمان بسیار زیادی را صرف پیدا کردن آموزشگاه رانندگی خوب می‌کنند. در این مطلب با شما هستیم تا در این رابطه بیشتر صحبت کنیم و بگوییم که باید آموزشگاه رانندگی خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

آموزشگاه رانندگی خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

ویژگی‌های آموزشگاه رانندگی خوب

به طور کلی قبل از هر چیز باید به کلیت یک آموزشگاه رانندگی بپردازیم و بررسی کنیم که ویژگی‌های یک آموزشگاه رانندگی خوب شامل چه مسائلی خواهد بود. یکی از مهم‌ترین مسائلی که می‌توان در این رابطه مطرح کرد موضوع نظم در برنامه‌ریزی است. از آنجایی که پشت سر گذاشتن کلاس‌های رانندگی در دو شکل تئوری و عملی وجود دارد، یک آموزشگاه رانندگی خوب باید برنامه‌ریزی دقیق و اصولی برای برگزاری هر کدام از این دوره‌ها داشته باشد تا هنرجویان بتوانند بدون اتلاف وقت، با یک برنامه‌ریزی منظم هر کدام از این دوره‌ها را پشت بگذارند.

نحوه آموزش تمامی دوره‌های تئوری و عملی در یک آموزشگاه رانندگی خوب نیز مسئله بسیار مهمی است که می‌توان به آن اشاره کرد. غالباً بسیاری از آموزشگاه‌های رانندگی درصد بالایی از تمرکز خود را بر روی کلاس‌های عملی می‌گذارند و به همین دلیل نیز به راحتی از کنار کلاس‌های تئوری و فنی می‌گذرند. در صورتی که درصد بالایی از مسائلی که رانندگان با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند موضوعات مربوط به قوانین رانندگی و همین‌طور مسائل فنی و قطعات خودروست. در نتیجه یک آموزشگاه رانندگی خوب باید به دوره‌های تئوری نیز به اندازه کافی بها بدهد و در صورت امکان به تمامی سؤالات هنرجویان به طور کامل پاسخ دهند.

این موضوع به‌خصوص زمانی اهمیت پیدا می‌کند که آموزشگاه مربوطه جزوه و یا سی دی آموزشی مناسبی را نیز به هنرجویان ارائه ندهد. طبیعی است که در چنین شرایطی تنها تمرکز هنرجویان بر روی محتوا‌های ذکرشده در کلاس است و باید در همین کلاس‌ها پاسخ تمامی سؤالات و مشکلات خود را بیایند.

آموزشگاه رانندگی خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

شاید به نظرتان جالب باشد، اما یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های آموزشگاه رانندگی خوب داشتن فضای مناسب برای پارکینگ خودرو‌های آموزشی است! طبیعی است که افراد برای یادگیری رانندگی به نزدیک‌ترین آموزشگاه رانندگی مراجعه کنند، جایی که بتوانند دسترسی راحتی به آن داشته باشند تا در طی مدت فشرده کلاس‌های رانندگی به راحتی در آن مسیر رفت و آمد کنند. در این میان اگر آموزشگاه رانندگی مربوطه فضای پارک خودرو‌های خود را تا جای امکان در محدوده آموزشگاه خود انتخاب کرده باشد امکان رفت و آمد هنرجو به مراتب راحت‌تر خواهد شد. در غیر این صورت دسترسی به خودرو‌ها می‌تواند برای هنرجویان سخت‌تر شود.

انتخاب مربیانی کاربلد و بااخلاق نیز از دیگر مسائلی است که می‌توان در زمره ویژگی‌های آموزشگاه رانندگی خوب قرار داد. متأسفانه برخی از مربیان رانندگی چه در حوزه تئوری و چه در حوزه عملی از مهارت کافی برخوردار نیستند و در کنار این نیز رفتار چندان مناسبی با هنرجویان ندارند. این موضوع باعث می‌شود که هنرجویان در وهله اول از آموزش رانندگی وحشت کنند و نتوانند چنان که باید و شاید به مهارت خود دست یابند. در ادامه شما را با ویژگی‌های مربی رانندگی خوب آشنا می‌کنیم.

ویژگی‌های مربی رانندگی خوب

همان‌طور که گفته شد یک مربی رانندگی خوب تأثیر بسیار زیادی را در یادگیری و آموزش رانندگی به هنرجویان خواهد داشت. به همین دلیل هم شاید بتوان او را مهم‌ترین رکن در انتخاب آموزشگاه رانندگی خوب به شمار آورد. معمولاً بسیاری از هنرجویان به این نکته اشاره می‌کنند که ترجیح می‌دهند مربی رانندگی آن‌ها موجب و بااخلاق باشد. متأسفانه در برخی از شرایط مربیانی دیده می‌شوند که با کمترین خطایی از هنرجو اخلاق بسیار تندی پیدا می‌کنند و می‌توانند اعتماد به نفس هنرجو را بسیار کاهش دهد.

مسئله دیگری که وجود دارد وجدان کاری مربی است. طبیعی است که در برنامه‌ریزی اصلی آموزشگاه‌ها تعدادی کلاس عملی با عددی ثابت مشخص می‌شود و بعد از اتمام این دوره مربی در صورت صلاح‌دید می‌تواند تعداد دیگری کلاس نیز به آن‌ها اضافه نموده و هزینه اضافی آن‌ها را نیز دریافت نماید. مسئله مهمی که پیش می‌آید این است که مربی باید با توجه به وجدان کاری خود به بررسی کلاس‌های پشت سر گذاشته‌شده بپردازد، نه آنکه با تعیین تعدادی کلاس اضافه هزینه بیشتری دریافت نماید. متأسفانه امروزه هزینه کلاس‌های رانندگی به خودی خود بسیار بالاست و به همین دلیل نیز حتی صرف نظر از هزینه‌های کوچک نیز اهمیت بسیاری پیدا می‌کنند.

آموزشگاه رانندگی خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

نحوه صحیح و قابل‌فهم آموزش رانندگی نیز از دیگر ویژگی‌های یک مربی رانندگی خوب است. یک مربی رانندگی باید بدون آنکه به هنرجوی خود استرس دهد، تمامی مبانی رانندگی را به او آموزش داده و امکان آزمون و خطا را نیز به او بدهد. معمولاً هنرجویان بر این نظر هستند که مربیان، آن‌ها را صرفاً در خیابان‌هایی خلوت و کم تردد می‌گردانند و در نتیجه مهارت‌های متفاوتی را نیز به آن‌ها آموزش نمی‌دهند. یک مربی رانندگی خوب باید هنرجوی خود را حتی در شلوغ‌ترین خیابان‌ها و بزرگراه نیز ببرد و با حفظ سرعت مطمئنه و رعایت تمامی اصول به او کمک کند که با ترس‌های خود مقابله کرده و مهارت کاملی را به دست آورد.

کلاس بازیگری خوب را چگونه انتخاب کنیم؟


برترین‌ها: بازیگری یکی از آن دسته هنر‌هایی است که افراد بسیاری از همان دوران کودکی و نوجوانی به آن علاقه‌مند می‌شوند و تصمیم دارند که به هر قیمتی که شده به آن برسند. بسیاری از این افراد بر آن باور هستند که همین که به بازیگری علاقه دارند کافی است و یا اینکه به دلیل استعداد بازیگری که در درون خود می‌بینند می‌توانند به راحتی وارد این حرفه شوند. اما شاید واقعیت با چنین باور‌هایی همسو و همراه نباشد. باید این واقعیت را پذیرفت که بازیگری نیز مانند هر هنر و حرفه دیگری جدا از استعداد و علاقه نیازمند کسب مهارت و آموزش نیز هست. به همین دلیل هم هست که یادگیری آکادمیک این حرفه می‌تواند استعداد فرد را پرورش داده و به آن جهت درستی بدهد.

همین موضوع سبب شده است که شرکت در کلاس‌های بازیگری اصلی‌ترین و مهم‌ترین توصیه‌ای است که به علاقه‌مندان بازیگری می‌شود. امروزه کلاس‌های بازیگری بسیاری در سطح کشور مشغول فعالیت هستند که با انتخاب درست و هوشمندانه آن‌ها می‌توان بازیگری را به شکلی هدایت یافته و حرفه‌ای آموزش دید. در این میان مسئله‌ای که برای غالب افراد پیش می‌آید آن است که چگونه می‌توان کلاس بازیگری خوب را انتخاب کرد؟ در این مطلب با شما هستیم تا در همین رابطه برایتان بگوییم.

کلاس بازیگری خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

ویژگی‌های شرکت در کلاس بازیگری

همان‌طور که اشاره شد مراجعه به کلاس‌های بازیگری می‌تواند در یادگیری اصولی و درست بازیگری تأثیر بسیار زیادی داشته باشد. طبیعی است که علاوه بر این می‌توان ویژگی‌های مثبت دیگری را نیز در رابطه با مراجعه به کلاس‌های بازیگری اضافه کرد. برای مثال وقتی شما به کلاس بازیگری مراجعه می‌کنید با افرادی بر می‌خورید که همه آن‌ها مثل شما به بازیگری علاقه‌مند هستند. این علاقه مشترک به بازیگری موجب می‌شود که شما به عنوان جامعه کوچکی بتوانید بعد از به اتمام رسیده دوره و کلاس‌ها، کار‌هایی گروهی از جمله ساخت فیلم کوتاه، اجرای تئاتر و… را به انجام برسانید.

این فضای تعاملی موجب می‌شود که فرصت آزمون‌وخطا‌های بسیاری پیدا کنید. شما می‌توانید با قرارگیری در جمع افرادی فعال در حوزه بازیگری مهارت‌ها و استعداد خود را محک بزنید. تمرینات تئاتر، فیلم‌سازی، تست بازیگری و… همه و همه به شما این امکان را می‌دهند که بتوانید شرکت در کار‌های گروهی این حوزه را بیشتر بشناسید و با آن آشنا شوید.

مسئله دیگری که باید به آن اشاره کنیم افزایش دایره ارتباطات شماست. باید این را بدانید که در عرصه بازیگری هرچه دایره ارتباطات و روابط اجتماعی خود را وسیع‌تر کنید می‌توانید با شانس بیشتری برای پیشرفت در این حیطه مواجه شوید. این را بدانید که ارتباطات و روابط اجتماعی شما در حوزه سینما اهمیت به مراتب بیشتری نیز پیدا می‌کند. به همین دلیل هم نیازمند صبر و حوصله بسیاری خواهد بود؛ بنابراین اگر فرد عجولی هستید و می‌خواهید که یک شبه راه صد ساله را طی کنید بهتر است که از همین حالا بی‌خیال آموزش بازیگری شوید.

انتخاب کلاس بازیگری خوب

حالا اگر تصمیمتان برای شرکت در کلاس‌های بازیگری جدی است باید آستین‌هایتان را بالا بزنید. به طور کلی باید بگوییم که انتخاب یک کلاس بازیگری خوب نیازمند دقت و بررسی بالایی است، چراکه امروزه تعداد کلاس‌های بازیگری که مشغول به فعالیت هستند آن‌قدر زیاد است که نمی‌توان به راحتی به هر کدام از آن‌ها اعتماد کرد.

کلاس بازیگری خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

توجه به سابقه و پیشینه کاری کلاس بازیگری یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که می‌توانید برای انتخاب کلاس بازیگری خوب انجام دهید. طبیعی است که تعداد بی‌شماری از بازیگران مشهور و حرفه‌ای این روزها، خود، روزی تحت تعلیم بودند و بعد از گذراندن دوره‌هایی آموزشی به چنین جایگاهی دست یافته‌اند. انتخاب کلاس‌هایی که پیشینه و سابقه کاری خوبی دارند می‌تواند کار هوشمندانه‌ای به حساب آید و خیال شما را از بابت کیفیت‌های آموزشی و یا سایر موارد به مراتب راحت‌تر کند.

نکته دیگری که می‌توانید در رابطه با انتخاب کلاس بازیگری خوب در نظر داشته باشید دوره‌های آموزشی آن است. امروزه بسیاری از کلاس‌های بازیگری خوب دوره‌ها و کارگاه‌های فیلم‌سازی، فیلم‌نامه‌نویسی و… را نیز برگزار می‌کنند. در این میان برگزاری کلاس‌های فن بیان، حرکت و بدن، بازیگری و… نیز از اهمیت به مراتب بالاتری برخوردار خواهند بود. به همین دلیل هم هست که لازم است قبل از انتخاب کلاس بازیگری خود باید تمامی جزئیات برگزاری انواع دوره‌ها و کارگاه‌ها را بررسی کنید.

مسئله دیگری که می‌تواند در انتخاب یک کلاس بازیگری خوب به کمک شما بیاید نحوه برخورد و رویکرد آموزشگاه به کلاس‌هاست. به طور کلی شما باید در آموزشگاهی ثبت‌نام کنید که تمامی جوانب بازیگری در آن سنجیده شده و اهمیت داده شود. برای مثال شما با شرکت در کلاس‌ها باید بدانید که جدی گرفتن تمرین‌ها تا چه حد مهم و تأثیرگذار است. این در صورتی است که بسیاری از آموزشگاه اهمیت چندانی به این موضوع نمی‌دهند و صرفاً به دنبال به پایان رساندن دوره‌های بازیگری هستند.

علاوه بر این یک کلاس بازیگری خوب باید شما را برای قرارگیری در موقعیت‌های سخت و استرس‌زا نیز آماده کند. طبیعی است که بازیگری شما صرفاً در همین کلاس‌ها و یا صحنه‌های جمع‌وجور تئاتر خلاصه نمی‌شود، بلکه شما باید این را بدانید که مواقع استرس‌زا و مهم‌تر بسیاری نیز در عرصه بازیگری حضور خواهد داشت. کلاس بازیگری موردنظر شما باید شما را برای شرکت و اجرا در صحنه‌های سخت آماده کند. به همین دلیل هم هست که در این میان مهارت‌های اجرایی اولیه در این کلاس‌ها اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کنند.

کلاس بازیگری خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

بعد از شرکت در کلاس‌های بازیگری، رفته‌رفته مهارت بیشتری پیدا خواهید کرد و به پیشرفت بالاتری دست خواهید یافت. به همین دلیل هم کم‌کم می‌توانید در تک پلان‌ها، صحنه‌های کوتاه و یا حتی اجرا‌های کامل آمادگی پیدا کنید. به همین دلیل هم توصیه ما آن است که کلاس بازیگری خود را به گونه‌ای انتخاب کنید که بتوانید به عنوان یک پل ارتباطی از آن بهره بگیرید. با این حال حتماً باید این را نیز در نظر داشته باشید که بازیگری و شرکت در دوره‌ها و کلاس‌های بازیگری اصلاً به معنی یک شبه موفق شدن نیست! شما به هیچ عنوان نمی‌توانید یک شبه راه صد ساله را در این حوزه طی کنید. اگر هم‌چنین موقعیتی برایتان پیش آمد، باید آن را بسان حبابی بدانید که ماندگاری چندانی نخواهد داشت. شما باید با تلاش و تمرین‌های پی در پی، بازیگری را در خود نهادینه کرده و آن را به یک مهارت بی‌بدیل تبدیل نمایید.