چگونه کودکانمان را به کتاب خواندن عادت دهیم؟


برترین‌ها: همه افراد دوست دارند که وقتی صحبت از فرزندشان می‌شود، بگویند که او کتابخوان و اهل مطالعه است و کمتر به سراغ وسایل تکنولوژیکی و… می‌رود، اما شاید وقتش رسیده با این واقعیت روبه‌رو شویم که کتاب خواندن ارثی و ذاتی نیست و بنابراین عادت به آن، احتیاج به تمرین و تکرار دارد. تقریباً بیشتر کودکان از مطالعه کردن لذت می‌برند، اما برخی از آن‌ها برای این کار احتیاج به تشویق بیشتری دارند.

به طور کلی می‌توان با راه‌حل‌هایی هوشمندانه کودکان را در هر سنی که هستند بیشتر به سمت مطالعه سوق داد و آن‌ها را به گونه‌ای بار آورد که به معنای کامل کلمه «اهل مطالعه» باشند! در این مطلب همراه ما باشید تا بیشتر در رابطه با این موضوع صحبت کنیم.

چگونه کودکانمان را به کتاب خواندن عادت دهیم؟

مزایایی فراتر از جریان ذهنی

امروزه ثابت شده است که مطالعه کردن علاوه بر ایجاد یک روند طبیعی در جریان ذهن، می‌تواند تاثیرات دیگری نیز داشته باشد، چیز‌هایی مانند تقویت تفکر و استدلال، افزایش قدرت تخیل، افزایش پیشرفت آکادمیک، بهبود مهارت‌های زبانی و…

بر اساس مطالعات صورت گرفته بر روی ۲۰۰۰ مادری که برای فرزندان ۱، ۳ و ۵ ساله خود کتاب می‌خواندند مشخص شده است که فرزندان بیش‌فعال و یا خشن آن‌ها به مرور آرام‌تر شده و اختلالات احتمالی در آن‌ها کاهش پیدا کرده است. در نتیجه این بررسی، مشخص شد که عادت به خواندن کتاب برای فرزندان و کودکانی با محدوده سنی پایین‌تر باعث می‌شود که تعالی ذهنی و فکری آن‌ها بهتر و زودتر رخ دهد.

اگر والدین با صدای بلندی برای کودکانشان کتاب بخوانند می‌توانند در بهبود روابط عاطفی‌شان با فرزند خود، ساخت مدار‌های مغزی رشدیافته، افزایش یادگیری زبان و مهارت‌های زبان‌آموزی و… بسیار تاثیرگذار باشند، پس اولین قدم آن است که برای فرزند خود با صدای بلند کتاب بخوانید و او را به این فرآیند عادت دهید.

بررسی و مطالعه دیگری که بر روی ۷۰ کودک ۶ و ۷ ساله و والدین آن‌ها انجام شده است نشان می‌دهد که عادت به مطالعه در کودکانی در این گروه سنی چیزی بیش از یک سطح ابتدایی مطالعه است. برخی والدین در زمانی که کودکشان واژه‌ای را اشتباه بخواند و یا مشکلی در مطالعه داشته باشد کمتر از آن‌ها انتقاد می‌کنند و نتیجه این مسئله هم میزان ستایش و تشویق به مطالعه را در این کودکان که درصد بالاتری مطالعه دارند افزایش می‌دهد. این والدین سعی می‌کنند در زمانی که فرزندشان کتابی را با صدای بلند می‌خواند توجه بیشتری از خود نشان داده و آن‌ها را به ادامه مطالعه تشویق کنند.

چگونه کودکانمان را به کتاب خواندن عادت دهیم؟

این در صورتی است که بسیاری از والدین تمایل دارند خود را به بی‌توجهی زده و بلند بلند کتاب خواندن فرزند خود را مسئله‌ای بی‌اهمیت جلوه دهند! وقتی به فرزند خود گوش می‌دهید در وهله اول ابزار برقراری ارتباطی دوستانه با او را فراهم می‌کنید و در کنار آن می‌توانید مهارت خواندن و پیشرفت ذهنی او را افزایش دهید.

چگونه فرزند خود را کتابخوان کنیم؟

قبل از هر چیز شما می‌توانید زمان استفاده از وسایل الکترونیک مثل تبلت، موبایل، لپ تاب و… را برای فرزند خود محدود کنید، اما باید این را بدانید که عادت به مطالعه کتاب در فرزندان چیزی فراتر از اینهاست و دقیقاً از درون فرزند شما ناشی می‌شود. بهتر است سعی کنید تنوع کتاب‌های پیش‌روی فرزند خود را بیشتر کنید. معمولاً کودکان در گروه‌های سنی مختلف گرایشات متفاوتی نسبت به کتاب‌ها نشان می‌دهند، برای مثال ممکن است کودک نوپای شما به یک کتاب خاص بچسبد و آن را رها نکند.

در چنین شرایطی معمولاً والدین آن کتاب را به شکل ناگهانی ناپدید می‌کنند! در صورتی که راه حل بهتری نیز برای این مسئله وجود دارد. بهتر است در چنین شرایطی به سراغ کتاب‌هایی بروید که بیشترین شباهت را به آن کتاب دارد، مثلا اگر فرزند شما کتابی با مضمون و تصاویر حیوانات جنگل را بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارد، به دنبال کتاب‌هایی با همین مضمون بروید و تنوع کتاب‌های در دسترس او را افزایش دهید.

چگونه کودکانمان را به کتاب خواندن عادت دهیم؟

با این حال، نکات بسیاری وجود دارد که می‌تواند در علاقه‌مند کردن فرزندتان به کتابخوانی تاثیرگذار باشد، برای مثال باید این را بدانید که شما باید یک کتاب را با صدای بلند «همراه فرزندتان» بخوانید، نه اینکه آن را فقط برای او بخوانید!

بهتر است برای آموزش اینکه نام نویسنده اثر و تمامی عوامل آن نیز ارزشمند است در زمان آغاز مطالعه کتاب از صفحات اول توضیحات آن شروع کنید. کار دیگری که می‌توانید در زمان مطالعه کتاب با فرزندتان انجام دهید آن است که در صورت مواجهه با واژه‌ای که فرزندتان معنای آن را نمی‌داند، روند داستان را با کوتاه کردن آن پاراگراف و قابل‌فهم کردن محتوا برای فرزندتان ادامه دهید.

یادتان باشد که ایجاد وقفه در زمان مطالعه به فرزند شما اجازه تفکر و تحلیل بیشتری می‌دهد، پس حتماْ در زمان مطالعه از فرزند خود سوال و نظر بپرسید و بگذارید قدرت تحلیل خود را به کار بیندازد.

چگونه کودکانمان را به کتاب خواندن عادت دهیم؟

توصیه می‌کنیم که اجازه دهید ورق زدن صفحات را فرزندتان بر عهده بگیرد. این کار می‌تواند او را به مشارکت در مطالعه تشویق کند. علاوه بر این باید این را بدانید که شما عجله‌ای برای به پایان رساندن کتاب ندارید، پس بهتر است که آن را شمرده‌شمرده و کاملاً طبیعی بخوانید.

در زمان مواجهه با کتاب‌های دارای تصویرسازی، موضوع جالبی رخ می‌دهد، آن هم این است که فرزند شما لزوماً آن چیزی که شما از داستان می‌خوانید را در ذهن خود نمی‌پروراند؛ بلکه توجه ویژه‌ای به تصویرسازی‌ها نیز دارد، به همین دلیل بهتر است که در میان مطالعه از او بپرسید که چه چیزی در تصویر می‌بیند و درباره آن چه فکری می‌کند؟ وسایل و اجزای موجود در صفحه کتاب را به او نشان دهید و بپرسید که آن‌ها چه هستند و باعث رخ دادن چه اتفاقی در داستان می‌شوند؟

چگونه کودکانمان را به کتاب خواندن عادت دهیم؟

یادتان باشد که شما به عنوان پدر و مادر، بیشترین تاثیر را در کتابخوان کردن فرزندتان دارید، پس با هوشمندی و داشتن اطلاعات کافی در این زمینه هر چه زودتر دست به کار شوید!

منبع: psychologytoday

کار‌هایی که نباید در حق خودمان انجام دهیم


برترین‌ها: تام رابینز معتقد است که ما می‌توانیم در زندگی خودمان گاهی نقش یک اژد‌ها و قهرمان را ایفا کنیم و زندگی‌مان را نجات دهیم. فکر کردن به این جمله می‌تواند راهگشای بسیاری از دغدغه‌ها و مسائل ذهنی ما باشد.

باید این را بدانیم که گاهی بزرگ‌ترین درد‌های ما کاملاً به خودمان بستگی دارد و این ما هستیم که می‌توانیم با دلسوزی در حق خودمان، اهداف بزرگی را در زندگی انتخاب کنیم و برای داشتن یک زندگی شادتر تلاش نماییم. در این مطلب همراه ما باشید تا با هم کار‌هایی را مرور کنیم که نباید در حق خودمان انجام دهیم.

کار‌هایی که نباید در حق خودمان انجام دهیم
مسئولیت همه‌چیز را پذیرفتن

قطعاً گاهی پیش می‌آید که با یکی از دوستانمان یا حتی افراد غریبه روبه‌رو شویم که حال روحی خوبی ندارند و از زندگی ناراضی هستند. بسیاری از افراد در چنین شرایطی، مشکلات و درگیری‌های آن فرد را مدام در ذهن خودشان تفسیر می‌کنند، چراکه فکر می‌کنند که فقط با این کار می‌توانند به او کمک کنند. شما باید این را بدانید که افراد در غالب مواقع درون حبابی قرار دارند که باعث می‌شود خودشان از پس مسائلشان بر آیند.

باور به این موضوع باعث می‌شود که زندگی را راحت‌تر بگیریم و از حساسیت‌های بی‌جا اجتناب کنیم، پس قبل از هرچیز باید این را بدانید که شما مسئول تمامی مشکلات نیستید و در وهله اول باید حال خودتان را خوب نگه دارید، نه آنکه اجازه دهید کمک کردن به افراد آن هم با این شکل به قیمت نابودی روحیه خودتان تمام شود!

خوشحالی‌ها را به آینده موکول کردن

بیشتر ما در ذهنمان می‌گوییم که مثلاً وقتی وزنم را کم کردن حال بهتری پیدا خواهم کرد، وقتی ازدواج کنم احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت و… این یعنی به تعویق انداختن خوشبختی و مسئول آن فقط و فقط خودمان هستیم. هر لحظه از زندگی با چالش‌های جدیدی همراه است و شرایط بیرونی زندگی شما دائماً تغییر می‌کند، پس در چنین شرایطی با به تعویق انداختن احساس خوشبختی‌تان فقط خود را از لذت بردن از زندگی محروم می‌کنید. بهتر است هرجا و در هر موقعیتی که هستید خودتان را در آغوش بگیرید و با تمام وجود احساس خوشبختی و خوشحالی کنید.

در پشیمانی باقی ماندن

کار‌هایی که نباید در حق خودمان انجام دهیم

فقط برخی از احساسات درونی هستند که به اندازه پشیمانی می‌توانند روح شما را آزار دهند. پشیمانی هیچ کاری را پیش نمی‌برد به جز آنکه روح شما را خسته و آزرده کند. پشیمانی باعث می‌شود که شما از حرکت بایستید و دیگر برای حال خوب خودتان تلاشی نکنید و این دقیقاً همان چیزی است که باعث درد شما می‌شود.

وقتی دائماً به دلیل مسائل مختلف در زندگی احساس پشیمانی کنید زندگی‌تان بیش از حد آشفته می‌شود و شما را جوری اقناع می‌کند که انگار هیج راهی پیش رویتان قرار ندارد و باید در این حس بسوزید و بسازید، پس در وهله اول با احساس پشیمانی خود روبه‌رو شده و از شر آن خلاص شوید، بعد به خود بیاموزید که چگونه می‌توانید رها شوید و حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید.

عیب‌های بدن را بر زبان آوردن

تا کی باید به دلیل عیب‌ها و مشکلات بدن خود تاسف بخورید؟ اصلاً تا کی باید عیب‌های غیرمنطقی‌ای بر روی بدن خود بگذارید که بخواهید اذیت شوید؟ بیایید برای یک بار هم که شده مقابل آینه بایستید و با خودتان همان‌گونه که هستید روبه‌رو شوید. کافی است بدانید که شما همان شکلی که هستید بهترین خودتان هستید و باید خودتان را از صمیم قلب دوست داشته باشید.

بیش از حد به ظاهر اهمیت دادن

کار‌هایی که نباید در حق خودمان انجام دهیم

باید اعتراف کنیم که بسیاری از افراد، معیار خوب و بد بودن را در ظاهر خودشان و دیگران می‌سنجند. این افراد غالباً از نگاه دیگران به خودشان نگران هستند و نظر آن‌ها می‌تواند به راحتی در احساسات و حتی اعتماد به نفسشان تاثیرگذار باشد. این یک دام بی‌رحمانه است که اجازه دهیم جامعه معیار‌های زیبایی ما را مشخص کند و بر پایه همان‌ها در رابطه با ما قضاوت کند! فقط کافی است که شما به خودتان ارزش و اعتبار دهید و به جای تمرکزِ صرف بر روی بدنتان، روحتان را تعالی بخشید.

نگه داشتن معیار‌های غیر واقعی

زندگی شما یک آلبوم از عکس‌ها و موقعیت‌های غیر واقعی نیست! این یعنی گاهی همه چیز خوب است و گاهی هم با مشکلاتی برخورد می‌کنید و این دقیقاً طبیعت زندگی است، پس در چنین شرایطی نباید خودتان را با معیار‌هایی غیر واقعی که در شبکه‌های اجتماعی از خوشبختی افراد دیگر وجود دارد بسنجید!

مقایسه کردن خودمان با دیگران

مقایسه کردن واقعاً دزد شادی شماست! مطمئن باشید که همه افراد چالش‌ها و دغدغه‌های مخصوص به خودشان را دارند و هیچ کس نیست که یک زندگی کامل و تماماً راحت داشته باشد، بنابراین بهتر است که به جای مقایسه خودتان با دیگران، خوشبختی‌ها و نعمت‌هایتان را بشمارید و شکرگزارشان باشید.

فکر کردن بیش از حد

کار‌هایی که نباید در حق خودمان انجام دهیم

احتمالاً این مورد سخت‌ترین عادت برای ترک کردن است! فکر کردن بیش از حد به دغدغه‌ها در زندگی باعث می‌شود که احساسات شما به بازی گرفته شود و واقعیت‌ها تحریک گردند. در چنین شرایطی فقط وقت خودتان را هدر می‌دهید. اضطراب، تنش، نگرانی و… همه و همه ناشی از تصور آینده‌ای هستند که وجود ندارد و صرفاً ساخته و پرداخته ذهن شماست. پس خیلی مهم است که بتوانید ذهن خود را کنترل کرده و از فکر کردن بیش از حد در رابطه با مسائل مختلف اجتناب نمایید.

استراحت کافی نداشتن

خیلی از افراد بر این باور هستند که باید دائماً در حال تلاش و حرکت باشند، باید همیشه شلوغ باشند و به هیچ‌گونه استراحتی نیز نیاز ندارند! این دقیقاً همان نقطه‌ای است که اضطراب‌های شما را شکل می‌دهد. به خودتان آرامش دهید و زمانی را برای استراحت کردن باقی بگذارید. در این لحظات است که ذهن و جسم شما آرام می‌شود و می‌توانید راحت‌تر جلو بروید و رشد کنید.

تصور اینکه برای همه چیز خیلی دیر شده

تقریباً افراد زیادی وجود دارند که بر این باورند که برای پیدا کردن شغل جدید، ازدواج، شروع به کار، یادگیری زبان جدید و… خیلی دیر شده است. سعی کنید که تجربیات خودتان را محدود نکنید و اجازه ندهید که این تفکر نادرست، فرصت‌های خوب زندگی‌تان را از شما بگیرد.

این را یادتان باشد که هیچ وقت برای تبدیل شدن به آن فردی که می‌خواهید باشید دیر نیست. شما می‌توانید بهترین خودتان را نشان دهید و با این کار نیز امیدواری‌تان به زندگی را چندین و چند برابر کنید. امیدوارم شجاعت آن را داشته باشید که همه چیز را دوباره شروع کنید.

منبع: livingly

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟


خبرگزاری ایرنا – سحر سلطانی: چرا هیچ چیزی برای این بچه ارزش ندارد؟ چرا نسبت به هیچ چیز احساس مسوولیت ندارد؟ ما که چیزی کم نگذاشته‎ایم چرا احساس مالکیت و حس مراقبت و مسوولیت ندارد؟ و چرا‌هایی دیگر.

مادر: چرا تبلتت را پرت می‎کنی روی سرامیک؟ توپ که نیست؛ کلی پول خورده!

آرمین: فوقش بشکنه یدونه بهترشو می‎گیریم

پدر: چرا لگو‌های ریزت همه‎جا پخش و پلاست؟ نمی‎گی گم بشه یا بره تو جارو؟

مریم: خب یه مدل دیگه‎اش را می‎خریم.

مربی مهدکودک: پاستل‎هایت را از کف زمین جمع کن، لگد می‎خورند له می‎شوند!

شاینا: مامانم دوباره برام می‎خره؛ و مصادیقی از این دست که دغدغه‎هایی مشترک و رنج‎آور برای والدین و مربی‎ها ایجاد می‎کنند: چرا هیچ چیزی برای این بچه ارزش ندارد؟ چرا نسبت به هیچ چیز احساس مسوولیت ندارد؟ ما که چیزی کم نگذاشته‎ایم چرا احساس مالکیت و حس مراقبت و مسوولیت ندارد؟ و چرا‌هایی دیگر.

مفهوم ارزش و ارزشمندی بدون قرار گرفتن در کنار مفاهیمی مکمل برای کودک درونی نمی‌شوند، اگر از بی‎تفاوتی‎های کودکتان نسب به لوازم شخصی‎اش شکایت دارید ابتدا به سراغ مفاهیم مکملی بروید که باید از سنین پایین (حدود دو سالگی) در خلال بازی‎ها و گفت‎وگو‌ها برای او روشن و درونی کنید.

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

مالکیت (موقت و دائمی / زمان‎مند و مکان‎مند)

«مالِ من» از اولین مفاهیمی است که کودک با آن مواجه است. مامانِ من، بابای من و… او به خوبی در بدو زبان‎آموزی می‎تواند مفهوم مال من و مال تو را ادراک کند. اما فهم مالکیت موقت یا دائمی برای او دشوار است و نیازمند تکرار مصادیق توسط والدین است. اینکه تاب در پارک تا موقعی که روی آن نشسته مال اوست و بعد باید به کودکی دیگر بسپارد، اما توپ نارجی در اتاقش همیشه مال اوست. یا فهم زمانی مالکیت مانند استفاده موقت از جعبه ابزار پدر در حضور او یا تبلت مادر در زمان تعیین شده توسط او.

برخی از والدین منحصرا به شکل‎گیری فهم مالکیت در کودک بسنده می‎کنند اینکه بداند پدر و مادرش چه کسانی هستند و ماشینشان کدام است یا اسباب بازی‎هایش را بشناسد. برای فهم ارزشمندی داشته‎ها، کودک باید مالکیت و انواع آن را خوب تشخیص بدهد. اینکه ممکن است جعبه مداد رنگی دوستش در مهد کودک مثل مال او باشد، اما مال او نیست و با جعبه مداد رنگی که او در خانه دارد فرق می‎کند. از همان اوان کودکی شناخت انواع مالکیت شخصی / جمعی/ موقت / دائمی/ زمان‎مند و مکان‎مند به فهم ارزشمندی داشته‎ها کمک موثری خواهد کرد.

مراقبت

از مفاهیم همراه، اما مستقلی است که با تمرین حین بازی‎ها می‎توان برای کودکان روشن و درونی نمود. وقتی به کودک امکان آزمایش سطح مقاومت اشیا داده شود مثلا تشخیص بدهد بادکنک نازک است و می‎ترکد، اما توپ زخیم‎تر است و به راحتی نمی‎ترکد، شیشه‎ها می‎شکنند و پلاستیک‎ها مقاومترند، نوع مواجهه و مراقبت را تشخیص می‎دهد، منع کردن‎های مستمر کودکان از تجربه نوع و جنس اشیا پیرامون باعث می‎شود که حس مراقبت و حتی کنجکاوی برای اکتشاف و ارتباط بین اشیا در آن‌ها ضعیف باشد، همزیستی با گیاهان و حیوانات خانگی هم موجب تعمق مفهوم مراقبت در کودکان می‎شود.

مفهوم دسترسی زمان‎مند و مکان‎مند

برخی از والدین تصور می‎کنند مهیا کردن هر چیزی برای کودک از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در اسرع وقت باعث می‎شود فرزندشان بدون کمترین عقده ناشی از محرومیت با اعتماد به نفس موثر بتواند با جهان پیرامون مواجه شود، کودک در دسترس بودن هر امری را عادی می‎پندارد و حتی توان ادراک محدودیت‎های زمانی و مکانی و تصور موانع برای برخوردار شدن را ندارد. از طرفی والدین را حامیان همیشگی برای در دسترس قرار دادن اشیا درک می‎کند و قهرمانان بدون شکست در رفع سد‌ها از سنین بسیار پایین (معمولا دوسال) در حین بازی دور بودن، نزدیک بودن/ آسان بودن و سخت بودن/ ساده بودن و پیچیده بودن مراحل دستیابی به چیز‌ها را با کودک تمرین کنید.

شراکت

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

همان اندازه که آموزش مفهوم حریم خصوصی و مرز‌های شخصی از سنین پایین لازم و ضروری است، همزمان مفهوم شراکت و «سهم مساوی دیگری» هم جایگاه بسیار مهمی دارد. برای مراقبت از شکل‎گیری انحصار طلبی‎های افراطی کودکانه بهتر است مفهم شراکت و سهم را در زندگی روزمره پر رنگ کنیم: شراکت در ساندویچ، لگو‌های بازی، غذا دادن به پرنده‎های در پارک و … را با کودک تمرین کنیم. می‎شود ساده‎ترین چیز‌ها را سهم‎بندی کرد و بین والدین و کودک به اشتراک گذاشت. سهم امروز خانواده از آب دادن به گلدان‎ها نفری یک گلدان و …

محرومیت

نگران نباشید، محرومیت همیشه باعث ایجاد گره‌های پیچیده روانی نمی‌شود، محرومیت انگیزه ایست برای پیدا کردن راهی در رسیدن به خواسته‌ها و تحقق آرزوها، اگر می‌خواهید کودکی مبدع و خلاق داشته باشید بگذارید برخی از نیازهایش را با ابتدایی‌ترین ابزار‌ها و لوازم بسازد، پس‌انداز کردن و اولویت‌بندی برای خرید مناسب‌ترین وسیله‌های مورد نیاز یک مهارت است که بدون تجربه محرومیت در کودک ایجاد نخواهد شد.

صبر

عدم تحمل در سنین پایین کودکی کاملا طبیعی است، چون کودکان فهم زمانی دقیقی ندارند و نمی‌توانند گذشت زمان را به راحتی ادراک کنند، اما صبور بودن و تحمل برای رسیدن به خواسته‌ها باید علاوه بر رشد شناختی کودک به او آموزش داده شود، منتظر پایان کلام دیگران باشد و وسط صحبت نپرد، برای این منظور کودک باید الگو‌های صبوری داشته باشد؛ پدری که پشت چراغ قرمز نا آرام می‌شود و مادری که تحمل ریخت و پاش و بازی کودک را ندارد و بلافاصله دستور به جمع کردن و تمیز کردن می‌دهد نباید انتظار داشته باشند کودکشان مفهوم تحمل همراه با آرامش را دریافت و درونی کند.

امانت / تعویض و جایگزینی

چگونه به کودکان مفهوم ارزشمندی را آموزش دهیم؟

از جمله بازی‌هایی که بین کودک خود و سایر همسن و سال‌هایش می‌توانید برگزار کنید امانت دادن اسباب‎بازی و کتاب به یکدیگر از سنین پایین است و تمرین مراقبت از اشیا دیگران مانند وسیله‎های شخصی خود هم لذت داشتن چیز‌های متنوع به شکل موقت را به کودک می‎آموزد هم منتظر بودن برای بازگشت وسیله‎ای آن‌ها را نزد صاحبش ارزشمندتر می‎کند، اگر کودک تن به این بازی نداد بلافاصله به او برچسب خسیس یا خود خواه نزنید، او را در تجربه امانت دادن یا گرفتن و شریک شدن وسیله خودتان با دیگری به عنوان ناظر همراه کنید.

کودکان چهار ساله به بعد می‎توانند درک کنند برای حضور در جمع و پذیرفته شدن از سوی دیگران باید وسیله‎های خود را به اشتراک بگذارند، با تعویض موقت شروع کنید و به امانت دادن چند روزه بکشانید. در صورت تخریب وسیله از او راه حل بخواهید و راه‎های جبران را با او بررسی کنید، تعمیر کردن یا خرید معادل وسیله تخریب یا مفقود شده را با او تمرین کنید.

مسوولیت

مالکیت مسوولیت دارد. همواره به او هدیه ندهید و بگذارید خودش هم خرید کند؛ «وقتی خودت خرید می‎کنی خودت هم هزینه‎اش را از پول توجیبی‎ات بپرداز. خودت انتخاب کن، خودت مراقبت کن»، نقش و جایگاه کودک را حین خرید هر وسیله‎ای روشن کنید، از او بخواهید مکان مناسب و نحوه نگهداری مسوولانه در قبال آن وسیله را از پیش شرح دهد.

اعطای مالکیت به کودک آسان‎ترین کار ممکن است، اما پرورش یک مالکِ مسوول نیازمند طی مسیری از آموزش و گسترش مفاهیم و مهارت‎های مکمل است. کودک با بزرگ شدن، خود به خود به این مهارت‎ها نمیرسد، الگوی رفتاری مناسب و با ثبات می‎خواهد و صبر و تحمل. برای آموزش مفهوم ارزشمندی به کودکان ابتدا زندگی او را ارزشمند کنیم.

چگونه به سوالات مذهبی کودکان جواب دهیم؟


روزنامه خراسان – سیدمجتبی آل علی، دانش آموخته رشته فلسفه: «بابا، چرا امام حسین (ع) شهید شد؟»، «مامان، چرا بعد از این همه سال باید برای شهید شدن امام حسین (ع) عزاداری کنیم؟»، «بابا، میشه بپرسم خدا چیه؟» و …. این روز‌ها در دهه اول محرم و ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین (ع) هستیم و کودکان در این ایام برای شان پرسش‌ها و ابهاماتی مطرح می‌شود که از والدین خود می‌پرسند. در ادامه توصیه‌هایی به والدین برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی داریم.

نکاتی درباره چگونگی جواب دادن به سوالات مذهبی کودکان درباره خدا، عزاداری و امام حسین (ع)

۴ دلیلی که کودکان سوال می‌کنند

قبل از هر چیز باید بدانیم کودکان به چهار دلیل سوال می‌کنند:

۱. شناختن

۲. کنجکاوی

۳. دیدن تضاد‌ها

۴. تعارض‌ها

به طور کلی، کودکان سوال می‌کنند تا یاد بگیرند. والدین با دانستن همین نکته نه تنها نباید از پرسش کودک شان خسته شوند بلکه باید از این گونه سوالات استقبال کنند. در ادامه چند توصیه کلی درباره نحوه پاسخ گویی به سوالات اعتقادی کودکان خواهیم داشت و چند سوال را به عنوان نمونه، بر اساس همین توصیه‌های کلی پاسخ خواهیم داد.

نگویید تو در حد این مسائل نیستی!

سوال کردن فرزندان ما بیشتر برای شناخت و یادگیری است و به همین دلیل اگر سوال را از کودکان مان بگیریم، هیچ نسلی رشد نمی‌کند و حتی علمی و شناختی برای آن‌ها به وجود نمی‌آید. روش پاسخ گویی به این دسته از سوالات اعتقادی، پاسخ منطقی و بدون جهت گیری است.

نباید از اصطلاحاتی، چون «الان وقت این سوال نیست» یا «تو در حد این مسائل نیستی» استفاده کنیم. باید به صورت منطقی پاسخ دهیم و درست این است که ابتدا از کودک مان بپرسیم خودش چه فکر و برداشتی دارد و در ادامه صحبت او، به جمع بندی و پاسخ منطقی بپردازیم. استفاده از زبان تمثیل و انواع مثال‌ها می‌تواند در این زمینه به شما بسیار کمک کند.

با سوالات مفهومی پاسخ دهید

کودکان دوست دارند همواره جست و جو کنند و کنجکاوی برایشان نوعی بازی ذهنی است و دلیل آن، آشنایی بیشتر با محیط اطراف شان است. در پاسخ به این دسته از سوالات، یک نکته دیگر نیز قابل اهمیت است که پاسخ گویی باید با سوالات بیشتری اتفاق بیفتد. مثلا اگر کودک شما موضوعی را می‌داند و می‌خواهد بیشتر بداند و سوالی مطرح می‌کند، شما باید به جنبه دیگر آن موضوع بپردازید و توضیح تان همراه با سوالات مفهومی بیشتری باشد.

گاهی لازم است کودک را در آن موقعیت قرار دهید و بگویید: «اگر تو بودی، چه کار می‌کردی؟!»

تضاد و تعارض‌های ذهنی اش باید حل شود

وقتی اتفاقاتی در روند عادی زندگی می‌افتد که تاکنون نبوده است، برای کودکان مان تضاد ذهنی ایجاد می‌شود و شروع به پرسیدن می‌کنند. در این شرایط بهترین راه، همراهی کودک است تا ابتدا تجربه کسب کند. گاهی باید سوالات را با مسائل عاطفی و احساسی پاسخ داد.

وجود رابطه پر از محبت، می‌تواند بسیار در این مسئله کمک حال باشد. همچنین گاهی اتفاقاتی در زندگی می‌افتد که با اتفاقات گذشته مخالف است. کودک در این حال دچار تعارض می‌شود. در این شرایط برای پاسخ گویی به سوالات کودکان، باید از زبان مقایسه استفاده و موارد متناقض را در شرایطی منطقی مقایسه و بررسی کرد تا نتیجه قابل توجهی به دست آید.

تفاوت سوالات کودکان قبل و بعد از بلوغ

نکته بسیار مهم، این است که اگر کودک ما به صورت منظم در محیط‌های مذهبی قرار گیرد به مرور زمان، پاسخ بسیاری از سوالات خود را می‌یابد و خودش رفتار و روحیاتش را مدیریت می‌کند و سوالاتش را به راحتی پاسخ می‌دهد. البته نکته قابل توجه این است که جنس سوالات دوران کودکی و بلوغ با هم متفاوت است. سوالات دوران کودکی، بیشتر از جنس شناختن و کنجکاوی است و سوالات دوران بلوغ به دلیل بحران‌ها و انقلاب‌های درونی اش، از جنس حل تضاد‌ها و تعارض هاست.

نکاتی درباره چگونگی جواب دادن به سوالات مذهبی کودکان درباره خدا، عزاداری و امام حسین (ع)

نحوه پاسخ دادن به چند سوال رایج کودکان

در ادامه به صورت مصداقی به بررسی چند سوال می‌پردازیم که با توجه به نکته‌های مطرح شده در ابتدای مطلب، به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.

خدا چیست و کیست؟

این سوال بسیار مهم است و قبل از هر پاسخی باید خود کودک را با این سوال درگیر کنیم تا زبان و فهم کودک مان را بشناسیم. خودت چی فکر می‌کنی؟ یا چه حسی و درکی داری؟ فکر می‌کنی چیست؟ در گام دوم باید به او بگوییم خدا کجاست؟ و خدا جایی نیست جز در قلب او. با پرداختن به این سوالات و از دریچه ذهن کودک، می‌توان او را درمسیر رسیدن به پاسخی ساده قرار داد.

چرا باید عزاداری کنیم؟

در این سوال ابتدا باید احساس مسئولیت و عاطفه فرزندمان را بشناسیم و او را درگیر کنیم.

چیز‌هایی را که از دست داده و ناراحت شده است، برایش یادآوری و سعی کنیم عواطف و احساساتش را در نبود آن چه برایش ارزش دارد، بروز دهد. طبق نظریات علم روان شناسی، شور و هیجان نیز در کنار شعور، عامل سلامتی روان است.

چرا امام حسین (ع) شهید شدند؟

هیچ گاه در پاسخ به این سوال سعی نکنید واکنش منفی نشان دهید که چرا این سوال را پرسیده است! باید اول خودمان بدانیم فلسفه شهادت امام حسین (ع) چه بوده است. کودکان جنس بدی و ظلم را می‌شناسند و باید بپرسیم اگر تو بودی در برابر ظلم می‌ایستادی یا نه؟ تا چه حد؟ و … تا ذهن کودک ما با این موضوع آشنا شود.

چرا فلان فرد که عزادار است، کار غلطی انجام می‌دهد؟

این هم سوال مهمی است و کاش یک عزادار، حداقل در این ایام به این نکته مهم توجه کند که کودکان مشغول تماشای او هستند و خواهند بود.

با این حال و در پاسخ به این سوال، باید زبان مقایسه را به کار گیریم و به کودکان در گام اول بگوییم که هر کسی مصونیت از خطا ندارد و امکان دارد کار اشتباهی انجام دهد.

از طرفی به او نشان بدهیم اگر کار اشتباهی را دید، باید اشتباه بودن کارش را بفهمد و از آن رفتار بد دوری کند. سوالاتی، چون این که اگر کاری غلط باشد ما باید انجام بدهیم؟ در راستای پاسخ دادن به این سوال، گره گشا به نظر می‌رسد.

کودک باید آزادانه هر سوالی را بپرسد

در پایان توجه داشته باشید که هر سوالی را می‌توان پاسخ داد. فقط باید این نکته را در نظر بگیریم که پاسخ دادن به یک پرسش، سبب نشود شخصیت کودک مورد سوال قرار گیرد. کودک می‌تواند هر سوالی را بپرسد و آزاد است و نباید بابت سوال پرسیدنش بازخواست شود. همراهی کردن و گوش دادن به کودک و توجه به او، ۵۰ درصد پاسخ به سوالش است.