چرا هر چیزِ «دخترانه» در ایران، دردسرساز می‌شود؟


وب‌سایت میدان – المیرا بهمنی: این مقاله می‌کوشد نشان دهد مخالفت مذهبی‌نماها با آموزش دختران، چه تاثیری بر ظهور «گفتمان امنیت» و مطالبه آن از سوی ملی‌گرایان زن و مرد در عصر مشروطه داشت و در مقابل وام‌گیری مذهبی‌نماها از گفتمان ملی‌گرایانه چه تاثیری بر مناسبات جنسیتی این دوره گذاشته است.

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

در ۱۲۸۵ش زمانی که بی‌بی‌خانم استرآبادی یکی از اولین مدارس دخترانه را تاسیس کرد چندی نگذشت که با حمله و غارت مخالفان مدرسه به تعطیلی کشانده شد. افضل وزیری فرزند بی‌بی‌خانم و از فعالان زنان آن دوره، مخالفت سنت‌پناهان را اینگونه روایت می‌کند: «[یکی]فریاد زد: بر آن مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است. مردم هم زار زار گریستند و در محله خود ما آقای سیدعلی شوشتری ورقه‌ای چاپ کرد که عنوانش از این قرار بود که این دبستان دوشیزگان که بی‌بی خانم افتتاح کرده است، این زن مفاسد دینیه دارد، در منزلش تار می‌زند و اجتماع هنرمندان است. این تکفیرنامه‌ی مادرم را دم واگن‌های اسبی، ورقه‌ای یک‌شاهی می‌فروختند. در همان اوقات اوباش محل را هم تحریک کردند تا بریزند و مدرسه را غارت کنند و به‌هم بزنند.»

دو سال بعد همزمان با به توپ بسته شدن مجلس، زمانی که بی‌بی‌خانم نزد مخبرالسلطنه‌ی هدایت، وزیر معارف وقت می‌رود و خواستار بازگشایی مدرسه‌اش می‌شود بهت‌زده با این پاسخ از سوی وزیر مواجه می‌شود که «خانم از من کاری ساخته نیست…با آن‌ها نمی‌توانم دربیفتم.». پس ازچانه‌زنی‌های بسیار در نهایت به او گفته شد که با رعایت دو نکته می‌تواند مدرسه را دوباره راه بیاندازد. نخست باید تابلوی مدرسه را پایین بیاورد؛ زیرا مخالفان معترض بودند که «دوشیزه به معنای باکره است و باکره شهوت‌انگیز!». دوم اینکه لازم بود در شرایط پذیرش دختران تغییراتی به وجود بیاید و به جای پذیرش دختران هفت تا دوازده ساله تنها از دختران چهار تا شش ساله ثبت‌نام به عمل آورند.

در زمانی که مخالفان خشمگین به دبستان دوشیزگان و ساکنانش هجوم آورده بودند نزدیک به چهار سال از اولین تلاش‌ها برای تاسیس مدارس دخترانه در ایران می‌گذشت. ۱۱۸ سال پیش، طوبی رشدیه (دختر میرزاحسن رشدیه) نخستین تلاش نافرجام در تاسیس مدرسه دخترانه را انجام داد که تنها چهار روز تاب حملات خصمانه را آورد. اندکی بعد از انقلاب مشروطه دیگرانی همچون علویه، شهناز و جمیله رشدیه، مهرتاج رخشان و صدیقه دولت‌آبادی از جمله زنانی بودند که با هزینه‌ی شخصی خود مدارس دخترانه تاسیس و اداره کردند. اما این «هزینه»‌ها صرفا مالی نبودند؛ بی‌بی‌خانم استرآبادی را تکفیر و به مدرسه‌اش حمله کردند، به مهرتاج رخشان در خیابان سنگ می‌انداختند و قصد آتش زدن مدرسه‌اش را داشتند و صدیقه دولت‌آبادی بار‌ها در خیابان و حتی در منزلش مورد حمله مهاجمان قرار گرفت.

این قسم حملات به مدارس دخترانه و معلمان و محصلانش در دوره قاجار چنان فراگیر بود که بسیاری از کسانی که قصد گشایش مدرسه داشتند یا مایل به تحصیل دخترانشان بودند، از بیم جان و مال‌شان، عطای «علم‌اندوزی» را به لقایش می‌بخشیدند. چنانچه در بحبوحه انقلاب مشروطه و همزمان با تاسیس مدرسه دوشیزگان، یکی از همین زنانِ توامان مشتاق و مایوس می‌نویسد: «از زنان خواسته‌اید که دستی از آستین درآورده به تربیت بنات خود بپردازند اگر مرد‌های بی‌تربیت بگذارند. بار‌ها به خیال این بی‌بضاعت رسیده که به زور مختصر مدرسه‌ای باز کنم و فایده‌ای هم ببرم. افسوس که تاسیس این اساس نشده بسته خواهد شد»

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

تاسیس اولین مدارس هرچند از تهران آغاز شد، اما متجددان در اصفهان، رشت و مشهد نیز به‌سرعت دست‌به‌کار شدند. حکایت تهدید‌ها وتکفیر‌هایی که شاهزاده فروغ‌السلطنه آذرخشی، موسس اولین مدرسه دخترانه در مشهد، با آن روبرو شد شرحی دقیق از شیوه‌ی مبارزه‌ی اولین زنان مدیر به‌دست می‌دهد. عزیزه شیبانی، شرح منازعات مادرش با مخالفان را چنین روایت می‌کند: «مادرم دید خیلی از این عالم‌نما‌ها اذیت می‌کنند و می‌گویند دختر نباید سواد داشته باشد و گرنه نامه عاشقانه می‌نویسد تهدید کردند که مدرسه را می‌سوزانند و خراب می‌کنند. مادرم ایستادند و گفتند خیلی‌خوب هروقت شما آمدید سوزاندید و خراب کردید، آن روز مدرسه را می‌بندم. مادرم سه سال مبارزه کرد و در سال ۱۲۹۳ ساختمان مدرسه آماده شد». فروغ‌السلطنه برای حفاظت از مدرسه‌اش از مردان منزل برای مقابله با مهاجمان احتمالی کمک گرفت: «آن‌ها که دائما این حرف‌ها را میزدند حاضر نبودند که خودشان را با اسلحه روبرو کنند.

چون سه تا از برادر‌های بزرگ من با سه تا از نوکر‌های خانه اسلحه به دست شب و روز از مدرسه مراقبت می‌کردند و مواظب بودند به دخترانی که به مدرسه می‌آیند کسی صدمه نزند» در نهایت مخالفین که از حمله به مدرسه مایوس شده بودند «فقط تهدید میکردند، و تکفیر می‌کردند و می‌گفتند این آدم، آدم خدانشناسی است.» در نهایت شیبانی نتیجه می‌گیرد که حضور نگهبانان مدرسه منجر به ایجاد حس امنیت و اطمینان خانواده‌ها درمقابل آزارگران شد «بعد هم کم‌کم مردم جرات پیدا کرده بودند تا بچه‌هایشان را به مدرسه بفرستند و مدرسه خیلی شاگرد پیدا کرد. یعنی وقتی مردم مطمئن شدند که دیگر کسی با آن‌ها کاری ندارد بچه‌هایشان را در خیابان‌ها کتک نخواهند زد، دخترانشان را آوردند به مدرسه مادرم»

هم‌زمان با تاسیس مدرسه «فروغ» در مشهد، آذرمیدخت نیکروان در رشت اقدام به تاسیس مدرسه کرد که با شکستن شیشه‌ها با سنگ و کلوخ مواجه بود. سه سال بعد روشنک نوع‌دوست دبستان سه‌کلاسه‌ی خود را در رشت تاسیس کرد و بار فشار‌های اجتماعی را به جان خرید تاجایی که «بقال سرگذر او را روسپی بخواند و به آن حرامی نمک نفروشد»

نگرانی روزافزون تجددخواهان از واکنش‌های خشماگین سنت‌پناهان را باید در پرتو گفتمان گسترش‌یابنده‌ی «امنیت» در دوره پسامشروطه بررسی کرد. گفتمان امنیت در این دوره که علاوه بر مرز‌های جغرافیایی خارجی و داخلی، بر کنترل امکان‌های پرکتیس «شهروندی مدرن» و ابعاد اجتماعی آن نیز سیطره می‌یافت، مجال بقای خود را در قدرت‌گیری پلیسی منظم می‌دید. دربسیاری از متون این دوره درباب مدارس، نیاز به وجود یک پلیس منظم و یکدست و دولتی مقتدر برای حمایت از اقلیت تجددخواه پیوسته تکرار می‌شود.

نمونه‌ای از این دست نوشته‌های ناظم‌الاسلام کرمانی است که در روزنامه‌اش به نقل از میرزا سیدمحمدصادق طباطبائی، مدیر مدرسه‌ای، بر لزوم تامین امنیت دختران محصل تاکید می‌کند و فقدان پلیس منظم و مقتدر را مانع اصلی در گشایش مدارس دخترانه می‌داند: «چیزی که مانع ایجاد و افتتاح مکاتب دخترهاست، نبودن اداره‌ی بلدیه‌ی منظم، نداشتن پلیس مرتب، ممانعت جهله و معاندین و نداشتن زن‌های معلمه‌ی بااخلاق و ترتیبات صحیحه و کتب درسی کلاسی و عدم امنیت و اجرای مجازات خائنین [است]…

در موقع ترخص دختر‌ها محافظت آن‌ها در کوچه و خیابان‌ها از هیات اجتماعیه‌ی الواط و اشرار و جوانان جاهل و اصحاب عزب بی‌تربیت چگونه می‌شود کرد و اگر یک نفر از الواط و اشرار با یکی از ذختر‌ها طرف شد و اسباب زحمت فراهم آورد، که ممانعت می‌کند و کی نجات می‌دهد و استطاعت اینکه برای چند نفر از آن‌ها یک فراش مستحفظ مقرر داریم نداریم. پس باید اول اداره‌ی پلیس و نظمیه را مرتب کنیم، آن‌وقت موجبات تاسیس مدارس دختر‌ها را فراهم آوریم که اگر وقتی یک نفر جاهل معترض یکی از بنات شد، فورا پلیس او را گرفته به اداره‌ی نظمیه برد و در آن‌جا بدون ملاحظه مجازات دهند.»

بی‌بی‌خانم در جایی دیگر این نگرانی محافظه‌کاران را نشانی بر سست‌ایمانی آنان می‌داند: «این مطلب را هر قسم جواب بدهم قلبم آرام نمی‌گیرد به این جهت که معلوم می‌شود به درجه‌ای در مذهب و دین اثنی عشری شبهه دارید که اطلاع ما زنان را منافی قبول دین و مذهب می‌دانید.»

این تفسیر‌های «برابری‌خواهانه» از روایات،در آمیختگی با گفتمان ملی‌گرایانه نزد ایرانیان ملی‌گرای دوره مشروطه که توسعه، تجدد و ترقی ملی را مهم‌ترین هدف خود می‌دانستند، امکان پردازش تفاسیر جدیدتر و پیچیده‌تری از آن‌چه مساله‌ی زن نامیده می‌شد را فراهم آورد. بسیاری از نویسندگان جراید تجددخواه، ریشه مشکلات وطن را در محرومیت زنان از تحصیل می‌دیدند. برخی همچون بی‌بی‌خانم استدلال میکردند که «نصف ترقی مملکت بسته به دانستن زنهاست» و برخی همچون طایره ترقی را یکسره به آموزش زنان پیوند می‌دادند: «در هر مملکتی که طایفه‌ی اناثیه بی‌تربیت ماندند در آن مملکت ترقی و تمدن غیرممکن است، زیرا که تربیت و تمدن اطفال به عهده مادر است»

سه سال بعد از مشروطه، شرف‌نساء گیلانی، رواج خرافه میان زنان و ناتوانی در تربیت فرزندان سالم را نتیجه‌ی منع تحصیل دختران می‌داند و نیاز به گشایش مدارس دخترانه و تعلیم خانه‌دای و بچه‌داری را در کنار آموزش ریاضی، جغرافیا و اقتصاد از آن جهت لازم می‌داند که اولین گام در راه ترقی ملی، آموزش مادران آینده‌ی وطن است «زیرا که آغوش ما برای بچه‌های ما اولین دبستانی است که پسر و دختر همه‌ی فرزندان وطنی ناچارند که در آن دبستان تربیت بشوند…اگر اولیای امور مایل‌اند که اسباب تحصیل و تسهیل ترقی ایران را فراهم کنند ناچار باید تربیت را از دوشیزگان شروع فرمایند که بهره‌اش عام باشد.»

شهناز رشدیه (آزاد) نیز با همین استدلال از اولیای امور می‌پرسد: «آیا مادران دانا با مادران نادان یکسان‌اند؟ هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون؟»

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

در همین‌دوره بود که تقسیم جنسیتی کار درخانه از مهم‌ترین اهداف تجددخواهان و رکن اساسی پرورش فرزندان وطن‌پرست و ترقی مملکت دانسته می‌شد و اندک‌اندک نسبت آن با مدارس دخترانه‌ی جدید واضح‌تر. در ۱۳۲۹ق ادیب‌الممالک فراهانی نطقی در باب لزوم آموزش دختران به عنوان مادران و پرورندگان پسران وطن‌پرست ایراد می‌کند: «بدانید و آگاه باشید که عمده محرومی ما از ترقی و سعادت، همان سوء تربیت فرزندان بوده است و سوءتربیت حاصل نشده است مگر از فقدان کمال در مادران، زیرا برای اطفال اهمیت مادر بیش از پدر است:، چون پدر پدیدآورنده است و مادر نگهدارنده. پدر پدید می‌آورد و مادر می‌پرورد. آوردن کاریست که همه‌کس داند و پروردن امری است که هرکس نتواند»

همزمان با بسط گفتمان تجددخواهانه که بر آموزش زنان و نقش همسری و مادری آنان تاکید می‌کرد، مقاومت دلواپسان نظم جنسیتی موجود نیز تنها به تکفیر و تهدید جانی محدود نشد.

روایت‌های مخالفان که در ابتدا هم‌صدا با شیخ‌فضل‌الله بود، رفته رفته با ادغام دل‌نگرانی‌های وطن‌پرستانه از «استیلای بیگانگان»، صورتی ملی‌گرایانه به‌خود گرفتند؛ با این تفاوت مهم نسبت به ملی‌گرایان مخالفشان که در مفصل‌بندی محافظه‌کاران از نسبت مدرسه دخترانه و استقلال ملی، نابودی کشور نتیجه‌ی نابودی اعتقادات و نتیجه‌ی آموزش و آزادی دختران دانسته می‌شد؛ بنابراین از نظر آنان محروم کردن دختران از شرکت در مدارس نوین اولین گام در حفظ استقلال ملی درنظر گرفته می‌شد.

یکی از روایت‌هایی که بر پیوند آموزش دختران و نابودی وطن تاکید می‌کرد داستان عبرت‌آموزی است که شیخ محلاتی نگاشته است. داستان با گفتگوی حاجی نظر تجددخواه و همسایه‌اش سلیمان سنت‌پرست آغاز می‌شود. حاجی نظر پس از نطقی غرا در باب اهمیت مدارس نوین و آموزش دختران، دلیل امتناع سلیمان از فرستادن دخترانش به مدرسه را جویا شده و در پاسخ می‌شنود «تا در حالت جهل و توحش بمانند».

دلواپسی سلیمان در این مورد تنها به رقص و موسیقی محدود نمی‌شود و به‌طور کلی تکالیف مدارس را در برمی‌گیرد «چون دختران در اثر ورزش و مشقی که می‌نمایند بسا باشد که بکارت آن‌ها زائل شود».

ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر

این روایت ساده‌انگارانه از پیوند آموزش دختران و استیلای بیگانگان به‌هیچ‌وجه یگانه روایت از این دست نبود.

منازعات اجتماعی بر سر حقوق زنان هرچند با آموزش دختران آغاز شد، اما محدود به آن نماند و به سرعت ابعاد اجتماعی و سیاسی جدیدی یافت. بازتفسیر گسترده‌ی متون، اصلاح مفاهیمی، چون شهروند و ملت، تغییر کارکردی در نقش اجتماعی زن به مثابه «ضعیفه» و کسی که «جز زائیدن کاری بلد نبود» به زن به مثابه «مادر فرزندان وطن» و «همسر» مردان، همگی در درون گفتمان ملی‌گرایانه و سنتی صورت گرفت و بر مدرنیته‌ی ایرانی تاثیری ژرف نهاد. آن‌چه که بسیاری از این زنان را دل‌نگران می‌کرد اول از همه وظیفه‌ی اجتماعی-ملی‌شان در قبال مام وطن بود.

از این‌رو عجیب نیست که در آن دوران تمام نقش‌پذیری‌ها و تغییرات ایجاد شده در خانواده هسته‌ای مدرنی که متجددان در پردازش آن دست داشتند (همچون عشق رمانتیک، تک‌همسری، تقسیم جنسیتی کار در خانه، تربیت فرزندان مفید و وطن‌پرست) همگی پس از این تعریف جدید از «شهروند وطن‌پرست» قرار می‌گرفت و در نسبت با آن یا در سایه‌ی آن تعریف می‌شد.

این نگرش شاید به‌نظر فمینیست امروزی چندان خوشایند نباشد، اما برای اولین فمینیست‌های ایران فرصتی بود تا دیگر «ضعیفه» نباشند. هم‌صدایی گروه کوچک اولین فمینیست‌های ایرانی در این منازعات و همراهی مردان تجددخواه ملی‌گرا با آنان، اما چنان در گفتمان ملی‌گرایانه‌ی پایان دوران قاجار طنین انداخت که میرزاصادق بروجردی مشروطه‌خواه، اتحاد خواهرانه‌ی آنان را چنین می‌ستاید و می‌سراید: «الا زنان! همگی یار و متفق گردید/ که نیست درد شما را جز این دوا تدبیر

شوید متحد و یار وغمگسار به هم/ قرین و متصل و بسته هم‌همچنان زنجیر

برای نوع بشر ز علم چیزی نیست/ به وقت حاجت برتر ز هر ظهیر و نصیر»

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


برترین‌ها: با رفتن به دانشگاه، علاوه بر اضافه شدن درس و فعالیت‌های بیشتر، معضل جدیدی به نام “لباس چی بپوشم؟! ” نیز به دغدغه بسیاری از دختر خانم‌ها اضافه می‌شود! همانطور که می‌دانید، در دانشگاه نمی‌توان هر پوششی داشت و البته مقررات هر دانشگاه با دانشگاه دیگر نیز تا حدودی متفاوت است. مانتو‌های کوتاه و جلوباز، شلوار‌های کوتاه و بسیاری از موارد دیگر نیز معمولا در دانشگاه‌ها ممنوع هستند.

از سوی دیگر، در انتخاب کفش نیز باید گزینه‌ای را انتخاب کنید که در عین سادگی، بسیار راحت و مناسب باشد. در ادامه این مقاله، چند ست مناسب دانشگاه برایتان جمع آوری کرده‌ایم. در تمامی این موارد، سعی کردیم سادگی و راحتی آیتم‌ها را مدنظر قرار دهیم.

استایل طوسی و مشکی برای دانشگاه

یک ست نسبتا مقرون به صرفه، شیک، ساده و راحت. مانتوی انتخاب شده در این ست، یکی از کاربردی‌ترین مانتو‌های موجود است. این مانتو علاوه بر دانشگاه، برای بسیاری از موقعیت‌های دیگر نیز کاملا مناسب است. از ویژگی‌های دیگر این مانتو نیز می‌توان به قیمت مناسب آن اشاره کرد. شلواری که برای این ست در نظر گرفتیم، رنگ طوسی تیره یا زغالی آن با سنگ شویی که در قسمت جلویی شلوار وجود دارد، همخوانی مناسبی با مانتو مشکی پیدا خواهد کرد. در نهایت، کتانی انتخابی برای این ست، به رنگ مشکی است که با رنگ مانتو ست شده و با شلوار نیز ترکیب جذابی ایجاد می‌کند.

در نهایت، کوله پشتی که برای این ست در نظر گرفته‌ایم، یک کوله پشتی ساده مشکی با زیپ‌های طوسی است که کاملا برای این ترکیب مناسب خواهد بود. علاوه بر این ترکیب، با هر استایلی که داشته باشید می‌توانید این کوله پشتی ساده را استفاده کنید.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


استایل قرمز و سرمه‌ای برای دانشگاه

یک استایل جوانانه و خاص برای دانشجویانی که به دنبال استایل‌های راحت و اسپرت هستند. مانتویی که برای این ست در نظر گرفته ایم، زمینه سرمه‌ای داشته و چهارخانه‌های درشت قرمز و سفید دارد. این مانتو جلو بسته بوده، یک کمربند داشته و ۲ جیب در قسمت روی سینه دارد.

شلواری که با این مانتو ست کرده ایم، یک شلوار جین ساده بسیار کاربردی است که علاوه بر دانشگاه، برای بسیاری از موقعیت‌های دیگر نیز مناسب می‌باشد. در انتخاب کفش، به سراغ گزینه‌ای رفتیم که یکی از پرطرفدارترین مدل‌های کتانی در میان جوانان در طی چندین و چند سال متوالی است و هیچ گاه از مد خارج نخواهد شد. رنگ سرمه‌ای این کتانی، هم با مانتو و هم با شلوار شما همخوانی دارد.

در نهایت کوله پشتی انتخابی برای این ست، یک کوله پشتی ساده قرمز است. این مدل کوله پشتی ساده و خوش سایز، برای دانشجویان بسیار مناسب است و همچنین با دیگر آیتم‌های این استایل، کاملا همخوانی دارد.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


استایل چهارخانه با آیتم‌های ساده

یکی از اصول اصلی در ست کردن لباس، این است که اگر از یک آیتم چند رنگ در استایل خود استفاده می‌کنید، در دیگر آیتم‌های استایل تان از گزینه‌های تک رنگ و ساده استفاده کنید. مثال بارز این اصل را می‌توانید در این ست مشاهده کنید. مانتویی که انتخاب کردیم، یک مانتو اسپرت چهارخانه دخترانه، که ترکیبی از رنگ‌های مشکی، سرمه ای، سبز و قرمز است.

از این رو تصمیم گرفتیم که برای انتخاب آیتم‌های دیگر، از رنگ مشکی ساده استفاده کنیم تا هم مانتو بیشتر توجهات را به سمت خود جلب کند و هم همخوانی مناسبی داشته باشد. علاوه بر مشکی، می‌توانید آیتم‌های سرمه‌ای نیز برای این استایل انتخاب کنید.

شلوار انتخابی برای این ست، مشکی ساده است که تقریبا جزء اعضای ثابت کمد لباس خانم هاست. یک کیف و کفش مشکی ساده اسپرت نیز استایل شما را تکمیا خواهند کرد. جنس کوله پشتی و همچنین کتانی این ست نیز از چرم مصنوعی است.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


استایل بته‌جقه‌ای برای دانشگاه

این استایل را می‌توان در گروه استایل‌های هنری جای داد. بتجقه کار شده روی بالا تنه و سر آستین‌های این مانتو، آن را از سادگی خارج کرده و وارد دسته لباس‌های هنری می‌کند. قد این مانتو کاملا مناسب دانشگاه بوده و دکمه‌های جلوی آن نیز این موضوع را تایید می‌کند.

در انتخاب شلوار مناسب برای این مانتو، پیشنهاد می‌کنیم از شلوار‌های جین فاصله گرفته و بیشتر از جنس کتان استفاده کنید. یک شلوار سرمه‌ای کتان جذب، مناسب‌ترین گزینه‌ای است که می‌توان برای این ست در نظر گرفت. کفشی که برای این ست انتخاب کرده‌ایم، زمینه آبی داشته و نقش و نگار سفید رنگی دارد که با حال و هوای مانتو، همخوانی خواهد داشت.

کوله پشتی که برای تکمیل کردن این ست انتخاب کردیم، طرح بتجقه دارد و از این رو، مناسب‌ترین گزینه‌ای است که می‌توانید برای مانتو بتجقه‌ای خود انتخاب کنید.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


استایل یشمی و مشکی برای دانشگاه

مانتویی که برای این ست در نظر گرفته‌ایم، مدلی کاملا اسپرت و دخترانه دارد؛ قد متوسط و دکمه‌های کار شده در قسمت جلویی این مانتو باعث شده تا بتوانید آن را به راحتی برای دانشگاه مورد استفاده قرار دهید. شلواری که برای این ست انتخاب کردیم، یک شلوار مشکی ساده جذب است؛ چراکه در این ست، مهم‌ترین آیتمی که روی آن تمرکز داریم مانتو است.

کفش انتخابی برای این مانتو هم می‌تواند مشکی ساده بوده و هم کتانی تقریبا همرنگ مانتو. در این مدل کتانی که ما انتخاب کرده‌ایم، رنگ اصلی سبز یشمی بوده و در قسمت زبانه و پشت کفش، رنگ مشکی استفاده شده است و همین ویژگی باعث شده تا این آیتم با استایل کلی شما همخوانی خوبی داشته باشد.

در نهایت، یک کوله پشتی هولوگرامی جذاب و مد روز برایتان در نظر گرفته ایم که از نظر رنگی با دیگر آِتم‌های استایل شما همخوانی خواهد داشت و در کل، ترکیب جذابی را خلق خواهد کرد.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


استایل قهوه‌ای تیره برای دانشگاه

بیشتر ست‌هایی که تا اینجا ارائه کردیم، استایل‌های اسپرت و غیررسمی بودند. اما اگر شما از طرفداران استایل‌های کمی رسمی‌تر هستید، این ست مناسب شما خواهد بود. از آنجا که پیشنهاد می‌شود در محیط‌های اداری و آموزشی، از پوشیدن لباس‌های بیش از اندازه مجلسی و رسمی دوری کنید، این استایل نسبتا ساده را برایتان انتخاب کردیم تا در عین سادگی و داشتن حالتی رسمی، مناسب یک استایل دانشجویی باشد.

رنگ زمینه مانتوی انتخابی این ست، قهوه‌ای تیره بوده و درختان بلند قسمت پایینی آن که به رنگ کرم هستند، باعث شده تا از سادگی خارج شود. برای انتخاب شلوار پیشنهاد می‌کنیم از رنگ قهوه‌ای دوری کرده و یک شلوار کتان مشکی ساده را با آن ترکیب کنید.

کفشی که برایتان در نظر گرفته‌ایم، یک کفش ساده قهوه‌ای است؛ چراکه به دلیل رسمی بودن نسبی مدل مانتو، بهتر است در این استایل از کتانی استفاده نشود. در نهایت، یک کوله پشتی متناسب با استایل تان را در نظر گرفته‌ایم که با زمینه قهوه‌ای تیره خود، کاملا برای استایل شما مناسب خواهد بود. نوشته فارسی جذاب روی کوله پشتی نیز، حال و هوای استایل شما را جذاب‌تر و دانشجویی‌تر خواهد کرد.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟


استایل سفید و سرمه‌ای برای دانشگاه

اگر از طرفداران مانتو‌های بلند یا به اصلاح ابایی هستید، این گزینه کاملا برای شما مناسب خواهد بود. مانتویی که برای این ست در نظر گرفته‌ایم، رنگ و قد مناسبی برای دانشگاه دارد. اگرچه در قسمت جلویی مانتو هیچ دکمه‌ای دیده نمی‌شود، اما جلوی این مانتو توسط چند قزن بسته شده و در نتیجه، باز هم در گروه مانتو‌های مناسب و راحت برای دانشگاه قرار می‌گیرد.

این شلوار جین با رنگ متوسط نیز گزینه مناسبی برای استایل دانشجویی شما خواهد بود. در این ست برای انتخاب کیف و کفش، از رنگ سفید استفاده کردیم که با طرح روزی مانتو همخوانی داشته و همچنین، استایل شما را از سادگی خارج کند.

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟

استایل دانشجویی دخترانه؛ در دانشگاه چه بپوشیم؟