داستان نوروز را از زبان الی گشت بشنوید!


ما ایرانی ها به همراه برخی دیگر از کشورهای همسایه که قبلا جزئی از خاک کشورمان به حساب می آمدند و با ما پیشینه فرهنگی مشترک دارند، هر سال فرا رسیدن بهار را جشن می گیریم. نوروز ایرانی یک جشن باستانی است و بسیاری از ما همانقدر که احساس وطن دوستی و ارق ملی داریم، به نوروز هم اهمیت می دهیم. با این وجود شاید کمی تعجب کنید اگر به شما بگوییم که بسیاری از افراد نمی دانند که داستان نوروز از کجا شروع شده است. دانستن تاریخچه این آیین باستانی می تواند کمک کند تا آن با شور و شوق بیشتری به انتظار عید نوروز بنشینیم. پس در ادامه این مطلب با مجله الی گشت همراه باشید تا بگوییم همه چیز از کجا شروع شده است.

داستان نوروز از کجا شروع شد؟

آیا می دانید تاریخچه نوروز از کجا شروع می شود؟ نوروز یا همان سال نوی ما ایرانی ها به جرات معروف تعطیلات کشور در سراسر جهان است و قدمت آن بیش از ۵۰۰۰ سال تخمین زده می شود. منشا و داستان نوروز با افسانه ها و تاریخی درهم آمیخته است که پارسیانی که در فلات ایران ساکن شدند به وجود آورده بودند. واقعیت این است که سناریوهای مختلفی پشت این داستان وجود دارد.

رونق کشاورزی با آغاز بهار

اولین آنها می تواند این باشد که عید نوروز ارتباط بسیار نزدیکی با کشاورزان اولیه داشت و علت این امر هم اهمیت تقویم برای کشاورزی بود. از آن جا که در زمان قدیم کشاورزی نقشی حیاتی در بقای فرهنگ ها بازی می کرد، در بهار جشن های مهمی به خاطر آغاز بهار و شروع فصل معتدل سال برپا می شد. در زمستان امکان زراعت وجود نداشت و کشاورزان در خانه هایشان حبس می شدند اما با شروع بهار، فعالیت آغاز می شد و می توانستند غذای خانواده و روستاهایشان را تامین کنند. بنابراین، سال نوی ایرانی ها برای این گروه و تمامی مردم اهمیت خاصی داشت.

پیروزی بر سرما و تاریکی

یکی دیگر از فرضیه های دیگری که درمورد علت پاسداشت این زمان در ایران مطرح می کنند، افسانه هایی است که درمورد پادشاهی جمشید در ایران باستان و تاسیس نوروز توسط وی وجود دارد. در داستان ها آمده است که در دوران پادشاهی جمشید، همه چیز خوب بود. هیچ کس دروغ نمی گفت، مردم خوشحال بودند و صلح حکم فرما بود. با این وجود، کمی بعد سرمای شدیدی آمد، بسیار از موجودات را هم از بین برد و در کنار آن امکان کشاورزی را هم از مردم گرفت. برای از میان برداشتن سرما، جمشید شاه تاج و تختش را با سنگ های قیمتی تزیین کرد و به کمک موجوداتی افسانه ای به آسمان رفت.

مردم او را از آن بالا دیدند که مانند خورشید می درخشید و دوباره شادی و خوشحالی به کشور بازگشت. از آن به بعد، هرساله مردم چنین روزی را جشن می گیرند و این گونه، داستان نوروز از اولین روز فروردین آغاز می شود و پای کوبی برای این اتفاق تا ۱۳ روز بعد ادامه پیدا می کند. اما داستان نوروز به اینجا ختم نمی شود!

افسانه های کردی، از ریشه های نوروز

در داستان ها و افسانه های اقوام کرد، نوروز را به مناسبت پیروزی فریدون بر حاکم ستمگر آن زمان یعنی ضحاک جشن می گیرند. طبق آنچه در شاهنامه فردوسی آمده، جمشید پادشاه درستکاری بود که بعدها به مغرور شد و به راه اشتباه رفت. اینکار او ایران را به تباهی می کشاند و ضحاک پس از مرگ او حکمرانی را به دست می گیرد. با این حال، فریدون قهرمانانه به ضحاک می تازد و او را در کوه دماوند زندانی می کند. در افسانه ها آمده که ضحاک ماردوش تا پایان جهان در این کوه زندانی خواهد بود و پس از آن دوباره خود را از بند آزاد می کند تا جهان را به تیرگی بکشاند.

نگاهی به جشن اعتدال بهاره در بابِل

پاس‌داشت پایان زمستان و آغاز بهار، تنها به ایرانیان محدود نمی شد؛ بلکه جشن سال نو در اعتدال بهاره در میان مردم بابِل هم رواج داشته و در اسناد بابلی ها به طور پیوسته به آن اشاره شده است. در این نوشته ها، نام شهر قدیمی پرسپولیس در ایران آمده که به منظور برگزاری جشن های مختلف به خصوص جشن نوروز ساخته شده بود.

در این مقاله، به این موضوع پرداختیم که داستان نوروز از کجا شروع شد و چرا ایرانی ها و برخی دیگر از مردم کشورهای دیگر پایان زمستان و آغاز بهار را جشن می گیرند. در تعطیلات نوروز، فرصت خوبی به دست می آید که به سفر برویم یا به کارهای عقب افتاده بپردازیم. شما این زمان را چطور سپری می کنید؟ آیا در خانه می مانید یا به سفر می روید؟ وقت خود را با خانواده می گذرانید یا بیشتر با دوستانتان هستید؟ برای ما بنویسید.

هفت سین و داستان های جذاب نوروز!


تردیدی نیست که نوروز یکی از قدیمی ترین آیین ها در ایران به شمار می آید. این عید باستانی که در یازده کشور جهان برگزار می شود، جمعیتی نزدیک به دویست میلیون نفر را به جنب و جوش وا می دارد. اهمیت این آیین قدیمی از گذشته تا امروز چنان بوده که در تقویم برخی از دیگر کشورهای غیر فارسی زبان نیز رسیده است! برای آگاهی در این زمینه می توانید به مقاله الی گشت مراجعه کنید. این آیین مهم دیرینه، آداب و رسوم مختلفی را به دنبال دارد که پیش و پس از دوره ۱۳ روزه نوروز برگزار می شوند.

با وجود اینکه بسیاری از آن ها به دست فراموشی سپرده شده اما برخی از آن ها از هنوز که هنوزه با تغییرات کمی پا بر جا مانده اند. از مهم ترین این آیین ها بدون تردید می توان به چیدن سفره هفت سین اشاره کرد. در این مقاله، مجله الی گشت شما را تاریخچه این سفر جالب، نمادین و منحصر به فرد آشنا می کند؛ پس با ما همراه باشید.

تاریخچه رسم کهن چیدن سفره هفت سین

یکی از معروف ترین رسومات ایرانی ها که از گذشته های دور تاکنون به جا مانده، چیدن سفره هفت سین است. اما چرا از میان اعداد، عدد هفت و از میان حروف الفبا، چرا حرف سین؟

گفته میشود که عدد هفت همواره در میان ایرانیان یک عدد مقدس به شمار می رفت. به همین دلیل، محققان معتقدند که احتمالا مردم تصور می کردند که اگر هر هفت عنصر را در اختیار داشته باشند، اتفاق های خوبی برایشان رخ می دهد.

این موضوع، جنبه ستاره شناسی هم دارد و نظر بر این بوده که با این کار افراد مورد عنایت هفت سیاره اطراف زمین قرار می گیرند. از آن جا هم که این موضوع با بخت و اقبال افراد گره خورده بود، برای آن ها اهمیت زیادی داشت. با این همه، نظرات مختلفی درمورد علت هفتگانه بودن عناصر هفت سین وجود دارد که از جمله مهم ترین آن ها می توان به این موارد اشاره کرد:

علاوه بر مقدس بودن عدد هفت در میان ایرانیان، این اهمیت در افسانه های قدیمی نیز ریشه دارد. برای مثال، فرشتگانی که تعداد آن ها به هفت تن می رسید هریک صفاتی داشتند که مواردی که برای آراستن سفره هفت سین به کار می رود، نشانه ای از آن ها است.

البته روایت های گوناگون و مختلفی درمورد عناصر سفره هفت سین وجود دارد که از مهم ترین آنها می توان به نظرات ابوریحان بیرونی درمورد این سنت کهن در یکی از کتاب های خود اشاره کرده است. حتی برخی علت این نام گذاری را به غلات هفتگانه نسبت می دهند که در نخستین سال های ظهور اسلام در ایران مورد برداشت قرار می گرفت.

هفت سین و تاریخچه ای که از آن بی خبرید!

داستان از این قرار است که در دوران قدیم، سفره هفت سین را روی زمین یا روی خوان ها پهن می کردند. خوان ها با فاصله از زمین قرار داده می شدند و ترتیب قرار گرفتن هر کدام از عناصر سفره در آن از اهمیت زیادی برخوردار بود. نکته مهم درمورد خوان، این است که آن را با پارچه ای سفید زینت ببخشند، چراکه این رنگ نماد پاکی و روشنی و در مقابل تاریکی و سیاهی قرار داشت. باید بگوییم که خوان به معنی سفره و بساط است و در لغت نامه دهخدا، به طبق های بزرگی گفته می شود که از چوب ساخته می شوند.

گذشته از این موضوع، هفت سین تنها سفره ای نبود که ایرانی ها از دیرباز در سال نو می چیدند. هفت شین و هفت چین نیز دیگر سفره های معروف اقوام پارس است که در این زمان برپا می کردند و کمتر از هفت سین شهرت دارند. با این حال، گفته می شود که دلیل اصلی از یاد رفتن این سفره ها در حقیقت فتح ایران به دست اعراب بود که باعث شد هفت شین به دلیل محتویات سفره از رسومات ایرانی ها کنار گذاشته شود.

هفت چین نیز به دلیل اینکه در زبان عربی حرف چ وجود نداشت کم کم حذف شد و همه این اتفاقات دست به دست هم دادند تا هفت سین جای هفت شین و هفت چین را بگیرد.

هر سینی نمی تواند در سفره بنشیند!

یکی از نکاتی که معمولا از آن بی خبریم، این است که نمی توان هر شئ که نامش با سین شروع می شود را در سفره عید نوروز گذاشت؛ بلکه قواعدی وجود دارد که باید حتما به آن ها توجه کنیم. برای مثال، آنچه که در هفت سین می گذارید باید نامی پارسی داشته باشد و با حرف سین آغاز شود. اما این تنها شرط نیست! هرچه به عنوان سین بر سر این سفر می آید، باید از گیاه گرفته شده و از خوردنی ها باشد.

البته نام آن نیز نباید از ترکیب چند کلمه تشکیل شود. پس همانطور که می بینید، برخلاف تصور عمومی هرچه که حرف اول آن سین است را نمی توان بر سر سفره گذاشت! در مقابل، با این که دست افراد برای انتخاب سین ها باز است اما معمولا هفت تا از سین ها چنان رایج و مشهورند که کمتر کسی به تغییر آن ها فکر می کند. بعید است کسی در میان ما ایرانی ها باشد که این هفت سین را نشناسد اما چقدر با معنا، مفهوم و علت انتخاب آن ها آشنا هستید؟

سیر، نماد مبارزه خیر با شر

سبزه نشانه ای از رشد و پاکی

سیب، نماد بارداری و پرستاری

سمنو، نشانه وفور و فراوانی

سنجد نماد دلبستگی و علاقه

سرکه، نشانه ای از صبر و جاودانگی

و سماق نماد باران به شمار می آید.

با دیگر عناصر سفره عید آشنا شوید!

اما سین ها با وجود اهمیتشان، تنها عناصر سفره هفت سین نیستند! بر سر سفره عید، آیینه می آورند که نماد پاکی و شفافیت به حساب می آید و شمع که نماد روشنی است. با اینکه بحث های زیادی درمورد لزوم بودن یا نبودن ماهی قرمز در سفره عید وجود دارد، همواره نمادی از حرکت و جنب و جوش به شمار می رفته است. علاوه بر این، گذاشتن قرآن، شاهنامه، دیوان حافظ و سعدی نیز در جای جای کشورمان رواج دارد. همچنین گذاشتن سکه برای داشتن سالی پر درآمد، سنبل و لاله نیز در سفره رایج است.

یکی از نکات جالب در مورد هفت سین، تناسب و ارتباط آن با روزهای هفته و ماه های سال است. این ارتباط و تقارن یکی از ویژگی های مهم و جذاب فرهنگ ایرانی است که جا دارد تا بیشتر به آن بپردازیم. همان طور که ذکر کردیم، گفتنی ها درمورد هفت سین، تاریخچه و افسانه هایش بسیار است اما ما در این مطلب به ذکر مهم ترین مطالب در این خصوص بسنده کردیم. آیا شما هم با نزدیک شدن به عید نوروز سفره هفت سین می چینید؟ در سفره چه چیزهایی می گذارید؟ برای ما از سنت های عید و خوانی که برپا می کنید، بنویسید.

داستان یک بوی مشکوک


روزنامه اعتماد: تهرانی‌ها می‌خواستند هفدهمین روز آذر را نفس بکشند و از تمیزی هوای بارانی نهایت بهره را ببرند، اما صبح بویی که هنوز نمی‌دانند چیست و از کجا برمی‌خیزد به ریه‌های‌شان امان نداد و مشام‌شان را تلخ کرد؛ درست همان‌روزی که پیروز حناچی به مناسبت یکساله شدن شهردارشدنش در برنامه تلویزیونی «نگاه یک» حاضر شده بود و مجبور شد بخشی از وقتش را به بوی نامطبوع تهران اختصاص دهد.

ماجرا، اما به یک سال قبل بازمی‌گردد. هنوز دی به نیمه نرسیده بود که بویی نامطبوع تهرانی‌ها را متوجه خود کرد. شایعه‌های زیادی دست به دست شدند. از ترکیدگی فاضلاب ساختمان پلاسکو گرفته تا به میان آمدن پای آراد‌کوه و دفن زباله در تهران. یکی دیگر هم تزریق ماده شیمیایی مرکاپتان به گاز شهری را عامل آن دانست. کار به آنجا رسید که ۱۰ بهمن ۱۳۹۷ انوشیروان محسنی‌بندپی استاندار تهران از اختصاص بودجه ۷۰ میلیاردتومانی برای شناسایی بوی بدی که تهران را درنوردیده بود خبر داد و گفت ۳۵ میلیارد آن تخصیص داده شده است. پارسال کاربران در شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر هم این موضوع را به دقت رصد کردند و با هشتگ‌هایی، چون بوی_مرموز، بوی_نامطبوع، بوی_بد و بوی_تهران دیدگاه‌های خود را منعکس کردند.

داستان یک بوی مشکوک

وقتی دوباره در آذر امسال سر و کله بوی نامطبوع در تهران پیدا شد طنز و مزاح هم به شایعات افزوده شد تا آنجا که محسن هاشمی رییس شورای شهر تهران به شوخی گفت: «گندی زدیم، بوش دراومده». حالا بوی بدتهران عادی‌تر از پارسال شده است و گویی حضورش برای شهروندان آشناتر شده باشد کمتر نسبت به آن حساس هستند. شاید اگر به جای این شایعه‌پردازی‌ها و اظهارنظر‌ها یا حتی تشکیل کمیته‌های مختلف موضوع را به تخیل فیلمسازان سپرده بودند یک فیلم اکشن و جذاب می‌شد ساخت که بر اثر دفن انواع و اقسام زباله‌های بیمارستانی و شهری در آرادکوه موجودی تغییر ژنتیک یافته از دل آن کوه بیرون آمده و به تهرانی‌ها حمله کرده است. آن وقت شاید موضوع شکل دیگری به خود می‌گرفت.

شهردار و همنوایی بو با فاضلاب

وقتی ۱۰ آذر امسال دوباره سر و کله بوی نامطبوع در تهران پیدا شد بار دیگر بحث‌های سال گذشته هم در خاطره‌ها مرور شد. جالب‌ترین بخش مرور خاطره‌های آنچه سال گذشته از اظهارنظر‌ها به جا گذاشته بود این پرسش بود که با کدام دستگاه و وسیله مشخص بو را ردیابی و آنالیز می‌کنند. همان زمان سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرده بود که هیچ وسیله‌ای برای شناسایی و آنالیز بو در کشور وجود ندارد. با این حال امسال نیز ابتدا ماموران آتش‌نشانی موظف شدند دنبال بو بگردند.

سازمان مدیریت بحران هم در این مواقع حضور دارد. پرونده بو در مدیریت شهری تاکنون روی میز دو نفر قرار گرفته است؛ «صدرالدین علیپور» رییس مرکز مدیریت محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران در سال ۱۳۹۷ و اینک «شینا انصاری» مدیری که جایگزین او شده است. مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران گفت: متعاقب این شکایت‌ها گروه‌هایی از سوی اداره کل محیط زیست شهرداری تهران برای پیگیری موضوع و همچنین مشخص شدن منشا بو، مسوولیت پیدا کردند. انصاری با بیان اینکه انتشار این بو در مناطق ۱۷، ۱۳، ۲، ۶، ۹، ۱۰ و ۱۱ گزارش شده است، گفت: در حال حاضر مشغول بررسی علت انتشار این بو و پیدا کردن منشا آن هستیم و به محض مشخص شدن علت آن به شهروندان در خصوص آن اطلاعات خواهیم داد.

داستان یک بوی مشکوک

او در این باره گفت: گروه‌های اعزامی با خود دستگاه‌هایی برای جمع‌آوری آثار بو به محل‌های انتشار بوی نامطبوع برده‌اند، اما عموما به دلیل فرار بودند. بو و وزش باد، جمع‌آوری آثار بو کار سخت و تا حدودی ناممکن است. با این حال شامگاه ۱۶ آذر پیروز حناچی که در برنامه‌ای تلویزیونی حضور پیدا کرده بود درباره بوی نامطبوع تهران گفت: از طریق تماس مردمی با سامانه ۱۳۷ انتشار بوی نامطبوع در مناطق ۲، ۴، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ ثبت شد و گزینه‌های مختلفی در مورد منشا این بو احصا شد؛ به‌گونه‌ای که در آن روز باد جنوبی در تهران وزید و ممکن است بوی منطقه آرادکوه و حوالی فرودگاه امام خمینی را به تهران آورده باشد. بررسی‌ها نشان داد که جهت باد با شبکه فاضلاب تهران منطبق بوده که ما این اطلاعات را به ستاد بحران داده‌ایم و در حال بررسی هستند.

هنوز فرضیه‌های قبلی پابرجاست؟

به نظر می‌رسد هنوز فرضیه‌هایی که پارسال در مورد بوی نامطبوع تهران مطرح و درباره آن‌ها گزارش نوشته شده بود به قوت خود باقیست. برای نمونه استاندار تهران در خصوص بوی نامطبوع منتشر شده در تهران گفته بود: پژوهش‌ها نشان می‌دهد در منطقه یافت‌آباد SO۲ نسبت به سایر مناطق افزایش داشته که این مورد نشان می‌دهد ترکیب این بو از سولفور است. انوشیروان محسنی‌بندپی همچنین گفته بود: بوی نامطبوع حدفاصل مرقد امام خمینی تا فرودگاه امام خمینی (ره) به دلیل این است که در بخش شمالی این اتوبان کشتارگاه‌ها و گاوداری‌ها وجود دارند که پساب آن‌ها وارد محیط زیست می‌شود.

۷ بهمن پارسال نیز صدرالدین علیپور رییس وقت مرکز مدیریت محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران در جلسه‌ای با اعضای کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر و مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران که به بررسی منشا انتشار بوی نامطبوع در تهران اختصاص داشت، گفته بود: بنا بر گزارشات، بوی نامطبوع تهران شبیه به بوی زباله‌های در حال سوخت یا بوی گاز آمونیاک و گاز مرکاپتان توصیف شده است.

داستان یک بوی مشکوک

ما بین ساعات ۱۶ الی ۱۷ دوازدهم دی ماه شوک محسوسی در دیتا‌های خود مشاهده کردیم همچنین از ساعت ۱۵ افزایش میزان غلظت SO۲ را داشتیم علاوه بر این در این ساعات غلظت PM۵/۲ نیز بالا رفت، ما براساس این دیتا‌ها و دیتا‌های دیگر به بررسی علت و منشا انتشار بوی نامطبوع در تهران پرداختیم. گرچه باید باز هم صبر کنیم و ببینیم سازمان مدیریت بحران آنچه حناچی به عنوان اطلاعات تجربه اخیر را به آن‌ها داده چگونه تحلیل می‌کنند، اما شاید بد نباشد گوشه چشمی به تولید روزانه ۹ هزارتن زباله در تهران داشته باشیم که راهی جز آرادکوه ندارد.

ولی نباید غافل شویم که ما سیستم قابل توجهی برای ردیابی و آنالیز بو هم نداریم. «سید آرش حسینی میلانی» عضو شورای شهر تهران این نکته را ۱۶ دی ۱۳۹۷ در گفتگو با روزنامه اعتماد تاکید کرده بود: دستگاهی که بتواند بو را شناسایی کند در کشور نداریم و صرفا در این مدت نیرو اعزام شده تا موضوع بررسی شود.

داستان شب یلدا ، افسانه‌ای شنیدنی


ایران زمین، از دیرباز سرزمین افسانه ها و داستان های شگفت انگیز بوده است. به همین دلیل، انواع جشن ها، داستان ها و افسانه ها که خاص اقوامی با ریشه های کهن است در فرهنگ ما دیده می شود. مجله‌ی الی گشت، در گذشته طی دوره های مختلف به این موضوع جذاب و مهم پرداخته است. اما آیا می دانید چرا طولانی ترین شب سال تا این حد برای ایرانیان اهمیت دارد؟ آنقدر که برای گرامی‌ داشت آن، به خانه‌ی بزرگترها می رویم و با خواندن شاهنامه و دیوان حافظ، این چند دقیقه بیشتر با هم بودن را جشن می گیریم. اگر شما هم به این سوال فکر کرده اید که داستان شب یلدا از کجا شروع شده است، با ما در ادامه‌ی این این مطلب همراه باشید؛ چراکه قصد داریم شما را با پیشینه‌ی شب یلدا و افسانه‌ی آن آشنا کنیم.

شب یلدا و یک روایت بی نظیر از فرهنگ کهن

مطالب مرتبط:
سیر تا پیاز یلدا در سرتاسر ایران
شب چله در مناطق مختلف ایران چگونه برگزار می شود؟
آشنایی با رسم و رسوم مردم شهرهای مختلف ایران در شب یلدا

همه چیز به طولانی ترین شب سال بر می گردد: شب یلدا. افسانه های ایرانی سرشار از معنا و زیبایی هستند و داستان شب یلدا هم از این قاعده مستثنی نیست!

مادربزرگ در خانه‌ی گرم و نرم و راحتش نشسته است و از چای تازه دمی که می نوشد، لذت می برد. این پیرزن مهربان و دوست داشتنی، تمام میز را از خوراکی های مختلف پر کرده تا وقتی نوه هایش می رسند، از دیدن محتویات بشقاب ها ذوق زده شوند. وقتی نوه ها دورش می نشینند، کوچکترینشان از مادربزرگ می خواهد که قصه ای برایشان تعریف کند. قصه‌‌ی ننه سرما.

داستان شب یلدا از ماجراهای فولکلور و سنتی ایرانی است که نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شده و به قرن کنونی رسیده است. اما هر کدام از ما چقدر با این داستان کهن آشنایی داریم؟ در این مطلب به همه‌ی آن چیزی می پردازیم که در حقیقت داستان شب یلدا، این افسانه‌ی ایرانی را شکل داده است. اگر قصد داشته باشید تا سفر در شب یلدا را تجربه کنید، می توانید رزرو تور خود را از وب سایت ما انجام دهید.

و اما داستان شب یلدا…

روزی روزگاری، ننه سرما بانوی زمستان، به همراه هوای سرد به شهر ما آمد. ننه سرما آنقدر پیر بود که انگار روی تمام موهایش برف نشسته. این مادربزرگ در آسمان زندگی می کرد و دو پسر داشت که سرما را با خود می آوردند. یکی از آن ها چله‌ کوچک و دیگری چله بزرگ.

چله‌ی بزرگ مرد مهربانی بود که از روز اول زمستان، برای ۴۰ روز بر زمین حکمفرمایی می کرد؛ اما بعد از این که حکمفرمایی چله بزرگه تمام میشد، پسر دوم ننه سرما یعنی چله کوچیکه حکمرانی خود را بر جهان آغاز می کرد. او برعکس برادرش مهربانش، بدجنس و سرد بود و با خود، برف، یخ و هوای بسیار سرد می آورد.

با این وجود، زمان فرمانروایی او کوتاه بود و تنها ۲۰ روز طول می کشید. با اینکه برادر بزرگتر به او می گفت که با دنیا مهربان باشد و اینقدر هوا را سرد نکند، گوش برادر کوچکتر بدهکار نبود.

داستان شب یلدا این طور ادامه پیدا می کند

بالاخره، یک روز حاکم دیگری آمد و چله کوچیکه را در یک کوه یخی زندانی کرد. ننه سرما خیلی غمگین شد. او به کوه رفت و با نفس گرمش برف و یخ را آب کرد تا پسرش را آزاد کند. او سرانجام در نبرد پیروز شد و توانست با آب کردن برف ها، پسرش را نجات بدهد. ننه سرما خوشحال و با آرامش تمام شروع به تمیز کردن خانه کرد تا همه چیز برای آمدن عمو نوروز آماده باشد. همان کسی که پیام آور بهار و سال نو است…

در اولین روز بهار، ننه سرما لباس نو پوشید، موهایش را شانه زد و منتظر شد تا عمو نوروز برسد؛ اما همان طور که منتظر بود، خوابش برد و در همین زمان بود که عمو نوروز رسید. کمی چای نوشید و شیرینی خورد؛ بعد از آن برای ننه سرما چند شاخه گل در خانه گذاشت و رفت. وقتی ننه سرما بیدار شد، فهمید که دیدار با عمو نوروز را از دست داده است و تا سال دیگر او را نمی بیند. بعضی می گویند که این دو گاهی یکدیگر را دیدار می کنند و در این زمان، طوفان رخ می دهد.

ما در این مطلب، از داستان شب یلدا و ماجرایی نوشتیم که ایرانیان باستان آن را دلیل شکل گیری و پاسداشت شب یلدا می دانستند. امروزه، شب یلدا برای دست کم بخشی از جهان یک شب خاص است تا کنار هم بنشینند، فال حافظ بگیرند و اشعار فاخر ایرانی را مطالعه کنند.

برای اینکه بیشتر با این جشن باستانی آشنا شوید، می توانید به مقاله‌ی چرا شب یلدا را جشن می گیریم مراجعه کنید. شما معمولا این شب را چطور می گذرانید؟ آیا در خانه‌ی بزرگان فامیل جمع می شوید؟ یا سفر در شب یلدا را ترجیح می دهید؟ برای ما بنویسید.