ایرانی‌ها و افغانی‌ها؛ خیلی دور و خیلی نزدیک


برترین‌ها: اتفاقات سال‌های اخیر و تصادم‌های میان ایرانی‌ها و افغان‌ها، منجر به سوتفاهم‌های زیادی شده، حجم بدبینی زیاد است و فراتر از حد تصور این گزارش اما داده‌هایی بعضا خلاف تصور و البته واقعی از نوع نگرش ایرانی‌ها و افغان‌ها به هم می‌دهد، گزارشی که در روزنامه شرق منتشر شده.

نگرش ایرانیان به مهاجران افغانستانی در کشور

در این گزارش می خوانید: 

* چهار دهه از شروع مهاجرت گسترده اتباع افغانستاني به ايران مي‌گذرد. به همان نسبت که جامعه ايران در اين مدت مسير پرفراز و فرودي را پيموده، شرايط زندگي مهاجران در ايران و سياست مهاجرتي دولت در قبال آنها نيز تغيير کرده است.

* در حال حاضر بر اساس قوانيني که از اوايل دهه 1380 اجراي آن آغاز شد اتباع افغانستان تنها مجاز به زندگي در برخي مناطق کشورند و از حق اقامت و کار در بسياري شهرها و روستاها خصوصا در استان‌هاي مرزي برخوردار نيستند. برخي کلان‌شهرها نيز ‌اجراي همين قانون عدم حضور اتباع افغانستاني در شهر را افتخاري براي خود مي‌دانند. آيا تهراني‌ها هم تمايل دارند حضور اتباع افغانستان در شهرشان ممنوع شود؟ ‌ افکار عمومي در برابر اين پرسش دوقطبي است؛ 43 درصد موافق ممنوع‌شدن تهران و 41 درصد مخالف‌اند.

* تمايل به عدم حضور افغانستاني‌ها در تهران در ميان کساني که تحصيلات کمتري دارند يا ساکنان پهنه جنوب تهران (جنوب خط خيابان انقلاب) بيشتر است. در پهنه جنوب تهران که تعداد مهاجران افغانستاني بيشتري ساکن هستند، از هر دو نفر، يک نفر خواهان ممنوع‌شدن تهران براي حضور افغانستاني‌هاست. به‌علاوه افرادي که گفته‌اند در زندگي با مشکلات معيشتي مواجه‌اند بيش از ديگران با ممنوع‌شدن تهران براي افغانستاني‌ها موافق‌اند. بايد توجه شود سه متغير تحصيلات، پهنه سکونت و پنداشت از وضع معيشتي مستقلا بر موافقت با ممنوعيت اثرگذارند و مثلا نبايد اثر زندگي در مناطق جنوبي يا وضعيت معيشتي ضعيف‎تر را به سبب سطح پايين‌تر تحصيلات دانست.

نگرش ایرانیان به مهاجران افغانستانی در کشور

* نگرش به حضور مهاجران در شهر را از يک وجه ديگر هم مي‌شود بررسي کرد؛ تمايل به جداسازي فضايي. از مردم سؤال شده تا چه اندازه موافق‌اند افغانستاني‌ها به جاي زندگي در نقاط مختلف شهر، در محله‌هاي خاص زندگي کنند يا دولت آنها را در محله‌هاي خاص متمرکز کند. 44 درصد تهراني‌ها با اين جداسازي موافق‌اند‌. در اين مورد هم افراد با تحصيلات پايين‌تر و ساکنان مناطق جنوبي تهران بيشتر موافق تمرکز مهاجران در محلات خاص هستند. نکته جالب اينجاست افرادي که اعلام کرده‌اند در زندگي با مشکلات معيشتي مواجه‌‌اند اگرچه بيش از ديگران خواهان ممنوع‌شدن تهران براي افغانستاني‌ها هستند اما از جهت تمايل به جداسازي محلات با ديگر گروه‌ها تفاوت ندارند. بخشي از دليل اين مسئله مي‌تواند هراس آنها از افزايش تعداد مهاجران در محله يا محلات مجاور محل زندگي‌شان باشد.

* به اين نکته نيز بايد توجه شود که يک‌سوم کساني که با ممنوعيت تهران براي حضور افغانستاني‌ها مخالف‌اند از تمرکز آنها در محلات خاص دفاع مي‌کنند؛ يعني با اينکه مخالفتي با حضور آنها در شهر ندارند اما شکلي از کنترل را ضروري مي‌دانند. ‌نگرش منفي به مهاجران و تمايل به جداسازي را درباره تحصيل کودکان افغانستاني هم مي‌توان ديد. شواهد متعددي وجود دارد که برخي والدين نسبت به حضور کودکان افغانستاني در کلاس درس فرزندانشان معترض‌اند که در مواردي به جداشدن کلاس‌ها منجر مي‌شود.

* در پاسخ به پرسشي درباره تحصيل کودکان مهاجر، 40 درصد تهراني‌ها معتقدند افغانستاني‌ها بايد در مدارس ويژه خودشان درس بخوانند اما در مقابل 52 درصد مخالف جداسازي دانش‌آموزان افغانستاني‌اند ‌و زنان بيش از مردان از تفکيک مدارس دفاع مي‌کنند. در پهنه جنوب تهران نيمي مدافع تفکيک و نيمي مخالف‌اند اما در پهنه شمال نسبت دو به يک به نفع مخالفان جداسازي مدارس است.به غير از پنداشت کلي درباره حضور مهاجران افغانستاني در شهر از پاسخ‌گويان درباره تجربه‌هاي شخصي‌تر هم سؤال شده است. وقتي از آنها درباره همسايه‌شدن يک خانواده افغانستاني پرسيده شده، 46.5 موافق بوده‎اند‌. اثر پهنه سکونت و ميزان تحصيلات در نوع پاسخ به اين سؤال بسيار اندک است، اما افرادي که گفته‌اند در زندگي مشکلات معيشتي دارند کمتر از ديگران به همسايگي با يک مهاجر افغانستاني راغب‌اند.

نگرش ایرانیان به مهاجران افغانستانی در کشور

* کمتر از يک‌چهارم شهروندان تهراني بر اين باورند که آنچه حق آنهاست صرف آموزش و بهداشت افغانستاني‌ها مي‌شود. دليل اين تفاوت را مي‌توان در بي‌بهره‌بودن مهاجران از بسياري يارانه‌هاي آموزش و بهداشت دانست. از ابتداي دهه 1380 کاهش بهره‌مندي از يارانه‌هاي حمايتي يکي از ابزارهاي کاهش جمعيت مهاجران در ايران و کاهش هزينه‌هاي عمومي دولت بوده که سبب شده اتباع افغانستاني براي تحصيل در مدارس و دانشگاه‌ها شهريه بپردازند و هزينه درمان را نيز کامل پرداخت کنند.

* 53 درصد از تهراني‌ها افغانستاني‌ها را عامل افزايش جرم و جنايت در ايران نمي‌دانند. نکته مهم ديگر اينکه تنها 4.2 درصد پاسخ‌گويان تجربه مزاحمت از طرف يک افغانستاني براي خود يا خانواده‌شان را داشته‌اند‌.

* بيش از نيمي از شهروندان با تصميم دولت براي شناسنامه‌دادن به اين کودکان موافق‌اند و البته نيم ديگر يا مخالف‌اند يا عقيده صريحي بيان نکرده‌اند. نکته جالب‌تر، موافقت شمار بيشتري از تهراني‌ها با شناسنامه‌دادن به فرزندان مهاجراني است که بيش از 30 سال در ايران زندگي کرده‌اند؛ 57 درصد با شناسنامه‌دادن به اين کودکان موافق‌اند. اعطاي شناسنامه به کودکان پناهنده يعني آن دسته از مهاجران که با کارت آمايش در ايران زندگي مي‌کنند نقطه شروعي براي ادغام ساختاري مهاجران در جامعه ايراني خواهد بود. ‌در يک سؤال ديگر از پاسخ‌گويان راديکال‌ترين سياست ضدمهاجر در برابر شهروندان گذاشته شده و از آنها خواسته شده بگويند چقدر موافق‌اند دولت همه افغانستاني‌ها را از کشور خارج کند و هيچ‌کدام در ايران نمانند. اينجا هم نگرش دوقطبي و نسبت حدودا 40 درصد موافق و مخالف برقرار است‌. موافقت با اين گزاره در ميان افراد با تحصيلات کمتر و در ساکنان پهنه جنوب بيشتر است؛ نيمي از افراد با تحصيلات ديپلم و کمتر و نيمي از شهروندان ساکن جنوب خط خيابان انقلاب با اين گزاره موافق‌اند.

* مناقشه بر سر منافع و مضرات حضور مهاجران افغانستاني در ايران نقطه کانوني بحث موافقان و مخالفان حضور آنها در ايران است. يک طرف اثرات اقتصادي حضور مهاجران بر آباداني ايران را برجسته مي‌کند و طرف مقابل نيز به مواردي همچون بي‌كاري ايرانيان، افزايش جرم يا بيماري متوسل مي‌شود. ‌ تعداد کساني که حضور مهاجران را در مجموع به نفع کشور مي‌دانند نصف کساني است که مضرات آن را بيشتر تصور مي‌کنند. همچون موارد پيشين در اينجا هم ساکنان پهنه جنوب، افراد با تحصيلات کمتر و کساني که با مشکلات معيشتي درگيرند بيش از ديگران حضور مهاجران را ضرري براي کشور مي‌دانند.

کاسبیِ پررونق طالع‌بین‌ها، ما خیلی خرافاتی هستیم!


روزنامه شهروند – سوگل دانائی: اگر تا امروز تصور می‌کردید موقعیت ستارگان در آسمان اصلا به زندگی ربط ندارد، حالا کسانی پیدا شده‌اند که در مقابل دریافت وجهی قابل توجه می‌گویند خیر؛ موقعیت ستارگان و سیارات بر زندگی خیلی هم اثر دارد؛ مثلا می‌گویند: «اگر خورشید در لحظه تولد شما وضع قدرتمندی داشته باشد، یعنی باید یا در رشته مدیریت تحصیل کنید یا پزشکی تا شکوفا شوید.»

گزارشی عجیب از رونق طالع‌بینی در ایران

نسل جدید طالع‌بین‌ها مدعی‌اند: «وضعیت ستارگان و سیارات در آسمان در لحظه‌ای که متولد شده‌اید، می‌تواند تصویری روشن از آینده شما بدهد. چارت تولد شما شامل چند خانه است که هر کدام از این خانه‌ها به یک بُعد زندگی شما می‌پردازد؛ یکی مختص روابط عاطفی شماست، یکی مختص بیماری‌ها، دیگری درباره ثروت، پول و موفقیت و یکی هم موعد ازدواج کردن‌تان.» سیارات هم نماد یک موقعیت خاصند؛ مثلا ماه، وضع روانی شما را نشان می‌دهد. «قرار گرفتن ماه در خانه‌ها با توجه به مختصاتی که داشته، می‌تواند وضع روحی شما را در آینده مشخص کند؛ مثلا اگر ماه در خانه دوم کنار مریخ باشد، یعنی شما فردی تند‌مزاجید.»

«جیوتیش»، بازمانده علومی که سینه به سینه گشتند

همه چیز از چند کانال تلگرامی و چند پست اینستاگرامی شروع شد. گوینده این پست‌ها جملات بالا را تکرار و ادعا می‌کرد که می‌تواند با استفاده از یک نرم‌افزار به فرد بگوید چه خُلق و خویی دارد، همان‌طور که به هزاران نفر گفته و به هزاران نفر راه موفقیت را نشان داده است. گوینده تکرار می‌کرد که روشش تفاوت عمده‌ای با فالگیری و رمالی یا حتی طالع‌بینی دارد که همه چیز با علم نجوم توجیه می‌شود.

مثلا ونوس در چارت تولد نشان‌دهنده استعداد فرد در موسیقی، سینما یا عکاسی است و بیشتر کسانی که به‌صورت حرفه‌ای یا حتی آماتور مشغول کار در این حرفه‌ها هستند، ونوس در چارت تولد آن‌ها در بهترین وضع خودش بوده. چند شماره تلفن و آدرس شبکه‌های اجتماعی مشخصات دیگر مجموعه‌ای است که مجری طراحی چارت تولد است. نام مشاوره، جیوتیش است؛ به معنای پرتویی از دانش. می‌گویند از رده علوم ودایی (آوانامه‌ها و نغمه‌نامه‌ها) است؛ ٢‌هزار سال پیش مفاهیمش را فیلسوفی هندی نوشت. مفاهیم زبان سانسکریت بوده، اما سینه به سینه گشته تا به ما رسیده است. حالا حتی نسخه فارسی نرم‌افزار‌های موبایلی آن هم طراحی شده است.

هزینه‌های میلیونی برای چند ساعت مشاوره

صدایی ضبط‌شده می‌گوید برای تعیین وقت مشاوره تنها باید با این شماره تلفن از طریق تلگرام ارتباط برقرار کرد. پاسخگوی تلگرام تنها با چند کلمه به صورت کوتاه پاسخ می‌دهد. آدرس کانال تلگرامی را می‌فرستد و می‌گوید لینک آن هر شب تغییر می‌کند و برای عضویت باید همین الان واردش شد. می‌گوید امکان گفت‌وگوی تلفنی وجود ندارد و پاسخ تمام سوالات در همان کانال تلگرامی است. این شماره هم تنها می‌تواند تعیین وقت انفرادی انجام دهد. تعیین وقت هم به این صورت است که شما باید ابتدا فرمی پر کنید و اگر تأیید شدید، می‌توانید مشاوره بگیرید.

می‌نویسد که خیلی‌ها رد می‌شوند، اما به چه علت؟ سکوت می‌کند و چند دقیقه بعد می‌نویسد که این محرمانه است و نمی‌تواند علت رد شدن افراد را بگوید. پکیج‌هایی که برای مشاوره معرفی می‌کند دو گروهند؛ بسته اول نامش «رویال» است و شامل ۱۰۰ دقیقه مشاوره و تحلیل چارت تولد است که قیمت آن ۴‌میلیون تومان است. پکیج بعدی نامش «الیته» است که مشاور حدود ۹۰ دقیقه با شما تلفنی مکالمه می‌کند که هزینه آن ۲‌میلیون تومان است. برای چارت تولد چه اطلاعاتی نیاز است؟ می‌نویسد ساعت دقیق تولد، محل تولد و طول و عرض جغرافیایی محل زندگی و نام اصلی.

می‌گوید اگر ساعت دقیق تولد را نداشته باشید باید اصلاح زمان انجام دهید، به این صورت که استاد چارت تولدتان را می‌بیند و با گرفتن اطلاعاتی از شما به روش مهندسی معکوس و تطبیق وقایع می‌گوید که ساعت دقیق تولد شما چه زمانی بوده است. این هم البته پولی است و با توجه به زمانی که استاد صرف می‌کند، سنجیده می‌شود. اپراتور می‌گوید پاسخ بیشتر سوالاتی که برایش تایپ می‌شود در کانال تلگرام یا در سایت وجود دارد؛ سایتی که برای باز شدن یک دقیقه فیلترشکن می‌خواهد و یک دقیقه نمی‌خواهد، جیوتیش و نحوه نوشتن چارت تولد را معرفی و خبر‌های برگزاری کلاس آموزشی را بارگذاری کرده و در گوشه کادرش هم تصویری از وضع امروز فاز ماه را دارد.

ازدواج و موفقیت، خُلق و خو و مهاجرت

مجموعه‌هایی که مدعی طراحی چارت تولدند، پرتعدادند؛ قیمت‌ها هم متفاوت است. مجموعه دیگری در غرب تهران با ۵۰۰‌هزار تومان در ۶۰ دقیقه مشاوره، «جیوتیشِ» شما را می‌گوید. مجموعه‌ای که «ترانه» هم به آن مراجعه کرده بود. یکی از آشنایان خیلی دور او مشاور جیوتیش بوده و چارت تولدش را نوشته است: «چهار مورد عشق، ثروت و موفقیت، بیماری و مهاجرت را در زندگی من سنجیدند و گفتند مثلا خانه مهاجرت برای من باز نیست. گفتند من یک شکست بزرگ در زندگی‌ام تجربه کرده‌ام و یک بیماری داشته‌ام که فعلا رو به بهبود است. گفتند بچه هم خیلی دوست دارم که البته این را می‌شد از رفتارم و ویژگی‌های شخصیتی‌ام هم فهمید.»

ترانه می‌گوید چارت تولدش را ندیده، تنها دیده که زنی پشت میزی نشسته و با لپ‌تاپی که جلوی رویش باز بوده، با استفاده از لحظه تولد و نام پدر و مادر و محل تولد نموداری به دست آورده و تعدادی سیاره که زن نام‌شان را به زبان می‌آورده و تک‌تک می‌گفته که هر کدام چه تأثیری در زندگی شخصی او دارند. زن گفته بود که هر جای دنیا هم که برود همین اطلاعات را از چارت او استخراج می‌کنند و همین حرف‌هایی را که او به ترانه گفته، می‌گویند.

گزارشی عجیب از رونق طالع‌بینی در ایران

بازیگران اصلی چارت تولد

نرم‌افزار‌های چارت تولد نام‌های مختلفی دارند. گوینده پست تلگرامی می‌گوید نام نرم‌افزاری که آن‌ها از آن استفاده می‌کنند، کوییک جیوتیش است. نرم‌افزاری که در چارتش ١٢ خانه دارد. ١٢ خانه از این رو که خورشید در یک سال یک مسیر فرضی شامل ١٢ صورت فلکی را طی می‌کند که به آن دایره‌البروج گفته می‌شود. یعنی خورشید هر ماه در یک برج یا صورت فلکی قرار داشته. لحظه تولد هر آدمی هم سیارات و خورشید در یک وضعیتی در آسمان قرار داشته‌اند و در هر یک از این برج‌ها بوده‌اند. گوینده می‌گوید هر سیاره و ستاره و موقعیت قرار گرفتن آنها، از نظر او معنایی دارد.

در ویدیو‌های تلگرامی‌شان، صفحه‌ای سیاه‌رنگ به‌عنوان صفحه چارت معرفی می‌شود. مربعی که یک مربع دیگر از آن درآمده ١٢ خانه چارت را می‌سازد. این خانه‌ها و هفت سیاره و دو سایه یا شبه‌سیاره به نام‌های راهو و کیتو، که در اساطیر هندی هر گاه آن‌ها مشاهده می‌شدند کسوف یا خسوف می‌شده، عناصر و بازیگران اصلی چارت تولد هر فردند.

اما اینکه هرکدام از سیارات هفت‌گانه در کدام برج یا صورت فلکی باشد و مختصات آسمانی‌اش یعنی بُعد و میل‌شان چه بوده، می‌تواند نشان‌دهنده آینده فرد یا حتی تصمیماتش باشد. گوینده می‌گوید ممکن است فردی حسابدار باشد، درحالی که در چارت تولد او سیاره عطارد در خانه‌های مربوط به شغل و موفقیت، مختصات مطلوبی نداشته باشد و به قول او وضعیتش خوب نباشد، حالا فرد هر چقدر هم تلاش کند، نمی‌تواند در این رشته موفق شود، زیرا این وضع عطارد، یعنی فرد به هیچ وجه در ریاضیات استعداد ندارد. گوینده علاوه بر تأسی از نام سیارات به نیمکره چپ و راست مغز هم اشاره می‌کند. او می‌گوید اینکه نیمکره راست مغز فردی قوی است یا نه هم به چینش سیارات هنگام تولدش ارتباط دارد.

مراجعانی از هر سن و‌سال

ترانه می‌گوید زن به او گفته بود که رابطه او در کودکی با مادرش چگونه بوده. می‌گوید یکی از خانه‌ها در چارت زندگی‌اش به ارتباط او با مادرش اختصاص داشته. گفته بوده با پدرش رابطه بهتری داشته، زیرا سیاره‌ای که در خانه مربوط با ارتباط پدر است، بُعد و میل بهتری داشته. ترانه می‌گوید بعد از او هم یک نفر در صف انتظار بوده. او قبل از ورود به اتاق زنی که لپ‌تاپی مقابلش باز بوده، چند دقیقه‌ای انتظار کشیده تا مراجع قبلی خارج شود. هر دو مراجع هم زنانی جوان بودند. گوینده پست اینستاگرامی، اما می‌گوید که چارت تولد حتی برای بچه‌های کوچک هم مفید است. ادعا می‌کند که پیشتر توانسته بیش‌فعالی یک کودک را از وضع قرار گرفتن ماه هنگام تولدش درک کند.

بورس‌بازان و آسترولوژی مالی

روش دیگری هم وجود دارد که نامش آسترولوژی مالی است. روشی که میان بورس‌بازان امروزی طرفدار پیدا کرده. کارشناسی که خودش را متخصص علم نجوم معرفی می‌کند، می‌گوید که با توجه به وضع سیاره مشتری در آسمان، تحلیل تکنیکال می‌کند و می‌گوید که بهتر است کدام سهم خریداری و کدام سهم فروخته شود. «در ضرر سهیم نیستیم، چون شرایط بازار را از قبل گوشزد کرده‌ایم. اگر طبق گفته‌های ما پیش بروید، ضرر چندانی نمی‌کنید، اما اگر سود کردید، نیمی از سودتان برای ماست.»

رواج طالع‌بینی مدرن در سال‌های اخیر

سوالات پرتعداد است؛ مثلا اگر دو نفر در یک لحظه متولد شده و در یک طول و عرض جغرافیایی باشند، احتمالا چارت تولدشان یکی است؛ در این‌صورت می‌توان گفت که آینده‌شان یکسان است. اپراتور تلگرامی سکوت می‌کند. می‌گوید همه جواب‌ها در کانال است. در کانال یکی در میان طریقه استخراج چارت و معرفی هر خانه وجود دارد و اینکه هر سیاره نماد چه چیزی است. در یکی از پست‌های قدیمی، نرخ مشاوره‌های قبلی این گروه هم وجود دارد. سال ٩٦، برای ٢٠ دقیقه مشاوره ٥٩‌هزار تومان نرخ تعیین شده بود و برای ٣٠ دقیقه، ٨٩‌هزار تومان. نحوه ارتباط هم این‌گونه بوده که ابتدا فرمی پر می‌شده و در هر جای دنیا که بودید با شما از طریق اسکایپ یا واتس‌آپ تماس می‌گرفتند و جیوتیش شما تعریف می‌شده.

گزارشی عجیب از رونق طالع‌بینی در ایران

آسترولوژی با آسترونومی فرق دارد

ندا جعفری، کارشناس ارشد کیهان‌شناسی ادعا‌های این شیوه‌های طالع‌بینی را رد می‌کند. او در نقد این روش‌ها که به غلط «شیوه‌های علمی» خوانده می‌شود، می‌گوید: «می‌گویند اگر فردی در ماه جولای متولد شده، خورشید در آن زمان طبق دایره‌البروج، (نقشه فرضی خورشید در آسمان) در صورت فلکی سرطان بوده است، در صورتی که الان می‌دانیم این مسأله اشتباه است، زیرا خورشید ٢‌هزار سال پیش طبق نقشه فرضی حرکتش در ماه جولای در برج سرطان بوده، اما الان به دلیل نوسان حرکت زمین در مدارش که به آن انحراف از مسیر می‌گویند، موقعیت خورشید تغییر کرده و خورشید در این ماه در برج جوزا قرار دارد.

این افراد تصور می‌کنند که مسیر ظاهری خورشید از ١٢ صورت فلکی می‌گذشته، اما الان می‌دانیم که ١٢ صورت فلکی نیست و ١٣ صورت فلکی است. این اولین ایرادی است که به چارت دوازده‌خانه‌ای این افراد وارد است.» انجمن آوا استار یکی از انجمن‌های مروج علم است که تلاش می‌کند، بگوید جیوتیش و آسترولوژی با نجوم و آسترونومی تفاوت دارد و اساسا روش طالع‌بین‌ها علمی نیست. جعفری که مدیریت این انجمن را برعهده دارد درباره خطرناک بودن این ادعا می‌گوید: «در گذشته می‌گفتند طالع‌بینی و کف‌بینی، اما این روز‌ها سعی می‌کنند ماجرا را علمی کنند. یک‌سری واژه علمی را شنیده‌اند، سعی می‌کنند آن‌ها را کنار هم ردیف کنند. اتفاقا این، ماجرا را خطرناک‌تر می‌کند، زیرا ممکن است کسی که کمی به این فضا‌های نجومی آشنا باشد، پیش خودش بگوید که من این اسامی را شنیده‌ام، پس این‌ها قطعا درست می‌گویند.»

بر اساس توضیحات جعفری، در علم همه چیز با آزمایش سروکار دارد. پدیده‌های علمی با آزمایش رد یا تأیید می‌شوند، اما در آسترولوژی و طالع‌بینی سروکار همه چیز با شهود است؛ بنابراین نمی‌توان گفت ما با علم سروکار داریم؛ مثلا اگر مروجان جیوتیش چیزی به تو بگویند و تو آن را نقض کنی، فورا می‌گویند که پیشتر این مسأله روی فرد دیگری جواب داده: «چیزی که امروزه روی آن بسیار تمرکز می‌کنند، این است که به تو می‌گویند در زمانی که متولد شده‌ای مثلا یک مقارنه وجود داشته.»

جعفری می‌گوید مقارنه اتفاق عجیب و غریبی نیست و در سال چندبار اتفاق می‌افتد: «چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ ماه به دور زمین دور یک مداری می‌گردد و سیاره مثلا مشتری هم در یک مداری به دور خورشید می‌گردد. ما امروزه می‌دانیم که اگر فاصله بین ماه و مشتری از چشم ناظر زمینی کمتر از ٧ درجه باشد، مقارنه اتفاق می‌افتد. حالا سوال اینجاست که این دو جرم فاصله‌های میلیون‌سال نوری از زمین دارند، چطور ممکن است حرکت سیارات در مقیاس چند‌سال نوری و ایجاد پدیده‌ای این‌چنینی که تنها برای ناظر زمینی قابل مشاهده است، روی طالع فرد تأثیرگذار باشد؟» او از قمر در عقرب هم که در ادبیات ما مسأله‌ای بدشگون است، یاد می‌کند و می‌گوید: «مثلا می‌گویند الان قمر در عقرب است، فلان کار را انجام ندهید، شگون ندارد.

جالب است بدانید که ستارگان صورت فلکی عقرب چندین‌سال نوری از هم فاصله دارند و در یک سطح قرار نگرفته‌اند. اما به چشم منِ ناظر زمینی این‌ها در یک سطحند و یک صورت فلکی را تشکیل می‌دهند. ماه به زمین نزدیک‌تر است، وقتی می‌گوییم قمر در عقرب یعنی ماه به چشم ناظر زمینی به صورت ظاهری انگار روی صفحه صورت فلکی عقرب قرار گرفته. این را هم فقط من روی زمین می‌بینم و ممکن است فردی در جایی دیگر آن را نبیند. حالا این مسأله ظاهری با چندین‌میلیون فاصله سال نوری، چطور می‌تواند در تصمیم‌گیری و طالع من موثر باشد؟»

پدیده‌های نجومی علت دارد

«همه اتفاقات نجومی که این افراد از آن برای توجیه آینده‌پژوهی‌شان یاد می‌کنند، توجیه علمی مشخص دارد. شما اگر بخواهید موضوعی را که درباره شخصیت یا آینده شما می‌گویند هم رد و با آن مخالفت کنید، به شما می‌گویند کافی است امتحان کنی، مثلا وقتی ماه در صورت فلکی عقرب بود، فلان کار را انجام بده، ببین برایت خوب است یا نه.» جعفری می‌گوید این افراد در توجیه کارشان خیلی سریع مراجعه می‌کنند به گالیله و می‌گویند همان‌طور که نظریات او آن زمان پذیرفته نشد، چیز‌هایی که ما می‌گوییم هم در رده علوم ناشناخته است که آیندگان به آن می‌رسند.

گزارشی عجیب از رونق طالع‌بینی در ایران

طرفدارانی که پرتعداد می‌شوند

اینکه چرا آسترولوژی طرفدار دارد احتمالا به غریزه انسان‌ها برمی‌گردد؛ همین که انسان‌ها متولد هرجا هم که باشند، دوست دارند بدانند آینده‌شان چه می‌شود. جعفری می‌گوید اگر این گفته‌ها رنگ و بوی علمی هم به خودش بگیرد، آدم نسبت به پولی که قرار است پرداخت کند مطمئن می‌شود و به دفعات مراجعه می‌کند: «ممکن است شما یک مسأله را به ١٠ نفر بگویید، مثلا بگویید در زندگی‌تان شکست تجربه کرده‌اید، یک نفر از آن ١٠ نفر به صورت تصادفی ممکن است در زندگی شکستی تجربه کرده باشد، همان یک نفر می‌شود مروج و مرید شما. اما آیا این مسأله دلیلی برای اثبات حرفش می‌شود، به هرحال هر کس ممکن است شکستی در زندگی‌اش تجربه کرده باشد.»

این روز‌ها روش‌هایی هست که به آدم می‌گوید بهتر است در چه رشته‌ای درس بخواند و کجا سرمایه‌گذاری کند، اما اینکه چقدر این حرف‌ها درست از آب درمی‌آید، مشخص نیست. یعنی برای علم مشخص نیست، زیرا علم وظیفه ندارد خودش را درگیر شهودی کند که برای همه انسان‌ها نتیجه واحد ندارد.