چگونه خود را ببخشیم؟


برترین‌ها: مفهوم بخشش معمولاً به عنوان یک تصمیم آگاهانه باعث می‌شود که شما بتوانید احساسات منفی و سنگینی از جمله خشم، نارضایتی و یا مجازات را از خود دور کنید. هر فردی در زندگی خود بار‌ها دچار خطا و اشتباهات بزرگ و کوچک می‌شود و به همین دلیل نیز درک مفهوم بخشش خود و عمل کردن به آن از ملزومات زندگی به شمار می‌رود.

اینکه شما نتوانید حتی خودتان را نیز ببخشید باعث می‌شود که همه‌چیز را بر خود سخت و سخت‌تر بگیرید و زندگی را برای خود همچون زهری تلخ و آزاردهنده بدانید. در این مطلب همراه ما باشید تا در این رابطه بیشتر بگوییم و ببینیم که چگونه می‌توان با درک و پذیرش اشتباهات، آن‌ها را رها کرد و برای دستیابی به بخشش و آمرزش خود پیش رفت.

چگونه خود را ببخشیم؟

چالش‌های پیش رو برای بخشش خود

آیا تا به حال به کلیت این موضوع فکر کرده‌اید که چه چیزی باعث می‌شود تا شما نتوانید خودتان را بابت انجام اشتباهات کوچک و یا بزرگ ببخشید؟ چرا بیشتر مردم خود را حتی برای کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین اشتباهات تنبیه می‌کنند؟ قطعاً انجام کار‌هایی که مطابق با ارزش‌ها و باور‌های هر کدام از ما نباشد می‌تواند منجر به احساس گناه و پشیمانی شود. به طور کلی دلایل متعددی وجود دارد که باعث می‌شود یک نفر نتواند خود را به راحتی ببخشد:

احساسات

یکی از مشکلات اساسی آن است که شما نه تنها برای انجام یک کار اشتباه احساس پشیمانی می‌کنید، بلکه دلیل اصلی گناهکار بودن خود را در افکار و احساساتتان می‌بینید. اینکه شما بخواهید که کسی به مشکلی بر بخورد و یا آسیبی ببیند یکی از بارزترین نمونه‌های همین تفکر است. حسادت، شهوت، طمع و… از جمله احساساتی هستند که می‌توانند منجر به احساس گناه و پشیمانی در افراد شوند. باید پذیرفت که بخشیدن خود به دلیل چنین احساسات و افکاری تا حدی دشوار است، چراکه در بسیاری از شرایط، خود ما اصلاً از وجود آن‌ها در درونمان آگاه نیستیم.

مرور مکرر مسئله

بسیاری از افراد به طور طبیعی احساسات منفی درون خود را بار‌ها و بار‌ها مرور می‌کنند. این افراد در این شرایط، روند موقعیت را برای اطرافیانشان تعریف و یا بهتر است بگوییم اعتراف می‌کنند تا با این کار خود را به چالش بیشتری بکشند. معمولاً افرادی که آمادگی ایجاد تغییراتی را در درون خود ندارند سخت می‌توانند خودشان را ببخشند، اما در عوض به چیزی شبیه به بخشش دست می‌یابند که در آن به جای آنکه اشتباه خود را بپذیرند و دست به تغییر خود بزنند، ترجیح می‌دهند که آن را نادیده بگیرند و یا برایش بهانه‌تراشی کنند.

فواید بخشش

بدیهی است که در روان‌شناسی مفهوم بخشش مورد ستایش قرار بگیرد و کار نیکویی شناخته شود. اینکه شما بتوانید بخشیدن خود را یاد بگیرید باعث می‌شود که رفته‌رفته تأثیرات مثبت آن را در وجود خود راه دهید و در نهایت احساس آرامش بیشتری نسبت به خودتان پیدا کنید. برخی از این تأثیرات مثبت در بخشیدن دیگران نیز نمود پیدا می‌کند.

طبق مطالعاتی که در سال ۲۰۱۶ صورت گرفته محققان دریافتند که استرس، سلامت روانی و بخشش عناصری هستند که پیوند قدرتمندی با یکدیگر دارند. بر اساس این تحقیقات افرادی که استرس بالایی را در طول زندگی خود تجربه می‌کنند بهداشت روانی تأثیرپذیرتری نیز دارند و کسانی هم که برای بخشیدن آمادگی بیشتری دارند کسانی هستند که سلامت روانی بیشتری را تجربه می‌کنند.

چگونه خود را ببخشیم؟

سلامت روانی

تحقیقات نشان می‌دهد که بخشش می‌تواند مزایای روان‌شناختی بسیاری نیز داشته باشد، چیز‌هایی از جمله کاهش علائم افسردگی، اضطراب و… یکی از اصلی‌ترین مزایای یادگیری بخشش آن است که شما می‌توانید راحت‌تر و سریع‌تر از عصبانیت رهایی پیدا کنید و همین موضوع نیز طبیعتاً تأثیر بسیاری در کاهش سطح استرس در وجود شما خواهد داشت، در نتیجه ایمنی روانی بیشتری را تجربه خواهید کرد و انرژی رو به افزایشی نیز دریافت خواهید نمود.

سلامت جسمانی

تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که بخشیدن را بلد هستند علائم بیماری کمتری را تجربه می‌کنند. احساس عصبانیت می‌تواند پیامد‌های منفی بسیاری در جسم شما داشته باشد، برای مثال ارتباط بین عصبانیت و خصومت با شیوع بیماری‌های عروق کرونر قلب موضوعی غیرقابل‌انکار است که امروزه بسیار هم مورد بحث واقع شده است.

روابط

عصبانیت، احساس گناه، پشیمانی و نارضایتی می‌تواند باعث بر هم خوردن روابط نیز بشود، بنابراین در صورتی که بتوانید مفهوم بخشیدن را یاد بگیرید می‌توانید مسیر طولانی‌تری را برای بهبود زندگی خانوادگی و دوستانه خود طی کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که توانایی بخشش یک مؤلفه مهم در روابط اجتماعی موفق است. این موضوع می‌تواند در برقراری پیوند‌های عاطفی نزدیک با افراد نیز بسیار تأثیرگذار باشد.

طبیعی است که توانایی بخشش دیگران نیز در برقراری روابط اجتماعی سالم بسیار ضروری است، اما اینکه شما بتوانید خودتان را نیز ببخشید باعث می‌شود که در رفتار و تعامل با افراد دیگر موفق‌تر عمل کنید.

تصورات غلط

بخشش صرفاً به معنای نادیده گرفتن یک مشکل نیست. مفهوم بخشش چیزی فراتر از این را نیز به دنبال دارد. متأسفانه تصورات غلط بسیاری در رابطه با بخشش خود وجود دارد که مانع بزرگی در این مفهوم زیبا خواهند بود، برای مثال بسیاری از افراد فکر می‌کنند اینکه شما بتوانید قادر به بخشش خود باشید نشانه ضعف درونی‌تان است. در صورتی که توانایی گسترش همدلی و درک در زمان آسیب و مشکل هرگز آسان نیست. در بسیاری از موارد، بخشش بسیار سخت‌تر از آن است که به خودتان اجازه دهید که در خشم و پشیمانی باقی بمانید.

چگونه خودمان را ببخشیم؟

درست مثل هر ویژگی انسانی دیگر بعضی از افراد به طور طبیعی نسبت به دیگران بسیار بخشنده‌تر هستند. اگر شما اعتماد به نفس پایینی دارید و دائماً خود را سرزنش می‌کنید نمی‌توانید کلیت مسئله را حل نمایید. شما باید پیش از هر چیز یاد بگیرید که خود را ببخشید. به طور کلی یک رویکرد درمانی نشان می‌دهد که افراد می‌توانند برای بخشش خود از چهار عمل اساسی استفاده کنند:

• مسئولیت
• پشیمانی
• اصلاح
• تجدید و تغییر

مسئولیت

شما باید پیش از هر چیز مسئولیت اقدامات خود را بپذیرید. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که پذیرش مسئولیت کار‌ها توسط افراد اولین قدم برای بخشش و آمرزش خود است. با مسئولیت‌پذیری و قبول اشتباهات شما می‌توانید به شکلی منطقی و عاقلانه احساساتی منفی از جمله احساس گناه و پشیمانی بیش از حد را از خود دور کنید.

چگونه خود را ببخشیم؟

پشیمانی

اینکه به خودتان اجازه دهید تا احساس پشیمانی کنید اصلاً چیز بدی نیست. همه ما در زندگی می‌توانیم مرتکب اشتباه شویم و در رابطه با عواقب آن‌ها فکر کنیم. بعد از پذیرش اشتباه و احساس پشیمانی وقت آن می‌رسد که به دنبال راه‌هایی باشید تا احساستان بهبود پیدا کند. نکته مهم آن است که شما باید بدون آنکه به سراغ احساساتی ناسالم بروید احساس پشیمانی کنید.

اصلاح

سعی کنید به دنبال اصلاح اعمال و کار‌های خود باشید. یکی از راه‌های اصلی و مهم در رابطه با گذر از احساس گناه دقیقاً همین است. شما می‌توانید برای اصلاح اشتباهات خود راه‌های مختلفی را پیش بگیرید. از عذرخواهی کردن گرفته تا جبران اشتباهات، همه و همه راه‌هایی برای اصلاح و ترمیم کار‌های شما هستند.

تجدید و تغییر

به دنبال اقدامات مثبتی باشید که به شما در پیشبرد کارهایتان کمک کنند. چگونه می‌توانید فرد بهتری شوید و تغییراتی مثبت را در درون خود ایجاد کنید؟ غالباً بخشیدن خود، راه‌های بسیاری را برای به دست آوردن تجربه و آموختن هرچه بیشتر فراهم می‌کند و شما را به فرد بهتری تبدیل می‌نماید.

راه‌های دیگر برای بخشش خود

۱. از توجیه آنچه اتفاق افتاده است دست بردارید

مواجهه با آنچه انجام داده‌اید و آنچه اتفاق افتاده اولین قدم برای بخشش خودتان است. اگر غالباً بهانه‌تراشی می‌کنید تا رفتار خود را قابل‌قبول جلوه دهید بهتر است که به دنبال راه بهتری برای روبه‌رو شدن با مسائل شوید! شما باید مسئولیت اشتباهات خود را بر عهده بگیرید و اعتراف کنید که کاری که انجام داده‌اید یک اشتباه بوده است.

۲. سعی کنید انگیزه‌های خود را درک نمایید

قبل از آنکه بتوانید خود را ببخشید باید درک کنید که چرا چنین اشتباهی مرتکب شده‌اید؟ این کار می‌تواند به شما کمک کند که در نحوه بخشش خود درست‌تر عمل کنید و در آینده با ریشه‌یابی این اشتباه دیگر سراغ آن نروید. نیرو‌های انتخابی شما با درک این موضوع فرصتی پیدا می‌کنند که دوباره احیا شوند و به شکل قابل‌قبول‌تری ادامه دهند.

۳. تفاوت بین پشیمانی و احساس گناه را تشخیص دهید

اینکه بابت اشتباهی که مرتکب شده‌اید احساس بدی داشته باشید و پشیمان باشید کاملاً طبیعی است، اما احساس شرم و گناه چیزی است که در رشد شما و اینکه بتوانید فرد بهتری شوید هیچ کمکی نخواهد کرد. اینکه بتوانید احساس پشیمانی را تجربه کنید کاملاً طبیعی است و به شما کمک می‌کند که مسئولیت کار‌های خود را بپذیرید، اما احساس شرم و گناه فقط شما را با محکوم کردن درگذشته‌ها نگه خواهد داشت.

چگونه خود را ببخشیم؟

۴. دلجویی کنید

یکی از راه‌هایی که غالباً احساس گناه را در افراد کاهش می‌دهد آن است که از کسانی که در نتیجه کار اشتباه شما آسیب دیده‌اند دلجویی کنید. این کار باعث می‌شود که تمرکز درونی‌تان افزایش پیدا کند و بتوانید به شکلی آگاهانه‌تر به همدلی پرداخته و درصدد جبران اشتباه‌هایتان برآیید و در نتیجه خود را ببخشید.

۵. ببینید که بخشیدن خودتان چقدر کمک‌کننده خواهد بود

از بخشیدن خودتان چه سودی می‌برید؟ همان‌گونه که بخشیدن دیگران فواید بسیاری دارد، اینکه بتوانید خودتان را نیز ببخشید می‌تواند آرامش و سلامت روحی و جسمی شما را حفظ کرده و افزایش دهد.

۶. بهای کار‌های خود را بپردازید

اینکه بتوانید اشتباهات خود را اصلاح کنید بسیار مهم است. چه کاری از دستتان برمی‌آید تا بتوانید بهای کار‌های خود را بپردازید؟ شرایط را بررسی کنید و پاسخ این سؤال را خودتان بیابید.

منبع: verywellmind

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم


مجله دیجی‌کالا – تارا قهرمانی: رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان به آن‌ها اجازه می‌دهد ارتباط لذت‌بخش‌تری با هم‌سن‌وسالان خود داشته باشند. اما مزایای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان بیش از این است.

بچه‌هایی که مهارت اجتماعی بیشتری دارند احتمال موفقیت بیشتری هم در جامعه دارند. برای مثال، در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد به این نتیجه رسیدند که مهارت‌های بالا در روابط اجتماعی می‌تواند استرس بچه‌هایی که در مهد کودک می‌مانند را کاهش دهد.

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

اهمیت آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان

دور بودن از خانواده باعث ایجاد استرس در بچه‌ها می‌شود و نداشتن مهارت‌های لازم جهت ارتباط برقرار کردن با دیگران، این استرس را تشدید می‌کند. محققین دریافته‌اند که با یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی جدید، میزان هورمون کورتیزول بچه‌ها کاهش پیدا می‌کند.

علاوه بر این، بچه‌هایی که با هم‌سن‌وسالان خود بهتر ارتباط برقرار می‌کنند، راحت‌تر دوست پیدا می‌کنند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد دوستی‌های دوران کودکی برای سلامت ذهن بچه‌ها مفید است. دوستی به بچه‌ها فرصتی برای تمرین مهارت‌های روابط اجتماعی پیشرفته، مانند حل مسأله و مناقشات می‌دهد.

روابط اجتماعی به بچه‌ها کمک می‌کند تا آینده‌ی روشن تری داشته باشند. بر اساس تحقیقات دیگری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، بررسی مهارت‌های روابط اجتماعی و احساسات یک کودک در مهدکودک، احتمالا بهترین راه برای پیش‌بینی موفقیت او در دوران بزرگسالی است.

محققین دانشگاه‌های Penn State و Duke پی بردند، بچه‌هایی که در سن ۵ سالگی مهارت‌های «سهیم شدن»، «گوش کردن»، «همکاری کردن» و «پیروی از قواعد» را بهتر بلد هستند، در بزرگسالی شانس بیشتری برای رفتن به دانشگاه دارند. همچنین احتمال این که آن‌ها در سن ۲۵ سالگی یک شغل تمام‌وقت داشته باشند بیشتر است.

در سوی مقابل شانس درگیر شدن با مشکلاتی مثل اعتیاد، اختلاف در روابط و دعوا‌های حقوقی در بچه‌هایی که مهارت‌های اجتماعی و عاطفی خوبی ندارند، بیشتر است. این بچه‌ها همچنین بیشتر از دیگران به کمک‌های عمومی اتکا می‌کنند.

خوشبختانه، مهارت‌های اجتماعی را می‌توان آموخت. هیچ‌وقت برای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان و این که به بچه‌ها نشان دهیم چطور با افراد دیگر کنار بیایند دیر نیست. پس با خواندن ادامه‌ی این مطلب مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز بچه‌ها را یاد بگیرید تا بتوانید این مهارت‌ها را به آن‌ها یاد بدهید.

۱. سهیم شدن

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

میل به سهیم شدن یک خوراکی یا یک اسباب بازی با دیگر بچه‌ها می‌تواند به آن‌ها در پیدا کردن و نگه داشتن دوست کمک کند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد بچه‌ها از ۲ سالگی می‌توانند تمایلشان به سهیم شدن با دیگران را بروز دهند؛ البته در صورتی که از آن چیز به مقدار زیاد داشته باشند.

البته بچه‌ها در سنین بین ۳ تا ۶ سالگی معمولا در سهیم شدن چیزی که برای آن‌ها هزینه داشته باشد خودخواه هستند. برای مثال کودکی که یک شیرینی داشته باشد معمولا تمایلی برای سهیم شدن آن با دوست خود ندارد؛ چون این کار برای او به این معنی است که شیرینی کمتری برای لذت بردن خواهد داشت. اما ممکن است یک اسباب بازی را که دیگر علاقه‌ای به بازی با آن ندارد به‌راحتی با بچه‌ی دیگری سهیم شود.

اکثر بچه‌ها در حدود سن ۷ یا ۸ سالگی، به عدالت بیشتر اهمیت می‌دهند و تمایل بیشتری برای سهیم شدن با دیگران دارند. تحقیقات نشان داده است که سهیم شدن و احساس رضایت از زندگی با هم در ارتباط هستند.

تحقیقات نشان داده است بچه‌هایی که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند، بیشتر تمایل دارند با دیگران سهیم شوند. همچنین سهیم شدن هم باعث می‌شود که بچه‌ها حس خوبی به خودشان داشته باشند. پس تشویق کردن کودکان به سهیم شدن می‌تواند عاملی کلیدی برای تقویت اعتماد به نفس آن‌ها باشد.

چطور تمرین کنیم

با این که بهتر است بچه‌ها را مجبور به سهیم شدن اسباب بازی‌ها با بچه‌های دیگر نکنید، می‌توانید اشاره کردن به این نکته در زمان‌های مناسب را به یک عادت تبدیل کنید.

وقتی فرزندتان چیزی را با کسی سهیم می‌شود او را تحسین کنید و به او بگویید که دیگران در مورد این کار او چه حسی دارند. می‌توانید از جملاتی شبیه به این استفاده کنید: «تصمیم گرفتی خوراکی خودت را با خواهرت تقسیم کنی؛ مطمئنم با این کار او را خوشحال کردی. کار قشنگی انجام دادی.»


۲. همکاری

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

همکاری به معنی مشارکت در کاری برای رسیدن به یک هدف مشترک است. بچه‌هایی که همکاری می‌کنند، با دیگران خوش‌رفتارتر هستند و همچنین مشارکت و کمک بیشتری می‌کنند. داشتن مهارت همکاری بالا، برای دوام آوردن در جامعه بسیار ضروری است.

کودک شما به همان اندازه که در کلاس درس به مهارت همکاری نیاز دارد، در زمین بازی هم نیازمند آن است. همکاری در بزرگسالی هم بسیار مهم است؛ اکثر محیط‌های کاری به واسطه توانایی افراد در کار با یکدیگر در قالب کار گروهی پیشرفت می‌کنند. همکاری همچنین کلید داشتن روابط عاشقانه‌ی موفق است.

هنگامی که بچه‌ها در نیمه‌ی دوم سه سالگی هستند، می‌توانند برای هدف‌های مشترک با هم‌سن‌وسالان خود شروع به تمرین کنند. همکاری برای کودکان می‌تواند در هر کاری باشد؛ از خانه‌سازی و ساختن یک برج با بلوک تا بازی‌های گروهی دیگر.

برخی از بچه‌ها نقش رهبر گروه را به عهده می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر ترجیح می‌دهند از دستورات پیروی کنند. به هر حال، همکاری فرصت بسیار خوبی برای بچه‌هاست تا در مورد خودشان بیشتر یاد بگیرند.

چطور تمرین کنیم

با بچه‌ها در مورد اهمیت کار گروهی و این که وقتی همه با هم کار کنند چقدر کار‌ها بهتر پیش می‌رود، صحبت کنید. فرصت‌ها و شرایطی ایجاد کنید که همه‌ی خانواده با هم کار کنند. می‌توانید هنگام تهیه‌ی غذا، هریک از اعضای خانواده را مسؤول یک کار کنید، یا هر یک از کار‌های روزمره‌ی خانواده را به عهده‌ی یک نفر بگذارید. در هر حال مهم این است که بر اهمیت کار گروهی تأکید کنید.


۳. گوش دادن

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

گوش کردن فقط به معنی ساکت ماندن نیست؛ بلکه به معنی دریافت کردن کامل چیزی است که فرد مقابل می‌گوید. مهارت شنیدن برای برقرار کردن یک ارتباط مؤثر ضروری است.

هر چه باشد میزان یادگیری کودک در مدرسه به میزان مهارت او در شنیدن حرف‌های معلم بستگی دارد. درک مفاهیم، نوت‌برداری و فکر کردن در مورد کلام معلم، با ورود کودک به مقاطع تحصیلی بالاتر پراهمیت‌تر خواهد شد.

بسیار مهم است که فرزند شما طوری بزرگ شود که بتواند در آینده حرف مدیر، همسر و دوستان خود را درک کند. البته ممکن است یاد گرفتن این مهارت در عصر دستگاه‌های دیجیتال بسیار سخت باشد؛ چرا که اکثر افراد تمایل دارند هنگام مکالمه با دیگران به موبایل خود خیره شوند.

چطور تمرین کنیم

هنگام خواندن کتاب برای بچه‌ها، هر از گاهی مکث و با آن‌ها در مورد آنچه تا کنون خوانده‌اید، صحبت کنید. برای مثال، مکث کنید و بپرسید: «تا اینجای قصه در مورد داستان چه فهمیدی؟» به او در تعریف کردن قسمت‌هایی از داستان که به یاد نمی‌آورد کمک و او را به گوش دادن به ادامه‌ی داستان تشویق کنید. علاوه بر این به فرزند خود اجازه ندهید وسط حرف دیگران بپرد و حرف دیگران را قطع کنند.


۴. پیروی از دستورالعمل‌ها

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

معمولاً بچه‌هایی که در پیروی از دستورالعمل‌ها مشکل دارند، با انواع مختلفی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ازنیاز به انجام دادن دوباره‌ی تکالیف مدرسه گرفته تا به دردسر افتادن به دلیل رفتار نامناسب، پیروی نکردن از دستورالعمل‌ها می‌تواند برای کودک تبدیل به مشکلی بزرگ شود.

چه از فرزند خود بخواهید که اتاقش را تمیز کند و چه تلاش کنید مهارت‌های فوتبال بازی کردن را به او بیاموزید، بسیار مهم است که کودک بتواند از قواعد و دستورالعمل‌ها پیروی کند.

فراموش نکنید قبل از این که از فرزند خود انتظار داشته باشید از اصول و قواعد به‌خوبی پیروی کند، خودتان باید مهارت راهنمایی کردن را داشته باشید.

برای مثال نباید به بچه‌های کوچک در آن واحد بیش از یک کار گفت. به جای این که بگویید «کفش‌هایت را بردار، کتاب‌هایت را جمع کن و دست‌هایت را بشور»، ابتدا صبر کنید تا کفش‌هایش را بردارد و سپس فرمان بعدی را به او بدهید.

اشتباه دیگر این است که درخواستتان را به شکل سؤال مطرح کنید. برای مثال اگر بگویید «لطف می‌کنی همین الان کفش‌هایت را برداری؟»، ممکن است کودک تصور کند می‌تواند به درخواست شما نه بگوید. وقتی فرمانی را به فرزندتان دادید، از او بخواهید آنچه را گفتید تکرار کند. از او بپرسید «حالا باید چه کاری انجام دهی؟» و صبر کنید تا توضیح دهد چه چیزی از شما شنیده است.

طبیعی است کودکان کوچک‌تر گیج شوند، تهاجمی برخورد کنند یا کاری که باید انجام دهند را از یاد ببرند. به هر اشتباه او به چشم فرصتی بنگرید که اجازه می‌دهد کمک کنید مهارت‌هایش را شکل دهد.

چطور تمرین کنیم

هرگاه فرزندتان از فرمان شما پیروی کرد، با استفاده از جملاتی مانند «ممنون که در اولین باری که از تو خواستم تلوزیون را خاموش کردی»، او را تشویق کنید. اگر فرزندتان در پیروی کردن از فرمان‌ها مشکل داشت، به او فرصت دهید پیروی کردن از فرمان‌های ساده‌تری را تمرین کند. برای مثال از درخواست‌های ساده‌ای مانند «لطفا آن کتاب را به من بده» استفاده و بلافاصله او را برای پیروی از این فرمان تشویق کنید.


۵. احترام گذاشتن به فضای شخصی

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

برخی از بچه‌ها از فاصله خیلی نزدیک با دیگران صحبت می‌کنند. برخی دیگر هم بدون توجه به راحتی طرف مقابلشان، از سر و کول او بالا می‌روند. مهم است که به بچه‌ها بیاموزیم چطور باید به فضای شخصی افراد احترام بگذارند.

قواعدی در خانه وضع کنید که بچه‌ها را به احترام گذاشتن به فضای شخصی دیگران تشویق کند. «در زدن هنگامی که در اتاقی بسته است» و «دست نزدن به چیزی که مال ما نیست» می‌تواند نمونه‌های خوبی از این قواعد باشد.

اگر بچه‌ی شما چیز‌ها را از دست دیگران بیرون می‌کشد یا وقتی بی‌تاب می‌شود دیگران را حول می‌دهد، برای این کار او عواقبی تعریف کنید.

در صورتی که فرزند شما از سر و کول افراد ناآشنا بالا می‌رود یا هنگام صحبت بیش از حد به دیگران نزدیک می‌شوند، این لحظات را به چشم فرصتی برای آموزش ببینید. او را به کناری ببرید و سعی کنید برای درک بهتر مفهوم فضای شخصی راهنمایی‌اش کنید.

چطور تمرین کنیم

به فرزندتان یاد بدهید هنگام صحبت به اندازه‌ی یک دست با دیگران فاصله بگیرد. هنگامی که در صف ایستاده است درباره‌ی این صحبت کنید که فاصله‌ی مناسب با فردی که جلوی او قرار دارد چقدر است و باید دست‌هایش را نزدیک به بدن خودش نگه دارد تا برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند. می‌توانید با نقش بازی کردن و شبیه‌سازی سناریو‌های مختلف به او کمک کنید تا اهمیت فضای شخصی را متوجه شود.


۶. ایجاد ارتباط چشمی

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

ارتباط چشمی مناسب بخش مهمی از ارتباط برقرار کردن است. برخی از بچه‌ها هنگام صحبت کردن، از نگاه کردن در چشم طرف مقابل طفره می‌روند.

چه فرزند شما خجالتی است و ترجیح می‌دهد هنگام مکالمه به زمین خیره شود و چه به دلیل این سرش را بالا نمی‌آورد که جذب انجام کار دیگری شده است، باید اهمیت ایجاد ارتباط چشمی را به او یادآور شوید.

اگر فرزند شما برای چشم در چشم شدن با دیگران مشکل دارد، یادآوری‌های سریع را در دستور کار خود قرار دهید. او بپرسید «وقتی کسی با تو صحبت می‌کند به کجا نگاه می‌کنی؟» و یادتان باشد هر وقت هنگام صحبت با کسی به چشمان او نگاه کرد از او تعریف کنید.

چطور تمرین کنیم

حتی می‌توانید به فرزندتان نشان دهید حرف زدن با کسی که به چشمان شما نگاه نمی‌کند چه احساسی دارد. به او بگویید برای شما داستانی تعریف کند و حین داستان به زمین خیره شوید، چشمانتان را ببندید یا به هرجایی به جز او نگاه کنید. سپس، از او بخواهید که داستان دیگری تعریف کند و حین صحبت به چشمان او نگاه کنید. در پایان با او در مورد حسی که در هر دو حالت داشته صحبت کنید.


۷. با ادب بودن

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

درخواست کردن محترمانه، تشکر کردن و رفتار مناسب حین غذا خوردن می‌تواند به بچه‌ی شما در جلب توجه به شکل صحیح کمک کند. معلم‌ها، والدین دیگر و سایر بچه‌ها، به بچه‌ای که رفتار صحیحی دارد احترام می‌گذارند.

البته آموزش ادب و نزاکت می‌تواند گاهی بسیار دشوار باشد. ممکن است رفتار‌های مختلفی از قبیل غذا خوردن با دهان باز تا قدرنشناسی، از همه‌ی بچه‌ها سر بزند.

بسیار مهم است که بچه‌ها بدانند چطور می‌توان با ادب و محترمانه رفتار کرد؛ خصوصا وقتی در منزل اشخاص دیگر یا مدرسه هستند.

چطور تمرین کنیم

الگوی خوبی از ادب و نزاکت برای فرزندان خود باشید. یعنی خوب است به طور مرتب به فرزند خود بگویید «نه، متشکرم» و «بله، لطفاً». هنگام برخورد با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. وقتی فرزندتان رفتار مناسب را فراموش کرد، به او یادآوری و وقتی رفتار مؤدبانه‌ای از او سر زد، تشویقش کنید.

کلام آخر

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

مهارت‌های اجتماعی چیزی نیست که فرزند شما یا داشته باشد یا نداشته باشد. این مهارت‌ها باید به طور مرتب با رشد کودک پرورش داده شوند. به دنبال لحظات مناسبی برای آموزش باشید تا بتوانید در کسب مهارت‌های بیشتر به او کمک کنید.

برخی از مهارت‌های اجتماعی بسیار پیچیده هستند، مثل درک این که چطور وقتی یک بچه‌ی دیگر به آن‌ها زور می‌گوید، محکم باشند. با مهارت‌های اجتماعی اولیه و ساده شروع کنید و سعی کنید مهارت‌های فرزند خود را به مرور زمان افزایش دهید.

در صورتی که فرزند شما در یادگیری مهارت‌ها بیشتر از کودکان دیگر مشکل داشت، با متخصص اطفال صحبت کنید. ممکن است او برای رسیدن به سطح مناسب تنها به تلاش بیشتر و افزایش سن نیاز داشته باشد، ولی از سوی دیگر رشد نکردن مهارت‌های اجتماعی می‌تواند نشانه‌ی مشکلات دیگری هم باشد.

بچه‌هایی که مشکلات ذهنی مانند اوتیسم یا بیش‌فعالی دارند، ممکن است در روابط اجتماعی ضعیف باشند. یک پزشک مناسب می‌تواند با معاینه کردن فرزند شما تشخیص دهد که او برای کسب مهارت‌های اجتماعی نیاز به درمان دارد یا خیر.

منبع: Very Well Family

چه زمانی برای فرزند خود گوشی موبایل هوشمند تهیه کنیم؟


وب‌سایت یک‌پزشک – میثاق محمدی‌زاده: بسیاری از کودکان از همان سنین ۴ الی ۵ سالگی یک تبلت یا اسمارت‌فون می‌خواهند، ولی آیا آمادگی استفاده از این دستگاه‌ها را دارند؟ بچه‌ها در چه سنی باید مالک یک گوشی تلفن همراه باشند؟

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

گزارش جدید موسسه Common Sense Media که در حوزه فناوری‌ها و رسانه‌های کودکان فعالیت می‌کند؛ نشان می‌دهد بیش از نیمی از کودکان امریکایی در سن ۱۱ سالگی دارای اسمارت‌فون هستند. در سن ۱۲ سالگی، بیش از دو سوم بچه‌ها گوشی دارند و در سن ۱۴ سالگی به اندازه بزرگ‌سالان صاحب تلفن هوشمند هستند.

همچنین، این گزارش می‌گوید برخی از کودکان در سنین پایین‌تر صاحب اسمارت‌فون شدند. ۲۰ درصد بچه‌های دبستانی ۸ ساله در امریکا دارای تلفن همراه هستند.

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

نکته مهم اینجا است که وقتی فرزند شما می‌بیند تمام دوستان و هم‌سالان خود یک گوشی تلفن همراه دارند؛ خیلی سخت است از این خواسته چشم‌پوشی کند و برای شما هم سخت‌تر است که آرزویش را برآورده نکنید.

بنابراین، تفکر در سن مناسب دادن گوشی به کودک بسیار اهمیت دارد. اگرچه، تحقیقات زیادی در سال‌های اخیر روی این موضوع شده است و هریک از جنبه‌ای پیشنهاداتی دادند، ولی واقعیت این است که هیچ پاسخ درست و روشنی وجود ندارد.

شاید بهترین پاسخ این باشد که هر وقت والدین احساس کردند زمان مناسبی است که فرزندشان صاحب یک اسمارت‌فون باشد. فرزند شما باید نشانه‌هایی از خود بروز دهد که شایستگی و آمادگی نگهداری و استفاده از یک اسمارت‌فون را دارد.

فاکتور‌های تصمیم‌گیری

مسئولیت‌پذیری: آیا فرزند شما به سنی رسیده است که مسئولیت‌پذیر باشد؟ آیا ارزش پول، پس‌انداز، نگه‌داری از یک شی قیمتی و مدیریت خرید را می‌داند؟ آیا با مسئله خرید گوشی تلفن همراه عاقلانه برخورد می‌کند یا هنوز احساسات بچه‌گانه‌ای دارد؟ اگر این نشان‌ها را در فرزند خود می‌بینید؛ احتمالا زمان مناسبی است که به او یک اسمارت‌فون هدیه بدهید.

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

ایمنی: فرزند شما به تنهایی مدرسه می‌رود یا شما همراه او هستید؟ داشتن گوشی برای کودکان در برخی اوقات بیشتر یک نیاز است تا سرگرمی و بازی. برخی اوقات احساس می‌کنید باید یک گوشی در اختیارش قرار دهید تا همیشه با شما در ارتباط و تماس باشد.

بلوغ اجتماعی: فرزند شما با دوستان خود مهربان و با احترام است؟ آیا تصور درستی از کارکرد اینترنت دارد و اینکه وقتی چیزی روی آن قرار گرفت؛ دیگر پاک و حذف شدنی نیست؟ می‌تواند کنترلی روی روابط و فعالیت‌های خود در اینترنت داشته باشد؟ آیا می‌تواند چیز‌هایی که آزارش می‌دهند را روی اینترنت قرار ندهد؟ اثرات مخرب و ویران‌گر شبکه‌های اجتماعی برای کودکان و نوجوانان را در نظر داشته باشید و براین‌اساس زمانی کودک خود را وارد این شبکه‌ها کنید که کمترین آسیب را ببیند.

الگوی استفاده صحیح از تلفن هوشمند

با خرید و هدیه دادن یک اسمارت‌فون به فرزند، همه‌چیز تمام نمی‌شود. خواسته یا ناخواسته، کودک به دنبال تقلید و الگوبرداری از والدین برای استفاده از اسمارت‌فون است.

وقتی پدر و مادری تمام اوقات خود را با گوشی سپری می‌کنند و اصطلاحا در هیچ زمانی تلفن هوشمند خود را زمین نمی‌گذارند؛ نباید انتظار داشت فرزند آن‌ها فقط چند ساعت محدود با گوشی باشد.

اگر والدین خودشان در هنگام غذا خوردن، دورهمی‌ها، تماشای تلویزیون و رانندگی از گوشی استفاده نکنند؛ فرزند هم یاد می‌گیرد چگونه روابط خود با گوشی را تنظیم کند و به سوی رفتار‌های سالم مشابهی برود.

پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است از چه زمانی برای فرزند گوشی موبایل هوشمند تهیه کنند؟

والدین باید درباره محدودیت‌های استفاده از گوشی، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی با فرزندان خود صحبت کنند و در عمل قوانین و مقرراتی وضع کرده و سعی کنند آن را اجرا نمایند.

باید به کودکان درباره مضرات صفحه‌نمایش‌ها اطلاعاتی داد. باید آن‌ها را آموزش داد چگونه درست از اینترنت استفاده کرده و دنبال کنجکاوی‌های خود باشند. نمی‌توان مانع از کنجکاوی و هیجان کودک در استفاده از اینترنت و انواع ابزار‌هایی مانند پیام‌رسان‌ها شد، ولی می‌توان آن را درست و به سویی مطمئن هدایت کرد که سازنده و مفید باشد.

این کار هم مستلزم هوشمندی والدین و وقت گذاشتن برای کودک است. متاسفانه، برخی از والدین برای دور کردن فرزند از خودشان و راحتی بیشتر سراغ دادن اسمارت‌فون به او می‌روند!

زندگی خود را با آنچه در اینستاگرام می‌بینید، مقایسه نکنید


برترین‌ها: با فراگیر شدن رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های مجازی که تمام روز و شب زندگی ما را فراگرفته، به سختی می‌توانیم در زندگی دوستان و اقوام (و حتی غریبه‌ها!) سرک نکشیم!

مخصوصا وقتی پای روابط به میان می‌آید، با وجود اینکه می‌دانیم مقایسه کردن زندگی و روابط و آدم‌ها با دیگران اصلا کار درستی نیست (و حتی می‌تواند رفتاری سمی باشد!) باز هم ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهیم.

انقلاب تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی، باعث شده آدم‌ها به راحتی با هم ارتباط برقرار کنند و آشنا شوند، اما در عوض، زمینه‌ای فراهم شده که افراد، یکدیگر را با جزئیات زندگی، روابط شان با همسر و نامزد و دوستان و … و اتفاقات جورواجور زندگی خود بمباران کنند.

زندگی‌تان را با آنچه در اینستاگرام می‌بینید مقایسه می‌کنید؟!

تقریبا تمام جنبه‌های روابط یک نفر با همسر یا نامزدش در شبکه‌های مجازی فریاد زده می‌شود تا به همه ثابت شود که این رابطه، کامل و ایده آل و خواستنی و رویایی است! اگر بخواهیم روراست باشیم باید قبول کنیم گاهی واقعا به سختی می‌توانیم خودمان را از این چرخه‌ی فراگیر و مُد روز کنار بکشیم و حتی شاید احساس کنیم به شدت گرفتار شده‌ایم و راه فراری هم نداریم! و مطمئنا یکی از بدترین تبعات گرفتار شدن در این چرخه‌ی همگانی، مقایسه کردن است.

نگاه کردن به زندگی از پشت لنز‌های رسانه‌های اجتماعی باعث می‌شود هر آنچه که می‌بینیم فیلتر شده باشد، و این احساس را به ما بدهد که هر چه که هستیم و هر آنچه که داریم، کافی نیست یا باید بیشتر داشته باشیم و بهتر و کامل‌تر باشیم.

گویی از زندگی عقب افتاده‌ایم و دیگران به چیز‌هایی رسیده‌اند که ما هنوز نرسیده‌ایم. حالا تصور کنید کسی که مدام احساس می‌کند چیزی کم دارد چگونه می‌تواند از زندگی‌اش لذت ببرد و به حس رضایت برسد؟

در ادامه با ما همراه باشید تا به شما بگوییم چرا نباید زندگی و رابطه‌ی خود را با زندگی و رابطه‌ی دیگران مقایسه کنید و بهتر است هر چه زودتر این عادت سمی را کنار بگذارید. به گفته‌ی کارشناسان، شما با مقایسه‌ی زندگی زناشویی، رابطه و همسر خود با دیگران:

خشمگین و ناراضی خواهید بود

دیر یا زود از دست همسرتان ناراحت و عصبانی خواهید شد، زیرا چیز‌هایی که در تصاویر به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های مجازی می‌بینید به نظرتان خیلی از قشنگ‌تر و ایده آل‌تر از آنچه در زندگی شما جریان دارد هستند، حتی پست‌هایی که ربطی به رابطه‌ی شما ندارند.

مشکلات خاصی که ممکن است بر رابطه‌ی شما و همسرتان اثر بگذارند شامل این موارد می‌شوند: از دست همسرتان شاکی و عصبانی می‌شوید که چرا شبیه آنچه در تصاویر می‌بینید نیست یا رفتار نمی‌کند.

شما با توجه کردن به آنچه دیگران از زندگی خود به نمایش می‌گذارند، نه تنها بی‌دلیل نسبت به همسرتان حس بدی پیدا می‌کنید بلکه به جای اینکه در لحظه در کنار همسرتان باشید و از بودن در کنارش لذت ببرید، به مقایسه‌ی او با دیگران مشغول می‌شوید و نتیجه‌ی این مقایسه خوشایند نیست.

قدر چیز‌هایی که دارید را نخواهید دانست

در شبکه‌های مجازی و رسانه‌های اجتماعی معمولا فقط «خوبی»‌ها و «زیبایی»‌های زندگی دیگران به اشتراک گذاشته می‌شود و به ندرت از چالش‌های و سختی‌هایی گفته می‌شود که همه‌ی افراد به طور طبیعی در زندگی خود با آن‌ها روبرو هستند.

در نتیجه، مقایسه کردن رابطه‌ی زناشویی‌تان با تصاویری دستکاری شده و تحریف شده از روابط دیگران (واز همه مهمتر، تصاویر کاملا انتخاب شده!) می‌تواند نگاه‌تان را به رابطه‌ی خودتان تغییر بدهد. شما نسبت به هر آنچه که دارید بی‌تفاوت خواهید شد و نمی‌توانید درک کنید کوچک‌ترین نعمت‌هایی که در زندگی‌تان دارید چقدر باارزش‌اند، چون سرگرم شمردن نداشته‌های‌تان (که دیگران دارند!) هستید.

این نارضایتی فقط از درون آزارتان نمی‌دهد، بلکه بر شیوه‌ی تعامل با همسرتان نیز اثر می‌گذارد. بدون تردید همسر شما نیز احساس ناامنی و بی‌اعتمادی و تهدید می‌کند و شاید تعجب کند چرا تغییر رفتار داده‌اید.

زندگی‌تان را با آنچه در اینستاگرام می‌بینید مقایسه می‌کنید؟!

توقعات غیرواقعی در شما ایجاد خواهد شد

هیچکس کامل نیست و چیزی به عنوان «همسر کامل و ایده آل» هم وجود ندارد. اما از آنجایی که رسانه‌های اجتماعی فقط امتیازات و خوبی‌های زندگی یک نفر را به نمایش می‌گذارند، شما ناخودآگاه در ذهن خود، رویای یک همسر کامل و بی‌عیب را پرورش می‌دهید که در دنیای واقعی وجود ندارد و متاسفانه خیلی از افراد در این خیالات غرق می‌شوند و نمی‌توانند به دنیای واقعی با تمام کم و کاستی‌هایش برگردند.

رسانه‌های اجتماعی، توقعات غیرواقعی و دور از دسترس در شما ایجاد می‌کنند و شما هم طبق همان معیار‌ها به دنبال یک شریک زندگی رویایی، فرصت‌های واقعی و زیبای زندگی‌تان را از دست خواهید داد.

بی‌دلیل احساس حسادت و نارضایتی خواهید کرد

گفتیم که طبق آنچه در تصاویر می‌بینید، معیارهای‌تان را شکل می‌دهید و ناخوداگاه از همسر خود انتظاراتی دارید که اگر برآورده نشوند (و معمولا هم برآورده شدنی نیستند!)، از دست همسرتان عصبانی و ناراضی خواهید بود، در حالی که واقعا دلیلی برای این حس بد وجود ندارد و او کاری نکرده است که سبب خشم شما شود.

فرض کنید همسر شما، در شب تولدتان شما را غافلگیر می‌کند و لحظات و خاطرات به یاد ماندنی و شیرین برای‌تان می‌سازد. آخر شب، گوشی‌تان را دست‌تان می‌گیرید و در اینستاگرام تصاویری از یک جشن تولد دیگر را می‌بینید که همسر یک نفر دیگر برای او هدیه‌های گرانقیمت‌تر از هدیه‌هایی که شما دریافت کرده‌اید خریده است یا او را به رستورانی برده است که لاکچری‌تر و معروف‌تر است. بقیه‌ی ماجرا با خودتان!

بدین ترتیب اجازه می‌دهید لذتی که در رابطه‌ی شما و همسرتان وجود دارد به راحتی تحت تاثیر معیار‌ها و نُرم‌های دیگران قرار بگیرد و آنچه واقعی و ملموس است (زندگی و رابطه‌ی خودتان) با آنچه ممکن است غیرواقعی و تحریف شده باشد (زندگی و رابطه‌ی دیگران) مقایسه و قضاوت شود.

فراموش نکنید که چیزی تحت عنوان «استاندارد»، «ایده آل» و یا «نرمال» در رابطه‌ها وجود ندارد و همه چیزی بستگی به شما و همسرتان و شرایط خاص زندگی‌تان دارد.

ممکن است دوستان‌تان را از خود دور و دلسرد کنید

اگر مدام گوشی به دست مشغول سرک کشیدن در زندگی فلان زوج باشید و هر لحظه از چند و، چون رابطه و تفریحات آن‌ها خبر کسب کنید یا حتی بدتر؛ مکررا پیش دوستان و خانواده در مورد این افراد حرف بزنید و کنجکاوی و حسادت خود را بروز دهید، همین آدم‌هایی که دوست‌تان دارند و در کنارتان زندگی می‌کنند از شما دور و دورتر خواهند شد.

به هر حال هیچکس دوست ندارد پیش کسی باشد که مدام از زندگی دیگران حرف می‌زند و در حال مقایسه و حسادت کردن است. حتی اگر شما با کسی رابطه رمانتیک هم داشته باشید، نمی‌توانید مدام از مشکلات ناله کنید و در مورد کاستی‌های‌تان حرف بزنید، چون با این کارتان او را از خودتان دور و دلسرد و دلزده می‌کنید.

زندگی‌تان را با آنچه در اینستاگرام می‌بینید مقایسه می‌کنید؟!

کم کم طرز فکرتان غیرمنطقی می‌شود

از آنجایی که در رسانه‌های اجتماعی، جنبه‌های منفی زندگی افراد معمولا فیلتر و سانسور می‌شود و فقط خوبی‌ها و قشنگی‌ها به نمایش گذاشته می‌شود، شاید شما کم کم تصور کنید دنیا کلا همینطور است و همه چیز خوب و آرام و زیبا پیش می‌رود و این طرز فکر می‌تواند بینهایت ناسالم و صدمه زننده باشد.

مغز ما عاشق قطعیت است و تمایل دارد در فاز «یا همه چیز یا هیچ چیز» عمل کند. شما عکس‌های عاشقانه و شاد زوجی را در اینستاگرام می‌بینید و مغزتان تصور می‌کند این زوج، هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز همین اندازه خوشبخت و شاد و آرام و بی‌دغدغه‌اند. سپس رابطه‌ی خود را منفی ارزیابی می‌کنید، زیرا مثلا همین دو ساعت پیش با همسرتان بگومگو کرده‌اید.

ارتباط شما با همسرتان افت می‌کند

رسانه‌های اجتماعی می‌توانند شما را افسرده و ناامید کنند، زیرا توقعات غیرواقعی، حسادت‌های بی‌دلیل و قضاوت‌های غیرمنصفانه همه و همه باعث می‌شوند شما از همسرتان فاصله بگیرید و دور شوید و حتی بیشتر با هم مشاجره کنید.

به عبارتی دیگر، شما با نگاه تحقیرآمیز نسبت به همسرتان، تمایل کمتری به ارتباط با او پیدا می‌کنید و کمرنگ‌تر شدن ارتباط صمیمی و سالم، همیشه مشکلات و پیامد‌هایی با خود دارد.

حتما بار‌ها شنیده‌اید که ارتباط موثر، کلید یک رابطه‌ی شاد و سالم است که رضایت هر دو طرف را در این رابطه تامین می‌کند. اغلب اوقات، مشکلات در رابطه در واقع ناشی از عدم ارتباط هستند!

زندگی‌تان را با آنچه در اینستاگرام می‌بینید مقایسه می‌کنید؟!

در یک رابطه دو نفر باید بتوانند به راحتی و در فرصت‌های مناسب به دور از استرس و عجله، با هم در مورد احساسات، انتظارات و دلخوری‌های‌شان حرف بزنند، بدون اینکه به هم بی‌احترامی یا توهین کنند و همدیگر را سرزنش نمایند.

اجازه ندهید باور‌ها و ارزش‌های فردی‌تان دستخوش پیام‌هایی بشود که از رسانه‌های اجتماعی و زندگی دیگران دریافت می‌کنید. بد نیست گاهی از این فضای مجازی فاصله بگیرید و واقعیت‌ها را با چشمان خودتان و از زاویه دید خودتان ببینید.

با این کار هم باور‌های شخصی‌تان را پرورش می‌دهید و هم فرصت بیشتری برای بودن در کنار عزیزان‌تان دارید که شما را با تمام عیب‌ها و کمبودهای‌تان دوست دارند.

ضمنا مدام به خودتان یادآوری کنید که آنچه در رسانه‌های اجتماعی می‌بینید، لزوما واقعیت ندارد و چیزی است که یک نفر دیگر انتخاب کرده و تصمیم گرفته به شما نشان بدهد. قدر داشته‌ها و عزیزان خود را بدانید و با قیاس و قضاوت، کام‌تان را تلخ نکنید.

منبع: bustle

کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟


برترین‌ها: آیا کسی را می‌شناسید که شخصیت کمال گرا داشته باشد؟ شاید از رفتار‌هایی که دارد تشخیص داده باشید که کمال گراست. افرادی که دارای شخصیت کمال گرا هستند لزوما نگاه مثبتی به خود ندارند. البته این موضوع تا حدودی بستگی به این دارد که فرد، کمال گرای سازگار باشد یا کمال گرای ناسازگار که از نظر رفتاری با هم متفاوتند.

کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

بعضی از کمال گرا‌ها به خوبی می‌توانند طبق استاندارد‌ها پیش بروند، اما خیلی از این تیپ‌های شخصیتی اینگونه نیستند. بسیاری از کمال گرا‌ها دارای عملکرد و دست آورد‌های ضعیفی هستند که عجیب به نظر می‌رسد. ما انتظار داریم همه‌ی کمال گرا‌ها در تحصیل و کار و ورزش بسیار خوب عمل کنند، اما در برخی موارد واقعا ضعیف عمل می‌کنند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ موفقیت خود را نابود می‌کنند.

بیشتر آدم‌ها کم و بیش تلاش می‌کنند بهترین کار‌هایی که از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. خیلی‌ها با مشکلاتی در زندگی درگیرند که مانع این می‌شود آن اندازه که می‌خواهند خوب و درست عمل کنند. برای یک شخصیت کمال گرا، بهترین بودن تنها راه است، بنابراین با این نگرش و طرز فکر، کمال گرا می‌تواند طی پروسه‌ی تلاش برای بهترین بودن، خودش را نابود کند.

کمال گرا‌ها با چه رفتار‌هایی به خود آسیب می‌زنند؟

تعلل کردن

عجیب به نظر می‌رسد، اما برخی از افراد تعمدا امروز و فردا می‌کنند، زیرا عقیده دارند اگر تحت فشار باشند کامل‌ترند. هرچند این شیوه گاهی جواب می‌دهد، اما در سایر مواقع راهی است به سمت ناموفقیت و افت خلاقیت؛ یعنی درست همان چیزی که بیشتر افراد فکر می‌کنند.

تا آخرین لحظه صبر کردن و امروز و فردا کردن همه‌ی کمال گرا‌ها را به موفقیت نمی‌رساند و آن‌ها بالاخره متوجه رفتار آسیب زننده‌ی خود می‌شوند.

پنهان کردن اشتباهات

خیلی از افراد کمال گرا کارشان را از ترس طرد شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن از دیگران مخفی می‌کنند. این رفتار مانع می‌شود که درس‌های ارزشمند زندگی را یاد بگیرند و رشد کنند. در پایان، تنها چیزی که برایشان می‌ماند چیزی است که تصور می‌کردند درست و کامل است، اما به شکست منتهی شده است.

به اتمام نرساندن کار‌ها

اگر نگاهی به ورزشکاران بیندازید خیلی از آن‌ها را می‌بینید که شخصیت‌های کمال گرا دارند، سالهاست تمرین می‌کنند و به دست آورد‌های بسیار خوبی نیز در عملکرد خود می‌رسند، اما ناگهان همه چیز را کنار می‌گذارند. چرا این افراد در اوج عملکرد خود ناگهان همه چیز را رها می‌کنند؟ زیرا از «شکست» می‌ترسند.

ترس باعث رفتار‌های ناسالم از جمله نیمه کاره رها کردن کار‌ها می‌شود، در نتیجه تلاش‌ها بی‌نتیجه می‌مانند. موضوع این است که اگر این افراد به تلاش‌های خود ادامه دهند، در آینده موفق خواهند شد، اما هرگز این را نمی‌دانند و برای همین همه چیز را خراب می‌کنند.

توقعات غیرواقعی

کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

اینطور تصور کنید که دو نفر باهم رابطه‌ای برقرار می‌کنند که در آن توقعات زیادی از هم دارند. برای آن‌ها استاندارد‌ها مهم نیست و فقط به این توجه دارند که انتظارات غیرواقعی و عجیب از هم داشته باشند و چنین کاری کاملا اشتباه است. مثلا شخصیت کمال گرا از همسر خود انتظار دارد کامل و بی‌عیب باشد و وقتی چنین چیزی نمی‌بیند (طبیعتا انتظار او برآورده نمی‌شود)، مشکلات شروع می‌شوند. وارد رابطه‌ای شدن و توقعات غیرواقعی داشتن قطعا رفتاری آسیب زننده است.

اجتناب از همه چیز

یک کمال گرا گاهی به این نتیجه می‌رسد که اگر اصلا هیچ کاری نکند، شکست هم نخواهد خورد. بله البته شکست هم نخواهد خورد، زیرا چیزی وجود ندارد که برسرآن رقابت کند و ببازد، اما هیچ لذت و شادی هم وجود ندارد. کمال گرا‌ها به ندرت تصمیم می‌گیرند از یکنواختی خارج شوند و همین باعث می‌شود خیلی از شانس‌ها و فرصت‌ها را از دست بدهند. از همه چیز اجتناب کردن در نهایت موجب اضطراب و افسردگی می‌شود، زیرا فرد کمال گرا تحت فشار‌های زیادی قرار می‌گیرد.

اگر پدر و مادرتان شما را طبق شخصیت کمال گرا بارآورده باشند، تقصیر شما نیست. متاسفانه چنین رفتار‌هایی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کنند و شما کسی خواهید بود که همه چیز را کامل می‌خواهید و این چیزی نیست که امکانپذیر باشد.

هیچ چیزی همیشه کامل نیست و بیشتر اوقات نمی‌توانید به چیزی که می‌خواهید برسید. تغییر چنین طرز فکری کار سختی است، زیرا والدین شما این سیستم فکری را به شما القاء کرده‌اند و شما یک کمال گرا شده‌اید.

بیش از اندازه تمیز و منظم بودن

نیازی به توضیح نیست که کمال گرا‌ها تمام مدت به تمیزی و نظم در زندگی خود اهمیت می‌دهند. خانه‌های آن‌ها معمولا همیشه تمیز و مرتب است و همه‌ی کارهای‌شان طبق نظم پیش می‌رود و رفتار‌هایی دارند که مشابه رفتار‌های افراد وسواسی است. جنبه‌ی آسیب زننده‌ی چنین رفتار‌هایی این است که هرچند همه چیز این افراد روی نظم و انضباط است، اما خیلی از فرصت‌ها را از دست می‌دهند و دقت و تمرکز بیش از حدشان روی مسائل، خیلی وقت‌ها لذت‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند.

چرا کمال گرایی حتی می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه ضعف باشد؟

یک کمال گرا هرگز دوست ندارد کاری را انجام دهد که ممکن است در آن نتواند عالی باشد، بنابراین همانطور که گفتیم ممکن است سال‌های بگذرد و دست به هیچ کاری نزند و همواره در انتظار ایده آل شدن شرایط به سر ببرد که در اغلب موارد فقط در خیالات امکانپذیر است.

یک کمال گرا بدون اینکه بداند تمام وقت و انرژی خود را صرف چیزی می‌کند که ممکن است اشتباه یا صرفا جزئیاتی بی‌ارزش باشد. فرد کمال گرا، فرصت ِ برقراری رابطه با افراد جدید و جالب، لذت بردن از هیجانات و غیرمنتظره‌ها و … را از دست می‌دهد، چون ذهن و وجودش همواره درگیر مسائلی است که نسبت به آن‌ها وسواس پیدا کرده و نتیجه‌ای هم نمی‌دهد.

کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

یک کمال گرا هرگز موفقیت‌هایش را جشن نمی‌گیرد و بابت‌شان خوشحالی نمی‌کند، چون انگار از هیچ چیزی راضی نمی‌شود و درک نمی‌کند که حتما کار درستی انجام داده و به اندازه تلاش کرده که موفق شده است. او بیش از اندازه از خود انتظار دارد و موفقیت خودش هم به چشمش نمی‌آید. افراد کمال گرا معمولا در یک ناامیدی مزمن به سر می‌برند و برای همین بسیار مستعد افسردگی‌اند.

افراد کمال گرا معمولا مورد علاقه‌ی دیگران نیستند و کمتر کسی جذب‌شان می‌شود. بیشتر استاندارد‌ها و اصولی که کمال گرا‌ها به آن‌ها پایبندند مورد تمسخر دیگران است. اطرافیان یک کمال گرا این را تجربه می‌کنند که اگر ذره‌ای طبق اصول او رفتار نکنند، مورد خشم و سرزنش قرار می‌گیرند. چه کسی دوست دارد چنین ارتباطی را ادامه بدهد؟!

چگونه می‌توان این رفتار‌ها را متوقف کرد؟

دست از رفتار‌های آسیب زننده برداشتن وقتی که از شخصیت کمال گرایانه ناشی می‌شود بسیار سخت است. اگر اینگونه بزرگ شده باشید، نیاز دارید مکررا به خودتان یادآوری کنید که زندگی خیلی بیشتر از وسواس به خرج دادن برای کامل بودن است. اشتباهات وجود دارند و باید باشند تا بتوانیم از زندگی درس‌های ارزشمند بگیریم.

اگر ترس از شکست دارید باید خودتان را وادار کنید که به جلو پیش بروید و شانس‌های جدید را امتحان کنید. شما چه قوی و موفق بمانید و چه شکست بخورید و به هدف نرسید، همیشه فرصتی برای شروع دوباره وجود دارد.

امروز و فردا نکنید و سعی کنید هر کاری را در اولین فرصت ممکن انجام دهید. در روابط تان نیز سخت نگیرید و درک کنید که هیچکس کامل نیست، حتی شما. اگر برای شکستن چرخه معیوب زندگی‌تان به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، افرادی هستند که می‌توانند کمک‌تان کنند. آن‌هایی که شخصیت کمال گرا دارند در واقع دچار یک اختلال شخصیتی هستند و اگر نتوانند به خودشان کمکی بکنند باید کمک حرفه‌ای دریافت کنند.

منابع: learning-mind، themuse

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟


برترین‌ها: با تمام شدن تابستان و شروع مدارس، ترس و استرس بسیاری از کودکان برای رفتن به مدرسه نیز آغاز شده است. اما با چند راهکار می‌توانید استرس و اضطراب فرزند خود را تا حد زیادی کاهش دهید. اینکه آیا اولین بار است که فرزند شما به مدرسه می‌رود یا چند سال از تحصیل او می‌گذرد، فرقی ندارد. با روش‌های ما، می‌توانید هر کودکی را به مدرسه علاقه‌مند کنید.

در پیدا کردن دوست به او کمک کنید

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟

بچه‌ها با دیدن دوستان خود، بیشتر از محیط لذت خواهند برد. آن‌ها معمولا برای دیدن دوستان شان لحظه شماری می‌کنند و به این طریق، با آغوش باز به سوی مدرسسه خواهند رفت. اگر فرزند شما در مدرسه دوستی ندارد، با هماهنگی والدین تعدادی از همکلاسی‌های او، آن‌ها را برای بازی به منزل خود دعوت کرده یا به یک پارک یا شهربازی ببرید.

بگذارید در فعالیت‌های مختلف شرکت کند

ببینید در مدرسه فرزند شما چه فعالیت‌هایی وجود دارد؛ برای مثال آیا تیم ورزشی خاصی دارند یا فعالیت‌های خاصی مثل اجرای سرود‌های گروهی انجام می‌دهند؟ اگر چنین فعالیت‌های شاد و مفرح و هیجانی در مدرسه کودک شما وجود دارد، او را به پیوستن در این گروه‌ها تشویق کنید. فقط توجه داشته باشید که این فعالیت‌ها را با توجه به علایق او انتخاب کنید تا باعث ایجاد انگیزه‌ای برایش شود.

وقت شناس باشید

اگر کودک خود را دیرتر از زمان مشخص به مدرسه بروید ممکن است احساس ناخوشایندی به او دست دهد. چراکه احتمالا اینگونه نخواهد توانست به کودکانی که قبل از شروع کلاس در حال بازی کردن هستند، بپیوندد و در نهایت، احساس تنهایی خواهد کرد. به خصوص برای کودکانی که خجالتی و مضطرب هستند، سعی کنید همیشه و خصوصا در روز‌های اولی سال تحصیلی، زودتر و به موقع به مدرسه برسند. اگر صبح‌ها نمی‌توانید به موقع از خواب بیدار شوید، یا چاره‌ای برای خواب خود بیاندیشید و یا او را با سرویس به مدرسه بفرستید.

خودتان را شریک کنید

به صورت داوطلبانه در جلسات مدرسه یا هر چیز دیگری که به شما مربوط می‌شود شرکت کنید. اگر می‌توانید به انجمن اولیا پیوسته و به این طریق، بیشتر در مدرسه رفت و آمد کنید تا اعتماد به نفس فرزند شما تا حدودی افزایش پیدا کند. همچنین در انجام تکالیف کارگاهی فرزندتان، مثل درست کردن کاردستی و روزنامه دیواری با او مشارکت کنید و به او روحیه دهید.

در مورد مدرسه از او سوال کنید

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟

با سوال کردن در مورد مدرسه فرزندتان و نشان دادن شوق و اشتیاق خود برای شنیدن حرف‌های او، می‌توانید فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنید. ممکن است اگر از فرزند خود سال کنید “امروز مدرسه چطور بود؟ ” پاسخ دهد “خوب بود”. در این صورت باید سعی کنید از او سوال‌های ریزتری بپرسید. مثلا بگویید “امروز زنگ تفریح چه کار کردی؟ ” یا “امروز اتفاق خنده داری افتاد؟ ” به این طریق، صحبت را با او آغاز خواهید کرد.

به فرزند خود گوش دهید

اگر فرزند شما از اتفاق یا مشکلی در مدرسه ناراحت است، به او گوش دهید. حتی اگر فکر می‌کنید مشکل او بسیار کوچک یا بچه گانه است باز هم به او گوش دهید و به تجربیات اولیه او از مدرسه احترام بگذارید. اگر احساس کردید ناراحتی و مشکلی در مدرسه دارد، حتما با او صحبت کنید و به آن‌ها بگویید که همیشه از او پشتیبانی می‌کنید. مثلا به او بگویید “من به تازگی حس می‌کنم در مدرسه مشکلی داری. چه شده؟ “

یک نگرش مثبت در مورد مدرسه برای او ایجاد کنید

اگر در مورد مسائل مربوط به مدرسه مثل ریاضی، نوشتن انشاء یا هر چیز دیگری از خودتان عکس العمل منفی نشان دهید، کودک شما هم از شما تقلید خواهد کرد. در عوض سعی کنید حتی به صورت غیر مستقیم از مزایای مدرسه و سواد آموزی صحبت کنید و نگرش مثبتی در او ایجاد کنید. از خاطرات خوب و مثبت دوران مدرسه خود تعریف کنید و رفتن به مدرسه را برای او یک امتیاز نشان دهید. اگر هنوز سواد ندارد، برای او کتاب‌های جذاب بخوانید و به او وعده دهید که با رفتن به مدرسه او نیز خواهد توانست از این کتاب‌ها بخواند.

با کودکان زورگو برخورد کنید

اگر فرزند شما توسط دانش آموز زورگو یا قلدری در مدرسه اذیت و آزار می‌شود، حتما به این مسئله رسیدگی کنید. این موضوع می‌تواند تاثیرات منفی در روح و روان فرزند شما بگذارد. در این باره با معلم، معاون یا حتی والدین آن کودک صحبت کنید و به هیچ عنوان اجازه ندهید به فرزند شما زور بگویند و اعتماد به نفس او را زیر سوال ببرند. از طرف دیگر سعی کنید با فرزند خود همدلی کنید و به آن‌ها قول دهید که پشتیبان او خواهید بود.

مشکلات یادگیری او را برطرف کنید

چگونه فرزند خود را به مدرسه علاقه‌مند کنیم؟

اگر فرزند شما درک سختی در فهم مفاهیم دارد یا مشکل تمرکزی خاصی دارد، ممکن است لازم باشد تا این مشکلات را برطرف کنید. با معلم فرزند خود، در مورد مشکلاتی که حس می‌کنید دارد صحبت کنید و از آن‌ها بپرسید که آیا در مدرسه هم این مشکلات را دارد یا خیر. اگر این موضوع ادامه پیدا کرد، از یک مشاور کمک بگیرید. عدم درک کامل مفاهیم درسی باعث می‌شود تا او هرچه بیشتر از درس و مدرسه بیزار شود.

فضای مناسبی برای درس خواندن فراهم کنید

هنگامی که فرزند شما در حال انجام تکالیف مدرسه است، برای او محیطی آرام با انرژی مثبت فراهم کنید. سعی کنید تلویزیون را خاموش کنید تا هیچ چیز نتواند حواس او را از موضوع اصلی دور کند. برای مثال، اگر فرزند شما در هنگام انجام تکالیف مدرسه صدای تلویزیون را بشنود که دارد برنامه مورد علاقه او را پخش می‌کند، بدون هیچ تمرکزی تکالیفش را انجام خواهد داد و فقط به دنبال تمام شدن آن خواهد بود. با ادامه این سیکل، فرزند شما از مدرسه وکار‌های مربوط به آن زده خواهد شد.

سخن آخر

سعی کنید محیط مدرسه را برای فرزند خود آرام کنید و به او نگرشی دهید که به مدرسه به شکل تفریح نگاه کند. در پیدا کردن دوست او را یاری کنید و از خاطرات شیرین دوران مدرسه خود برایش تعریف کنید. در نهایت سعی کنید فشار زیادی روی او وارد نکرده و با او دوست و همقدم و همدل باشید. سعی کنید همیشه حس کند که پشتیبان خوبی مثل شما دارد.

چرا افراد از شغل خود دست می‌کشند؟


برترین‌ها: دلایل شغلی و حرفه‌ای بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد چرا اغلب شرکت‌ها باید نیروی انسانی خود را در قالب افراد دور کار مدیریت کنند. گذشته از آنکه دورکاری در آینده بسیاری از شغل‌ها و حرفه‌ها دیده می‌شود، این نوع فعالیت باعث افزایش سلامت ذهنی کارمندان می‌شود، استرس آن‌ها را کاهش می‌دهد و بهره‌مندی‌شان را افزایش می‌دهد.

در همین راستا مطالعه‌ای در وب‌سایت Flexjobs انجام گرفت. در این مطالعه بیش از ۷۳۰۰ فرد مورد مطالعه قرار گرفتند و از آن‌ها خواسته شد تا به این سؤال پاسخ دهند: انعطاف‌پذیری در محل کار (یا نبود آن) به چه اندازه بر انتخاب شغل، ماندن در آن حرفه یا ترک شرکت مورد نظر تأثیر می‌گذارد؟

چرا افراد شرکت و محل کار خود را ترک می‌کنند؟

چرا افراد از شغل خود دست می‌کشند؟

بر اساس گزارش منتشر شده از این مطالعه، آماری به دست آمده است که می‌تواند پاسخ بسیاری از سؤالات در مورد علت ترک شغل افراد را در آن‌ها پیدا کرد:

«۳۰ درصد از افراد پاسخ دهنده اعلام کرده‌اند به این دلیل از محل کار خود دست کشیده‌اند که از طرف آن حرفه گزینه‌های کاری انعطاف‌پذیر به آن‌ها پیشنهاد نشده است.»

دلیل کلی ترک محل کار در چند کلمه کلی تعریف می‌شود: گزینه کاری انعطاف‌پذیری وجود ندارد.

این آمار تقریباً یک سوم کارمندان را در بر می‌گیرد و آن‌ها محل کار خود را به این دلیل ترک کرده‌اند که کارفرما نتوانسته است خود را با نیاز‌های تغییر یافته افرادی سازگار کند که آزادی و ادغام زندگی کاری را خواهان بوده‌اند.

بر اساس گزارش Flexjobs، اکنون چهار دلیل گزارش شده وجود دارد که نشان می‌دهد چرا افراد به دنبال شغل انعطاف‌پذیر می‌گردند و به تصمیم‌گیرندگان فشار وارد می‌کنند تا سیاست‌های کاری خود را به سمت برنامه‌ریزی منعطف‌تر تغییر دهند:

• تعادل زندگی کاری (۷۵ درصد)

• خانواده (۴۵ درصد)

• صرفه‌جویی در زمان (۴۲ درصد)

• استرس رفت و آمد (۴۱ درصد)

چرا افراد از شغل خود دست می‌کشند؟

نتایج دیگری نیز در این بین وجود دارد که به شرح زیر است:

• ۱۶ درصد کارمندان به دلیل مشکلات انعطاف‌پذیری در جستجوی شغل و کار جدید هستند.

• ۸۰ درصد افراد ذکر کرده‌اند که اگر گزینه‌های کاری منعطف‌تری داشته باشند، وفاداری بیشتری نسبت به کارفرمای خود نشان می‌دهند.

• ۷۳ درصد افراد تعادل زندگی کاری را به عنوان یکی از مهم‌ترین عواملی ذکر کرده‌اند که در هنگام ارزیابی آینده کاری مد نظر قرار می‌گیرد. این مورد شامل افزایش رتبه بیمه درمانی، زمان تعطیلات و مزایای دیگر می‌شود.

مزایای کاری این روش کار برای کارفرما چیست؟

هر شرکتی فارغ از ابعادی که دارد، زمانی که در اتاق جلسه در مورد آینده کاری از افراد مصاحبه‌شونده سؤال می‌پرسد، با واقعیت سختی روبرو می‌شوند. بر اساس پیش‌بینی انجام شده با ورود افراد جوان و خبره در ارتباط با اینترنت به بازار کار، دورکاری مرسوم خواهد شد. در حقیقت در سال ۲۰۲۸، ۷۳ درصد همه گروه‌های کاری نیروی دور کار خواهند داشت.
زمانی که نیروی کار توزیع شده افزایش پیدا می‌کند و کارکنان سعی دارند زمان کمتری را در محل کار سپری کنند، تصمیم‌گیرندگان و افراد ارشد منابع انسانی باید به فکر انعطاف‌پذیری بیشتر در محیط کاری خود باشند. بر اساس گزارش Flexjobs ۵ دلیل قانع‌کننده برای این منظور وجود دارد:

۱. حفظ پرسنل

۸۰ درصد از شرکت‌کنندگان در مطالعه اظهار داشتند اگر گزینه‌های کاری منعطف‌تری در برابرشان قرار گیرد، به کارفرمایان خون وفادارتر خواهند بود (بیش از ۷۵ درصد در سال ۲۰۱۸).

چرا افراد از شغل خود دست می‌کشند؟

۲. کاهش هزینه‌ها

۲۵ درصد از افراد مورد مطالعه گفته‌اند ۱۰.۲۰ درصد دستمزد خود را کاهش می‌دهند، ۲۱ درصد آن‌ها زمان تعطیلات خود را می‌بخشند و ۱۶ درصد اذعان داشته‌اند که از سهمیه بازنشستگی تطبیق کارفرمایان انصراف می‌دهند.

۳. بهره‌وری

۶۵ درصد از شرکت‌کنندگان تصور می‌کنند کار کردن از محیط خانه نسبت به کار در محیط سنتی دفتری باعث بهره‌وری بیشترشان می‌شود چرا که حواس‌پرتی‌ها کمتر می‌شود (۷۴ درصد)، وقفه‌هایی به وجود آمده از طرف همکاران کاهش می‌یابد (۷۲ درصد)، استرس رفت و آمد کم می‌شود (۷۰ درصد) و سیاست‌های کاری دفتری کاهش می‌یابد (۶۴ درصد).

۴. تحصیلات و تجربه

کار با انعطاف‌پذیری بیشتر موجب دسترسی به کارمندان با تحصیلات بالاتر و با تجربه‌تر می‌شود. ۷۸ درصد افراد شرکت‌کننده دارای حداقل مدرک دانشگاهی هستند، ۶۹ درصد آن‌ها حداقل مدرک لیسانس دارند و ۲۸ درصد از دانشگاه فارغ تحصیل شده‌اند. در رابطه با تخصص هم ۳۳ درصد آن‌ها مدیر یا دارای سطح کاری بالاتر هستند.

۵. استراتژی استخدام

۹۷ درصد شرکت‌کنندگان علاقه‌مند هستند کارمندانی منعطفی باشند که برای طولانی‌مدت با شرکت فعالیت می‌کنند. پیشنهاد گزینه‌های کاری انعطاف‌پذیر می‌تواند به جذب متخصص‌های تحصیل‌کرده با تجربه کاری در زمینه‌های متنوع کمک کند.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛ لطفاً به سنِ خود دقت کنید!


برترین‌ها: تیپ و استایل و توجه به پوشش همواره از اصلی‌ترین نکات شخصیتی و از ویژگی‌های بارز سلبریتی‌ها و چهره‌های شناخته شده در هر جامعه‌ای به شمار می‌رود و در طول تاریخ هم همیشه سلبریتی‌ها سعی می‌کردند تمایز اجتماعی و گاهاً اقتصادی خود نسبت به دیگران را با پوشش و لباس خود به منصه ظهور برسانند که همین مدگرایی تا به امروز ادامه داشته و یکی از پرطرفدار‌ترین موضوعات حوزه سبک‌ زندگی شده است.

چهره‌های ایرانی هم از این قضیه مستثنی نیستند و تمام تلاش خود را می‌کنند تا در اماکن عمومی و مراسم مختلف و یا حتی در قاب اینستاگرامشان، بهترین تیپ و استایل را از خود به نمایش بگذارند تا محبوب دل هوادارانشان بمانند. البته گاهی در این مورد کج سلیقگی‌هایی هم دیده می‌شود که بخشی جدانشدنی از این ماجراست.

در این سری مطلب سعی داریم پکیجی از تیپ‌های برجسته چهره‌های ایرانی را با “لحنی صمیمانه” خدمتتان تقدیم کنیم که امیدواریم همانند معادل هالیوودی‌اش، مورد استقبال قرار بگیرد.

***

عید قربانه و ما هم مطلب امروزمون رو با عکسی از مراسم عقد پویان گنجی، پسر فاطمه گودرزی و استایل عروس و دومادی شروع می‌کنیم. به عروس خانومایی که عقد محضری دارند و کت‌وشلوار یا کت و دامن به نظرشون تکراریه، پوشیدن این مدل پیراهن ساده با پارچه‌ای کارشده به عنوان شنل روی اون پیشنهاد میشه.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


برای آقایون چشم‌رنگی بهترین رنگ کت‌وشلوار رنگی همرنگ چشماشونه، چون جذابیتشون رو چندین برابر می‌کنه. خیلی ساده میشه با یه دستمال جیبی، رنگ کت‌وشلوار رو به رنگ پیرهن ربط داد. مثل استایل بهرام رادان.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


مانتویی مثل مانتوی فاطمه گودرزی برای خانم‌های لاغر مناسب‌تره. هرچی مانتو چین‌دارتر باشه هیکل شمارو بزرگتر نشون میده. همچنین هر مدل لباسی سن خاص خودش رو می‌طلبه. شاید بهتر بود فاطمه گودرزی و دخترش لباساشون رو با هم عوض می‌کردن!

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


حالا که از تناسب سن و مدل لباس صحبت شد، جا داره این استایل رو هم با هم ببینیم!

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


غزل شاکری معمولا تیپ‌های هنری رو انتخاب می‌کنه، ولی این استایل ایراد بزرگی داره: شلوار‌های سندبادی با مانتو‌های کوتاه جلوه دارن نه مانتوی به این بلندی!

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


پوشیدن مانتویی تا این حد رنگی‌رنگی، جسارت می‌خواد که همسر شاهد احمدلو به خوبی از پسش براومده.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


مانتو‌هایی به سبک مانتوی الهام پاوه‌نژاد برای خانم‌های محجبه و قدبلند گزینه خوبیه. اگه دست‌های کشیده‌ای ندارید، مانتوی ساده با آستین‌های کارشده مناسب شما نیست.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


درسته یکی از تیپ‌های تابستونی مردونه پوشیدن تیشرت سفید زیر پیراهن آستین‌داره، ولی بهتره تیشرت رو خیلی هم نازک انتخاب نکنیم، مخصوصا وقتی قراره یقه پیرهن رو انقدر باز بذاریم.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


این استایل پردیس احمدیه با اینکه مشکیه، ولی شومیز خال‌خالی جلوه‌ی زیادی بهش داده. شلوار راه‌راه عمودی هم پا‌های شما رو کشیده‌تر نشون میده و مناسب افراد قدکوتاهه.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


حتی اگه از مدل نامناسب کفش هم بگذریم، شلوار لگ اسپورتی که مریم مومن پوشیده اصلا مناسب مانتوی توری و مجلسیش نیست!

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


احتمالا المیرا دهقانی برای هماهنگی با پس زمینه‌ی عکس، جورابی با اون رنگ پوشیده وگرنه هیچ توجیه دیگه‌ای نداره.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


ترکیب رنگ شلوار جین سورمه‌ای با صندل قهوه‌ای خیلی خوبه، ولی قد شلوار هانیه توسلی با این صندل نباید انقدر بلند می‌بود.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


سارا بهرامی هم ترکیب شلوار جین آبی و کفش قهوه‌ای روشن رو انتخاب کرده که روشن‌تر شده‌ی ترکیب بالاست. ولی شلوار جین جذب برای مانتوی به این بلندی مناسب‌تره.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


الهام کردا و پردیس احمدیه با این مانتو‌ها کفش و کتونی اسپورت پوشیدن که بد نشده، ولی هردوشون می‌تونستن با این تیپ صندل هم ست کنن.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


چه خوبه این ست‌کردن‌های زیبای خواهر و برادری. آبی کاربنی و زرد هم که رنگ‌های مکملن.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


ترکیب رنگی فوق‌العاده جلوه‌دار قرمز و مشکی در استایل مینا وحید رو میبینید. (البته این عکس در خارج از کشور گرفته شده!)

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


از این ست کردن‌های رنگ لباس به صورت ضربدری هم برای عکس‌های طبیعت‌گردی تابستونی و دونفرتون ایده بگیرید.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


مانتو‌های کیمونویی و مانتو‌هایی که بالاتنه‌ی آزادی دارن برای خانم‌های نسبتاً چاق مناسب نیست. البته اگه دوست ندارن که چاق‌تر به نظر بیان. سرخابی هم که از رنگ‌های جیغ و جذاب تابستونیه که علی اوجی به بهترین شکل ازش استفاده کرده.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


تیپ زیبا و خانومانه‌ی مهراوه شریفی‌نیا رو میبینید. یه کیف نارنجی یا زرد به جای کیف آبی روی مانتوی آبی جلوه‌ی بیشتری داره.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


با این مانتو‌هایی که قسمت یقه و بالاتنشون گلدوزی داره یا باید روسری‌های کوتاه با گره‌ی کوچک سر کنید یا اگه شال رو ترجیح می‌دید به سبک فریبا نادری سرکنید تا گلدوزی‌ها نمای خودشون رو از دست ندن.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


تو این هوای گرم تابستون اگه با دامن خیلی راحت نیستید، شلوار‌های گشاد و نخی بهترین گزینه برای شماست. رنگ یشمی شومیز و صندل الهام کردا هم خیلی خوب با هم هماهنگ شده.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


اگه کت رنگی پوشیدین و اصرار داشتین که حتما با چیزی ستش کنید میتونید مثل کاوه سماک باشی روی شیشه‌ی عینک و قاب گوشی حساب کنید!

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


نکته‌ای که برای مانتوی نرگس محمدی گفتیم تو استایل‌های زیر هم تکرار شده.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛

تو این موضوع مدل مانتو انقدر مهمه که حتی سرتا پا مشکی پوشیدن هم نمیتونه جبرانش کنه.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


مژگان بیات بازیگر فیلم جانان با لباسی به سبک زنان هندی.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


مشکی‌پوشان مطلب امروزمون هم نوید محمدزاده و هومن سیدی و مهرداد صدیقیان هستن که البته دونفرشون کمی سفید هم چاشنیِ کار کردن.

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛

تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛