خانه‌دار شدن در تهران چند سال زمان می‌خواهد؟


برترین‌ها: رشد قیمت مسکن در یک سال گذشته کافی بود تا قدرت خرید به قدری کاهش یابد که خانه دار شدن به یک رویا تبدیل شود، پس به نظر می رسد این روند مدت زمان انتظار را افزایش و پس انداز برای خانه دار شدن را به یک شوخی تبدیل کرده است. یک خانواده کارگر با حداقل مزد مصوب‌ امسال یعنی دو میلیون و هشتصد هزار تومان باید برای خانه‌دار‌شدن بیشتر از ۷۸ سال صبر کند!

بر اساس گزارش بانک مرکزی در حالی که میزان معاملات آپارتمانهای مسکونی در تهران نسبت به ماه قبل ۸۷.۸ درصد کاهش پیدا کرده قیمت مسکن در تهران تنها ۲.۱ درصد نسبت به ماه قبل کاهش یافته است؛ با این حال به دلیل افت قدرت خرید مردم معاملات مسکن با کاهش قابل توجهی همراه بوده است.

جج

متوسط قیمت مسکن در تهران در معاملات اردیبهشت ماه ٩٩، به ۱۷ میلیون تومان در هر متر مربع رسید. دفتر برنامه ریزی و اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی آمار بازار مسکن اردیبهشت ماه ۹۹ تهران را منتشر کرد که بر اساس آن، متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران ۱۷ میلیون و ۶۶ هزار تومان برآورد شده که نسبت به ماه گذشته که متوسط قیمت هر متر واحد مسکونی ۱۵ میلیون و ۵۴۵ هزار و ۷۰۰ تومان بود افزایش یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی نشان می‌دهد.

متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در اردیبهشت ماه سال گذشته ۱۲ میلیون و ۷۱۲ هزار و ۶۰۰ تومان بود که طی یک سال رشد ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار تومانی در هر متر داشته است.همچنین تعداد مبایعه نامه‌های صادر شده در بخش مسکن در اردیبهشت امسال ۱۱ هزار و ۵۶۹ واحد بوده، در حالی که در اردیبهشت ماه سال گذشته ۱۲ هزار و ۳۱۷ واحد مسکونی به فروش رسیده است، بنابراین تعداد مبایعات در اردیبهشت امسال نسبت به ماه قبل (فروردین ۹۹) که هزار و ۶۰۰ واحد معامله شد، معادل ۷۸۹.۹ درصد رشد داشته اما نسبت به ماه مشابه سال قبل (اردیبهشت ۹۸) معادل منفی ۶.۱ درصد کاهش نشان می‌دهد.

قیمت مسکن نیز در تهران در اردیبهشت ماه امسال نسبت به فروردین ماه رشد ۹.۴ درصدی و نسبت به اردیبهشت ماه سال گذشته رشد ۳۳.۸ درصد داشته است.گران‌ترین منطقه تهران مانند یک دهه اخیر، منطقه یک با متوسط قیمت ۳۴ میلیون و ۱۹۹ هزار و ۴۰۰ تومان بود.ارزان‌ترین منطقه نیز منطقه ۱۸ با متوسط قیمت ۷ میلیون و ۷۴۳ هزار و ۶۰۰ تومان در نظر گرفته شده است.

جج

این آمار نشان می‌دهد که رشد بیش از ۱۰۰ درصدی قیمت مسکن در یک سال گذشته قطعا این آمارها را جابه جا خواهد کرد، به طوری که اگر درآمدها را به میزان نرخ تورم رشد کرده تلقی کنیم، این رشد قیمت مسکن است که از این نرخ تورم پیشی گرفته و هر خانوار ایرانی که حداقل دستمزد را دریافت می‌کند، باید سال ها پس انداز کند تا بتواند صاحب مسکن شود.

اگر بخواهیم یک سوم درآمد شهروندان ایرانی را برای خانه‌دارشدن شان پس‌انداز کنیم، طول زمان خانه‌دار شدن قشرهای مختلف به زمان‌های قابل توجهی می‌رسد. بر این اساس، یک خانواده کارگر با حداقل مزد مصوب‌ امسال یعنی دو میلیون و  هشتصد هزار تومان سالانه حدود ۳۳ میلیون تومان دستمزد می‌گیرد‌. در واقع با کسر هزینه‌های جاری و اختصاص یک‌سوم درآمد برای مسکن، یک کارگر در شرایط فعلی چقدر باید برای خرید خانه پول کنار بگذارد؟ مدت زمان انتظار برای خانه‌دارشدن قشر متوسط جامعه در کشورهای پیشرفته جهان بین پنج تا هفت سال است و البته با این شرط که شهروندان این کشورها یک‌سوم درآمدشان را پس‌انداز کنند. با این حال ایرانی‌ها برای خانه‌دار‌شدن بیشتر از ۷۸ سال صبر کند!

نبود توازن بین عرضه و تقاضا و همچنین افزایش قیمت تمام‌شده ساخت ازجمله دلایلی است که بر رکود بیشتر خریدوفروش خانه دامن زده است. فعالان ساخت‌وساز کشور هم می‌گویند که صدور پروانه‌های ساختمانی ٣٠ تا ۵٠‌ درصد کاهش یافته که اصلی‌ترین دلیل آن افزایش شدید قیمت تمام‌شده ساختمان است؛ چراکه متقاضیان توان خرید ندارند و سازندگان نیز انگیزه‌ای ندارند با سودهای اندک و حتی در برخی موارد ضرر و زیان، پروژه‌های جدید ساختمانی را شروع کنند و این زنگ خطری است که به نظر می رسد به زودی به صدا درمی آید و بحران جدی را ایجاد می‌کند.نبود یک سیاست کلان و مشخص در دولت باعث شده تا این بازار با آشفتگی بیشتری مواجه شود.

سیاست یک بام و دو هوا با مسکن مهر و سردرگمی در اتخاذ رویکردی جدید باعث شده بازار مسکن به شدت از نیاز جامعه عقب‌تر باشد و امیدواریم مسکن ملی و توسعه آن بتواند جواب گوی این نیاز باشد و الا با سونامی بی‌خانمان‌ها در آینده‌ای نزدیک در جامعه مواجه خواهیم شد. هرچند سیاست‌هایی مانند اخذ مالیات از زمین‌های بلا استفاده و خانه‌های خالی هم می‌تواند به کم کردن این بحران کمک شایانی کند.  هرچند نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوار در کشورمان طی ۳ دهه گذشته با نوساناتی مواجه بوده، اما در مجموع می توان روند کلی آن را صعودی دانست. در چنین شرایطی بدیهی است که طول دوره انتظار مسکن نیز افزایش یافته است. اطلاعات موجود نیز موید آن است که هم اکنون طول دوره انتظار مسکن به بیشترین حد تاریخی خود رسیده است و هیچ گاه به این اندازه نبوده است.

مقصد اصلی خانه‌اولی‌ها در بازار مسکن مناطقی است که آپارتمان‌های تا ۷۰۰ میلیون تومانی برای فروش در آنها عرضه می‌شود. در جدول زیر قیمت آپارتمان‌های نُقلی در تهران  که در تاریخ اول خرداد و قبل از اعلام متوسط قیمت مسکن در تهران حدود ۱۷میلیون تومان منتشر شده است را ببینید.

جج

ترسِ زلزله ۷ریشتری در دل تهران افتاد


برترین‌ها: روز گذشته تهران و دماوند دوباره لرزیدند. زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۴ ریشتر در عمق ۱۲ کیلومتری از سطح زمین در مرز استان‌های تهران و مازندران اتفاق افتاد. رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران تهران گفت منشأ زلزله امروز در دماوند، گسل مشا بوده است که فعالیت آن حدود سه هفته پیش نیز باعث زلزله‌ای به بزرگی ۵.۲ در تهران شد. به گفته رضا کرمی‌محمدی، زلزله خساراتی به بار نیاورده است، اما گسل مشا فعال شده و در حال حرکت است.

ترسِ زلزله ۷ریشتری در دل تهران افتاد

عده‌ای می‌گویند دیر و زود دارد و سوخت‌وسوز ندارد،‌ اما بالاخره اتفاق می‌افتد؛ همان زلزله بزرگی که به‌خاطرش بارها کارشناسان هشدار داده‌اند استان تهران را تهدید می‌کند.

ماجرای جابه‌جایی گسل مشا چقدر جدی است؟

مهدی زارع، کارشناس زلزله، در پاسخ به این سوال که آیا باید نگران این زلزله‌ها و پس‌لرزه‌هایش باشیم؟ گفت:

* این تکه گسل مشا که در سه هفته گذشته فعال شده، پیش‌تر هم فعالیت داشته. این تکه، هم در سال 1665 میلادی جابه‌جا شده و هم در زلزله 1830 میلادی. در سال 1665 یک زلزله به بزرگای 6 تا 7 ریشتر اتفاق افتاد و در سال 1830 بزرگایش هفت بود. یک زلزله هم در سال 1930 اتفاق افتاده که باز هم روی همین قطعه گسل مشا بود. سال 1930 اما بزرگایش 5 بود و شبیه همان زلزله سه هفته پیش بود.

* پس این گسل پیش‌تر تکان داشته. ضمنا مطالعاتی که انجام شده نشان می‌دهد که گسل مشا حرکت‌هایی در 10 هزارهزار سال گذشته داشته است. مطالعاتی که دکتر شهریار سلیمانی در تز دکترای خود انجام داده روی همین قطعه گسل مشا مشخص کرد که در 10 هزار سال گذشته این قطعه حدود 9 مرتبه جابه‌جا شده است و این 9 بار جابه‌جایی معنایش این است که درواقع ما با پدیده‌ای مواجه هستیم که این گسل هر هزاروصدسال یک‌بار یک زلزله مهم دارد.

* اگر مسئله ما شهر تهران باشد، برمی‌گردد به قطعه مجاور این قطعه، (البته اگر این قطعه هم زلزله‌ای به بزرگای 7 داشته باشد، باز هم احتمال خرابی در تهران داریم)، اما قطعه مسئله‌ساز تهران، قطعه مرکزی گسل مشاست؛ یعنی قطعه معروفی که از روستای کلان و روستای لواسان بزرگ شروع می‌شود و به سمت شمال فشم و میگون می‌رسد و عبور می‌کند. این قطعه از نزدیکی شمال تهران؛ یعنی 15 کیلومتری مناطق شمالی تهران عبور کرده و همان قطعه‌ای است که درباره‌اش سؤال زیادی داریم، چراکه اکثر جاهایی که این قطعه از آن عبور می‌کند، از مناطق مرتفعی است که تا به حال زلزله بزرگی نداشته یا مطالعه کافی رویش انجام نشده. فقط برخی از محققان معتقد هستند زلزله سال 958 ری طالقان مربوط به این گسل است. درواقع اگر این‌طور باشد، این گسل نزدیک به هزاروصد سال است که هیچ تکانی نخورده.

ترسِ زلزله ۷ریشتری در دل تهران افتاد

* احتمالا این قطعه مرکزی یک قفل‌شدگی دارد و هیچ خبری از آن نیست و این بی‌خبری بیشتر جای نگرانی دارد تا خوشحالی، چون اگر هیچ خبری نباشد و تشخیص بدهیم که فعال هم نیست، خب نگرانی ندارد، اما وقتی که شواهد فعالیت دارد و آثار زلزله ندارد و مدت طولانی سکوت کرده، می‌شود نگران گسیختگی آن بود. حالا تمام این زلزله‌های سه هفته گذشته در مجاورت این قطعه خاموش گسل مشا رخ داده‌اند؛ یعنی قطعه شرقی و قطعه مرکزی همچنان ساکت است و این همان نکته‌ای است که من رویش تأکید کردم که بالاخره دولت باید مسئولیت این موضوع پایه و بنیادی را قبول کند. تعیین این مسائل و تشخیص آن که چه اتفاقی در حال وقوع است، چیزی نیست که بشود با اسپانسر یا حامی مالی یا برون‌سپاری به بخش خصوصی انجام داد. یک کار کاملا بنیادی و از جنس تحقیقات پایه است و دولت‌ها باید هزینه‌اش را پرداخت کنند».

* بنابراین آنچه ‌به‌عنوان ریسک زلزله و اثر این لرزه‌خیزی بر شرق تهران مدنظر است، این است که دوروبر قطعه شرقی و مرکزی گسل مشا، ‌در فاصله کمتر از 10 کیلومتر حدود 500 هزار نفر جمعیت زندگی می‌کنند. توجه کنید که در کل پهنه کانونی زلزله بم حدود صد هزار نفر زندگی می‌کردند و ما با یک زلزله 5/6 ریشتری در سال 1382 یک‌سوم این جمعیت را از دست دادیم. حالا اگر این فاصله گسل مرکزی و مشا را روی فاصله 15 تا 20 کیلومتری محاسبه کنیم، آن‌وقت روی جمعیت قابل‌ملاحظه‌ای؛ یعنی حدود هفت میلیون نفر جمعیت تأثیر دارد و اگر این باند را باز بزرگ‌تر ببینیم و فاصله حدود 40 کیلومتری را در نظر بگیریم، کل جمعیت مردم استان‌های تهران و البرز را که حدود 5/17 میلیون نفر هستند درگیر می‌کند؛ از نظر ریسک و اثری که این گسل‌ها روی اجتماع دارند، بسیار خطرناک است و بیشترین توجه را باید به آن داشته باشیم، چراکه یک‌پنجم جمعیت ایران در خطر هستند. خود این زلزله‌های سه هفته گذشته به طور طبیعی و خودکار نکته و اتفاق خاصی ندارند، اما چون نزدیک یک پهنه جمعیتی قابل‌ملاحظه هستند، برای ما مسئله‌سازند.

ترسِ زلزله ۷ریشتری در دل تهران افتاد

تهران در‌ آماده‌باش

رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران:

* زلزله ۴ ریشتری که روز گذشته در دماوند رخ داد، تهران را هم تحت‌تأثیر خود قرار داده و طبق گزارش‌های ما در نقاط مختلفی از تهران احساس شده است، اما شدت آن و همچنین عمق آن که در فاصله ۱۲ کیلومتری از سطح زمین بوده، طوری نیست که منجر به نگرانی جدی شود، البته باید همواره در برابر زلزله آماده بود. پس از زلزله ۵.۲ ریشتری، چندین لرزه دیگر نیز در محدوده همین گسل مشا رخ داده بود و این لرزه هم در ادامه همان است. این نشان می‌دهد که گسل مشا در حال حرکت است، اما شدت این لرزه طوری نبوده که بخواهیم تمامی دستگاه‌ها را به صورت ویژه به آماده‌باش دربیاوریم.

آیا قرار است در تهران زلزله بالای ۷ ریشتر رخ دهد؟

محمد تاتار معاون پژوهشی پژوهشگاه زلزله شناسی:

* (در پاسخ به این سوال که برخی کارشناسان اخیرا وقوع زلزله بالای ۷ ریشتر را برای تهران مطرح کرده اند): اگرچه تهران در یکی از لرزه‌خیزترین مناطق کشور و در منطقه با خطر زلزله بالا واقع شده است، اما اینکه بدون پشتوانه علمی ادعا کنیم که یک زلزله ۷.۵ ریشتری خواهد آمد و ۳ تا ۴ میلیون نفر از مردم کشته می شوند، نظری غیرکارشناسانه است.

* هیچ یک از سناریوهای مختلف در نظر گرفته شده برای زلزله احتمالی تهران در آینده، چنین ارقامی را برای تهران پیشنهاد نمی کند. احتمال وقوع زلزله ای با بزرگای بالای هفت در گستره تهران و مناطق همجوار نیز صرفاً از سوی برخی افراد بر پایه سابقه زمین لرزه های تاریخی که هم در بزرگای نسبت داده شده و هم در مکان رخداده با عدم یقین و بعضاً خطای زیادی همراه می باشد، مطرح شده است.

ترسِ زلزله ۷ریشتری در دل تهران افتاد

* همانطور که نمی توان با اطمینان از عدم وقوع چنین زلزله ای در گستره تهران صحبت کرد، تاکید بر وقوع قطعی زمین لرزه ای با چنین بزرگی و آن هم در آینده نزدیک نیز فاقد هرگونه پشتوانه علمی قوی و مستدل است.

* در ضمن قرار نیست چنین زمین لرزه ای در وسط شهر تهران اتفاق بیفتد که با خرابی و تلفات سنگینی همراه باشد. بر پایه اطلاعات و داده های موجود، هیچ یک از گسل های شناخته شده داخل شهر تهران یا گسل های واقع در فاصله نزدیک این شهر، پتانسیل ایجاد چنین زلزله ای را ندارند.

* فاجعه بارتر از اینگونه اظهارنظرها، پیش بینی زلزله توسط برخی افراد غیرمتخصص که کمترین دانشی در حوزه زلزله شناسی یا علوم وابسته ندارند، مطرح می شود! این افراد که با ایجاد کانال های مجازی پیش بینی برای خود شهرت و طرفدارانی جذب کرده اند و به مراتب از متخصصان زلزله مدعی تر هستند، هیچگاه حاضر به حضور در یک مرکز پژوهشی یا دانشگاهی برای ارائه دلائل و مستندات علمی و منطقی خود به عنوان پشتوانه پیش بینی های خود نشدند. دلیل کاملاً مشخص است چون هیچ گونه استدلال و پشتوانه علمی برای ادعاهای خود که تماماً کذب است، ندارند.

* اینکه گفته می شود امنیت یک منطقه تهران بالاتر از یک منطقه دیگر است، صحبت درستی نیست. به عنوان مثال اگر گسل پردیسان یا برج میلاد بخواهد فعال شود، با توجه به طول حدود ۱۲ کیلومتری آن، محدوده وسیعی در اطراف و راستای آن تا شعاع ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری، بیشترین خسارت را خواهند داشت. اگر گسل نیاروان واقع در شمال شرق تهران، به عنوان یکی از گسل های فعال و شناخته شده نیز بخواهد فعال شود و زمین لرزه ای ایجاد کند، مطمئنا این منطقه به رغم کیفیت بالاتر ساخت و سازها، متناسب با بزرگای زلزله بسیار بیشتر از منطقه ای چون شهر ری، واقع در جنوب شهر خسارت خواهد دید.

* ما بسیار خوشبخت هستیم که در مجاورت شهرهای بزرگ کشورمان، زمین لرزه بزرگی تاکنون نداشته ایم چراکه آسیب پذیری و خسارات در این شهرها در صورت وقوع زلزله ای بزرگ در فاصله کم بسیار چشمگیر خواهد بود.

و ناگهان پرِ پروازِ پروانه خوش‌رقصِ تهران را چیدند


برترین‌ها: پارکینگ پروانه یک مرکز خرید بود، اما نه مثل هر مرکز خرید دیگری، آن جا اصل اساسی ذوق بود و هنر، جایی که پاتوق شده بود و ناگهان تعطیلش کردند، چرایی‌اش را در این مطلب می‌خوانیم.

نخستین‌باری که زمزمه تعطیلی جمعه‌بازار پروانه تهران به گوش رسید، خبری از کرونا نبود، قرار بر این بود که جمعه‌بازار پروانه از لحاظ حریق مقاوم‌سازی شود تا اتفاق تلخ پلاسکو این‌بار در این پارکینگ تکرار نشود. کمتر از یک ماه پس از این زمزمه‌ها، اما شیوع کرونا به مدت چهار ماه این جمعه‌بازار را تعطیل کرد تا حالا که خبر انتقال «جمعه بازار پروانه» به «پارک شهر» به عنوان آخرین راه‌حل عملی برای شروع به کار مجدد این جمعه‌بازار مطرح می‌شود.

تعطیلی زیرپوستی یک جمعه‌بازار قدیمی

این پیشنهاد در حالی مطرح می‌شود که برخلاف صحبت‌های بهمن‌ماه سال گذشته، تاکنون خبری موثق از شروع ایمن‌سازی این ساختمان منتشر نشده است و حالا به نظر می‌رسد که «پارک‌شهر» به عنوان نقطه‌ای قطعی برای کوچ کسبه پارکینگ پروانه در نظر گرفته شده است.

تصمیمی که چندان با حمایت کسبه پارکینگ همراه نیست، دو فروشنده پارکینگ پروانه می‌گویند که این تصمیم، در نهایت به ضعیف و منحل شدن جمعه‌بازار پروانه منتهی خواهد شد، به‌رغم تمام مشکلاتی که دستفروشی در فضای باز دارد، جمعه‌بازار پروانه طی این سال‌ها بدون تبلیغات و سرمایه‌گذاری خاصی از سوی دولت، توانسته بود سازمان‌دهی فضایی و قوانین خود را داشته باشد، در تمام کشور شناخته شده باشد و بدون دخالت و برنامه‌ریزی نهاد‌های متولی، از جمله معاونت صنایع‌دستی، با استقبال بسیار زیاد مشتریان همراه باشد.

امری که به دست آوردن مجدد آن نیاز به زمان دارد. یکی از این دستفروشان می‌گوید: «انتقال پاساژ یعنی پایان کار آن. هیچ نقطه دیگری در شهر نمی‌تواند ظرفیت‌های این محل را داشته باشد؛ حتی اگر این پارکینگ را با پارکینگ مجهز و بهتری در ولیعصر تهران نیز دایر کنند، باز اوضاع به روال سابق باز نمی‌گردد، هویت پارکینگ پروانه به محل و سابقه کارش بود.»

داستان یک انتقال

۲۶ خرداد بود که شهردار منطقه ۱۲ در جلسه‌ای با حضور جمعی از مسوولان شهرداری با کسبه جمعه بازار پاساژ پروانه میخ آخر را به تابوی نیمه‌جان پارکینگ پروانه کوبید، در این جلسه به صراحت اعلام شد که قرار است پارکینگ پروانه به پارک شهر منتقل شود. «علی محمد سعادتی»، شهردار منطقه ۱۲ در این جلسه اشاره کرده بود که آخرین قرارداد حقوقی پاساژ پروانه، قراردادی سه‌ساله بود و بهمن سال ۱۳۹۸ این قرارداد به پایان رسیده است.

طی این مدت نیز تلاش شده بود اقداماتی برای ایمن‌سازی این ساختمان در برابر آتش‌سوزی انجام شود، اما به گفته شهردار منطقه ۱۲، تاکنون ۲۷ اخطار در زمینه آتش‌سوزی به این پاساژ ابلاغ شده است و خبری از ایمن‌سازی نبود. به گفته «محمد ندرلو»، معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۱۲، پارکینگ پروانه پذیرای حدود هزار و ۱۰۰ غرفه بود و نزدیک به ۲ هزار نفر در این مجتمع مشغول به کار بودند و هر هفته ۲۱ هزار بازدیدکننده به پاساژ پروانه می‌رفتند.

به گفته معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۱۲، مجموعه پاساژ پروانه سیستم کشف اعلام و اطفای اتوماتیک حریق ندارد و حتی مسیر‌های فرار اضطراری به میزان کافی در این پاساژ تعبیه نشده است. «جایگزینی فضایی برای فعالیت مجدد کسبه جمعه بازار پروانه» به عنوان دغدغه‌ای برای معاونت خدمات شهرداری منطقه ۱۲ در این جلسه عنوان شد و پاسخ به این دغدغه، «مکان‌یابی برای پیدا کردن محل جدید» بود.

انتقال دستفروشان پاساژ پروانه به پارک شهر در صورتی رخ می‌دهد که شهردار منطقه دوازده پیش از این گفته بود که «مقاوم‌سازی و ایمن‌سازی در برابر حریق پاساژ پروانه پس از پایان بحران کرونا ادامه خواهد یافت.» شهردار منطقه دوازده در آخرین روز‌های فروردین سال جاری گفته بود که بعد از پایان محدودیت‌های وضع‌شده بر فعالیت کسب‌وکار‌ها در دوران شیوع کرونا، جمعه بازار در موقعیت جدید مستقر خواهد شد. با این حال پاساژ‌ها و بازار‌های مسقف کشور از روز اول اردیبهشت مجوز ادامه کار پیدا کردند، اما حالا با گذشت بیش از دو ماه از شروع کار پاساژ‌های مسقف، وضعیت ادامه فعالیت دستفروشان پارکینگ پروانه مبهم و نامشخص است.

تعطیلی زیرپوستی یک جمعه‌بازار قدیمی

با این حال وضعیت مبهم فعالیت دستفروشان در پاساژ پروانه نه لزوما به شیوع کرونا، بلکه به بهمن‌ماه سال گذشته باز می‌گردد که انتشار خبر تعطیلی بازار پروانه در فضای مجازی با موجی از اعتراض‌ها و شایعات همراه شد. پیش از ورود کرونا به کشور، شهردار منطقه دوازده اعلام کرده بود که «باتوجه به حجم مراجعه به پاساژ پروانه و پارکینگ آن، در صورت بروز حادثه اثرات مخاطرات آن کمتر از حادثه پلاسکو نخواهد بود.» سعادتی تاکید کرده بود که بعد از پایان مهلت قرارداد بهره‌بردار در بهمن‌ماه، قرار است کار مقاوم‌سازی پاساژ به سرعت به جریان بیفتد.

در این زمان، اما شایعه‌ای در فضای مجازی منتشر می‌شد که شهرداری در توافق با بنیاد مستضعفان، پاساژ پروانه به عنوان پارکینگ ساختمان پلاسکو مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این شایعه به تایید «منوچهر خواجه دلوئی»، معاون توسعه ساختمان و انرژی بنیاد مستضعفان نیز رسیده بود. گرچه دلوئی تاکید کرده بود که «شایعات مطرح‌شده نسبت به خرید این پارکینگ و تملک آن توسط بنیاد مستضعفان به هیچ‌وجه صحت ندارد».

بااین حال او گفته بود: «در توافق اخیر شهرداری تهران با بنیاد مستضعفان، مقرر شد پارکینگ پروانه به عنوان پارکینگ ساختمان پلاسکو جدید مورد بهره‌برداری قرار بگیرد و بنیاد مستضعفان نیز قرار است تنها نسبت به مقاوم‌سازی این پارکینگ و مکانیزاسیون آن اقدام کند.» به گفته معاون توسعه ساختمان و انرژی بنیاد مستضعفان، قرار بر این بود که کسب‌وکار در جمعه‌بازار پارکینگ پروانه به هیچ عنوان به دلیل عملیات مقاوم‌سازی تعطیل نشود. حالا بیش از چهار ماه از این خبر می‌گذرد، نه خبری رسمی از آغاز عملیات مقاوم‌سازی در این پاساژ منتشر شده است، نه در پاساژ پروانه به روی بازدیدکنندگان و کسبه باز شده و نه کسبه در محل جدیدی مستقر شده‌اند.

خداحافظ پروانه

دانشجوی ارشد دانشگاه هنر تهران است، گرافیک خوانده، اما گلدان‌های سفالی می‌سازد و حالا به برکت پاساژ پروانه انقدر مشتری عمده دارد که بتواند ضربه‌های اقتصادی کرونا را نیز به سلامت پشت سر بگذارد. «حامد» ۲۷ سال دارد و کار خود را از جمعه‌بازار پروانه آغاز کرد؛ مقصدی کاملا شناخته‌شده برای دانشجویان گرافیک، نقاشی، صنایع‌دستی و طراحی صنعتی، دانشجویانی که خرج زندگی‌شان به روز‌های جمعه و طبقه سوم و چهارم پاساژ پروانه وابسته بود، پاساژی که برای دانشجویان هنر به عنوان راهی برای استقلال و اشتغال شناخته می‌شد.

حامد نیز در دوران دانشجویی توانست بدون داشتن سرمایه مالی چندانی، از همان بساط کوچکش در رمپ طبقه دوم کار کند و حالا طی سه سال روی پا‌های خودش بایستد. حالا کسب‌و‌کار حامد آنچنان به بودن یا نبودن جمعه‌بازار وابسته نیست، او مشتری‌های عمده خود را طی این سال‌ها از جمعه‌بازار پیدا کرده است. مشتریانی که از بندرعباس، کرمان و حتی سیستان و بلوچستان برای خرید عمده به جمعه‌بازار می‌آمدند، می‌دانستند که جنس دست اول می‌خرند. حامد می‌گوید که رقابت بالا در جمعه‌بازار باعث می‌شد تا همه سعی کنند خلاقیت بیشتری نشان دهند، جنس واسطه نفروشند.

حالا نیز مشتریان جمعه‌بازار به گفته حامد به اندازه کسبه این پارکینگ نگران هستند: «جمعه‌بازار پروانه در واقع جمعه‌بازار صنایع‌دستی بود. مشتری‌ها می‌دانستند که جنسشان را ارزان‌تر از اینجا پیدا نمی‌کنند و البته نوع کالایی که اینجا فروش می‌رفت مثل سایر راسته‌های دستفروشی نبود، اینجا کالای دست‌ساز و هنری به فروش می‌رفت. طبقه سوم و چهارم عملا متعلق به دانشجویان و هنرمندان بود، چنین ظرفیتی را چگونه دوباره می‌توانند در جایی دیگر پیاده و اجرا کنند؟» حامد می‌گوید که پارک شهر نمی‌تواند جای پارکینگ پروانه را بگیرد، به زعم او، دستفروشان پارکینگ پروانه دقیقا جای خود را در ساختار چهار طبقه می‌شناختند و به نوعی «سرقفلی» داشتند، اولویت‌بندی‌ها مشخص بود، مشتری‌ها در بدو ورود می‌دانستند به کدام طبقه و کدام غرفه باید بروند، مشکلات کم نبود، اما این سازوکار سر و شکل مشخصی داشت و حالا با انتقال دو هزار نفر به محل دیگر، چگونه می‌توان همین سازوکار را پیاده کرد، حامد اضافه می‌کند: «البته اگر تمام این دو هزار نفر راضی شوند که اجناس‌شان را زیر نور آفتاب و باران بچینند.»

احمد، دستفروش دیگری است که پانزده سال صرفا با فروش جمعه‌های خود چرخ یک زندگی را چرخانده است، خرج درمان کودک بیمار خود را داده است و حالا دختر دانشجویی دارد که برای تحصیل تکیه به پدر کرده است. در این چهار ماه احمد حتی نتوانسته است «یک قاب عکس» به قیمت بفروشد، بخشی از خرید‌های عمده خود را زیرقیمت به آتلیه‌های عکاسی فروخت، بخش دیگری در انبار به آینه دق او تبدیل شده است و بخش کوچکی را در مغازه‌ای در اسلامشهر برای فروش گذاشته است، اما هیچ جا نمی‌تواند درآمد پاساژ پروانه را برای او زنده کند: «بعد از کرونا توان خرید در اسلامشهر کمتر شده است، کسی پولی برای خرید قاب‌عکس ندارد.

در پارکینگ پروانه، اما از همه شهر‌ها و حتی کشور‌های دیگر می‌آمدند، برای خرید می‌آمدند و درآمد آنجا قابل‌قیاس با مغازه، حتی مغازه‌ای در خیابان اصلی نبود.» اردیبهشت‌ماه سال جاری بود که طرحی به نام «طرح سامان‌دهی دستفروشان پایتخت» مطرح شد. طی اعلام خبر اجرای این طرح، سید علی مفاخریان، مدیرعامل سامان‌دهی مشاغل شهر تهران تعداد دستفروشان تهران را حدود ۹ هزار و ۳۰۰ نفر اعلام کرد. با توجه به اینکه این آمار متکی بر شناسایی دستفروشان در سامانه «سامان بازار» است.

تعطیلی زیرپوستی یک جمعه‌بازار قدیمی

سامانه‌ای که به طراحی شهرداری تهران برای مراجعه دستفروشان و ثبت اطلاعات خود طراحی شده است تا دستفروشان پس از ثبت‌نام در این سامانه بتوانند پس از احراز هویت، نزدیک‌ترین بازار روز اطراف محل سکونت خود را برای کسب‌وکار انتخاب بکنند. طراحی این سامانه در صورتی شکل گرفته است که دستفروشی هنوز در ادبیات قانونی شهرداری جایی ندار و به رسمیت شناخته نمی‌شود، فعالیت دستفروشی در ادبیات رسمی شهرداری، با «سد معبر» و «فعالیت زیرزمینی» طرح می‌شود و به استناد دو بند ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها، دستفروشی عملی غیرقانونی است.

در حالتی که «دستفروشی» به رسمیت شناخته نمی‌شود، حالا حدود دوهزار کسبه پارکینگ پروانه که طبق آمار مدیرعامل سامان‌دهی مشاغل شهر تهران یک چهارم کل دستفروشان کشور را تشکیل می‌دهند، در سایه آینده مبهمی قرار گرفته‌اند. پارکینگ پروانه طی این سال‌ها توانسته بود کاملا خودجوش به نقطه دیدنی تهران تبدیل شود، یک بار مراجعه به این جمعه‌بازار نشان از حضور گردشگران خارجی و ملی می‌داد، این در حالی است که تمام تلاش‌های معاونت صنایع‌دستی برای ترتیب بازارچه صنایع‌دستی تاکنون با چنین استقبال و ازدحامی مواجهه نشده است و انتقال این مرکز، می‌تواند در آینده جمعه‌بازار پروانه را به یک خاطره تبدیل کند، مثل خیل خانه‌های تاریخی تهران که یکی‌یکی از کوچه‌ها و خیابان‌ها حذف می‌شوند و جز در خاطره جمعی نمی‌مانند.

منبع: روزنامه اعتماد

بهترین رستوران های غرب تهران


برترین‌ها: برای آنکه بتوانید برای دورهمی‌های دوستانه و خانوادگی و صرف یک وعده غذایی لذیذ و دلچسب رستوران مناسبی را انتخاب کنید می‌توانید به تفکیک هر محله رستوران‌های برتر از نظر کاربران را شناسایی کنید. با این کار می‌توانید به یک بررسی و مقایسه همه‌جانبه رسیده و در نهایت نیز به انتخابی درست و هوشمندانه دست یابید. پیشتر در مطلبی به معرفی بهترین رستوران‌های شمال تهران پرداخته بودیم، اینبار در این مطلب با شما هستیم تا به موضوع بهترین رستوران‌های غرب تهران بپردازیم و شما را با هر کدام از آن‌ها آشنا کنیم.

۱. سفره‌خانه سنتی امپراطور تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

سفره‌خانه سنتی امپراطور تهران به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های غرب تهران در خیابان اشرفی اصفهانی قرار گرفته و برای کسانی که به محیط‌های سنتی علاقه دارند انتخاب خوبی به حساب می‌آید. فضای دلنشین این رستوران سنتی در کنار منوی کامل و غذای باکیفیت مجموعه قابل قبولی را شکل داده که در کنار موسیقی زنده امکانی را فراهم می‌کند تا مشتریان بتوانند ساعات خوبی را در آن سپری کنند و لحظات خوبی را به جا بگذارند.

  • شماره تلفن سفره‌خانه سنتی امپراطور: ۴۴۸۳۳۸۴۳
  • آدرس: بلوار اشرفی اصفهانی، بالا‌تر از نیایش، کوچه چهارم، پلاک ۲

۲. سفره‌خانه شب‌های سرو تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

یکی دیگر از سفره‌خانه‌های خوب غرب تهران سفره‌خانه شب‌های سرو تهران است. این رستوران همیشه به عنوان یکی از بهترین و محبوب‌ترین رستوران‌های منطقه سعادت‌آباد شناخته می‌شود و فضای سنتی زیبا به همراه غذا‌های خوشمزه و لذیذ آن ترکیب خوبی از ویژگی‌های یک رستوران ایده آل را شکل می‌دهد.

  • شماره تلفن سفره‌خانه سنتی شب‌های سرو: ۲۲۳۵۳۹۸۵ – ۲۲۰۸۴۴۸۳
  • آدرس: سعادت‌آباد، چهارراه سرو، نبش شمال شرقی، پلاک ۷۹، رستوران سنتی شب‌های سرو

۳. رستوران دُره تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

این رستوران هم به واسطه برخورداری از دستور پخت اصیل خود می‌تواند خاطره صرف یک وعده غذایی لذیذ را در ذهن شما و دوستان و یا خانواده‌تان به جا بگذارد. این رستوران معمولاً به عنوان یکی از بهترین گزینه‌ها برای افرادی شناخته می‌شود که می‌خواهند ساعاتی را برای یک دورهمی دوستانه سپری کنند.

  • شماره تلفن رستوران دره: ۲۲۳۸۴۱۷۳
  • آدرس: سعادت‌آباد، چهارراه سرو غربی، خیابان بخشایش، خیابان ۱۷، پایین‌تر از بیمارستان عرفان، ساختمان عرفان، پلاک ۵۴

۴. رستوران ایتالیایی پینار تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

یکی از جدیدترین و در عین حال باکیفیت‌ترین رستوران‌های ایتالیایی منطقه غرب تهران رستوران ایتالیایی پینار تهران است که در محله بلوار فردوس واقع شده است. این رستوران با طبخ غذا‌های ایتالیایی باکیفیت و لذیذ، گزینه خوبی برای گردهمایی و دورهمی‌های شما خواهد بود. نکته مهمی که باید در رابطه با رستوران ایتالیایی پینار متذکر شویم است که رعایت بهداشت عمومی پخت غذا در این رستوران بسیار مشهود بوده و به همین دلیل نیز می‌تواند خیال شما را به مراتب راحت‌تر کند.

شماره تلفن رستوران ایتالیایی پینار: ۴۴۹۷۹۰۳۸

آدرس: آریاشهر، بلوار فردوس شرق، چهارراه وفا آذر، رستوران پینار


۵. رستوران تانجیا تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

رستوران تانجیا تهران که یک رستوران مراکشی باکیفیت در بلوار عدل شمالی است به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های غرب تهران شناخته می‌شود. محیط گرم و دوستانه این رستوران در کنار غذا‌های متنوع، متفاوت و البته لذیذ آن می‌تواند حس خوب و رضایت بخشی را در وجود شما ایجاد کند. علاوه بر این طراحی دکوراسیون این رستوران نیز که به سبک مراکشی صورت گرفته تجربه متفاوت‌تری را برایتان شکل داده و حس و حال یک ماجراجویی جذاب را زنده می‌کند. توصیه ما این است که اگر به دنبال محیطی گرم و دوستانه همراه با غذا‌هایی متفاوت و جذاب هستید حتماً به رستوران تانجیا تهران سر بزنید.

  • شماره تلفن رستوران مراکشی تانجیا: ۴۶۰۱۵۴۶۹
  • آدرس: میدان پونک، خیابان میرزا بابایی، بلوار عدل شمالی، تقاطع نیایش

۶. رستوران کاوالی تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

یکی از لوکس‌ترین گزینه‌ها در میان بهترین رستوران‌های غرب کشور رستوران کاوالی تهران است. وسعت ۴۰۰ مترمربعی این رستوران در دو طبقه آن را به یکی از بهترین انتخاب‌ها برای قرار‌های رسمی و کاری تبدیل کرده و لحظات متفاوتی را برایتان به ارمغان خواهد آورد. از دیگر ویژگی‌های این رستوران می‌توانیم به فضای جذاب با معماری اروپایی و مجلل آن اشاره کنیم که موقعیت خوبی را برای دورهمی‌های دوستانه‌تان فراهم خواهد آورد. این رستوران علاوه بر برخورداری از موسیقی زنده و منوی جذاب و کامل، دارای پارکینگ اختصاصی، فضای VIP و… نیز هست و به همین دلیل نیز می‌توان آن را در میان لیست بهترین رستوران‌های غرب تهران جای داد.

  • شماره تلفن رستوران کاوالی: ۲۲۱۱۴۹۷۶
  • آدرس: سعادت‌آباد، یادگار امام جنوب، فرحزاد شمالی، پلاک ۲۵

۷. رستوران نارنج طلایی

بهترین رستوران‌های غرب تهران

یکی دیگر از پیشنهادات ویژه در لیست بهترین رستوران‌های غرب تهران رستوران نارنج طلایی است. این رستوران که در محدوده شهرک غرب و بلوار فرحزادی قرار گرفته در واقع یک کافه رستوران باکیفیتی است که می‌توانید با خیال راحت روی آن حساب کنید. منوی کامل و جذاب این رستوران در کنار برخورداری از فضای VIP و همین‌طور وای فای رایگان مجموعه کاملی از یک رستوران ایده آل و خوب را شکل می‌دهد.

  • شماره تلفن رستوران نارنج طلایی: ۸۸۳۸۵۴۰۰
  • آدرس: شهرک غرب، بلوار فرحزادی، خیابان عباسی اناری، مجتمع تجاری و اداری آریا، طبقه ۶، کافه رستوران نارنج طلایی

۸. رستوران شکوفه تهران

بهترین رستوران‌های غرب تهران

این رستوران نیز به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های غرب تهران در منطقه فرحزاد قرار دارد و انتخاب ایده آلی برای دورهمی‌های دوستانه و صمیمی به شمار می‌رود. سقف جذاب و زیبای این رستوران در کنار محیط دلنشین آن باعث شده که فضای کلی رستوران به دل بنشیند و ساعات خوشی را برایتان به ارمغان آورد. در کنار این وجود گل و گیاهان بسیار در فضا نیز طراوت و شادابی بسیاری را ایجاد کرده و باعث شده که لذت صرف غذا‌های خوشمزه و لذیذ به مراتب افزایش پیدا کند.

  • شماره تلفن رستوران شکوفه: ۲۲۳۵۴۹۶۲
  • آدرس: یادگار شمال به جنوب، ۱۰۰ متر پایین‌تر از خیابان فرحزاد

منبع: seeiran

محبوبِ پریدنی؛ رونق راسته الکل‌فروش‌ها در تهران


ایران آنلاین – محمد معصومیان: راسته الکل فروشی‌های خیابان ناصرخسرو، بوی دود و کرونا می‌دهد. مردم با ماسک در رفت و آمد هستند. حتی چرخی‌ها که مشغول خالی کردن گالن‌های سم و الکلند هم ماسک به صورت دارند. گالن‌های ۲۰ لیتری جلوی در مغازه‌های لوازم بهداشتی و الکل فروشی‌ها از چرخ دستی به زمین می‌نشینند و بعد در جایی که نمی‌بینیم وارد ظرف‌های یک لیتری و دو لیتری می‌شوند و در ویترین قرار می‌گیرند.

اما من مجهز به یک الکل‌سنج قرار است برای یک شرکت (شرکتی که خودم هم دقیقاً نمی‌دانم چه شرکتی است!) ۵۰لیتر الکل بخرم. راستش را بخواهید شایعات زیادی در مورد فروش الکل تقلبی یا با درصد‌های دستکاری شده در این بازار شنیده‌ام. به مغازه‌های زیادی سر می‌زنم و جنس‌ها را با هم مقایسه می‌کنم.

تولید از زکریا، فروش از ناصرخسرو

آفتاب ظهر مثل نیزه داغ در چشم فرو می‌رود. دستفروش‌های ماسک و دستکش و شیلد، گوشه و کنار این خیابان نشسته‌اند و مردم با آن‌ها چانه می‌زنند. مغازه‌های الکل فروشی هم کم و بیش شلوغ است، اما بیشتر آن‌ها ورودی در را با چسبی شبیه روبان اقتتاح بسته‌اند و روی کاغذی نوشته‌اند به دلیل شیوع کرونا از پذیرفتن مشتریان در داخل مغازه معذورند. داخل مغازه قدیمی سر نبش که از دو طرف در دارد، سه مرد جوان نشسته‌اند. سر صحبت را باز می‌کنم و آن‌ها هم درباره انواع الکل موجود در بازار توضیح می‌دهند.

مردی که پشت دخل نشسته، می‌گوید: «الکل ۹۶ درصد داریم و الکل ایزو ۹۹،۹ درصد که از الکل ۹۶ درصد هم بهتر است. بیشتر برای ایزوله کردن اتاق جراحی استفاده می‌شود، اما اتانول ۹۶ درصد هم کفایت می‌کند. این الکلی که من به شما می‌دهم، با آب قاطی کنید که هم به‌صرفه‌تر است و هم از اینکه خود مغازه‌دار این کار را بکند بهتر است.»

مرد جوانی که روی صندلی دیگری یله شده وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «حتی بعضی شرکتی‌ها ۱۸ درصد الکل هم نیست، آب و رنگ قاطی می‌کنند، فقط بوی الکل می‌دهد.» مرد دیگری که چشمش پی الکل‌سنج دستم است، می‌گوید: «می‌توانی الکل‌سنج هم بزنی، اما الکل‌سنج نشان نمی‌دهد متانول است یا اتانول. ما یک دستگاهی داریم که با آن می‌فهمیم. دستگاه گرانی است، یک میلیون و خرده‌ای قیمت دارد.»

آن‌ها توضیح می‌دهند که متانول سمی است و اگر به دست بخورد، باعث ناراحتی پوستی می‌شود و برخوردش با چشم هم کور می‌کند. مرد یله روی صندلی می‌گوید: «آن‌هایی که به خاطر خوردن الکل مردند، با همین متانول بود.» آن‌ها از مایع ضدعفونی کننده «نانو نقره» هم می‌گویند که تولید ایران است و خواص ضدعفونی کننده دارد. اما حرف هر سه‌شان این است که: «اول آب و صابون بعد اتانول» مرد پشت دخل که متوجه وسواس و سؤال‌های پی در پی‌ام می‌شود، می‌گوید: «ما به ادارات دولتی زیادی الکل می‌دهیم. چون مطمئنند چه چیزی از ما می‌خرند. اما متأسفانه بعضی از همکاران ما شیطنت می‌کنند و متانول دست مشتری می‌دهند و داخلش ایزو الکل می‌ریزند. همان اوایل شیوع کرونا اینجا ۴ تا ۵ مغازه را پلمب کردند.»

مغازه بعدی مرد جوان و بی‌حوصله‌ای است که تا می‌پرسم آیا می‌توانم به مایعی که می‌فروشید الکل‌سنج بزنم یا نه، سگرمه‌هایش درهم می‌رود و می‌گوید: «شیشه‌ها پلمب است، الکل ۹۶ درصد ۹۰تومان. چه الکل‌سنجی می‌خواهی بزنی؟ معلوم است دیگر جنس چطوری است. اصلاً از کجا می‌خواهی بفهمی؟» همین طور ادامه می‌دهد و چشمش بین صورتم و الکل‌سنج بالا و پایین می‌رود. فکر می‌کنم اگر کمی بیشتر سؤال کنم، اتفاق خوبی رخ نخواهد داد.

وقتی در مغازه بعدی را باز می‌کنم، جلوی پایم گالن‌های ۲۰ لیتری را می‌بینم که فروشنده‌ها پشت آن سنگر گرفته‌اند. پسری که پشت دخل ایستاده، تأکید می‌کند که خودش الکل‌سنج دارد و زمان خرید جلوی خودم الکل‌سنج می‌زند. او توضیح می‌دهد که فقط با دستگاه دقیق می‌توان تفاوت جنس را فهمید: «مثلاً اسید اوریک بریزید داخل الکل و آتش بزنید…» البته بعید می‌دانم فروشنده‌ای زیر بار این آزمایش‌های تخصصی برود. او در جواب سؤالم در مورد مارک تجاری الکل می‌گوید: «الکل را با تانکر می‌آورند و ما توی ظرف‌های مختلف می‌ریزیم. مارک‌ها متفاوت است و بعضی هم آنالیزش را روی بشکه‌ها زده‌اند.»

از هر طرف که می‌روم، به نام یا برندی نمی‌رسم. نهایت نام شهر‌هایی که تولیدکننده الکل هستند به میان می‌آید؛ الکل شیراز، الکل مهاباد، الکل قزوین، الکل زنجان و… کمی که حرف می‌زنم، بالاخره رضایت می‌دهد که به یکی از گالن‌هایش الکل‌سنج بزنم. الکل‌سنج دقیق روی ۷۰ می‌ایستد و فروشنده با غرور می‌گوید: «اگر بیشتر از ۵۰ لیتر هم خواستی من در خدمتم.»

مغازه بعدی، اما فروشگاه ژل دست است. پسر درشت هیکلی پشت دخل نشسته و روی میزش یک ژل بزرگ ضدعفونی گذاشته که هر چند لحظه به دستش می‌مالد. آنقدر این کار را تکرار می‌کند که آدم فکر می‌کند ویروس‌ها را به چشم می‌بیند که دست هم را گرفته‌اند و می‌رقصند. او با تعصب از برتری ژل نسبت به الکل داد سخن می‌دهد: «الکل برای شست‌وشو خوب است ژل برای دست.

ببین داداش! الکل قلابی زیاد است. اتانول را جای متانول می‌دهند یا آب قاطی می‌کنند. در این بازار همه چیز پیدا می‌شود. همین فروشنده همسایه ما الکل آورده بود الکل‌سنج زد معلوم شد ۹۸ درصد آب است. بعضی وقت‌ها مغازه‌دار هم نمی‌داند. کلاً بهتر است از داروخانه معتبر بخرید.»، اما وقتی می‌شنود می‌خواهم ۵۰ لیتر الکل بخرم، به یکباره ورق برمی‌گردد: «من خودم الکل خوب دارم به تو می‌دهم لیتری ۶۰ تومان؛ الکل ۹۶ درصد که خودم مستقیم از کارخانه می‌آورم.»

تولید از زکریا، فروش از ناصرخسرو

«بوی بهشت می‌دهد تا حالا بهشت رفتی؟» مرد فروشنده لوزام آرایشی بهداشتی این جمله را به خریدار ادکلن می‌گوید و خریدار با خنده می‌گوید: «ایشالا کرونا گرفتم بعدش می‌روم، جای شما را هم خالی می‌کنم.» او وسط شلوغی جلوی مغازه‌ای قدیمی ایستاده و قیمت می‌دهد: «ضدعفونی ۴ لیتری دارم مارک خوبی است. ۴ لیتر ۷۰ درصد ۱۲۴ تومان است.» می‌پرسم می‌توانم الکل‌سنج بزنم؟ می‌گوید: «حتماً»، اما تا دستم به سمت گالن می‌رود، با خنده تمسخر آمیزی می‌گوید: «اول پولش را بده بعد الکل‌سنج بزن. اگر هم ۷۰ درصد نبود نبر.»

جلوی پاساژی نرسیده به میدان مروی، پر است از ادکلن فروشی. چند مرد بدون ماسک ایستاده‌اند، گل می‌گویند و گل می‌شنوند. یکی از آن‌ها که تی‌شرت زردی به تن دارد و سبیل قیطانی، با خنده می‌گوید: «من سال‌هاست اینجا کار می‌کنم. در این بازار همه چیز پیدا می‌شود، اما در این پاساژ پیدا نمی‌کنی اینجا فقط الکل فیکساتور پیدا می‌شود که برای فیکس کردن بوی ادکلن است.» مرد دیگری وقتی می‌شنود قرار است برای شرکتی خرید کنم، دعوت می‌کند تا از الکل‌های درجه یک او که در گنجه‌ای کنار مغازه در ظرف‌های یک لیتری چیده شده، دیدن کنم: «من الکل ۹۶ فیکساتور دارم. محلول عطر و ادکلن است. این‌ها برند خاصی ندارد، ولی با اطمینان به تو می‌دهم، چون به کار خودم ایمان دارم.»

در کشویی را باز می‌کند و یک ظرف بیرون می‌آورد و روی دستم می‌ریزد و می‌گوید: «ماسک را بکش پایین و بو کن!» بوی الکل می‌دهد: «مثل اشک چشم زلال است. این بوی الکل است اگر متانول بود، دماغت را می‌سوزاند.» از من می‌خواهد الکل‌سنج را داخل ظرف یک لیتری بیندازم بعد یکدفعه به هم نگاه می‌کنیم و با خنده می‌پرسیم حالا چطور الکل‌سنج را از سر تنگ ظرف، بیرون بیاوریم. الکل‌سنج خلوص بالای الکل را نشان می‌دهد و فروشنده دوباره تأکید می‌کند: «من به کارم ایمان دارم» او دلیل رنگ آبی مایع ضدعفونی و الکل‌ها را جلوگیری از مصرف خوراکی آن می‌داند و از اینکه سربلند از آزمایش بیرون آمده، خوشحال است.

در یکی از کوچه‌های تنگ متصل به خیابان ناصرخسرو پر از مغازه‌های کوچک تنگ هم است و سرشان هم خلوت. بیشترشان یا الکل ندارند یا مقدار زیادش را نمی‌توانند تأمین کنند. همین طور که از حجره‌ای به حجره دیگر می‌روم، یک نفر صدایم می‌کند. ترسم می‌گیرد. برمی‌گردم و می‌بینم مردی که در انتهای کوچه ایستاده با دست اشاره می‌کند به سمتش بروم. کوچه خلوت است، اما باز بودن مغازه‌ها دلگرمم می‌کند.

تولید از زکریا، فروش از ناصرخسرو

نزدیکش می‌روم کنار دری که به زیرزمین باز می‌شود ایستاده و می‌پرسد: «اتانول می‌خواهی؟ هر چی بخواهی هست‌ها» او خودش را خریدار ماسک معرفی می‌کند، اما اینکه چرا آنجا ایستاده لابد داستان دیگری است. تشکر می‌کنم و برمی‌گردم به خیابان اصلی که اندکی شلوغ‌تر شده است. در راه با خودم فکر می‌کنم بیچاره مردمی که قرار است در این بازار خرید کنند. همه چیز پیچیده و متناقض است. شبیه یک اثر هنری که به تحلیل و نتیجه‌گیری سرراستی تن نمی‌دهد.

بهترین رستوران های اطراف تهران


برترین‌ها: گذران وقت و صرف غذا در رستوران به نوعی تفریح به حساب می‌آید و می‌تواند لذت خوردن غذا را برایتان دو چندان کند. رستوران‌های بی‌نظیری با انواع غذا‌های ایرانی و یا غذا‌های ملل مختلف در تهران وجود دارند و کیفیت بالای غذا‌های آن‌ها منجر به محبوبیت هرچه بیشتر این رستوران‌ها شده‌اند. بهترین رستوران‌های اطراف تهران و خارج از شهر، به دلیل داشتن آلودگی کمتر نسبت به مرکز شهر و همچنین محیط‌های سرسبز‌تر و زیباتر، می‌توانند لذت خوردن غذا را به اوج خود برسانند.

پیشتر در برترین‌ها به بررسی بهترین رستوران های شمال تهران، بهترین رستوران های شرق تهران، بهترین رستوران های غرب تهران و بهترین رستوران های مرکز تهران پرداخته‌ایم. در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا بهترین رستوران های اطراف تهران را به شما معرفی کنیم.

۱. رستوران باغ بهشت

بهترین رستوران های اطراف تهران

این رستوران که یکی از معروف‌ترین و بهترین رستوران های اطراف تهران به حساب می‌آید در فشم واقع شده است. رستوران باغ بهشت در یک باغ طبقاتی قرار دارد و محوطه‌ی آن با آلاچیق‌های شیشه‌ای زیبا دیزاین شده است. قدمت ۲۰ ساله‌ی این رستوران فوق‌العاد می‌تواند اثبات رفتار حرفه‌ای و تجربه مدیران و کارکنان این رستوران در برخورد با مشتریان باشد.

قیمت غذا‌های این رستوران اگرچه نسبتا سطح بالاست، اما کیفیت غذا‌های آن و سرویس‌دهی به مشتریان به حدی خوب و قوی است که قیمت بالای غذا‌ها را جبران می‌کند. یکی دیگر از دلایل اصلی قرار گرفتن این رستوران در لیست بهترین رستوران های اطراف تهران، چای ذغالی مشهور این رستوران است که طرفداران خاص و ویژه‌ی خود را دارد.

آدرس: ابتدای جاده فشم (زردبند)، سمت چپ، رستوران باغ بهشت


۲. رستوران شاخه نبات

بهترین رستوران های اطراف تهران

فضای متفاوت و بی‌نظیر، کیفیت و تنوع بالای غذاها، پارکینگ بسیار بزرگ، درخت‌های قدیمی و زیبای محوطه، سرویس‌دهی سریع و برخورد مناسب کارکنان رستوران شاخه نبات تنها برخی از دلایل قرار گرفتن این رستوران در لیست بهترین رستوران های اطراف تهران می‌باشند.

اگر از رستوران‌های سرپوشیده مرکز تهران خسته شده‌اید، پیشنهاد ما به شما این است که کمی از تهران خارج شوید و غذای خود را در رستوران شاخه نبات صرف کنید.

آدرس: فشم، ابتدای جاده زردبند


۳. رستوران ارکیده

بهترین رستوران های اطراف تهران

اگر پیشتر به جاده چالوس رفته باشید، حتما هنگام حرکت در آن متوجه انبوه زیادی از خودرو‌های پارک شده جلوی درب یک رستوران شده‌اید. ارکیده همان رستوران شلوغ و پرطرفدار جاده چالوس است. این رستوران یکی از قدیمی‌ترین رستوران‌های جاده چالوس است که کیفیت بالای غذا‌های آن به خصوص شیشلیک و باقالی‌پلو با ماهیچه‌اش به محبوبیت رسیده و در لیست بهترین رستوران‌های اطراف تهران جای گرفته است. برخورد خوب کارکنان، سرویس‌دهی خوب و سریع و داشتن فضا‌های متنوع متناسب با هر سلیقه‌ای، از دیگر نکات مثبت رستوران ارکیده هستند.

آدرس: کیلومتر ۱۲ جاده چالوس


۴. رستوران میرزایی

بهترین رستوران های اطراف تهران

یکی از سرسخت‌ترین رقبای رستوران ارکیده در جاده چالوس، رستوران میرزایی می‌باشد. فضای داخلی این رستوران نسبت به سایر باغ رستوران های اطراف تهران، مدرن‌تر و شیک‌تر است. یکی از نکات مثبت این رستوران تخت‌هایی هستند که کنار رودخانه قرار گرفته اند و می‌توانند لذت تجربه غذایی بی‌نظیر در فضایی دلنشین را به شما هدیه دهد. کیفیت بالای غذا‌های این رستوران و محیط دلنشین و شیک آن باعث قرار گرفتن آن در لیست بهترین رستوران های اطراف تهران شده است. این رستوران نیز از قدیمی‌ترین رستوران‌های جاده چالوس است و طرفداران زیادی دارد.

آدرس: کیلومتر ۷ جاده چالوس


۵. رستوران پرسه

بهترین رستوران های اطراف تهران

پنجمین رستوران از لیست بهترین رستوران های اطراف تهران، رستوران ایتالیایی پرسه، در لواسان می‌باشد. دیزاین زیبای غذاها، کیفیت بالای پیتزا و استیک این رستوران، برخورد خوب و محترمانه پرسنل رستوران و قیمت مناسب غذا‌ها از نکات مثبت این رستوران ایتالیایی در لواسان می‌باشند که توانسته‌اند مشتریان زیادی را به سمت این رستوران سوق دهند.

اگر قصد دارید غذایتان را در یکی از بهترین رستوران های اطراف تهران صرف کنید و ذائقه‌ی شما غذا‌های ایتالیایی را می‌پسندد، پیشنهاد ما به شما رستوران ایتالیایی پرسه لواسان است.

آدرس: لواسان، نرسیده به میدان امام خمینی، بعد از داروخانه مادر، روبروی بانک صادرات


۶. رستوران سفیر

بهترین رستوران های اطراف تهران

یکی دیگر از بهترین رستوران های فشم و لواسان، رستوران سفیر می‌باشد که البته بر خلاف رستوران پرسه ایتالیایی نیست و غذای ایرانی سرو می‌کند. این رستوران با داشتن محیطی نسبتا مدرن و شیک و همچنین کیفیت بالای غذا‌ها به نسبت قیمت مناسب آن‌ها باعث شده که مشتریان زیادی جذب آن شوند. این رستوران مناسب کسانی است که دوست دارند غذا‌های فوق‌العاده ایرانی را در فضایی شیک و مدرن میل کنند و همچنین بتوانند از آب و هوای بی‌نظیر خارج تهران بهره‌مند شوند.

آدرس: کیلومترسوم جاده فشم رستوران سفیر


۷. رستوران شومینه

بهترین رستوران های اطراف تهران

رستوران شومینه یکی از رستوران های محبوب جوانان در منطقه لواسان به حساب می‌آید و به همین خاطر منوی آن پر است از تنقلات و غذا‌هایی که موردعلاقه جوانان هستند. از نکات مثبت این رستوران می‌توانیم به دارا بودن منوی کافی‌شاپ مانند قهوه، چای و انواع دمنوش‌ها اشاره کنیم. غذا‌های این رستوران نیز کیفیت بسیار بالایی دارند و محبوبیت زیادی در بین مردم دارند.

آدرس: لواسان، میدان بسیج، سینک، رستوران شومینه


۸. رستوران مهر میترا

بهترین رستوران های اطراف تهران

اگر گیاه‌خوار هستید و تمایل دارید غذای خود را در محیطی زیبا و در آب و هوای پاک و بی‌نظیر لواسان میل کنید، پیشنهاد می‌کنیم حتما به رستوران مهر میترا بروید. این رستوران با دارا بودن منویی با اسامی خاص و داشتن فضای انرژیک توانسته در مدت زمان کوتاه طرفداران بسیاری جلب کند. برخورد خوب و محترمانه کارکنان، غذا‌های سالم و خوشمزه، سرویس‌دهی و خوب و سریع و همچنین قیمت مناسب غذا‌ها نسبت به کیفیت بالای آن‌ها از دیگر دلایل قرار گرفتن این رستوران گیاهی در لیست بهترین رستوران‌های اطراف تهران هستند.

اگر شما هم تجربه خوردن غذایی بی‌نظیر در رستورانی با محیط فوق‌العاده، در اطراف تهران را داشته اید آن رستوران را به ما معرفی کنید.

منبع: foursquare

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران


برترین‌ها: رستوران‌های فضای باز معمولاً برای کسانی که ترجیح می‌دهند زیر سقف آسمان در فضای آزاد باشند و هوایی تازه کنند گزینه‌های ایده آلی به شمار می‌روند. در این میان با توجه به شیوع ویروس کرونا و ضرورت حفظ و رعایت پروتکل‌های بهداشتی، رستوران‌های فضای باز انتخاب‌های هوشمندانه‌تر و مطمئن‌تری خواهند بود. به همین دلیل هم در این مطلب با شما هستیم تا بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران را معرفی کنیم. پس با ما همراه باشید.

کافه رستوران خانه هنرمندان

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

کافه رستوران خانه هنرمندان نیز به عنوان یکی دیگر از بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران در حال حاضر با رعایت تمامی نکات و پروتکل‌های بهداشتی به مشتریان خود خدمت‌رسانی می‌کند. این رستوران فضای باز و زیبایی دارد و درختان قدیمی و تنومند آن نیز زیبایی این فضا را چندین برابر کرده‌اند. از ویژگی‌های بارز این کافه پایبندی و وفاداری به رژیم گیاه‌خواری است. به همین دلیل هم شما می‌توانید به راحتی روی آن حساب کنید.

آدرس کافه رستوران خانه هنرمندان: خیابان طالقانی، موسوی شمالی (فرصت)، ضلع جنوبی باغ هنر، خانه هنرمندان ایران


کافه گودو یاس

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

از دیگر کافه‌هایی که می‌توان به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران در نظر گرفت کافه گودو یاس است. این کافه دکوراسیون و چیدمان متفاوت و ساختارشکنانه‌ای دارد که می‌تواند توجه شما را به خود جلب کند. حیاط بزرگ این کافه شرایط ایده آلی را برای روز‌های کرونایی فراهم کرده و در کنار حوض زیبا و متفاوت خود فضا جذابی رو به وجود آورده است. فولکس قورباغه‌ای که در گوشه این کافه وجود دارد به عنوان یکی از اصلی‌ترین المان‌های این کافه شناخته می‌شود که به نوعی هویت آن را تکمیل می‌کند. به همین دلیل است که المان‌های دکوراسیونی این کافه توجه شما را به خود جلب می‌کند.

آدرس کافه گودوی یاس: خیابان نجات اللهی، نرسیده به سمیه، خیابان محمدی، بن‌بست گل یاس


رستوران اس پی یو

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

حوالی درکه یکی از پرطرفدارترین رستوران‌های روباز توجه شما را به خود جلب خواهد کرد. رستوران اس پی یو میان کوچه‌های کوهستانی محبوبیت بسیاری پیدا کرده و با یک منوی کامل و جذاب از انواع کباب لقمه، برگ، ششلیک و… این محبوبیت را به مراتب افزایش داده است. تخت‌هایی که در دکوراسیون این رستوران قرار دارند به سبک قدیمی و سنتی هستند و همین مسئله نیز زیبایی فضا و محیط آن را دوچندان کرده است.

آدرس رستوران اس پی یو: درکه، میدان درکه


چای بار

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

کافه چای بار به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران در ساختمان کلاه فرنگی باغ انجمن خوشنویسان قرار دارد. این کافه از دو فضای داخلی و خارجی برخوردار است و به همین دلیل هم می‌تواند انتخاب هوشمندانه‌ای برای روز‌های کرونایی به شمار آید. میز و صندلی‌هایی که در فضای باز این کافه قرار گرفته‌اند شما را به باغی وصل می‌کنند که حس و حال کافه را بهتر و زیباتر کرده است.

آدرس چای بار: خیابان دزاشیب، خیابان کریمی، خیابان سلیمی شمالی، پلاک ۱۴۵


رستوران دریایی نگین

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

از دیگر گزینه‌هایی که می‌توان به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های فضا باز در تهران در نظر گرفت رستوران دریایی نگین در فلکه دوم صادقیه است. این رستوران با چراغ‌های فانوسی زیبای خود توجه افراد بسیاری را به خود جلب خواهد کرد. در کنار آن، چیدمان ساده این رستوران دریایی نیز آن را به گزینه ایده آلی برای دورهمی‌های رسمی و غیررسمی تبدیل کرده است. نکته‌ای که باید به آن اشاره کنیم این است که این رستوران فقط مخصوص کسانی که طرفدار غذا‌های دریایی هستند نیست، بلکه منوی متفاوت و متنوعی از انواع فست فود‌ها و غذا‌های ایرانی این رستوران می‌تواند سلیقه تمامی افراد را تحت پوشش خود قرار دهد.

آدرس رستوران دریایی نگین: صادقیه، بلوار آیت‌الله کاشانی، تقاطع جنت‌آباد جنوبی، نبش خیابان نیرو


کافه ریبار

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

معمولاً کافه‌هایی که در یک مجموعه تاریخی و بنایی متفاوت قرار می‌گیرند با اقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند. یکی از بهترین کافه‌هایی که در این میان می‌توان معرفی کرد کافه ریبار است. این کافه علاوه بر طراحی زیبا و آرامش‌بخش خود با قرارگیری در باغ و نمای موزه زمان، لحظات لذت‌بخش بیشتری را برای شما فراهم خواهد کرد. بوفه صبحانه این کافه شهرت بسیاری دارد و با یک منوی متنوع و متفاوت شما را شگفت‌زده خواهد کرد.

آدرس کافه ریبار: خیابان ولیعصر، ابتدای زعفرانیه، داخل موزه زمان


حیاط شماره ۶۵

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

این کافه نیز مانند بسیاری دیگر از کافه‌های محبوب دیگر، به عنوان یک کافه حیاط دار شناخته می‌شود. زیرزمین این کافه یک کارگاه نجاری و گالری است که همین موضوع میز به جذابیت آن می‌افزاید. کافه حیاط ۶۵ به لحاظ طراحی متفاوت و آرامش‌بخش خود لحظات بسیار خوبی را برای شما رقم خواهد زد. به همین دلیل هم باید بگوییم که می‌توان از آن به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران یاد کرد. از ویژگی‌های مثبت این کافه آن است که در فصل‌های سرد سال، پرسنل این کافه به مشتریان پتو‌هایی می‌دهند تا با وجود وسایل گرمایشی محیط، احساس سرما نکنند.

آدرس کافه حیاط ۶۵: میدان فردوسی، خیابان موسوی، سر کوچه اعتمادی مقدم، پلاک ۳۲


خانه فرهنگ مانا

بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران

این کافه نیز به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های فضای باز در تهران از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است. در و پنجره‌های چوبی این کافه در کنار فضای داخلی پرنور، حیاط دل‌باز و دیوار‌های آجری، فضای کافه خانه فرهنگ مانا را متفاوت‌تر و جذاب‌تر کرده است. این کافه به شکلی طراحی شده که شما را یاد خانه‌های قدیمی و خوش صفا می‌اندازد و به همین دلیل نیز سرشار از حس و انرژی مثبت خواهد بود. منوی این کافه از تنوع بالایی برخوردار است و با آش‌ها و کله‌جوش خوشمزه و جذاب خود می‌تواند یک خاطره دوست‌داشتنی و دلنشین را در یاد شما زنده نگه دارد. باید به این نکته نیز اشاره کنیم که در کافه خانه فرهنگ مانا برخی از روز‌ها موسیقی زنده نیز در فضا و محوطه حیاط اجرا می‌شود.

آدرس کافه مانا: بلوار کشاورز، خیابان وصال، کوچه شاهد پلاک ۶

داستان خواندنی شکل‌گیریِ امجدیه، قلب فوتبال تهران


روزنامه شهروند – جواد نصرتی: ورزش در ایران پیش از افتتاح امجدیه، چیزی مثل اجرای اپرا در یک دشت وسیع بود. ایرانی‌ها در ابتدای قرن پیش، سال‌به‌سال با رشته‌های جدید ورزشی آشنا می‌شدند و فوج‌فوج عاشق فوتبال می‌شدند. روشنفکران و مروجان ورزش مدرن از یک سو و حاکمیت از سویی دیگر مردم را به ورزش کردن تشویق می‌کردند.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز روزگاری معبد ورزش ایران بود

زنگ ورزش در مدارس اجباری شده بود. طبقه متوسط تازه شکل گرفته، لذت ورزش را به جان می‌خرید. روح رقابت و کسب افتخار ورزشی، در جامعه تزریق می‌شد. تجربیات ورزشی غربی به ایران منتقل می‌شد. نخستین نسل از ورزشکاران ایرانی تربیت شده بود. همه چیز مهیا بود و تنها یک چیز کم بود. آن یک چیز، امجدیه بود. امجدیه، بزرگ‌ترین اتفاق ورزشی در تاریخ ایران آن سال‌هاست.

نخستین مجموعه ورزشی تاریخ ایران، در روز‌هایی به خدمت جامعه ورزش درآمد که فوتبالیست‌ها در ولایات، شهر به شهر گورستان‌های متروکه را برای فوتبال بازی کردن صاف می‌کردند. شنا و دوومیدانی در امجدیه اوج گرفتند و کشتی ایران در همین‌جا جهانی شدنش را آغاز کرد. رشته به رشته، ورزش‌های بیشتری در امجدیه جان گرفتند. امجدیه، معبد ورزش ایران شد.
پیوند آن با فوتبال، اما فراتر از رابطه‌اش با هر ورزش دیگری بود. هیچ ورزشی همچون فوتبال در امجدیه روز‌های خوش نداشته است. هر چه باشد، امجدیه حیات خود را مدیون فوتبال است.

۶ سال از قرن جدید گذشته بود که برای نخستین بار در تاریخ، یک تیم فوتبال ایرانی تیم انگلیسی‌های مقیم ایران را شکست داد. ایرانی‌ها برای نخستین بار طعم غرور ورزشی را چشیدند. این مسابقه، پیام تبریک رضاشاه را به همراه داشت و دستور ساخت ورزشگاه صادر شد. زیرنظر علی‌اصغر حکمت، کار ساخت ورزشگاه شروع شد. مجلس خرید زمین‌های امجدالسلطنه را که آن زمان بیرون از محدوده شهری بود تصویب کرد و راه آمدن مالکان برای فروش زمین، تکلیف نام ورزشگاه را مشخص کرد. کار ساخت استادیوم در سال۱۳۱۷ به پایان رسید و یک سال بعد، در شهریور رسماً افتتاح شد.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز روزگاری معبد ورزش ایران بود

بعد از آن، امجدیه خانه رویداد‌های تاریخی شد. فوتبال ایران برای نخستین بار در امجدیه به المپیک رفت و قهرمان آسیا شد. نخستین نسل طلایی فوتبال در همین ورزشگاه پا به توپ شد. دربی تهران، بزرگ‌ترین دوقطبی فوتبال آسیا، در همین جا زاده شد. روی سکو‌های امجدیه بود که هواداری فوتبال شکل گرفت. در همین‌جا بود که رکورد‌های دوو‌میدانی ایران بار‌ها و بار‌ها شکست.

امجدیه قبله ورزش ایران شد. معبد فراخی شد که نسل به نسل جوانان را زایر و مجاور خود می‌کرد. مخاطب هر آنچه که در امجدیه روی می‌داد، تمام ایران بود.

میدان ورزش محبوب پایتخت، به آرامی به بخشی از زندگی ایرانی تبدیل شد و صدای تقابل از آن به گوش می‌رسید. در سالی که محمدرضا پهلوی بر سر خود تاج می‌گذاشت، مکتب تیم شاهین و هوادارانش در امجدیه، نماد مستقل بودن از حاکمیت بودند. بهای این دوری کردن از قدرت، انحلال شاهین بود.

در قهرمانی جام‌ملت‌های آسیا در تهران در سال۱۳۴۷، پیروزی تیم ملی برابر اسرائیل و نخستین قهرمانی ایران در آسیا، امجدیه را به صحنه دیگری از تقابل خواست مردم و حاکمیت تبدیل کرد. بسیاری شادی بی‌حد مردم از این قهرمانی را، واکنشی به نزدیکی فراوان دولت‌های وقت ایران و اسرائیل می‌دانند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب هم در خاطرات خود به این مسئله اشاره کرده‌اند.

بعد از انقلاب، تغییر نام امجدیه به شهید علی‌اکبر شیرودی از قهرمانان هوانیروز در جنگ تحمیلی، نشانه‌ای از تغییرات بزرگ در کشور بود. در روز‌هایی که جنگ، داغ جوانان وطن را به دل ایرانی‌ها می‌گذاشت، ورزشگاه شیرودی و فوتبال‌هایش، همچنان بزرگ‌ترین دلخوشی ورزشی جامعه بود.

با کوچ اجباری مسابقات فوتبال به ورزشگاه آزادی، آرام‌آرام روح ورزشگاه هم آرام گرفت. امجدیه/شیرودی، نه یکباره که در طول سال‌ها خاموش شد.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز روزگاری معبد ورزش ایران بود

هزاران هزار ایرانی در طول چند نسل راهشان بار‌ها و بار‌ها به این مجموعه افتاده است. میلیون‌ها نفر هم سال‌ها مشتاق شنیدن و دیدن هر آنچه در این مجموعه اتفاق می‌افتاد بوده‌اند.

همه آن خاطرات، در میدان وسیعی که مسئولان ورزش کشور فعلا از ترس و رودربایستی به مرکز تجاری تبدیلش نکرده‌اند دفن شده است. میدانی که روزگاری معبد ورزش ایران بود، در قلب تهران، فراموش شد و حالا، مدفن بخشی بزرگ از تاریخ ایران است.

کنسرت در امجدیه

شیرودی امروز و امجدیه دیروز

امجدیه، از همان روز‌های اول تولدش، محلی برای انواع جشن بود. از عروسی و تولد‌های بزرگ گرفته تا کنسرت‌های متنوع، امجدیه همیشه گزینه اول بود. برخی از رویداد‌های فرهنگی بزرگ در امجدیه، کنسرت‌های گروه‌های پیشروی موسیقی آن سال‌ها بودند.

در سال۱۳۴۵، کنسرت گروه‌های «بیت» در امجدیه برگزار و با استقبال زیادی هم مواجه شد. در میان این گروه‌ها، اجرای «اعجوبه‌ها» که به بیتل‌های ایران معروف بودند با استقبال زیادی مواجه شد.

فوتبال با طعم ساندویچ‌های محمود

سعید مروتی: ما همه پرسپولیسی بودیم؛ همه خانواده پدری. سال‌ها قبل از تولد من و سال‌ها قبل از تاسیس پرسپولیس، همه شاهینی بودند و دوستدار دکتر مصدق و جبهه ملی. شاهین که منحل شد و پرسپولیس آمد همه پرسپولیسی شدند؛ از همان روز اول. در چنین خانواده‌ای شما پرسپولیسی به دنیا می‌آمدی. نمی‌دانم چرا، ولی تا قبل از سال ۶۱ هیچ بزرگ‌تری من را به استادیوم نمی‌برد. ما دسته‌جمعی پارک لاله می‌رفتیم.

با زنبیلی که پر از خوراکی‌های خوشمزه بود و پتویی و زیراندازی. مهر ۶۱ خانه پدربزرگ بودیم که باز بساط رفتن به پارک فراهم شد. یعنی من اینطور فکر می‌کردم. در گذاشتن وسایل به داخل پیکان استیشن عموی بزرگم به پسر‌عمه‌ام کمک می‌کردم که یک دفعه گفت: «داریم می‌ریم استادیوم. پرسپولیس بازی داره.» چند دقیقه بعد من به همراه عمو‌ها و پسرعمه‌ها در راه استادیوم بودم. امجدیه یک سالی بود به شهید شیرودی تغییر نام داده بود، ولی هنوز همه آن را با نام قدیمی‌اش صدا می‌کردند.

استادیوم را فقط در تلویزیون دیده بودم و آزادی که بزرگ‌تر بود را از شیرودی بیشتر دوست داشتم بدون اینکه تصور دقیقی از رفتن به ورزشگاه داشته باشم. رسیدیم به حوالی استادیوم. تا عمو پیکانش را پارک کند، من و پسرعمه‌ام پیاده شدیم و رفتیم به سمت شیرودی. تا بقیه برسند خودمان را رساندیم به ساندویچی جنب شیرودی. اینجا ساندویچی محمود بود که بعدا فهمیدم این مغازه کوچک خودش بخشی از تاریخ امجدیه سابق و شیرودی فعلی است.

تا ساندویچ‌های ما آماده شود بقیه هم رسیدند و کمی هم غر زدند. زنبیلی که دست عموی کوچکم بود پر بود از کتلت‌هایی که مادربزرگم درست کرده بود. بچه بودم و ساندویچ بیرون را به غذای خانه ترجیح می‌دادم. بزرگ شدم و فهمیدم هیچ‌چیزی ساندویچ محمود با آن سس مخصوص و منحصر به فردش نمی‌شود. خوشحال و خندان و در حال خوردن ساندویچ وارد ورزشگاه شدیم. فاصله کوتاه بلیت‌فروشی تا ورود به داخل استادیوم را به سرعت طی کردیم.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز

جمعیت به‌تدریج می‌آمد و ما خیلی زودتر از شروع بازی پرسپولیس آمده بودیم. زمین فوتبال شیرودی خیلی بزرگ‌تر از چیزی بود که در تلویزیون دیده بودم. رسیدیم به سکو‌ها و زیرانداز پهن شد و ما نشستیم به تماشا. قبل از پرسپولیس و شاهین، یک بازی دیگر در حال برگزاری بود. نام یکی از تیم‌ها هنوز یادم مانده؛ کیان که چند نفری از تماشاگران برایش دم گرفته بودند «کیان آرژانتینی». راست می‌گفتند پیراهن راه‌راه کیان خیلی شبیه پیراهن تیم ملی آرژانتین بود. پسر‌عمه‌ام گفت علی پروین زمانی بازیکن کیان بوده. یک ردیف پایین‌تر از ما چند مرد میانسال نشسته بودند و چشم از زمین برنمی‌داشتند.

پسرعمه بزرگم گفت این‌ها پای ثابت امجدیه هستند؛ شیفتگان فوتبال که همه بازی‌ها را می‌بینند. روبه‌رویمان زیر ساعت ورزشگاه هم ۳۰-۲۰ نفری حاضر بودند. بعد‌ها فهمیدم آن‌ها شرط‌بند‌های شیرودی هستند و سر همه چیز شرط می‌بندند. ورزشگاه هنوز خلوت بود. صدای توپ را به خوبی می‌شد شنید و از جایی که ما نشسته بودیم آنقدر به زمین مسلط بودیم که احساس می‌کردم داخل زمین چمن هستیم. اواخر بازی یک گل هم دیدیم. کیان گل زد و چند نفری هم شادی کردند. ورزشگاه به مرور پر می‌شد و ما در حال خوردن میوه بودیم. انگار آمده بودیم پارک لاله.

بوی چمن هم این حس را تداعی می‌کرد. چند دقیقه‌ای گذشت تا اینکه پرسپولیسی‌ها برای گرم‌کردن وارد زمین شدند. پروین جلودار بود و کل استادیوم ایستاده بودند و تشویقش می‌کردند: «سلطان علی پروین». با عموی کوچکم و دو پسر‌عمه‌ام ایستاده بودیم و با جمعیت همراهی می‌کردیم. عموی بزرگم لبخند به لب نشسته بود. یکی از تماشاگران گفت: «نامردا طرح ۲۷ساله‌ها رو آوردن که پروین دیگه تو تیم ملی نباشه».

بعدا فهمیدم رئیس سازمان تربیت‌بدنی طرحی را اجرایی کرده که براساسش بازیکنان بالای ۲۷‌سال نباید در تیم ملی بازی کنند. احتمالا پروین و حجازی آن‌ها را یاد قبل از انقلاب می‌انداخت و فقط با چنین قانون عجیبی می‌شد آن‌ها را از تیم ملی حذف کرد. حالا ما در شیرودی بودیم و شاهد هنرنمایی سلطان که تماشای بازی‌اش از نزدیک خیلی دلچسب بود؛ تکنیک نابش، دریبل‌ها، پاس‌ها و سانتر‌ها و کاریزمایش داخل زمین که بازیکنان تیم رقیب را هم به احترام وادار می‌کرد؛ سلطان بی‌گفت‌وگویی که ۲ گل به شاهین زد تا پرسپولیس ۲ بر ۱ شاهین را شکست دهد. هنوز بازی تمام نشده بود که با تصمیم عموی بزرگم جمع‌و‌جور کردیم که از ورزشگاه خارج شویم؛ «بریم بازی تموم شه شلوغ می‌شه.»

در حال خروج از شیرودی یک‌دفعه متوجه شدم که جز پروین خیلی متوجه بقیه بازیکنان نشده‌ام. ضیا عربشاهی، محمد پنجعلی، غلام فتح‌آبادی، محمد مایلی‌کهن، حمید درخشان، مجید سبزی و بقیه پرسپولیسی‌ها را برای نخستین بار از نزدیک دیده بودم و در واقع ندیده بودم، چون در کل بازی حواسم به پروین بود. حتی وقتی شاهین گل زد هم چشم‌ام به سلطان بود که داشت بازیکنانش را شماتت می‌کرد. دوست نداشتم از شیرودی خارج شوم، ولی چاره‌ای جز تبعیت از تصمیم بزرگ‌تر‌ها نبود.

خیلی زود به شیرودی برگشتم؛ یکی، دو هفته بعد از روزی که عاشق سلطان شدم. بازی پرسپولیس هم نبود. یک بازی معمولی بین تیم‌های وسط جدول که با چند تا از پسربچه‌های فامیل آمدیم و تماشایش کردیم. اینقدر پول نداشتیم که از محمود ساندویچ بخریم، ولی در عوض حسابی در شیرودی گشتیم. استخر بزرگش را از پشت شیشه‌ها نگاه کردیم. سال‌های جنگ بود و فوتبال باشگاه‌های تهران یکی از معدود دلخوشی‌های ما (دلخوشی دیگر سینما بود). بیشتر بازی‌ها در شیرودی برگزار می‌شد که وسط شهر بود و رفت‌وآمد به آن آسان.

داستان «اول ساندویچ بعد سینما» که نخستین بار در مجله فیلم و از قول خسرو دهقان خواندیم برای ما تبدیل شده بود به «اول ساندویچ بعد فوتبال». خیلی از بازی‌ها را با طعم ساندویچ‌های محمود در شیرودی تماشا کردیم؛ ورزشگاهی که مثل آزادی غول‌آسا و دست‌نیافتنی نبود. بعد از جنجال‌های بازی برگزار نشدن پرسپولیس، پاس، سرخ پوشان دیگر به شیرودی نیامدند. شیرودی شد ورزشگاه اختصاصی استقلالی‌ها و کم‌کم پای ما هم از آنجا بریده شد، ولی یادش برای همیشه ماند؛ به‌خصوص نخستین دیدار و لذت تماشای هنرنمایی سلطان که اسطوره همه سال‌های کودکی و نوجوانی‌ام شد.

زمین فوتبال شیرودی از اواخر دهه ۶۰ اهمیتش کمتر و کمتر شد و انگار همه یادشان رفت این استادیوم چگونه سال‌ها میزبان تیم‌های تهرانی بود. خود تیم‌های تهرانی هم از یاد رفتند و اغلبشان به مرور نابود شدند. ورزشگاه پیر شهر، اما هنوز هست، ولی دیگر سال‌هاست که هیچ‌کس در زمین چمنش پا به توپ نمی‌شود. ساندویچی محمود هم هست، ولی خودش دیگر نیست و از آن سس منحصر‌به‌فرد هم خبری نیست. از مسابقات فوتبال باشگاه‌های تهران هم یک خاطره کمرنگ مانده؛ خاطره روزگار سپری شده‌ای که نبض فوتبال هنوز در شیرودی می‌تپید.

دانش‌آموزان؛ مهمانان همیشگی امجدیه

بخش بزرگی از جشن‌های امجدیه، رژه رفتن دانش‌آموزان بوده است. دانش‌آموزان، به مناسبت‌های مختلف به امجدیه می‌آمدند و مقابل مهمانان رژه می‌رفتند.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز

عقاب امجدیه

هیچ دروازه‌بانی بیش از عزیز اصلی به امجدیه تعلق ندارد. اصلی که یکی از متعصب‌ترین کاپیتان‌های تاریخ پرسپولیس بود و در سخت‌ترین روز‌ها هم این تیم را رها نکرد، در امجدیه با تیم ملی، قهرمان آسیا شد و به المپیک صعود کرد. فوتبالیستی که بعداً هنرپیشه شد و نقاشی می‌کرد، سال‌ها در امجدیه، هواداران را به وجد آورد و ستاره آن‌ها بود.

شیرودی امروز و امجدیه دیروزناصر حجازی و پرویز قلیچ‌خانی؛ ستارگان تیم ملی فوتبال ایران ۱۳۴۹

شیرودی امروز و امجدیه دیروززنده‌یاد یدالله خان محبی (یدی پهلوان) پدر برادران محبی و شادروان احمد پنده (احمد مهر کن)، تصویر به یادماندنی در استادیوم امجدیه

تفرجگاه خانوادگی

پیش از آنکه بازی‌های فوتبال به صحنه شرم‌آور همنوایی کرکننده رکیک‌ترین فحش‌های زبان فارسی تبدیل شود، دیدن بازی‌های باشگاهی و مخصوصا ملی، تفریحی خانوادگی به‌شمار می‌رفت. هر بازی، یک پیک‌نیک هیجان‌انگیز بود برای خودش. پیش از ممنوعیت حضور زنان در استادیوم‌ها، خانواده‌ها دسته‌جمعی به امجدیه می‌رفتند و بعدتر، شیرودی میزبان مهربان و متشخص کودکان و خردسالانی بود که هیاهوی ورزشگاه برایشان پاکیزه و غیرسمی بود.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز

میدان عزا

هرچه به سال‌های آخر شکوه امجدیه نزدیک شدیم، شیون مرگ بیشتر در آن به گوش می‌رسید. امجدیه و بعد‌ها ورزشگاه شهیدشیرودی، بدرقه‌کننده عزیزترین ورزشی‌های ایران بوده است؛ از پرویز دهداری و محراب شاهرخی گرفته تا محمدعلی فردین و غلامحسین مظلومی و همایون بهزادی و منصور پورحیدری، بزرگان زیادی از شیرودی به خانه ابدی رفته‌اند.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز

خانه ستاره‌های آبی

استخر‌های امجدیه، محل شکوفایی تعدادی از بزرگ‌ترین ستارگان شنای آسیا بوده است. شنای ایران، در سال‌هایی، چنان پیشرفت کرده بود که رقیب اصلی ژاپن، ابرقدرت وقت شنای قاره کهن به شمار می‌رفت. امجدیه، تنها چند سال بعد از افتتاح نخستین استخر شنای مدرن ایران در منظریه، به بهشت ورزش‌های استخری ایران تبدیل شد.

شیرودی امروز و امجدیه دیروز

بهترین رستوران های شرق تهران


برترین‌ها: امروزه یکی از اصلی‌ترین و پرطرفدارترین تفریحات بسیاری از افراد، مراجعه به رستوران‌ها و کافه‌های متنوع است تا بتوان ساعاتی را فارغ از هر گونه دغدغه‌های زندگی شهری در کنار عزیزان و دوستان سپری کرد. در این میان، اما معیار‌های متفاوتی وجود دارند که می‌توانند یک کافه و یا رستوران را به انتخاب‌های درست و هوشمندانه‌ای تبدیل کنند. کیفیت بالای غذا، طراحی زیبای فضا، منوی متنوع و جذاب، قیمت‌های مناسب و… برخی از اصلی‌ترین این معیار‌ها به شمار می‌آیند. علاوه بر تمامی این معیارها، اما موقعیت مکانی رستوران نیز به نوبه خود از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود، چراکه بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند که در محله خود بمانند و به یکی از بهترین رستوران‌های منطقه زندگی خود مراجعه کنند.

در کنار تمامی ویژگی‌هایی که اشاره کردیم در بسیاری از مواقع نیز استفاده از تجربیات و پیشنهادات افراد مختلف می‌تواند در انتخاب یک کافه و رستوران مناسب، کمک‌کننده باشد. پیشتر به معرفی بهترین رستوران های شمال تهران و بهترین رستوران های غرب تهران پرداخته بودیم. در این مطلب با شما هستیم تا به منطقه شرق تهران بپردازیم و نظر کاربران را در رابطه با معرفی بهترین رستوران‌های شرق تهران بدانیم.

۱. رستوران سه گوش گریل تهرانپارس

بهترین رستوران‌های شرق تهران

یکی از بهترین و پرطرفدارترین رستوران‌های منطقه شرق تهران رستوران سه گوش گریل تهرانپارس است. در منوی این رستوران می‌توانید با انواع و اقسام غذا‌های ایتالیایی روبه‌رو شوید و از آن‌ها لذت ببرید. از ویژگی‌های مثبت این رستوران می‌توان به برخورداری از فضای گرم و دلنشین و البته قیمت مناسب غذا‌ها اشاره کرد.

معمولاً کسانی که علی‌رغم علاقه به غذا‌های ایتالیایی، بسیار مشکل‌پسند هم هستند می‌توانند با مراجعه به این رستوران با خیال راحت غذای موردعلاقه خود را سفارش داده و از آن لذت ببرند. در منوی این رستوران می‌توان با انواع غذا‌های ایتالیایی از پاستا و پیتزا گرفته تا برگر‌ها و سالاد‌های متنوع روبه‌رو شد و انتخاب راحتی داشت.

نشانی: تهرانپارس، خیابان فرجام، بین گلشنی و باغدار نیا، پلاک ۱۲۲


۲. فست فود باگت

بهترین رستوران‌های شرق تهران

فست فود باگت از آن دسته رستوران فست فود‌های زنجیره‌ای پرطرفداری است که در نقاط بسیاری از شهر شعبات فعالی دارد. یکی از بهترین رستوران‌های شرق تهران نیز فست فود باگت تهرانپارس است که در کنار منوی متنوع و باکیفیت خود از قیمت‌های مناسبی نیز برخوردار است. از بهترین غذا‌های منوی فست فود باگت تهرانپارس می‌توان به پیتزا سیر استیک، چیکن برگر، پیتزا کمبو دیپ دیش، فیله اسپایسی، پیتزا کمبو و سالاد مرغ و… اشاره کرد.

نشانی: فلکه اول تهرانپارس، گلبرگ، بین رشید و باقری، نبش خیابان صادقی، باگت (تهرانپارس)


۳. فست فود سورن

بهترین رستوران‌های شرق تهران

یکی از بهترین فست فود‌های منطقه شرق تهران فست فود سورن است. غذا‌های باکیفیت و خوشمزه این رستوران در کنار قیمت‌های مناسب و معقولانه آن باعث شده که بتوان از این رستوران به عنوان یک انتخاب مناسب یاد کرد. در منوی این رستوران می‌توان با انواع پیتزا، برگر، سوخاری، سالاد و… روبه‌رو شده و از طعم لذیذ آن‌ها لذت برد. باید این را نیز اضافه کنیم که پیتزا‌های این رستوران در میان مشتریان ثابتشان زبانزد هستند.

نشانی: نارمک، میدان هفت حوض، ضلع جنوب غربی میدان، کوچه هشت متری اول، پلاک ۸


۴. رستوران برادران

بهترین رستوران‌های شرق تهران

یکی از بهترین رستوران‌های کبابی و ایرانی منطقه تهرانپارس رستوران برادران است. معمولاً نسل‌های قدیمی‌تری از مردم این محل از مشتریان پر و پا قرص این رستوران هستند. این رستوران به جهت برخورداری از غذا‌های بسیار خوشمزه و لذیذ و البته قیمت‌های بسیار مناسب، همیشه شلوغ است و برای رفتن به آن نیز باید از قبل به جای پارک خودروی خود فکر کنید!

نشانی: تهرانپارس، بزرگراه شهید باقری، تقاطع ۱۹۶، به سمت فلکه سوم تهرانپارس


۵. طباخی شاخ طلا

بهترین رستوران‌های شرق تهران

در میان این لیست باید به یک طباخی باکیفیت و محبوب در شرق تهران نیز اشاره کنیم. طباخی شاخ طلا یکی از محبوب‌ترین طباخی‌های منطقه شرق تهران است که همیشه طرفداران و مشتریان ثابت خود را دارد. شما می‌توانید با مراجعه به این رستوران، کله پاچه لذیذ و خاطره‌انگیزی را صرف کنید.

نشانی: بین سه‌راه تهرانپارس و فلکه اول، جنب تالار یاران محمد


۶. فست فود کندیک

بهترین رستوران‌های شرق تهران

یکی دیگر از رستوران‌های فست فود پرطرفدار در شرق تهران، فست فود کندیک است. این رستوران به دلیل رسیدگی بسیار سریع و کادر خوش‌اخلاق در کنار منوی بسیار متنوع و جذاب و البته قیمت مناسب توانسته در میان بهترین رستوران‌های شرق تهران به خوبی بدرخشد. یکی دیگر از ویژگی‌های این رستوران این است که در روز‌های تعطیل نیز بسیار شلوغ است. به همین دلیل هم توصیه ما این است که حتماً به جای پارک مناسبی برای خودروی خود فکر کنید.

نشانی: تهرانپارس، خیابان گلبرگ، حد فاصل فلکه اول و چهارراه رشید، پلاک ۳۵


۷. چلوکبابی شرق

بهترین رستوران‌های شرق تهران

یکی دیگر از بهترین رستوران‌های شرق تهران چلوکبابی شرق است که به جهت نزدیکی به متروی تهرانپارس از موقعیت مکانی بسیار خوبی نیز برخوردار است. این رستوران با فضای بزرگ خود میزبان تعداد بالایی از میهمانان و مشتریان بوده و تقریباً محدودیت میز و صندلی ندارد.

منوی متنوع و جذاب این رستوران در کنار قیمت‌های مناسب آن نیز از دیگر دلایل آن است که بتوانیم از چلوکبابی شرق به عنوان یکی از بهترین رستوران‌های شرق تهران یاد کنیم.

نشانی: تهرانپارس، بین چهارراه تیرانداز و بلوار پروین، بعد از ایستگاه مترو


۸. رستوران آویشو

بهترین رستوران‌های شرق تهران

رستوران ایرانی آویشو نیز یکی دیگر از بهترین رستوران‌های شرق تهران است که به هیچ‌وقت نمی‌توان آن را از این فهرست جا انداخت. منوی متنوع و جذاب این رستوران از غذا‌های گیلانی بسیار لذیذی برخوردار است که به لحاظ کیفیت و طعم غذا‌ها انتخاب شما را سخت خواهد کرد. شما می‌توانید با مراجعه به رستوران آویشو لذت یک دورهمی جذاب و خاطره‌انگیز با دوستان و یا خانواده‌تان را بچشید.

در کنار تمامی این ویژگی‌ها باید بگوییم که رفتار گرم و محترمانه پرسنل این رستوران نیز در بسیاری از شرایط باعث می‌شود که افراد بسیاری به این رستوران اعتماد کرده و از این مجموعه ویژگی‌های کامل و مثبت بهره‌مند شوند.

نشانی: فلکه اول تهرانپارس، خیابان گلبرگ.


۹. رستوران لوکس زرین

بهترین رستوران‌های شرق تهران

رستوران لوکس زرین را نیز می‌توان به لحاظ برخورداری از محیطی گرم و خانوادگی، منوی متنوع و جذاب و همین‌طور کیفیت بالای غذا‌ها به عنوان یکی دیگر از بهترین رستوران‌های شرق تهران نام برد. شما می‌توانید از کیفیت غذا‌های این رستوران اطمینان خاطر نموده و با مراجعه به آن خاطرات خوشی را برای خود و خانواده‌تان به جا بگذارید.

نشانی: فلکه اول تهرانپارس، ابتدای گلبرگ نرسیده به چهارراه رشید، برج مادان، پلاک ۷۰

منبع: netnazar

آرایشگر حرفه ای در تهران چه ویژگی‌هایی دارد؟


برترین‌ها: طبیعی است که زیبایی ظاهر از اهمیت بسیاری برخوردار است و به همین دلیل هم امروزه روش‌های بسیاری برای افزایش و حفظ این زیبایی به کار گرفته می‌شود. این موضوع برای خانم‌ها از اهمیت به مراتب بیشتری برخوردار است و به همین دلیل هم هست که بیشتر روش‌های مراقبت از پوست، مو، آرایش مو، آرایش صورت، مانیکور، پدیکور و… غالباً برای خانم‌ها به کار می‌رود و طرفداران پر و پا قرصی نیز دارد.

در این میان، اما انتخاب آرایشگر حرفه ای و کار بلد یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که هر خانمی به نوبه خود با آن روبه‌رو می‌شود. در این مطلب با شما هستیم تا به ویژگی‌های یک آرایشگر حرفه ای بپردازیم و شما را در انتخاب آرایشگر یاری کنیم.

آرایشگر حرفه‌ای در تهران، چه ویژگی‌هایی دارد؟

تسلط آرایشگر حرفه ای بر روی کار

به طور کلی یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ویژگی‌های یک آرایشگر حرفه ای این است که بر روی کار خود تسلط کامل داشته باشد. این یعنی یک آرایشگر حرفه ای در تهران باید از مهارت و تجربه کاری کافی برخوردار باشد و به طور دقیق بدانید که چه نوع آرایشی مناسب چه پوست و صورتی بوده و برای هر فرم و مدل از صورت باید به دنبال چه مدل مویی بود. به همین دلیل هم هست که اولین انتظار خانم‌ها بعد از مراجعه به آرایشگاه این است که از آرایشگر خود کمک بخواهند و در رابطه با انتخاب‌هایشان با او مشورت کنند، در چنین شرایطی نیز این تسلط و تجربه کاری آرایشگر است که موجب می‌شود مشتری به بهترین انتخاب دست یابد.

علاوه بر این معمولاً گفته می‌شود که یک آرایشگر حرفه ای باید از اصول عکاسی و فیلم‌برداری شناختی کافی داشته باشد تا در نهایت بتوانید چهره فرد را خوش عکس و یا همان فتوژنیک نماید. این موضوع به‌خصوص در رابطه با آرایش‌های عروس و مدل موی عروس اهمیت پیدا می‌کند.

جلب اعتماد مشتری توسط آرایشگر حرفه ای

طبیعی است که مسئله مهم در رابطه با انتخاب آرایشگر حرفه ای در تهران به اعتماد مشتری نسبت به آرایشگر خود باز می‌گردد. خانم‌ها ترجیح می‌دهند که آرایشگری داشته باشند که بتوانند با خیال راحت به او اعتماد کنند و از نتیجه کار مطمئن باشند.

باید این را بدانید که یک آرایشگر معتمد از مواد مناسب و باکیفیتی استفاده می‌کند که هیچ‌گونه ضرر و آسیبی برای پوست و موی شما ندارند و مشکلاتی برایتان پیش نمی‌آورند. به همین دلیل هم غالباً آرایشگران حرفه ای از مواد آرایشی یا ماندگاری بالا استفاده می‌کنند که با گذر زمان پاک نشده و یا مشکلی پیدا نکنند. این موضوع نیز به‌خصوص در رابطه با آرایش مو و صورت عروس اهمیت به مراتب بیشتری پیدا می‌کند، چراکه عروس‌ها ساعت‌های بسیاری را با آرایش مو و صورت خود می‌گذرانند و نباید تا انتهای شب آرایششان آسیبی ببیند!

آرایشگر حرفه‌ای در تهران، چه ویژگی‌هایی دارد؟

امکان مشورت با آرایشگر حرفه ای

همان‌طور که پیش از این نیز اشاره شد، بسیاری از خانم‌ها برای انتخاب رنگ و مدل مو و همین‌طور آرایش خود با آرایشگرشان مشورت می‌کنند و از او کمک می‌خواهند. در بسیاری از شرایط که فرد چندین بار مدل‌ها و رنگ‌های متفاوت مو را امتحان می‌کند و هیچ کدام او را راضی نمی‌کند، این آرایشگر حرفه ای است که می‌تواند با ارائه مشورت‌های بسیاری خوبی مانند یک مشاور دلسوز به او کمک کند تا به بهترین و ایده‌آل‌ترین مدل موی خود دست یابد.

با این کار فرد از بروز خطرات و مشکلاتی همچون سوختن مو، در نیامدن رنگ موردنظر، کوتاهی بیش از حد مو، جلوه نکردن آرایش و… در امان خواهد ماند! معمولاً آرایشگران حرفه ای در زمان مشاوره خود به فرد توضیح می‌دهند که سلامت مو و صورت در اولویت است و به همین نیز باید به دنبال رنگ و مدلی باشند که کمترین آسیب را به مو و پوست آن‌ها وارد می‌کند. در چنین شرایطی فرد نسبت به کار آرایشگر حرفه ای خود اطمینان خاطر حاصل کرده و در دفعات بعدی با آرامش و اعتماد بیشتری به آن آرایشگاه مراجعه می‌کند.

خوش‌اخلاقی آرایشگر حرفه ای در تهران

از دیگر ویژگی‌های مهم یک آرایشگر حرفه ای در تهران آن است که همیشه خوش‌اخلاق و مؤدب باشد و شما بتوانید با او احساس راحتی داشته باشید. در چنین شرایطی است که می‌توانید به خوبی در رابطه با رنگ و مدل مو و آرایش خود با او صحبت کنید و مدل‌های موردنظرتان را به او نشان دهید. به خاطر داشته باشید که در این زمان، آرایشگر حرفه ای به خوبی پای صحبت‌های شما می‌نشیند و سعی می‌کند که تا جای ممکن خواسته‌های شما را عملی کند. این موضوع به‌خصوص در زمان شلوغ بودن آرایشگاه نیز اهمیت بسیاری پیدا می‌کند، چراکه بسیاری از آرایشگران به محض شلوغ شدن آرایشگاه و هرج‌ومرج ناشی از آن رفتار تندی پیدا می‌کنند و یا از صحبت و مشورت با شما سر باز می‌زنند!

به همین دلیل هم توصیه می‌کنیم که در صورت مراجعه به آرایشگاهی که به محض ورود به آن احساس بدی و یا ناخوشایندی پیدا کردید در اولین فرصت در انتخاب آرایشگرتان تجدید نظر کنید و به دنبال یک آرایشگر حرفه ای باشید. این موضوع به‌خصوص در روز عروسی اهمیت به مراتب بیشتری نیز پیدا می‌کند، چراکه یک آرایشگر غیرحرفه ای استرس و نگرانی طبیعی وجود شما را به شدت افزایش داده و در نهایت نیز نتیجه رضایت بخشی را به شما ارائه نخواهد داد.

آرایشگر حرفه‌ای در تهران، چه ویژگی‌هایی دارد؟

تمرکز آرایشگر حرفه ای بر روی کار

احتمالاً برای خیلی از خانم‌ها پیش آمده که وقتی به آرایشگاه مراجعه می‌کنند شاهد آن باشند که آرایشگر در زمان رنگ و یا کوتاه کردن مو‌های آن‌ها هم‌زمان به مدتی طولانی با تلفن همراه خود صحبت کند. این موضوع و یا موارد مشابه آن باعث می‌شود که تمرکز آرایشگر از مو و آرایش شما کاسته شده و احتمال بروز اشتباهات و مشکلاتی در کار افزایش پیدا کند. شما باید به دنبال یک آرایشگر حرفه ای در تهران باشید تا بتواند با تمرکز کامل به آرایش مو و صورت شما بپردازد و خیال شما را نیز از نتیجه کار راحت نماید.

منظم بودن آرایشگر حرفه ای

بخش بسیار مهمی از کار یک آرایشگر به رعایت نظافت و بهداشت او باز می‌گردد. به طور کلی باید بگوییم که در کار آرایشگری وسایل مختلفی اعم از پیش‌بند، دستکش، حوله، تیغ، نخ بند، هدبند و… مورداستفاده قرار می‌گیرند. در بسیاری از شرایط آرایشگران ترجیح می‌دهند که برای بسیاری از این موارد به سراغ وسایل یک‌بارمصرف بروند تا از بهداشت و نظافت آن‌ها مطمئن شوند، اما در برخی از شرایط بسیاری از آرایشگران چنین کاری را انجام نمی‌دهند.

توصیه‌ای که برایتان داریم این است که اگر آرایشگر شما در رابطه با برخی از وسایل خود به سراغ نمونه‌های یک‌بارمصرف نمی‌رود، حداقل مطمئن شوید که آن‌ها را شسته و کاملاً ضدعفونی کرده است. علاوه بر این نیز باید به این موضوع دقت کنید که آرایشگر حرفه ای شما دست‌هایش را به خوبی شسته و با دستانی تمیز و ضدعفونی شده به صورت شما دست می‌زند و شما را آرایش می‌کند.

آرایشگر حرفه‌ای در تهران، چه ویژگی‌هایی دارد؟

به‌روز بودن آرایشگر حرفه ای در تهران

مسئله مهم دیگری که در رابطه با ویژگی‌های یک آرایشگر حرفه ای مطرح می‌شود به‌روز بودن اوست. طبیعی است که دنیای میکاپ و آرایش نیز مانند خیلی از زمینه‌های دیگر با مد روز همراه است و به همین دلیل هم استفاده از مدل و رنگ مو و آرایش‌های قدیمی دیگر چنگی به دل نمی‌زند! در نتیجه شما باید به دنبال آرایشگری باشید که از ویژگی‌های میکاپ و دنیای آرایش مد روز باخبر باشد و به شما کمک کند تا به‌روزترین و بهترین انتخاب‌ها را داشته باشید.