اگر تمایلات جنسی متفاوتی با همسرتان دارید، بخوانید


برترین‌ها: کمتر زوجی پیدا می‌شوند که در اوایل ازدواج خود از جهت شدت تمایلات جنسی با هم جور نباشند و دچار مشکل بشوند. اما واقعیت این است که بعد از گذشت یکی دو سال، تعداد دفعات رابطه جنسی افت می‌کند. اگر هر دو طرف به طور همزمان دچار افت تمایلات جنسی شوند باز هم مشکلی نیست، اما اغلب یکی از طرفین تمایل به روابط جنسی بیشتر نسبت به آن دیگری دارد و این تفاوت می‌تواند رابطه زناشویی را در بلند مدت دچار آسیب‌هایی بکند:

  • «تو سیری ناپذیری!»
  • «و تو هم هرگز تمایلی به من نداری!»

زن یا مرد؛ کدامیک دوست دارند بیشتر رابطه جنسی داشته باشند؟ اگر فکر می‌کنید مرد، درست فکر می‌کنید. بیشتر اوقات مرد‌ها تمایل بیشتری برای برقراری رابطه جنسی دارند.

در دو سوم موارد، مرد تمایل جنسی شدیدتری نسبت به زن دارد و این چیزی است که سکس تراپیست‌ها می‌گویند. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، تنش و اختلاف ایجاد می‌شود، اما چون بیشتر افراد این را می‌دانند که مرد‌ها طبیعتا بیشتر دوست دارند رابطه جنسی داشته باشند، این اختلاف را می‌پذیرند و پیش می‌روند. اما در مورد آن یک سوم باقیمانده چطور؟

چه باید بکنید اگر تمایلات جنسی متفاوتی با همسرتان دارید

یعنی مواردی که زن، تمایل بیشتری به روابط جنسی دارد؟ این موارد از نظر فرهنگی و اجتماعی غیرمنتظره‌اند و همین می‌تواند استرس و تنش را در رابطه بیشتر کرده و بگومگو‌های زن و شوهری را پُررنگ‌تر کند.

چنین تفاوت‌هایی یک جنبه‌ی ناخوشایند دیگر هم دارد و آن، پس زدن محبت‌های غیر جنسی است. آن‌هایی که تمایلات جنسی‌شان بیشتر است، با شور و اشتیاق با در آغوش گرفتن و نوازش کردن و بوسیدن شروع می‌کنند که تا حدود زیادی تغذیه کننده‌ی جنبه‌ی هیجانی رابطه است، اما این امید را نیز دارند که این رفتار‌های محبت آمیز به رابطه جنسی منتهی شود. اما آن‌هایی که تمایلات جنسی کمتری دارند از چنین محبت‌ها و رفتار‌های غیرجنسی فرار می‌کنند که مبادا این رفتار‌ها به عنوان چراغ سبزی برای رابطه جنسی محسوب شوند.

در دنیای امروز، تفاوت در تمایلات جنسی یکی از بزرگ‌ترین علت‌های مراجعه زوج‌ها به سکس تراپیست‌هاست. یک سکس تراپیست معمولا می‌پرسد: «چه کسی در رابطه شما کنترل کننده است؟» هر کدام از زوجین به آن دیگری اشاره می‌کنند و هر دو از این تعجب می‌کنند که چرا طرف مقابل‌شان تصور می‌کند کنترلی ندارد و تحت نفوذ است و در واقع اختیاری ندارد!

کسی که تمایلات جنسی بیشتری دارد احساس می‌کند با هر بار قدم جلو گذاشتن و «نه» شنیدن مورد بی‌رحمی قرار می‌گیرد و غیرمنصفانه طرد می‌شود و آن کسی که تمایلات جنسی کمتری دارد نیز احساس می‌کند با هر بار طفره رفتن از رابطه جنسی و «نه» گفتن به درخواست طرف مقابل، از نظر روحی و عاطفی متلاشی و سرکوب می‌شود (بیشتر افراد تصور می‌کنند تفاوت در تمایلات جنسی فقط به کسی فشار وارد می‌کند که تمایلات جنسی بیشتری دارد، در صورتی که هر دو طرف تحت فشار خواهند بود).

خوشبختانه این تفاوت‌ها در تمایلات جنسی قابل حل‌اند. با ما همراه باشید تا توصیه‌ها و پیشنهاد‌های سکس تراپیست‌ها در این موارد را به شما انتقال بدهیم:

«دل‌تان واقعا چه می‌خواهد؟»

آیا واقعا رابطه جنسی می‌خواهید؟ یا به چیز دیگری نیاز دارید؟ مثلا با هم بیشتر خوش بگذرانید، محبت‌های غیر جنسی یا تائید دوباره‌ی عشق و علاقه‌ی همسرتان؟ خیلی از زوج‌ها با وجود تفاوت‌هایی که در تمایلات جنسی با هم دارند، وقتی بیشتر به هم محبت می‌کنند و بیشتر با هم وقت می‌گذرانند و رفتار‌های محبت آمیز بیشتری با هم دارند، احساس صمیمت بیشتری با هم می‌کنند و همین باعث می‌شود از میزان تفاوتی که از جهت تمایلات جنسی با هم دارند تا حدودی کاسته شود.

«روی تعداد دفعات رابطه جنسی‌تان با هم به یک توافق برسید»

اگر یکی از طرفین دوست دارد دو بار در هفته رابطه جنسی داشته باشد در حالی که دیگری با یک بار رابطه جنسی در ماه راحت‌تر است، باید میانگین را حساب کنند! یعنی چهار تا پنج بار رابطه جنسی در ماه. اما باز هم عدد میانگین چندان مهم نیست؛ چیزی که مهم است پیدا کردن چیزی است که هر دو با آٔن راحت و راضی باشند.

نکته: در مورد زوج‌های بالای ۵۰ سال، آمار نشان می‌دهد تعداد دفعات رابطه جنسی در طیف هر روز رابطه جنسی تا هیچ رابطه جنسی قرار می‌گیرد! اما طبق توصیه کارشناسان، معمول‌ترین میزان رابطه جنسی برای زن و شوهر‌های سنین بالا، دو تا سه بار رابطه در یک ماه است.

«برای روابط جنسی‌تان برنامه ریزی کنید»

چه باید بکنید اگر تمایلات جنسی متفاوتی با همسرتان دارید

برنامه ریزی واقعا لازم است. از قبل برنامه ریزی و تاریخ تعیین کردن برای رابطه جنسی به کسی که تمایلات جنسی قوی‌تری دارد این اطمینان را می‌دهد که رابطه جنسی حتما روی خواهد داد و در نتیجه فشار و استرس کمتری خواهد داشت. ضمنا با این روش، کسی که تمایلات جنسی کمتری دارد نیز خیالش راحت می‌شود که رابطه جنسی‌شان فقط در همان موعد مقرر روی خواهد داد. تنش در رابطه‌ای که فعالیت‌های جنسی طبق برنامه و تاریخ انجام می‌شوند بسیار کمتر است.

«چه باید بکنید اگر موعد رابطه جنسی طبق برنامه رسیده و شما حال و حوصله ندارید؟»

بیشتر افرادی که تمایلات جنسی کمتری دارند این سوال را می‌پرسند، اما معمولا مسئله کمتر از آنچه تصور می‌کنند و می‌ترسند درد سرساز خواهد بود. از آنجایی که برنامه ریزی برای رابطه جنسی از تنش و استرس در رابطه کم می‌کند، کیفیت رابطه بهتر و تقویت می‌شود و همین زمینه را برای تقویت تمایلات جنسی در کسی که کمتر خواهان فعالیت‌های جنسی است فراهم می‌نماید، یعنی از نظر روحی و روانی، هیجان و کشش بیشتری برای جنبه‌های جنسی رابطه خواهد داشت.

نکته: البته هیچ برنامه ریزی برای رابطه جنسی همیشگی نمی‌تواند باشد. کارشناسان توصیه می‌کنند برای تقریبا شش ماه برنامه ریزی کنید و اگر نتیجه مناسب نبود، دوباره با همسرتان برای تغییر برنامه مذاکره و توافق کنید.

«به برنامه‌ای که تعیین کرده‌اید پایبند و وفادار باشید»

اگر برنامه‌ای را با توافق تعیین کردید دیگر نباید بر سر آن بگومگو کنید و هر دو طرف باید طبق برنامه پیش بروید. کسی که تمایلات جنسی بیشتری دارد نباید خارج از برنامه درخواست رابطه جنسی کند و کسی که تمایلات جنسی کمتری دارد هم نباید موعد مقرر رابطه جنسی را بی‌دلیل رد کند یا به تاخیر بیندازد.

«ناز و نوازش‌های غیرجنسی‌تان را بیشتر کنید»

وقتی طرفین طبق برنامه‌ای که تعیین کرده‌اند با هم به توافق می‌رسند، محبت‌ها و نوازش‌های غیر جنسی نیز به رابطه برمی‌گردند. وقتی هر دوی شما خیال‌تان از بابت زمان رابطه جنسی راحت است، هر کدام‌تان به راحتی می‌توانید شروع کننده‌ی آغوش و بوسه و نوازش باشید، بدون اینکه از برداشت‌های اشتباه هراسی داشته باشید. زوج‌هایی که موفق می‌شوند تفاوت‌ها در تمایلات جنسی‌شان را حل و فصل کنند، معمولا از کشف اینکه چقدر دل‌شان برای محبت‌های غیر جنسی تنگ شده بوده و چقدر به آن نیاز داشتند متعجب و شگفت زده می‌شوند. آن‌ها تازه متوجه می‌شوند که محبت‌ها و نوازش‌های غیر جنسی چقدر در رابطه زناشویی لازم و مهم‌اند و چه کمک بزرگی به سلامت عاطفی و هیجانی‌شان می‌کنند.

«در صورت نیاز از یک سکس تراپیست کمک بگیرید»

چه باید بکنید اگر تمایلات جنسی متفاوتی با همسرتان دارید

اگر برای مذاکره با همسرتان در مورد برنامه ریزی رابطه جنسی مشکل دارید یا اگر تفاوت‌ها در تمایلات جنسی‌تان مزمن شده و کیفیت رابطه‌تان را تا حدی تحت تاثیر قرار داده که نمی‌توانید با توافق به نتیجه برسید، حتما با یک سکس تراپیست مشورت کنید.

توصیه‌هایی برای کسانی که تمایلات جنسی بیشتری نسبت به همسر خود دارند

اگر در رابطه زناشویی‌تان، شما کسی هستید که نیاز‌های جنسی‌تان بیشتر از همسرتان است، نباید بنشینید و منتظر بمانید که طرف مقابل‌تان تغییر کند. هر دو شما به یک اندازه برای رفع این اختلاف مسئولید.

راهکار‌ها و توصیه‌هایی برای‌تان داریم که بتوانید احتمال اینکه همسرتان تمایل بیشتری به رابطه جنسی پیدا کند را بالاتر ببرید.

کم میلی جنسی همسرتان را به خودتان نگیرید

تفاوت در تمایلات جنسی بین زن و شوهر‌ها بسیار معمول است. هر چند خیلی سخت است که درخواست‌های جنسی‌تان مکررا رد شوند و شما این مسئله را به خودتان نگیرید، اما باید به خودتان یادآوری کنید که اگر همسر شما تمایل کمتری به رابطه جنسی دارد، لزوما به خاطر شما، میزان جذابیت‌تان و یا ویژگی‌هایی که دارید نیست. ممکن است پای کمبود هورمون‌ها یا دیگر مشکلات روحی در میان باشد یا احساسی که همسرتان نسبت به خودش دارد.

مثلا ممکن است همسرتان احساس خوبی نسبت به خودش ندارد. درک کنید که این موقعیت فقط برای شما آزاردهنده نیست و او نیز رنج می‌کشد. حتی اگر جوری رفتار کند که گویی موضع دفاعی به خودش گرفته، اما مطمئن باشید خودش هم زمان زیادی را در این فکر است که چرا روابط جنسی بین شما به راحتی صورت نمی‌گیرد. پس سعی کنید همسرتان را درک کنید.

اگر مردی هستید که همسرتان نسبت به شما تمایل کمتری به روابط جنسی دارد …

با توجه کردن به جنبه‌ی دوستانه‌ی رابطه‌تان شروع کنید. خیلی از خانم‌ها از این طریق برانگیخته می‌شوند. یعنی تا زمانی که قلبا احساس نزدیکی و صمیمیت نکنند، تمایلی به رابطه جنسی ندارند.

کار‌هایی انجام دهید که برای همسرتان مهم‌اند؛ مثلا در کار‌های خانه بیشتر به او کمک کنید، هر وقت به شما نیاز داشت در دسترس باشید، در مورد روزی که گذرانده و دغدغه‌هایش بیشتر با او حرف بزنید، محبت‌های کوچک، اما مهم را فراموش نکنید، مثلا صبح پیش از همسرتان از خواب بیدار شوید و صبحانه را آماده کنید، یادداشت‌های عاشقانه برایش بگذارید، وسط روز با او تماس بگیرید و بگویید که به او فکر می‌کردید، گاهی با یک شاخه گل به خانه بیایید و هزاران راه دیگر!

نشان دادن محبت و علاقه با کار‌های تصادفی و جالب باعث می‌شود همسرتان بیشتر جذب شما شده و از نظر جنسی نیز بیشتر خواهان‌تان باشد.

وقتی همسرتان درخواست رابطه جنسی شما را رد می‌کند، حتما تنها چیزی که به آن فکر نمی‌کنید، ابراز مهربانی همراه با درک است. اما اگر واقعا دوست دارید کیفیت جنسی زندگی زناشویی‌تان را بهبود بدهید، باید کاری کنید که همسر شما از نظر روحی و هیجانی تا جایی که ممکن است به شما نزدیک‌تر شود و این تنها راه است. شما می‌توانید عصبانی شوید و از او کناره بگیرید یا اینکه درک کنید و عاشقانه‌تر به همسرتان نگاه کنید. انتخاب با شماست؛ امتحان کنید، تجربه کنید و نتیجه را ببینید!

اگر زنی هستید که همسرتان نسبت به شما تمایل کمتری به روابط جنسی دارد …

چه باید بکنید اگر تمایلات جنسی متفاوتی با همسرتان دارید

خیلی از مرد‌ها از این شکایت دارند که تمایلات شدید جنسی همسرشان و درخواست مداوم رابطه جنسی باعث سرد شدن آن‌ها می‌شود. بعضی از مرد‌ها در چنین موقعیت‌هایی ممکن است با درخواست‌های زن موافقت کنند، اما از نظر هیجانی و عاطفی دلسرد شوند. شما به عنوان یک زن ممکن است با رد درخواست جنسی‌تان احساس آزردگی و جذاب نبودن کنید و به این نتیجه برسید که همسرتان علاقه و کششی نسبت به شما ندارد، اما زود قضاوت نکنید، مهربان باشید و از همسرتان تعریف کنید! هر گاه همسرتان کار درستی انجام می‌دهد (هر چند کوچک)، آن را به رخش بکشید و بگویید که به او افتخار می‌کنید.

نسبت به رفتار‌های خودتان هم دقیق باشید؛ ببینید چه کاری ممکن است انجام دهید که همسرتان را در لاک دفاعی‌اش فرو می‌برد. بیشتر طبق خواسته‌های همسرتان عمل کنید و همانطوری که او دوست دارد، ابراز علاقه کنید.

شیوه‌تان را تغییر دهید

خیلی از زن و شوهر‌هایی که با تفاوت در تمایلات جنسی‌شان روبرو هستند این الگو را تکرار می‌کنند: درخواست رابطه، رد درخواست، فشار بیشتر برای رابطه، رد درخواست و …. این الگویی نادرست و سیکلی معیوب است که به هیچ جا جز تنش و استرس بیشتر نمی‌انجامد. انگار زن و شوهر نقش‌ها و گفتگو‌های هم را از حفظ اند! هر چه بیشتر به همسرتان فشار بیاورید، او مقاوم‌تر و عصبی‌تر خواهد شد.

پس انعطاف نشان دهید و شیوه‌ی دیگری را امتحان کنید. مدتی کناره بگیرید. فرقی نمی‌کند چقدر همسرتان را دوست دارید و جذبش می‌شوید یا چقدر تمایل به رابطه جنسی دارید. برای مدت مشخصی با خودتان توافق کنید که هیچ درخواست جنسی از همسرتان نداشته باشید. طی این مدت برای رابطه جنسی پیشقدم نشوید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. هیچ حرفی هم در مورد عقب نشینی‌تان نزنید، فقط منتظر بمانید. گاهی کسی که تمایلات جنسی کمتری دارد فقط به فرصت بیشتری نیازمند است تا دوباره شارژ شود. وقتی این مدت پشت سر گذاشته شود، او احساس متفاوتی خواهد داشت. ارزشش را دارد امتحان کنید!

ضمنا این رویکرد یک امتیاز دیگر هم دارد؛ فرصتی دارید تا خودتان را نیز بررسی و اصلاح کنید. شاید بیش از اندازه بر جنبه‌ی جنسی رابطه‌تان تمرکز کرده‌اید و ممکن است نیاز‌های دیگری هم داشته باشید که باید بررسی‌شان کنید. به جای اینکه وقت‌تان را صرف این کنید که چه چیزی در رابطه‌تان درست یا نادرست است، روی خودتان تمرکز کنید و ببینید از چه راه‌های دیگری هم می‌توانید از زندگی لذت ببرید، مثلا شاید لازم باشد دورهمی‌های دوستانه‌تان را پُررنگ‌تر کنید یا باشگاه بروید و اندام‌تان را متناسب‌تر کنید.

بدون توقعات جنسی همسرتان را در آغوش بگیرید و نوازش کنید

خیلی از خانم‌ها از این شکایت دارند که همسرشان هرگز آن‌ها را نوازش نمی‌کند مگر اینکه خواهان رابطه جنسی باشد. همین مسئله زنان را سرد و بی میل می‌کند. اگر شما مردی هستید که تمایل جنسی‌تان نسبت به همسرتان بیشتر است، حتما این نکته را در مورد همسرتان به خاطر داشته باشید: او ممکن است دوست داشته باشد در آغوش‌تان آرام بگیرد، نوازشش کنید، ببوسیدش و یا به هر روش دیگری محبت‌تان را ابراز کنید، اما درخواست جنسی نداشته باشید.

خیلی از خانم‌ها اینطور می‌گویند که مرد‌ها نمی‌توانند آن‌ها را در آغوش بگیرند، اما دست‌های‌شان روی بدن‌شان نلغزد! زن‌ها خیلی بیشتر از مرد‌ها به محبت‌های غیرجنسی نیاز دارند و اگر هر لمس و نوازشی را پیشنوازی برای رابطه جنسی دریافت کنند، آزرده و دلخور خواهند شد.

اگر همسرتان علی رغم تمایلش درخواست رابطه جنسی را پذیرفت، آن را هدیه‌ای عاشقانه تلقی کنید

چه باید بکنید اگر تمایلات جنسی متفاوتی با همسرتان دارید

گاهی با بهبود روابط تان همسر شما تلاش می‌کند توجه بیشتری به شما داشته باشد و ممکن است تصمیم بگیرد حتی اگر تمایلات جنسی‌اش چندان قوی نیست، به درخواست شما جواب مثبت بدهد. به جای اینکه احساس کنید از سر اجبار به رابطه با شما تن می‌دهد یا توهینی به شما می‌کند، این رفتار او را هدیه‌ای از سر عشق و علاقه محسوب کنید.

در روابط خوب و سالم، آدم‌ها برای شادی هم کار‌هایی انجام می‌دهند و گذشت می‌کنند حتی اگر در لحظه‌ای به خصوص، حوصله و تمایل نداشته باشند. چنین چیزی واقعا یک فداکاری عاشقانه است که باید درک کنید و قدر بدانید. اجازه دهید همسرتان عشق خود را اینگونه نشان بدهد و از او این هدیه را بپذیرید.

به پیش نیاز‌های همسرتان برای رابطه جنسی احترام بگذارید

به گفته‌ی کارشناسان و سکس تراپیست‌ها، وقتی کسی که تمایلات جنسی کمتری دارد به همسرش می‌گوید که برای برانگیخته شدن به چه چیز‌هایی نیاز دارد، طرف مقابل معمولا کاملا منظور او را درک نمی‌کند یا برای خواسته‌هایش احترام قائل نیست. مثلا اگر همسر شما اعلام می‌کند که ترجیح می‌دهد شب‌ها رابطه جنسی داشته باشد تا صبح‌ها، شاید شما تصور کنید که این تنها یک بهانه است (در بیشتر مرد‌ها سطح تستوسترون بین ساعت ۷ تا ۸ صبح بیشترین است، اما در مورد زن‌ها سطح این هورمون عصر‌ها بالاترین است).

یا اگر همسرتان بگوید وقتی که بچه‌ها خوابیده‌اند یا در خانه نیستند تمایل بیشتری برای رابطه جنسی دارد شاید شما فکر کنید او همه چیز را به تاخیر می‌اندازد بلکه هرگز رابطه‌ای روی ندهد. اما واقعیت این است که این‌ها بهانه نیستند، همسر شما به شرایطی خاص برای احساس راحتی و آرامش نیاز دارد تا از جهت جنسی برانگیخته شود. تا جایی که امکان دارد به درخواست‌های همسرتان و الویت‌هایش احترام بگذارید و او را سرزنش نکنید. سعی کنید موقعیت دلخواه همسرتان را فراهم کنید و با خوشبینی و انعطاف پیش بروید.

منابع: aarp, psychologytoday

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟


وب‌سایت سواد زندگی – سید محمدمهدی شهیدی: تصور کنید که ذهن تان بر روی فکر یا تصوری گیر کرده باشد، مثلاً تصادف فرزندتان که از مدرسه برمی گردد یا اندیشه‌ای توهین آمیز نسبت به پروردگار یا حتی تصور عذاب آور ارتباط جنسی با نزدیکان یا موارد ساده‌تر مثل روشن ماندن اجاق گاز، جاماندن کلیدها، روشن ماندن کامپیوتر محل کار، نرسیدن پیامک‌ها و …؛ و بعد این فکر یا تصور در ذهن‌تان بار‌ها و بار‌ها تکرار شود. شما این افکار را نمی‌خواهید، اما این افکار آنقدر تکرار می‌شوند که شما دچار اضطراب شدید می‌شوید.

اضطراب سیستم هشدار دهنده ذهن ماست. هنگامی که مضطرب می‌شویم مانند این است که با خطری مواجه ایم. اضطراب احساسی است که به ما می‌گوید واکنش نشان دهیم، از خود محافظت کنیم، کاری بکنیم.

از طرفی ممکن است تشخیص دهیم که ترس ما عاقلانه نیست، معقول به نظر نمی‌رسد، اما با این وجود خیلی واقعی احساس می‌شود و حتی گاه شدید تا حدی که مثلاً بار‌ها دسته کلید یا گوشی موبایل مان را چک کنیم که جا نمانده باشد. آیا مغزمان به ما دروغ بگوید؟ آیا احساساتی را تجربه می‌کنیم که واقعی نیستند؟ با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

احساسات دروغ نمی‌گویند، اما اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، آن‌ها به ما دروغ می‌گویند. اگر اختلال وسواس فکری – عملی داشته باشیم، سیستم هشدار دهنده در مغزمان به طور صحیح کار نمی‌کند. مغزمان هشدار می‌دهد که در خطریم، در حالی که این گونه نیست.

هنگامی که دانشمندان تصاویر مغز‌های گروهی از افراد با اختلال وسواس فکری – عملی را مقایسه می‌کنند، می‌توانند ببینند که بعضی از نواحی مغز آن‌ها با افرادی که این اختلال را ندارند متفاوت است.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

اختلال وسواس فکری و عملی دو جنبه دارد:

۱. افکار، تصاویر و برانگیختگی‌های ناخوانده، که به عنوان وسواس فکری شناخته می‌شوند.

۲. وسواس‌های رفتاری که افراد درگیرشان می‌شوند تا اضطرابی را که وسواس‌های فکری باعث آن شده است، تسلی دهند.

فعالیت‌هایی مانند دست شستن زیادی، یا پشت سر هم چک کردن چیزها، مثال‌هایی از تمایلات وسواسی فکری یا عملی است که خیلی از ما هراز گاهی بروز می‌دهیم و اگر استمرار یابد و تثبیت شود می‌تواند به اختلال واقعی وسواس تبدیل شود و ما را از پا بیندازد.

افکار وسواسی:

  • افکار، تصورات یا امیالی که بار‌ها و بار‌ها اتفاق می‌افتند و خارج از کنترل شخص اند.
  • شخص نمی‌خواهد که این افکار را داشته باشد.
  • شخص افکار را مزاحم و ناخواسته می‌داند و معمولاً می‌داند که این افکار عاقلانه نیستند.
  • افکار با احساساتی ناراحت کننده، از قبیل ترس، نفرت، شک یا این احساس که همه چیز باید به روش “مطلقا صحیح” انجام بگیرد، ظاهر می‌شوند.
  • افکار وقت زیادی را از فرد می‌گیرند و مزاحم فعالیت‌های مهم او مثل معاشرت، کار، رفتن به مدرسه و … می‌شوند

اعمال وسواسی:

  • رفتار‌های تکرار شونده‌ای که یک فرد درگیر آن می‌شود تا وسواس‌اش را خنثی، بی اثر یا آن‌ها را از خود دور کند.
  • افراد وسواسی می‌فهمند که این کار تنها یک راه حل موقتی است، اما در نبود راهی بهتر برای مقابله، به رفتار وسواسی به عنوان راه فراری موقتی پناه می‌آورند.
  • وقت‌گیر اند و با فعالیت‌های مهم فرد مثل روابط اجتماعی، کار، مدرسه و … تداخل می‌کنند.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

با اختلال وسواس چه کنیم

برای درمان اختلال وسواس مجموعه‌ای از سه روش روان درمانی، دارو درمانی و خانواده درمانی توصیه می‌شود. با این همه با انجام چند راهکار می‌توان برخی از وسواس‌ها را تا حد زیادی کنترل کرد.

روی آن‌ها نام بگذارید

اولین گام برای متوقف کردن تفکر وسواسی شناسایی آن هاست و بهترین راه شناسایی، “نامیدن” است. این کار به نظر ساده می‌آید، اما کمی پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

دقت کنید چه عادت‌هایی را تکرار می‌کنید مانند ور رفتن با ناخن‌ها یا بررسی هر چند دقیقه یک بار گوشی موبایل و رسانه‌های اجتماعی.

دفعه بعد که خودتان را درگیر این مسایل دیدید، افکار وسواسی را نامگذاری کنید. سپس بررسی کنید که چگونه آن‌ها ایجاد می‌شوند و شما چگونه به آن‌ها پاسخ می‌دهید. نام گذاری باعث می‌شود دفعات بعد به افکار وسواسی آگاه شوید و متوقف شان کنید.

مهم نیست چه نامی می‌گذارید. ممکن است نام چک کردن مدام گوشی را “کرگدن” بگذارید یا از کلمه‌ای مانند “بعدی” استفاده کنید. مهم این است که این کلمه، می‌تواند شما را نسبت به آنچه بدان وسواس دارید آگاه کند و بین شما و فکر/رفتار وسواسی فاصله گذاری کند.

پذیرفتن آن را تمرین کنید

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟ (توصیه‌های کاربردی) گام بعدی برای متوقف کردن تفکر وسواسی، پذیرش است. به خاطر داشته باشید که افکار تنها افکار هستند. مجموعه‌ای از نورون‌ها که در مغز شلیک می‌شوند، نه چیزی بیشتر. به همان اندازه که ما یاد می‌گیریم افکار وسواسی را بپذیریم، شانس بیشتری برای متوقف کردن آن‌ها به دست می‌آوریم.

تلاش برای جلوگیری، سرکوب و یا فرار از این افکار به تقویت آن‌ها کمک کرده و آن‌ها را بدتر و بدتر می‌کند. در حالی که پذیرفتن آن‌ها و نظاره کردنشان و بی تفاوتی به آنها، به جای کنترل و اجتناب، کلید موفقیت است.

نکته دیگر برای پذیرش افکار وسواسی این است که در مورد آنچه که انجام می‌دهید و آنچه کنترلی روی آن ندارید، واقع بین باشید.

هنگام وسواس در مورد گذشته و یا نگرانی در مورد آینده، از خودتان این سوال را بپرسید:” آیا می‌توانم در حال حاضر در این مورد کاری انجام دهم؟ اگر پاسخ “بله” بود، ببینید چکار می‌توانید بکنید و آن را انجام دهید و اگر پاسخ “نه” بود، تمام سعی تان را بکنید تا آنچه را که هست بپذیرید.

با تمایلات وسواسی‌مان چه کنیم؟

مدیتیشن و ذهن آگاهی بیاموزیم

بخشی از این که چرا تفکر وسواسی اینقدر ناراحت کننده است، به دلیل احساسات بدی است که با این افکار همراه است. بنابر این می‌توانید همزمان با تلاش برای شناختن و پذیرش آن ها، از تمرینات مدیتیشن و تمرکز ذهنی برای از بین بردن پاسخ‌های هیجانی منفی استفاده کنید.

روانشناسان، ذهن آگاهی را اینگونه تعریف می‌کنند: پاک کردن ذهن و تمرکز بر اینکه چگونه ذهن و بدن شما در لحظه حال، خود را احساس می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، مدیتیشن و مجموعه‌ای از تمرینات ذهنی برای هدایت ما به لحظه حال و مکان فعلی نیاز است که اضطراب را از بین ببرد. هنگامی که تفکر وسواسی وارد صحنه می‌شود، تمرین تنفس عمیق را امتحان کنید: نفس را برای چهار ثانیه نگه دارید و سپس به آرامی برای چهار ثانیه آن را بیرون دهید.

با جستجوی اینترنتی می‌توانید سایر فعالیت‌های مدیتیشن و ذهن آگاهی را بیاموزید و امتحان کند. همچنین در کلاس‌های مدیتیشن می‌توانید تکنیک‌های مختلف در یک محیط حمایتی همراه با دیگران بیاموزید.