۱۰ نکته درباره‌ی خواباندن بچه‌ها که تمام والدین باید بدانند


مجله دیجی‌کالا – تارا قهرمانی: مشکلات بی‌خوابی فقط برای بزرگسالان نیست و گاهی بچه‌ها نیز برای خوابیدن دچار مشکل می‌شوند و والدین را مجبور می‌کنند همراه آن‌ها بیدار بمانند. همین موضوع ممکن است شب‌ها را تبدیل به زمانی سخت و پرچالش برای بچه‌ها و والدین کند. خصوصا در دوران مدرسه که بچه‌ها صبح زود از خواب بیدار می‌شوند و لازم است برای داشتن خواب کافی شب‌ها زودتر بخوابند. در این مقاله ۱۰ ترفند برای خواباندن کودک به شما یاد می‌دهیم تا بتوانید بچه‌ها را به موقع راهی تخت خوابشان کنید و آن‌ها هم برای خوابیدن مشکلی نداشته باشند.

۱. ساعت خواباندن کودک را متناسب با نیاز او تعیین کنید

۱۰ نکته درباره‌ی خواباندن بچه‌ها که تمام والدین باید بدانند

بچه‌های مدرسه‌ای به ۹ الی ۱۱ ساعت خواب شبانه احتیاج دارند، ولی تنوع زیادی در نیاز و الگوی خواب کودکان وجود دارد. اکثر بچه‌ها الگوی خواب ثابتی دارند که به ندرت تغییر می‌کند.

برای مثال بچه‌های سحرخیز حتی اگر دیرتر بخوابند باز هم زود بیدار می‌شوند و بچه‌هایی که شب‌ها پرانرژی‌اند و به اصطلاح جغد شب هستند معمولا تا وقتی که بدنشان خسته و آماده نباشد نخواهند خوابید. باید بدانید فرزندتان برای این که صبح سرحال از خواب بیدار شود به چه میزان خواب احتیاج دارد و بر اساس آن ساعت به رختخواب رفتن او را مشخص کنید.

۲. زمان مشخصی برای بیدار شدن از خواب تعیین کنید

۱۰ نکته درباره‌ی خواباندن بچه‌ها که تمام والدین باید بدانند

وقتی که بدانید فرزند شما چه میزانی خواب احتیاج دارد و چه زمانی باید راهی رختخواب خود شود، به راحتی می‌توانید یک زمان برای بیدار شدن او از خواب مشخص کنید. این که اجازه دهید بچه‌ها در روز‌های تعطیل و آخر هفته‌ها بیشتر بخوابند و دیرتر از خواب بیدار شوند، مهربانانه به نظر می‌رسد، اما پس از آن باید منتظر یک بی‌خوابی طولانی در شب باشید.

آن چند ساعت خواب اضافی که در روز‌های تعطیل به بچه‌ها می‌دهید تاثیری مانند پرواززدگی یا جت لگ روی آن‌ها دارد و باعث می‌شود بدن آن‌ها در زمانی که باید بخوابند احساس خستگی نکند. پس ساعت خواب و بیداری کودکان را در کل روز‌های هفته بیش از یک ساعت تغییر ندهید.

۳. رفتن به رختخواب را به یک عادت پایدار تبدیل کنید

عادت خواب به ویژه برای نوزادان، خردسالان و کودکان پیش دبستانی بسیار مهم است. انجام کار‌های مشخصی قبل از خواب مثل رفتن به حمام و خواندن قصه، به بچه این پیام را می‌دهد که ساعت خواب نزدیک است. دانستن این که در ساعات آینده قرار است چه اتفاقی بیفتد، باعث آسودگی خیال او می‌شود و این آسودگی خیال زمینه‌ی مناسبی برای خواب فراهم می‌کند. با این کار بعد از مدت کوتاهی فرزند شما به صورت اتوماتیک و طبق عادت در زمانی که شما مشخص کرده‌اید خواب‌آلود می‌شود و شروع به خمیازه کشیدن می‌کند.

۴. حداقل ۲ ساعت قبل از زمان خواب تلویزیون را خاموش کنید

۱۰ نکته درباره‌ی خواباندن بچه‌ها که تمام والدین باید بدانند

تحقیقات نشان داده است که نور صفحه‌ی تلویزیون، موبایل، تبلت یا کامپیوتر می‌تواند در ترشح هورمون ملاتونین (Melatonin) اختلال ایجاد کند. هورمون ملانتونین نقش مهمی در چرخه‌ی خواب و بیداری ایفا می‌کند. هنگامی که میزان ملاتونین بالا می‌رود، اکثر افراد احساس خواب‌آلودگی می‌کنند و به رختخواب می‌روند.

تنها ۳۰ دقیقه تماشای تلویزیون یا هر نوع صفحه‌نمایش قبل از خواب کافی است تا خواب فرزندان شما به هم بریزد و ۲ ساعت دیرتر بخوابند. پس هرگز در اتاق خواب آن‌ها تلویزیون قرار ندهید و نگذارید موبایل و تبلت را هنگام خواب به اتاق خواب ببرند.

۵. هرگونه استرس را کاهش دهید

یکی دیگر از هورمون‌هایی که نقش موثری در خواب ایفا می‌کند، هورمون کورتیزول (Cortisol) یا همان هومون استرس است. هنگامی که سطح هورمون کورتیزول در بدن بالا باشد، فرزند شما نمی‌تواند بخوابد. سعی کنید فعالیت‌های آرام‌تری را برای زمان قبل از خواب انتخاب، نور‌ها را کم و فضای خانه را آرام کنید. با این کار می‌توانید سطح کورتیزول را در بدن کودک خود پایین نگه دارید.

با این که عروسک‌ها می‌توانند به راحت خوابیدن کودک کمک کنند، اما وجود اسباب بازی‌های زیاد می‌تواند تاثیر عکس داشته باشد و حواس کودک را پرت و خوابیدن را برای او دشوار کند. ملحفه‌های نرم، نور کم و ملایم در اتاق و سکوت نسبی، می‌تواند به کودک شما کمک کند تا تفاوت‌های روز و شب را درک کند و خوابیدن برای او ساده شود.

۷. محیط را خنک نگه دارید

علاوه بر نور و صدا، دما هم روی چرخه‌ی خواب کودکان تاثیر می‌گذارد. هورمون ملاتونین باعث تنظیم دمای بدن می‌شود و به بدن کمک می‌کند به دمای داخلی مورد نیاز برای خواب برسد. شما می‌توانید با تنظیم دمای بیرونی روی دمای داخلی بدن هم تاثیر بگذارید. برای این کار لازم است قبل از خواب لباس زیادی به بچه‌ها نپوشانید یا دمای اتاق را زیاد بالا نبرید. دمای معمولی اتاق یا حتی کمی خنک‌تر برای تحریک بدن به خواب مناسب‌تر است.

۸. ترس‌های بچه‌ها را برطرف کنید

به جای نادیده گرفتن ترس‌های بچه‌ها قبل از خواب به دنبال برطرف کردن آن‌ها باشید. اگر از تلاش برای اطمینان خاطر دادن به کودک جواب نگرفتید، می‌توانید از راه‌های خلاقانه‌ی دیگری استفاده کنید. برای مثال می‌توانید یک اسباب بازی ویژه را مامور محافظت از کودک در شب کنید یا قبل از خواب در اتاق کودک اسپری ضد هیولا بپاشید! (یک خوشبوکننده‌ی عادی که برچسبی خلاقانه روی آن چسبانده‌اید برای این کار ابزار مناسبی است.)

۹. خواب را مرکز توجه قرار ندهید

۱۰ نکته درباره‌ی خواباندن بچه‌ها که تمام والدین باید بدانند

بچه‌ها هم ممکن است مانند بزرگسالان در خاموش کردن مغز و به خواب رفتن دچار مشکل شوند. به جای بیشتر کردن تشویش آن‌ها با تاکید روی این که وقت خوابشان گذشته است، روی آرام کردن و کاهش تنش‌های فرزند خود تمرکز کنید.

۱۰. اختلالات خواب را در نظر بگیرید

درصورتی که شما تمام تلاش خود را کردید، اما فرزندتان هنوز برای خوابیدن مشکل دارد یا مدام دچار کابوس می‌شود، ممکن است واقعا اختلال خواب داشته باشد. در این صورت حتما با متخصص اطفال درباره‌ی مشکل صحبت کنید.

منبع: Healthline

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساستان نه…


برترین‌ها: پایان دادن یک رابطه می‌تواند استرس برانگیزترین تجربه در زندگی باشد. دلیل این جدایی هر چه که باشد و چه شما خودتان آن را خواسته باشید و چه نه، به هر حال می‌تواند تمام دنیای‌تان را زیرورو کرده و شما را با دریایی از هیجانات منفی مواجه کند.

یک رابطه هر چقدر هم که بد باشد، پایان آن می‌تواند بی‌نهایت دردناک باشد، چون نشان‌دهنده‌ی «از دست دادن» است که نه تنها شامل از دست دادن طرف مقابل می‌شود بلکه رویا‌ها و تعهدات و … را نیز دربر می‌گیرد.

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

رابطه‌های رمانتیک با احساسات شدید و امید‌ها و آرزو‌های فراوان شروع می‌شوند، اما وقتی به پایان می‌رسند چیزی جز ناامیدی و اندوه فراوان به جا نمی‌گذارند.

پایان دادن یک رابطه کار بسیار سختی است، چه با همسر باشد و چه با یکی از اعضای خانواده، رئیس، همکار و یا یک دوست. اما سخت‌تر از آن، چیزی است که بعد از پایان رابطه می‌آید؛ احساسات باقیمانده، تردید‌های برطرف نشده و اضطراب‌های بی‌پاسخ همگی می‌توانند ذهن و روح ما را همچنان درگیر خود کنند و «مشغله‌های ذهنی تمام نشده»‌ای باشند که به راحتی نتوانیم از دست‌شان خلاص شویم. پایان دادن یک رابطه شاید از دور و برای کسی که تجربه‌اش نکرده، ساده به نظر برسد، اما واقعا اینطور نیست.

پایان دادن یک رابطه می‌تواند خیلی چیز‌ها را بهم بریزد: روزمرگی‌ها و مسئولیت‌ها، وضعیت خانه و زندگی، روابط با خانواده و دوستان و حتی هویت. یک رابطه‌ی پایان یافته می‌تواند احساس ناامنی نسبت به آینده ایجاد کند و همه‌ی این تردید‌ها و ناشناخته‌ها می‌توانند بدتر از ماندن در یک رابطه‌ی نامناسب به نظر برسند.

کسی که رابطه‌ای را پایان می‌دهد انگار در پروسه‌ای بی‌نظم و آشفته قرار می‌گیرد که اگر دو قدم به جلو بردارد مجبور است باز یک قدم به عقب برگردد و هر جایی از این مسیر، دچار مخمصه‌های طاقت فرسایی شود.

این اختلال و نابسامانی و تردید‌ها به این معنی هستند که بازیابی روحی از یک جدایی یا هر رابطه‌ای که به پایان رسیده می‌تواند سخت و زمانبر باشد. اما چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که همه‌ی این سختی‌ها قابل عبورند و شما باید بتوانید بعد از مدت کوتاهی به حس جدیدی از امید و خوشبینی دست پیدا کنید. خوشبختانه راهکار‌هایی وجود دارد که با کمک آن‌ها می‌توانید از این بحران با آسیب‌های کمتری عبور کنید.

احساسات‌تان را بررسی و شناسایی کنید

اغلب، قوی‌ترین احساسی که بعد از پایان یک رابطه خودنمایی می‌کند، خشم و اندوه است و این احساسات می‌توانند در هم تنیده شده و توپ بزرگی از هیجانات منفی شکل دهند. شما باید برای بررسی این احساسات وقت بگذاید، کلمات درست را برای بیان‌شان پیدا کنید و به خوبی توضیح دهید کدام احساسات و افکار برای‌تان آزاردهنده‌اند و زجرتان می‌دهند.

از خود سوال‌های جورواجور بپرسید و احساسات‌تان را به چالش بکشید. شما باید به این احساسات توجه کنید و زخم‌های به جا مانده را ببینید تا بفهمید کدام قسمت از ماجرا بیشتر ناراحت‌تان می‌کند. شما یک قهرمان یا موجودی فراتر از انسان نیستید که هیجانات منفی نداشته باشید. اما می‌توانید با این هیجانات کنار بیایید و بر آن‌ها غلبه کنید.

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

در مورد احساسات‌تان حرف بزنید

حتی اگر برای‌تان سخت است در مورد احساسات‌تان با دیگران حرف بزنید، باید راهی پیدا کنید که اندوه و ترس و اضطراب‌تان را با کسی در میان بگذارید. اگر بدانید افرادی هستند که نسبت به احساس شما آگاهند، کمتر احساس تنهایی می‌کنید و زودتر می‌توانید این مرحله را پشت سر بگذارید.

به خودتان یادآوری کنید که هنوز آینده وجود دارد

همه‌ی افراد در زمان ازدواج برای آینده‌ی خود برنامه‌هایی دارند و آرزو‌های خود را در قالب این برنامه‌ها جا می‌دهند. بعد از جدایی اصلا کار ساده‌ای نیست که این آرزو‌ها و برنامه‌ها را فراموش کنید، اما می‌توانید به خودتان یادآوری کنید که آینده همچنان وجود دارد و امید‌ها و آرزو‌های جدید در نهایت جایگزین خواهند شد.

پیدا کنید واقعا به چه چیزی نیاز دارید

برخی از افراد بعد از پایان یک رابطه می‌دانند دقیقا چه چیزی بیشتر از همه آزارشان می‌دهد، اما در چرخه‌ای از خود سرزنش‌گری گرفتار می‌شوند و با خود فکر می‌کنند: هر اتفاقی که افتاده تقصیر من بوده، شاید سزاوار این بوده‌ام که همین طور با من رفتار شود یا کنار گذاشته شوم، من دوست داشتنی نیستم، غیر قابل تحملم و …. این افراد در طوفانی از احساسات مرتبط با رابطه‌ی تمام شده گرفتار می‌شوند. این طبیعی است که بعد از پایان یک رابطه، احساس شکست کنید و آسیب پذیر شوید، اما باید بتوانید با کمترین احساس فرسودگی و ناامیدی از آن عبور کنید.

از خودتان بپرسید: «بیشتر از همه به چه چیزی نیاز دارم؟». پاسخ به این سوال نباید سطحی باشد، مثلا: «یک دوست که با او به سفر بروم» یا «یک رئیس که ایده‌های من را بپسندد» یا «یک دوست که من را بخنداند». همچنین پاسخ شما نباید به رابطه‌ای که تمامش کرده‌اید ربط پیدا کند، مثلا: «به کسی نیاز دارم که مثل او با من حرف بزند» یا «کسی را می‌خواهم که مانند او تحسینم کند».

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

در عوض، شما باید نیاز‌های عمیق‌تر خود را بررسی کنید؛ «شما به عنوان یک انسان به چه چیزی نیاز دارید تا بیشتر رشد کنید؟». پاسخ به این سوال می‌تواند شامل این موارد شود: «من باید مهارت‌های به درد بخورتری کسب کنم»، «باید احساس کنم که مورد احترام هستم» یا «باید احساس کنم که قادرم خود واقعی‌ام را به دیگران نشان بدهم».

پایان رابطه‌تان را بررسی کنید و ببینید چه چه چیز‌هایی از دست رفته است

در ادامه‌ی بررسی احساسات‌تان باید نگاهی به پشت سرتان بیندازید و ببینید رابطه‌تان چگونه به پایان رسیده است و چه چیز‌هایی را از دست داده‌اید. خشم و اندوه‌تان را نادیده نگیرید. البته کنار آمدن با اندوه می‌تواند تا حدود زیادی گول زننده باشد و شما را در سیکلی معیوب گرفتار کند.

ما معمولا وقتی که دچار اندوه می‌شویم روی چیز‌های خوب تمرکز می‌کنیم: «ما هرگز دیگر نمی‌توانیم آخر هفته‌ها دور هم جمع شویم» و …. شما باید با این افکار و احساسات خداحافظی کنید. یکی از دلایل اینکه افراد نمی‌توانند پروسه‌ی اندوه و غصه خوردن را تمام کنند، آرزوها، رویا‌ها و خاطرات زیادی است که وجود دارد.

وقتی رابطه‌تان تمام شده، اما احساس‌تان نه

با آدم‌هایی که حمایت‌تان می‌کنند و به شما انرژی می‌دهند بیشتر وقت صرف کنید

هوشمندانه انتخاب کنید که با چه افرادی بیشتر وقت صرف کنید. دوروبرتان را با آدم‌های مثبتی که به شما گوش می‌دهند و برای‌تان ارزش قائلند پُر کنید. شما نیاز دارید بدون اینکه احساس کنید مورد قضاوت و انتقاد قرار می‌گیرید یا کسی به شما دستور می‌دهد، آزادانه حرف بزنید.

همانطور که گفتیم با پرسیدن سوال‌های اساسی در مورد احساسات و چیز‌های از دست رفته می‌توانید آن‌ها را مشخص کرده و راحت‌تر از آن‌ها فاصله بگیرید. البته این پرسش و پاسخ‌ها ساده نیستند و کشف خود سوال و سپس جواب دادن به آن‌ها ممکن است به زمان و تلاش زیادی نیاز داشته باشد، اما بخش بسیار مهمی از التیام روح بعد از پایان یک رابطه است. یک انسان برای اینکه سالم زندگی کند و از روزمرگی‌های خود لذت ببرد باید هیجانات سالم و مثبت را تجربه کند. احساسات منفی خود را بفهمید، بروز دهید و کنار بگذارید!

منابع: ideas.ted، helpguide