چرا مردان به بهداشت روان خود بی‌توجه‌اند؟


ایرنا زندگی: طبق آمار جهانی سلامت روان، بروز اختلالات روانی در بین زنان و مردان تقریبا به یک نسبت است. اما آنچه پراکندگی شیوع اختلالات را در بین زنان و مردان متفاوت می‌کند، بیش از ژنتیک مربوط به فرهنگ محیطی است. بر این اساس مردان نسبت به زنان بیشتر اختلالات برون‌سازی دارند و زنان بیشتر اختلالات درون‌سازی از خود نشان می‌دهند. بر طبق آمار جهانی بهداشت بروز پرخاشگری، رفتار‌های ضد اجتماعی و خودکشی در مردان بیشتر است و زنان اضطراب و افسردگی بالاتری دارند.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

متأسفانه در مردان، توانایی مدیریت هیجانات کمتر است. این موضوع به علت نبود آموزش مدیریت خشم در کودکی است. هرچند اکثر افراد جامعه با این معضل روبه‌رو هستند، اما در مردان بیشتر به چشم می‌خورد. ناتوانی در ارتباط درست، حل مسئله به ویژه در خانواده که محیط برگشت افرادبه سلامتی است نیز در مردان دیده می‌شود. به طور کلی می‌توان بیماری‌ها، استرس و نبود توانایی کنترل و مدیریت استرس‌ها را جزو عواملی دانست که سلامت جسمی و روانی مردان را تهدید می‌کند.

با این توصیفات آنچه در مورد مردان حایز اهمیت است عدم پذیرش آن‌ها در مورد مشکلات روانی است که به آن مبتلا هستند. این موضوع ریشه در فرهنگ جوامع دارد. در فرهنگ ایران که از ابتدای تولد مردان را قوی و پشتیبان معرفی می‌کنند در اصل اجازه‌ی بیان رنج‌ها و شکستن‌ها را از مردان می‌گیرند.

حتما در روابط خود به طور مکرر با این جمله از سمت مردان روبه‌رو شده‌اید که «حرف زدن برایم سخت است یا الان چه باید بگویم؟». سرچشمه این جملات همان فرهنگ است. فرهنگ و سنتی که در کودکی گریه کردن و بروز احساسات را از پسربچه‌ها می‌گیرد و از سوی دیگر در نبود پدر به رغم وجود مادر از فرزند پسر می‌خواهد که مرد خانه باشد و از خانواده مراقبت کند. کودکی که به علت سن و ناتوانی‌های فکری و هیجانی خود نیاز به مراقبت دارد.

از سوی دیگر با بروز احساسات از سمت پسربچه‌ها با قضاوت‌های مسخره‌آمیز مواجه می‌شوند. مجموع این رفتار‌ها در بزرگسالی باعث این می‌شودکه مردان نتوانند خودشان را بروز دهند و خودشان را کتمان کنند.

شاید همه ما بار‌ها برای درمان بیماری‌های جسمانی به پزشک مراجعه کرده باشیم، اما زمانی که حرف از بیماری‌های روانی می‌شود، از بازگوکردن آن واهمه داریم و اغلب از رفتن نزد روانشناس و روانپزشک طفره می‌رویم.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

ترس از انگ و بدنامی درپی مراجعه به مراکز روان درمانی، در بین مردان شیوع بیشتری نسبت به زنان دارد و اغلب مردان به دلیل موانع فرهنگی از بازگوکردن مشکلات روانی خود نزد مشاور و روانشناس دوری می‌کنند.

این درحالی است که زنان، شبکه دوستی و اجتماعی قوی دارند و راجع به مشکلات خود با دوستانشان صحبت می‌کنند که موجب می‌شود فشار روانی آنان کمتر شود و از راه حال‌های دوستانشان نیز استفاده می‌کنند. زنان در مورد پذیرش مشکلات روان خود اکراه ندارند و با سهولت بیشتری به دنبال کمک‌های حرفه‌ای توسط روانپزشکان و مشاوران می‌روند.

مردان بیشتر تحت تاثیر مشکلات روان قرار می‌گیرند

مردان با توجه به نقش خود در خانواده، متاسفانه این مشکلات را به صورت رفتار‌های ناهنجار مانند پرخاشگری، گوشه گیری و بی توجهی به مسئولیت‌های خود نسبت به سایر اعضای خانواده، منتقل می‌کنند درحالیکه زنان با پذیرش مشکلات روان در خود و مراجعه سریع‌تر به روانپزشک یا مشاور می‌توانند مسائل اعصاب و روان خود را رفع و رجوع کنند و وظایف مهم خود را نسبت به افراد خانواده انجام دهند.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

مردان باید در صورت مشاهده علائمی مانند تحریک پذیری و پرخاشگری، بی توجهی به مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی، افسردگی و تمایل به گوشه گیری به فکر استفاده از خدمات تشخیصی و درمانی بهداشت و روان باشند. این امر تنها در صورتی محقق می‌شود که باید و نباید‌های سمی فرهنگ را کنار بزنند و خود را کمتر در معرض ارزش‌گذاری‌ها و قضاوت‌های بیرونی قرار دهند.

اعتیاد به الکل و خطراتی که نمی‌دانید!


برترین‌ها: سوءمصرف الکل یک مشکل کاملاً اجتماعی است. افرادی که الکل مصرف می‌کنند می‌توانند آسیب‌های جدی اجتماعی را تجربه کنند. آن‌ها همچنین می‌توانند به دیگران آسیب برساند. تأثیرات اجتماعی الکل بسیار زیاد است. نوشیدن زیاد می‌تواند منجر به انواع خطرات ازجمله تجاوز جنسی و همچنین مرگ در اثر تصادف و بیماری‌های مرتبط با الکل شود.

بیماری‌های ناشی از مصرف زیاد الکل باعث می‌شود که سالانه میلیون‌ها بزرگ‌سال و نوجوان مرگ زودرس و ناگهانی داشته باشند. ازنظر خانوادگی، مصرف الکل و سوءمصرف الکل مشکلات متعددی به همراه دارد، از نزاع والدین و خشونت گرفته تا بی‌ثباتی خانواده و افزایش احتمال اینکه فرزندان آن‌ها در آینده الکلی شوند.

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

الکل و آسیب‌های اجتماعی

تأثیرات اجتماعی مصرف الکل کاملاً مشهود است. افرادی که آبجو، شراب یا مشروبات الکلی مصرف می‌کنند، نمی‌توانند به‌درستی عصبانیت خود را مهار کنند. این افراد پیامد‌های ناشی از رفتار‌های غلط خود را متوجه نمی‌شوند. همچنین وجود استرس در این افراد باعث خشونت، نزاع و درگیری‌های اجتماعی می‌شود.

تأثیرات اجتماعی مصرف الکل عبارت‌اند از:

  • افزایش خشونت و عصبی بودن
  • افزایش رابطه جنسی محافظت نشده و سایر فعالیت‌های پرخطر
  • حاملگی‌های پیش‌بینی‌نشده و ناخواسته
  • افزایش تجاوز جنسی
  • افزایش مرگ ناگهانی

رفتار پرخاشگرانه و خشونت‌آمیز بسته به شرایط، در افراد الکلی می‌تواند بسیار متفاوت باشد. افراد تحت تأثیر الکل در درگیری‌ها و مشاجرات کوچک بیشتر از افرادی که الکل مصرف نمی‌کنند واکنش تهاجمی از خود نشان می‌دهند.

تأثیرات الکل بر خانواده

مشروبات الکلی و سوءمصرف الکل می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر سلامتی خانواده داشته باشد. تحقیقات و شواهد صورت گرفته درباره ارتباط دوطرفه بین مشروبات الکلی و نزاع‌های زناشویی و روابط بین افراد را اثبات می‌کند.

موضوعات مربوط به روابط با بیماری الکلیسم و سوءمصرف الکل شامل موارد زیر است:

  • کم شدن روابط عاطفی
  • درگیری بین افراد خانواده
  • خشونت خانگی
  • افزایش استرس

والدین با مشکل مصرف الکل می‌توانند تأثیر عمیقی بر فرزندان خود بگذارد. مشکلات شایع این کودکان شامل مواردی از قبیل:

  • عدم وجود قوانین روشن یا منسجم خانواده
  • قرارگرفته در معرض درگیری والدین
  • ارتباط ضعیف بین پدر و مادر و تأثیر آن بر سلامت روحی فرزندان
  • عدم نظارت کافی والدین بر تربیت فرزندان
  • افزایش خشونت و کودک‌آزاری
  • افزایش خطرات بیماری روانی در فرزندان

همچنین کودکانی که مادر آن‌ها اعتیاد به الکل دارد یا مادر آن‌ها در دوران بارداری مشروبات الکلی می‌نوشد با مشکل جدی دیگری در قالب اختلالات طیف الکل جنین روبرو می‌شوند.

چهار اختلال مربوط به مادران باردار که نوشیدنی الکل مصرف می‌کنند:

  • سندرم الکل جنین
  • نقص عضو هنگام تولد
  • اختلال عصبی مرتبط با الکل
  • زایمان زودرس

هر یک از این شرایط اثرات خاص خود را در مسیر رشد و نمو طبیعی دارد.

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

اثرات اقتصادی الکل

تأثیرات اجتماعی الکل و سوءمصرف الکل نیز فشار‌های اساسی بر اقتصاد وارد می‌کند. محدودیت‌های قانونی، هنجار‌های فرهنگی و قوانینی که توسط نهاد‌های مربوطه درباره مصرف الکل در نظر گرفته‌شده است یکی دیگر از عواملی است که مشکلات اقتصادی را به وجود می‌آورد. علاوه بر آن هزینه خرید مشروبات الکلی نیز نگرانی دیگری در مصرف مشروبات الکلی می‌تواند باشد.

هزینه‌های اقتصادی نوشیدن الکل به چند گروه تقسیم می‌شود:

  • هزینه‌هایی که باید برای درمان بیماری‌های به وجود آمده در اثر مصرف الکل پرداخت شود.
  • کاهش بهره‌وری در محل کار که درنهایت منجر به بیکاری و مشکلات مالی در اثر بیکاری می‌شود.
  • تصادفات وسایل نقلیه که خود هزینه‌های مربوط به‌تصادف را به دنبال دارد.
  • جرم و سیستم عدالت کیفری در اثر مصرف الکل به وجود می‌آید.

الکل و فقر

از دیگر پیامد‌های نوشیدن الکل فقر است، همچنین بین وضعیت اقتصادی و مصرف الکل یا سوءمصرف الکل ارتباط مشخصی وجود دارد. به عبارت ساده، افرادی که در مناطق فقیر رشد می‌کنند نسبت به افرادی که در مناطق طبقه متوسط یا مرفه رشد می‌کنند، در معرض خطر بیشتری برای مشکلات مصرف الکل هستند. زمینه‌ساز این خطر این واقعیت است که مصرف هفتگی الکل در محلات فقیر از حد متوسط فراتر رفته است و این افراد تمایل بیشتری برای مصرف الکل دارند.

دلایل احتمالی برای مصرف الکل در مناطق فقیرنشین عبارت‌اند از:

  • کاهش انسجام گروهی در مناطق فقیرنشین
  • قرار گرفتن در معرض استرس زیاد
  • تعداد بالای فروشگاه‌های مشروبات الکلی در جوامع فقیر
  • کمبود فرصت‌های شغلی و بیکاری در جوامع فقیر

در خانواده‌ای که فاقد منابع مالی است، هزینه خرید الکل می‌تواند یک فشار جدی ایجاد کرده و فقر را افزایش دهد. مشروبات الکلی و سوءاستفاده از الکل همچنین می‌تواند با به وجود آوردن بیکاری و عملکرد نامناسب در محیط کار، فقر را تقویت کند.

پیامد‌های نوشیدن الکل بسیار زیاد هستند. این موارد شامل مرگ‌ومیر اجتناب‌ناپذیر و افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی تا اختلال در خانواده، افزایش خطرات ناشی از فقر و کاهش بهره وری در محل کار است. گفته می‌شود در اثر مصرف الکل، هرساله ده‌ها هزار نفر جان خود را از دست می‌دهند و خسارات اقتصادی زیادی به همراه دارد. اعتیاد به مشروبات الکلی و مسمومیت الکلی احتمال مرگ زودرس را افزایش می‌دهند. در بعضی موارد، مشکلات کوتاه مدت یا حاد است و در موارد دیگر، مشکلات طولانی مدت یا مزمن است و نهایتاً منجر به مرگ می‌شوند.

علت‌های حاد شایع مرگ ناشی از الکل شامل موارد زیر است:

  • تصادف با وسایل نقلیه
  • خودکشی کردن
  • قتل
  • مسمومیت الکلی

شایع‌ترین بیماری‌های مزمن در اثر مصرف الکل شامل موارد زیر است:

  • بیماری کبد مرتبط با الکل ازجمله سیروز و نارسایی کبدی
  • بیماری الکلیسم
  • سوءمصرف مشروبات الکلی
  • پانکراتیت (التهاب لوزالمعده)
  • فشارخون بالا
  • سکته مغزی
  • سرطان کبد
  • سرطان مری
  • نارسایی قلبی مرتبط با الکل
  • زوال عقل
  • سرطان‌های خاص، ازجمله دستگاه گوارش، سرطان روده بزرگ، سرطان دهان و مری
  • مسمومیت الکلی

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

بیماری‌های کوتاه‌مدت که در اثر مصرف الکل به وجود می‌آیند بیش از بیماری‌های طولانی‌مدت باعث کشته شدن افراد می‌شود. علاوه بر این، مردان دو برابر زنان از مشکلات مربوط به الکل می‌میرند. همچنین خطرات روانی بالاتر از افسردگی، اضطراب و اعتیاد به الکل که به‌نوبه خود می‌تواند بر توانایی فرد در برقراری و حفظ روابط اجتماعی و اشتغال تأثیر بگذارد نیز از اثرات مصرف الکل است؛ بنابراین دولت هر کشوری با آگاهی از پیامد‌های نوشیدن الکل براقتصاد، جامعه و خانواده به کنترل مصرف الکل و فرهنگسازی در این زمینه بپردازد.

اعتیاد چگونه ما را به سوی تباهی می‌برد؟


برترین‌ها – محمدرضا آشتیانی؛ آسیب‌شناس: از میان حلقه‌های دود سیگار ساختمان‌هایی را که به سمت آسمان سر به فلک کشیده اند نگاه می‌کند. به آسمان گرفته و خاکستری که می‌بارد و سفیدی برف با رنگ روزگارانش تناسبی ندارد. نفس عمیقی می‌کشد و به صندلی تکیه میدهد. خاکستر سیگارش به زمین می‌ریزد. کدام سقف، کدام خانه او را به آرامش بر می‌گرداند؟ لرزشی در تنش حس می‌کند، اما توان تکان دادن پایش را هم ندارد. برای لحظه‌های تلخ او چه کسی مقصر است؟ پدر یا مادر؟ دوست یا جامعه‌ای که آغوشی برای تنهایی‌های او نداشت؟ کدام اتفاق او را در این شهر زیر این آسمان تحقیر کرد؟ عادت مرگبار حتی قدرت فکر کردن را هم از او گرفته است. خاطراتش را از دست داده؛ چه چیزی مانده به جز خاکستر سیگار زیر پایش.

تصویر رنگ پریده پسر در جلوی کلینیک ترک اعتیاد در اقدسیه در ذهن می‌ماند. یک تکرار دیگر؛ هر روز و هر روز این تصاویر تکراری را در منطقه مان می‌بینیم و چه ساده می‌گذریم از کنار نوجوانان و جوانانی که قرار است شهر و کشورمان را بسازند و اینگونه در سراشیب تباهی قرار گرفته اند.

مستقیم به سوی تباهی

اعتیاد

از پله‌های کلینیک بالا می‌روی و وارد راهروی بلند می‌شویی. ته راهرو اتاقی است که تنها راه نجات پسر جوان محله است. تصور تلخی است که روی این تخت‌ها پسر یا دختر نوجوانی بخوابد، ولی این تصور واقعی است. پسر با چشمانی خمار و ترسی عمیق روی تخت دراز می‌کشد. دکتر محمدی قرار است پسر را درمان دهد. دکتر که هر روز با جوانانی ازاین دست مواجه است و خیلی خوب می‌داند وقتی که کسی پایش به اینجا رسیده چه راه دراز و دردناکی را در پشت سر دارد. معنی اعتیاد را که از او میپرسی میگوید: مصرف مکرر مواد مخدر. چیزی که این روز‌ها آن را یک نوع بیماری می‌دانند و در اثر وابسته شدن فرد به مواد مخدر به وجود می‌آید. عارضه‌ای که شاید خیلی راحت به سراغ آدم بیاید، اما ترک آن بسیار سخت است.

نگاهی به پسر می‌اندازدو میگوید: این جوانان به شکل‌های مختلفی وابسته میشوند. اغلب برای تسکین و آرامش موقت و گاهی هم به دنبال نشاط و هیجان کاذب. ریشه‌های اجتماعی اعتیاد را که از دکتر میپرسی نفس عمیقی میکشد و ادامه میدهد: خیلی‌ها شاید به خاطر باور‌ها و نگرش غلط به سوی این مواد گرایش پیدا میکنند. برای اعتیاد نمی‌توان تنها به یک دلیل اشاره کرد، چون دلایل متفاوتی می‌تواند فرد را به این کابوس نزدیک کند. شکل و زندگی اهالی این منطقه با بسیاری از مناطق شهر فرق می‌کند. حداقل می‌توانیم این را بگوییم که در اکثر مواقع فقر دلیل اصلی اعتیاد در منطقه‌ی ما نیست.

او که سال‌ها با بیماران مختلفی روبرو بوده از این متاسف است که سن اعتیاد به شدت پائین آمده و نوجوانان بدون هیچ اطلاعی به مواد مخدر رومی اورند.

مواد اعتیاد آور

دکتر پرونده پسر را ورق میزند و میگوید: فکر میکنید میدانست که معتاد میشود؟ بیشتر ان‌ها فکر میکنند فقط دارند یک تفریح ساده می‌کنند. هر چقدرهم برایشان توضیح بدهیم مواد مخدر فقط شامل تریا ک و هروئین و از شیشه گرفته تا مواد محرک توهم زا مثل؛ قرص‌های اکستازی؛ و کراک که در حال حاضر بیشترین مصرف را به خود اختصاص داده اعتیاد آور و مرگبارند، نمیپذیرند.

مطمئنا این پسر هم نمی‌دانسته که آن خوشی‌های لحظه‌ای چه عواقبی دارد و کارش چقدر زود میتواند به اعتیاد و بستری شدن بکشد. دکتر محمدی میگوید: تازه بیشتر کسانی که مراجعه می‌کنند قبول ندارند که معتادند. چون فقط مدت کوتاهی است که به مصرف رو آورده اند، ولی متأسفانه حتی مصرف دو یا سه بار کراک هم باعث اعتیاد می‌شود و از لحاظ روحی و روانی به شدت وابستگی ایجاد می‌کند.

پسر به سقف اتاق خیره شده است و لابد به ساعاتی فکر میکند که فارغ از همه چیز با دوستانش تنها به دنبال لذت بوده. به این فکر میکند که آن‌ها کجا هستند و او اینجا روی این تخت چه میکند؟

وابستگی جسمی و روحی

پسر مدتی است که کراک مصرف می‌کند. مواد مخدر روانگردانی که سیستم بدن را تغییر داده و از لحاظ روحی به شدت تاثیر گذار است. دکتر محمدی میگوید: مواد مخدری که در قدیم مصرف می‌شد بیشتر مواد مخدر افیونی بود که از گیاه خشخاش می‌گرفتند مثل تریاک؛ سوخته و شیره که حالا به آن‌ها مواد مخدر سنتی می‌گویند. آن‌ها بیشتر وابستگی جسمی می‌آوردند و از لحاظ روحی کمتر افراد را محدود می‌کردند، ولی امروزه مواد مخدر مصنوعی و آزمایشگاهی هستند و وابستگی‌های شدید روحی می‌آورند. موادی مثل شیشه؛ کراک؛ کوکائین و قرص‌های اکستازی.

موادی که میتواند برای افراد لذت‌های شدید آنی و حالی خوش به همراه بیاورد. آنقدر که مصرف کنندگان به قول خودشان به پرواز در می‌آیند، اما تنها چند بار مصرف کافی است تا شخص به شدت وابسته شود و مدتی نگذشته این پرواز تبدیل به سقوطی وهمناک شود. دکترتا کید میکند که نوجوانان ما اصلاً نمی‌دانند که مواد مخدر شیمیایی موجود در بازار برخلاف تبلیغاتی که انجام می‌شود ناخالصی‌های زیادی دارد. ناخالصی‌هایی که میتواند مرگی سریع را به بهترین سرمایه‌های کشور هدیه کند.

مستقیم به سوی تباهی

درمان اعتیاد

از پزشک محله مان درباره درمان اعتیاد میپرسیم و او میگوید: اگر بیمار تمایل واقعی به درمان داشته باشد و نتیجه کار برایش مهم باشد قطعاً درمان می‌شود. ولی بعضی از بیماران این طور نیستند و با این مسئله درست برخورد نمی‌کنند و، چون در سنی هستند که به عمق مشکلات و عوارض ناشی از اعتیاد واقف نیستند تمایلی به درمان ندارند و تنها به اصرار والدین به مراکز درمان می‌آیند. در این وضع نمی‌توان هیچ کاری انجام داد.

او ادامه می‌دهد که: بعضی وقت‌ها به دلیل مدت زمان طولانی اعتیاد و بالا بودن مقدار مصرف اصلا امکان درمان وجود ندارد. نباید فراموش کرد که آگاهی فرد از مراحل مختلف درمان قبل از اقدام نقش مهمی در درمان دارد و اگر درمان به موقع و درست شروع شود و ادامه یابد نتیجه مناسب خواهد بود. درمان اعتیاد به صورت کلی دو بخش دارد که درمان وابستگی روحی آن مهمترین بخش آن است.

به گفته دکتر محمدی پزشک در درمان جسم نقش بسیاری دارد، ولی درمان روح دست خود فرد است البته نقش مشاور و روان شناس را نباید نادیده گرفت.

سم زدایی

اولین مرحله درمان سم زدایی است و بعد از آن شرکت در جلسات و برنامه‌های آموزشی که حتما باید از طرف بیمار پیگیری شود و ا گرنه احتمال بازگشت بسیار خواهد بود در اطاق سم زدائی دو تخت دارد تختی که پسر جوان روی آن دراز کشیده تا مواد کشنده‌ای را که ذره ذره سلول هایش را فراگرفته از بدنش خارج کنند و تختی که خالی است. جنگی که جسم و روح در آن درگیر خواهند شد.

این تجربه تلخی است که باید آن را طی کند. سرم را به او وصل می‌کنند و دارو‌های نیمه بیهوشی و درمانی را به او آرام تزریق می‌کنند پسرچشم هایش را می‌بندد و بغض می‌کند. قرار است پسر نیمه بیهوش روی تخت چندین ساعت بخوابد و دارو به او تزریق شود و بعد از یک هفته تکرار به داروی خوراکی روی بیاورد.

روز‌های اول به او دارو‌های بیشتر می‌دهند و بعد به تدریج دارو‌ها کاهش می‌یابند دکتر محمدی می‌گوید اگر علائم ترک به خوبی کنترل شود می‌توان طول درمان را به راحتی طی کرد، ولی به دلیل وابستگی روحی ممکن است بازگشت داشته باشد و در این صورت سم زدایی موفق نخواهد بود. در بسیاری از موارد مشاوره و روانکاوی قبل از سم زدایی می‌تواند تا حد زیادی درمان را آسان کند.

پسر حالا روی تخت دراز کشیده است و…

پرواز در تاریکی

می‌دانید کراک چیست؟ کراک ماده‌ای محرک و انرژی زا و شادی آور است که از تصفیه کوکائین به دست می‌آید. ذراتی بسیار کوچک و سفید رنگ که به شکل‌های مختلف استفاده می‌شود. کراک را راحت و حتی با روشن کردن یک فندک پشت ماشین می‌توان مصرف کرد و احتیاج به مکان یا وسیله خاصی ندارد.

کراک جدیدترین ماده مصرفی بین معتادان ایرانی است که در حال حاضر در بین گروهی از جوانان منطقه شیوع بسیاری داشته است آن هم به خاطر باور‌های غلط، کنجکاوی، زیاده خواهی؛ افسردگی و؛ و مهمتر از همه این که جوانان کراک را ماده‌ی بی خطر می‌دانند بی خبر از این که کراکی که در ایران توزیع می‌شود همان هروئین است و حتی می‌توان گفت که صد و پنجاه برابر بیشتر از هروئین قدرت تخریب بر فکر و مغز و اعصاب را دارد. کراک با دو یا سه بار مصرف حتی به مقدار کم به شدت وابستگی می‌آورد و درنهایت موجب مرگ‌های فجیع می‌شود.

بعد از مصرف کراک حالات بسیار عجیبی رخ می‌دهد: احساس افزایش انرژی؛ چابکی و سرخوشی زیاد روحی و جسمی و…، اما این حالات پس از گذشت چند ساعت با لختی و بی حالی همراه است و هر چه قدر مقدار مصرف بالا رود عواقب تلخ آن بیشتر است.

مهمترین اثر کراک بالا رفتن مصرف است یعنی با تکرار مصرف بدن و روح آن را بیشتر طلب می‌کند. مصرف مدام این ماده مخدر در مدت کمتر از یکسال اثرات جبران ناپذیری دارد؛ عفونت‌های داخل بدن، پوسیدگی دندان‌ها، کاهش وزن شدید، سرطان حنجره و ریه، هپاتیت و ایدز. این آثار به شکلی است که تمام اعضای بدن ذره ذره نابود می‌شود و طی گزارش‌های داده شده اجزای بدن به اندازه‌ای عفونت می‌کند که به اصطلاح می‌گویند بدن کرم گذاشته است.

عوامل زمینه ساز اعتیاد

سن بلوغ

نوجوانان در سن بلوغ دوره‌ی حساسی را می‌گذرانند، زیرا این دوره انتقال آنان از یک مرحله سنی به مرحله‌ی دیگر است که با تغییرات عمده جسمانی و روانی و تغییر در شکل روابط اجتماعی همراه است و حساس‌ترین دوره‌ی زندگی از نظر ابتلا به مواد مخدر است. متأسفانه اکثر نوجوانان منطقه‌ی ما در فضای خاصی قرار گرفته اند و تحت تأثیر عوامل محیطی خاص دست به رفتار‌های پرخطر می‌زنند.

خانواده

خانواده نقش مهمی در شکل گیری شخصیت نوجوانان دارد و والدین می‌توانند یکی از عوامل انحراف فرزندان باشند. این روز‌ها شکل خانواده‌های به اصطلاح شمال شهر نشین نسبت به گذشته تغییر بسیاری کرده و اعضا از هم فاصله گرفته اند. در گذشته خانواده‌های گسترده داشتیم و همه افراد فامیل با هم زندگی می‌کردند، ولی امروز آن‌ها تبدیل به خانواده‌های هسته‌ای شده اند. در این شکل از زندگی زن و شوهر و فرزندان عملاً از هم جدا هستند و فقط به اسم یک خانواده اند. خیلی از اهالی ساکن منطقه امان با وجود داشتن رفاه زندگی متعادلی ندارند و این اثرات مستقیمی در فرزندانشان می‌گذارد. تاثیراتی که میتواند آن‌ها را از لحاظ روحی به شدت متزلزل و در نهایت به سوی اعتیاد روانه کند.

مدرسه

فشار‌های گروه‌های هم سن و سال در مدرسه یکی از علت‌های مهم اعتیاد است، زیرا افراد مصرف کننده اصولاً به خاطر این که خود را تأیید کنند دوستان خود را هم آلوده می‌کنند و فرد برای این که از گروه هم سن و سال خود حذف نشود یا این که مورد تحقیر و تمسخر قرار نگیرد این کار را انجام می‌دهد.

مستقیم به سوی تباهی

اطلاع رسانی

خیلی از نوجوانان از خطرات بعد از مصرف هیچ اطلاعی ندارند و نمی‌دانند که ممکن است آن‌ها را تا مرگ همراهی کند. در این شرایط مدرسه و خانواده نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند؛ از اولیا و مربیان منطقه باید خواست که طبق اصول خاص و برنامه ریزی درست آگاهی نوجوانان را بالا ببرند و با آموزش، آن‌ها رابا خطرات ناشی از مصرف آشنا کنند. مسئولان و دست اندرکاران منطقه باید بدانند که با چه طیف از گروه سنی روبرو هستند تا برای پیشگیری از این مشکل یک تصمیم درست بگیرند.

اعتراض به معامله زنان در خوزستان با هشتگ


روزنامه شهروند – الناز محمدی: موسسه مردم‌نهاد آوای زنان ریحانه اهواز: قوه قضائیه وعده رسیدگی داده، اما ما خواستار اعلام نظر قاطع هستیم مدیرکل میراث فرهنگی استان خوزستان: با ثبت خون بس موافق نیستم؛ به زنان گرفتار این رسم، «پاخونی» گفته می‌شود و همین برای ثبت نشدن این رسم کافی است.

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

بین زنان خوزستانی هنوز رسم است که وقتی از همسر یا خانواده‌اش، بدی می‌بینند به آن‌ها ‏می‌گویند: «مگر من پاخونی‌ام؟» سوال به رسمی قدیمی میان عشیره‌های عرب، بعضی خاندان‌های لر ‏خوزستان و تعدادی دیگر از استان‌ها مثل لرستان، چهارمحال‌وبختیاری، فارس و کهگیلویه‌وبویراحمد ‏برمی‌گردد؛ به آنچه به «خون‌بس» و «فصل» معروف است. دو رسم قدیمی که برای تمام‌شدن ‏دعوا‌های بین‌طایفه‌ای و مسائلی مانند قتل در میان قبایل وجود داشته و براساس آن، زنی از طایفه قاتل ‏به طایفه مقتول داده می‌شود و عرب‌ها به این زنان «فصلیه» می‌گویند. ‏

حالا یک خبر تازه در این‌باره از راه رسیده است: تلاش برای ثبت ملی این دو رسم قدیمی که به گفته ‏فعالان اجتماعی و اداره میراث فرهنگی خوزستان دیگر تقریبا منسوخ شده است. یک ماه پیش صادق ‏جعفری چگنی، رئیس دادگستری شوش در فراخوانی در فضای مجازی، «فصل» و «خون‌بس» را دو ‏اثر فاخر اجتماعی و میراث معنوی و ناملموس دانست و فرهیختگان استان خوزستان را دعوت کرد که ‏برای ثبت ملی این دو رسم تلاش کنند.

بعد از آن، موسسه مردم‌نهاد «آوای زنان ریحانه اهواز» که تنها ‏موسسه غیردولتی است که در استان خوزستان درحوزه زنان فعالیت می‌کند، شروع به اطلاع‌رسانی در ‏این باره کرد و در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواست که به مسأله ورود کرده و این پرونده را متوقف ‏کند. پویش مخالفت با ثبت این دو رسم، میان زنان خوزستانی کم‌کم طرفدار پیدا کرد و تعدادی از آن‌ها در ‏فضای مجازی با زدن هشتگ #من_فصلیه_نمی‌شوم و #من_خون‌بس_نمی‌شوم، مخالفت‌شان را با این ‏موضوع نشان دادند.

حرف رئیس دادگستری شوش، اما همان است که بود؛ او چهارروز پیش در این‌باره ‏گفته که فرهنگ صلح و سازش در میان مردم شهرستان شوش با عناوین و آداب و رسوم خاص ریشه در ‏تاریخ اجتماعی منطقه دارد و به همین دلیل برای احیا و رسمیت‌دادن به این سنت و معرفی به مراکز ‏علمی و تحقیقاتی و تصمیم‌ساز قانونی برای بهره‌گیری، درخواست ثبت سنت حسنه «فصل و ‏خون‌بس» در فهرست میراث معنوی و ناملموس ارایه شده است‎.

به گفته او، دادگستری شوش شعبه ‏ویژه‌ای راه‌اندازی کرده و با استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی و بزرگان این شهرستان، در حل‌وفصل ‏پرونده‌های سنگین عملکرد موفقی داشته، به‌طوری که نزدیک به ۱۵ پرونده طی یکی دو‌سال گذشته که ‏بیش از ۲۰‌سال طول کشیده و سه چهار مورد از آن‌ها پرونده قتل بود از طریق صلح و سازش حل ‏و فصل شده است: «با ثبت سنت فصل و خون‌بس بنا داریم از این سنت در توسعه قضائی، عدالت، ‏امنیت پایدار و ارتقای سرمایه اجتماعی استفاده کنیم. بنا بود همایشی ملی در اسفند ماه ۹۸ با استان‌های ‏همجوار برگزار کنیم که به دلیل کرونا متوقف شد‎. ‎‏» ‏

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

از ١٠‌سال پیش تاکنون این پنجمین‌بار است که درخواست ثبت‌ملی رسم خون‌بس مطرح شده و با ‏اینکه آخرین‌بار، مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی، در پی اعتراض یونسکو به موضوع، آن را ‏متوقف کردند، حالا رئیس دادگستری شوش به ایرنا گفته: «این یک نگاه تنگ‌نظرانه به موضوع ‏است که بخواهیم مسأله را حقوق‌بشری کنیم. فرهنگ مردم خوزستان خیلی غنی‌تر از این است، اما ‏متأسفانه بعضی مواقع ریشه‌ها از یادمان می‌رود، این رسم برای این بوده که مانع ادامه خونریزی ‏شود، شما با هر وسیله‌ای جلوی خونریزی را بگیرید، مانعی ندارد، ضمن اینکه ایرادات این رسم به دلیل ‏تأثیر شرایط اجتماعی، اکنون برطرف شده، به‌طوری که در پرونده‌های قتلی که حل‌وفصل کردیم، به ‏هیچ‌وجه چنین چیزی مطرح نشده است‎. ‎‏» ‏

ثبت خون‌بس، بازتولید خشونت است

عاطفه بروایه، مدیر موسسه مردم‌نهاد «آوای زنان ریحانه اهواز»، اما این حرف‌ها را عجیب می‌داند. او به ‏‏ «شهروند» خبر می‌دهد که ابراهیم رئیسی، رئیس قوه‌قضائیه نامه این موسسه در مخالفت با این ‏موضوع را خوانده و به او خبر داده‌اند که این نامه در حال پیگیری است: «ما خواستار ‏جواب رسمی و قاطع هستیم. خبر سخنان آقای چگنی هنوز در سایت شورای حل اختلاف ‏استان وجود دارد. درخواست ثبت‌ملی خون‌بس، بازتولید خشونت علیه زنان است.

قربانیان این رسم، ‏متعلق به نسل‌های قبلی زنان خوزستانند و هنوز از آن رنج می‌برند. اینکه از طرف یک زیرمجموعه ‏قوه‌قضائیه هم بیان شود، خشونت را ادامه‌دار می‌کند. من عرب هستم و می‌دانم که تا حد زیادی این ‏قضیه در بین عرب‌ها از بین رفته. آن‌قدر این عمل شنیع بوده که خود قبایل خودجوش به این نتیجه رسیده اند که کنارش بگذارند. حالا ریاست دادگستری یکی از شهرستان‌ها می‌گوید باید ثبت شود، چون موجب حل ‏نزاع بوده است.» بروایه معتقد است تشکیل خانواده با چنین اکراه و زیر سن قانونی، امری باطل است: ‏‏ «دختری داشته‌ایم که ٦ماهه بوده و برایش تعیین شده بود که بزرگ شود و همسر کسی بشود. آیا آن ‏زمان او قدرت تصمیم‌گیری داشته است؟ زنانی را داشتیم که برای این رسم، زن چندم مردان می‌شدند.» ‏

او درباره تفاوت «فصل» و «خون‌بس» می‌گوید: «فصل از فیصله‌دادن می‌آید. در قدیم به دلیل نبودنِ ‏قانون و، چون امور توسط شیوخ گردانده می‌شد، دیه‌ای تعیین می‌شد. آن دیه را مردم قبیله‌ای که ضرر ‏زده بودند، پرداخت می‌کردند و قضیه حل می‌شد. خون‌بس هم درباره زنانی بود که آن‌ها را به عقد مردی از ‏قبیله‌ای که کسی را کشته بودند، درمی‌آوردند تا ماجرا تمام شود. ما به هر دو اعتراض داریم. زمانه این ‏مسائل تمام شده و نباید به این مسائل بها داده شود. این سنت حسنه نیست، قبیحه و سیعه است‎.

بروایه می‌گوید، رسمیت‌دادن قانونی به چنین مسائلی، آن‌ها را بازتولید می‌کند آن‌هم در استان‌هایی مانند ‏خوزستان که موضوعاتی مثل قتل‌های ناموسی هنوز وجود دارد و فرهنگ‌سازی در این‌باره کم است: ‏‏ «نیاز به خرد جمعی در این‌باره داریم. نباید اتفاقی را که چندوقت پیش برای فاطمه برهی افتاد و قربانی ‏قتل ناموسی شد، از یاد ببریم. فاطمه برهی اولین دخترعرب قربانی قتل ناموسی بود که اسم و عکسش ‏منتشر شد.

جا‌های دیگر این موضوع ممکن است طبیعی باشد، اما بین عرب‌ها نداریم. همیشه این زنان در ‏سکوت کشته شده‌اند. فاطمه نمادیاز ساختارشکنی زنان عرب بود. او در نتیجه ازدواج اجباری فرار ‏کرده بود و می‌دانست کشته می‌شود. با جانش ساختارشکنی کرد.» بروایه از قصد موسسه برای ‏برگزاری یادبودی برای فاطمه، کنار رود کارون، جایی که به دست همسرش کشته شد، خبر می‌دهد. ‏

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

‏ ‏مسئولان اداره میراث فرهنگی استان خوزستان تا همین چهار روز پیش در این‌باره واکنشی نشان نداده بودند تا اینکه احمدرضا حسینی بروجنی، معاون میراث فرهنگی خوزستان موافقت با پرونده ثبت «فصل و خون‌بس» را رد کرد و گفت این پرونده نیاز به بررسی دارد: «هم‌اکنون درخواستی از دادگستری شوش مبنی بر ثبت آیین «فصل و خون‌بس» در فهرست آثار ملی ناملموس دریافت شده و قرار است اطلاعات لازم جمع‌آوری تا در شورای ثبت مطرح شود.

با توجه به اصرار دادگستری شوش برای ثبت این رسم، پیشنهادم این بود که بحث «خون‌بس و فصل» را از همدیگر جدا کنیم. می‌توان خیلی از موارد حل‌وفصل نزاع‌ها مثلا نشست و توافق بر سر مشکلات زمین یا آب و املاک را برای ثبت بیاوریم، ولی اینکه یک‌نفر شخص دیگری را بُکُشد و بعد جلسه بگیرند و بگویند برای اینکه خون قطع شود، دختری از فلان طایفه بگیرند و بدهند به فلان پسر، این پسندیده من هم نیست، این ازدواج نشانه اجبار است که نقض حقوق زنان را پیش می‌کشد.»

حالا حکمت‌الله موسوی، مدیرکل میراث فرهنگی استان خوزستان به «شهروند» می‌گوید شورای ثبت آثار استان هنوز این موضوع را بررسی نکرده و تصمیمی برای آن نگرفته است. او می‌گوید با ثبت ملی «خون‌بس» موافق نیست چرا که طبق این رسم، حقوق زنان مخدوش می‌شود: «رسم خون‌بس از قدیم بین عرب‌ها و بختیاری هاوجود داشته است. بعضی معتقدند این یک آیین دیرباز است و با توجه به آثار حل اختلاف، باید ثبت شود، اما از این بابت که این سنت جاری و زنده نیست، این نظر هم وجود دارد که دلیلی بر ثبت آن نیست.»

او می‌گوید زنانی که با رسم خون‌بس به همسری مردان قبیله دیگری درمی‌آمدند، در این خانواده احترام چندانی نداشته‌اند: «این زنان حرمت زیادی نداشته‌اند و نگاه خوبی به آن‌ها نمی‌شد، حتی نزد همسر. از این منظر، ثبت این سنت ممکن است بازخورد خوبی نداشته باشد. در خوزستان به این زنان، پاخونی گفته می‌شود و ببینید شرایط‌شان چطور بوده که هنوز هم وقتی زنی با خانواده همسرش مشکل پیدا می‌کند، می‌گوید مگر من پاخونی‌ام که این‌طور رفتار می‌کنید؟ ممکن است خیلی آثار وجود داشته باشند، ولی به وجود آورده‌اش نام خوبی نداشته باشد و اثر او را ثبت‌ملی کنند، اما آیین و سنت‌ها متفاوتند. برای ثبت آیین‌ها، آن‌ها باید همخوان با مسئولیت‌ها و علاقه‌های مردم باشد.»

رسم‌های ثبت‌نشده

این میان کسانی هم هستند که طور دیگری به ماجرا نگاه می‌کنند. نسرین جودکی، کارشناس ارشد مردم‌شناسی به «شهروند» می‌گوید امانتداری در مردم‌شناسی مهم است. ما اجازه نداریم به هیچ فرهنگی برچسب خوب و بد بزنیم، بلکه تنها باید آن را در جایگاه فرهنگی ببینیم که در گذشته کارایی داشته است: «آدابی مثل «خون‌بس» در گذشته کارکرد مصالحه داشته و جلوی خونریزی بیشتر را می‌گرفته، اما سرانجامِ آن مبادله یک انسان است؛ قربانی‌کردن یک زن.

این آداب در زمان‌های دور در جامعه‌ای بدون قانون اجرایی می‌شدند و در روزگار امروز، قوانینی بدوی به حساب می‌آیند. ثبت چنین آدابی از این نظر قابل اهمیت است که به ثبت بخشی از تاریخ می‌انجامد. نمی‌توان تاریخ و فرهنگ گذشته را حذف کرد، حتی اگر با نگاه قضاوت‌گرانه بد باشند. نمی‌توانیم بگوییم که چنین فرهنگی هیچ‌وقت در این سرزمین نبوده است. چه بسا هنوز در بعضی مناطق وجود داشته باشد. با این‌همه همین حالا آداب و رسوم گوناگونی در خوزستان زنده است که هنوز در فهرست میراث معنوی کشور جایی پیدا نکرد‌ه‌اند.» از نگاه این مردم‌شناس ثبت‌ملی آدابی، چون فصل و خون‌بس، سبب اجرای دوباره و ماندگارشدن این فرهنگ نخواهد شد، هرچند با توجه به حساسیت مسأله حقوق بشر باید برای آگاه‌سازی جوامع بومی باورمند به چنین رسومی، برنامه‌ریزی کرد.

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

ثبت‌ملی آیین خون‌بس درحالی مطرح شده که در خوزستان، رسم‌های فراوانی وجود دارند که از نظر مردم‌شناسان قابلیت ثبت‌ملی دارند. جودکی که خود سرپرست و محقق پروژه‌های ثبت «گاگریو» (مویه و شروه‌خوانی زنان بختیاری) و «یاری‌گری سرباره» (آیین همیاری خانواده‌ها در زمان عزا) در فهرست آثار ملی بوده، می‌گوید: «یاری‌گری سرباره فرهنگ زیبایی است که با نگاه قضاوت‌گرانه می‌توان صفت «فاخر» به آن داد. زندگی امروزی، جامعه را از یاری‌گری دور کرده، اما اتفاقا تعاون، همکاری و یاری‌گری همان فرهنگی است که به آن نیاز داریم. در گذشته نوع دیگری از یاری‌گری در نخلستان‌ها باب بود که هنوز زنده است. خوزستان مملو از نخلستان است و مردم در فصل چیدن خرما و باروری درخت نخل به هم کمک می‌کنند. این نوع یاریگری، اما هنوز به ثبت‌ملی نرسیده است.»

مراسم «دایره» هم رسم ثبت‌نشده دیگری است: «در روز عاشورا و تاسوعا نذر می‌کنند که اگر به مرادشان رسیدند، یک نخل بکارند. این رسم در ١٠٠‌سال گذشته برپا بوده است؛ به اعتقاد باورمندان این فرهنگ، این نخل، نوعی درخت مراد است و میوه‌اش خاصیت شفابخشی دارد. به‌علاوه نخل نذرشده همیشه در امان است و کسی آن را قطع نمی‌کند و تکرار چنین نذری با کاشتن نخل، به نفع زمین و مردم است.» به گفته او، شمار زیادی از میراث‌های معنوی زنده و درحال فراموش‌شدن هنوز ثبت نشده‌اند؛ مثل کارآوا‌هایی که در نخلستان‌ها، درحال ساخت صنایع دستی و کار‌های مختلف، کار با آوازخواندن همراه می‌شود.

این خبر با واکنش کاربران در فضای مجازی روبه‌رو شده است:

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

اعتراض زنان خوزستانی به ثبت ملی «خون‌بس» ‏

ما به عقب برمی‌گردیم، سلامی دوباره به «کوپن»!


روزنامه اعتماد: روز گذشته نمایندگان مجلس در جلسه علنی، به طرحی یک فوریتی برای تامین کالا‌های اساسی با ساز و کار «کوپن» رای مثبت دادند. در صورت نهایی شدن این طرح، کوپن برای عرضه برخی کالا‌ها بازمی‌گردد.

بازگشت کوپن به اقتصاد کشور از سال پیش و با لغو همه معافیت‌های نفتی به خریداران بزرگ نفت ایران و کاهش ذخایر ارزی قوت بیشتری گرفت، به‌گونه‌ای که اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهور سال گذشته راهکار‌های پیش روی دولت در شرایط فعلی را در سهمیه‌بندی یا دادن یارانه نقدی بیشتر دانست. به‌زعم او با تشدید تنگناها، محدودیت‌های بیشتری برای کشور ایجاد می‌شود که نقش دولت را ناگزیر پررنگ‌تر می‌کند.

ما به عقب برمی‌گردیم، سلامی دوباره به «کوپن»!

ما به عقب برمی‌گردیم، سلامی دوباره به «کوپن»!

با وجود اینکه در جلسه روز گذشته مجلس بسیاری از نمایندگان با گفته‌های سال گذشته جهانگیری موافق بوده و معتقدند این طرح می‌تواند شبکه توزیع را اصلاح و دست دلالان و واسطه‌گران و واحد‌های اقتصادی که در کمین هستند، کوتاه کند، اما در سوی دیگر میدان، مخالفانی نیز وجود دارد که بازگرداندن کوپن به اقتصاد توزیع کالای اساسی را دادن گرای اشتباه به دشمن تلقی می‌کنند که جامعه را بیش از پیش دچار اضطراب و تنش می‌کند.

به نظر می‌رسد بخش بزرگی از نگرانی‌هایی که دلیلی برای احیای کوپن شده است به کاهش درآمد‌های ارزی و به تبع آن تنگنای واردات برخی اقلام کالای اساسی بازمی‌گردد. مطابق آمار موجود، ۲۸ درصد از محصولات کشاورزی که در سه ماهه ابتدایی امسال وارد کشور شده مربوط به کالای استراتژیک گندم بوده است. کالا‌هایی مانند برنج، ذرت، حبوبات و شکر تصفیه شده نیز در صدر کالا‌های وارداتی بوده است. اما روز گذشته وزیر جهاد کشاورزی از نگرانی تامین ذخایر نهاد‌های دام و طیور به دلیل نبود ارز ارزان‌قیمت نیز خبر داد. کاظم خاوازی عنوان کرده که «موضوع تامین ارز کالای اساسی را در جلسه هیات دولت مطرح کرده و در دولت تصویب شد تا ارز مورد نیاز این بخش به سرعت تامین شده و مشکلات بخش مرتفع شود.»

کوپن؛ همراه همیشگی تنگنای اقتصادی

کوپن تنها همان کاغذ‌های رنگارنگی که روی‌شان شماره و نوع کالا نوشته شده نیست، بلکه نشان از تنگنایی است که راه برون‌رفت از آن سهیمه‌بندی کالاهاست. کوپن شماره ۵۵۹ که مربوط به سهمیه قند و شکر بود، در اسفند ۱۳۸۸ آخرین کوپن اعلامی بود و با عدم توزیع مرحله چهاردهم در واقع پایان نظام توزیع کالا مبتنی بر کوپن رقم خورد. مهدی غضنفری، وزیر وقت بازرگانی در ۲۱ شهریور سال ۹۰ و درخصوص سرانجام کوپن پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها گفته بود: «به‌طور کلی با اجرای طرح هدفمند شدن یارانه‌ها باید با سیستم کالابرگی خداحافظی کنیم، زیرا این سیستم برای زمان خاصی طراحی شده و موقت بود که آن دوران سپری شده است.»

هرچند عدم چاپ و توزیع کوپن کالا‌های اساسی پایانی بر نظام سهمیه‌بندی کشور نبود و سال‌های ۸۶ تا ۹۴ دولت برای کاهش مصرف بنزین و عدم نیاز به واردات آن، اقدام به توزیع سوخت سهمیه‌ای کرد. پس از گذشت ۱۰ سال از آخرین کالابرگ و با شدت یافتن تحریم‌ها و کاهش ذخایر ارزی، زمزمه‌های بازگشت آن به اقتصاد کشور این‌بار با رای به «طرح یک فوریتی تامین کالا‌های اساسی» از مجلس به گوش می‌رسد.‌

ما به عقب برمی‌گردیم، سلامی دوباره به «کوپن»!

ای کاش کوپن هیچ‌وقت برنگردد

مهر ۵۹، در زمان حمله عراق به خرمشهر و پیش از تصرفش به دست نیرو‌های بعثی، شهید رجایی و کابینه‌اش در یکی از جلسات هیات دولت به تشکیل «ستاد بسیج اقتصادی» رای دادند. اعضای این ستاد نیز نخست‌وزیر و اغلب افراد اقتصادی کابینه‌اش بودند. مطابق مصوبه دولت، وظیفه این ستاد بررسی مشکلات اقتصادی و تحلیل‌های تنگنا‌های پیش‌آمده به واسطه جنگ است. قرار بر ارایه طرح‌های فوریتی و ضربتی برای مقابله با بحران‌ها بود، به‌خصوص اینکه یک ماه پس از این جلسه و تشکیل ستاد بسیج اقتصادی، خرمشهر به تصرف نیرو‌های عراقی درآمد و مهم‌ترین بندر تجاری ایران عملا به دست نیرو‌های متجاوز افتاد. در این شرایط صادرات کالا و به‌خصوص نفت که شریان حیاتی اقتصاد بود با چالش بزرگی مواجه شد.

از سوی دیگر به دلیل عدم توسعه‌یافتگی بنادر دیگر مانند بندرعباس و کم بودن امکانات در آن، عملا ورود و خروج کالا و نفت به کشور با کندی بسیار همراه بود، از این رو دولت برای کاهش تبعات جنگ و تصرف خرمشهر، انتشار کوپن برای خانوار‌های شهری، روستایی و عشایر را در دستور کار خود قرار داد. با انتشار کالابرگ، این ستاد به نمایندگی از دولت وظیفه قیمت‌گذاری و فروش اقلام ضروری مانند روغن، گوشت، برنج، صابون و پودر شوینده و… را در ازای دریافت کوپن از خانوار‌ها برعهده گرفت.

بدین‌ترتیب اولین شماره کوپن در سال ۶۰ به سرپرستان خانوار‌ها داده شد و تا زمان برچیده شدن کامل این نظام توزیعی، ۱۳ مرحله کالا توسط دولت به خانوار‌ها تحویل داده شد. در تمام دوران جنگ، وظیفه توزیع کوپن به عهده ستاد بسیج اقتصادی بود، اما پس از اینکه جنگ خاتمه یافت و دولت سازندگی روی کار آمد، به دلیل نیاز کشور به بازسازی، این نظام کوپنی ادامه یافت، اما وظیفه‌اش را وزارت بازرگانی برعهده گرفت و اقلامی که بر پایه نظام کوپنی توزیع می‌شد به قند و شکر، برنج و روغن تقلیل یافت.

جواد اسماعیلی، کسی که در تمام سال‌های جنگ وظیفه حیاتی در ستاد بسیج اقتصادی را برعهده داشت، ۸ سال پیش در مصاحبه‌ای، وضعیت آن روز‌های ایران را که منجر به شکل‌گیری کوپن شد این‌گونه توصیف می‌کند: «در آن زمان اجازه تردد به کشتی‌ها نمی‌دادند و محموله‌های روی آب درمعرض تهدید و شرایط تحریمی هم حاکم بود از سوی دیگر دلار هم به میزان کافی موجود نبود، بنابراین سهمیه‌بندی یک ضرورت بود.

شرایط جنگ به‌گونه‌ای بود که مردم نان را می‌خریدند و روی طناب آویزان می‌کردند تا خشک شود که برای روز مبادا نان داشته باشند. برای رفع این نگرانی، دستور آمد که نانوایان کیسه‌های آرد را بیرون از مغازه‌های‌شان و در خیابان بچینند. آرد‌ها که در خیابان قرار گرفت مردم هم آرام گرفتند. وقتی کوپن آمد و به محض اینکه شماره‌ای اعلام می‌شد مردم می‌دانستند که روغنی طلب دارند. در آن زمان بسیاری از اقلام از طریق کوپن به مردم داده می‌شد.» شرایطی که اسماعیلی از آن صحبت می‌کند، بسیار شبیه به شرایط فعلی کشور است با این تفاوت که بمبارانی وجود ندارد.

ما به عقب برمی‌گردیم، سلامی دوباره به «کوپن»!

معایبش بر مزایایش می‌چربد؟

سیاستگذاری در شرایط بحرانی با آینده نامعلوم بر پایه آزمون و خطاست. سهم نفت از بودجه طبق آخرین آمار که مربوط به بودجه سال ۹۷ می‌شود، حدود ۵۰ درصد است. در شرایط این‌چنین که دولت آلترناتیوی برای پوشش درآمد‌های از دست رفته‌اش به دلیل تحریم ندارد، سیاست نادرست تبعات بیشتری برای اقتصاد به همراه دارد و بار اصلی این تبعات نیز بر دوش طبقات متوسط و کم‌درآمد خواهد بود.

در سال‌های جنگ و تا سال ۹۰ که پایان سیستم توزیع کوپن توسط وزیر وقت بازرگانی اعلام شد، دولت سعی در کنترل تورم به واسطه قیمت‌گذاری و توزیع کالا‌های اساسی داشت. هر چند با این اقدامات اندازه دولت نیز افزایش یافت. هر چند تجربه ناموفق سال‌های اخیر در قیمت‌گذاری خودرو و دخالت در بازار نتیجه‌ای جز افزایش قیمت‌های ناگهانی و تشدید نظارت و افزایش پرونده‌های شکایتی بدون تغییر بر قیمت‌ها نداشته است. نیاز به منابع مالی پیوسته و زیرنظر گرفتن تولید کالا‌هایی که مشمول طرح کوپنی شده‌اند نیز یکی دیگر از معایب بازگشت کوپن به اقتصاد تلقی می‌شود.

به‌زعم کارشناسان بین ۳۰ تا ۴۰ درصد اقتصاد ایران زیرزمینی است، در این شرایط هر چه توزیع کالا یا خدمات در انحصار گروهی خاص باشد، به بزرگ‌تر شدن دولت و اقتصاد زیرمینی می‌انجامد که می‌تواند مسیر توزیع کالا‌های کوپنی را دگرگون کند. با وجود معایبی که بازگشت کوپن به کشور دارد، اما نباید از این نکته نیز گذشت که کمبود ذخایر ارزی و افزایش نرخ ارز برای جبران کسری بودجه، تبعات قیمتی بیشتری را برای اقشار کم‌درآمد ایجاد می‌کند و دولت باید با توسل به راهکار‌هایی هر چند موقت جلوی آسیب بیشتر به افراد بی‌بضاعت را بگیرد. اما در این بین باید دقت‌های لازم به عمل آید تا کمک دقیقا به جامعه هدف برسد.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش


برترین‌ها: فرش‌های ایرانی در تمام دنیا زبانزد هستند، اما قیمت بالای آن‌ها باعث شده تا رقیب‌های تازه‌ای در بازار پیدا کنند. مدت زیادی نیست که پای فرش‌های تزئینی و کفپوش‌های مدرن به خانه‌ها باز شده است. فرش‌هایی که شکل ظاهری قابل قبولی دارند، اما ممکن است پس از خرید و استفاده از آن‌ها پشیمان شویم.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

شركت سهامی فرش ایران؛ بهترین انتخاب برای خرید فرش

شركت سهامی فرش ایران در طول بیش از ۸۰ سال فعالیت خود نشان داده است كه تولید فرش‌های با کیفیت با بهره گیری از مواد اولیه مطلوب و رنگ‌های طبیعی و گیاهی از وظایف اصلی‌اش بوده و در كنار این هدف از نقش آموزش، اشتغال و گسترش فرش‌بافی در مناطق مرزی و حاشیه كویر نیز باز نمانده و تربیت بسیاری از نیروهای ماهر در فرش‌بافی حاصل تلاش چند دهه این شركت است.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

همین حالا تماس بگیرید.

۰۲۱-۵۴۶۳۷

۰۹۱۲۱۲۱۲۷۰۰

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

خرید فرش دستباف به صورت اقساط

با وجود شرایط کنونی و افزایش روزافزون قیمت کالا‌ها و همینطور فرش، شرکت سهامی فرش ایران به منظور کسب رضایت مشتریان خود خدمات خرید فرش به صورت اقساطی را برای مشتریان خود فراهم نموده است. شما می‌توانید تا سقف ۳۰ میلیون تومان فرش دستباف را با اقساط ۱۵ ماهه و بدون کارمزد خریداری کنید. این فرصت شگفت‌انگیز را از دست ندهید.

 

تخفیف ویژه فرش دستباف تا پایان مرداد ماه

شرکت سهامی فرش ایران به منظور ارائه خدمات حداکثری به مشتریان خود، تخفیف ویژه‌ای برای خریداران فرش‌های دستباف در نظر گرفته است. اگر قصد خرید فرش دستباف با کیفیت بالا و قیمت مناسب را دارید، پیشنهاد ما به شما این است که فرصت طلایی و تخفیف ویژه ۱۰ درصدی شرکت سهامی فرش ایران را از دست ندهید. شما می‌توانید در تمام شعب و فروشگاه‌های شرکت سهامی فرش ایران، فرش دستباف را با ۱۰ درصد تخفیف خریداری نموده و لذت بهره‌مندی از این هنر یکتا را با گوارایی بیشتری همراه کنید.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

همین حالا تماس بگیرید.

۰۲۱-۵۴۶۳۷

۰۹۱۲۱۲۱۲۷۰۰

راهنمای انتخاب و خرید بهترین فرش

از آنجا که خرید یک تخته فرش کار چندان ساده‌ای نیست و نمی‌شود هر سال آن را تکرار کرد باید موقع انتخاب کمی حساس‌تر عمل کنیم. برای پیشگیری از این اتفاقات ناخوشایند اطلاعات ساده، اما مهمی را برایتان داریم. اطلاعاتی که با دانستن آن‌ها می‌توانید بین یکی از فرش‌های دستباف، ماشینی یا مدرن باتوجه به بودجه‌ای که در اختیار دارید بهترین گزینه را انتخاب کنید.

بهتر است قبل از خرید فرش این نکات را جدی بگیرید تا انتخاب اقتصادی انجام دهید. این اطلاعات از فرش فروش‌های بازار جمع آوری شده و به راحتی می‌توانید در مورد آن‌ها از فروشندگان سوال کنید.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

گونه‌های فرش دستباف

  • گلیم: زیراندازی بدون پرز است و با گذر پود از بین تارها (چله) شکل می‌گیرد. فراگیرترین روش بافت گلیم گذراندن یک در میان پود از پشت و روی چله‌ها است که به این شیوه «تخت باف» گفته می‌شود. اگر در بخش‌هایی از گلیم فاصله‌ای اندک در بین چله‌ها وجود داشته باشد(به ویژه در بین دو رنگ) «گلیم چاکدار» نامیده می‌شود. روشی دیگر در بافت گلیم، پیچاندن پود به دور چله‌ها است (پیچ باف) که در سیرجان «شـیرکی پیچ»، و در دشــت مغان «ورنی» خوانده می‌شود.
  • قالی: زیراندازی است دارای پرز که بر روی چله گره زده می‌شود و از پایین و بالایش پود گذر می‌کند.
  • گبه: زیراندازی است با ساختاری مانند قالی و اندک تفاوت در تعداد گره‌ها، پود و بلندای برز. مهم‌ترین ویژگی گبه در تعداد کم‌رنگ، سادگی طرح (ذهنی باف) و انعطاف بسیار است.
  • گلیم فرش: زیراندازی است شکل یافته از دو شیوه‌ی تخت باف و گره باف.

سبک‌های فرش دستباف

  • عشایری
  • روستایی
  • شهری

جنس و نوع مواد اولیه الیاف

در فرش بافی ایران بــه الیاف پشمی بسیار ظریف کرک گفته می‌شود، و گاهی نیز مرینوس خوانده می‌شود که نام نژاد گوسفندی با الیاف بسیار ظریف است.

  • تار از پنبه، پود از پنبه، پرز از پشم
  • تار از پنبه، پود از پنبه، پرز از کرک
  • تار از پشم، پود از پشم، پرز از پشم (معروف به تمام پشمی)
  • تار از ابریشم، پود از ابریشم، پرز از کرک (معروف به کف ابریشم)
  • تار از ابریشم، پود از پنبه، پرز از کرک (معروف به چله ابریشم)
  • تار از پنبه، پود از پنبه، پرز از ابریشم
  • تار از ابریشم، پود از ابریشم، پرز ابریشم (معروف به تمام ابریشم)
  • تار از پنبه، پود از پنبه، پرز از کرک و مقداری ابریشم (معروف به گل ابریشم یــا گرده ابریشم)

اندازه‌های فرش دستباف

  • قالی: زیراندازی با گستره‌ی بیش از شش متر مربع که دارای تناسب دو به سه باشد.
  • قالیچه: زیراندازی بــا گستره‌ی کمتر از شش متر مربع که دارای تناسب دو به سه باشد.
  • کلگی (سرانداز): زیراندازی با گستره‌ی تقریبی بیش از شش متر مربع که دارای تناسب یک و نیم به چهار باشد.
  • یک ذرع: زیراندازی با عرض بین ۷۰ تا ۸۰ سانتی متر و طول بین ۱۰۴ تا ۱۱۲ سانتی متر.
  • ذرع و چاک: زیراندازی با عرض بین ۱۰۴ تا ۱۱۲ سانتی سانتی متر و طول حدود ۱۳۰ سانتی متر
  • ذرع و نیم: زیراندازی با عرض بین ۱۰۴ تا ۱۱۲ سانتی متر و طول بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ سانتی متر.
  • دو ذرع: زیراندازی با عرض بین ۱۰۴ تا ۱۱۲ سانتی متر و طول بین ۲۱۰ تا ۲۲۰ سانتی متر.
  • کناره: زیراندازی که مناسب برای مفروش کردن راهرو و یا کنار‌های دو سمت قالی است که در میانه‌ی اتاق پهن شده است.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

با تار و پود‌ها آشنا شوید

آن دسته از فرش‌هایی که در بافت شان نایلون به کار رفته است بادوام‌تر از نمونه‌های دیگر هستند. این نوع فرش‌ها در برابر تغییر شکل بسیار مقاوم هستند و نسبت به دیگر فرش‌ها قیمت ارزان تری دارند. ایرادی که به اینگونه فرش‌ها می‌گیرند این است که گرد و خاک را به سادگی به اطراف منتقل می‌کنند.

فرش‌هایی که در بافت شان اولفین به کار رفته، در برابر رطوبت مقاوم بوده و به سادگی تمیز می‌شوند. به مرور زمان حالت اصلی این فرش‌ها از دست می‌رود و به اصطلاح کش می‌آیند.

فرش‌های پشمی دارای ماندگاری زیادی هستند و در برابر عوامل محیطی مقاومت بالایی دارند، اما گرد و خاک به سختی از آن‌ها جدا می‌شود. در برابر رطوبت نیز بوی بدی می‌گیرند و شست و شوی آن‌ها خاص است.

فرش‌های اکریلیک و پلی استر از آن مدل فرش‌هایی هستند که در اثر استفاده پرز‌های زیادی از آن‌ها جدا می‌شود. حجم این فرش‌ها به مرور کم شده و زیبایی خود را از دست می‌دهند.

رج شمار چیست؟

به تعداد گره ها در یک شانزدهم ذرع گفته می‌شود. در مناطق مرکزی ایران (گره ی فارسی) رج شمار در شش و نیم سانتی متر و در مناطق شمال غربی (گره ی ترکی) در هفت سانتی متر برآورد می‌شود. هرچه تعداد گره ها بیشتر باشد نشان از ظرافت بیشتر زیرانداز است.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

قبل از خرید بدانید

نمای مطلوب اتاق را در نظر بگیرید. اگر شما با یک اتاق کاملا خالی شروع می‌کنید، یک فرش انتخاب کرده و بعد دیوار‌ها را با رنگ‌هایی که در فرش پیدا می‌کنید رنگ یا کاغذ دیواری کنید.

فرش باید اندازه اتاق باشد. ملاحظه کنید اتاق چگونه مورد استفاده قرار می‌گیرد. چقدر ترافیک دارد و زیر چه نوری قرار می‌گیرد.

مبلمانی انتخاب کنید که طرح و رنگ‌های به کار رفته در فرش را نشان دهد. اگر با وسایل و مبلمان شروع می‌کنید، فرشی انتخاب کنید که رنگ یا نقش مبلمان و وسایل شما را دارد. نقش‌ها می‌توانند مخلوط شوند به شرطی که بتوانند توسط رنگ‌ها هماهنگ شوند.

به اندازه اتاق یا مکانی که می‌خواهید بپوشانید فرش بگیرید و نه کوچکتر یا حتی بزرگتر از آن اندازه. وجود سایز‌های مختلف انواع فرش‌ها در بازار انتخاب‌های بیشتری پیش پایتان قرار داده است.

فرش‌های روشن باعث بزرگ نشان دادن اتاق می‌شوند و رنگ‌های تیره باعث دنج و کوچک نشان دادن فضا. این موضوع مهمی برای انتخاب نوع رنگ است.

فرشی را انتخاب کنید که کارایی آن خوب باشد، با تراکم، شانه و الیاف خوب باشد. هرچه الیاف فرش بیشتر باشد (با گره‌ها و دسته شده)، فرش شما دوام بیشتری پیدا می‌کند.

نخ‌های مصنوعی– نایلونی، پلی استر، اکریلیک و پلی پرولن و پشم و پنبه طبیعی بادوام، نرم و آسان برای تمیزکردن هستند.

فرش‌های ماشینی مشابه فرش‌های دستباف اند، ولی قیمت آن‌ها بسیار پایین‌تر است. قیمت فرش‌های تزئینی هم در مورادی مشابه فرش‌های ماشینی است، اما برخی نمونه‌ها کمی ارزان‌تر هستند.

اگر قصد خرید فرش‌های قیمت مناسب دارید بهتر است فرش‌های ماشینی را در اولویت قرار دهید.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

برخی اصطلاحات و نکات خرید

در هنگام خرید فرش دستباف آنچه مهم به نظر می‌رسد زیبایی و هم خوانی طرح فرش با دکور و مبلمان خانه و محل کار است. از سویی قیمت هر فرش بر اساس ظرافت، شمار رنگ (فام)، منطقه‌ی بافت و میزان رعایت تناسب‌ها چه در بافت و چه در نقش برآورد می‌شود. فــرش دستباف به دلیل شرایط تولیدی آن که از سوی یک یا چند نفر بافته می‌شود و در گروه صنایع دستی جای دارد پیراسته از خطا نیست؛ از این رو پیشنهاد می‌شود در هنگام خرید ویژگی‌های زیر مورد توجه قرار گیرد:

۱. بالازدگی

زیاد شدن طول بیش از اندازه‌ی استاندارد است و نقشمایه‌های آن بیضی شکل و کشیده به نظر می‌رسند.

۲. پایین‌زدگی (کوبیدگی)

کم شدن طول فرش نسبت به اندازه‌ی استاندارد است و نقشمایه‌های آن بیضی شکل و فشرده به نظر می‌رسند.

۳. کج شدن فرش

خارج شدن از چهارچوب و یا گونیا نبودن گوشه‌های فرش.

۴. لوچه (لوچ)

خارج شدن از چهارچوب و یا گونیا نبودن گوشه‌های فرش.

۵. تورفتگی و شکم دادگی

خمیدگی و ناراست بودن کناره فرش را می‌گویند.

۶. کیسی

منظور چروک شدن یک قسمت و یا تمام عرض فرش است.

۷. سر پود

بیرون زدن و نمایان شدن سر پود بین رز‌های فرش.

۸. ترنج داشتن

جابه جا شدن ترنج از مرکز فرش. (روش‌های تشخیص: با نگاه کردن، تا کردن فرش، اندازه گیری به وسیله‌ی متر)

۹. عدم تقارن یک طرح در قسمت‌های دیگر فرش

در طرح‌های سنتی و کلاسیک تقارن باید در چهار سمت نقشه و گاه باید در دو سمت نقشه رعایت شود.

۱۰. لول شدن

پیچیدن کناره‌های فرش به سمت داخل و یا زیر.

۱۱. پوکی فرش

مقدار تراکم پرز‌ها در فرش کاهش می‌یابد که با فروکردن سر انگشتان در میان پرز‌های چند نقطه‌ی فرش قابل تشخیص است.

۱۲. ذرتی شدن

کوتاه شدن بیش از حد پرز فرش در مرحله پرداخت به گونه‌ای که تار و پود دیده می‌شود. البته در فرش‌هایی با طراحی نوین چنین حالتی به عنوان ویژگی شناخته می‌شود.

۱۳. سره شدن

اگر فرش را از میانه‌ی قسمت طولی تا کنیم، عرض یک سر فرش بلندتر یا کوتاه‌تر از سر دیگر (عرض) می‌شود (مانند ذوزنقه).

۱۴. شیرازه‌ی نامناسب

هرچه شیرازه‌ی فرش استوارتر باشد باعث افزایش عمر آن می‌شود.

۱۵. خلوتی و یا تراکم نقوش

نبود تناسب مطلوب و پراکندگی یکنواخت گل‌ها و دیگر نقوش مورد استفاده در متن فرش.

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

همین حالا تماس بگیرید.

۰۲۱-۵۴۶۳۷

۰۹۱۲۱۲۱۲۷۰۰

 

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

جهت اطلاع از تخفیف و پیشنهادات ویژه ما را در اینستاگرام دنبال کنید.

@irancarpetir

 

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب مراجعه کنید.

irancarpet.ir

 

راهنمای گام به گام برای خرید فرش

ساعات کار فروشگاه فردوسی روز‌های شنبه تا پنجشنبه ۸:۴۵ تا ۲۰ است و جمعه‌ها ۹:۱۵. تا ۱۷:۰۰

  • فروشگاه مرکزی: تهران، خیابان فردوسی، روبه روی خیابان نوفل لوشاتو، پلاک ۳۵۷ – با پارکینگ اختصاصی رایگان

تلفن: ۰۲۱۵۴۶۳۷

  • فروشگاه تجریش: تهران، خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان تجریش، پلاک ۳۱۶۱ (گشایش بزودی …)
  • فروشگاه قائم مقام: تهران، خیابان قائم مقام فراهانی، حد فاصل خیابان مطهری و بهشتی نبش کوچه چهارم، پلاک ۱۴۳ 

تلفن: ۴۲۵۸۴۶۵۰- ۰۲۱

  • فروشگاه شهروند: تهران، شهرک غرب، بلوار ایران زمین، فروشگاه شهروند

تلفن: ۸۸۳۶۰۷۳۲ – ۰۲۱

  • فروشگاه کرمان: بلوارجمهوری اسلامی، بعد از چهار راه فرهنگیان، روبروی هتل پارس-

تلفن: ۳۲۱۲۶۸۹۲ – ۰۳۴

  • فروشگاه مشهد: آزاد شهر، نبش امامت ۴۶

تلفن: ۳۶۰۵۹۶۴۲ – ۰۵۱

  • فروشگاه کرج: میدان استاندارد، بسمت شهرک شیخ سعدی، جنب اداره گذر نامه 

تلفن: ۳۲۸۰۰۰۱۶ – ۰۲۶

  • فروشگاه تبریز: میدان دانش‌سرا، ابتدای خیابان خاقانی، روبه روی پارکینگ طبقاتی سهند

تلفن: ۳۵۲۳۵۰۹۵ – ۰۴۱

  • فروشگاه بیرجند: بلوار پاسداران، نبش پاسداران ۲۳ و ۲۱ 

تلفن: ۳۲۴۶۵۶۱۱ – ۰۵۶

  • فروشگاه اراک: سه راه ابوذر، خیابان شورا 

تلفن: ۳۲۲۲۸۰۲۸ – ۰۸۶

  • فروشگاه اصفهان: میدان شهدا، چهار باغ پائین، کوچه حق وردی 

تلفن: ۳۴۴۷۹۵۸۸ – ۰۳۱

  • فروشگاه سنندج: انتهای خیابان اردلان، بالاتر از آموزش و پرورش ناحیه ۲

تلفن: ۳۳۱۶۴۸۶۰ – ۰۸۷

  • فروشگاه کرمانشاه: چهار راه گلستان، به طرف کمربندی، بلوار شهید اجاقی، پلاک ۳۲ 

تلفن: ۳۸۴۴۲۷۲۹ – ۰۸۳

  • فروشگاه شهرکرد: خیابان تختی، بعد از مسجد امام سجاد (ع)، کوچه ۲۴ 

تلفن: ۳۲۲۵۷۴۳۵ – ۰۳۸

  • فروشگاه همدان: بلوار مدنی، بلوار ۱۵ فروردین، بعد از سازمان بازرگانی

تلفن: ۳۸۲۶۲۷۷۲ -۰۸۱

ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت می‌کنند؟


روزنامه شهروند: جمعیت در جهان مدام در حال جابه‌جایی است، اما بعضی کشور‌ها بیشتر و بعضی کمتر درگیر جابه‌جایی می‌شوند. در ماه‌های اخیر به دلیل شیوع ویروس کرونا جابه‌جایی در جهان کاهش پیدا کرده است، ولی همچنان ایده آن در ذهن خیلی از مردم وجود دارد؛ مردمی که به دلیل جنگ، گرسنگی، شرایط نابسامان اقتصادی، تحصیل، کار یا تفاوت سبک زندگی رفتن را به ماندن در کشور خود ترجیح می‌دهند.

ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت می‌کنند

ایران هم یکی از کشور‌هایی است که به‌خصوص در سال‌های اخیر مهاجرانی داشته است. اما ایرانیان در این سال‌ها بیشتر به کدام کشور‌ها مهاجرت کرده‌اند و مهم‌ترین دلایل مهاجرت آنان چیست؟ رصدخانه مهاجرتی ایران در پژوهشکده سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف به‌تازگی سالنامه مهاجرتی ایران را منتشر کرده است که در آن تصویری از مهاجران جهان، ایرانیان ساکن در کشور‌های دیگر، مهاجرت‌های اجباری و انگیزه‌های مهاجرتی ارایه داده است. این داده‌ها برگرفته از پایگاه داده مهاجرت دوجانبه بانک جهانی و آمار بخش جمعیت سازمان ملل و برخی پژوهش‌های آماری دیگر است.

ایرانیان بیشتر به کجا مهاجرت می‌کنند

براساس داده‌های سالنامه مهاجرتی ایران، کشور‌های دارای بیشترین جمعیت ایرانی (افراد متولد ایران) امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، کانادا، آلمان، انگلستان، ترکیه، سوئد، استرالیا، کویت، هلند، قطر، فرانسه، نروژ، اتریش، دانمارک، ایتالیا، عراق، سوییس و بلژیک هستند. آمار‌های سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهد به‌طور کلی یک‌میلیون و ۳۰۱‌هزار و ۹۷۵ ایرانی به این کشور‌ها مهاجرت کرده‌اند، درحالی که در سال ۱۹۹۰ آمار ایرانیان مهاجر در کل جهان ۶۳۱‌هزار و ۳۳۹ نفر بوده است. آمار‌های جهانی همچنین می‌گوید غالب ایرانیان مهاجر تحصیلکرده و متخصص‌اند. وضع مهاجران ایرانی در کشور‌های حوزه OECD یعنی کشور‌های عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان می‌دهد اولین گروه شغلی در میان ایرانیان در این کشور‌ها متخصصان هستند.

سالنامه مهاجرتی ایران در ادامه در این‌باره نوشته است: «همچنین به‌طور کلی روند تعداد متخصصان از نیروی کار ایرانی در این کشور‌ها صعودی بوده است و از ۲۵‌درصد در سال ۲۰۰۰ به ۲۹.۶‌درصد در سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است. دومین گروه شغلی ایرانیان در این کشور‌ها کارکنان ارایه خدمات و کارکنان فروش و بازاریابی بوده‌اند و کارکنان ماهر بخش کشاورزی و شیلات کمترین درصد ایرانیان در بازار کار کشور‌های OECD بوده‌اند.»

نخستین مقصد مهاجران ایرانی

داده‌های سازمان ملل می‌گوید آمریکا نخستین مقصد مهاجران ایرانی است. آمار ایرانیان در این کشور بر اساس دو معیار ارایه می‌شود: «طبق آخرین آمار موجود یعنی سال ۲۰۱۷ جمعیت ایرانیان ساکن در آمریکا بر اساس محل تولد ایران به ۳۹۵‌هزار نفر رسیده است. این رقم بر اساس اصالت ایرانی هرچند محل تولد خاک آمریکا باشد، به ۴۷۷‌هزار نفر می‌رسد.» اغلب این ایرانیان یعنی بیش از۷۴‌درصد آنان دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم هستند و حدود ۷۲‌درصد آنان در سن کار یعنی از ۱۸ تا ۶۴‌سال قرار دارند: «درصد افراد با تحصیلات تکمیلی یا دوره‌های حرفه‌ای نیز رو به افزایش بوده و ۲۹‌درصد ایرانیان بالاتر از ۲۵‌سال ساکن آمریکا دارای تحصیلات تکمیلی هستند.»

ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت می‌کنند

دریافت تابعیت آمریکایی ایرانیان در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ کاهش یافته است، اما آمار‌ها می‌گوید از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ هر سال بین ۸ تا ۱۰‌هزار نفر ایرانی تابعیت این کشور را دریافت می‌کردند. در این سال‌ها تعداد ایرانیانی که توانسته‌اند اقامت دائم قانونی این کشور را دریافت کنند یا ویزا‌های موقت کاری و تحصیلی بگیرند به‌خصوص از سال ۲۰۱۵، رو به کاهش بوده است. از نظر شغلی «بیش از ۵۶‌درصد از افراد شاغل در مشاغل مدیریتی، کسب و کار و هنر فعالیت می‌کنند و پس از آن ۲۲‌درصد از ایرانیان در مشاغل فروش و دفتری مشغول به کار هستند.»

عمده‌ترین محل فعالیت نیروی کار ایرانی «خدمات آموزشی، مراقبت‌های بهداشتی و خدمات اجتماعی و پس از آن متخصصان، دانشمندان و مدیران اجرایی و مدیران خدمات پسماند و در جایگاه سوم خُرده‌فروشی بوده است.» روند اشتغال ایرانیان در آمریکا نشان می‌دهد که خوداشتغالی در آن‌ها کاهش یافته است.

در مقابل تعداد ایرانیان در کانادا از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹ در حال افزایش بوده و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۰‌هزار نفر افزایش داشته است. بیشترین ویزای موقت اعطا شده به ایرانیان تحصیلی بوده است و «در سال‌های اخیر تعداد اجازه کار بشردوستانه و حمایتی صادر شده برای ایرانیان در این کشور از تعداد اجازه کار‌های تحت برنامه جابه‌جایی‌های بین‌المللی بیشتر شده است.»

ایرانیان در اروپا

بر اساس آمار سازمان ملل در سال ۲۰۱۹، بیشترین ایرانیان مهاجر در اروپا در کشور‌های آلمان، انگلیس، سوئد، هلند و فرانسه ساکن‌اند، اما آمار‌ها از نظر اجازه اقامت معتبر اندکی متفاوت است و آمارهای سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهد بیش از ۷۳‌هزار ایرانی در آلمان زندگی می‌کنند.

«ایران همچنین جزو ۱۰ کشور اول در میان کشور‌های غیر اتحادیه اروپاست که شهروندانش به علت داشتن شغل در آلمان اقامت دائم دریافت می‌کنند.» همچنین جزو ۱۰ کشور اول دنیاست که شهروندانش این اقامت را از طریق خوداشتغالی و راه‌اندازی یک کسب و کار می‌گیرند. بعد از آلمان با فاصله زیاد ایرانیان در انگلستان، سوئد و ایتالیا سکونت دارند. از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۸ تعداد شهروندان ایرانی که در اروپا اقامت بلندمدت دریافت کردند ۲۰ برابر شده و بیش از ۸۴‌هزار نفر را دربرمی‌گیرد.

مهاجرت به کشور همسایه

یکی از مقاصد مهم مهاجرت ایرانیان در سال‌های اخیر ترکیه است. «با گشوده شدن کانال پناهجویی در ترکیه پس از تحولات منطقه‌ای دهه اخیر در سوریه و عراق، تعداد ایرانیانی که به‌عنوان پناهجو در این کشور ثبت شده‌اند افزایش چشمگیری داشته است. با توجه به داده‌های مهاجرتی سازمان ملل متحد، تعداد ایرانیان در ترکیه ۸۳‌هزار نفر گزارش شده است، ولی این آمار در پایگاه داده دوجانبه بانک جهانی برای سال ۲۰۱۷ در ترکیه ۳۶‌هزار نفر اعلام شده است.

ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت می‌کنند

به نظر می‌رسد آمار ثبت شده بانک جهانی بدون احتساب تعداد ایرانیان در ترکیه در حالت انتظار و به‌صورت پناهجویی است.» در سال ۲۰۱۸ تعداد مهاجران ایرانی که وارد ترکیه شدند افزایش ناگهانی در مقایسه با سال ۲۰۱۷ داشت. در سال ۲۰۱۸ ایران در جایگاه پنجم مهاجرت به ترکیه بوده است. این جهش ناگهانی، در خرید خانه‌های ترکیه از سوی ایرانیان هم به چشم می‌خورد. تا سال‌های ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ رتبه ایرانیان در خرید خانه در کشور ترکیه هشتم بود، ولی در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ ایرانیان دومین خارجیانی بودند که در ترکیه خانه خریدند. آمار‌های سه ماه اول سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد ایرانیان به جای عراقی‌ها در رتبه اول خرید خانه در ترکیه نشسته‌اند.

ایرانیان در آسیا و استرالیا

کشور‌هایی که بیشترین ایرانی را در آسیا دارند امارات متحده عربی، کویت، قطر، عراق، مالزی، ارمنستان، ژاپن، ترکمنستان و پاکستان و … هستند. مهاجرت ایرانیان به استرالیا هم سال‌هاست در وضع صعودی قرار دارد و در سال ۲۰۱۹ بیش از ۷۳‌هزار ایرانی در این کشور زندگی می‌کردند. این عدد به نسبت سال ۲۰۱۰ بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته است.

دانشجویان ایرانی به کدام کشور‌ها می‌روند

سال ۲۰۰۳ ایران حدود ۱۹‌هزار دانشجو در خارج از کشور داشت. این عدد در سال ۲۰۱۷ به حدود ۵۳‌هزار نفر رسید. با این حال «سهم دانشجوفِرستی ایران از کل بازار دانشجویان بین‌المللی جهان از سال ۲۰۱۲ روندی کاهشی به خود گرفته و از حدود ۱.۳‌درصد به حدود ۰.۹‌درصد رسیده است. رتبه دانشجوفِرستی ایران طی سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷ از جایگاه ۱۲ به رتبه ۲۰ تنزل کرده است.» پنج مقصد اصلی دانشجویان ایرانی کشور‌های آمریکا، ترکیه، آلمان، ایتالیا و کاناداست.

آمریکا چهار دهه است که اولین مقصد دانشجویان ایرانی است: «در سال ۲۰۱۸ میلادی، تعداد ۱۲‌هزار و ۱۴۲ دانشجوی ایرانی در آمریکا مشغول به تحصیل بوده‌اند.» دومین مقصد محبوب سال‌های اخیر دانشجویان ایرانی ترکیه است. آمار‌های سال ۲۰۱۷ نشان می‌دهد این کشور میزبان بیش از ٦‌هزار دانشجوی ایرانی است: «هم‌جواری و نزدیکی فرهنگی، لغو ویزا میان دو کشور، زبان ترکی، موقعیت و بورسیه‌های تحصیلی در دانشگاه‌های ترکیه منجر به افزایش دانشجویان ایرانی در کشور ترکیه در سال‌های اخیر شده است.»

ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت می‌کنند

مقاصد بعدی دانشجویان ایرانی آلمان و ایتالیاست؛ هر کدام با بیش از ۴‌هزار دانشجو. «بورسیه‌های تحصیلی، هزینه‌های زندگی نسبتا پایین در این کشورها، پیری جمعیت و نیاز به نیروی کار جوان باعث شده است برنامه‌های جذاب و متنوعی برای جذب دانشجویان داشته باشند.» کانادا هم میزبان نزدیک به ۴‌هزار دانشجوی ایرانی است: «محدودیت‌های دولت ترامپ برای ورود اتباع و دانشجویان ایرانی به خاک آمریکا، زبان انگلیسی و برنامه‌های تسریع ورود و جذب دانشجو در کانادا، حضور جمعیت قابل توجه ایرانیان در کانادا که زمینه آگاهی جوانان ایرانی را از فرصت‌های دانشجویی در این کشور فراهم می‌کند ازجمله عواملی است که در رشد تعداد دانشجویان ایرانی در این کشور موثر بوده است.»

«به‌طور کلی تاکنون هیچ آمار دقیق و مشخصی از میزان بازگشت ایرانیان خارج از وطن تهیه نشده است؛ برنامه‌ای نیز در راستای بازگرداندن این افراد برای خدمت به کشور به‌کار گرفته نشده است. تنها اقدامی که در این راستا شکل گرفته طرح همکاری با متخصصان و دانشمندان ایرانی غیرمقیم است که به منظور تسهیل شرایط ایرانیان بازگشتی ایجاد شده است.» آمار‌های بازگشت فارغ‌التحصیلان و متخصصان ایرانی خارج از کشور به داخل نشان می‌دهد از اسفند ۱۳۹۴ تا فروردین ۱۳۹۹ تعداد ۱۵۶۰ متخصص ایرانی به کشور بازگشته‌اند، یعنی «از زمان آغاز رسمی طرح همکاری با متخصصان ایرانی به‌طور متوسط روزانه بیش از یک متخصص ایرانی به کشور بازگشته است.»

دانشجویان چرا می‌روند و چرا برمی‌گردند

ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت می‌کنند

پیمایش سنجش میل به مهاجرت در میان دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی که رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۹۷ انجام داده نشان می‌دهد هشت عامل اصلی برای مهاجرت دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی وجود دارد: ناامیدی از سطح درآمد و تناسب آن با هزینه‌ها، امکان پیشرفت شغلی، نظم و قانون‌مداری جامعه، علاقه به کسب سابقه تحصیلی یا کاری در خارج از کشور، شایسته‌سالاری، امکان یافتن شغل و میل به تجربه زندگی در خارج از کشور. «پیش از وقوع تحولات اقتصادی در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به واسطه بازگشت تحریم‌ها حدود ۳۰‌درصد از دانشجویان تمایل به مهاجرت داشته‌اند، اما این تحولات موجب افزایش این میل تا ۶۳‌درصد شده است.»

دیگر نتایج پیمایش رصدخانه مهاجرت ایران از میل به بازگشت دانشجویان و فارغ‌التحصیلان می‌گوید: «۱۶‌درصد از کسانی که میل به مهاجرت دارند، می‌خواهند دوباره برای زندگی به ایران بازگردند، در حالی که ۳۸‌درصد از آنان تمایلی به بازگشت به کشور ندارند. از طرف دیگر، حدود نیمی از افرادی که می‌خواهند مهاجرت کنند هنوز تصمیم قطعی برای ماندن در خارج از کشور یا بازگشت به وطن‌شان نگرفته‌اند.» این پیمایش همچنین می‌گوید حدود ۴۰‌درصد افراد بدون آگاهی از شرایط مهاجرت و اطلاعات دقیق از وضع کشور مقصد، اقدام به مهاجرت می‌کنند.

اكستنشن ابرو به جای تاتو!


برترین‌ها: شاید مهم‌ترین نقشی که ابرو در کنار دیگر اجزای صورت ایفا می‌کند زیباتر جلوه کردن چشم‌هاست. تا همین چند سال گذشته تنها راه داشتن ابرو‌هایی قرینه و زیبا، تاتو کردن بود، اما این روش این روز‌ها با آمدن روش‌هایی تازه برای رشد مجدد ابرو‌ها با مو‌های طبیعی کمی کهنه و کم‌طرفدار شده است.

کاشت ابرو با مو‌های طبیعی خودتان و طراحی و شکل دادن آن زیر نظر متخصصان پوست و مو انجام می‌شود که با پر طرفدار شدن آن تصمیم گرفتیم زیر و بم این روش را با جزئیات تمام برای کسانی که تصمیم به کاشتن ابرو و تغییر طبیعی در ظاهرشان دارند بازگو کنیم. دکتر مریم ملکی، متخصص پوست و مو بهترین روش را برای داشتن ابرو‌هایی زیبا به شما معرفی می‌کند.

خداحافظی با تاتو

قضاوت در مورد اینکه تاتو ابرو‌ها با رنگ بهتر است یا کاشت ابرو‌ها با مو‌های طبیعی کار چندان سختی نیست؛ داشتن ابرو‌هایی با مو‌های طبیعی و قابل رشد که قابل اصلاح و رنگ کردن هستند با ابرویی نقاشی شده با هاشور یا تاتو که زود یکنواختی‌اش شما را خسته می‌کند قابل مقایسه نیست. اگر تا امروز خط و خطوط جای ابرو‌های شما را گرفته است حالا می‌توانید با مراجعه به یکی از کلینیک‌های معتبر پوست و مو روی تاتو ابروهای‌تان مو‌هایی طبیعی بکارید و صاحب ابرو‌هایی زنده و زیبا شوید.

اكستنشن ابرو به جای تاتو!

این روش حتی برای کسانی که چندین سال مداوم از تاتو برای ابرودار شدن استفاده می‌کردند هم قابل استفاده است چراکه در این روش روی تاتوی قدیمی شما کاشت ابروی طبیعی انجام می‌شود. اگر بخواهیم به معایب تاتو در آرایشگاه‌ها بپردازیم هزار و یک دلیل برای نفی آن وجود دارد که مهم‌ترین آن خطر انتقال بیماری‌های مختلفی مانند هپاتیت و حتی ایدز است و از طرفی دیگر بدرنگ یا بی‌روح شدن رنگ تاتو بعد از گذشت مدت کوتاهی که گله بیشتر خانم‌هاست.

اما کاشت ابرو‌ها با مو‌های خود فرد در کلینیک‌های تخصصی پوست و مو که مجوز رسمی از وزارت بهداشت دارند، تحت نظر پزشکان متخصص و با وسایل استریل شده انجام می‌شود. علاوه براین کاشت ابرو با این روش با حداقل درد و زخم همراه است. پس این همه مزیت به امتحان روشی مناسب‌تر برای پر کردن ابرو‌ها می‌ارزد.

به چه کسانی توصیه می‌شود؟

دکتر ملکی معتقد است شایع‌ترین دلیل مراجعه برای کاشت یا پیوند ابرو، ضعیف شدن و ریختن ریشه موی ابرو‌ها به‌خاطر برداشتن مکرر ابرو‌ها با موچین است که در درازمدت باعث نازک شدن و از بین رفتن دائمی آن‌ها می‌شود. با این حال روش پیوند و کاشت به افراد زیر بیشتر از بقیه توصیه می‌شود:

  • این روش بهترین انتخاب برای پر پشت کردن ابرو‌های کسانی است که ابرو‌های کم پشت دارند.
  • خانم‌هایی که شکل ابروهای‌شان زیبا نیست و دائم با قلمو یا مداد‌های ابروی شیمیایی مجبور به شکل دادن به آن هستند، برای تغییر فرم ابروهای‌شان می‌توانند کاشت ابرو انجام دهند.
  • عده‌ای که بر اثر زخم و جای بخیه و حتی سوختگی مقداری از ابرو‌های خود را از دست داده‌اند هم برای ترمیم جای آن می‌توانند به کاشت ابرو فکر کنند.
  • خانم‌هایی که قبلا تاتوی ابرو کرده‌اند ولی از فرم آن خسته شده‌اند، می‌توانند با استفاده از تکنیک‏های خاص و حرفه‌ای روی تاتوی خود کاشت ابرو انجام دهند.
  • افرادی که به علت بیماری‌های خاص یا اتفاقات دیگر مقداری از ابروی خود را از دست داده‌اند، برای پر کردن قسمت‌های ریخته این روش را امتحان می‌کنند.

ابرو‌ها چگونه کاشته می‌شوند؟

کاشت ابرو در کلینیک‌های تخصصی پوست و مو با بی‌حسی موضعی، به صورت سرپایی و بدون درد در جلسه‌ای تقریبا یک ساعته انجام می‌شود. در این روش تعدادی از مو‌های ناحیه پشت گوش سر شما برداشته و به ناحیه ابروی شما منتقل می‌شود. برای این کار ابتدا شما مدل ابروی دلخواه خود را با مداد ابرو می‌کشید تا متخصصان مربوطه آن را بررسی کرده و در صورت نیاز تغییراتی در مدل آن- البته با مشورت شما- اعمال کنند و درنهایت مدل ابرو دلخواه شما انتخاب و روی همین مدل، مو‌های طبیعی خودتان کاشته شود.

اكستنشن ابرو به جای تاتو!

قصه به همین سادگی‌هایی که ما تعریف می‌کنیم هم نیست، چون متخصص مربوطه باید از این مقدار مو‌های برداشته شده از سر شما فقط تعداد خاصی که ضخامتی متناسب با موی ابرو‌های شما دارند را انتخاب کند. به زبان ساده‏تر باید مو‌هایی هم‌قطر و ضخامت مو‌های ابرو‌ها انتخاب شود چراکه مو‌های ضخیم ابرو‌های زمخت و بدشکلی برای‌تان می‌سازند که البته انتخاب این قطر مو تنها به تبحر و تجربه متخصصان نیاز دارد. به همین دلیل است که از مو‌های ناحیه بالای گوش که از جهت جنس شباهت زیادی به مو‌های ابرو دارند برای پیوند استفاده می‌کنند. به‌طور کلی کاشتن ابرو کار نسبتا پیچیده و سختی است چراکه ابرو‌ها چند جهت دارند و به‌اصطلاح معروف خواب آن در هر فرد متفاوت است بنابراین ظرافت و دقت در این کار حرف اول را می‌زند.

از جهت دیگر رشد این مو‌ها مانند مو‌های سر است پس در صورتی که کاشت آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، سرعت رشد آن‌ها بالاست و باید مرتبا کوتاه شود. اما این کاشت به دلایل دردسر‌های نقاشی هر روز ابرو‌ها با مداد ابرو یا تاتو‌های دردناک و کم‌دوام بهتر و منطقی‌تر است. شما درست بعد از انجام کاشت شاید کمی تورم و کبودی زیر چشم خود مشاهده کنید که آثار آن بعد چند روز از بین می‌رود، اما برای تاتو هر چند ماه یکبار این درد و تورم را باید تحمل کنید.

قبل از کاشت باید بدانید

  • در قدم اول علت ریزش مو‌های ابرو شما به‌وسیله متخصص بررسی و مشخص شده و در صورت نیاز تحت درمان قرار می‌گیرد. در غیر این صورت با وجود کاشت ابرو هم احتمال ریزش مجدد مو‌های آن وجود دارد و کاشت، کار بی‌فایده‌ای خواهد بود. پس بهتر است بعد از درمان ریزش نسبت به کاشت اقدام کنید.
  • در قدم دوم پزشک بعد از تقسیم کردن ابروهای‌تان به سه قسمت دم، بدنه و تاج ابرو کاشت را آغاز می‌کند. برای کاشت تاج ابرو، مو‌ها با زاویه مناسب و رو به سمت بالا خوابانده می‌شوند تا حالت عمودی پیدا نکنند. در کاشتن بدنه ابرو از سمت تاج به دم ابرو زاویه خواباندن مو‌ها به‌تدریج کاسته و مو‌ها با زاویه صفر درجه به‌صورت مماس در پوست کاشته می‌شوند.
  • همان‌طور که گفته شد، باید نوع مو‌های انتخاب‌شده برای کاشت قطری مناسب با مو‌های ابرو داشته باشند یعنی نباید نازک‌تر یا ضخیم‌تر باشند.
  • منافذ کاشت مو‌های ابرو باید با قطری بسیار کم انتخاب شوند، چون در صورت بزرگ بودن قطر منافذ، خروجی ابرو‌ها حالت غیرطبیعی و ضخیم پیدا می‌کنند.
  • محل قرار دادن مو‌هایی که قرار است کاشته شوند، باید بسیار نزدیک به‌هم و پرتراکم باشد تا پوست زیر مو‌های ابرو‌ها دیده نشود.

معایب و عوارض این روش چیست؟

به‌عنوان آخرین توصیه‌ها باید بگوییم کاشت ابرو بهترین انتخاب برای کسانی است که یا اصلا ابرو ندارند یا قسمتی از ابروی آن‌ها به خاطر جراحت کاملا از بین رفته است. پس تنها به دلیل وسواس‌های بی‌دلیل و تغییرات عجیب و غریب در ظاهرتان به این کار تن ندهید، چراکه این روش هم مانند هر عمل دیگری در کنار خوبی‌ها، مشکلات خودش را هم دارد، مشکلاتی مانند:

  • سرعت رشد مو‌های کاشته شده همانند مو‌های سر است بنابراین هر دو هفته یک بار بلند و بلند‌تر می‌شوند. به علاوه آن‌ها از نظر رنگ، جنس و ضخامت هم‌رنگ موی ابرو نیستند.
  • زاویه کاشت ابرو که به شکل خوابیده قرار می‌گیرند به سختی با حالت واقعی ابرو تطابق می‌یابد به همین دلیل این بخش از کار و هماهنگ بودن دم ابرو تا تاج آن و مرتب قرار گرفتن زاویه خواب آن به تبحر متخصص بستگی دارد.

اكستنشن ابرو به جای تاتو!

  • معمولا به علت جابه‌جایی مو‌ها از قسمت پوست سر به ابرو، مو‌ها تا حدود ۲۰ روز بعد از کاشت دچار ریزش خواهند شد پس برای رسیدن به نتیجه دلخواه‌تان باید حداقل سه تا شش ماه صبر کنید تا رشد مو‌ها به حالت طبیعی برگردد.
  • به‌طور معمول فاصله مو‌های کاشته‌شده در ابرو بیش از مو‌های طبیعی آن است. البته این داستان درباره کسانی که تاتو دارند و کاشت روی تاتو انجام می‌شود مشکل ایجاد نمی‌کند چراکه تاتو این فاصله‌ها را مخفی می‌کند، اگرچه به مرور این فاصله‌ها با تکرار جلسات پیوند کم و کمتر خواهند شد.

هزینه: ۹۰۰ تا ۲ میلیون تومان

و اما طرفداران اکستنشن ابرو‌ها

۱۰ سالی می‌شود که اکستنشن یکی از پرطرفدارترین خدمات این روز‌های سالن‌های آرایشی است و با انواع و اقسام روش‌ها مشتریان زیادی را به خود جذب کرده است.

یکی از محبوب‌ترین خدمات این سال‌ها اکستنشن مژه و ابرو‌ها است که البته هنوز هم به گوش عده‌ای نا آشناست، اما اگر می‌خواهید بدانید این کار چگونه صورت می‌گیرد، باید بگوییم که شما برای اکستنشن ابرو باید در ابروهای‌تان پایه داشته باشید. (پایه به پرز‌هایی تلقی می‌شود که در قسمت زیر ابرو وجود دارند) زیرا برای این کار مو باید روی پایه‌های ظریف پرز‌های ابرو نصب شود، بنابراین خانم‌هایی که ابرو ندارند یا عادت به تراشیدن آن برای طراحی شکل دلخواه‌شان دارند، نمی‏توانند از این روش استفاده کنند.

پس اضافه کردن یا افزایش حجم مو‌های ابرو مستلزم داشتن ابرو‌های پایه، هرچند کم و نازک است. از طرف دیگر مویی که برای اکستنشن ابرو به کار برده می‌شود، باید هم‌رنگ خود ابرو باشد بنابراین جنس مویی که برای اکستنشن به کار می‌رود حتما باید از جنس موی طبیعی باشد، چون در غیر این صورت شکل ظاهری آن متناسب با حالت و موی ابروی شما نخواهد بود.

در اکستنشن ابرو که حدود یک ساعت زمان لازم است شما به ماهی یک بار ترمیم نیاز دارید تا ابروهای‌تان حالت طبیعی خود را حفظ کنند. به‌عنوان نکته آخر هم فراموش نکنید کار را به دست کاردان بسپارید و قبل از اقدام به این کار حتما تحقیقات لازم درمورد فرد مورد نظر و کیفیت کار او را انجام دهید.

هزینه: ۳۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان

وفورِ نگاه جنسیت‌زده و تبعیض‌آمیز به زنان بیوه در ایران


وب‌سایت آسو: زنان بیوه در جوامع مختلف شرایط خوبی ندارند، در همین ایران، وفور نگاه‌ جنسیت‌زده به زنان بیوه، کار را برای ادامه زندگی آن‌ها دشوار کرده، این مطلب در این باره است.

لیلا ۴۳ساله بود که همسرش را در یک تصادف رانندگی مرگبار از دست داد و ناگهان با دختری ۶ساله بیوه شد. همسرش بیمار نبود، جوان بود، سالم بود و مثل بیشتر آدم‌ها هیچ‌یک از آنها به مرگی چنین زودهنگام اصلاً فکر هم نکرده بودند و برای هزار و یک مسئله‌ی حقوقی و غیرحقوقی زندگی بعد از مرگ دیگری، برنامه‌ای نریخته بودند. مرگ، به‌نظر از آنها خیلی دور بود.

زنان بیوه، پنهان با دردی دوچندان

هنوز چهلمین روز بعد از مرگ همسرش هم نرسیده بود که دردسرهای لیلا شروع شد. پدر همسرش که از ابتدا با ازدواج آنها مخالف بود، شروع به سنگ‌اندازی کرد. لیلا هنوز در شوک مرگ همسر بود که فهمید سهم او از ارث و دارایی‌های همسر، تنها یک هشتم است و حضانت فرزندش که به سن قانونی نرسیده، با پدر همسرش. پدربزرگی که نه تنها چشم دیدن لیلا را ندارد و از هیچ فرصتی برای آزار او نمی‌گذرد، که باورها و عقایدش هم زمین تا آسمان با عقاید پسر و عروس متفاوت است و لیلا و همسر از دست‌رفته‌اش هرگز تمایلی نداشتند که فرزند آنها با چنین نگاهی بزرگ شود و چنین فردی برای او تصمیم‌های حیاتی بگیرد.

در مراسم اولین سالگرد فوت همسر، پدربزرگ به سمت لیلا آمد و او را تهدید کرد که یک وقت دور برندارد که می‌تواند در سال‌های بعد ازدواج کند، چون به محض این‌که چنین کاری کند، ولیّ قهری که او باشد، فرزند لیلا را از او می‌گیرد و «حسرت زندگی با فرزند» را به دل لیلا می‌گذارد. لیلا یکی از میلیون‌ها زن در سراسر جهان است که با از دست دادن همسر و بیوه شدن، با لایه‌‌های دیگری از قوانین، سنت و عرف مردسالار مواجه می‌شوند که زندگی آنها را با ده‌ها چالش و سختی تازه روبرو می‌کند.

در تقویم سازمان ملل متحد، روزی به نام «روز جهانی بیوه‌ها» نام گرفته است. روزی برای آگاهی‌رسانی بیشتر و دقیق درباره‌ی ده‌ها تبعیض، ستم، ظلم و نابرابری که صرف از دست دادن همسر، سر زنان آوار می‌شود. سازمان ملل متحد خود به صراحت می‌گوید که این تبعیض‌های ناشی از بیوه شدن را زنان‌اند که تجربه می‌کنند و از دست دادن همسر، مردان را با ظلم و تبعیض روبرو نمی‌کند.

تخصیص روز ویژه‌ی جهانی به این موضوع که تا سال‌ها کمتر توجهی جلب می‌کرد، به همت بنیاد «لومبا» انجام شد. بنیاد «لومبا» به همت راجیندار پل لومبا، عضو مجلس اعیان بریتانیا شکل گرفت. لومبا که هندی‌تبار است، این بنیاد را به یاد و خاطره‌ی مادرش تأسیس کرد که وقتی در سن ۳۷ سالگی شوهرش را از دست داد و بیوه شد، با ده‌ها تبعیض مالی، قانونی و عرفی مواجه شد و ناگهان تک تک حرکاتش زیر ذره‌بین نگاه قضاوت‌گر و انگ‌زنیِ مردم جامعه رفت. نگاه غالبی که انگار زن بیوه را به شکل بالفطره «مجرم و گناهکار» می‌دانست و چهار چشمی مراقب بود تا چنین زنی دست از پا خطا نکند!

بنیاد «لومبا» در هند برای هزاران کودکِ زنان بیوه‌ای که استطاعت مالی ندارند، مدرسه‌ی رایگان راه انداخته و سعی می‌کند با توانمندسازی زنان بیوه و آموزش مهارت‌های شغلی به آنها، کمک کند تا این زنان استقلال مالی داشته باشند و بتوانند اداره‌ی امور زندگی را در دست گرفته و جلوی قلدری‌های مردان خانواده‌ی شوهرِ خود بایستند. این بنیاد در یک دهه‌ی اخیر فعالیت‌های خود را در بعضی کشورهای آسیای جنوب شرق و آفریقا نیز گسترش داده است. بنیاد «لومبا» بعد از چندین سال تلاش و مذاکره توانست سازمان ملل متحد را متقاعد کند که «روز جهانی بیوه‌ها» را به تقویم جهانی مناسبت‌ها اضافه کند.

سازمان ملل متحد می‌گوید بیوه شدن برای زنان در بسیاری از کشورها، به معنای «نادیده گرفته شدن» است، در نتیجه مشکلات پیچیده و متعددی هم که بر سر آنها آوار می‌شود، اغلب از چشم دیگران پنهان است. زنان بیوه فقر بیشتری را تجربه می‌کنند، خشونت فیزیکی و جنسی و کلامی بیشتری بر سر آنها می‌آید، سلامت جسمی‌شان آسیب بیشتری می‌بیند و اگر در کشوری بحران‌زده و در میانه‌ی جنگ بیوه شوند، به‌مراتب از دیگر زنان آسیب‌پذیرترند.

آمار جهانی در سال ۲۰۱۷ حاکی از آن بود که از هر ۱۰ زن در سراسر جهان، ۱ نفر از آنها بیوه شده است. این رقم در کشورهایی مثل افغانستان یا اوکراین به ۱ زن در میان هر ۵ زن می‌رسد. در مجموع یک سوم زنان بیوه‌ی جهان در هند یا چین زندگی می‌کنند. در همین سال که آمار جهانی شمار زنان بیوه اعلام شد، دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت رفاه اعلام کرد که در ایران شمار زنان بیوه بیش از یک میلیون نفر است و ایران در بین ۴۰ کشوری قرار دارد که بالاترین شمار زنان بیوه را دارد.

سازمان ملل متحد می‌گوید یکی از رایج‌ترین تبعیض‌هایی که زنان بیوه در سراسر جهان تجربه می‌کنند، از دست دادن خانه و زمین و اموال غیرمنقول است. در بسیاری از کشورها قوانین ارث هنوز به شکلی است که زن بیوه حداقل ارث را از اموال غیرمنقول می‌برد یا در مواردی هیچ حقی ندارد و به آسانی ممکن است بی‌خانمان شود. در بسیاری از کشورها زنان برای تأمین حداقل مایحتاج و گذران زندگی، وابسته به کمک مالی خانواده‌ی همسر از دست‌رفته می‌شوند و اغلب مردان خانواده‌ی همسر، بابت این چندرغاز کمک، به زن بیوه زور می‌گویند، برای او تعیینِ تکلیف می‌کنند و یا با او به خشونت رفتار می‌کنند.

سازمان ملل تأکید می‌کند که به‌ویژه در سراسر قاره‌ی آسیا و آفریقا، زنان بیوه به دلیل طلب سهم و حق از خانه، زمین و ارث با انواع خشونت‌های فیزیکی و روانی از سوی خانواده‌ی همسر، بزرگان باهمستان، و جامعه مواجه می‌شوند و این یکی از اصلی‌ترین مسائل علیه زنان بیوه است.

زیمبابوه یکی از کشورهایی است که در آن زنان بیوه‌ی بسیاری با این وضعیت بغرنج مواجه‌اند. این گزارش همچنین تأکید می‌کند که زنان مسن‌تر نه تنها با تبعیض به دلیل بیوه شدن مواجه‌اند، بلکه لایه‌های پیچیده‌تری از تبعیض ناشی از سن‌گرایی هم نصیب آنها می‌شود. از جمله اینکه اعضای خانواده با این تصور که این زنان مسن دیگر «هوش و حواس درستی ندارند»، به دنبال سوء‌استفاده از آنها می‌روند تا سهم اندک اموال آنها را هم غصب کنند.

در برخی کشورهای صحرای بزرگ آفریقا، هنوز رسم هولناکی به اسم «غسل زن بیوه» رایج است. در این رسم زن بیوه را مجبور می‌کنند که همان آبی را که با آن جنازه‌ی شوهرش را شستند، جلوی همه سر بکشد تا «پاک» شود یا زن مجبور می‌شود که با یکی از مردان خانواده‌ی شوهرش هم‌خوابگی داشته باشد تا «پاک» شود. در این کشورها باور دارند که فقط به این شکل است که «روح مرد متوفی» از بدن زنش خارج می‌شود و زن دیگر «عامل انتشار بیماری‌ها» در جامعه نخواهد بود! در این کشورها باور بی‌پایه و اساس خطرناکی هم وجود دارد که زن بیوه را عامل انتقال ایدز می‌دانند و اگر همسر زن از بیماری ایدز بمیرد، همه زن را مقصر می‌دانند و او را تنبیه و طرد خواهند کرد.

آمارها نشان می‌دهد بیوه شدن برای زنان در اکثر موارد مترادف با فقر است. از هر ۷ زنی که بیوه می‌شود، ۱ نفر از آنها در فقر شدید به سر خواهد برد و بنا به آمار سال ۲۰۱۷ شمار این دست از زنان در جهان، بیش از ۳۸ میلیون نفر است. در برخی جوامع بسیاری از زنان بیوه هرگز کاری پیدا نمی‌کنند، چون جامعه با انگ و پیش‌داوری به آنها نگاه می‌کنند و کاری به آنها نمی‌دهند یا تنها مشاغل موجود برای زن بیوه، کارگری و کارهای خدماتی با حداقل دستمزد است. ترکیب این مسئله با از دست دادن خانه و زمین، زنان بیوه را به بدترین وضعیت فقر پرتاب می‌کند.

برخی تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که وضعیت سلامت عمومی زنانی که بیوه می‌شوند، از دیگر زنان آسیب‌پذیرتر است. سازمان ملل متحد نیز می‌گوید فقری که بر زنان بیوه تحمیل می‌شود، در کنار از دست دادن سرپناه مناسب، بیمه‌ و امکان دسترسی به خدمات درمانی و فشار روانی و کنترلی که از سوی اقوام شوهر و جامعه بر آنها تحمیل می‌شود، سلامت جسمی و روانی زنان بیوه را به مراتب آسیب‌پذیرتر از زنان دیگر می‌کند.

نتیجه‌ی یک تحقیق مفصل مؤسسه‌ی بین‌المللی «افکار عمومی جهانی» در ۱۸ کشور جهان نشان داد که زنان بیوه در این کشورها تبعیض‌های متعدد و بیشتری را نسبت به دیگر زنان تجربه می‌کنند. این تحقیق در میان ۱‍۸ کشور ایالات متحده آمریکا، مکزیک، بریتانیا، آرژانتین، فرانسه، روسیه، اوکراین، مصر، ترکیه، ایران، فلسطین، آذربایجان، نیجریه، چین، کره جنوبی، هند، تایلند و اندونزی انجام شد.

بنا بر این تحقیق در میان این ۱۸ کشورِ مورد بررسی، در مجموع تنها ۲۹ درصد مردم می‌گویند که تبعیضی علیه زنان بیوه وجود ندارد. یکی از یافته‌های مهم این تحقیق همین نکته است که سازمان ملل متحد بر آن تأکید می‌کند: «زنان بیوه، انگار زنان پنهان‌اند و مشکلات و تبعیضی که از سر می‌گذرانند هم پنهان است و بسیاری از مردم حواس‌شان به این تبعیض‌ها نیست.» یک مصداق از این وضعیت را می‌توان در پاسخ‌های شهروندان ایران به پرسش‌های این نظرسنجی دانست: تنها ۱۴ درصد از پاسخ‌دهندگان در ایران گفتند که زنان بیوه، نابرابری‌های آشکاری را تجربه کرده و رفتار قانون و جامعه با آنها بدتر است. واقعیت اما این‌جاست که ایران یکی از کشورهایی است که مشکلاتی برای زن بیوه دارد. در میان بسیاری از ایرانیان نیز کماکان نگاه عرفی جامعه به زنان بیوه، با بدبینی و قضاوت همراه است و مردان خانواده، به‌خصوص پدر همسر که ولی قهری کودکان است، از قدرت‌های خود استفاده کرده و زن بیوه را با سختی‌های بیشتری مواجه می‌کند.

چرا ایرانی‌ها به «فحش جنسی» علاقه دارند؟


برترین‌ها: ما، یعنی من و شما هم احتمالا در بزنگاه‌هایی از فحش‌های جنسی استفاده کردیم، اصلا این میل به استفاده فحش‌های جنسی در ایران، میل وافری‌ست، باور ندارید؟ این مطلب را بخوانید.

کوچک‌ترین تصادفی در خیابان کافی است تا شنونده ناسزا‌هایی باشید که رنگ و بوی مونث به خود گرفته و مادر، خواهر و عمه‌ی از همه جا بی‌خبر را مخاطب قرار داده است؛ فحش‌هایی زنانه که از دهان مردان خارج می‌شود و به نوعی خشونت کلامی جنسی علیه زنان، مادران و خواهرانی است که نه تنها در صحنه حادثه حضور ندارند بلکه هیچ دلیلی برای مخاطب قرار گرفتن هم ندارند. کلماتی که به منظور دشنام و تخریب شخص مقابل استفاده می‌شوند، اما نوک پیکان آن همواره کالبد زنان را مورد هدف قرار می‌دهد.

فحش جنسی

افزایش شدت خشونت فیزیکی در فحاشی‌های ناموسی

با ورق زدن صفحه حوادث روزنامه و مروری بر فضای مجازی، به نزاع‌های منتج شده به قتل و جنایت برمی‌خوریم که نقطه مشترک دلیل جرم از زبان مجرم، فحش‌های ناموسی رد و بدل شده در هنگام دعوا است؛ ناسزا‌هایی که چشم شنونده را بر عاقبت کار می‌بندد و دست به کاری که نباید بزند می‌زند.

از دو زاویه می‌توان به این مساله نگاه کرد، نخست اینکه در فرهنگ ما اینگونه جا افتاده است که جنس زن ناموس و مایملک خوانده می‌شود پس به عنوان حربه‌ای برای عصبانی کردن طرف مقابل به‌کار برده می‌شود. غافل از اینکه با این عمل نوعی خشونت علیه زنان جامعه شکل می‌گیرد، افرادی که محلی از اعراب در جدال و دعوا‌ها ندارند. بنابه قانون نانوشته در فرهنگ ایرانی، وقتی یک چیزی ناموسی می‌شود دیگر به حد اعلای تعصب می‌رسد.

همین فضای حاکم، یکی از دلایلی است که افراد در دعوا‌ها و فحش‌هایی که می‌دهند معمولاً گروه‌های مونث را مخاطب قرار می‌دهند. شاید به همین دلیل است، دشنام‌های جنسی که جایگاه پدر و برادر را مورد آماج قرار می‌دهند، کمیاب و یا حتی نایاب هستند. دیگر اینکه این نوع فحاشی‌های جنسیتی که بر زبان جاری می‌شود به این دلیل که فرد مقابل را آزار می‌دهد و احساسات او را برمی انگیزاند، نه‌تنها خشونت کلامی محسوب می‌شود بلکه از جهات و زوایای مختلف، آثار سویی بر روی فرد بر جای می‌گذارد که گاهی مواقع عوارض این خشونت‌ها حتی می‌تواند به سمت خشونت‌های فیزیکی و قتل و جراحت برسد.

فحش جنسی

جنسیت‌زدگی در فحاشی، معضلی جهانی

به باور عموم مردم و برخی کارشناسان اجتماعی معتقدند در جامعه‌ای که از دوران کودکی، به فرزند پسر اقتدارگرایی و به فرزند دختر اقتدار پذیری آموخته می‌شود و تلاش می‌گردد تا با درونی کردن مفاهیم و ارزش‌های مبتنی بر جنسیت، از زنان تصویری آرام، مطیع، عاطفی، وابسته و نیازمند مراقبت و در مقابل از مردان تصویری مستقل، استوار و مصمم ترسیم شود، جای ناموس در فحش‌ها پررنگ می‌شود.

از این رو دشنام‌های جنسی خطاب به خویشاوندان مونث یک مرد، در واقع حمیت و همچنین میزان توانایی مرد را در حمایت و مراقبت از خویشاوندان مونث مورد هجمه و آماج قرار می‌دهند و زهر این تحقیر و ناکامی به نظر به مراتب مهلک‌تر است.

هنگامی که مردی در دعوا به مردی دیگر فحش جنسی می‌دهد، می‌خواهد زنی از خانواده‌ی او را تصاحب کند، به طور معمول مرد زمانی این کار را انجام می‌دهد که از لحاظ فیزیکی یا عقلانی توان مقابله با طرف مقابل را نداشته باشد.
نخستین فحش جنسی فحش به مادر است.

مردان بسیار انگیزه دارند برای تحقیر طرف مقابل به “زندگی جنسی مادر” او اشاره کنند. در درهه‌ی ۳۰ و ۴۰ خورشیدی فحش مادر باعث قتل می‌شد، ولی در این سال‌ها قدری از شدت عصبانیت‌ها کاسته شده، حتی فحش به مادر به صورت شوخی بین آقایان رواج پیدا کرده است.

دلیل استفاده از فحش جنسی به‌ویژه فحش به مادر چیست؟

ریشه‌ی این عصبانیت بر می‌گردد به «عدم احساس کنترل مرد بر زندگی جنسی مادر»، چون هر مردی می‌داند مادرش پیش از به دنیا آمدن او، بار‌ها آمیزش جنسی داشته است.

مرد‌ها به راحتی پدر واقعی طرف مقابل را زیر سوال می‌برند، چون می‌دانند هیچ راهی (طبیعی و غیرعلمی) برای اثبات واقعی بودن پدر وجود ندارد. خواهر پس از مادر هدف حمله‌های جنسی قرار می‌گیرد، چون احساس کنترل مرد بر زندگی خواهر قدری بیشتر از مادر است.

فحش جنسی

فحش جنسی به همسر

در مورد همسر این مساله کاملا متفاوت است، چون بین دو همسر تعهدی دوطرفه وجود دارد، بنابراین همسر کمتر از زن‌های خانواده هدف توهین‌های جنسی قرار می‌گیرد، چون آگاهی مرد بر زندگی جنسی همسر خیلی بیشتر است. آن چیزی که به نام غیرت می‌شناسیم، همین «خشم » ناشی از این «ضعف طبیعی» است.

هر جا رفتاری افراطی دیدیم باید به گذشته‌های دور و عمق وجود آدمی برویم تا به نیازی برآورده نشده برسیم. احساس مالکیت شدید مرد بر زن به خاطر عدم کنترل او بر فرایند بچه دار شدن است. این ضعف در مورد زنانی که باکره نیستند بیشتر است، به همین جهت اصولا فرزند دختر هدف توهین و فحش جنسی قرار نمی‌گیرد.

طبیعت به زن این امکان را داده که یقین داشته باشد خودش مادر شده است، ولی اراده‌ی مرد برای فرزند داشتن به اندازه اراده‌ی زن موثر نیست؛ بنابراین زن نگرانی بابت آمیزش‌های جنسی دیگران ندارد، چون مشکلی برای ارضای نیاز اصلی او بوجود نمی‌آورد. به همین دلیل زنان خیلی کمتر از مردان برای تحقیر دیگری از فحش‌های جنسی استفاده می‌کنند.

منابع: یادداشت دکتر خانلرزاده در شبکه اجتماعی ویرگول و خبرگزاری ایرنا.