آیا ازدواج حتما باید رمانتیک باشد؟


برترین‌ها: یکی دیگر از باور‌های غلطی که می‌تواند سبب تخریب رابطه شود و چه بسا منجربه طلاق و جدایی شود، این باور است که آدم باید رمانتیک ازدواج کند، در این صورت ازدواج خوبی خواهد داشت.

چراغ‌ها خاموش می‌شوند، پرده‌ها بالا می‌روند و آهنگی آرام نواخته می‌شود، شمع‌ها روشن می‌شوند و زن و مرد جوان در کنار هم به خورشیدی که در دریای آبی در حال غروب کردن است نگاه می‌کنند. آن‌ها تصمیم میگیرند که به هم وفادار باشند و برای همیشه در کنار هم باشند، آن‌ها عمیقا می‌دانند که هیچ وقت و هرگز خیانت نخواهند کرد، آن هامی‌دانند که هیچ وقت و هرگز از یکدیگر زده نمی‌شوند.

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

عشق آن‌ها بی انتهاست، هیچ چیزی مانند تفاوت اقتصادی، تفاوت فرهنگی، مخالفت والدین، موقعیت‌های اجتماعی، نمی‌تواند مانع آن‌ها شود. عشق رمانتیک می‌تواند همه این موانع را رد کند، آن‌ها بزرگترین لازمه ازدواج خوب را با خودشان دارند و عشق آن‌ها روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد

آن‌ها همیشه به خاطر دارند که هیچ روزی بهتر و عاشقانه‌تر از روز آشنایی نیست، زیرا در این روز عشق رمانتیک اتفاق افتاده است. این تصویر الهام بخش بسیاری از جوانان و بزرگسالان در جامعه ما ست، آن‌ها در جستجوی ازدواج رمانتیک و عاشقانه هستند و در نهایت به یک جدایی رمانتیک یا شایدهم نه خیلی رومانتیک می‌رسند.

مردان و زنانی که توقع دارند، ازدواجشان همیشگی باشد و همان احساس عاشقانه اولیه را داشته باشند، آن‌ها وقتی که دچار تعارض می‌شوند به شدت ناامید می‌شوند.

آن‌ها تصور می‌کردند که عشق رمانتیک سبب می‌شود که بر هر مانعی غلبه کنند,، چون عاشق هم هستند با همه مشکلات و ناکامی‌ها کنار می‌آیند و اصلا دیگر مشکلی به وجود نمی‌آید. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوند که شور و اشتیاق لذت بخش اولیه کم و محو می‌شود و وقتی که با واقعیت‌های زندگی روبرو می‌شوند عشق رمانتیک از بین می‌رود.

بعضی از زوجین، احساس فریب خوردگی می‌کنند وقتی که احساسات عاشقانه تبدیل به روال عادی زندگی می‌شود آن‌ها احساس ناامیدی و افسردگی می‌کنند احساس می‌کنند که ازدواجشان خالی شده است و تصور می‌کنند که باید جدا شوند و طلاق و جدایی را سرنوشت خود می‌دانند.

باید بدانیم که ازدواج تئاتر نیست، نمایش نیست، تیزر نیست

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

ازدواج ارتباطی علمی و جدی است، کسی که یاد گرفته است که انتظار داشته باشد او را به صورت نامحدود دوست داشته باشند و انتظار عشق بی پایان را داشته باشد وقتی که آن را به دست نمی‌آورد احساس ناامیدی وافسردگی و پوچی می‌کند.

بعضی از افراد تصور می‌کنند که کافی است که عاشق واقعی خود را پیدا کنند و حرف‌های عاشقانه بشنوند آن وقت خوشبخت شدند. واقعیت این است که این‌ها همگی حرف‌های بی اساس است. اصلاً چیزی به‌نام زن یا مرد مناسب وجود ندارد. برای اینکه یک زندگی مشترک پرمعنا و شادی بخش با کسی داشته‌باشیم صد‌ها و هزاران نفر هستند که می‌توانند مناسب باشند.

اما با این حال، چرا پس میزان طلاق انقدر بالا است و چرا افراد زیادی بدبینی ناسالمی درباره ازدواج دارند. زیرا افراد تصور می‌کنند که باید ابتدا عشق را پیدا کنند و فردی عاشق ان‌ها بشود یا خودشان عاشق کسی بشوند. واقعیت این است که آدم‌ها باید عاشق شدن را بیاموزند، عاشق شدن غریزی یا فرایندی خودبه‌خودی نیست.

رسانه‌ها وشبکه‌های اجتماعی تصویر‌هایی به ما نشان می‌دهند که به حالتی از شیفتگی اشاره می‌کند مرحله آذرخشی و آن را مبنای ازدواج موفق می‌دانند و در اکثر فیلم‌ها می‌بینیم که دو نفر عاشق هم میشوند باهم ازدواج میکنند و فیلم به پایان می‌رسد.

یکی از آن باور‌های غلط، «عشق در نگاه اول» است

در حالیکه باور درست این است که عشق برای رشد نیاز به زمان دارد شیفتگی یا جذابیت جسمانی احتمالاً در نگاه اول اتفاق می‌افتد اما عشق یعنی من این یا آن ویژگی‌هایی را در تو دوست دارم و برای من دوست داشتنی‌ست، از بودن با تو احساس رضایت و غنی بودن می‌کنم.

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

عشق دیوانه وار مانند مجنون

فیلم‌ها و ترانه‌ها و قصه‌های زیادی را دیده ایم و شنیده ایم که عشق دیوانه وار را به نمایش می‌گذارد. عشقی که یک شبه یک شخصیت را کاملاً متحول می‌کند. عشقی که مبنای سعادت و خوشبختی دو نفر می‌شود.

بسیاری از افراد با رویای همین عشق رمانتیک سال‌های سال در انتظار می‌ماند و سال‌های سال هم فریب می‌خورند.

کسانی که هدفشان فقط این است که عاشق شوند و یا کسی به آن‌ها عشق می‌ورزد تمایلی ندارند که مهارت‌ها و آموزش‌ها را برای غنی کردن رابطه بیاموزند آن‌ها منتظر عشق هستند.

آن‌ها تمایلی ندارند که مهارت‌های زناشویی و عاطفی را بیاموزند تا بتوانند دوست داشتن و جذابیت را در روابط بین فردی خود را افزایش بدهند. آن‌ها به این فکر نمی‌افتند که علایق و ارزش‌های مشترک خود را رشد بدهند و گسترش بدهند تا از بودن با هم خسته نشوند.

عشق رمانتیک احساسی داغ و آتشین است و خیلی زود هم از بین میرود. اما محبت و علاقه شعله‌ای است که به آرامی میسوزد و روح و جان را گرما می‌بخشد و باعث امنیت و آرامش می‌شود.

وقتی که زوج با یکدیگر آشنا می‌شوند و ازدواج می‌کنند در همان سال‌های اول ازدواج متوجه می‌شوند که همسرشان آن مرد یا زن رویایی که در ذهنشان داشتند نیست و کسانی که میتوانند با این واقعیت سازگار بشوند می‌توانند رابطه بهتری داشته باشند.

اما کسانی که به شدت رمانتیک هستند نمی‌توانند با این واقعیت کنار بیایند افراد رمانتیک درجستجوی مهربانی، امنیت و اشتیاقی هستند که در رویای آن‌ها در عشق رومانتیک به دست می‌آید و آن وقت از ارتباط جنسی با او لذت می‌برند.

گاهی اوقات آن‌ها انتظار دارند که همسرشان نقش پدر، شوهر، مراقب دوست آرمانی آن‌ها را ایفا کند. از نظر ما در روانشناسی عشق رمانتیک می‌تواند علامت مشکلات روان شناختی هم باشد. در فیلم هم می‌بینیم که زنی زیبا و پولدار با راننده شخصی ازدواج می‌کند. یا مردی بسیار پولدار با دختری بسیار فقیر ازدواج میکند.

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

بیشتر شما احتمالاً فیلم سیندرلا را دیده اید. اگر چه از لحاظ دموکراسی و حقوقی ما معتقد هستیم که زن و مرد برابر هستند، اما واقعیت این است که افرادی که از لحاظ طبقاتی خیلی با یکدیگر فرق دارند خیلی کم پیش می‌آید که مسائل مهم را مانند یکدیگر ببینند و این تفاوت دیدگاهشان تبدیل به یک مانع می‌شود.

مثلاً ممکن است که زنی که از طبقه کمتر مرفه با مردی مرفه ازدواج کرد توقع دارد که آن مرد همه چیز را بهبود ببخشد و هزینه‌های زیادی کند غافل از اینکه اگر او می‌خواست به شدت اهل خرج کردن باشد به ثروت نمی‌رسید.

یا مردی که دیپلم هم نگرفته با زنی که تمام اعضای خانواده اش متخصص هستند ازدواج میکند. این افراد احتمالا با مشکلات بسیار جدی روبرو خواهند شد، ولی چرا با این وجود با همدیگر ازدواج می‌کنند؟ چون که زیاد فیلم دیدند.

ما باید این نگاه رمانتیک را رها کنیم و باید به محبت و صمیمیت زناشویی توجه کنیم و آن را مبنای ازدواج موفق بدانیم
برای داشتن صمیمیت توجه و محبت زناشویی لازم است که چند ویژگی زیر را داشته باشیم:

۱. مهربانی

۲. توجه به همدیگر و توجه به رابطه

۳. سازگار شدن با عادات همدیگر

۴. فعالیت‌های مشترک

۵. گفتگو به جای کنترل

۶. احترام متقابل نسبت به یکدیگر

آیا ازدواج باید رمانتیک باشه؟

این‌ها چیز‌هایی هست که باید بیاموزید و این طور نیست که اگر کسی عاشق شما بشود، یا شما عاشق بشوید خود به خود این چیز‌ها در مغز شما یااو نصب شود.

در رابطه زناشویی روال روزانه لباس پوشیدن، خوردن، کارکردن، خوابیدن و عادات دیگر با همدیگر تداخل پیدا میکند. آن‌ها باید یاد بگیرند چگونه سازگار شوند و یک چارچوب مشترک از عادات، اعمال و تجربه‌ها خلق کنند که در آن چارچوب همدیگر را بپذیرند و توهم نداشته باشند.

لطفا نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: برگرفته از یادداشت‌های ارسطو رضایی در شبکه اجتماعی ویرگول

چگونه انتقاد کنیم که مؤثر و محترمانه باشد؟


برترین‌ها: نقد و انتقاد بخشی ضروری از زندگی است. شما از همان دوران کودکی نقد و انتقاد‌های دیگران را تحمل کرده‌اید، از ایراد‌هایی که از دست خط تان گرفته‌اند تا نظر در مورد نحوه‌ی معاشرت‌تان با دیگران و …. خیلی از این انتقاد‌ها کاملا سازنده‌اند و کمک‌تان می‌کنند بفهمید چه اشتباهات و ضعف‌هایی دارید و باعث شده به دنبال راه‌هایی برای رفع ایرادهای‌تان بروید. اما برخی از این انتقاد‌ها نیز شما را به شدت آزرده‌اند و به شخصیت‌تان توهین کرده‌اند و آن‌ها را مانند توهینی آشکار تلقی کرده‌اید.

قوانین طلایی در نقد و انتقاد

وقتی هم که نوبت شما می‌شود تا از کسی انتقاد کنید، باید سعی کنید نظرتان متناسب با شرایط طرف مقابل باشد. باادب و همدل ماندن کمک‌تان می‌کند اطرافیان‌تان در مورد کاری که می‌کنند و رفتاری دارند احساس بهتری داشته باشند و تاثیر بهتری بر خود شما بگذارند.

چگونه انتقاد کنیم تا بدون اینکه بدجنس به نظر برسیم حرف‌مان را بزنیم؟

رک و راست باشید

با طعنه و کنایه زدن هیچ لطفی در حق کسی نمی‌کنید. اگر سعی کنید انتقادتان را در ایما و اشاره‌های‌تان مخفی نمایید و یا بدتر، آنقدر حاشیه بروید که اصل مطلب گُم شود، تنها طرف مقابل‌تان را گیج می‌کنید یا مورد توهین قرار می‌دهید. در عوض سعی کنید بدون ترس و نگرانی، منظورتان را بیان کنید. مثلا، اگر می‌بینید لباس یکی از کارمندان‌تان مناسب با جلسه‌ای که پیش رو دارید نیست، نگویید: «بیشتر آدم‌ها وقتی در چنین موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند دوست دارند کاملا حرفه‌ای و برازنده جلوه کنند». در عوض بگویید: «من فکر می‌کنم لباس شما مناسب این مراسم نیست». انتقاد و کلام‌تان را با نکاتی که در ادامه می‌گوییم قالب گیری کنید.

واضح حرف بزنید، نه گنگ و مبهم

چه بخواهیم و چه، به هر حال انتقاد تا حدودی تحقیرآمیز به نظر می‌رسد. چیز‌هایی مثل: تو این کار را درست انجام نمی‌دهی، واضح نیست، بنابراین می‌تواند هر جنبه‌ای از کار را دربر بگیرد. مثلا اگر فردی در حال کار کردن روی پروژه‌ای پیچیده است و شما می‌گویید: همه‌اش را اشتباه انجام دادی، او احساس بسیار بدی پیدا می‌کند. چون شما نه تنها تمام زحمات و تلاش او را نفی کرده‌اید بلکه اشاره‌ای هم به مشکل یا ایرادی که به وجود آمده نکرده‌اید. در عوض سعی کنید تا جایی که ممکن است واضح و خاص موضوع پیش آمده حرف بزنید. بهتر است فقط به بیان خود مشکل بسنده کنید.

روی مشکل پیش آمده تمرکز کنید، نه خود فرد

قوانین طلایی در نقد و انتقاد

شاید در ابتدا یک استراتژی ساده و آشکار به نظر برسد، اما شگفت زده می‌شوید اگر بدانید بیشتر افراد این شیوه را نادیده می‌گیرند. انتقاد کردن مستقیم از یک نفر همیشه احساس بد و ناخوشایندی به او می‌دهد و انگیزه و رغبتی برای تغییر مثبت در او ایجاد نمی‌کند. مثلا می‌توانید بگویید: «مشتری که هفته گذشته به ما مراجعه کرده بود برای سفارش اقدامی نکرد، چون مکالمه‌ای که با هم داشتید او را قانع نکرده بود».

با این بیان بدون اینکه به طرف مقابل‌تان توهینی کرده باشید یا تبحر و رفتارش را زیر سوال ببرید، او را نسبت به کاری که انجام می‌دهد هوشیارتر و دقیق‌تر می‌کنید و به او انگیزه می‌دهید تا به دنبال ایرادش و رفع آن برود. پس سعی کنید فضای انتقاد را ملایم‌تر و مثبت‌تر و هدفمندتر کنید.

از کلمات منفی در انتقادتان استفاده نکنید

برای انجام هر کاری معمولا شیوه‌هایی وجود دارد که برخی از آن‌ها بهتر از بقیه‌اند و این امر عجیبی نیست. مثلا حتی اگر کاملا مطمئن‌اید که یکی از کارمندان‌تان با بی‌توجهی به سیاست‌های سازمان مرتکب خطای فاحشی شده است، به جای اینکه مستقیما او را خطاکار خطاب کرده و انتقادتان را به بحث و مقابله تبدیل کنید، به او بگویید که با چه روش‌های بهتری هم می‌توانست کارش را انجام بدهد.

چیزی برای تعریف و تحسین کردن پیدا کنید

شاید در مورد تکنیک ساندویچ شنیده باشید. این روش توصیه می‌کند که نقد و انتقادتان را در لایه‌ای از تعریف و تحسین بپیچید و ارائه دهید. شاید فکر کنید نیازی نیست حتما دقیقا اینگونه عمل کنید، یعنی اول یک تعریف، بعد انتقاد و سپس دوباره یک تعریف و تمجید و تمام! اما تعریف کردن از طرف مقابل‌تان به شما کمک می‌کند تندی و تلخی انتقادتان را بگیرید و نشان دهید که قصدتان فقط کمک است، نه سرزنش و توهین. مثلا اگر یکی از کارمندان‌تان معمولا فراموش می‌کند لیست سفارش خرید را اول به شما نشان بدهد، می‌توانید بگویید: «تو خیلی خوب اطلاعات را به حافظه‌ات می‌سپاری، تعجب می‌کنم چرا فراموش می‌کنی لیست خرید را به من نشان بدهی، ضمنا بابت انجام به موقع سفارشاتم از تو ممنون و راضی‌ام».

دستور ندهید، پیشنهاد بدهید

اگر سِمت بالایی داشته باشید وسوسه انگیز است که انتقادتان را در قالب دستور ارائه بدهید، مثلا، تو باید از امروز این کار را همانطوری که من می‌گویم انجام بدهی. چنین شیوه‌ای نشاندهنده‌ی قدرت و برتری شماست و فرد مقابل را وادار به اطاعت و تغییر می‌کند و گاهی طبق شرایط، خوب هم جواب می‌دهد، اما اگر رابطه‌ی شما با طرف مقابل در سطحی نسبتا خوب و دوستانه است، بهتر است رویکرد ملایم‌تری در پیش بگیرید. سعی کنید به جای اینکه دستور بدهید، پیشنهاد کنید. مثلا بگویید: «من فکر می‌کنم اگر این کار را به این شیوه انجام بدهی خیلی بهتر نتیجه بگیری».

مثال بزنید

اگر از دوست، همکار، کارمند یا فرزندتان انتقاد می‌کنید خیلی خوب است که با مثال حرف‌تان را بزنید. این شیوه کمک‌تان می‌کند همان طور که گفتیم دستور ندهید و واضح‌تر حرف بزنید. اگر همکارتان معمولا اتاق مشترک‌تان را بهم می‌ریزد و اهل نظم و ترتیب نیست می‌توانید بگویید: «بگذار نشانت بدهم چطور این اتاق را مرتب کنیم بهتر است». نشان دادن و اجرا کردن به جای حرف زدن و ایراد گرفتن در اغلب موارد، راه خوبی برای بهبود رفتار طرف مقابل است.

موقعیت مناسب پیدا کنید

قوانین طلایی در نقد و انتقاد

از کسی جلوی دیگران انتقاد نکنید. همیشه بهتر است به طرف مقابل‌تان کمی زمان بدهید و فورا بعد از اشتباهی که روی داده، انتقادتان را به زبان نیاورید. زمانی را برای این کار انتخاب کنید که هم شما و هم طرف مقابل‌تان راحت و آماده باشید. به طور کل یادتان باشد جلوی دیگران تشویق کنید و در خلوت انتقاد.

متکلم وحده نباشید، گفتگو کنید

فقط خودتان حرف نزنید و متکلم وحده نباشید. طرف مقابل‌تان را به یک گفتگو دعوت کنید، به حرف‌های او نیز گوش دهید و دلایلش را بشنوید. شما باید به طرف مقابل‌تان این احساس را بدهید که حرف‌هایش شنیده می‌شوند و عقایدش مورد احترام‌اند. چنین فضایی باعث می‌شود هر نقد و انتقادی ساده‌تر و موثرتر بشود.

از چیزی انتقاد کنید که شدنی باشد

فراموش نکنید که هدف کلی از انتقاد سازنده این است که به کسی کمک کنید بهتر شود. پس باید در مورد چیزی انتقاد کنید که شدنی باشد، نه خارج از اختیار و کنترل طرف مقابل‌تان. اگر از چیزی انتقاد کنید که تحت اراده‌ی طرف مقابل نیست، احساس خیلی بدی به او می‌دهید، زیرا واقعا نمی‌تواند کاری بکند، حتی اگر واقعا دلش بخواهد.

وضعیت هیجانی‌تان را بررسی کنید

قبل از اینکه انتقاد کنید اول وضعیت هیجانی‌تان را بررسی کنید. آیا عصبانی یا مضطرب‌اید؟ اگر چنین است حرف‌تان را جوری شروع کنید که برانگیزاننده یک بحث و اختلاف جدی باشد. کمی صبر کنید تا در شرایطی قرار بگیرید که کلام انتقادی‌تان بتواند تاثیر بگذارد. خوب است که وضعیت هیجانی طرف مقابل‌تان را نیز بررسی کنید. اگر عصبانی یا بیقرار است، به او فرصت بدهید آرام شود و کنترلش را به دست بیاورد.

فرضیه سازی نکنید

انتقاد شما نباید بر اساس فرضیه سازی‌های شخصی‌تان باشد. طبق چیزی انتقاد کنید که می‌دانید واقعیت دارد و دچار تئوری پردازی‌های ذهنی خودتان نشده‌اید. انتقاد کردن بر اساس فرضیه‌ای که در ذهن خود ساخته و پرداخته‌اید نه تنها به طرف مقابل‌تان حس بدی می‌دهد، بلکه شما را نیز آدم بدی جلوه می‌دهد، مخصوصا اگر معلوم شود فرضیه‌تان اشتباه بوده است.

مهربان باشید

قوانین طلایی در نقد و انتقاد

هر وقت قرار است از کسی انتقادی بکنید از خودتان بپرسید چطور می‌توانید حرف‌تان را شروع کنید که کلمات و بیان‌تان به مثبت‌ترین حالت ممکن منتقل شوند. بیشتر آدم‌ها به سختی می‌توانند انتقاد را بپذیرند، پس سعی کنید تا جایی که می‌توانید مهربان و در نتیجه تاثیر گذار باشید. اگر مهربان بودن حین انتقاد برای‌تان سخت است، کافیست به دیده‌ی احترام به طرف مقابل‌تان نگاه کنید تا او را لایق مهربانی خود بدانید.

احترام به طرف مقابل یک ضرورت است

انتقاد سازنده با احترام به شخصیت طرف مقابل آمیخته است. کلمات‌تان را محتاطانه انتخاب کنید و کلام‌تان تهاجمی نباشد. از «تو همیشه …» یا «تو هرگز …» استفاده نکنید و هیجانات‌تان را وارد انتقادتان نکنید. همیشه یادتان باشد طرف مقابل شما هر کسی که هست و هر اشتباهی که کرده است، انسانی قابل احترام است.

منابع: inc, forbes

بهترین کشورها برای تحصیل که می تواند برای شما مناسب باشد


بسیاری از ما به دلایل مختلف کشور خود را به طور موقت یا همیشگی ترک می کنیم اما شاید مهاجرت تحصیلی یکی از رایج ترین این دلایل باشد. اما اگر تا به حال به سفر تحصیلی فکر کرده باشید، حتما از خود پرسیده اید که بهترین کشورها برای ادامه تحصیل کدام کشورها هستند. برای اینکه بتوانید کشور مناسب را برای ادامه تحصیل خود انتخاب کنید باید مواردی را حتما در نظر داشته باشید. در این مطلب ما به این سوال پاسخ خواهیم داد و از کشورهایی خواهیم گفت که می توانید در آن ها بهترین خدمات آموزشی را برای رشد تحصیلی دریافت کنید. بنابراین، در ادامه این مطلب با مجله الی گشت همراه شوید.

کانادا، از بهترین کشورها برای تحصیل

مطالب مرتبط:
راهنمای کامل مهاجرت تحصیلی به کانادا
۱۸ نکته که قبل از مهاجرت تحصیلی باید بدانید!
دانستنی هایی درباره مهاجرت که شگفت زده خواهید شد

این کشور آمریکای شمالی امروزه یکی از بهترین کشورها برای تحصیل به حساب می آید و طرفداران زیادی دارد. یکی دیگر از دلایلی که باعث شده تا دانشگاه های کانادا به نسبت دیگر کشورها با اقبال بیشتری رو به رو شوند، این است که مدارک اخذ شده از دانشگاه های این کشور اعتبار زیادی دارد. این موضوع در کنار رفاه اجتماعی مناسبی که در این کشور وجود دارد، باعث شده تا افراد و به خصوص خانواده های زیادی برای مهاجرت به این کشور برنامه ریزی کنند.

 

مقاطع مختلف تحصیلی در دانشگاه های کانادا

ممکن است تصمیم بگیرید برای مقاطع مختلف از کارشناسی تا دکترا به کشور کانادا سفر کنید. اکر قصد دارید برای مقطع کارشناسی به این کشور بروید، باید نمره آیلتسی حداقل برابر با ۶ داشته باشید. در ضمن، برای به پایان بردن این مقطع و اخذ مدرک به ۳ تا چهارسال زمان نیاز خواهید داشت.

برای شرکت در مقطع کارشناسی ارشد، کمی اوضاع فرق دارد. به این صورت که باید مدرک آیتلس شما حداقل ۶٫۵ باشد و علاوه براین، از استادان خود توصیه نامه های معتبری داشته باشید. نکته دیگر، مسئله بورسیه تحصیلی است که در دانشگاه های کانادا به ندرت به دانشجویان تعلق می گیرد؛ با این وجود، می توان در برخی از دانشگاه ها از این امکان استفاده کرد.

در زمینه تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه های کانادا، باید گفت بین ۳ تا ۶ سال زمان نیاز خواهید داشت که این بیشتر به رشته تحصیلی شما بستگی دارد. البته در زمانی که مشغول به تحصیل در هر یک از مقاطع تحصیلی باشید، امکان کار به صورت تمام وقت را نخواهید داشت و تنها می توانید ۲۰ ساعت به صورت پاره وقت به انجام کارهای مختلف بپردازید. برای سفر به این کشور، می توانید بلیط هواپیما را از وب سایت ما تهیه کنید.

 

استرالیا، یکی از بهترین کشورها برای تحصیل

این کشور نیز یکی دیگر از کشورهای محبوب برای مهاجرت تحصیلی است و از آن جا که دانشگاه های خوب و معتبری دارد، یکی از بهترین کشورها برای تحصیل به شمار می رود. این کشور پهناور، از تمامی جهان دانشجو می پذیرد و به همین دلیل بخش زیادی از مهاجران به این کشور را مهاجرت های تحصیلی تشکیل می دهند. در مقطع کارشناسی دانشگاه وسترن و دانشگاه سیدنی جزو بهترین دانشگاه ها در جهان به حساب می آیند. برای اینکه در این مقطع در دانشگاه های استرالیا پذیرفته شوید باید بتوانید حداقل نمره ۶ را در آزمون آیلتس به دست بیاورید.

اگر به دنبال تحصیل در استرالیا برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد هستید، نیاز به مدرک آیلتس ۶٫۵ و معدل حداقل ۱۵ خواهید داشت. علاوه بر این، امکان ۲۰ ساعت کار در هفته به شما داده می شود که می توانید بخشی از هزینه های خود را از این طریق تامین نمایید. این درحالی است که برای قبولی در مقطع دکترا به نمره آیلتس ۷ نیاز خواهید داشت و باید پیش از شرکت در آزمون ترجمه مدارکتان را به همراه ریز نمرات ارائه کنید. ضمن این که دانشجویان دکترا در استرالیا که یکی از بهترین کشورها برای تحصیل به شمار می آید، حق انجام ۳۰ ساعت کار را در هفته دارند.

برای آشنایی با روش های مهاجرت به استرالیا می توانید به مقاله ما در این زمینه مراجعه کنید.

شرایط ادامه تحصیل در انگلیس

یکی از نکات جالب درمورد انگلیس به عنوان یکی از بهترین کشورها برای تحصیل، تفاوت زمانی برای اخذ مدارک است؛ به طوری که در این کشور برخلاف دیگر کشورها، شما برای تحصیل در مقطع کارشناسی به سه سال زمان و برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد به یک سال زمان نیاز خواهید داشت. علاوه بر این، عموما دانشگاه های انگلستان در جهان از اعتبار زیادی برخوردارند و در نتیجه، اخذ مدرک از این دانشگاه ها می تواند به شما در آینده قدرت انتخاب زیادی بدهد. همچنین برای پذیرش در مقطع دکترا به نمره آیلتس ۷ نیاز خواهید داشت.

برای سر زدن به این کشور می توانید رزرو تور خود را از وب سایت ما انجام بدهید.

آلمان، یکی از بهترین کشورها برای ادامه تحصیل

این کشور پیشرفته و صنعتی یکی از بهترین کشورها برای ادامه تحصیل محسوب می شود و به همین دلیل دانشگاه های آلمان متقاضیان زیادی دارد. از مزایای مهم تحصیل در آلمان می توان به امکان تحصیل هم به زبان آلمانی و هم به زبان انگلیسی اشاره کرد. علاوه بر این، امکان استخدام در بازار کار این کشور نیز گزینه دیگری است که دانشجویان را راهی دانشگاه های این کشور می کند.

 

دانشگاه های معتبر فرانسه، مختص دوستداران علم و دانش!

فرانسه نیز یکی از بهترین کشورها برای ادامه تحصیل به شمار می آید و با دانشگاه های مطرح خود گاهی گوی سبقت را از سایر رقبا می رباید. دانشگاه های این کشور رتبه بسیار خوبی درمیان دانشگاه های جهان دارند و امکان تحصیل رایگان نیز در آن ها وجود دارد. اما نکته مهم این است که برای آموزش در این دانشگاه ها حتما باید به زبان فرانسوی احاطه داشته باشید چراکه این دانشگاه ها به زبان دیگری آموزش نمی دهند.

 

برای سفر به قصد تحصیل باید موارد مختلفی را در نظر داشت که در مقاله های آتی به آن ها خواهیم پرداخت. بنابراین حتما مطالب ما را دنبال کنید. همچنین برای رزرو هتل در هر یک از شهرهای مدنظرتان می توانید از وب سایت الی گشت اقدام کنید. نظر شما درمورد مهاجرت تحصیلی چیست؟ آیا ترجیح می دهید در کشور دیگری به ادامه تحصیل بپردازید یا از دانشگاه های کشورمان کاملا راضی هستید؟ برای ما بنویسید.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه باشد!


ایرنا زندگی: بسیاری از ما حتی حواسمان نیست که ممکن است کار‌های ساده که هر روز آن‌ها را انجام می‌دهیم، بی‌ادبی تلقی شود. شکستن این عادت‌ها کار سختی نیست، بنابراین بهتر است از همین حالا شروع کنیم.

حتی اگر ما افراد آگاه و مبادی آدابی هم باشیم ممکن است کار‌هایی را انجام دهیم که آنقدر‌ها مودبانه نباشد. حتی به نظر بسیاری از ما این رفتار‌ها بی‌ادبی نیستند. بسیاری از ما حتی حواسمان نیست که ممکن است این کار‌های ساده که هر روز آن‌ها را انجام می‌دهیم، بی‌ادبی تلقی شود.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۱. بدون اینکه از ما سوال شود، ابراز عقیده می‌کنیم

در هر زمان و هر مکان ابراز عقیده می‌کنیم. در حالی که در بسیاری از فضا‌های اجتماعی تا زمانی که از ما خواسته نشده است، نباید نظر بدهیم. مراقب خطر بی‌ادب خوانده شدن باشیم.

۲. پیامک حین راه رفتن

اگر وسط یک پیاده‌رو یا فروشگاه شلوغ مشغول نوشتن یک پیامک هستیم، نسبت به اطرافیانمان بی‌توجه و بی‌ادب بوده‌ایم. بهتر است سر راه دیگران نایستیم و جایی پیاممان را بنویسیم که موجب ایجاد ترافیک و مزاحمت برای دیگران نشود.

۳. تماس تلفنی در سرویس بهداشتی عمومی

متأسفانه این کار بی‌ادبانه‌ای است و باید منتظر بمانیم تا در مکان خصوصی به تلفن پاسخ دهیم. درست همان‌طور که نباید در تاکسی و مکان‌های عمومی با تلفن صحبت کنیم.

۴. هنگام خرید چیزی مشغول تلفن همراه خود باشید

درست است که ما مسئولان فروش را نمی‌شناسیم، اما کار مودبانه‌ای نیست که آن‌ها را در نظر نگیریم و حتی چند ثانیه به آن‌ها توجه نکنیم.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۵. استفاده نکردن از کلمه «لطفا» و «متشکرم» به افرادی که مشغول کار‌های خدماتی هستند

افرادی که در موقعیت‌های خدماتی هستند کار باارزشی ارائه می‌کنند که باید مانند دیگر انسان‌ها با آن‌ها به ادب و تواضع رفتار کنیم و قدردان آن‌ها باشیم. با نگاه از بالا به پایین و طرز صحبت کردن نادرست، تنها خودمان را بی‌ادب جلو می‌دهیم.

۶. به خاطر ندانستن چیزی احساس بدی را در دیگران ایجاد می‌کنیم

هر یک از افراد مهارت و تخصص‌هایی دارند. مثلا اگر ما طرز تهیه کیک شکلاتی را بلد نباشیم، بدون شک برای ما ضعف محسوب نمی‌شود. اما گاهی اوقات ما دیگران را برای چیزی که نمی‌دانند مسخره کرده و آن‌ها را شرمگین کرده‌ایم.

۷. ابرو در هم کشیدن و ترش‌رویی

گاهی بدون علت خاصی چهره در هم کشیده‌ایم و این تصور را ایجاد می‌کنیم که عصبانی یا نگران هستیم. این اتفاق می‌تواند ارتباط ما را مختل کند. در این مواقع باید لبخند بزنیم تا محیط را به حالت طبیعی بازگردانیم.

۸. استفاده از بلندگوی تلفن همراه در مکان عمومی

آداب استفاده از تلفن همراه به ما می‌گوید وقتی از بلندگوی تلفن خود در مکان عمومی استفاده می‌کنیم، موجب می‌شویم که دیگران همه حرف‌های ما را بشنوند و در نهایت کار بی‌ادبانه‌ای انجام داده‌ایم.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه باشد!

۹. به داستان‌های دیگران سریع پاسخ می‌دهیم

دوست شما ماجرایی را تعریف می‌کند. شما سریع به او پاسخ می‌دهید و از تجربه خودتان حرف می‌زنید. گاهی اوقات این مهربانی جنبه بی‌ادبی به خود می‌گیرد و گویی شما تنها در حال پاسخ دادن هستید.

۱۰. به قدردانی افراد نزدیکمان توجه نمی‌کنیم

گاهی اوقات به علت فروتنی و خجالت به ابراز قدردانی دیگران توجه نمی‌کنیم. در حالی که گاهی اوقات این اتفاق جنبه بی‌رحمانه‌ای به خود می‌گیرد و بی‌ادبی محسوب می‌شود.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۱۱. در رانندگی به دیگران راه نمی‌دهید

رانندگان احتمالاً از خواندن این بخش لبخندی زده باشند. ما در رانندگی مجبوریم وارد خطوط دیگر شویم تا به اتوبان، خیابان و یا دسترسی محلی نزدیک‌تر شویم و از پیچیدن‌های ناگهانی جلوگیری کنیم. به دیگران اجازه عبور بدهیم و بدانیم این یکی از کار‌های بی‌ادبانه روزمره ماست.

۱۲. مصرف غذا با بوی تند در محل کار

محل کار هر فرد متشکل از افرادی است که ممکن است به بوی تند ماهی و امثال آن حساس باشند. بهتر است در این زمینه توجه لازم را داشته باشیم که این کار می‌تواند به معنای در نظر نگرفتن دیگران باشد و بی‌ادبی تلقی شود.

۱۳. درخواست دیدن خانه دیگران

اگر دوست یا فامیل شما خانه خود را عوض کرده است و علاقه دارید خانه جدید او را ببینید، تا زمانی که خودش چنین پیشنهادی به شما نداده، بر کنجکاوی خود مسلط شوید و درخواست دیدن منزل را مطرح نکنید.

۱۴. دیگران را به هم معرفی نمی‌کنید

وقتی شما دو نفر را می‌شناسید که یکدیگر را از قبل نمی‌شناسند، کار مودبانه‌ای نیست که آن‌ها را به یکدیگر معرفی نکنید. گاهی اوقات ممکن است فراموش کنیم، اما این کار اهمیت زیادی دارد و موجب ایجاد احساس راحتی بین آن‌ها و فضای صمیمانه جلسه می‌شود.

۱۵. می‌پرسیم که آیا افراد فرزند دارند

ما در جریان زندگی دیگران نیستیم و نمی‌دانیم چه کسی در این اواخر سقط جنین داشته و یا تلاش کرده است که بچه داشته باشد. این سوال بی‌ادبانه‌ای است که بسیاری از افراد بدون آگاهی از حواشی آن را از دیگران می‌پرسند.

۲۰ رفتار در زندگی روزمره که ممکن است بی‌ادبانه تلقی شود!

۱۶. قرار می‌گذارید و توقع دارید دیگری هزینه صورت‌حساب را بدهد

چقدر برای شما اتفاق افتاده است که برنامه‌ای را بریزید، اما پول کافی برای پرداخت نداشته باشید؟ متأسفانه این کار نشان می‌دهد شما به اندازه جیب خودتان حرکت نمی‌کنید و از دیگران توقع نادرستی دارید و در نتیجه باید این رفتار خودتان را تغییر دهید.

۱۷. کنسل کردن برنامه

اگر برنامه خودتان را به راحتی لغو می‌کنید، به دوستان و آشنایانتان این پیام را می‌رسانید که خیلی برای شما اهمیت ندارند. برای لغو کردن قرار قبلی خودتان، دلیل خوبی ارائه کنید و برای تنظیم قرار بعدی اقدام کنید تا احساس بهتری را به دیگران منتقل کنید.

۱۸. به دیگران می‌گویید لبخند بزنند

شما ممکن است روز خیلی خوبی را گذرانده باشید و احساس خیلی خوبی داشته باشید، اما دلیل نمی‌شود به دیگران بگویید که لبخند بزنند. بعضی اوقات افراد نیاز به نشان دادن احساسات واقعی خودشان دارند و در هر حالتی لبخند زدن توصیه خوبی نیست.

۱۹. بازو‌های خود را در هم می‌کشید

بعضی از حرکت‌ها به اصطلاح زبان بدن نام دارند. شما باید توجه داشته باشید که وقتی بازو در هم می‌کشید، ممکن است دیگران از حرکت شما احساس بی‌احترامی و بی‌توجهی کنند.

۲۰. نام دوستانتان را فراموش می‌کنید

بعضی اوقات این اتفاق برای شما پیش می‌آید. متأسفانه اینکه نام دوست خودمان را فراموش کنیم بسیار بی‌ادبانه است و حس بدی را برای او ایجاد می‌کند. تلاش کنید از اینگونه اتفاقات جلوگیری کنید.

منبع: BESTLIFE

مهارت‌های بدنی‌ای که هر مردی باید بلد باشد


برترین‌ها: حتما وقتی تقریبا نُه ماهه بودید چهار دست و پا راه رفتن را شروع کردید و بعد از آن هم راه رفتن را یاد گرفتید. کم کم توانستید بدوید و یاد گرفتید چطور بپرید. در عرض چند ماه یا چند سال بعد هم بسیاری از حرکات فیزیکی دیگر را یاد گرفتید که کمک‌تان کردند دنیا را کشف کنید، با دوستان‌تان بازی کنید و انرژی‌تان را تخلیه کنید.

حالا مرد بزرگی شده‌اید احتمالا دیگر به راه‌های گوناگون حرکت دادن بدن‌تان زیاد فکر نمی‌کنید و حتی شاید انجام برخی از این حرکات در این سن و سال برای‌تان سخت و دردناک باشند. ممکن است سالهاست که نپریده‌اید و ندویده‌اید و برای همین این حرکات کاملا سخت به نظرتان می‌رسند.

اما خوب است بدانید این طرز فکر کاملا اشتباه و به ضررتان است. به هر حال شما به عنوان یک مرد باید مثل خیلی از مهارت‌های دیگر که به آن‌ها اهمیت می‌دهید، صاحب مهارت‌های بدنی لازم نیز باشید. مهارت‌های فیزیکی نیاز به تمرین منظم دارند تا هم تداوم داشته باشند و هم کاملا در آن‌ها خبره شوید.

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید بلد باشد

داشتن مهارت فیزیکی چه معنی دارد؟

درست است که خیلی از حرکات بدنی را به طور ذاتی و طبیعی بلدید و بیشتر مرد‌ها هم می‌توانند انجام‌شان دهند، اما صرفا انجام دادن این حرکات به معنی مهارت داشتن در این حرکات و انجام درست‌شان نیست. اینکه می‌توانید حرکتی را انجام دهید دلیل نمی‌شود در آن مهارت داشته باشید.

همچنین ممکن است شما از نظر فیزیکی فیت باشید، اما حرفه‌ای نباشید یا بازدهی بدنی نداشته باشید. یعنی شما می‌توانید حرکات خاصی را خوب انجام دهید بدون اینکه تکنیک آن را بلد باشید، شما می‌توانید قدرت و استقامت خوبی در برخی از حرکات داشته باشید بدون اینکه بلد باشید کمترین انرژی را صرف کنید یا احتمال آسیب را به حداقل برسانید.

برنامه‌هایی مانند کراس فیت می‌توانند وادارتان کنند بدن‌تان را جوری تمرین بدهید که محدود به استفاده از دمبل و دستگاه نشوید، اما حتی همین حرکات و تمرینات نسبتا محدود‌اند و فقط تحت یک شرایط خاص اجرا می‌شوند. حرکات و تمریناتی که در کراس فیت یاد می‌گیرید و در آن‌ها مهارت پیدا می‌کنید، معمولا قابل اجرا در زندگی واقعی و شرایط و موقعیت‌های طبیعی نیستند و نمی‌توانید خارج از فضای ساخته شده و آماده شده‌ی تمرین، انجام‌شان دهید.

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید بلد باشد

فرض کنید شما می‌توانید در باشگاه تمرینات پرش از روی باکس را به خوبی انجام دهید، اما در طبیعتی که پُر از صخره‌ها و لبه‌های تیز و سر پایینی و سربالایی است و اشکالی نامنظم با ارتفاعات گوناگون دارد، چند بار می‌توانید پرش کنید؟ فرض کنید شما می‌توانید از میله بارفیکس خودتان را خوب بالا بکشید، اما آیا می‌توانید حتی یک بار از شاخه‌ی درخت خودتان را بالا بکشید؟ فرض کنید شما می‌توانید طول پارکینگ را با کیسه شن طی کنید، اما آیا می‌توانید یک نفر را روی دوش‌تان بگذارید و تا بالای تپه‌ای ببرید و از موانع رد شوید؟

فرض کنید شما قادرید در فضای خنک و مطبوع باشگاه یا خانه یک مایل روی تردمیل بدوید، اما آیا می‌توانید در باد و باران یا روی زمین یخ زده و یا زیر تیغ سوزان خورشید هم بدوید؟
بدن یک مرد باید تمام این قابلیت‌ها را داشته باشد و ترکیبی از فیتنس و کارآمدی، عملکرد و انطباق پذیری باشد. یک مرد نه تنها باید بتواند طیفی از حرکات را انجام بدهد، بلکه باید این حرکات را با بهترین تکنیک ممکن اجرا کند.

او باید بتواند تعداد زیادی از حرکات اساسی را با کیفیت بالا انجام بدهد. یک مرد باید بتواند خارج از محیط باشگاه و در دنیای واقعی هم حرکات را به درستی و با مهارت به کار ببرد، در هر آب و هوایی، در هر ارتفاعی و در هر مسافتی. به طور کل هدف این است که به یک قابلیت فیزیکی برای عملکردی به درد بخور دست پیدا کنید.

تمرین برای کسب مهارت‌های فیزیکی

حرکات فیزیکی مهارت هستند و همه‌ی مهارت‌ها نیز نیاز به تمرین دارند تا جا بیفتند. شاید شما به طور ژنتیکی و مادرزادی در انجام برخی از حرکات تبحر بیشتری داشته باشید، اما این پتانسیل نیاز به تمرین و تقویت دارد. بدن یک مرد برای اینکه آماده و ماهر شود نیاز به سطحی از دیسیپلین، دانش و تمرین جدی دارد.

تمرین این مهارت‌ها درست مانند هر تمرین دیگری نیاز دارد که اول در فُرم به تبحر برسید و تدریجا و به طور یکنواخت، میزان سختی را بالا ببرید.

تکنیک: تکنیک شامل استفاده‌ی هوشمندانه از بهترین وضعیت بدن، فُرم، تنش و فشار، تنفس و … می‌شود. هدف این است که برای اجرای درست یک حرکت، کمترین انرژی مصرف شود، سرعت بالا برود و استقامت و قدرت و پیشگیری از آسیب نیز در حد ایده‌آل باشد.

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید بلد باشد

تنوع: مهارت‌های فیزیکی انواع گوناگونی دارند که تکنیک‌های گوناگونی را نیز می‌طلبند. مثلا شما می‌توانید افقی بپرید یا عمودی، می‌توانید با شکم‌تان روی زمین بخزید یا روی دست‌ها و زانوهای‌تان این کار را انجام دهید. هر چه در انواع بیشتری از یک حرکت تبحر کسب کنید، در انجام آن ماهرتر خواهید شد.

حجم و شدت: اینکه شما بتوانید یک حرکت را یک بار انجام دهید یا اینکه بتوانید هر چقدر که لازم است آن حرکت را با سرعت انجام دهید با هم فرق می‌کند. مهارت بدنی واقعی یعنی اینکه شما این بتوانید حرکتی را تند یا آهسته، سخت یا ساده، سبک و یا سنگین انجام دهید.

نیاز‌های محیطی و موقعیتی: افزایش سختی و پیچیدگی‌های محیطی که در آن حرکات را تمرین می‌کنید، تمرین روی سطوح و ارتفاعات مختلف در وضعیت‌های روحی و هیجانی گوناگون، باعث می‌شود شرایط تمرین و اجرا برای‌تان چالش برانگیزتر شده و مهارتی که فرا می‌گیرید، قابل انطباق‌تر و باکیفیت‌تر شود.

حالا که متوجه شدید مهارت‌های فیزیکی را چگونه باید تمرین کنید و در چه حد باید در آن‌ها ماهر شوید، سوال بعدی این است که این دسته از مهارت‌ها چه هستند؟

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید آن‌ها را خوب بلد باشد

هرچند بدن انسان به روش‌های زیادی می‌تواند حرکت کند، اما مهارت‌هایی هستند که از جهت آمادگی جسمانی نسبت به بقیه ضروری‌تر و مهم‌ترند: تعادل، دویدن، خزیدن، پریدن، بالا رفتن، آویزان شدن، بلند کردن، حمل کردن، پرت کردن و گرفتن.

این مهارت‌ها بدنه‌ی سیستم حرکت را تشکیل می‌دهند و بسیار شبیه مهارت‌های بدنی نظامی هستند. سرعت و مهارت اجرای این حرکات می‌تواند تفاوت میان موفقیت و شکست در زمین جنگ را مشخص کند. این‌ها مهارت‌هایی هستند که به شما اجازه می‌دهند کار‌های روزمره‌تان را انجام دهید، در شرایط بحرانی خود و دیگران را نجات دهید و با اعتماد بنفس، محیط تان را مسیریابی کنید.

تعادل

حتی زمانی که فقط ایستاده‌اید، در حال مقابله و مدیریت نیروی جاذبه هستید و از این رو مدام تعادل خود را حفظ می‌کنید، چه برسد به زمان‌هایی که حرکاتی هم دارید. تعادل یک مهارت است، اما اگر سطحی که روی آن قرار می‌گیرید ناثابت، باریک و سُر باشد، سخت‌تر می‌شود.

تعادل به این دلیل که سرعت در آن مطرح نیست و بحث فشار و قدرت و هوازی و غیرهوازی را نیز مانند سایر تمرین‌ها در بر نمی‌گیرد، اغلب نادیده و دست کم گرفته می‌شود. اما واقعیت این است که تعادل، مولفه‌ی مهمی در تمام حرکات است. شما برای عبور از رودخانه، دره و یا سایر موانع به تعادل زیادی نیاز دارید.

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید بلد باشد

دویدن

دویدن در کنار راه رفتن، اساسی‌ترین فُرم حرکت و جنبش انسان است. دویدن، بهترین تمرین هوازی و غیرهوازی برای تمام بدن محسوب می‌شود. دویدن برای رساندن کمک یا فرار از خطر، در شرایط بحرانی جنبه‌ی کاملا حیاتی دارد.

اما با آسیب‌های زیادی نیز همراه است. شما باید فُرم درست دویدن را یاد بگیرید و بدانید چگونه کمترین میزان انرژی را هنگام دویدن صرف کنید. تمرین دویدن روی سطوح مختلف کمک‌تان می‌کند به مهارت بیشتری در این زمینه دست پیدا کنید.

پس تکنیک درست دویدن را یاد بگیرید، با سرعت‌ها و مسافت‌ها و طول مدت‌های گوناگون تمرین کنید، روی سطوح مختلف بدوید و دو با مانع و فورا تغییر جهت دادن هنگام دویدن را نیز خوب یاد بگیرید.

خزیدن

خزیدن اولین حرکت اساسی انسان است که با رشد و بزرگ شدن، فراموش می‌شود. شاید به نظر برسد خزیدن آنقدر ساده و ابتدایی است که نیازی به تمرین ندارد، اما واقعا اینطور نیست.

خزیدن، تمام بدن را درگیر می‌کند و نیاز به هماهنگی میان دست‌ها و پا‌ها دارد. خزیدن سخت‌تر از آنچه فکر می‌کنید است، زیرا حرکتی قرینه نیست، اما در عین حال هماهنگی دو طرف بدن را می‌طلبد (مثلا حرکت دادن دست راست و پای چپ به سمت جلو به طور همزمان). خزیدن نیاز دارد که تمام عضلات‌تان قوی باشد مخصوصا در قسمت میان تنه.

خزیدن حرکتی است که به شما کمک می‌کند زیر موانع بخزید و در مواقع خطر هم بتوانید حرکت کنید. خزیدن با ترکیبات متفاوتی از دست‌ها، زانوها، پا‌ها و حتی کمر در تماس با زمین انجام می‌شود که انتخاب نوع حرکات به سرعت لازم و سایر شرایط بستگی دارد (مثلا اینکه چیزی با خود حمل کنید یا نه).

پریدن

پریدن لذتبخش است، زیرا حرکتی آزاد است که به ما اجازه می‌دهد چند لحظه بر جاذبه غلبه کنیم. پریدن به شما این امکان را می‌دهد که شرایط سخت را با اعتماد بنفس بیشتری پشت سر بگذارید.

پریدن حرکتی است که تاثیر بزرگی بر فیزیولوژی‌تان می‌گذارد و توانایی عملی و قدرتی بدن را افزایش می‌دهد. به همین دلیل پریدن اساس تمرینات ورزشکاری است، مخصوصا در ورزش‌هایی که پُرشدت‌اند. مهارت پریدن دو قسمت دارد: کنده شدن از زمین و فرود آمدن بر زمین. فرود آمدن از کنده شدن از زمین مهم‌تر است و شما باید بلد باشید چگونه بر زمین فرود بیایید که اثر جاذبه را بر بدن‌تان کمتر کنید و در حین حال تعادل‌تان را نیز حفظ نمایید؛ بنابراین بهتر است پیش از اینکه تکنیک پرش را یاد بگیرید، اول تکنیک فرود آمدن را تمرین کنید و خوب یاد بگیرید.

بالا رفتن

بالا رفتن نیز فعالیتی خوب و جالب است، شاید به این دلیل که چهار دست و پا را درگیر می‌کند و یا به این دلیل که از زمین فاصله می‌گیریم و بر جاذبه آن غلبه می‌کنیم. بالا رفتن از صخره‌ها، حصارها، دیوار‌ها و … هر کدام به نوع خود چالش برانگیزند و باعث می‌شوند بالا رفتن، تجربه‌ای هیجان انگیز باشد و حتی به شما برای چند لحظه هم که شده این حس را بدهد که موجود دیگری هستید!

بالا رفتن، تمام بدن را درگیر می‌کند، قدرت بدنی را افزایش می‌دهد و چابک‌تان می‌کند. فراگرفتن تکنیک درست بالا رفتن هم از جهت ایمنی و هم از نظر صرف انرژی کمتر اهمیت دارد.

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید بلد باشد

آویزان شدن

آویزان شدن و حرکت کردن در واقع یک جور بالا رفتن افقی است. بچه‌ها در زمین بازی از میله‌ها آویزان می‌شوند و اگر قدرت بدنی خوبی نسبت به وزن خود داشته باشند می‌توانند نردبان افقی را طی کنند. اما همین حرکت برای مردی به بزرگی شما خیلی سخت‌تر است. شما باید یاد بگیرید چگونه در شرایط خاص از این مهارت استفاده کنید. قدرت بالا تنه در این حرکت خیلی خیلی اهمیت دارد.

بلند کردن

قدرت، اساس فیتنس است و دلایل زیادی وجود دارد که چرا به عنوان یک مرد باید قوی باشید. قدرت بدنی به شما اجازه می‌دهد تمام حرکات را به شیوه‌های مختلف انجام دهید و احتمال آسیب را کمتر کنید. هر چند تمام مهارت‌های بدنی کم و بیش شما را قوی می‌کنند، اما وزنه زدن، جور دیگری شما را قوی می‌کند.

فُرم مناسب هنگام تمرین با وزنه را خوب یاد بگیرید، زیرا هنگامی که می‌خواهید چیز سنگینی را بلند کنید، وضعیت بدنی، شیوه‌ی تنفس و حداقل صرف انرژی به شما این امکان را می‌دهند که وزن بیشتری را بلند کنید و آسیب کمتری ببینید. فقط به تمرینات قدرتی با وزنه‌های معمولی اکتفا نکنید و با اجسام گوناگون که شکل‌ها و جنس‌های متفاوتی دارند نیز تمرین کنید.

حمل کردن

فقط بلند کردن جسم سنگین نیست که مهم است، بلکه حمل اجسام سنگین نیز مهارتی است که هر مردی باید بلد باشد. شما باید بدانید تکنیک درست ِ بلند کردن جسم سنگین و حمل آن چگونه است تا بتوانید هر وقت لازم شد یک جسم سنگین را به مقصد برسانید.

مهارت‌های بدنی که هر مردی باید بلد باشد

پرت کردن و گرفتن

پرت کردن و گرفتن، دو مهارت مجزای بدنی هستند، اما چون اغلب با هم‌اند، ما هم همزمان در موردشان می‌گوییم. گاهی شما چیزی را پرت می‌کنید تا از سر راه‌تان برداشته شود و گاهی هم چیزی را برای کسی پرت می‌کنید تا آن را بگیرد؛ بنابراین حرکاتی که برای پرت کردن و گرفتن به کار می‌روند مانند تصویر در آینه در مقابل هم هستند.

پرت کردن و گرفتن، بخش مهمی از بسیاری از ورزش‌ها محسوب می‌شوند، اما کاربرد‌های ضروری در زندگی نیز دارند. مثلا سربازان تجهیزات نظامی و جنگی را آن سوی دیوار برای هم پرتاب می‌کنند. یا به هنگام سیل شاید لازم شود کیسه‌های شن و ماسه را پایین خط سیل پرتاب کنید تا هر چه زودتر سد بسازید. یاد گرفتن مهارت پرت کردن و گرفتن به قدرت میان تنه نیاز دارد و برای تقویت حرکت پذیری میان تنه، ران‌ها و کمر بسیار مفید است.

وقتی به عنوان یک مرد، مهارت‌های لازم را فرا می‌گیرید و می‌دانید در مواقع ضروری چگونه از آن‌ها استفاده کنید، اعتماد بنفس خوبی کسب می‌کنید که هم از استرس‌های‌تان کم می‌کند و هم سرعت واکنش‌تان را بالا می‌برد. پس از نعمت بزرگی که در اختیار دارید، یعنی سلامت و قدرت بدنی‌تان، به بهترین نحو ممکن استفاده کنید و از آن لذت ببرید.

منبع: artofmanliness