چگونه روشهای امنیت سایبری کسب و کار کوچک خود را به روز کنید + 4 مرحله برای انجام این کار – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


زمانی که بیشتر شرکت ها در مورد امنیت سایبری فکر می کنند زمان است بعد از دچار حمله سایبری. وب سایت شما هک شود یا اطلاعات حساس به سرقت رفته باشد ، این سناریوهایی است که می توانستید با تهیه برخی از آنها از آنها جلوگیری کنید.

qy0yp Tk98MoKcjqjizHSVSue pAUxbwqqgfrv3aqSWprWLPuW oOSmUUpypqeXlP1Qxo2ya5hMxpDoMdawOLjQpspIliWFAWRhn1R lJTh7v3Yw3PhdjCNs3 Dyd3o83dbkiTwI

امنیت سایبری باید یک اولویت باشد و نه یک کار واکنشی که شما دائماً آن را به تعویق می اندازید.

این خبر خوب است:

محافظت از شرکت در برابر گسترده ترین تهدیدات کار سختی نیست. با حملات سایبری که می تواند به شرکت شما آسیب برساند آشنا شوید و ببینید با سطح حفاظت فعلی تجارت شما در کجا قرار دارد.

هنگامی که از امنیت شرکت و وب سایت خود مطلع شدید ، می توانید تصمیم بگیرید که کجای روشهای خود را بهبود ببخشید – به عنوان مثال ، آموزش کارمندان یا اجرای سیاست های سختگیرانه دسترسی.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد امنیت سایبری ، از جمله:

  • چرا امنیت سایبری مهم است
  • حملات سایبری برای دانستن
  • چهار وظیفه امنیتی برای اجرا

چرا مشاغل کوچک باید امنیت سایبری را در اولویت قرار دهند

هکرها طی دهه گذشته با سرعت بیشتری کسب و کارهای کوچک را هدف قرار داده اند. BullGuard دریافت که ۶۰٪ صاحبان مشاغل کوچک اعتقاد ندارند حملات سایبری شرکت آنها را هدف قرار می دهد ، اما ۱۸٫۵٪ در سال گذشته قربانی یک مورد شده اند.

به علاوه ، FBI گزارش داد که جرایم اینترنتی به دلیل شیوع همه گیر ، به طور چشمگیری افزایش یافته است.

نادیده گرفتن این آمار آسان است تا زمانی که برای شما اتفاق بیفتد. IBM دریافت که علت اصلی نقض داده ها ، با ۶۳٪ موارد ، به دلیل سهل انگاری است.

مجرمان اینترنتی می دانند مشاغل کوچک آسیب پذیرتر هستند. پس وقت و هزینه کنید اکنون برای محافظت از شرکت شما ، بنابراین هزینه ای برای شما ندارد بیشتر پول و زمان بعد

حملات سایبری برای دانستن و آمادگی برای آنها

یک قدم اساسی برای آماده شدن برای حمله شناخت دشمن است. در اینجا چند مورد از رایج ترین تهدیدات سایبری آورده شده است:

  • فیشینگ معمولاً شامل یک ایمیل یا وب سایت جعلی است که برای فریب مردم در افشای اطلاعات شخصی طراحی شده است.
  • بد افزار مخفف نرم افزار مخرب است و برای خراب کردن رایانه ها ، سرورها و شبکه های دارای ویروس و حملات دیگر استفاده می شود.
  • باج افزار داده های شما را برای یک قیمت نگه می دارد. شما را قفل می کند و برای دسترسی به شما باج می خواهد.
  • مرد در وسط حمله می کند از معاملات ناامن استفاده کرده و اطلاعات شخصی یا مالی را بدزدید.

با ادامه پیشرفت اینترنت و نرم افزار ، هکرها نیز پیشرفت خواهند کرد. با آخرین تهدیدات پا به میدان بمانید تا بتوانید همچنان آماده باشید.

۴ روش امنیتی برای پیاده سازی

با رعایت اقدامات احتیاطی زیر از تهدیدات دیجیتالی در امان بمانید.

۱٫ از امنیت سایبری شرکت خود حسابرسی کنید و برنامه ریزی کنید

بهترین مکان برای شروع امنیت سایبری شما انجام یک ارزیابی جامع از سطح امنیت فعلی شما است. این بررسی می تواند همان چیزی باشد که شما در حال حاضر در اختیار دارید و موجودی از اطلاعات حساس است که بیشترین محافظت را دارند.

ببینید آیا وظایفی وجود دارد که بتوانید به سرعت از آنها مراقبت کنید ، مانند نصب یک پلاگین امنیتی یا برنامه ریزی مداوم اسکن ها.

سپس روی ایجاد برنامه ای برای مهمترین موارد ضروری مانند:

  • یافتن یک میزبان وب ایمن تر
  • القای سیاست ها برای کارمندان خود
  • به روزرسانی نرم افزار آنتی ویروس

۲٫ کارمندان را آموزش دهید

آموزش های امنیتی برای اینکه بتواند از شرکت شما محافظت کند ارزش زمان و هزینه دارد.

همه افراد شرکت شما ممکن است اهل فن باشند. یادگیری نحوه کار کلاهبرداری فیشینگ یا بهترین شیوه های رمزهای عبور ، اطلاعات اساسی است که هر کارمند باید بداند. و بهتر است اگر آنها این فرآیندها را مستقیماً از شرکت شما بیاموزند ، بنابراین آنها می دانند که انتظار شما چیست.

همچنین ، با افزایش میزان کار از راه دور ، امنیت سایبری باید در خارج از دفتر تا خانه های کارمندان گسترش یابد.

۳٫ دسترسی دقیق داشته باشید

هر نقطه دسترسی در شرکت خود را تقویت کنید ، چه کنترل مجوزها و نقش های کاربر یا ایجاد احراز هویت چند عاملی برای درگاه های اصلی. از دسترسی به اطلاعات حساس بر اساس نیاز محافظت کنید.

گذرواژه ها را پس از یک دوره خاص به طور خودکار تنظیم کنید تا کارمندان خود را مجبور به تغییر آنها کنید. و کارمندان خود را به ایجاد رمزهای عبور قوی با یک مولد مانند Dashlane یا LastPass تشویق کنید.

giRxDz0m73 7Mlpiw0RWSfluRCEjxKhXKWxwG9vNg4LMskOq6g7rovLTw6zuIdrrX4m85gs5 JEmrjO0GU iNwPUyUQLI5h6BCrvDKzCOAPBRhJFKLOcbVotrbJA40Nr7TN3rT 8

۴٫ به روز و پشتیبان بگیرید

نرم افزار به طور مداوم در حال به روز رسانی است و دلیل خوبی دارد.

نه تنها نرم افزار برای بهبود کار می کند ، بلکه در زمینه یافتن و رفع مشکلات امنیتی نیز کار می کند. اطمینان حاصل کنید که وب سایت وردپرس و سایر برنامه هایی که استفاده می کنید همیشه به روز هستند. در غیر این صورت ، هکرها می توانند از معایبی که هنوز برطرف نکرده اید ، استفاده کنند.

یک روش مهم دیگر همیشه ، همیشه ، اطمینان حاصل کنید که از اطلاعات شما به درستی پشتیبان تهیه شده است. این به شما کمک می کند تا در برابر حملاتی مانند باج افزار محافظت کنید و اطمینان حاصل کنید که هیچ اطلاعات ارزشمندی را از دست نخواهید داد.

مشاغل کوچک بسیار در معرض حملات سایبری هستند. حتی بیشتر در عصر کار از راه دور ، شرکت ها باید از خود ، کارمندان و مشتریان محافظت کنند.

برجسته ترین جرایم سایبری را بیاموزید و پروتکل های امنیتی فعلی شرکت خود را ارزیابی کنید. اجرای یک برنامه آموزش امنیتی و به روزرسانی نقاط دسترسی خود را در نظر بگیرید. حتماً همیشه نرم افزار خود را به روز نگه دارید و از اطلاعات پشتیبان تهیه کنید.

آیا می خواهید به میزبان وب ایمن تری به روز شوید؟ امروز بسته های میزبانی Nex1host را بررسی کنید.



چگونه روشهای امنیت سایبری کسب و کار کوچک خود را به روز کنید + 4 مرحله برای انجام این کار – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش…


روزنامه توسعه ایرانی – سعیده علیپور: چندی پیش خبر مرگ دلخراش خانواده ایرانی مهاجر در کانال مانش به سرخط خبر‌ها بدل شد و واکنش‌های فراوانی را در داخل و خارج از ایران به همراه داشت. غرق شدن خانواده ایرانی به همراه سه کودک در آب‌های سرد اروپا گرچه نخستین نمونه از مرگ مهاجرانی نبود که به امید زندگی بهتر سرزمین‌شان را ترک می‌کردند، اما دوباره لزوم حفظ امنیت و کرامت انسانی را در فرآیند مهاجرت مورد توجه قرار داد.

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش...

۱۸ دسامبر مصادف با ۲۸ آذرماه از سوی یونسکو به عنوان روز مهاجران نامگذاری شده است. این در حالی است که ایران در سال‌های اخیر جزو کشور‌هایی است که مردمانش میل فراوانی به مهاجرت به دیگر نقاط دنیا پیدا کرده‌اند و در عین حال سرزمین‌شان مأمنی است برای مهاجران افغانستانی است که ایران را به عنوان مقصد مهاجرت خود انتخاب می‌کنند. هر چند ممکن است هر دو گروه، برای دستیابی به مقصد خود مسیری ناامن و چه بسا شکست و مرگ را تجربه کنند.

مهاجران؛ سه و نیم درصد جمعیت جهان

در ۵۰ سال گذشته تا پایان سال ۲۰۱۹ تعداد کسانی که از کشور محل تولد خود به دلایل مختلفی همچون جنگ و درگیری، آزار و اذیت و بلایای طبیعی و همچنین کار، خانواده و تحصیل به جای دیگری مهاجرت کرده اند به حدود ۲۷۲ میلیون نفر می‌رسد که ۳.۵ درصد از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. آسیا و اروپا میزبان ۶۱ درصد از مهاجران در سراسر جهان هستند و پس از آن مناطق آمریکای شمالی با ۲۲ درصد مهاجران جهان، آفریقا با ۱۰ درصد، آمریکای لاتین و کارائیب ۴ درصد و اقیانوسیه ۳ درصد در فهرست مناطق مهاجرپذیر قرار دارند. در این میان هند با ۱۷.۵ میلیون مهاجر و پس از آن مکزیک با ۱۱.۸ میلیون، چین با ۱۰.۷ میلیون و روسیه با ۱۰.۵ میلیون نفر در صدر کشور‌های مهاجرت‌فرست قرار دارند. همچنین سوریه از سال ۲۰۱۱ به دلیل جنگ‌های داخلی، با ۸.۴ میلیون نفر مهاجر، پنجمین کشور مهاجرت‌فرست جهان بوده است.

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش...

میل رو به افزایش ایرانیان برای مهاجرت

گرچه ایران هیچ‌گاه صدرنشین لیست جهانی کشور‌های مهاجرفرست نبوده است، اما در سال‌های اخیر با روند چشمگیر و رو به تزاید مهاجرت روبروست. به طوری که براساس آمار‌های بین‌المللی، تعداد تجمیعی کل مهاجران ایرانی ساکن در خارج از کشور با روندی افزایشی از اندکی کمتر از ۶۹۱ هزار نفر در سال ۱۹۹۰ میلادی به بیش از ۲.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ رسیده است.

براساس آمار‌های ارائه‌شده توسط دپارتمان امور اقتصادی و اجتماعی سازمان‌ملل در دوره مذکور، نسبت جمعیت مهاجران بین‌المللی ایرانی از کل مهاجران بین‌المللی در جهان طی سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ افزایش، سپس در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ کاهش و دوباره در سال ۲۰۱۷، ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ افزایش یافته است. این آمار ۲.۷ میلیون مهاجر ایرانی درحالی است که در آمار‌های دیگری برآورد شده تعداد مهاجران ایرانی خارج از کشور بین ۵ تا ۶ میلیون نفر است.

عوامل اصلی ترک وطن در ایران

در حالی که جنگ و ناامنی و فقر دلیل اصلی مهاجرت برای بسیاری از افراد در دنیاست، اما نگاهی به توزیع آمار مهاجرت در ایران نشان می‌دهد که افرادی در ایران بیشتر میل به مهاجرت دارند که معمولا کمتر درگیر این موضوع هستند.

در حالی که بر اساس آخرین بررسی‌های بین‌المللی میل به مهاجرت در ۱۵ درصد ایرانیان وجود دارد، اما تنها تعدادی از این افراد اقدام عملی برای مهاجرت را آغاز می‌کنند. مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در بررسی مطالعات خود به علل مهاجرت جمعیت شاغل و جمعیت بیکار کشور پرداخته و عوامل متعددی را در این زمینه تاثیرگذار دانسته است. در این بررسی جمعیت مهاجر کشور در سال ۹۸، ۷۱۱ هزار و ۱۵۴ نفر بوده که ۵۸۸ هزار و ۳۱۲ نفر در نقاط شهری و ۱۲۲ هزار و ۸۴۱ نفر در نقاط روستایی ساکن بوده‌اند.

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش...

بر اساس این گزارش، بیشترین دلیل مهاجرت افراد طی سال گذشته یعنی ۵۲.۸ درصد، پیروی از خانوار بوده بوده است. اما علل دیگری هم در این زمینه اثرگذار بوده است. جستجوی کار با سهم ۱۰ درصد و جستجوی کار بهتر با سهم ۶.۵ درصد به ترتیب بیشترین عامل مهاجرت افراد را به خود اختصاص داده است.

در آستانه روز مهاجر، طرحی با عنوان «ساماندهی اتباع غیرمجاز» در مجلس یازدهم اعلام وصول شده است که بر اساس آن، مهاجران غیرمجاز به حداکثرِ مجازات حبس، شلاق و جزای نقدی محکوم خواهند شد و حتی تیراندازی به سمت خودروی حامل اتباع غیرقانونی، مجاز خواهد بود.

ناامیدی، موج مهاجرت را سهمگین‌تر کرده

اما در این میان برخی کارشناسان معتقدند آنچه در سال‌های اخیر موج مهاجرت را از ایران سهمگین‌تر کرده است، نه دلایل اقتصادی بلکه احساس ناامیدی است.

در این باره مجتبی لشکربلوکی، استاد دانشگاه معتقد است: «اگر تا دیروز ما با پدیده «مهاجرت نخبگان» روبرو بودیم اکنون با پدیده «مهاجرت فراگیر» مواجهیم. پدیده‌ای به مراتب عمیق‌تر، وسیع‌تر و دردناک‌تر! همه افراد عادی و نخبه، قشر مرفه و متوسط، تحصیل کرده و در حال تحصیل، به فکر رفتن هستند. چرا ترجیح می‌دهند به کشوری دیگر بروند و از صفر شروع بکنند؟ چرا دانشجویان کارشناسی هم و غم شان گرفتن پذیرش از دانشگاه‌های خارجی و رفتن است؟ چرا مهاجرت رخ می‌دهد؟».

این استاد دانشگاه صنعتی شریف ادامه می‌دهد: «وقتی شهروندان یک سرزمین در جمع‌های خانوادگی خود راجع به جنگ گفتگو می‌کنند، وقتی در یک کشور برای بسیاری از کالا‌ها باید تا ظهر صبر کنی که قیمت بر اساس دلار مشخص شود، نمی‌توان از اطمینان و برنامه ریزی بلندمدت صحبت کرد؟ آیا در آن کشور صحبت از فرزندآوری و سرمایه گذاری حرف معقولی است؟ بسیاری از کسانی که می‌روند فقط یک دلیل ساده دارند: آرامش روانی ندارم. آن‌ها می‌گویند که چرا مانند شهروندان دیگر کشورها، نباید تصویر مشخصی از ۱۰، ۲۰ و ۳۰ ساله زندگی شخصی و اوضاع کشور خودم داشته باشم؟ به همین خاطر است که عده‌ای ترجیح می‌دهند فرزندان خود را در خاک دیگری به دنیا بیاورند. چون به فردای این خاک مطمئن نیستند».

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش...

ایران جزء کشور‌های مهاجرپذیر

در حالی که بسیاری از شهروندان ایرانی هر روز با رویای مهاجرت از کشورشان روزگارشان را سپری می‌کنندکه کشورشان جزو کشور‌های مهاجرپذیر است و هر سال عده زیادی از همسایگان غربی و شرقی بعضا از راه‌های غیر قانونی وارد خاک ایران می‌شوند تا با کسب درآمد در این خاک خانواده‌های خود در خاک وطنشان را تامین مالی کنند.

جدیدترین آمار‌ها بر اساس اعلام مدیرکل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشورحاکی از این است که هم‌اکنون حدود سه میلیون مهاجر افغان در ایران حضور دارند، اما آن‌هایی که به‌طور رسمی تحت حمایت کمیساریای عالی سازمان ملل متحد هستند، حدود ۸۴۰ هزار نفر هستند که به‌عنوان «مهاجر» در ایران زندگی می‌کنند.

تعداد زیادی از مهاجران افغانستان از اوایل دهه شصت به بعد، به خاطر اشغال این کشور توسط ارتش سرخ از یک‌سو و اشتراکات دینی، زبانی و تاریخی از سوی دیگر، رهسپار شهر‌های ایران شدند. حدود سه دهه میزبانی ایران با خاطرات تلخ و شیرین فراوان، فراز و نشیب‌های زندگی مهاجران افغان در ایران را رقم‌زده است. برخی حضور مهاجران افغان در ایران را در صورت داشتن برنامه‌ریزی صحیح فرصتی در جهت پیشبرد جامعه به سمت توسعه و همین‌طور ترویج و انتقال فرهنگ و اندیشه ایرانی به خارج از مرز‌ها تلقی می‌کنند.

براساس آمار‌های بین‌المللی، تعداد تجمیعی کل مهاجران ایرانی ساکن در خارج از کشور با روندی افزایشی از اندکی کمتر از ۶۹۱ هزار نفر در سال ۱۹۹۰ میلادی به بیش از ۲.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ رسیده است.

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش...

طرحی برای محدودیت ورود اتباع خارجی

اما با وجود حضور بی‌دردسر این تعداد مهاجر در ایران به تازگی مجلس شورای اسلامی طرحی با اسم «ساماندهی اتباع خارجی غیرقانونی» را در دستور کار قرار داده که انتقادات زیادی را در پی داشته است.

دو بند حاشیه‌ساز و پرسش‌برانگیز درباره این طرح، مواردی است که به‌گونه‌ای با حادثه خبرساز خرداد امسال در یزد هم مرتبط است؛ نیمه خرداد امسال خودروی حامل مهاجران افغانستانی پس از گذر از ایست بازرسی با شلیک مأموران به لاستیک آن روبه‌رو شد که پس از آتش‌گرفتن خودرو، چند مهاجر جان باختند و تعدادی هم راهی بیمارستان شدند. در آن روز‌ها این خبر با واکنش‌های فراوانی در داخل و خارج از کشور روبه‌رو شد و واکنش‌های از سوی مسئولان دو کشور را نیز به همراه داشت. حالا دو بند این طرح آن حادثه را از استثنا و مورد خاص به قاعده و قانون تبدیل می‌کند و همین زمینه‌ساز انتقاد‌های فراوانی از سوی فعالان ایرانی و همچنین جامعه مهاجران شده است.

یک بند این طرح می‌گوید مهاجران قانونی اگر جرمی مرتکب شدند علاوه بر اخراج آن‌ها از کشور، امکان اخراج همسر و فرزندانش هم وجود دارد در دو بند حاشیه ساز دیگر هم آمده است؛ اگر خودروی حامل مهاجران به دستور ایست بی‌توجهی نشان دهد، پلیس حق تیراندازی دارد که اگر مهاجران مجروح یا کشته شوند، دیه‌ای به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد و حتی اگر بر اثر شلیک به خودروی حامل مهاجران غیرقانونی، خودرو واژگون شود یا تصادف کند، باز هم بیمه حق پرداخت دیه را ندارد.

آزموده‌اند در این شهر بخت خویش...

در این باره طیبه سیاوشی، نماینده سابق مجلس در حساب توئیتری خود نوشت: «در آستانه روز مهاجر، طرحی با عنوان «ساماندهی اتباع غیرمجاز» در مجلس یازدهم اعلام وصول شده است که بر اساس آن، مهاجران غیرمجاز به حداکثرِ مجازات حبس، شلاق و جزای نقدی محکوم خواهند شد و حتی تیراندازی به سمت خودروی حامل اتباع غیرقانونی، مجاز خواهد بود».

ترس شدید از گربه، این ملوسِ ترسناک


روزنامه خراسان – الهه توانا: من از گربه می‌ترسم. در کوچه و خیابان، چشمم مدام توی باغچه‌ها و نزدیک سطل زباله‌ها را می‌کاود. اگر نقطه کوری سر راهم باشد یا تاریکی اجازه ندهد امنیت کنج و گوشه‌ها را بسنجم، می‌روم وسط خیابان، چون زیر خودرو رفتن، کمتر من را می‌ترساند یا مسیر دورتری را انتخاب می‌کنم، چون دیر رسیدن را به مواجهه با گربه ترجیح می‌دهم.

اگر دوستی همراهم باشد، تعجب می‌کند نه به دلیل ترسم از گربه، چون همه اطرافیانم ازآن باخبرند. او با تعجب می‌گوید: «چطور گربه رو از این فاصله دیدی؟»؛ «این فاصله» یعنی فاصله زیاد، خیلی زیاد. آن قدر که خودم هم گاهی تعجب می‌کنم. درنتیجه این ترس، رفتار‌های عجیب تری هم ازمن سر می‌زند. مثلا چی؟ تعریف می‌کنم، همچنین توضیح می‌دهم دیگران چه واکنش‌های عجیبی به ترس من نشان می‌دهند.

ترس شدید از گربه، این ملوسِ ترسناک

می‌دانم این رفتار‌ها افراطی و غیرعادی است، اما …

اگر باد بزند زیر یک تکه پلاستیک مشکی، من نیم متر می‌پرم هوا، چون هر سیاهیِ در حال تکان خوردنی حتما گربه است مگر این‌که خلافش ثابت شود! حتی در محل‌های سربسته که احتمال حضور گربه صفر است، با دیدن هر جنبش ناگهانی از گوشه چشم، یکه می‌خورم. یک بار از تکان شدید پای خانمی در اتوبوس ترسیدم و یک بار دیگر، توی سینما جلوی دهانم را گرفتم تا با دیدن سایه شبیه گربه یکی از تماشاچی‌ها جیغ نزنم.

می‌دانم که این رفتار‌ها افراطی و غیرعادی است و اگر دیگران از دیدن منِ ترسیده در موقعیتی که دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد، تعجب کنند یا خنده‌شان بگیرد، طبیعی است، اما واکنش‌های دیگران هم گاهی به اندازه ترس من، افراطی است. یک بار، خانمی در خیابان باصدای بلند گفت: «چه لوس! گربه ترس داره مگه؟» حدس می‌زنید که ترکیب ترس و خجالت، اصلا خوشایند نیست. یک بار دیگر توی پیاده رو، سنسور تشخیص گربه‌ام شروع کرد به آلارم دادن.

ترس شدید از گربه، این ملوسِ ترسناک

دشمن، چندمتر جلوتر بود و داشت آهسته و تهدیدکننده به سمتم می‌آمد. نقشه این بود؛ می‌ایستی تا عابری پیدا شود. آهسته می‌روی سمت چپش، با او همراه می‌شوی تا گربه را در سمت راست، بی خطر رد کنی. زن وشوهری از پیچ خیابان ظاهر شدند. مرد، نگاهی به من کرد که ایستاده بودم وسط پیاده‌رو و نگاهی به گربه و در تمام مسیر تا وقتی که من را پشت سر گذاشتند نگاه تحقیرآمیزش را ادامه داد. من از این موقعیت‌های ناراحت کننده زیاد تجربه کرده‌ام. بعضی‌ها می‌گویند تو که می‌دانی ترس ات بی‌منطق است، چطور همچنان می‌ترسی؟ یا برایشان سوال است که با وجود این واکنش‌های آزاردهنده چرا سعی نمی‌کنم با گربه‌ها رفیق شوم؟

بیا درباره‌اش حرف بزنیم

در جلد دوم خلاصه «روان‌پزشکی کاپلان و سادوک»، آمده است: «فوبیا ترس بارز و مستمر، افراطی و غیرمنطقی و وابسته به حضور یا پیش‌بینی یک شیء یا موقعیت خاص است. شخص، متوجه افراطی و غیرمنطقی بودن ترس خود هست. شخص از موقعیت‌های فوبیک اجتناب می‌کند، در غیر این‌صورت متحمل اضطراب شدید و ناراحتی می‌شود.»

بعد هم توضیح می‌دهد که فوبیا انواع مختلف دارد: نوع حیوان، نوع محیط طبیعی (مثلا بلندی‌ها، توفان و آب)، نوع خون، تزریق، صدمه و نوع موقعیتی (مثل هواپیما، آسانسور و فضا‌های بسته) حالا می‌توانم برگردم به ابتدای مطلب و جمله‌ام را این طوری تصحیح کنم: «من فوبیای گربه دارم».

ترس شدید از گربه، این ملوسِ ترسناک

بار‌ها کسانی تلاش کرده‌اند به من ثابت کنند که گربه کاری به من ندارد؛ «ببین چه ملوسه»، «بیا بهش دست بزن، عاشقش میشی»، «این حیوونی می‌تونه تو رو بخوره؟» من و همه کسانی که هرنوعی از فوبیا را دارند و جلد دوم خلاصه روان‌پزشکی می‌دانیم که این ترس، غیرمنطقی است پس یادآوری‌اش فایده‌ای ندارد. همچنین راهکار‌ها و توصیه‌های غیرتخصصی، هرچند دلسوزانه، هیچ کمکی به ما نمی‌کنند.

فوبیا، مسئله‌ای است که درمان آن به مداخله روان‌شناختی نیاز دارد و هر رفتاری خارج از این چارچوب می‌تواند آسیب‌زننده باشد. درمان‌های مختلفی برای کمک به افراد مبتلا به فوبیا وجود دارد ازجمله «حساسیت‌زدایی تدریجی» که درمانگر در چندین مرحله به فرد کمک می‌کند با عامل ترس اش مواجه شود. درمانگر، آموزش دیده است و در هر مرحله دقیقا می‌داند چه کار می‌کند. فوبیا قابل درمان است، به شرط این‌که خود فرد بخواهد. عده‌ای ازپس آن برمی‌آیند و عده‌ای از جمله من، از فکر کردن به درمان هم می‌ترسند و سرزنش و مسخره کردن هم فایده‌ای ندارد.

ترسِ بی‌ارتباط با خطر

چندوقت پیش در توییتر در باره همین موضوع بحثی درگرفته بود. میزان ناآگاهی شرکت‌کنندگان در آن بحث، یکی از دلایلی بود که باعث نوشتن این مطلب شد. یک مربی ورزشی توییت کرده بود که عده‌ای از دنبال کنندگان صفحه اینستاگرامی‌اش به او گفته‌اند فوبیای گربه دارند و حضور گربه او در ویدئو‌های آموزشی‌اش، حال شان را بد می‌کند. عده زیادی در کامنت‌ها نوشته بودند: «گربه تو ویدئو هم می‌ترسوندشون؟» و بعد هم شوخی و تمسخر و واکنش‌های رایج دیگر. فوبیا ربطی به «خطر» ندارد.

ترس شدید از گربه، این ملوسِ ترسناک

کسی که فوبیا دارد، ممکن است از دیدن عکس و فیلم عامل ترس و حتی از تصورش احساس ناخوشایندی پیدا کند. اصلا یکی از مراحل درمان حساسیت‌زدایی تدریجی، مواجهه فرد با عامل ترس از طریق عکس و فیلم آن است. حالا فوبیا را بهتر می‌شناسید؟ امیدوارم! با همه این حرف‌ها من معتقدم وضعیت ما در برخورد با مسائل روان شناختی، درحال بهبود است.

گرچه ناآگاهی و واکنش‌های آسیب‌زای ناشی از آن، همچنان پررنگ است، اما حرف زدن درباره روان، مدتی است قبح گذشته را ندارد. اتفاق امیدوارکننده‌ای است و من هم باامید پیوستن به این حرکت، این مطلب را نوشته‌ام. شاید همین حرف زدن‌ها کارگر بیفتد و در آینده نزدیک دیگر نشنوم: «مگه گربه ترس داره؟!». شما هم تجربه فوبیا داشته‌اید؟

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید


روزنامه جام‌جم – زینب خزایی: مادرم عاشق سرسبزی است. اگر گل و گلدانی می‌خرد فارغ از این‌که بداند گل می‌دهد یا نه، فقط دوست دارد رنگ سبزش توی خانه باشد و بنشیند به تماشایش. معمولا در بیشتر نقاط چشم‌انداز خانه هم یک گلدان می‌گذارد تا همه جا سرشار باشد از رویش و سبزینگی. اما همین آدم عاشق سرسبزی هر سال پاییز یا از برگ‌های درخت سیب خودمان یا از برگ‌های چنار بیرون و یا تلفیقی از این دو را دسته می‌کند، یک نخ دورشان می‌پیچد و می‌گذارد توی یک کوزه‌سفالی. چون معتقد است آن‌ها هم قشنگی خودشان را دارند. حیف است از آن‌ها لذت نبریم.

اگر به سایت‌های مخصوص طراحی داخلی منزل یا شبکه‌های اجتماعی مخصوص اشتراک گذاری تصاویر سر زده باشید حتما دیده‌اید آن‌ها هم پر هستند از ایده‌هایی برای استفاده از این عناصر طبیعی و قشنگ پاییزی و زیباتر کردن خانه‌ها در این فصل؛ با هم چند تایشان را مرور می‌کنیم.

دسته‌گل پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

برگ‌های پاییزی را جمع کنید. می‌توانید آن‌ها را بر اساس اندازه از بزرگ به کوچک بچینید دور هم، با یک نخ محکم ببندید و در گلدان بگذارید. اگر دوست داشتید می‌توانید دور آن‌ها را یک روبان ببندید. در این حالت شما به‌سادگی صاحب یک دسته‌گل با رنگ‌های متنوع زرد، نارنجی، قرمز و حتی سبز شده‌اید. بعضی‌ها با برگ‌های نرمی مثل برگ خرمالو گل‌هایی شبیه گل رز پارچه‌ای درست می‌کنند.

نکته: اگر گل‌ها به خاطر اندازه متفاوت دمبرگ‌هایشان، خوب کنار هم چفت نمی‌شوند بهتر است اول یک تکه چوب نازک و صاف به قطر یک مداد پیدا کنید بعد برگ‌ها را دور آن جمع کنید.


گلدان پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

برای درست کردن گلدان پاییزی هم می‌شود از برگ‌های پاییزی استفاده کرد هم شاخه‌های خشک. شما می‌توانید برگ‌های مختلف پاییزی را قبل از افتادن از درخت بچینید، یک روبان دور آن‌ها ببندید و در گلدان بگذارید. برگ‌ها مثل گل‌های شاخه بریده چند روز در آب‌تر و تازه می‌مانند. برای تکمیل این ایده بهتر است اصل تضاد بین رنگ‌های گرم و سرد را به نفع دکور پاییزی خانه‌تان به کار ببرید. مثلا برگ‌های زرد، قرمز و نارنجی را در گلدان‌های آبی آسمانی بچینید.

یا این‌که یک گلدان بلور ساده را که بهتر است بلند و استوانه‌ای باشد درنظر بگیرید. در آن را با میوه‌های کاج پر کنید و تعدادی شاخه خشک را در آن بچینید؛ و از شاخه‌ها روبان‌های رنگی یا برگ‌های کوچک پاییزی آویزان کنید.


تابلو‌های پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

درست کردن تابلو با برگ‌های پاییزی روش‌های مختلفی دارد که هرکسی مطابق سلیقه‌اش می‌تواند آن را درست کند مثلا:

۱. اگر در خانه قاب عکس‌هایی دارید که استفاده نمی‌شوند یا حتی می‌خواهید عکس موجود در قاب عکس‌های فعلی را تغییر دهید می‌توانید با آن‌ها یک تابلو پاییزی بسازید. برای این‌کار یک مقوای تیره یا کاهی را به عنوان پس زمینه انتخاب کنید و برگ یا برگ‌های مورد نظر را روی آن بچسبانید. قاب‌ها را می‌توانید در هر جایی از خانه مثل بالای شومینه، روی میز کنار آن و هر جای دلخواه دیگری بچینید.

۲. یک تکه مقوای محکم مستطیل شکل تهیه کنید. ابعاد آن بستگی به محل نصبش دارد. روی آن طرح یک برگ بزرگ چنار بکشید. بعد برگ‌های چنار جمع‌آوری شده را داخل طرح بچسبانید تا در پایان تابلویی پر از برگ چنار داشته‌باشید. برای ساقه این برگ بزرگ هم از یک چوب خشک پاییزی استفاده کنید.

نکته: می‌توانید قبل از کشیدن طرح برگ، روی مقوا را با کاغذ رنگی یا فابریانو به رنگ مورد نظرتان بپوشانید.

نکته: به جای مقوا می‌توانید از چوب هم استفاده کنید، اما باید میزان بیشتری هزینه کنید.

نکته: برای براق‌تر شدن رنگ برگ‌ها روی آن‌ها کمی اسپری براق کننده بزنید یا اکلیل طلایی بپاشید.

۳. برای درست کردن تابلو می‌توانید در کنار برگ‌های پاییزی، از شاخه‌های خشک درختان هم استفاده کنید. مثلا در زمینه کار شاخه‌ها را بچسبانید بعد برگ‌ها را هنرمندانه به شاخه‌ها چسبانده و چند میوه بلوط یا پیراکانتا به آن‌ها اضافه کنید.

۴. به جای یک تابلوی بزرگ، می‌توانید تابلو‌های کوچکی بسازید. یعنی هر برگ را روی یک کاغذ کوچک مربعی بچسبانید و آن‌ها را روی دیوار خانه بزنید.


جاشمعی‌های پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

جاشمعی‌ها مکمل تابلو‌های پاییزی‌اند و شمع‌ها تداعی‌کننده حس گرما و آرامش خانه. برای ساختن جاشمعی، ساده‌ترین راه آن است شیشه‌های خالی مربا را بشویید. برگ‌های پاییزی را از بیرون به شیشه‌ها بچسبانید و داخل شیشه را شمع‌های کوچک وارمری بگذارید. اگر دوست داشتید جا شمعی جلوه بیشتری داشته‌باشد دور شیشه را با روبان متناسب با رنگ برگ یا نخ کنفی پاپیون بزنید.

نکته: ممکن است بخواهید شیشه‌ها را برای کار دیگری هم استفاده کنید. پس برای چسباندن برگ‌ها از چسب استفاده نکنید. به جای این کار می‌توانید همان روبان یا نخ کنفی را دور برگ گره بزنید.


ریسه‌های پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

براساس اندازه برگ‌های جمع آوری شده، تکه‌هایی از کاغذ سفید، رنگی یا روزنامه را ببرید و برگ‌ها را وسط آن‌ها بچسبانید. لبه بالایی کاغذ‌ها را کمی برگردانید و منگنه کنید تا بتوانید یک نخ کنفی یا روبان را از آن‌ها رد کنید. این ریسه ساده برای آویزان کردن از بالای شومینه زیباست. اگر فکر می‌کنید گرمی رنگ برگ‌ها کم است می‌توانید با رنگ و قلم‌مو کمی پررنگ‌ترشان کنید. البته ریسه‌ها را می‌توان با برگ‌ها هم به تنهایی درست کرد به صورتی‌که برگ‌ها با فاصله از یکدیگر به نخ بکشید و بعد آویز ساخته شده را در هرجایی که دوست دارید نصب کنید.


حلقه‌گل پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

یکی دیگر از روش‌های مرسوم آوردن پاییز به خانه، درست کردن حلقه گل با برگ‌های پاییزی و چسباندن آن پشت در ورودی خانه یا پشت در اتاق‌هاست. همچنین می‌توانید در زمینه حلقه از برگ درختان همیشه سبزی مثل کاج و سرو استفاده کنید و لابه‌لای آن‌ها را میوه‌های پاییزی مثل میوه نارنجی رنگ پیراکانتا بگذارید. ترکیب سبز و نارنجی چشم‌نواز است. اگر حلقه‌ها چوبی باشند ترکیب زیباتر و گرم‌تری را می‌سازند.


گل‌های پاییزی

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

بعد از عناصر بی‌جان برویم سراغ‌گل‌های زنده و تازه پاییزی. گل‌هایی مثل داوودی، آهار، کوکب، بنفشه، قرنفل و مینا. با رنگ‌های گرم و جذاب حال و هوای پاییز را به خانه‌هایتان می‌آورند.


کدو تنبل

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

کدو تنبل هم مثل برگ‌ها و گل‌های پاییزی یکی دیگر از عناصر پاییزی برای دکوراسیون خانه است. می‌توانید داخل کدو‌ها را خالی کنید و بعد از خشک شدن از آن‌ها به عنوان گلدان یا جا شمعی استفاده نمایید.


خوشبو کننده‌ها

با این ایده‌ها پاییز را به خانه بیاورید

چه خوب است در کنار استفاده کردن از رنگ‌های پاییزی از خوشبو کننده‌های خانگی هم در این فصل بهره ببرید. این مواد علاوه بر بوی خوش خواص آرام‌بخشی هم دارند. با روش‌های زیادی می‌توان این کار را کرد که به دو مورد آن اشاره می‌کنیم:

الف. در یک سینی مقداری چوب دارچین، میخک و پوست پرتقال خشک شده بگذارید و در فضای نشیمن قرار دهید تا عطر آن در خانه پخش شود. سینی‌های چوبی یا حصیری برای این‌کار مناسب‌ترند. چون چوب هم احساس گرما و دنج بودن به خانه می‌دهد.

ب. یکی از روش‌های بسیار قدیمی خوشبو کردن خانه این است که قابلمه‌ای را پر از آب کرده و روی اجاق بگذارید تا بجوشد. بعد میوه دلخواه‌تان یا پوستش را به صورت قطعات کوچک ببرید و در آب جوش بریزید و مواد معطر را به آن اضافه کنید تا با شعله کم بجوشد و عطر آن در حین جوشیدن در فضای خانه پخش شود. این محلول بعد از سه روز عطر خود را از دست می‌دهد. برای این کار می‌توان از ترکیب برش‌های حلقه‌ای لیمو، رزماری و وانیل، پوست پرتقال و چوب‌های دارچین، سیب و دارچین، لیمو، گشنیز و نعناع، لیمو، آویشن و نعنا پرتقال، زنجبیل و عصاره بادام، برگ کاج و برگ درخت جوز، چوب سدر، برگ بو، پرتقال و زنجبیل، دارچین، هل، میخک و رازیانه استفاده کرد.


ظروف تزئینی

این کار حوصله زیادی می‌خواهد برای همین آن را در آخر متن آورده‌ایم؛ اما همیشه افراد با حوصله و خوش‌سلیقه‌ای برای انجام چنین کار‌هایی پیدا می‌شوند. آن‌ها خمیر مجسمه سازی آماده می‌خرند و با برگ‌های نرم پاییزی قالب می‌زنند. بعد برگ را جدا کرده و می‌گذارند خمیرخشک شود. بعد از جدا کردن برگ می‌توان آن را با دست حالت داد. مثلا گودش کرد تا بتوان از آن به عنوان یک شکلات‌خوری استفاده کرد. البته که همه این ده مورد صرفا پیشنهاد بودند. هر کسی می‌تواند از چیز‌های دیگری که او را یاد پاییز می‌اندازد استفاده کند و حال و هوای خانه‌اش را عوض کند.

جدایی و طلاق؛ این که یه تصویر از سقوط آدما نیست


برترین‌ها: ما می‌خواهیم وضعیت زندگی زنان مطلقه و شرایط دشواری که آن‌ها پس از طلاق تجربه می‌کنند را در اینجا مورد بررسی قرار بدهیم. زنان در فرهنگ ما پس از جدایی، داغ ننگی را بر پیشانی خود احساس می‌کنند که شرایط زندگی آن‌ها را از نظر اجتماعی به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. «تبعیض‌های اجتماعی»، «برچسب‌های اجتماعی» و «طرد اجتماعی» از جمله دشواری‌هایی است که زنان بعد از طلاق با آن روبرو هستند:

جدایی و طلاق؛ این که یه تصویر از سقوط آدما نیست

۱. تبعیض اجتماعی

ملامت

در بستری از باور‌های مردمحورانه‌ی که طلاق را برای زن امری نکوهیده تلقی می‌کند و زن را به سوختن و ساختن در زندگی و حفظ بنیاد خانواده در هر شرایطی موظف می‌داند، زن از سوی اکثر اقشار از فرزند و خانواده خود گرفته تا افراد ناشناس و … مورد ملامت قرار می‌گیرد و در هر شرایطی مقصر اصلی ماجراست.

سوء ظن

شک جامعه به این زنان نیز در قالب بدبینی، بی اعتمادی و سوء برداشت از رفتار‌های معمولی این زنان از دیگر مواردی است که این زنان را به شدت در معرض آسیب و تبعیض اجتماعی قرار می‌دهد. این زنان همواره اذعان می‌کنند که جامعه نسبت به زن مطلقه دید بسیار بدی دارد و این نگاه بدبینانه در موقعیت‌های گوناگون اجتماعی، از سوی فرزندان، والدین، دوستان، فامیل و نزدیکان و در محیط‌های کاری از سوی کارفرما و همکاران، همسایه و صاحبخانه نیز برای انان بسیار رنج آور خواهد بود.

جدایی و طلاق؛ این که یه تصویر از سقوط آدما نیست

شی انگاری

از سویی دیگر در جامعه ما زنان مطلقه به عنوان کالایی دست دوم و بی ارزش انگاشته شده و طعمه‌ی جنسی برای مردان به شمار می‌آیند که افت ارزشمندی و شان انسانی آن‌ها را از منظر اجتماعی در پی دارد.

طعنه و ترحم

نداشتن سرپرست و شکست در زندگی زناشویی از مواردی است که همدلی‌های بی جا و ترحم برانگیز و گاه طعنه، کنایه، تهمت و توهین‌های اطرافیان را در پی دارد. این رفتار‌های ترحم برانگیز یا پرخاشگرانه یکی دیگر از مواردی است که به شدت این زنان را مورد هجوم و آسیب قرار می‌دهد.

جدایی و طلاق؛ این که یه تصویر از سقوط آدما نیست

۲. برچسب‌های اجتماعی

گاه زنان مطلقه برچسب‌های بسیار سنگین و منفی را از سوی جامعه دریافت می‌کنند که این برچسب‌های نادرست و ناعادلانه به شدت روان آن‌ها را مورد هجوم احساسات منفی از جمله غم و خشم شدید از خویش و جامعه قرار می‌دهد. برچسب‌هایی همچون بیکفایت، شکست خورده، بی پناه، بی سرپرست، لاقید، ولنگار، مرد دزد و … می‌باشند.

۳. طرد اجتماعی

رانده شدن

زنان مطلقه در پی دریافت برچسب‌هایی از جمله مرد دزد و بی بند و بار و بی سرپرست و … متحمل طرد اجتماعی می‌شوند. سایر زنان و دوستان آن‌ها که در گذشته روابط صمیمانه‌ای با این زنان داشته اند به دلیل ترس و احساس خطر از گمراه شدن مردانشان روابط خود را با آنان کاهش داده و همچنین این رانده شدن از سوی مادرانی که پسر مجرد دارند نیز بسیار دیده می‌شود.

مایه‌ی آبروی خانواده

این زنان از منظر خانواده نیز مایه آبروریزی و ننگ تلقی می‌شوند و خانواده که طلاق را مایه‌ی بی آبرویی می‌داند، پس از طلاق یا حاضر به پذیرش هویت جدید او نیست یا او را طرد می‌کنند.

جدایی و طلاق؛ این که یه تصویر از سقوط آدما نیست

با توجه به تبعیض ها، ملامت ها، سوء ظن، نگاه جنسی، طعنه و بی احترامی وترحم، برچسب‌های اجتماعی، رانده شدن از اجتماع و خانواده که زنان مطلقه با بی عدالتی دریافت می‌کنند، بسیاری از آن‌ها در مقابل هجوم این اتفاقات ناخوشایند انسجام روانی خود را از دست داده و درگیر احساساتی، چون غم و اختلالاتی، چون افسرگی، اضطراب و بسیاری مشکلات دیگر می‌شوند. همین امر نیاز این زنان را به کمک گرفتن از یک روانشناس و درمانگر ضروری می‌کند.

به نظر شما غیر از این موارد چه مشکلات دیگری برای زنان مطلقه پیش می‌آید؟

اقساط وام ازدواج؛ آیا این وام کارگشاست؟


ایرنا زندگی: این روز‌ها هم جزئیات وام یک میلیون تومانی دولت برای کمک به خانواده­‌ها در بحران کرونا حسابی حاشیه‌­ساز است و هم اینکه کم‌­کم سقف جدید وام­‌های مختلف مثل وام مسکن و وام ازدواج اعلام می­‌شود. مشتری اغلب این وام‌­ها زوج­های جوانی هستند که در آغاز زندگی مشترک‌­شان به سر می­برند. با یک حساب سر انگشتی می‌­توان فهمید هر زوج شهری ایرانی در همین مرحله شیرین شروع چقدر زیر بار قسط خواهد رفت و این مبلغ چه تناسبی با متوسط درآمد خانوار شهری دارد.

دخل و خرج تازه عروس داماد‌ها چقدر است؟

گرفتن وام ازدواج تقریبا اولین کار اداری و بانکی مشترکی است که زو­ج­ها بعد از صدور عقدنامه‌­شان انجام می‌­دهند، چون با افزایشی که طی سال­‌های گذشته داشته و میزان سودی که به آن تعلق می‌­گیرد، اصلا قابل چشم‌­پوشی نیست مخصوصا حالا که کمیسیون تلفیق تصویب کرده که مبلغ وام برای هر یک از زوجین از ۳۰ میلیون تومان به ۵۰ میلیون تومان افزایش پیدا کند. به این ترتیب زوج‌ها می‌­توانند زندگی­شان را با ۱۰۰ میلیون تومان وام شروع کنند و برای آن باید از همان ابتدا ماهی یک میلیون و ۳۰۰هزار تومان کنار بگذارند.

دست به دامن وام‌­ها

با توجه به رشد عجیب و غریب قیمت مسکن در شهر‌های بزرگ مثل تهران، زوج‌­ها اگر پشتشان تا حدی گرم باشد باز هم باید هرچه وام در هر بانک و موسسه‌ای ارائه می­‌شود بگیرند بلکه بتوانند یک خانه با متراژ متوسط در یک منطقه متوسط تهیه کنند.

پس ما وقتی سراغ حساب و کتاب مبلغ اقساط وام­‌ها می­‌رویم، بالاترین وام و بالاترین قسط را محاسبه می‌­کنیم. با این حساب اگر زوج‌­ها موفق شده باشند نفری ۴۰ میلیون تومان را به مدت یک سال در بانک مسکن سپرد­ه‌­گذاری کنند، می‌­توانند نفری ۸۰ میلیون تومان وام بگیرند. مبلغ اقساط این وام هم به‌­­طور متوسط ماهانه یک میلیون تومان است آن هم برای هر کدام از زوجین. البته این را هم در نظر داشته باشید که اواخر سال گذشته سقف وام مسکن برای تهران تا مبلغ ۲۴۰ میلیون تومان برای زوج­‌ها بالا رفت که البته برای این وام دیگر سپرده­‌گذاری ممکن نیست و فقط کسانی می­‌توانند آن را دریافت کنند که به اندازه مورد نیاز، اوراق وام مسکن بخرند. این دسته از زوج‌­های خوشبخت باید ماهانه سه میلیون و ۹۹۷ هزار تومان قسط بدهند، اما از آنجایی که هنوز کسی این وام را نداده و کسی هم نگرفته خیلی روی آن حساب نمی­‌کنیم.

دخل و خرج تازه عروس داماد‌ها چقدر است؟

تا اینجای کار اگر تسهیلات جدید ۲۴۰ میلیونی را در نظر نگیریم زوج محترم باید ماهانه دو میلیون تومان به مدت ۱۲ سال کنار بگذارند. برای اغلب زوج‌ها فقط دریافت اصل وام مسکن افاقه نمی­کند و آن‌ها باید وام جعاله هم بگیرند، وامی که قاعدتا برای تعمیر خانه گرفته می­شود، اما زوج­ها معمولا آن را برای اضافه کردن به توان مالی­شان موقع خرید می­گیرند.

تا اواسط سال گذشته مبلغ این وام ۲۰ میلیون تومان بود، اما از دی­ماه سقف تخصیص وام جعاله تا ۴۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد. طبیعتا مبلغ اقساط آن هم دوبرابر شد و به یک میلیون و پنج هزار تومان رسید. اگر این رقم را به سمت پایین رند کنیم و به اقساط قبلی که زو­ج­های جوان اضافه کنیم به عدد چهار میلیون و ۳۰۰ هزار تومان می­رسیم.

البته این را هم در نظر داشته باشید که ممکن است زوج­ها از تسهیلات مالی و وام‌­های دیگری هم استفاده کرده باشند. مثلا اگر برای خرید خودروی داخلی از تسهیلاتی معمولی بانک‌­ها استفاده کرده باشند حدود ۷۰۰ هزار تومان هم به این رقم اضافه شده و به عدد پنج میلیون تومان در ماه می‌­رسیم. یعنی اگر یک زوج بخواهند برای شروع زندگی­شان از وام­‌های معمولی که به همه تعلق می‌گیرد استفاده کنند، باید هر ماه چنین مبلغی را کنار بگذارند.

مبلغ قسط بیشتر از کل درآمد

با مراجعه به آمار‌های مرکز آمار می­بینیم که جدیدترین رقمی که برای متوسط درآمد سالانه خانوار شهری در ایران اعلام شده متعلق به سال ۹۷ است که می­گوید هر خانوار شهری به­طور میانگین سالانه ۴۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان درآمد داشته است که میانگین ماهانه‌­اش می­شود حدود سه میلیون و ۶۰۰ هزار تومان.

از آن طرف میانگین هزینه سالانه­ای که خانوار شهری در سال ۹۷ زیر بار آن رفته ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بوده است که به­طور ماهانه می­شود سه میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، البته این هزینه­ها شامل اقساط نمی­‌شود بلکه هزینه‌­هایی مانند خوراک و پوشاک و رفت و آمد و … را در برمی­‌گیرد؛ بنابراین اگر یک خانواده تازه تشکیل شده شهرنشین بخواهد از تمام وام‌­های معمولی که ارائه می­‌شوند استفاده کند و هزینه خورد و خوراک و پوشاک را هم به‌­طور متوسط تامین کند باید ماهانه درآمدی نزدیک به هشت میلیون و ۲۰۰ هزار تومان داشته باشد.

البته این را هم در نظر بگیرید که خیلی از خانواده‌­ها همه وام‌­ها را با هم نمی­‌گیرند و برای دریافت یک وام صبر می­‌کنند تا وام قبلی تمام شود. اگر یک خانواده چنین سیاستی داشته باشد باید پنج سال صبر کند که قسط وام ازدواج تمام شود، بعد ۱۲ سال برای وام مسکن صبر کند و بعد به خرید خودرو فکر کند.

دخل و خرج تازه عروس داماد‌ها چقدر است؟

ابرقدرت جدیدی به نام نیجریه؛ این کشور چه ویژگی‌هایی دارد؟


روزنامه خراسان – ناصری: همین اول گزارش بدانید که از دیدن نام برخی از کشور‌ها در بین ابر قدرت‌های اقتصادی جهان در ۳۰ سال آینده نباید شوکه شوید با این حال دیدن نام کشوری که به گزارش آناتولی ۶۰ در صد از مردمش بی سوادند و در فقر به سر می‌برند در بین این ابر قدرت‌ها قابل تامل است. در ۳۰ سال آینده، کشور‌هایی به عنوان ابرقدرت اقتصادی مطرح می‌شوند که از قدرت‌های فعلی مثل آمریکا، ژاپن و آلمان پیشی خواهند گرفت.

ابرقدرت جدیدی به نام نیجریه!

شرکت خدمات حرفه‌ای بین‌الملل (PWC) در گزارشی با عنوان «جهان در سال ۲۰۵۰» پیش‌بینی کرده در ۳۰ سال آینده شش کشور از هفت اقتصاد بزرگ جهان اقتصاد‌های نوظهور امروز باشند. بی بی سی به نقل از این شرکت نوشته است که قدرت‌های اقتصادی امروز به رتبه‌های پایین‌تر خواهند رفت: آمریکا از رتبه ۲ به ۳، ژاپن از رتبه ۴ به ۸ و آلمان از رتبه ۵ به ۹.

براساس این گزارش، طی سه دهه آینده کشوری مثل نیجریه یکی از ابرقدرت‌های اقتصادی جهان خواهد شد. ویروس کرونا و تعرفه‌های تجاری ممکن است باعث ایجاد مشکلات اقتصادی شوند، ولی پیش‌بینی می‌شود که در چند دهه آینده اقتصاد جهانی حتی با وجود این مشکلات به سرعت رشد کند. تخمین کارشناسان این است که بازار‌های جهانی تا سال ۲۰۵۰ دو برابر می‌شود، در حالی که طبق پیش‌بینی سازمان ملل متحد، جمعیت جهان در همین بازه ۲۶ درصد بیشتر رشد نخواهد کرد. در ادامه نگاهی داریم به ویژگی‌های نیجریه و همچنین مروری داریم بر چند سنت عجیب و غریب مردم این کشور که می‌خوانید.

کشوری پر از کار آفرین

هر چند بیشتر اخبار مربوط به کشور نیجریه در سال‌های اخیر حول محور کودتا‌ها و جنگ‌های داخلی، اقدامات گروه تروریستی بوکوحرام در حمله به روستا‌ها و دزدیدن دختران نوجوان، تورم شدید و کشتار مسلمانان شیعه این کشور می‌چرخد، اما در پس همه این اتفاقات ناگوار بر اساس آمار بانک جهانی، این کشور جزواقتصاد‌های نوظهور با ذخایر طبیعی فراوانی است که در بخش‌های حقوقی، مالی، حمل‌ونقل و ارتباطات به‌خوبی توسعه یافته است. دومین بازار بورس بزرگ قاره آفریقا مربوط به این کشور است. طبق گزارش «دیده بان کارآفرینی جهانی»، بیش از۳۰ درصد از مردم نیجریه یا کارآفرین جدید هستند یا مالک و مدیر کسب و کار خودشان که آمار بسیار خوبی در جهان است.

کمک نیجریه ای‌های خارج نشین

نفت نقش بسیار مهمی در اقتصاد نیجریه ایفا می‌کند. این کشور هشتمین صادرکننده بزرگ نفت در جهان است و ۸۰ درصد درآمد دولتش از این محل تامین می‌شود. در کنار دلار‌های نفتی، دومین منبع درآمد ارزی خارجی در نیجریه، ارسال پول‌هایی است که توسط نیجریه‌ای‌های ساکن در خارج از کشور به داخل منتقل می‌شود. پس از نفت، کاکائو و لاستیک دو محصول صادراتی دیگر این کشور محسوب می‌شود.

اهمیت کشاورزی

به گزارش بلومبرگ حدود ۷۰ درصد از شاغلان نیجریه در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. لوبیا، کنجد، آجیل، بادام، ذرت، خربزه، ارزن، کاهو، برنج و سویا از جمله محصولاتی هستند که توسط کشاورزان نیجریه‌ای کشت می‌شوند. این کشور در حوزه چرم و پارچه دارای صنایع تولیدی است و همچنین در تولید خودرو در مسیر توسعه قرار دارد. این کشور دارای طیف گسترده‌ای از منابع معدنی زیرزمینی است که شامل گاز طبیعی، زغال‌سنگ، طلا، سنگ آهن، سنگ آهک، سرب و روی می‌شود. با وجود این ذخایر طبیعی فراوان، اما صنعت معدن در نیجریه رشد پیدا نکرده و هنوز به بلوغ نرسیده است.

ابرقدرت جدیدی به نام نیجریه!

نقش زبان در توسعه

مردم نیجریه به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند و این موضوع به اعتقاد برخی از کارشناسان در اقتصاد نیجریه تأثیر زیادی داشته به طوری که مردم سعی می‌کنندوارد شغل‌های بین‌المللی شوند. اقتصاد نیجریه در بخش کشاورزی سبب شده است که برخی از افراد بتوانند مسیر مالی درستی را پیش‌بینی کنند.

سنت‌های خاص مردم نیجریه

نیجریه با حدود ۲۵۰ گروه نژادی، فهرست گسترده و متنوعی از سنت‌ها و آداب و رسوم را دارد که اهالی نیجریه با آن‌ها زندگی می‌کنند. با این که بیشتر این سنت‌ها مشابه با سایر بخش‌های جهان هستند. در این جا ۱۰ مورد از سنت‌ها و آداب منحصر به فرد را که اهالی نیجریه به خاطر آن‌ها مشهور هستند، آورده‌ایم.

۳ مراسم عروسی

اهالی نیجریه برای شروع زندگی شان سه جشن عروسی برگزار می‌کنند. اولین جشن، عروسی سنتی است. بسته به این که اهل کدام بخش از کشور باشید، این مراسم شامل هزینه عروسی، شلاق زدن، به خاک افتادن، انتخاب همسر از میان خانم‌های کاملاً محجبه ومواردی از این قبیل است. سپس مراسم عروسی در دادگاه و بعد از آن در کلیسا یا مسجد است. در این گونه مراسم، پیوند زن و شوهر بر اساس سنت‌ها، مذهب، و قانون مدنی نیجریه به رسمیت شناخته می‌شود. هر سه مراسم شامل مهمانی و جشن و سرور است بنابراین عروس و داماد باید از نظر مالی آمادگی برگزاری این مراسم را داشته باشند.

Omugwo (مراقبت بعد از تولد)

بعد از این که یک مادر بچه خود را به دنیا می‌آورد، مادرشوهر او به خانه می‌آید تا از مادر و بچه مراقبت کند. مادر شیرده لازم نیست هیچ کاری انجام دهد، چون همه کار‌ها برایش انجام می‌شود، کار‌هایی مثل حمام کردن بچه، ماساژ دادن شکم مادر، انجام کار‌های روزمره خانه، پختن غذا‌های خاص مثل سوپ فلفل و غیره. اگر مادرشوهر در دسترس نباشد، مادر خود زن یا یکی از اقوام نزدیک می‌تواند این وظیفه را به عهده بگیرد. این کار مایه افتخار و آن‌قدر نمادین است که در میان اعضای خانواده بر سر این که چه کسی بیشترین توانایی را برای مراقبت از مادر و بچه دارد، دعوا می‌شود. این مراسم حداقل سه ماه طول می‌کشد.

Nwaboy (سرویس‌دهی/کارآموزی)

شیوه کارآموزی Nwaboy راهی برای پخش کردن ثروت در میان خویشاوندان تلقی می‌شود. طبق این سنت، یک پسر یا مرد جوان، خانواده خود را به مقصد منزل یکی از بستگان یا دوستان خانوادگی ثروتمند (که معمولاً یک بازرگان با سابقه است) ترک می‌کند تا آموزش ببیند. در طول این آموزش، وظایف مختلفی از کار‌های معمولی و پیش پا افتاده تا هماهنگی و نظارت، به شاگرد سپرده می‌شود و آن‌ها با دنیای معاملات تجاری روبه رو می‌شوند. اغلب اوقات، مراقبت از اشیای قیمتی بر عهده شاگرد است. در پایان دوره آموزش، به او یک مبلغ هنگفت برای شروع یک کسب و کار و نگهداری و مراقبت از خود و خانواده داده می‌شود.

فقط دست راست

اهالی نیجریه این را نشانه بی‌احترامی و نفرت‌انگیز می‌دانند که افراد با دست چپ احترام بگذارند، غذا بخورند، دست بدهند یا چیزی بگیرند مگر این که فرد دست راست نداشته باشد. حتی در این صورت هم معاف شدن از این قاعده ممکن است سخت باشد. اگر فردی که دست چپ تان را برای دست دادن به طرفش دراز می‌کنید مسن‌تر از شما باشد، بیشتر نشانه بی‌احترامی است.

ابرقدرت جدیدی به نام نیجریه!

این جملات سمی را هرگز به کودکتان نگویید!


وب‌سایت روزیاتو: رابطه کودک و والدین یک رابطه پیچیده، اما در ظاهر ساده است. کلمات و عباراتی که والدین به زبان می‌آورند ناخودآگاه می‌توانند گاهی بسیار آسیب‌زننده باشند.

از آنجا که ما همیشه نمی‌توانیم کودکان خود را نسبت به کلماتی که در محیط پیرامون خود در معرض آن قرار می‌گیرند محافظت کنیم، اما می‌توانیم مطمئن باشیم کلماتی که خودمان در زمان صحبت کردن استفاده می‌کنیم پرروش‌دهنده، حمایت‌کننده و سرشار از عشق و محبت هستند نه مخرب و آزاردهنده.

این جملات سمی را هرگز به کودکتان نگویید!

همان طور که کودکان بزرگ می‌شوند، بیشتر تاثیرپذیر و شنوا هستند. جملاتی که ما آن‌ها را معرض آن قرار می‌دهیم بیشتر شبیه چیزی هستند که با خودشان همیشه حمل می‌کنند؛ گاهی چند ماه و گاهی یک عمر. در واقع آن‌ها بار حرف‌های ما را مدتی بر دوش خود خواهند کشید. بنابراین، آگاهی و اطلاع از حرف‌هایی که به کودکان خود می‌زنیم بسیار اهمیت دارد، زیرا باید اطمینان حاصل کنیم که با حرف‌هایمان به جان کودک خود زخم‌هایی نزنیم که مدت‌ها التیام نیابند یا تا آخر عمرش ماندگار باشند.

شیوه صحبت کردن ما با فرزندان بر شیوه نگرش آن‌ها به جهان پیرامون و حتی خودشان تاثیر می‌گذارد. بنابراین، عقل سلیم حکم می‌کند که ما با آن‌ها به شیوه سالم و با رفتار مناسب با آن‌ها حرف بزنیم تا به آن‌ها کمک کنیم بزرگ شوند و بدانند که حامی آن‌ها هستیم و عمیقا دوستشان داریم.

در این مطلب عباراتی را می‌خواهیم به شما بگوییم که اگر می‌خواهید آسیب روحی به فرزندان خود نزنید، هرگز نباید به آن‌ها بگویید. با ما همراه باشید.

۱. نباید گریه کنی

وقتی به کودک می‌گوییم دست از گریه کردن بردارد باعث می‌شود آن‌ها حس کنند در مورد ابراز احساسات خود اشتباه می‌کنند. هر چقدر هم که برای والدین سخت و آزاردهنده باشد، اما این باعث نمی‌شود کودک شما به دلیل انجام کاری که کودکان طبیعتا انجام می‌دهند از نظر شما یا دیگران اهریمن جلوه کند. در واقع، وقتی شما به فرزندتان می‌گویید گریه نکند، احساسات او را بی‌ارزش جلوه می‌دهید.

به جای این که بگویید گریه نکند، به او بگویید «موضوع چیست و چرا داری گریه می‌کنی»، اما نه به روش خشمگینانه و عصبانی.

کودک شما در این حالت سعی می‌کند با شما ارتباط برقرار کند و احساساتش را با شما در میان بگذارد. او سعی می‌کند در آینده نیز اگر مشکلی برایش پیش آمد، اول به شما بگوید.

۲. هر کاری برایت انجام می‌دهم

با این که حقیقت دارد پدر و مادر‌ها برای فرزندشان کار‌های زیادی انجام می‌دهند، اما این که همیشه این موضوع را به یاد آن‌ها بیندازیم باعث می‌شویم آن‌ها فکر کنند بار سنگینی بر دوش شما هستند تا این که دوستشان داشته باشیم. معمولا این جمله در زمان‌هایی گفته می‌شود که می‌خواهیم به بچه‌ها منظم بودن را یاد بدهیم، اما گفتن چنین چیزی کمی حالت خصمانه دارد.

به جای این که بگویید من هر کاری برایت انجام می‌دهم یا انجام داده‌ام، بهتر است بگویید من کار‌های زیادی برایت انجام می‌دهم، زیرا تو را دوست دارم و خوشحال می‌شوم که تو هم برایم انجام دهی.

۳. کارت خوب بود، اما بهتر هم می‌توانست باشد

اول از همه باید بگوییم که از هر تعریف و تمجیدی که به دنبالش کلمه، اما یا، ولی داشته باشد بپرهیزید، زیرا معنی خود تعریف را از بین می‌برد. موفقیت‌های کوچک را جشن بگیرید تا به فرزند خود انگیزه بدهید مدام به کار خوبش ادامه دهد. استفاده از کلمه، اما می‌تواند در او این حس را ایجاد کند که واقعا شما به او افتخار نمی‌کنید و تلاش او به قدر کافی نیست. همین شیوه تعریف و تمجید همراه با، اما و اگر، قطعا می‌تواند بیشتر از خوب بودن، آسیب‌رسان باشد.

به جای این، می‌توانید بگویید کارت خوب بوده و من به تو افتخار می‌کنم. شرط می‌بندم اگر ادامه دهی بهتر و موفق‌تر خواهی شد.

۴. آن را نخور و گر نه چاق می‌شوی

این جمله یک نه محکم و قاطع است! این کار به کودکان یاد می‌دهد که بیش از اندازه نگران بدن خود شوند و ممکن است از دوستان و همسن و سال‌های خود برای خوردن چیز‌های خاص سؤال کنند. تصویر بدن یک چیز بسیار شخصی و حساس است و ایجاد این نگرش نسبت به آن در سن‌های آسیب‌پذیر بسیار مضر است.

به جای آن می‌توانید بگویید من فکر نمی‌کنم خوردن این چیز ایده خوبی باشد، زیرا برای سلامت شما خوب نیست.

۵. آنقدر‌ها هم چیز مهمی نیست که بزرگش می‌کنی یا مثل بچه رفتار نکن!

این هم یکی از عبارت‌های بدی است که احتمال دارد به کودک خود در زمان ناراحتی بگویید. با این کار احساسات فرزند خود را بی‌ارزش جلوه می‌دهید و باعث می‌شود آن‌ها برای صحبت کردن با شما احساس راحتی نکنند. کودکان باید در مورد ابراز احساسات خود احساس راحتی کنند و این که به آن‌ها گفته شود آنقدر‌ها هم موضوع مهمی نیست که بزرگش می‌کنی، باعث می‌شود آن‌ها از خودشان سؤال بپرسند.

به جای این، به آن‌ها بگویید به من بگو چه حسی داری و چرا چنین حسی در تو ایجاد شده است؟

با گفتن این جمله، در واقع می‌توانید کودک خود را بفهمید و درک کنید و به او اجازه بدهید بداند که هر زمان نیاز به صحبت کردن با کسی دارید، شما آنجا حضور دارید.

۶. باید ۱۰۰ بار این را تکرار کنم؟

این یک عبارت کلاسیک است. وقتی این جمله را به کودک خود می‌گویید، الزاما به او نق یا غر می‌زنید که چقدر نیاز به گوشزد کردن دارد و در واقع این شیوه درست نیست.

به جای این، به او بگویید قبلا هم این جمله را گفته ام، اما می‌شود لطفا ….

با این روش کودک شما حس می‌کند باید تبعیت و اطاعت کند و لازم نیست شما بار‌ها جمله خود را از همان اول تکرار کنید.

۷. دختر/پسر بزرگ که این کار‌ها را نمی‌کند

یک نمونه بارز از این جمله وقتی است که می‌گوییم دختر/پسر بزرگ که گریه نمی‌کند! و ممکن است بعد از بگوییم گریه کار بچه‌هاست. چه گریه کردن باشد و چه کار دیگری که باعث شده شما این جمله را بر زبان بیاورید، بگذارید بچه‌هایتان بچه بمانند. اگر کودک شما کاری می‌کند که شما خوشتان نمی‌آید، نباید از سن آن‌ها به عنوان یک بهانه استفاده کنید.

به جای آن می‌توانید بگویید من فکر نمی‌کنم این کاری که می‌کنی کار خوبی باشد، زیرا …

این جملات سمی را هرگز به کودکتان نگویید!

۸. این کار، فقط کار پسرها/دختر‌ها است

محدود کردن پسر‌ها و دخترا بر اساس جنسیت آن‌ها برای انجام کاری که می‌توانند انجام دهند و نمی‌توانند انجام دهند، در واقع به آن‌ها می‌گوید که روش‌های خاصی وجود دارد که پسر‌ها باید رفتار کنند و دختر‌ها هم باید به روش خاصی رفتار کند و اگر رفتار آن‌ها مطابق با آن‌ها نباشد، اشتباه است. در این حالت، فرزندان خود را درون یک جعبه قرار می‌دهد و آن‌ها با باور قوانین مسموم تفکیک جنسیتی اجتماعی بزرگ می‌شوند.

به جای آن سعی کنید بگویید نه، اصلا و ابدا.

۹. از تو ناامید شدم

هر چقدر که ناامیدی حس درستی است ما این کلمه به خودی خود می‌تواند ترسناک باشد. بسیاری از افراد با این باور که افراد مایوس‌کننده‌ای برای خانواده هستند بزرگ می‌شوند، زیرا از روی بی‌فکری خانواده، در تمام طول عمرشان این جمله را مدام و مدام شنیده‌اند.

به جای آن بهتر است بگویید از کار‌هایی که انجام می‌دهی خوشحال نیستم. لطفا در آینده این کار را انجام نده.

۱۰. بهتر است هر کاری که من می‌گویم را انجام دهی

شک نکنید که این جمله مثل یک تهدید است نه چیز دیگر. استفاده از ترس برای یاد دادن نظم به کودکان یک رفتار ناسالم است و معمولا عواقب ناخوشایندی را به دنبال دارد. فقط کافیست به سادگی توضیح دهید که چرا دوست دارید آن کار به شیوه شما انجام شود تا احتمال تبعیت و اطاعت از شما بیشتر شود.

به جای آن بگویید لطفا این کار را انجام بده، زیرا …

۱۱. چون من این طور می‌گویم یا، چون من بزرگم و تو هنوز بچه‌ای!

این رویکرد ممکن است تا مدت زمان زیادی استفاده شود، اما قطعا شیوه درستی برای تربیت و یاد دادن نظم و انضباط به کودک نیست. با این کار باعث می‌شوید کودک حس کنند نظراتش اصلا به درد نمی‌خورند، چون صرفا یک بچه کوچک است!

به جای آن سعی کنید توضیح دهید که چرا در مورد چیزی یک احساس یا نظر خاص دیگری دارید.

۱۲. چون با ما زیر یک سقف و در یک خانه زندگی می‌کنی، باید از قوانین ما تبعیت کنی

یکی دیگر از جملاتی که پدر و مادر‌ها عاشق گفتن آن هستند! گفتن این جمله شبیه این است که انگار به فرزند خود بگویید اینجا خانه من است و تو فقط در آن زندگی می‌کنی. هر دو جمله باعث می‌شود فرزند شما در خانه احساس ناراحتی کند و حس کند مرز‌ها و قوانین برایش دست و پاگیر و کسل‌کننده هستند.

به جای آن بگویید قوانین خانه را می‌دانی. پس لطفا به آن‌ها پایبند باش.

۱۳. من اینجوری بزرگ شدم

با این که ما بر اساس شیوه‌ای که خودمان بزرگ شدیم تربیت کودکانمان را یاد گرفتیم، اما نمی‌توانیم با ذهن بسته درخواست کودک را نادیده بگیریم و رفتارهایش را مذموم جلوه بدهیم و بگوییم ما این طور بزرگ شده‌ایم. در عوض، به کودک توضیح دهید که چرا طور دیگری فکر می‌کنید و سعی نکنید با این جمله او را متوقف کنید یا جلوی او کاری که می‌کند بگیرید. شما می‌توانید از شیوه بزرگ شدن خودتان به عنوان مثال یاد کنید، اما نباید بحث و جدل اصلی شما باشد.

به جای آن سعی کنید بگویید من فکر نمی‌کنم این کار تو کار خوبی باشد. حتی پدر و مادر من همیشه به من این را می‌گفتند، زیرا ….

۱۴. تو درست مثل پدر/مادرت هستی

گفتن این جمله به کودک نه تنها باعث می‌شود کودک فکر کند کاری که می‌کند اشتباه است بلکه حس می‌کند آن را از یکی از والدینش به ارث برده است و آن‌ها نباید مسئولیت کار خود را بر عهده بگیرند. علاوه بر این، کودک فکر می‌کند شما از آن بابت از دست همسر خود ناراحت هستید و به گونه‌ای حس تقسیم شدن به او دست می‌دهد.

به جای آن سعی کنید بگویید من از این کار تو خوشحال نیستم، زیرا ….

۱۵. پولش را نداریم

آگاه کردن بچه‌ها از مشکلات مالی در سنین کودکی می‌تواند بیشتر از هر چیز دیگر حس ترس به آن‌ها بدهد.

به جای آن، می‌توانید بگویید من نمی‌توانم آن چیز را بخرم، زیرا پول خود را بابت چیز‌های مهم‌تری پس‌انداز کرده‌ایم.

۱۶. قبلا به تو گفته بودم

این آخرین چیزی است که هر کسی در زمان بروز یک مشکل می‌خواهد بشنود. بله، وقتی شما در مورد چیزی که به کودک هشدار داده‌اید حق داشته‌اید، به جای اینکه حرف‌های قبلی خود را به رویش بیاورید سعی کنید او را آرام کنید تا باعث شوید در آینده حس کند می‌تواند با شما راحت‌تر صحبت کند.

به جای آن، سعی کنید بگویید متاسفم که این اتفاق را شنیدم، اما سعی کن این برایت یک درس عبرت باشد.

۱۷. کاشکی بیشتر شبیه فلانی بودی

وقتی شما این جمله را به زبان می‌آورید، در واقع اعتماد به نفس کودک را از بین می‌برید. وقتی کودک را به هر دلیلی با خواهر یا برادرش یا حتی همسن و سال‌هایش مقایسه می‌کنید، باعث می‌شود آن‌ها فکر کنند کافی نیستند.

به جای آن سعی کنید برای متقاعد کردن کودک خود برای انجام کاری، او را با دیگران مقایسه نکنید.

۱۸. من به سن تو که بودم سیگار می‌کشیدم، مشروبات الکلی می‌نوشیدم یا اعتیاد به مواد مخدر داشتم

وقتی به کودک خود این جمله را در مورد تجربیات خاص خود می‌گویید این روش همیشه بهترین راه برای این نیست که عواقب آن را چشیده‌اید و آن‌ها نباید این کار را انجام دهند. مطمئن باشید وقتی شما مچ فرزندتان را هنگام این کار‌ها بگیرید، حتما به شما خواهد گفت که خودتان هم در سن او که بودید این کار‌ها را انجام می‌دادید.

به جای آن، با کودک خود در مورد عواقب مضر و خطرناک سیگار کشیدن یا اعتیاد به مواد مخدر صحبت کنید.

۱۹. این فقط یک دروغ مصلحتی است

وقتی بچه‌ها با عبارت دروغ مصلحتی آشنا شوند، فکر می‌کنند که اشکال ندارد همیشه آن را بگویند.

در عوض، سعی کنید توضیح دهید که چه زمانی خوب است دروغ مصلحتی بگویید و فقط برای مؤدب بودن و آزار نرساندن به فردی این کار را انجام دهند. شما باید بین دروغ و دروغ‌های مصلحتی کوچک حد و مرزی قائل شوید و اجازه ندهید این مرز‌ها از بین برود.

این جملات سمی را هرگز به کودکتان نگویید!

۲۰. بچه‌تر از این حرف‌ها هستی که به این چیز‌ها فکر کنی

از بین بردن و خاموش کردن حس کنجکاوی کودکان با گفتن این جمله باعث می‌شود آن‌ها کمتر در مورد چیز‌هایی که نمی‌دانند در آینده سؤال بپرسند و به دنبال جواب آن باشند؛ حتی ممکن است به جای پرسیدن از شما، از منابع دیگری که ممکن است قابل اعتماد نباشند کمک بگیرند.

به جای آن، بگویید من آماده بحث کردن با تو در این مورد نیستم، اما یک روز حتما با هم در مورد آن صحبت خواهیم کرد. اگر فکر می‌کنید آمادگی دارید و حس می‌کنید فرزند شما به اندازه کافی بزرگ شده است، پاسخ سؤال‌های او را حتما بدهید.

آیا چیزدیگری هست که هرگز نباید به فرزند خود بگویید؟ یا حس می‌کنید در این فهرست چیزی هست که اگر به فرزند خود بگویید اشکالی ندارد؟ در قسمت نظرات با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی


برترین‌ها: چند روز پیش وب‌سایت گاردین مطلبی درباره هیپی‌های جنوب کشور منتشر کرد. این مطلب انتقاداتی زیادی از سوی ایرانیان را دربر داشت. برخی معتقد بودند کسانی که در گاردین به اصطلاح هیپی شناخته شده‌اند، بچه پولدار‌های پایتخت هستند که با ماشین‌های آخرین مدل به جنوب رفته‌اند و سعی می‌کنند با ساز‌های گران قیمت خود برای مردم جنوب دلبری کنند.

اما آیا واقعا مفهوم سبک زندگی هیپی در ایران درست شناخته شده است؟ آیا هیپی‌ها آدم‌هایی شبیه به عکس‌هایی که گاردین منتشر کرده، هستند؟ در ادامه با برترین‌ها همراه باشید تا با سبک زندگی هیپی‌ها آشنا شوید.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

تاریخچه آغاز هیپی‌ها

در سال ۱۹۶۰، هیپی‌ها اعتراضات شدیدی نسبت به حمله آمریکا به ویتنام نشان دادند. عمده این اعتراضات در سنفرانسیسکو شکل گرفتند و به سرعت بین جوانان آمریکا طرفدار پیدا کردند. آن‌ها با ارزش‌هایی همچون نوع‌دوستی، عرفان، صداقت، شادی و عدم خشونت به دنبال حفظ آزادی فردی بودند. درواقع می‌توان گفت هیپی‌ها بر این باور بودند که هرکسی باید بتواند هرکاری دوست دارد انجام دهد و تجمعات اعتراضی نسبت به سیاست بیشتر بهانه‌ای بودند تا هیپی‌ها گردهم آیند و شادی و صلح را گسترش دهند. در مدت کوتاهی هیپی‌ها توانستند با شعار صلح، عشق، آزادی فردی و اعتقاد به یافتن معنای جدیدی برای زندگی بر اقشار زیادی از جامعه تاثیر بگذارند. شعار اصلی هیپی‌ها نیز make love, not war بود و همین شعار ثابت می‌کرد که آن‌ها فقط به دنبال صلح و دوستی هستند.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

عقاید پیروان خرده فرهنگ هیپی

همانطور که گفتیم دغدغه‌های اصلی هیپی‌ها صلح، عشق و آرامش بود. آن‌ها خود را به هیچ دین و مذهب خاصی محدود نمی‌کنند و هرکسی ار هر مذهب و هر فرهنگی می‌تواند هیپی باشد و یکی ازعوامل محبوبیت سبک هیپی تنوع فرهنگی و مذهبی مورد حمایت آن‌هاست که باعث شده طرفداران بسیاری از جوامع مختلف داشته باشند. به طورکلی هیپی‌ها به فلسفه‌ی شرق و مفاهیم معنوی علاقه‌مندند و علاوه براین، از هنر و فرهنگ شرقی در موارد بسیاری الهام گرفته‌اند.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

معمولا زندگی در طبیعت و منطق روستایی را ترجیح می‌دهند برخی از آن‌ها مانند کولی‌ها دوست دارند دائم در سفر باشند. علاقه هیپی‌ها به موسیقی سایکدلیک راک با دیگر ارزش‌های این خرده‌فرهنگ به‌ویژه با حاشیه‌گرایی و مصرف مواد مخدر تناسب دارد. تجربه انواع روان‌گردان‌ها، داشتن موی بلند، جمع‌های قبیله مانند، ستایش از دنیای عشق و آزادی، پرورش گل، موسیقی سبک اسید راک و راک و… از دیگر فعالیت‌های این گروه به حساب می‌آید.

معمولا گیاهخوار هستند و در جهت حمایت از محیط زیست و مخافت با مصرف‌گرایی، لباس‌های دست دوم، بازیافتی و ارگانیک می‌پوشند و یا لباس‌های قدیم را با هنر‌های دستی باز طراحی می‌کنند. موسیقی هیپی تلفیقی از راک، سنتی و بلوز است که با برگزاری نوازندگی‌های خیابانی و گاهی در ترکیب با تئاتر خیابانی اجرا می‌شود.

فرم پوشش و مدل موی هیپی‌ها

هیپی‌ها شلخته بودن و را به اتو کشیدگی و ست کردن لباس‌هایشان ترجیح می‌دهند و معمولا لباس‌های گشاد را ترجیح می‌دهند. هیپی‌ها همچنین مخالف محدودیت‌های جنسیتی درمورد لباس پوشیدن هستند و در این سبک زن و مرد هر دو موهایشان را بلند نگه می‌دارند، هر دو جین‌های دم‌پا گشاد گلدوزی شده می‌پوشند، هر دو صندل و کفش باله می‌پوشند و در رنگ لباس‌هایشان هم زنانه و مردانه تعریفی ندارد.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

معمولا از سبک پوشش لباس بومیان آمریکا، آسیا، هند، آفریقا و برخی از کشور‌های آمریکای لاتین الهام می‌گیرند. گاهی لباس‌های بسیار کوتاه و گاهی بسیار بلند می‌پوشند و بیشتر لباس‌هایشان را از فروشگاه‌های خیریه و دست دوم خریداری می‌کنند. معمولا لایه لایه لباس می‌پوشند و ترجیحشان لباس‌های اور سایز است.

جلیقه یکی از لباس‌های محبوب هیپی‌ها به حساب می‌آید و معمولا همه‌ی آن‌ها جلیقه‌هایی در طرح‌های مختلف در کمد خود دارند. پیرهن‌های بلند جیپسی گونه و شلوار دم‌پا گشاد نیز از دیگر لباس‌های محبوب بین هیپی‌ها به شمار می‌آیند.

هیپی‌ها معمولا مو‌های بلند دارند و موهایشان را شلخته‌وار به روی شانه‌هایشان می‌ریزند. موی بافته شده نیز در بین آن‌ها رواج دارد. مردان هیپی معمولا ریش‌هایشان را بلند می‌کنند و زنان هیپی معمولا آرایش صورت بسیار کمی دارند یا حتی ندارند.

استایل هیپی در جامعه مدرن

در سال‌های اخیر هیپیزم به سبک فشن تبدیل شده که از اصول جنبش هیپی که مخالف مد بود، پیروی نمی‌کند. بلکه از این نوع لباس پوشیدن بهره برده و برای تجارت آن را تبدیل به استایل خاص و دوست داشتنی نموده است. سبک هیپی با کمی اختلاف در نوع پوشش اصلی این فرهنگ نماد‌های اصلی صلح و رنگدار بودن را حفظ کرده، ولی لباس‌ها خیلی اُرگانیک نیستند و از الیاف مصنوعی هم درست می‌شوند.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

این سبک لباس از دهه ۶۰ آغاز شد هر از گاهی جزو ترند هر سالی قرار میگیرد البته گاهی پر رنگ و گاهی کم رنگ دیده می‌شود، ولی هنوز هم مردم به راحتی و شادمانی لباس و مُد علاقمندند. پوشیدن جین زمانی برای هیپی‌ها نماد همبستگی با قشر کارگر بود و پوشیدن دامن بلند گلدار هم نمادی از بی آلایشی زنان روستائی و مبارزه علیه سرمایه داری، ولی اکنون ترند هر سال معنی این لباس‌ها را برای ما بازگو می‌کند.

هیپی‌ها در دنیای موسیقی

گروه‌ها و هنرمندان بزرگی، چون جیمی هندریکس، باب دیلن، دِ دورز، بیتلز، لد زپلین، جان لنون، ژان بائز و… از این جنبش بسیار تاثیر گرفتند و همچنین بر آن بسیار تاثیر گذاشتند. دغدغه‌های گسترده‌ی این جنبش مانند برابری (جنسی، نژادی، اجتماعی، اقتصادی و …)، صلح جویی، توجه و احترام به طبیعت، زندگی آزاد و ساده در آثار این هنرمندان هویدا است.

بهترین توصیف موسیقیایی هیپی‌ها سبک رگِی است که در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ شکل گرفت. با ویژگی هایی، چون پرهیز از تعدد ساز، ریتم ساده و تکرار شونده، فضاسازی روشن و ترانه‌های بی تکلف و همه فهم. باب مارلی خواننده و ترانه سرای جامائیکایی، از بزرگترین موزیسین‌های سبک رگی است.

تفاوت بین سبک زندگی هیپی و بوهو

بوهمین‌ها و هیپی‌ها از جهات مختلفی به هم شباهت دارند. اصلی‌ترین تفاوت آن‌ها در سبک پوشش آن‌هاست. هیپی‌ها دنبال آزادی هستند و هر نوع لباسی حتی غیر متعارف و بی‌ربط به مد روز را می‌پوشند، اما بوهمین‌ها زیبایی‌شناسی خاصی در استایلشان رعایت می‌شود. بوهمین‌ها مدی زنانه و طریف را می‌پسندند و ریشه آن‌ها به قومیتی خاص برمی‌گردد.

هیپی‌ها چه کسانی هستند؟ همه‌چیز درباره این سبک زندگی

البته در دنیای مدرن و در آمیزش خرده فرهنگ‌ها و ارتباط متقابل سبک‌ها بوهمی‌ها و هیپی‌ها برخی عقاید خود را به یکدیگر منتقل کرده‌اند.

۵ توصیه برای این که مثل ورزشکاران المپیکی بخوابیم


برترین‌ها: در روز‌هایی مشوش مثل روزگار کنونی، شاید خوابی آرام و راحت آرزوی بسیاری از ما باشد. لوک گوپتا، فیزیولوژیست ارشد و متخصص خواب در موسسه ورزش انگلستان به ورزشکاران المپیکی برجسته این کشور کمک می‌کند تا قبل از رقابت‌های بزرگ راحت بخوابند.

او در دوره‌ای که بسیاری از افراد در حالی به تختخواب می‌روند که ذهنشان درگیر خبر‌های ریز و درشت همه‌گیری جهانی ویروس کرونا است، توصیه‌هایی دارد برای خوابی آرام.

پنج توصیه برای این که مثل ورزشکاران المپیکی بخوابیم

قبل از رفتن به تختخواب آرامش دارید؟

بدون شک شب‌هایی است که شما بدون آرامش سر بر بالش می‌گذارید. قبل از آن شاید فقط یک تماس تلفنی استرس‌زا داشتید یا این که اخبار مربوط به شیوع کرونا را چک کرده بودید.

طبیعی است که در وضعیت بی‌ثبات کنونی جهان ما می‌خواهیم در جریان اخبار باشیم. قضیه این نیست که نباید چنین کاری انجام دهیم، بلکه مسئله زمان انجام دادن آن است.

چنین کاری احساسات ما را برانگیخته می‌کند و به بیان دیگر بعد از آن و قبل از خوابیدن به زمانی طولانی نیاز داریم. بلافاصله بعد از چک کردن اخبار تلاش نکنید بخوابید، چون این اتفاق به احتمال فراوان نخواهد افتاد.

بجای این که چراغ را خاموش کنید و به زور سعی کنید بخوابید، بهتر است بلند شوید و کاری آرامش‌بخش مانند تلویزیون دیدن یا کتاب خواندن انجام دهید.

مشکلی نیست که دیرتر بخوابید، چون به هرحال بهتر است که با آرامش به تخت بروید تا با مغزی پر از اضطراب.

به اندازه کافی خوابتان می‌آید؟

خوابیدن مثل یک کش پلاستیکی است: وقتی بیدار هستید کشیده می‌شود و وقتی روی تخت می‌روید، هرچه این کش زودتر به حالت عادی برگردد، زودتر خوابتان می‌برد.

اگر مدتی طولانی بیدار مانده باشید، خیلی خواب‌آلود هستید و به احتمال زیاد پس از رفتن به تخت خیلی زود خوابتان می‌برد. ورزش کردن هم روی خواب ما موثر است. میزان مشخصی فعالیت در طول روز موجب می‌شود شب راحتتر بخوابید. ورزشکاران باید شب قبل از مسابقه خواب راحتی داشته باشند، چرا که این قضیه تاثیر زیادی روی عملکردشان دارد.

پنج توصیه برای این که مثل ورزشکاران المپیکی بخوابیم

اما این قضیه خیلی هم ساده نیست. اگر شما کمی زودتر از معمول به تخت بروید که بیشتر بخوابید، خیلی خواب‌آلوده نخواهید بود؛ به بیان دیگر کش مورد نظر به اندازه کافی کشیده نشده است.

اگر زودتر از معمول و درحالی که خوابتان نمی‌آید، وارد تختخواب شوید؛ این کار احتمال نگران شدن شما را بالا خواهد برد به این دلیل که روی تخت زمان بیشتری برای فکر کردن دارید.

به همین دلیل تا وقتی خوابتان نمی‌آید، وارد تخت نشوید. شما تا گشنه نشوید، در یخچال را باز نمی‌کنید، اما بار‌ها شده که در زمان‌هایی مشخص به دلایلی تصمیم می‌گیرید باید بخوابید، ولی این دقیقا کاری است که نباید انجام دهید. اگر زمانی که خواب‌آلوده هستید به تخت بروید، هم زودتر خوابتان می‌برد و هم کیفیت خوابتان بهتر خواهد بود.

زمان مناسب روز است؟

مردم زمان مشخصی برای خوابیدن دارند و ما هم قبل از دوران قرنطینه برحسب ساعتی که صبح بعد باید بیدار می‌شدیم، زمان خوابیدنمان را تنظیم می‌کردیم.

حالا این قضیه تا حدی تغییر کرده و بعضی از افراد این شانس را دارند که در زمانی که برایشان مناسب است به تخت بروند. گرچه شاید حالا زمان بیدار شدن و خوابیدن ما به نسبت قبل منعطف‌تر باشد، اما بهتر است که ساختار مشخصی برای زمان بیدار ماندن و خوابیدن خود تعریف کنیم. خواب ما وقتی خوب است که منظم باشد و اگر زمان آن مرتب تغییر کند، خواب مناسبی نخواهید داشت.

پنج توصیه برای این که مثل ورزشکاران المپیکی بخوابیم

نیازی نیست که دقیقا هر شب ساعت مشخصی بخوابید و فردایش از خواب بیدار شوید، اما می‌توانید یک ساعت مشخص خواب برای خودتان بگذارید و برای آن تا یک ساعت جای بازی بگذارید. می‌توانید یک ساعت بیشتر بخوابید و یک ساعت زودتر یا دیرتر به تخت بروید.

جایی که می‌خوابید راحت و امن هست؟

خیلی از افراد در اتاق خوابشان می‌خوابند که امن و راحت است. وقتی که صحبت از مانوس بودن با فضا می‌شود، سئوال این است که این فضا برای کسی که می‌خوابد راحت است؟ و همچنین این که آیا فضا اصلا برای خوابیدن مناسب است؟

خیلی خوب است که اتاق خوابتان را به عنوان محل خوابیدن داشته باشید، اما در غیر این صورت روی تختتان هیچ کاری غیر از خوابیدن نکنید. اگر هم مجبورید از تختتان برای کار کردن استفاده کنید، روی آن پتویی بیاندازید تا ظاهر آن در طول روز با شب که برای خوابیدن از آن استفاده می‌کنید، متفاوت باشد.

پنج توصیه برای این که مثل ورزشکاران المپیکی بخوابیم

به اندازه کافی در معرض نور بوده‌اید؟

بدن ما به این عادت کرده است که برای بیدار ماندن در معرض نور باشد و شب‌ها در تاریکی بخوابد.

در روز‌هایی که ما (به دلایل کاملا منطقی) باید تا جایی که ممکن است کمتر بیرون برویم، این احتمال قوت می‌گیرد که بدن به اندازه کافی در معرض نور قرار نگیرد. اگر به طور متوالی بدن شما نور کافی نگیرد، آن‌گاه تمایز مشخص بین شب و روز پدید نمی‌آید.

پنج توصیه برای این که مثل ورزشکاران المپیکی بخوابیم

به همین دلیل باید بیشتر از خلاقیت خود استفاده کنید، مثلا برای ورزش کردن بجای داخل خانه به حیاط بروید. اگر باید بنشینید و کار کنید، سعی کنید میز کارتان کنار پنجره باشد.

این موجب می‌شود که بدن ما عادت کند در روشنایی روز بیدار بماند و در تاریکی شب بخوابد.

منبع: bbc