بهترین زمان سفر به پاریس ، عروس شهرهای جهان کی است؟


هر سال بیش از ۱۸ میلیون نفر به پاریس سفر می کنند و فرانسه پرگردشگرترین کشور جهان است.برج ایفل، موزه لوور، طاق پیروزی، دیزنی لند و …. برخی از مشهورترین جاذبه های جهان در فرانسه قرار گرفته و افراد زیادی برای سفر به آن برنامه ریزی می کنند. پاریس را شهر نورها و البته شهری بارانی می نامنند. باران هایی که برای برخی دوست داشتنی و برای گروهی دیگر آزار دهنده است. در ادامه با الی گشت همراه شوید تا آب و هوای شهر پاریس را در تمامی ماه های سال بررسی کنیم و سپس با توجه به سلیقه خودتان بهترین زمان سفر به پاریس را مشخص کنید.

بهترین زمان سفر به پاریسژانویه (۱۱ دی تا ۱۲ بهمن)

ژانویه با سال نوی میلادی از راه می رسد و زمان برگزاری جشن و شادی و چراغانی خیابان های شهر است. برای شرکت در جشن هیچ جایی بهتر از خیابان شانزه لیزه و تماشای آتش بازی و رقص نور روی طاق پیروزی نیست و خلاصه سراسر شهر غرق جشن و شادی می شود.در طول ماه ژانویه، روی ویترین تمامی مغازه ها عبارت فروش ویژه زمستانی به چشم می خورد. ژانویه بهترین زمان سفر به پاریس برای عاشقان خرید است. از مراکز خرید بزرگ گرفته تا بوتیک های شخصی کوچک همه جا حراج است.جشنواره Traversée de Paris Hivernale که مختص نمایش دادن ماشین های آنتیک قدیمی است و هفته مد لباس های مردانه جزو مهم ترین رویداد های ماه محسوب می شوند.

  • میانگین دمای هوا: ۳ تا ۸ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

جشنواره Traversée de Paris Hivernaleفوریه (۱۳ بهمن تا ۱۱ اسفند)

در ماه فوریه خیابان های پاریس نسبت به همیشه کمی خلوت ترند و البته برای داشتن یک ولنتاین عاشقانه جایی رمانتیک تر از عروس شهرهای جهان پیدا نخواهید کرد. می توانید راحت عکسی تکی بگیرید و نگران حضور سایر گردشگران در عکستان نباشید یا صف خرید بلیط و ورودی جاذبه های مهم بسیار کوتاه تر هستند.مردم شهر با برگزاری کارناوال پاریس و پوشیدن لباس های سنتی به روزهای خاکستری زمستان رنگ و جان تازه ای می بخشند. البته باید بگوییم که سفر هیجان انگیز پاریس در ماه فوریه با سرمای زیادی همراه است و کلی لباس گرم همراه خودتان داشته باشید.

  • میانگین دمای هوا: ۳ تا ۹ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

کارناوال پاریس و پوشیدن لباس های سنتیمارس (۱۲ اسفند تا ۱۲ فروردین)

سرگرمی های پاریس در ماه مارس بی شمار هستند. از کاهش قیمت بلیط های سینما بگیر تا ماراتن عجیب و غریب بالا رفتن و پایین آمدن از برج ایفل! خلاصه حسابی سرگرم خواهید شد اما لازم است بدانید که مارس یکی از سرد ترین و بارانی ترین زمان ها برای سفر به پاریس است. خود پاریسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید ( Il pleut des cordes) یک بند باران می آید و مثل سایر اصطلاحاتشان توصیفی شاعرانه از باران های بهاری است.حتی بعضی سال ها در ماه مارس برف می آید. اگر از این شرایط آب و هوایی صرف نظر کنیم مارس ماهی فوق العاده برای سفر خواهد بود و در آن کارناوال های زیادی مانند Carnaval des Femmes برگزار می شوند. فستیوالی که از قرن ۱۸ میلادی تا کنون ادامه دارد و تا نیمه شب مردم را سرگرم می کند.

  • میانگین دمای هوا:  ۵ تا ۱۳ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

بارش برف بهاری در خیابان های داریسآوریل (۱۳ فروردین تا ۱۱ اردیبهشت)

آوریل در پاریس آن قدر تماشایی است که دو خواننده معروف (Ella Fitzgerald و Louis Armstrong) جاز کلاسیک آهنگ April in Paris را توصیفش خوانده اند. روز عید پاک (۱۲ آوریل) یکی از تماشایی ترین روزهای ماه است و مردم با شور و هیجان خاصی آن را جشن می گیرند.به خاطر عید پارک بازارها و رویدادهای مختلفی برپا می شوند که برای تماشایشان باید به حوالی کلیسای نوتردام بروید (برای کسب اطلاع دقیق از تاریخچه و سرگذشت غم انگیز کلیسای نوتردام در پاریس این مطلب را بخوانید). تماشای شور و حال مردم یکی از بیادماندنی ترین خاطرات سفرتان خواهد شد.بخاطر عید پاک انواع و اقسام غذاهای لذیذ و خوشمزه هم سرو می شود بعد از عید پاک هم هوا کم کم رو به گرمی می رود و ابر کم تری در آسمان است (البته بهتر است همیشه چتر همراه خود داشته باشید تا باران بهاری غافلگیرتان نکند).

  • میانگین دمای هوا:  ۸ تا ۱۷ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

جشن عید پاک در رستوران های پاریس ماه می (۱۲ اردیبهشت تا ۱۱ خرداد)

ماه می پاریس زمان شکوفایی گل ها و شکوفه هایی است که با گرم تر شدن هوا فضا را زیبا می کنند. مردم هم فرصت را برای استفاده از هوای گرم غنیمت شمره و فستیوال هایی مانند Paris Ukelele Festival و Jazz à Saint-Germain-des-Prés که حدود ۲۰ سال قدمت دارند برگزار می شود.می بهترین زمان سفر به پاریس برای علاقه مندان به هنر و موزه است. پاریس رویداد شب موزه های را برگزار می کند. (شب موزه رویدادی فرهنگی است که در آن موزه‌ ها و نهادهای فرهنگی در یک هماهنگی منطقه ‌ای برای معرفی خود به مشتریان بالقوه تا اواخر شب باز باقی می ‌مانند. به بازدید کنندگان یک بلیط ورودی مشترک داده می‌شود تا به همه موزه ‌ها و نمایشگاه ‌ها دسترسی کم‌ هزینه داشته باشند و در بسیاری موارد ورودی آن‌ ها مجانی است. تسهیلاتی هم برای حمل و نقل عمومی ارزان و راحت در این منطقه برایشان فراهم می شود).بیش از ۱۰۰ موزه و مرکز فرهنگی به این رویداد پیوسته اند. علاوه بر این رویدادها، نمایش ها، کنسرت ها و .. مراسم سرگم کننده زیادی هم در شهر برپا می شوند.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۱ تا ۲۰ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

 

شکوفه های بهاری پاریس در ماه مهماه ژوئن (۱۲ خرداد تا ۱۰ تیر)

ژوئن زمان گشت و گذار در پارک های پاریس و فضای سبز آن است (برای آشنایی با بهترین و زیباترین پارک های پاریس این مطلب را بخوانید). خوردن نوشیدنی های خنک و لذت بردن از موسیقی در فستیوال های شهر جزو سرگرمی های مردم است. فستیوال We Love Green که سازگار با محیط زیست است از سال ۲۰۱۱ در پارک ونسن برگزاری می شود.جشنواره موسیقی (Fête de la Musique) از سال ۱۹۸۲ و فستیوال جازDjango Reinhardt  در حوضه رودخانه سن برپا می شوند. البته الان دیگر فصل گردشگری فرا رسیده و خیابان های شهر پر از گردشگر است. موزه ها ساعت کاری خود را افزایش می دهند تا کار بازدید کنندگان آسان تر شود.اگر حراج زمستانی را از دست داده اید هم جای نگرانی نیست در ماه ژوئن هم حراج تابستانی است و فروشگاه های اجناس خوبی با قیمت های مناسب می فروشند.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۴ تا ۲۴ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

گل های پاریس در ماه ژوئنماه ژوئیه (۱۱ تیر تا ۱۰ مرداد)

مهمترین جشنواره در پاریس  و کل فرانسه، هر سال در تاریخ ۱۴ ژوئیه برگزار می شود که همان جشن های روز ملی فرانسه معروف به جشن های روز باستیل یا لوکتوغز است. آتش بازی در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ماه انجام می شود. ارتش رژه مفصلی در خیابان شانزه لیزه می رود، توپ های جنگی شلیک می شوند و کنسرت ها رایگان برگزار می شوند.فستیوال تویلری که در باغ تویلری برگزار می شود بین مردم شهر طرفدارن زیادی دارد. انواع غذاهای خیابانی نیز فروخته می شوند که پیشنهاد می کنیم حتما امتحانشان کنید.

  • میانگین دمای هوا: ۱۶ تا ۲۶ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۷ روز

باسیل دی، آتش بازی در کنار برج ایفلآگوست (۱۱ مرداد تا ۱۰ شهریور)

در ماه آگوست دمای هوا به بالاترین حد خود می رسد و گردشگران بسیاری از سراسر جهان راهی پاریس می شوند. اگر با سرما مشکل دارید الان بهترین زمان سفر به پاریس است. میدان رنه ویویانی محل مناسبی برای تماشای شهر بدور از ازدحام و شلوغی جمعیت است. از دیگر دیدنی های شهر باید به ارن دو لوتس (تماشاخانه رومی متعلق به قرن یکم بعد از میلاد) اشاره کنیم که برای بازدید از آن نیازی به ایستادن در صف ندارید.در آگوست اصلا فکر خرید به سرتان نزند، حراج ها تمام شده و قیمت اجناس به بالاترین میزان خود در سال می رسند.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۶ تا ۲۶ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۶ روز

سپتامبر (۱۱ شهریور تا ۹ مهر)

هوای پاریس در ماه سپتامبر یک هوا خنک تر از آگوست است که باعث شده استفاده از مترو، وسایل حمل و نقل عمومی و قدم زدن در شهر دلچسب تر شود. از جمله فستیوال های معروف ماه می توان به Jazz à La Villette اشاره کرد.اگر به فرهنگ علاقه زیادی دارید بهترین زمان سفر به پاریس برای شما در ماه سپتامبر است چرا که اپرای فضای باز از ۲۰ سال پیش تا به امروز برگزار می شوند و هر سال بیش از ۸۰۰٬۰۰۰ نفر به تماشای آن می روند. هفته مد معروف پاریس همراه با مهمانی ها و شور حال مخصوصی که به شهر می دهد هم همین موقع برگزار می شود.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۳ تا ۲۲ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۷ روز

نمایی از پارک های پاریس در سپتامبراکتبر (۱۰ مهر تا ۱۰ آبان)

تا آخر اکتبر فرصت دارید از کافه گردی های شبانه پاریس لذت ببرید وگرنه باید تا سال بعد منتظر بمانید. این ماه پر از رویدادهای سرگرم کننده و فعالیت های هیجان انگیز است. هر زمانی از سال پاریس پر از خوراکی های خوشمزه است اما آخر اکتبر و اوایل نوامبر یکی از بزرگ ترین رویدادهای شکلاتی جهان در پایتخت فرانسه برگزار می شود. همه به چشیدن طعم انواع شکلات ها و شرکت در ورکشاپ های شکلاتی دعوتند.اواخر ماه هم زمان برگزای جشن هالوین است که چهره های عجیب و غریب و برنامه های متنوع در مناطق مختلف شهر به ویژه دیزنی لند پاریس (که هم برای کودکان و هم برای بزرگ ترها بسیار هیجان انگیز است) به چشم می خورند. حواستان باشد که حتما لباس گرم با خودتان داشته باشید چرا که هوا کم کم رو به خنک شدن می رود.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۰ تا ۱۷ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

نوامبر (۱۱ آبان تا ۱۰ آذر)

کم کم فصل گردشگری پاریس رو به اتمام است (البته هنوز هم هزاران گردشگر در شهر هستند). معمولا همان روزهای آغازین نوامبر فستیوال موسیقی Pitchfork در سالن La Grande Halle de La Villette برگزار می شود. بعد از آن هم روز صلح (۱۱ نوامبر) با انبوه جمعیت حاضر در کنار طاق پیروزی جشن گرفته می شود.سومین پنجشنبه ماه نوامبر هم روزBeaujolais  که به خاطر برداشت محصول همراه با آتش بازی، موسیقی و غذاهای مجانی بساط شادی برپاست. معمولا قیمت پروازها هم در ماه نوامبر در کم ترین حالت ممکن قرار دارد (برای بررسی قیمت ها در تاریخ مورد نظر به خرید پرواز پاریس مراجعه کنید).

  • میانگین دمای هوا:  ۶ تا ۱۱ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

جشن روز Beaujolais در فرانسهدسامبر (۱۱ آذر تا ۱۰ دی)

دسامبر ماهی پر از سرگرمی و هیجان است که در آن تمامی مردم شهر در حال آماده شده برای استقبال از سال نو و شب کریسمس هستند. خیابان های پهن شهر سراسر چراغانی شده و غرفه های فروش غذا و نوازندگان خیابانی هم همه جا دیده می شوند. بازار artisan محل مناسبی برای خرید سوغاتی های خاص و محصولات دست ساز تولید شده توسط تولید کنندگان محلی است.نورپردازی های خیابان شانزه لیزه آن قدر زیبا و دیدنی است که از آن ور کرده زمین برای دیدنش به پاریس می آیند.

  • میانگین دمای هوا:  ۴ تا ۸ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

برای اطلاع از وضعیت هوای شهر پاریس در زمان سفر به این وبسایت مراجعه کنید.

کی به پاریس نرویم؟

برای این که بهترین زمان سفر به پاریس را پیدا کنید پیشنهاد می کنیم گزینه های پیش رو را یک به یک حذف کنید. هیچ زمانی برای سفر به پایتخت فرانسوی ها بد نیست و همه چیز به علایق شخصی شما بستگی دارد. بین ماه ها دسامبر تا اوایل ژانویه هوا سر است وو بین ماه مارس تا آوریل باران های زیادی می بارد. به همین خاطر خود شهروندان معمولا آن ها را پیشنهاد نمی کنند اما اگر شما این آب و هوا را دوست دارید سرگرمی های زیادی پیش رویتان خواهید داشت. تابستان هم که بهترین فرصت برای گردش در پارک ها، شرکت در فستیوال ها و رویدادهاست.اگر تا به حال در پاریس بوده‌اید تجربه خود را با ما در میان بگذارید.        

داشتن تعطیلاتی بهتر با ۱۰ راهکار ویژه

بهترین جزایر مالزی کدامها هستند؟

نکات ضروری که قبل از سفر به ازمیر باید بدانید

اپلیکیشن های کاربردی برای سفر به کوالالامپور

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!


روزنامه خراسان: صدایی در گوش ما شبانه‌روز زمزمه می‌کند که «خانه‌ای بخر، کاری بکن کارستان، زندگی‌ات را بساز، به‌دنبال خوشبختی باش» و تقریباً همه‌مان گوش‌به‌فرمانِ این صداییم. اما پس از چند سال به دره‌ای عمیق پرتاب می‌شویم: کارنامۀ موفقیت‌هایمان را که بالاوپایین می‌کنیم تنها چیزی که به چشم می‌خورد پوچی است.

یا تا پایان عمر در این دره می‌مانیم یا به‌قول دیوید بروکس، از کوه دومِ زندگی‌مان بالا می‌آییم، آنجایی که زندگی دوباره معنا می‌شود. بروکس در کتاب جدیدش توضیح می‌دهد که چگونه زندگی در کوه دوم ما را متحول می‌کند:

از کوه دوم زندگی بالا برو

بسیاری از کسانی که مورد تحسین من هستند زندگی‌شان شبیه دو کوه بوده است. از تحصیل فارغ شدند، کارشان را شروع کردند، خانواده تشکیل دادند و کوهی را که تصور می‌کردند باید از آن بالا بروند، شناختند: می‌خواهم کارآفرین، پزشک، یا پلیس بشوم. کار‌هایی کردند که جامعه ما را به آن‌ها تشویق می‌کند مثلاً تأثیری ماندگار از خود به جا بگذار، موفق شو، خانه‌ای بخر، خانواده‌ای بساز، دنبال خوشبختی باش.

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!

افرادی که روی کوه اول هستند وقت زیادی را صرف مدیریت شهرت و اعتبار خود می‌کنند. می‌پرسند: مردم چه فکری راجع به من می‌کنند؟ رتبه‌ام کجاست؟ تلاش می‌کنند پیروزی‌هایی به دست آورند که «من» از آن‌ها لذت می‌برد. فرهنگ فردگرایانه و شایسته‌سالارِ ما نیز به‌شدت در شکل‌دادن به این سال‌های پُرجنب‌وجوش نقش دارد. افراد با این پیش‌فرض کار می‌کنند: می‌توانم خودم را خوشبخت کنم. اگر مزیتی به دست آورم، وزن بیشتری کم کنم، این تکنیک خودسازی را انجام دهم، احساس خرسندی حاصل خواهد شد.
وقتی از موفقیت ارضا نمی‌شوی.

اما در زندگیِ کسانی که دارم راجع‌به ایشان حرف می‌زنم -کسانی که واقعاً تحسین شان می‌کنم- چیزی اتفاق افتاده که در این زندگیِ خطی که برای خودشان تصور می‌کردند، اختلال ایجاد کرده است. چیزی اتفاق افتاده که مسئلۀ زیستن مطابق ارزش‌های فردگرایانه و شایسته‌سالارانه را هویدا کرده است.

بعضی از ایشان به موفقیت رسیدند و ارضا نشدند. فهمیدند که زندگی باید چیز بیشتری داشته باشد، یک هدف والاتر. بقیه ناکام ماندند. شغل شان را از کف دادند یا به رسوایی گرفتار شدند. ناگهان دیدند به‌جای صعود رو به سقوط دارند و کل هویتشان در معرض خطر قرار گرفته است و البته برای گروه دیگری از افراد، اتفاقاتی افتاد که اصلاً بخشی از برنامۀ اصلی نبود. با غول سرطان مواجه شدند یا فرزندی را از دست دادند. این تراژدی‌ها موجب شد پیروزی‌های کوه اول کاملاً به چشم ایشان بی‌اهمیت جلوه کند.

زندگی آنان را به درّه انداخته بود، چنان‌که امروز یا فردا بیشتر ما را می‌اندازد. آنان رنج می‌کشیدند و سرگردان بودند.

بعضی‌ها با این نوع رنج و اندوه شکسته می‌شوند. به نظر می‌رسد کوچک‌تر شده‌اند و بیشتر می‌ترسند و هرگز بهبود نمی‌یابند. عصبانی و رنجیده می‌شوند و رفتار‌های قبیله‌ای از خود نشان می‌دهند.

جهش بزرگ بعد از شکست

اما افراد دیگری هستند که شکسته‌باز می‌شوند. پل تیلیش، الهی‌دان شهیر آلمانی، نوشته است که رنج‌کشیدن الگو‌های معمول زندگی را به نقطۀ پایانشان می‌رساند و به شما یادآوری می‌کند آن کسی نیستید که فکر می‌کردید. سرداب نفْسِ شما عمیق‌تر از آن است که می‌پنداشتید. بعضی‌ها به اعماق پنهان خویش می‌نگرند و درمی‌یابند که موفقیت آن جا‌ها را پُر نخواهد کرد. فقط یک زندگی روحانی و عشق نامشروط از سوی خانواده و دوستان می‌تواند چنین کند. آنان درمی‌یابند که چقدر خوشبخت اند. پایین دره هستند، اما کاملاً سلامت‌اند؛ از نظر مالی نابود نشده‌اند؛ آماده‌اند برای آغازکردن سفری طولانی که در آن دگرگون شوند.

آنان درمی‌یابند که اگرچه نظام آموزشی ما عموماً برای بالارفتن از این کوه و آن کوه آماده‌مان می‌کند، اما آن چه زندگی را واقعاً تعریف می‌کند، این است که چطور از فلاکت‌بارترین لحظاتمان استفاده کرده‌ایم.

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!

شروع مجدد، چرا و چگونه؟

خب این شروع مجدد اخلاقی چطور اتفاق می‌افتد؟ چطور از زندگی که بر ارزش‌های بد استوار شده به یک زندگی استوار بر ارزش‌های بهتر کوچ می‌کنید؟

نخست، باید یک دورۀ تنهایی و عزلت وجود داشته باشد که بتوان در خویشتن به تأمل نشست.

اول باید آن صدای خود‌محورِ «من» ساکت شود تا بعد فرد بتواند آزادانه عشق بورزد و عشق بپذیرد.

گام بعدی ارتباط برقرارکردن با قلب و نفس است: با عبادت، تعمق نوشتن و هر چیزی که شما را با عمیق‌ترین امیالتان در ارتباط قرار می‌دهد.

در عزلت، میل به کسبِ اعتبار کنار می‌رود و امیال بزرگ‌تری پدیدار می‌شوند: امیال قلب (زندگی همراه با عشق به دیگران) و امیال نفس (اشتیاق به خدمت‌کردن به یک آرمان متعالی و پاک‌شدن به‌واسطۀ آن خدمت).

وقتی افراد به این شکل شکسته‌باز می‌شوند، به درد‌ها و شادی‌های جهان حساس‌تر می‌شوند. آنان درمی‌یابند: آه، آن کوه اول کوه من نبود. حالا آمادۀ سفر بزرگ‌تری هستم.
در این نقطه، بعضی‌ها تغییرات عمیقی در زندگی‌شان می‌دهند. از شغل‌های شرکتی خارج می‌شوند و شروع به تدریس در مدرسۀ ابتدایی می‌کنند. خودشان را وقف یک آرمان اجتماعی یا سیاسی می‌کنند… این اواخر با کسی آشنا شدم که قبلاً کارمند بانک بود.

آن کار ارضایش نکرد و حالا به آزادکردن زندانیان کمک می‌کند. شاید بیشتر کسانی که از دل چنین بدبیاری‌هایی بیرون می‌آیند همان شغل قبلی‌شان را حفظ کنند، با همان زندگی قبلی، ولی متفاوت می‌شوند. ماجرا دیگر دربارۀ خود نیست؛ دربارۀ رابطه است، دربارۀ بخشیدن خودت است. شادی آنان به دیدن درخشش دیگران است.

خودم مهم ترم یا هدف‌های بزرگ؟

اگر کوه اول راجع‌به ساختن من و تعریف‌کردن خود است، کوه دوم راجع‌به کنارگذاشتن من و نابودکردن خود است. اگر کوه اول راجع‌به کسب‌کردن است، کوه دوم راجع‌به اهداکردن است.
در کوه اول، آزادیِ فردی گرامی داشته می‌شود: باز نگه‌داشتن گزینه‌ها و نداشتن محدودیت. اما زندگیِ کاملاً آزاد، یک زندگی بدون تعهد و فراموش‌شده است. آزادی مثل دریا نیست که بخواهی در آن شنا کنی؛ رودخانه‌ای است که می‌خواهی از آن رد شوی تا بتوانی خودت را در آن‌سو اسکان دهی.

پس کسی که روی کوه دوم است تعهداتی برای خودش می‌سازد. افرادی که به یک شهر، یک فرد، یک نهاد یا یک آرمان تعهد دارند همه چیزشان را پای آن ریخته‌اند و پل‌های پشت سر را هم خراب کرده‌اند. قولی داده‌اند بدون این که در مقابلش چیزی بخواهند. همه‌اش را هستند.

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!

سرسپاری به تعهدات شادی آور

حالا معمولاً می‌توانم آدم‌های کوه اول و کوه دوم را از هم تشخیص بدهم. دستۀ اول سرسپاری بی‌نهایتی به خود دارند؛ دستۀ دوم سرسپاری بی‌نهایتی به یک تعهد دارند. من تا این جا شروع مجدد اخلاقی را متناسب با زندگی شخصی توصیف کردم، اما مسلماً کل جوامع و فرهنگ‌ها هم می‌توانند از ارزش‌های بد به‌سمت ارزش‌های بهتر بروند. گمان کنم همه می‌دانیم که نفرت، تفرقه و قطع رابطه در جامعۀ ما فقط یک مسئلۀ سیاسی نیست بلکه ریشه در بحران‌های اخلاقی و روحی دارد.

با هم خوب برخورد نمی‌کنیم و حقیقت این است که ۶۰ سال فرهنگ کوه‌اولیِ فوق‌فردگرا پیوند‌های بین مردم را سست کرده است. این مردم دیگر فرهنگ‌های اخلاقی مشترکی که در گذشته جلوی سرمایه‌داری و شایسته‌سالاری را می‌گرفت کنار گذاشته‌اند. در چندین دهۀ گذشته فرد و خود در کانون توجه بوده است. افراد کوه دوم ما را به‌سوی فرهنگی هدایت می‌کنند که رابطه‌ها را در کانون توجه قرار می‌دهد. آنان از ما می‌خواهند که زندگی‌مان را بر مبنای کیفیت دلبستگی‌هایمان بسنجیم، به این توجه کنیم که زندگی یک کار کیفی است، نه یک کار کمّی. از ما می‌خواهند که به دیگران با تمام ژرفایشان نگاه کنیم و نه صرفاً مثل یک کلیشه و شهامت داشته باشیم که در عین شکنندگی حرکت کنیم.

این افرادِ کوه دوم ما را به‌سوی فرهنگی جدید هدایت می‌کنند. تغییر فرهنگی وقتی اتفاق می‌افتد که گروه کوچکی از مردم، راه بهتری برای زیستن پیدا کنند و بقیۀ ما از آنان الگو بگیریم. این افرادِ کوه دوم آن راه بهتر را پیدا کرده‌اند.

انقلاب اخلاقیِ آنان ما را به‌سوی هدفی متفاوت رهنمون می‌شود. در کوه اول هدف ما خوشبختی است، اما در کوه دوم پاداش ما شادی است. چه تفاوتی دارند؟ خوشبختی یعنی یک پیروزی برای خود. وقتی رخ می‌دهد که به‌سمت اهدافمان حرکت می‌کنیم. ارتقا می‌گیریم. غذای خوشمزه‌ای می‌خوریم.

شادی یعنی تعالی یافتن از خود. وقتی در کوه دوم هستیم، درمی‌یابیم که هدفی به‌غایت پست داریم. با هم رقابت می‌کنیم که به شعلۀ شمعی برسیم، اما اگر جور دیگری زندگی کنیم، می‌توانیم تابش خورشید واقعی را احساس کنیم. در کوه دوم شما می‌بینید که خوشبختی خوب است، اما شادی بهتر است.

دانلود آهنگ جدید بلد است روزبه نعمت الهی


دانلود آهنگ جدید بلد است روزبه نعمت الهی

نام اثر : بلد است

خواننده : روزبه نعمت الهی

24 جولای 2019 3092 بازدید بدون نظر mohammadkia
موضوع : موزیک

بلد است-روزبه نعمت الهی



Source link

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است


برترین‌ها: حتما جمله معروف «صداقت، بهترین سیاست است» را شنیده‎اید؛ اما ما به دلایل مختلف گاهی دروغ را به صداقت ترجیح می‌دهیم، به خصوص زمانی که بحث مصاحبه کاری در میان باشد. تحقیقت نشان داده که ۸۵درصد افراد در مصاحبه‌های کاری دروغ می‌گویند؛ اما آیا تمام این دروغ‌ها به نفع‎شان تمام می‌شود؟ در ادامه دروغ‌های رایجی را که افراد در مصاحبه‌های کاری به زبان می‌آورند، که گاهی به نفع و گاهی به ضررشان است، برایتان آورده‌ایم تا این بار در مصاحبه‎هایتان حرفه‌ای‎تر عمل کنید.

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است

من به این دلایل گپ‌ کاری داشته‌ام

گپ‌های کاری در رزومه توجه مصاحبه کننده‌ها را به خود جلب می‌کند. مثلا اگر شما در رزومه تان ۲ سال کار نکرده باشید، برای طرف مقابلتان این سوال پیش می‌آید که چه اتفاقی در آن دوران برایتان افتاده است. ممکن است که شما به دلیل پیدا نکردن کار در خانه مانده باشید، اما ترجیح می‌دهید که به طرف مقابلتان دروغ بگویید؛ اما دلیلی ندارد که شما در این مورد دروغی بگویید. جدا از آن، این یک سوال کاملا شخصی است و می‌توانید در جوابش تنها بگویید: «به دلایل شخصی» شما باید از همان ابتدا طوری برخورد کنید که طرف مقابل زندگی کاری و شخصی شما را یکی نکند. پس اگر نمی‌خواهید در مورد گپ کاریتان توضیحی بدهید، بهتر است که جواب سر بالا بدهید.

تمام کارهای من در رزومه‎ام آمده است

احتمالا شما هم با توجه به شرکتی که در آن درخواست کار داده‎اید، در رزومه‎تان تغییراتی ایجاد کرده‎اید. مثلا چند ماه، کاری غیرمرتبط با رشته تحصیلی‎‎تان داشته‎اید که دانستن آن نه تنها نفعی برای استخدامتان ندارد، بلکه ممکن است به ضررتان هم تمام شود. این مورد یکی از مواردی است که پنهان کاری شما شاید به نفع‎تان باشد؛ بنابراین اگر صلاح دیدید که تجربه‌ای در رزومه‌تان را حذف کنید، حتما این کار را انجام دهید.

من برای هر ماموریتی آماده‎ام

برخی از شرکت‌ها کارشان به گونه‌ای است که باید کارمندان خود را به ماموریت در شهر‌های مختلف بفرستند. پس مطمئنا در مصاحبه چنین شرکت‎هایی، سوالی در این مورد که آیا آماده سفر در هر زمان و مکانی هستید، از شما پرسیده می‌شود. شاید شما در این شرایط برای گرفتن کار مورد نیازتان به آن‌ها پاسخ مثبت دهید، اما اگر واقعا آماده سفر به هر جایی نیستید، بهتر است که از همان ابتدا صادقانه آن را بگویید. در غیر این صورت یا با عمل انجام شده مواجه می‌شوید و مجبورید که پیشنهاد آن‌ها را بپذیرید، یا این که خیلی زود مجبور به ترک آن شرکت می‌شوید.

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است

درآمد کنونی من … تومان است

بسیاری از افراد برای گرفتن شغل مورد علاقه‎شان، در مورد حقوق قبلی خود دروغ می‌گویند. آن‌ها فکر می‌کنند که هر چه حقوق قبلی‎شان را بالاتر بگویند، شرکت جدید حقوق بیشتری به آن‌ها می‌دهد، در حالی که ممکن است همین موضوع باعث شود که آن‌ها رقم حقوقی شما را بالاتر از حد معمول دانسته و برای استخدام، ردتان کنند؛ بنابراین بهتر است حتی اگر می‌خواهید رقم حقوق قبلی‎تان را فاش نکنید، رقمی را پیشنهاد دهید که غیرمنطقی نباشد.

من شغل قبلی‎ام را دوست داشتم

شما دوست ندارید که در مورد مدیر قبلی‎تان، به مدیر جدیدتان حرف‌های ناخوشایندی بزنید، از این رو حتی اگر از او متنفر باشید، باز هم از خوبی‎هایش می‌گویید. خوشبختانه این دروغتان می‌تواند تاثیر مثبتی روی مصاحبه شما داشته باشد. در واقع ثابت شده که بد گفتن از مدیر و شرکت قبلی، یکی از بدترین تاثیرات را روی مصاحبه کننده و در نتیجه رد استخدام شما خواهد داشت.

من همیشه عاشق کار در شرکت شما بوده‌ام

مصاحبه کننده‌ها روانشناسان خوبی هستند، از این رو اگر شما برای نشان دادن تمایل به کار در آن شرکت یا برای تاثیر مثبت گذاشتن روی مدیرتان، به او بگویید که همیشه عاشق کار در شرکت او بوده‌اید، نه تنها خودتان می‌دانید که این یک دروغ است، بلکه طرف مقابلتان هم به دروغ شما پی می‌برد. البته نباید خودتان را بی‌میل و بی‎تفاوت به کار در آن شرکت نشان دهید، اما این که بگویید آرزوی کار در آن را نیز داشته‎اید، دروغ خوبی نیست.

من در آن رشته تخصص دارم

تقریبا اکثر افراد در مصاحبه‎هایشان خودشان را بیشتر از آنچه هستند، یعنی بالاتر از توانایی‌های واقعی‎شان نشان می‌دهند. در حالی که این دروغ می‌تواند در آینده دردسرساز شود. فکر کنید که شما به مدیرتان گفته‌اید که در فتوشاپ وارد هستید، اما پس از استخدام، زمانی که کاری را به شما محول می‌کنند، نمی‌توانید از پس آن بربیایید. از این رو بهتر است که به‎هیچ‎وجه در مورد دانش و توانایی‌های که دارید، دروغ نکنید.

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است

من فردی اجتماعی هستم

کار در یک شرکت نیاز به فعالیت گروهی دارد. از این رو برای مصاحبه‎گر مهم است که شما روابط اجتماعی بالایی داشته باشید. اگر در واقعیت، شما فردی درونگرا هستید و دوست دارید که تنها کار کنید، اما در مصاحبه حرفی خلاف این راه می‌زنید، اشکالی ندارد، به شرط این که سعی کنید خودتان را با محیط وفق دهید و ارتباطتان را با دیگران حفظ کنید. انعطاف پذیری در این زمینه می‌تواند به شما کمک کند، در غیر این صورت، خیلی زود دروغ‎تان لو رفته و از موقعیت‌ی که دارید، برکنار خواهید شد.

من در کار قبلی، مدیر بوده‌ام

این که شما به مصاحبه کننده بگویید که در شغل قبلی‌تان مسئول یا مدیر بخشی بوده‌اید، مطمئنا در نگاه اول او را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما بدون شک او با سوالات بیشتر در آن زمینه، متوجه دروغ شما می‌شود. اگر می‌خواهید نشان دهید که توانایی‌های بالایی دارید، به جای تمرکز روی شغل قبلی و دروغ گفتن، بهتر است که روی موقعیت جدیدتان تمرکز کنید و انتظارتتان را از موقعیتی که می‌خواهید در آن باشید، صادقانه بیان کنید.

نقطه ضعف من اعتیاد به کار زیاد است

یکی از سوالاتی که معمولا همه مصاحبه کننده‌ها از شما می‌پرسند این است که نقطه ضعفتان چیست؟ در این شرایط، باز هم شما دوست ندارید نکاتی منفی از خودتان بروز دهید، به همین دلیل جملاتی مانند «من به کارم اعتیاد دارم» یا «بیش از حد منظم و مسئولیت پذیر هستم» را به زبان می‌آورید. واقعیت این است که آن‌ها این سوال را نمی‌پرسند که تعریف بیشتری از شما بشوند، بلکه می‌خواهند میزان شناخت شما از شخصیتتان و تمایل به بهبود نقطه‎ضعف‎هایتان را بسنجند؛ بنابراین بهتر است که در پاسخ به این سوال، خود واقعی‎تان را نشان دهید.

منبع: bestlifeonline

در مرگ دلخراش کودک متأثر از «عصر جدید»، چه کسی مقصر است؟


روزنامه جام‌جم: بار‌ها هشدار داده بودند در پشت صحنه برنامه یک تیم پزشکی حاضر است که در صورت بروز حادثه به کمک شرکت‌کنندگان می‌شتابند. از سوی دیگر، شرکت‌کنندگان هم بعد از اجرا همیشه از سال‌ها تمرینشان برای اجرای چنین حرکاتی می‌گفتند. با این وجود، اما آنچه نباید می‌شد، حادث شد.

پدری می‌گوید پسر ۱۲ ساله‌اش به تقلید از یکی از اجرا‌های برنامه عصر جدید طناب را بر گردنش آویخت تا حرکات نمایشی را امتحان کند و بازی بازی جان خود را جدی جدی از دست داد. سه‌شنبه هفته گذشته ۱۸ تیر، جسد حلق‌آویز شده این نوجوان در حیاط منزلشان در بابل کشف شد. برخی انگشت اتهام را به سوی برنامه و تلویزیون گرفتند و پخش چنین برنامه‌ای برای همه گروه‌های سنی را باعث و بانی این رخداد خواندند، عده‌ای پشت عصر جدید درآمدند، از هشدار‌های پی درپی و ساعت دیرهنگام پخش آن گفتند و خانواده را مسؤول اصلی بروز چنین حادثه‌ای معرفی کردند.

در مرگ دلخراش کودک متأثر از «عصر جدید»، چه کسی مقصر است؟

هر چه بگوییم و این و آن را مقصر کنیم، سهیل از سفر رفته بازنمی‌گردد، اما با پرداختن به جزئیات این ماجرا و نگاه کارشناسی به آن شاید بتوان از بروز اتفاقات مشابه در آینده جلوگیری کرد. به همین منظور در ادامه به جزئیات این حادثه و اطلاعیه پلیس را بیان کردیم و از یک کارشناس رسانه در مورد نقش رسانه و خانواده در چنین ماجرا‌هایی پرسیده‌ایم.

۱۲ سال داشت، نامش سهیل بود و در بخش گتاب روستای کرتیچ‌کلا (بالا‌میرکلاء) بابل زندگی می‌کرد. پدرش به رسانه‌ها می‌گوید: «یک شب برنامه عصر جدید را می‌دیدیم. آن قسمتی بود که شرکت‌کننده طنابی به دور گردنش انداخت و حرکات نمایشی اجرا می‌کرد. پسرم پرسید: بابا این‌ها چنین کاری انجام می‌دهند خفه نمی‌شوند؟ گفتم: این‌ها سال‌ها تمرین کرده‌اند و یک دکتر هم آنجا حضور دارد که اگر مشکلی پیش آمد کمکشان کند. گفتم پسرم این کار‌ها خیلی خطرناک است و نیاز به تمرین و مهارت زیادی دارد. به فرزندم تاکید کردم از این کار‌ها را انجام ندهی، گفت نه فقط سوال می‌کنم.»

طبق روایت خانواده، پسر شنیده، اما گوش نداده است. سهیل با دیدن حرکات نمایشی برخی گروه‌های شرکت‌کننده در برنامه تلویزیونی عصر جدید قصد انجام این حرکات را داشته و روزی که اعضای خانواده برای انجام کاری بیرون رفته بودند، فکر خود را عملی می‌کند. خسرو نصیرایی، پدر سهیل ادامه می‌دهد: پسر من گاهی کار‌های خطرناک انجام می‌داد من هم به او هشدار داده بودم که چنین کار‌هایی را وقتی تنهاست انجام ندهد. روز حادثه با پرچمی که در خانه داشتیم و در طبقه پایین خانه بود می‌خواسته به تقلید از حرکاتی که در آن برنامه دیده بود خودش را تاب دهد که پرچم را بالای میله‌ای که روی ستون خانه بود گذاشته و آویزان شده، اما گیر افتاد و نتوانست خودش را نجات دهد. اعضای خانواده پس از مراجعه به خانه با جسد حلق‌آویز فرزندشان مواجه شدند.

پلیس چه می‌گوید؟

پدر سهیل به ایسنا گفته است: فرزندم بازیگوش بود و خیلی به این برنامه‌ها توجه می‌کرد، اگه جلویش را می‌گرفتم تکرار برنامه را می‌دید و در حال حاضر نمی‌توان بچه‌ها را کاملا از این برنامه‌ها دور نگه داشت. به دوستانش گفته می‌خواهم برنامه عصر جدید اجرا کنم، اما توضیح نداد، به ما هم چیزی نگفته بود و از خلوتی خانه استفاده کرد… او به دنبال امتحان برنامه‌های هیجان‌انگیز بود، اما از این آزمون برنگشت. رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس مازندران در گفتگو با خبرنگار گروه حوادث جام‌جم در این‌باره بیان کرده است: فوت پسر ۱۲ ساله را تایید می‌کنیم، اما علت و انگیزه‌اش مشخص نیست و موضوع تقلید از برنامه ادعای پدر این طفل است و نمی‌توان آن را تایید و تکذیب کرد. البته تحقیقات اولیه نشان می‌دهد متوفی اختلاف با خانواده و مشکلی در زندگی‌اش نداشته است.

در مرگ دلخراش کودک متأثر از «عصر جدید»، چه کسی مقصر است؟

تنها ۵ کیلومتر تا بهشت

کودکان، من و شما نیستند که با دیدن سریال و برنامه تلویزیونی بتوانند خوب و بد آن را تمیز و تصاویرش را تجزیه و تحلیل کنند. هرچقدر از سواد رسانه‌ای بگوییم و درصدد آموزش آن در مدارس و… باشیم، در بعضی موارد با توجه به توانایی‌های ذهنی کودک و قدرت استدلال او در مواجهه با خطر زیاد نمی‌توان روی آموزش‌های پیشگیرانه حساب باز کرد.

به‌همین خاطر از این دست اتفاق‌های تلخ در ایران و آن‌سوی مرز‌ها بسیار افتاده است. مثلا همین چند سال پیش محمدمهدی، ۱۲ ساله خواست به تقلید از سریال پنج کیلومتر تا بهشت روح شدن را امتحان کند تا در آن حال نزد خانواده‌اش بیاید، اما رفت و برنگشت. او مقابل چشمان برادر کوچک‌ترش روسری را به میله بارفیکس قلاب کرد، حلق‌آویز شد و تمام.

کی مقصره؟

ماجرای محمدمهدی حسابی برای سازندگان سریال دردسرساز شد و پای آن‌ها را به دادگاه کشاند، اما سوال اینجاست که واقعا رسانه در این میان تا چه حد موثر و مقصر است؟ رسانه می‌تواند برای برنامه‌هایش گروه سنی در نظر بگیرد که این مهم با توجه به فراگیر بودن تلویزیون چندان محلی از اعراب ندارد و سر آخر کار به‌دست خانواده می‌افتد. یعنی تلویزیون می‌تواند پیش از پخش برنامه اعلام خطر کند که مثلا هرگز در منزل حرکات شرکت‌کنندگان این برنامه را امتحان نکنید.

مجری و عوامل برنامه می‌توانند در طول آن تذکر دهند یا علامت ممنوعیت سنی زیر برنامه درج شود، اما به‌واقع همان‌گونه که در قصه تلخ سهیل شاهد بودیم، گاهی کنجکاوی‌بچه‌ها آن هم در سن و سالی خاص آن‌قدر زیاد است که کار از دست تلویزیون خارج و برای خانواده‌ها هم دشوار می‌شود. به‌ویژه آن‌که امروز اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی هم به میدان آمده‌اند و این‌که کودک یا نوجوان تصاویری با محتوای خطرناک یا نامناسب ببیند، احتمالش بیش از پیش است و جلوگیری از آن سخت.