با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است، چه کنیم؟


برترین‌ها: همه‌ی ما خندیدین را دوست داریم و زندگی نیز با خنده و شوخی جذاب‌تر و راحت‌تر می‌شود. اما آدم‌ها تعریف و برداشت‌های بسیار جورواجور و متفاوتی از شوخی دارند، شاید چیزی که در نظر شما صرفا شوخی است در نظر یک نفر دیگر توهین محسوب شود و برعکس.

یا شاید چیزی که در نظر یک نفر دیگر کاملا یخ و بی مزه است در نظر شما کاملا خنده دار و جالب به نظر برسد. به هر حال هر کسی برداشت خود را را شوخی و مزاح دارد. برای شما مرز بین «شوخی» و «توهین» کجاست؟

البته این انتخاب و تصمیم برای هر کسی فرق می‌کند، اما اگر طبق معیار‌های خودتان کسی را می‌شناسید که شوخی‌هایش برای‌تان آزاردهنده است در این مطلب نکاتی برای‌تان داریم که چگونه با چنین فردی برخورد کنید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است چه کنیم؟

قدم اول: اول خودتان را بررسی کنید، احساس خودتان چگونه است؟

هیجانات ما کلید انگیزه‌ها و جزئی از پروسه‌ی تصمیم گیری‌های ما هستند. هر چند احساسات ما نباید مهمترین هدف زندگی ما باشند، اما در جریان زندگی روزمره، اطلاعات درستی به ما می‌دهند. اگر با کسی مواجه شدید که شوخی‌هایش ناراحت‌تان می‌کند، خیلی مهم است که اول وضعیت هیجانی و احساسی خودتان را بررسی کنید و بعد تصمیم بگیرید چه برخوردی داشته باشید.

اول مشخص کنید چرا چنین شوخی شما را می‌رنجاند. از خودتان بپرسید: «در این شوخی چه چیزی هست که من را تا این اندازه آشفته می‌کند؟» این کار به شما کمک می‌کند خودتان را به خوبی و کاملا بروز دهید. خوب بررسی کنید که آیا وقتی با این فرد و شوخی‌هایش مواجه می‌شوید واقعا لازم است با او مقابله کنید یا اینکه می‌توانید شوخی‌اش را نادیده بگیرید و از آن بگذرید.

گاهی شوخی و مزاحی که می‌شنوید خیلی هم بد نیست و ممکن است شما به دلیل خاصی بیش از اندازه حساسیت نشان می‌دهید. اگر یک شوخی را درک نکنید یا تصور دیگری در ذهن خود داشته باشید ممکن است به شیوه‌ای نادرست واکنش نشان بدهید. پس کمی مکث کنید و ببینید آیا این شوخی را باید به خودتان بگیرید یا اینکه واقعا موردی برای دلخور شدن ندارد؟ اگر بعد از این بررسی‌ها دیدید واقعا دلخور و عصبانی هستید پس شاید با یک مطرح کردن ساده مشکل‌تان رفع شود و نیازی به واکنش‌های جدی‌تر نباشد.

مقابله کردن با کسی نیاز به شهامت و قدرت هیجانی دارد، حتی اگر به شوخی‌های او مربوط باشد. اگر احساس‌تان این است که شوخی‌های این فرد، بخشی از هویت شخصی یا انتخاب‌های فردی در زندگی‌تان را هدف می‌گیرد، پس حتما واقعا عصبی و آزرده‌تان می‌کند. اگر احساس می‌کنید قادر به کنترل احساسات‌تان نیستید (مثلا ممکن است واکنش فیزیکی نشان دهید)، بهتر است اول به خودتان کمی زمان بدهید و از موقعیت فاصله بگیرید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است چه کنیم؟

قدم دوم: رابطه‌تان را در نظر بگیرید

وقتی به مواجهه با کسی که شوخی‌هایش آزارتان می‌دهد فکر می‌کنید اولین و مهمترین چیزی که باید در نظر بگیرید، رابطه‌تان با آن فرد است. اینکه چه نسبتی با هم دارید و سابقه‌ی روابط تان چگونه است اهمیت زیادی در این مورد دارد.

دوستان نزدیک و صمیمی

اگر دوست دارید به هر قیمتی رابطه‌تان را با کسی که شوخی‌هایش ناراحت‌تان می‌کند حفظ کنید، پس باید ببینید چگونه می‌توانید با او گفتگو کنید. اگر این فرد کسی است که با او نزدیک هستید پس احتمالا دوست ندارید باعث احساس شرمندگی او شوید، زیرا خودتان هم دوست دارید رابطه‌تان حفظ شود و مایلید کمکش کنید تا بفهمد شوخی‌هایش توهین آمیز است.

مخصوصا اینکه شما دوست صمیمی یا فردی را که به او نزدیک هستید مرتبا و مکررا می‌بینید و احتمال اینکه شوخی‌های آزاردهنده‌ی او ادامه دار باشد زیاد است، پس حتما باید پیش از اینکه رفتار او مسئله ساز شود متوقفش کنید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است، چه کنیم؟

افراد غریبه و کمتر آشنا

برخورد با فردی که کاملا با او غریبه‌اید یا آشنایی بسیار کمی با او دارید، موقعیتی کاملا متفاوت است، زیرا شما هیچ اطلاعی از اینکه چه واکنشی ممکن است نشان بدهد ندارید. در چنین مواردی بسیار مهم است که قبل از هر گونه مواجهه‌ای اول شرایط و موقعیت خود را از نظر بی‌خطر و ایمن بودن بررسی کنید.

قدم سوم: امنیت‌تان را در نظر بگیرید

به هر حال با هر کسی که قرار است مواجهه‌ای داشته باشید باید جنبه‌های ایمنی را نیز در نظر بگیرید. چون شما نمی‌دانید با اعتراض شما، طرف مقابل چه واکنشی ممکن است نشان بدهد. خوشبختانه در بیشتر موارد، اگر شما نسبت به ظرفیت هیجانی خود آگاه باشید مشکلی به وجود نخواهد آمد، اما گاهی ممکن است رودررویی با کسی، عواقبی داشته باشد.

پس از قبل پیش خودتان فکر کنید که اگر با اعتراض شما، طرف مقابل پرخاش کرد یا واکنش بد و تندی نشان داد چه خواهید کرد؟ آیا آماده‌اید عواقب آن را بپذیرید؟ البته شما همیشه هم نمی‌توانید برنامه‌ای کاملا از پیش تعیین شده در نظر بگیرید، چون واکنش‌های ناگهانی نیز طبیعی‌اند و همه چیز قابل پیش بینی نیست، اما به هر حال شما باید اول از جانب خودتان به درصدی از اطمینان برسید و وضعیت هیجانی و روانی طرف مقابل را نیز تا جایی که ممکن است بررسی کنید.

با کسی که شوخی‌هایش آزاردهنده است چه کنیم؟

قدم چهارم: رک و راست باشید

خیلی از افرادی که اهل شوخی و مزاح هستند این را برای خود یک هنر می‌دانند. چون به هر حال تشخیص موقعیت درست و ساختن و به زبان آوردن چیزی که بتواند بقیه را بخنداند چندان کار ساده‌ای نیست! اما گاهی این شوخی تبدیل به توهین و طعنه می‌شود. در مواجهه با کسی که شوخی‌اش آزارتان می‌دهد منفعل نباشید و این شهامت را پیدا کنید که اعتراض‌تان را نشان دهید.

لازم نیست جنگ راه بیندازید یا اینکه کلا سکوت کنید. فقط کافیست رک و راست حرف‌تان را بزنید. مخصوصا اگر طرف مقابل دوست نزدیک‌تان باشد باید احساس شما را درک کند. در روابط دوستانه شما باید راحت‌تر بتوانید نظرتان را بگویید و نشان بدهید که از چیزی دلخور شده‌اید، بدون اینکه درد سری ایجاد شود یا ماجرای تلخی روی بدهد.

منابع: talkspace، elitedaily

هزینه‌های نذری‌دادن در محرم امسال چقدر است؟


روزنامه هفت صبح – احمدرضا نجفی: ماه محرم شروع شده و هیات‌ها فعالیت‌های خود را آغاز کرده اند. احتمالا شما هم از آن دسته افرادی باشید که دلشان می‌خواهد در هیات‌های مذهبی دست‌کم گوشه‌ای از کار را بگیرند و خرج بخشی از غذای نذری را عهده‌دار شوند. در این گزارش سراغ آشپز‌های هیأت‌ها رفته‌ایم و مواد اولیه لازم را برای اصلی‌ترین غذا‌های نذری ماه محرم، از آن‌ها پرسیده‌ایم.

هزینه‌های پخت‌وپز نذری در محرم

اغلب اصرار به خورشت قیمه داشتند، اما در پرس و جوی‌مان سراغ خورشت قورمه، خورشت فسنجان، عدس پلو با گوشت و زرشک پلو با مرغ را هم گرفتیم. حتی حواس‌مان به کسانی که بودجه زیادی برای نذری ندارند هم بود. برای آن‌ها مواد اولیه شله زرد را پرسیدیم تا ببینیم تهیه مواد اولیه برای هر کدام از این غذا‌های نذری چقدر هزینه خواهد داشت.

توجه داشته باشید که برای پخت غذای نذری باید هزینه‌های اجاره دیگ، آبکش و گاز را هم در نظر بگیرید. تازه این در صورتی است که زحمت پخت غذای نذری را خودتان عهده‌دار شوید، در غیر این صورت، لازم است هزینه‌ای برای دستمزد آشپز کنار بگذارید. در این گزارش هزینه مواد اولیه لازم برای تهیه ۱۰۰ پرس غذای نذری را محاسبه کرده‌ایم. گران‌ترین آن‌ها قورمه سبزی است که حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان برای‌تان هزینه خواهد داشت. ارزان‌ترین‌شان هم بعد از شله زرد ۴۸۰ تومانی، عدس پلو با گوشت است که ۸۵۰ هزار تومان برای‌تان خرج خواهد داشت.

چلوخورشت قیمه سیب‌زمینی؛ یک میلیون و ۱۷۰ هزار تومان

برای تهیه قیمت نذری ۱۰۰ نفر، حدود ۱۷ کیلوگرم برنج لازم است که مقدار آن بسته به اندازه پرس‌های نذری متغیر است. اصولاً برای پخت غذا به تعداد بالا از برنج ایرانی استفاده نمی‌شود، برای همین قیمت هر کیلوگرم برنج خارجی را هفت هزار تومان در نظر می‌گیریم که با این حساب هزینه برنج حدود ۱۲۰ هزار تومان خواهد شد. مقدار لپه لازم برای ۱۰۰ نفر حدود چهار کیلوگرم است. لپه باز کیلویی ۱۱ هزار عرضه می‌شود.

در نتیجه باید ۴۴ هزار تومان هم خرج لپه کنیم. سیب‌زمینی را اگر به صورت چیپس‌های خلال تهیه کنیم، صورت خوشی ندارد. برای همین اکثر هیات‌ها خودشان سیب‌زمینی را پوست کنده و خرد می‌کنند. برای قیمه نذری حدود هفت کیلوگرم سیب‌زمینی لازم است که با توجه به قیمت شش هزار تومانی هر کیلو، حدود ۴۲ هزار تومان تمام می‌شود. حدود هفت کیلوگرم پیاز هم به قیمت سه هزار تومان لازم است که ۲۱ هزار تومان دیگر به خرج نذری ۱۰۰ نفره ما اضافه می‌کند.

هزینه‌های پخت‌وپز نذری در محرم

گوشتی که ایرانی‌ها برای خورشت در نظر می‌گیرند، عموما گوشت سردست است. هیات‌های بزرگ اکثراً برای غذای نذری گوسفند می‌کشند، اما برای یک هیات ۱۰۰ نفره قربانی کردن یک گوسفند دور از ذهن است. برای همین ما گوشت گوساله برای پخت نذری در نظر می‌گیریم که کیلویی حدود ۸۰ هزار تومان است. در نتیجه برای یک نذری باکیفیت باید حدود ۵۶۰ هزار تومان هزینه گوشت کنار بگذاریم.

رب مورد نیاز برای یک قیمه خوش رنگ ۱۰۰ نفره، سه کیلوگرم است و با توجه به قیمت ۲۰ هزار تومانی هر کیلوگرم رب گوجه فرنگی، ۶۰ هزار تومان هم برای رب کنار می‌گذاریم. لیموعمانی را اگر به صورت فله‌ای بخریم، کیلویی ۵۲ هزار تومان درمی‌آید و آشپز‌هایی که به ترش بودن غذا علاقه دارند، همان یک کیلوگرم لیموعمانی را استفاده می‌کنند، اما ۵۰۰ گرم لیمو عمانی هم کفایت می‌کند. برای پخت قیمه نذری، حدود ۱۰ کیلوگرم روغن لازم است که ۷۶ هزار تومان خرج روی دست صاحب نذر می‌گذارد. دو مثقال زعفران برای تزیین برنج، ۱۶۰ هزار تومان خرج لازم دارد.

بعد از آماده شدن غذا نوبت به ظرف‌های یک‌بار مصرف می‌رسد که اندازه بزرگ آن‌ها را اگر به صورت فله‌ای تهیه کنیم، دانه‌ای ۳۰۰ تومان در می‌آید و ۳۰ هزار تومان خرج لازم دارد. با کنار هم گذاشتن این مخارج، متوجه شدیم یک هیات ۱۰۰ نفره برای یک وعده قیمه نذری امام حسین (ع)، باید سرجمع یک میلیون و ۱۷۰ هزار تومان خرج کند.

چلوخورشت قورمه سبزی؛ یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان

قورمه امام حسین (ع) خوردن دارد. حتی اگر نذری هیأت بغلی قیمه باشد. قورمه سبزی مثل بقیه غذا‌های خورشتی، ۱۷ کیلوگرم برنج برای هیات ۱۰۰ نفره لازم دارد که همین اول کار ۱۲۰ هزار تومان خرج روی دست صاحب نذر می‌گذارد. سبزی قورمه را اگر خودمان پاک کنیم، ارزان‌تر درمی‌آید، اما عموماً هیأت‌ها وقت سبزی پاک کردن ندارند و این کار را به سبزی‌فروش می‌سپارند. برای همین خرید ۱۰ کیلو سبزی قورمه پاک شده لازم برای نذری ۱۰۰ نفره، ۵۷ هزار تومان خرج برمی‌دارد.

لوبیا قرمز را اگر از میادین تره‌بار شهرداری بخریم، کیلویی ۱۲ هزار تومان درمی‌آید و با توجه به اینکه نذری ۱۰۰ نفره ما تقریبا چهار کیلوگرم لوبیا قرمز لازم خواهد داشت، باید ۴۸ هزار تومان خرج لوبیا کنار بگذاریم. گوشت هم که مثل همیشه خرج اصلی خورشت‌های ایرانی به حساب می‌آید. قورمه سبزی ۱۰۰ نفره ما هشت کیلوگرم گوشت خورشتی لازم دارد. برای هیأت کوچک که توانایی قربانی کردن یک گوسفند زنده را ندارد، قیمت هر کیلو گوشت گوساله حدود ۸۰ هزار تومان تمام می‌شود.

با این حساب هزینه گوشت برای قورمه سبزی ۱۰۰ نفره نهایتاً ۶۴۰ هزار تومان است. پیاز لازم برای قورمه سبزی، نسبت به بقیه خورشت‌ها بیشتر است. به خاطر همین، برای یک نذری ۱۰۰ نفره، ۱۰ کیلوگرم پیاز لازم است که ۶۰ هزار تومان خرج دارد. یک کیلو لیمو عمانی برای مزه دادن به قورمه سبزی ۱۰۰ نفره لازم است. برای همین ۵۲ هزار تومان هم باید برای لیمو عمانی کنار بگذاریم.

۱۰ کیلوگرم روغن هم که برای همه غذا‌های خورشتی لازم است و اگر بطری‌های بزرگ بخریم، ۷۶ هزار تومان هزینه برمی‌دارد. زعفران لازم برای تزیین ۱۰۰ پرس برنج، دو مثقال است که ۱۶۰ هزار تومان خرج برمی‌دارد. اگر ۳۰ تومان هزینه خرید ۱۰۰ ظرف یکبار مصرف را هم به مخارج پخت قورمه سبزی نذری اضافه کنیم، باید سرجمع در حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان برای یک وعده قورمه سبزی هیأت ۱۰۰ نفره‌مان در نظر بگیریم.

هزینه‌های نذری‌دادن در محرم چقدر است؟

عدس پلو با گوشت؛ ۸۵۰ هزار تومان

عدس پلو مثل غذا‌های خورشتی، ۱۷ کیلوگرم برنج لازم دارد که ۱۲۰ هزار تومان خرج برمی‌دارد. مقدار عدس لازم برای یک نذری ۱۰۰ نفره، پنج کیلوگرم است و اگر عدس را از میادین تره‌بار شهرداری بخریم، ۴۵ هزار تومان تمام می‌شود. برای عدس پلو، گوشت چرخ کرده لازم داریم، برای همین هزینه خرید گوشت برای عدس پلو کمتر و کیلویی حدود ۶۰ هزار تومان خواهد بود. با توجه به اینکه ۱۰۰ پرس عدس پلو، پنج کیلوگرم گوشت لازم دارد، باید ۳۵۰ هزار تومان برای گوشت کنار بگذاریم.

میزان رب مورد استفاده از در عدس پلو بستگی به سلیقه آشپز دارد. اگر بخواهد عدس را مثل خورشت کنار برنج بکشد، نسبت به عدس پلوی مخلوط رب بیشتری لازم دارد. ما به‌طور میانگین میزان رب مورد نیاز برای نذری‌مان را یک کیلوگرم در نظر گرفتیم که ۲۰ هزار تومان قیمت دارد. بعضی آشپز‌ها برای عدس پلو کشمش را به زرشک ترجیح می‌دهند. فرقی نمی‌کند ما کدام را برای غذای نذری استفاده کنیم، در هر صورت دو کیلوگرم کشمش یا زرشک لازم داریم.

زرشک گران‌تر است و کیلویی ۱۲ هزار تومان خرج روی دستمان می‌گذارد. ما برای اینکه در نذری امام حسین (ع) کم نگذاشته باشیم، زرشک را برای عدس پلو انتخاب کردیم که ۲۴ هزار تومان هزینه برمی‌دارد.

هفت کیلوگرم پیاز، تقریباً برای هر نوع غذای ایرانی لازم است و حدود ۲۱ هزار تومان خرج روی دست صاحب نذر می‌گذارد. ۱۰ کیلوگرم روغن پایه ثابت غذا‌های نذری ۱۰۰ نفره است که ۷۶ هزار تومان هزینه دارد. اگر بخواهیم برنج‌مان را با زعفران تزیین کنیم، باید ۱۶۰ هزار تومان هم برای دو مثقال زعفران کنار بگذاریم. درنهایت اگر ۳۰ هزار تومان خرج ظروف یکبار مصرف را هم کنار این مخارج بگذاریم، یک وعده عدس پلو برای یک هیأت ۱۰۰ نفره حدود ۸۵۰ هزار تومان خرج لازم دارد.

زرشک پلو با مرغ؛ یک میلیون تومان

هزینه‌های پخت‌وپز نذری در محرم

آماده کردن مرغ نسبت به غذا‌های خورشتی، خیلی آسان‌تر است. دیگر لازم نیست ترتیب خاصی را رعایت کنیم و کافی است مرغ آب‌پز شده را رنگ کنیم و کنار زرشک پلو بگذاریم. اما گرانی مرغ این روز‌ها باعث شده نذری زرشک پلو با مرغ کمی پرهزینه به نظر برسد. البته اگر بتوانیم مرغ ارزان دولتی پیدا کنیم، یا به انواع منجمد وارداتی قانع باشیم، خرج نذرمان کمتر در می‌آید. برنج لازم برای نذری دادن به ۱۰۰ نفر عزادار، ۱۷ کیلوگرم است که اگر از انواع خارجی ارزان قیمت باشد ۱۲۰ هزار تومان خرج دارد.

اگر میانگین قیمت مرغ را ۱۵ هزار تومان در نظر بگیریم، خرید ۴۰ کیلوگرم مرغ برای نذری ما، ۶۰۰ هزار تومان هزینه بر می‌دارد. همچنین باید برای خریدن دو کیلوگرم زرشک ۲۴ هزار تومان کنار بگذاریم والا اصلاً نمی‌شود اسم نذری را زرشک پلو با مرغ گذاشت. رنگ کردن ۴۰ کیلوگرم مرغ آب‌پز شده، تقریبا دو کیلو رب گوجه‌فرنگی لازم دارد که ۴۰ هزار تومان خرج برمی‌دارد. برنج زعفرانی در زرشک پلو با مرغ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و دو و نیم مثقال زعفران لازم دارد. با توجه به اینکه قیمت هر مثقال زعفران ۸۰ هزار تومان است، باید ۲۰۰ هزار تومان هم برای تزیین برنج کنار بگذاریم.

با اضافه کردن ۳۰ هزار تومان هزینه خرید ظروف یکبار مصرف، هزینه یک وعده غذای نذری زرشک پلو با مرغ برای یک هیأت ۱۰۰ نفره، یک میلیون تومان است.

چلوخورشت فسنجان؛ یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان

آماده کردن فسنجان حوصله زیادی می‌خواهد. مواد اولیه‌اش هم این روز‌ها گران شده. احتمالاً در جریان قیمت عجیب و غریب آجیل و خشکبار هستید. از آنجا که در آشپزخانه هیأت وقت کافی برای پوست کندن گردو و جدا کردن پوسته از مغز گردو نداریم، باید مغز گردو بخریم که کیلویی ۱۳۰ هزار تومان قیمت دارد. با توجه به اینکه برای نذری ۱۰۰ نفره حدود پنج کیلوگرم مغز گردو لازم است، باید ۶۵۰ هزار تومان برای خرید گردو کنار بگذاریم.

۱۲۰ هزار تومان خرج برای ۱۷ کیلوگرم برنج هم که پای ثابت تمام غذا‌های نذری است. اگر برای پخت فسنجان به جای گوشت مرغابی یا اردک به همان گوشت مرغ اکتفا کنیم، خرید ۱۵ کیلوگرم مرغ ۱۵ هزار تومانی، به‌طور میانگین ۲۲۵ هزار تومان خرج روی دستمان می‌گذارد. فسنجان بدون رب انار اصلا مزه نمی‌دهد. رب انار لازم برای نذری ۱۰۰ نفره تقریباً سه کیلوگرم است که ۶۶ هزار تومان هزینه دارد. مقدار پیاز مورد نیاز برای نذری فسنجان، چهار کیلوگرم است.

این قلم که ارزان‌ترین ماده اولیه مورد نیاز برای تهیه فسنجان است، نهایتاً ۱۲ هزار تومان خرج برمی‌دارد. با توجه به اینکه خورشت فسنجان بیشتر از بقیه خورشت‌ها حالت آبکی دارد، تزیین کردن برنج کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. با این‌حال نیم مثقال زعفران هم برای آماده کردن غذای نذری در نظر می‌گیریم که ۴۰ هزار تومان خرج دارد. در نهایت اگر ۳۰ هزار تومان خرج ظروف یکبار مصرف را هم کنار این مخارج بگذاریم، یک وعده چلوخورشت فسنجان برای یک هیأت ۱۰۰ نفره، یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان خرج لازم دارد.

شله زرد؛ ۴۸۰ هزار تومان

هزینه‌های پخت‌وپز نذری در محرم

نذری که حتما نباید پر خرج باشد؛ امام حسین (ع) نذری‌های کم‌خرج را هم از عزادارانش قبول می‌کند. ۱۰۰ کاسه شله زرد نهایتاً ۴۸۰ هزار تومان خرج برمی‌دارد. چرا که کل برنج مورد نیاز برای پخت شله زرد پنج کیلوگرم است. مقدار شکر و نبات لازم برای آماده کردن ۱۰۰ کاسه شله زرد، هر کدام پنج کیلوگرم است. اصل خرج شله زرد هزینه بالای مغز بادام است که این روز‌ها همراه بقیه خشکبار افزایش قیمت پیدا کرده. با توجه به اینکه این نذری ۱۰۰ نفره یک کیلوگرم بادام لازم دارد، باید حدود ۱۵۰ هزار تومان هزینه برای مغز بادام کنار بگذاریم. بعد از مغز بادام نوبت به زعفران می‌رسد. برای آماده کردن این نذری، دو مثقال زعفران لازم است که ۱۶۰ هزار تومان خرج برمی‌دارد.

یک بطری پنج لیتری گلاب نهایتاً ۴۵ هزار تومان قیمت داشته باشد. شکر را اگر به صورت فله‌ای از میادین تنظیم بازار تهیه کنیم، کیلویی شش هزار تومان خرج دارد و اختصاص دادن ۳۰ هزار تومان به شکر کفایت می‌کند. پنج کیلوگرم نبات خرج بیشتری لازم دارد و برای خرید آن باید ۴۰ هزار تومان کنار بگذاریم. شله زرد ۱۰۰ نفره پنج کیلوگرم برنج لازم دارد که نهایتاً ۳۵ هزار تومان برایمان خرج می‌تراشد. کاسه یک‌بار مصرف را اگر به تعداد بالا تهیه کنیم، دانه‌ای ۲۰۰ تومان در می‌آید و ۲۰ هزار تومان خرج خواهد داشت.

آنچه بر قرار عاشقانه در طول تاریخ گدشته است


برترین‌ها: بر کسی پوشیده نیست که در روزگار کنونی قرار عاشقانه با ملاقات شخصی از طریق آنلاین یا از طریق اپلیکیشن‌های اجتماعی و دوست‌یابی بسیار بیشتر از روش‌های سنتی گذشته صورت می‌گیرد.

البته هنوز هم افراد در محل کار یا مهمانی‌ها یا از طریق دوستانشان با هم آشنا می‌شوند، اما آشنایی در دنیای آنلاین بسیار متداول است. با این وجود، اینگونه آشنایی‌ها و به طور کلی قرار ملاقات آنلاین مفاهیمی نسبتاً جدید در دنیای عشق و عاشقی هستند.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

با توسعه تکنولوژی، روش آشنایی افراد با یکدیگر و شناختن همدیگر نیز به طور کامل تغییر کرده است. به طور کلی در طول تاریخ تغییرات زیادی در شیوه آشنایی و قرار‌های عاشقانه رخ داده است. این تغییرات باعث شده که از ازدواج‌های اجباری دوران باستان، مبارزه با نیزه دوران قرون وسطی و روش‌های از مد افتاده عاشقی به قرار ملاقات‌های آنلاین برسیم.

قرار ملاقات عاشقانه در دوران باستان بسیار ابتدایی بوده است

در دوران باستان، قرار ملاقات عاشقانه معنا و مفهوم چندانی نداشت. باور کنید یا نه، در روم باستان، زنان کنترل و حاکمیت چندانی روی خود و زندگی‌شان نداشتند. زنان این دوره تاریخی، اجازه رأی دادن یا داشتن مقام رسمی نداشته و حتی زنان سطوح بالای جامعه نیز عمدتاً به امور درون خانه می‌پرداختند. زنان بلاقاصله پس از رسیدن به سن بلوغ ازدواج کرده و بالاترین وظیفه او، نسبت به شوهر و کشورش، به دنیا آوردن پسری قوی و مشتاق برای قدم گذشتن در راه پدرش بود.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

همچنین رومی‌ها تا حدود زیادی بر مسائل جنسی زنان خود نیز کنترل داشتند و بدین ترتیب زنان رومی در زندگی شخصی‌شان نیز حرف زیادی برای گفتن نداشتند. از آنجایی که بزرگترین هدف آنان در زندگی ازدواج و بدنیا آوردن یک پسر بود، کاملاً واشح است که عشق و عاشقی و حتی قرار ملاقات عاشقانه و داشتن دوران نامزدی شیرین چندان اهمیت نداشت. لازم نبود که زنان و مردان از قبل با هم آشنا شوند، زیرا به نظرات زنان در این زمینه توجهی نمی‌شد.

قرار عاشقانه در قرون وسطی کمی عاشقانه‌تر از گذشته بود

با گذشت زمان، قرار گذاشتن و عشق بیشتر اهمیت پیدا کرد. در حالی که در این دوران نیز مردان هنوز با دسته گل و هدیه در خارج از خانه به ملاقات زن محبوب خود نمی‌رفتند، اما برای جلب توجه زنانی که به نظرشان جذاب بودند با دیگر مردان رقابت می‌کردند. در واقع می‌توان گفت که در قرون وسطی، مردان برای بدست آوردن عشق زنان با یکدیگر می‌جنگیدند و مبارزه با نیزه یک فرصت مهم برای یک نمایش قهرمانانه و باشکوه برای دلربایی از یک بانوی آریستوکرات و بدست آوردن دستمال آنان بود که نشانه عشق آن‌ها به شخص مورد نظر به شمار می‌رفت. این نوع از جلب توجه زن مورد نظر معنای کنونی قرار عاشقانه را داشته و البته ازدواج در آن دوران و برخلاف روم باستان تنها به منظور تولد وارث نبود.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

در سده ۱۶۰۰ و ۱۷۰۰ میلادی قرار ملاقات عاشقانه تنها به مسائل مالی مربوط می‌شد

در سده ۱۶۰۰ میلادی، ملاقات عاشقانه و ازدواج اغلب با تمایلات مالی شکل می‌گرفت. در آن دوران و در غرب بیشتر افراد تنها به پول و قدرت اهمیت داده و از ازدواج به عنوان ابزاری برای منافع خود استفاده می‌کردند. در این دوران مفهوم عشق اهمیت چندانی برای مردم نداشت و روحانیون نیز به شدت به زن و شوهر در مورد رفتار‌های عاشقانه و عشقبازی هشدار می‌دادند و حتی از زنان و مردان می‌خواستند که از القاب عاشقانه برای یکدیگر استفاده نکنند، زیرا این القاب می‌توانست حاکمیت و قدرت شوهران را تضعیف نماید.

اهمیت بر منافع خانوادگی تا حدود زیادی همچنان برقرار بود و در سده ۱۷۰۰ زنان اروپایی هنگام انتخاب همسر بیش از همه به پول فکر می‌کردند. بدین ترتیب ازدواج به نوعی به نقاط قوت و ضعف شوهر و منافع و خسارات آن مربوط می‌شد. عشق در درجات بعدی اهمیت قرار می‌گرفت و ازدواج تنها ایده‎‌ای برای ترکیب ثروت، قدرت و املاک خانواده‌ها در نظر گرفته می‌شد. اگر چه اظهار عشق هنوز به شکلی رمانتیک صورت نمی‌گرفت، اما این دوره را باید آغاز قرار ملاقات‌های عاشقانه به سبک مدرن دانست.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

قرار ملاقات‌های عاشقانه در سده ۱۸۰۰ شکوفا شد

در این دوره هر کسی که به عشق و عاشقی فکر می‌کرد یکی از کتاب‌های جین آستین را خوانده بود و دلیلی نیز برای آن وجود داشت. این نویسنده از دیدگاه بسیاری توانسته بود به شکلی دقیق و کامل عاشق شدن را به تصویر بکشد، حتی در دوره‌ای که روابط عاشقانه به دلیل مشکلات زندگی و جایگاه اجتماعی افراد محدود شده بود. داستان تمامی رمان‌های آستین در سده ۱۸۰۰ رخ داده و همگی نیز در همان دوران منتشر شده‌اند که تمرکزشان به طور عمده روی عشق و عاشقی است.

در این برهه از زمان، اظهار عشق بسیار اهمیت داشت، اما شخصیت‌های رمان‌های آستین همگی عاشق می‌شوند و آن هم از نوع عشق‌های واقعی و شدید و به طور کلی ازدواج برای پول و قدرت ناپسند انگاشته می‌شد. اگر چه در این دوره نیز همچنان ازدواج با اهدافی غیر از عشق و بدست آوردن پول و مقام رواج داشت، اما رفته رفته عشق و قرار ملاقات‌های عاشقانه شکوفا شده و مقبولیت بیشتری نسبت به گذشته یافته بود.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

اظهار عشق و قرار‌های عاشقانه در قرن هجدهم میلادی بسیار رواج یافت

در سراسر قرن هجدهم، اظهار عشق رایج بود و زنان رفته رفته قدرت بیشتری در زندگی عاشقانه خود یافتند. مانند داستان‌های جین آستین، دیگر همه زنان جوان با اولین مردی که ملاقات کرده یا به او اظهار علاقه می‌کردند ازدواج نمی‌کردند. بسیاری از زنان این دوره، سال‌های آخر نوجوانی و اوایل دهه سوم زندگی خود را اوج دوران خود برای لذت بردن از زندگی می‌دانستند. در حالی که زنان این دوره ممکن بود در سنین ۱۵ یا ۱۶ سالگی اولین تجربه‌های عشقی خود را داشته باشند، بسیاری از آن‌ها تا پس از ۲۰ سالگی ازدواج نمی‌کردند.

در این دوره اظهار عشق و قرار ملاقات‌های عاشقانه جذابیت بیشتری یافته و به شرایط روزگار کنونی شبیه‌تر شد و دیگر به ازدواج تنها به عنوان یک وظیفه اجتماعی نگاه نمی‌شد. با این وجود، ازدواج برای بدست آوردن قدرت، پول و زمین هنوز هم اهمیت داشت.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

افراد به ندرت از دیگر طبقات جامعه همسر انتخاب می‌کردند و تا حدودی زیادی در روابط عاشقانه خود به نظرات خانواده اهمیت می‌دادند. مهم‌ترین تفاوت بین روابط عاشقانه اواخر سده ۱۷۰۰ و اوایل سده ۱۸۰۰ با قرن قبل از آن این بود که زنان قدرت و استقلال بیشتری یافته بودند هر چند این استقلال به اندازه روزگار کنونی نبود.

برای مدتی در سده ۱۹۰۰ نگاه خوبی به قرار ملاقات‌های عاشقانه وجود نداشت

تنها کمی قبل از پایان قرن نوزدهم، واژه «قرار ملاقات» (date) در معنای امروزی‌اش ابداع شد. در سال ۱۸۹۶، جرج اید که نویسنده روزنامه شیکاگو رکورد بود در مورد زن جوانی نوشت که در تقویم خود روز‌هایی که با مردان جوان قرار ملاقات آشنایی داشته بود را خط زده و از آن با عنوان «قرار ملاقات عاشقانه» یاد کرده بود.

از آن زمان بود که قرار ملاقات زنان با مردان مجرد واجد شرایط برای انتخاب بهترین گزینه رایج شد. با این وجود، در این دوره دیدگاه نسبت به زنانی که برای مدتی با یک مرد تنها می‌شدند تغییر کرده و به چشم فاحشه به آن‌ها نگاه نمی‌شد. رواج بیرون رفتن‌های زنان مجرد چنان شدید بود که باعث جلب توجه پلیس و واکنش منفی آن شد، زیرا سیاستمداران نگاه مثبتی به این موضوع نداشتند، زیرا تا دیروقت بیرون بودن زنان را مناسب نمی‌دانستند.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

جنگ جهانی دوم خیلی زود بر ملاقات‌های عاشقانه تاثیر گذاشت

با آغاز جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹، مفهوم قرار ملاقات عاشقانه به شدت دچار تغییر شد. مردان بسیاری راهی جبهه‌های جنگ شدند از این رو زنان مجبور بودند هنگام فکر کردن به ازدواج بیشتر روی منطق خود تمرکز کنند تا احساسات عاشقانه. در این دوره زنان اهمیت کمتری به جایگاه اجتماعی مردان داشته و بیش از همه به احتمال زنده ماندن شوهر و بقای ازدواجشان فکر می‌کردند. همچنین در این دوره ازدواج از نو شکوفا شده و در فرهنگ جوانان مورد توجه قرار گرفت.

به عبارت دیگر در این دوره تعداد ازدواج‌ها افزایش و سن ازدواج کاهش یافت. این موضوع تا دهه ۱۹۵۰ صادق بود به طوری که در سال ۱۹۵۹ نیمی از زنان تا سن ۱۹ سالگی ازدواج می‌کردند. زنان می‌خواستند مطمئن باشند که زندگی مشترکشان پس از پایان جنگ نیز برقرار خواهد بود از این رو به دنبال مردانی بودند که قوی بوده و بتوانند نیاز‌های آنان را تامین کنند. بدین ترتیب در این دوران افراد خیلی سریع و با تفکرات منطقی ازدواج می‌کردند.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

در دهه ۱۹۶۰ انقلاب جنسی دنیای روابط عاشقانه را تغییر داد

در طول دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ آزادی‌های شخصی به شدت مورد توجه قرار گرفته و حقوق زنان تغییری قابل توجه را تجربه کرد. در سال ۱۹۶۳ در ایالات متحده، رییس جمهور جان اف کندی قانون حقوق یکسان برای زن و مرد را امضا کرد که بر اساس آن زنان اطمینان حاصل می‌کردند که برای انجام کار‌های یکسان با مردان، حقوق یکسانی نیز دریافت خواهند کرد. همچنین استفاده از قرص‌های ضدبارداری در سال ۱۹۶۰ قانونی اعلام شد و تعداد زنان آمریکایی استفاده کننده از این قرص در سال ۱۹۶۲ به بیش از ۱.۲ میلیون نفر رسید و خیلی زود بر تعداد آن‌ها افزوده شد.

این موضوع باعث شکل‌گیری انقلابی در زمینه روابط جنسی شد و به زنان اجازه داد که کنترل بیشتری روی بدن خود داشته باشند و بدین ترتیب بود که دورنمای قرار ملاقات عاشقانه و داشتن رابطه جنسی پیش از ازدواج به کلی تغییر کرد. داشتن روابط جنسی پیش از ازدواج در دهه ۱۹۶۰ بسیار افزایش یافته و دیدگاه زنان نسبت به روابط عاشقانه تغییر فاحشی یافت.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

در دهه ۱۹۹۰ روابط عاشقانه لحظه‌ای رواج یافت

در دهه ۱۹۹۰، اینترنت مفهوم کاملاً نوپایی بود و اغلب افراد به آن دسترسی نداشتند. به جای آن، افراد برای پیدا کردن عشق به کافه‌ها و مهمانی‌ها می‌رفتند. اگر سریال «دوستان» (Friends) را دیده باشید با شیوه قرار‌های عاشقانه افراد در دهه ۱۹۹۰ آشنا خواهید بود. در آن دوره افراد در کافی‌شاپ‌ها با یکدیگر ملاقات کرده و انتظارات از هم بسیار اندک بود.

رسانه‌های اجتماعی هنوز شکل نگرفته و نمی‌توانستید خیلی زود در مورد طرف مقابل قضاوت کنید. بدین ترتیب هنوز هم برای شناختن افراد باید به صورت چهره با چهره با آن‌ها ملاقات می‌کردید. بدین ترتیب آشنایی با افراد در این دهه بسیار ساده و لحظه‌ای شکل می‌گرفت.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

امروزه اپلیکیشن‌های اجتماعی و دوست‌یابی حرف اول را می‌زنند

در نهایت، در عصر مدرن، پلتفرم‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های دوست‌یابی بر همه روش‌های گذشته فائق آمدند و دیگر نگاه منفی که در گذشته نسبت به آشنایی از طریق فضای آنلاین وجود داشت از بین رفت. امروزه دستکم نیمی از مردم یک نفر که از پلتفرم‌های دوست‌یابی استفاده می‌کند یا شریک زندگی خود را از طریق اینترنت و پلتفرم‌های آنلاین یافته می‌شناسد. برای مثال تنها در سال ۲۰۱۸، بیش از ۵۷ میلیون نفر در سراسر جهان از اپلیکیشن دوست‌یابی Tinder استفاده می‌کردند و بدین ترتیب پیدا کردن افراد از طریق تلفن‌های هوشمند مترداف با عاشق شدن یا دستکم یک قرار ملاقات عاشقانه بود.

سبک قرار عاشقانه در طول تاریخ چه تغییراتی داشته است

آشنایی با افراد و قرار ملاقات‌های عاشقانه در طول تاریخ دستخوش تغییرات زیادی شده است و در تمام این دوران تکنولوژی نقشی حیاتی داشته است. همچنین نقش‌های اجتماعی نیز تغییر کرده و به آزادی بیشتر، دوری از رفتار‌های نمایشی و ارائه تصویر واقعی‌تری از خود همراه با تجربیات آزمایشی برای شناختن بیشتر طرف مقابل منتهی شده است.

منبع: thelist

بهترین زمان سفر به پاریس ، عروس شهرهای جهان کی است؟


هر سال بیش از ۱۸ میلیون نفر به پاریس سفر می کنند و فرانسه پرگردشگرترین کشور جهان است.برج ایفل، موزه لوور، طاق پیروزی، دیزنی لند و …. برخی از مشهورترین جاذبه های جهان در فرانسه قرار گرفته و افراد زیادی برای سفر به آن برنامه ریزی می کنند. پاریس را شهر نورها و البته شهری بارانی می نامنند. باران هایی که برای برخی دوست داشتنی و برای گروهی دیگر آزار دهنده است. در ادامه با الی گشت همراه شوید تا آب و هوای شهر پاریس را در تمامی ماه های سال بررسی کنیم و سپس با توجه به سلیقه خودتان بهترین زمان سفر به پاریس را مشخص کنید.

بهترین زمان سفر به پاریسژانویه (۱۱ دی تا ۱۲ بهمن)

ژانویه با سال نوی میلادی از راه می رسد و زمان برگزاری جشن و شادی و چراغانی خیابان های شهر است. برای شرکت در جشن هیچ جایی بهتر از خیابان شانزه لیزه و تماشای آتش بازی و رقص نور روی طاق پیروزی نیست و خلاصه سراسر شهر غرق جشن و شادی می شود.در طول ماه ژانویه، روی ویترین تمامی مغازه ها عبارت فروش ویژه زمستانی به چشم می خورد. ژانویه بهترین زمان سفر به پاریس برای عاشقان خرید است. از مراکز خرید بزرگ گرفته تا بوتیک های شخصی کوچک همه جا حراج است.جشنواره Traversée de Paris Hivernale که مختص نمایش دادن ماشین های آنتیک قدیمی است و هفته مد لباس های مردانه جزو مهم ترین رویداد های ماه محسوب می شوند.

  • میانگین دمای هوا: ۳ تا ۸ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

جشنواره Traversée de Paris Hivernaleفوریه (۱۳ بهمن تا ۱۱ اسفند)

در ماه فوریه خیابان های پاریس نسبت به همیشه کمی خلوت ترند و البته برای داشتن یک ولنتاین عاشقانه جایی رمانتیک تر از عروس شهرهای جهان پیدا نخواهید کرد. می توانید راحت عکسی تکی بگیرید و نگران حضور سایر گردشگران در عکستان نباشید یا صف خرید بلیط و ورودی جاذبه های مهم بسیار کوتاه تر هستند.مردم شهر با برگزاری کارناوال پاریس و پوشیدن لباس های سنتی به روزهای خاکستری زمستان رنگ و جان تازه ای می بخشند. البته باید بگوییم که سفر هیجان انگیز پاریس در ماه فوریه با سرمای زیادی همراه است و کلی لباس گرم همراه خودتان داشته باشید.

  • میانگین دمای هوا: ۳ تا ۹ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

کارناوال پاریس و پوشیدن لباس های سنتیمارس (۱۲ اسفند تا ۱۲ فروردین)

سرگرمی های پاریس در ماه مارس بی شمار هستند. از کاهش قیمت بلیط های سینما بگیر تا ماراتن عجیب و غریب بالا رفتن و پایین آمدن از برج ایفل! خلاصه حسابی سرگرم خواهید شد اما لازم است بدانید که مارس یکی از سرد ترین و بارانی ترین زمان ها برای سفر به پاریس است. خود پاریسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید ( Il pleut des cordes) یک بند باران می آید و مثل سایر اصطلاحاتشان توصیفی شاعرانه از باران های بهاری است.حتی بعضی سال ها در ماه مارس برف می آید. اگر از این شرایط آب و هوایی صرف نظر کنیم مارس ماهی فوق العاده برای سفر خواهد بود و در آن کارناوال های زیادی مانند Carnaval des Femmes برگزار می شوند. فستیوالی که از قرن ۱۸ میلادی تا کنون ادامه دارد و تا نیمه شب مردم را سرگرم می کند.

  • میانگین دمای هوا:  ۵ تا ۱۳ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

بارش برف بهاری در خیابان های داریسآوریل (۱۳ فروردین تا ۱۱ اردیبهشت)

آوریل در پاریس آن قدر تماشایی است که دو خواننده معروف (Ella Fitzgerald و Louis Armstrong) جاز کلاسیک آهنگ April in Paris را توصیفش خوانده اند. روز عید پاک (۱۲ آوریل) یکی از تماشایی ترین روزهای ماه است و مردم با شور و هیجان خاصی آن را جشن می گیرند.به خاطر عید پارک بازارها و رویدادهای مختلفی برپا می شوند که برای تماشایشان باید به حوالی کلیسای نوتردام بروید (برای کسب اطلاع دقیق از تاریخچه و سرگذشت غم انگیز کلیسای نوتردام در پاریس این مطلب را بخوانید). تماشای شور و حال مردم یکی از بیادماندنی ترین خاطرات سفرتان خواهد شد.بخاطر عید پاک انواع و اقسام غذاهای لذیذ و خوشمزه هم سرو می شود بعد از عید پاک هم هوا کم کم رو به گرمی می رود و ابر کم تری در آسمان است (البته بهتر است همیشه چتر همراه خود داشته باشید تا باران بهاری غافلگیرتان نکند).

  • میانگین دمای هوا:  ۸ تا ۱۷ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

جشن عید پاک در رستوران های پاریس ماه می (۱۲ اردیبهشت تا ۱۱ خرداد)

ماه می پاریس زمان شکوفایی گل ها و شکوفه هایی است که با گرم تر شدن هوا فضا را زیبا می کنند. مردم هم فرصت را برای استفاده از هوای گرم غنیمت شمره و فستیوال هایی مانند Paris Ukelele Festival و Jazz à Saint-Germain-des-Prés که حدود ۲۰ سال قدمت دارند برگزار می شود.می بهترین زمان سفر به پاریس برای علاقه مندان به هنر و موزه است. پاریس رویداد شب موزه های را برگزار می کند. (شب موزه رویدادی فرهنگی است که در آن موزه‌ ها و نهادهای فرهنگی در یک هماهنگی منطقه ‌ای برای معرفی خود به مشتریان بالقوه تا اواخر شب باز باقی می ‌مانند. به بازدید کنندگان یک بلیط ورودی مشترک داده می‌شود تا به همه موزه ‌ها و نمایشگاه ‌ها دسترسی کم‌ هزینه داشته باشند و در بسیاری موارد ورودی آن‌ ها مجانی است. تسهیلاتی هم برای حمل و نقل عمومی ارزان و راحت در این منطقه برایشان فراهم می شود).بیش از ۱۰۰ موزه و مرکز فرهنگی به این رویداد پیوسته اند. علاوه بر این رویدادها، نمایش ها، کنسرت ها و .. مراسم سرگم کننده زیادی هم در شهر برپا می شوند.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۱ تا ۲۰ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

 

شکوفه های بهاری پاریس در ماه مهماه ژوئن (۱۲ خرداد تا ۱۰ تیر)

ژوئن زمان گشت و گذار در پارک های پاریس و فضای سبز آن است (برای آشنایی با بهترین و زیباترین پارک های پاریس این مطلب را بخوانید). خوردن نوشیدنی های خنک و لذت بردن از موسیقی در فستیوال های شهر جزو سرگرمی های مردم است. فستیوال We Love Green که سازگار با محیط زیست است از سال ۲۰۱۱ در پارک ونسن برگزاری می شود.جشنواره موسیقی (Fête de la Musique) از سال ۱۹۸۲ و فستیوال جازDjango Reinhardt  در حوضه رودخانه سن برپا می شوند. البته الان دیگر فصل گردشگری فرا رسیده و خیابان های شهر پر از گردشگر است. موزه ها ساعت کاری خود را افزایش می دهند تا کار بازدید کنندگان آسان تر شود.اگر حراج زمستانی را از دست داده اید هم جای نگرانی نیست در ماه ژوئن هم حراج تابستانی است و فروشگاه های اجناس خوبی با قیمت های مناسب می فروشند.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۴ تا ۲۴ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

گل های پاریس در ماه ژوئنماه ژوئیه (۱۱ تیر تا ۱۰ مرداد)

مهمترین جشنواره در پاریس  و کل فرانسه، هر سال در تاریخ ۱۴ ژوئیه برگزار می شود که همان جشن های روز ملی فرانسه معروف به جشن های روز باستیل یا لوکتوغز است. آتش بازی در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ماه انجام می شود. ارتش رژه مفصلی در خیابان شانزه لیزه می رود، توپ های جنگی شلیک می شوند و کنسرت ها رایگان برگزار می شوند.فستیوال تویلری که در باغ تویلری برگزار می شود بین مردم شهر طرفدارن زیادی دارد. انواع غذاهای خیابانی نیز فروخته می شوند که پیشنهاد می کنیم حتما امتحانشان کنید.

  • میانگین دمای هوا: ۱۶ تا ۲۶ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۷ روز

باسیل دی، آتش بازی در کنار برج ایفلآگوست (۱۱ مرداد تا ۱۰ شهریور)

در ماه آگوست دمای هوا به بالاترین حد خود می رسد و گردشگران بسیاری از سراسر جهان راهی پاریس می شوند. اگر با سرما مشکل دارید الان بهترین زمان سفر به پاریس است. میدان رنه ویویانی محل مناسبی برای تماشای شهر بدور از ازدحام و شلوغی جمعیت است. از دیگر دیدنی های شهر باید به ارن دو لوتس (تماشاخانه رومی متعلق به قرن یکم بعد از میلاد) اشاره کنیم که برای بازدید از آن نیازی به ایستادن در صف ندارید.در آگوست اصلا فکر خرید به سرتان نزند، حراج ها تمام شده و قیمت اجناس به بالاترین میزان خود در سال می رسند.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۶ تا ۲۶ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۶ روز

سپتامبر (۱۱ شهریور تا ۹ مهر)

هوای پاریس در ماه سپتامبر یک هوا خنک تر از آگوست است که باعث شده استفاده از مترو، وسایل حمل و نقل عمومی و قدم زدن در شهر دلچسب تر شود. از جمله فستیوال های معروف ماه می توان به Jazz à La Villette اشاره کرد.اگر به فرهنگ علاقه زیادی دارید بهترین زمان سفر به پاریس برای شما در ماه سپتامبر است چرا که اپرای فضای باز از ۲۰ سال پیش تا به امروز برگزار می شوند و هر سال بیش از ۸۰۰٬۰۰۰ نفر به تماشای آن می روند. هفته مد معروف پاریس همراه با مهمانی ها و شور حال مخصوصی که به شهر می دهد هم همین موقع برگزار می شود.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۳ تا ۲۲ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۷ روز

نمایی از پارک های پاریس در سپتامبراکتبر (۱۰ مهر تا ۱۰ آبان)

تا آخر اکتبر فرصت دارید از کافه گردی های شبانه پاریس لذت ببرید وگرنه باید تا سال بعد منتظر بمانید. این ماه پر از رویدادهای سرگرم کننده و فعالیت های هیجان انگیز است. هر زمانی از سال پاریس پر از خوراکی های خوشمزه است اما آخر اکتبر و اوایل نوامبر یکی از بزرگ ترین رویدادهای شکلاتی جهان در پایتخت فرانسه برگزار می شود. همه به چشیدن طعم انواع شکلات ها و شرکت در ورکشاپ های شکلاتی دعوتند.اواخر ماه هم زمان برگزای جشن هالوین است که چهره های عجیب و غریب و برنامه های متنوع در مناطق مختلف شهر به ویژه دیزنی لند پاریس (که هم برای کودکان و هم برای بزرگ ترها بسیار هیجان انگیز است) به چشم می خورند. حواستان باشد که حتما لباس گرم با خودتان داشته باشید چرا که هوا کم کم رو به خنک شدن می رود.

  • میانگین دمای هوا:  ۱۰ تا ۱۷ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۸ روز

نوامبر (۱۱ آبان تا ۱۰ آذر)

کم کم فصل گردشگری پاریس رو به اتمام است (البته هنوز هم هزاران گردشگر در شهر هستند). معمولا همان روزهای آغازین نوامبر فستیوال موسیقی Pitchfork در سالن La Grande Halle de La Villette برگزار می شود. بعد از آن هم روز صلح (۱۱ نوامبر) با انبوه جمعیت حاضر در کنار طاق پیروزی جشن گرفته می شود.سومین پنجشنبه ماه نوامبر هم روزBeaujolais  که به خاطر برداشت محصول همراه با آتش بازی، موسیقی و غذاهای مجانی بساط شادی برپاست. معمولا قیمت پروازها هم در ماه نوامبر در کم ترین حالت ممکن قرار دارد (برای بررسی قیمت ها در تاریخ مورد نظر به خرید پرواز پاریس مراجعه کنید).

  • میانگین دمای هوا:  ۶ تا ۱۱ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

جشن روز Beaujolais در فرانسهدسامبر (۱۱ آذر تا ۱۰ دی)

دسامبر ماهی پر از سرگرمی و هیجان است که در آن تمامی مردم شهر در حال آماده شده برای استقبال از سال نو و شب کریسمس هستند. خیابان های پهن شهر سراسر چراغانی شده و غرفه های فروش غذا و نوازندگان خیابانی هم همه جا دیده می شوند. بازار artisan محل مناسبی برای خرید سوغاتی های خاص و محصولات دست ساز تولید شده توسط تولید کنندگان محلی است.نورپردازی های خیابان شانزه لیزه آن قدر زیبا و دیدنی است که از آن ور کرده زمین برای دیدنش به پاریس می آیند.

  • میانگین دمای هوا:  ۴ تا ۸ درجه سانتیگراد
  • روزهای بارانی: ۹ روز

برای اطلاع از وضعیت هوای شهر پاریس در زمان سفر به این وبسایت مراجعه کنید.

کی به پاریس نرویم؟

برای این که بهترین زمان سفر به پاریس را پیدا کنید پیشنهاد می کنیم گزینه های پیش رو را یک به یک حذف کنید. هیچ زمانی برای سفر به پایتخت فرانسوی ها بد نیست و همه چیز به علایق شخصی شما بستگی دارد. بین ماه ها دسامبر تا اوایل ژانویه هوا سر است وو بین ماه مارس تا آوریل باران های زیادی می بارد. به همین خاطر خود شهروندان معمولا آن ها را پیشنهاد نمی کنند اما اگر شما این آب و هوا را دوست دارید سرگرمی های زیادی پیش رویتان خواهید داشت. تابستان هم که بهترین فرصت برای گردش در پارک ها، شرکت در فستیوال ها و رویدادهاست.اگر تا به حال در پاریس بوده‌اید تجربه خود را با ما در میان بگذارید.        

داشتن تعطیلاتی بهتر با ۱۰ راهکار ویژه

بهترین جزایر مالزی کدامها هستند؟

نکات ضروری که قبل از سفر به ازمیر باید بدانید

اپلیکیشن های کاربردی برای سفر به کوالالامپور

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!


روزنامه خراسان: صدایی در گوش ما شبانه‌روز زمزمه می‌کند که «خانه‌ای بخر، کاری بکن کارستان، زندگی‌ات را بساز، به‌دنبال خوشبختی باش» و تقریباً همه‌مان گوش‌به‌فرمانِ این صداییم. اما پس از چند سال به دره‌ای عمیق پرتاب می‌شویم: کارنامۀ موفقیت‌هایمان را که بالاوپایین می‌کنیم تنها چیزی که به چشم می‌خورد پوچی است.

یا تا پایان عمر در این دره می‌مانیم یا به‌قول دیوید بروکس، از کوه دومِ زندگی‌مان بالا می‌آییم، آنجایی که زندگی دوباره معنا می‌شود. بروکس در کتاب جدیدش توضیح می‌دهد که چگونه زندگی در کوه دوم ما را متحول می‌کند:

از کوه دوم زندگی بالا برو

بسیاری از کسانی که مورد تحسین من هستند زندگی‌شان شبیه دو کوه بوده است. از تحصیل فارغ شدند، کارشان را شروع کردند، خانواده تشکیل دادند و کوهی را که تصور می‌کردند باید از آن بالا بروند، شناختند: می‌خواهم کارآفرین، پزشک، یا پلیس بشوم. کار‌هایی کردند که جامعه ما را به آن‌ها تشویق می‌کند مثلاً تأثیری ماندگار از خود به جا بگذار، موفق شو، خانه‌ای بخر، خانواده‌ای بساز، دنبال خوشبختی باش.

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!

افرادی که روی کوه اول هستند وقت زیادی را صرف مدیریت شهرت و اعتبار خود می‌کنند. می‌پرسند: مردم چه فکری راجع به من می‌کنند؟ رتبه‌ام کجاست؟ تلاش می‌کنند پیروزی‌هایی به دست آورند که «من» از آن‌ها لذت می‌برد. فرهنگ فردگرایانه و شایسته‌سالارِ ما نیز به‌شدت در شکل‌دادن به این سال‌های پُرجنب‌وجوش نقش دارد. افراد با این پیش‌فرض کار می‌کنند: می‌توانم خودم را خوشبخت کنم. اگر مزیتی به دست آورم، وزن بیشتری کم کنم، این تکنیک خودسازی را انجام دهم، احساس خرسندی حاصل خواهد شد.
وقتی از موفقیت ارضا نمی‌شوی.

اما در زندگیِ کسانی که دارم راجع‌به ایشان حرف می‌زنم -کسانی که واقعاً تحسین شان می‌کنم- چیزی اتفاق افتاده که در این زندگیِ خطی که برای خودشان تصور می‌کردند، اختلال ایجاد کرده است. چیزی اتفاق افتاده که مسئلۀ زیستن مطابق ارزش‌های فردگرایانه و شایسته‌سالارانه را هویدا کرده است.

بعضی از ایشان به موفقیت رسیدند و ارضا نشدند. فهمیدند که زندگی باید چیز بیشتری داشته باشد، یک هدف والاتر. بقیه ناکام ماندند. شغل شان را از کف دادند یا به رسوایی گرفتار شدند. ناگهان دیدند به‌جای صعود رو به سقوط دارند و کل هویتشان در معرض خطر قرار گرفته است و البته برای گروه دیگری از افراد، اتفاقاتی افتاد که اصلاً بخشی از برنامۀ اصلی نبود. با غول سرطان مواجه شدند یا فرزندی را از دست دادند. این تراژدی‌ها موجب شد پیروزی‌های کوه اول کاملاً به چشم ایشان بی‌اهمیت جلوه کند.

زندگی آنان را به درّه انداخته بود، چنان‌که امروز یا فردا بیشتر ما را می‌اندازد. آنان رنج می‌کشیدند و سرگردان بودند.

بعضی‌ها با این نوع رنج و اندوه شکسته می‌شوند. به نظر می‌رسد کوچک‌تر شده‌اند و بیشتر می‌ترسند و هرگز بهبود نمی‌یابند. عصبانی و رنجیده می‌شوند و رفتار‌های قبیله‌ای از خود نشان می‌دهند.

جهش بزرگ بعد از شکست

اما افراد دیگری هستند که شکسته‌باز می‌شوند. پل تیلیش، الهی‌دان شهیر آلمانی، نوشته است که رنج‌کشیدن الگو‌های معمول زندگی را به نقطۀ پایانشان می‌رساند و به شما یادآوری می‌کند آن کسی نیستید که فکر می‌کردید. سرداب نفْسِ شما عمیق‌تر از آن است که می‌پنداشتید. بعضی‌ها به اعماق پنهان خویش می‌نگرند و درمی‌یابند که موفقیت آن جا‌ها را پُر نخواهد کرد. فقط یک زندگی روحانی و عشق نامشروط از سوی خانواده و دوستان می‌تواند چنین کند. آنان درمی‌یابند که چقدر خوشبخت اند. پایین دره هستند، اما کاملاً سلامت‌اند؛ از نظر مالی نابود نشده‌اند؛ آماده‌اند برای آغازکردن سفری طولانی که در آن دگرگون شوند.

آنان درمی‌یابند که اگرچه نظام آموزشی ما عموماً برای بالارفتن از این کوه و آن کوه آماده‌مان می‌کند، اما آن چه زندگی را واقعاً تعریف می‌کند، این است که چطور از فلاکت‌بارترین لحظاتمان استفاده کرده‌ایم.

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!

شروع مجدد، چرا و چگونه؟

خب این شروع مجدد اخلاقی چطور اتفاق می‌افتد؟ چطور از زندگی که بر ارزش‌های بد استوار شده به یک زندگی استوار بر ارزش‌های بهتر کوچ می‌کنید؟

نخست، باید یک دورۀ تنهایی و عزلت وجود داشته باشد که بتوان در خویشتن به تأمل نشست.

اول باید آن صدای خود‌محورِ «من» ساکت شود تا بعد فرد بتواند آزادانه عشق بورزد و عشق بپذیرد.

گام بعدی ارتباط برقرارکردن با قلب و نفس است: با عبادت، تعمق نوشتن و هر چیزی که شما را با عمیق‌ترین امیالتان در ارتباط قرار می‌دهد.

در عزلت، میل به کسبِ اعتبار کنار می‌رود و امیال بزرگ‌تری پدیدار می‌شوند: امیال قلب (زندگی همراه با عشق به دیگران) و امیال نفس (اشتیاق به خدمت‌کردن به یک آرمان متعالی و پاک‌شدن به‌واسطۀ آن خدمت).

وقتی افراد به این شکل شکسته‌باز می‌شوند، به درد‌ها و شادی‌های جهان حساس‌تر می‌شوند. آنان درمی‌یابند: آه، آن کوه اول کوه من نبود. حالا آمادۀ سفر بزرگ‌تری هستم.
در این نقطه، بعضی‌ها تغییرات عمیقی در زندگی‌شان می‌دهند. از شغل‌های شرکتی خارج می‌شوند و شروع به تدریس در مدرسۀ ابتدایی می‌کنند. خودشان را وقف یک آرمان اجتماعی یا سیاسی می‌کنند… این اواخر با کسی آشنا شدم که قبلاً کارمند بانک بود.

آن کار ارضایش نکرد و حالا به آزادکردن زندانیان کمک می‌کند. شاید بیشتر کسانی که از دل چنین بدبیاری‌هایی بیرون می‌آیند همان شغل قبلی‌شان را حفظ کنند، با همان زندگی قبلی، ولی متفاوت می‌شوند. ماجرا دیگر دربارۀ خود نیست؛ دربارۀ رابطه است، دربارۀ بخشیدن خودت است. شادی آنان به دیدن درخشش دیگران است.

خودم مهم ترم یا هدف‌های بزرگ؟

اگر کوه اول راجع‌به ساختن من و تعریف‌کردن خود است، کوه دوم راجع‌به کنارگذاشتن من و نابودکردن خود است. اگر کوه اول راجع‌به کسب‌کردن است، کوه دوم راجع‌به اهداکردن است.
در کوه اول، آزادیِ فردی گرامی داشته می‌شود: باز نگه‌داشتن گزینه‌ها و نداشتن محدودیت. اما زندگیِ کاملاً آزاد، یک زندگی بدون تعهد و فراموش‌شده است. آزادی مثل دریا نیست که بخواهی در آن شنا کنی؛ رودخانه‌ای است که می‌خواهی از آن رد شوی تا بتوانی خودت را در آن‌سو اسکان دهی.

پس کسی که روی کوه دوم است تعهداتی برای خودش می‌سازد. افرادی که به یک شهر، یک فرد، یک نهاد یا یک آرمان تعهد دارند همه چیزشان را پای آن ریخته‌اند و پل‌های پشت سر را هم خراب کرده‌اند. قولی داده‌اند بدون این که در مقابلش چیزی بخواهند. همه‌اش را هستند.

خوشبختی خوب اما شادی بهتر است!

سرسپاری به تعهدات شادی آور

حالا معمولاً می‌توانم آدم‌های کوه اول و کوه دوم را از هم تشخیص بدهم. دستۀ اول سرسپاری بی‌نهایتی به خود دارند؛ دستۀ دوم سرسپاری بی‌نهایتی به یک تعهد دارند. من تا این جا شروع مجدد اخلاقی را متناسب با زندگی شخصی توصیف کردم، اما مسلماً کل جوامع و فرهنگ‌ها هم می‌توانند از ارزش‌های بد به‌سمت ارزش‌های بهتر بروند. گمان کنم همه می‌دانیم که نفرت، تفرقه و قطع رابطه در جامعۀ ما فقط یک مسئلۀ سیاسی نیست بلکه ریشه در بحران‌های اخلاقی و روحی دارد.

با هم خوب برخورد نمی‌کنیم و حقیقت این است که ۶۰ سال فرهنگ کوه‌اولیِ فوق‌فردگرا پیوند‌های بین مردم را سست کرده است. این مردم دیگر فرهنگ‌های اخلاقی مشترکی که در گذشته جلوی سرمایه‌داری و شایسته‌سالاری را می‌گرفت کنار گذاشته‌اند. در چندین دهۀ گذشته فرد و خود در کانون توجه بوده است. افراد کوه دوم ما را به‌سوی فرهنگی هدایت می‌کنند که رابطه‌ها را در کانون توجه قرار می‌دهد. آنان از ما می‌خواهند که زندگی‌مان را بر مبنای کیفیت دلبستگی‌هایمان بسنجیم، به این توجه کنیم که زندگی یک کار کیفی است، نه یک کار کمّی. از ما می‌خواهند که به دیگران با تمام ژرفایشان نگاه کنیم و نه صرفاً مثل یک کلیشه و شهامت داشته باشیم که در عین شکنندگی حرکت کنیم.

این افرادِ کوه دوم ما را به‌سوی فرهنگی جدید هدایت می‌کنند. تغییر فرهنگی وقتی اتفاق می‌افتد که گروه کوچکی از مردم، راه بهتری برای زیستن پیدا کنند و بقیۀ ما از آنان الگو بگیریم. این افرادِ کوه دوم آن راه بهتر را پیدا کرده‌اند.

انقلاب اخلاقیِ آنان ما را به‌سوی هدفی متفاوت رهنمون می‌شود. در کوه اول هدف ما خوشبختی است، اما در کوه دوم پاداش ما شادی است. چه تفاوتی دارند؟ خوشبختی یعنی یک پیروزی برای خود. وقتی رخ می‌دهد که به‌سمت اهدافمان حرکت می‌کنیم. ارتقا می‌گیریم. غذای خوشمزه‌ای می‌خوریم.

شادی یعنی تعالی یافتن از خود. وقتی در کوه دوم هستیم، درمی‌یابیم که هدفی به‌غایت پست داریم. با هم رقابت می‌کنیم که به شعلۀ شمعی برسیم، اما اگر جور دیگری زندگی کنیم، می‌توانیم تابش خورشید واقعی را احساس کنیم. در کوه دوم شما می‌بینید که خوشبختی خوب است، اما شادی بهتر است.

دانلود آهنگ جدید بلد است روزبه نعمت الهی


دانلود آهنگ جدید بلد است روزبه نعمت الهی

نام اثر : بلد است

خواننده : روزبه نعمت الهی

24 جولای 2019 3092 بازدید بدون نظر mohammadkia
موضوع : موزیک

بلد است-روزبه نعمت الهی



Source link

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است


برترین‌ها: حتما جمله معروف «صداقت، بهترین سیاست است» را شنیده‎اید؛ اما ما به دلایل مختلف گاهی دروغ را به صداقت ترجیح می‌دهیم، به خصوص زمانی که بحث مصاحبه کاری در میان باشد. تحقیقت نشان داده که ۸۵درصد افراد در مصاحبه‌های کاری دروغ می‌گویند؛ اما آیا تمام این دروغ‌ها به نفع‎شان تمام می‌شود؟ در ادامه دروغ‌های رایجی را که افراد در مصاحبه‌های کاری به زبان می‌آورند، که گاهی به نفع و گاهی به ضررشان است، برایتان آورده‌ایم تا این بار در مصاحبه‎هایتان حرفه‌ای‎تر عمل کنید.

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است

من به این دلایل گپ‌ کاری داشته‌ام

گپ‌های کاری در رزومه توجه مصاحبه کننده‌ها را به خود جلب می‌کند. مثلا اگر شما در رزومه تان ۲ سال کار نکرده باشید، برای طرف مقابلتان این سوال پیش می‌آید که چه اتفاقی در آن دوران برایتان افتاده است. ممکن است که شما به دلیل پیدا نکردن کار در خانه مانده باشید، اما ترجیح می‌دهید که به طرف مقابلتان دروغ بگویید؛ اما دلیلی ندارد که شما در این مورد دروغی بگویید. جدا از آن، این یک سوال کاملا شخصی است و می‌توانید در جوابش تنها بگویید: «به دلایل شخصی» شما باید از همان ابتدا طوری برخورد کنید که طرف مقابل زندگی کاری و شخصی شما را یکی نکند. پس اگر نمی‌خواهید در مورد گپ کاریتان توضیحی بدهید، بهتر است که جواب سر بالا بدهید.

تمام کارهای من در رزومه‎ام آمده است

احتمالا شما هم با توجه به شرکتی که در آن درخواست کار داده‎اید، در رزومه‎تان تغییراتی ایجاد کرده‎اید. مثلا چند ماه، کاری غیرمرتبط با رشته تحصیلی‎‎تان داشته‎اید که دانستن آن نه تنها نفعی برای استخدامتان ندارد، بلکه ممکن است به ضررتان هم تمام شود. این مورد یکی از مواردی است که پنهان کاری شما شاید به نفع‎تان باشد؛ بنابراین اگر صلاح دیدید که تجربه‌ای در رزومه‌تان را حذف کنید، حتما این کار را انجام دهید.

من برای هر ماموریتی آماده‎ام

برخی از شرکت‌ها کارشان به گونه‌ای است که باید کارمندان خود را به ماموریت در شهر‌های مختلف بفرستند. پس مطمئنا در مصاحبه چنین شرکت‎هایی، سوالی در این مورد که آیا آماده سفر در هر زمان و مکانی هستید، از شما پرسیده می‌شود. شاید شما در این شرایط برای گرفتن کار مورد نیازتان به آن‌ها پاسخ مثبت دهید، اما اگر واقعا آماده سفر به هر جایی نیستید، بهتر است که از همان ابتدا صادقانه آن را بگویید. در غیر این صورت یا با عمل انجام شده مواجه می‌شوید و مجبورید که پیشنهاد آن‌ها را بپذیرید، یا این که خیلی زود مجبور به ترک آن شرکت می‌شوید.

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است

درآمد کنونی من … تومان است

بسیاری از افراد برای گرفتن شغل مورد علاقه‎شان، در مورد حقوق قبلی خود دروغ می‌گویند. آن‌ها فکر می‌کنند که هر چه حقوق قبلی‎شان را بالاتر بگویند، شرکت جدید حقوق بیشتری به آن‌ها می‌دهد، در حالی که ممکن است همین موضوع باعث شود که آن‌ها رقم حقوقی شما را بالاتر از حد معمول دانسته و برای استخدام، ردتان کنند؛ بنابراین بهتر است حتی اگر می‌خواهید رقم حقوق قبلی‎تان را فاش نکنید، رقمی را پیشنهاد دهید که غیرمنطقی نباشد.

من شغل قبلی‎ام را دوست داشتم

شما دوست ندارید که در مورد مدیر قبلی‎تان، به مدیر جدیدتان حرف‌های ناخوشایندی بزنید، از این رو حتی اگر از او متنفر باشید، باز هم از خوبی‎هایش می‌گویید. خوشبختانه این دروغتان می‌تواند تاثیر مثبتی روی مصاحبه شما داشته باشد. در واقع ثابت شده که بد گفتن از مدیر و شرکت قبلی، یکی از بدترین تاثیرات را روی مصاحبه کننده و در نتیجه رد استخدام شما خواهد داشت.

من همیشه عاشق کار در شرکت شما بوده‌ام

مصاحبه کننده‌ها روانشناسان خوبی هستند، از این رو اگر شما برای نشان دادن تمایل به کار در آن شرکت یا برای تاثیر مثبت گذاشتن روی مدیرتان، به او بگویید که همیشه عاشق کار در شرکت او بوده‌اید، نه تنها خودتان می‌دانید که این یک دروغ است، بلکه طرف مقابلتان هم به دروغ شما پی می‌برد. البته نباید خودتان را بی‌میل و بی‎تفاوت به کار در آن شرکت نشان دهید، اما این که بگویید آرزوی کار در آن را نیز داشته‎اید، دروغ خوبی نیست.

من در آن رشته تخصص دارم

تقریبا اکثر افراد در مصاحبه‎هایشان خودشان را بیشتر از آنچه هستند، یعنی بالاتر از توانایی‌های واقعی‎شان نشان می‌دهند. در حالی که این دروغ می‌تواند در آینده دردسرساز شود. فکر کنید که شما به مدیرتان گفته‌اید که در فتوشاپ وارد هستید، اما پس از استخدام، زمانی که کاری را به شما محول می‌کنند، نمی‌توانید از پس آن بربیایید. از این رو بهتر است که به‎هیچ‎وجه در مورد دانش و توانایی‌های که دارید، دروغ نکنید.

دروغ‌هایی که در مصاحبه کاری می‌گوییم و به ضررمان است

من فردی اجتماعی هستم

کار در یک شرکت نیاز به فعالیت گروهی دارد. از این رو برای مصاحبه‎گر مهم است که شما روابط اجتماعی بالایی داشته باشید. اگر در واقعیت، شما فردی درونگرا هستید و دوست دارید که تنها کار کنید، اما در مصاحبه حرفی خلاف این راه می‌زنید، اشکالی ندارد، به شرط این که سعی کنید خودتان را با محیط وفق دهید و ارتباطتان را با دیگران حفظ کنید. انعطاف پذیری در این زمینه می‌تواند به شما کمک کند، در غیر این صورت، خیلی زود دروغ‎تان لو رفته و از موقعیت‌ی که دارید، برکنار خواهید شد.

من در کار قبلی، مدیر بوده‌ام

این که شما به مصاحبه کننده بگویید که در شغل قبلی‌تان مسئول یا مدیر بخشی بوده‌اید، مطمئنا در نگاه اول او را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما بدون شک او با سوالات بیشتر در آن زمینه، متوجه دروغ شما می‌شود. اگر می‌خواهید نشان دهید که توانایی‌های بالایی دارید، به جای تمرکز روی شغل قبلی و دروغ گفتن، بهتر است که روی موقعیت جدیدتان تمرکز کنید و انتظارتتان را از موقعیتی که می‌خواهید در آن باشید، صادقانه بیان کنید.

نقطه ضعف من اعتیاد به کار زیاد است

یکی از سوالاتی که معمولا همه مصاحبه کننده‌ها از شما می‌پرسند این است که نقطه ضعفتان چیست؟ در این شرایط، باز هم شما دوست ندارید نکاتی منفی از خودتان بروز دهید، به همین دلیل جملاتی مانند «من به کارم اعتیاد دارم» یا «بیش از حد منظم و مسئولیت پذیر هستم» را به زبان می‌آورید. واقعیت این است که آن‌ها این سوال را نمی‌پرسند که تعریف بیشتری از شما بشوند، بلکه می‌خواهند میزان شناخت شما از شخصیتتان و تمایل به بهبود نقطه‎ضعف‎هایتان را بسنجند؛ بنابراین بهتر است که در پاسخ به این سوال، خود واقعی‎تان را نشان دهید.

منبع: bestlifeonline

در مرگ دلخراش کودک متأثر از «عصر جدید»، چه کسی مقصر است؟


روزنامه جام‌جم: بار‌ها هشدار داده بودند در پشت صحنه برنامه یک تیم پزشکی حاضر است که در صورت بروز حادثه به کمک شرکت‌کنندگان می‌شتابند. از سوی دیگر، شرکت‌کنندگان هم بعد از اجرا همیشه از سال‌ها تمرینشان برای اجرای چنین حرکاتی می‌گفتند. با این وجود، اما آنچه نباید می‌شد، حادث شد.

پدری می‌گوید پسر ۱۲ ساله‌اش به تقلید از یکی از اجرا‌های برنامه عصر جدید طناب را بر گردنش آویخت تا حرکات نمایشی را امتحان کند و بازی بازی جان خود را جدی جدی از دست داد. سه‌شنبه هفته گذشته ۱۸ تیر، جسد حلق‌آویز شده این نوجوان در حیاط منزلشان در بابل کشف شد. برخی انگشت اتهام را به سوی برنامه و تلویزیون گرفتند و پخش چنین برنامه‌ای برای همه گروه‌های سنی را باعث و بانی این رخداد خواندند، عده‌ای پشت عصر جدید درآمدند، از هشدار‌های پی درپی و ساعت دیرهنگام پخش آن گفتند و خانواده را مسؤول اصلی بروز چنین حادثه‌ای معرفی کردند.

در مرگ دلخراش کودک متأثر از «عصر جدید»، چه کسی مقصر است؟

هر چه بگوییم و این و آن را مقصر کنیم، سهیل از سفر رفته بازنمی‌گردد، اما با پرداختن به جزئیات این ماجرا و نگاه کارشناسی به آن شاید بتوان از بروز اتفاقات مشابه در آینده جلوگیری کرد. به همین منظور در ادامه به جزئیات این حادثه و اطلاعیه پلیس را بیان کردیم و از یک کارشناس رسانه در مورد نقش رسانه و خانواده در چنین ماجرا‌هایی پرسیده‌ایم.

۱۲ سال داشت، نامش سهیل بود و در بخش گتاب روستای کرتیچ‌کلا (بالا‌میرکلاء) بابل زندگی می‌کرد. پدرش به رسانه‌ها می‌گوید: «یک شب برنامه عصر جدید را می‌دیدیم. آن قسمتی بود که شرکت‌کننده طنابی به دور گردنش انداخت و حرکات نمایشی اجرا می‌کرد. پسرم پرسید: بابا این‌ها چنین کاری انجام می‌دهند خفه نمی‌شوند؟ گفتم: این‌ها سال‌ها تمرین کرده‌اند و یک دکتر هم آنجا حضور دارد که اگر مشکلی پیش آمد کمکشان کند. گفتم پسرم این کار‌ها خیلی خطرناک است و نیاز به تمرین و مهارت زیادی دارد. به فرزندم تاکید کردم از این کار‌ها را انجام ندهی، گفت نه فقط سوال می‌کنم.»

طبق روایت خانواده، پسر شنیده، اما گوش نداده است. سهیل با دیدن حرکات نمایشی برخی گروه‌های شرکت‌کننده در برنامه تلویزیونی عصر جدید قصد انجام این حرکات را داشته و روزی که اعضای خانواده برای انجام کاری بیرون رفته بودند، فکر خود را عملی می‌کند. خسرو نصیرایی، پدر سهیل ادامه می‌دهد: پسر من گاهی کار‌های خطرناک انجام می‌داد من هم به او هشدار داده بودم که چنین کار‌هایی را وقتی تنهاست انجام ندهد. روز حادثه با پرچمی که در خانه داشتیم و در طبقه پایین خانه بود می‌خواسته به تقلید از حرکاتی که در آن برنامه دیده بود خودش را تاب دهد که پرچم را بالای میله‌ای که روی ستون خانه بود گذاشته و آویزان شده، اما گیر افتاد و نتوانست خودش را نجات دهد. اعضای خانواده پس از مراجعه به خانه با جسد حلق‌آویز فرزندشان مواجه شدند.

پلیس چه می‌گوید؟

پدر سهیل به ایسنا گفته است: فرزندم بازیگوش بود و خیلی به این برنامه‌ها توجه می‌کرد، اگه جلویش را می‌گرفتم تکرار برنامه را می‌دید و در حال حاضر نمی‌توان بچه‌ها را کاملا از این برنامه‌ها دور نگه داشت. به دوستانش گفته می‌خواهم برنامه عصر جدید اجرا کنم، اما توضیح نداد، به ما هم چیزی نگفته بود و از خلوتی خانه استفاده کرد… او به دنبال امتحان برنامه‌های هیجان‌انگیز بود، اما از این آزمون برنگشت. رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس مازندران در گفتگو با خبرنگار گروه حوادث جام‌جم در این‌باره بیان کرده است: فوت پسر ۱۲ ساله را تایید می‌کنیم، اما علت و انگیزه‌اش مشخص نیست و موضوع تقلید از برنامه ادعای پدر این طفل است و نمی‌توان آن را تایید و تکذیب کرد. البته تحقیقات اولیه نشان می‌دهد متوفی اختلاف با خانواده و مشکلی در زندگی‌اش نداشته است.

در مرگ دلخراش کودک متأثر از «عصر جدید»، چه کسی مقصر است؟

تنها ۵ کیلومتر تا بهشت

کودکان، من و شما نیستند که با دیدن سریال و برنامه تلویزیونی بتوانند خوب و بد آن را تمیز و تصاویرش را تجزیه و تحلیل کنند. هرچقدر از سواد رسانه‌ای بگوییم و درصدد آموزش آن در مدارس و… باشیم، در بعضی موارد با توجه به توانایی‌های ذهنی کودک و قدرت استدلال او در مواجهه با خطر زیاد نمی‌توان روی آموزش‌های پیشگیرانه حساب باز کرد.

به‌همین خاطر از این دست اتفاق‌های تلخ در ایران و آن‌سوی مرز‌ها بسیار افتاده است. مثلا همین چند سال پیش محمدمهدی، ۱۲ ساله خواست به تقلید از سریال پنج کیلومتر تا بهشت روح شدن را امتحان کند تا در آن حال نزد خانواده‌اش بیاید، اما رفت و برنگشت. او مقابل چشمان برادر کوچک‌ترش روسری را به میله بارفیکس قلاب کرد، حلق‌آویز شد و تمام.

کی مقصره؟

ماجرای محمدمهدی حسابی برای سازندگان سریال دردسرساز شد و پای آن‌ها را به دادگاه کشاند، اما سوال اینجاست که واقعا رسانه در این میان تا چه حد موثر و مقصر است؟ رسانه می‌تواند برای برنامه‌هایش گروه سنی در نظر بگیرد که این مهم با توجه به فراگیر بودن تلویزیون چندان محلی از اعراب ندارد و سر آخر کار به‌دست خانواده می‌افتد. یعنی تلویزیون می‌تواند پیش از پخش برنامه اعلام خطر کند که مثلا هرگز در منزل حرکات شرکت‌کنندگان این برنامه را امتحان نکنید.

مجری و عوامل برنامه می‌توانند در طول آن تذکر دهند یا علامت ممنوعیت سنی زیر برنامه درج شود، اما به‌واقع همان‌گونه که در قصه تلخ سهیل شاهد بودیم، گاهی کنجکاوی‌بچه‌ها آن هم در سن و سالی خاص آن‌قدر زیاد است که کار از دست تلویزیون خارج و برای خانواده‌ها هم دشوار می‌شود. به‌ویژه آن‌که امروز اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی هم به میدان آمده‌اند و این‌که کودک یا نوجوان تصاویری با محتوای خطرناک یا نامناسب ببیند، احتمالش بیش از پیش است و جلوگیری از آن سخت.