ازدواج مدرن، شراکتی پنجاه – پنجاه است؟


برترین‌ها: امروز در این مطلب، یکی دیگر از دلایل فروپاشی رابطه، که منجر به طلاق می‌شود را بررسی خواهیم کرد. باور غلطی مبنی بر اینکه ازدواج مدرن، باید شراکتی پنجاه – پنجاه باشد. به عقیده‌ی من، این هم یکی از آن باور‌های غلطی‌ست که می‌تواند رابطه ازدواج را به سمت تخریب ببرد و چه بسا منجر به طلاق و جدایی شود و یکی از دلایل طلاق این باور غلط است؛ ازدواج مدرن شراکتی پنجاه – پنجاه است.

بعضی از مردم تصور می‌کنند اگر همه چیز به صورت مساوی تقسیم نشود به نوعی مورد سوءاستفاده قرار گرفتند. حقوق یکسان، موقعیت‌های یکسان، درآمد یکسان … این‌ها دیگر کلماتی کلیدی و تکراری شده اند، بسیاری از مردم دموکراسی را با برابری هم معنا می‌دانند.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

ازدواج مدرن چیست؟

ازدواج مدرن به معنای برابری زن و مرد از لحاظ حقوقی و مدنی است، برابری انسان‌ها با یکدیگر به معنی آزادی است. نقش‌ها‌ی گذشته تضعیف شده است، در گذشته زن‌ها در آشپزخانه بودند و مردان در نشیمن مشغول مدیریت بودند. اما امروز می‌تواند این نقش عوض شود. ممکن است که خانمی مدیر باشد و شوهرش در آشپزخانه در حال آشپزی باشد.

دیگر در ازدواج مدرن نقش‌های جدی و تکراری ثابت در مورد زن‌ها و مرد‌ها ضعیف شده است و به همین دلیل این باور به وجود آمده است که ازدواج مدرن هم شراکتی پنجاه – پنجاه است. این باور غلط، باعث تخریب بسیاری از ازدواج‌ها و چه بسا منجر به طلاق و جدایی شده است.

نکته بسیار مهم این است که اگرچه که مردم با هم برابر هستند، اما با یکدیگر فرق دارند و برابری به معنی این نیست که تفاوتی بین زن ومرد وجود نداشته باشد. یکی از مراجعین من مردی به نام علی بود، او طرفدار حقوق زن‌ها بود.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

وقتی که با مریم ازدواج کرد معتقد بود که همه کار‌ها باید باهم تقسیم شود، او می‌گفت هر دوی ما کار می‌کنیم، هر دوی ما درآمد یکسان داریم، هر دو خسته به خانه می‌آییم، بنابراین یک روز مریم غذا درست می‌کند و یک روز هم من. ظاهراً پیشنهاد علی مشکلی نداشت، اما او یک واقعیت مهم را فراموش کرده بود، واقعیت این بود که آشپزی او به اندازه آشپزی مریم عالی نبود و به همین دلیل در آشپزخانه وقت و انرژی بسیار بیشتری می‌گذاشت. در عوض، مریم هم غذا پختن را دوست داشت.

آن‌ها می‌توانستند تقسیم کار را به گونه دیگری انجام بدهند، مثلاً بعضی از کار‌های دیگر در خانه را که علی در آن توانمندی بیشتری داشت مانند جابجایی وسایل خانه، بردن آشغال بیرون از خانه و سایر کار‌ها را انجام بدهد.

لازم نیست که در همه کار‌ها حتماً یک خط کش وجود داشته باشد به همین ترتیب نمی‌شد که علی انتظار داشته باشد مریم کار تعمیرات خانه و جابجایی اجسام سنگین را به عهده بگیرد.

محمد و نیلوفر هم زوج دیگری بودند که نوزاد چهار ماهه داشتند، به همین دلیل نیلوفر شب‌ها خوب نمی‌خوابید، نوزاد ۴ ماهه در طول شب چندین بار باید شیر بخورد و جایش عوض شود.

نیلوفر معتقد بود که باید وظیفه نگهداری از نوزاد حتماً منصفانه تقسیم شود، به همین دلیل نیلوفر می‌گفت یک شب من در کنار نوزادم بیدار می‌مانم و یک شب هم باید محمد بیدار بماند.

البته محمد می‌توانست با بطری خوب به نوزاد شیر بدهد و پوشک بچه را هم عوض کند. اما محمد پزشک جراح بود و می‌گفت اگر من خوب استراحت نکنم در هنگام جراحی ممکن است که گیج بزنم و تعادل نداشته باشم (در آن لحظه من با خودم فکر کردم اگر من قرار باشد مورد جراحی قرار بگیرم حتما باید مطمئن باشم که پزشک من تعادل کامل و تمرکز کامل دارد).

اما نیلوفر می‌گفت محمد برای فرار از مسئولیت این حرف‌ها را می‌زند، او می‌خواهد از من سوء استفاده کند، او فکر می‌کند که زن باید وظیفه نگهداری از نوزاد را به عهده بگیرد، اما در ازدواج مدرن زن و مرد کاملا با هم برابر هستند و نباید تبعیضی بین آن‌ها باشد.

من به او گفتم واقعیت این است که کار پزشک جراح بسیار دقیق است و مرگ و زندگی افراد در دستان اوست و اگر که به دلیل مراقبت از نوزادش هنگام کار احساس گیجی و عدم تعادل کند، ممکن است که دستانش بلرزد. دموکراسی به معنی پنجاه – پنجاه نیست، به معنی منصف بودن و حقوق یکسان را در نظر گرفتن است.

من به محمد پیشنهاد دادم که بعضی از مسئولیت‌های دیگر را به عهده بگیرد مثلاً آشپزی را به عهده بگیرد، و یا روز‌هایی که فردای آن روز جراحی ندارد مثلاً آخر هفته‌ها مراقبت از نوزاد را در طول شب به عهده بگیرد.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

استفاده از جایگزینی نابرابر مسئولیت‌ها

به جای مشارکت پنجاه پنجاه می‌توانید از جایگزینی نابرابر مسئولیت‌ها استفاده کنید. بسیاری از زوج‌ها وظایف نابرابر را ترجیح می‌دهند، بعضی از آقایان ممکن است که در آشپزی توانمندی و استعداد بیشتری داشته باشند بنابراین در این زمینه مسئولیت بیشتری به عهده می‌گیرند و همسر آن‌ها مسئولیت‌های دیگر را به عهده می‌گیرد.

ازدواج یک پیوند قلبی است و یک مشارکت تجاری نیست و لازم نیست همه چیز با خط کش تقسیم بر دو شود. لازم است که هر دو با یکدیگر منصفانه برخورد کنند و دید مثبتی داشته باشند و این طور تصور نکنند که اگر کار‌ها تقسیم بر دو نشود به معنی آن است که دموکراسی برقرار نمی‌شود و این در تناقض با ازدواج مدرن است.

به عقیده من این یک خطای هست که بسیاری از افراد فمنیست در آن افتاده‌اند، البته فمینیست‌های افراطی اینطور هستند. دریک رابطه و ازدواج مدرن قطعا زن و مرد به لحاظ حقوقی با یکدیگر برابر هستند، اما به این معنا نیست که جسم زن و جسم مرد شبیه هم است تفاوت‌های فیزیکی و روانی در آن‌ها وجود دارد.

ازدواج، مشارکت پنجاه – پنجاه نیست

زوجین نباید اینطور فکر کنند که ازدواج ما مشارکت پنجاه – پنجاه است. یکی از مراجعین من خانمی بود که خانه داری را دوست داشت، شوهرش بیرون کار میکرد و خانم هم به کار‌های خانه رسیدگی می‌کرد، آشپزی می‌کرد و نظافت منزل را به عهده داشت. دوستانش به او می‌گفتند تو بسیار زن سنتی هستی، بایدبه یک روانشناس مراجعه کنی تا به بلوغ فکری برسی.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

اما من به او گفتم فرد بالغ کسی است که خودش تصمیم هایش را می‌گیرد و این هم تصمیم با تو است حداقل برای امروز. متاسفانه بسیاری از مردم خیال می‌کنند که همه باید از زاویه آن‌ها به جهان نگاه کنند. زوج‌های زیادی رادیده ام که نوبتی کار‌های خانه را انجام می‌دهند:

من پنج بار غذا پختم و تو دو بار

من چهار بار آشغال‌ها را بیرون بردم و توسه بار

من دوبار لباس‌های کثیف را شستم و تو یک بار

من دوبار خانه را جارو کردم و تو سه بار

من گاهی از مراجعان می‌خواهم به این نکته توجه کنند که؛ گفتن اینکه من از تو چقدر بیشتر کار می‌کنم، نشان دهنده عدم عشق در رابطه است. وقتی که شخصی، دیگری را دوست داشته باشد، از انجام دادن کار برای او لذت می‌برد و برایش خوشایند است که بتواند زندگی را برای او آسان‌تر و خوشایندتر کند.

ازدواج مدرن چیست؟ ازدواج شراکت پنجاه_پنحاه نیست

بنابراین برابری به معنی پنجاه پنجاه نیست و زوجینی که اینگونه به رابطه‌شان نگاه می‌کنند دیر و زود به سمت طلاق می‌روند. قطعاً احترام متقابل و رابطه متقابل و مساوات در ازدواج اهمیت دارد و انکار ناپذیر است، اما این به معنی آن نیست که خط کشی در دست داشته باشید. بلکه رابطه مانند سینی است که هر کسی باید آنچه را که دارد در طبق اخلاص بریزد.

نظر شما در رابطه با این موضوع چیست؟

منبع: برگرفته از نوشته‌های ارسطو رضایی، در شبکه اجتماعی ویرگول

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟


برترین‌ها: یافتن قالیشویی خوب در هر یک از نقاط تهران کار دشواری به نظر می‌رسد، اما این دشواری، با آگاهی نسبت به نکاتی می‌تواند سهل و آسان شود. قالیشویی غرب تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست و یافتن یک قالیشویی با خدمت رسانی خوب و کیفیت بالا، تبدیل به یکی از دغدغه‌های ساکنین مناطق غرب تهران شده است. البته این حساسیت نسبت به قالیشویی، کاملا به‌جا و منطقی است. فرش یکی از اصلی‌ترین اجزای خانه‌های ایرانی به حساب می‌آید و قیمت این کالای ارزشمند، مدام در حال افزایش است. به همین خاطر، سپردن فرش‌ها به قالیشویی و نوسازی فرش‌ها، عقلانی‌تر از خرید فرش جدید می‌باشد.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟

اگر از ساکنین غرب تهران هستید، این مطلب می‌تواند برای شما مفید واقع شود. در ادامه این مطلب با برترین‌ها همراه باشید تا نکاتی را برای انتخاب بهترین قالیشویی در غرب تهران با شما در میان بگذاریم و اطلاعات مفیدی در ارتباط با لزوم شستشوی فرش در قالیشویی بیان نماییم.

نکاتی در رابطه با قالیشویی غرب تهران

شستشوی فرش‌ها در روزگار کنونی و در شرایطی که خرید فرش جدید دشوارتر شده است، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. هر کجایی از ایران و یا تهران زندگی کنید، لازم است هر چند ماه یکبار فرش‌های خود را به قالیشویی بسپارید تا شسته شده و آلودگی‌ها را دور نمایید.

تعداد قالیشویی‌های سطح شهر در حال افزایش هستند و همین موضوع سبب گشته که یافتن قالیشویی خوب در تمام نقاط تهران دشوارتر شود. عدم انتخاب هوشمندانه یک قالیشویی می‌تواند سبب عواقب بدی را برای فرش‌های شما به همراه داشته باشد. پوسیده شدن فرش، تمیز نشدن آن، تا خوردن فرش، رنگ گرفتن آن و … می‌توانند از عوارض سپردن فرش‌ها به قالیشویی‌های غیرمتخصص باشد.

بدیهی است که افراد ترجیح می‌دهند که قالیشویی را در حوالی منزل خود انتخاب کنند تا حمل و نقل و تحویل فرش‌ها با سرعت بیشتری صورت پذیرد. اینکه در هر منطقه‌ای از تهران، شامل شرق، غرب، شمال، جنوب و یا حتی مرکز آن، کدام قالیشویی بهترین قالیشویی است خود نیز دغدغه‌ای برای اهالی هر منطقه به حساب می‌آید.

اگر از ساکنین غرب تهران هستید، برای اینکه بتوانید انتخاب ساده‌تری داشته باشید و بهترین گزینه را انتخاب نمایید، بهتر است با ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران آشنا شوید. سعی کنید حتما قالیشویی را انتخاب کنید که تمام ویژگی‌هایی که به آن‌ها اشاره خواهیم کرد را داشته باشد.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟

ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران

انتخاب قالیشویی خوب یکی از دغدغه‌های اصلی ساکنین غرب تهران است. در راستای راهنمایی اهالی این مناطق برای یافتن و انتخاب قالیشویی خوب، ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران را بررسی خواهیم کرد تا افراد بتوانند با آگاهی کامل‌تر و با اطمینان بیشتر، فرش‌های خود را به قالیشویی بپردازند. برخی از اصلی‌ترین ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران به شرح زیر هستند:


  • ارسال کارشناس به محل

یکی از ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران این است که کارشناسانی از سوی قالیشویی به محل، اعزام می‌شوند تا فرش را مورد بررسی قرار دهند. در برخی شرایط ممکن است فرش شما با مشکلاتی مواجه باشد که پیش از شستشوف نیاز به تعمیرات داشته باشد. در این شرایط کارشناس فرش به شما این هشدار را خواهد داد که ممکن است در صورت عدم تعمیر پیش از شستشو، فرش با مشکلاتی روبه‌رو شود. امروزه بسیاری از قالیشویی‌ها، علاوه بر خدمات شستشو، خدمات تعمیر فرش را نیز ارائه می‌دهند. تعمیراتی که مورد نیاز فرش شماست، توسط کارشناس مشخص می‌شوند و به اطلاع مشتری می‌رسد.


  • حمل و نقل صحیح فرش‌ها

فرش‌هایی که به صورت صحیح حمل و نقل نشوند، در معرض مشکلاتی قرار خواهند گرفت. به طور مثال برخی از قالیشویی‌های غیر متخصص در غرب تهران، فرش‌ها را به صورت تا خورده حمل می‌کنند. این تا خوردگی ممکن است سبب گردد که اثر تا خوردگی فرش تا مدت‌ها بر روی آن بماند و جلوه بدی به خانه ببخشد. بهترین قالیشویی غرب تهران، فرش را به صورت رول شده حمل می‌کند تا فرش کمترین آسیب را ببیند. یکی دیگر از نکات حائز اهمیت در حمل و نقل فرش‌ها، کاور کردن آن‌هاست. کاور کردن سبب می‌شود که فرش از آسیب‌ها و آلودگی‌ها به دور بماند.


  • استفاده از تجهیزات پیشرفته قالیشویی

در زمان‌های گذشته، شستشوی فرش‌ها به صورت کاملا دستی و توسط افراد مشخصی صورت می‌پذیرفت، اما پیشرفت علم سبب گشت که دستگا‌های به خصوصی برای شستشوی ماشینی فرش‌ها به صورت اتوماتیک به وجود آیند. یک قالیشویی خوب و متخصص، این دستگاه‌های پیشرفته را دارا می‌باشد که این می‌تواند سبب شود که فرش شما با سرعت و دقت بیشتری شسته شود.

قالیشویی غرب تهران؛ بهترین گزینه کدام است؟


  • مواد شوینده با کیفیت

اینکه هر فرش با چه نوع شوینده‌ای باید شسته شود امری کاملا تخصصی است. بهترین قالیشویی غرب تهران با داشتن این تخصص می‌تواند از بهترین شوینده‎ها برای شستشوی فرش استفاده نماید تا آسیبی به بافت فرش شما وارد نشود.


  • قیمت‌های اتحادیه قالیشویی

تمام قالیشویی‌های کشور، زیر نظر قوانین اتحادیه قالیشویی فعالیت می‌کنند و ملزم هستند از این قوانین پیروی نمایند. قیمت‌های بهترین قالیشویی غرب تهران بر اساس تعرفه‌های اتحادیه مشخص می‌شود و هزینه مناسبی برای شستشوی فرش دریافت می‌کند.


  • پشتیبانی صحیح توسط قالیشویی

یک قالیشویی خوب برخورد خوبی با مشتریان خود دارد. یکی از وظایف اصلی بهترین قالیشویی غرب تهران این است که اطلاعات کافی و مفیدی در رابطه با نحوه شستشوی فرش و یا هزینه‌های آن در اختیار مشتریان قرار می‌دهد.


  • ارسال سریع فرش‌ها

یک قالیشویی خوب و متخصص زمان‌شناس و دقیق است و خدمات خود را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مشتریان ارائه می‌دهد. سرعت در انجام خدمات یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های بهترین قالیشویی غرب تهران به حساب می‌آید.


  • نظرخواهی از مشتریان

معمولا بهترین قالیشویی‌ها، پس از اتمام کار از مشتریان خود نظرخواهی می‌کنند و سعی بر این دارند که بهترین خدمات را در اختیار مشتریان قرار دهند. مشتری‌مداری از اصول اولیه تمام مشاغل است و محدود به قالیشویی‌ها نمی‌شود.

‌چه عواملی لبخند ایرانیان را کم‌رنگ کرده است؟


روزنامه توسعه ایرانی – سعیده علیپور: این روزها، در میانه‌ای‌که جهان، خارج از همه تصوراتش درگیر ویروسی کشنده شده است؛ ویروسی که بیش از یک میلیون نفر را تا به امروز به کام مرگ کشانده و آسیب‌های مادی و معنوی فراوانی به دارایی‌های بشر وارد آورده؛ شاید شنیدن واژه «مهربانی» غریب به نظر برسد. آن هم زمانی که به آدم‌ها توصیه می‌شود هر چه بیشتر از همه فاصله بگیرند، از نفس‌های هم بگریزند و صورتشان را پشت ماسک‌های چند لایه پنهان کنند.

‌چه عواملی لبخند ایرانیان را کم‌رنگ کرده است؟

اما فارغ از شرایط ویژه یک سال اخیر جهان، ۱۳ نوامبر برابر ۲۳ آبان ماه چند سالی است که عنوان «روز جهانی مهربانی» را بر خود دارد. روزی که توصیه شده انسان‌ها به هم لبخند محبت‌آمیز بزنند و ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها را فراموش کنند.

با این حال برخی معتقدند کمرنگ شدن لبخند‌های محبت‌آمیز در ایران و فراوان شدن ابروان در هم گره خورده، نه به این سال کرونایی و استتار در ماسک‌ها برمی‌گردد که چند سالی است رخ نشان داده است.

سال گذشته مؤسسه نظرسنجی بین‌المللی گالوپ در تحقیقی عصبانی‌ترین ملل جهان را در لیستی مرتب کرد که بر اساس آن، ایرانی‌ها جزو پنج ملت اول عصبانی در جهان قرار گرفتند. نگاهی به افزایش آمار جرایم مبتنی برخشونت، عصبانیت، تندخویی، خشم و نزاع وتوهین و ضرب و شتم و … در چند سال اخیر شاید تاییدی بر این مدعا باشد.

شرایطی که نشان می‌دهد آستانه تحمل مردم و تاب‌آوری جامعه کاهش یافته و با کوچکترین تنش شاهد عکس‌العمل‌های کلامی و رفتاری خارج از عرف بین افراد هستیم.

حال اگر موضوع کرونا و استرس، دغدغه‌ها و تبعات ناشی از آن را هم به مسائل عادی بیفزاییم این وضعیت به اعتقاد کارشناسان و دست‌اندرکاران امر نسبت به قبل وخیم‌تر هم شده است.

بیشتر ما روزانه دوروبرمان شاهد بی‌قراری‌ها، عصبانیت‌ها، از کوره دررفتن‌ها یا به عبارتی کاهش آستانه تحمل مردم و نیز خود هستیم، به طوری که با بی‌اهمیت‌ترین موضوع که می‌توان با صبر و بی‌اعتنایی و گذشت از کنار آن عبور کرد، بگو و مگوها، کشمکش‌ها، جدال‌ها و دعوا‌های شدید شکل می‌گیرد و گاهی منجر به شرایط جبران‌ناپذیری می‌شود و اتفاق‌هایی رخ می‌دهد که زندگی افراد درگیر را نابود می‌کند.

‌چه عواملی لبخند ایرانیان را کم‌رنگ کرده است؟

چگونه مهربان باشیم؟

با این شرایط شاید صحبت از مهربانی چندان محلی از اعراب نداشته باشد. اما بسیاری از روانشناسان معتقدند با یادآوری دائمی این مقوله به مردم و آموزش آن به فرزندان و دانش‌آموزان می‌توان شاهد معجزات بزرگی حتی در شرایط سخت و بحرانی بود.

شاید به همین دلیل باشد که در سال‌های دور گروهی از نهاد‌های بشردوستانه با یکدیگر متحد شدند تا مردم را تشویق کنند که خارج از مرزها، نژاد و مذهب به یکدیگر مهربانی کنند و هدیه بدهند. هدیه‌هایی مثل کتاب، لباس، غذا، شاخه‌ی گل و حتی یک لبخند.

به عقیده روانشناسان رفتار‌های مهربانانه چند وجهی دارند. نتایج پژوهش‌ها نشان داده است تاثیر مثبت مهربانی، بر شخص مهربان، بیشتر از فرد دریافت‌کننده مهربانی است، به عبارت دیگر فرد دهنده (مهربانی) از فرد گیرنده (مهربانی) خوشحال‌تر می‌شود و جالب‌تر اینکه عمل مهربانانه بیشترین تاثیر را بر فردی دارد که به صورت اتفاقی شاهد این ماجرا بوده است. نتایج چند پژوهش نشان داده است، احتمال اینکه فردی که شاهد تعامل مهربانانه‌ای بود، عملی مهربانانه انجام دهد، ۷۰ درصد بیش از فردی است که چنین تعاملی را ندیده است.

اما روانشناسان معتقدند؛ بخشی از مهربانی‌هایی که افراد به یکدیگر روا می‌داند، به فرهنگ و آداب و رسوم یک جامعه باز می‌گردد، بخشی از آن نشات گرفته از مولفه‌هایی است که نظام سیاسی و اجتماعی و حتی شهری، در اختیار شهروندانش می‌گذارد و حتی بخشی به تصمیم فردی افراد برای تغییر در روابطشان منوط است. از هدیه دادن به افرادی که دوستشان داریم و لبخند زدن به کودکان و تماس تلفنی با دوستان و غذا دادن به پرنده‌ها و حیوانات گرفته تا اهدای خون، کاشتن درخت، زباله نریختن در خیابان و طبیعت، کمک کردن به افراد نیازمند، بازدید از خانه سالمندان و تشکر کردن از افرادی که با خدمات خود به جامعه کمک می‌کنند مثل پلیس، پاکبان، آتش‌نشان، پرستار و هزاران مورد دیگر می‌تواند لیستی باشد از مهربانی‌های کوچکی که می‌توانیم بدون سختی در حق اطرافیانمان روا داریم. با این حال به نظر می‌رسد این روز‌ها بسیاری از ما چنان با مشکلات و سود و زیان‌های خود درگیر هستیم که به این موضوعات نمی‌اندیشیم.

شروین دادخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه: «درگیری یک جامعه با دومینوی بحران‌ها در ابعاد گوناگون باعث می‌شود افراد برای گذر از مشکلات به خودخواهی فردی رسیده و با نگاهی فردگرایانه به حل معضلات بپردازند که همین امر نامهربانی اجتماعی را شکل می‌دهد»

فاصله گرفتن جامعه از مهربانی اجتماعی

‌چه عواملی لبخند ایرانیان را کم‌رنگ کرده است؟

جامعه ایرانی و مردمی که در این جامعه زندگی می‌کنند سال‌های سال است که مهربانی را یکی از هزاران خصلت نیک خود می‌دانند و به میزانی که توانسته‌اند از آن در تمامی امور استفاده کرده‌اند، اما طی چند سال اخیر موضوع مهربانی در بین افراد در سطح پایینی قرار دارد به صورتی که گاهی به ذهن افراد خطور می‌کند که این مهربانی از بین رفته و تبدیل به یک حلقه مفقوده در بین مردم شده است.

شروین دادخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، در خصوص این موضوع گفت: «نمی‌توان به صورت کلی گفت جامعه حال حاضر ما جامعه‌ای نامهربان است بلکه باید گفت برخی از رفتار‌های معطوف به احسان و کمک‌رسانی به همنوعان در گذشته وجود داشته که در شرایط حال حاضر و تعامل در بین افراد و برخی از اقشار‌ها از بین رفته است. درگیری یک جامعه با دومینوی بحران‌ها در ابعاد گوناگون باعث می‌شود افراد برای گذر از مشکلات به خودخواهی فردی رسیده و با نگاهی فردگرایانه به حل معضلات بپردازند که همین امر نامهربانی اجتماعی را شکل می‌دهد».

به گفته او مهربانی با عصبانیت و خشونت رابطه معکوس دارد. یعنی زمانی که شاهد کاهش مهربانی در جامعه‌ای هستیم، می‌توانیم گسترش خشونت در جامعه را نیز انتظار داشته باشیم.

بحران اقتصادی چند ساله اخیر جامعه را به سمت عصبیت هر چه بیشتر سوق داده. برخی درگیر معیشت روزانه خود شده‌اند و برخی دیگر به دلیل احساس ناامنی اقتصادی به مال‌اندوزی هر چه بیشتر، آن هم به هر قیمتی سوق پیدا کرده‌اند.

او با بیان اینکه احساس تبعیض و محرومیت در جامعه یکی دیگر از عوامل نامهربانی است، می‌گوید: «احساس محرومیت، اثرش بیشتر از محرومیت است، این مهم خود به خود درگیری و تنش ایجاد می‌کند؛ ضمن اینکه کاهش امید به آینده و نگرانی از آینده.

«امروزه اخبار اختلاس‌ها و عدم اطمینان به مسئولان در تصمیم‌گیری‌ها باعث کاهش تاب‌آوری مردم شده است. یک کارمند یا یک فرد کارگر وقتی امید به ادامه کارش ندارد که آیا با وجود این مشکلات در سرکارش می‌ماند یا نه، آن فرد نه می‌تواند برای خانواده‌اش یک پدر و همسر خوبی باشد و نه همکار آرامی در محیط کار و نه شهروند مهربانی در خیابان».

مولفه‌های شهری و گسترش تعامل مثبت

‌چه عواملی لبخند ایرانیان را کم‌رنگ کرده است؟

سوای از مولفه‌های اقتصادی که بسیاری معتقدند در افزایش میزان خشونت در جامعه و کمرنگ شدن مهربانی شهروندان با یکدیگر نقش دارد، دادخواه معتقد است؛ آموزش و برخی از مولفه‌های شهری هم می‌تواند کمی از بار سنگین مشکلات اقتصادی بر ابروان گره خورده مردم این کشور را کم کند. مولفه‌هایی که به اعتقاد او در طراحی‌های شهر‌های مختلف در کشور مخصوصا شهر‌های مدرن‌تری مثل تهران کمتر به آن توجه شده است.

۱۳ نوامبر برابر ۲۳ آبان ماه چند سالی است که عنوان روز جهانی مهربانی را بر خود دارد. روزی که توصیه شده انسان‌ها به هم لبخند محبت‌آمیز بزنند و ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها را فراموش کنند.

در تهران شما کمتر فضایی برای پیاده‌روی مردم می‌بینید. در همه عرصه‌ها عابران پیاده از هجوم موتورسیکلت و ماشین‌ها در امان نیستند. در نتیجه مجال کمی برای نشستن بی‌دغدغه و پیاده‌روی بی‌استرس خانواده‌ها با فرزندان کوچک‌شان وجود دارد. در این شهر اغلب آدم‌ها مجبورند از اتومبیل شخصی استفاده کنند و در نتیجه تعامل رو در روی آدم‌ها و لبخند‌ها به هم، به ترافیک دود و بوق و چراغ قرمز و احتمال فحش و عصبانیت ختم می‌شود. این در حالی است که شاید جای این تصویر زشت را با یک طراحی درست شهری می‌شد به دویدن کودکانمان در میان کبوتر‌های میادین شهر داد و بیشتر شاهد غذا دادن کهنسالان به حیوانات بود.

به اعتقاد او شاید چنین مواردی کوچک به نظر برسد، اما دیدن این تصاویر حتی کارگر خسته‌ای که از محل کار با کوله باری از مشکلات راهی خانه می‌شود را نیز وادار به لبخند می‌کند.

آرامش است پایان اضطراب‌ها؛ روز خوشِ ما هم می‌آید


وب‌سایت آسو – خسرو دهقانی: چرا امروزه بسیاری از آدم‌ها این قدر مضطرب و نگران به نظر می‌رسند؟ این پرسش، هم در بین متخصصان سلامت روانی و هم در میان مردم عادی رواج دارد، اما این مسئله‌ای بسیار پیچیده و مبهم است. چه کسی را سراغ دارید که در هر ساعت از هر روزش گرفتار نگرانی نباشد؟ افزون بر این، نگرانی در شرایط ناامنی و سرگردانی افزایش می‌یابد و امروزه دنیا پر از تهدید‌های بالقوه‌ای است که نه کاملاً از آن‌ها سر در می‌آوریم و نه می‌توانیم مهارشان کنیم.

اگر اضطراب نبود، امید هم نبود

اکثرِ ما مجبوریم اعتماد کنیم که هواپیما‌ها سقوط نمی‌کنند یا با نوشیدن شیر موجود در یخچال مسموم نمی‌شویم. تغییرات ناگهانی و پیش‌بینی‌ناپذیر در سازوکار مالیِ جهانی هر لحظه ممکن است زندگی هر کسی را تباه کنند؛ علاوه بر این، همه‌ی ما با مشکلاتی از قبیل ابهام پیرامون سرنوشت، مریضی، مشکلات اقتصادی و تغییرات آب‌وهواییِ گسترده روبه‌رو هستیم؛ و تازه وقت خود را هم صرف گشت و گذار در فضای مجازی‌ای می‌کنیم که ما را نسبت به تهدید‌های دیگری که نادیده گرفته بودیم، نگران می‌کند.

خوب است که بعضی از واژه‌ها را تعریف کنیم. «فشار روانی»، به نظر روان‌شناسان، پاسخی آنی به یک فشار بیرونی است؛ چیزی که حد متعادل آن چندان هم بد نیست: آدم‌های کاملاً خونسرد هیچ وقت پیش از امتحان درس را مرور نمی‌کنند یا تکالیف شغلیِ خود را در موعد مقرر انجام نمی‌دهند. در زندگی روزمره اغلب وقتی فشار بیرونی از بین می‌رود، نگرانی هم برطرف می‌شود؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد ساده‌ترین راه برای مقابله با فشار این است که در صورت امکان، مستقیماً با چیزی که ناراحتتان کرده است، رودررو شوید. مثلاً با بخش مشکل کار درگیر شوید یا با دوستی که قهر کرده‌اید حرف بزنید، یا اگر این کار از دستتان برنمی‌آید، از منشأ فشار دور شوید یا حواستان را از آن پرت کنید. (رسیدگی به فشار روانیِ مزمن و پایدار مستلزم رویکرد متفاوتی است).

اما اضطراب نوع خاصی از پاسخ درونی به فشار روانی است و اغلب هم بسیار شدیدتر است. همان طور که نویسنده‌ی استرالیایی، سارا ویلسون، در «اول، هیولا را زیبا می‌کنیم» که آمیزه‌ای از خاطرات و خودیاری است، می‌گوید، مشکل فقط این نیست که دلایل زیادی برای اضطراب وجود دارد بلکه این هم هست که جامعه، متأسفانه، به بعضی از رفتار‌های اضطراب‌آمیز، مثل پرمشغله‌بودن دیوانه‌وار، پاداش می‌دهد، و این در حالی است که «پاداش» تلاش برای رهایی از اضطراب عبارت است از متصف‌شدن به صفاتی مثل تنبلی، خودشیفتگی، و کم‌توجهی به اوضاع دنیا.

واقعیت این است که اضطراب خودش را تقویت می‌کند: وقتی شما مضطرب هستید، در صدد یافتن چیز‌های بیشتری برای نگران شدن برمی‌آیید. برای مثال، درباره‌ی خود اضطرابتان هم نگران می‌شوید، انگار این چرخه‌ی باطل به اندازه‌ی کافی دلسردکننده نبوده است.

البته واژه‌ی «اضطراب» در توصیف تعدادی از اختلالات رسمی روان‌شناختی هم به کار می‌رود. اما این پدیده به روشنی نشان می‌دهد که مرز میان «ناخوشی روانی» و «فشار عادی انسانی» امری درونی بوده، و به یک اندازه وابسته به عرف فرهنگی و دانش است.

دلیل اصلی رواج اصطلاح «اختلال اضطراب تعمیم‌یافته» این است که در کتاب روان‌پزشکی، راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (۱۹۸۰)، این پدیده نوعی اختلال شمرده شده است. (اگر احساس می‌کنید «عصبی شده‌اید» یا «تمرکز خود را از دست داده‌اید» احتمال دارد به این عارضه گرفتار شده باشید.) و دلیل اصلی افزایش کاربرد این اصطلاح از سال ۲۰۰۱ به بعد، تبلیغات فشرده و رسانه‌ای شرکت داروسازی گلکسواسمیت‌کلاین بود که بعد از اخذ مجوز از دولت آمریکا، داروی ضد افسردگی پاکسیل (در بریتانیا سروکسات) را روانه‌ی بازار کرد.

اگر اضطراب نبود، امید هم نبود

برندان کوئرنر، روزنامه‌نگار، می‌گوید، «شبکه‌های تلویزیونی محلیدر آمریکا گزارش دادند که نزدیک به ۱۰ میلیون آمریکایی از یک بیماری ناشناخته رنج می‌برند. آن‌ها از بینندگان می‌خواستند که دنبال نشانه‌های بیماری، از جمله بی‌قراری، خستگی، تندمزاجی، تنش عضلانی، استفراغ، اسهال و عرق کردن… بگردند.»

اضطراب، واکنشی است که تکامل در ما به ودیعه نهاده تا بتوانیم خود را با شرایطی کاملاً متفاوت تطبیق دهیم.

برای روشن شدن مطلب باید گفت که هیچ یک از این‌ها به این معنا نیست که افراد مبتلا به اختلال اضطراب واقعاً بیمار نیستند یا این که دارو در اغلب موارد بخشی از راه حل نیست. روبرت ادلمن، استاد بازنشسته‌ی روان‌شناسی بالینی و قانونی از دانشگاه روهمپتون، می‌گوید: «شرط اصلی برای این که اضطراب نوعی اختلال روانی به حساب آید یا مشکلی بالینی تلقی شود، این است که به جای این که بتوانیم اضطراب را مهار کنیم، اضطراب زندگی ما را کنترل کند.»، اما باید در نظر داشت که اضطراب اساساً نوعی ناهنجاریِ عجیب و غریب روان‌شناختی نیست بلکه جنبه‌ای بنیادی از کارکرد انسان است. به قول جیمز کلیر، نویسنده‌ی کتاب عادت‌های اساسی، اضطراب، واکنشی است که تکامل در ما به ودیعه نهاده تا بتوانیم خود را با شرایطی کاملاً متفاوت تطبیق دهیم.

انسان‌های ماقبل تاریخ، همچون دیگر پستانداران، در «محیط مبتنی بر واکنش فوری» زندگی می‌کردند. گزینش‌های لحظه‌به‌لحظه‌ی آن‌ها مهم بود، زیرا پیامد‌های متفاوت آنی داشت. به محض این که درنده‌ای را می‌دیدند مضطرب می‌شدند و در پی فرار برمی‌آمدند. یا به شدت احساس گرسنگی می‌کردند، و اضطراب ناشی از آن، حواسشان را بر یافتن سریع غذا متمرکز می‌کرد. وقتی تهدید رفع می‌شد، اضطراب هم از میان می‌رفت. اما انسان‌های امروزی در «محیطی مبتنی بر واکنش تأخیری» زندگی می‌کنند. حقوق ما در پایان هفته یا ماه پرداخت می‌شود؛ سال‌ها طول می‌کشد تا مدارک تحصیلی را به دست آوریم. اگر پولی پس‌انداز کنیم (یا نکنیم)، ثمرات آن را چند دهه‌ی بعد می‌بینیم. به همین دلیل، اضطراب رفع نمی‌شود و در عوض روی هم تلنبار می‌شود.

به همین دلیل است که اخبار رویداد‌های ملی و بین‌المللی، به اضطراب‌های فراگیر دامن می‌زند و حتی بعضی را به بستر بیماری می‌اندازد. بعضی افراد مثلاً مهاجران غیرقانونی در آمریکا به طور مستقیم و مشخص از اضطراب آسیب می‌بینند. حتی اگر نهایتاً چنین نشود، آن‌ها برای مدتی راهی برای درک وضع ناهنجار خود نخواهند داشت و غالباً هم در پاسخ به آن، کاری از دستشان بر نمی‌آید و نمی‌توانند همانند شکارچیان نخستین عمل کنند که یا فوراً از برابر تهدید می‌گریختند و یا بی‌درنگ در جستجوی غذا بر می‌آمدند.

اگر اضطراب نبود، امید هم نبود

وقتی در برابر مشکلات هیچ اقدام سازنده‌ای از دستمان برنیاید، به تأمل و نگرانی پناه می‌بریم که هرچند سازنده به نظر می‌رسد، اما واقعاً این طور نیست. روان‌درمانگر آمریکایی، لوری گاتلیب، می‌گوید: یک واکنش به اضطراب ناشی از غوطه‌خوردن ۲۴ ساعته در اخبار «این است که مردم سعی می‌کنند اطلاعات بیشتری به دست آورند، زیرا اضطراب معلول عدم کنترل است و آن‌ها فکر می‌کنند که داشتن اطلاعات بیشتر احساس تسلط آن‌ها را افزایش خواهد داد. اما چنین نیست؛ این کار فقط اضطراب آن‌ها را افزایش می‌دهد.»

به همین دلیل است که اغلب راه حل‌های غیرداروییِ اضطراب به هر علتی که باشد، شامل اِعمال واقع‌گرایانه و محدود کنترل است؛ بدین معنی که بفهمیم چه کار‌های سازنده‌ای را می‌توانیم انجام دهیم، و به آن‌ها مشغول شویم و در عین حال از تلاش برای کنترل عواملی که از دسترس‌مان بیرون‌اند، خودداری کنیم، کاری که فقط بر اضطراب می‌افزاید. می‌توانید هر هفته چند بار ورزش کنید و غذا‌های گیاهی بیشتری بخورید.

سرانجام، همان طور که فیلسوف دانمارکی، سورن کی‌یرکگارد در سال ۱۸۴۴ گفته، خوب است بدانیم که همه‌ی اضطراب‌ها، خبر‌های خوشی را هم در خود پنهان دارند: اگر به کلی از آزادی محروم باشیم و هیچ امکانی برای بهبود اوضاع فراهم نباشد، هرگز مضطرب نمی‌شویم.

رولو مِی، روان‌شناس نامدار، نظر کی‌یرکگارد را در قالب دیگری بیان کرده است: «اگر امکان هیچ انتخابی فراهم نباشد، انسان هیچ گونه اضطرابی نخواهد داشت.» اگر با اطمینان کامل بدانید که زندگی از این پس توأم با شکست و دردسر خواهد بود، حتماً افسرده می‌شوید؛ اما از کوره در‌نمی‌روید. اضطراب ناشی از این است که می‌دانیم زندگی ممکن است توأم با موفقیت، پیروزی و شادی باشد، اما در عین حال می‌ترسیم که شاید ندانیم چطور تحقق این امر را تضمین کنیم.

اگر اضطراب نبود، امید هم نبود

اضطراب شدید قطعاً می‌تواند عارضه‌ای فرساینده و محتاج درمان باشد، اما بی‌تردید، مقداری عدم اطمینان نسبت به آینده هم یکی از همان چیز‌هایی است که زندگی را ارزشمند می‌کند. اگر واقعاً می‌توانستیم امکان وقوع هر اتفاق نامنتظره‌ی بدی را از بین ببریم، می‌فهمیدیم که امکان وقوع هر اتفاق غیرمنتظره‌ی خوبی را هم از بین برده‌ایم.

نویسنده: آلیوِر بورکمَن

شما در این روزها به اضطراب دچار شده‌اید؟ برای بهتر شدن حالتان چه‌کارهایی انجام می‌دهید؟

چرا مجسمه مسیح منجی، مهمترین نماد برزیل است؟


شهر ریودوژانیرو در کشور برزیل جزو یکی از شناخته شده‌ترین شهر‌های جهان به شمار می‌آید و نام آن با جشنواره‌ها، سواحل زیبا و فضای شاد و سرشار از زندگی آمیخته شده است. یکی از مهم‌ترین دیدنی‌های ریو، مجسمه مشهور مسیح ناجی(Christ the Redeemer)  در کوهستان کورکووادو است که می‌توان آن را بارز‌ترین نماد این شهر و حتی کشور برزیل دانست

در توصیف اهمیت این مجسمه کافی است تا بدانید که نام آن به طور رسمی در فهرست عجایب جدید هفتگانه قرار دارد.

از منظر گردشگری نیز مجسمه مسیح ناجی را می‌توان اصلی‌ترین دیدنی شهر ریو به حساب آورد که قطعاً سفر شما به ریو بدون دیدن این مجسمه کامل نخواهد بود

ساخت این مجسمه در سال ۱۹۲۵ آغاز و حدود ۷ سال به طول انجامید. سرانجام در سال ۱۹۳۲ میلادی امکان بازدید عمومی از مجسمه بزرگ عیسی که با دستانی باز رو به شهر ایستاده و گویا این شهر و ساکنانش را در آغوش کشیده است فراهم شد

مجسمه مشهور مسیح ناجی با ارتفاع ۳۰ متر بر سکویی به ارتفاع ۸ متر قرار گرفته و موقعیت مکانی آن بر فراز کوهستان کورکووادو و پارک جنگلی تیجوکا که در اطراف آن قرار دارد به همراه چشم انداز منحصر به فرد این مجموعه به سمت شهر ریو و سواحل اطراف آن منظره ای استثنائی و خاصی را ایجاد کرده است

طراحی این مجسمه توسط «هیتور داسیلوا کاستا» مهندس مشهور برزیلی انجام شده و «پاول لاندوفسکی»  مجسمه ساز مشهور فرانسوی نیز عملیات اجرا و ساخت آن را بر عهده گرفت و نتیجه‌ی آن مجسمه‌ای شد که از همه‌ی نقاط ریودوژانیرو دیده می‌شود

این مجسمه برای بیشتر مردم برزیل اهمیت فراوانی دارد. برخی برای آن اهمیّت مذهبی قائل بوده و برخی دیگر نیز این مجسمه را یکی از اصلی‌ترین جاذبه‌های گردشگری کشور خود محسوب می‌کنند.

نکته جالبی که باید به آن اشاره کرد این است که اگرچه بیشتر مردم جهان با این مجسمه آشنا بوده و آن را می‌شناسند اما تنها گروه اندکی از روایت و تاریخچه جالب ساخته شدن این مجسمه بزرگ در ارتفاعات کوهستان کورکووادو اطلاع دارند

بدون شک اگر بدانید در شانه سمت راست مجسمه یک دریچه تعبیه شده است؛ تعجب خواهید کرد. زمانی که شما به عنوان گردشگر به این محل مراجعه کرده و به کوهستان کورکووادو صعود می‌کنید، دقیقاً در پایان مسیر خود و زمانی که به قله می‌رسید چیزی فراتر از چشم‌انداز منحصر به فرد و دیدنی مناطق اطراف انتظار شما را می‌کشد

بیشتر افرادی که در این شرایط قرار گرفته‌اند، از احساس آن لحظه خود با عنوان تماشای جهان از دریچه دید خداوند یاد کرده‌اند.

شگفتی‌های این مسیر جادوئی و دیدنی‌های آن منحصر به موارد ذکر شده نبوده و شما در مسیر بازگشت خود نیز با بلوک‌های مسطح سنگی دفاتر و ساختمان‌های اداری در بین درختان جنگلی و منظره استوائی سرسبز روبه‌رو شده و همچنین با یک مسیر ویژه اسب‌دوانی بسیار بزرگ برخورد خواهید کرد که یادآوری می‌کند اینجا سرزمین عجایب و اضداد است و شما در یک سفر کوتاه با موارد متعدد و متضاد فراوانی روبه‌رو خواهید شد

دیدن سیستم درهم و پیچیده سیم‌های انتقال برق آپارتمان‌های بسیار لوکس و مجلل با امکانات شاهانه؛ افراد بی‌خانمان و آواره استادیوم‌های فوتبال بسیار مشهور از قبیل استادیوم ماراکانا مناظری بسیار زیبا در عین حال آلودگی‌ها و زباله‌های پراکنده در سواحل و خلیج‌های شهر در کنار ده‌ها جزیره و قایق، چشم اندازی فراموش نشدنی در برابر هر بازدیدکننده‌ای قرار می‌دهد

مجسمه مسیح منجی در برزیلچشم انداز ویژه کوپاکابانا و ایپانیما

مشهورترین سواحل شهر ریو را می‌توان ساحل کوپاکابانا و ساحل ایپانیما محسوب کرد. تماشای چشم‌انداز دیدنی شهر و مجسمه مسیح در هنگام طلوع خورشید و بالا آمدن آفتاب از این سواحل بسیار دیدنی است

همان‌طور گفته شد، ابعاد این مجسمه بسیار بزرگ بوده و تنها اندازه سر آن ۳ متر و ۶۵ سانتیمتر است.

در نظر داشته باشید که این مجسمه دیدنی ساخته شده توسط بشر بوده و بر خلاف سایر آثار دیدنی مناطق اطراف، عمر محدودی داشته و جاودانه نیست. به همین دلیل معمولاً همه ساله در اطراف این مجسمه داربست‌هایی ایجاد شده و تعمیرات مربوط به استحکام‌بخشی سازه انجام می‌شود

موارد متعددی موجب آسیب‌دیدگی این بنا می‌شوند که از آن جمله می‌توان به حضور دائمی گردشگران طی ۸۵ سال گذشته در این محوطه اشاره کرد که تخمین زده می‌شود رقمی در حدود ۵ هزار نفر در طول روز باشد

البته امروزه شما تنها اجازه بازدید از این مجسمه را از فاصله‌ای نسبتاً منطقی دارید و به این ترتیب تلاش می‌شود تا از تخریب بیشتر مجسمه جلوگیری شود. هوازدگی و مواجه با طوفان‌ها و رعد و برق‌ها نیز هر کدام به نوبه خود در تخریب و آسیب دیدن این مجسمه مشارکت داشته و به مرور آن را از بین می‌برند

در سال ۲۰۱۴ میلادی و در پی وقوع یک طوفان شدید و رعد و برق‌های متعدد، این مجسمه از دو بخش آسیب دیده و نوک انگشت یکی از دست‌ها از بین رفت و بخش پشت سر مجسمه نیز دچار آسیب‌دیدگی شد

در طول این طوفان، یک عکاس توانست از لحظه برخورد صاعقه با سر مجسمه مسیح تصویربرداری کند و این عکس پس از انتشار به سرعت تبدیل به یکی از پربازدید‌ترین و دیدنی‌ترین تصاویر جهان شد

احتمالاً شما هم مانند بسیاری از مردم اطلاع ندارید که در دامن ردای مجسمه یک ورودی قرار دارد و داربستی احتیاطی در آن تعبیه شده است. نمای داخل مجسمه با آنچه از بیرون مشاهده می‌کنید بسیار متفاوت بوده و در  بخش‌های داخلی مجسمه مسیح ناجی، از حداقل نور طبیعی استفاده شده و روشنائی محیط توسط چراغ‌ها تامین می‌شود

در داخل این مجسمه، دوازده طبقه مجزا طراحی شده است که به وسیله سلسله پله‌هایی به یکدیگر متصل می‌شوند. محیط داخل مجسمه شبیه به یک انبار قدیمی و متروک بوده و هیچ نشانی از زیبایی جادوئی آن در خارج، وجود ندارد

در این بخش تقریباً محال است که حدس بزنید در داخل یکی از سمبلیک‌ترین آثار جهان قرار دارید و تنها زمانی می توانید به این موضوع پی ببرید که به بخش سینه مجسمه و قلب برجسته‌ای که روی سینه حجاری شده است، برسید

انتهای پله‌های داخلی مجسمه به مسیرهایی منتهی می‌شود که به صورت عمودی به سمت دست‌ها می‌رود. این مسیر به شکل راهروهایی کم‌نور و باریک بوده و تا نزدیکی انگشتان ادامه دارد

در طراحی این مجسمه تنها یک مسیر داخلی برای دسترسی به بخش بالائی و سر مجسمه تعبیه شده که هدف آن ایجاد تعمیرهای اضطراری در صورت برخورد صاعقه با سر مجسمه است

برزیلحقایق جالب در مورد مجسمه مسیح، ریودوژانیرو

مجسمه مشهور مسیح که در کشور برزیل و در شهر ریودوژانیرو قرار دارد، یکی از عجایب هفتگانه جهان است که ارتفاعی برابر با ۳۹٫۶ متر دارد و در نوک کوه کورکووادو ساخته شده است؛ این کوه ۷۱۰ متر ارتفاع دارد

شهر ریودوژانیرو یکی از زیباترین شهرهای برزیل است که مجسمه‌ای زیبا و در عین حال عجیب در آن قرار دارد. مجسمه محبوب و زیبای مسیح منجی یکی از معروف‌ترین تندیس‌های دنیا است که در قله کوه کورکووادو در شهر ریودوژانیرو قرار دارد.

این مجسمه زیبا که یکی از عجایب هفتگانه جدید است ارتفاعی برابر با ۳۹٫۶ متر دارد و در فاصله ۷۱۰ متری از زمین قرارگرفته است

مجسمه مسیح ریودوژانیرو حالتی ایستاده دارد و دستان خود را کاملا باز کرده است و این حالت نشان‌دهنده پذیرش انسان‌ها در آغوش‌اش است

در این مطلب به بررسی حقایق جالب درباره تندیس مسیح ریودوژانیرو می‌پردازیم:

۱. مراحل اولیه ساخت مجسمه مسیح منجی در دهه ۱۸۵۰ شروع شد و ایده ساخت مجسمه از طرف یک کشیش کاتولیک مطرح شد. پروسه ساخت این مجسمه از دهه ۱۹۲۰ شروع شد و پس از ۱۱ سال به پایان رسید و به‌عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته شد

۲. مجسمه مسیح بزرگ‌ترین تندیس در سبک آرت دکو در دنیا است، همان‌طور که اشاره شد ارتفاع مجسمه ۳۹٫۶ متر است و طول دست‌های مجسمه ۲۸ متر است

۳. وزن مجسمه حدود ۶۳۵ تن است.

۴. مجسمه مسیح در جنگل ملی تیجاکا در بالای کوه کورکوادو قرار دارد.

۵. تندیس مسیح در حال حاضر به‌عنوان نمادی از کشور برزیل و شهر ریودوژانیرو شناخته می‌شود.

۶. مجسمه مسیح ریو به‌عنوان پنجمین مجسمه بزرگ مسیح در دنیا شناخته شده است و چهارمین تندیس بزرگ جهان است.

۷. اولین پیشنهادها برای ساخت یک مجسمه بزرگ مذهبی در دهه ۱۸۵۰ توسط پدرو ماریا باس، کشیش کاتولیک، مطرح شد.

درخواست ساخت این تندیس بزرگ در سال ۱۸۸۹ به‌صورت کلی رد شد و در سال‌های آینده، باز هم پیشنهاد ساخت ارائه شد که سرانجام در اوایل دهه ۱۹۲۰ پیشنهاد ساخت تائید و پروژه ساخت مجسمه آغاز شد.

۸. هزینه ساخت مجسمه از طرف جامعه کاتولیک برزیل تأمین شد.

۹. ایده‌های زیادی برای ساخت مجسمه مطرح شد، در یکی از این ایده‌ها مسیح در حالی که کره زمین را در دست دارد، آن را به سمت بالا گرفته است، ولی در نهایت مسیح با دستانی باز بر فراز کوه‌های ریو ساخته شد.

۱۰. سنگ‌های استفاده شده در ساخت تندیس از معادن سوئد تأمین شده است.

۱۱. مجسمه در سال ۱۹۳۱ تکمیل شد و در ۱۲ اکتبر ۱۹۳۱ رسما افتتاح شد.

۱۲. هزینه کلی ساخت تندیس در سال ۱۹۳۱ چیزی حدود ۲۵۰ هزار دلار آمریکا برآورد شد.

۱۳. مجسمه به‌صورت قطعات جداگانه ساخته شد و به بالای کوه منتقل شد.

۱۴. بازوی سمت راست تندیس به جنوب ریودوژانیرو و بازوی چپ به شمال ریودوژانیرو اشاره می‌کند.

۱۵. طوفانی عظیم در سال ۲۰۰۸ به مجسمه آسیب رساند و سر، ابروها و انگشتان براثر رعد و برق عظیم آسیب شدید دید. دولت برزیل به‌سرعت روند بازسازی مجسمه را شروع کرد و پس از این حادثه در بالاترین نقطه مجسمه برق‌گیر نصب شد.

۱۶. در سال ۲۰۱۰ یک خرابکار با اسپری رنگ دست راست مسیح را نقاشی کرد ولی به‌سرعت شناسایی شد.

۱۷. در سال ۲۰۰۳ در مسیر رسیدن به مجسمه پله‌برقی و آسانسور نصب شد تا بازدیدکنندگان راحت‌تر از این تندیس زیبا بازدید کنند.

۱۸. تندیس مسیح ریو در تاریخ ۷ جولای ۲۰۰۷ به‌عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شد.

 

هزینه های زندگی در ترکیه چگونه است؟


در سال ۲۰۲۰ میلادی نیز مانند گذشته مهاجرت به ترکیه طرفداران زیادی  دارد چرا که  هزینه های زندگی در ترکیه در برخی موارد مثل  اجاره خونه مناسب است. ترکیه کشوری است که در سال  ۲۰۲۰ حدود ۱۲%نرخ بیکاری  اما در عین حال  تولید نا خالص داخلی بالایی دارد هزینه های تحصیل و زندگی نیز در این کشور پایین است که باعث شده برای خیلی از افراد گزینه مناسبی باشد.

  • میزان هزینه های زندگی دانشجویی در کشور ترکیه به چه میزان است؟
  • شرایط سیستم آموزش عالی ترکیه چگونه است و برترین دانشگاه های این کشور کدامند؟
  • آیا خرید ملک در این کشور ارزان بوده و با چه میزان ارزش ملک می توان اقامت دریافت نمود؟
  • آیا حقیقت دارد هزینه زندگی در استانبول ارزان تر از تهران می باشد؟

در  این مقاله  اطلاعاتی در خصوص هزینه های زندگی در ترکیه ارائه شده و به سوالات بالا پاسخ داده شده است.

عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

کشور ترکیه به دلیل نزدیکی تقریبی هزینه هایزندگی به ایران مورد استقبال درصدی از افراد در سال های متوالی قرار گرفته است.

باتوجه به سیست های اقتصادی  تریکه سران این کشور همواره سعی داشته اند  تا خود را در  زمره  کشور های اروپایی بدانند و چندید سال است که تقاضا دارند  در اتحادیه  کشورهای اروپایی عضو شوند وبدیهی است در صورت به وقوع پیوستن این موضوع اقتصاد ترکیه و سطح رفاه این کشور  به صورت بسیار  صعودی  پیشرفت خواهد کرد و روند  و سرعت رشد  این کشور چندین برابر خواهد شد.

هزینه های زندگی در ترکیهدرباره سیستم آموزش عالی ترکیه

کل کشورهایی که در حال توسعه هستند و معمولا  اقتصاد  نوپایی دارند شکاف طبقاتی زیادی نیز دارند  معملا همین شکاف اقتصادی  تبدیل  میشود  به مهم ترین  دلیل برای عدم تشخیص و تخمین  قیمت ها و هزینه زندگی  در ان کشور  چراکه نرخ هزینه های زندگی  در هر منطقه  از ان کشور کاملا متفاوت می شود و دلیل بعد این که مواردی مثل تورم  و فراز  وفرود قیمت ها توان  تخمین دقیق  برای پی بردن به میزان  هزینه زندگی در ان کشور  را سلب می کند.

میزان هزینه های زندگی در تریکه ۵۵% کمتر از ایالت متحده امریکاست میزان بهای اجاره در تریکه ۸۲% کمتر از  ایالت متحده امریکا است.

سیستم آموزشی ترکیهدر سال های گذشته  بازار تحصیل در ترکیه در بین دانشجویان  و متقاضیان  ایرانی گرم شده است دلیل این امر نیز به خاطر  کیفیت اموزشی هم تراز  ترکیه با نظام اموزشی اروپا و نیز استاندار بالای  زندگی در ترکیه می باشد.

در تریکه انواع و اقسام  دانشگاه های دولتی و خصوصی وجود دارد  متقاضیان وعلاقه مندان می توانند در جدول زیر  با برترین داشنگا های تریکه در سال  تحصیلی  ۲۰۲۰-۲۰۲۱ مطابق رنکینگ دانشگاه جهانی CWUR  اشنا شوند:

 

نام دانشگاه رتبه جهانی در رنکینگ CWUR رتبه ملی
دانشگاه حاجیت تپه ۵۲۵ ۱
دانشگاه استانبول ۵۶۰ ۲
دانشگاه فنی خاورمیانه ۵۹۶ ۳
دانشگاه اژه ۶۱۶ ۴
دانشگاه آنکارا ۶۲۵ ۵
دانشگاه فنی استانبول ۶۴۸ ۶
دانشگاه قاضی ۶۷۹ ۷

 

هزینه مسکن در ترکیه

برای تهیه مسکن و اجاره یک ماه  یک ساختمان با حداقل ۳ اتاق خواب و مساحتی حدود ۱۰۰ متر با امکانات رفاهی مناسب و دسترسی  های عالی  در مناطق  مرکزی شهر  های اصلی  و مزایای ویژه مبلغی حدود TL4000 (لیر)  باید  پرداخت شود.

اگر واحد مسکونی با شرایط فوق یعنی امکانات  رفاهی  کامل  و موقعیت  مکانی  بسیار  مناسب در شهر اما با مساحتی  کمتر با تعداد  فقط یک اتاق خواب  باشد افراد نیز  می توانند  هزینه کمتری  پرداخت نمایند  که احتمالا برای  شرایط  فوق با اجاره ماهیانه  TL2000 (لیر)  هم می توانید ملکی  را تهیه کنید.

میزان اجاره مسکن بنا به نوع مسکن های پرتقاضا بر اساس قیمت های ۲۰۲۰ ارائه شده است:

نوع مسکن و موقعیت شهری میانگین
آپارتمان (۱ خوابه) در مرکز شهر TL1،۳۹۷٫۵۰ (لیر)
آپارتمان (۱ اتاق خواب) خارج از مرکز TL871.44 (لیر)
آپارتمان (۳ اتاق خواب) در مرکز شهر TL2،۴۲۹٫۴۶ (لیر)
آپارتمان (۳ اتاق خواب) خارج از مرکز TL1،۴۹۹٫۳۶ (لیر)

افرادی که تمایل به اجاره منزلی در حواشی شهرهای بزرگ را دارند  می بایست  برای  خانه هایی که مساحت بیشتری دارند  و حداقل  ۳ اتاق  خواب دارند و خانه های نوسازی  محسوب  می شوند مبلغی حدود TL2000 (لیر)‌  پرداخت نمایند.

افرادی که  تمایل  به اجاره  منزل با مبلغی کمتر  را نیز  دارند  می توانند با حداقل  بالغ بر TL800 (لیر) یک خانه کوچک در حواشی  شهر یا جنوب شهر  اجاره نمایند.

 

هزینه غذا و رستوران در کشور ترکیه

هزینه یک وعده ناهار در یک رستوران ارزان قیمت در ترکیه برای یک نفر حدود TL20 (لیر) هزینه است ولی در یک رستوران با کیفیت غذایی بالاتر و شیک تر برای هر نفر حدود TL40 (لیر) هزینه دارد.

نوع غذا / محل رستوران و کافه میانگین
غذا، رستوران ارزان قیمت TL25.00 (لیر)
غذا برای ۲ نفر، رستوران متوسط TL85.00 (لیر)
McMeal در McDonalds (معمولی) TL20.00 (لیر)
کاپوچینو (به طور منظم) TL10.23 (لیر)
کوکا / پپسی (بطری ۰٫۳۳ لیتر) TL3.83 (لیر)
آب (۰٫۳۳ لیتر بطری) TL1.35 (لیر)

بخشی از هزینه های زندگی در ترکیه

برای تهیه مایحتاج اولیه آگاهی از قیمت ها ضروری است.

در اینجا به قیمت برخی از این اقلام طبق آخرین قیمت ها در سال ۲۰۲۰ اشاره شده:

پارامتر میانگین هزینه
شیر (۱ لیتر) TL4.03 (لیر)
نان تازه (۵۰۰ گرم) TL2.33 (لیر)
برنج (۱ کیلوگرم) TL8.53 (لیر)
تخم مرغ (۱۲ عدد) TL9.51 (لیر)
پنیر محلی (۱ کیلوگرم) TL31.18 (لیر)
سینه مرغ (پاک کرده ،۱ کیلوگرم) TL20.97 (لیر)
گوشت گاو (۱ کیلوگرم) TL61.43 (لیر)
سیب (۱ کیلوگرم) TL5.16 (لیر)
موز (۱ کیلوگرم) TL10.79 (لیر)
پرتقال (۱ کیلوگرم) TL4.66 (لیر)
گوجه فرنگی (۱ کیلوگرم) TL5.69 (لیر)
سیب زمینی (۱ کیلوگرم) TL4.11 (لیر)
پیاز (۱ کیلوگرم) TL4.38 (لیر)
کاهو (۱ سر) TL3.51 (لیر)
سیگار ۲۰ بسته (مارلبورو) TL14.00 (لیر)

 

هزینه حمل و نقل و مکالمه در ترکیه

همچنین ترکیه هزینه های داخلی حمل و نقل به نسبت ارزانی دارد و هزینه هر کیلومتر مسافت با تاکسی حدود TL2 (لیر) می باشد. معمولا هزینه تاکسی های به اصطلاح دربست در داخل شهرها حدود TL5 (لیر) می باشد.

حمل و نقل ترکیههزینه هر دقیقه مکالمه با تلفن همراه TL0.70 (لیر) است البته این مبلغ تعرفه رسمی می باشد که معمولا تخفیف و یا طرح های گونانی برای صرفه جویی در هزینه ها وجود دارد که نباید در خصوص هزینه های زندگی در ترکیه از آن چشم پوشی کرد.

در مورد هزینه رفت و آمد در ترکیه میزان هزینه ها به صورت ذیل است:

پارامتر میانگین هزینه
بلیط یک طرفه (حمل و نقل محلی) TL2.80 (لیر)
گذر ماهانه (قیمت معمول) TL200.00 (لیر)
شروع تاکسی (تعرفه عادی) TL4.00 (لیر)
تاکسی ۱ کیلومتر (تعرفه عادی) TL3.00 (لیر)
انتظار تاخیر ۱ ساعته (تعرفه عادی) TL23.10 (لیر)
بنزین (۱ لیتر) TL6.64 (لیر)

در جمع بندی موضوع هزینه های زندگی میتوان  چنین گفت که کشور ترکیه نسبت به دیگر کشورها از هزینه های کمتری  برای زندگی برخوردار می باشد  و با وجود تمام این مسائل  کشور ترکیه نیز می تواند  کاندیدی برای مهاجرین باشد.

همچنین می توان یه این نکته اذغان داشت این کشور به دلیل تشابهات  فرهنگی بسیاری که با کشور ما دارد حس اشنایی به مهاجرینی  که از کشورهای خاورمیانه می ایند می دهد  وهمین نزدیکی فرهنگی یکی از مهم ترین عواملی است که باعث می شود زودتر در این کشور با شرایط وقف  پیدا کرد و میزان هزینه ها تا حد زیادی کاسته می شود.

نقش تورم در اقتصاد ترکیه

یکی از مهم ترین شاخص های اقتصادی که باید همواره آن را مورد توجه قرار داد، شاخص تورم است. ترکیه در آخرین دهه قرن ۲۰ یکی از بدترین اقتصادهای جهان را در اختیار داشت و با تورم ۱۰۴% بدترین روزهای خود را پشت سر می گذاشت.

با شروع قرن ۲۱، شرایط اقتصادی ترکیه دچار تحولات عظیمی شد و نرخ تورم در این کشور به ۵۵% رسید. نکته جالب تر آنکه در سال ۲۰۰۴ برای اولین بار، ترکیه تورم تک رقمی را تجربه کرد و نرخ تورم در این کشور به ۸% رسید.

در حال حاضر نیز تورم در کشور ترکیه ۱۲% گزارش شده است که ناشی از شیوع بیماری کرونا از ابتدای سال ۲۰۲۰ است که اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده است. در نمودار زیر نرخ تورم در کشور ترکیه به تفکیک ارائه شده است.

متوسط درآمد ماهیانه در ترکیه

شرایط کاری را در ترکیه نمی توان ایده آل دانست چرا که نرخ بیکاری در این کشور در سال جاری حدود ۱۲% است در نتیجه افراد زیادی در این کشور شغلی ندارند.

پس پیدا کردن کار برای خارجی ها به مراتب دشوارتر است البته نه برای کسانی که از دانشگاه های برتر ترکیه مثل دانشگاه حاجی تپه یا دانشگاه آنکارا فارغ التحصیل شده اند. این گروه کافی است به زبان های انگلیسی و ترکی استانبولی تسلط داشته باشند تا به راحتی بتوانند مشاغل پردرآمدی در ترکیه به دست آورند.

در جدول ذیل سطح درآمد ماهیانه در ترکیه در سال ۲۰۲۰ بررسی شده است:

سطح درآمد ماهیانه در ترکیه توضیحات
TL1080 (لیر) کم ترین میزان درآمد ماهیانه در ترکیه
TL7830 (لیر) متوسط درآمد ماهیانه در ترکیه
TL35000 (لیر) بیشترین میزان درآمد ماهیانه در ترکیه

لیست پردرآمدترین مشاغل در ترکیه

البته زندگی در ترکیه خیلی پرهزینه نیست اما یک سری مشاغل درآمد بسیار بالا و زندگی مرفهی دارند. مطابق آمارهای سال ۲۰۲۰ جدول ذیل از پردرآمدترین مشاغل در ترکیه تهیه شده است:

مشاغل ترکیه

عنوان شغلی متوسط حقوق ماهیانه (لیر)
جراح مغز و اعصاب TL77700 (لیر)
متخصص گوارش TL68300 (لیر)
متخصص قلب و عروق TL59100 (لیر)
دندانپزشک TL45300 (لیر)
مدیر امور اقتصادی TL42300 (لیر)
فیزیوتراپ TL34700 (لیر)
مهندس هسته ای TL33700 (لیر)
قاضی TL31400 (لیر)

در میان برنامه های مهاجرتی ارزان، مهاجرت به ترکیه از طریق تحصیل از جمله برترین راه های اخذ اقامت این کشور می باشد که می تواند مدنظر افرادی که به دنبال تحصیل ارزان در دانشگاه های مورد تائید وزارت علوم و بهداشت هستند، قرار گیرد.

ترکیه

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟


برترین‌ها: چند روزی‌ست که بحث ممنوعیت حضور بانوان در زورخانه‌ها داغ شده، این مطلب به چند و چون ماجرا پرداخته، به ممنوعیتی که عجیب به نظر می‌رسد.

بانوان ورزشکار رشته‌های زورخانه‌ای چند سالی است که مصرانه خواهان فعالیت در این رشته هستند و بنا بر اظهارات رئیس فدراسیون، اکثراً این بانوان نیز از اعضای خانواده ورزشکاران رشته زورخانه به‌حساب می‌آیند. ورزش بانوان در سال‌های گذشته همیشه در انتظار اجازه و رخصت مردان بوده است، رشته‌هایی همچون کشتی، موتورسواری و بیلیارد تنها دو سه سال است که توانسته‌اند از مرز‌های جنسیتی عبور کنند و بانوان علاقه‌مند بدون نگرانی و به‌صورت علنی در آن‌ها به فعالیت بپردازند. حالا نیز تغییرات به رشته ورزش‌های زورخانه‌ای و باستانی رسیده و اراده‌ای برای حضور بانوان در این رشته ایجاد شده است.

باوجوداینکه آمار دقیقی از بانوان باستانی‌کار وجود ندارد، سال‌هاست که دختران علاقه‌مند به این رشته کهن ایرانی در سایه و سکوت در تلاش برای پرداختن به این رشته ورزشی بوده‌اند. اعتراض‌ها به حضور زنان در این رشته به دهه ۸۰ بازمی‌گردد و همچنان ادامه دارد و گاهی واکنش‌ها به وجود این ورزشکاران شدیدتر از قبل می‌شود؛ به‌طوری‌که در این مدت ممانعت‌های شدیدی برای ورود بانوان به گود‌های زورخانه صورت گرفته است.

جمعی از آیات عظام در واکنش به برخی اعتراضات و در پاسخ به استفتایی در این زمینه، فعالیت زنان در رشته ورزش باستانی ایرانی را به‌شرط حفظ موازین شرعی بلامانع دانسته‌اند

گفته می‌شود تنها راه پیش روی ایران برای جهانی‌کردن این رشته ورزشی، صدور مجوز فعالیت بانوان در ورزش باستانی است؛ چالشی که فدراسیون ایران نیز بنا دارد آن را حل کند، اما این تصمیم هرگز باب میل برخی پیشکسوتان یا مراجع دیگر نیست.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

داستان چه بود؟

در همین مورد، اما مشکلات و جنجال‌هایی به پا شد. داستان جنجالی این روز‌ها به مصاحبه چندی پیش رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای برمی‌گردد که بعد از یک هفته واکنش شدیدی را به همراه داشت.

گروهی که در بیانیه‌ای خود را ورزشکار، پیشکسوت، مرشد، جانباز، نماینده نیرو‌های مسلح و جامعه طلاب معرفی کردند، نسبت به تصمیمات فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای واکنش نشان دادند. تعدادی از این افراد که کمتر از ۵۰ نفر بودند، دقیقاً در روز ملی ورزش زورخانه‌ای و فرهنگ پهلوانی در زورخانه شهید عراقی تجمع کرده و نسبت به حضور زنان در این رشته به‌شدت اعتراض کردند و به فدراسیون نسبت به تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌هایش دراین‌زمینه هشدار دادند.

این که هنوز نگاه جنسیتی در بسیاری از فعالیت‌ها گریبان زنان را گرفته واقعیتی انکارناپذیر است. این نگاه که در محیط کار، خانه، ورزش و به‌صورت کلی در جامعه وجود دارد زخم‌های زیادی به زنان زده است

مخالفان حتی اعلام کردند اعطا و صدور مجوز نواختن زنگ جهت اعضای هیأت‌رئیسه فدراسیون و حکم پهلوانی به خانم‌ها چیزی جز هتک حرمت و بی‌اعتنایی به پهلوانان و صاحبان واقعی زنگ‌ها که همگی سابقه‌ای بالاتر از نیم‌قرن حضور در گود پهلوانی داشته‌اند، نبوده و این اقدام نسنجیده و توهین‌آمیز به سخره گرفتن تمامی آداب و قوانین قرن‌های متمادی این ورزش است.

مراجع از ورزش باستانی بانوان حمایت کردند

در پاسخ به این گروه، مجتبی جوهری، رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای، از اعلام نظر مثبت جمعی از مراجع عظام تقلید در مجاز بودن حضور و فعالیت بانوان در رشته ورزش‌های زورخانه‌ای به‌شرط رعایت موازین شرعی خبر داد. بر اساس اعلام او در استفتایی که از جمعی از مراجع عظام تقلید صورت گرفته و درباره «امکان حضور و فعالیت زنان در رشته ورزش‌های زورخانه‌ای» سؤال شده است، جمع کثیری از حضرات آیات در پاسخ به این استفتا، فعالیت زنان در این رشته ورزشی باستانی ایرانی را به شرط حفظ موازین شرعی بلامانع دانسته‌اند.

جوهری گفته است ۷ نفر از ۹ نفر اعضای هیئت‌رئیسه فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای نیز با فعالیت زنان در این رشته موافقت کردند و با توجه به درخواست‌های مکرر و اجازه مراجع عظام با فعالیت بانوان، قصد داریم این موضوع را در جلسه مجمع فدراسیون نیز مطرح کنیم تا درنهایت در صورت موافقت وزارت ورزش، فعالیت رسمی بانوان در این رشته آغاز شود.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

زنان بازوبند پهلوانی نمی‌گیرند!

یکی دیگر از موضوعاتی که باعث شده بود تا ورزش باستانی بانوان با مخالفت مواجه شود نوع پوشش ورزشکاران بود. جوهری، رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای در این رابطه گفته است که لباس‌های بانوان طراحی‌شده و کاملاً پوشیده است. به گفته او لباس طراحی‌شده حتی از لباس بانوان ورزشکار در رشته‌هایی مثل جودو، تکواندو و کاراته که البته پوشیده هستند، نیز کامل‌تر است. هدف این است که بانوان در فضایی کاملاً زنانه با لباس‌هایی کاملاً متناسب با شأن و جایگاه این رشته، در زورخانه ورزش کنند.

بازوبند پهلوانی هم از آن دسته نقاط ابهام بود که معترضان به آن اشاره‌کرده بودند که البته رئیس فدراسیون ورزش‌های زورخانه‌ای درباره انتقاد از اینکه فدراسیون قصد دارد به بانوان بازوبند پهلوانی هم بدهد، گفت: اصلاً چنین چیزی صحت ندارد و ما نه تاکنون این کار را انجام داده‌ایم و نه قصدی برای انجام آن داریم چراکه بازوبند پهلوانی متعلق به پهلوانان بوده و خواهد بود. هرچند معتقدیم بانوان ما در بسیاری از زمان‌ها همچون دوران جنگ و حتی وقایع اخیر مثل سیل، زلزله و کرونا مردانه وارد میدان شدند و واژه پهلوانی برازنده آن‌هاست. متأسفانه عده‌ای با مطرح کردن این صحبت‌ها قصد تخریب دارند و می‌خواهند با این حرف‌ها وارد فضای تحقیر دیگران شوند. هدف بانوان فقط اجازه برای فعالیت در این رشته است و اصلاً دنبال بازوبند و این چیز‌ها نیستند.

زنان، پیروز میدان

این که هنوز نگاه جنسیتی در بسیاری از فعالیت‌ها گریبان زنان را گرفته واقعیتی انکارناپذیر است. این نگاه که در محیط کار، خانه، ورزش و به‌صورت‌کلی در جامعه وجود دارد زخم‌های زیادی به زنان زده است.

اعتراض‌های اخیر زیاد هم دور از ذهن نبوده و البته اتفاق جدید و عجیبی نیست، چراکه ورود زنان به رشته‌هایی که پیش‌تر به‌عنوان رشته‌های مردانه در جامعه ایرانی شناخته می‌شدند، همواره با واکنش‌ها و شاید ممنوعیت‌هایی مواجه بوده است، اما بااین‌وجود حمایت دولت و مقامات تصمیم‌گیرنده درنهایت به ورود زنان به این رشته‌ها منجر شده است.

شاید کسی فکرش را نمی‌کرد با توجه به نوع پوشش رشته‌ای، چون کشتی، روزی دختران ایرانی بتوانند با پوشش اسلامی کشتی بگیرند و در مسابقه بین‌المللی حضور پیدا کنند، اما این اتفاق با کشتی کلاسیک بانوان در فدراسیون رسول خادم در تورنمنت بین‌المللی لبنان رخ داد و آرزوی زنان این سرزمین برای کشتی گرفتن با رشته‌ای به نام کلاسیک، محقق شد.

در وزنه‌برداری نیز همیشه تصور بر این بود که صرفاً مردان می‌توانند و یا علاقه‌مندند که در این حوزه فعالیت کنند، اما دو سالی است که در فدراسیون علی مرادی، استارت وزنه‌برداری بانوان زده‌شده و الهام حسینی نیز در تورنمنتی بین‌المللی به مدال دست‌یافته است.

در رشته بوکس هم شرایط به‌گونه‌ای است که فدراسیون حسین ثوری، یکی از شعار‌های انتخاباتی‌اش را رسمیت بخشیدن به فعالیت‌های بوکس بانوان عنوان کرده بود و کارشناسان این حوزه در مصاحبه‌هایشان تأکید داشتند که بوکس زنان از حالت زیرزمینی باید خارج شود و آن‌ها نیز به‌عنوان عضوی از جامعه این اجازه را داشته باشند که در صورت تمایل، به‌صورت قانونی و رسمی به ورزش بوکس بپردازند.

زورخانه فقط جای مرد است؟ مگر زن هم پهلوان می‌شود؟

حالا نوبت ورزش زورخانه‌ای و پهلوانی است که زنان رسماً اجازه فعالیت در آن را پیدا کنند. هرچند این رشته در بخش مردان نیز در حال فراموشی است و فدراسیون برای احیای این رشته تلاش می‌کند، اما این امر نباید بهانه‌ای باشد بر اینکه زنان در بخش زورخانه‌ای هیچ‌گونه فعالیت رسمی نداشته باشند. نکته جالب و قابل‌تأمل اینکه مهرعلیزاده در رأس فدراسیون جهانی زورخانه‌ای و همچنین فدراسیون زورخانه‌ای ایران به دنبال گسترش این رشته در سراسر دنیا هستند و هزینه‌های زیادی هم در این خصوص صرف شده است. نکته عجیب اینکه گفته می‌شود زنان غیرایرانی اجازه فعالیت در رشته‌ای که از آن ایران است را دارند، اما با حضور زنان ایرانی در گود زورخانه مخالفت‌هایی صورت گرفته است.

آخر اینکه در این سال‌ها برای حفظ فرهنگ پهلوانی، بودجه‌های کلانی خرج شده است، اینکه تا چه حد مؤثر بوده و یا نبوده، موضوع موردبحث ما نیست؛ اما در رشته‌ای که قرار است اخلاق و پهلوانی حرف اول را در آن بزند، قطعاً پذیرفتن مخالفت‌های این‌چنینی و اینکه گفته شود حضور و فعالیت زنان قداست زورخانه را زیر سؤال می‌برد، با اصل و ماهیت این رشته منافات زیادی دارد و مسئولان باید با این نوع نگاه برخورد کنند. حضور زنان که بار‌ها نشان داده‌اند در شرایط مختلف پا به‌پای مردان در عرصه‌های مختلف پهلوانی کرده‌اند نه‌تن‌ها قداست و عظمت مکانی را زیر سؤال نمی‌برد بلکه به آن مکان معنویت بیشتری هم می‌بخشد.

منبع: توسعه ایرانی

با زنان دیشموک؛ خودسوزی کسب و کار من است


روزنامه شهروند – الناز محمدی: فریده نمی‌خواست زنده بماند. او را سه بار از آستانه مرگ بیرون آورده و هر بار کتک زده بودند. آخرین بار، ‏قبل از عید نوروز، همسر و مادر و خواهرشوهر او را با صورتی کبود از بالای دار پایین آورده و زیر دست و پا له ‏کرده بودند. یکی گفته بود: می‌خواستی خون بیندازی گردن ما؟ و یک ضربه به سرش زده بود. یکی گفته بود: ‏هزار بار دیگر هم خودت را بکشی، نمی‌گذاریم بمیری و یک ضربه به پایش زده بود و یکی گیسش را کشیده و در اتاقی زندانی‌اش کرده بود.

با زنان دیشموک؛ خودسوزی کسب و کار من است

زن بیست‌ساله‌ای اهل روستای «شرونگ رونِگ» دیشموک که ‏جایش روی نقشه، بر استان کهگیلویه و بویراحمد پیداست، نمی‌خواست زنده بماند و هر بار خانواده همسرش، ‏سر رسیده و از نیمه راه مرگ، او را برگردانده بودند. پارسال یک دقیقه مانده بود کبریت را بکشد و کار را تمام ‏کند، ولی خواهر شوهرش از راه رسید و کبریت را از دستش گرفت. سه‌سال پیش هم تازه نفت را روی بدن ‏هفده ساله‌اش ریخته بود که شوهرش از راه رسید و آن‌قدر او را زد که از حال رفت.

از همان زمان فریده دلش ‏می‌خواست بمیرد و دیگر روی کسانی را که هر روز کتکش می‌زدند و پولی نداشتند که به او بدهند و حتی ‏اجازه نمی‌دادند که بمیرد، نبیند و برود زیر خاک. مرگ هم، اما قانون خودش را دارد، حتی مرگ خودخواسته. ‏داوطلبانه مردن را فریده از بقیه زن‌های روستا یاد گرفت، داوطلبانه مردن با آتش. اصلا همین هم شد که نام ‏روستا‌های اطراف دیشموک را بقیه شنیدند. نام آنجا را زنان با از میان برداشتن خودشان، سر زبان‌ها انداختند.

‏ کم کم، نام آن‌ها را ‏شهرنشینان هم شنیدند؛ نام «ثریا» یازده ساله را که با پسری دوازده ساله ازدواج کرد و آن‌قدر در آن خانه بدی ‏دید که به اتاق رفت و با نفت خودش را سوزاند. نام «معصومه» را که زن فقیری بود با دو دختر که دو بار از ‏خودکشی نجاتش دادند. نام «کافی» را که آن‌قدر از پدر و برادر شوهرش کتک خورد که سوزاندن تن را بهتر ‏دانست تا ماندن میان سیاهی‌ها و بعد از بیست روز بستری در بیمارستان مرد. نام «زیبا» را که یک زن باردار ‏بود در روستای «دلی» و وقتی هفت روز دیگر قرار بود بچه‌اش به دنیا بیاید، خودشان را، نهفته میان جان ‏نازکش، آتش زد و مرد.

بعد‌ها گزارشگری درباره‌اش نوشت او دو فرزند چهار و هفت‌ساله داشته که زمان ‏خودسوزی مادرشان در خانه بوده‌اند و بعد یکی یکی آمار‌های محلی بیرون آمد: دو دختر چهارده و هفده ساله در ‏اردیبهشت و یک دختر هفده ساله در مرداد ١٣٩٨ خودسوزی کرده‌اند. دیشموک شهری است از توابع دهدشت ‏در استان کهگیلویه و بویراحمد‎ ‎‏ با ٢٣‌هزار و ٧٤٦ نفر جمعیت و ٧١٠ خانوار. ‏
قصه زندگی و مرگ زنانی مثل فریده را که رفتن زیر خاک را بیشتر می‌خواستند تا ماندن روی زمین، اول بار ‏‏ «اسماعیل آذری‌نژاد»، روحانی قصه‌گویی که در روستا‌های کهگیلویه و بویراحمد برای کمک به بچه‌ها می‌‏چرخد، به گوش بقیه رساند.

او زنانی را در روستا‌ها دیده بود که بعد از چندبار خودکشی، هنوز زنده بودند و با ‏سر‌هایی در گریبان غم، روزگار می‌گذراندند. خانواده‌هایی را دید، عزادار از دست دادن دختران جوانی که با ‏سوز آتش، بدن‌شان را از بین برده و زیر خاک کوهستانی روستا آرام گرفته بودند. اطلاعات آذری‌نژاد که ‏دست به دست شد، نمایندگان مجلس و معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری به تکاپو افتادند برای بررسی آنچه ‏بر این زنان می‌گذرد؛ زنانی که گفته می‌شود یازده نفرشان در ٦ماه نخست‌سال ٩٨ خودکشی کرده‌اند.

در ‏یکی از این سفر‌ها «طیبه سیاوشی»، عضو فراکسیون زنان مجلس هم بود و از زبان افراد مطلع شنید در ‏‏١٣٩٨، ٢٤ نفر در منطقه دیشموک خودکشی کرده‌اند؛ هشت نفرشان با طناب دار، شال و روسری یا ‏قرص و دارو. از مجموع این خودکشی‌ها یکی از آن‌ها مردی متأهل، سه زن مجرد و باقی زنان متأهل بودند. این ‏تعداد البته از سه خودسوزی ناموفق در این منطقه جدا بود و فریده یکی از آنهاست.

صاحب دیوان مقدم، ‏روانشناس جوانی که در مرکز تازه تأسیس سلامت روان در دیشموک کار می‌کند، فریده را خوب می‌شناسد و ‏از آخرین آمار خودکشی تا آخر سال گذشته خبر دارد: ٣٤ نفر از سال ٩٧ تا ٩٨ خودشان را کشتند، سن‌شان ‏از ١٦ تا ٢٣‌سال بود و بیشترشان زنان متأهل. فریده میان جمله‌های مغمومی که یکی در میان فارسی و ‏لری‌اند، از آن طرف خط تلفن، بار‌ها به جان او دعا می‌کند و می‌گوید روز‌هایی که هیچ برای خوردن نداشته، ‏مقدم برایش غذا و گوشت آورده است. ‏

خواستن و ماندن

فریده می‌خواهد زنده بماند. مرگ، سایه‌اش را از بالای خانه کوچکی که او همراه خانواده شوهرش در آن ‏زندگی می‌کند، جمع کرده و رفته است. صدای فریده، آن هجا‌های غمگینی که قبل از عید به زور از راه گلو ‏بیرون می‌آمدند، حالا جان گرفته و جوان شده است. جوان به اندازه ٢٠‌سال زندگی. ‏

با زنان دیشموک؛ خودسوزی کسب و کار من است

چه شد فریده جان؟

‏ «آدم‌خوب‌ها آمدند و درباره ما نوشتند. زنگ زدند و درباره ما گفتند. چندنفر پیدایشان شد، صدای آن‌ها را ‏شنید، نوشته‌هایشان را خواند. آمدند گفتند نیکوکارند. برایم زمین خریدند. برایم مقرری تعیین کردند. خدا ‏خیرشان بدهد.» ‏

فریده حالش خوب است و دیگر نمی‌خواهد خودش را بکشد. بعد از آنکه رسانه‌ها درباره زنان ساکت و غمزده ‏روستا‌های دیشموک نوشتند، نیکوکاران از راه رسیدند. خاصه زنان نیکوکار. خانم «ن» یکی از آن‌ها بود. یک ‏خَیّر خاموش. او روستا به روستا گشت و فریده را پیدا کرد. برایش زمین خرید، به او ماهی ٣٠٠هزار تومان ‏پول داد و حالا هم قرار است ٣٠‌میلیون تومان به او پول بدهد تا بتواند خانه‌ای بسازد و از خانه‌ای که هر روز در ‏آن کتک می‌خورد، برود. فریده توانسته با مقرری ماهانه‌اش، یک اجاق گاز بخرد، در حیاط آن خانه، فعلا در ‏اتاقی جدا زندگی کند و برای تنها فرزندش غذا بپزد؛ برای پسری کوچک که تا همین چندماه پیش مدام ‏دلش گوشت پخته می‌خواست، کفش و لباس تازه و فریده پاسخش را با اشک می‌داد.

آن پاسخ، حالا عوض ‏شده: بله. با لبخند. «الان حالم خیلی خوب است. خیلی راضی‌ام. هر روز خانم «ن» را دعا می‌کنم. با اینکه ‏شرایط اقتصادی خیلی بد است، کمک زیادی به من کرد. حالا خیلی کمتر به خودکشی فکر می‌کنم. یک‌ماه ‏برای خانم «ن» روزه گرفتم. برای تشکر. شب و روز دعایش می‌کنم. خانواده شوهرم هنوز کتکم می‌زنند، اما ‏همین‌که اتاقم از آن‌ها جداست، بهتر است. مجبورم تحمل کنم تا بتوانیم خانه‌ای بسازیم.» ‏ خانم «ن» که می‌خواهد نامش پوشیده بماند، سال‌هاست همراه با پنج نفر از دوستانش به نیازمندان کمک می‌کند، از طریق رسانه‌ها با دیشموک و وضع زنانش آشنا شد.

او عضو خیریه خاصی نیست و از بودجه شخصی برای زنان این روستا‌ها پول می‌فرستد. او و دوستانش قرار است مراکز کارآفرینی در این روستا‌ها تأسیس و فریده و دیگر زنان را مشغول به کار کنند؛ عمدتا صنایع‌دستی. «قرار شد زمینی هم در نظر گرفته و پارکی ساخته شود. روز عید فطر هم ٢٥ میلیون تومان بین زنان روستایی دیشموک عیدی پخش شد. من از اول انقلاب فعالیت خیریه را شروع کردم. برای بچه‌های کار و خیابان فعالیت‌های زیادی داریم؛ یک روز در لندن بازارچه خیریه گذاشتیم و توانستیم ٦٠ میلیون تومان جمع کنیم و مرکزی را برای بچه‌های کار و خیابان تأسیس کردیم. با این همه، مشکلات خیلی زیاد است، کاش می‌توانستم به همه کمک کنم. ما وظیفه داریم به افراد نیازمند کمک کنیم. هر کمکی که می‌کنم شاد می‌شوم.»

فریده در چهارماهی که از امسال گذشته، هنوز نشنیده زنی خودش را کشته باشد. خلاف پارسال که خبر مرگ زنان جوان، آن‌قدر چرخید که به گوش او هم رسید. بعضی منابع محلی البته می‌گویند تعداد خودکشی‌ها صفر نشده، اما نسبت به سال گذشته بسیار کمتر شده است. خبر تازه را صاحب دیوان‌مقدم، روانشناس ‏هم تأیید می‌کند. او با خوشحالی می‌گوید تلاش‌ها و خبررسانی‌ها نتیجه داده و امسال هیچ زنی خودش ‏را نکشته است. «اول خانم سیاوشی آمد اینجا و دو مرکز افتتاح کرد. یکی مشاوره می‌دهد، یکی هم برای پیگیری کار‌های روستایی، زیرنظر سازمان بهزیستی است. زمینی هم خریداری شده برای خوابگاه دختران دانش‌آموز که البته هنوز ساخته نشده است.

من و همکارانم به روستا‌ها سر می‌زنیم و اگر زنانی مشکل داشته باشند مثل طلاق، خشونت و … شناسایی می‌کنیم و می‌فرستیم در مرکز که در دیشموک است. در روستا‌ها کارگاه‌های آموزشی هم برگزار می‌کنیم و البته الان به دلیل کرونا کمتر شده.» مقدم می‌گوید از سال گذشته تا حالا تعدادی از خیران به روستا‌های دیشموک رفتند و به زنان نیازمند بسته‌های حمایتی دادند. قرار است مرکزی برای توانمندی زنان ساخته و چند چرخ خیاطی برای زنانی که خیاطی و گلدوزی بلدند خریداری شود. ولی این‌ها کافی نیست.

جاده‌های روستا‌های دیشموک هنوز خاکی‌اند و رفت‌وآمد سخت است، مراکز مشاوره در شهرند و از روستا‌ها دور. وضع اقتصادی خانواده‌ها بدتر از قبل شده، اما تلاش‌های فعالان اجتماعی و نیکوکاران هم کم تأثیر نبوده است: «خودکشی دختران روستایی بهتر شده. امسال موردی به من گزارش نشده. البته بعضی منابع حرف‌های دیگری می‌زنند، ولی من مدام به روستا‌ها رفت‌وآمد دارم و نشنیده‌ام زنی امسال خودش را کشته باشد. اگر بشود در این روستا‌ها زنان را حمایت کنیم و در حوزه صنایع دستی آن‌ها را توانمند کنیم، این خودکشی‌ها کمتر هم خواهد شد. بیشتر زنانی که تا به حال خودکشی کرده‌اند مشکل خانوادگی دارند، به دلیل ازدواج‌های اجباری. مردسالاری در منطقه ما پررنگ است و این در خودکشی زنان تأثیر زیادی دارد.

دیدن این زنان و کمک به آن‌ها تأثیر زیادی داشت. همین‌که اسم اینجا سر زبان‌ها افتاد و همه از خودکشی و خودسوزی زنان روستا‌های دیشموک باخبر شدند، مردان خانواده هم کمی آگاه شده‌اند و کمتر اذیت می‌کنند. با پدران که حرف می‌زنیم، کم‌کم آگاهی به وجود می‌آید که برای ازدواج، اختیار را به دختران‌شان بدهند.» مقدم می‌گوید قرارگاه پیشرفت و آبادانی سپاه و سازمان بهزیستی هم برای ساخت خوابگاه دختران برنامه‌ریزی کرده‌اند.

با زنان دیشموک؛ خودسوزی کسب و کار من است

گذشتن و رفتن

تا همین پارسال، غیر از «صاحب دیوان مقدم»، روانشناس اهل دیشموک، کسی پایش را به روستای «شرونگ رونگ»، به فاصله یک ساعتی دیشموک نگذاشته بود و فریده فقط از او شنیده بود که بهتر است به جای فکر کردن به مرگ، امیدش را از خدا قطع نکند. به کار بستن این توصیه‌ها برای فریده سخت بود.

برای او که در سیزده سالگی به مردی شوهرش داده بودند که او را نمی‌شناخت و بعد رهایش کردند در چاه عمیق فقر. از بس هیچ نداشت بخورد و هیچ نداشت جواب بچه‌اش را که دلش مدام گوشت می‌خواهد بدهد و هیچ نداشت تا دلش را به زندگی با مردش خوش کند، دو بار نفت روی خودش ریخت و یک بار سرش را رساند بالای دار و چهارپایه را از زیر پا سراند. هرسه بار او را نجات دادند و تا حد مرگ کتک زدند.

آن‌ها نمی‌دانستند وقتی زنی را قبل از آنکه کامل بالغ شده باشد، شوهر می‌دهند، اجازه نمی‌دهند درسش را بخواند و بعد بچه‌ای در دامانش می‌اندازند، چقدر او را به مرگ نزدیک کرده‌اند؛ آن هم در منطقه دیشموک که زن‌ها همه یک سال گذشته را به در گوشی حرف زدن از خودکشی و خودسوزی زن‌های جوان روستا‌های اطراف گذرانده‌اند. انگار که یک مد روستایی، راهش را به آرامی میان زن‌هایی باز کرده باشد که زندگی کردن با شوهر‌های اجباری‌شان سخت است. فریده هم حکایت مرگ آن زن‌های جوان را شنیده؛ شنیده که دختر‌های شانزده و هفده ساله، خودشان را به آتش کشیده‌اند و مرده‌اند.

زن‌ها در روستا‌های دیشموک مرگ را بیشتر از زندگی دوست دارند. اندوه فقر، آن‌ها را در هم پیچیده و امیدی نگذاشته برای ادامه. فریده هنوز با اندوه، از آنچه بر زبان این روستا‌ها می‌گذرد، می‌گوید: «اینجا دختر‌ها خیلی بمانند تا هجده سالگی است. پدرشوهر و مادرشوهرم رفتند در اتاق توافق کردند و من را گرفتند برای پسرشان. اصلا از من نظر نخواستند. انگار در زندان بودم. هنوز هم در زندانم. اگر پولی برای خودم داشتم شاید می‌رفتم دیشموک، خانه‌ای می‌گرفتم، کاری می‌کردم. الان فقر نمی‌گذارد آن‌طور که دلم می‌خواهد زندگی کنم.

من از خدا فقط یک خانه می‌خواهم. فقط یک خانه. دختر‌های هم سن و سال من رفته‌اند شهر، زندگی خوبی دارند، بهترین زندگی را دارند، ولی من نه. شوهرم معده درد و دیسک کمر دارد، نمی‌تواند کار کند. کارگری می‌کند. کارگری هم که همیشه نیست. من هیچی ندارم، فقط دو تا مرغ دارم. همین یک ماه پیش نه برنج داشتم نه گوشت که بدهم بچه‌ام بخورد. رفتم پاسگاه، کمک بگیرم، آقای دیوان‌مقدم آمد با من صحبت کرد، کمی بهتر شدم. اما فقر هست، خیلی هست. آخرین‌بار می‌خواستم خودم را دار بزنم، مُردم و دوباره زنده شدم. دست و پاهایم شل شدند.

آمدند من را پایین آوردند. در اتاق بودم. آب ریختند روی صورتم و به هوش آمدم. بعد من را خیلی زدند. گفتند تو می‌خواستی خون بیندازی گردن ما. زندگی طوری سخت می‌گذشت که حتی بچه‌ام هم برایم مهم نبود. هیچی مهم نبود. مرگ را حس کردم. فکر می‌کردم از این دنیا رفته‌ام. بین این دنیا و آن دنیا بودم. هرچه بود، دنیای راحتی بود. بعدش پشیمان شدم، گفتم اگر مُرده بودم، کی بچه‌ام را بزرگ می‌کرد.»

کمک‌های ناکافی

با وجود بیشترشدن توجه به دیشموک، هنوز از ٩٣ روستا، ٨٠ روستا دبیرستان ندارند و بچه‌ها برای ادامه تحصیل باید بروند شهر. خانواده‌ها، اما به دختر‌ها اجازه نمی‌دهند پایشان به شهر باز شود. خیلی لطف کنند، اجازه می‌دهند آن‌ها تا ششم ابتدایی بخوانند. همان را هم البته فریده نخوانده. تقریبا بی‌سواد است و این سال‌ها هربار از جلوی مدرسه روستا رد شده، آه کشیده است؛ مدرسه‌ای که البته همین چندماه پیش سقفش ریخت و آموزش‌وپرورش یک کانکس آورد تا دختر و پسربچه‌ها درس‌های دبستان را آنجا بگذرانند.

علاوه بر ترک تحصیل اجباری دختر‌ها در روستا‌های دیشموک، آنچه بیش از همه به چشم روانشناسان و فعالان اجتماعی آن منطقه آورده، مردسالاری درخانواده‌هاست. صاحب دیوان‌مقدم، روانشناسی که هر روز با خانواده‌های آن منطقه در ارتباط است، این موضوع را خوب می‌شناسد: «اینجا ٩٠-٨٠درصد خودسوزی و خودکشی در میان زن‌هاست و خلاف بعضی گفته‌ها هیچ ربطی هم به اعتیاد ندارد. ما برای درک این موضوع باید از جزئیات به کلیات برویم. مثلا اینجا رسمی هست که برای دختری که تازه به دنیا آمده و در گهواره است، هدیه‌ای می‌آورند و می‌گویند این باید برای پسرم باشد.

به همین راحتی حق انتخاب را از دختر می‌گیرند. سوگ‌های بلندمدت و سیاه‌پوشیدن برای سال‌های طولانی، دلیل دیگر افسردگی این زن‌هاست. دختران روستایی ما در بعضی حیطه‌ها واقعا توانمندند. دختران قالیباف زیادی داریم که، چون کسی نیست از آن‌ها حمایت کند، در خانه می‌مانند و افسرده می‌شوند. ازدواج‌های اجباری، اختلافات خانوادگی و مردسالاری هم تأثیر زیادی در این خودکشی‌ها دارند. اینجا تمام تصمیم‌ها را مَرد باید بگیرد و هیچ حق انتخابی برای زن نمی‌ماند؛ مثلا اگر پسری بخواهد دختری را انتخاب کند یا دختری پسری را انتخاب کند، باید مَرد خانواده تصمیم بگیرد و آن‌ها هیچ حقی ندارند.»

مقدم می‌گوید در دی‌ماه گذشته، سه زن در روستا‌ها خودکشی کرده‌اند که یک‌نفر از آن‌ها زنی بوده هجده‌ساله که مردی را دوست داشته و خانواده‌اش می‌خواستند او را به مرد دیگری شوهر دهند. لیلا هم طنابِ دار را برای تمام‌کردن روز‌های پرملالش انتخاب کرده. کودک‌همسری یکی دیگر از دلایل این خودکشی‌هاست. دیوان‌مقدم همین چندماه پیش که به روستای «دلی» برای سرکشی رفته بود، با خانواده‌ای آشنا شد که می‌خواستند دخترشان را عروس مَردی ٢٠سال بزرگ‌تر کنند، پولش را بگیرند و سقف خانه‌شان را درست کنند. دختری پانزده ساله به نام فاطمه.

با زنان دیشموک؛ خودسوزی کسب و کار من است

کمبود اعتبارات و نبودن برنامه‌هایی برای حمایت از زنان این روستاها، در چشم دیوان‌مقدم پررنگ است. او حرف‌های چندماه پیش امام جمعه دیشموک را تأیید می‌کند که گفته بود از یک‌میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان اعتبار پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در استان کهگیلویه‌وبویراحمد، یک ریال هم به دیشموک اختصاص نیافته است. آن‌طور که او گفته، از سال ۸۸ تا قبل از شروع سال ٩٩، هیچ کلاس آموزشی در این منطقه برگزار نشده و بیش از سه‌سال است آموزش‌وپرورش منطقه، معاونت پرورشی ندارد. دیوان‌مقدم می‌گوید زنان این روستا‌ها نیاز به حمایت مالی و اشتغال دارند.

بیکاری و فقر مردان این روستا‌ها هم حکایت خودش را دارد؛ از چندماه پیش، بعضی از فعالانی که در دیشموک شروع به کار خیرخواهانه کرده‌اند، اعلام کردند که احیای معدن دیشموک می‌تواند به خانواده‌ها کمک کند و ٦ روز پیش سلمان بینا، عضو شورای شهر دیشموک از پیگیری‌ها برای احیای معدن نیترات دیشموک در دیدار با مسئولانی از وزارت صمت خبر داد: «هر ازچندگاهی صدایی از راه‌اندازی معدن دیشموک توسط مسئولان بلند می‌شود، ولی در عمل چیزی نمی‌بینیم و معدن درحالت تعلیق و سکون و تعطیلی قرار دارد.» او محرومیت منطقه دیشموک را نگران‌کننده دانسته و گفته است که دیشموک به تناسب جمعیت، رتبه اول خودکشی و خودسوزی در ایران را دارد؛ بیشتر هم به دلیل فقر و بیکاری.

خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف؛ بهترین انتخاب کدام است؟


برترین‌ها: استفاده از تابلو فرش به عنوان یک المان تزئینی و دکوراتیو در دکوراسیون منزل در میان خانواده‌های ایرانی از اقبال و محبوبیت بالایی برخوردار است. این تابلو‌ها غالباً در دکوراسیون‌های کلاسیک ایرانی به کار می‌روند و بسته به نوع و طرح خود، فضایی گرم‌تر و در عین حال لوکس‌تری را مهیا می‌سازند. در این میان، اما تشخیص تابلو فرش ماشینی و دستباف برای بسیاری از افراد کار سختی است و در کنار آن نیز چگونگی انتخاب آن‌ها به عنوان یک چالش دکوراسیونی شناخته می‌شود. به همین دلیل هم در این مطلب با شما هستیم تا به موضوع خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف بپردازیم و شما را در انتخاب این نوع از تابلو‌ها یاری کنیم.

خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف؛ بهترین انتخاب کدام است؟

تفاوت تابلو فرش دستباف و ماشینی

به طور کلی یکی از مهم‌ترین مسائلی که می‌توان در رابطه با خرید تابلو فرش ماشینی و دستبافت در نظر گرفت بررسی تفاوت‌های آن‌هاست. غالباً تشخیص دستباف و یا ماشینی بودن در فرش‌های معمولی به راحتی صورت می‌گیرد، اما این موضوع در رابطه با تابلو فرش‌ها تا حدودی متفاوت‌تر خواهد بود. به همین دلیل نیز اولین کاری که در زمان خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف باید انجام دهید بررسی و تشخیص نوع تابلو فرش است.

یکی از اولین راه‌های تشخیص تفاوت تابلو فرش ماشینی و دستباف بررسی پشت فرش است. معمولاً در قالی‌های دستباف گره‌ها ناهمواری دارند و به صورت کامل یکنواخت نیستند، این یعنی ممکن است که برخی از گره‌ها بزرگ باشند و برخی کوچک. این موضوع در رابطه با تابلو فرش ماشینی کاملاً متفاوت است و سطح پشت فرش کاملاً هموار و یکدست است، چراکه تمامی فرآیند بافت فرش به کمک دستگاه و به صورت اتوماتیک صورت می‌گیرد.

روش دیگری که می‌توانید در تشخیص تفاوت تابلو فرش ماشینی و دستباف به کار بگیرید توجه به ریشه‌های فرش است. ریشه‌های فرش در تابلو فرش‌های ماشینی به آن دوخته شده‌اند و به صورت جزئی از خود قالی شناخته نمی‌شود، در صورتی که در فرش‌های دستباف، ریشه‌ها در امتداد قالی هستند و جزء جدایی‌ناپذیر آن به حساب می‌آیند.

در کنار این موارد شما می‌توانید با توجه کردن به لبه‌ها و کناره‌های فرش نیز متوجه شوید که تابلو فرش شما ماشینی است یا دستباف. در واقع در قالی‌ها و تابلو فرش‌های دستباف کناره فرش رشته‌های پودی هستند که در لبه بیرونی آن پیچیده می‌شوند و یکدیگر را حفظ می‌کنند. از آنجایی که در فرش‌های دستباف، این لبه‌ها با دست کوک می‌خورند معمولاً کاملاً هموار و مستقیم نیستند می‌توانند غیریکنواخت باشند. اما در فرش‌های ماشینی این کناره‌ها به صورت اتوماتیک و با کمک وسیله‌ای دور دوزی می‌شوند و به همین دلیل نیز کاملاً یکنواخت و هموار خواهند بود.

انتخاب تابلو فرش ماشینی یا دستباف

برای آنکه بتوانید در انتخاب تابلو فرش ماشینی و یا دستباف آسوده‌خاطر باشید و با خیال راحت یکی از آن‌ها را انتخاب کنید لازم است که اطلاعاتی را در رابطه با این نوع از تابلو فرش‌ها به دست آورید. برای مثال نکته‌ای که می‌توانیم به آن اشاره کنیم رنگ تابلو فرش است. به طور کلی در تابلو فرش‌های دستباف از رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شود و به همین دلیل نیز شما می‌توانید شاهد رنگ‌هایی همچون قرمز، نیلی، زرد و… باشید. در صورتی که در الیاف تابلو فرش‌های ماشینی از رنگ‌های مصنوعی استفاده می‌شود؛ بنابراین امکان حساسیت‌زا بودن و یا بروز مشکلات تنفسی در تابلو فرش‌های دستباف به مراتب کاهش پیدا می‌کند.

خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف؛ بهترین انتخاب کدام است؟

در کنار این اگر محدودیت بودجه دارید و نمی‌توانید هزینه زیادی را صرف خرید تابلو فرش نمایید انتخاب تابلو فرش ماشینی هوشمندانه‌تر خواهد بود. تابلو فرش‌های دستباف نیز مانند سایر فرش‌ها از فرش‌های ماشینی گران‌قیمت‌تر هستند و به بودجه بیشتری نیاز خواهند داشت؛ بنابراین انتخاب تابلو فرش ماشینی با هزینه کم برای کسانی که بودجه محدودی دارند مناسب‌تر خواهد بود.

خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف

در انتخاب و خرید تابلو فرش باید نکات بسیاری را مدنظر قرار داد تا در نهایت بتوان به محصولی مناسب و هوشمندانه دست یافت. اولین مسئله‌ای که باید به آن توجه کنید بودجه‌ای است که در دست دارید. امروزه تنوع قیمت‌ها در انواع تابلو فرش ماشینی و دستباف بسیار زیاد است، اما همان‌طور که پیش از این نیز اشاره شد تابلو فرش‌های ماشینی هزینه به مراتب کمتری نسبت به مدل‌های دستباف خواهند داشت. علاوه بر این اندازه و ابعاد تابلو فرش نیز طبیعتاً می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در قیمت آن داشته باشد.

مسئله دیگری که باید در خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف خود مدنظر داشته باشید تناسب آن با دکوراسیون منزل شماست. اگر خانه‌ای کوچک با ابعادی محدود دارید توصیه می‌کنیم که با انتخاب تابلو فرش‌های بسیار بزرگ باعث کوچک‌تر به نظر رسیدن خانه خود نشوید. در مقابل با انتخاب تابلو فرشی با رنگ زمینه روشن و ترجیحاً نه چندان شلوغ باعث روشن‌تر و دل‌بازتر شدن فضای خانه خود شوید.

در رابطه با انتخاب طرح تابلو فرش نیز لازم است که نکاتی را مدنظر داشته باشید. طبیعی است که تابلو فرش به عنوان اکسسوری و وسایل غیرضروری منزل شما شناخته می‌شود و به همین دلیل هم لازم است که آن را با مبلمان موجود در منزل، رنگ و همین‌طور سبک دکوراسیونی منزل خود هماهنگ انتخاب کنید؛ بنابراین اگر وسایل خانه شما بیش از حد شلوغ و پر از طرح و نقش متفاوت است توصیه می‌کنیم که تا جای ممکن به سراغ تابلو فرش‌هایی با طرح‌های ساده‌تر بروید تا وجود نقش و نگار در دکوراسیون منزل شما به تعادل برسد.

خرید تابلو فرش ماشینی و دستباف؛ بهترین انتخاب کدام است؟

علاوه بر این انتخاب قاب مناسب برای تابلو فرش نیز به نوبه خود از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود، چراکه شما باید آن را متناسب با سبک دکوراسیونی و رنگ سایر وسایل موجود در دکوراسیون منزل خود انتخاب کنید. این یعنی انتخاب قاب تابلو فرش طلایی در دکوراسیون‌های مدرن و ساده انتخاب چندان جذابی به شمار نخواهد آمد!

توصیه دیگری نیز که برایتان داریم این است که تابلو فرش خود را بر دیواری قرار دهید که دیگر لازم نباشد تابلو و یا اکسسوری‌های دیگری را نیز در کنار آن آویزان کنید، چراکه با این کار از زیبایی و استقلال تابلو فرش خود جلوگیری می‌کند. باید این را بدانید که بهتر تابلو فرش شما بر روی دیوار به عنوان یک نقطه کانونی شناخته شود و تمام توجه شما را به خود جلب کند.

خرید آنلاین بلیط هواپیما؛ کدام سایت قابل اعتماد است؟


برترین‌ها: امروزه افراد بسیاری سفر‌های هوایی را به زمینی ترجیح می‌دهند. سفر با هواپیما بسته به مسافتی که تا رسیدن به مقصد در پیش است، نسبت به انواع سفر‌های زمینی گزینه‌ی راحت‌تر و مناسب‌تری به نظر می‌رسد. اگر قصد سفر با هواپیما را دارید، اولین کاری که باید انجام دهید، خرید بلیط هواپیما است. البته این روز‌ها دیگر نیازی نیست برای خریدن هر بلیطی شال و کلاه کنید و بیرون بروید. بلکه به راحتی می‌توانید در خانه بنشینید و با موبایل یا لپتاب خود به صورت آنلاین بلیط بخرید.

خرید آنلاین بلیط هواپیما هم از این قاعده مستثنی نیست!

بلیط هواپیما انواع مختلفی دارد. مخصوصاً اگر باراول‌تان باشد که می‌خواهید بلیط آنلاین هواپیما بخرید، ممکن است کمی گیج شوید. از طرفی اکثر مسافرین هواپیما همواره دنبال خریدن بلیط‌های ارزان قیمت هستند تا صرفه‌ی اقتصادی بهتری برایشان داشته باشد. در ضمن دغدغه‌ی امنیت سفر را هم باید به فهرست این نگرانی‌ها اضافه کنیم.

خرید آنلاین بلیط هواپیما؛ کدام سایت قابل اعتماد است؟

برای خرید آنلاین بلیط هواپیما می‌توانید از سایت‌های آژانس‌های هواپیمایی معتبر کمک بگیرید. آژانس‌هایی که شما را نسبت به راحتی و امنیت سفر خاطر جمع می‌کنند و فهرست قیمت‌های منصفانه‌ای هم دارند. در این مقاله قصد داریم تمام راهنمایی‌های لازم جهت خرید آنلاین بلیط هواپیما را در اختیارتان بگذاریم تا دیگر از این بابت نگرانی نداشته باشید.

نکاتی که باید حین خرید آنلاین بلیط هواپیما در نظر بگیرید

۱. در زمان مناسب بلیط هواپیما بخرید.

خرید آنلاین بلیط هواپیما هم درست مثل خرید حضوری آن باید در زمان مناسب صورت بگیرد. اگر خرید بلیط سفر برای آخر هفته‌ها و تعطیلات رسمی را به آخرین لحظات موکول کنید، ممکن است مجبور شوید بلیط‌هایی گران‌تر از حد معمول خریداری کنید.

سایت‌ها و مارکت‌های زیادی هستند که فهرستی از تمامی قیمت‌های بلیط‌های هواپیمایی را به صورت یک جا نمایش می‌دهند تا شما بتوانید بهترین و ارزان‌ترین بلیط هواپیما را به طور آنلاین پیدا و خریداری کنید. یکی از مزیت‌های بزرگ چنین مارکت‌هایی، این است که برای شما امکان مقایسه‌ی بین بلیط‌های هواپیمایی مختلف را فراهم می‌کنند تا بتوانید هوشمندانه تصمیم بگیرید.

۲. اطلاعات سفر خود را بررسی کنید.

در این مورد هم خرید آنلاین بلیط هواپیما چندان فرقی با خرید حضوری آن ندارد. در هر دو صورت بهتر است حواس‌تان را جمع کنید و مواردی مثل ساعت پرواز، نام فرودگاه، مقصد و تاریخ پرواز را با دقت بررسی و انتخاب کنید.

۳. از سایت‌های معتبر بلیط آنلاین هواپیما بخرید.

به جرئت می‌توان گفت تنها مشکلی که در خرید آنلاین بلیط هواپیما ممکن است رخ دهد، انتخاب سایت‌های نامعتبر است که البته این نگرانی با خرید از سایت‌های آژانس‌های هواپیمایی معتبر برطرف می‌شود.

انواع بلیط هواپیما

پیش‌تر اشاره کردیم که انواع مختلفی بلیط هواپیما وجود دارد. ۲ نوع کلی آن بلیط هواپیمای سیستمی و بلیط هواپیمای چارتری است که هر کدام را به طور جداگانه بررسی می‌کنیم.

۱. بلیط هواپیمای سیستمی

قیمت بلیط هواپیمای سیستمی بر اساس مصوبه‌ی شرکت هواپیمایی تعیین می‌شود. پس فرقی نمی‌کند آن‌ها را از آژانس‌های مسافرتی خریداری کنید یا مستقیماً از خود شرکت هواپیمایی بخرید.

مزایای بلیط هواپیمای سیستمی

  • بلیط هواپیمای سیستمی قابل استرداد یا همان قابل پس دادن است.

البته هنگام پس دادن بلیط مقداری از پول شما به عنوان جریمه کسر خواهد شد. اما الباقی آن به حساب‌تان برمی‌گردد.

  • قیمت بلیط هواپیمای سیستمی برای افراد با سنین مختلف متفاوت است

یعنی مثلاً بلیط افراد کم سن و سال نسبت به افراد بزرگسال ارزان‌تر است. پس اگر همراه خانواده سفر می‌کنید بهتر است این نوع بلیط را به صورت آنلاین خریداری کنید.

خرید آنلاین بلیط هواپیما؛ کدام سایت قابل اعتماد است؟

۲. بلیط هواپیمای چارتری

قیمت بلیط هواپیمای چارتری به طور مداوم تغییر می‌کند؛ که البته این تغییر خیلی از مواقع مثبت است. به این معنا که حتی ممکن است قیمت بلیط هواپیمای چارتری خیلی ارزان‌تر از بلیط هواپیمای سیستمی شود.

حالا دلیلش چیست؟ دلیلش این است که بعضی از آژانس‌های مسافرتی، همه یا بخشی از صندلی‌های یک هواپیما را از قبل برای مدت مشخصی پیش خرید می‌کنند و سپس این صندلی‌های پیش خرید شده را با قیمت جدیدی که خودشان تعیین می‌کنند، به مسافران می‌فروشند.

حال این تغییر قیمت به چه عاملی بستگی دارد؟ پاسخ آن ساده است: به میزان تقاضای مسافر!

در مواقعی که میزان تقاضا بالا است؛ مثلاً در تعطیلات سال نو یا آخر هفته‌هایی که شنبه و یکشنبه‌ی آن‌ها هم تعطیل رسمی است و افراد زیادی به سفر می‌روند، قیمت این بلیط‌ها افزایش می‌یابد. ولی زمانی که تقاضا کم می‌شود، مثلاً در فصل‌های کم گردشگر یا موقع امتحانات مدارس و دانشگاه‌ها، قیمت این بلیط‌ها هم کاهش می‌یابد. قیمت بلیط‌های چارتر به زمان پرواز هم بستگی دارد. هر چه زمان پرواز نزدیک‌تر شود، قیمت این بلیط‌ها بسته به تعداد آن‌ها بیشتر یا کمتر می‌شود.

معایب بلیط هواپیمای چارتری

  • در بعضی آژانس‌های هواپیمایی این بلیط‌ها قابل پس دادن یا استرداد نیستند
  • قیمت این بلیط‌ها برای افراد با هر سن و سالی یکسان است یا اگر هم تفاوت داشته باشد، نسبت به بلیط‌های سیستمی تنوع نرخی کمتری دارد

مقایسه‌ی قیمت بلیط هواپیمای چارتری با سیستمی

بیایید قیمت این دو نوع بلیط هواپیمایی را با دقت بیشتری بررسی کنیم تا موقع خرید آنلاین بلیط هواپیما به مشکلی برنخوریم. خوشبختانه از خرداد ماه سال ۱۳۹۵، برای قیمت بلیط هواپیمای سیستمی سقف و کف تعیین کرده‌اند. به این معنا که مثلاً آژانس‌های هواپیمایی نمی‌توانند بلیط را طبق کلاس پرواز و خدمات سفر بیشتر از ۳۰ درصد نرخ تصویب شده بفروشند، زیرا تخلف محسوب می‌شود. قیمت بلیط‌های چارتری هم همان‌طور که گفتیم بر عهده‌ی آژانس‌های مسافرتی و بسته به شرایط مختلف متغیر است.

پاسخ به یک سوال رایج در مورد خرید آنلاین بلیط هواپیما

رایج‌ترین سوالی که مسافرین در مورد خرید آنلاین بلیط هواپیما می‌پرسند این است که: آیا بعد از خرید آنلاین بلیط هواپیما باید حتماً آن را چاپ کنم و با خودم به فرودگاه ببرم؟

جواب این است که: بهتر است نسخه‌ی چاپ شده‌ی بلیط را همراه خودتان داشته باشید. اما اگر به هر دلیلی نتوانستید یا فراموش کردید زیاد نگران نباشید، زیرا در بسیاری از پرواز‌ها فقط به همراه داشتن شماره بلیط کفایت می‌کند.

خرید آنلاین بلیط هواپیما؛ کدام سایت قابل اعتماد است؟

مزیت مهم خرید آنلاین بلیط هواپیما

این روز‌ها اینترنت آن قدر کار‌های ساده و روزمره‌ی ما را سریع و آسان کرده است که می‌توانیم در خانه بنشینیم و با یک جستجوی ساده بانکی از خدمات و اطلاعات را در اختیار داشته باشیم؛ بنابراین خرید آنلاین بلیط هواپیما باعث صرفه‌جویی در وقت و انرژی شما می‌شود. در نتیجه به طور آنلاین می‌توانید در زمان کوتاه تمام اطلاعات سفر مربوط به آژانس‌های هواپیمایی مختلف را با زحمت کمتری به دست آورید و به راحتی بلیط تهیه کنید.

کدام سایت خرید آنلاین بلیط هواپیما قابل اعتماد است؟

پیش از اقدام به خرید آنلاین بلیط هواپیما دقت داشته باشید که سایتی را انتخاب کنید که شناخته شده باشد و دارای نشان اعتماد الکترونیکی باشد. این نشان بهو نوعی ثابت می‌کند که سایت مورد نظر شما قابل اعتماد است.