اسرار مگو از مادران رَحِم‌فروش و تخمک‌فروش


روزنامه شرق – شهرزاد همتی: «اهدای تخمک زیر ۳۰ سال قدبلند و سفید و چشم‌رنگی از حوالی شیراز نیازمندیم. اهدای تخمک سبزه‌رو و بانمک از تهران اعلام آمادگی کردند. رحم اجاره‌ای مطلقه و دارای سابقه بارداری موفقیت‌آمیز از ارومیه نیازمندیم. خانم مطلقه برای صیغه بارداری همراه با حقوق مکفی و محل زندگی در خراسان نیازمندیم».

اسرار مگو از مادران رَحِم‌فروش و تخمک‌فروش

این‌ها بخشی از آگهی‌های بازار مکاره اینستاگرامی زنانی است که یا تخمک می‌فروشند یا رحم اجاره می‌دهند یا ازدواج موقت می‌کنند تا باردار شوند و بعد از ۹ ماه بچه را به خانواده در آرزوی بچه‌ای بدهند و خداحافظی کنند. زنانی که بیش از ۹۰ درصدشان از طبقه محروم و فرودست هستند و رنجی را متحمل می‌شوند؛ برای آنکه بتوانند پول به دست آورند.

زنانی نهایتا ۳۴ ساله که اکثرشان سابقه زندگی شکست‌خورده دارند و به واسطه پیشنهاد‌هایی از سوی دلالانی که آن‌ها را به خانواده در آرزوی فرزند متصل می‌کنند، عضوی از بدن‌شان را اجاره می‌دهند یا می‌فروشند که زندگی‌بخش است. زنانی که عمدتا قربانی یکی از کلینیک‌های خصوصی ناباروری در شمال تهران هستند؛ چراکه پروسه اهدای تخمک و مادر جایگزین شدن در بیمارستان‌های دولتی و مراکز مرجع کار سختی است و نیاز به جلسات مشاوره دارد؛ زنانی که در این کلینیک چندین و چند بار اهدای تخمک می‌کنند و کسی به فکر بار روانی‌ای که آن‌ها تا آخر عمر با خودشان حمل می‌کنند، نیست. این گزارش روایت این زنان است و قصه بچه‌هایی است که از تخمک‌های اهدایی به دنیا می‌آیند یا در رحم زن دیگری دوران جنینی‌شان را می‌گذرانند.

مادر میانجی شدن، یک شغل معمولی

پیداکردن‌شان کار ساده‌ای نبود. مراکز رسمی درمان ناباروری دوست نداشتند در ماجرا دخالت کنند و چاره، توسل به آگهی‌های اینترنتی بود. کافی است هشتگ رحم اجاره‌ای یا مادر جایگزین را در اینستاگرام جست‌وجو کنید تا به دنیای عجیبی وارد شوید که گاهی زنان شبیه برده در آن خرید و فروش می‌شوند. یکی از صفحات را دنبال می‌کنم و نتیجه موفقیت‌آمیز است. صفحه متعلق به یکی از واسطه‌هاست. آن‌ها به خودشان نام لیدر می‌دهند.

استوری‌های روزانه، دنبال زنان خوش‌سیما و خوش‌اندام برای اهدای تخمک است یا زنان مطلقه‌ای را می‌خواهند تا به جای مادر جایگزین ۹ ماه رحم‌شان را اجاره بدهند. بیشتر واسطه‌ها شماره‌تلفنی را هم برای ارتباط با مشتری‌ها در صفحه گذاشته‌اند. بعد از تماس با چند واسطه بالاخره یکی از آن‌ها حاضر به صحبت‌کردن می‌شود. خانم اسدی کارش واسطه‌گری میان زنان نابارور و کسانی است که از طریق اهدای تخمک و مادر جایگزین شدن روزگار می‌گذرانند.

او درباره اینکه بیشتر زنانی که تن به اهدای تخمک و مادر جایگزین شدن می‌دهند، چه کسانی هستند، می‌گوید: «به جز موارد بسیار محدودی مادر میانجی و تخمک اهدایی (رحم جایگزین یا رحم اهدایی) که از دوستان بسیار نزدیک هستند یا خانمی است از اقوام که حاضر به کمک و جایگزینی رحم‌شان و اهدای تخمک می‌شود، عموما خانم‌هایی که داوطلب اهدای رحم یا تخمک هستند، از طبقه نیازمند جامعه‌اند. من با وجود بیش از ۱۰ سال فعالیت در این حوزه به‌عنوان لیدر چنین پروژه‌هایی هنوز شاهد حتی یک مورد اهدای رحم یا تخمک با انگیزه‌ای جز نیاز مالی نبوده‌ام».

او در پاسخ به این سؤال که هر مادری چند بار می‌تواند مادر میانجی شود یا تخمک اجاره دهد، نیز می‌گوید: «این سؤال بستگی کامل به شخص اهداکننده رحم یا تخمک دارد؛ مثل دیگر موارد پزشکی سن، وزن، میزان سلامت، بنیه عمومی و… داوطلب است که تعداد دفعات اهدا و فاصله بین دو اهدا را با تشخیص پزشک تعیین می‌کند؛ اما شاید بتوان گفت عموما اهدا برای چند بار با فواصل چندین‌ماهه برای تخمک و چندساله برای رحم امکان‌پذیر است.

بعضی از خانم‌ها به دلیل سن بالا یا مشکلاتی در تخمدان‌ها یا به علت بعضی بیماری‌های دیگر امکان بارداری با استفاده از تخمک‌های موجود در تخمدان‌های خودشان را ندارند. برای همین است که پزشکان متخصص با استفاده از تخمک اهدایی و تلقیح آزمایشگاهی اقدام به درمان و باروری خانمی که دچار این مشکل است، می‌کنند. البته این لقاح با استفاده از اسپرم همسر بیمار انجام می‌شود و استفتائات لازم و کامل از حوزه‌های علوم دینی و علما انجام شده و در شرعی و قانونی‌بودن این‌گونه درمان کوچک‌ترین تردیدی وجود ندارد».

اسدی همچنین درباره اینکه آیا زنانی را دیده که به جنینی که حمل کرده‌اند، وابستگی نشان دهند، هم می‌گوید: «در این خصوص خانم‌ها واکنش‌هایی بسیار متفاوت بروز می‌دهند. بعضی از همان ابتدا به دلیل ترس از وابستگی از انجام کار منصرف می‌شوند و بعضی تا انتها هیچ علائمی از وابستگی را ندارند. باید بگویم برای خود من این میزان وسعت دامنه وابستگی یا بهتر بگویم از صفر تا صد بودن این دامنه بسیار بهت‌برانگیز است.

برایش جوابی ندارم، اما وجود دارد. در عده‌ای وابستگی بسیار زیاد است و آن‌ها حرکات جنین در بدن خود و تغذیه جنین از خون خود و بسیاری دلایل دیگر را که عموما مادران عادی باردارشده عنوان می‌کنند، بیان کرده و عده‌ای که به هیچ عنوان وابستگی بروز نمی‌دهند عموما این مطلب را عنوان می‌کنند که جنین از ما نیست و مثل امانت و میهمان آن را حسب وظیفه پذیرایی و پرستاری می‌کنیم و بعد تحویل صاحب امانت می‌دهیم.

در مورد ملاقات مادر میانجی با خانواده یا والدین فرزند هم تفاوت سلیقه صفر تا صدی وجود دارد؛ به این نحو که بسته به روحیه والدین عده‌ای تأکید دارند که اساسا مایل به دیدن حتی یک لحظه مادر میانجی نیستند و عده‌ای در این دیدار‌ها و دفعات آن و در نظارت به خورد و خوراک و آرامش و زندگی مادر میانجی به طریق افراط می‌روند؛ به نحوی که در بعضی موارد آسایش و آرامش مادر میانجی را مختل می‌کنند و طبیعتا عده‌ای هم معتدل‌تر بین این صفر و صد عمل می‌کنند».

او همچنین درباره اینکه فرد اهداکننده چه خصوصیاتی باید داشته باشد، می‌گوید: «در مورد این سؤال طبیعی است که سن، قد، وزن و نداشتن بیماری خاص و انجام مشاوره ژنتیک از موارد عمومی است که مورد توجه والدین قرار دارد. عده‌ای با یک دیدار و حتی بدون دیدار تخمک جایگزین را به صرف تأیید لیدر می‌پذیرند و در مورد رحم جایگزین هم بسیار ساده عمل می‌کنند و بعضی به دفعات خواستار دیدار و مصاحبه با داوطلب اهدا هستند.

درخصوص ملاقات با مادر جایگزین در طول ۹ ماه هم ماجرای افراط و تعادل و تفریط وجود دارد؛ بعضی این امر را به لیدر می‌سپارند و بعضی به طور متعادل قرار‌های هفتگی یا ماهانه دارند و عده‌ای هم شاید بتوان گفت بیمارگونه و به صورت کاملا وسواسی عمل می‌کنند. البته در این موارد اخلاق و نوع برخورد مادران جایگزین هم بسیار تأثیرگذار است؛ به این نحو که بعضی اطمینان طرف مقابل را برمی‌انگیزند و متأسفانه بعضی با اعمال و رفتار خود باعث بی‌اعتمادی می‌شوند».

اسرار مگو از مادران رَحِم‌فروش و تخمک‌فروش

اسدی درباره خاستگاه اجتماعی بیشتر زنانی که تن به اهدای تخمک و رحم جایگزین می‌دهند هم می‌گوید: «عموم اهداکنندگان از حاشیه‌نشینان شهر هستند، مناطقی مانند شهریار، پاکدشت و ورامین و ملارد و مامازند. دلیل این نکته را نمی‌دانم که چرا شهر اصفهان از شهر‌های پرتقاضا برای دریافت است و در این شهر داوطلب اهدا بسیار کم است یا در شهر‌هایی مثل آبادان و اهواز و بوشهر متقاضی دریافت و داوطلب اهدا تقریبا متعادل است یا تقریبا عموم متقاضیان درمان اروپایی هستند. آلمانی یا اتریشی و آسیایی‌ها، کویتی و عراقی و اردنی هستند».

روایت‌های زنانه، حکایت فرح

از طریق خانم اسدی، به سپیده، فرح، فرشته و طاهره متصل می‌شویم. فرح متولد سال ۷۵، متولد اهواز و حالا ساکن رباط‌کریم است. او حالا هفتمین ماه از دوران بارداری جنین دیگری را می‌گذراند. سبزه‌رو و بچه‌سال است. فرح اولین‌بار است که مادر جایگزین شده، اما تا به حال چهار مرتبه اهدای تخمک انجام داده است. او به «شرق» می‌گوید: «از طریق یکی از دوستام به واسطه معرفی شدم. این‌طوری می‌تونم زندگیم رو بگذرونم.

من ۲۳‌سالمه و ۱۶‌سالگی ازدواج کردم و حالا یک پسر هفت‌ساله دارم که از یک‌سالگی ندیدمش. از شوهرم جدا شدم و بعد با برادر ۱۶‌ساله‌ام اومدم تهران. زندگی خیلی سخته، خیلی سخت…. برای اینکه مجبور به یک‌سری کار‌ها نشم، تن دادم به این کار». فرح می‌گوید که خانواده‌ای که او جنین‌شان را حمل می‌کند، آمریکا زندگی می‌کنند و گاهی با خانم خانواده آنلاین حرف می‌زند.

فرح می‌گوید: «من ۳۵ میلیون گرفتم ماهی ۷۰۰ هزار تومان هم نفقه می‌گیرم. اما خانم آدم خوبیه. مثلا ما یخچال نداشتیم، ماه پیش برامون یخچال خرید. بچه‌شون پسره و فکر کنم خیلی منتظرشن…». الان داری یک پسر را که مال خودت نیست در شکمت پرورش می‌دهی؟ این را من می‌پرسم و فرح می‌گوید: «می‌دونی؟ گشنگی نکشیدی که عشق و عاشقی یادت بره. من فقط امانت‌دار بچه مردمم. قبل از اینکه تن بهش بدم، خیلی استخاره کردم، ترسیده بودم، می‌گفتم نکنه که به بچه مردم وابسته بشم، بعد دیگه خر بیار و باقالی بار کن. ولی اصلا خواست خدا و ائمه بود. این بچه که جون گرفت من مطمئن بودم که بچه من نیست. اصلا انگار نه انگار که حامله‌ا‌م.

من فقط امانت‌دارم و به لطف خدا هیچ حس خاصی بهش ندارم. خدا واقعا بهم رحم کرده». فرح درباره اهدای تخمک هم می‌گوید: «بعضی‌ها خیلی نامردن. برای هر بار اهدای تخمک باید نهایتا ۲۰ تا بردارن، ۱۰ تاش رو برای خودم بذارن که مشکلی برام پیش نیاد، ولی هر ۳۰ تا تخمک رو برمی‌دارن، بعد خشکی دهانه رحم می‌گیرم. الان قیمت اهدای تخمک حدودا سه میلیونه. ولی گاهی انقدر واسطه‌ها نامردن که همه پول رو خودشون برمی‌دارن، هیچی به ما نمی‌رسه».

از فرح می‌پرسم واسطه‌اش چقدر بابت این حاملگی پول گرفته و او می‌گوید: «فکر کنم شش‌ونیم گرفت. به ما که حرف نمی‌زنن، ولی همین حدودا بود». موقع خداحافظی از فرح می‌پرسم که می‌داند اسم بچه را چه می‌گذارند که می‌گوید: «نباید این چیزا رو پرسید. بالاخره اونم زنه دلش می‌شکنه. هیچ‌وقت این سؤال رو از زنی که نمی‌تونه حامله بشه و تو بچه‌ش رو توی شکمت داری، نپرس».

حکایت طاهره

جلوی کلینیک… قرار داریم. بیشتر زنانی که معرفی شده‌اند، در این کلینیک به خانواده‌ها متصل شده‌اند. کلینیکی خصوصی و مشهور که فرشته هم از مشتریان ثابتش است. ۳۱‌ساله، متأهل، با سابقه بیش از چهار مرتبه اهدای تخمک و حالا هم فرزند خانواده‌ای متمول را در شکم دارد. جنین دختری پنج‌ونیم ماهه که قرار است نامش پرتو باشد. دستم را روی شکمش می‌گذارد و تکان‌های شدید پرتو را حس می‌کنم. می‌پرسم دوستش داری؟ می‌گوید: «من بچه خودم رو مجبور شدم بذارم بهزیستی. اونم دختر بود.

یک حالی می‌شم گاهی که تکون می‌خوره تو شکمم، اما قرارداد دارم، ۴۰ میلیون پول گرفتم، بچه مردمه…». طاهره می‌گوید بعد از زایمان فرزندش افسردگی شدید زایمان داشته و الان تمام نگرانی‌اش این است که بخواهد افسردگی کودکی را بکشد که قرار نیست با خودش به خانه ببرد. طاهره ماهانه ۸۰۰ هزار تومان نفقه می‌گیرد. از او سؤال می‌کنم که چطور رضایت شوهرش را بابت این کار گرفته و او می‌گوید: «شوهرم زندانه، اصلا خبر نداره از داستان. دکترای اینجا کمکم کردن اون نفهمه. اگر بفهمه، یک قمه حرومم می‌کنه».

طاهره می‌گوید: «شوهرم مواد مخدریه و ابد داره. من مجبورم برای اینکه هم ثواب بکنم، هم زندگیم از دستم نره تخمک بفروشم و رحم اجاره بدم. تخمکام عالی هستن و خیلی کار راه انداختن…». طاهره تمام فاکتور‌ها را به نظر می‌رسد برای اهدای تخمک دارد. هم زیباست و هم وزنش زیر ۷۵ کیلوگرم. او تخمک‌های زیادی اهدا کرده و احتمالا فرزندان زیادی هم دارد که مثل دختر اصلی‌اش از سرنوشت‌شان بی‌خبر است».

حکایت فرشته

فرشته مطلقه و ۳۵‌ساله است و به‌زودی مادربزرگ می‌شود! فرزندش ۱۵‌سالگی ازدواج کرده و ماه دیگر نوه او را به دنیا می‌آورد. فرشته تا به حال دو مرتبه مادر میانجی شده. از او درباره حسش پس از تحویل بچه‌ها سؤال می‌کنم. او می‌گوید: «کلا بعد از به دنیا اومدن بچه، هر زنی حس عجیبی داره. منم مثل همه زنای دیگه این حس رو دارم، با این تفاوت که نه پشت اتاق عمل کسی منتظرمه و نه توی خونه. سزارین می‌کنم، به هوش که میام هیچ‌کس پشت اتاق عمل استقبالم نمیاد. دارم از درد می‌میرم، بی‌کس و تنها و بدون بچه می‌رم توی بخش و صبحش بی‌خداحافظی برمی‌گردم خونه. حسش مثل زنایی که بچه‌شون مرده به دنیا میاد. به همون تلخی، اما بعدش تموم می‌شه. چون تو محتاجی و مجبوری به یک چیزایی تن بدی».

فرشته می‌گوید یک دختر و یک پسر برای دیگران به دنیا آورده که مادر پسر گاهی عکس‌هایش را برایش می‌فرستد و او ندیده پاک می‌کند: «چرا باید نمک رو زخمم بپاشم؟ من زخم زیاد دارم، نمی‌تونم براشون عزاداری کنم». فرشته بعد از طلاق با پدر و مادرش در مشهد زندگی می‌کند و قبل از خداحافظی می‌گوید: «من توانایی باروری خوبی دارم. اگر موردی بود که رحم اجاره‌ای می‌خواست، من رو فراموش نکنید».

حکایت عاطفه

این تنها مدل از بازار مکاره بچه‌دارشدن نیست. زنان زیادی صیغه بارداری می‌شوند. مردانی که حاضر نیستند فرزندشان در رحم بیگانه‌ای جا خوش کند، همسرشان را راضی می‌کنند برای‌شان کسی را صیغه کند و بعد از بارداری و به‌دنیاآمدن بچه، رها کند و برود. زنانی که تعدادشان کم نیست و بعد از جدایی فرزندشان با بحران‌های جدی مواجه شده‌اند. عاطفه ۲۸‌ساله یکی از آنهاست و حالا مراحل دادگاهی و درخواست دیدار با فرزندش را می‌گذراند.

او می‌گوید: «ما‌ها قرارداد امضا می‌کنیم و چیزی دستمون نیست. ولی اینا من رو گول زدن. مرد نامرد، با من رابطه عاطفی برقرار کرد. هی می‌گفت این بچه من و توئه؛ گفت زنش رو طلاق می‌ده و با هم زندگی می‌کنیم. ولی بعد زایمان وقتی به هوش اومدم، من رو گذاشته بودن و رفته بودن… حتی نذاشتن یک بار بچه‌م رو بغل کنم، این نهایت نامردی بود… من به اون بچه دل بستم…».

اسرار مگو از مادران رَحِم‌فروش و تخمک‌فروش

خواهران و برادرانی با مادر‌های یکسان

دکتر ساغر صالح‌پور، رئیس کلینیک ناباروری بیمارستان طالقانی در گفتگو با «شرق»، با بیان اینکه مبحث رحم اجاره‌ای و اهدای تخمک بسیار پیچیده است و باید جوانب احتیاط را در آن مد‌نظر قرار داد، می‌گوید: «تن‌ها به خانواده‌هایی می‌توان پیشنهاد داد که به استفاده از مادر میانجی فکر کنند که زن خانواده یا به دلیل مسائل مادرزادی فاقد رحم باشد یا به دلیل بیماری‌های زنانه رحمش خارج شده باشد یا به دلیل شیمی‌درمانی قدرت باروری خود را از دست داده یا اینکه بارداری برایش خطر مرگ به همراه داشته باشد.

درباره اهدای تخمک هم باید دقت جدی کرد. زنانی که اهدای تخمک می‌کنند، باید نهایتا دو مرتبه این کار را انجام دهند و هر اهدای تخمک در نهایت برای یک خانواده این اتفاق بیفتد. اول اینکه، چون کسی که اهدای تخمک می‌کند، دارو می‌گیرد، بیهوش می‌شود و به تخمدانش سوزن زده می‌شود که ممکن است انجام چندین‌باره این کار برای او عوارض جدی داشته باشد و از طرف دیگر این کار می‌تواند مسائل ژنتیکی جدی به همراه داشته باشد».

او در ادامه می‌گوید: «برخی کلینیک‌های خصوصی هستند که بدون وجدان کاری و تحقیق درباره زنانی که تخمک اهدا می‌کنند، از یک زن به چندین خانواده تخمک اهدا می‌کنند. این باعث می‌شود چندین خواهر و برادر در خانواده‌های متعدد وجود داشته باشد و حتی ممکن است در سال‌های بعد ازدواج‌هایی بین خواهر‌ها و برادر‌ها داشته باشیم و این جفای جدی به اجتماع است. از طرفی این کلینیک‌ها با اینکه اهدای اسپرم در ایران هم غیرشرعی، هم غیرقانونی است؛ اما این کار را هم با قیمت‌های گزاف انجام می‌دهند».

این متخصص زنان می‌گوید: «در جریان هستم که در یکی از کلینیک‌های خصوصی تنها با دو بار رفت‌و‌آمد، خانواده‌ها تخمک می‌گیرند یا از رحم جایگزین استفاده می‌کنند، در‌حالی‌که باید قرارداد‌های پیچیده‌ای در کار باشد. هر دو طرف تحت مطالعه روان‌کاوی قرار بگیرند. هر دو طرف به پزشکی قانونی مراجعه کنند و بعد از حصول اطمینان دست به این کار زده شود. بیماری به ما مراجعه کرد که بعد از چندین‌بار اهدای تخمک و رحم جایگزین شدن با مشکلات عدیده زنانه روبه‌رو شده بود و ما مجبور شدیم او را بستری کنیم.

بعد از بستری‌شدن متوجه شدیم در تن این خانم جای چندین خودزنی وجود دارد و خانم با مشکلات عدیده روانی دست‌وپنجه نرم می‌کند. کدام بی‌وجدانی به خودش اجازه می‌دهد از فردی با مشکلات روانی چندین تخمک به خانواده‌های مختلف بدهد؟ چطور ممکن است بدون درنظرگرفتن مسائلی نظیر اعتیاد اهداکننده، سوابق بیماری روحی و خانوادگی به او اجازه داده شود که دست به چنین کاری بزند؟». صالح‌پور با بیان اینکه در هر بار اهدای تخمک فقط باید ۲۰ تخمک از اهداکننده برداشته شود، تأکید کرد: «در نهایت فقط باید ۲۰ تخمک برداشته و به یک خانواده داده شود.

درست است که از منظر قرارداد قانونی این زن هیچ حقی نسبت به جنینش ندارد، اما اگر زن بخواهد خانواده را درگیر دادگاه کند و بچه‌اش را ببیند یا با این کار دنبال دریافت وجه بیشتر باشد، چه کسی می‌تواند به این مسائل رسیدگی کند و جواب‌گوی دو طرف باشد؟». او در پایان اضافه می‌کند: «برای مثال در بعضی زنان به خاطر سن بالا، یائسگی زودرس و اختلالات دیگر، با وجود سالم‌بودن ارگان‌های باروری به علت نداشتن تخمک از امکان باروری محروم‌اند.

در این افراد تنها راه باروری دریافت تخمک اهدایی از یک داوطلب است. در محیط آزمایشگاه تخمک اهدایی توسط اسپرم‌های مرد که همسر گیرنده تخمک است، لقاح می‌یابد و جنین حاصل از این لقاح، به رحم زن نابارور منتقل می‌شود. حداکثر سن فرد گیرنده تخمک ۴۵ سال است. البته فرد باید کاملا از خطرات باروری در سنین بالا مطلع باشد و پس از مشاوره‌های لازم با متخصص و روان‌پزشک برای این کار اقدام کند. لازم است زوجی که می‌خواهند با روش اهدای تخمک درمان شوند، تحت مشاوره باشند و تمام جوانب این کار اعم از مسائل روحی، روانی، ارث و قانون و سایر مسائل را در نظر بگیرند و با آگاهی کامل درمان را آغاز کنند. آزمایش‌های اولیه پیش از درمان باید به طور کامل انجام شود.

آزمایش اسپرموگرام مرد، معاینات عمومی فیزیکی، آزمایش‌های روتین قبل از بارداری نظیر سرخجه، آزمایش‌های ایمنی، تعیین گروه خون و RH، ایدز، هپاتیت، معاینات لگنی، بررسی حفره رحم و سونوگرافی برای اندازه‌گیری حجم رحم و در صورت لزوم هیستروسکوپی و لاپاراسکوپی تعدادی از این آزمایش‌هاست. ضمنا رحم فرد گیرنده تخمک در زمان عمل باید آمادگی داشته باشد که لازم است اقدامات لازم از قبل انجام شود. سن اهدا‌کننده تخمک بهتر است بین ۲۱ تا ۳۴ سال باشد و ترجیحا این فرد قبلا بچه‌دار شده باشد؛ چراکه شانس حاملگی را در فرد گیرنده تخمک بالا می‌برد».

رنج ازدست‌دادن

مریم پوری، روان‌شناس بالینی و روان‌کاو، در گفتگو با «شرق» با بیان اینکه افسردگی زایمان بین بیش از ۸۰ درصد زنان پس از زایمان اتفاق می‌افتد، می‌گوید: «این افسردگی در بین زنانی که فرزندشان را سقط می‌کنند بیشتر دیده می‌شود که می‌شود شرایط زنانی را که تن به مادر جایگزین شدن می‌دهند، به آن شبیه دانست. البته بسیاری از این زنان این رنج را انکار می‌کنند و با بهانه‌هایی مانند اینکه این بچه مال ما نیست، دردشان را انکار می‌کنند.

اسرار مگو از مادران رَحِم‌فروش و تخمک‌فروش

آن‌ها باید در شرایط ایمن درباره احساس‌شان صحبت کنند. در واقع حس‌و‌حال آن‌ها بیشتر شبیه کسانی است که اندوه خود را انکار و فراموش می‌کنند؛ اما با هر اتفاقی مجددا آن را به یاد می‌آورند و واکنش‌هایی غیرعادی در شرایط مختلف از خود نشان می‌دهند که می‌تواند دلیلش همین دردی باشد که انکارش می‌کنند». او در ادامه افزود: «یکی از مسائلی که هر زنی بعد از زایمان تجربه می‌کند، تغییرات فیزیکی است.

شما فرض کنید تمام این تغییرات فیزیکی را در شرایطی تجربه کنید که فرزندی ندارید. کسی هم برای این رنج ازدست‌دادن با شما همدردی نمی‌کند و شما مجبورید این رنج را خودتان با مسائلی مانند اینکه مثلا به خودتان بگویید من دارم یک کار ثواب انجام می‌دهم، کم کنید. اگرچه در حین غربالگری اولیه برای انتخاب مادران جایگزین، بسیاری از فاکتور‌های روان‌شناختی بررسی می‌شوند، اما در هیچ تستی امکان لحاظ‌کردن فاکتور‌های ایجادکننده افسردگی پس از زایمان به‌ویژه در شرایط خاصی مانند قرارداشتن در جایگاه مادر جایگزین، وجود ندارد».

حقایقی که از جنجالی‌ترین دانشگاه ایران نمی‌دانید


روزنامه همشهری – فرزانه ابراهیم‌زاده: «بعداز ظهر امروز اعلیحضرت همایون شاهی تالار تشریح را در محل دانشگاه تهران اراضی جلالیه بازدید و افتتاح فرمودند. در ضمن نصب لوح تاریخی ساختمان دانشگاه که مرتب از عمارت دانشکده فنی حقوق و طب و ادبیات معمول گردید».

ناداستان دانشگاه تهران

این خبر یک روزنامه اطلاعات در روز ۱۵ بهمن۱۳۱۳ شمسی بود؛ روزی که کلنگ دانشگاه تهران به‌عنوان دانشگاه اصلی ایران در جنوب جلالیه رسما به زمین خورد.

به گزارش خبرنگار روزنامه در مراسمی که روز ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ در محل سالن تشریح دانشگاه تهران در شمال محوطه دانشگاه با حضور رضاشاه برگزار شد طرح دانشگاه و محل ساختمان‌های آن مشخص شد. براساس خبر روزنامه اطلاعات، سالن تشریح دانشگاه تهران در قسمت شمال اراضی دانشگاه مجاور آب کرج ساخته شده و آخرین قطعه دانشگاه است.

قرار بود در محل سنگ بنای دانشگاه تهران یک لوح طلا زیر خاک دفن شود. اما یک روز مانده به مراسم، رضاشاه از علی‌اصغرخان حکمت، کفیل وزارت معارف و پیمانکار اصلی دانشگاه خواست تا لوحی فلزی را آماده کنند. او دفن کردن لوح طلایی با آن وزن را اقتصادی ندانست و معتقد بود هزینه اضافی است.

حکمت در خاطراتش نوشته است که لوحی برنزی را به خط نستعلیق با این متن آماده کرد و در روز کلنگ‌زدن دانشگاه آن را به شاه داد تا در نقطه صفر دانشگاه در جایی که کلنگ دانشکده طب را زد زیر خاک بگذارد. براساس نوشته حکمت روی این لوح چنین نوشته شده بود: «هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا‌شـاه پهـلوی سر دودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نوشته کـه بـه یـادگار در دل سنگ جا گرفته به زمین سپرده شد. بهمن‌ماه ۱۳۱۳ خورشیدی».

روزنامه‌های قبل از مراسم نوشته‌اند که یک روز پیش از افتتاحیه دانشگاه، باران و برف شدیدی در تهران گرفت و به‌نظر می‌آمد مراسم لغو شود؛ اما رضاشاه اعلام کرد اگر سنگ از آسمان بیاید این مراسم برگزار خواهد شد. صبح ۱۵بهمن نه‌تن‌ها آفتاب شد که زمین هم خشک شد.

اما کلنگ ساخت دانشگاه اصلی ایران در کجا به زمین خورد. این سؤالی است که بسیاری از کسانی که در ۸۶سال گذشته گذرشان به این دانشگاه خورده از خودشان سؤال کرده‌اند. کلنگ دانشگاه دقیقا در شمالی‌ترین بخش پردیس اصلی دانشگاه یعنی خیابان پورسینا و در محل پلکان تالار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به زمین خورده و لوح ساخت دانشگاه نیز در همانجا به خاک سپرده شده است.

به استناد اسناد تاریخی، سالن تشریح و تالار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران قدیمی‌ترین بخش دانشگاهی مدرن ایران است که در آستانه ۱۴۰۰ وارد ۸۷سالگی خود می‌شود؛ ۸۷سالی که هنوز تاریخ درست و کاملی برایش نوشته نشده است. البته این مراسم، مراسم نامگذاری و آغاز ساختمان دانشگاه بود و مراسم رسمی افتتاح دانشگاه یک‌ماه و چند روز بعد یعنی روز ۲۴ اسفند همین سال برگزار شد.

قبل از اینکه بخواهیم داستان اصلی دانشگاه تهران را روایت کنیم باید این نکته را فراموش نکنیم که پیرامون این دانشگاه مادر، داستان‌ها و روایت‌های تحریف شده و شکل افسانه‌گونه کم نیست. یکی از این افسانه‌ها داستان شکل‌گیری دانشگاه تهران است که پیشنهاد ساخت آن را به تلاش دکتر محمود حسابی نسبت می‌دهند.

واقعیت این است که وی در شکل‌گیری مجموعه بزرگی به اسم دانشگاه تهران نقش زیادی نداشت و ماجرای ساخت این دانشگاه سال‌ها پیش از ۱۵ بهمن۱۳۱۳ با پیشنهاد یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی مطرح شد.

دکتر اسماعیل سنگ، نماینده ساری و تنکابن در مجلس ششم بود که برای نخستین بار ایده ساخت دانشگاهی سراسری به شکل اونیورسیته‌های فرنگی مطرح کرد و از وزیر معارف وقت خواست تا به آن توجه شود؛ موضوعی که متأسفانه میان هیاهوی زیاد دوستداران دکتر محمود حسابی گم شده است. دکتر سنگ که حالا خیابانی هم در تهران به نامش است، در سال۱۳۰۵ نامه‌ای به سیدمحمد تدین، وزیر معارف نوشت و درباره اقدام به تأسیس دانشگاه و اهمیت آن گفت و از او خواست تا نظرش را درباره دانشگاه بگوید. به‌نظر می‌رسد او قصد پاسخ دادن به سؤالی را داشت که برای نخستین بار عباس‌میرزا پرسیده بود و امیرکبیر در پاسخ به این سؤال دارالفنون را راه انداخته بود. اما نزدیک ۸۰سال از ساخت دارالفنون گذشته بود و این مرکز علمی نیاز جامعه ایران را تامین نمی‌کرد.

دکتر اسماعیل سنگ از وزارت معارف خواست تا اقدامی برای ساخت دانشگاه بزرگی برای رفع نیاز علمی کشور انجام دهد. تدین در پاسخ او نوشت: «راجع به اونیورسیته که آن را می‌توانیم دارالعلوم بگوییم کمال علاقه را دارم و مشغول تهیه لوازم و مقدمات آن هستم. نظر من این است که در یک فضای وسیعی که شاید ۸۰ تا ۱۰۰ هزار ذرع مربع وسعت داشته باشد، بنایی ساخته شود که شعب علوم و فنون در آنجا تأسیس گردد».

طرح دانشگاه با انتشار این نامه از سوی تدین به واسطه عبدالحسین‌خان تیمورتاش، وزیر دربار و البته مشاور اصلی به گوش شاه رسید. رضاشاه که تازه به قدرت رسیده بود با این پیشنهاد موافقت کرد و از تدین دعوت کرد تا درباره ایده دانشگاه بیشتر توضیح دهد.

تدین نیز درباره ایده ساخت دانشگاهی در پایتخت در فضایی ۸۰ تا ۱۰۰هزار متری با تیمورتاش و شاه صحبت کرد. رضاشاه هم که از این ایده خوش‌اش آمده بود از دکتر عیسی صدیق اعلم خواست تا به اروپا برود و با مطالعه در وضعیت دانشگاه‌های این کشور‌ها طرح کلی دانشگاه را نوشته و ارائه دهد. درحالی‌که دکتر صدیق اعلم برای تحقیق رفت دانشسرای عالی و دارالمعلمین و دارالمعلمات نیز در تهران فعالیت خود را آغاز کردند. مدرسه حقوق و علوم سیاسی به ریاست دهخدا در لاله‌زار و مدرسه پزشکی در خیابان شاه‌آباد فعالیت داشتند.

همزمان با بازگشت دکتر صدیق اعلم و آماده شدن طرح دانشگاه در بهمن۱۳۱۲ در جلسه هیأت دولت محمدعلی فروغی شروع به توصیف آبادانی تازه تهران کرد. علی‌اصغر حکمت که در آن زمان کفیل وزارت معارف بود بار دیگر با اشاره به اینکه این شهر زیبا تنها اشکالی که دارد نداشتن دانشگاه است بار دیگر موضوع دانشگاه را به جریان انداخته بود.

ناداستان دانشگاه تهران

حکمت در خاطراتش نوشته است: «در یکی از شب‌های فرخنده اواخر بهمن ۱۳۱۲ جلسه هیأت وزراء در حضور شاه در عمارتی که اکنون مقر کاخ ملکه پهلوی است تشکیل شـده بـود، سـخن از آبادی تهران و عظمت ابنیه و عـمارت و قـصور زیـبای جدید در میان آمد، مرحوم فروغی رئیس الوزرا در این باب به شاهنشاه تبریک می‌گفت. دیگر وزیران نیز هر یک به تحسین و تمجید زبـان گـشوده بـودند. چون نوبت به بنده نگارنده رسید که بـه سـمت کفیل وزارت معارف در آن میان حاضر بودم گویا خداوند متعال به قلب من الهام کرد که عرض کردم در آبادی و عـظمت پایـتخت البـته شکی نیست، ولی نقصی که دارد این است که این شهر هنوز عـمارت مخصوص اونیورسیته (دانشگاه) ندارد و حیف است که این شهر نوین از همه بلاد بزرگ عالم از این حیث عقب بـاشد. شـاه بـعد از اندک تأملی گفتند‌:بسیارخوب آن را بسازید».

این بسیار خوب در مقابل هیأت وزیران بهانه‌ای شد تا حکمت آن را در جلسه بعد هیأت وزراء مطرح کند. در آغاز این جلسه که با حضور شاه برگزار شد بـه وزیـر عدلیه مرحوم علی اکبر داور رو نموده فرمودند در بودجه سال بعد ۲۵۰۰۰۰ تومان به وزارت معارف اعتبار بدهید که بـه مـصرف سـاختمان مدرسه برسانند».

بودجه ۲۵۰۰۰۰ تومانی در اختیار وزارت معارف قرار گرفت تا زمین مناسبی را برای ساخت دانشگاه تهران پیدا کنند. حکمت درباره انتخاب زمین نوشته است: «بالاخره باغ جـلالیه را از هـرجهت مناسب دیدم، ازجمله زمین‌هایی که عرضه شد در بهجت آباد بود که آن‌وقت در اطراف بـاغ مـعروف آن عمارت و خانه‌هایی بود. مهندس وزارت معارف- موسیو آندره گدار- آن‌را نپسندید و کمی عرصه و قلت وسعت آن‌را خـاطرنشان ساخت».

انتخاب گدار زمین‌های جلالیه بود و این را به حکمت گفت. او در بخش دیگری از خاطراتش نوشته: «مالکین اراضی بهجت‌آباد که از این جانب مأیوس شدند نزد وزیر مـالیه کـوشش کـرده و خاطر آن مرحوم را بر ترجیح زمین خود جلب کردند. یکی از شب‌های فروردین ماه همان سال که پیـشنهاد جلالیه و بهجت‌آباد مطرح شد مرحوم داور، رجحان بهجت‌آباد را قویا پشتیبانی می‌کرد و بالاخره اخذ رأی به عـمل آمـد و معلوم شد ایشان اکثریت داشتند و من بسیار دل‌شکسته و نومید گشتم. در این اثنا شاه به جلسه وزرا ورود فـرمودند پس از انـدکی به رسم معمول از مرحوم فروغی، نخست‌وزیر سؤال کردند چه می‌کردید. مرحوم فـروغی عـرض کرد «صحبت انتخاب زمین برای دانشگاه بـود دو مـحل پیـشنهاد شده یکی بهجت‌آباد و دیگری جلالیه». شاه بـعد از انـدک تأملی فرمودند «باغ جلالیه را انتخاب کنید. بهجت‌آباد ابدا شایسته نیست من همه ایـن نـواحی را با اسب گردش کرده و دیـده‌ام» مـطلب تمام شـد و مـن مـشغول به‌کار شدم».

مهم‌ترین دلیلی که شاه برای نامناسب بودن بهجت‌آباد دانسته بود؛ سطح سیل‌گیر زمین و پستی آن نسبت به مناطق اطرافش بود. در نهایت حرف آخر را رضاشاه زد و گفت که جلالیه را برای دانشگاه انتخاب کنید. این حرف ختم کلام بود.

خرید این زمین‌ها هم یکی دیگر از داستان‌هایی است که پیرامون دانشگاه تهران وجود دارد و بسیاری معتقدند زمین بزرگ محل دانشگاه تهران به قیمت هر متر یک تومان خریداری شده است. اما واقعیت امر براساس اسناد رسمی این است که بخشی از زمین‌ها متعلق به حاج‌کاظم اتحادیه و بخش دیگر متعلق به ورثه و یتیم‌های ارباب‌گیو بود.

حکمت درباره معامله زمین‌ها هم در خاطراتش اشاره می‌کند و می‌نویسد: «باغ جلالیه افزون از ۲۰۰۰۰۰ مـترمربع بـود که از مالک آن تاجری به‌نام حاج رحیم آقا اتحادیه تبریزی خریداری شد و تـوافق حـاصل شد که متری ۵ ریال حساب نـماید از این مبلغ وزیر مـالیه مـتری ده شاهی آن‌را کم کرد. در مـوقع امـضای قباله به نماینده وزارت معارف دستور داده شده بود که در قباله قنات مخصوص جـلالیه نـیز باید قید شود و الا قباله را امـضاء نـنماید. به ناچار مالک قبول کـرد و مـبلغی در حدود ۱۰۰۰۰۰ تومان که بـه پول امـروز شاید ۲۰ میلیون تومان ارزش دارد دریافت کرد و قباله امضا و زمین تحویل وزارت معارف گردید و موسیو گدار بـه طـرح نقشه آن مشغول شد. اول چیزی که بـه عمل آمـد نرده اطـراف آن بـاغ و اراضـی آن بود که هنوز آن سر در فلزی زیبا برقرار است و امید است که تا ابد برقرار باشد».

آنچه از اسناد رسمی و البته سند رسمی دانشگاه تهران به‌دست می‌آید البته این است که کل زمین‌های دانشگاه تهران در نهایت به قیمت نودهزار و نهصد و نود و یک تومان و هشت قران معامله شد. سندش هم ظاهرا در دفتر اسناد رسمی شماره۱۸ به این شرح تنظیم شده است: «مورد معامله یک قطعه زمین بیاض مفروز از اراضی جلالیه واقع در ناحیه ۳ حسن‌آباد دارای پلاک‌های ۳۷۱۰ تا ۳۷۳۰ مساحت مورد معامله دویست و دوهزار و چهار گز مربع به انضمام شش دانگ قنات جلالیه که در آن تاریخ بی‌آب و مخروبه بود. به انضمام یک دستگاه بنا موجود در وسط اراضی مرقوم است. حدود آن شمالا سرحد اراضی جلالیه و امیرآباد محدود است. غربا به سرحد اراضی جلالیه و جمشید‌آباد محدود است. جنوبا به خیابان چهل گزی معروف به شاهپور که جدید الاحداث محدود است. شرقا اراضی بیاض جلالیه محدود است. قیمت نودهزار و نهصد و نود یک تومان و هشت قران. ثبت برابر سند است».

ناداستان دانشگاه تهران

نکته جالب در این سند این است که همزمان با این معامله خیابان انقلاب امروزی کامل شده بود و قرار بود ابتدا به نام شاهپور نامگذاری شود. اما بعد از کامل شدن به اسم شاه‌رضا معروف شد.

در باره واژه دانشگاه نیز باید توضیح بدهم که این واژه در ابتدا به‌عنوان انیورسیته بود. اما فرهنگستان نام دانشگاه را برای مجموعه واحد‌های مستقل آموزشی انتخاب کرد و نام هر کدام از واحد‌ها را دانشکده گذاشتند. کلمه استاد برای معلمان دانشگاه و دانشجو نیز از واژه‌هایی بود که در این فرهنگستان انتخاب شد.

درباره اینکه چرا ابتدا سالن تشریح آماده شد را علی‌اصغر حکمت چنین می‌داند: «بنابراین درنظر گرفته شد که ساختمان دانشگاه از دانشکده پزشکی شروع شود و از آنهم شعبه تشریح عـملی و تالار تشریح Selle de Dessection آغاز گردد. در اوایل اردیبهشت این ساختمان آغاز گردید و با کمال جدیت تعقیب می‌شد نقشه محل نگهداری اجساد و سالن‌های تشریح در دو طبقه و آمفی‌تئاتر مخصوص تعلیمات نظری به مرحله اجرا گـذارده شـد و تا اواخر دی‌ماه ۱۳۱۳ خاتمه پذیرفت وقتی که گزارش اتمام بنا به عرض پیشگاه شاهنشاه رسید از سرعت اتمام آن بنا ابراز تعجب کردند و قرار شد که یک روز مخصوص به زمین دانـشگاه تـشریف آورده و تالار تشریح رامعاینه فرمایند».

به نوشته حکمت: «دکتر امیر اعلم رئیس کـرسی تـشریح بود و دکتر ابوالقاسم بـختیار، جـراح و معاون دانشکده طب و دکتر بلر آمریکایی جراح بیمارستان آمریکایی تهران سعی بلیغ و کوشش فراوان در این راه به خرج دادند حتی برای نخستین بار اجساد امـوات بـلاصاحب را مخفیانه دکتر بختیار از مـریضخانه‌های دولتـی تحویل گرفته و در اتومبیل شخصی خود به تالار تشریح می‌آورد و در سالن زیرزمین در محوطه‌های مخصوص محلول ضدعفونی قرار می‌گرفت».

رضاشاه بعد از نصب لوح دانشگاه گفت: «ایجاد دانشگاه کاری اسـت کـه مـلت ایران بایستی که خیلی قبل از این شروع کرده باشد حال‌که شروع شـده بـاید جدیت نمود که زودتر انجام گیرد». به نوشته حکمت: «در میان حضار مرحوم مهدی قلی هدایت، حاجی مخبرالسلطنه (رئیـس الوزراء) سـابق ایران که از لحاظ سن و قدمت خدمت مرتبه ارشدیت داشت مرتجلا عرض کـرد «ذات مـقدس شاهانه چند سال قبل کلنگی به زمـین زدنـد کـه اوضاع جسمی مردم این کشور را اصلاح می‌کرد (اشـاره او به کلنگی بود که اعلیحضرت شاه در سال ۱۳۰۷ برای ایجاد راه‌آهن در محل ایستگاه کنونی بـه زمـین زدند) امروز نیز بنایی را شـروع مـی‌فرمائید که روح را پرورش مـی‌دهد. الحـمد‌الله که نمردم و چنین روزگاری را دیـدم.

بـعد از آن تلگراف ذیل که از طرف موسیو شارلوتی، رئیس دانشگاه پاریس مخابره شده بـود قـرائت شد: جناب… وزیر معارف ایران: امـروز که در ظل عنایت اعـلیحضرت رضـاشاه پهلوی شالوده دانشگاه تـهران گـذارده می‌شود، دانشگاه‌های فرانسه تبریکات صمیمانه خود را از این عمل عظیم تقدیم می‌دارد و ترقی و پیـشرفت عـلمی آن دانشگاه را مسالت می‌دارد. شارلوتی».

حکمت در خاطراتش می‌نویسد: «پس از روز تاریخی ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ که اعلیحضرت شاهنشاه لوحه یادگار بنیاد عمارت دانشگاه را در مـحلی که اکنون پلکان ورودی جنوبی دانشکده پزشکی است در دل سنگ به ودیعه نهادند ساختمان در زمـین وسیع جلالیه بی‌درنگ شـروع گـردید. عرصه این زمین که اکنون از طرف شمال منتهی به خیابان دانش و جنوب آن خیابان شاه‌رضا و ضلع شرقی آن خیابان آناتول فرانس و ضلع غربی آن خیابان ۲۱ آذر است شامل ۲۰۱۱۸۰ مترمربع است و مساحت ابنیه اعیانی آن‌که شامل بر دانشکده‌های شش‌گانه و کتابخانه مرکزی و باشگاه است، ۱۱۹۵۸۰ مترمربع است».

ناداستان دانشگاه تهران

به گفته کفیل وزارت معارف وقت: «دستگاهی در سال ۱۳۱۳ ش در وزارت معارف به‌نام «اداره ساختمان» تـشکیل شـده بود که با اعضای فنی و اعتبار ۲۵۰۰۰۰ تومان اعطایی بودجه معارف آغاز به‌کار کرد. نخست طرح چهار خیابان خارجی و دو خیابان داخلی ریخته شد و در اواخر زمستان آن سال در تمام این شـش خـیابان نهال‌های درختان سایه گستر چنار غرس گردید که اکنون ۴۰ ساله- زمان نوشتن خاطرات حکمت- شده‌اند».

افتتاح رسمی دانشگاه تهران در روز جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۱۳ یک‌ساعت و نیم قبل از ظهر در دانشکده حقوق انجام گرفت. نخست‌وزیر وقت محمدعلی فروغی در نطق خود درباره مقام علم و دانش گفت و از افتتاح دانشگاه به‌عنوان یک اتفاق فرخنده در تاریخ فرهنگ ایران یاد کرد. همزمان با افتتاح دانشگاه تهران، شورای دانشگاه تهران با حضور چهره‌هایی که قرار بود دانشکده‌های مختلف را راه‌اندازی کنند، تشکیل شد. در این شورا این افراد حضور داشتند: «دانشکده‌ها طب دکتر لقمان‌الدوله و دکتر امیراعلم، حقوق دهخدا و صدیق حضرت، ادبیات و علوم صدیق اعلم و میرزا غلامحسین‌خان رهنما و دکتر سیاسی، معقول و منقول حاج سیدنصرالله تقوی و بدیع‌الزمان فروزانفر، دانشکده فنی امین رئیس اداره کل صناعت و دکتر حسابی».

دانشگاه تهران با ادغام مؤسسه‌های دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی، طب، مدرسه عالی فلاحت، مدرسه صنایع و هنر، مدرسه عالی معماری و دانشسرای عالی در ۲۴ اسفند ۱۳۱۳ کار خود را آغاز کرد. اولین جلسه شورای دانشگاه قبل از ظهر شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۱۳ تشکیل شد.

از آغاز تاسیس دانشگاه تا ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ ریاست دانشگاه به وزرای فرهنگ سپرده می‌شد. طرح ساخت دانشکده‌های مختلف دانشگاه تهران براساس معماری مؤسسات آموزش عالی فرانسه بود. حکمت در خاطراتش تأکید کرده است: «نقشه عمومی دانشگاه را یک معمار عالی مقام فرانسوی موسوم به آندره گدار، رئیس‌کل باستان‌شناسی و موزه ایران باستان، دیپلمه مـدرسه عـالی صنایع ظریفه پاریس طرح کرد و نگارنده روز مبارک ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ در تالار تشریح آن را به عرض شاهنشاه رسانیده و ضمنا توضیحات لازم را تقدیم نمودم و مورد تصویب قرار گرفت».

طراحانی که برای ساخت دانشکده‌ها و ساختمان‌ها انتخاب شدند نیز بیشتر فرانسوی بودند و رونارلد دوبرل، ماکسیم سیرو، آلکساندر موزر، آندره گدار به همراه مارکف و محسن فروغی دانشکده مختلف دانشگاه تهران را طراحی و ساختند. نخستین مدیر دانشگاه تهران وزیر معارف یعنی علی اصغر حکمت بود. بعد از آن دکتر علی‌اکبر سیاسی تا نیمه دهه ۳۰ سرپرستی دانشگاه را برعهده گرفت.

نخستین دانشکده‌هایی که افتتاح شد دانشکده طب و دانشکده علوم سیاسی و دانشکده معقول ومنقول که بعد‌ها به دانشکده الهیأت و ادبیات وعلوم انسانی تقسیم شد، بودند. مسجد دانشگاه تهران نیز در سال‌های بعد با طراحی عبدالعزیز فرمانفرماییان ساخته شد. دانشگاه تهران نه فقط نخستین دانشگاه ایران و تهران که دانشگاه مادر ایران است. جدا از این دانشکده‌ها بخش‌هایی از دانشگاه نیز در بخش‌های دیگری از تهران ساخته شد.

ناداستان دانشگاه تهران

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟


روزنامه همشهری – عیسی محمدی: این روزها، یک مناسبت تلخ در تقویم‌های تاریخ وجود دارد که برای هر ایرانی، به‌شدت دردناک است؛ جدایی بحرین از سرزمین مادری. شاید برای کسانی که نمی‌دانند و دنبال قضیه را نگرفته‌اند، درگیری‌های ارضی امروز ایران و امارات‌متحده‌عربی و حتی در گذشته با عراق و…، چندان چیز مهمی نباشد.

اما برای کسانی که می‌دانند نقاطی چون بحرین و اروند و… از سده‌های گذشته متعلق به ایران و تحت حاکمیت ایران بوده است، مطرح‌شدن این ادعاهای ارضی به‌شدت دردناک‌تر خواهد بود. ماجرای جدایی بحرین نیز چنین بوده و هست. جایی که از گذشته تحت حاکمیت ایران بود، با رذالت انگلیسی‌ها و خیانت حاکمان محلی و… برای همیشه از ایران جدا شد. اما ماجرای این جدایی، به‌عنوان یکی از غیرقابل‌دفاع‌ترین اقدامات محمدرضا پهلوی چه بود؟

دو روایت از یک جدایی

در مورد جدایی بحرین از ایران 2‌روایت وجود دارد که غالباً در فضاهای مختلف مطرح می‌شود. روایت اول، خیانت پهلوی دوم به حاکمیت ارضی و ملی ایران است. در این روایت، بحرین از گذشته‌های دور تحت حاکمیت ایران بوده و پهلوی دوم بدون در نظر گرفتن این تاریخ، مذاکراتی با انگلیس داشته و تصمیم به جدایی استان چهاردهم از کشور گرفته. اما روایتی دیگر هم وجود دارد. در این روایت، گفته می‌شود که بحرین از زمان ناصرالدین شاه دیگر متعلق به ایران نبوده و اساساً جدایی آن ربطی به پهلوی دوم نداشته و دهه‌ها قبل از این حکومت عملیاتی شده بود. این روایت دوم را غالباً طرفداران سلطنت مطرح می‌کنند.

کار، کار خود انگلیسی‌ها بود

از قدیم‌الایام و زمانی که ایرانیان باستان جزو قدرت‌های برتر جهانی بودند، شبه‌جزیره عرب چندان مورد توجه قدرت‌های جهانی نبود. البته حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و سرزمین‌های یمن و غرب عربستان، قصه‌ای دیگر داشتند و به واسطه کمی آبادانی بهتر، مورد‌توجه بودند. به همین واسطه بود که حاشیه جنوبی خلیج‌فارس از دوردست تاریخ در اختیار ایران بوده.

اما این حاکمیت در اواسط سده نوزدهم میلادی توسط انگلیسی‌ها نقض شد. بریتانیا که آن روزها جزو حکومت‌های استعماری دنیا محسوب می‌شد، هر جایی که می‌توانست و زورش می‌رسید دست‌اندازی می‌کرد. تا اینکه گذر انگلیسی‌ها به خلیج‌فارس هم افتاد؛ چرا که می‌خواستند هم از منافع این منطقه سود ببرند، هم جریان تجارت و ارتباط با هندوستان را از حیث امنیتی تأمین کنند. در نهایت اینکه اردیبهشت‌ماه 1349 شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه 278 را صادر کرد که در آن جدایی بحرین از ایران تأیید شد.

تحت فرمان ایالت فارس

بحرین در اصل، به مفهوم دو بحر یا دو دریاست؛ نام منطقه‌ای در شمال شرقی جزیره‌العرب؛ جزیره‌ای که از شمال خودش، می‌تواند خلیج‌فارس را به دو قسمت فرضی تقسیم کند. نام باستانی آن «اوال» بوده است؛ ترکیبی از «او» به‌معنای آب و «آل» که یک پسوند تشابه فارسی است به مفهوم جایی که آب دارد. بحرین یک سرزمین مجمع‌الجزایری است. این مجمع‌الجزایر از دوران کهن ایرانی و تحت سیطره ایالت فارس بوده‌اند. حاکمان آن نیز توسط ایرانیان تعیین شده و به آن‌جا می‌رفتند. طبق اسناد تاریخی، تا یک سده قبل از میلاد مسیح، این سرزمین‌ها ایرانی بوده‌اند. شرق‌شناسان می‌گویند که بحرین و سواحل خلیج‌فارس قبل از اسلام تحت سیطره ایرانیان بوده‌اند و قلعه‌های مختلف و پادگان‌هایی در نقاط مختلف آنها ساخته شده بود. یکی از فرمانروایان ایرانی که بر این خطه حکم می‌راند، «اسپیدویه» نام داشت که تا مدت‌ها به همین دلیل، بحرینی‌ها را اسپیدگان هم می‌گفتند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

هجوم پرتغالی‌ها

در زمان ظهور اسلام در جهان عرب و گسترش آن به پیرامون، فردی به نام منذر بن ساوی بر بحرین حکم می‌راند که آدم ساسانیان بود. بعدتر هم که آدم دولت‌های اسلامی و خلفا شد. تا مدت‌ها البته خبری از حکومت‌های مستقل نبود و عملاً با امپراتوری مسلمانان روبه‌رو بودیم. تا اینکه با تضعیف قدرت خلفا و سر بر آوردن سلسله‌هایی چون آل‌‌بویه، باز هم عمان، بحرین و… به ایران رسیدند. بعد از آنها هم که نوبت به سلجوقیان، اتابکان و ملوک هرمز رسید. در سال 698شمسی بود که قطب‌الدین کیش، پادشاه هرمز بحرین را کامل تصرف کرده و از آن به بعد، همه جزیره‌های خلیج‌فارس در اختیار ایرانیان بود. تا اینکه نوبت به حضور پرتغالی‌ها در این نقطه رسید. آنها از ضعف حکومت‌های مرکزی در ایران استفاده کرده و استحکاماتی را در جزایر و نقاط مختلف خلیج‌فارس بنا کردند.

پرچمی که همیشه بالا بود

صفویان خیلی دوست داشتند که پرتغالی‌ها را بیرون کنند، البته تا مدت‌ها قادر به این کار نبودند؛ چرا که نیروی دریایی مجهز و تجهیزات مدرن آن روز را در اختیار نداشتند. تا اینکه چنین اتفاقی در زمان سلطنت شاه‌عباس افتاد و او توانست پرتغالی‌ها را شکست بدهد و از سرزمین‌های ایران بیرون براند. بحرین و سرزمین‌های دور و برش تا پایان صفویه در اختیار ایرانی‌ها بود؛ با این تفاوت که حکومت محلی را به شیوخ عرب سپرده بودند.

اما در زمان سلطان‌حسین صفوی، که ماجرای ضعف حکومت مرکزی و شورش افغان‌ها و… پیش‌آمد، سلطان عمان از فرصت استفاده کرده و بحرین و مسقط را در اختیار گرفت. این جدایی چندان طول نکشید؛ نادر از راه رسید و عمان و بحرین به‌دست ایران افتاد. با مرگ نادر، دوباره از ضعف حکومت مرکزی سوءاستفاده شده و این مناطق ابتدا تحت اختیار اعراب عتوبی و سپس اعراب مسقط درآمد. حضور اعراب محلی در این منطقه تا اواسط قرن هجدهم میلادی ادامه داشت تا اینکه باز هم اختیار به‌دست ایران افتاد. دولت بحرین کماکان تحت نظر ایران بود، تا اینکه سروکله انگلیسی‌ها پیدا شد. آنها به‌شدت سعی می‌کردند از بحرین ایرانی‌زدایی کنند.

تیر خلاص یک پادشاه

در بهمن 1346، محمدرضا پهلوی و مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا ملاقاتی داشتند. بعدها گفته شد که شاه ایران در این ملاقات، اظهار کرده که نسبت به حاکمیت ایران بر بحرین علاقه‌ای ندارد، اما چون این نقطه سال‌هاست که در اختیار ایران قرار‌داشته، نمی‌تواند یک‌دفعه بازی را خراب کند. سال بعدش هم در مصاحبه‌ای مطبوعاتی با مجله بیتلز، گفت: «…موقع آن رسیده که انگلیسی‌ها از این نواحی بیرون بروند. بایستی اعتراف کنم که ما از دست انگلیسی‌ها نخواستیم یا به آنها نگفتیم که خلیج‌فارس را تخلیه کنند، آنها داوطلبانه عازم شده‌اند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

سخن ما این است حال که آنها می‌خواهند بروند، تخلیه نواحی خلیج‌فارس بایستی واقعی و اساسی باشد. من می‌خواهم یک‌بار دیگر بیانی را که شخصاً در این زمینه گفته‌ام تکرار کنم و بگویم که اگر انگلیسی‌ها از در جلو خارج می‌شوند، نبایستی از در عقب وارد گردند و نیز نمی‌توانیم بپذیریم، جزیره‌ای که توسط انگلیسی‌ها از کشور ما جدا شده توسط ایشان، ولی به‌حساب ما به کسانی دیگر داده شود. این اصلی است که ایران نمی‌تواند از آن صرف‌نظر کند. من می‌خواهم بگویم که اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند، هرگز به زور متوسل نخواهیم شد، زیرا این خلاف اصول سیاست دولت ماست که برای گرفتن این سرزمین خود، به زور متوسل شویم. ثانیاً گرفتن و حفظ‌ کردن سرزمینی که مردم آن با شما ضدیت داشته باشند چه فایده‌ای خواهد داشت؟ … .»

نظرسنجی به جای همه‌پرسی

اردشیر زاهدی، وزیر وقت امور‌خارجه بخشی از کارشناسان را نزد شاه برد تا با او صحبت کنند. محمدرضا هم در این جلسه گفت که انگلیس در حال تخلیه خلیج‌فارس است و قطعاً بحرین را به حکام عرب خواهد داد و ما نمی‌توانیم کاری بکنیم. در نهایت اینکه ایران و انگلیس پذیرفتند که فردی از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد مأمور به این کار و نظر مردم بحرین را جویا شود؛ درحالی‌که عرف آن است که این جدایی‌ها از طریق همه‌پرسی تعیین تکلیف شوند.

نظرخواهی جزو بدعت‌هایی بود که سابقه نداشت برای تعیین تکلیف جدایی یک منطقه مورد‌استفاده قرار‌بگیرد. نظرسنجی او3 سؤال پیش‌روی مخاطبان قرار‌می‌داد: پیوستن به ایران، تحت‌الحمایه بریتانیا بودن یا استقلال. شهروندان باید به یکی از این سؤال‌ها جواب مثبت می‌دادند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

نماینده دبیرکل2 هفته‌ای به بحرین سفر کرده و با مردم و گروه‌های مختلف گفت‌وگو کرد. در نهایت اینکه گزارش خودش را دال بر اینکه مردم بحرین علاقه‌مند به جدایی هستند، تقدیم دبیرکل کرد! شورای امنیت هم قطعنامه‌ای صادر کرده و تصمیم مردم بحرین را به رسمیت شناخته و این امر را به ایران و انگلیس ابلاغ کرد. چنین بود که دسیسه‌های آل‌خلیفه و انگلیس به بار نشست و در بیست‌و‌سوم مرداد‌ماه 1350، بحرین اعلام استقلال کرد و شگفت اینکه ایران، نخستین کشوری بود که این امر را تبریک گفت.

طنز تلخ تاریخ

نکته جالب اینکه تا چند سال قبل از این جدایی، ایران به‌شدت دنبال حق حاکمیت خود بر بحرین بود. حتی بارها نیز تلاش‌های نافرجامی را به این منظور صورت داده بود. کار حتی به سازمان‌های بین‌المللی هم کشیده شده بود، اما باز هم بی‌فایده بود. انگلستان هم به کارهای خودش ادامه می‌داد و حکومت آل‌خلیفه هم ترکیب جمعیتی منطقه را به هم می‌زد تا از علاقه مردم به ایران بکاهد.

اما در نهایت جدایی اتفاق افتاد. در داخل ایران و بحرین هم اعتراضاتی صورت گرفت. اعضای حزب پان‌ایرانیست با هدایت پزشک‌پور هم در مجلس اعتراض کردند و قصد داشتند دولت را استیضاح کنند. اما این کارها به سرانجام نرسید. انگلیس هم بهای خوش‌خدمتی محمدرضا پهلوی را با تخلیه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی پرداخت کرد.

نیروهای ایرانی هم وارد این جزایر شدند تا مثلاً نشان بدهند چقدر حاکمیت ارضی و ملی برایشان مهم است؛ درحالی‌که هم بحرین و هم این سه جزیره متعلق به ایران بوده و توسط انگلیسی‌ها اشغال شده بود. به واقع به‌حساب خودمان، به‌خودمان پاداش دادند تا متوجه درد جدایی نشویم؛ جدایی سرزمین‌هایی که انگلیس به واسطه فروپاشی عثمانی، توانسته بود پا به آنها بگذارد و آنها را از ایران جدا کند.

خیانت یا سیاست؟

کتابی نگاشته شده است با عنوان «تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی.» جلد سوم آن به موضوع بحرین پرداخته است. محمدعلی بهمنی قاجاری، نویسنده کتاب در مقدمه چنین نوشته: «تلقی افکار عمومی ایران از ماجرای استقلال بحرین که با تمام مواضع و رویکردهای دولت ایران تا پیش از مصاحبه محمدرضاشاه در دهلی نیز منطبق است، تجزیه جزیره بحرین از ایران است.

بر این اساس بحرین جزیره‌ای ایرانی و استان چهاردهم ایران بوده که با دخالت انگلیسی‌ها و همراهی و پذیرش نظام پهلوی از ایران تجزیه شده است. در مقابل این تلقی افکار عمومی، طرفداران نظام پهلوی تلاش می‌کنند تا قرائتی دیگر از ماجرا ارائه دهند. در این دیدگاه، بحرین سرزمینی است که حداقل از دوره ناصرالدین شاه از ایران جدا شده و ایران ده‌ها سال بود که عملاً حاکمیتی بر آن نداشت و محمدرضاشاه با صرف‌نظر کردن از ادعای حاکمیت ایران بر بحرین، در عمل راه را برای آزادسازی جزایر سه‌گانه و اقتدار ایران در خلیج‌فارس فراهم کرد.»

از زمان کورش بزرگ

نخستین سندی که در آن از این جزیره یادشده، نوشته‌ای از شرح کارهای سارگون بزرگ آشوری در حدود 2872قبل از میلاد است. نام باستانی جزیره بحرین اوال است؛ یعنی جایگاهی که آب دارد… بحرین از پیش از اسلام تا سده ششم هجری قمری به همه سرزمین‌های کرانه جنوبی خلیج‌فارس یعنی از بصره تا عمان اطلاق می‌شد.

اما از سده هفتم هجری قمری پیش‌درآمدهای کرانه‌های جنوبی خلیج‌فارس و جزایر بحرین به یکدیگر درآمیخته و از روزگار فرمانروایی صفویه به بعد نام بحرین به جزایر اوال اطلاق و بخش کرانه‌ای نیز الحساء نامیده شد. تمامی تاریخ‌های فارسی و غیرفارسی اعم از اسناد رسمی و دولتی و کتاب‌های جهانگردان خارجی حکایت از آن دارد که بحرین از زمان‌های بسیار دور بخشی از سرزمین ایران بوده است.

هخامنشیان با کمک دریانوردان فنیقی نیروی دریایی قوی‌ای ساختند و کورش بزرگ توانست در 538قبل از میلاد حاکمیت ایران را بر سرتاسر آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان استوار کند (جدایی بحرین از ایران؛ نفع ایران یا انگلیس/ گلناز کرنوکر)

رمزگشایی از ۲۵ ساله به‌نظر رسیدن مرد ۵۳ ساله!


روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: اِدسُن بِرِندو متولد برزیل و هم اکنون ساکن هلند است. ادسن با این که ۵۳ سال دارد، اما ظاهر بسیار جوان‌تر او توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. بر اساس ظاهر، بسیاری او را جوانی بیست و چند ساله در نظر می‌گیرند، اما چه چیزی باعث شده تا او چنین جوان به نظر بیاید؟

ادسن درباره دلایل این جوان ماندن در سایت و اکانت اینستاگرام خود توضیحاتی داده است. در کنار آن هم البته کتابی نوشته و از اسرار جوان ماندن بعد از ۴۰ سالگی در آن نوشته است. اما رمز این جوان ماندن جناب ادسن برندو چیست؟ و چطور می‌توانیم ما هم حداقل بخشی از سبک زندگی او را در زندگی خودمان پیاده کنیم؟

رمزگشایی از ۲۵ ساله به نظر رسیدن مرد ۵۳ ساله!

رموز جوانی در یک نگاه

ادسن به صورت خلاصه و تیتروار چند نکته را در جوان ماندن خودش موثر می‌داند: تغذیه مناسب، ورزش و فعالیت بدنی و مثبت‌اندیشی. شاید همه ما ایده‌هایی درباره ورزش و تغذیه مناسب داشته باشیم (که البته پیشنهاد می‌کنیم بخش مربوط به این موضوع را هم حتما بخوانید تا ببینید تا چه حد برداشت شما نزدیک به سبک زندگی ادسن است)، اما منظور ادسن از مثبت فکر کردن چیست؟

۱۰ توصیه برای تغییر نگرش و مثبت‌اندیشی

اگر در صفحه اینستاگرام ادسن چرخی بزنید، متوجه می‌شوید که بخش زیادی از توصیه‌های او مربوط به تغییر نگرش به زندگی و در کنار آن مثبت‌اندیشی است. نکات زیر بخشی از مواردی است که ادسن در صفحه خود به اشتراک گذاشته است. آن‌ها را بخوانید و سپس با ما همراه باشید که می‌خواهیم درباره یکی از آن‌ها کمی بیشتر صحبت کنیم.

۱. مثبت‌اندیش باشید. تفاوت بین یک روز بد و خوب در نگرش شماست.

۲. روز‌هایی که شما را شکست می‌دهند، همان روز‌هایی هستند که آدم بهتری از شما می‌سازند.

۳. منفی‌بافی دیگران را جدی نگیرید.

۴. مثبت بودن به معنای آن نیست که لازم است همیشه شاد باشید. به معنای آن است که حتی در روز‌های دشوار هم می‌دانید که روز‌های بهتری در راهند.

۵. زمان بیشتری را با افراد مثبت صرف کنید.

۶. بپذیرید که زندگی بالا و پایین دارد.

۷. روی راه‌حل‌ها تمرکز کنید.

۸. در گذر زمان همه چیز بهتر خواهد شد.

۹. آن‌قدر روی بهتر شدن خودتان متمرکز بشوید که برای عیب‌جویی از بقیه فرصت نداشته باشید.

۱۰. سخت نگیرید و به حرکت خود در هر شرایطی ادامه بدهید.

بسیاری از این توصیه‌ها را پیش از این هم شنیده‌ایم، اما همه می‌دانیم که به وقت عمل داستان به این سادگی نیست. در این بین شاید توصیه شماره ۱۰، یعنی رها کردن موضوعات، اما مسئله‌ای باشد که به رغم اهمیت زیاد آن، کمتر درباره اش صحبت شده است.

هنر رها کردن یا سخت نگرفتن زندگی

یکی از گرایش‌های جدید در روان‌درمانی، روان‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد است. یکی از مهارت‌هایی که در این دیدگاه روی آن تاکید می‌شود، مهارت رها کردن است. موضوعی که شباهت زیادی با توصیه شماره ۱۰ در فهرست بالا دارد. بسیاری از ما دایم در زندگی حس می‌کنیم که بار زیادی بر دوش خود داریم. باری که از نظر روانی ما را فرسوده کرده است.

شاید به دفعات هم این توصیه را شنیده‌ایم که سخت نگیر، این قدر حرص نخور، ول کن، راحت باش و …، اما به وقت عمل می‌بینیم که در وضعیت ما تغییری حاصل نشده است، اما واقعا چطور می‌توانیم از دست موضوعاتی که فشار روانی زیادی را به ما وارد می‌کنند، رها شویم؟

رمزگشایی از ۲۵ ساله به نظر رسیدن مرد ۵۳ ساله!

با خودتان چند چندید؟

قدم اول فهرست کردن احساسات، افکار و محرک‌های رفتاری خودتان است. تا وقتی ما به صورتی دقیق ندانیم که چه مسائلی ما را آزار می‌دهد، امکان حل و فصل آن‌ها را هم نخواهیم داشت. در این فهرست موضوعاتی از همین روزها، خاطراتی از گذشته و دغدغه‌هایی برای آینده می‌توانند وجود داشته باشند. تمام آن‌ها را یادداشت کنید.

نکته قابل توجه در این گام آن است که بسیاری از افراد حتی از فکر کردن به موضوعات آزاردهنده ابا دارند. آن‌ها دوست ندارند به این فکر کنند که من از حرف بقیه درباره انتخاب‌هایم می‌ترسم یا من خودم را بابت کار اشتباهی که پانزده سال پیش انجام دادم، آدم بدی می‌دانم. تمرین این مرحله در دفعات می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر دغدغه‌های خود را بشناسید.

هر موضوع را خوب ارزیابی کنید

در این گام لازم است هر فکر را بر اساس فایده داشتن یا بی‌فایده بودن، ارزیابی کنید. توجه داشته باشید که در این مرحله بحث خوب یا بد بودن یک فکر مطرح نیست، بلکه بحث فقط فایده داشتن یا نداشتن آن است. به عنوان مثل رفتار اشتباه ما در موضوعی در چندین سال قبل، می‌تواند رفتار بدی بوده باشد، اما سرزنش خود تا سال‌ها بعد در بسیاری از مواقع انتخاب مفیدی برای ما نیست، چرا که انرژی روانی زیادی را از ما می‌گیرد و می‌تواند عوارضی جدی بر سلامت روان ما داشته باشد.

تغییر بده یا رها کن

وقتی از قالب خوب و بد ارزیابی کردن افکار خارج شویم و به دیده مفید یا بی‌فایده بودن به آن‌ها نگاه کنیم، راحت‌تر می‌توانیم گام سوم را برداریم. مواردی که مفیدند که وضعیت‌شان روشن است؛ نهایت آن است که لازم است کمی تغییر کنند تا استرس کمتری به ما وارد کنند، اما مواردی را که بی‌فایده‌اند حالا با این دید بهتر می‌دانیم که یا باید تغییراتی اساسی در آن‌ها دهیم یا به کل موضوع را رها کنیم.

البته گاهی یک فکر در موقعیت‌هایی مفید و در موقعیت‌های دیگر بی‌فایده است. با تمرین و دقیق شدن روی افکار می‌توانید این موارد را از هم تفکیک کنید. البته رها کردن موضوعات آزاردهنده بی‌فایده اتفاقی نیست که یک شبه بیفتد، بلکه لازم است وقت و انرژی بیشتری برای این کار صرف شود یا از متخصص در این زمینه کمک گرفته شود.

رمزگشایی از ۲۵ ساله به نظر رسیدن مرد ۵۳ ساله!

مراقبت جسمانی به شیوه ادسن

ادسن تاکید دارد که خوب ماندن او به واسطه رعایت یک سری نکات در تغذیه و سبک زندگی اوست. در برنامه غذایی او میوه و سبزیجات جایگاه ویژه‌ای دارند. او هر روز آب زیادی هم می‌نوشد. در عین حال میزان شکر در برنامه تغذیه‌ای او تا حد زیادی حذف شده است. ادسن از غذا‌های فراوری شده و سرخ‌شده هم دوری می‌کند. او اهل سیگار و مواد مخدر هم نیست و در کنار رعایت چنین برنامه تغذیه‌ای، فعالیت بدنی خوبی هم دارد.

ادسن هر روز هفته ورزش می‌کند. برنامه ورزشی او ترکیبی از کار با وزنه و تمرین‌های هوازی است. به صورت معمول برنامه ورزشی او در هر روز بیشتر از ۴۰ دقیقه نیست، اما تلاش می‌کند ترکیب حرکات به شکلی باشد که همه عضلات را تقویت کند.
در کنار تغذیه و ورزش، ادسن به خواب خود هم توجه دارد و نکته آخر هم این که هر چند او تا به حال جراحی زیبایی انجام نداده، اما طبق گفته خودش توجه زیادی به پوست خود داشته است و به صورت مستمر از کرم‌های ضدچروک استفاده می‌کند.

خرید لوازم بارداری؛ از شلوار حاملگی تا بالش بارداری


برترین‌ها: پشت سر گذاشتن دوران حاملگی و بارداری برای تمامی خانم‌ها بسیار متفاوت و چالش‌برانگیز است. از تغییرات جسمی و روحی گرفته تا تفاوت‌هایی که در سبک زندگی آن‌ها ایجاد می‌شود، همه و همه تجربیات بسیار جدیدی را برای آن‌ها شکل می‌دهد. در این میان طبیعتاً به لحاظ شرایط جسمانی خانم‌ها، لازم است که در طی ۹ ماه بارداری شرایط و موقعیت مناسبی را برای آن‌ها فراهم کرد تا بتوانند با آسایش و راحتی بیشتری این روز‌های متفاوت را پشت سر بگذارند. به همین دلیل هم هست که خرید لوازم بارداری اهمیت بسیاری پیدا می‌کند. در این مطلب همراه شما هستیم تا به موضوع خرید لوازم بارداری بپردازیم و شما را در روند خرید این محصولات یاری کنیم.

خرید لوازم بارداری

همیشه و همه‌جا وقتی صحبت از بارداری یک خانم می‌شود اکثر افراد به فکر خرید سیسمونی نوزاد هستند، در صورتی که باید به این موضوع نیز توجه کنیم که پشت سر گذاشتن ۹ ماه بارداری خانم‌ها، خود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در این مدت مادر باید با خرید لوازم بارداری آسایش خود را تأمین کند. به همین دلیل هم معمولاً لوازم بارداری مادر‌ها در تنوع بسیار گسترده‌ای دیده می‌شود. در ادامه شما را مهم‌ترین لوازم بارداری بانوان آشنا خواهیم کرد.

خرید لوازم بارداری؛ از شلوار حاملگی تا بالش بارداری

کتاب‌های راهنمای بارداری

قبل از هر چیز بهتر است که بتوانید اطلاعات خود را در رابطه با بارداری به میزان قابل توجهی افزایش دهید. طبیعتاً در طول دوران بارداری باید منبع معتبری در زمینه بارداری داشته باشید و با کمک آن بتوانید به راهنمای هفته به هفته بارداری دسترسی پیدا کنید. معمولاً در کتاب‌های معتبری که در زمینه بارداری به چاپ می‌رسند علائم طبیعی و غیرطبیعی بارداری در هر دوره معرفی می‌شوند در نتیجه نیز شما در جریان روند کلی بارداری خود قرار می‌گیرید. طبیعی است که چنین کتاب‌هایی نمی‌توانند برای شما مانند یک پزشک متخصص باشند، اما در برخی از شرایط می‌توانند کمک مفید و مناسبی به حساب آیند.

شکم‌بند بارداری

معمولاً بسیاری از خانم‌ها ترجیح می‌دهند که برای جلوگیری و یا کاهش درد‌های کمر خود از شکم‌بند‌های بارداری استفاده نمایند. شکم‌بند‌های بارداری، در واقع شکم‌بند‌های کشسانی هستند که در زیر شکم مادر بسته می‌شوند. نکته‌ای که باید در رابطه با خرید شکم‌بند بارداری مدنظر داشته باشید آن است که به سراغ شکم‌بند‌هایی بروید که قابلیت تنظیم داشته باشند. علاوه بر این ضد حساسیت بودن الیاف شکم‌بند نیز مسئله مهم دیگری است که باید در رابطه با آن دقت کافی را داشته باشید. بهتر است که برای نحوه استفاده و بستن شکم‌بند بارداری با پزشک خود مشورت کنید.

شلوار بارداری

خرید لوازم بارداری؛ از شلوار حاملگی تا بالش بارداری

از دیگر وسایلی که به عنوان لوازم بارداری ضروری به حساب می‌آید شلوار بارداری است. طبیعی است که خانم‌های باردار به هیچ عنوان باید شلوار‌های بسیار تنگ به پا کنند. به همین دلیل هم هست که غالباً پیراهن و همین‌طور دامن لباس‌های ایده آل بارداری به حساب می‌آیند. با این حال شلوار‌های بارداری نیز گزینه‌های مناسبی هستند که پیش روی خانم‌های باردار قرار می‌گیرند. این شلوار‌ها یک تکه پارچه کشی و اضافه در کمر خود دارند که فشار را از شکم مادر کاهش داده و شلوار را برای او راحت‌تر می‌کند.

بالش بارداری

از آنجایی که با پشت سر گذاشتن ماه‌های بارداری وزن جنین و مادر افزایش پیدا می‌کند فرآیند خوابیدن برای مادر نیز با دشواری بسیاری روبه‌رو خواهد شد. معمولاً وزن اضافه مادر بر روی ستون فقرات و همین‌طور لگن او فشار زیادی وارد می‌کند و همین موضوع نیز آرامش خواب را از او خواهد گرفت. در چنین شرایطی معمولاً خانم‌های باردار ترجیح می‌دهند که از چند بالش معمولی و یا یک بالش بارداری استفاده نمایند.

به طور کلی بالش‌های بارداری انواع بسیاری متفاوتی دارند و مادر می‌تواند بسته به شرایطی که دارد بالش بارداری مناسب خود را تهیه نماید. معمولاً بالش‌های بارداری برای دوران بارداری و همین‌طور پس از زایمان و در دوران شیردهی نیز بسیار کاربردی خواهند بود. نکته‌ای که در رابطه با طراحی بالش بارداری وجود دارد آن است که قسمت بالایی این نوع از بالش‌ها به گونه‌ای هستند که سر مادر را نسبت به سایر قسمت‌های بدن او بالاتر نگه می‌دارد و همین موضوع نیز باعث راحتی بیشتر مادر خواهد شد.

خرید لوازم بارداری؛ از شلوار حاملگی تا بالش بارداری

کفش راحتی بارداری

نکته‌ای که خانم‌های باردار باید به آن توجه کنند آن است که استفاده از کفش‌های پاشنه‌بلند و غیراستاندارد در دوران بارداری مناسب نخواهد بود. به همین دلیل هم لازم است که به سراغ کفش‌های راحتی و استاندارد بروند تا هم راحتی بیشتری را برای خود فراهم کنند و هم از احتمال افتادن و یا عواقب ناگوار بارداری جلوگیری نمایند. کفش‌های راحتی در دوران بارداری برخلاف کفش‌های پاشنه‌دار و غیراستاندارد فشاری را بر روی ستون فقرات وارد نمی‌کنند و موجب افزایش کمردرد مادر نیز نخواهند شد.

کرم ضد ترک بارداری

طبیعی است که با بزرگ‌تر شدن و جلوتر آمدن شکم مادر باردار، کم‌کم ترک‌هایی بر روی پوست شکم مادر ایجاد شود. این ترک‌ها بر اثر کشیده شدن پوست رخ داده و معمولاً به رنگ‌های صورتی، بنفش و یا قهوه‌ای مایل به قرمز خواهند بود. معمولاً این ترک‌ها بعد از زایمان مادر به مرور زمان کمرنگ‌تر می‌شوند، اما نمی‌توان انتظار داشت که به طور کامل برطرف کردند. به همین دلیل هم توصیه می‌شود که مادران باردار در این دوران به سراغ کرم‌های ضد ترک بروند و قدرت ارتجاعی پوست خود را تقویت کرده و افزایش دهند.

معمولاً کرم‌های ضد ترک بارداری با ساخت کلاژن و الاستینین از بروز ترک‌های پوستی در نواحی شکم، ران و همین‌طور باسن جلوگیری می‌کنند و همین موضوع نیز می‌تواند پوست سالم‌تری را برای مادران باردار به جا بگذارد. توصیه‌ای که برایتان داریم آن است که پیش از استفاده از کرم‌های ضد ترک حتماً با پزشک خود مشورت کنید و در صورت تائید، تنها به سراغ محصولاتی بروید که پروانه بهداشتی و نشان استاندارد دارند و از نظر سلامتی نیز کاملاً قابل‌اعتماد هستند.

خرید لوازم بارداری؛ از شلوار حاملگی تا بالش بارداری

لباس زیر بارداری مناسب

غالباً یکی از رایج‌ترین مشکلاتی که مادران باردار با آن مواجه می‌شوند بزرگ‌تر شدن و حساس‌تر شدن سینه‌هاست. به همین دلیل هم بیشتر خانم‌های باردار به سراغ لباس‌های زیر به مراتب بزرگ‌تر و راحت‌تر می‌روند. در نتیجه توصیه‌ای که برایتان داریم این است که حتماً در دوران بارداری خود لباس‌های زیر مناسبی تهیه کنید تا خیالتان از بابت این موضوع نیز راحت باشد.

راحت بگو «نمی‌دانم»، چیزی از تو کم نمی‌شود


روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: برای بسیاری از ما، گفتن «نمی‌دانم» کار آسانی نیست. گاهی از اعلام این‌که از مسئله‌ای اطلاع نداریم، خجالت می‌کشیم و گاهی فکر می‌کنیم اگر بگوییم جواب سوالی را نمی‌دانیم، اعتبارمان زیر سوال می‌رود و دیگر کسی ما را جدی نخواهد گرفت.

بخشی از ماجرا هم البته شاید به فرهنگ عمومی ما باز می‌گردد؛ این‌که در مقام شنونده، وقتی از کسی سوالی می‌کنیم، شنیدن نمی‌دانم برایمان دلپذیر نیست. هرچه هست، اگر بدانیم همین جواب کوتاه و اعلام بی‌اطلاعی از موضوعی در طولانی مدت چه قدر فایده برایمان دارد، شاید دفعه بعد راحت‌تر بگوییم نمی‌دانم. در ادامه به تعدادی از این فواید اشاره خواهد شد تا این بار بعد از شنیدن سوالی که جوابش را نمی‌دانیم، با خیال آسوده‌تری به طرف مقابل‌مان بگوییم: «نمی‌دانم».

۵ فایده گفتن «نمی‌دانم»

۱. اعتبارمان نزد بقیه افزایش می‌یابد

بسیاری از افراد تصور می‌کنند برای کسب اعتماد بقیه در محیط کاری یا زندگی روزانه، باید به تمام سوالات جواب بدهند. البته این تصور اشتباه نیست؛ هرچه ما دانش بیشتری داشته باشیم، قابل اعتمادتر هم خواهیم بود، اما مشکل آن جاست که در عمل ما امکان پاسخ درست دادن به تمام سوالات را نداریم!

پس وقتی تلاش می‌کنیم به همه سوالات جوابی بدهیم، در عمل تعدادی از پاسخ‌هایمان اشتباه خواهد بود و این مسئله اعتبار ما را کاهش می‌دهد. پس به جای پاسخ غلط دادن، از گزینه «نمی‌دانم» راحت‌تر استفاده کنید و مطمئن باشید به این ترتیب اعتبار بیشتری نزد دیگران کسب خواهید کرد.

۲. از قضاوت نادرست ما جلوگیری می‌کند

بررسی‌ها نشان می‌دهد وقتی ما به جای گفتن نمی‌دانم، گزاره‌ای اشتباه را بیان می‌کنیم، در طول زمان و با تکرار چند باره آن گزاره، کم‌کم خودمان آن را باور خواهیم کرد. شاید به نظر شما عجیب باشد، اما این اتفاق حتی می‌تواند در زمینه مسائل علمی نیز بیفتد.

در بررسی‌ها مشخص شده است، زمانی که افراد تصور اشتباهی درباره موضوعی دارند و آن را با دیگران در میان می‌گذارند، بعد از مدتی اعتقادشان به گزاره بیان شده افزایش می‌یابد و ممکن است حتی تصور کنند، این گزاره غلط را (که صرفا از تخیل خودشان نشئت گرفته) جایی خوانده‌اند! باورش سخت است، اما این اتفاق می‌افتد و باید جلوی آن، گرفته شود.

۵ فایده گفتن «نمی‌دانم»

۳. انگیزه ما برای یادگیری را تقویت می‌کند

زمانی که شما ندانستن موضوعی را به زبان بیاورید، در مقایسه با وقتی که تنها در ذهن خودتان، می‌دانید از مسئله‌ای اطلاع ندارید، تفاوت زیادی وجود دارد. به زبان آوردن این‌که از موضوعی اطلاع نداریم، انگیزه بیشتری به ما برای کسب اطلاعات در آن حوزه می‌دهد. انگار ذهن ما تازه متوجه می‌شود که نیاز به کسب اطلاعات در زمینه‌ای دارد.

مطالعات بین دانشجویان در چندین پژوهش روان‌شناسی نشان می‌دهد، افرادی که راحت‌تر به ندانستن موضوعات اعتراف می‌کنند، در طولانی مدت انگیزه قوی‌تری برای یادگیری دارند و برای آموختن بیشتر تلاش می‌کنند؛ بنابراین در رشته تحصیلی‌شان، آدم‌های موفق‌تری هم خواهند بود.

۴. به تقویت فراشناخت در ما، کمک می‌کند

این روز‌ها در روان‌شناسی، درباره فراشناخت زیاد صحبت می‌شود. اما منظور از این اصطلاح چیست؟ اطلاعاتی که شما از محیط کسب می‌کنید و درباره آن دانش به دست می‌آورید، شناخت نامیده می‌شود. اما آگاهی شما از حدود شناخت شخصیت‌تان در موضوعات گوناگون، نامش فراشناخت است. مطالعات نشان داده است افرادی که به‌جا و به درستی از «نمی‌دانم» استفاده می‌کنند، فراشناخت قوی‌تری دارند. چرا که آن‌ها به درستی تشخیص می‌دهند دامنه آگاهی‌شان از موضوعات مختلف تا کجاست.

۵. بهتر می‌توانیم به خودمان اعتماد کنیم

صرف بیان این‌که ما برخی مسائل را نمی‌دانیم، در طولانی مدت به اعتماد به نفس ما آسیب نمی‌زند. اما در مقابل وقتی ناچار می‌شویم ناآگاهی خودمان را در بخش‌های مختلف پنهان کنیم، اعتماد به نفس‌مان بیشتر آسیب می‌بیند. نکته دیگر مربوط به بحث فراشناخت است.

همان‌طور که اشاره شد بیان این‌که در برخی موقعیت‌ها نمی‌دانیم، به تقویت فراشناخت در ما کمک می‌کند. نکته مهم دیگر این است که بررسی‌ها نشان می‌دهد با تقویت فراشناخت و آگاهی از حدود دانش شخصی‌مان، ما اعتماد به نفس بالاتری را تجربه می‌کنیم. چرا که می‌دانیم تا کجا می‌توانیم بر دانش شخصی‌مان تکیه کنیم و از کجا به بعد به یاری گرفتن از دیگران نیاز داریم.

۵ فایده گفتن «نمی‌دانم»

چرا ما ایرانی‌ها انقدر از مرگ، هراس داریم؟


برترین‌ها: این نوشته می‌کوشد با بررسی مفهوم مرگ نزد ایرانیان، به تصویری از رویارویی جامعه‌ی ایران با ویروس کرونا به عنوان به‌روزترین جلوه‌ی مرگ فراگیر برسد.

وفور مرگ موهن و ارزان

انکیدو در تشریح مرگ به «خاک‌شدن» اکتفا می‌کند و این گویا برای گیلگمش گرچه غم‌انگیز، اما قانع‌کننده است. او می‌خسبد و مرگ در کمال آسایش و رامش او را می‌رباید. گویی او به مرگ خودخواسته می‌میرد که از نظر صوفیان و البته انسان مدرن که سهم بزرگی برای خودکشی در حیات و هنر خود در نظر می‌گیرد، درجه‌ی اعلایی از آگاهی به مرگ است. جدای از این جنبه، «خاک‌شدن» در حماسه‌ی گیلگمش برداشتی ماتریالیستی و فیزیکی را بازمی‌نمایاند: مرگ به مثابه‌ی پایان یک فرآیند طبیعی و زیست‌شناختی که هر موجود زنده‌ای را شامل می‌شود.

انسان امروز همچنان با مسئله‌ی مرگ یا به عبارت دقیق‌تر ترس از مرگ دست و پنجه نرم می‌کند. ما در برهه‌ای زندگی می‌کنیم که سایه‌ی مرگ بر سر همه‌ی جامعه‌ی بشری سیاهی می‌کند. در چنین دورانی بازاندیشی درباره‌ی ماهیت مرگ کار رایجی ا‌ست. اما به گفته‌ی نوربرت الیاس معنای مرگ از جامعه‌ای تا جامعه‌ی دیگر متفاوت است و طی فرآیند تحول اجتماعی تغییر می‌یابد. این نوشته می‌کوشد با بررسی مفهوم مرگ نزد ایرانیان، به تصویری از رویارویی جامعه‌ی ایران با ویروس کرونا به عنوان به‌روزترین جلوه‌ی مرگ فراگیر برسد.

انتخاب میان اسطوره و زیست شناسی

برای تمدن‌های بزرگ بعدی به فراموشی سپردن تصویر کرم‌هایی که نعش انکیدو را مضمحل می‌کردند، کار ساده‌ای نبود. در نتیجه نظام‌های اسطوره‌ای در پی تلاش برای سامان‌دهی به پرسش‌ها و ترس‌های بشری، تناهی را به تن منحصر کردند و جاودانگی را به چیزی تحت عنوان روح یا روان نسبت دادند.

آن طور که از این مرور چند خطی برمی‌آید، اسطوره نه تنها هیچ قصد آشکاری برای از میان بردن ترس از مرگ ندارد بلکه از آن به سود خود بهره می‌برد. پس به هیچ روی دور از ذهن نیست که بیشتر جمعیت‌های انسانی همچنان مرگ را مجازاتی علیه خود بیانگارند و نه پایانِ فرآیند زیستی‌شان. مسئله‌ی نوربرت الیاس در کتاب «تن‌هایی دم مرگ» [۲]این است که مرگ تا حد ممکن برای محتضر و نزدیکانش به فرآیندی سهل‌گذر بدل شود و لحظات پایانی عمر انسان در عذاب ذهنی و هراس طاقت‌فرسا نگذرد. از دیدگاه او این میسر نمی‌شود مگر با اسطوره‌زدایی از مرگ و ایجاد این پذیرش که «در واقع کل جامعه بشری چیزی نیست جز جمعیت میرندگان.» نقد اصلی کتاب او به انزوایی است که جامعه پیشرفته‌ی صنعتی بر فرد محتضر تحمیل می‌کند. اما نکته‌هایی که او درباره‌ی جوامع «کم‌تر توسعه‌یافته» متذکر می‌شود -جدای از این‌که اطلاق این مفهوم را می‌پسندیم یا نه- می‌تواند ما را در یافتن نگرش جامعه‌مان به مرگ یاری کنند.

نظر الیاس این است که در جوامع پیشرفته صنعتی دیدگاه مردمان درباره‌ی مرگ پس از رنسانس و روشنگری اندک اندک تغییر یافت و امروزه دیگر مسئله‌ی جاودانگی تا حد زیادی حل شده. اما پیشرفت پزشکی و دولت‌ها که به جای نظام‌های اسطوره‌ای ترس‌های بشری را سر و سامان می‌دهند، این ذهنیت را ایجاد کرده‌اند که مرگ را می‌توان تا حد ممکن به تعویق انداخت و این یکی از دلایل اصلی سرکوب‌شدگی مرگ در این جوامع است.

دولت‌ها با انحصاری‌کردن ابزار خشونت، تا حد زیادی توانسته‌اند این تضمین را به شهروندان بدهند که لااقل در شرایط عادی جانشان به واسطه‌ی عوامل پیش‌بینی نشده در خطر نمی‌افتد. همچنین مهار تکنولوژیک فجایع طبیعی و تدابیر عبور از بحران و جبران خسارات را هم دولت‌ها عهده‌دارند. پزشکی هم از نظر او توانسته با کنترل بیماری‌های واگیر مرگ‌های دسته جمعی و بی‌حساب و کتاب را برچیند. اما در جوامع کم‌تر توسعه‌یافته مرگ بی‌حساب و کتاب پدیده‌ی نادری نیست. آن‌چه ما باید به نظرالیاس بیافزاییم، این است که در یک دیکتاتوری  مرگ بی‌حساب و کتاب از آن هم رایج‌تر است. همان‌طور که اسطوره و خرافه بر روان جامعه حکم می‌راند، حاکمیت هم هیچ تضمینی در برابر جان اتباعش نمی‌دهد و خود به عالی‌ترین مرجع تهدید جان آن‌ها به دلایل سیاسی یا ایدئولوژیک تبدیل می‌شود و عده‌ی دیگری را با حذف و ریاضت اقتصادی به کام مرگ می‌کشاند. این دو از نظر نوربرت الیاس در رابطه‌اند. هر چقدر افراد کمتر لگام زندگی خود را در اختیار داشته باشند و کمتر بر مرگ پیش‌بینی نشده فایق آیند، بیشتر به تفاسیر متافیزیکی از مرگ روی می‌آورند تا برای دفاع از جان خود هیچ در اختیار نداشته باشند جز ورد و جادو.

از نگاه الیاس نگریستن به مرگ به عنوان مجازات ریشه در باور به افسانه هبوط آدمِ نامیرا از بهشت دارد. اگر گناه نبود، آدم می‌توانست از تنی نامیرا برخوردار شود. گناه که از نگاه انسان اسطوره‌باور علت اصلی میرایی است، هنوز در ناخودآگاه جمعی جوامع بشری عمل می‌کند و مرگ را به لباس عقوبتی نازل‌شده از خدای پدر درمی‌آورد. آموزه‌های مربوط به مرگ و آیین‌ها و مناسک پیرامونش بخش مهمی از فرآیند اجتماعی‌شدن شخصیت را در بر می‌گیرد و موضع فرد نسبت به مرگ، موضع او در برابر زندگی را هم در خود دارد.

وفور مرگ موهن و ارزان

مرگ ایرانی

اساطیر به سه بخش آفرینش، زندگانی مردمان برتر و حماسه‌سازان و مرگ و سرنوشت آدمی پس از مرگ تقسیم می‌شوند.

کارکرد نظام اسطوره‌ای انتقال فرآیند تمدنی به نسل‌های پس از خود، در دورانی ا‌ست که انسان مراحل کودکی ذهنی‌اش را سپری می‌کرد. کانت روشنگری را نقطه پایان این کودکی معصومانه و آغاز اسطوره‌زدایی معرفی کرد و عصر تازه‌ای پا گرفت.

سرک کشیدن به جهان اسطوره‌ها برای دریافتن خوی مردمان یک جامعه، همچنان روشی موثر است چرا که روشن‌گری پروژه‌ای ناتمام است و در جوامع سنت‌گرا با تمام قوای نهادی پس رانده می‌شود. در این بخش به این پرسش می‌پردازیم: مرگ در اساطیر ایران چه سیمایی دارد؟

در اساطیر دوران مزداپرستی کیومرث، “مشی” و “مشیانه” اولین جلوه‌های نخستین انسان، همگی به دست اهریمن به کام مرگ کشیده می‌شوند و این روند ادامه دارد تا نوبت به جَم می‌رسد. در زمان این نخستین پادشاه همه‌ی انسان‌ها و جانوران به مدت نهصد سال بی‌مرگ بودند. تا این‌که جم ادعای خدایی و آفرینندگی جهان و آدمیان می‌کند و مورد غضب قرار می‌گیرد و فره از او می‌گریزد. اسطوره در روند تکاملش تا کشته‌شدن جم به دست ضحاک در شاهنامه فردوسی پیش می‌رود. جم (یَمَه) در اساطیر ودایی همان نخستین انسان است و اثری از «گناه» او به چشم نمی‌خورد.

او همان قهرمان افسانه‌ی توفان است که بعدتر تحت نام نوح به ادیان ابراهیمی هم راه یافت. اولین پیدایی این شخصیت در حماسه‌ی گیلگمش است. در آن‌جا خدای خاک (اِئلیل) که خود این محشر را به پا کرده بود، به پاس‌داشت نجات آفرینگان از توفان بنیان‌کن، «اوت‌ناپیشتیم» (نوح) و جفتش را نامیرایی اعطا می‌کند. از جم به عنوان کسی که «راه مرگ را برگزید» یاد می‌شود و پیداست که راه مرگ در زردشتی‌گری از معبر گناه می‌گذرد؛ حتی برای پادشاهان. نیرویی که نامیرایی را بخشوده، بازش می‌ستاند و شخصیت بی‌دفاع است.

سیر تحول اسطوره و خویش‌کاری شخصیت از بی‌مرگی به مرگ این تصور را پدید می‌آورد که مرگ به عنوان مجازات، بعدتر مانند تبصره‌ای به ماده قانون اضافه شده. جم همواره تکریم می‌شود، اما تنها زمانی از عذاب دوزخ رهایی می‌یابد که در دیدار زردشت از آن جهان مجیز هرمزد را می‌گوید و به زردشت نصیحت می‌کند که آن چه من نکردم، تو بکن. او پیش از زردشت دست رد به سینه هرمزد که از او خواسته بود دین را پیغمبری کند، زده بود. شفاعت زردشت روان یا «تن پسین» او را از عذاب نجات می‌دهد و به «همستگان» می‌فرستد که جایگاه آن روان‌هایی است که اعمال نیک و بدشان یک اندازه است.

در همین دوران اسطوره‌ای است که روایت می‌کنند، چون نسخه‌های اوستا به دست اسکندر سوزانده شده بود، لازم دیدند کسی را بفرستند جهان پسین را سیاحت کند و بازآید و بازگوید تا مکتوب کنند. موبدی به نام ارداویراف را می‌و منگ می‌خورانند و پس از شش شبانه روز که به هوش می‌آید، آن‌چه در بهشت و دوزخ و همستگان و جایگاه و پایگاه خدایان دیده، برای مومنان متحیر روایت می‌کند. آن‌چه او از بهشت دیده به یکی دو صفحه کتاب خلاصه می‌شود، اما آن‌چه او از دوزخ به یاد می‌اورد و فهرست ریز گناهان و شرح دقیق مجازاتِ روان فصل مفصلی از کتاب است.

این نظام اسطوره‌ای متعلق به سده‌های پایانی دوران ساسانیان است. در این بین گناهانِ «مرگ‌ارزان» در آیین مزداپرستی که پادافره‌ی مرگ در پی دارند، نه فقط تنِ پسین بلکه تن این‌جهانی را هم تهدید می‌کنند بعدها هم ادامه یافته‌اند. یک فقره اتهام کلی و نامشخصِ فساد در زمین می‌تواند افراد را از حوزه‌هایی مانند سیاست و اقتصاد گرفته تا مسایلی فردی، چون روابط جنسی به مرگ محکوم کند. در این‌جا پیوند میان مرگ و مجازات عیان‌تر می‌شود.

در اساطیر آیین مزدپرستی زمین در ابتدای آفرینش هموار است و بی‌فراز و فرود. پس از رستاخیز که در آن سوشیانس به مدت ۵۷ سال مرده برمی‌خیزاند، زمین دوباره به همان شکل آغازین بازمی‌گردد. مردمان اگر بالغ بودند، به چهل سالگی بی‌مرگ شوند و اگر نابالغ و خردسال بودند، به ۱۵ سالگی. اهریمن از همان سوراخی که داخل شده بود، بیرون رانده می‌شود و آن مدخل برای همیشه پوشانده شود.

این جهانِ به شدت اداره‌شده، طبقه‌بندی‌شده و یکسان‌سازی‌شده‌ی پس از مرگ، ایده‌آل هر دو خدا است. فقدان پذیرش مرگ از سوی هر دو خدا از تعصب بر آفرینگانِ ادعایی‌شان است. خدایی که نه می‌زاید و نه زاده شده، عقده‌ی اختگی دارد و از همین رو هر پدیده‌ای را مخلوق خود می‌نامد. او تنها در کلام پدر است و دارای جنسیت مذکر و نطفه‌ی باروری. او به اعصار نخستین بی‌جنسیتی هم ارتباطی ندارد. روز تباهی و نیستی زمین و زمان که از آغاز آفرینش تحول بسیار یافته و آدمیان خود را در آن همچون جم آفریننده می‌دانند، روز موعودی است که او بی‌صبرانه انتظارش را می‌کشد.

وفور مرگ موهن و ارزان

پاسخ به این پرسش که یک ایرانی چه نگرشی درباره‌ی مرگ دارد، آسان می‌نماید: او تا حد زیادی از مرگ می‌هراسد و این بیشتر ترس از عذابی ابدی است که انتظار روانش را می‌کشد، نه ترس از مرگ به عنوان واقعه یا پدیده. به مَثَل در آیین مزدپرستی حکم روان کودکی که هنوز آن قدری جهان فانی را مزه‌مزه نکرده تا گناهکار یا نکوکار شده باشد، حکم والدینش است؛ مگر آن‌که بازماندگان گناه را به درهمی بخرند.

کرونا؛ نور علی نور

 شاهان عصر اسطوره به راستی در پی تقلید از خدایان در زمین بودند و بی‌دلیل نیست که جم به جرمی، چون ادعای خدایی محکوم می‌شود. به گفته‌ی مهرداد بهار جم تشابهات نشانه‌شناختی فراوان با ایزد مهر دارد. پس اگر خدای پادشاهی صاحب‌اختیار مطلق آفرینگان باشد، او نیز در مقام، ولی و والی و والد صاحب‌عنان کل مردمان است.

مرگ که در نتیجه‌ی باور‌های متافیزیکی ریشه‌دار در فرهنگ و تاریخ ما به قدر کافی پوشیده و نامکشوف باقی مانده، باز هم رازآمیزتر و در نتیجه هراس‌انگیزتر شده. شیوع ویروس کرونا در جهان وجهه‌ای قرون وسطایی دارد. شهروندان اروپایی و آمریکایی و ژاپنی احتمالا باور نمی‌کنند که دولت‌های پرمدعا و علم‌باوری که مذهب رایج جهان سرمایه‌داری است، توانایی انجام هیچ اقدام عاجلی جز اعلام قرنطینه را ندارند. انبوه اطلاعاتی که درباره‌ی این ویروس رسانه‌ها را اشباع کرده، کمکی به کشف و ابداع واکسن نمی‌کند و مادام که چنین است، ویروس به عنوان عاملی ناشناخته بر جا خواهد ماند.

اما الیاس می‌گوید در جوامع کمتر توسعه‌یافته تنها برخورداران می‌توانند به راستی از جان خود محافظت کنند و بیشترینه‌ی مردم بی‌وقفه در معرض تهدیدند. این اقشار می‌توانند برای محافظت از خود در برابر ویروس هر اقدام عملیِ خریدنی را برای دور نگه‌داشتنِ هر چه بیشتر مرگ به کار ببندند. آن‌ها اگر هم به همان سلسله باور‌های خرافی معتقد باشند، توانا به عملند پس اقدامشان در عمل حاصلی بار خواهد آورد.

مرگ‌خواهی در آن‌ها شدت و حدت کمتری دارد و در ازای آن مقاومت در برابر مرگ پیشه می‌کنند که آن هم به مانند مرگ‌خواهی می‌تواند جنبه‌های بیمارگون پیدا کند. مقاومت در برابر مرگ و مرگ‌خواهی دو روی یک سکه‌اند. هر دو مرگ را در لباس عنصر متخاصم می‌بینند. اولی به بی‌هیچ بگومگویی تسلیم آن می‌شود و دومی در هیئت قهرمان تراژدی اول خوب خودش را خسته می‌کند و دست آخر با سربلندی جان می‌سپارد؛ آن گونه که تا مدت‌ها پس از مرگش به قول پروست در کالبد بازماندگانش به حیات ادامه دهد و در زندگی زندگان دستکاری کند. همه‌ی نظام‌های اسطوره‌ای به نوعی بر پایه‌ی تخاصم بنا شده‌اند.

در ایران قرنطینه‌ی اجباری اجرا نشد و خبری هم از کمک‌های سازمان‌یافته‌ی دولتی به قشر‌هایی که به دلیل وضعیت استثنایی آسیب می‌بینند، نیست. اما قرنطینه‌ی خودخواسته تدبیری بود که قشر‌های میان‌درآمد و متمول برگزیدند و عملی کردند. در نبود هر گونه پشتیبانی دولتی، قرنطینه برابر است با در اصطلاح «از جیب خوردن» و این همان اقدامی است که اقشار محروم از عهده‌اش بر نمی‌آیند.

جالب این‌که صدایی از میان آن‌ها شنیده نشد که برخورداران را تخطئه و تهدید کند بلکه برعکس؛ فرادستان قرنطینه را بر اساس همان اصل صیانت از نفس با چاشنی صیانت از حیات جمعی جامعه، اخلاقی کردند که این عیب را دارد که طرف دیگر به بی‌اخلاقی متهم می‌شود. حال آن‌که آزادی در جا به جایی به بقای یک کارگر روزمزد یا دستفروش و خانوادهاشان ارتباط مستقیم دارد و چگونه می‌توان این تلاش را بی‌اخلاقی دانست؟

وفور مرگ موهن و ارزان

در این باره شاهد تمهیدات و واکنش‌هایی عکس کشور‌های پیشرفته سرمایه‌داری بوده‌ایم. دولت قرنطینه اعلام نکرد و شهرنشینان ایرانی هم عکس شهروندان این جوامع که به قرنطینه و سلب آزادی در جا‌به‌جایی معترض شدند، از نبود اعمال اقتدار حداکثری شکوه کردند. آن‌جا که پای مرگ در میان است، تن دادن به اقتداری ورای اختیار فردی اطمینان‌بخش می‌نماید.

جمع‌بندی

تصویر مرگ در آثار هدایت و شعر شاملو تحول معنایی مرگ در یکصد سال گذشته در ایران را نشان می‌دهد. اسطوره‌زدایی از مرگ در بخش‌هایی از ادبیات رقم خورده که خود نشانه‌ی تغییر رویکرد جامعه است.

وفور مرگ موهن و ارزان

منبع: radiozamaneh

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟


برترین‌ها: بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند که با داشتن یک باشگاه خانگی هر چند کوچک، شرایط بسیار راحتی را برای ورزش و سلامتی خود فراهم کنند. این موضوع به ویژه با شیوع بیماری کرونا و در خانه ماندن افراد به مراتب اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی بیشتر مردم ترجیح می‌دهند که در خانه‌هایشان بمانند و از سلامت خود و عزیزانشان محافظت کنند. این موقعیت نیز زمان بسیار خوبی است که باشگاه خانگی خود را داشته باشید و دستگاه‌های ورزشی و بدنسازی‎تان را خریداری نمایید. در این مطلب همراه ما باشید تا به این موضوع بیشتر بپردازیم و به شما بگوییم که دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

ورزش در خانه

به طور کلی برای آنکه بتوانید در خانه خود ورزش کنید باید با دسته‌بندی‌های متفاوت تمرینات و حرکات ورزشی آشنا شوید. مثال اگر به دنبال تمرینات هوازی و کنترلی هستید باید به سراغ برخی از وسایل و دستگاه‌ها بروید و اگر هم تصمیم دارید که تمرینات قدرتی انجام دهید دسته دیگری از دستگاه‌های بدنسازی به کمک شمار می‌آیند.

ورزش‌های کنترلی و هوازی

این نوع از حرکات و تمرینات ورزشی جزء مهم‌ترین و تأثیرگذارترین تمرینات در چربی سوزی هستند و علاوه بر این در تنظیم فشار خون، کاهش کلسترول، افزایش متابولیسم بدن و… نیز مفید خواهد بود. برای آنکه بتوانید این نوع از تمرینات را در خانه‌تان انجام دهید به این وسایل احتیاج خواهید داشت:

۱. زیرانداز ورزشی یا همان مت

یکی از مهم‌ترین وسایلی که برای انجام حرکات ورزشی به کارتان می‌آید مت و یا همان زیرانداز ورزشی است. مت‌های ورزشی غالباً برای انواع حرکات و تمرینات هوازی خوابیده و نشسته، تمرین‌های مربوط به یوگا، ایروبیک، پیلاتس و هر رشته ورزشی دیگری که به سطح نرم و صافی نیاز دارد به کار می‌روند.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

برای انتخاب مت ورزشی باید بسته به نوع استفاده خود، ضخامت این وسیله را نیز در نظر داشته باشید. برای مثال برای انجام حرکات مربوط به یوگا بهتر است که به سراغ مت‌هایی با ضخامت بین ۳ تا ۵ میلی‌متر بروید.

۲. طناب

این وسیله نیز یکی از کاربردی‌ترین وسایل در تمرینات هوازی و کنترلی به حساب می‌آید. شما می‌توانید از این وسیله در کمترین فضا و البته هزینه بهترین استفاده را داشته باشید.

۳. حلقه لاغری

حلقه لاغری نیز یکی از جذاب‌ترین وسایل لاغری و انجام حرکات هوازی و کنترلی است. انجام حرکات با این وسیله بر روی ناحیه شکم متمرکز می‌شود می‌تواند در کاهش سایز شما تأثیر چشمگیری داشته باشد.

۴. توپ و حلقه پیلاتس

توپ و حلقه پیلاتس وسایلی چندمنظوره هستند که با کمک آن‌ها می‌توان تمرینات و حرکات ورزشی بسیاری را انجام. نکته‌ای که باید به آن توجه کنید اندازه و وزن قابل‌تحمل توپ است. شما باید توپ پیلاتس را متناسب با قد خود و همین‌طور وزنی که دارید انتخاب کنید.

۵. تخته استپ و استپر

به طور کلی باید بگوییم که تخته استپ یکی از کاربردی‌ترین وسایل در رشته ورزشی ایروبیک است. با کمک این وسیله می‌توانید حرکات ورزشی پرانرژی را انجام دهید و میزان بسیاری نیز کالری بسوزانید. این وسیله نیز با وجودی که فضای زیادی را اشغال نمی‌کند، اما می‌تواند در باشگاه خانگی شما به خوبی جای بگیرد.

در رابطه با استپر نیز باید بگوییم که یک وسیله هوازی با دو پدال است که در حفظ تعادل به شما کمک می‌کند. با کمک حرکات مربوط به این دستگاه می‌توانید ضربان قلب خود را بالا برده و کالری بسوزانید. داشتن استپر مشروط به آن است که در خانه‌تان فضای کافی برای قرارگیری آن داشته باشید.

۶- دوچرخه ثابت

یکی دیگر از وسایل و دستگاه‌های بدنسازی در خانه دوچرخه ثابت است. این نوع از دوچرخه‌ها انواع متفاوتی دارند که شما می‌توانید بنا بر استفاده و نیاز خود آن‌ها را انتخاب نمایید.

۷. تردمیل

تردمیل به عنوان یکی از مهم‌ترین دستگاه‌های بدنسازی در خانه شناخته می‌شود. شما می‌توانید با کمک این وسیله حرکات و تمرینات هوازی بسیاری را در سرعت‌ها و شیب‌های متفاوتی انجام دهید.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

تمرینات قدرتی

به طور کلی می‌توان گفت که تمرینات قدرتی در افزایش حجم قدرت عضلات تأثیرگذار هستند و به همین دلیل هم می‌توان آن‌ها را در بدنسازی و فیتنس بسیار مؤثر دانست. به طور کلی برای انجام این حرکات دستگاه‌های بدنسازی بسیاری وجود دارد که می‌تواند برای افراد متفاوت با میزان استفاده مختلف مناسب باشد. در ادامه شما را با برخی از دستگاه‌های بدنسازی در خانه آشنا می‌کنیم.

۱. میز پرس و نیمکت بدنسازی

میز پرس به عنوان یکی از مهم‌ترین تجهیزات بدنسازی شناخته می‌شود. معمولاً میز‌های پرس چندکاره گزینه‌های خوبی برای خانه‌ها هستند و می‌توانند با کمک اضافه کردن صفحات وزنه و همین‌طور حرکات مختلف، کارایی‌های متفاوت‌تر و حرفه‌ای‌تری نیز پیدا کنند. میز‌های چندکاره نیز با تنوع بسیار زیاد در قیمت می‌توانند گزینه‌هایی به‌صرفه و کاربردی به حساب آیند.

۲. دمبل، هالتر و صفحات وزنه

به طور کلی باید بگوییم که وزنه‌ها یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین وسایل در تمرینات قدرتی به حساب می‌آیند. شما می‌توانید با تهیه این وسایل ورزشی با توجه به توان و میزان استفاده خود، حرکات قدرتی خود را حرفه‌ای‌تر و بهتر انجام دهید.

۳. میل شنا و میل بارفیکس

شنا و بارفیکس از آن دست حرکات بدنسازی هستند که هم قدیمی و کلاسیک بوده و هم تأثیر بسیار زیادی را به دنبال دارند. به همین دلیل هم هست که در بیشتر برنامه‌های بدنسازی می‌توان شاهد وجود آن‌ها بود. این وسایل جاگیر نیستند و به همین دلیل نیز می‌توانند انتخاب‌های خوبی برای استفاده در خانه باشند.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

۴. کش تمرین

کش تمرین نیز به عنوان یکی دیگر از وسایل مؤثر در انجام حرکات قدرتی می‌تواند در تقویت عضلات، رباط‌ها و لیگامنت‌های شما مؤثر باشد. حرکات تمرینی این وسیله بسیار متنوع است و می‌تواند برای افراد متفاوتی مناسب باشد.

خرید دستگاه‌های بدنسازی خانگی

اگر تصمیم داشتید که دستگاه‌های بدنسازی خانگی را خریداری کنید باید به نکات بسیاری توجه نمایید. به طور کلی باید بگوییم که دستگاه‌های بدنسازی در خانه نیازمند یک فروشگاه و فروشنده معتبر هستند. به همین دلیل هم باید به خوبی بدانید که دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخرید.

اولین مسئله‌ای که باید به آن دقت کنید حدود قیمت محصولات است. طبیعی است که خرید دستگاه‌های بدنسازی نسبت به یک دمبل و یا کش ساده هزینه‌های به مراتب بیشتری را برایتان به دنبال دارد؛ بنابراین برای خرید این وسایل به سراغ برند‌ها و فروشگاه‌هایی بروید که با برخورداری از تنوع قیمت بالا، امکان خرید درست و هوشمندانه را برای شما فراهم می‌کنند.

مسئله دیگری که باید به آن توجه کنید ایمنی دستگاه است. از آنجایی که شما در منزل خود تحت نظارت مربی فعالیت‌های ورزشی خود را انجام نمی‌دهید طبیعتاً به امنیت به مراتب بیشتری نیز احتیاج خواهید داشت. به همین دلیل هم باید حتماً به سراغ برند‌ها و فروشگاه‌هایی بروید که با عرضه محصولاتی ایمن و باکیفیت سلامت شما را تضمین می‌کنند.

در کنار این مسائل استحکام دستگاه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. به طور کلی باید بگوییم که دستگاه‌های بدنسازی در خانه باید در عین مقاومت نسبت به وزن و حرکات ورزشی شما، انعطاف کافی نیز داشته باشند تا در نهایت بتوانید حرکات ورزشی خود را به درست‌ترین شکل ممکن انجام دهید.

دستگاه‌های بدنسازی در خانه را از کجا بخریم؟

به خاطر داشته باشید که انتخاب برند و فروشگاه‌های معتبر دستگاه‌های بدنسازی در خانه به شما کمک می‌کند که خرید خود اطمینان خاطر داشته باشید و بدون آنکه تحت نظارت مربی باشید، بتوانید حرکات ورزشی خود را به درست‌ترین حالت ممکن پیش ببرید.

یکی از بزرگترین فروشگاه‌های آنلاین لباس‌زیر؛ گیزدین


اگر شما هم جز کسانی هستید که به دلیل کرونا یا گرمای هوا، نگران خرید‌های حضوری خود بوده‌اید برایتان مژده‌ای داریم، فروشگاه اینترنتی گیزدین عرضه‌کننده با کیفیت‌ترین لباس‌های زیر زنانه و مردانه از انواع برند‌های روز دنیا با تخفیفات استثنایی و هدیه ۳۵ هزار تومانی اولین خرید، نگرانی شما را رفع نموده است. حتما سری به این سایت بزنید!

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

در شرایطی که تمام دنیا و ایران هر روز بیشتر به سمت فروشگاه‌های اینترنتی و خرید‌های آنلاین می‌رود، احتمالا شما نیز جای خالی یک فروشگاه تخصصی لباس‌زیر و البته معتبر و با کیفیت احساس کرده‌اید؛ مخصوصا اگر خاطره خریدی بی کیفیت را از یک صفحه اینستاگرام نامعتبر تجربه کرده باشید. پیشنهاد می‌کنیم حتما سری به سایت فروشگاه اینترنتی لباس‌زیر گیزدین بزنید و مطمئن باشید که اینبار خریدتان را از فروشگاهی با نماد e امنیت الکترونیکی زیر نظر مراجع قانونی انجام دهید.

 

اما چرا گیزدین؟

 

مدیران فروشگاه گیزدین با سال‌ها فعالیت در زمینه لباس‌زیر و شناخت حساسیت‌های بانوان و آقایان در انتخاب اولین پوشش بدن، فروشگاه اینترنتی تخصصی این حوزه را با ویژگی‌هایی استثنایی افتتاح نمودند.

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

۱_ اصلی‌ترین ویژگی که پیشنهاد می‌کنیم سایت گیزدین را ببینید بخش “توضیحات هر محصول” است.

 

خانم‌ها خوب می‌دانند داشتن اطلاعات و توضیحات کامل در مورد ویژگی هایی، چون جنس سایز و نحوه استفاده و … در بسیاری از لباس‌های زیر همچون سوتین، گن، مایو و… چقدر مهم و مایه آرامش در خرید است. حالا حتما سری به این سایت بزنید، چرا که اعضای تیم گیزدین برای هر محصول توضیحات مفصل و کاملی با عکس‌های مناسب و گویا آماده کرده‌اند که حقیقتا به مانند یک فروشنده اختصاصی تمام سوالات شما را بعد از عکس و شناسه محصول در بخش توضیحات و توضیحات تکمیلی آن محصول پاسخ داده‌اند.

 

۲_تنوع بالا‌ی گیزدین

 

بدون شک با مراجعه به سایت گیزدین از تنوع فوق العاده محصولات چه در بخش طرح‌ها و برند‌ها و چه در بخش قیمت‌ها شگفت زده خواهید شد؛ مدیران گیزدین کوشیده‌اند تا محصولات بهترین تولیدکنندگان ایران و جهان را بعد از بررسی و اطمینان از کیفیت محصول در سایت خود ارائه نمایند. به طوری که اگر محصولی از کشور چین را در میان محصولات ملاحظه کردید می‌توانید مطمئن باشید از محصولات با کیفیت چین و مثلا سفارش اروپاس که در چین تولید شده است. کیفیت و قیمت آن قطعا توسط تیم گیزدین بررسی و سپس به خریداران نکته سنج و ریزبین ایرانی عرضه شده‌ است.

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

سورپرایز کنید /سفارشتان را مخفی تحویل گیرید

 

اگر تاکنون آقایان به دلیل محدودیت‌های خرید حضوری از فروشگاه‌های لباس‌زیر بانوان را امکان خرید یا کادو لباس‌های زیر را به خانم‌های خود نداشتند، در سایت گیزدین با توضیحات کامل هر محصول هر شخص به سادگی می‌تواند با مراجعه به این بخش خرید را انجام دهد.

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

نکته دیگر شرم و حیای ذاتی خانواده‌های ایرانی است که اصولا تمایل ندارند خرید لباس‌زیرشان را دیگران مشاهده نمایند و بعضا ترجیح می‌دهند که این خرید را در بسته بندی‌های غیر قابل رویت به خانه ببرند.

 

مدیران مجموعه گیزدین این نکته را نیز در نظر گرفته‌اند و به همین دلیل کلیه سفارشات ارسالی در بسته‌بندی مخصوص و غیر قابل رویت از بیرون به دست خریداران محترم می‌رسانند، تا شما عزیزان خاطره‌ای هر چه شیرین‌تر از خرید خود داشته باشید.

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

تنوع محصولات گیزدین، در کنار تنوع بالا محصولات ویژه بانوان فروشگاه گیزدین کوشیده است تا برای آقایان و کودکان نیز محصولات با کیفیت و متنوعی را ارائه نماید تا شما عزیزان بتوانید تمام نیاز‌های اعضای خانواده خود به لباس‌زیر و محصولات این چنینی را از فروشگاه گیزدین به یکباره با تخفیفات ویژه و تحویل و ارسال رایگان برای سفارشات بیش از ۱۵۰ هزارتومان انجام دهید.

 

در پایان برای آشنایی بیشتر شما نگاهی اجمالی به تنوع محصولات این فروشگاه اینترنتی می‌اندازیم تا ضمن آشناتر شدن شما با این سایت، رغبت شما به بازدید و خرید از این مجموعه را بیشتر نماییم.

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

 

جهت مشاهده نمونه‌ها از صفحه اینستاگرام بازدید کنید.

 

 

 

بزرگترین فروشگاه آنلاین لباس‌زیر گیزدین

لذت پرو شال و روسری در خانه، قبل از خرید اینترنتی


یکی از لذت‌های خانم‌ها در همه جای دنیا، لذت گشت و گذار در پاساژ‌ها و بازار برای خریدکردن است، لذتی که به صورت طبیعی گرمای تابستان از شرینی آن کم می‌نماید، اما متاسفانه این روز‌ها ویروس کرونا نیز به گرمای هوا اضافه شده، تا خانم‌های ایرانی در خرید‌های شیرین و روزانه خود، با محدودیت هرچه بیشتر مواجه شوند.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

اما آیا راهی برای لذت از خرید، به همان سبک قدیمی وجود دارد؟

 

بله احتمالا شما نیز مخصوصا در طول ماه‌های گذشته از فروشگاه‌های اینترنتی خوب و حرفه‌ایی شنیده‌اید. اما دراین مقاله می‌خواهیم شما را با یکی از خاص‌ترین فروشگاه‌های اینترنتی ویژه بانوان آشنا نماییم.

 

فروشگاه اینترنتی پرو را می‌توان یکی از بروز‌ترین استارت آپ‌های فضای اقتصاد ایران دانست، فروشگاه اینترنتی که با تنوع بسیار بالا در انواع محصولات پوشاک و آکسسور زیبایی و آرایشی بانوان هر روز در حال بزرگتر شدن و گسترش سبد محصولات خود می‌باشد.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

اما در این روز‌های گرم تابستان و نیاز بانوان به لباس‌های خنک و مناسب فصل، همکاران ما در مجموعه بخش شال و روسری پرو بر آن شدند تا جهت شیرین‌تر شدن تجربه خرید شما بانوان محترم ایرانی ۱۰% تخفیف را در محصولات این بخش لحاظ کرده‌اند.

 

کد تخفیف: bartar991

 

اگر تاکنون با فروشگاه اینترنتی پرو آشنا نشده‌اید، پیشنهاد می‌کنم حتما سری به سایت ما به نشانی porove.com بزنید، مطمئنا از وقتی که برای بازدید می‌گذارید راضی خواهید بود، اگر به دنبال هر نوع شال یا روسری باشید، بی‌شک می‌توانید جنس یا طرحی باب سلیقه‌تان را در میان انبوه محصولات ارائه شده ما بیابید.

 

همکاران ما در بخش تهیه و عرضه محصولات پیش از ارائه هر مدل شال، روسری یا پوشاک دیگر در سایت، نسبت به کیفیت برند تحقیقات لازم را انجام می‌دهند، به طوری که درحال حاضر بانک بزرگی از بهترین و معتبرترین برند‌های تولیدکننده عرصه شال و روسری در ایران را می‌توانید در سبد محصولات بخش شال و روسری ما ملاحظه، بررسی و در نهایت خرید و انتخاب نمایید.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

پس فرصت را ازدست ندهید. تا پایان هفته فرصت دارید تا با خرید از بخش شال و روسری‌های پرو از تخفیف ۱۰%ی ما نیز بهره‌مند شوید.

 

لذت پرو شال و روسری در خانه، قبل از خرید اینترنتی

 

در بخش جستجو سایت پرو می‌توانید نام محصول، برند یا حتی جنس محصول انتخابی‌تان را وارد کنید، تا موتور جستجو ما برای شما به عنوان یک فروشنده ماهر عمل کرده و در کوتاهترین زمان سبدی از محصولات منطبق با جستجوی شما را به حضورتان ارائه نماید.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

ما در پرو با شناخت کامل از سلیقه شما خانم‌ها کوشیدیم تا برای هر محصول ضمن ارائه مشخصات دقیق در مورد جنس، سایز و برند کشور تولیدی محصول، عکس‌های جذاب و مدل دار از هررنگ را با استفاده از ژست‌های مختلف بانوان مدلینگ تهیه و عرضه نموده‌ایم، تا شما عزیزان بتوانید خریدی با اطمینان خاطر از این فروشگاه اینترنت داشته باشید.

 

برای شما خانم‌های خوش سلیقه که به دنبال مد و ست کردن یا آخرین سبک مد یا مدل‌های جهانی هستید، در کنار توضیحات مشخصات هر محصول، می‌توانید سری به پرومگ یا همان مجله مد پرو بزنید تا از مقالات همکاران ما در زمینه آخرین برند‌ها و پوشاک و مد جهان و ایران مطلع شوید.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

آیا می‌شود قبل از خرید‌های بزرگ و حساس از کیفیت و سایز بودن جنس مطمئن شد؟

 

شاید مهمترین ویژگی و وجه تمایز پرو را می‌بایست در پرومبیل این استارت آپ جوان ایرانی دانست.

 

درکنار تنوع بالا محصولات و قیمت‌های مناسب، مهمترین شاخصه فروشگاه اینترنتی پرو را امکان انتخاب و خرید حضوری در محل شما می‌باشد؛ تعجب نکنید، بله درست متوجه شده اید، نام سایت پرو در اصل برگرفته شده از امکان پرو محصولات که برای انتخاب مطمئن‌تر مشتریان خود فراهم نموده، می‌باشد.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

گرچه در مقالات بعدی به طور مفصل‌تر به آن خواهیم پرداخت، اما به اختصار می‌بایست عرض نمایم، که شما عزیزان می‌توانید به سادگی بعد از انتخاب لباس، شال، پیراهن و … از مجموعه پرو، درخواست پرو حضوری را تیک زده تا پرومبیل فروشگاه پرو در اسرع وقت سبد محصولات انتخابی شما را به درب منزلتان بیاورد. 

 

شاید باورتون نشه!

 

اما ما در مجموعه پرو تا آنجا برای سلیقه و خرید مطمئن شما ارزش قائلیم که در کنار طرح پرومبیل که مختص سفارشات بزرگ و میهمانی شما عزیزان طراحی شده است.

 

.طرحی به نام *پرو درمحل* را جهت سفارشات کوچکتر شما برقرار کرده‌ایم

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

شما به سادگی می‌توانید پس انتخاب سفارشتان، حداکثر تا ۱۰محصول درخواستی خود را انتخاب نمایید و در پایان گزینه پرو در محل را انتخاب کنید، به این ترتیب همکاران ما در اسرع وقت سفارشاتتان را در منزل تحویل شما می‌دهند، تا بعد از پرو و اطمینان خاطر از باب میل بودن محصولات خریدتان را نهایی کرده یا برای ما پس بفرستید.

 

لازم به ذکر ست که سایت پرو مانند دیگر فروشگاه‌های اینترنتی معتبر برای خرید‌های بیش‌تر از ۱۵۰/۰۰۰تومان امکان ارسال رایگان را فراهم نموده است.

 

حالا اگر از امکان خرید با پرو درمنزل و محل کارتون خیالتون کاملا آسوده شده، عجله کنید و با ورود به سایت پرو با کد تخفیف ۱۰٪ی bartar991 لذت خرید اینترنتی بدور از گرما و کرونا رو حقیقتا تجربه کنید.

 

در پایان ضمن آرزوی خریدی لذت بخش از سایت پرو، پیشنهاد می‌کنم حتما صفحات ما در شبکه‌های اجتماعی را دنبال بفرمایید تا از آخرین محصولات یا تخفیفات لحظه‌ای و فصلی ما نیز مطلع شوید.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

 

ضمنا می‌توانید رپورتاژ‌های خبری ما را در محبوبترین سایت‌های ایرانی نیز مطالعه کنید تا هر چه بیشتر با خدمات بروز فروشگاه اینترنتی پرو آشنا شوید.

 

لذت خرید حضوری شال و روسری بدور از گرما و کرونا!

 

نویسنده: بهمن پناهی نیکو