۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی


وب‌سایت سبک‌ زندگی – مریم نخعی: بسیاری از ما با اینکه ساعات زیادی از زمان خود را میان اینستاگرام، فیس بوک و توییتر تلف می‌کنیم، اما در نهان دوست داریم وقت خود را به شکل مفیدتری می‌گذراندیم؛ درست مانند فرد معتادی که می‌داند اعتیادش ضرر دارد، اما توان دست کشیدن از آن را هم در خود نمی‌بیند. اما هیچ اعتیادی نیست که راه حل نداشته باشد. در ادامه برای رهایی از اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، چهار راهکار موثر ارائه شده است.

۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ما را با ایده‌های جدید آشنا کرده و به ما کمک کنند تا کار‌ها و احساسات خود را به اشتراک بگذاریم. همچنین، به صدا‌هایی که پیش از این شنیده نمی‌شد امکان می‌دهند که بر فرهنگ و فرهنگ سازی اثرگذار باشند. با این حال اگر به نحوه استفاده از آن‌ها دقت نکنیم، اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی حاصلی جز اتلاف وقت و هزینه برا ما دربر نخواهد داشت. در ادامه تجربیات «سارا پِیک»، نویسنده، مشاور استارت آپ و بنیانگذار و مدیر اجرایی startuppregnant را درباره راه‌های ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی می‌خوانیم.

در طول دو سال گذشته، من چهار آزمایش مختلف برای تحت نظر گرفتن رفتارم انجام دادم و از ردیاب‌ها و مسدودکننده‌ها استفاده کردم تا درک بهتری از تاثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی بر میزان بهره‌وری‌ام پیدا کنم. هدفم این بود که بدانم آیا با تعلیق رفتار‌های روزمره، می‌توانم «تنظیمات پیش فرض» خود را تغییر داده و زمان بیشتری برای کار عمیق و متمرکز داشته باشم یا خیر. در پایان، این چهار آزمایش به من کمک کرد تا درباره اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی به خوبی آگاه شوم و با محدود کردن معایب آن، از شبکه‌های اجتماعی حداکثر استفاده را ببرم.

اولین قدم جمع آوری داده بود. قبل از شروع آزمایش، رفتار‌های روزانه خود را ردیابی کردم تا بدانم زمان و انرژی‌ام صرف چه می‌شده است. این قدم باعث شد تا دیدگاهم به چگونگی کار عمیق و رضایت‌بخش تغییر کند. برای مدت زمان استفاده‌ام از کامپیوتر، از اپلیکیشن رسکیو تایم (RescueTime) و برای محاسبه مدت زمان استفاده از تلفن همراه، از اپلیکیشن مومنت (Moment) استفاده کردم.

۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

آزمایش اول؛ حذف کامل شبکه‌های اجتماعی برای سی روز

اولین آزمایش، حذف کامل تمام شبکه‌های اجتماعی از روتین روزمره بود. سی روز بدون فیسبوک، اینستاگرام، توییتر، یوتیوب و لینکدین. اما این کار آسانی نبود. گویی مغزم در تایید قدرت اعتیاد‌آور اپلیکیشن‌ها با خشم فریاد می‌زد که «من برای کارم به فیس‌بوک نیاز دارم». از تمام سایت‌ها خارج شدم و تمام اپلیکیشن‌ها را از تلفنم حذف کردم. با استفاده از ابزار Freedom، سایت‌های اجتماعی را از مرورگر و تلفن همراه مسدود کردم. در نهایت از همسرم خواستم گذرواژه‌ای ناشناخته برای تلفن همراهم تنظیم کند تا برای استفاده از آن با محدودیت روبه‌رو شوم (نمی‌خواستم هیچ ریسکی بکنم).

نتایج

اجرای این آزمایش به طرز تعجب‌آوری راحت‌تر از آنچه انتظارش را داشتم، پیش رفت. نوعی حس رهایی در آفلاین بودن و تصمیم یک‌باره بر انجام آن وجود داشت. این همان چیزی بود که آموختم؛ میزان مطالعه‌ام به شدت بالا رفت و در یک ماه، بیشتر از مجموع سه ماه قبل از آن کتاب خواندم. هرجا که فرصتی پیدا می‌کردم، به جای سایت‌های خبری یا اجتماعی، به صورت آنلاین مطالعه می‌کردم.

اما این آزمایش موانعی نیز داشت؛ فیس‌بوک، زمینه ورود بسیاری از برنامه‌های دیگر است. در نتیجه برای ورود به هر جایی که نیاز به واردشدن به فیس‌بوک داشت با مشکل روبه‌رو می‌شدم. تصمیم گرفتم از این به بعد، برای ورود به سایت‌ها از ایمیل استفاده کنم (که برای امنیت هم بهتر است). همچنین از سایت‌های اجتماعی برای انجام تحقیقاتم استفاده زیادی می‌کردم. مثلا زمانی که یاد کسی می‌افتم و می‌خواهم حالش را بپرسم و یا زمانی که می‌خواهم پروژه‌ای را دنبال کنم، برای راحتی بیشتر و صرفه‌جویی در زمان به سرعت سراغ سایت‌های اجتماعی می‌رفتم. اگرچه، عدم دسترسی به شبکه‌های اجتماعی دشوار بود، اما کارم را به تعویق نینداخت. بین دسترسی سریع و آسان و خلق فضایی برای کار خلاقانه عمیق- که آن را گرچه آزاردهنده، اما مفید می‌دانم- کشمکش وجود داشت.

پس از آنکه آزمایش به پایان رسید، دوباره به خودم اجازه دسترسی بدون محدودیت به شبکه‌های اجتماعی را دادم و همچنان با استفاده از برنامه رسکیو تایم میزان استفاده‌ام را محاسبه کردم. پس از گذشت یک ماه با دیدگاهی تازه، توانستم الگوی استفاده‌ام از سایت‌های مختلف و همچنین مزایا و مضرات استفاده از آن را واضح‌تر ببینم. نتایج به دست آمده، تفاوت قابل ملاحظه‌ای در نحوه استفاده من از دستگاه‌های مختلف بود. لپ‌تاپ بزرگ‌ترین عامل رفتار اعتیادآور من نبود و زمان استفاده از لپ‌تاپ واقعا کار می‌کردم. عامل اصلی اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی برای من موبایلم بود.

علاوه بر این، این امر بسیار وابسته به زمان بود. استفاده‌ام از رسانه‌های اجتماعی (یا میزان تمایلم) به وضوح در زمان‌های مشخصی افزایش می‌یافت. بسیاری از عادت‌های بد من از جمله خستگی‌های آخر شب، بی‌حوصلگی‌های اول صبح و میلم به «بالا- پایین کردن صفحات» (اسکرول) در زمان خستگی گره می‌خورد. همچنین نسبتا قابل پیش‌بینی بود که بخواهم اواسط صبح (حدود ساعت ۱۱ صبح) و بعد از ظهر (حدود ۳ یا ۴ بعدازظهر) استراحت داشته باشم. بعد از شام با اختلاف زیادی بدترین زمان برای من محسوب می‌شد. گویی مغزم تکه خمیری بیش نبود. با مسدود کردن همه جانبه شبکه‌های اجتماعی به مدت سی روز، فهمیدم که چه موقعی از روز فقط خسته می‌شدم و چه زمانی می‌خواستم از پلتفرم‌ها برای تحقیق یا ارتباط واقعی استفاده کنم.

۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

آزمایش دوم؛ استفاده از محدودکننده‌های زمانی روزانه

در آزمایش دوم قصد داشتم بفهمم آیا می‌توانم استفاده از رسانه‌های اجتماعی را بدون حذف کامل، محدود کنم و به همان اندازه دستاورد‌های مؤثری داشته باشم؟

آزمایش بعدی محدودیت روزانه وب‌سایت‌ها بر مبنای «زمان‌های خستگی» بود که در آزمایش اول آن‌ها را مشخص کرده بودم. برای انجام این آزمایش، به مدت دو هفته، دسترسی به شبکه‌های اجتماعی را با استفاده از برنامه‌های مسدود کننده‌ای مثل (Freedom) به بازه‌های زمانی مشخصی در روز محدود کردم (فقط بعد از ظهرها). همچنین، نصب برنامه Newsfeed Eradicator (برنامه‌ای برای حذف تمام اخبار فید) برای فیس بوک و تمام وب‌سایت‌های خبری و سایت‌های تلویزیونی باعث شد تا دسترسی به آن‌ها برای من مسدود شود.

نتایج

گذراندن صبح بدون شبکه‌های اجتماعی و اخبار، تحول بسیار بزرگی ایجاد کرد. با تمرکز چند ساعته بر بزرگترین پروژه‌ها و دانستن اینکه زمان استراحتی در ادامه روز در نظر گرفته‌ام، توانستم بسیار بیشتر از قبل آن‌ها را پیش ببرم. اثرات طولانی‌مدت این تغییر در روز چهارم یا پنجم آشکار شد. اگر در برابر میل به چک کردن شبکه‌های اجتماعی و خرید از آمازون و فرستادن چند ایمیل تسیلم می‌شدم، برگشت به فضای کار عمیق برایم بسیار دشوارتر می‌شد. با تمرکز بر پروژه‌های کاری مشخص در بخش‌هایی از روز (پیش بردن یک پروژه بزرگ تا قبل از ساعت ۱۱)، بهره‌وری شخصی‌ام به طرز چشمگیری افزایش یافت.

وسوسه استفاده از شبکه‌های در ابتدا قوی بود، اما با گذشت زمان از بین رفت. با غلبه بر میل شدید صبحگاهی به چک کردن اولین سایت یا شبکه اجتماعی، تمرکز و دقتم در ادامه صبح به شدت بالا رفت و مشخص شد که این راهکار برایم بسیار موثر است. با استفاده از مسدود کننده‌های اینترنتِ مبتنی بر زمان، توانستم بهره‌وری‌ام را افزایش دهم. اما حالا این پرسش پیش می‌آید که اگر به جای مسدود کردن استفاده‌ام در زمان‌هایی مشخص، بخش معینی از زمانم را به استفاده از آن‌ها اختصاص می‌دادم، چه می‌شد؟

آزمایش سوم؛ «ساعتی شاد» با شبکه‌های اجتماعی

آزمایش بعدی که انجام دادم، اختصاص ساعتی مشخص از روز برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی بود. در انتهای روزِ کاری، بعد از تقریبا ۱۲ ساعت کار یا مراقبت از کودکان، از ساعت چهار تا پنج بعد از ظهر، برای برقراری ارتباط، لذت بردن، معاشرت با افراد جدید و آشنا شدن با ایده‌های نو، یک ساعت را به «ساعت شاد» اختصاص دادم و برای آن یک هشدار یادآور تنظیم کردم.

۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

نتایج

اختصاص یک ساعت به گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی و وب‌گردی (اسکرول کردن) وسوسه را در ساعات دیگر روز از من دور کرد. جایگزین کردن یک عادت بد با یک عادت بهتر، آسان‌تر از آن بود که تمام انرژی‌ام را صرف حذف عادت بد کنم. به طرز عجیبی، استفاده یک‌باره از شبکه‌های اجتماعی، طی تنها یک ساعت، باعث شد کمتر هیجان‌انگیز به نظر برسد و متوجه شدم که طی بیست دقیقه یا نهایتا سی دقیقه، اسکرول کردن (بالا پایین کردن صفحه) تمام می‌شود و تنها چیزی که باقی می‌ماند خواندن انبوهی از متن‌های از پیش ذخیره شده یا نظر دادن است. در جواب دادن به تمام درخواست‌هایی که از من می‌شد، کارآمدتر عمل می‌کردم و به جای آنکه مکالماتم را به صورت قطره‌چکانی در طول روز پخش کنم، برای هر فعالیت یا درخواست مهمی صفحه جدیدی در مرورگر باز می‌کردم و به سرعت و دقت بین آن‌ها جابه‌جا می‌شدم.

در این آزمایش، تولید محتوای من به شدت کم شد. در عوض، با یک فایل اورنوت (Evernote) قابل دسترس برای آپدیت وضعیت (استاتوس) در شبکه‌های اجتماعی، برای به اشتراک‌گذاری چیز‌هایی که می‌خواستم، برنامه‌ریزی می‌کردم. تاخیر ۱۲ ساعته بین نوشتن و منتشر کردن مطالب فرصت خوبی در اختیارم گذاشت تا اندکی درنگ کنم که آیا به اشتراک گذاشتن آنی مطالب واقعا لازم است یا نه.

مهم‌ترین نکته‌هایی که از این آزمایش دریافتم این بود که:

  • استفاده پیوسته، هرچند کوتاه از شبکه‌های اجتماعی در طول روز انرژی و تمرکزم را برای نوشتن و سایر کار‌ها کم می‌کند.
  • به اشتراک گذاشتن وضعیت (استاتوس) لذتبخش است و هر بار که این کار را انجام می‌دهم، از واکنش دیگران احساس رضایت می‌کنم. با وجود این، هر پست جدید، هرچند کوچک، انرژی و وقت زیادی را می‌طلبد.

آزمایش چهارم؛ ۲۴ ساعت برای شکستن چرخه

یکی از روش‌های مورد علاقه‌ام برای باز تنظیم مغز، سپری کردن یک روز کامل در آخر هفته، بدون تلفن یا لپ‌تاپ است. زمانی که ورزش‌های سه‌گانه (شنا، دوچرخه‌سواری و دویدن) و شنا در فضای باز را آموزش می‌دادم، شنبه‌ها را اکثرا خارج از خانه سپری می‌کردم. در زمان دوچرخه‌سواری یا شنا، پرسه زدن در وب تقریبا دشوار بود؛ بنابراین از برنامه Freedom و یک شبکه توری وایرلس (شبکه‌ای که به صورت یک مسیریاب مستقل عمل می‌کند) استفاده می‌کردم تا از جمعه غروب تا شنبه ساعت سه بعد از ظهر اینترنت تمامی دستگاه‌ها را مسدود کنم.

۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

نتایج

انجام دادن کاری مثل پیاده‌روی، رفتن به ساحل، معاشرت با دوستان به شدت کمک‌کننده است. سخت‌ترین بخش، ترک خانه بدون همراه داشتن موبایل بود و در واقع، اینجاست که رهایی آغاز می‌شود. بهترین راه برای مسدود کردن اینترنت این است که به صورت فیزیکی وسیله‌های دسترسی به نت را در جایی دیگر گذاشت. در روز‌هایی که خانه می‌مانم، برنامه Freedom را از آخر هفته تا ساعت سه بعد از ظهر شنبه روی «بدون شبکه‌های اجتماعی یا ایمیل» تنظیم می‌کنم. صبح‌ها ممکن است با تنبلی و کندی پیش برود، اما من دکتر نیستم، کارمند اورژانس هم نیستم و می‌توانم بدون آنکه از ساعت شش صبح شنبه، ایمیل چک کنم هم ادامه بدهم. وقتی که ساعت یک ظهر می‌شود معمولا آنقدر درگیر کار دیگری شده‌ام که اصلا توجه نمی‌کنم.

متوجه شدم که باید در مورد این آزمایش منعطف باشم. در روز‌هایی که سررسید ارائه مقالاتم نزدیک است یا می‌خواهم چند ساعتی هم در طول آخر هفته کار کنم، پارامتر‌هایی را تعیین می‌کنم که چقدر و چه زمانی به شبکه‌های اجتماعی وارد شوم تا کار قابل توجهی را انجام بدهم. امروزه، حتی با وجود بچه‌ها (و بدون ورزش‌های سه‌گانه) هنوز تاثیر شنبه‌های بدون اینترنت را در بر هم زدن الگوی وابستگی‌ام حس می‌کنم. یک روز بدون اینترنت راه بسیار مناسبی است که در صورتی که شاهد کاهش بهره‌وری خود هستید، الگویی جدید برای کار‌ها تنظیم کنید (همان‌طور که من تنظیم کردم).

تمرکز بر فعالیت‌های مثبت

به طور کلی، اولین آزمایش‌های من مبتنی بر کنترل و حذف بود. با وجود این، گاهی اوقات به جای تاکید بر محدود کردن و قدرت اراده، استراتژی بهتر تمرکز بر چیزی است که میزان بیشتری از آن لازم است؛ مطالعه بیشتر، زمان گذاشتن بیشتر با خانواده بدون استفاده از اینترنت و فضایی برای فکر کردن. یکی از دلایلی که رژیم‌های غذایی خیلی خوب عمل نمی‌کنند این است که تمرکز بیشتر بر محدودیت‌ها و نبایدهاست، نه باید‌ها و توصیه شده‌ها. در واقع، به جای دوری کردن، بر اضافه کردن کارا‌های ضروری تمرکز کنید. آزمایش‌های بعدی‌ام، از قدرت اضافه کردن آگاهم کرد که برنامه‌ریزی برای سپری کردن زمان، صرفا در کنار جامعه یا گذراندن شنبه‌ای بیرون از خانه بود.

۴ راهکار برای ترک اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

حالا من تقریبا هر روز از Freedom برای مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی و اخبار صبحگاهی استفاده می‌کنم. فیس بوک و ایمیل را از تلفن خود پاک کرده و آن‌ها را از ساعت چهار تا پنج عصر به صورت دستی دوباره نصب و سپس دوباره پاک می‌کنم (بله، هر روز!). وقفه‌های منظم ۲۴ ساعته دارم و میزان استفاده‌ام را با رسکیو تایم ردیابی می‌کنم تا وقتی که ۴۵ دقیقه زمان «حواس‌پرتی» را رد کنم، به من هشدار دهد.

بسیاری از ما می‌خواهیم اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی را پایان دهیم، اما تکه مهمی از این پازل گم شده است. ما به دنبال چیزی هستیم که می‌خواهیم و فکر می‌کنیم که شبکه‌های اجتماعی پاسخی سریع به آن می‌دهند. این آزمایش‌ها به من نشان داد که اساس این تمایل به کاربرد اجتماعی اینترنت، ارتباط عمیق با دوستان، دسترسی به ایده‌ها و اطلاعات جدید و استراحت کردن بعد از یک روز سخت است. هر یک از این تمایلات می‌تواند با چیزی غیر از شبکه‌های اجتماعی و به طور موثرتری ارضا شود. مانند بسیاری از ابزارها، این ابزار نیز تماما خوب یا تماما بد نیست.

من آزمایشاتم را در آینده ادامه می‌دهم به ویژه حالا که گوشی‌های هوشمند قابلیت «زمان استفاده از دستگاه» را اضافه کرده است. در دسترس بودن این برنامه‌ها، لزوما به این معنا نیست که رفتار‌های فعلی و پیش‌فرض ما بهترین راه برای استفاده از آن‌ها یا رسیدن به خواسته‌مان است. با محدود کردن استفاده از سایت‌های اجتماعی، الگویی را ایجاد کردم که به من اجازه می‌داد که با دوستان بیشتری در ارتباط باشم، بیشتر کتاب بخوانم و تمرکزم را در کاری که اهمیت داشت، بالا ببرم.

کدام مهمتر است – سئو یا شبکه های اجتماعی؟ – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


در NEX1 ، اغلب از ما سؤال می شود که آیا بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یا رسانه اجتماعی بهترین روش برای بهبود حضور دیجیتالی مشتری است. پاسخ ساده نیست ، اما در بسیاری از موارد ، توصیه می کنیم مشتریان ما هر دو اهداف را در مراحل بسیار متفاوت سفر خریدار انجام دهند. در این مقاله ، ما شایستگی های هر دو فعالیت را ارزیابی خواهیم کرد و امیدواریم که اگر در جستجوی SEO یا بازاریابی رسانه های اجتماعی برای تجارت خود هستید ، به شما کمک کند.

بسیاری از افراد در حال سؤال هستند که آیا رسانه اجتماعی SEO جدید است یا خیر. مشاغل می خواهند بدانند کدام وسیله بهتر است شما را به صورت آنلاین متوجه شوید زیرا می خواهند بدانند که باید منابع خود را از کجا سرمایه گذاری کنند.

بنابراین ، کدام گزینه بازاریابی دیجیتال به بهترین وجه کار می کند؟

حقیقت این است ، اگر می خواهید یک حضور آنلاین قدرتمند ، به هردو نیاز دارید. اما بیایید هر گزینه بازاریابی دیجیتال را با جزئیات بیشتری ارزیابی کنیم.
بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی به استفاده از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی به عنوان راهی برای تبلیغ وب سایت ، محصولات و خدمات شما اشاره دارد. همه ما می دانیم که سیستم عامل های رسانه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی شخصی و شخصی ما بازی می کنند ، اما آنها همچنین یک ابزار فروش قدرتمند برای بازاریابان هستند.

روند بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل ایجاد شهرت برند شما در شبکه های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، با ایجاد گروهی از پیروان علاقمند به تجارت شما و آنچه به عنوان یک برند پیشنهاد می کنید ، می شوند. برای اطمینان از حضور موفق در رسانه های اجتماعی ، باید بازار هدف خود را شناسایی کرده و از طریق مبارزات مناسب ، استراتژیک و رسانه های اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنید. در اصل ، شما باید اطمینان حاصل کنید که مطالبی که ارسال می کنید برای مخاطبان رسانه اجتماعی شما مرتبط ، مفید و جالب است. پست های جالب ، مفید و اشتراکی باعث ایجاد جامعه درگیر – ادامه مکالمه با مشتریان بالقوه می شود.

 

SEO or Social Media

بازاریابی شبکه های اجتماعی چقدر قدرتمند است؟

هنگامی که بازاریابان برای اولین بار استفاده از رسانه های اجتماعی را برای تلاش های بازاریابی خود شروع کردند ، شبهاتی در مورد چگونگی کارآمد شدن بستر اجتماعی برای فروش وجود داشت. با این حال ، با تکامل رسانه های اجتماعی ، این تردیدها به سرعت از بین رفت.

در سال ۲۰۱۹ ، یک مطالعه ODM Group نشان داد که ۷۴٪ از مصرف کنندگان برای تصمیمات خرید خود به رسانه های اجتماعی اعتماد می کنند. و مطالعات اخیر همچنین نشان داده اند که مشتریانی که با یک مارک در رسانه های اجتماعی درگیر هستند ، احتمالاً از آن تجارت خاص خرید می کنند.
مزایای رسانه های اجتماعی

در ۲ دهه گذشته رسانه های اجتماعی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده اند. برای مشاغل ، رسانه های اجتماعی راهی را برای شخصی سازی پیام برند شما و هدف قرار دادن آن در مخاطب مناسب ، در زمان مناسب ارائه می دهند. طبق گفته We Are Social ، ۳٫۴ میلیارد نفر در سراسر جهان در سکوهای رسانه های اجتماعی فعال هستند و این تعداد همچنان در حال رشد است. با میلیاردها نفر که به طور فعال در سیستم عامل های اجتماعی مشغول فعالیت هستند ، ضروری است که نام تجاری شما نیز در آنجا حضور داشته باشد ،
هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

خدمات مشتری و ارتباط سریع:

مشتریان و مشتریان بالقوه شما می توانند به لطف رسانه های اجتماعی بلافاصله با نماینده خدمات مشتری خود تماس بگیرند. از طریق سیستم عامل های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، شما همچنین می توانید بررسی هایی را دریافت کنید ، و درک کنید که تجارت شما به درستی انجام می دهد و چه چیزی باید اصلاح شود.

با اجرای یک استراتژی قوی برای ارتباطات در رسانه های اجتماعی ، مشتریان و مشتریان بالقوه خود را با نام تجاری شما احساس نزدیکی خواهند کرد و به این اطمینان دارند که شما به بهترین دلایل آنها علاقه دارید این روشی است برای یادگیری در مورد مشتریان ، درک آنچه می خواهند ، نارضایتی و قدردانی از آنها – و استفاده از این اطلاعات برای بهبود شغل خود به عنوان یک کل.

آگاهی از برند:

با داشتن حضور قدرتمند در رسانه های اجتماعی ، تجارت شما این فرصت را دارد که به تعداد قابل توجهی از مشتریان بالقوه جدید برسد. برای ایجاد یک حضور پررنگ ، باید به داستان برند خود بگویید ، محتوای خود را مداوم و مفید نگه دارید و با مخاطبان خود درگیر شوید. رسانه های اجتماعی پایه ای محکم را برای کمک به ساخت نام تجاری شما و حفظ ذهن شما ارائه می دهند.

افزایش ترافیک وب سایت:

رسانه های اجتماعی فرصتی برای گسترش ترافیک ورودی به وب سایت شما ارائه می دهند. هر یک از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی شما می توانند مسیری بالقوه به وب سایت شما باشند و هر پست فرصتی را برای پیوند مخاطبان خود به صفحات وب شما ارائه می دهد. این بازدیدها است که می تواند منجر به منجر و در نهایت فروش شود. و هرچه میزان ترافیک وب سایت شما بیشتر شود ، رتبه شما در Google بیشتر می شود.

تولید سرپ:

رسانه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تولید سرپ است و به شما کمک می کند تا مشتریان بالقوه خود را از طریق فرآیند خرید هدایت کنید. با استفاده از تاکتیکهای ارگانیک و همچنین تبلیغات تبلیغاتی با هزینه از طریق رسانه های اجتماعی ، دسترسی خود را گسترش داده و منجر به جذب بیشتری خواهید شد.

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو ، که به آن SEO نیز گفته می شود ، فرایند بهینه سازی وب سایت و صفحات وب موتورهای جستجو است. این در مورد افزایش کیفیت و کمیت ترافیک وب سایت با افزایش استراتژیک دید سایت شما در نتایج موتورهای جستجو است. موتورهای جستجو در مورد رتبه بندی وب سایت ها و قرار دادن آنها در موقعیت های برتر در نتایج جستجو ، تعدادی قانون دارند و فرآیندهای مربوط به SEO در مورد پیروی از آن قوانین است.

سئو چقدر قدرتمند است؟

SEO ابزاری فوق العاده قدرتمند برای بازاریابی و تولید سرب است. اگر مراجعین احتمالی شما نمی توانند وب سایت شما را پیدا کنند ، پس مقصود شما چیست؟ SEO اطمینان حاصل می کند که وب سایت شما پیدا شده است. SEO با اجرای صحیح ، رتبه بندی موتورهای جستجو را بهبود می بخشد و در نتیجه ترافیک هدفمندتر و واجد شرایط تری به وب سایت شما خواهد رسید و به همین دلیل فروش شما افزایش می یابد.

مزایای سئو

در دنیای دیجیتال امروز ، فرصت آگاهی از برند و ارزش ویژه برند بسیار زیاد است. عصر آنلاین روشهای زیادی برای دستیابی به این اهداف فراهم کرده است. و SEO یکی از موثرترین استراتژی ها برای کمک به شما در دستیابی به این اهداف سازمانی است.

در مورد داشتن سئو برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

ترافیک وب سایت با کیفیت:

یکی از بزرگترین مزایای سئو این است که بخشی از یک استراتژی بازاریابی ورودی است. این بدان معناست که شما باعث می شود مخاطبان خود را آسان تر پیدا کنند وقتی که به دنبال اطلاعات مربوط به مشاغل خود هستند ، برخلاف بازاریابی برون مرزی که شامل دستیابی به مصرف کنندگان شما باشد که آیا می خواهند از شما بشنوند یا نه.

از آنجا که SEO وقتی به جستجوی محصول یا خدمات شما می پردازد به مصرف کننده می رسد ، شما منجر به مهارت های بیشتری برای تجارت خود می شوید. در حقیقت ، طبق گفته HubSpot ، ۵۹٪ از بازاریابان گزارش داده اند که بازاریابی داخلی از بالاترین کیفیت منجر به تمام تلاش بازاریابی آنها می شود.

اعتماد به نفس و اعتماد مصرف کننده برند:

با رتبه بندی مقام اول ، دوم یا سوم در نتایج جستجوی گوگل ، کاربران بلافاصله فرض می کنند که شما یک بازیکن برتر در صنعت خود هستید. این همچنین به آنها نشان می دهد که شما یک تجارت مشهور و قابل اعتماد هستید زیرا بسیاری از کاربران دیگر به وب سایت شما نیز دسترسی پیدا کرده اند. با ایجاد جایگاه خود در رده های گوگل ، هنگامی که مصرف کننده در مورد صنعت شما فکر می کند ، مارک شما رشد می کند و مورد توجه شما قرار می گیرد.

سرمایه گذاری بلند مدت:

رتبه بندی شما در Google براساس آنچه الگوریتم تعیین می کند ، بهترین نتیجه برای جستجوی کاربر است. و به محض ایجاد یک وب سایت بهینه ، برای ماه ها و سالهای بعدی ترافیک سایت خود را جذب خواهید کرد. البته بهینه سازی وب سایت شما با محتوای با کیفیت و سئو فنی به زمان و منابع نیاز دارد ، اما این سرمایه گذاری اولیه نتایج طولانی مدت را به همراه دارد. این یک مزیت مهم است ، زیرا تبلیغات پولی در Google مانند PPC ، هر بار که کاربر روی وب سایت شما کلیک کند ، هزینه ای را شامل می شود.

آیا SEO توسط شبکه های اجتماعی جایگزین شده است؟

رسانه های اجتماعی نمی توانند جایگزین سئو شوند زیرا SEO هنوز در مورد بهینه سازی وب سایت و محتوای وب سایت شما برای موتورهای جستجو است و SEO به شما کمک می کند در دراز مدت رتبه بندی کنید. علی رغم افزایش اهمیت رسانه های اجتماعی ، هر زمان که نیاز فوری به یک محصول یا خدمات داشته باشد یا در جریان تحقیق و تأمین کننده تأمین کننده بعدی خود باشد ، مشتری متوسط ​​همچنان همیشه به موتور جستجوگرهایی مانند Google مراجعه خواهد کرد. بنابراین مهم است که کسب و کار شما در همان لحظه قابل رویت باشد که مشتری بالقوه در جستجوی شغلی مانند مال شما باشد.

با این حال ، رسانه های اجتماعی تأثیر مستقیمی بر سئو شما دارند.

آنچه در رسانه های اجتماعی محبوب است ، در موتورهای جستجو نیز رایج خواهد بود ، اما این قاعده نیست و همیشه اینگونه نیست. سیگنال های اجتماعی به تنهایی نمی توانند کاملاً بر رتبه موتورهای جستجوگر شما تأثیر بگذارند. گوگل بیرون آمده و گفته است که در الگوریتم های خود از سیگنال های اجتماعی استفاده نمی شود. با این حال ، بسیاری از مطالعات نشان داده اند که صفحاتی که در رسانه های اجتماعی عملکرد خوبی دارند ، در Google رتبه بالاتری دارند.

اما اگر سیگنال های اجتماعی و محبوبیت رسانه های اجتماعی بر رتبه بندی تأثیر نمی گذارد ، چرا رسانه های اجتماعی مهم هستند و چرا موتورهای جستجو پست های رسانه های اجتماعی محبوب را در نتایج خود نمایش می دهند؟

پاسخ را می توان در دو نکته خلاصه کرد:

کسب و کار شما به حضور در رسانه های اجتماعی احتیاج دارد زیرا منبع دیگری از ترافیک را به وب سایت شما ارائه می دهد و یک ابزار فروش قدرتمند است.

اشتراک اجتماعی مهم است زیرا به این معنی است که افراد بیشتری محتوای شما را مشاهده می کنند و این باعث افزایش شانس افزایش سئو شما می شود.

رسانه های اجتماعی و سئو با هم کار می کنند و رسانه های اجتماعی به طور غیر مستقیم به تلاش SEO شما کمک می کنند زیرا این امر باعث می شود ترافیک بیشتری به وب سایت شما هدایت شود. و هرچه میزان ترافیک بیشتری کسب کنید ، در Google رتبه بالاتری خواهید داشت.
در نتیجه:

کمپین بازاریابی دیجیتال شما باید شامل رسانه های اجتماعی و SEO باشد. این در مورد استفاده از یک یا دیگری نیست زیرا هر دو می توانند به کسب و کار شما کمک کنند تا ترافیک بیشتری کسب کند و در نهایت به شما در فروش بیشتر کمک کند.

با اجرای یک استراتژی سئو قوی ، شما اطمینان حاصل می کنید که محتوای شما توسط موتورهای جستجو خوانده می شود ، در حالی که رسانه های اجتماعی به شما کمک می کنند تا محتوای شما را با سرعت بیشتری به افراد بیشتری برساند. و هرچه افراد تعداد بیشتری صفحه را مشاهده کنند ، شانس بیشتری برای به دست آوردن او در اختیار داشتن موتور موتور جستجو می رود.



Source link

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟


روزنامه همشهری – یکتا فراهانی: معلمی را درنظر بگیرید که بین شاگردانش استثناء قائل می‌شود. ممکن است به راحتی از خطای دانش‌آموز محبوبش بگذرد؛ درحالی‌که اگر همان خطا از دانش‌آموز دیگری سر بزند واکنش تندی نشان دهد یا برعکس؛ همچنین پیشرفت دانش‌آموزی را که به او علاقه ندارد نادیده بگیرد، درصورتی که برای کوچک‌ترین پیشرفت دانش‌آموز محبوبش پاداش درنظر بگیرد.

تأثیر ادراک‌های گزینشی در موقعیت‌های مختلفی در زندگی نمود پیدا می‌کند. اغلب ما از قبل دانسته‌هایی در ذهن‌مان داریم که تحت‌تأثیر آن‌ها تصمیم می‌گیریم؛ مثلا اگر عقیده خاصی داشته باشیم همیشه تحت‌تأثیر آن باقی می‌مانیم، اگر میوه یا غذای خاصی را دوست داریم همیشه همان‌ها را انتخاب می‌کنیم و کمتر به‌خودمان اجازه می‌دهیم به استقبال چیز‌های جدید برویم و دنیا را از زاویه دیگری نگاه کنیم، غافل از اینکه اینگونه ادراک‌های گزینشی می‌تواند باعث از بین‌رفتن فرصت‌های زیادی شود و در روند تصمیم‌گیری‌های ما اخلال وارد کند.

بنابراین باید مراقب باشیم تحت‌تأثیر عقاید از پیش تعیین‌شده خود نباشیم و بتوانیم به‌موقع از آن‌ها رها شویم، در این باره با دکتر محمد مهدی لبیبی- جامعه‌شناس و استاد دانشگاه- گفتگو کرده‌ایم.

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟

فراگیری نقش‌ها

اگر بخواهیم از دیدگاه جامعه‌شناسی به سوگیری‌های ذهن نگاه کنیم باید توجه داشته باشیم هر کودکی با توجه به محیطی که متولد می‌شود، در آن رشد می‌کند و تربیت می‌شود. از همان لحظه تولد، فرایندی در او شکل می‌گیرد که اصطلاحا به آن «اجتماعی شدن socialization» گفته می‌شود؛ یعنی کودک به‌تدریج یاد می‌گیرد چه چیز‌هایی خوب و چه چیز‌هایی بد است؛ در واقع با هنجار‌های اجتماعی آشنا می‌شود.

کودکان خیلی زود یاد می‌گیرند در مقابل پدر و مادرشان، هنگام بازی یا با هم‌سن و سالانشان چطور رفتار کنند. به مرور متوجه مسائل مهم‌تر می‌شوند و یاد می‌گیرند چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کرده و در هر مکان و زمانی چطور باید رفتار کنند. این بخش شامل فراگیری نقش‌هاست؛ آدم‌ها می‌آموزند چطور نقش‌های مختلف را بازی کنند و رفتار‌های هنجار را از ناهنجار تشخیص دهند.

اگر کسی بخواهد خلاف این هنجار‌ها رفتار کند از جامعه طرد می‌شود و نرمال به‌نظر نمی‌رسد، چون نتوانسته چنین چیز‌هایی را بپذیرد و فرق رفتار‌های جمعی و شخصی را تشخیص دهد. دیده‌شدن توسط دیگران باعث تغییر رفتار بسیاری از ما خواهد شد و اغلب آزادی عمل زمان تنهایی را نخواهیم داشت. مثلا شاید ما در تنهایی رفتار‌های بسیار متفاوتی با اوقاتی داشته باشیم که در میان جمع قرار داریم. این فرایند از ابتدای کودکی در وجود ما شکل می‌گیرد و در بعضی افراد کاملا نهادینه می‌شود، اما بعضی‌ها نمی‌توانند کاملا آن را بپذیرند یعنی قبول نمی‌کنند و نمی‌توانند بعضی چیز‌ها را بپذیرند.

فرهنگ‌پذیری

در ادامه جامعه‌پذیری فرایندی به نام فرهنگ‌پذیری داریم که در واقع باور‌ها و عقاید و ارزش‌هایی را که در جامعه وجود دارد درون فرد نهادینه می‌کند تا او یاد بگیرد توجه به ارزش‌های اجتماعی مهم است؛ مثلا احترام گذاشتن به پدر و مادر و بزرگ‌تر‌ها که موضوع بسیار مهمی است. البته کسی برای رعایت‌نکردن بعضی قوانین و اصول اخلاقی جریمه نمی‌شود، ولی احترام به دیگران و حفظ روابط مسالمت‌آمیز باعث می‌شود افراد خودشان زندگی اجتماعی بهتری داشته باشند.

حفظ اینگونه ارزش‌ها بر رفتار فرد کاملا تأثیر می‌گذارد. وقتی هنجار‌ها و ارزش‌های اجتماعی درونی شوند ویژگی‌های مثبت هم بیشتر می‌شوند. در این میان توجه به این نکته ظریف بسیار مهم است که فرایند فرهنگ‌پذیری هر جامعه‌ای با جوامع دیگر متفاوت است؛ بنابراین فردی که در ایران بزرگ می‌شود با ارزش‌های منطبق با جامعه ایرانی بزرگ می‌شود، اما فردی که مثلا در کشور‌های اروپایی بزرگ می‌شود با توجه به همان ارزش‌ها رشد می‌کند و طبیعی است که این افراد رفتار‌های متفاوتی هم داشته باشند.

البته فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری، امری جهانی است؛ یعنی یک اتفاق در همه جوامع می‌افتد و افراد در هر جامعه‌ای متناسب با شرایط جامعه خود بارمی‌آیند. همین موضوعات روی همه رفتارها، برخورد‌ها و حتی نوع پوشش افراد هم تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین هنگام بزرگسالی تفاوت‌های فرهنگی باعث اختلافات زیادی می‌شود.

خرده‌فرهنگ‌ها

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟

هر فردی در یک جامعه واحد تحت‌تأثیر خرده‌فرهنگ‌ها هم قرار دارد؛ مثلا در ایران، فرهنگ شهر‌های مختلف با هم تفاوت‌های زیادی دارد؛ در واقع با وجود اشتراکات کلی، اختلافاتی هم وجود دارد. آداب و رسوم متفاوت باعث بروز اختلافاتی هم خواهند شد.

بسیاری از نظریات جامعه‌شناسی بر این امر واقفند که فرایندی به نام جهانی‌شدن در دنیا وجود دارد و باعث می‌شود ارزش‌ها و هنجار‌ها به مرور زمان و در سطح دنیا به هم نزدیک شوند؛ یعنی کم و بیش بعضی فرهنگ‌ها را بیشتر به هم نزدیک می‌کند، حال آنکه بعضی‌ها به چنین نزدیکی‌ای عقیده ندارند، چون فکر می‌کنند در این صورت تفاوت قومیتی برای افراد باقی نمی‌ماند.

قوم مداری

Ethnocentrism یا قوم‌مداری به این معناست که همه ما ارزش‌های خودمان را بالاتر و بهتر از دیگران می‌دانیم، چون کشور و تمدن خودمان را دوست داریم. این موضوع حتی شامل شهر‌های مختلف هم می‌شود؛ یعنی مردم هر شهر تعلق‌خاطر خاصی به شهر خود دارند و حتی بیشتر به آن علاقه‌مندند. در واقع هر کس در مورد شهر و کشور خود همین گونه فکر می‌کند و این برتری در ذهن همه ما وجود دارد و نمی‌توانیم هم این فکر را از خود دور کنیم.

البته می‌توانیم به دیگران احترام بگذاریم، ولی حس درونی خودمان این است که ارزش‌های ما فراتر از آنهاست و سوگیری نیز از همین جا شکل می‌گیرد. سوگیری برتر‌دانستن هویت خودمان است؛ هویتی که از جامعه گرفته‌ایم که طبیعی هم هست، ولی اگر در حد افراطی باشد تبدیل به تعصب و تبعیض می‌شود که بسیار خطرناک است و نباید بگذاریم به چنین مرحله‌ای برسیم.

ادراک گزینشی

ادراک گزینشی نوعی سوگیری شناختی است که ذهن، هر آنچه را درست می‌پندارد دریافت می‌کند و هر چه را مخالف بداند نادیده می‌گیرد. در این فرایند فرد اطلاعات را گزینشی دریافت می‌کند و در واقع هر چه را آنطور که دوست دارد می‌بیند؛ نه آنگونه که واقعا هست. ادراک گزینشی می‌تواند باعث از دست‌رفتن فرصت‌های زیادی شود و حتی در روند تصمیم‌گیری‌های ما اخلال ایجادکند؛ بنابراین باید در مسائل مهم مراقب بود تحت‌تأثیر ادراک‌گزینشی قرار نگیریم.

در طول تاریخ هم شاهد برتردانستن گروه، نژاد یا قومی بر دیگری بوده‌ایم که گاهی مشکلات بسیار زیادی به همراه داشته است. البته از منظر روانشناسی به جای توجه به جامعه می‌توان به‌خود فرد توجه کرد تا ببینیم چه ویژگی‌هایی در اشخاص باعث می‌شود دچار سوگیری‌های خاصی شوند.

تأثیر وراثت

سوگیری چیست و چه تأثیری در زندگی اجتماعی ما دارد؟

طبیعی است فردی که دچار سوگیری‌های خاصی است با واردشدن در اجتماع هم به‌صورت گزینشی عمل کند، چون یادگرفته بعضی چیز‌ها خوب هستند و بعضی چیز‌ها بد. همین آموزه‌ها مبنای قضاوت فرد قرار می‌گیرد و دیگران را هم براساس آنچه در ذهنش می‌گذرد قضاوت و رابطه‌اش را با آن‌ها تنظیم می‌کند. به این ترتیب فرد شناختی که از اطراف و اشخاص پیدا می‌کند برهمین مبنا شکل می‌گیرد.

البته این یک طرف ماجراست و طرف دیگر به ژن‌ها و طبیعت شخص مربوط می‌شود. می‌توان گفت بعضی خصلت‌ها در افراد به ژن آن‌ها بر می‌گردد؛ یعنی صرف‌نظر از اینکه فرد در کجا به دنیا آمده و کجا زندگی کرده ویژگی‌های ژنتیک بر او تأثیر‌گذار است که نمی‌توان هم آن‌ها را تغییر داد؛ مثلا کسی که از کودکی خوش‌اخلاق یا بر عکس بد‌اخلاق است همیشه همان‌گونه باقی می‌ماند.

در واقع افراد با توجه به‌خصوصیات ژنتیکی که دارند رفتار‌های متفاوتی هم خواهند داشت؛ هر چند تأثیرات جامعه‌پذیری یکسانی هم داشته باشند و حتی در یک خانواده بزرگ شده باشند. چون ما همان‌گونه که بسیاری از خصوصیات جسمانی‌مان را از والدین‌مان دریافت می‌کنیم، خصلت‌های رفتاری‌مان را هم از پدر و مادرمان به ارث می‌بریم. البته شناخت ما هم از محیط اطرافمان براساس علایق‌مان صورت می‌گیرد.

تأثیر خواسته‌ها و علایق

سوگیری‌های شناختی تا حدود زیادی به عشق و محبت و علاقه افراد مربوط می‌شود؛ در واقع اینکه ما چه چیز‌هایی را دوست داریم یا به چه چیز‌های علاقه نداریم بر رفتار‌ها و تصمیمات ما تأثیر‌گذار خواهد بود. گاهی حتی به‌طور ناخودآگاه و بدون هیچ پیشینه ذهنی از کسی خوشمان می‌آید یا برعکس نمی‌توانیم تحملش کنیم. گاهی هم اقرار می‌کنیم که به‌اصطلاح فردی به دلمان نچسبیده؛ درصورتی که دلیل خاصی هم برای آن سراغ نداریم.

برعکس در ابتدای آشنایی با فردی به‌نظرمان می‌آید سال‌هاست او را می‌شناسیم. در این میان پارامتر‌های مختلفی دخالت دارند؛ حتی اگر خودمان هم متوجه دلیل واقعی آن نشویم دچار سوگیری‌های شناختی می‌شویم و براساس آموزه‌های درونی خودمان دست به انتخاب می‌زنیم. سوگیری‌های ما بسیاری اوقات براساس عشق و علاقه و محبتی است که به دیگران داریم. حاصل تمام این رفتار‌ها باعث می‌شود رفتار‌های ما براساس گزینش‌هایمان صورت بگیرد.

بر این اساس شاید نتوان آدم‌ها را به‌خاطر رفتارهایشان مقصر دانست، چون هر یک تحت‌تأثیر عوامل گوناگونی دست به رفتار‌های خاص خودشان می‌زنند، ولی به‌تدریج ما باید با آگاهی و با استفاده از مهارت‌های اجتماعی کمتر تحت‌تأثیر رفتار‌های گزینشی و از پیش‌تعیین شده ذهن خود واقع شویم.

توجه به ارزش‌های اجتماعی

در ادامه جامعه‌پذیری فرایندی به نام فرهنگ‌پذیری داریم که در واقع باور‌ها و عقاید و ارزش‌هایی را که در جامعه وجود دارد درون فرد نهادینه می‌کند تا او یاد بگیرد توجه به ارزش‌های اجتماعی مهم است؛ مثلا احترام گذاشتن به پدر و مادر و بزرگ‌تر‌ها که موضوع بسیار مهمی است. البته کسی برای رعایت‌نکردن بعضی قوانین و اصول اخلاقی جریمه نمی‌شود، ولی احترام به دیگران و حفظ روابط مسالمت‌آمیز باعث می‌شود افراد خودشان زندگی اجتماعی بهتری داشته باشند

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم


مجله دیجی‌کالا – تارا قهرمانی: رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان به آن‌ها اجازه می‌دهد ارتباط لذت‌بخش‌تری با هم‌سن‌وسالان خود داشته باشند. اما مزایای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان بیش از این است.

بچه‌هایی که مهارت اجتماعی بیشتری دارند احتمال موفقیت بیشتری هم در جامعه دارند. برای مثال، در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد به این نتیجه رسیدند که مهارت‌های بالا در روابط اجتماعی می‌تواند استرس بچه‌هایی که در مهد کودک می‌مانند را کاهش دهد.

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

اهمیت آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان

دور بودن از خانواده باعث ایجاد استرس در بچه‌ها می‌شود و نداشتن مهارت‌های لازم جهت ارتباط برقرار کردن با دیگران، این استرس را تشدید می‌کند. محققین دریافته‌اند که با یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی جدید، میزان هورمون کورتیزول بچه‌ها کاهش پیدا می‌کند.

علاوه بر این، بچه‌هایی که با هم‌سن‌وسالان خود بهتر ارتباط برقرار می‌کنند، راحت‌تر دوست پیدا می‌کنند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد دوستی‌های دوران کودکی برای سلامت ذهن بچه‌ها مفید است. دوستی به بچه‌ها فرصتی برای تمرین مهارت‌های روابط اجتماعی پیشرفته، مانند حل مسأله و مناقشات می‌دهد.

روابط اجتماعی به بچه‌ها کمک می‌کند تا آینده‌ی روشن تری داشته باشند. بر اساس تحقیقات دیگری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، بررسی مهارت‌های روابط اجتماعی و احساسات یک کودک در مهدکودک، احتمالا بهترین راه برای پیش‌بینی موفقیت او در دوران بزرگسالی است.

محققین دانشگاه‌های Penn State و Duke پی بردند، بچه‌هایی که در سن ۵ سالگی مهارت‌های «سهیم شدن»، «گوش کردن»، «همکاری کردن» و «پیروی از قواعد» را بهتر بلد هستند، در بزرگسالی شانس بیشتری برای رفتن به دانشگاه دارند. همچنین احتمال این که آن‌ها در سن ۲۵ سالگی یک شغل تمام‌وقت داشته باشند بیشتر است.

در سوی مقابل شانس درگیر شدن با مشکلاتی مثل اعتیاد، اختلاف در روابط و دعوا‌های حقوقی در بچه‌هایی که مهارت‌های اجتماعی و عاطفی خوبی ندارند، بیشتر است. این بچه‌ها همچنین بیشتر از دیگران به کمک‌های عمومی اتکا می‌کنند.

خوشبختانه، مهارت‌های اجتماعی را می‌توان آموخت. هیچ‌وقت برای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان و این که به بچه‌ها نشان دهیم چطور با افراد دیگر کنار بیایند دیر نیست. پس با خواندن ادامه‌ی این مطلب مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز بچه‌ها را یاد بگیرید تا بتوانید این مهارت‌ها را به آن‌ها یاد بدهید.

۱. سهیم شدن

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

میل به سهیم شدن یک خوراکی یا یک اسباب بازی با دیگر بچه‌ها می‌تواند به آن‌ها در پیدا کردن و نگه داشتن دوست کمک کند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد بچه‌ها از ۲ سالگی می‌توانند تمایلشان به سهیم شدن با دیگران را بروز دهند؛ البته در صورتی که از آن چیز به مقدار زیاد داشته باشند.

البته بچه‌ها در سنین بین ۳ تا ۶ سالگی معمولا در سهیم شدن چیزی که برای آن‌ها هزینه داشته باشد خودخواه هستند. برای مثال کودکی که یک شیرینی داشته باشد معمولا تمایلی برای سهیم شدن آن با دوست خود ندارد؛ چون این کار برای او به این معنی است که شیرینی کمتری برای لذت بردن خواهد داشت. اما ممکن است یک اسباب بازی را که دیگر علاقه‌ای به بازی با آن ندارد به‌راحتی با بچه‌ی دیگری سهیم شود.

اکثر بچه‌ها در حدود سن ۷ یا ۸ سالگی، به عدالت بیشتر اهمیت می‌دهند و تمایل بیشتری برای سهیم شدن با دیگران دارند. تحقیقات نشان داده است که سهیم شدن و احساس رضایت از زندگی با هم در ارتباط هستند.

تحقیقات نشان داده است بچه‌هایی که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند، بیشتر تمایل دارند با دیگران سهیم شوند. همچنین سهیم شدن هم باعث می‌شود که بچه‌ها حس خوبی به خودشان داشته باشند. پس تشویق کردن کودکان به سهیم شدن می‌تواند عاملی کلیدی برای تقویت اعتماد به نفس آن‌ها باشد.

چطور تمرین کنیم

با این که بهتر است بچه‌ها را مجبور به سهیم شدن اسباب بازی‌ها با بچه‌های دیگر نکنید، می‌توانید اشاره کردن به این نکته در زمان‌های مناسب را به یک عادت تبدیل کنید.

وقتی فرزندتان چیزی را با کسی سهیم می‌شود او را تحسین کنید و به او بگویید که دیگران در مورد این کار او چه حسی دارند. می‌توانید از جملاتی شبیه به این استفاده کنید: «تصمیم گرفتی خوراکی خودت را با خواهرت تقسیم کنی؛ مطمئنم با این کار او را خوشحال کردی. کار قشنگی انجام دادی.»


۲. همکاری

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

همکاری به معنی مشارکت در کاری برای رسیدن به یک هدف مشترک است. بچه‌هایی که همکاری می‌کنند، با دیگران خوش‌رفتارتر هستند و همچنین مشارکت و کمک بیشتری می‌کنند. داشتن مهارت همکاری بالا، برای دوام آوردن در جامعه بسیار ضروری است.

کودک شما به همان اندازه که در کلاس درس به مهارت همکاری نیاز دارد، در زمین بازی هم نیازمند آن است. همکاری در بزرگسالی هم بسیار مهم است؛ اکثر محیط‌های کاری به واسطه توانایی افراد در کار با یکدیگر در قالب کار گروهی پیشرفت می‌کنند. همکاری همچنین کلید داشتن روابط عاشقانه‌ی موفق است.

هنگامی که بچه‌ها در نیمه‌ی دوم سه سالگی هستند، می‌توانند برای هدف‌های مشترک با هم‌سن‌وسالان خود شروع به تمرین کنند. همکاری برای کودکان می‌تواند در هر کاری باشد؛ از خانه‌سازی و ساختن یک برج با بلوک تا بازی‌های گروهی دیگر.

برخی از بچه‌ها نقش رهبر گروه را به عهده می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر ترجیح می‌دهند از دستورات پیروی کنند. به هر حال، همکاری فرصت بسیار خوبی برای بچه‌هاست تا در مورد خودشان بیشتر یاد بگیرند.

چطور تمرین کنیم

با بچه‌ها در مورد اهمیت کار گروهی و این که وقتی همه با هم کار کنند چقدر کار‌ها بهتر پیش می‌رود، صحبت کنید. فرصت‌ها و شرایطی ایجاد کنید که همه‌ی خانواده با هم کار کنند. می‌توانید هنگام تهیه‌ی غذا، هریک از اعضای خانواده را مسؤول یک کار کنید، یا هر یک از کار‌های روزمره‌ی خانواده را به عهده‌ی یک نفر بگذارید. در هر حال مهم این است که بر اهمیت کار گروهی تأکید کنید.


۳. گوش دادن

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

گوش کردن فقط به معنی ساکت ماندن نیست؛ بلکه به معنی دریافت کردن کامل چیزی است که فرد مقابل می‌گوید. مهارت شنیدن برای برقرار کردن یک ارتباط مؤثر ضروری است.

هر چه باشد میزان یادگیری کودک در مدرسه به میزان مهارت او در شنیدن حرف‌های معلم بستگی دارد. درک مفاهیم، نوت‌برداری و فکر کردن در مورد کلام معلم، با ورود کودک به مقاطع تحصیلی بالاتر پراهمیت‌تر خواهد شد.

بسیار مهم است که فرزند شما طوری بزرگ شود که بتواند در آینده حرف مدیر، همسر و دوستان خود را درک کند. البته ممکن است یاد گرفتن این مهارت در عصر دستگاه‌های دیجیتال بسیار سخت باشد؛ چرا که اکثر افراد تمایل دارند هنگام مکالمه با دیگران به موبایل خود خیره شوند.

چطور تمرین کنیم

هنگام خواندن کتاب برای بچه‌ها، هر از گاهی مکث و با آن‌ها در مورد آنچه تا کنون خوانده‌اید، صحبت کنید. برای مثال، مکث کنید و بپرسید: «تا اینجای قصه در مورد داستان چه فهمیدی؟» به او در تعریف کردن قسمت‌هایی از داستان که به یاد نمی‌آورد کمک و او را به گوش دادن به ادامه‌ی داستان تشویق کنید. علاوه بر این به فرزند خود اجازه ندهید وسط حرف دیگران بپرد و حرف دیگران را قطع کنند.


۴. پیروی از دستورالعمل‌ها

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

معمولاً بچه‌هایی که در پیروی از دستورالعمل‌ها مشکل دارند، با انواع مختلفی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ازنیاز به انجام دادن دوباره‌ی تکالیف مدرسه گرفته تا به دردسر افتادن به دلیل رفتار نامناسب، پیروی نکردن از دستورالعمل‌ها می‌تواند برای کودک تبدیل به مشکلی بزرگ شود.

چه از فرزند خود بخواهید که اتاقش را تمیز کند و چه تلاش کنید مهارت‌های فوتبال بازی کردن را به او بیاموزید، بسیار مهم است که کودک بتواند از قواعد و دستورالعمل‌ها پیروی کند.

فراموش نکنید قبل از این که از فرزند خود انتظار داشته باشید از اصول و قواعد به‌خوبی پیروی کند، خودتان باید مهارت راهنمایی کردن را داشته باشید.

برای مثال نباید به بچه‌های کوچک در آن واحد بیش از یک کار گفت. به جای این که بگویید «کفش‌هایت را بردار، کتاب‌هایت را جمع کن و دست‌هایت را بشور»، ابتدا صبر کنید تا کفش‌هایش را بردارد و سپس فرمان بعدی را به او بدهید.

اشتباه دیگر این است که درخواستتان را به شکل سؤال مطرح کنید. برای مثال اگر بگویید «لطف می‌کنی همین الان کفش‌هایت را برداری؟»، ممکن است کودک تصور کند می‌تواند به درخواست شما نه بگوید. وقتی فرمانی را به فرزندتان دادید، از او بخواهید آنچه را گفتید تکرار کند. از او بپرسید «حالا باید چه کاری انجام دهی؟» و صبر کنید تا توضیح دهد چه چیزی از شما شنیده است.

طبیعی است کودکان کوچک‌تر گیج شوند، تهاجمی برخورد کنند یا کاری که باید انجام دهند را از یاد ببرند. به هر اشتباه او به چشم فرصتی بنگرید که اجازه می‌دهد کمک کنید مهارت‌هایش را شکل دهد.

چطور تمرین کنیم

هرگاه فرزندتان از فرمان شما پیروی کرد، با استفاده از جملاتی مانند «ممنون که در اولین باری که از تو خواستم تلوزیون را خاموش کردی»، او را تشویق کنید. اگر فرزندتان در پیروی کردن از فرمان‌ها مشکل داشت، به او فرصت دهید پیروی کردن از فرمان‌های ساده‌تری را تمرین کند. برای مثال از درخواست‌های ساده‌ای مانند «لطفا آن کتاب را به من بده» استفاده و بلافاصله او را برای پیروی از این فرمان تشویق کنید.


۵. احترام گذاشتن به فضای شخصی

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

برخی از بچه‌ها از فاصله خیلی نزدیک با دیگران صحبت می‌کنند. برخی دیگر هم بدون توجه به راحتی طرف مقابلشان، از سر و کول او بالا می‌روند. مهم است که به بچه‌ها بیاموزیم چطور باید به فضای شخصی افراد احترام بگذارند.

قواعدی در خانه وضع کنید که بچه‌ها را به احترام گذاشتن به فضای شخصی دیگران تشویق کند. «در زدن هنگامی که در اتاقی بسته است» و «دست نزدن به چیزی که مال ما نیست» می‌تواند نمونه‌های خوبی از این قواعد باشد.

اگر بچه‌ی شما چیز‌ها را از دست دیگران بیرون می‌کشد یا وقتی بی‌تاب می‌شود دیگران را حول می‌دهد، برای این کار او عواقبی تعریف کنید.

در صورتی که فرزند شما از سر و کول افراد ناآشنا بالا می‌رود یا هنگام صحبت بیش از حد به دیگران نزدیک می‌شوند، این لحظات را به چشم فرصتی برای آموزش ببینید. او را به کناری ببرید و سعی کنید برای درک بهتر مفهوم فضای شخصی راهنمایی‌اش کنید.

چطور تمرین کنیم

به فرزندتان یاد بدهید هنگام صحبت به اندازه‌ی یک دست با دیگران فاصله بگیرد. هنگامی که در صف ایستاده است درباره‌ی این صحبت کنید که فاصله‌ی مناسب با فردی که جلوی او قرار دارد چقدر است و باید دست‌هایش را نزدیک به بدن خودش نگه دارد تا برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند. می‌توانید با نقش بازی کردن و شبیه‌سازی سناریو‌های مختلف به او کمک کنید تا اهمیت فضای شخصی را متوجه شود.


۶. ایجاد ارتباط چشمی

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

ارتباط چشمی مناسب بخش مهمی از ارتباط برقرار کردن است. برخی از بچه‌ها هنگام صحبت کردن، از نگاه کردن در چشم طرف مقابل طفره می‌روند.

چه فرزند شما خجالتی است و ترجیح می‌دهد هنگام مکالمه به زمین خیره شود و چه به دلیل این سرش را بالا نمی‌آورد که جذب انجام کار دیگری شده است، باید اهمیت ایجاد ارتباط چشمی را به او یادآور شوید.

اگر فرزند شما برای چشم در چشم شدن با دیگران مشکل دارد، یادآوری‌های سریع را در دستور کار خود قرار دهید. او بپرسید «وقتی کسی با تو صحبت می‌کند به کجا نگاه می‌کنی؟» و یادتان باشد هر وقت هنگام صحبت با کسی به چشمان او نگاه کرد از او تعریف کنید.

چطور تمرین کنیم

حتی می‌توانید به فرزندتان نشان دهید حرف زدن با کسی که به چشمان شما نگاه نمی‌کند چه احساسی دارد. به او بگویید برای شما داستانی تعریف کند و حین داستان به زمین خیره شوید، چشمانتان را ببندید یا به هرجایی به جز او نگاه کنید. سپس، از او بخواهید که داستان دیگری تعریف کند و حین صحبت به چشمان او نگاه کنید. در پایان با او در مورد حسی که در هر دو حالت داشته صحبت کنید.


۷. با ادب بودن

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

درخواست کردن محترمانه، تشکر کردن و رفتار مناسب حین غذا خوردن می‌تواند به بچه‌ی شما در جلب توجه به شکل صحیح کمک کند. معلم‌ها، والدین دیگر و سایر بچه‌ها، به بچه‌ای که رفتار صحیحی دارد احترام می‌گذارند.

البته آموزش ادب و نزاکت می‌تواند گاهی بسیار دشوار باشد. ممکن است رفتار‌های مختلفی از قبیل غذا خوردن با دهان باز تا قدرنشناسی، از همه‌ی بچه‌ها سر بزند.

بسیار مهم است که بچه‌ها بدانند چطور می‌توان با ادب و محترمانه رفتار کرد؛ خصوصا وقتی در منزل اشخاص دیگر یا مدرسه هستند.

چطور تمرین کنیم

الگوی خوبی از ادب و نزاکت برای فرزندان خود باشید. یعنی خوب است به طور مرتب به فرزند خود بگویید «نه، متشکرم» و «بله، لطفاً». هنگام برخورد با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. وقتی فرزندتان رفتار مناسب را فراموش کرد، به او یادآوری و وقتی رفتار مؤدبانه‌ای از او سر زد، تشویقش کنید.

کلام آخر

۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

مهارت‌های اجتماعی چیزی نیست که فرزند شما یا داشته باشد یا نداشته باشد. این مهارت‌ها باید به طور مرتب با رشد کودک پرورش داده شوند. به دنبال لحظات مناسبی برای آموزش باشید تا بتوانید در کسب مهارت‌های بیشتر به او کمک کنید.

برخی از مهارت‌های اجتماعی بسیار پیچیده هستند، مثل درک این که چطور وقتی یک بچه‌ی دیگر به آن‌ها زور می‌گوید، محکم باشند. با مهارت‌های اجتماعی اولیه و ساده شروع کنید و سعی کنید مهارت‌های فرزند خود را به مرور زمان افزایش دهید.

در صورتی که فرزند شما در یادگیری مهارت‌ها بیشتر از کودکان دیگر مشکل داشت، با متخصص اطفال صحبت کنید. ممکن است او برای رسیدن به سطح مناسب تنها به تلاش بیشتر و افزایش سن نیاز داشته باشد، ولی از سوی دیگر رشد نکردن مهارت‌های اجتماعی می‌تواند نشانه‌ی مشکلات دیگری هم باشد.

بچه‌هایی که مشکلات ذهنی مانند اوتیسم یا بیش‌فعالی دارند، ممکن است در روابط اجتماعی ضعیف باشند. یک پزشک مناسب می‌تواند با معاینه کردن فرزند شما تشخیص دهد که او برای کسب مهارت‌های اجتماعی نیاز به درمان دارد یا خیر.

منبع: Very Well Family

بحران‌های اقتصادی و نقش آن‌ها در آشوب‌های اجتماعی


روزنامه سازندگی – مریم جعفرزاده: خاورمیانه بیشتر از هر منطقه‌ای در جهان مستعد بحران‌های اجتماعی است. اقتصاددانان ریشه بحران‌های اجتماعی این منطقه را بیشتر اقتصادی می‌دانند. بهار عربی به جریان قیام مردمی و اعتراضاتی گفته می‌شود که از سال ۲۰۱۰ تعدادی از کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را درنوردید و، چون این جریان کشور‌های عربی را بیش از سایرین تحت تاثیر خود قرار داد، از آن با عنوان “بهار عربی” یاد می‌شود.

بر اثر برخی از این اعتراضات رژیم‌های حاکم در چهار کشور عربی تونس، مصر، لیبی و یمن سرنگون و سه حکومت بحرین، اردن و تا حدی عربستان با مشکلات جدی روبه‌رو شدند؛ حکومت سوریه نیز دستخوش جنگ داخلی شد، اما سایر کشور‌های عربی شرایط آرام‌تری را تجربه کردند.

بانک جهانی در گزارشی که اخیراً منتشر شده، به بررسی دلایل وقوع بهار عربی پرداخته است؛ میان عوامل متعددی که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته‌اند، چهار عامل بیش از بقیه، قوی‌ترین تاثیر را در رضایت از زندگی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا در آستانه بهار عربی داشته‌اند که این عوامل عبارتند از: آزادی محدود، استاندارد‌های زندگی فرسوده، شرایط بازار کار ضعیف و حکمرانی ضعیف. در این گزارش ضمن تشریح پاره‌ای از عواملی که ذکر شد، پاسخ دولت‌ها به اعتراضات مردمی و مهم‌ترین پیامد‌های بهار عربی در کشو‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را بررسی می‌کنیم.

ریشه‌های اعتراض

نابرابری

بهار عربی با مسائلی، چون برابری پا به میدان گذاشت و در صدر توجه عمومی قرار گرفت. این ایده که نابرابری درآمدی با آشفتگی سیاسی در ارتباط است، موضوع جدیدی نیست و به دوران باستان و زمانی که فیلسوفان اجتماعی گمان می‌کردند نابرابری علت اصلی نارضایتی مدنی است، برمی‌گردد. امروز، نابرابری درآمدی بالا، عاملی بد برای وفاق اجتماعی و ثبات سیاسی شناخته می‌شود که می‌تواند به‌نوبه خود روی سرمایه‌گذاری‌ها، رشد پایدار و پیشرفت جامعه بشری تاثیر منفی بگذارد. علاوه بر این، قدرت تحمل نابرابری درآمدی در کشور‌های مختلف و زمان‌های مختلف متغیر است.

شواهد تجربی گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد طبقه متوسط در بسیاری از کشور‌های عربی در حال توسعه تحت فشار قرار گرفته است. این موضوع در مصر و یمن، جایی که پویایی رفاه منفی بوده، بسیار شدیدتر بوده است. در کشور‌های دیگر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رتبه طبقه متوسط رشد داشته ولی در آمد این طبقه یا کاهش داشته یا با نرخی پایین‌تر از درآمد فقرا رشد کرده، یا به اندازه سرعت رشد درآمد قشر مرفه افزایش نیافته است. علاوه بر این، در دوران بهار عربی و به خصوص از پایان دهه ۲۰۰۰ میلادی، اکثر مردم در کشور‌های در حال توسعه خاورمیانه و شمال آفریقا ناامید بودند و نرخ نارضایتی افزایش یافته بود.

سندروم توسعه ناشادکام

ریشه‌های اعتراض

داده‌ها نشان می‌دهد که رضایت از زندگی در بیشتر کشور‌های در حال توسعه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، قبل از آغاز بهار عربی، زیر سطح متوسط کشور‌هایی که در سطوح مشابه توسعه قرار داشتند، بود. همچنین با بررسی عمیق‌تر داده‌ها به این نتیجه می‌رسیم که این سطح پایین رضایت از زندگی در بیشتر کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا، در سال‌های نزدیک به آغاز بهار عربی، به‌طور معناداری افت کرده بود. به‌طور کلی در این منطقه، نابرابری در رفاه به نسبت بالا بود. در واقع سطوح نابرابری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قبل از آغاز بهار عربی، بعد از آمریکای لاتین و جزایر کارائیب در جایگاه دوم (در رده‌بندی مناطق از نظر نابرابری در رفاه) قرار داشت.

این در حالی بود که به لحاظ نابرابری صرف پولی، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا وضعیت چندان بدی نداشت و سطوح نابرابری پولی در این منطقه پایین بود. پدیده کاهش سطوح شادکامی طی زمان گذار از توسعه با سرعت معتدل به توسعه سریع، پارادوکسی را در ذهن ایجاد می‌کند؛ چیزی که آن را پارادوکس توسعه ناشادکام (unhappy development paradox) نامیده‌اند. پارادوکس توسعه ناشادکام، به پارادوکس رشدی که منجر به افزایش سطوح شادکامی نمی‌شود، اشاره دارد. بانک جهانی سندروم توسعه ناشادکام، که یکی از ریشه‌های وقوع بهار عربی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا است، را بازتابی از پایان یافتن عمر قرارداد اجتماعی (social contract) می‌داند.

نابودی قرارداد اجتماعی و نشانه‌های آن

تحلیل‌های بانک جهانی این امکان را فراهم می‌کنند که افزایش نرخ‌های نارضایتی در این کشور‌ها را به تقاضای مردم برای تغییر حکمرانی مرتبط سازیم؛ ارتباطی که به‌ویژه در کشور‌های بهار عربی بسیار قوی بود.

نابرابری در کشور‌های عربی، از طریق نشان دادن این موضوع که عمر قرارداد اجتماعی در این کشور‌ها پایان یافت، حل شد. در واقع در بحث نابرابری در کشور‌های بهار عربی، نابودی قرارداد اجتماعی بود و سطوح نابرابری بالا و در حال افزایش، نقش جرقه را داشت. شایان ذکر است بر اساس گزارش بانک جهانی نابودی قرارداد اجتماعی دلالت‌های منفی برای بسیاری از جنبه‌های زندگی داشت. برخی از نشانه‌هایی که طبق گزارش بانک جهانی حاکی از نابودی قرارداد اجتماعی پیش از بهار عربی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا بودند، عبارتند از:

آزادی محدود و فضای رسانه‌ای بسته؛ نارضایتی مردم از استاندارد‌های زندگی؛ ناخشنودی مردم از نرخ‌های بالای بیکاری، کاهش شغل‌های خوب که به دلیل رشد بخش غیررسمی در بخش خصوصی وجود داشت؛ و نهایتاً نارضایتی مردم از فساد و پارتی‌بازی‌های دولتی که باعث شده بودند فرصت‌های موجود به منظور یافتن شغل برای افراد سختکوش و پرتلاش، دشوار شود.

ارتباط منفی بین خوشبختی و بیکاری ثابت کرده که متأثر از عوامل مختلف مانند کاهش درآمد، هزینه‌های روانی مانند اضطراب روانی، از دست دادن هویت و احترام به خود است. تاثیر مخرب بیکاری در خوشبختی برای افرادی که در بلندمدت بیکار هستند و همچنین افرادی که دارای فرصت‌های شغلی محدود هستند، جدی‌تر می‌شود. عدم رضایت از شرایط بازار کار در کشور‌های توسعه یافته MENA قبل از دوره بهار عربی بسیار زیاد بود. اشتغال در بخش غیررسمی مزایا و امنیت کمتری در سنین بالاتر دارد.

ناسازگاری بین میزان تحصیلات و فرصت‌های اقتصادی، شکافی بین واقعیت و انتظارات ایجاد کرده است که رضایت از زندگی را در جوانان کاهش می‌دهد و حفاظت از بی‌عدالتی را تقویت می‌کند که منجر به افزایش مشارکت در ناآرامی‌های اجتماعی می‌شود.

پاسخ دولت‌ها به بهار عربی چه بود؟

ریشه‌های اعتراض

بر اساس گزارش توسعه جهانی بانک جهانی، کشور‌ها از چهار دسته نهاد دولتی برای برقراری امنیت و ثبات در خاک خود استفاده می‌کنند که این نهاد‌ها عبارتند از: نهاد‌های تحریم و بازدارندگی که انگیزه رفتار‌های خشونت‌آمیز را کاهش داده یا به صفر می‌رسانند؛ نهاد‌های بازتوزیعی که منابع را با رعایت عدالت بین شهروندان دوباره توزیع می‌کنند؛ نهاد‌های تقسیم قدرت برای ایجاد فرآیند مشروع سازی فراگیر و ایجاد امکان مشارکت همگانی در نهاد‌های قدرت و نهاد‌های حل و فصل اختلافات که اگر منصفانه عمل کنند، انگیزه استفاده مستقیم شهروندان از خشونت را کاهش می‌دهند.

کشور‌های عربی، عمدتا دو نوع اول این نهاد‌ها را ایجاد کردند که برای ساختار اجتماعی قدیمی، لازم بود. اکثر این دولت‌ها، با برقراری سیاست‌های بازتوزیعی به ناآرامی‌ها پاسخ دادند که هدف از آن تسکین خشم عمومی مردم بود. این سیاست در مواردی موفق عمل کرد و باعث حفظ ساختار اجتماعی کشور‌ها شد.

مستندات بانک جهانی نشان می‌دهد این سیاست‌های بازتوزیعی شامل موارد مختلفی از جمله افزایش دستمزد، یارانه و حقوق‌های بازنشستگی، تغییر در فرم کمک‌های مالی اعطایی به مردم، ایجاد هزاران شغل در بخش دولتی و در مواردی اعلام برنامه‌هایی برای تغییرات زیربنایی بود. مطالعات با هزینه این اقدامات در الجزایر و کشور‌های نفت‌خیز عضو شورای همکاری خلیج فارس، بسیار بالا بود، طوری که به عنوان مثال در عربستان سعودی هزینه تغییرات اعمال شده برای آرام کردن افکار عمومی، به ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسید، اما آیا این کار برای فرونشاندن خشم مردم کفایت می‌کند؟

مهم‌ترین پیام بهار عربی

اطلاعات ارائه شده در گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد بیش از نابرابری اقتصادی، از میان رفتن همبستگی و قرارداد‌های اجتماعی منجر به شکل‌گیری بهار عربی شده است. توسعه‌ای که در زمان استقرار ۵۰ ساله قرارداد اجتماعی قدیمی در این کشور‌ها اتفاق افتاده بود، اگرچه چشمگیر بود، اما پایدار نبود. بخش دولتی بزرگ و ناکارآمدی وجود داشت که میزان پاسخگویی آن یا شنیدن صدای مخالفان در آن بسیار اندک بود. بخش خصوصی هم رشد بسیار اندکی داشت. در واقع مهم‌ترین بخش قضیه که منجر به بهار عربی شد، این بود که مردم احساس “محرومیت نسبی” در مقایسه با مردمی که به نحوی به قدرت حاکم وصل بودند، داشتند.

در بسیاری از کشور‌های در حال توسعه عربی، رشد اقتصادی اندک بود و دولت‌ها در ایجاد اشتغال و پرداخت هزینه‌های خدمات عمومی ناتوان بودند. این عوامل باعث نارضایتی گسترده طبقه متوسط شهری و ناامیدی جوانان در مورد آینده شغلی‌شان شد. بنابراین مردم خواهان تغییر وضعیت به حالتی بودند که شرایط اقتصادی و اجتماعی در آن به ثبات نسبی و قابل قبولی برسد؛ به این منظور سخن از ایجاد قرارداد اجتماعی جدیدی به میان آمد که جایگزین نمونه از بین رفته قبلی شود.

ریشه‌های اعتراض

قرارداد اجتماعی جدیدی که در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا قرار است حاکم شود، بخش خصوصی را قوی می‌بیند که توسط دولتی کوچک و کارا پشتیبانی می‌شود. دولت همچنین باید مقابل مردم و خصوصاً در زمینه خدماتی که موظف به ارائه آنهاست، پاسخگو باشد. کشور‌های نفت‌خیز باید توجه مضاعفی به افزایش بهره‌وری داشته باشند. همچنین مدیریت ثروت ناشی از نفت باید مؤثر و درست باشد و به سرمایه فیزیکی یا انسانی تبدیل شود.

رویه قبلی حکومت، یعنی دولتی مسلط که نه‌تن‌ها به شهروندان پاسخگو نبود که آنان را در فرآیند اداره کشور سهیم نمی‌کرد نیز باید کاملاً تغییر کند و شهروندان امکان حضور در مناصب مختلف سیاسی و دولتی را داشته باشند. دولت در زمینه اقتصادی باید نقش حامی و تأمین‌کننده شرایط برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را داشته باشد و به هیچ وجه در نقش رقیب بخش خصوصی در فعالیت‌های اقتصادی ظاهر نشود.

مطالعات تجربی نشان می‌دهد همه کشور‌های این حوزه مستعد بروز ناآرامی‌های مدنی هستند، بروز و شدت این درگیری‌ها در کشور‌های مختلف منطقه ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد. برای جلوگیری از این امر، نهاد‌های حکمران باید تقویت شوند و به درستی و در راستای مشارکت همه‌گیر همه شهروندان، فارغ از قطبی‌سازی‌های نژادی و قومی و دینی فعالیت کنند.