قوانین و نکات مهم در رهن و اجاره منزل


برترین‌ها: وقتی از اجاره‌کردن خانه حرف می‌زنیم، مهم‌ترین مسئله مبلغ و ودیعه و اجاره آن است. مخصوصاً در این اوضاع اقتصادی که همه‌چیز روزبه‌روز در حال گران‌تر شدن است.

علاوه بر قیمت اجاره خانه باید به نکات دیگری هم توجه کنید تا بتوانید مناسب‌ترین خانه را اجاره کنید. در این مطلب به تعدادی از این نکات اشاره کرده ایم.

چگونه خانه‌ای مناسب اجاره کنیم؟

نکات مهم در رهن و اجاره منزل

۱. بعد از قیمت شاید اولین و مهم‌ترین نکته برای انتخاب ساختمان، نبودن صاحب‌خانه در آن است. در خانه‌ای که صاحب‌خانه نباشد قطعا آزادی عمل مستاجر هم بیشتر است.

۲. سعی کنید خانه‌ای را انتخاب کنید که خالی باشد تا برای اثاث کشی مشکلی نداشته باشید.

۳. بهتر است محدوده خانه را نزدیک به محل کارتان انتخاب کنید.

۴. به تعداد واحد‌های آپارتمان هم دقت کنید. در ساختمان‌های پرواحد به دلیل وجود مدیریت ساختمان نیازی نیست که تمام مسائل مربوط به ساختمان را خودتان پیگیری کنید و بسیاری از کار‌ها را می‌توان به مدیر ساختمان واگذار کنید، در نقطه مقابل، ساختمان‌های کم واحد دارای سکوت و آرامش بیشتری هستند.

۵. در بازدید از هر خانه و آپارتمانی به نمای بیرونیِ ساختمان و نظافت، حیاط، باغچه و راه‌پله و وضعیت آسانسور رفتار همسایگان توجه کنید.

۶. ترجیحا خانه‌های خیلی قدیمی را انتخاب نکنید؛ چون ممکن است با خرابی وسایل و ترکیدگی لوله‌ها مواجه شوید. خانه‌های ۳ تا ۱۰ سال می‌تواند گزینه خوبی برای شما باشد.

۷. می‌توانید از همسایه‌ها درباره اخلاق صاحب‌خانه سوال کنید.

۸. واحد‌هایی که اتاقک آسانسورشان داخل واحد مسکونی طراحی شده را هرگز انتخاب نکنید؛ چون صدای بالا و پایین رفتن آسانسور بسیار ناراحت کننده و مخل آسایش است.

۹. سعی کنید خانه‌های نورگیر با سالن‌های مربع‌شکل را انتخاب کنید.

چگونه خانه‌ای مناسب اجاره کنیم؟

۱۰. آشپزخانه منزل را خوب بررسی کنید. تعداد کابینت و نحوه قرار گرفتن گاز، یخچال و ماشین لباسشویی و ظرفشویی را خوب در ذهن خودتان ترسیم کنید و از جا شدن آن‌ها اطمینان حاصل کنید.

۱۱. معایب احتمالی منزل را قبل از عقدقرارداد، شناسایی کرده و در پایین قرارداد اجاره قید کنید تا پس از تخلیه منزل، موجر مدعی مسئولیت شما درباره آن نشود. توجه داشته باشید اگر تاسیسات منزل را با وسواس بررسی نکنید، رفع کلیه عیوبی که بعد به چشمتان برسد به عهده شما خواهدبود.

۱۲. هنگام عقد قرارداد حتما اصل سند و شناسنامه مالک راشخصا رویت کنید تا مالکیت وی اثبات شده باشد.

۱۳. اگر وسیله‌نقلیه دارید، حتما خانه‌ای با پارکینگ را انتخاب کنید تا مجبور نباشید هرشب بر سر جای پارک در کوچه‌های شلوغ با دیگران بحث کنید. پیش از عقدقرارداد جای پارکینگ خود را در حضور مالک مشخص و از ادعای دیگر واحد‌ها نسبت به آن اطمینان حاصل کنید.

۱۴. زیاد به دنبال املاک نوساز نباشید، چون علاوه بر گران‌تر بودن آنها، در بیشتر موارد، چون مالک آن برای تامین پول خرید خود؛ آن را اجاره داده، سال آینده مجبور به ترک این منزل خواهید بود.

۱۵. سعی کنید تا حد امکان آپارتمان مورد نظرتان را رهن کنید، هرچند اکنون بیشتر مالکان به دنبال دریافت اجاره هستند، ولی اگر فرصت دارید باحوصله به دنبال خانه باشید. چون برخی موجران هم به دنبال رهن دادن منزل خود هستند.

۱۶. به تعداد پنجره‌ها و ارتفاع آن‌ها نسبت به منزل کنونی خود خوب دقت کنید تا مجبور به هزینه کردن برای خریدن پرده جدید نباشید.

۱۷. وجود ساخت‌و‌ساز در نزدیکی خانه باعث ایجاد سر و صدا در ساعات مختلف شبانه‌روز، گرد و خاک و عبور و مرور ماشین‌های سنگین و نیز تردد کارگران و افراد متفرقه در یک محله می‌شود؛ پس تا جای ممکن سعی کنید از خانه‌هایی که در مجاورت ساخت‌و‌ساز هستند دوری کنید.

۱۸. به اندازه درِ ورودی واحد و یا درِ پارکینگ دقت کنید تا در اثاث‌کشی دچار مشکل نشوید.

۱۹. قبل از به پایان رسیدن مدت اجاره منزل کنونی خود، تکلیف ماندن یا جابه‌جا شدن را با مالک منزل مشخص کنید. با این روش می‌توانید سرحوصله و فرصت بهترین گزینه را انتخاب کنید؛ البته با این روش می‌توانید به دریافت پول ودیعه خود در زمان مقرر امیدوار باشید و گزینه‌های دیگر را به دلیل آماده نبودن مبلغ ودیعه نزد موجرتان از دست نخواهید داد.

۲۰. قرارداد اجاره خود را حتما در بنگاه یا دفاتر اسناد رسمی منعقد کنید و از هزینه آن نترسید. چون این هزینه مانند بیمه‌ای است که جلوی بسیاری از مشکلات آینده و بویژه حین تخلیه منزل را خواهد گرفت.

چگونه خانه‌ای مناسب اجاره کنیم؟

نحوه محاسبه حق کمیسیون اجاره ملک

طبق آخرین تعرفه‌های حق کمیسیون بنگاه‌ها محاسبه نرخ کمیسیون به این گونه است:

تصور کنید خانه‌ای با اجاره بهای ماهیانه دو میلیون تومان دارید؛ در این صورت مبلغ پرداختی به عنوان حق کمیسیون به شکل زیر محاسبه می‌شود:

مبلغ اجاره بها ضرب‌در ۲۵ درصد          تومان ۲۰۰۰۰۰۰*۰.۲۵=۵۰۰۰۰۰

حق کمیسیون ضرب‌در ۹ درصد مالیات      تومان ۵۰۰۰۰۰*۰.۰۹=۴۵۰۰۰

جمع حق کمیسیون با مالیات            تومان ۵۰۰۰۰۰+۴۵۰۰۰=۵۴۵۰۰۰

بنابراین سهم پرداختی هر یک از طرفین معامله، مبلغی در حدود ۵۴۵۰۰۰ تومان خواهد بود.

چگونگی محاسبه حق کمیسیون برای رهن ملک

برای محاسبه مبلغ کمیسیون املاک برای رهن ملک، ابتدا مبلغ کامل رهن به اجاره بها تبدیل می‌شود؛ به این شکل هر یک میلیون تومان از مبلغ رهن در سی هزارتومان ضرب می‌شود و سپس بیست و پنج درصد از مبلغ به دست آمده به اضافه نه درصد مالیات، به عنوان حق کمیسیون دریافت می‌شود:

تصور کنید قصد رهن آپارتمانی با مبلغ رهن ۵۰ میلیون تومان را دارید در این صورت:

تبدیل مبلغ رهن به اجاره                                 تومان ۵۰*۳۰۰۰۰=۱۵۰۰۰۰۰

مبلغ اجاره ضرب‌در ۲۵ درصد                        تومان ۱۵۰۰۰۰۰*۰.۲۵=۳۷۵۰۰۰

حق کمیسیون ضرب‌در ۹ درصد مالیات             تومان ۳۷۵۰۰۰*۰.۰۹=۳۳۷۵۰

مجموع حق کمیسیون و مالیات                 تومان ۳۳۷۵۰*۳۷۵۰۰۰=۴۰۸۷۵۰

هر یک از طرفین باید مبلغی حدود ۴۰۸۷۵۰ هزارتومان به عنوان حق کمیسیون پرداخت کنند.

با توجه به نوسانات قیمت مسکن و رشد بی رویه آن، با یادگیری چگونگی محاسبه کمیسیون، می‌توانید بدون نگرانی از تغییر قیمت‌ها، برای خرید ملک یا رهن و اجاره آپارتمان اقدام کنید و مثل یک مشاوره املاک حرفه‌ای، قبل از معامله، خودتان میزان کمیسیون املاک را محاسبه کنید و برنامه‌ریزی‌های مالی خود را انجام داده و با خیال راحت پای معامله حاضر شوید.

قانون مالک و مستاجر در مورد هزینه تعمیرات خانه

طبق ماده ۴۸۶ قانون مدنی و آن‌چه در قانون تملک آپارتمان‌ها آمده است. موجر موظف است ملک مورد اجاره، به همراه تمامی وسائل و امکاناتی که در قرارداد ذکر می‌گردد، را سالم و بدون عیب به مستاجر تحویل دهد. اگر در طول مدت اجاره مشکلی برای ملک یا تاسیسات آن به‌وجود آید، بسته به کلی یا جزئی بودن تعمیرات، مالک یا مستاجر موظف به پرداخت هزینه هستند.

مشکل از آن‌جا شروع می‏‌شود که معمولا در تفسیر کلی بودن یا جزئی بودن تعمیرات بین موجر و مستاجر اختلاف‌نظر به‌وجود می‌آید. در قانون هزینه تعمیرات اساسی و ضروری ساختمان بر عهده مالک گذاشته است و هزینه تعمیرات جزئی و مصرفی خانه با مستاجر است.

تعمیرات اساسی و ضروری ساختمان می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تعمیرات مربوط به اصل بنا (دیوار، در و پنجره، سقف، حیاط، پشت‌بام و…)
  • تعمیرات مربوط به تاسیسات (کولر، شوفاژ، آبگرمکن، موتورخانه، پکیج، تهویه و…)
  • تعمیر لوله‌کشی آب، گاز، فاضلاب
  • تعمیر نشتی سرویس‌ها
  • سیم‌کشی برق
  • تعمیر آسانسور
  • تعمیر در برقی پارکینگ
  • رنگ‌آمیزی ساختمان
  • تعمیر کابینت، کمد دیواری

تعمیرات جزئی خانه می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تعویض و تعمیر شیرهای آب
  • تعویض چراغ‌های سوخته و خراب
  • تعمیر موردی قفل در
  • نصب توری در و پنجره
  • تعویض و تعمیر قطعات کولر آبی
  • تعمیر تهویه سرویس‌ها
  • تعمیر سیستم گرمایش
  • تعمیر موردی کلید و پریز برق

اگر مالک زیر بارِ مخارج نرود:

اگر موجر از انجام تعمیرات یا پرداخت هزینه‌هایی که بر عهده اوست سر باز بزند، مستاجر می‌تواند با مراجعه به شورای حل اختلاف از مالک شکایت کند. در صورتی که مالک باز هم اقدام به برطرف کردن مشکل ساختمان نکرد مستاجر می‌تواند، بنا بر حکم و نظارت دادگاه، تعمیرات لازم را انجام دهد و هزینه آن را از اجاره‌بها کسر کند. در غیراینصورت مستاجر این حق را دارد که قرارداد را با حکم دادگاه فسخ نماید.

اگر مستاجر زیر بارِ مخارج نرود:

طبق قانون مالک و مستاجر در صورتی که مستاجر اجازه تعمیر کردن مشکلات اساسی، که برای ساختمان به‌وجود آمده است، را به مالک ندهد، مالک می‌تواند با مراجعه به شورای حل اختلاف از مستاجر شکایت کند و با حکم دادگاه در فرصتی مناسب اقدام به تعمیر اشکالات ضروری ساختمان نماید.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی‌توجه‌اند؟


ایرنا زندگی: طبق آمار جهانی سلامت روان، بروز اختلالات روانی در بین زنان و مردان تقریبا به یک نسبت است. اما آنچه پراکندگی شیوع اختلالات را در بین زنان و مردان متفاوت می‌کند، بیش از ژنتیک مربوط به فرهنگ محیطی است. بر این اساس مردان نسبت به زنان بیشتر اختلالات برون‌سازی دارند و زنان بیشتر اختلالات درون‌سازی از خود نشان می‌دهند. بر طبق آمار جهانی بهداشت بروز پرخاشگری، رفتار‌های ضد اجتماعی و خودکشی در مردان بیشتر است و زنان اضطراب و افسردگی بالاتری دارند.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

متأسفانه در مردان، توانایی مدیریت هیجانات کمتر است. این موضوع به علت نبود آموزش مدیریت خشم در کودکی است. هرچند اکثر افراد جامعه با این معضل روبه‌رو هستند، اما در مردان بیشتر به چشم می‌خورد. ناتوانی در ارتباط درست، حل مسئله به ویژه در خانواده که محیط برگشت افرادبه سلامتی است نیز در مردان دیده می‌شود. به طور کلی می‌توان بیماری‌ها، استرس و نبود توانایی کنترل و مدیریت استرس‌ها را جزو عواملی دانست که سلامت جسمی و روانی مردان را تهدید می‌کند.

با این توصیفات آنچه در مورد مردان حایز اهمیت است عدم پذیرش آن‌ها در مورد مشکلات روانی است که به آن مبتلا هستند. این موضوع ریشه در فرهنگ جوامع دارد. در فرهنگ ایران که از ابتدای تولد مردان را قوی و پشتیبان معرفی می‌کنند در اصل اجازه‌ی بیان رنج‌ها و شکستن‌ها را از مردان می‌گیرند.

حتما در روابط خود به طور مکرر با این جمله از سمت مردان روبه‌رو شده‌اید که «حرف زدن برایم سخت است یا الان چه باید بگویم؟». سرچشمه این جملات همان فرهنگ است. فرهنگ و سنتی که در کودکی گریه کردن و بروز احساسات را از پسربچه‌ها می‌گیرد و از سوی دیگر در نبود پدر به رغم وجود مادر از فرزند پسر می‌خواهد که مرد خانه باشد و از خانواده مراقبت کند. کودکی که به علت سن و ناتوانی‌های فکری و هیجانی خود نیاز به مراقبت دارد.

از سوی دیگر با بروز احساسات از سمت پسربچه‌ها با قضاوت‌های مسخره‌آمیز مواجه می‌شوند. مجموع این رفتار‌ها در بزرگسالی باعث این می‌شودکه مردان نتوانند خودشان را بروز دهند و خودشان را کتمان کنند.

شاید همه ما بار‌ها برای درمان بیماری‌های جسمانی به پزشک مراجعه کرده باشیم، اما زمانی که حرف از بیماری‌های روانی می‌شود، از بازگوکردن آن واهمه داریم و اغلب از رفتن نزد روانشناس و روانپزشک طفره می‌رویم.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

ترس از انگ و بدنامی درپی مراجعه به مراکز روان درمانی، در بین مردان شیوع بیشتری نسبت به زنان دارد و اغلب مردان به دلیل موانع فرهنگی از بازگوکردن مشکلات روانی خود نزد مشاور و روانشناس دوری می‌کنند.

این درحالی است که زنان، شبکه دوستی و اجتماعی قوی دارند و راجع به مشکلات خود با دوستانشان صحبت می‌کنند که موجب می‌شود فشار روانی آنان کمتر شود و از راه حال‌های دوستانشان نیز استفاده می‌کنند. زنان در مورد پذیرش مشکلات روان خود اکراه ندارند و با سهولت بیشتری به دنبال کمک‌های حرفه‌ای توسط روانپزشکان و مشاوران می‌روند.

مردان بیشتر تحت تاثیر مشکلات روان قرار می‌گیرند

مردان با توجه به نقش خود در خانواده، متاسفانه این مشکلات را به صورت رفتار‌های ناهنجار مانند پرخاشگری، گوشه گیری و بی توجهی به مسئولیت‌های خود نسبت به سایر اعضای خانواده، منتقل می‌کنند درحالیکه زنان با پذیرش مشکلات روان در خود و مراجعه سریع‌تر به روانپزشک یا مشاور می‌توانند مسائل اعصاب و روان خود را رفع و رجوع کنند و وظایف مهم خود را نسبت به افراد خانواده انجام دهند.

چرا مردان به بهداشت روان خود بی توجه‌اند؟

مردان باید در صورت مشاهده علائمی مانند تحریک پذیری و پرخاشگری، بی توجهی به مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی، افسردگی و تمایل به گوشه گیری به فکر استفاده از خدمات تشخیصی و درمانی بهداشت و روان باشند. این امر تنها در صورتی محقق می‌شود که باید و نباید‌های سمی فرهنگ را کنار بزنند و خود را کمتر در معرض ارزش‌گذاری‌ها و قضاوت‌های بیرونی قرار دهند.

بهترین رستوران های اطراف تهران


برترین‌ها: گذران وقت و صرف غذا در رستوران به نوعی تفریح به حساب می‌آید و می‌تواند لذت خوردن غذا را برایتان دو چندان کند. رستوران‌های بی‌نظیری با انواع غذا‌های ایرانی و یا غذا‌های ملل مختلف در تهران وجود دارند و کیفیت بالای غذا‌های آن‌ها منجر به محبوبیت هرچه بیشتر این رستوران‌ها شده‌اند. بهترین رستوران‌های اطراف تهران و خارج از شهر، به دلیل داشتن آلودگی کمتر نسبت به مرکز شهر و همچنین محیط‌های سرسبز‌تر و زیباتر، می‌توانند لذت خوردن غذا را به اوج خود برسانند.

پیشتر در برترین‌ها به بررسی بهترین رستوران های شمال تهران، بهترین رستوران های شرق تهران، بهترین رستوران های غرب تهران و بهترین رستوران های مرکز تهران پرداخته‌ایم. در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا بهترین رستوران های اطراف تهران را به شما معرفی کنیم.

۱. رستوران باغ بهشت

بهترین رستوران های اطراف تهران

این رستوران که یکی از معروف‌ترین و بهترین رستوران های اطراف تهران به حساب می‌آید در فشم واقع شده است. رستوران باغ بهشت در یک باغ طبقاتی قرار دارد و محوطه‌ی آن با آلاچیق‌های شیشه‌ای زیبا دیزاین شده است. قدمت ۲۰ ساله‌ی این رستوران فوق‌العاد می‌تواند اثبات رفتار حرفه‌ای و تجربه مدیران و کارکنان این رستوران در برخورد با مشتریان باشد.

قیمت غذا‌های این رستوران اگرچه نسبتا سطح بالاست، اما کیفیت غذا‌های آن و سرویس‌دهی به مشتریان به حدی خوب و قوی است که قیمت بالای غذا‌ها را جبران می‌کند. یکی دیگر از دلایل اصلی قرار گرفتن این رستوران در لیست بهترین رستوران های اطراف تهران، چای ذغالی مشهور این رستوران است که طرفداران خاص و ویژه‌ی خود را دارد.

آدرس: ابتدای جاده فشم (زردبند)، سمت چپ، رستوران باغ بهشت


۲. رستوران شاخه نبات

بهترین رستوران های اطراف تهران

فضای متفاوت و بی‌نظیر، کیفیت و تنوع بالای غذاها، پارکینگ بسیار بزرگ، درخت‌های قدیمی و زیبای محوطه، سرویس‌دهی سریع و برخورد مناسب کارکنان رستوران شاخه نبات تنها برخی از دلایل قرار گرفتن این رستوران در لیست بهترین رستوران های اطراف تهران می‌باشند.

اگر از رستوران‌های سرپوشیده مرکز تهران خسته شده‌اید، پیشنهاد ما به شما این است که کمی از تهران خارج شوید و غذای خود را در رستوران شاخه نبات صرف کنید.

آدرس: فشم، ابتدای جاده زردبند


۳. رستوران ارکیده

بهترین رستوران های اطراف تهران

اگر پیشتر به جاده چالوس رفته باشید، حتما هنگام حرکت در آن متوجه انبوه زیادی از خودرو‌های پارک شده جلوی درب یک رستوران شده‌اید. ارکیده همان رستوران شلوغ و پرطرفدار جاده چالوس است. این رستوران یکی از قدیمی‌ترین رستوران‌های جاده چالوس است که کیفیت بالای غذا‌های آن به خصوص شیشلیک و باقالی‌پلو با ماهیچه‌اش به محبوبیت رسیده و در لیست بهترین رستوران‌های اطراف تهران جای گرفته است. برخورد خوب کارکنان، سرویس‌دهی خوب و سریع و داشتن فضا‌های متنوع متناسب با هر سلیقه‌ای، از دیگر نکات مثبت رستوران ارکیده هستند.

آدرس: کیلومتر ۱۲ جاده چالوس


۴. رستوران میرزایی

بهترین رستوران های اطراف تهران

یکی از سرسخت‌ترین رقبای رستوران ارکیده در جاده چالوس، رستوران میرزایی می‌باشد. فضای داخلی این رستوران نسبت به سایر باغ رستوران های اطراف تهران، مدرن‌تر و شیک‌تر است. یکی از نکات مثبت این رستوران تخت‌هایی هستند که کنار رودخانه قرار گرفته اند و می‌توانند لذت تجربه غذایی بی‌نظیر در فضایی دلنشین را به شما هدیه دهد. کیفیت بالای غذا‌های این رستوران و محیط دلنشین و شیک آن باعث قرار گرفتن آن در لیست بهترین رستوران های اطراف تهران شده است. این رستوران نیز از قدیمی‌ترین رستوران‌های جاده چالوس است و طرفداران زیادی دارد.

آدرس: کیلومتر ۷ جاده چالوس


۵. رستوران پرسه

بهترین رستوران های اطراف تهران

پنجمین رستوران از لیست بهترین رستوران های اطراف تهران، رستوران ایتالیایی پرسه، در لواسان می‌باشد. دیزاین زیبای غذاها، کیفیت بالای پیتزا و استیک این رستوران، برخورد خوب و محترمانه پرسنل رستوران و قیمت مناسب غذا‌ها از نکات مثبت این رستوران ایتالیایی در لواسان می‌باشند که توانسته‌اند مشتریان زیادی را به سمت این رستوران سوق دهند.

اگر قصد دارید غذایتان را در یکی از بهترین رستوران های اطراف تهران صرف کنید و ذائقه‌ی شما غذا‌های ایتالیایی را می‌پسندد، پیشنهاد ما به شما رستوران ایتالیایی پرسه لواسان است.

آدرس: لواسان، نرسیده به میدان امام خمینی، بعد از داروخانه مادر، روبروی بانک صادرات


۶. رستوران سفیر

بهترین رستوران های اطراف تهران

یکی دیگر از بهترین رستوران های فشم و لواسان، رستوران سفیر می‌باشد که البته بر خلاف رستوران پرسه ایتالیایی نیست و غذای ایرانی سرو می‌کند. این رستوران با داشتن محیطی نسبتا مدرن و شیک و همچنین کیفیت بالای غذا‌ها به نسبت قیمت مناسب آن‌ها باعث شده که مشتریان زیادی جذب آن شوند. این رستوران مناسب کسانی است که دوست دارند غذا‌های فوق‌العاده ایرانی را در فضایی شیک و مدرن میل کنند و همچنین بتوانند از آب و هوای بی‌نظیر خارج تهران بهره‌مند شوند.

آدرس: کیلومترسوم جاده فشم رستوران سفیر


۷. رستوران شومینه

بهترین رستوران های اطراف تهران

رستوران شومینه یکی از رستوران های محبوب جوانان در منطقه لواسان به حساب می‌آید و به همین خاطر منوی آن پر است از تنقلات و غذا‌هایی که موردعلاقه جوانان هستند. از نکات مثبت این رستوران می‌توانیم به دارا بودن منوی کافی‌شاپ مانند قهوه، چای و انواع دمنوش‌ها اشاره کنیم. غذا‌های این رستوران نیز کیفیت بسیار بالایی دارند و محبوبیت زیادی در بین مردم دارند.

آدرس: لواسان، میدان بسیج، سینک، رستوران شومینه


۸. رستوران مهر میترا

بهترین رستوران های اطراف تهران

اگر گیاه‌خوار هستید و تمایل دارید غذای خود را در محیطی زیبا و در آب و هوای پاک و بی‌نظیر لواسان میل کنید، پیشنهاد می‌کنیم حتما به رستوران مهر میترا بروید. این رستوران با دارا بودن منویی با اسامی خاص و داشتن فضای انرژیک توانسته در مدت زمان کوتاه طرفداران بسیاری جلب کند. برخورد خوب و محترمانه کارکنان، غذا‌های سالم و خوشمزه، سرویس‌دهی و خوب و سریع و همچنین قیمت مناسب غذا‌ها نسبت به کیفیت بالای آن‌ها از دیگر دلایل قرار گرفتن این رستوران گیاهی در لیست بهترین رستوران‌های اطراف تهران هستند.

اگر شما هم تجربه خوردن غذایی بی‌نظیر در رستورانی با محیط فوق‌العاده، در اطراف تهران را داشته اید آن رستوران را به ما معرفی کنید.

منبع: foursquare

حقایقی که از جنجالی‌ترین دانشگاه ایران نمی‌دانید


روزنامه همشهری – فرزانه ابراهیم‌زاده: «بعداز ظهر امروز اعلیحضرت همایون شاهی تالار تشریح را در محل دانشگاه تهران اراضی جلالیه بازدید و افتتاح فرمودند. در ضمن نصب لوح تاریخی ساختمان دانشگاه که مرتب از عمارت دانشکده فنی حقوق و طب و ادبیات معمول گردید».

ناداستان دانشگاه تهران

این خبر یک روزنامه اطلاعات در روز ۱۵ بهمن۱۳۱۳ شمسی بود؛ روزی که کلنگ دانشگاه تهران به‌عنوان دانشگاه اصلی ایران در جنوب جلالیه رسما به زمین خورد.

به گزارش خبرنگار روزنامه در مراسمی که روز ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ در محل سالن تشریح دانشگاه تهران در شمال محوطه دانشگاه با حضور رضاشاه برگزار شد طرح دانشگاه و محل ساختمان‌های آن مشخص شد. براساس خبر روزنامه اطلاعات، سالن تشریح دانشگاه تهران در قسمت شمال اراضی دانشگاه مجاور آب کرج ساخته شده و آخرین قطعه دانشگاه است.

قرار بود در محل سنگ بنای دانشگاه تهران یک لوح طلا زیر خاک دفن شود. اما یک روز مانده به مراسم، رضاشاه از علی‌اصغرخان حکمت، کفیل وزارت معارف و پیمانکار اصلی دانشگاه خواست تا لوحی فلزی را آماده کنند. او دفن کردن لوح طلایی با آن وزن را اقتصادی ندانست و معتقد بود هزینه اضافی است.

حکمت در خاطراتش نوشته است که لوحی برنزی را به خط نستعلیق با این متن آماده کرد و در روز کلنگ‌زدن دانشگاه آن را به شاه داد تا در نقطه صفر دانشگاه در جایی که کلنگ دانشکده طب را زد زیر خاک بگذارد. براساس نوشته حکمت روی این لوح چنین نوشته شده بود: «هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا‌شـاه پهـلوی سر دودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نوشته کـه بـه یـادگار در دل سنگ جا گرفته به زمین سپرده شد. بهمن‌ماه ۱۳۱۳ خورشیدی».

روزنامه‌های قبل از مراسم نوشته‌اند که یک روز پیش از افتتاحیه دانشگاه، باران و برف شدیدی در تهران گرفت و به‌نظر می‌آمد مراسم لغو شود؛ اما رضاشاه اعلام کرد اگر سنگ از آسمان بیاید این مراسم برگزار خواهد شد. صبح ۱۵بهمن نه‌تن‌ها آفتاب شد که زمین هم خشک شد.

اما کلنگ ساخت دانشگاه اصلی ایران در کجا به زمین خورد. این سؤالی است که بسیاری از کسانی که در ۸۶سال گذشته گذرشان به این دانشگاه خورده از خودشان سؤال کرده‌اند. کلنگ دانشگاه دقیقا در شمالی‌ترین بخش پردیس اصلی دانشگاه یعنی خیابان پورسینا و در محل پلکان تالار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به زمین خورده و لوح ساخت دانشگاه نیز در همانجا به خاک سپرده شده است.

به استناد اسناد تاریخی، سالن تشریح و تالار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران قدیمی‌ترین بخش دانشگاهی مدرن ایران است که در آستانه ۱۴۰۰ وارد ۸۷سالگی خود می‌شود؛ ۸۷سالی که هنوز تاریخ درست و کاملی برایش نوشته نشده است. البته این مراسم، مراسم نامگذاری و آغاز ساختمان دانشگاه بود و مراسم رسمی افتتاح دانشگاه یک‌ماه و چند روز بعد یعنی روز ۲۴ اسفند همین سال برگزار شد.

قبل از اینکه بخواهیم داستان اصلی دانشگاه تهران را روایت کنیم باید این نکته را فراموش نکنیم که پیرامون این دانشگاه مادر، داستان‌ها و روایت‌های تحریف شده و شکل افسانه‌گونه کم نیست. یکی از این افسانه‌ها داستان شکل‌گیری دانشگاه تهران است که پیشنهاد ساخت آن را به تلاش دکتر محمود حسابی نسبت می‌دهند.

واقعیت این است که وی در شکل‌گیری مجموعه بزرگی به اسم دانشگاه تهران نقش زیادی نداشت و ماجرای ساخت این دانشگاه سال‌ها پیش از ۱۵ بهمن۱۳۱۳ با پیشنهاد یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی مطرح شد.

دکتر اسماعیل سنگ، نماینده ساری و تنکابن در مجلس ششم بود که برای نخستین بار ایده ساخت دانشگاهی سراسری به شکل اونیورسیته‌های فرنگی مطرح کرد و از وزیر معارف وقت خواست تا به آن توجه شود؛ موضوعی که متأسفانه میان هیاهوی زیاد دوستداران دکتر محمود حسابی گم شده است. دکتر سنگ که حالا خیابانی هم در تهران به نامش است، در سال۱۳۰۵ نامه‌ای به سیدمحمد تدین، وزیر معارف نوشت و درباره اقدام به تأسیس دانشگاه و اهمیت آن گفت و از او خواست تا نظرش را درباره دانشگاه بگوید. به‌نظر می‌رسد او قصد پاسخ دادن به سؤالی را داشت که برای نخستین بار عباس‌میرزا پرسیده بود و امیرکبیر در پاسخ به این سؤال دارالفنون را راه انداخته بود. اما نزدیک ۸۰سال از ساخت دارالفنون گذشته بود و این مرکز علمی نیاز جامعه ایران را تامین نمی‌کرد.

دکتر اسماعیل سنگ از وزارت معارف خواست تا اقدامی برای ساخت دانشگاه بزرگی برای رفع نیاز علمی کشور انجام دهد. تدین در پاسخ او نوشت: «راجع به اونیورسیته که آن را می‌توانیم دارالعلوم بگوییم کمال علاقه را دارم و مشغول تهیه لوازم و مقدمات آن هستم. نظر من این است که در یک فضای وسیعی که شاید ۸۰ تا ۱۰۰ هزار ذرع مربع وسعت داشته باشد، بنایی ساخته شود که شعب علوم و فنون در آنجا تأسیس گردد».

طرح دانشگاه با انتشار این نامه از سوی تدین به واسطه عبدالحسین‌خان تیمورتاش، وزیر دربار و البته مشاور اصلی به گوش شاه رسید. رضاشاه که تازه به قدرت رسیده بود با این پیشنهاد موافقت کرد و از تدین دعوت کرد تا درباره ایده دانشگاه بیشتر توضیح دهد.

تدین نیز درباره ایده ساخت دانشگاهی در پایتخت در فضایی ۸۰ تا ۱۰۰هزار متری با تیمورتاش و شاه صحبت کرد. رضاشاه هم که از این ایده خوش‌اش آمده بود از دکتر عیسی صدیق اعلم خواست تا به اروپا برود و با مطالعه در وضعیت دانشگاه‌های این کشور‌ها طرح کلی دانشگاه را نوشته و ارائه دهد. درحالی‌که دکتر صدیق اعلم برای تحقیق رفت دانشسرای عالی و دارالمعلمین و دارالمعلمات نیز در تهران فعالیت خود را آغاز کردند. مدرسه حقوق و علوم سیاسی به ریاست دهخدا در لاله‌زار و مدرسه پزشکی در خیابان شاه‌آباد فعالیت داشتند.

همزمان با بازگشت دکتر صدیق اعلم و آماده شدن طرح دانشگاه در بهمن۱۳۱۲ در جلسه هیأت دولت محمدعلی فروغی شروع به توصیف آبادانی تازه تهران کرد. علی‌اصغر حکمت که در آن زمان کفیل وزارت معارف بود بار دیگر با اشاره به اینکه این شهر زیبا تنها اشکالی که دارد نداشتن دانشگاه است بار دیگر موضوع دانشگاه را به جریان انداخته بود.

ناداستان دانشگاه تهران

حکمت در خاطراتش نوشته است: «در یکی از شب‌های فرخنده اواخر بهمن ۱۳۱۲ جلسه هیأت وزراء در حضور شاه در عمارتی که اکنون مقر کاخ ملکه پهلوی است تشکیل شـده بـود، سـخن از آبادی تهران و عظمت ابنیه و عـمارت و قـصور زیـبای جدید در میان آمد، مرحوم فروغی رئیس الوزرا در این باب به شاهنشاه تبریک می‌گفت. دیگر وزیران نیز هر یک به تحسین و تمجید زبـان گـشوده بـودند. چون نوبت به بنده نگارنده رسید که بـه سـمت کفیل وزارت معارف در آن میان حاضر بودم گویا خداوند متعال به قلب من الهام کرد که عرض کردم در آبادی و عـظمت پایـتخت البـته شکی نیست، ولی نقصی که دارد این است که این شهر هنوز عـمارت مخصوص اونیورسیته (دانشگاه) ندارد و حیف است که این شهر نوین از همه بلاد بزرگ عالم از این حیث عقب بـاشد. شـاه بـعد از اندک تأملی گفتند‌:بسیارخوب آن را بسازید».

این بسیار خوب در مقابل هیأت وزیران بهانه‌ای شد تا حکمت آن را در جلسه بعد هیأت وزراء مطرح کند. در آغاز این جلسه که با حضور شاه برگزار شد بـه وزیـر عدلیه مرحوم علی اکبر داور رو نموده فرمودند در بودجه سال بعد ۲۵۰۰۰۰ تومان به وزارت معارف اعتبار بدهید که بـه مـصرف سـاختمان مدرسه برسانند».

بودجه ۲۵۰۰۰۰ تومانی در اختیار وزارت معارف قرار گرفت تا زمین مناسبی را برای ساخت دانشگاه تهران پیدا کنند. حکمت درباره انتخاب زمین نوشته است: «بالاخره باغ جـلالیه را از هـرجهت مناسب دیدم، ازجمله زمین‌هایی که عرضه شد در بهجت آباد بود که آن‌وقت در اطراف بـاغ مـعروف آن عمارت و خانه‌هایی بود. مهندس وزارت معارف- موسیو آندره گدار- آن‌را نپسندید و کمی عرصه و قلت وسعت آن‌را خـاطرنشان ساخت».

انتخاب گدار زمین‌های جلالیه بود و این را به حکمت گفت. او در بخش دیگری از خاطراتش نوشته: «مالکین اراضی بهجت‌آباد که از این جانب مأیوس شدند نزد وزیر مـالیه کـوشش کـرده و خاطر آن مرحوم را بر ترجیح زمین خود جلب کردند. یکی از شب‌های فروردین ماه همان سال که پیـشنهاد جلالیه و بهجت‌آباد مطرح شد مرحوم داور، رجحان بهجت‌آباد را قویا پشتیبانی می‌کرد و بالاخره اخذ رأی به عـمل آمـد و معلوم شد ایشان اکثریت داشتند و من بسیار دل‌شکسته و نومید گشتم. در این اثنا شاه به جلسه وزرا ورود فـرمودند پس از انـدکی به رسم معمول از مرحوم فروغی، نخست‌وزیر سؤال کردند چه می‌کردید. مرحوم فـروغی عـرض کرد «صحبت انتخاب زمین برای دانشگاه بـود دو مـحل پیـشنهاد شده یکی بهجت‌آباد و دیگری جلالیه». شاه بـعد از انـدک تأملی فرمودند «باغ جلالیه را انتخاب کنید. بهجت‌آباد ابدا شایسته نیست من همه ایـن نـواحی را با اسب گردش کرده و دیـده‌ام» مـطلب تمام شـد و مـن مـشغول به‌کار شدم».

مهم‌ترین دلیلی که شاه برای نامناسب بودن بهجت‌آباد دانسته بود؛ سطح سیل‌گیر زمین و پستی آن نسبت به مناطق اطرافش بود. در نهایت حرف آخر را رضاشاه زد و گفت که جلالیه را برای دانشگاه انتخاب کنید. این حرف ختم کلام بود.

خرید این زمین‌ها هم یکی دیگر از داستان‌هایی است که پیرامون دانشگاه تهران وجود دارد و بسیاری معتقدند زمین بزرگ محل دانشگاه تهران به قیمت هر متر یک تومان خریداری شده است. اما واقعیت امر براساس اسناد رسمی این است که بخشی از زمین‌ها متعلق به حاج‌کاظم اتحادیه و بخش دیگر متعلق به ورثه و یتیم‌های ارباب‌گیو بود.

حکمت درباره معامله زمین‌ها هم در خاطراتش اشاره می‌کند و می‌نویسد: «باغ جلالیه افزون از ۲۰۰۰۰۰ مـترمربع بـود که از مالک آن تاجری به‌نام حاج رحیم آقا اتحادیه تبریزی خریداری شد و تـوافق حـاصل شد که متری ۵ ریال حساب نـماید از این مبلغ وزیر مـالیه مـتری ده شاهی آن‌را کم کرد. در مـوقع امـضای قباله به نماینده وزارت معارف دستور داده شده بود که در قباله قنات مخصوص جـلالیه نـیز باید قید شود و الا قباله را امـضاء نـنماید. به ناچار مالک قبول کـرد و مـبلغی در حدود ۱۰۰۰۰۰ تومان که بـه پول امـروز شاید ۲۰ میلیون تومان ارزش دارد دریافت کرد و قباله امضا و زمین تحویل وزارت معارف گردید و موسیو گدار بـه طـرح نقشه آن مشغول شد. اول چیزی که بـه عمل آمـد نرده اطـراف آن بـاغ و اراضـی آن بود که هنوز آن سر در فلزی زیبا برقرار است و امید است که تا ابد برقرار باشد».

آنچه از اسناد رسمی و البته سند رسمی دانشگاه تهران به‌دست می‌آید البته این است که کل زمین‌های دانشگاه تهران در نهایت به قیمت نودهزار و نهصد و نود و یک تومان و هشت قران معامله شد. سندش هم ظاهرا در دفتر اسناد رسمی شماره۱۸ به این شرح تنظیم شده است: «مورد معامله یک قطعه زمین بیاض مفروز از اراضی جلالیه واقع در ناحیه ۳ حسن‌آباد دارای پلاک‌های ۳۷۱۰ تا ۳۷۳۰ مساحت مورد معامله دویست و دوهزار و چهار گز مربع به انضمام شش دانگ قنات جلالیه که در آن تاریخ بی‌آب و مخروبه بود. به انضمام یک دستگاه بنا موجود در وسط اراضی مرقوم است. حدود آن شمالا سرحد اراضی جلالیه و امیرآباد محدود است. غربا به سرحد اراضی جلالیه و جمشید‌آباد محدود است. جنوبا به خیابان چهل گزی معروف به شاهپور که جدید الاحداث محدود است. شرقا اراضی بیاض جلالیه محدود است. قیمت نودهزار و نهصد و نود یک تومان و هشت قران. ثبت برابر سند است».

ناداستان دانشگاه تهران

نکته جالب در این سند این است که همزمان با این معامله خیابان انقلاب امروزی کامل شده بود و قرار بود ابتدا به نام شاهپور نامگذاری شود. اما بعد از کامل شدن به اسم شاه‌رضا معروف شد.

در باره واژه دانشگاه نیز باید توضیح بدهم که این واژه در ابتدا به‌عنوان انیورسیته بود. اما فرهنگستان نام دانشگاه را برای مجموعه واحد‌های مستقل آموزشی انتخاب کرد و نام هر کدام از واحد‌ها را دانشکده گذاشتند. کلمه استاد برای معلمان دانشگاه و دانشجو نیز از واژه‌هایی بود که در این فرهنگستان انتخاب شد.

درباره اینکه چرا ابتدا سالن تشریح آماده شد را علی‌اصغر حکمت چنین می‌داند: «بنابراین درنظر گرفته شد که ساختمان دانشگاه از دانشکده پزشکی شروع شود و از آنهم شعبه تشریح عـملی و تالار تشریح Selle de Dessection آغاز گردد. در اوایل اردیبهشت این ساختمان آغاز گردید و با کمال جدیت تعقیب می‌شد نقشه محل نگهداری اجساد و سالن‌های تشریح در دو طبقه و آمفی‌تئاتر مخصوص تعلیمات نظری به مرحله اجرا گـذارده شـد و تا اواخر دی‌ماه ۱۳۱۳ خاتمه پذیرفت وقتی که گزارش اتمام بنا به عرض پیشگاه شاهنشاه رسید از سرعت اتمام آن بنا ابراز تعجب کردند و قرار شد که یک روز مخصوص به زمین دانـشگاه تـشریف آورده و تالار تشریح رامعاینه فرمایند».

به نوشته حکمت: «دکتر امیر اعلم رئیس کـرسی تـشریح بود و دکتر ابوالقاسم بـختیار، جـراح و معاون دانشکده طب و دکتر بلر آمریکایی جراح بیمارستان آمریکایی تهران سعی بلیغ و کوشش فراوان در این راه به خرج دادند حتی برای نخستین بار اجساد امـوات بـلاصاحب را مخفیانه دکتر بختیار از مـریضخانه‌های دولتـی تحویل گرفته و در اتومبیل شخصی خود به تالار تشریح می‌آورد و در سالن زیرزمین در محوطه‌های مخصوص محلول ضدعفونی قرار می‌گرفت».

رضاشاه بعد از نصب لوح دانشگاه گفت: «ایجاد دانشگاه کاری اسـت کـه مـلت ایران بایستی که خیلی قبل از این شروع کرده باشد حال‌که شروع شـده بـاید جدیت نمود که زودتر انجام گیرد». به نوشته حکمت: «در میان حضار مرحوم مهدی قلی هدایت، حاجی مخبرالسلطنه (رئیـس الوزراء) سـابق ایران که از لحاظ سن و قدمت خدمت مرتبه ارشدیت داشت مرتجلا عرض کـرد «ذات مـقدس شاهانه چند سال قبل کلنگی به زمـین زدنـد کـه اوضاع جسمی مردم این کشور را اصلاح می‌کرد (اشـاره او به کلنگی بود که اعلیحضرت شاه در سال ۱۳۰۷ برای ایجاد راه‌آهن در محل ایستگاه کنونی بـه زمـین زدند) امروز نیز بنایی را شـروع مـی‌فرمائید که روح را پرورش مـی‌دهد. الحـمد‌الله که نمردم و چنین روزگاری را دیـدم.

بـعد از آن تلگراف ذیل که از طرف موسیو شارلوتی، رئیس دانشگاه پاریس مخابره شده بـود قـرائت شد: جناب… وزیر معارف ایران: امـروز که در ظل عنایت اعـلیحضرت رضـاشاه پهلوی شالوده دانشگاه تـهران گـذارده می‌شود، دانشگاه‌های فرانسه تبریکات صمیمانه خود را از این عمل عظیم تقدیم می‌دارد و ترقی و پیـشرفت عـلمی آن دانشگاه را مسالت می‌دارد. شارلوتی».

حکمت در خاطراتش می‌نویسد: «پس از روز تاریخی ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ که اعلیحضرت شاهنشاه لوحه یادگار بنیاد عمارت دانشگاه را در مـحلی که اکنون پلکان ورودی جنوبی دانشکده پزشکی است در دل سنگ به ودیعه نهادند ساختمان در زمـین وسیع جلالیه بی‌درنگ شـروع گـردید. عرصه این زمین که اکنون از طرف شمال منتهی به خیابان دانش و جنوب آن خیابان شاه‌رضا و ضلع شرقی آن خیابان آناتول فرانس و ضلع غربی آن خیابان ۲۱ آذر است شامل ۲۰۱۱۸۰ مترمربع است و مساحت ابنیه اعیانی آن‌که شامل بر دانشکده‌های شش‌گانه و کتابخانه مرکزی و باشگاه است، ۱۱۹۵۸۰ مترمربع است».

ناداستان دانشگاه تهران

به گفته کفیل وزارت معارف وقت: «دستگاهی در سال ۱۳۱۳ ش در وزارت معارف به‌نام «اداره ساختمان» تـشکیل شـده بود که با اعضای فنی و اعتبار ۲۵۰۰۰۰ تومان اعطایی بودجه معارف آغاز به‌کار کرد. نخست طرح چهار خیابان خارجی و دو خیابان داخلی ریخته شد و در اواخر زمستان آن سال در تمام این شـش خـیابان نهال‌های درختان سایه گستر چنار غرس گردید که اکنون ۴۰ ساله- زمان نوشتن خاطرات حکمت- شده‌اند».

افتتاح رسمی دانشگاه تهران در روز جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۱۳ یک‌ساعت و نیم قبل از ظهر در دانشکده حقوق انجام گرفت. نخست‌وزیر وقت محمدعلی فروغی در نطق خود درباره مقام علم و دانش گفت و از افتتاح دانشگاه به‌عنوان یک اتفاق فرخنده در تاریخ فرهنگ ایران یاد کرد. همزمان با افتتاح دانشگاه تهران، شورای دانشگاه تهران با حضور چهره‌هایی که قرار بود دانشکده‌های مختلف را راه‌اندازی کنند، تشکیل شد. در این شورا این افراد حضور داشتند: «دانشکده‌ها طب دکتر لقمان‌الدوله و دکتر امیراعلم، حقوق دهخدا و صدیق حضرت، ادبیات و علوم صدیق اعلم و میرزا غلامحسین‌خان رهنما و دکتر سیاسی، معقول و منقول حاج سیدنصرالله تقوی و بدیع‌الزمان فروزانفر، دانشکده فنی امین رئیس اداره کل صناعت و دکتر حسابی».

دانشگاه تهران با ادغام مؤسسه‌های دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی، طب، مدرسه عالی فلاحت، مدرسه صنایع و هنر، مدرسه عالی معماری و دانشسرای عالی در ۲۴ اسفند ۱۳۱۳ کار خود را آغاز کرد. اولین جلسه شورای دانشگاه قبل از ظهر شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۱۳ تشکیل شد.

از آغاز تاسیس دانشگاه تا ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ ریاست دانشگاه به وزرای فرهنگ سپرده می‌شد. طرح ساخت دانشکده‌های مختلف دانشگاه تهران براساس معماری مؤسسات آموزش عالی فرانسه بود. حکمت در خاطراتش تأکید کرده است: «نقشه عمومی دانشگاه را یک معمار عالی مقام فرانسوی موسوم به آندره گدار، رئیس‌کل باستان‌شناسی و موزه ایران باستان، دیپلمه مـدرسه عـالی صنایع ظریفه پاریس طرح کرد و نگارنده روز مبارک ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ در تالار تشریح آن را به عرض شاهنشاه رسانیده و ضمنا توضیحات لازم را تقدیم نمودم و مورد تصویب قرار گرفت».

طراحانی که برای ساخت دانشکده‌ها و ساختمان‌ها انتخاب شدند نیز بیشتر فرانسوی بودند و رونارلد دوبرل، ماکسیم سیرو، آلکساندر موزر، آندره گدار به همراه مارکف و محسن فروغی دانشکده مختلف دانشگاه تهران را طراحی و ساختند. نخستین مدیر دانشگاه تهران وزیر معارف یعنی علی اصغر حکمت بود. بعد از آن دکتر علی‌اکبر سیاسی تا نیمه دهه ۳۰ سرپرستی دانشگاه را برعهده گرفت.

نخستین دانشکده‌هایی که افتتاح شد دانشکده طب و دانشکده علوم سیاسی و دانشکده معقول ومنقول که بعد‌ها به دانشکده الهیأت و ادبیات وعلوم انسانی تقسیم شد، بودند. مسجد دانشگاه تهران نیز در سال‌های بعد با طراحی عبدالعزیز فرمانفرماییان ساخته شد. دانشگاه تهران نه فقط نخستین دانشگاه ایران و تهران که دانشگاه مادر ایران است. جدا از این دانشکده‌ها بخش‌هایی از دانشگاه نیز در بخش‌های دیگری از تهران ساخته شد.

ناداستان دانشگاه تهران

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟


روزنامه همشهری – عیسی محمدی: این روزها، یک مناسبت تلخ در تقویم‌های تاریخ وجود دارد که برای هر ایرانی، به‌شدت دردناک است؛ جدایی بحرین از سرزمین مادری. شاید برای کسانی که نمی‌دانند و دنبال قضیه را نگرفته‌اند، درگیری‌های ارضی امروز ایران و امارات‌متحده‌عربی و حتی در گذشته با عراق و…، چندان چیز مهمی نباشد.

اما برای کسانی که می‌دانند نقاطی چون بحرین و اروند و… از سده‌های گذشته متعلق به ایران و تحت حاکمیت ایران بوده است، مطرح‌شدن این ادعاهای ارضی به‌شدت دردناک‌تر خواهد بود. ماجرای جدایی بحرین نیز چنین بوده و هست. جایی که از گذشته تحت حاکمیت ایران بود، با رذالت انگلیسی‌ها و خیانت حاکمان محلی و… برای همیشه از ایران جدا شد. اما ماجرای این جدایی، به‌عنوان یکی از غیرقابل‌دفاع‌ترین اقدامات محمدرضا پهلوی چه بود؟

دو روایت از یک جدایی

در مورد جدایی بحرین از ایران 2‌روایت وجود دارد که غالباً در فضاهای مختلف مطرح می‌شود. روایت اول، خیانت پهلوی دوم به حاکمیت ارضی و ملی ایران است. در این روایت، بحرین از گذشته‌های دور تحت حاکمیت ایران بوده و پهلوی دوم بدون در نظر گرفتن این تاریخ، مذاکراتی با انگلیس داشته و تصمیم به جدایی استان چهاردهم از کشور گرفته. اما روایتی دیگر هم وجود دارد. در این روایت، گفته می‌شود که بحرین از زمان ناصرالدین شاه دیگر متعلق به ایران نبوده و اساساً جدایی آن ربطی به پهلوی دوم نداشته و دهه‌ها قبل از این حکومت عملیاتی شده بود. این روایت دوم را غالباً طرفداران سلطنت مطرح می‌کنند.

کار، کار خود انگلیسی‌ها بود

از قدیم‌الایام و زمانی که ایرانیان باستان جزو قدرت‌های برتر جهانی بودند، شبه‌جزیره عرب چندان مورد توجه قدرت‌های جهانی نبود. البته حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و سرزمین‌های یمن و غرب عربستان، قصه‌ای دیگر داشتند و به واسطه کمی آبادانی بهتر، مورد‌توجه بودند. به همین واسطه بود که حاشیه جنوبی خلیج‌فارس از دوردست تاریخ در اختیار ایران بوده.

اما این حاکمیت در اواسط سده نوزدهم میلادی توسط انگلیسی‌ها نقض شد. بریتانیا که آن روزها جزو حکومت‌های استعماری دنیا محسوب می‌شد، هر جایی که می‌توانست و زورش می‌رسید دست‌اندازی می‌کرد. تا اینکه گذر انگلیسی‌ها به خلیج‌فارس هم افتاد؛ چرا که می‌خواستند هم از منافع این منطقه سود ببرند، هم جریان تجارت و ارتباط با هندوستان را از حیث امنیتی تأمین کنند. در نهایت اینکه اردیبهشت‌ماه 1349 شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه 278 را صادر کرد که در آن جدایی بحرین از ایران تأیید شد.

تحت فرمان ایالت فارس

بحرین در اصل، به مفهوم دو بحر یا دو دریاست؛ نام منطقه‌ای در شمال شرقی جزیره‌العرب؛ جزیره‌ای که از شمال خودش، می‌تواند خلیج‌فارس را به دو قسمت فرضی تقسیم کند. نام باستانی آن «اوال» بوده است؛ ترکیبی از «او» به‌معنای آب و «آل» که یک پسوند تشابه فارسی است به مفهوم جایی که آب دارد. بحرین یک سرزمین مجمع‌الجزایری است. این مجمع‌الجزایر از دوران کهن ایرانی و تحت سیطره ایالت فارس بوده‌اند. حاکمان آن نیز توسط ایرانیان تعیین شده و به آن‌جا می‌رفتند. طبق اسناد تاریخی، تا یک سده قبل از میلاد مسیح، این سرزمین‌ها ایرانی بوده‌اند. شرق‌شناسان می‌گویند که بحرین و سواحل خلیج‌فارس قبل از اسلام تحت سیطره ایرانیان بوده‌اند و قلعه‌های مختلف و پادگان‌هایی در نقاط مختلف آنها ساخته شده بود. یکی از فرمانروایان ایرانی که بر این خطه حکم می‌راند، «اسپیدویه» نام داشت که تا مدت‌ها به همین دلیل، بحرینی‌ها را اسپیدگان هم می‌گفتند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

هجوم پرتغالی‌ها

در زمان ظهور اسلام در جهان عرب و گسترش آن به پیرامون، فردی به نام منذر بن ساوی بر بحرین حکم می‌راند که آدم ساسانیان بود. بعدتر هم که آدم دولت‌های اسلامی و خلفا شد. تا مدت‌ها البته خبری از حکومت‌های مستقل نبود و عملاً با امپراتوری مسلمانان روبه‌رو بودیم. تا اینکه با تضعیف قدرت خلفا و سر بر آوردن سلسله‌هایی چون آل‌‌بویه، باز هم عمان، بحرین و… به ایران رسیدند. بعد از آنها هم که نوبت به سلجوقیان، اتابکان و ملوک هرمز رسید. در سال 698شمسی بود که قطب‌الدین کیش، پادشاه هرمز بحرین را کامل تصرف کرده و از آن به بعد، همه جزیره‌های خلیج‌فارس در اختیار ایرانیان بود. تا اینکه نوبت به حضور پرتغالی‌ها در این نقطه رسید. آنها از ضعف حکومت‌های مرکزی در ایران استفاده کرده و استحکاماتی را در جزایر و نقاط مختلف خلیج‌فارس بنا کردند.

پرچمی که همیشه بالا بود

صفویان خیلی دوست داشتند که پرتغالی‌ها را بیرون کنند، البته تا مدت‌ها قادر به این کار نبودند؛ چرا که نیروی دریایی مجهز و تجهیزات مدرن آن روز را در اختیار نداشتند. تا اینکه چنین اتفاقی در زمان سلطنت شاه‌عباس افتاد و او توانست پرتغالی‌ها را شکست بدهد و از سرزمین‌های ایران بیرون براند. بحرین و سرزمین‌های دور و برش تا پایان صفویه در اختیار ایرانی‌ها بود؛ با این تفاوت که حکومت محلی را به شیوخ عرب سپرده بودند.

اما در زمان سلطان‌حسین صفوی، که ماجرای ضعف حکومت مرکزی و شورش افغان‌ها و… پیش‌آمد، سلطان عمان از فرصت استفاده کرده و بحرین و مسقط را در اختیار گرفت. این جدایی چندان طول نکشید؛ نادر از راه رسید و عمان و بحرین به‌دست ایران افتاد. با مرگ نادر، دوباره از ضعف حکومت مرکزی سوءاستفاده شده و این مناطق ابتدا تحت اختیار اعراب عتوبی و سپس اعراب مسقط درآمد. حضور اعراب محلی در این منطقه تا اواسط قرن هجدهم میلادی ادامه داشت تا اینکه باز هم اختیار به‌دست ایران افتاد. دولت بحرین کماکان تحت نظر ایران بود، تا اینکه سروکله انگلیسی‌ها پیدا شد. آنها به‌شدت سعی می‌کردند از بحرین ایرانی‌زدایی کنند.

تیر خلاص یک پادشاه

در بهمن 1346، محمدرضا پهلوی و مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا ملاقاتی داشتند. بعدها گفته شد که شاه ایران در این ملاقات، اظهار کرده که نسبت به حاکمیت ایران بر بحرین علاقه‌ای ندارد، اما چون این نقطه سال‌هاست که در اختیار ایران قرار‌داشته، نمی‌تواند یک‌دفعه بازی را خراب کند. سال بعدش هم در مصاحبه‌ای مطبوعاتی با مجله بیتلز، گفت: «…موقع آن رسیده که انگلیسی‌ها از این نواحی بیرون بروند. بایستی اعتراف کنم که ما از دست انگلیسی‌ها نخواستیم یا به آنها نگفتیم که خلیج‌فارس را تخلیه کنند، آنها داوطلبانه عازم شده‌اند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

سخن ما این است حال که آنها می‌خواهند بروند، تخلیه نواحی خلیج‌فارس بایستی واقعی و اساسی باشد. من می‌خواهم یک‌بار دیگر بیانی را که شخصاً در این زمینه گفته‌ام تکرار کنم و بگویم که اگر انگلیسی‌ها از در جلو خارج می‌شوند، نبایستی از در عقب وارد گردند و نیز نمی‌توانیم بپذیریم، جزیره‌ای که توسط انگلیسی‌ها از کشور ما جدا شده توسط ایشان، ولی به‌حساب ما به کسانی دیگر داده شود. این اصلی است که ایران نمی‌تواند از آن صرف‌نظر کند. من می‌خواهم بگویم که اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند، هرگز به زور متوسل نخواهیم شد، زیرا این خلاف اصول سیاست دولت ماست که برای گرفتن این سرزمین خود، به زور متوسل شویم. ثانیاً گرفتن و حفظ‌ کردن سرزمینی که مردم آن با شما ضدیت داشته باشند چه فایده‌ای خواهد داشت؟ … .»

نظرسنجی به جای همه‌پرسی

اردشیر زاهدی، وزیر وقت امور‌خارجه بخشی از کارشناسان را نزد شاه برد تا با او صحبت کنند. محمدرضا هم در این جلسه گفت که انگلیس در حال تخلیه خلیج‌فارس است و قطعاً بحرین را به حکام عرب خواهد داد و ما نمی‌توانیم کاری بکنیم. در نهایت اینکه ایران و انگلیس پذیرفتند که فردی از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد مأمور به این کار و نظر مردم بحرین را جویا شود؛ درحالی‌که عرف آن است که این جدایی‌ها از طریق همه‌پرسی تعیین تکلیف شوند.

نظرخواهی جزو بدعت‌هایی بود که سابقه نداشت برای تعیین تکلیف جدایی یک منطقه مورد‌استفاده قرار‌بگیرد. نظرسنجی او3 سؤال پیش‌روی مخاطبان قرار‌می‌داد: پیوستن به ایران، تحت‌الحمایه بریتانیا بودن یا استقلال. شهروندان باید به یکی از این سؤال‌ها جواب مثبت می‌دادند.

جدایی بحرین از ایران، چه شد و چگونه و چرا؟

نماینده دبیرکل2 هفته‌ای به بحرین سفر کرده و با مردم و گروه‌های مختلف گفت‌وگو کرد. در نهایت اینکه گزارش خودش را دال بر اینکه مردم بحرین علاقه‌مند به جدایی هستند، تقدیم دبیرکل کرد! شورای امنیت هم قطعنامه‌ای صادر کرده و تصمیم مردم بحرین را به رسمیت شناخته و این امر را به ایران و انگلیس ابلاغ کرد. چنین بود که دسیسه‌های آل‌خلیفه و انگلیس به بار نشست و در بیست‌و‌سوم مرداد‌ماه 1350، بحرین اعلام استقلال کرد و شگفت اینکه ایران، نخستین کشوری بود که این امر را تبریک گفت.

طنز تلخ تاریخ

نکته جالب اینکه تا چند سال قبل از این جدایی، ایران به‌شدت دنبال حق حاکمیت خود بر بحرین بود. حتی بارها نیز تلاش‌های نافرجامی را به این منظور صورت داده بود. کار حتی به سازمان‌های بین‌المللی هم کشیده شده بود، اما باز هم بی‌فایده بود. انگلستان هم به کارهای خودش ادامه می‌داد و حکومت آل‌خلیفه هم ترکیب جمعیتی منطقه را به هم می‌زد تا از علاقه مردم به ایران بکاهد.

اما در نهایت جدایی اتفاق افتاد. در داخل ایران و بحرین هم اعتراضاتی صورت گرفت. اعضای حزب پان‌ایرانیست با هدایت پزشک‌پور هم در مجلس اعتراض کردند و قصد داشتند دولت را استیضاح کنند. اما این کارها به سرانجام نرسید. انگلیس هم بهای خوش‌خدمتی محمدرضا پهلوی را با تخلیه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی پرداخت کرد.

نیروهای ایرانی هم وارد این جزایر شدند تا مثلاً نشان بدهند چقدر حاکمیت ارضی و ملی برایشان مهم است؛ درحالی‌که هم بحرین و هم این سه جزیره متعلق به ایران بوده و توسط انگلیسی‌ها اشغال شده بود. به واقع به‌حساب خودمان، به‌خودمان پاداش دادند تا متوجه درد جدایی نشویم؛ جدایی سرزمین‌هایی که انگلیس به واسطه فروپاشی عثمانی، توانسته بود پا به آنها بگذارد و آنها را از ایران جدا کند.

خیانت یا سیاست؟

کتابی نگاشته شده است با عنوان «تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی.» جلد سوم آن به موضوع بحرین پرداخته است. محمدعلی بهمنی قاجاری، نویسنده کتاب در مقدمه چنین نوشته: «تلقی افکار عمومی ایران از ماجرای استقلال بحرین که با تمام مواضع و رویکردهای دولت ایران تا پیش از مصاحبه محمدرضاشاه در دهلی نیز منطبق است، تجزیه جزیره بحرین از ایران است.

بر این اساس بحرین جزیره‌ای ایرانی و استان چهاردهم ایران بوده که با دخالت انگلیسی‌ها و همراهی و پذیرش نظام پهلوی از ایران تجزیه شده است. در مقابل این تلقی افکار عمومی، طرفداران نظام پهلوی تلاش می‌کنند تا قرائتی دیگر از ماجرا ارائه دهند. در این دیدگاه، بحرین سرزمینی است که حداقل از دوره ناصرالدین شاه از ایران جدا شده و ایران ده‌ها سال بود که عملاً حاکمیتی بر آن نداشت و محمدرضاشاه با صرف‌نظر کردن از ادعای حاکمیت ایران بر بحرین، در عمل راه را برای آزادسازی جزایر سه‌گانه و اقتدار ایران در خلیج‌فارس فراهم کرد.»

از زمان کورش بزرگ

نخستین سندی که در آن از این جزیره یادشده، نوشته‌ای از شرح کارهای سارگون بزرگ آشوری در حدود 2872قبل از میلاد است. نام باستانی جزیره بحرین اوال است؛ یعنی جایگاهی که آب دارد… بحرین از پیش از اسلام تا سده ششم هجری قمری به همه سرزمین‌های کرانه جنوبی خلیج‌فارس یعنی از بصره تا عمان اطلاق می‌شد.

اما از سده هفتم هجری قمری پیش‌درآمدهای کرانه‌های جنوبی خلیج‌فارس و جزایر بحرین به یکدیگر درآمیخته و از روزگار فرمانروایی صفویه به بعد نام بحرین به جزایر اوال اطلاق و بخش کرانه‌ای نیز الحساء نامیده شد. تمامی تاریخ‌های فارسی و غیرفارسی اعم از اسناد رسمی و دولتی و کتاب‌های جهانگردان خارجی حکایت از آن دارد که بحرین از زمان‌های بسیار دور بخشی از سرزمین ایران بوده است.

هخامنشیان با کمک دریانوردان فنیقی نیروی دریایی قوی‌ای ساختند و کورش بزرگ توانست در 538قبل از میلاد حاکمیت ایران را بر سرتاسر آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان استوار کند (جدایی بحرین از ایران؛ نفع ایران یا انگلیس/ گلناز کرنوکر)

حیله‌های قیمت‌گذاری در عصر جدید بازارها


روزنامه شهروند- مسلم تقوی: قیمت ظریف‌ترین عنصر بازاریابی است و زمان و تفکر زیادی صرف تعیین قیمت می‌شود تا مشتریان را به سمت بیشتر خرج‌کردن وادار کند.

در قیمت‌گذاری حیله‌ای به‌خصوص وجود دارد که بازاریاب‌ها از آن استفاده می‌کنند تا توجه شما را از سمت محصول ارزان‌تر و به‌صرفه‌تر به سمت یک محصول گران‌تر و پرسودتر معطوف کنند؛ به عبارتی انتخاب شما را می‌خواهند به نفع خودشان تغییر دهند. این روش «تأثیر طعمه» نام دارد.

اثر طعمه و یک انتخاب گران‌تر

یک محصول و دو انتخاب

فرض کنید می‌خواهید مخلوط‌کنی چندکاره بخرید و دو محصول برای شما نمایش داده می‌شود خواه این خرید آنلاین و اینترنتی باشد، خواه خرید حضوری و سنتی؛ به عنوان مثال محصول ارزان‌تر با ٨٩ دلار قیمت و قدرت ٩٠٠ وات، یک کیت ٥ قطعه به همراه دارد. در کنار این، محصول گران‌تری برای شما به نمایش درمی‌آید که کیت ١٢ قطعه دارد و قدرت آن هم ١٢٠٠ وات است البته قیمت این محصول ١٤٩ دلار است. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟

انتخاب شما براساس ارزیابی‌های آن‌ها براساس ارزش متناسب با هزینه کالاست. خب اینجا مسأله به راحتی آشکار نمی‌شود، ولی مدل گران‌تر ارزش بیشتری نسبت به قیمت آن دارد. تقریبا ٣٥‌درصد قدرت بیشتری دارد و قطعاتی که با محصول اصلی به شما می‌دهد دو برابر بیشتر از محصول ارزان قیمت است، قیمت محصول ٧٠‌درصد بیشتر است و کسی به راحتی حاضر نیست چنین مبلغی را هزینه کند.

پیشنهاد سوم

اثر طعمه و یک انتخاب گران‌تر

تصمیم‌گیری هنوز سخت است و خریدار نمی‌داند با پولی که می‌خواهد هزینه کند کدام محصول را انتخاب کند؛ مدل ارزان‌تر و ضعیف‌تر با کاربرد محدودتر یا مدلی ٧٠‌درصد گران‌تر، ولی با قدرتی بیشتر و تقریبا همه‌کاره. حالا موقع واردشدن انتخاب سوم است.

مدلی دیگر از همان برند با ١٢٥ دلار قیمت ١٠٠٠ وات قدرت و به‌اصطلاح ٩ پارچه. شما احساس می‌کنید حالا مقایسه منطقی‌تری می‌توانید انجام دهید: با ٣٦‌درصد هزینه بیشتر ٤ پارچه و ١٠٠ وات بیشتر به محصولی که می‌خواهید بخرید اضافه می‌شود. اما حالا اگر این را با محصول گران سبد انتخاب‌تان بررسی کنید، می‌بینید که با صرف هزینه تنها ٢٤‌درصد بیشتر ٢٠٠ وات قدرت بیشتر و ٣ پارچه بیشتر نصیب‌تان می‌شود. اگر تا کنون با این حالت مواجه شده‌اید، شما تحت تأثیر طعمه قرار گرفته‌اید.

تسلط نامتقارن

تأثیر طعمه به حالتی گفته می‌شود که خریدار وقتی بین انتخاب دو محصول قرار دارد، نظرش تحت تأثیر محصول سومی (طعمه) تغییر می‌کند. این اتفاق با پدیده‌ای به نام «تسلط نامتقارن» تعیین و تعریف می‌شود. گاهی به این پدیده «تأثیر جاذبه» هم گفته می‌شود.

تسلط نامتقارن (asymmetric domination) به این معنی است که طعمه به نحوی قیمت‌گذاری شود که یکی از دو انتخاب جذاب‌تر به نظر برسد. این سلطه در ارزش دریافتی مانند کمیت، کیفیت، امکانات بیشتر و … معنی پیدا می‌کند. از ابتدا هم قرار نیست طعمه فروخته شود، تنها هدف این محصول (در یک فروشگاه خاص به طور مثال) این است که مزیت رقابتی یا همان قیمت پایین ارزش خود را از دست بدهد و انتخاب خریدار به سمت محصول «هدف» (معمولا محصول گران‌تر و پرسودتر) سوق پیدا کند.
این تأثیر مورد بحث ابتدا به وسیله «جوئل هوبر»، «جان پین» و «کریستوفر پوتو» در مقاله‌ای در سال ١٩٨١ تشریح شد و یک سال بعد در «مجله تحقیقات مصرف‌کننده» به چاپ رسید.

نحوه کار طعمه

وقتی مصرف‌کننده با گزینه‌های متعددی مواجه می‌شود، اغلب پدیده‌ای را تجربه می‌کند که اشباع حق انتخاب خوانده می‌شود. روانشناسی به نام «بری شوارتز» این پدیده را با «ستم و پارادوکس انتخاب» تشریح می‌کند. چندین آزمایش تجربه رفتاری نشان می‌دهد که هر چه حق انتخاب بیشتر باشد اضطراب بیشتر شده و تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود.

در تلاش برای کاهش این اضطراب خریدار سعی می‌کند در حد امکان دست به ساده‌سازی عوامل بزند. بیشتر این ساده‌سازی به دو عنصر قیمت و کمیت کاهش پیدا می‌کند تا ارزش‌مندترین انتخاب را پیدا کنند. با دستکاری در این دو انتخاب کلیدی یعنی قیمت و کمیت، طعمه خریدار را به سمت خاصی هدایت می‌کند. حالا اضطراب از بین می‌رود و خریدار حس می‌کند با داشتن اطلاعات کافی دست به انتخابی منطقی و عقلانی زده است.

اثر طعمه و یک انتخاب گران‌تر

به این ترتیب تأثیر طعمه فرمی از «تئوری تلنگر» (ترجمه ویکی‌پدیای فارسی از Nudge theory) است. این تئوری به وسیله اشخاصی مانند «ریچارد تالر» و «کاس سانستاین» به این صورت تشریح می‌شود؛ «تلنگرزدن (Nudging) یعنی تغییر هر جنبه‌ای از ساختار انتخاب که رفتار مردم را به نوعی قابل پیش‌بینی کند و در عین حال هیچ گزینه‌ای از انتخاب‌هایشان را منع و حذف نکند.» البته باید اشاره کرد که همه انواع تلنگر به عنوان تقلب و دستکاری شمرده نمی‌شوند.

برخی نیز عقیده دارند این نوع تقلب گاهی به نفع خود افراد است و حتی با نیتی خیر انجام می‌شود. به دفعات ثابت شده است که استفاده از این دست تکنیک‌ها برای ترغیب مردم به تصمیمات بهتر مفید بوده است؛ تصمیماتی مثل صرفه‌جویی در انرژی و انتخاب سالم‌تر غذا می‌توانند از دست مثال‌هایی باشند که با استفاده از تئوری تلنگر یا حتی ترفند طعمه به دست آمده‌اند.

منبع: The Conversation

اسم انسان‌ها را مسخره نکن، هموطنِ باشعور


وب‌سایت میدان – الهه توانا: چرا توقع داریم آن‎چه افراد با آن نامیده می‎شوند، مطابق ظاهر و خلقیاتشان است؟ با اینکه می‌دانیم هیچ‎کس در انتخاب نام و نام‎خانوادگی‎اش حق انتخاب ندارد.

اگر توی مطب دکتر، منشی صدا بزند آقای «پیلتن» و مرد کوتاه‌قد ریزجثه‌ای از جا بلند شود، لبخند می‌زنیم. اگر آدم عجولی با فامیلیِ «صبوری» بین دوروبری‌هایمان باشد، حداقل یک‌بار شوخی یا جدی بهش گفته‌ایم «چقدر هم که تو صبوری». اسم‌های جنسیت‌دار به‌عنوان نام‌خانوادگی در رأس دستمایه‎های شوخی قرار دارند. فکر می‌کنیم همه‌ی کسانی که فامیلیشان «فرزانه» است باید زن باشند و همه‌ی «امیر»‌ها مرد و هر وقت به مثال نقضی بربخوریم، به خودمان اجازه می‌دهیم با ریشخند یا چشم‌های گشاد شده این اختلاف را به سمع و نظر دارنده‌ تناقض برسانیم.

نام‌گذاریِ فرزند؛ مُد روزافزونِ اسم‌های عجیب

فیلم‎ها و سریال‎های کمدی بار‌ها از این موضوع شوخی ساخته‎اند و ما هم هربار خندیده‌ایم درحالی‎که می‎دانیم که هیچ‎کس در انتخاب نام و نام‎ خانوادگی‎اش حق انتخاب ندارد. می‎دانیم که اسم‎های خانوادگی به ارث می‎رسند و اسم‎های کوچک بنابه سلیقه و زمانه و مناسبت‎ها و اتفاق‎ها و ملاحظات بسیار دیگری انتخاب می‎شوند. اما باز توقع داریم آن‎چه افراد با آن نامیده می‎شوند، مطابق ظاهر و خلقیاتشان باشد. شاید فکر کنید در این قضیه اگر شوخی و مسخره‎کردن در کار نباشد، مشکل حل می‎شود، اما می‎خواهم بنا به تجربه‎ی شخصی بهتان بگویم واکنش مثبت نشان‌دادن به اسم افراد هم می‎تواند آزاردهنده و حتی آسیب‎زا باشد.

توانا! تو دیگه چرا؟

خانم ببخشید، من درس نخوندم.

نچ نچ نچ. تو که توانایی! تو دیگه چرا؟

***

کی جواب این سوال رو می‌دونه؟

(هیچ‌کس)

دختر تو باید قدر این فامیلی رو بیشتر بدونی. بیخود که بهت نگفتن توانا.

شاید فکر کنید دارم سخت‎ می‎گیرم، ولی به این جملات به چشم توقعات ناتمام و بی‌جایی نگاه کنید که روی سر یک بچه‌ی ۷ساله هوار می‌شوند و در تمام طول زندگی‌اش هم دست از سرش برنمی‌دارند. او باید جواب همه‌ی سوال‌ها را بداند و توی همه‌ی رشته‌های ورزشی برنده باشد و همیشه ۲۰ بگیرد، چون خیلی سال پیش، احتمالا یکی از اجدادش از پس کاری برمی‌آمده‎ است و «توانا» صدایش کرده‌اند.

خودم را گول زده‌ام اگر کمال‌طلبی‌ام و عوارض فلج‌کننده‌اش را یک‌سره زیر سر معلم‌ها و کسان دیگری بدانم که دائم ازم انتظار «توانایی» داشتند، ولی نمی‌توانم منکر تأثیرشان بشوم. وقتی در اولین مواجهه‌ی رسمی با اسم خانوادگی‌ات، بی‌توجه به استعداد و محدودیت‌هایت بهت القا می‌کنند که «باید بتوانی» و این تلقین بار‌ها و بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌شود، خودت هم باورت می‌شود که موظف به توانستنی. بعد از آن‌جایی که یک انسان معمولی هستی و قدرت‌های ماوراءطبیعی و چوب جادویی نداری هی به «ناتوانی» هایت برمی‌خوری و هی یادت می‌آید و می‌آورند که «تو باید…» و هی زیر این فشار له می‌شوی. می‌بینید؟ به‌همین راحتی می‌شود زندگی را به کسی سخت کرد. اسمِ آدم‎ها کارکرد نام‎گذاری برای اشیا را ندارد. اگر میزی ببینیم که قاشق صدایش می‎کنند، حق داریم که بخندیم یا تعجب کنیم یا بپرسیم ببخشید درست شنیدم؟ ولی منطقی نیست که دنبال هماهنگی دال و مدلول در نامیدن‎های انسانی بگردیم.

بچه‎های امروز علاوه ‎بر دردسر‌های نامیدنی رایج، واکنش‎ ناراحت‎کننده‎ی دیگری هم دریافت می‎کنند. دهه‎ هشتاد و نودی‎ها هربار که خودشان را معرفی می‎کنند، باید منتظر ابرو‌های درهم و چشم‎های ریز شده و شنیدن «چیِ؟» کشدار از طرف مقابل باشند. اسم‌ها هر قدر هم ناشنیده و نامأنوس باشند، اجازه نداریم طوری با دارند‎ه‎ی آن‎ها برخورد کنیم که انگار موجودی ناشناخته‎ است و از سیاره‎ی دیگری آمده. بزرگ‌ترها، اما عموما خودشان را در این نوع واکنش نشان دادن به اسم بچه‌های نسل جدید، محق می‌دانند چرا که معتقدند قصور از سمت والدین بوده که اسمی آشنا به‎ گوشِ آن‎ها برای فرزندشان انتخاب نکرده‎اند.

اخیرا روان‎شناسان و جامعه‌شناسان هم بحث‌هایی در این‎باره مطرح کرده‎اند و تا جایی‎که نویسنده مطلع است، همگی متفق‎القول به این نتیجه رسیده‎اند که اسم‎ها نباید نامأنوس باشند و باید معنای روشنی داشته ‎باشند. من ندیدم جایی که کسی در این «بایدونبایدها» اقتضائات زمانی و زبانی را لحاظ کند. زبان، پویا و زنده‎ست؛ در طول حیاتش واژه‎هایی را دور می‎ریزد، واژه‎هایی را قرض می‎گیرد و واژه‌های تازه‎ای می‎سازد.

اسم‎های خاص هم بیرون از این فرایند نیستند. ملاکِ خوش‎آهنگی و خوش‎آیندی بیست‎سال پیش متفاوت از امروز بوده‎‎ و این سلیقه و بینش سخن‎وران زبان در بستر زمان است که تعیین می‎کند چه تغییراتی مجازند. با این تفاصیل، «حالا این‎که گفتی، یعنی چی؟» در واکنش به اسم بچه‎های نسل جدید، والدین را به انتخاب نام‎های مورد علاقه‎ی ما مجاب نمی‎کند؛ تنها باعث آزردگی صاحب اسم است و نشان انعطاف‎ناپذیری ما در برابر تحولات زبانی. برخورد با اسم افراد منحصر به شوخی و تعجب نیست و می‎تواند به تبعیض هم منجر شود.

نام‌گذاریِ فرزند؛ مُد روزافزونِ اسم‌های عجیب

به‎نام تبعیض

اما آیا مسئله‎ی اسم، به‎همین‎جا ختم می‎شود؟ اسم، اولین ابزار هویت‎مندی است. افراد با اسم و نحوه‎ی نامیده‎شدنشان، خود را می‎شناسند و هر نوع واکنشی هرچند ظاهرا کوچک و بی‎‎اهمیت- می‎تواند در تلقی آن‎ها از خودشان تأثیری ناخوشایند بگذارد. برخورد با اسم افراد منحصر به شوخی و تعجب نیست و می‎تواند به تبعیض هم منجر شود. اسامی مذهبی در جوامع دین‎باور، طرفداران زیادی دارد.

قابل‎ درک است که یکی از ملاک‎های اسم‎گذاری برای فرزندان، اعتقادات دینی باشد، اما آیا قابل ‎درک است که این نام برای دارنده‎اش، تمایزی به‎همراه داشته‎باشد؟ بالاتر درباره‌ی انتظار بی‎جایی گفتم که به‎دنبال تطابق معنایی اسم افراد و خصوصیات خلقی و ظاهری‎شان است، حالا می‎خواهم اضافه کنم که بعضی اسم‎ها علاوه‎ بر (یا به‎جای) بار معنایی، بار مصداقی هم دارند. یعنی تصور ما از آن‎ها به این بستگی دارد که اولین یا مشهورترین مسمی چه شهرتی داشته‎ و نسبت ما با آن چیست.

یادم می‎آید در مدرسه، در اعیاد مذهبی به دانش‎آموز‌های هم‎نام با معصومین جایزه می‎دادند؛ جایزه‎ای که طبعا تلاشی برای دریافتش انجام نشده ‎بود. این رفتار ظاهرا کم‎ اهمیت وقتی بدانیم تشویق برای بچه‎های کم ‎سن‎وسال نشانه‎ای جدی از مورد پذیرش قرار گرفتن است، رنگ تبعیض به خود می‎گیرد. صورت عکسش را هم البته افرادِ هم‎نام شخصیت‎های مذهبی، تجربه کرده‎اند و می‎کنند؛ آن‎ها گاهی صرفا به‎دلیل نسبت اسمیشان با شخصیتی مذهبی مورد رفتار خصمانه یا دست‎کم غیردوستانه قرار می‎گیرند و گاه به‎دلیل ناهمخوانی بین باور‌ها و رفتارشان با اسمشان مواخذه می‎شوند. غیر از مذهب، خاطره‌های جمعیْ از شخصیت‎های تاریخی و سیاسی هم بارِ دیگری‎ست که مصداق اولیه یا مشهور اسم‎ها به مسمی‎ها تحمیل می‎کند.

بازخورد مثبت یا منفی به نام دیگران می‌تواند باعث احساس فشار، تحقیر یا تبعیض شود، اما این همه‌ی ماجرا نیست. اسم‌ها همیشه مفهوم خود را از رفتار اجتماعی نمی‎گیرند و گاهی معنای لغوی آن هاست که فارغ از بازخورد دیگران، واجد تأثیر است.

اسم یا نشان و برچسب؟

تا این‎جای بحث، نوک پیکان متوجه «واکنش‎»‌ها بود. گفتیم و خواندیم که بازخورد مثبت یا منفی به نام دیگران می‌تواند باعث احساس فشار، تحقیر یا تبعیض شود، اما این همه‌ی ماجرا نیست. اسم‌ها همیشه مفهوم خود را از رفتار اجتماعی نمی‎گیرند و گاهی معنای لغوی آن هاست که فارغ از بازخورد دیگران، واجد تأثیر است. البته از آن‎‌جایی که با زبان سروکار داریم، این تفکیک حوزه‎ی فردی و جمعی چندان دقیق به‎نظر نمی‎رسد؛ زبان به‎طور کلی و اسم‌ها به‎طور خاص در ارتباط ا‎ست که معنا و کارکرد پیدا می‎کنند. مقصودم از «تأثیر فارغ از واکنش‎های بیرونی» آن است که بعضی اسم‎ها لزوما بازخورد آگاهانه برنمی‎انگیزند و بنا به‎معنای لغوی‎شان در لایه‎ای پنهان‎تر حیات دارند.

نام‌گذاریِ فرزند؛ مُد روزافزونِ اسم‌های عجیب

مثلا؟ به‎جای مثال زدن، دعوت‎تان می‎کنم به یک بازی ساده. من چندتا صفت نام می‎برم و شما اولین اسمی را که با آن صفت در ذهن‎تان تداعی می‎شود، به زبان می‌آورید (هرچند من نمی‎‌شنوم)؛ رویین‌‎تن، مظلوم و آرام، خوش‌‎منظر، شجاع، بالطافت، قوی، غمخوار، سعادتمند. با تقریب خوبی می‎توانم بگویم صفت‎های مبتنی بر توانایی و قدرت، اسامی پسرانه و دسته‎ی دوم صفت‎ها نام‎های دخترانه را تداعی کردند.

البته اگر بیشتر فکر و کمی جست‎وجو کنیم، اسم‎های دخترانه واجد معانی گروه دوم و بالعکس می‌یابیم، اما اولین نامی که به ذهن می‎رسد، احتمالا نشان از پیوند قوی‎تری دارد؛ پیوندی قوی بین آن‎چه از نقش‎های جنسیتی توقع داریم و شیوه‎ای که آن‎ها را صدا می‎زنیم. به این‎ترتیب بی‎راه نیست اگر بگوییم اسم‎ها در بازتولید کلیشه‎های جنسیتی نقش دارند. اسم‎ها همچون نشان و برچسب به دختر‌ها می‎گویند جامعه از آن‎ها توقع زیبایی و وقار و معصومیت و امثالهم دارد و به پسر‌ها می‎گوید باید قدرتمند و دلاور باشند. نظر شما چیست؟ با آن‎چه در این بحث مطرح شد، موافق‎اید؟ رنج‎های نامیدن دیگری می‎شناسید که از چشم نویسنده دور مانده‎باشد؟

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!


برترین‌ها: طبیعی است که برپا کردن یک گلخانه علاوه بر تمامی روش‌های پرورش گیاهان و نگهداری از آن‌ها به تجهیزاتی کلی نیز نیازمند خواهد بود، چیزی که شاید در نظر بسیاری از افراد موضوع چندان مهمی نیست و با کوچک‌ترین وسایل نیز می‌توان از پس آن برآمد! در صورتی که تنوع و لزوم وجود تجهیزات گلخانه‌ای کامل به عنوان یکی از اصول مهم ایجاد و ساخت گلخانه به حساب می‌آید. در این مطلب با شما هستیم تا به موضوع خرید تجهیزات گلخانه‌ای بپردازیم و شما را در این روند همراهی کنیم.

به طور کلی باید بگوییم که خرید تجهیزات گلخانه‌ای پروسه بسیار گسترده و عظیمی است و عناوین متفاوتی را شامل می‌شود، از کوچک‌ترین تجهیزات گرفته تا سازه‌های گلخانه‌ای. در ادامه شما را با برخی از مهم‌ترین تجهیزات گلخانه‌ای آشنا می‌کنیم.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!

وسایل گرم‌کننده هوای گلخانه

یکی از مهم‌ترین تجهیزات گلخانه‌ای لوازم و وسایل گرم‌کننده هواست. معمولاً در کشور ما برای گرم کردن و گرم نگه داشتن گلخانه از وسایلی همچون بخاری‌های نفتی و گازی استفاده می‌شود. نکته‌ای که در رابطه با این وسایل باید توجه داشت محل قرارگیری دودکش است. به طور کلی باید دودکش بخاری‌ها به گونه‌ای قرار بگیرد که به هوای بیرون راه داشته باشد تا گاز‌های سمی تولیدشده باعث بروز آسیب و مشکلاتی برای گیاهان درون گلخانه نشود.

باید به این موضوع نیز اشاره کنیم که آب گرم و یا بخار آب با کمک لوله‌هایی که معمولاً در دیواره‌های جانبی و یا زیر سکو‌های گلخانه عبور می‌کنند نیز می‌توانند گرمای یکنواختی را در فضای گلخانه ایجاد کنند. برای انتخاب بخار و یا آب گرم نیز باید تمامی مزایا و معایب هر کدام از آن‌ها را در نظر داشت تا در نهایت به انتخابی درست دست یافت.

دماسنج گلخانه‌ای

طبیعی است که گرم کردن گلخانه به نوبه خود کفایت نخواهد کرد، بلکه باید دائماً دمای درون آن را نیز بررسی کرده و تحت کنترل قرار داد. معمولاً دمای گلخانه را با انواع متفاوتی از دماسنج‌ها اندازه‌گیری می‌کنند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید آن است که قطعاً وجود یک دماسنج در گلخانه کفایت نخواهد کرد، بنابراین شما باید دو یا چند دماسنج را در قسمت‌های متفاوتی از گلخانه‌تان مورداستفاده قرار دهید. دقت داشته باشید که دماسنج‌های گلخانه شما باید هم‌سطح با گیاهان قرار بگیرند تا دمای واقعی محیط اطراف گیاهان مشخص شود.

به طور کلی بهتر است که در گلخانه‌ها از دماسنج‌هایی استفاده شود که توانایی سنجش شبانه‌روزی دما و همین‌طور رطوبت محیط را دارند. با این حال برخی از دماسنج‌هایی که دمای لحظه‌ای را همراه با دمای بیشینه و کمینه نشان می‌دهند نیز می‌توانند گزینه‌های ایده آلی به حساب آیند؛ بنابراین شما می‌توانید در زمان خرید تجهیزات گلخانه‌ای و خرید دماسنج گلخانه‌ای خود به سراغ چنین مدل‌هایی نیز بروید.

سیستم تبخیری گلخانه

سیستم تبخیری نیز به عنوان یکی دیگر از تجهیزات گلخانه‌ای مهم و ضروری شناخته می‌شود. معمولاً روش‌های متداول خنک‌کننده تبخیری، پنکه و پوشال هستند. برای این کار هم در طول یکی از دیوار‌های گلخانه صفحه‌ای پوشالی و به صورت سرتاسری قرار گرفته می‌شود و آب با کمک لوله‌های سوراخ‌داری در بال‌های سیستم به جریان در می‌آید. بعد هم پنکه در مقابل آن قرار می‌گیرد با روشن شدن پنکه نیز هوای بیرونی از میان تشک یا پوشال‌های خیس به داخل کشیده می‌شود.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!

تجهیزات تأمین‌کننده نور گلخانه

طبیعی است که نور به عنوان یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین شرایط لازم در رشد گیاهان می‌تواند در ساخت گلخانه نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. به همین دلیل نیز تجهیزات تأمین‌کننده نور گلخانه نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهند بود. به طور کلی باید بگوییم که در صورت نیاز به نوری اضافی و فراتر از نور طبیعی محیط تنها باید به شدت نوری برابر با ۵ تا ۱۰ فوت شمع بسنده کرد. باید به این نکته دقت داشته باشید که برگ بسیاری از گیاهان در شدت نور‌های بالاتر از ۲ و یا ۳ هزار فوت سوخته و آسیبی جدی خواهند دید.

توجه داشته باشید در فصل زمستان که میزان نور طبیعی به مراتب کاهش می‌یابد باید نور مصنوعی را با توجه به میزان نیاز و تغذیه گیاه و همین‌طور دمای گلخانه انتخاب کرد. معمولاً یکی از راهکار‌های کاربردی در این زمینه پاک نگه داشتن شیشه‌ها در زمستان است، اما در کنار آن رنگ سفید زدن به گلدان‌ها برای بازتاب نور نیز می‌تواند میزان و شدت نور گلخانه را افزایش دهد.

تجهیزات تهویه گلخانه

معمولاً تهویه گلخانه با باز کردن دریچه‌های گلخانه در قسمت‌های جانبی انجام می‌شود. نکته‌ای که باید در این زمینه اضافه کنیم آن است که با توجه به دشواری و سختی‌هایی که از نظر دسترسی به دریچه‌های بالایی گلخانه وجود دارد معمولاً زنجیر‌هایی به دریچه‌ها اتصال پیدا می‌کنند تا بتوان آن‌ها را از پایین باز و بسته کرد. این کار می‌تواند به صورت خودکار نیز انجام بپذیرد. به خاطر داشته باشید که امروزه موتور‌هایی طراحی و ساخته شده‌اند که با دمای ترموستات فعالیت می‌کنند و در زمانی که دمای گلخانه بیش از حد معمول و موردنظر افزایش یافته باشد ماشین را روشن کرده و موجب باز و بسته شدن دریچه‌های تهویه می‌شوند.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای

برای آنکه بتوانید تمامی تجهیزات گلخانه‌ای خود را خریداری کنید باید دقت بسیاری به کار ببرید، چراکه این تجهیزات علاوه بر آنکه سازه گلخانه شما را تحت تأثیر قرار می‌دهند می‌توانند در وسایل کاربردی روزانه گلخانه نیز شمرده شوند. به همین دلیل هم توصیه ما این است که برای خرید تجهیزات گلخانه‌ای خود به شرکت‌هایی معتبر و حرفه‌ای در این زمینه اعتماد کنید و با کمک تجربه و تخصص آن‌ها گلخانه خود را تکمیل نمایید.

خرید تجهیزات گلخانه‌ای، چیزهایی که لازمتان خواهد شد!

نکته‌ای که در این زمینه می‌توانیم اضافه کنیم قیمت و هزینه تجهیزات گلخانه‌ای است. از آنجایی که تجهیزات گلخانه‌ای تنوع بسیار زیادی دارند می‌توان انتظار داشت که در زمان خرید تجهیزات گلخانه‌ای نیز با طیف وسیع و متنوعی از قیمت‌ها روبه‌رو شد. به همین دلیل هم توصیه می‌کنیم که با بررسی قیمت‌ها در شرکت‌ها و فروشگاه‌های مختلف به حد متعادل و معقولی از قیمت تجهیزات گلخانه‌ای احاطه یابید و در نهایت نیز با انتخاب گزینه ایده آل و معقول خود، هزینه‌ای مناسب و درست را پرداخت نمایید.

بهتر است که در زمان خرید تجهیزات گلخانه‌ای خود دقت و حوصله را فراموش نکنید و با نگاه تیزبینانه و حساس خود به خرید تجهیزات مربوطه بپردازید، چراکه بروز اشتباه در خرید تجهیزات گلخانه‌ای می‌تواند مشکلات بسیاری را در وهله اول برای گیاهان شما و بعد از آن برای کلیت گلخانه‌تان به وجود آورد.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!


وب‌سایت بیتوته: اعتیاد به موادمخدر یکى از مهم‌ترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى گردد.

هم‌چنین ویرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه‌ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را به‌طور جدى به مخاطره مى‌اندازد.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!

تحلیل‌گران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهم‌ترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به‌شمار می‏‌رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است.

اعتیاد به‌عنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ‌گاه به‌طور کامل ریشه‏‌کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏‌توان آن را به کنترل درآورد.

آثار سوء مواد مخدر

اثرات مواد مخدر بر مغز

مهم‌ترین محل تاثیر مواد مخدر بر مغز است. در مغز گیرنده‌هایی وجود دارد که این مواد بر آن‌ها اثر می‌کنند. این گیرنده‌ها به ٣ گروه تقسیم می‌شوند:

١. گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می‌شود.

٢. گروه دوم سبب کاهش احساس درد و افزایش حجم ادرار می‌شود.

٣. گروه سوم سبب کاهش احساس درد می‌شود.

اثرات مواد مخدر بر رفتار

١. این مواد حالت خمودگی، ابر گرفتگی شعور ایجاد می‌کنند یعنی می‌توانند بیداری بیش از حد بشر را کاهش دهند. بنابراین آن‌هایی که کار فکری شدید، یک‌نواخت و خسته‌کننده می‌کنند با اولین آشنایی‌ها در معرض ابتلای به اعتیاد هستند، ابتدا ظاهرا آن‌ها را آرام می‌کند، اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمر بخشی را از آن‌ها می‌گیرد.

٢. قسمت اعظم درد‌های بشر روانزاد است، انواع کمر دردها، پشت درد، سردرد، دل درد‌های مزمن، درد‌های عضلانی و استخوانی، می‌تواند جنبه روانی داشته باشد. کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روش‌های مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمی‌یابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیب‌پذیر هستند.

٣. در مسیر اعتیاد، بتا آندورفین‌ها که مواد شبه مخدر درون زا هستند کاهش می‌یابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی جای شبه مرفین‌های مفید و تولید شده در بدن شخص را می‌گیرد. بنابراین پس از ترک اعتیاد و در حین آن که مواد مخدر خارجی به بدن نمی‌رسد، مغز دیگر مواد شبه مرفین درون زا ترشح نمی‌کند، درد و حالت روحی ناخوش و اضطراب و بی قراری در شخص زیاد است که البته پس از مدتی که از ترک بگذرد مجدداً مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.

٤. شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ها حساس‌تر است و زودتر مبتلا می‌شود.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!

اثرات مواد مخدر بر بدن

١. مواد مخدر آن دسته از سلول‌های دفاعی بدن را که مسئول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش می‌دهند و نیز با کاهش فعالیت آن ها، می‌توانند سبب رشد سلول‌های سرطانی شوند.

٢. تمامی دارو‌های مخدر و روان‌گردان، مغز و نواحی مختلف بدن را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند و تعادل شیمیایی بدن را برهم می‌زنند.

توصیه پیشگیرانه (دوستانه) به جوانان و نوجوانان:

١. خطرات و عوارض مصرف مواد اعتیاد‏آور را خوب بشناسید.

٢. به هر کس که به تو مواد تعارف کرد محکم و قاطع بگو «نه» اینکه ما بتوانیم به دوست خودمون «نه» بگیم خودش یک هنر است. افراد خوش فکر هر تعارفى که مخالف سلامتى خودشان است براحتى رد مى‌کنند.

٣. جوابهایى از قبل براى اصرار زیاد اطرافیانتان آماده کنید. پیشاپیش به این جمله ‏ها فکر کنید «خیلى کیف داره»، «شنگول میشی»، «سرحال میشی» و اگر کمى تردید کنید میگن: «بچه ننه‏ ای»، «ترسویی»، «اول تجربه کن بعد بگو بده»، «هنوز مرد نشدی»، «پس چرا فلانى کشید و معتاد نشد؟ و …

٤. موادمخدر را حتى یک بار هم امتحان نکنید.

٥. از رفت و آمد در مکان‏ هاى آلوده و دوستى با افراد مشکوک پرهیز کنید.

٦. مواد اعتیادآور سم کشنده است که اثراتش به تدریج ظاهر می‏شود.

٧. به صحبت‏هاى پدر و مادرتان که خیرخواه‏‌ترین دوستان شما هستند اطمینان کنید. ارتباطاتتان را با آن‌ها محکم کنید.

٨. با مطالعه، ورزش و تفریحات سالم براى اوقات فراغت خودتان برنامه ‏ریزى کنید.

٩. آن‌هایی که موادمخدر را به جوانان معرفى می‏کنند، چهره ‏اش فرقى با دیگران ندارد. پس دوستان و نزدیکان خودتان را خوب بشناسید.

١٠. بعضی‏ها فکر می‏ کنند با بقیه فرق دارند و هر وقت که اراده کنند مى توانند مصرف مواد رو کنار بگذارند، در حالى که این طرز تفکر منجر به اعتیاد می‏ شود.

اعتیاد؛ بلایی خانمان‌سوز که تمام‌شدنی نیست!

بیشترین تأثیر مخرب اعتیاد بر ارکان خانواده وارد مى آید، همانطورى که مؤثرترین عامل پیشگیرى از اعتیاد نیز نهاد خانواده است.

توصیه پیشگیرانه به والدین:

  • ١. درباره مواد اعتیادآور (علل و عوامل مؤثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علائم آن) اطلاعات کافى کسب کنید.
  • ٢. الگوى مناسبى براى فرزندان خود باشید و هرگز بر خلاف گفته خود عمل نکنید.
  • ٣. فضایى ایجاد کنید که فرزندانتان در آن احساس آرامش کنند.
  • ٤. به صحبت‏ هاى فرزندانتان خوب گوش کنید. با لبخند، تکان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظیر «چقدر جالب»، «من این را نمی‌‏دانستم» و … آن‌ها را به گفتن بیشتر تشویق کنید.
  • ٥. شرایطى ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند.
  • ٦. از فرزندانتان انتظار نداشته باشید آرزوهاى برآورد نشده شما را تحقق بخشند.
  • ٧. با تقویت قدرت اعتمادبه‌نفس، تصمیم‏‌گیرى و از بین‌بردن افسردگى و کم‌رویى فرزندان، آن‌ها را در برابر شرایط آسیب‏‌زا مقاوم سازید.
  • ٨. وقت بیشترى را با فرزندانتان صرف کنید. با آنان به رستوران، پارک، کوه، سینما و … بروید. به‌اتفاق آنان به موسیقى گوش دهید و از همه مهم‌تر به آنان ابراز عشق کنید و بگویید که دوستشان دارید.
  • ٩. سعى کنید حتى آهنگ صدایتان ملایم و دوستانه باشد.
  • ١٠. فرزندان خود را قبل از رسیدن به سنین بحرانى نسبت به مضرات و عواقب ویرانگر مصرف موادمخدر آگاه سازید.
  • ١١. آنان را بیش از اندازه و به‌طور اغراق‏ آمیز نترسانید.
  • ١٢. آنان رابه مطالعه، ورزش و تفریحات سالم ترغیب نمایید و زمینه این امور را برایشان فراهم کنید.
  • ١٣. زمان مناسبى را به گفتگو اختصاص دهید. چرا که فرزند شما ارزش نصایحتان را با ارزش زمانى که به آن اختصاص داده‌ا‏ید می‌سنجد.
  • ١٤. بین فرزندانتان تبعیض قائل نشوید.

اعتیاد بلایی خانمان‌سوز است که علاوه بر درمان نکردن دردهایتان، انسان را در منجلابی غیرقابل‌باور گرفتار می‌کند. اگر خود و خانواده‌تان را دوست دارید، این بلا را به زندگی خود راه ندهید. به امید روزی که دیگر شاهد انسان‌های گرفتار اعتیاد نباشیم.

اعتیاد به الکل و خطراتی که نمی‌دانید!


برترین‌ها: سوءمصرف الکل یک مشکل کاملاً اجتماعی است. افرادی که الکل مصرف می‌کنند می‌توانند آسیب‌های جدی اجتماعی را تجربه کنند. آن‌ها همچنین می‌توانند به دیگران آسیب برساند. تأثیرات اجتماعی الکل بسیار زیاد است. نوشیدن زیاد می‌تواند منجر به انواع خطرات ازجمله تجاوز جنسی و همچنین مرگ در اثر تصادف و بیماری‌های مرتبط با الکل شود.

بیماری‌های ناشی از مصرف زیاد الکل باعث می‌شود که سالانه میلیون‌ها بزرگ‌سال و نوجوان مرگ زودرس و ناگهانی داشته باشند. ازنظر خانوادگی، مصرف الکل و سوءمصرف الکل مشکلات متعددی به همراه دارد، از نزاع والدین و خشونت گرفته تا بی‌ثباتی خانواده و افزایش احتمال اینکه فرزندان آن‌ها در آینده الکلی شوند.

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

الکل و آسیب‌های اجتماعی

تأثیرات اجتماعی مصرف الکل کاملاً مشهود است. افرادی که آبجو، شراب یا مشروبات الکلی مصرف می‌کنند، نمی‌توانند به‌درستی عصبانیت خود را مهار کنند. این افراد پیامد‌های ناشی از رفتار‌های غلط خود را متوجه نمی‌شوند. همچنین وجود استرس در این افراد باعث خشونت، نزاع و درگیری‌های اجتماعی می‌شود.

تأثیرات اجتماعی مصرف الکل عبارت‌اند از:

  • افزایش خشونت و عصبی بودن
  • افزایش رابطه جنسی محافظت نشده و سایر فعالیت‌های پرخطر
  • حاملگی‌های پیش‌بینی‌نشده و ناخواسته
  • افزایش تجاوز جنسی
  • افزایش مرگ ناگهانی

رفتار پرخاشگرانه و خشونت‌آمیز بسته به شرایط، در افراد الکلی می‌تواند بسیار متفاوت باشد. افراد تحت تأثیر الکل در درگیری‌ها و مشاجرات کوچک بیشتر از افرادی که الکل مصرف نمی‌کنند واکنش تهاجمی از خود نشان می‌دهند.

تأثیرات الکل بر خانواده

مشروبات الکلی و سوءمصرف الکل می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر سلامتی خانواده داشته باشد. تحقیقات و شواهد صورت گرفته درباره ارتباط دوطرفه بین مشروبات الکلی و نزاع‌های زناشویی و روابط بین افراد را اثبات می‌کند.

موضوعات مربوط به روابط با بیماری الکلیسم و سوءمصرف الکل شامل موارد زیر است:

  • کم شدن روابط عاطفی
  • درگیری بین افراد خانواده
  • خشونت خانگی
  • افزایش استرس

والدین با مشکل مصرف الکل می‌توانند تأثیر عمیقی بر فرزندان خود بگذارد. مشکلات شایع این کودکان شامل مواردی از قبیل:

  • عدم وجود قوانین روشن یا منسجم خانواده
  • قرارگرفته در معرض درگیری والدین
  • ارتباط ضعیف بین پدر و مادر و تأثیر آن بر سلامت روحی فرزندان
  • عدم نظارت کافی والدین بر تربیت فرزندان
  • افزایش خشونت و کودک‌آزاری
  • افزایش خطرات بیماری روانی در فرزندان

همچنین کودکانی که مادر آن‌ها اعتیاد به الکل دارد یا مادر آن‌ها در دوران بارداری مشروبات الکلی می‌نوشد با مشکل جدی دیگری در قالب اختلالات طیف الکل جنین روبرو می‌شوند.

چهار اختلال مربوط به مادران باردار که نوشیدنی الکل مصرف می‌کنند:

  • سندرم الکل جنین
  • نقص عضو هنگام تولد
  • اختلال عصبی مرتبط با الکل
  • زایمان زودرس

هر یک از این شرایط اثرات خاص خود را در مسیر رشد و نمو طبیعی دارد.

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

اثرات اقتصادی الکل

تأثیرات اجتماعی الکل و سوءمصرف الکل نیز فشار‌های اساسی بر اقتصاد وارد می‌کند. محدودیت‌های قانونی، هنجار‌های فرهنگی و قوانینی که توسط نهاد‌های مربوطه درباره مصرف الکل در نظر گرفته‌شده است یکی دیگر از عواملی است که مشکلات اقتصادی را به وجود می‌آورد. علاوه بر آن هزینه خرید مشروبات الکلی نیز نگرانی دیگری در مصرف مشروبات الکلی می‌تواند باشد.

هزینه‌های اقتصادی نوشیدن الکل به چند گروه تقسیم می‌شود:

  • هزینه‌هایی که باید برای درمان بیماری‌های به وجود آمده در اثر مصرف الکل پرداخت شود.
  • کاهش بهره‌وری در محل کار که درنهایت منجر به بیکاری و مشکلات مالی در اثر بیکاری می‌شود.
  • تصادفات وسایل نقلیه که خود هزینه‌های مربوط به‌تصادف را به دنبال دارد.
  • جرم و سیستم عدالت کیفری در اثر مصرف الکل به وجود می‌آید.

الکل و فقر

از دیگر پیامد‌های نوشیدن الکل فقر است، همچنین بین وضعیت اقتصادی و مصرف الکل یا سوءمصرف الکل ارتباط مشخصی وجود دارد. به عبارت ساده، افرادی که در مناطق فقیر رشد می‌کنند نسبت به افرادی که در مناطق طبقه متوسط یا مرفه رشد می‌کنند، در معرض خطر بیشتری برای مشکلات مصرف الکل هستند. زمینه‌ساز این خطر این واقعیت است که مصرف هفتگی الکل در محلات فقیر از حد متوسط فراتر رفته است و این افراد تمایل بیشتری برای مصرف الکل دارند.

دلایل احتمالی برای مصرف الکل در مناطق فقیرنشین عبارت‌اند از:

  • کاهش انسجام گروهی در مناطق فقیرنشین
  • قرار گرفتن در معرض استرس زیاد
  • تعداد بالای فروشگاه‌های مشروبات الکلی در جوامع فقیر
  • کمبود فرصت‌های شغلی و بیکاری در جوامع فقیر

در خانواده‌ای که فاقد منابع مالی است، هزینه خرید الکل می‌تواند یک فشار جدی ایجاد کرده و فقر را افزایش دهد. مشروبات الکلی و سوءاستفاده از الکل همچنین می‌تواند با به وجود آوردن بیکاری و عملکرد نامناسب در محیط کار، فقر را تقویت کند.

پیامد‌های نوشیدن الکل بسیار زیاد هستند. این موارد شامل مرگ‌ومیر اجتناب‌ناپذیر و افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی تا اختلال در خانواده، افزایش خطرات ناشی از فقر و کاهش بهره وری در محل کار است. گفته می‌شود در اثر مصرف الکل، هرساله ده‌ها هزار نفر جان خود را از دست می‌دهند و خسارات اقتصادی زیادی به همراه دارد. اعتیاد به مشروبات الکلی و مسمومیت الکلی احتمال مرگ زودرس را افزایش می‌دهند. در بعضی موارد، مشکلات کوتاه مدت یا حاد است و در موارد دیگر، مشکلات طولانی مدت یا مزمن است و نهایتاً منجر به مرگ می‌شوند.

علت‌های حاد شایع مرگ ناشی از الکل شامل موارد زیر است:

  • تصادف با وسایل نقلیه
  • خودکشی کردن
  • قتل
  • مسمومیت الکلی

شایع‌ترین بیماری‌های مزمن در اثر مصرف الکل شامل موارد زیر است:

  • بیماری کبد مرتبط با الکل ازجمله سیروز و نارسایی کبدی
  • بیماری الکلیسم
  • سوءمصرف مشروبات الکلی
  • پانکراتیت (التهاب لوزالمعده)
  • فشارخون بالا
  • سکته مغزی
  • سرطان کبد
  • سرطان مری
  • نارسایی قلبی مرتبط با الکل
  • زوال عقل
  • سرطان‌های خاص، ازجمله دستگاه گوارش، سرطان روده بزرگ، سرطان دهان و مری
  • مسمومیت الکلی

اعتیادبه الکل و خطراتی که نمی‌دانید!

بیماری‌های کوتاه‌مدت که در اثر مصرف الکل به وجود می‌آیند بیش از بیماری‌های طولانی‌مدت باعث کشته شدن افراد می‌شود. علاوه بر این، مردان دو برابر زنان از مشکلات مربوط به الکل می‌میرند. همچنین خطرات روانی بالاتر از افسردگی، اضطراب و اعتیاد به الکل که به‌نوبه خود می‌تواند بر توانایی فرد در برقراری و حفظ روابط اجتماعی و اشتغال تأثیر بگذارد نیز از اثرات مصرف الکل است؛ بنابراین دولت هر کشوری با آگاهی از پیامد‌های نوشیدن الکل براقتصاد، جامعه و خانواده به کنترل مصرف الکل و فرهنگسازی در این زمینه بپردازد.